نمايش نسخه نهائي : درخواستي مهم از دوستان عزيز
Abdolhusain
Saturday 31 May 2008, 08:10PM
:قانون(1):
کاربر Abdolhusain
توجه کنید این یک تالار گفتمان است و اطراف مختلفی از باورها در آن حضور دارند . درج الفاظ تنش زا و توهین آمیز به باور سایر کاربران نقض حقوق سایر کاربران و طبعا نقض قوانین توافقی ثبت نام است . فعالیت شما در این " تالار گفتمان " منوط به رعایت حقوق سایر کاربران است . در صورت ادامه این روند ، شناسه شما در باشگاه با محدودیت نوشتاری مواجه خواهد شد .
رایحه اسمانی
Saturday 31 May 2008, 08:24PM
اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا
عشق یعنی عشق ناب فاطمه :smile07:
خانم جان تا نفس دارم قاتلانت را لعن می کنم (ان شاءالله):smile34:
:قانون(1):
yar-mahdi
Sunday 1 June 2008, 12:12AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
از درخواست جناب عبدالحسین سپاسگزارم . اما دوستان نکته ی ظریفی را در خاطر داشته باشند و آن هم این که حتی المقدور از نام بردن افراد پرهیز نمایند .
یادمان باشد که سعی نکنیم از امامان معصوم خویش جلو بزنیم ! در سیره ی معصومین که به ما رسیده است ، در لعن هایی که بر اعداء آل البیت وجود دارد ، همچون زیارت عاشورا یا دعای صنمی قریش ، به جای این که مستقیما ً نامی از دشمنان برده شود ، کارهای ظالمانه ی آن ها گوشزد شده تا همگان بدانند که اگر شخصی - چه امام و چه شیعه ی امام - آنان را لعن می کند ، به چه دلیل و دلایلی است .
شیعه پیرو امامانی است که بر منطق پا می فشارند . مبادا که همین فرصت تبری را که می تواند مایه ی راهیابی حق جویان گردد ، به هدر دهیم .
برای رفع هرگونه شبهه راجع به بنده ، بهتر است تاپیک زیر را ببینید که بنده تاسیس کرده بودم :
حضور خود را با لعنت بر دشمنان محمد و آل محمد به ثبت برسانيد (http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4587&highlight=%D5%E4%E3%26%231740%3B+%DE%D1%26%231740%3B%D4)
البته آن موقع نام کاربری بنده چیز دیگری بود . متاسفانه تاپیک مزبور قفل گردید !
والسلام
abdoo
Sunday 1 June 2008, 07:42AM
با سلام
از درخواست جناب عبدالحسین سپاسگزارم . اما دوستان نکته ی ظریفی را در خاطر داشته باشند و آن هم این که حتی المقدور از نام بردن افراد پرهیز نمایند .
یادمان باشد که سعی نکنیم از امامان معصوم خویش جلو بزنیم ! در سیره ی معصومین که به ما رسیده است ، در لعن هایی که بر اعداء آل البیت وجود دارد ، همچون زیارت عاشورا یا دعای صنمی قریش ، به جای این که مستقیما ً نامی از دشمنان برده شود ، کارهای ظالمانه ی آن ها گوشزد شده تا همگان بدانند که اگر شخصی - چه امام و چه شیعه ی امام - آنان را لعن می کند ، به چه دلیل و دلایلی است .
من هم ميخواستم بگم ، چون باعث تحريك و تهييج مخالفين و تعصب بجاي تعقل ميشود .
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد وآخر تابع له علي ذلك
مینو
Sunday 1 June 2008, 07:59AM
لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهرا(س)
اللهم العن الجبت والطاغوت
سجودی
Sunday 1 June 2008, 08:43AM
:قانون(1):
بدانید که در حدیث است:
لعنت میرود آسمان درهای آسمان را بسته میبیند
بر میگردد زمین در های زمین را بسته میبیند
میرود بطرف لعنت شده اگر مستحق نباشد در لعنت کننده داخل میشود
شما به زندگی روز مره خود نگاه کنید آیا لعنت شده نیستید
اگر عقل داشته باشید آثارش را میبینید
ملیونها نفر از شما جفت ندارید
بر روی دریای نفت و گاز و نشسته اید و نان ندارید
همین گیلان ما تمام ایران را بس ایست اما برنج ندارید
هیچی ندارید ..... والله که عقل هم ندارید فقط امانی دارید:
وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ (78)
yar-mahdi
Sunday 1 June 2008, 10:59AM
بسم رب المهدي :smile07:
سلام عليكم
اما ای کسانی که لعنت میکنید:
بدانید که در حدیث است:
لعنت میرود آسمان درهای آسمان را بسته میبیند
بر میگردد زمین در های زمین را بسته میبیند
میرود بطرف لعنت شده اگر مستحق نباشد در لعنت کننده داخل میشود
شما به زندگی روز مره خود نگاه کنید آیا لعنت شده نیستید
اگر عقل داشته باشید آثارش را میبینید
ملیونها نفر از شما جفت ندارید
بر روی دریای نفت و گاز و نشسته اید و نان ندارید
همین گیلان ما تمام ایران را بس ایست اما برنج ندارید
هیچی ندارید ..... والله که عقل هم ندارید فقط امانی دارید:
وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ (78)
مطالبي مفصل راجع به لعن در سرفصل زير موجود است :
مساله ی « لعن » (http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=5656)
رایحه اسمانی
Sunday 1 June 2008, 03:23PM
:قانون(1): به اعتراض رسیدگی شد .
اما ای کسانی که لعنت میکنید:
بدانید که در حدیث است:
لعنت میرود آسمان درهای آسمان را بسته میبیند
بر میگردد زمین در های زمین را بسته میبیند
میرود بطرف لعنت شده اگر مستحق نباشد در لعنت کننده داخل میشود
شما به زندگی روز مره خود نگاه کنید آیا لعنت شده نیستید
اگر عقل داشته باشید آثارش را میبینید
ملیونها نفر از شما جفت ندارید
بر روی دریای نفت و گاز و نشسته اید و نان ندارید
همین گیلان ما تمام ایران را بس ایست اما برنج ندارید
هیچی ندارید ..... والله که عقل هم ندارید فقط امانی دارید:
وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ (78)
دوباره دلیل ابکی اوردین
پس عربستانم که خشکه دلیلش وجود ادمهایی مثل تو
پس اروپا که سرسبز دلیلش وجود مسیحیان و یهودیان هست
عاقل پس چرا پیامبر کسانی که با اسامه نرفتند را لعن کرد انگار اربابای تو اونجا بودن
رایحه اسمانی
Sunday 1 June 2008, 03:26PM
سینه ای کز معرفت گنجینه اسرار بود
کی سزاوار فشار ان در و دیوار بود
اللهم العلن قاتلی فاطمه الزهرا :smile34:
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محد و ال محمد و اخر تابع له علی ذلک
به امید ظهور امام زمان :smile34:
خیرالبریه
Sunday 1 June 2008, 03:46PM
قرآن کريم در حرمت توهين به اعتقادات يکديگر و نهي از آن مي فرمايد:
«و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدواً بغير علم کذالک زينا لکل امه عملهم».5
[هرگز به بت پرستاني که غير خدا را مي خوانند اهانت نکنيد زيرا آنان نيز به خداي شما از روي جهل اهانت مي كنند. اين چنين ما براي هر امتي عملشان را زينت داده ايم.]
با سلام
اولا کدام مسایل اولویت دارند ؟؟؟ آیا وحدت مسلمین که دشمن مشترکی دارند واجب تر است یا دشمن افزایی و دشمن تراشی ؟؟؟کمی دیدمان وسیعتر شود.
همانطور که ائمه در زیارت معتبر عاشورا و زیارت معتبر امین الله ... اسم کسی را نیاورده اند ما نیز بهتر است لعنت کنیم ظالمین حق محمد وآلش را که اگر مستحق لعن باشند به ایشان خواهد رسید .
شخصي به امام صادق(ع) عرض کرد:ما در مسجد فردي را ديديم که آشکارا به دشمنان شما دشنام مي داد وآن ها را لعنت مي کرد. امام(ع) فرمود: خدا آن دشنام گو را لعنت کند، زيرا او ما را در معرض فحش و دشنام مخالفين مان قرار مي دهد.
اللهم العن الذين بدلوا نعمتك ، واتهموا نبيك ، و جحدوا آياتك ، و سخروا بامامك ، و حملوا الناس على اكتاف آل محمد،
amirrh / حلاج.
Sunday 1 June 2008, 03:53PM
به سر و کول همدیگر بزنید! سواب داره!
ghadem
Sunday 1 June 2008, 05:27PM
سواب داره!
روشنفکران!!!!!!:smile21::smile21:
Abdolhusain
Sunday 1 June 2008, 07:12PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
از درخواست جناب عبدالحسین سپاسگزارم . اما دوستان نکته ی ظریفی را در خاطر داشته باشند و آن هم این که حتی المقدور از نام بردن افراد پرهیز نمایند .
یادمان باشد که سعی نکنیم از امامان معصوم خویش جلو بزنیم ! در سیره ی معصومین که به ما رسیده است ، در لعن هایی که بر اعداء آل البیت وجود دارد ، همچون زیارت عاشورا یا دعای صنمی قریش ، به جای این که مستقیما ً نامی از دشمنان برده شود ، کارهای ظالمانه ی آن ها گوشزد شده تا همگان بدانند که اگر شخصی - چه امام و چه شیعه ی امام - آنان را لعن می کند ، به چه دلیل و دلایلی است .
شیعه پیرو امامانی است که بر منطق پا می فشارند . مبادا که همین فرصت تبری را که می تواند مایه ی راهیابی حق جویان گردد ، به هدر دهیم .
برای رفع هرگونه شبهه راجع به بنده ، بهتر است تاپیک زیر را ببینید که بنده تاسیس کرده بودم :
حضور خود را با لعنت بر دشمنان محمد و آل محمد به ثبت برسانيد (http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4587&highlight=%D5%E4%E3%26%231740%3B+%DE%D1%26%231740%3B%D4)
البته آن موقع نام کاربری بنده چیز دیگری بود . متاسفانه تاپیک مزبور قفل گردید !
والسلامبسمه تعالی شانه
خود اهل بیت علیهم السلام در موارد بسیاری دستور به لعن این افراد با ذکر اسم داده اند،خصوصا که در روایاتی نیز اسم ایشان صراحتا آمده است. ضمن اینکه شرایط سخت آن زمان و تقیه شدید آن بزرگواران را نیز نباید از نظر دور داشت.
noor-alzahra
Sunday 1 June 2008, 11:03PM
سلام
اول یه چیز بگم انگار دوستان زیارت عاشورا رو فراموش کردند اونجا همه لعنا به اسم امومده ها
بعدشم
اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا
رایحه اسمانی
Sunday 1 June 2008, 11:47PM
بشینید تا باهاتون وحدت کنن
بیچاره ها طایفه عمر وحدت پذیر نیستند
یه روزی امام حسن در برابرشون بیعت کرد به او زهر نوشاندند در خانه جدش با خاک نسپردندش و جنازه اش را تیرباران کردند حتی به جنازه فرزند علی هم رحم نکردند (نمونه ای از حب علی)
یه روزی امام حسین قیام کرد همه را شهید کردند و به اسارت بردند
پس گوش کنید پایه و اساس دوستی این اقایان بر اساس منفعت است
حزب باد اگر وحدت با شما برایشان راحتی بیاورد شاید قبول کنند و گرنه هرگز نمی پذیرند
پس اینم گوش کنید
روزگار قبل توی میدان دوبی عکسی بوده که حاکم دوبی به حالت زانوزده در حال بوسیدن دست محمد رضا شاه است در حالی که امروز
به دزدیدن اسم خلیج فارس مبادرت می ورزند و مواضعشان بر علیه ایرانه
چرا چون ایران دیگه قدرت نداره چون امریکا و دارودستش با ایران نیستند
حالا اگه دوباره امریکا با ایرام باشه همین اقایون دوباره به دست و پابوسی می افتند
بچه ها چرا میون خودمون هم نباید اول و اخر همه بدعت ها و راه های نادرست را لعن کنیم
برید ببینید کسائی که دم از حب علی میزنن بعد از چند وقت چطوری عشقشون ظاهر میشه
یه چیزی میگم و دیگه خود دانید
توی این چند وقت خیلی فکر کردم که چرا با این همه که اهل سنت ادعای مسلمانی و به را حق بودن را دارن چرا بر خلاف قرانن که بابا بازم به کافرا
بچه ها وای به حال اون وقتی که حسادت و کبر گریبان گیرمون بشه
و توی احکام خدا و تفسیر ایات خدا بی شرم و حیا بشیم
شنیده بودم هر کی حیا نداره دین هم نداره
اما این قدر به وضوح ندیده بودم
که اهل سنت در دینشون بی شرم و حیان هرکجا بخوان حکم میدن و هر کجا نخوان نمی دن
خدا کیه قران چیه ...............
میگن بچه به پدر مادرش میره این جماعت هم پیرو کسانین که دختر رسول الله را به شهادت رسوندن
و با اهل بیت رسول الله بدی نکرده باقی نگذاشتن
پس مطمئن باشید با شما پیروان هم بدتر خواهند کرد
هر چند که من هم طرفدار وحدتم اما کجا و چگونه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
برید از کسانی که ماجرای حج سال 66 را می دونن بپرسید
اون وقت مرگتون را از خدا می خواین
این مصداق همون بی شرم و بی حیائی که توی اهل سنت هست !!!!!!!!!!!!!!!!!
به خدا پناه می برم از شر همه بدی ها :smile34:
اللهم العن قاتلی فاطمه الزهرا
yar-mahdi
Sunday 1 June 2008, 11:56PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
عزیزان بعد از اتمام هر پستی که مینویسند،لعنی نثار قاتلین آن حضرت و ترجیحاخبیث ترین موجود تاریخ،عمر بن صهاک بنمایند و ثوابهم علیالله.
امیدوارم کهدوستان عزیز ... با لعن اراذل نجسی که مولای متقیان در خلوت شبانگاهی وقنوت نماز شبش ایشان را لعنت مینمود،دل آن حضرت و حضرت صدیقه کبری را شادنمایند.
در این باره توصیه می کنم دوستان مطالبی را که بنده پیش تر در سرفصل مساله ی « لعن » (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=5656) مطرح کرده بودم ، بخوانند :
سبّ در قرآن و احادیث - 1 (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=127163&postcount=2)
سبّ در قرآن و احادیث - 2 (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=127164&postcount=3)
استدلال های مهم و احادیث بسیار راهگشائی در این پست ها وجود دارد . اگر می توانید حتما ً بخوانید . باشد که پیروان راستینی برای ائمّه (علیهم السلام) باشیم .
بسمه تعالی شانه
خود اهل بیت علیهم السلام در موارد بسیاری دستور به لعن این افراد با ذکر اسم داده اند،خصوصا که در روایاتی نیز اسم ایشان صراحتا آمده است. ضمن اینکه شرایط سخت آن زمان و تقیه شدید آن بزرگواران را نیز نباید از نظر دور داشت.
لطف بفرمائید چند تا از موارد بسیاری که معصومین ( علیهم السلام ) دستور لعن به نام داده اند را بیاورید .
ضمنا نشان دهید که امروز نباید تقیه کرد . ( با استفاده از حدیث )
متشکرم .
mehrdad_123
Monday 2 June 2008, 12:57AM
ظاهرا هر دو طرف خیلی سخت گرفته اند
آنچه که مسلم هستش و مورد قبول همه هست لعن دشمنان هستش حال به نظرتان چه فرقی می کند بین اینکه ما اولی دومی بگوییم یا به اسم بگوییم؟!
بر همه واضح هستش که وقتی ما لعن می کنیم چه کسانی مورد نظر ما هستند- اینطور نیست؟!
لعن ا... قاتلیک یا زهرا(س)
ای وای ببخشید دل اهل سنت آزرده شد
SAFA
Monday 2 June 2008, 03:33PM
ظاهرا هر دو طرف خیلی سخت گرفته اند
آنچه که مسلم هستش و مورد قبول همه هست لعن دشمنان هستش حال به نظرتان چه فرقی می کند بین اینکه ما اولی دومی بگوییم یا به اسم بگوییم؟!
بر همه واضح هستش که وقتی ما لعن می کنیم چه کسانی مورد نظر ما هستند- اینطور نیست؟!
لعن ا... قاتلیک یا زهرا(س)
ای وای ببخشید دل اهل سنت آزرده شد
آیا تاکید مکرر دوستانی مثل یار مهدی و ... بر سیره اهل بیت در نام نبردن و مشخص ننمودن ملعون برای شما تامل برانگیز نیست ؟
وه ! که اصرار شما بر نشاندت تخم کینه در دلهای سنی ها برای چند لحظه دل خوش شدن شخصی بیش از آنکه دفاع از مکتب اهل بیت باشد مقابله با آن است .
هدف لعن مستحق لعن است یا کینه ورزی ؟ اگر هدف اولی است که جمله "لعن ا... قاتلیک یا زهرا(س) " به بهترین نحو بیان کننده آن است ... و ما همه هزار هزار بار آن را تکرار می کنیم ...
در سیره علمای تشیع ... یک اصل مهم هست ... ظالم به حق اهل بیت ملعون است ... اما اجازه دهیم باقی راه را جستجو گران حقیقت بیابند ... هنوز در نیافته ایم که در عرصه اندیشه با تحکم و اجبار راهی نخواهیم یافت ؟
مرقوم نموده اید "بر همه واضح هستش که وقتی ما لعن می کنیم چه کسانی مورد نظر ما هستند- اینطور نیست؟!"
- نه اینطور نیست !
شاید آن برداشت و تصور شما از شهادت مظلومانه بانوی دو عالم در ذهن مخاطب عوام شما نقش نبسته باشد و شما با نام بردن و مشخص نمودن و مصداق دادن آن راه را بر جستجو و تتبع وی خواهید بست ...
بخاطر خدا و مظلومیت علی از این منش خودخواهانه دست بکشید ...
مسلمان واقعي 10
Monday 2 June 2008, 04:13PM
روي أن رجلا قدم على أمير المؤمنين عليه السلام فقال له يا أمير المؤمنين أنا أحبك ، وأحب فلانا ، وسمى بعض أعدائه ، فقال عليه السلام ، أما الآن فأنت أعور فأما أن تعمى وأما أن تبصر .
وقيل للصادق عليه السلام ، إن فلانا يواليكم ، إلا أنه يضعف عن البراءة من عدوكم ، قال هيهات ، كذب من ادعى محبتنا ولم يتبرأ من عدونا
وروي عن الرضا عليه السلام أنه قال ، كمال الدين ولايتنا والبراءة من عدونا
SAFA
Monday 2 June 2008, 04:33PM
لطف بفرمائید چند تا از موارد بسیاری که معصومین ( علیهم السلام ) دستور لعن به نام داده اند را بیاورید .
مسلمان واقعي 10
Monday 2 June 2008, 05:00PM
امام صادق علیه السلام فرمودند:
دروغ میگوید کسی که گمان می کند دوستدار ماست اما از دشمنان ما برائت نمی جوید.
(بحارالانوار ج27ص57)
امام رضا علیه السلام فرمودند:
کمال و نهایت دین در ولایت ما و برائت از دشمنان ماست.
(بحارالانوار ج27ص58)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ما طائفه بنی هاشم (اهل بیت علیهم السلام) کوچک و بزرگ خود را به سب و لعن آن دو و بیزاری جستن از آن دو (عمر و ابابکر) امر می نمائیم.
(معجم رجال الحدیث ج15 ص129)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هر کس در کفر دشمنان ما (اهل بیت علیهم السلام) و کسانی که به ما ظلم کرده اند شک کند او خود کافر است.
(بحارالانوار ج2 ص337)
امام کاظم علیه السلام فرمودند:
اولی و دومی همان دو نفری هستند که به اندازه چشم به هم زدنی ایمان نیاوردند.
(بحارالانوار ج3ص409)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هر ظلمی که در اسلام اتفاق افتاده و یا در آینده تا روز قیامت اتفاق افتد و هر خونی که تا روز قیامت به حرام بر زمین بریزد و هر عمل منکر و ناشایستی که تا روز قیامت اتفاق افتد همانا وزر و وبال آن به گردن آن دو (عمر و ابابکر) و پیروان آن دو نوشته خواهد شد.
(مجمع النورین ص124)
امام سجاد علیه السلام فرمودند:
هر که جبت و طاغوت را هر روز یک مرتبه لعن کند خدای تعالی هفتاد هزار هزار (هفتاد ملیون) حسنه برای او بنویسد وهفتاد هزار هزار گناه از او محو کند و هفتاد هزار هزار درجه او را رفعت بخشد و هر که در شب یک مرتبه آن دو (جبت و طاغوت) را لعن کند همین ثواب در نامه عملش نوشته شود.
(شفاء الصدور ج2ص378)
امام سجاد علیه السلام فرمودند:
هر دو (ابابکر وعمر) کافرند و هر کس نیز آن دو رادوست بدارد کافر است.
(بحارالانوار ج69ص128)
رسول خدا صلی الله علیه واله فرمودند:
هرکس از لعن نمودن کسی که خداوند او را لعنت نموده خودداری نماید لعنت خداوند بر او باد.
(بحارالانوار ج2 ص202)
شيخ ابوالحسن مرندي از شيخ حر عاملي صاحب وسائل شيعه(رحمةاللهعليهما) نقل ميكند:
اميرالمؤمنين(عليهالسلام) در حال طواف كعبه بود مردي پرده خانه كعبه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) ميفرستاد، حضرت بر او سلام نمود. بار دوم حضرت او را ديدند ولي سلام نكردند. آن مرد عرض كرد يا اميرالمؤمنين! چرا اين بار به من سلام ننموديد؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذكر لعن كه اين بار ميگفتي باز دارم. چرا كه لعن از صلوات بر محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) بالاتر است. (مجمع النورين و ملتقي البحرين: ص 208.)
در روايت آمده است: مرد خياطي دو پيراهن نزد امام صادق(عليهالسلام) آورد و عرض كرد: من هنگام دوختن يكي از اين دو پيراهن صلوات بر محمد و آل محمد ميفرستادم و هنگام دوختن ديگري لعن بر دشمنان محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) ميفرستادم. شما كداميك را اختيار مينماييد؟ امام صادق(عليهالسلام) پيراهني را كه با ذكر لعن دوخته شده بود انتخاب نمودند و فرمودند: من اين پيراهن را بيشتر دوست دارم.
امارة الولاية: ص 51 ـ و تعليقه شفاء الصدور: ج 2، ص 48
روزي كميت خدمت امام صادق(عليهالسلام) رسيد و شعري خواند. سپس عرض كرد اي آقاي! من سوالي دارم، حضرت فرمودند: بگو. عرض كرد سؤالم درباره آن دو خبيث اولي و دومي (لعنت الله عليهما) است. حضرت فرمودند: اي كميت تا روز قيامت به اندازه خون حجامت خوني در اسلام ريخته نشود و مالي حرام كسب نشود و عمل شنيع زنا انجام نگيرد مگر اين كه همه به گردن اين دو باشد وسپس حضرت فرمود ما بني هاشم بزرگ وکوچکمان را امر به سب )دشنام دادن) وبيزاري جستن از آن دو مي کنيم .رجال كشي: ص 135 ـ بحارالانوار: ج 47، ص 323، حديث 17
اميرالمؤمنين(عليهالسلام) فرمود: والله اگر اين امت روي خاك بايستند با پاي برهنه در حالي كه بر سر خود خاكستر ريخته باشند و گريه و زاري كنند و بر كساني كه آنها را گمراه كردهاند و راه خدا را بستهاند و مردم را به سوي جهنم خواندهاند؛ لعنت كنند باز اين امت در لعن و بيزاري كم كاري كردهاند.
بحارالانوار ج30ص126
قال الصادق(عليهالسلام): من لم يعرف سوء ما اتي علينا من ظلمنا و ذهاب حقنا و ما ركبنا به فهو شريك من اتي الينا فيما ولينا به؛
كسي كه نفهمد و نشناسد آنچه را كه بر ما وارد شد و از ظلمي كه بر ما روا شد و حقي كه از دست ما رفت و... پس او شريك با ظالمين است.
عقاب الاعمال صدوق: باب عقاب ناصب، حديث 6 ـ بحارالانوار: ج 8، ص 336 و ج 27، ص 55، حديث 11.
mehrdad_123
Monday 2 June 2008, 05:35PM
بخاطر خدا و مظلومیت علی از این منش خودخواهانه دست بکشید ...
جناب صفای عزیز
البته ما از این نوع برخورد های شما بزرگواران کم ندیده ایم و جای درد دل بسیاری داریم اما چه بسا که ممکن است مصلحت نباشد با شما دوستان به بحث بپردازیم
اگر توجه می فرمودید مطلبی که حقیر عرض کرده بود یک نکته ی بسیار منطقی بود و آن اینکه هیچ فرقی نمی کند به اینکه ما اولی دومی بگوییم یا به اسم بگیم اما اگر اصرار بر بحث پیرامون لعن طلب دارید بسیار خوشحال خواهیم شد که پرده از حقیقت بگشایید و راه راست را با دلایل منطقی کتمان ناپذیر به ما نشان دهید
کلیک کنید
لعن: یکی از مظاهر دشمنی با دشمنان خدا (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13127)
لعن ا... قاتلیک یا زهرا(س)
زيـبـا
Monday 2 June 2008, 11:32PM
(عمر و ابابکر)متن داخل پرانتز جزو متن احادیث است یا راهنمای محققین ....؟
اگر اولی است ، متن عربی و سند آن را ذکر فرمایید ....
و اگر دومی است ، محقق بیچاره با این راهکار تحکم آمیز شما ، چه میدانی خواهد داشت برای تحقیق ....؟
و اگر هیچکدام است ، از خدا بترسید و از پیش خود جعل یا تحریف حدیث نکنید ....
نمی دانم شماها و سلفی ها چه اصراری دارید بر القا یا تشدید دشمنی و نفاق میان فرق مسلمین ....؟
آیا برای این کار خود از آیات قرآن و احادیث معتبر و صحیح شیعی برهانی دارید ....؟
kenshin
Monday 2 June 2008, 11:42PM
بسمه تعالی شانه
سلام عرض میکنم خدمت همه دوستان عزیز.
نظر به اینکه دشمنان تشیع-که در این باشگاه کم نیستند-مداما با تبری که از مهمترین معتقدات ما شیعیان است مخالفت کرده و آرزو میکنند که این عمل که در نظر ایشان زشت است مرسوم نشود،این حقیر که خاک پای تمامی محبین اهل بیت علیهم السلام هستم،از سروران ارجمندم در این تالار تقاضا میکنم که در این ایام که ایام شهادت حضرت سيدة النساء الإنسية الحوراء أم الأئمة النقباء النجباء بنت خيرالأنبياء الطاهرة المطهرة البتول العذراء فاطمة التقية النقية الزهراء صلوات الله و سلامه علیها قرار داریم،عزیزان بعد از اتمام هر پستی که مینویسند،لعنی نثار قاتلین آن حضرت و ترجیحا خبیث ترین موجود تاریخ،عمر بن صهاک بنمایند و ثوابهم علی الله.
امیدوارم که دوستان عزیز مظلومیت مولایمان امیرالمومنین و همسر گرامیشان فاطمه زهرا صلوات الله علیهما را از یاد نبرده و با لعن اراذل نجسی که مولای متقیان در خلوت شبانگاهی و قنوت نماز شبش ایشان را لعنت مینمود،دل آن حضرت و حضرت صدیقه کبری را شاد نمایند.
-------------------------------------------
[/mod]
نمي دانم چرا همش به شما شك ميكنم و... !!!
اينكه ما بر كساني كه به سبط و اهل بيت رسول خدا ظلم كرده اند لعن ميفرستيم و جبهه فكري و ايدئولژيك در برابر آنها داريم كاملا درست اما نوشتار شما ....
چگونه بگويم ...
به نظر من سبك نوشتار شما خيلي خاص است ... سعي داريد .... !!!
ميتوانيد غير مستقيم هم اقدام كنيد اما ...
در هر حال دوستان بگوش باشيد در شرايط فعلي كه ايران زمين از همه سو در تيررس دشمن اسلام و ايران قرار دارد ، ايجاد مسائل تفرقه افكن در بين احاد جوامع مسلمان كاري است كاملا نابجا و نادرست
يا علي
mehrdad_123
Tuesday 3 June 2008, 12:45AM
متن داخل پرانتز جزو متن احادیث است یا راهنمای محققین ....؟
اگر اولی است ، متن عربی و سند آن را ذکر فرمایید ....
و اگر دومی است ، محقق بیچاره با این راهکار تحکم آمیز شما ، چه میدانی خواهد داشت برای تحقیق ....؟
و اگر هیچکدام است ، از خدا بترسید و از پیش خود جعل یا تحریف حدیث نکنید ....
نمی دانم شماها و سلفی ها چه اصراری دارید بر القا یا تشدید دشمنی و نفاق میان فرق مسلمین ....؟
آیا برای این کار خود از آیات قرآن و احادیث معتبر و صحیح شیعی برهانی دارید ....؟
سئوال ما این است:
آیا شما بزرگواران قبول می کنید که آنها را به اسم اولی و دومی لعن کنیم یا نه؟!
mehrdad_123
Tuesday 3 June 2008, 12:57AM
در هر حال دوستان بگوش باشيد در شرايط فعلي كه ايران زمين از همه سو در تيررس دشمن اسلام و ايران قرار دارد ، ايجاد مسائل تفرقه افكن در بين احاد جوامع مسلمان كاري است كاملا نابجا و نادرست
اتفاقا جناب کنشین من هم همین رو میگم , میگم در شرایط فعلی که ایران زمین از همه سو در تیررس دشمنان هستش به طور کلی ولایت رو کنار بذاریم این بهتر نیست؟! اینطوری دیگه واقعا وحدتمون عملی میشه, یه چند تا بمب هم بدین زیارتگاهها رو تخریب کنن تا دیگه آخر وحدت بشه
مشکل میدونید کجاست؟! مشکل اینجاست که برخی هنوز نتونستن قبول کنن که مومنین رو خدا سرپرستی می کنه نه جماعت- هنوز نفهمیدیم که شیعه ی زمان مولا علی (ع) کجا و شیعه ی امروز کجا؟! ظاهرا فقط در اسم نظام شیعی داریم نه در عمل.
ولی حتما رو پیشنهادم فکر کنید که به طور کلی ولایت رو بذاریم کنار و بعدش کل مسلمونها! جمع شن و قرآن رو بذارن کنار تا با مسیحی ها متحد بشیم حالا شاید هم بعدش تونستیم کل مساله ی دین رو کنار بذاریم ....
کار شماها من رو یاد معاویه (لعنت ا... علیه) میندازه که اون هم زمان خلیفتون(لعنت ا... علیه)! و با اجازه ی ایشون برای قدرت بخشیدن به اقتصادی اسلام بت سازی می کرد و به کشورهای دیگه می فروخت جالبه که الآن شماها هم می خواین برای قدرت بخشیدن به امور سیاسیتون مشابه همون اعمال رو انجام بدید
البته او بت می ساخت شما تولی تبری را کنار بگذارید
ببخشید که اندکی کلام حقیر تند بود
لعن ا... قاتلیک یا زهرا(س)
زيـبـا
Tuesday 3 June 2008, 01:58AM
سئوال ما این است:
آیا شما بزرگواران قبول می کنید که آنها را به اسم اولی و دومی لعن کنیم یا نه؟!
شما نظر ما را جویا نشوید ....
ببینید حضرت علی علیه السلام چگونه رفتار فرمودند ....
امام حسن مجتبی چگونه ....
امام حسین چگونه ....
امام سجاد ...
امام باقر ...
امام صادق ...
امام کاظم ...
امام رضا ....
امام جواد ....
امام هادی ...
امام حسن عسکری ....
امام زمان علیهم السلام چگونه رفتار کرده اند ....
همان گونه باشید ....
نروید دنبال روایاتی بگردید که به شما اجازه دهند فلان کار را بکنید یا فلان کار را ترک کنید ....
کدامیک از معصومین علیهم السلام با احساسات مردم غیر شیعی زمان خود بازی کردند و آنها را بر ضد شیعه و بر ضد خود تحریک کردند ....؟
کدامیک با این کارها ، طرف خود را به تعصب و فحاشی واداشتند ....؟
ایا درست است ما که خود را پیرو آن بزرگواران می نامیم ، به میل خود و برای تسکین قلب خود بلند بلند به کسی یا کسانی فحش بدهیم یا لعن کنیم که برای عده بسیار دیگر محترم هستند ....؟
آیا این کارها خلاف عقل نیست ....؟
آیا خلاف قرآن نیست که فرمود : واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ....؟
آیا دشمنی با قرآن نیست که فرمود : واطیعوا الله ورسوله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم واصبروا ان الله مع الصابرین ...؟
و سخن آخر :
دشمن ما اهل سنت نیستند .... حتی وهابیها و سلفی ها هم نیستند .... اینها عمالی هستند عاری از اندیشه سالم ....
دشمن ما آنها هستند که اکنون عراق را اشغال کرده و جز ویرانی و فلاکت و بدبختی و نفاق و تفرقه ارمغانی نداشتند ....
افغانستان را اشغال کردند و سیل مهره های القاعده و طالبان را به همه جای جهان اسلام گسیل داشتند ....
آنها که در پی بلوا میان مسلمین باشند ، پیرو همانها هستند ....
چه طالبان باشند .... چه سنی .... چه شیعه ....
نتیجه که تفرقه باشد و با دشمن دین مشترک المنافع شوید ، یکی هستید .... ان شاء الله چنین نباشد ....
yar-mahdi
Tuesday 3 June 2008, 02:19AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
لطف بفرمائید چند تا از موارد بسیاری که معصومین ( علیهم السلام ) دستور لعن به نام داده اند را بیاورید .
ضمنا نشان دهید که امروز نباید تقیه کرد . ( با استفاده از حدیث )
متشکرم .
2 سوال ساده کردم و منتظر جوابم . اگرچه قبلا احادیثی در ردّ هر دو مورد را مطالعه و استخراج کرده ام و می دانم که جوابی برای این دو سوال موجود نیست ! ولی باز هم از افرادی همچون مهرداد عزیز ، که مدافع جناب عبدالحسین در این موضوع هستند ، می خواهم که دلیل بیاورند . وگرنه بپذیرند که راهشان خطاست و من دلایل ضد را رو کنم .
والسلام
karbala110
Tuesday 3 June 2008, 08:20AM
بسم الله
اقای یار مهدی:
کسی که ادعایی می کند خود او باید دلیل اقامه کند. اگر شما ادعا میکنید که اهل بیت علیهم السلام به ما دستور داده اند که به اسم لعن نکنیم دلیلتان را بفرمایید .
با توجه به اینکه در روایات خود اهل بیت علیهم السلام عمر و ابابکر را به اسم لعن کرده اند .
karbala110
Tuesday 3 June 2008, 08:41AM
بسم الله
در بسیاری از روایات اهل بیت علیهم السلام عمر و ابابکر علیهم العنَة را با اشاره لعنت کرده اند. ایشان عمر و ابابکر را با اشاراتی مانند "آن دو" و "جبت و طاغوت" و "صنمی قریش" و... لعنت کرده اند و دلیل این نوع لعن کردن نیز آن نبوده که بردن اسم عمر و ابابکر فی نفسه اشکالی داشته باشند. ایشان با توجه به محیط وجو حاکم مجبور بودند که تقیه کنند. حتی در بعضی مواضع ایشان مجبور بودند که از دشمنان خودشان در ظاهر حمایت و طرفداری کنند. و نمونه های آن فراوان است و مطمئنم که دوستان مطلع هستند. اما خود اهل بیت علیهم السلام در مواضعی که مکان تقیه نبوده است عمر وابابکر را به اسم لعن کرده اند. به حدیث زیر توجه فرمایید:
در کتاب شاخه طوبی برای نور رحمة الله علیه از کتاب مهج الدعوات روایت کرده است که از سعد بن عبدالله به سند صحیح از سلیمان جنوی و محمد بن اسماعیل بن بزیع که گفتند: روزی خدمت امام رضا علیه السلام رفتیم. حضرت را در سجده شکر یافتیم. ایشان سجده را بسیار طول داد و چون سر برداشت فرمود: هر که این دعا را در سجده شکر بخواند چنان است که در جنگ بدر در خدمت حضرت رسول ص با کافران جنگ کرده باشد. و تیر بر ایشان انداخته باشد. گفتیم: آیا رخصت می فرمایند تا بنویسیم؟ فرمود: بنویسید. چون به سجده روی بگو:
اللهم العن الذین بدلا دینک و غیرا نعمتک و اتهما رسولک و خالفا ملتک و.....اللهم زدهما عذابا فوق العذاب.....اللهم العن اباجهل و ابابکر و عمر و الولید لعنا یتلو بعضه بعضا و یتبع بعضه بعضا.....
این دعای عظیم الشان بیشتر از این است که بنده تنها قسمتی از آن را بیان کردم. می بینید که حضرت به اسم عمر وابابکر را لعن می کنند در جایی که مکان تقیه نباشد. در بعضی مواقع نیز که حضرات معصومین نام نمی برده اند مثلا میگفتند "هما..." به این دلیل بوده که سوال کننده خود نام برده بوده است. فلذا حضرت با ضمیر هما به آن دو اشاره می کردند که در این مواضع دیگر نمیتوان گفت که ایشان تقیه کرده اند مگر اینکه دلیلی اقامه شود.
karbala110
Tuesday 3 June 2008, 08:50AM
بسم الله
در رابطه با جواز سب عمر و ابابکر نیز از شما تقاضا می کنم که این دو روایت را بخوانید:
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ما طائفه بنی هاشم (اهل بیت علیهم السلام) کوچک و بزرگ خود را به سب و لعن آن دو و بیزاری جستن از آن دو (عمر و ابابکر) امر می نمائیم.
(معجم رجال الحدیث ج15 ص129)
روزي كميت خدمت امام صادق(عليهالسلام) رسيد و شعري خواند. سپس عرض كرد اي آقاي! من سوالي دارم، حضرت فرمودند: بگو. عرض كرد سؤالم درباره آن دو خبيث اولي و دومي (لعنت الله عليهما) است. حضرت فرمودند: اي كميت تا روز قيامت به اندازه خون حجامت خوني در اسلام ريخته نشود و مالي حرام كسب نشود و عمل شنيع زنا انجام نگيرد مگر اين كه همه به گردن اين دو باشد وسپس حضرت فرمود ما بني هاشم بزرگ وکوچکمان را امر به سب )دشنام دادن) وبيزاري جستن از آن دو مي کنيم .رجال كشي: ص 135 ـ بحارالانوار: ج 47، ص 323، حديث 17
مـُحـَمَّدُ بـْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِعَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِى نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سـِرْحـَانَعـَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْأَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بـَعْدِى فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْوَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَبَاهِتُوهُمْ كـَيـْلَا يـَطـْمـَعـُوا فـِى الْفـَسـَادِ فـِى الْإِسْلَامِ وَيَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُلَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِىالْآخِرَةِاصول كافى جلد 4 صفحه :83 رواية :4
تذکراً عرض کنم که علما از همین روایت اخیر برای جواز سب استفاده کرده اند.
mehrdad_123
Tuesday 3 June 2008, 01:30PM
شما نظر ما را جویا نشوید ....
ببینید حضرت علی علیه السلام چگونه رفتار فرمودند ....
امام حسن مجتبی چگونه ....
امام حسین چگونه ....
امام سجاد ...
امام باقر ...
امام صادق ...
امام کاظم ...
امام رضا ....
امام جواد ....
امام هادی ...
امام حسن عسکری ....
امام زمان علیهم السلام چگونه رفتار کرده اند ....
همان گونه باشید ....
نروید دنبال روایاتی بگردید که به شما اجازه دهند فلان کار را بکنید یا فلان کار را ترک کنید ....
حقیر قصد اثبات بی سوادی برخی را ندارد ولی دوستان خود تناقض را قضاوت کنند از یه طرف میگین نظر ما رو جویا نشید نظر امامان رو بدونید از یه طرف هم میگید که به روایات کاری نداشته باشید
ایا درست است ما که خود را پیرو آن بزرگواران می نامیم ، به میل خود و برای تسکین قلب خود بلند بلند به کسی یا کسانی فحش بدهیم یا لعن کنیم که برای عده بسیار دیگر محترم هستند ....؟
آیا این کارها خلاف عقل نیست ....؟
آیا خلاف قرآن نیست که فرمود : واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ....؟
آیا دشمنی با قرآن نیست که فرمود : واطیعوا الله ورسوله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم واصبروا ان الله مع الصابرین ...؟
ناصبی ! این حبل ا... کیست؟! این اطاعت از خدا و رسول چیه؟1
و سخن آخر :
دشمن ما اهل سنت نیستند .... حتی وهابیها و سلفی ها هم نیستند .... اینها عمالی هستند عاری از اندیشه سالم ....
دشمن ما آنها هستند که اکنون عراق را اشغال کرده و جز ویرانی و فلاکت و بدبختی و نفاق و تفرقه ارمغانی نداشتند ....
افغانستان را اشغال کردند و سیل مهره های القاعده و طالبان را به همه جای جهان اسلام گسیل داشتند ....
آنها که در پی بلوا میان مسلمین باشند ، پیرو همانها هستند ....
چه طالبان باشند .... چه سنی .... چه شیعه ....
نتیجه که تفرقه باشد و با دشمن دین مشترک المنافع شوید ، یکی هستید .... ان شاء الله چنین نباشد ....
خانم جمش کنید این شعارهای پوچتون رو
فکر کردید اینجا مجلس های زنانه است که چند تا بی سواد تر از خودت رو جمع کردید و گولشون بزنید نه خیر خانم اینجا زن و مردش اکثرا اهل منطق هستند نه اهل شعارهای پوچ شما که با چند تا شعار دین و ایمانشون رو به دست شما و امثال شما بدن
لعن به اسم در سیره ی رسول ا... (ص) کلیک کنید:
لعن: یکی از مظاهر دشمنی با دشمنان خدا (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13127)
.
صبح
Tuesday 3 June 2008, 02:18PM
یک)
اعرضوا حديثنا علىالقرآن فما وافق القرآن فهو منا وما لم يوافق القرآن فاضربوا به عرض الجدار
حدیث ما را به قرآن عرضه نمائید ، و آنچه که موافق قرآن بود پس آن از ماست و آنچه که مخالف قرآن بود آن را به دیوار بزنید .
دو) ضمن اینکه میدانیم که بین خدا و رسولش و بین رسول الله (ص) و آل بیتش اختلافی نیست ....
قال تعالى: ( وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) الأنعام:108
پروردگار متعال می فرماید : ( دشنام ندهید کسانی را که غیر الله را می خوانند که خدا را به غیر آگاهی دشنام خواهند داد ، اینطور است که برای هر امتی عملشان را زینت دادیم و سپس بازگشت آنها به سوی پروردگارشان است و بدانچه عمل کردند آنها را نوید می دهیم.)
سه )
عن كثير بن علقمة قال (قلت لابي عبد الله عليه السلام اوصني فقال :اوصيك بتقوى الله والورع والعبادة وطول السجود واداء الامانة وصدق الحديث وحسن الجوار فبهذا جاءنا محمد صلى الله عليه وعلى اله وسلم صلو في عشائركم وعودوا مرضاكم واشهدوا جنائزكم وكونوا لنا زينا ولا تكونوا علينا شيئا حببونا الى الناس ولا تبغضوا اليهم فجروا الينا كل مودة وادفعوا عنا كل شر..)
براي ما زينت باشيد ... و بر عليه ما شرم آوري نكنيد ، مردم را با ما دوست سازيد و با آنان غضب نكنيد ... و هر چه دوستي است به سوي ما جاري كرده و هر چه شر است از ما دور كنيد .
عن معاوية بن وهب قال (قلت له الامام الصادق عليه السلام:كيف ينبغي لنا ان نصنع فيما بيننا وبين قومنا وبين خلطائنا من الناس ممن ليسوا على امرنا؟ فقال:تنظرون الى ائمتكم الذين تقتدون بهم فتصنعون ما يصنعون فو الله انهم ليعودون مرضاهم ويشهدون جنائزهم ويقيمون الشهادة لهم وعليهم ويؤدون الامانة اليهم
پرسيده شد چطور با كساني كه (اهل سنتي كه ) با ما هم عقيده نيستند برخورد كنيم : امام صادق (ع) پاسخ گفتند : نگاه كنيد به ائمه خود كه بدانها اقتدا مي كنيد و آنچه كه آنها مي كنند انجام دهيد كه والله آنها (ائمه) از مريضان آنها عيادت مي كنند و در مراسم ختم آنها شركت مي كنند و براي آنها شهادت مي دهند و با آنان امانتداري مي كنند .
عن الحلبي عن ابي عبد الله عليه السلام قال (من صلى معهم في الصف الاول كان كمن صلى خلف رسول الله صلى الله عليه وعلى اله وسلم).
امام صادق عليه السلام فرمودند : كسي كه در صف اول با آنان نماز بگذارد ، همچنان است كه پشت رسول الله به نماز ايستاده است .
وعن عبد الله بنا سنان قال (سمعت ابا عبد الله عليه السلام يقول :اوصيكم بتقوى الله عز وجل ولا تحملوا الناس على اكتافكم فتذلوا ان الله تبارك وتعالى يقول في كتابه (وقولوا للناس حسنا) ثم قال :عودوا مرضاهم واشهدوا جنائزهم واشهدوا لهم وعليهم وصلوا معهم في مساجدهم..)
چهار )
جامع احاديث الشيعة - به نقل از كتاب الهداية- ج 14 ص 514
امام صادق عليه السلام مي فرمايند : التقية واجبة ، لا يجوز تركها الى أن يخرج القائم عليه السلام ، فمن تركها فقد دخل في نهي الله عز و جل ، و نهي رسول الله ، و الإئمة صلوات الله عليهم .
ترجمه : تقيه واجب است ، و ترك آن تا زمان خروج قائم عليه السلام مجاز نيست ، و آنكه تركش كرد ، با دستورات نهي خدا و رسول و ائمه مخالفت كرده است .
و نيز از كتاب المحاسن ، به نقل از امام صادق عليه السلام ،
كلما تقارب هذا الأمر كان أشد للتقية
هر چه زمان ظهور نزديك تر شود ، نياز به تقيه بيشتر شود ....
و نيز از كفاية الأثر ، از امام هشتم علي بن موسي الرضا نقل شده است :
لا دين لمن لا ورع له ، و لا إيمان لمن لا تقية له ، و إن أكرمكم عند الله أعملكم بالتقية ، فقيل له يابن رسول الله ، الي متي ؟ ، قال : الي يوم الوقت المعلوم و هو يوم خروج قائمنا ( أهل البيت ) ، فمن ترك التقية قبل خروج قائمنا فليس منا .
كسي كه دين ندارد ، تقوا ندارد ، و كسي كه تقيه نكند ، ايمان ندارد . و گرامي ترين شما نزد خداوند ، بيشترين عمل كنندگان به تقيه هستند . و گفته شد : اي پسر رسول خدا : تا چه زمان ؟ گفت : تا روز معلوم و آن روز خروج قائم ما اهل بيت است . و آنكه تقيه را قبل از آن ترك كرد از ما نيست .
جامع احاديث الشيعة - جعفريات - امير المؤمنين (ع)
التقية ديني و دين أهل بيتي ،
تقيه دين من و دين اهل بيتم است .
mehrdad_123
Tuesday 3 June 2008, 02:29PM
آری تقیه کنید - تقیه تا زمانی که نظام شیعی سر پا بیاید واجب است
لعن در قرآن و سیره ی رسول ا...(ص) - کلیک کنید
لعن: یکی از مظاهر دشمنی با دشمنان خدا (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13127)
.
صبح
Tuesday 3 June 2008, 02:36PM
آری تقیه کنید - تقیه تا زمانی که نظام شیعی سر پا بیاید واجب است
حضرات که نظام شیعی ای نمی شاختند !!!! چه شد حالا یک نظام شیعی داریم ؟
جامع احاديث الشيعة - به نقل از كتاب الهداية- ج 14 ص 514
امام صادق عليه السلام مي فرمايند : التقية واجبة ، لا يجوز تركها الى أن يخرج القائم عليه السلام ، فمن تركها فقد دخل في نهي الله عز و جل ، و نهي رسول الله ، و الإئمة صلوات الله عليهم .
تقيه واجب است ، و ترك آن تا زمان خروج قائم عليه السلام مجاز نيست ، و آنكه تركش كرد ، با دستورات نهي خدا و رسول و ائمه مخالفت كرده است .
mehrdad_123
Tuesday 3 June 2008, 02:39PM
حضرات که نظام شیعی ای نمی شاختند !!!! چه شد حالا یک نظام شیعی داریم ؟
این چه تقیه ای است که به اسم وحدت به خورد مردم می دهید
یک نقطه بیش فرق "رحیم" و "رجیم" نیست ........................ از نقطهای بترس که شیطانیات کنند
.
رایحه اسمانی
Tuesday 3 June 2008, 02:56PM
می خواستم ببینم یه روزی امام علی سکوت کرد
یه روزی امام حسن بیعت کرد
اما یه روزی هم امام حسین قیام کرد
72 نفر از یارانش رابه شهادت رسیدند و خانواده اش را به اسارت بردند
کدام درست رفتار کردند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امام حسن یا امام حسین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
صبح
Tuesday 3 June 2008, 03:06PM
راوی این روایت ، غالی و لذا این روایت همانگونه که با قرآن نیز تعارض دارد ، غیر معتبر است ...
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ما طائفه بنی هاشم (اهل بیت علیهم السلام) کوچک و بزرگ خود را به سب و لعن آن دو و بیزاری جستن از آن دو (عمر و ابابکر) امر می نمائیم.
(معجم رجال الحدیث ج15 ص129)
توجه کنید ، متن کتاب معجم رجال الحدیث : نصر بن صباح ، قال : حدثني إسحاق بن محمد البصري ، قال : حدثني محمد
ابن جمهور العمي ، قال : حدثنا موسى بن يسار الوشاء ، عن داود بن النعمان ، قال :
دخل الكميت فأنشده وذكر نحوه ، ثم قال في آخره : إن الله عروجل يحب معالي
الامور ، ويكره سفسافها ( سفالها ) ، فقال الكميت : يا سيدي أسألك عن مسألة ،
وكان متكئا فاستوى جالسا وكسر في صدره وسادة ، ثم قال : سل ، فقال : أسألك
عن الرجلين ؟ فقال : يا كميت بن زيد ما اهريق في الاسلام محجمة من دم ،
ولا اكتسب مال من غير حله ، ولا نكح فرج حرام ، إلا وذلك في أعناقهما إلى يوم
يقوم قائمنا ، ونحن معاشر بني هاشم نأمر كبارنا وصغارنا بسبهما والبراءة منهما .
مولف کتاب آیت الله خوئی در سطوری بعد می گوید : أقول : إن الكميت مات في حياة الصادق عليه السلام ، والرواية لو صحت
فيها تحريف لا محالة .
می گویم : کمیت در زمان زندگانی امام صادق علیه السلام مرد ، و حتی اگر روایت او صحیح باشد ، در آن بدون شک تحریف وجود دارد .
گویا حضرات از بریدن احادیث از کتب و به نفع آمال خود جا زدن آن ، ابائی ندارد ...
در جلد بیستم همین کتاب صفحه 149 در مورد راوی این حدیث می خوانیم این فرد ، غال است ... و در کتاب رجال کشی او متهم به غلو و تفویض شده است . بنابراین روایات او علی الخصوص این روایت شاذ ارزشی ندارد :قال النجاشي : " نصر بن صباح : أبوالقاسم البلخي ، غال المذهب ، روى
عنه العياشي ، له كتب ، منها : كتاب معرفة الناقلين ، كتاب فرق الشيعة .
أخبرنا الحسين بن أحمد بن هدية ، قال : حدثنا جعفر بن محمد ، قال : حدثنا
محمد بن عمر بن عبدالعزيز الكشي ، عنه " .
وعده الشيخ في رجاله ممن لم يرو عنهم عليهم السلام ( 1 ) ، قائلا : " النصر
ابن الصباح ، يكنى أبا القاسم ، من أهل بلخ ، لقي جلة من كان في عصره من
المشايخ والعلماء ، وروى عنهم ، إلا أنه قيل كان من الطيارة ، غال " .
ونسب ابن داود إلى ابن الغضائري أنه قال : " نصر بن الصباح
غال " ( 517 ) .
وتقدم عن الكشي في ترجمة سلمان ( 1 ) قوله : " نصر بن الصباح وهو غال " ،
كما تقدم في ترجمة جابر بن يزيد الجعفي ( 78 ) بعد نقل رواية عن نصر بن
الصباح ، قوله : " هذا حديث موضوع لا شك في كذبه ، ورواته كلهم متهمون
بالغلو والتفويض " .
كما تقدم قوله أيضا في ترجمة المفضل بن عمر : " حدثني أبوالقاسم نصر بن
الصباح ، وكان غاليا " .
صبح
Tuesday 3 June 2008, 03:11PM
این چه تقیه ای است که به اسم وحدت به خورد مردم می دهید
یک نقطه بیش فرق "رحیم" و "رجیم" نیست ........................ از نقطهای بترس که شیطانیات کنند
.
ما چیزی به خورد مردم نمی دهیم ، ما تنها در مقابل روایات شاذ و دور افتاده شما احادیث متواتر و بدون شک و تردید و بر اساس سیره ائمه اطهار آورده ایم ... شما مشغول خوراندن یک روش غیر معمول هستید که در سیره هیچ یک از ائمه دیده نشده است .... شما با چه مجوزی سیره ائمه را تعطیل کرده اید ؟
و نيز از كفاية الأثر ، از امام هشتم علي بن موسي الرضا نقل شده است :
لا دين لمن لا ورع له ، و لا إيمان لمن لا تقية له ، و إن أكرمكم عند الله أعملكم بالتقية ، فقيل له يابن رسول الله ، الي متي ؟ ، قال : الي يوم الوقت المعلوم و هو يوم خروج قائمنا ( أهل البيت ) ، فمن ترك التقية قبل خروج قائمنا فليس منا .
كسي كه دين ندارد ، تقوا ندارد ، و كسي كه تقيه نكند ، ايمان ندارد . و گرامي ترين شما نزد خداوند ، بيشترين عمل كنندگان به تقيه هستند . و گفته شد : اي پسر رسول خدا : تا چه زمان ؟ گفت : تا روز معلوم و آن روز خروج قائم ما اهل بيت است . و آنكه تقيه را قبل از آن ترك كرد از ما نيست .
صبح
Tuesday 3 June 2008, 03:26PM
می خواستم ببینم یه روزی امام علی سکوت کرد
یه روزی امام حسن بیعت کرد
اما یه روزی هم امام حسین قیام کرد
72 نفر از یارانش رابه شهادت رسیدند و خانواده اش را به اسارت بردند
کدام درست رفتار کردند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امام حسن یا امام حسین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما امام علی ، امام حسن ، امام سجاد ، امام باقر ، امام صادق و .... همواره به تقیه امر کرده اند و سیره ایشان نیز چنین نقل می کند ... و تقیه حفظ اسلام و مسلمین در برابر متجاوزین است ... ،
افرادی که در شهرهای گرم و نرم خود به فحاشی و لعن روی آورده و اصلا نمی فهمند وقتی که در عراق یک کودک پدر خود را از دست می دهد ، یا یک همسر ، همسر خود را از دست می دهد یا یک خانواده از هم متلاشی می شود چه مزه ای دارد ... مطمئنا ، دین ندارند ... آنها غیر مسئولند و غیر مسئولانه دیگران را دعوت به لعن و سب می کنند ... که حدیث شریف هم دقیقا به این اشاره می کند ...آنها دین و ایمان ، ندارند ... اینها مسئول خون همسران یک میلیون بیوه شیعه عراقی هستند و در جنایت آن شریک ... و در قبال خدا پاسخگو و در حضور ائمه شرمسار خواهند بود ... از آنجا که هیچ وقعی به امر نبوت و ائمه اطهار نمی نهند ...
زيـبـا
Tuesday 3 June 2008, 03:39PM
اللهم العن الذین بدلا دینک و غیرا نعمتک و اتهما رسولک و خالفا ملتک و.....اللهم زدهما عذابا فوق العذاب.....اللهم العن اباجهل و ابابکر و عمر و الولید لعنا یتلو بعضه بعضا و یتبع بعضه بعضا.....
این دعای عظیم الشان بیشتر از این است که بنده تنها قسمتی از آن را بیان کردم. می بینید که حضرت به اسم عمر وابابکر را لعن می کنند در جایی که مکان تقیه نباشد. در بعضی مواقع نیز که حضرات معصومین نام نمی برده اند مثلا میگفتند "هما..." به این دلیل بوده که سوال کننده خود نام برده بوده است. فلذا حضرت با ضمیر هما به آن دو اشاره می کردند که در این مواضع دیگر نمیتوان گفت که ایشان تقیه کرده اند مگر اینکه دلیلی اقامه شود.
1_ ضمیرها تا قبل از ذکر نام ، همگی مثنی هستند ... یعنی مخاطب دو نفر می باشند ....
اما وقتی نام می برد ، نام چهار تن را ذکر می کند ....
معصوم دچار چنین خطای فاحشی نمی شود ....
پس یا از معصوم نیست .... جعلی است ....
یا دنباله یی که حاوی نام چهار تن است از معصوم نیست و جعلی است ....
2 _ شما ادعا فرمودید راوی قبلا نام برده .... اما متن مذکور فاقد چنین چیزی است .... این را از کجا در آوردید ....؟
3_ تقیه که دین ائمه علیهم السلام بوده را به چه مجوزی باطل کرده اید ....؟
زيـبـا
Tuesday 3 June 2008, 04:05PM
حقیر قصد اثبات بی سوادی برخی را ندارد ولی دوستان خود تناقض را قضاوت کنند از یه طرف میگین نظر ما رو جویا نشید نظر امامان رو بدونید از یه طرف هم میگید که به روایات کاری نداشته باشید
ناصبی ! این حبل ا... کیست؟! این اطاعت از خدا و رسول چیه؟1
خانم جمش کنید این شعارهای پوچتون رو
فکر کردید اینجا مجلس های زنانه است که چند تا بی سواد تر از خودت رو جمع کردید و گولشون بزنید نه خیر خانم اینجا زن و مردش اکثرا اهل منطق هستند نه اهل شعارهای پوچ شما که با چند تا شعار دین و ایمانشون رو به دست شما و امثال شما بدن
لعن به اسم در سیره ی رسول ا... (ص) کلیک کنید:
لعن: یکی از مظاهر دشمنی با دشمنان خدا (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13127)
.
جناب مهرداد گرامی ... لطف کنید به جای اینکه پا جای پای استاد خود جناب عبدالحسین بگذارید ، و تا گیر می کنید ، هارت و پورت و فحاشی و تهمت را پیشه خود سازید ، کمی از آن منطق و عقل خود که ادعا فرموده اید از آن برخوردارید خرج فرمایید ....
این که نشد جواب منطقی ....
(خانم جمش کنید ....)
گیرم من جمش کردم ... آیا ناحق حق خواهد شد ...؟
به جای حواله دادن من به لینک یک کتاب که کپی پیست کرده اید ، در همینجا و متناسب با بحث ما جوابی بنویسید ... خودتان بنویسید (کپی پیست نه) ... تا باسواد بودنتان هم آشکار گردد ....
اگر قرار به این باشد که هرکسی گیر می کند برای ساکت کردن طرف کتابی جلویش باز کند و از او بخواهد به مطالعه آن سرگرم شود که دیگر بحث نمی ماند ....
من هم هر کتابی که خود تشخیص دهم ارزشش را دارد مطالعه خواهم کرد ....
و هر کتابی که با هدف ترویج بدعت ، یا راه انداختن دعوا میان مسلمین ( و در واقع دشمنی با نص قرآن کریم) است نزد من هیچ ارزشی ندارد .... هرچند با سوء استفاده از چند حدیث یا بخشی از یک حدیث که بطور گزینشی نقل گردیده ، نوشته های خود را مزین کرده باشد ....
ناصبی من نیستم ... ناصبی کسی است که اهل بیت علیهم السلام را به عنوان اهرمی قرار می دهد برای ناکار کردن نص قرآن کریم .... (در واقع ثقل اصغر را در برابر ثقل اکبر قرار می دهد ... که با این کار ، به هر دو آسیب زده)
از خدا بترسید و دست از اینهمه لجاجت و دشمنی با قرآن کریم و اهل بیت عصمت بردارید ....
در پایان شما را به مراعات ادب دعوت می کنم ... :smile27:
yar-mahdi
Tuesday 3 June 2008, 09:10PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
بسم الله
اقای یار مهدی:
کسی که ادعایی می کند خود او باید دلیل اقامه کند. اگر شما ادعا میکنید که اهل بیت علیهم السلام به ما دستور داده اند که به اسم لعن نکنیم دلیلتان را بفرمایید .
با توجه به اینکه در روایات خود اهل بیت علیهم السلام عمر و ابابکر را به اسم لعن کرده اند .
عجیب است ! :eek: من ادعا کرده ام یا جناب عبدالحسین ؟! :confused:
در اصل توسط Abdolhusain نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=385084#post385084)
بسمه تعالی شانه
خود اهل بیت علیهم السلام در موارد بسیاری دستور به لعن این افراد با ذکر اسم داده اند،خصوصا که در روایاتی نیز اسم ایشان صراحتا آمده است. ضمن اینکه شرایط سخت آن زمان و تقیه شدید آن بزرگواران را نیز نباید از نظر دور داشت.
هنوز منتظرم ...
*******************
از جناب صبح به خاطر آوردن روایات مربوط به تقیه سپاسگزارم . ایشان در واقع کار مرا کم کرد . امیدوارم مدافعین لعن به نام ، متوجه باشند که چگونه در مقابل احادیث صحیح و صریح ائمه علیهم السلام می ایستند !
yar-mahdi
Tuesday 3 June 2008, 09:33PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
بسم الله
در رابطه با جواز سب عمر و ابابکر نیز از شما تقاضا می کنم که این دو روایت را بخوانید:
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ما طائفه بنی هاشم (اهل بیت علیهم السلام) کوچک و بزرگ خود را به سب و لعن آن دو و بیزاری جستن از آن دو (عمر و ابابکر) امر می نمائیم.
(معجم رجال الحدیث ج15 ص129)
روزي كميت خدمت امام صادق(عليهالسلام) رسيد و شعري خواند. سپس عرض كرد اي آقاي! من سوالي دارم، حضرت فرمودند: بگو. عرض كرد سؤالم درباره آن دو خبيث اولي و دومي (لعنت الله عليهما) است. حضرت فرمودند: اي كميت تا روز قيامت به اندازه خون حجامت خوني در اسلام ريخته نشود و مالي حرام كسب نشود و عمل شنيع زنا انجام نگيرد مگر اين كه همه به گردن اين دو باشد وسپس حضرت فرمود ما بني هاشم بزرگ وکوچکمان را امر به سب )دشنام دادن) وبيزاري جستن از آن دو مي کنيم .رجال كشي: ص 135 ـ بحارالانوار: ج 47، ص 323، حديث 17
مـُحـَمَّدُ بـْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِعَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِى نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سـِرْحـَانَعـَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْأَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بـَعْدِى فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْوَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَبَاهِتُوهُمْ كـَيـْلَا يـَطـْمـَعـُوا فـِى الْفـَسـَادِ فـِى الْإِسْلَامِ وَيَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُلَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِىالْآخِرَةِاصول كافى جلد 4 صفحه :83 رواية :4
تذکراً عرض کنم که علما از همین روایت اخیر برای جواز سب استفاده کرده اند.
راوی این روایت ، غالی و لذا این روایت همانگونه که با قرآن نیز تعارض دارد ، غیر معتبر است ... امام صادق علیه السلام فرمودند:
ما طائفه بنی هاشم (اهل بیت علیهم السلام) کوچک و بزرگ خود را به سب و لعن آن دو و بیزاری جستن از آن دو (عمر و ابابکر) امر می نمائیم.
(معجم رجال الحدیث ج15 ص129)
توجه کنید ، متن کتاب معجم رجال الحدیث : نصر بن صباح ، قال : حدثني إسحاق بن محمد البصري ، قال : حدثني محمد
ابن جمهور العمي ، قال : حدثنا موسى بن يسار الوشاء ، عن داود بن النعمان ، قال :
دخل الكميت فأنشده وذكر نحوه ، ثم قال في آخره : إن الله عروجل يحب معالي
الامور ، ويكره سفسافها ( سفالها ) ، فقال الكميت : يا سيدي أسألك عن مسألة ،
وكان متكئا فاستوى جالسا وكسر في صدره وسادة ، ثم قال : سل ، فقال : أسألك
عن الرجلين ؟ فقال : يا كميت بن زيد ما اهريق في الاسلام محجمة من دم ،
ولا اكتسب مال من غير حله ، ولا نكح فرج حرام ، إلا وذلك في أعناقهما إلى يوم
يقوم قائمنا ، ونحن معاشر بني هاشم نأمر كبارنا وصغارنا بسبهما والبراءة منهما .
مولف کتاب آیت الله خوئی در سطوری بعد می گوید : أقول : إن الكميت مات في حياة الصادق عليه السلام ، والرواية لو صحت
فيها تحريف لا محالة .
می گویم : کمیت در زمان زندگانی امام صادق علیه السلام مرد ، و حتی اگر روایت او صحیح باشد ، در آن بدون شک تحریف وجود دارد .
گویا حضرات از بریدن احادیث از کتب و به نفع آمال خود جا زدن آن ، ابائی ندارد ...
در جلد بیستم همین کتاب صفحه 149 در مورد راوی این حدیث می خوانیم این فرد ، غال است ... و در کتاب رجال کشی او متهم به غلو و تفویض شده است . بنابراین روایات او علی الخصوص این روایت شاذ ارزشی ندارد :قال النجاشي : " نصر بن صباح : أبوالقاسم البلخي ، غال المذهب ، روى
عنه العياشي ، له كتب ، منها : كتاب معرفة الناقلين ، كتاب فرق الشيعة .
أخبرنا الحسين بن أحمد بن هدية ، قال : حدثنا جعفر بن محمد ، قال : حدثنا
محمد بن عمر بن عبدالعزيز الكشي ، عنه " .
وعده الشيخ في رجاله ممن لم يرو عنهم عليهم السلام ( 1 ) ، قائلا : " النصر
ابن الصباح ، يكنى أبا القاسم ، من أهل بلخ ، لقي جلة من كان في عصره من
المشايخ والعلماء ، وروى عنهم ، إلا أنه قيل كان من الطيارة ، غال " .
ونسب ابن داود إلى ابن الغضائري أنه قال : " نصر بن الصباح
غال " ( 517 ) .
وتقدم عن الكشي في ترجمة سلمان ( 1 ) قوله : " نصر بن الصباح وهو غال " ،
كما تقدم في ترجمة جابر بن يزيد الجعفي ( 78 ) بعد نقل رواية عن نصر بن
الصباح ، قوله : " هذا حديث موضوع لا شك في كذبه ، ورواته كلهم متهمون
بالغلو والتفويض " .
كما تقدم قوله أيضا في ترجمة المفضل بن عمر : " حدثني أبوالقاسم نصر بن
الصباح ، وكان غاليا " .
با تشکر از جناب صبح ، باید به فرمایشات ایشان اضافه کنم که روایت مزبور از حیث سند وضعیت بسیار نامناسبی دارد !
نصر بن صباح قال حدثني إسحاق بن محمد البصري قال حدثني محمد بن جمهور القمي قال حدثنا موسى بن بشار الوشاء عن داود بن النعمان قال دخل الكميت فأنشده و ذكر نحوه ثم قال في آخره أن الله عز و جل يحب معالي الأمور و يكره سفسافها فقال الكميت: يا سيدي أسألك عن مسألة و كان متكئا فاستوى جالسا و كسر في صدره وسادة ثم قال سل فقال أسألك عن الرجلين؟ فقال يا كميت بن زيد ما أهريق في الإسلام محجمة من دم و لا اكتسب مال من غير حله و لا نكح فرج حرام إلا و ذلك في أعناقهما إلى يوم يقوم قائمنا و نحن معاشر بني هاشم نأمر كبارنا و صغارنا بسبهما و البراءة منهما.
رجالالكشي ، ص 206 و 207 ح 363
علامه مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 47 ص 323 - نقل از : کشی
الف - بررسی سند
سند حدیث - مطالب زیر درباره ی رُوات حدیث ، از نرم افزار « نور الدرایة » استخراج گردیده است .
نفر یکم
اسم : داود بن النعمان
تقويم : إمامي،ثقة
توضیحات :
ثقة - ثقة عين ، إمامي صحيح المذهب ظاهرا
نفر دوم
اسم : موسى بن بشار الوشاء
تقويم : در مورد اين عنوان اطلاعاتى وجود ندارد
توضیحات :
کشی سه حدیث از وی نقل نموده است ( ص 207 ، 230 و 308 ) و شیخ حر یکی از این احادیث را در وسائل الشیعه ( ج 17 ص 73 ) ذکر کرده است .
نفر سوم
اسم : محمد بن جمهور العمي
تقويم : ضعيففيالحديث،فاسدالمذهب
توضیحات :
غال - ضعيف جدا ، غال - في بعض رواياته غلو و تخليط - ضعيف ، فاسد المذهب
نفر چهارم
اسم : إسحاق بن محمد بن أحمد النخعي
تقويم : فاسدالمذهب،معدنالتخليط
توضیحات :
رمي بالغلو - ضعيف جدا ، فاسد المذهب - معدن التخليط - مشكوك في روايته
نفر پنجم
اسم : نصر بن الصباح البلخي
تقويم : رمي بالغلو و لم تثبت وثاقته
توضیحات :
رمي بالغلو - غال
ب- بررسی محتوادر این باره مطالبی را بنده پیش تر در سرفصل مساله ی « لعن » (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=5656) مطرح کرده بودم ، که در تضاد صریح با روایت یاد شده اند :
سبّ در قرآن و احادیث - 1 (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=127163&postcount=2)
سبّ در قرآن و احادیث - 2 (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=127164&postcount=3)
استدلال های مهم و احادیث بسیار راهگشائی در این پست ها وجود دارد . اگر می توانید حتما ً بخوانید . باشد که پیروان راستینی برای ائمّه (علیهم السلام) باشیم .
راجع به حدیث دوم هم به زودی مطالبی ارائه خواهم نمود .
yar-mahdi
Tuesday 3 June 2008, 11:13PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
در اصل توسط karbala110 نوشته شده است http://iranclubs.org/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://iranclubs.org/forums/showthread.php?p=387100#post387100)
بسم الله
در رابطه با جواز سب عمر و ابابکر نیز از شما تقاضا می کنم که این دو روایت را بخوانید:
مـُحـَمَّدُ بـْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِعَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِى نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سـِرْحـَانَعـَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْأَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بـَعْدِى فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْوَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَبَاهِتُوهُمْ كـَيـْلَا يـَطـْمـَعـُوا فـِى الْفـَسـَادِ فـِى الْإِسْلَامِ وَيَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُلَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِىالْآخِرَةِاصول كافى جلد 4 صفحه :83 رواية :4
تذکراً عرض کنم که علما از همین روایت اخیر برای جواز سب استفاده کرده اند.
بررسی حديث امر به سب 2
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِي الْآخِرَةِ .
کلینی ؛ الكافي ، ج 2 ص 375 - به نقل از او :
حر عاملی ؛ وسائلالشيعة ، ج 16 ص 267
مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 71 ص 202 + ج 72 ص 161 و 235
الف - بررسی سند
سند حدیث - مطالب زیر درباره ی رُوات حدیث ، از نرم افزار « نور الدرایة » استخراج گردیده است .
نفر یکم
اسم : داود بن سرحان العطار
تقويم : إمامي،ثقةجليل
نفر دوم
اسم : أحمد بن محمد بن أبي نصر البزنطي
تقويم : إمامي،ثقةجليل،منأصحابالإجماع،لايرويولايرسلإلاعنثقة
نفر سوم
اسم : محمد بن الحسين بن أبي الخطاب
تقويم : إمامي،ثقةجليل
نفر چهارم
اسم : محمد بن يحيى العطار
تقويم : إمامي،ثقةجليل
سند روایت علی الظاهر صحیح است ، بنابراین از نظر سند ایرادی بر این حدیث نیست .
ب- بررسی محتوا
شیخ حر عاملی حدیث فوق را در "كتاب الأَمر بالمعروف و النهي عن المنكر" آورده و باب آن را چنین نامیده است :
39 - بَابُ وُجُوبِ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَهْلِ الْبِدَعِ وَ سَبِّهِمْ وَ تَحْذِيرِ النَّاسِ مِنْهُمْ وَ تَرْكِ تَعْظِيمِهِمْ مَعَ عَدَمِ الْخَوْفِ
ذکر قید "مع عدم الخوف" از سوی شیخ حر ، نشان دهنده ی تیزبینی ایشان است . ما در این جا روایت دیگری را از نظر می گذرانیم که شباهت معنایی به این حدیث دارد .
به سندهای غیر معتبر از رسول اکرم ( صلّی الله علیه و آله ) نقل است :
(( هنگامی که فتنه ها در امت اسلام آشکار می شود ، پس بر عالم است که علم خویش را آشکار کند ، و هرکس چنین نکند ، پس لعنت خدا بر او باد ! ))
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ .
برقی ؛ المحاسن ، ج 1 ص 231
کلینی ؛ الكافي ، ج 1 ص 54
احسائی ؛ عوالياللآلي ، ج 4 ص 70 و 71
حر عاملی ؛ وسائلالشيعة ، ج 16 ص 269 - نقل از : برقی و کلینی
مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 2 ص 72 - نقل از برقی و احسائی
شیخ حر عاملی حدیث فوق را نیز در "كتاب الأَمر بالمعروف و النهي عن المنكر" آورده و باب آن را چنین نامیده است :
40- بَابُ وُجُوبِ إِظْهَارِ الْعِلْمِ عِنْدَ ظُهُورِ الْبِدَعِ وَ تَحْرِيمِ كَتْمِهِ إِلَّا لِتَقِيَّةٍ وَ خَوْفٍ وَ تَحْرِيمِ الِابْتِدَاعِ
جالب اینجاست که هیچ حدیثی در این باب درباره ی خوف و تقیه وجود ندارد ، اما شیخ حر با ظرافت تمام به این مطلب اشاره می نماید که اظهار علم واجب است مگر به سبب تقیه .
بر همگان واضح و مبرهن است که خلفای ثلاث ، مبدأ همه ی بدعت های رخنه یافته در دین اسلام هستند . با این وجود شخص امیرالمومنین علیه السلام ، علیرغم باب مدینة العلم بودن ، در برابر بدعت های آنان چاره ای جز آنچه کرد ، نداشت .
علامه مجلسی در بحار الانوار ، كتاب المحن و الفتن ، باب 32 را چنین نامیده است :
علّة عدم تغيير أمير المؤمنين عليه السلام بعض البدع في زمانه
وی در این باب روایاتی در خصوص این که چرا امیرالمومنین علیه السلام ، برخی بدعت های زمان خویش را تغییر نداده است ، می آورد . ( ر.ک. بحار الانوار ، ج 34 ص 167 به بعد )
ما در اینجا یک حدیث بسیار جالب و مهم را از کتاب سلیم نقل نموده و توضیحات بیشتر در این باره را به پست زیر موکول می نمائیم :
پاسخ به شبهات اهل سنت - عدم باز پس گیری فدک (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=138725&postcount=83)
و عجب است که چقدر قلوب این امت پر شده است ، از محبت ایشان و حب کسانی که آنان را از راه پروردگارشان باز داشته و از دین شان برگردانده است !
به خدا قسم ! اگر این امت تا روز قیامت بر روی پاهایش بر خاک بایستد ، و خاکستر بر سرش بریزد ، و به سوی خدا زاری نماید و نفرین کند بر آن کسانی که آنان را گمراه ساخته و از راه خدا باز داشته و به سوی آتش فراخوانده و آنان را در معرض خشم پروردگارشان قرار داده و عذابش را بر آنان واجب کرده ، باز هم در این امر ( لعن و نفرین ) مقصّرند !
و این به خاطر آن است که شخص محقّ صادق و عالم به خدا و رسولش ( یعنی خود امیرالمومنین و شیعیانش ) ، می ترسد از این که چیزی از بدعت ها و سنت ها و کارهای خلاف آنان را تغییر دهد ؛ در حالی که عامّه ی مردم به آن عادت کرده اند و هنگامی که چنین کند با او دشمنی و مخالفت می کنند و از او بیزاری جسته و وی را خوار می نمایند و از حقی که با اوست متفرق می شوند . ولی اگر به بدعت های آنان عمل کند و به آن ها اقرار نماید و آن ها را زیبا جلوه دهد و به آن عقیده مند گردد ، او را دوست می دارند و شرافت و فضیلت می دهند .
به خدا قسم اگر در این لشکرم ، حقی را که خداوند بر نبی اش نازل کرده است ( قرآن و سنّت ) با صدای بلند اعلام کنم و آن را ظاهر نمایم و به آن دعوت کنم و آن را شرح و تفسیر نمایم - بر اساس آن چه از پیامبر خدا شنیده ام - ، آن گاه در آن نمی ماند مگر کمترین و ذلیل ترین و پست ترین آن ها [ در نظر مردم ] و از آن احساس نفرت می کنند و حتما از اطراف من متفرق می شوند .
و اگر نبود آن چه رسول خدا با من عهد کرده است و از او شنیده ام و قبلا به من سپرده ، هرآینه می کردم ( حق را می گفتم ) ولی رسول خدا فرموده است : (( ای برادرم ! هر چه که بنده ی خدا به آن مضطر شود ، خدا برایش حلال و جایز کرده است .)) و شنیدم که می فرمود : (( همانا تقیه از دین خداست و کسی که تقیّه ندارد دین ندارد .))
والعجب لما قد أشربت قلوب هذه الأمة من حبهم وحب من صدهم عن سبيل ربهم وردهم عن دينهم! والله، لو أن هذه الأمة قامت على أرجلها على التراب ووضعت الرماد على رؤوسها وتضرعت إلى الله ودعت إلى يوم القيامة على من أضلهم وصدهم عن سبيل الله ودعاهم إلى النار وعرضهم لسخط ربهم وأوجب عليهم عذابه - بما أجرموا إليهم - لكانوا مقصرين في ذلك. وذلك أن المحق الصادق والعالم بالله ورسوله يتخوف إن غير شيئا من بدعهم وسننهم وأحداثهم، وعادته العامة، ومتى فعل شاقوه وخالفوه وتبرؤا منه وخذلوه وتفرقوا عن حقه، وإن أخذ ببدعهم وأقر بها وزينها ودان بها أحبته وشرفته وفضلته. والله لو ناديت في عسكري هذا بالحق الذي أنزل الله على نبيه وأظهرته ودعوت إليه وشرحته وفسرته - على ما سمعت من نبي الله صلى الله عليه وآله فيه - ما بقي فيه إلا أقله وأذله وأرذله ولاستوحشوا منه ولتفرقوا عني. ولولا ما عاهد رسول الله صلى الله عليه وآله إلي وسمعته منه وتقدم إلي فيه لفعلت، ولكن رسول الله صلى الله عليه وآله قد قال: يا أخي، كل ما اضطر إليه العبد فقد أحله الله له وأباحه إياه، وسمعته يقول: إن التقية من دين الله، ولا دين لمن لا تقية له.
کتاب سلیم بن قیس ، قسمتی از ح 15
مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 30 ص 326 - نقل از : کتاب سلیم
امیدوارم دوستان ارتباط بین مطالب گفته شده را با حدیث مورد مطالعه درک نمایند .
والسلام
mehrdad_123
Tuesday 3 June 2008, 11:38PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور بزرگان
توکلت علی ا...
---------------------
خب! جناب یار مهدی آیا به نظرتان با پست شماره ی 45 خودتان جای بحثی بر خودتان گذاشتید؟!
آیا فکر می کنید که ما می گوییم در زمان امامان(ع) تقیه وجود نداشت؟! اصولا به نظرتان پست قبلی نظر ما را تایید می کند یا نظر شما را؟!
.
mehrdad_123
Tuesday 3 June 2008, 11:42PM
راستی جناب یار مهدی:
مکررا می فرمایید که هنوز منتظر هستید , منتظر چه؟! اگر منتظر استاد عزیزمان جناب عبدالحسین هستید که باید بگویم بسی به دور از منطق نشسته اید چرا که ایشان محدود شده اند
اما اگر منتظر روایاتی هستید که لعن را جایز می دانند خودتان جواب خودتان را دادید:)
mehrdad_123
Tuesday 3 June 2008, 11:52PM
جناب مهرداد گرامی ... لطف کنید به جای اینکه پا جای پای استاد فاسق خود جناب عبدالحسین کذاب و مفتری بگذارید ، و تا گیر می کنید ، هارت و پورت و فحاشی و تهمت را پیشه خود سازید ، کمی از آن منطق و عقل خود که ادعا فرموده اید از آن برخوردارید خرج فرمایید ....
نمی دانم چه چیزی باعث شده که شما انقدر به خود فخر می فروشید و به دیگران توهین می کنید اما من بعد جواب شما را با توهین خواهیم داد اما چه کنم که ادب اسلامیم اجازه نمی دهد به یک زن توهین آنچنانی کنم و غرورش را بیش از این زیر پا له کنم
گیرم من جمش کردم ... آیا ناحق حق خواهد شد ...؟
ناحق همان نظریه هایی است که در پوشش قرآن و اهل بیت می خواهند خود را جلوه دهند
به جای حواله دادن من به لینک یک کتاب که کپی پیست کرده اید ، در همینجا و متناسب با بحث ما جوابی بنویسید ... خودتان بنویسید (کپی پیست نه) ... تا باسواد بودنتان هم آشکار گردد ....
من بی سوادم
اما ببین تا چه اندازه سوادم از تو یکی بالاتر است که مچ بی سوادی امثال تو را میگیرم
اگر قرار به این باشد که هرکسی گیر می کند برای ساکت کردن طرف کتابی جلویش باز کند و از او بخواهد به مطالعه آن سرگرم شود که دیگر بحث نمی ماند ....
چه کتابی
دلیل از قرآن می خواهید آوردیم دلیل از سنت می خواهید آورده ایم حال چه بحثی مانده؟!
و هر کتابی که با هدف ترویج بدعت ، یا راه انداختن دعوا میان مسلمین ( و در واقع دشمنی با نص قرآن کریم) است نزد من هیچ ارزشی ندارد ....
جناب من! مگر شما کی هستی؟!
ناصبی من نیستم ... ناصبی کسی است که اهل بیت علیهم السلام را به عنوان اهرمی قرار می دهد برای ناکار کردن نص قرآن کریم .... (در واقع ثقل اصغر را در برابر ثقل اکبر قرار می دهد ... که با این کار ، به هر دو آسیب زده)
اتفاقا بر عکس ناصبی شمایی هستید که می خواهید هر چه که موقعیت خودتان می طلبد را به اسم دین بنامید نه اهل بیت می فهمید یعنی چه نه قرآن
در پایان شما را به مراعات ادب دعوت می کنم ... :smile27:
دعوتت را پس میدهم تا زمانی که ادب را یاد بگیری و به اصول بحث کردن آشنا شوی
abdol_x
Tuesday 3 June 2008, 11:54PM
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
دوستان من بست را خوندم ولي متوجه مسله اصلي نشدم ولي زياد صحبت از لعن واين جيزها بود
برادران اهل سنت احترام خاصي به شيخين دارند حالا درست يا علط كاري ندارم ايا درست است كه
شما براي ابراز بدي خودتان از شيخين شروع به لعن انها بكنيد خوب برادران هرشخص عاقل سعي
مي كند با كفتار منطقي طرف مقابل را به اشتباه اعتقاد خودش قانع كند همين الان قبل از اينكه توي
سايت بيام توي ماشين با يكي از دوستان بوديم ديد كه همه جا بارجه سياه وشهادت حضرت فاطمه
نوشته يك حرف بد به حضرت فاطمه زد من خيلي ناراحت شدم وبهش كوش زد كردم كه كسي كه
اسمش اوردي دختر رسول الله مي باشد ايشان جون شيعه هميشه لعن شيخين مي كنن ايشان هم
يك كرهي وتنفري نسبت به حضرت فاطمه بيدا كرده بود كه متاسفانه ناشي از جهل خودش مي باشد
برادران سعي كنيد به عقليد برادران اهل سنت خود در سايت احترام بكذاريد وسعي كنيد با جوابهاي
منطقي انها را قانع كنيد يا اين جور حرف زدن كاري نداره ولي احترام به طرف مقابل شرط اول هر
كفتكو مي باشد وبه نظرم يكي از اهداف سايت روشن شدن حقايق براي اهل سنت مي باشد بس
اكر سايت براي ماست سعي كنيد با هم دوست وبرادر باشيد
متشكرم
برادرشما محب اهل البيت2
noor-alzahra
Tuesday 3 June 2008, 11:54PM
سلام عزیزان دل برادر
ببینید این که ما باید وحدتی داشته باشیم شکی در ان نیست.اما این وحدت نباید طوری باشد که ما از عقاید خودمون برگردیم.بعضی دوستان طوری صحبت می کنند که گویی هیچ گاه ائمه لعن نکرده اند و لعن رو حروم می دونند انگار.اگر می خواید وحدت حفظ بشه خب فکر نمی کنم مثلا توو جمعی که همه شیعه باشند و هیچ نوار و سی دی و...از ان مجلس بیرون نمی رود لعن کردن ان جا هم مخالف وحدت باشد.دوستان طوری صحبت نکنند که فکر کنیم ان ها اصل لعن را قبول ندارند.ما اگر لعن رو یکی از مصادیق تبری بگیریم که صد در صد یکی از مصادیق تبری همین لعن است این لعن بر دشمنان ائمه نه تنها جایز بلکه واجب است.و مورد تقیه بر واجب اطلاق نمی شود.یعنی ما از فردا باید نمازمون رو هم تعطیل کنیم چون در زمان تقیه به سر می بریم؟اقایان اشتباه نکنید.لعن واجب است نه جایز.لعن جزء موارد تبری است.وتبری هم جزء فروعات اصلی دین است که واجب عینی می باشد.امیدوارم دوستان این مورد را خوب درک کنند که تقیه بر واجب اطلاق نمی شود و گرنه اگر می شد ما از همین امشب دیگه باید نمازمون رو هم ترک کنیم
mehrdad_123
Wednesday 4 June 2008, 12:37AM
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
دوستان من بست را خوندم ولي متوجه مسله اصلي نشدم ولي زياد صحبت از لعن واين جيزها بود
برادران اهل سنت احترام خاصي به شيخين دارند حالا درست يا علط كاري ندارم ايا درست است كه
شما براي ابراز بدي خودتان از شيخين شروع به لعن انها بكنيد خوب برادران هرشخص عاقل سعي
مي كند با كفتار منطقي طرف مقابل را به اشتباه اعتقاد خودش قانع كند همين الان قبل از اينكه توي
سايت بيام توي ماشين با يكي از دوستان بوديم ديد كه همه جا بارجه سياه وشهادت حضرت فاطمه
نوشته يك حرف بد به حضرت فاطمه زد من خيلي ناراحت شدم وبهش كوش زد كردم كه كسي كه
اسمش اوردي دختر رسول الله مي باشد ايشان جون شيعه هميشه لعن شيخين مي كنن ايشان هم
يك كرهي وتنفري نسبت به حضرت فاطمه بيدا كرده بود كه متاسفانه ناشي از جهل خودش مي باشد
برادران سعي كنيد به عقليد برادران اهل سنت خود در سايت احترام بكذاريد وسعي كنيد با جوابهاي
منطقي انها را قانع كنيد يا اين جور حرف زدن كاري نداره ولي احترام به طرف مقابل شرط اول هر
كفتكو مي باشد وبه نظرم يكي از اهداف سايت روشن شدن حقايق براي اهل سنت مي باشد بس
اكر سايت براي ماست سعي كنيد با هم دوست وبرادر باشيد
متشكرم
برادرشما محب اهل البيت2
ضمن تشکر از حضورتان
ما آنچه را که مذهبمان امر فرموده انجام می دهیم نه آنچه را که شما بزرگواران یا هر کس دیگری بدان تمایل دارد درضمن فراموش نکنید که ما حساب شما عزیزان را با خلفایتان و همچنین علمایتان یکی نمیدانیم%
SAFA
Wednesday 4 June 2008, 11:03AM
ضمن تشکر از حضورتان
ما آنچه را که مذهبمان امر فرموده انجام می دهیم نه آنچه را که شما بزرگواران یا هر کس دیگری بدان تمایل دارد درضمن فراموش نکنید که ما حساب شما عزیزان را با خلفایتان و همچنین علمایتان یکی نمیدانیم%
مذهب ما به بسیاری از چیزها مانند عقل .. علم و دفاع از مظلوم و جهاد امر کرده است و دوستانی مانند شما فقط راحترین آن را انتخاب نموده اند ... این را از من طعن نپندارید ... خاک پای هر محب اهل بیتی هستم .. خدا نکند بخواهم کسی که محبت علی در دل دارد برنجانم اما می خواهم خود و شما را به تامل بیشتر وادارم ...
mehrdad_123
Wednesday 4 June 2008, 11:07AM
مذهب ما به بسیاری از چیزها مانند عقل .. علم و دفاع از مظلوم و جهاد امر کرده است و دوستانی مانند شما فقط راحترین آن را انتخاب نموده اند ... این را از من طعن نپندارید ... خاک پای هر محب اهل بیتی هستم .. خدا نکند بخواهم کسی که محبت علی در دل دارد برنجانم اما می خواهم خود و شما را به تامل بیشتر وادارم ...
ضمن تشکر از اینکه لحن خود را عوض کردید
اما نکته ای که هست :
من نمی توانم تفکیک در ارکان دین بدهم و به انتخاب عقل خویش آنها را به انجام برسانم آنچه را که بدان امر شده ام باید سعی کنم با تمام وجود انجام دهم ان شاا...
توکلت علی ا...
noor-alzahra
Wednesday 4 June 2008, 11:27AM
سلام دوست عزیز جناب صفا
اولا ما همه این ها ایی رو که شما متذکر شدید با جان و دل قبول داریم و افتخار می کنیم که در همه این صحنه ها حضور پیدا کنیم.اما ما با توجه به نیاز بحت صحبت می کنیم الان مورد بحث ما و همچنین فکر می کنم نیاز فکری مورد جامعه ما بحث درباره لعن است که ما بیشتر به این پرداختیم و گرنه مطمئن باشید اگر بحثی در این مواردی که شما متذکر شدید انجام بگیرد با جان و دل از این موارد نیز دفاع خواهیم کرد.به هر حال دین ما از همه نظر جامع است.و ما می توانیم درباره هر موردی هزران ایه و حدیث را بیاوریم و اینقدر بحث طولانی می شود که باز هم ممکن است کسی مثل شما بیاید و فکر کند که ما همه مباحث دین رو ول کرده ایم و فقط به یک مورد خاص می پردازیم.........:smile07::smile07::smile07::smile07:
SAFA
Wednesday 4 June 2008, 11:29AM
سلام عزیزان دل برادر
ببینید این که ما باید وحدتی داشته باشیم شکی در ان نیست.اما این وحدت نباید طوری باشد که ما از عقاید خودمون برگردیم.بعضی دوستان طوری صحبت می کنند که گویی هیچ گاه ائمه لعن نکرده اند و لعن رو حروم می دونند انگار.اگر می خواید وحدت حفظ بشه خب فکر نمی کنم مثلا توو جمعی که همه شیعه باشند و هیچ نوار و سی دی و...از ان مجلس بیرون نمی رود لعن کردن ان جا هم مخالف وحدت باشد.دوستان طوری صحبت نکنند که فکر کنیم ان ها اصل لعن را قبول ندارند.ما اگر لعن رو یکی از مصادیق تبری بگیریم که صد در صد یکی از مصادیق تبری همین لعن است این لعن بر دشمنان ائمه نه تنها جایز بلکه واجب است.و مورد تقیه بر واجب اطلاق نمی شود.یعنی ما از فردا باید نمازمون رو هم تعطیل کنیم چون در زمان تقیه به سر می بریم؟اقایان اشتباه نکنید.لعن واجب است نه جایز.لعن جزء موارد تبری است.وتبری هم جزء فروعات اصلی دین است که واجب عینی می باشد.امیدوارم دوستان این مورد را خوب درک کنند که تقیه بر واجب اطلاق نمی شود و گرنه اگر می شد ما از همین امشب دیگه باید نمازمون رو هم ترک کنیم
سلام
در میان دوستانی که در این نوشتار نوشته اند کسی نیست که در استحقاق لعن به ظالمین به حق اهل بیت تردید داشته باشد ... بحث درباره مصداق هاست ... و جواز راهزنی اندیشه ! همه کاری که از شما دوستان محب اهل بیت توقع است عدم تخریب بستر رویش اندیشه آگاه شدن از حق اهل بیت و مظلومیت آنها است .
آیا شیعه ای دیده اید که در لعن یزید تردیدی داشته باشد ؟ ... باید کاری کنیم که اصل ملعون بودن هر ظالم به اهل بیت جا بیفتد . همان کاری که حسین و زینب از ما می خواهند ... این نقطه قوت استدلال تشیع است ..
شما برای فرونشاند خشم مقدس و ولایی خود باید تلاش کنید این اصل جا بیفتد ... لعن مستقیم همانطور که به طور مستند آورده شده است خلاف سیره اهل بیت است و راهزنی اندیشه جستجوگری که می خواهد حقیقت را بیابد
به فکر و فطرت انسانها اعتماد کنید و اجازه دهید که بالندگی بیابد آنگاه خواهید دید که راه خود را خواهد یافت
هیچگاه خود را برتر تلقی نکنید ... همه ما وسیله ایم ... و خود بیش از همه محتاج راهنمایی و هدایت ...
شما درون خود هر فکر و نیتی می توانید داشته باشید اما این بسیار خود خواهانه است که پشت کامپیوتر بنشینید و مقدسات و باورهای دیگران را لعن کنید و سپس دل خوش دارید که دین و ظیفتان را نسبت به اهل بیت ادا کرده اید
بیایید یکبار دیگر کارایی ها و شایستگی های این فناوری ( تالار گفتمان مجازی ) را در ذهن مروور کنیم و چیزی جز انباشتگاه ضعف ها و قوت های شخصیتی خود به آن بنگریم
noor-alzahra
Wednesday 4 June 2008, 11:44AM
سلام
در میان دوستانی که در این نوشتار نوشته اند کسی نیست که در استحقاق لعن به ظالمین به حق اهل بیت تردید داشته باشد ... بحث درباره مصداق هاست ... و جواز راهزنی اندیشه ! همه کاری که از شما دوستان محب اهل بیت توقع است عدم تخریب بستر رویش اندیشه آگاه شدن از حق اهل بیت و مظلومیت آنها است .
آیا شیعه ای دیده اید که در لعن یزید تردیدی داشته باشد ؟ ... باید کاری کنیم که اصل ملعون بودن هر ظالم به اهل بیت جا بیفتد . همان کاری که حسین و زینب از ما می خواهند ... این نقطه قوت استدلال تشیع است ..
شما برای فرونشاند خشم مقدس و ولایی خود باید تلاش کنید این اصل جا بیفتد ... لعن مستقیم همانطور که به طور مستند آورده شده است خلاف سیره اهل بیت است و راهزنی اندیشه جستجوگری که می خواهد حقیقت را بیابد
به فکر و فطرت انسانها اعتماد کنید و اجازه دهید که بالندگی بیابد آنگاه خواهید دید که راه خود را خواهد یافت
هیچگاه خود را برتر تلقی نکنید ... همه ما وسیله ایم ... و خود بیش از همه محتاج راهنمایی و هدایت ...
شما درون خود هر فکر و نیتی می توانید داشته باشید اما این بسیار خود خواهانه است که پشت کامپیوتر بنشینید و مقدسات و باورهای دیگران را لعن کنید و سپس دل خوش دارید که دین و ظیفتان را نسبت به اهل بیت ادا کرده اید
بیایید یکبار دیگر کارایی ها و شایستگی های این فناوری ( تالار گفتمان مجازی ) را در ذهن مروور کنیم و چیزی جز انباشتگاه ضعف ها و قوت های شخصیتی خود به آن بنگریم
سلام خدمت دوست عزیز جناب صفا
اولا این که بهت بگم خیلی ادم با صفایی هستی:D
اولا کی گفته لعن مستقیم سیره ائمه نبوده.دوستان دلایلی رو اوردند . دوستان موافق نظر ما هم دلایلی اوردند.دلیلی نداره ما ادعای دوستان رو قبول کنیم.ما همچنان معتقدیم که لعن مستقیم هم جزءسیره ائمه بوده.تقیه مواردش کاملا مشخصه.و ائمه هم اونجایی که می تونستند دوستان خودشان را به لعن سفارش می کردند و همینطور که دوستان روایتش رو اوردند ائمه گاهی اوقات لعن با اسم هم می کردند.ضمنا کسی قدرت استدلال شیعه رو با اوردن دلایل لعن نمی تونه زیز سوال ببره.اگر در مورد سنی ها میفرمایید.خب این جماعت که عقایدشون کلا در خیلی موارد اشتباه است پس درباره این فرقه از مسلمانان باید گام به گام شروع کرد و بعد از درست کردن عقایدشان به دلایل درستی لعن می پردازیم مثل اینه که شما بخواید برای یه کافر به خدا هنوز وجود خود خدا رو اثبات نکرده بخواید قیامت رو براش اثبات کنید به قول برادران اذری زبانمون اللهم بیر بیر...:smile07::smile07::smile07:
mehrdad_123
Wednesday 4 June 2008, 12:09PM
آیا شیعه ای دیده اید که در لعن یزید تردیدی داشته باشد ؟ ... باید کاری کنیم که اصل ملعون بودن هر ظالم به اهل بیت جا بیفتد . همان کاری که حسین و زینب از ما می خواهند ... این نقطه قوت استدلال تشیع است ..
برادر من چرا ندیده ایم؟
همین ناظر سایت که دم از شیعی بودن می زنند طبق قوانین جدید لعن و ... ممنوع کردن
فوانین جدید سایت:
هر گونه درج اهانت به سایر کاربران و افراد مورد احترام ایشان یا لعن مستقیم یا غیر مستقیم و مشبوه
آیا شما می پندارید که اهل سنت با لعن یزید موافق هستند؟! بسیاری از آنها یزید را جزو خلفا می دانند
برادر من مذهبی که تولی تبری را از آن بگیرند گویی به لشکری است که علمدارش را از او گرفته اند. جوانی که نه تولی بداند نه تبری به آن واحد با یک شبهه به لرزه خواهد افتاد متوجه هستید که؟
لعن ا... قاتلیک یا زهرا(س)
SAFA
Wednesday 4 June 2008, 03:00PM
دوستان گرامی
شما را مجددا به مطالعه و مقایسه اسناد آورده شده از هر دو طیف فکری دعوت می کنم و نمی خواهم و نمی توانم ایده ای بر شما تحمیل نمایم ... اما مجددا
تاکید می کنم که از این نوع نگاه بپرهیزید ... کدام نگاه ؟ ... اینکه ما موظف به هدایت دیگران هستیم و دیگران ناآگاه هستند و ما آگاهیم ... و ما قدم به
قدم باید آنها را آگاه کنیم ... صحیح است که نور محبت اهل بیت را در دلهایمان داریم و هر کس که این نور بر دلش تابیده باشد می داند که چه کیمیایی
است و البته دوست دارد که همه را از آن نور بهره مند سازد اما روش ابلاغ ما ربطی به حقانیت ما ندارد .
یعنی برتربن مفاهیم را با تبلیغ بد می توان ضایع کرد و منحط ترین مفاهیم را با تبلیغ خوب می توان تمجید نمود .
بطور مثال کنش در برابر دو جمله " لعن الله قاتلیک یا زهرا " و "لعن الله عمر " را بررسی میکنیم ..
در برابر جمله اول مخاطب سنی ما خود را در برابر سوالهایی خواهد یافت ...
زهرا کیست ؟ آیا زهرا همان دخت گرامی رسول الله است ؟ مگر ایشان به قتل رسیده است ؟ چه کسانی و چگونه او را به قتل رسانده اند ؟ ...
و اینگونه زمینه تحقیق گسترده است و هر شنونده ای مبتنی بر وسع فکری و آزاد اندیشی خود در این عرصه مجال جستجو خوهد یافت ...
اما در برابر جمله دوم کنش مخاطب عام شما چه خواهد بود ؟ ...
به همین دلیل است که ادعا می کنم هر گونه لعن مستقیم راهزنی اندیشه است و فرصت را از مخاطب شما و خود شما سلب می کند .
اندکی درباره هدف تامل کنیم ... ما با همه قوت ها و ضعفهایمان می توانیم چراغ های هدایتی باشیم که راه را برای رهروان روشن تر کنیم ... و البته در
این سوسوزدن و نورافشانی کردن باید به منبع اصلی نور و نیرو یعنی قران و اهل بیت متصل باشیم
بدلیل برخی مولفه های تربیتی جامعه مذهبی ما اکثریت ما تصور می کنیم تبلیغ دین و مکتب اهل بیت مقتضی ان است که دست مخاطب خود را کرفته و
به سر منزل مقصود برسانیم ... درحالیکه این روش مستلزم آن است که همیشه دستان مخاطبان خود را در دست خود نگه داریم و همه مخاطبان خود را
در چهار چوب فهم و ظرفیت های خود محصور کنیم
این همان خود خواهی است که به آن اشاره رفت ...
مهرداد عزیز ... کسی نمی تواند دو اصل مهم تولی و تبری را از ما بگیرد اما اگر دغدغه ایمان جوانان دارید بدانید که زمانه ما مقتضیات خود را دارد و
از این مقتضیات دسترسی آسان به جریان اطلاعات است و ابزاری از قبیل این تالار گفتمان اگر با ظرافت و مهارت های مرتبط بکار گرفته شود می تواند بسیار مفید باشد
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 12:59AM
با تشکر از جناب صفای باصفا که حق مطلب را به خوبی ادا فرمودند ... :smile07::smile07::smile07:
yar-mahdi
Thursday 5 June 2008, 01:34AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
با تشکر از جناب صفای باصفا که حق مطلب را به خوبی ادا فرمودند ... :smile07::smile07::smile07:
ای کاش می شد چندین بار از مطالب جناب صفا تشکر کنم .
:smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39::smile39:
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 01:39AM
در اصل توسط noor-alzahra نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=387804#post387804)
سلام عزیزان دل برادر
ببینید این که ما باید وحدتی داشته باشیم شکی در ان نیست.اما این وحدت نباید طوری باشد که ما از عقاید خودمون برگردیم.
سلام ...
آیا شما به خاطر لج کردن با ما (که خیال می کنید نظر ما این است که به خاطر وحدت باید بخشی از عقاید خود را کنار بگذاریم) بلند بلند به فلان و بهمان لعن می کنید ....؟
خیر ما چنین دیدگاهی نداریم ...
وحدت از دید ما این نیست ...
وحدت از نظر ما احترام به خود اشخاص است ...
احترام به عقل و تشخیص افراد است ...
مخصوصا در محیطی که داریم با هم تبادل نظر و بحث می کنیم ...
نه من نه شما و نه هیچ علامه و حتی وصی و ولی و حتی پیامبری قادر نیست عقیده کسی را به زور تغییر دهد :
«انک لا تهدی من احببت ولکن الله یهدی من یشاء وهو اعلم بالمهتدین قصص56»
تو نمىتوانى کسى را که دوست دارى هدايت کنى؛ ولى خداوند هر کس را بخواهد هدايت مىکند؛ و او به هدايت يافتگان آگاهتر است!
بنا بر این ، به خاطر وحدت ، مقدسات آنها را مورد اهانت قرار نمی دهیم ....
آنها نیز همینطور ....
مراعات همدیگر را می کنیم ....
همین عمل کوچک ، باعث می شود علاوه بر اینکه کینه ها برطرف میشوند ، قلبها نیز آماده شنیدن صدای حق و پذیرش آن شوند ....
خدا نیز همین توصیه را فرموده :
«ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»
با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر مىداند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت شدگان آگاهتر است.
او که رسول خدا بود .... ما جای خود داریم ....
پس فکر اینکه شما خود را آن بالا ببینید و دیگران را پایین و با غرور خیال کنید دارید همه را هدایت می کنید و نجات می دهید را از سر بیرون کنید ....
همینطور ما ...
همینطور آن عزیزان سنی ...
همینطور آن صاحبان اندیشه های مختلف و خردهای گوناگون ....
همه باید در حدود منطق بگوییم و بشنویم .... نه بیشتر و نه کمتر ....
فعلا همین ابزار مطمئن در اختیار ماست ....
ضمن اینکه پایه هر بحثی نمی تواند چیزی جز مشترکات طرفین بحث باشد ... وگرنه تحمیلی است ... نه عادلانه ...
بحث غیر عادلانه ارزش چندانی ندارد ....
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 01:42AM
نمی دانم چه چیزی باعث شده که شما انقدر به خود فخر می فروشید و به دیگران توهین می کنید اما من بعد جواب شما را با توهین خواهیم داد اما چه کنم که ادب اسلامیم اجازه نمی دهد به یک زن توهین آنچنانی کنم و غرورش را بیش از این زیر پا له کنم
به جای دعوا ، کمی هم منطق و جواب مستدل لطفا ....
من به شما توهینی نکردم ادامه ندهید لطفا ...
ناحق همان نظریه هایی است که در پوشش قرآن و اهل بیت می خواهند خود را جلوه دهند
اینکه میگویم :
ببینید حضرت علی علیه السلام چگونه رفتار فرمودند ....
امام حسن مجتبی چگونه ....
امام حسین چگونه ....
امام سجاد ...
امام باقر ...
امام صادق ...
امام کاظم ...
امام رضا ....
امام جواد ....
امام هادی ...
امام حسن عسکری ....
امام زمان علیهم السلام چگونه رفتار کرده اند ....
همان گونه باشید ....
نروید دنبال روایاتی بگردید که به شما اجازه دهند فلان کار را بکنید یا فلان کار را ترک کنید ....
ناحق است ....؟
یا اینکه گفتم :
ایا درست است ما که خود را پیرو آن بزرگواران می نامیم ، به میل خود و برای تسکین قلب خود بلند بلند به کسی یا کسانی فحش بدهیم یا لعن کنیم که برای عده بسیار دیگر محترم هستند ....؟
آیا این کارها خلاف عقل نیست ....؟
آیا خلاف قرآن نیست که فرمود : واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ....؟
آیا دشمنی با قرآن نیست که فرمود : واطیعوا الله ورسوله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم واصبروا ان الله مع الصابرین ...؟
یا :
و سخن آخر :
دشمن ما اهل سنت نیستند .... حتی وهابیها و سلفی ها هم نیستند .... اینها عمالی هستند عاری از اندیشه سالم ....
دشمن ما آنها هستند که اکنون عراق را اشغال کرده و جز ویرانی و فلاکت و بدبختی و نفاق و تفرقه ارمغانی نداشتند ....
افغانستان را اشغال کردند و سیل مهره های القاعده و طالبان را به همه جای جهان اسلام گسیل داشتند ....
آنها که در پی بلوا میان مسلمین باشند ، پیرو همانها هستند ....
چه طالبان باشند .... چه سنی .... چه شیعه ....
نتیجه که تفرقه باشد و با دشمن دین مشترک المنافع شوید ، یکی هستید .... ان شاء الله چنین نباشد ....
من بی سوادم
اما ببین تا چه اندازه سوادم از تو یکی بالاتر است که مچ بی سوادی امثال تو را میگیرم
اگر بتوانید مچ مرا بگیرید و اشتباه من یا خلاف مرا به من نشان دهید تا عمر دارم خود را مدیون شما میدانم ....
اما لطف کنید بدون کینه ورزی و تعصب لطفا ....
من پای درس شما نشسته ام ... بسم الله ....
چه کتابی
دلیل از قرآن می خواهید آوردیم دلیل از سنت می خواهید آورده ایم حال چه بحثی مانده؟!
شما فقط یک کتاب که نویسنده اش دیگری است ، کپی کرده اید تا من سرم گرم خواندن آن شود و ببینم چگونه احادیثی را که فعلا نمی توانم به بررسی آنها بپردازم و در آن کتاب قطار کرده ، چیزی را که قرآن کریم به روشنی به من آموخته را مردود کرده و چیز دیگری جایگزینش کرده ...
در بحث عادلانه ، این شیوه ها در حد توصیه به مطالعه فلان کتاب باشد قابل قبولند ...
نه اینکه از من بخواهید کتاب کس دیگر را در اینجا به عنوان پاسخ شما بپذیرم و خود را ناچار بدانم آن را به نقد بکشم ... و اگر نکشم ، شما خیال کنید مرا زیر پا له کرده اید .... :D
ادب اسلامیم اجازه نمی دهد به یک زن توهین آنچنانی کنم و غرورش را بیش از این زیر پا له کنم
جناب من! مگر شما کی هستی؟!
یک بنده خدا که مستقل از شما یا هر کس دیگر اندیشه یی دارد و شما نمی توانید اندیشه های خود را به او تحمیل کنید مگر با منطق قوی و سخن مستدل خود ...
اتفاقا بر عکس ناصبی شمایی هستید که می خواهید هر چه که موقعیت خودتان می طلبد را به اسم دین بنامید نه اهل بیت می فهمید یعنی چه نه قرآن
خدا را شکر هیچ موقعیتی ندارم که بتواند حتی اندکی عقیده ام را تغییر دهد ....
ناصبی هم نیستم ... چون ناصبی ها با اهل بیت علیهم السلام دشمنند ... اما من عشق آنها را در دل دارم ... و به عشق آنهاست که سعی دارم آنچه از تعالیم صحیح آنها به دست آورده ام را در اختیار عاشقان دیگرشان که برای من نیز عزیزند قرار دهم ....
دعوتت را پس میدهم تا زمانی که ادب را یاد بگیری و به اصول بحث کردن آشنا شوی
خوشحال خواهم شد به من بیاموزید اصول بحث چه هستند .... :smile07:
mehrdad_123
Thursday 5 June 2008, 01:58AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
----------------------------
شما را مجددا به مطالعه و مقایسه اسناد آورده شده از هر دو طیف فکری دعوت می کنم و نمی خواهم و نمی توانم ایده ای بر شما تحمیل نمایم ... اما مجددا
حقیر هم شما و دیگر دوستان را به تامل و قیاس حقیقت جویانه دعوت می کنم تا از مطالبی که گفته شد خود قضاوت کنید ان شاا...
تاکید می کنم که از این نوع نگاه بپرهیزید ... کدام نگاه ؟ ... اینکه ما موظف به هدایت دیگران هستیم و دیگران ناآگاه هستند و ما آگاهیم ...
من هم تاکید می کنم که خود را از این حس حقیر و خرد کردن دیگران برهانید
برایم بسی جای تعجب است که دیگران چنین افکارهایی نسبت به ما دارند
نکاتی هست که به حضورتان عرض می کنم ان شاا...
به نظر می رسد شما در تفکیک مرز بین ملایم بودن و تند بودن راه را بیراهه رفته اید
شما فقط به مخاطب سنی خود نگاه می کنید نه مخاطب شیعی و البته همین نگاه به مخاطب سنی هم از دید روانشناسی تربیتی مشکلاتی دارد که ذیلا به تفسیر عرض می کنم
ببینید جدا از ثقلین طبق فرمایشات علمای علم النفس ما در تربیت و جذب گروههایی که راه را گم کرده اند باید دو گانه عمل کنیم یعنی هم ملایم باشیم و هم تند که به نظر می رسد ثقلین نیز این موضوع را به خوبی تبیین کرده اند و سفارشات بر لعن هم ناظر بر این معناست البته پر واضح است که ما در برخورد با مردمان عوام اهل غیر شیعه باید این اطمینان را به آنها بدهیم که حساب آنها در نزد ما جداست
ببینید ما منکر محبت ورزی به غیر شیعه نیستیم آنچه که ما منکر آنیم افراط در این محبت ورزی هاست افراط به حدی که حتی بخاطر آنها از جوانان و مردمان خودمان و عاقبت عقاید آنها هم غافل شویم که این ظلمی است بسیار ناروا
بر خلاف فرمایشات شما مقتضیات عصر ما ملزم می کند که ما هر چه بیشتر بر مسئله ی تولی و تبری پافشاری کنیم جوانی که بغض دشمنان دینش را نداشته باشد نمی تواند از اعتقادات خود حفاظت کند این همان مرزی است که جوان سی سال پیش را از جوان امروز جدا می کند جوان امروز به سبب دور ماندن از اینگونه مسائل که در قالب روشن فکری به ذهنش تزریق کرده اند ناخود آگاه روحیه ی علی وار بودن و فاطمی وار بودن خود را از دست داده به نظر خود شما هم شاهد این مسائل هستید و میبینید که دیگر خبری از غیرت اسلامی نیست بلی دوست عزیز یکی از دلایل آسیب همان دور ماندن از تولی و تبری است
بنابراین ما نباید به اسم وحدت از حق مسلم خود حتی یک قدم پا پس بگذاریم به جای این عقب نشینی های افراطی بیایید اصول تبلیغ دین را یاد بگیریم بیایید مخاطب شناسی کنیم و تهدید ها و فرصت ها را بسنجیم نه اینکه از اصول تبلیغ فقط تسلیم شدن و مخلوط کردن عقاید با عقاید مخالفین را بکار بگیریم
اینجاست که انسان می فهمد چرا فرموده اند کمال دین ولایت ما و برائت از دشمنان ماست اینجاست که باید بفهمیم برائت به خاطر حفظ حقیقت است و چیزی بیهوده نیست.
ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق
mehrdad_123
Thursday 5 June 2008, 02:03AM
به جای دعوا ، کمی هم منطق و جواب مستدل لطفا ....
من به شما توهینی نکردم ادامه ندهید لطفا ...
دعوا؟
این دعوای من است یا شما؟!
لطف کنید به جای اینکه پا جای پای استاد فاسق خود جناب عبدالحسین کذاب و مفتری بگذارید ، و تا گیر می کنید ، هارت و پورت و فحاشی و تهمت را پیشه خود سازید ، کمی از آن منطق و عقل خود که ادعا فرموده اید از آن برخوردارید خرج فرمایید ....
yar-mahdi
Thursday 5 June 2008, 02:08AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
خب! جناب یار مهدی آیا به نظرتان با پست شماره ی 45 خودتان جای بحثی بر خودتان گذاشتید؟!
آیا فکر می کنید که ما می گوییم در زمان امامان(ع) تقیه وجود نداشت؟! اصولا به نظرتان پست قبلی نظر ما را تایید می کند یا نظر شما را؟!
راستی جناب یار مهدی:
مکررا می فرمایید که هنوز منتظر هستید , منتظر چه؟! اگر منتظر استاد عزیزمان جناب عبدالحسین هستید که باید بگویم بسی به دور از منطق نشسته اید چرا که ایشان محدود شده اند
اما اگر منتظر روایاتی هستید که لعن را جایز می دانند خودتان جواب خودتان را دادید:)
جناب مهرداد عزیز ! شما نمی گوئید در زمان ائمه علیهم السلام تقیه وجود نداشت ، شما می گوئید الان نباید تقیه کرد . جز این است ؟
اما روایاتی که جناب صبح به عوض من زحمت کشیده و آوردند نشان می دهد که تقیه تا زمان قیام قائم آل محمد (ع) پابرجاست .
اما پست من اتفاقا نشان می دهد که امیرالمومنین چگونه مستحق لعن پیامبر (ص) نمی شود ، یا چرا سبّ خلفا را نمی کند . زیرا تقیه به او می گوید چنین کند . و امروز نیز به نحو دیگری این تقیه را باید داشت . بله در محیط های خصوصی کسی مشکل ندارد ، اما مسئله این است که در این محیط مجازی که همگان آن را زیر نظر دارند ، باید تقیه کرد و راجع به خلفا جز سخن از اعمالشان نگفت .
جناب مهرداد ، من کجا گفته ام لعن جایز نیست ؟! آیا این من نیستم که در اثبات لعن ، سرفصل مساله ی « لعن » (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=5656) را با تحقیقات عمیق آکنده ام ؟!
اما راجع به انتظارم توضیح دادم که شما به عنوان مدافع ایشان جورشان را بکشید . اگر هم علمتان به اندازه ی ایشان نیست ، آن چیز دیگری است .
به زودی توضیحاتی درباره ی دیدگاه خودم در موضوع تبری و لعن می آورم .
والسلام
mehrdad_123
Thursday 5 June 2008, 02:08AM
ناحق است ....؟
یا اینکه گفتم :
ناحق آن است که آیه ی حبل ا... را بر علیه شیعه می آورید- می دانید این یعنی چه؟ این یعنی طرف خیلی ناصبی است
شما فقط یک کتاب که نویسنده اش دیگری است ، کپی کرده اید تا من سرم گرم خواندن آن شود و ببینم چگونه احادیثی را که فعلا نمی توانم به بررسی آنها بپردازم و در آن کتاب قطار کرده ، چیزی را که قرآن کریم به روشنی به من آموخته را مردود کرده و چیز دیگری جایگزینش کرده ...
در بحث عادلانه ، این شیوه ها در حد توصیه به مطالعه فلان کتاب باشد قابل قبولند ...
نه اینکه از من بخواهید کتاب کس دیگر را در اینجا به عنوان پاسخ شما بپذیرم و خود را ناچار بدانم آن را به نقد بکشم ... و اگر نکشم ، شما خیال کنید مرا زیر پا له کرده اید .... :D
کپی کردن چه اشکالی دارد
می گویند کسی که پاسخی ندارد همیشه صلاح را در شعار دادن می بیند
اگر اهل بحث منطقی هستید میدان را خالی نکنید و حجاب از حقیقت برگیرید نه اینکه شعار بدهید:)
mehrdad_123
Thursday 5 June 2008, 02:11AM
جناب مهرداد عزیز ! شما نمی گوئید در زمان ائمه علیهم السلام تقیه وجود نداشت ، شما می گوئید الان نباید تقیه کرد . جز این است ؟
ضمن سلام
بنده می گویم تقیه طبقه بندی دارد اگر به تقیه است پس چرا آقایان اصلا انقلاب کردن؟! بهتر نبود تقیه بکنن نظام را به دست بی دین های سکولار و ... بدهند؟!
اگر اینکه شما می گویید تقیه است پس چرا روایت داره سفارش به لعن می کنه؟!
برادر من اینی که شما می فرمایید تقیه نیست بلکه راحتی جان است که در قالب روشن فکری ظهور کرده است و لا غیر
mehrdad_123
Thursday 5 June 2008, 02:14AM
اما پست من اتفاقا نشان می دهد که امیرالمومنین چگونه مستحق لعن پیامبر (ص) نمی شود ، یا چرا سبّ خلفا را نمی کند . زیرا تقیه به او می گوید چنین کند . و امروز نیز به نحو دیگری این تقیه را باید داشت . بله در محیط های خصوصی کسی مشکل ندارد ، اما مسئله این است که در این محیط مجازی که همگان آن را زیر نظر دارند ، باید تقیه کرد و راجع به خلفا جز سخن از اعمالشان نگفت .
قیاسی کاملا به غلط انجام دادید
اگر زمان مولایم علی (ع) فقط ملاک است حرف شما قبول اما به نظرتان چرا مثلا امام حسین(ع) جنگ کرد آیا او تقیه نکرد؟
پس نتیجه میگیریم که بر حسب زمان باید هم تولی داشته باشیم و هم تبری
mehrdad_123
Thursday 5 June 2008, 02:15AM
اما راجع به انتظارم توضیح دادم که شما به عنوان مدافع ایشان جورشان را بکشید . اگر هم علمتان به اندازه ی ایشان نیست ، آن چیز دیگری است .
بنده علمم به اندازه ی ایشان نیست%
و فقط از جایگاه خود سخن می گویم ان شاا...
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 02:44AM
در اصل توسط mehrdad_123 نوشته شده است
ناحق آن است که آیه ی حبل ا... را بر علیه شیعه می آورید- می دانید این یعنی چه؟ این یعنی طرف خیلی ناصبی است
اشتباه می کنید ...
دوباره و بدون عصبانیت آنرا بخوانید ...
mehrdad_123
Thursday 5 June 2008, 03:11AM
اشتباه می کنید ...
دوباره و بدون عصبانیت آنرا بخوانید ...
این ها عین جملات شماست که نقل می شود:
اولش فرمودید:
نروید دنبال روایاتی بگردید که به شما اجازه دهند فلان کار را بکنید یا فلان کار را ترک کنید ....
بعد فرمودید:
ایا درست است ما که خود را پیرو آن بزرگواران می نامیم ، به میل خود و برای تسکین قلب خود بلند بلند به کسی یا کسانی فحش بدهیم یا لعن کنیم که برای عده بسیار دیگر محترم هستند ....؟
آیا این کارها خلاف عقل نیست ....؟
آیا خلاف قرآن نیست که فرمود : واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا ....؟
آیا دشمنی با قرآن نیست که فرمود : واطیعوا الله ورسوله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم واصبروا ان الله مع الصابرین ...؟
در واقع با انتخابی برخورد کردن روایات و همچنین استناد به آیه ی وحدت, سیره ی آن بزرگواران را جدا از حبل ا... دانسته اید؟! اینطور نیست؟!
البته یادم میاید که شما در جای دیگری هم وقتی کار به بیان حقیقت و برائت از دشمنان رسید این آیات را آوردید که با برخورد تند برخی از کاربران و همچنین با تقدیر برخی دیگر از کاربران شیطانیان مواجه شدید - البته حال اگر می خواهید حرف خود را پس بگیرید یا سخن حق را بپذیرید حرفی نیست%
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 03:38AM
خیر اینطور نیست ...
من خود این ایراد را گرفتم که نروید روایاتی را برای خود گزینش کنید که فلان کار شما را (که از قبل می کردید ... مثل قمه زدن ... مثل به نام ، لعن کردن ... مثل فحش دادن به خلفا و غیره ) توجیه کنند ....
آنگاه شما مرا متهم می کنید که روایات را انتخابی و گزینشی آوردم ...؟
بارها گفته ام که هیچ روایتی از دید من متقن نیست ، مگر صد در صد با قرآن موافق بیابم ...
و لذا تنها تعداد اندکی روایت را تا کنون نقل کرده ام ... آیه وحدت به وضوح سخن از وحدت میان مسلمین زده ....
حال شما برای فرار از آن سعی میکنید با نقل روایاتی (که تقریبا به صحت برخی از آنها وثوق دارم) بفرمایید حبل الله = ائمه (ع) ... مانعی ندارد ...
من هم شما را به همان ائمه علیهم السلام ارجاع دادم .... سیره آنها را به شما نشان دادم ....
تک تک آنها را نام بردم .... نبردم ....؟
آیه فشل را چه می کنید ....؟
آن که دیگر صراحت دارد .... ولا تنازعوا فتفشلوا .... نزاع نکنید که شکست می خورید ....
amirrh / حلاج.
Thursday 5 June 2008, 07:55AM
این تاپیک از آن جهت جالب است که دو طرف دعوا هر دو یک مذهب را مدعی هستند! هر دو شیعه
karbala110
Thursday 5 June 2008, 08:20AM
1_ ضمیرها تا قبل از ذکر نام ، همگی مثنی هستند ... یعنی مخاطب دو نفر می باشند ....
اما وقتی نام می برد ، نام چهار تن را ذکر می کند ....
معصوم دچار چنین خطای فاحشی نمی شود ....
پس یا از معصوم نیست .... جعلی است ....
یا دنباله یی که حاوی نام چهار تن است از معصوم نیست و جعلی است ....
?!?!?!?!?!?!
با عرض احترام خدمت شما عرض می کنم که صحبت های شما بسیار مضحک و مسخره می باشد !
اولا ضمائر غائب هستند نه مخاطب !
ثانیا طبق کدام قاعده نحوی مرجع ضمائر غائب بعد از خودشان می آید که شما انتظار دارید "اباجهل و ابابکر و عمر و الولید " با ضمیر "هما" مطابقت کند ! (مرجع ضمیر فقط در چند مورد خاص لفظاً و رتبتاً بعد از ضمیر می آید. رجوع شود به کتاب مغنی باب رابع)
ثالثا طبق کدام قاعده نحوی اگر کلام با ضمیر مثنی شروع شد تا آخر کلام نیز متکلم باید فقط درباره دونفر صحبت کند !
از شما تقاضا دارم که اگر جوابی برای سوالات حقیر دارید بفرمایید . و الا وقت بنده و دیگر دوستان را با این اظهار نظرات غیر متخصصانه و مضحک و مسخره نگیرید . با تشکر !
karbala110
Thursday 5 June 2008, 09:59AM
بسم الله
با توجه به شبهاتی که در رابطه با سب مطرح شده است. لازم می دانم مطلبی را بیان کنم. اول آیه ای را که مطرح میکنند آیه ذیل است:
قال تعالى: ( وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَيَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍكَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْفَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ)الأنعام:108
پروردگار متعال می فرماید : ( دشنام ندهید کسانی را که غیر الله رامی خوانند که خدا را به غیر آگاهی دشنام خواهند داد ، اینطور است که برای هر امتیعملشان را زینت دادیم و سپس بازگشت آنها به سوی پروردگارشان است و بدانچه عمل کردندآنها را نوید می دهیم.)
این آیه شریفه سب را به طور مطلق نهی نمی کند. بلکه سب کسانی را نهی می کند که خدایانی دارند و اگر ما خدایان ایشان را سب کنیم. ایشان نیز الله را سب می کنند. فلذا ازاین آیه نمیتوان استفاده کرد که سب به طور مطلق حرام است. اگر هم با فرض محال کسی ادعا کند که این آیه شریفه به طور مطلق سب را منع کرده است باید توجه داشت که ازنظر اصولی (علم اصول) احادیث می توانند مطلقات قران را قید بزنند.
با توجه به روایت ذیل خود اهل بیت علیهمالسلام دستور به سب اهل بدعت (عمر و ابابکر) داده اند. و این هیچ تخالفی با آیات قران ندارد:
مـُحـَمَّدُ بـْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِعَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِى نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سـِرْحـَانَعـَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْأَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بـَعْدِى فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْوَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَبَاهِتُوهُمْ كـَيـْلَا يـَطـْمـَعـُوا فـِى الْفـَسـَادِ فـِى الْإِسْلَامِ وَيَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُلَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِىالْآخِرَةِاصول كافى جلد 4 صفحه :83 رواية :4
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
الف - بررسی سند
سند حدیث - مطالب زیر درباره ی رُوات حدیث ، از نرم افزار « نور الدرایة » استخراج گردیده است .
نفر یکم
اسم : داود بن سرحان العطار
تقويم : إمامي،ثقةجليل
نفر دوم
اسم : أحمد بن محمد بن أبي نصر البزنطي
تقويم : إمامي،ثقةجليل،منأصحابالإجماع،لايرويولايرسلإلاعنثقة
نفر سوم
اسم : محمد بن الحسين بن أبي الخطاب
تقويم : إمامي،ثقةجليل
نفر چهارم
اسم : محمد بن يحيى العطار
تقويم : إمامي،ثقةجليل
سند روایت علی الظاهر صحیح است ، بنابراین از نظر سند ایرادی بر این حدیث نیست .
والسلام
از اینکه منصفانه اعتراف به صحیح السند بودن روایت کردید بسیار خوشحالم. همانطور که گفتم مراجع و مجتهدینی که سب را در بعضی موارد جائز می دانند نیز از همین روایت استفاده کردند. علمایی مانند: ایات عظام خوئی - سید صادق روحانی - سید صادق شیرازی - صافی گلپایگانی -ایت الله میرسجادی و حتی تا آنجایی که به یاد دارم شیخ در مکاسب نیز این روایت را آورده و... . و این روایت نیز هیچ منافاتی با ایه مذکور ندارد همانطور که بیان شد.
به نظر حقیر اینجا دو مطلب خلط شده اند. ما باید سب و لعن به اسم را فی نفسه بررسی کنیم و بعد مسئله تقیه را بحث کنیم. شما روایات تقیه را می آورید ! مگر ما منکر تقیه شده ایم !
توجه کنید که تقیه نمیتواند نفس الامر حکمی را تغییر دهد. یعنی مسائل ثانویه وعارضی نمیتوانند ماهیت و ذات یک حکم را تعطیل یا تغییر دهند. بنابراین اولا باید بررسی کنیم که آیا سب و لعن به اسم فی نفسه جائز است یا نه. اگر به این نتیجه رسیدیم که این اعمال ذاتا ناپسند هستند دیگر جائی برای بحث تقیه نمی ماند. زیرا در این صورت ما چه اثبات کنیم زمان تقیه هست یا نه به هرحال انجام آن اعمال حرام می باشند. ولی اگر اثبات شد که سب و لعن به اسم جائز بلکه مستحب است آن وقت باید بحث کنیم که آیا در این زمان همیشه و همه جا باید تقیه کرد یا نه (طبق ادعای بعضی) !
با توجه به مطالب بالا سوال بنده از شما این است که آیا به نظر شما سب عمر و ابابکر و لعن به اسم آن دو نفر فی نفسه حرام می باشند یا نه ؟ لطفا دلیل اقامه کنید. با تشکر.
قال مولانا الرضا علیه السلام:
اللهم العن الذین بدلا دینک و غیرا نعمتک و اتهما رسولک و خالفا ملتک و.....اللهم زدهما عذابا فوق العذاب.....اللهم العن اباجهل و ابابکر و عمر و الولید لعنا یتلو بعضه بعضا و یتبع بعضه بعضا.....
cachitora
Thursday 5 June 2008, 10:06AM
این تاپیک از آن جهت جالب است که دو طرف دعوا هر دو یک مذهب را مدعی هستند! هر دو شیعه
البته شاید بنظر این بیاید مثل قرآن سر نیزه کردن معاویه(این کجا وآن کجا)
میان ماه من تا ماه تابون تفاوت است از زمین تا آسمون.
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 10:20AM
این تاپیک از آن جهت جالب است که دو طرف دعوا هر دو یک مذهب را مدعی هستند! هر دو شیعه
این دعوا در چارچوب اندیشه است و نشان می دهد :
1_ تشیع تا چه حد باز است که هزاران اندیشه متفاوت را در خود جای می دهد و باز هم از چارچوب بیرون نیست ...
2_ شیعیان تا چه اندازه آزاد اندیش و اهل اندیشه اند ....
3_ حتی دعوای فکری هم می تواند باشد اما وحدت درونی شکسته نشود ....
4_ شیعه حتی در دعوا هم خشونت فیزیکی مرتکب نمی شود و مسلمین را تکفیر و قتل عام نمی کند ....
5_ وقتی هرکس برای فکر خود احترام و ارزش قایل است ، از آن به سادگی دفاع می کند و نمی ترسد که کافر و مشرک و ملحد خوانده شده و حکم مرتد بر او جاری شود .... (دگم نیستیم)
6_ مشترکاتمان آنقدر قوی و فراوانند که این اختلافات ، جمع گرم ما را از هم نمی پاشد ....
7_ در عین دعوا کینه یی از هم نداریم ....
8_ همگی در حصن استواری داخل شده ایم که هیچ دشمن نفوذ کننده یی نخواهد توانست آن را در هم بشکند و نابودمان کند ....
9_ دشمنان تشیع احمق تر از آن هستند که این چیزها را درک کنند ...
10_ دشمنان اسلام از آنها احمق تر و سر در گم تر ...
:p
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 10:51AM
در اصل توسط زيـبـا نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=387392#post387392)
1_ ضمیرها تا قبل از ذکر نام ، همگی مثنی هستند ... یعنی مخاطب دو نفر می باشند ....
اما وقتی نام می برد ، نام چهار تن را ذکر می کند ....
معصوم دچار چنین خطای فاحشی نمی شود ....
پس یا از معصوم نیست .... جعلی است ....
یا دنباله یی که حاوی نام چهار تن است از معصوم نیست و جعلی است ....
?!?!?!?!?!?!
با عرض احترام خدمت شما عرض می کنم که صحبت های شما بسیار مضحک و مسخره می باشد !
اولا ضمائر غائب هستند نه مخاطب !
ثانیا طبق کدام قاعده نحوی مرجع ضمائر غائب بعد از خودشان می آید که شما انتظار دارید "اباجهل و ابابکر و عمر و الولید " با ضمیر "هما" مطابقت کند !
ثالثا طبق کدام قاعده نحوی اگر کلام با ضمیر مثنی شروع شد تا آخر کلام نیز متکلم باید فقط درباره دونفر صحبت کند !
از شما تقاضا دارم که اگر جوابی برای سوالات حقیر دارید بفرمایید . و الا وقت بنده و دیگر دوستان را با این اظهار نظرات غیر متخصصانه و مضحک و مسخره نگیرید . با تشکر !
با عرض احترام و تمسخر خدمت شما و آن پاسخ مضحکتان :p :smile07:
اولا ضمائر مثنی هستند (نگفتم ضمائر مخاطب هستند ... گفتم مخاطب ضمائر ، دو نفرند) ... اما نام چهار تن را برده ... پس نمی تواند به هم ربط داشته باشد ...
ثانیا و ثالثا باز هم نفهمیدید ... خیلی ساده اش می کنم شاید ملتفت شوید :
حدیث شما چنین می گوید :
اللهم العن الذین بدلا دینک و غیرا نعمتک و اتهما رسولک و خالفا ملتک و.....اللهم زدهما عذابا فوق العذاب.....اللهم العن اباجهل و ابابکر و عمر و الولید لعنا یتلو بعضه بعضا و یتبع بعضه بعضا.....ترجمه :
خدایا لعنت کن دو نفری را که دین تو را تبدیل کردند ،
(همان دو که) نعمتت را تغییر دادند ،
(همان دو که) به رسولت تهمت زدند ،
و (همان دو که) میان ملتت اختلاف افکندند و ......
خدایا بر عذاب آن دو بیفزا .....
و بعد نام می برد:
اباجهل و ابابکر و عمر و ولید
بالاخره دو نفرند یا چهار نفر ....؟
این تناقض نمی تواند از جانب معصوم باشد ....
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 10:55AM
یک)
اعرضوا حديثنا علىالقرآن فما وافق القرآن فهو منا وما لم يوافق القرآن فاضربوا به عرض الجدار
حدیث ما را به قرآن عرضه نمائید ، و آنچه که موافق قرآن بود پس آن از ماست و آنچه که مخالف قرآن بود آن را به دیوار بزنید .
دو) ضمن اینکه میدانیم که بین خدا و رسولش و بین رسول الله (ص) و آل بیتش اختلافی نیست ....
قال تعالى: ( وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) الأنعام:108
پروردگار متعال می فرماید : ( دشنام ندهید کسانی را که غیر الله را می خوانند که خدا را به غیر آگاهی دشنام خواهند داد ، اینطور است که برای هر امتی عملشان را زینت دادیم و سپس بازگشت آنها به سوی پروردگارشان است و بدانچه عمل کردند آنها را نوید می دهیم.)
سه )
عن كثير بن علقمة قال (قلت لابي عبد الله عليه السلام اوصني فقال :اوصيك بتقوى الله والورع والعبادة وطول السجود واداء الامانة وصدق الحديث وحسن الجوار فبهذا جاءنا محمد صلى الله عليه وعلى اله وسلم صلو في عشائركم وعودوا مرضاكم واشهدوا جنائزكم وكونوا لنا زينا ولا تكونوا علينا شيئا حببونا الى الناس ولا تبغضوا اليهم فجروا الينا كل مودة وادفعوا عنا كل شر..)
براي ما زينت باشيد ... و بر عليه ما شرم آوري نكنيد ، مردم را با ما دوست سازيد و با آنان غضب نكنيد ... و هر چه دوستي است به سوي ما جاري كرده و هر چه شر است از ما دور كنيد .
عن معاوية بن وهب قال (قلت له الامام الصادق عليه السلام:كيف ينبغي لنا ان نصنع فيما بيننا وبين قومنا وبين خلطائنا من الناس ممن ليسوا على امرنا؟ فقال:تنظرون الى ائمتكم الذين تقتدون بهم فتصنعون ما يصنعون فو الله انهم ليعودون مرضاهم ويشهدون جنائزهم ويقيمون الشهادة لهم وعليهم ويؤدون الامانة اليهم
پرسيده شد چطور با كساني كه (اهل سنتي كه ) با ما هم عقيده نيستند برخورد كنيم : امام صادق (ع) پاسخ گفتند : نگاه كنيد به ائمه خود كه بدانها اقتدا مي كنيد و آنچه كه آنها مي كنند انجام دهيد كه والله آنها (ائمه) از مريضان آنها عيادت مي كنند و در مراسم ختم آنها شركت مي كنند و براي آنها شهادت مي دهند و با آنان امانتداري مي كنند .
عن الحلبي عن ابي عبد الله عليه السلام قال (من صلى معهم في الصف الاول كان كمن صلى خلف رسول الله صلى الله عليه وعلى اله وسلم).
امام صادق عليه السلام فرمودند : كسي كه در صف اول با آنان نماز بگذارد ، همچنان است كه پشت رسول الله به نماز ايستاده است .
وعن عبد الله بنا سنان قال (سمعت ابا عبد الله عليه السلام يقول :اوصيكم بتقوى الله عز وجل ولا تحملوا الناس على اكتافكم فتذلوا ان الله تبارك وتعالى يقول في كتابه (وقولوا للناس حسنا) ثم قال :عودوا مرضاهم واشهدوا جنائزهم واشهدوا لهم وعليهم وصلوا معهم في مساجدهم..)
چهار )
جامع احاديث الشيعة - به نقل از كتاب الهداية- ج 14 ص 514
امام صادق عليه السلام مي فرمايند : التقية واجبة ، لا يجوز تركها الى أن يخرج القائم عليه السلام ، فمن تركها فقد دخل في نهي الله عز و جل ، و نهي رسول الله ، و الإئمة صلوات الله عليهم .
ترجمه : تقيه واجب است ، و ترك آن تا زمان خروج قائم عليه السلام مجاز نيست ، و آنكه تركش كرد ، با دستورات نهي خدا و رسول و ائمه مخالفت كرده است .
و نيز از كتاب المحاسن ، به نقل از امام صادق عليه السلام ،
كلما تقارب هذا الأمر كان أشد للتقية
هر چه زمان ظهور نزديك تر شود ، نياز به تقيه بيشتر شود ....
و نيز از كفاية الأثر ، از امام هشتم علي بن موسي الرضا نقل شده است :
لا دين لمن لا ورع له ، و لا إيمان لمن لا تقية له ، و إن أكرمكم عند الله أعملكم بالتقية ، فقيل له يابن رسول الله ، الي متي ؟ ، قال : الي يوم الوقت المعلوم و هو يوم خروج قائمنا ( أهل البيت ) ، فمن ترك التقية قبل خروج قائمنا فليس منا .
كسي كه دين ندارد ، تقوا ندارد ، و كسي كه تقيه نكند ، ايمان ندارد . و گرامي ترين شما نزد خداوند ، بيشترين عمل كنندگان به تقيه هستند . و گفته شد : اي پسر رسول خدا : تا چه زمان ؟ گفت : تا روز معلوم و آن روز خروج قائم ما اهل بيت است . و آنكه تقيه را قبل از آن ترك كرد از ما نيست .
جامع احاديث الشيعة - جعفريات - امير المؤمنين (ع)
التقية ديني و دين أهل بيتي ،
تقيه دين من و دين اهل بيتم است .
:smile07::smile07::smile07:
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 10:56AM
جامع احاديث الشيعة - به نقل از كتاب الهداية- ج 14 ص 514
امام صادق عليه السلام مي فرمايند : التقية واجبة ، لا يجوز تركها الى أن يخرج القائم عليه السلام ، فمن تركها فقد دخل في نهي الله عز و جل ، و نهي رسول الله ، و الإئمة صلوات الله عليهم .
تقيه واجب است ، و ترك آن تا زمان خروج قائم عليه السلام مجاز نيست ، و آنكه تركش كرد ، با دستورات نهي خدا و رسول و ائمه مخالفت كرده است .
:smile07::smile07::smile07:
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 10:57AM
راوی این روایت ، غالی و لذا این روایت همانگونه که با قرآن نیز تعارض دارد ، غیر معتبر است ... امام صادق علیه السلام فرمودند:
ما طائفه بنی هاشم (اهل بیت علیهم السلام) کوچک و بزرگ خود را به سب و لعن آن دو و بیزاری جستن از آن دو (عمر و ابابکر) امر می نمائیم.
(معجم رجال الحدیث ج15 ص129)
توجه کنید ، متن کتاب معجم رجال الحدیث : نصر بن صباح ، قال : حدثني إسحاق بن محمد البصري ، قال : حدثني محمد
ابن جمهور العمي ، قال : حدثنا موسى بن يسار الوشاء ، عن داود بن النعمان ، قال :
دخل الكميت فأنشده وذكر نحوه ، ثم قال في آخره : إن الله عروجل يحب معالي
الامور ، ويكره سفسافها ( سفالها ) ، فقال الكميت : يا سيدي أسألك عن مسألة ،
وكان متكئا فاستوى جالسا وكسر في صدره وسادة ، ثم قال : سل ، فقال : أسألك
عن الرجلين ؟ فقال : يا كميت بن زيد ما اهريق في الاسلام محجمة من دم ،
ولا اكتسب مال من غير حله ، ولا نكح فرج حرام ، إلا وذلك في أعناقهما إلى يوم
يقوم قائمنا ، ونحن معاشر بني هاشم نأمر كبارنا وصغارنا بسبهما والبراءة منهما .
مولف کتاب آیت الله خوئی در سطوری بعد می گوید : أقول : إن الكميت مات في حياة الصادق عليه السلام ، والرواية لو صحت
فيها تحريف لا محالة .
می گویم : کمیت در زمان زندگانی امام صادق علیه السلام مرد ، و حتی اگر روایت او صحیح باشد ، در آن بدون شک تحریف وجود دارد .
گویا حضرات از بریدن احادیث از کتب و به نفع آمال خود جا زدن آن ، ابائی ندارد ...
در جلد بیستم همین کتاب صفحه 149 در مورد راوی این حدیث می خوانیم این فرد ، غال است ... و در کتاب رجال کشی او متهم به غلو و تفویض شده است . بنابراین روایات او علی الخصوص این روایت شاذ ارزشی ندارد : قال النجاشي : " نصر بن صباح : أبوالقاسم البلخي ، غال المذهب ، روى
عنه العياشي ، له كتب ، منها : كتاب معرفة الناقلين ، كتاب فرق الشيعة .
أخبرنا الحسين بن أحمد بن هدية ، قال : حدثنا جعفر بن محمد ، قال : حدثنا
محمد بن عمر بن عبدالعزيز الكشي ، عنه " .
وعده الشيخ في رجاله ممن لم يرو عنهم عليهم السلام ( 1 ) ، قائلا : " النصر
ابن الصباح ، يكنى أبا القاسم ، من أهل بلخ ، لقي جلة من كان في عصره من
المشايخ والعلماء ، وروى عنهم ، إلا أنه قيل كان من الطيارة ، غال " .
ونسب ابن داود إلى ابن الغضائري أنه قال : " نصر بن الصباح
غال " ( 517 ) .
وتقدم عن الكشي في ترجمة سلمان ( 1 ) قوله : " نصر بن الصباح وهو غال " ،
كما تقدم في ترجمة جابر بن يزيد الجعفي ( 78 ) بعد نقل رواية عن نصر بن
الصباح ، قوله : " هذا حديث موضوع لا شك في كذبه ، ورواته كلهم متهمون
بالغلو والتفويض " .
كما تقدم قوله أيضا في ترجمة المفضل بن عمر : " حدثني أبوالقاسم نصر بن
الصباح ، وكان غاليا " .
:smile07::smile07::smile07:
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 10:58AM
و نيز از كفاية الأثر ، از امام هشتم علي بن موسي الرضا نقل شده است :
لا دين لمن لا ورع له ، و لا إيمان لمن لا تقية له ، و إن أكرمكم عند الله أعملكم بالتقية ، فقيل له يابن رسول الله ، الي متي ؟ ، قال : الي يوم الوقت المعلوم و هو يوم خروج قائمنا ( أهل البيت ) ، فمن ترك التقية قبل خروج قائمنا فليس منا .
كسي كه دين ندارد ، تقوا ندارد ، و كسي كه تقيه نكند ، ايمان ندارد . و گرامي ترين شما نزد خداوند ، بيشترين عمل كنندگان به تقيه هستند . و گفته شد : اي پسر رسول خدا : تا چه زمان ؟ گفت : تا روز معلوم و آن روز خروج قائم ما اهل بيت است . و آنكه تقيه را قبل از آن ترك كرد از ما نيست .:smile07::smile07::smile07:
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 11:00AM
yar-mahdi]
با تشکر از جناب صبح ، باید به فرمایشات ایشان اضافه کنم که روایت مزبور از حیث سند وضعیت بسیار نامناسبی دارد !
نصر بن صباح قال حدثني إسحاق بن محمد البصري قال حدثني محمد بن جمهور القمي قال حدثنا موسى بن بشار الوشاء عن داود بن النعمان قال دخل الكميت فأنشده و ذكر نحوه ثم قال في آخره أن الله عز و جل يحب معالي الأمور و يكره سفسافها فقال الكميت: يا سيدي أسألك عن مسألة و كان متكئا فاستوى جالسا و كسر في صدره وسادة ثم قال سل فقال أسألك عن الرجلين؟ فقال يا كميت بن زيد ما أهريق في الإسلام محجمة من دم و لا اكتسب مال من غير حله و لا نكح فرج حرام إلا و ذلك في أعناقهما إلى يوم يقوم قائمنا و نحن معاشر بني هاشم نأمر كبارنا و صغارنا بسبهما و البراءة منهما.
رجالالكشي ، ص 206 و 207 ح 363
علامه مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 47 ص 323 - نقل از : کشی
الف - بررسی سند
سند حدیث - مطالب زیر درباره ی رُوات حدیث ، از نرم افزار « نور الدرایة » استخراج گردیده است .
نفر یکم
اسم : داود بن النعمان
تقويم : إمامي،ثقة
توضیحات :
ثقة - ثقة عين ، إمامي صحيح المذهب ظاهرا
نفر دوم
اسم : موسى بن بشار الوشاء
تقويم : در مورد اين عنوان اطلاعاتى وجود ندارد
توضیحات :
کشی سه حدیث از وی نقل نموده است ( ص 207 ، 230 و 308 ) و شیخ حر یکی از این احادیث را در وسائل الشیعه ( ج 17 ص 73 ) ذکر کرده است .
نفر سوم
اسم : محمد بن جمهور العمي
تقويم : ضعيففيالحديث،فاسدالمذهب
توضیحات :
غال - ضعيف جدا ، غال - في بعض رواياته غلو و تخليط - ضعيف ، فاسد المذهب
نفر چهارم
اسم : إسحاق بن محمد بن أحمد النخعي
تقويم : فاسدالمذهب،معدنالتخليط
توضیحات :
رمي بالغلو - ضعيف جدا ، فاسد المذهب - معدن التخليط - مشكوك في روايته
نفر پنجم
اسم : نصر بن الصباح البلخي
تقويم : رمي بالغلو و لم تثبت وثاقته
توضیحات :
رمي بالغلو - غال
ب- بررسی محتوا
در این باره مطالبی را بنده پیش تر در سرفصل مساله ی « لعن » (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=5656) مطرح کرده بودم ، که در تضاد صریح با روایت یاد شده اند :
سبّ در قرآن و احادیث - 1 (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=127163&postcount=2)
سبّ در قرآن و احادیث - 2 (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=127164&postcount=3)
استدلال های مهم و احادیث بسیار راهگشائی در این پست ها وجود دارد . اگر می توانید حتما ً بخوانید . باشد که پیروان راستینی برای ائمّه (علیهم السلام) باشیم .
:smile07::smile07::smile07:[/FONT]
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 11:01AM
بررسی حديث امر به سب 2
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِي الْآخِرَةِ .
کلینی ؛ الكافي ، ج 2 ص 375 - به نقل از او :
حر عاملی ؛ وسائلالشيعة ، ج 16 ص 267
مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 71 ص 202 + ج 72 ص 161 و 235
الف - بررسی سند
سند حدیث - مطالب زیر درباره ی رُوات حدیث ، از نرم افزار « نور الدرایة » استخراج گردیده است .
نفر یکم
اسم : داود بن سرحان العطار
تقويم : إمامي،ثقةجليل
نفر دوم
اسم : أحمد بن محمد بن أبي نصر البزنطي
تقويم : إمامي،ثقةجليل،منأصحابالإجماع،لايرويولايرسلإلاع نثقة
نفر سوم
اسم : محمد بن الحسين بن أبي الخطاب
تقويم : إمامي،ثقةجليل
نفر چهارم
اسم : محمد بن يحيى العطار
تقويم : إمامي،ثقةجليل
سند روایت علی الظاهر صحیح است ، بنابراین از نظر سند ایرادی بر این حدیث نیست .
ب- بررسی محتوا
شیخ حر عاملی حدیث فوق را در "كتاب الأَمر بالمعروف و النهي عن المنكر" آورده و باب آن را چنین نامیده است :
39 - بَابُ وُجُوبِ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَهْلِ الْبِدَعِ وَ سَبِّهِمْ وَ تَحْذِيرِ النَّاسِ مِنْهُمْ وَ تَرْكِ تَعْظِيمِهِمْ مَعَ عَدَمِ الْخَوْفِ
ذکر قید "مع عدم الخوف" از سوی شیخ حر ، نشان دهنده ی تیزبینی ایشان است . ما در این جا روایت دیگری را از نظر می گذرانیم که شباهت معنایی به این حدیث دارد .
به سندهای غیر معتبر از رسول اکرم ( صلّی الله علیه و آله ) نقل است :
(( هنگامی که فتنه ها در امت اسلام آشکار می شود ، پس بر عالم است که علم خویش را آشکار کند ، و هرکس چنین نکند ، پس لعنت خدا بر او باد ! ))
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ .
برقی ؛ المحاسن ، ج 1 ص 231
کلینی ؛ الكافي ، ج 1 ص 54
احسائی ؛ عوالياللآلي ، ج 4 ص 70 و 71
حر عاملی ؛ وسائلالشيعة ، ج 16 ص 269 - نقل از : برقی و کلینی
مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 2 ص 72 - نقل از برقی و احسائی
شیخ حر عاملی حدیث فوق را نیز در "كتاب الأَمر بالمعروف و النهي عن المنكر" آورده و باب آن را چنین نامیده است :
40- بَابُ وُجُوبِ إِظْهَارِ الْعِلْمِ عِنْدَ ظُهُورِ الْبِدَعِ وَ تَحْرِيمِ كَتْمِهِ إِلَّا لِتَقِيَّةٍ وَ خَوْفٍ وَ تَحْرِيمِ الِابْتِدَاعِ
جالب اینجاست که هیچ حدیثی در این باب درباره ی خوف و تقیه وجود ندارد ، اما شیخ حر با ظرافت تمام به این مطلب اشاره می نماید که اظهار علم واجب است مگر به سبب تقیه .
بر همگان واضح و مبرهن است که خلفای ثلاث ، مبدأ همه ی بدعت های رخنه یافته در دین اسلام هستند . با این وجود شخص امیرالمومنین علیه السلام ، علیرغم باب مدینة العلم بودن ، در برابر بدعت های آنان چاره ای جز آنچه کرد ، نداشت .
علامه مجلسی در بحار الانوار ، كتاب المحن و الفتن ، باب 32 را چنین نامیده است :
علّة عدم تغيير أمير المؤمنين عليه السلام بعض البدع في زمانه
وی در این باب روایاتی در خصوص این که چرا امیرالمومنین علیه السلام ، برخی بدعت های زمان خویش را تغییر نداده است ، می آورد . ( ر.ک. بحار الانوار ، ج 34 ص 167 به بعد )
ما در اینجا یک حدیث بسیار جالب و مهم را از کتاب سلیم نقل نموده و توضیحات بیشتر در این باره را به پست زیر موکول می نمائیم :
پاسخ به شبهات اهل سنت - عدم باز پس گیری فدک (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=138725&postcount=83)
و عجب است که چقدر قلوب این امت پر شده است ، از محبت ایشان و حب کسانی که آنان را از راه پروردگارشان باز داشته و از دین شان برگردانده است !
به خدا قسم ! اگر این امت تا روز قیامت بر روی پاهایش بر خاک بایستد ، و خاکستر بر سرش بریزد ، و به سوی خدا زاری نماید و نفرین کند بر آن کسانی که آنان را گمراه ساخته و از راه خدا باز داشته و به سوی آتش فراخوانده و آنان را در معرض خشم پروردگارشان قرار داده و عذابش را بر آنان واجب کرده ، باز هم در این امر ( لعن و نفرین ) مقصّرند !
و این به خاطر آن است که شخص محقّ صادق و عالم به خدا و رسولش ( یعنی خود امیرالمومنین و شیعیانش ) ، می ترسد از این که چیزی از بدعت ها و سنت ها و کارهای خلاف آنان را تغییر دهد ؛ در حالی که عامّه ی مردم به آن عادت کرده اند و هنگامی که چنین کند با او دشمنی و مخالفت می کنند و از او بیزاری جسته و وی را خوار می نمایند و از حقی که با اوست متفرق می شوند . ولی اگر به بدعت های آنان عمل کند و به آن ها اقرار نماید و آن ها را زیبا جلوه دهد و به آن عقیده مند گردد ، او را دوست می دارند و شرافت و فضیلت می دهند .
به خدا قسم اگر در این لشکرم ، حقی را که خداوند بر نبی اش نازل کرده است ( قرآن و سنّت ) با صدای بلند اعلام کنم و آن را ظاهر نمایم و به آن دعوت کنم و آن را شرح و تفسیر نمایم - بر اساس آن چه از پیامبر خدا شنیده ام - ، آن گاه در آن نمی ماند مگر کمترین و ذلیل ترین و پست ترین آن ها [ در نظر مردم ] و از آن احساس نفرت می کنند و حتما از اطراف من متفرق می شوند .
و اگر نبود آن چه رسول خدا با من عهد کرده است و از او شنیده ام و قبلا به من سپرده ، هرآینه می کردم ( حق را می گفتم ) ولی رسول خدا فرموده است : (( ای برادرم ! هر چه که بنده ی خدا به آن مضطر شود ، خدا برایش حلال و جایز کرده است .)) و شنیدم که می فرمود : (( همانا تقیه از دین خداست و کسی که تقیّه ندارد دین ندارد .))
والعجب لما قد أشربت قلوب هذه الأمة من حبهم وحب من صدهم عن سبيل ربهم وردهم عن دينهم! والله، لو أن هذه الأمة قامت على أرجلها على التراب ووضعت الرماد على رؤوسها وتضرعت إلى الله ودعت إلى يوم القيامة على من أضلهم وصدهم عن سبيل الله ودعاهم إلى النار وعرضهم لسخط ربهم وأوجب عليهم عذابه - بما أجرموا إليهم - لكانوا مقصرين في ذلك. وذلك أن المحق الصادق والعالم بالله ورسوله يتخوف إن غير شيئا من بدعهم وسننهم وأحداثهم، وعادته العامة، ومتى فعل شاقوه وخالفوه وتبرؤا منه وخذلوه وتفرقوا عن حقه، وإن أخذ ببدعهم وأقر بها وزينها ودان بها أحبته وشرفته وفضلته. والله لو ناديت في عسكري هذا بالحق الذي أنزل الله على نبيه وأظهرته ودعوت إليه وشرحته وفسرته - على ما سمعت من نبي الله صلى الله عليه وآله فيه - ما بقي فيه إلا أقله وأذله وأرذله ولاستوحشوا منه ولتفرقوا عني. ولولا ما عاهد رسول الله صلى الله عليه وآله إلي وسمعته منه وتقدم إلي فيه لفعلت، ولكن رسول الله صلى الله عليه وآله قد قال: يا أخي، كل ما اضطر إليه العبد فقد أحله الله له وأباحه إياه، وسمعته يقول: إن التقية من دين الله، ولا دين لمن لا تقية له.
کتاب سلیم بن قیس ، قسمتی از ح 15
مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 30 ص 326 - نقل از : کتاب سلیم
امیدوارم دوستان ارتباط بین مطالب گفته شده را با حدیث مورد مطالعه درک نمایند .
والسلام:smile07::smile07::smile07:
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 11:03AM
اما امام علی ، امام حسن ، امام سجاد ، امام باقر ، امام صادق و .... همواره به تقیه امر کرده اند و سیره ایشان نیز چنین نقل می کند ... و تقیه حفظ اسلام و مسلمین در برابر متجاوزین است ... ،
افرادی که در شهرهای گرم و نرم خود به فحاشی و لعن روی آورده و اصلا نمی فهمند وقتی که در عراق یک کودک پدر خود را از دست می دهد ، یا یک همسر ، همسر خود را از دست می دهد یا یک خانواده از هم متلاشی می شود چه مزه ای دارد ... مطمئنا ، دین ندارند ... آنها غیر مسئولند و غیر مسئولانه دیگران را دعوت به لعن و سب می کنند ... که حدیث شریف هم دقیقا به این اشاره می کند ...آنها دین و ایمان ، ندارند ... اینها مسئول خون همسران یک میلیون بیوه شیعه عراقی هستند و در جنایت آن شریک ... و در قبال خدا پاسخگو و در حضور ائمه شرمسار خواهند بود ... از آنجا که هیچ وقعی به امر نبوت و ائمه اطهار نمی نهند ...:smile07::smile07::smile07:
karbala110
Thursday 5 June 2008, 12:13PM
خدایا لعنت کن دو نفری را که دین تو را تبدیل کردند ،
(همان دو که) نعمتت را تغییر دادند ،
(همان دو که) به رسولت تهمت زدند ،
و (همان دو که) میان ملتت اختلاف افکندند و ......
خدایا بر عذاب آن دو بیفزا .....
و بعد نام می برد:
اباجهل و ابابکر و عمر و ولید
بالاخره دو نفرند یا چهار نفر ....؟
این تناقض نمی تواند از جانب معصوم باشد ....
اولا:
این عین کلام شماست: "ضمیرها تا قبل از ذکر نام ، همگی مثنی هستند ... یعنی مخاطب دو نفر می باشند "
ما که این همه کتب عربی را خواندیم ندیدیم که کسی در مورد ضمائر غائب مانند "هو هما ..." بگوید مخاطب دو نفر می باشند !! در اینجا باید بگویید مرجع ضمائر دو نفر می باشند نه مخاطب دو نفر ! نکنه شما نیز از نحوییین هستید و نظرات اجتهادی خودتان را بیان می کنید :D
دوباره سوالم را تکرار می کنم: طبق کدام قاعده نحوی اگر متکلم با ضمیر مثنی کلامش را آغاز کرد تا آخر نیز باید ضمائر مثنی باشند. شما میفرمایید تناقض دارند. دلیل تناقض را بفرمایید. واضح تر بیان می کنم که شاید بفهمید. به چه دلیل شما انتظار دارید وقتی دعای امام با ضمیر تثنیه آغاز می شود با ضمیر تثنیه تمام شود !!
این تناقضی را که شما ادعا می کنید هیچ عالم و مجتهد نحوی ادعا نکرده است. چون اصلا تناقضی وجود ندارد. و ربطی به هم ندارند.
به شما پیشنهاد میکنم قبل از اینکه پای خود را در کفش نحویین قرار دهید یک دوره نحو در سطح ابتدایی حداقل بخوانید. متشکرم !
به جای پر کردن صفحات با مطالب تکراری بهتر بود در پست شماره 75 تامل می کردید .
یا علی
mehrdad_123
Thursday 5 June 2008, 12:31PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
-----------------------------
بارها گفته ام که هیچ روایتی از دید من متقن نیست ، مگر صد در صد با قرآن موافق بیابم ...
آیا شما از علم الحدیث فقط مطابقت با قرآن را قبول دارید؟! شما چگونه به تاویل تمام آیات آشنا شده اید؟!به ماهم یاد بدهید لطفا
من هم شما را به همان ائمه علیهم السلام ارجاع دادم .... سیره آنها را به شما نشان دادم ....
حقیر هم مگر غیر از روایات معصومین(ع) را آوردم؟!
تناقض در عقاید شما بسیار مشهود است امید دارم که دوستان حقیقت جو این تناقضات را دریافته باشند.
آن که دیگر صراحت دارد .... ولا تنازعوا فتفشلوا .... نزاع نکنید که شکست می خورید ....
مگر نمی فرماید اطاعت کنید از رسول ا...(ص) خب ما در سیره ی رسول ا... (ص) هم لعن کردن به اسم داریم و هم لعن کردن خلفا را حتی از کتب خود اهل سنت داریم ان شاا...
در ضمن آیا شما تفاوتی قائل هستید بین اطاعت از رسول (ص) و اطاعت از دیگر معصومین (ع)
آیا برای شما هم باید حدیث سلسله الذهب را بیاوریم؟!
آیا برای شما هم باید عصمت معصومین(ع) را اثبات کنیم؟!
.
mehrdad_123
Thursday 5 June 2008, 12:36PM
سرکار خانم محترم زیبا:
به جای تکرار مباحثی که پاسخ داده شده است اندکی در دلایلی که ما آورده ایم دقت بفرمایید فکر نکنم لازم به ذکر باشد که نه شما و نه هیچ کس دیگری با شیوه های عوام فریبانه نمی توانید به شعور مخاطبینتان توهین کنید و آن ها را به هر نحوی که شده با خود همراه سازید. مطمئن باشید
توکلت علی ا...
زيـبـا
Thursday 5 June 2008, 01:31PM
خوانندگان محترم نیاز به قیم ندارند ...
خودشان نوشته های طرفین را می خوانند و متوجه می شوند چه کسانی با پیچاندن مطلب سعی دارند فرار کنند و از راههای تبلیغاتی بی ارزش دیگر دیگران را فریب دهند .... :p
فعلا منتظر می مانیم ببینیم در برابر نوشته های جناب صبح و یار مهدی چه پاسخی دارید ....
جواب مرا که کسی نداد و با بازی با کلمات ، سوال اصلی من
در اصل توسط زيـبـا نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=389042#post389042)
خدایا لعنت کن دو نفری را که دین تو را تبدیل کردند ،
(همان دو که) نعمتت را تغییر دادند ،
(همان دو که) به رسولت تهمت زدند ،
و (همان دو که) میان ملتت اختلاف افکندند و ......
خدایا بر عذاب آن دو بیفزا .....
و بعد نام می برد:
اباجهل و ابابکر و عمر و ولید
بالاخره دو نفرند یا چهار نفر ....؟
بی پاسخ گذاشته شد ....
110shamsi
Thursday 5 June 2008, 01:35PM
....
جواب مرا که کسی نداد و با بازی با کلمات ، سوال اصلی من
بی پاسخ گذاشته شد ....
هرجوابی که به وهابیها می دهیم جواب شما هم هست :smile55:
karbala110
Thursday 5 June 2008, 02:03PM
اولا:
این عین کلام شماست: "ضمیرها تا قبل از ذکر نام ، همگی مثنی هستند ... یعنی مخاطب دو نفر می باشند "
ما که این همه کتب عربی را خواندیم ندیدیم که کسی در مورد ضمائر غائب مانند "هو هما ..." بگوید مخاطب دو نفر می باشند !! در اینجا باید بگویید مرجع ضمائر دو نفر می باشند نه مخاطب دو نفر ! نکنه شما نیز از نحوییین هستید و نظرات اجتهادی خودتان را بیان می کنید :D
دوباره سوالم را تکرار می کنم: طبق کدام قاعده نحوی اگر متکلم با ضمیر مثنی کلامش را آغاز کرد تا آخر نیز باید ضمائر مثنی باشند. شما میفرمایید تناقض دارند. دلیل تناقض را بفرمایید. واضح تر بیان می کنم که شاید بفهمید. به چه دلیل شما انتظار دارید وقتی دعای امام با ضمیر تثنیه آغاز می شود با ضمیر تثنیه تمام شود !!
این تناقضی را که شما ادعا می کنید هیچ عالم و مجتهد نحوی ادعا نکرده است. چون اصلا تناقضی وجود ندارد. و ربطی به هم ندارند.
به شما پیشنهاد میکنم قبل از اینکه پای خود را در کفش نحویین قرار دهید یک دوره نحو در سطح ابتدایی حداقل بخوانید. متشکرم !
به جای پر کردن صفحات با مطالب تکراری بهتر بود در پست شماره 75 تامل می کردید .
یا علی
اگر جوابی دارید بفرمایید...البته جهل جنابعالی و اظهار نظرات غیر متخصصانه و عجیب وغربیتان برای همه روشن و واضح است.
به قسمت های قرمز توجه کنید.
منتظر جوابتان هستیم.....
قال مولانا الرضا علیه السلام:
اللهم العن الذین بدلا دینک و غیرا نعمتک و اتهما رسولک و خالفا ملتک و.....اللهم زدهما عذابا فوق العذاب.....اللهم العن اباجهل و ابابکر و عمر و الولید لعنا یتلو بعضه بعضا و یتبع بعضه بعضا.....
mehrdad_123
Friday 6 June 2008, 01:27AM
خوانندگان محترم نیاز به قیم ندارند ...
خودشان نوشته های طرفین را می خوانند و متوجه می شوند چه کسانی با پیچاندن مطلب سعی دارند فرار کنند و از راههای تبلیغاتی بی ارزش دیگر دیگران را فریب دهند .... :p
ان شاا... که متوجه بشوند
فعلا منتظر می مانیم ببینیم در برابر نوشته های جناب صبح و یار مهدی چه پاسخی دارید ....
جواب مرا که کسی نداد و با بازی با کلمات ، سوال اصلی من
جناب یار مهدی که خودشان جواب خودشان را دادند:)
جناب صبح هم که اصلا مطالبشان که در رابطه با تقیه بود ربطی به بحث ما نداشت هر چند که جواب ایشان را هم دادیم
در مطالب شما هم که به جز شعار های مخالف با ذات اسلام چیز دیگری نمی بینیم
اما آنچه که جالب است همه ی ما منتظر پاسخ شما مردمان به روایاتی که در رابطه با لعن آن سه ملعون آمده است هستیم
و اما اگر می خواهید پاسخ های اشخاصی مثل جناب آقای عبدالحسین را هم بدانید بهتر است از ناظر وهابی پرورتان درخواست رفع محدودیت ایشان را بکنید
yar-mahdi
Friday 6 June 2008, 03:56AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
دوستان عزیزم ، آقایان و خانم ها !
گاهی اوقات بعضی دعواها اصلا دلیل روشنی ندارند ! ما همگی با هم در اصول موافقیم ؛ اما ...
این اما خود ماجرایی تازه است . در اصول موافقیم ولی در برخی فرعیات نه . بهتر است همه ی دوستان متوجه باشند و به جای پرخاش به یکدیگر سعی در حل مساله بنمایند . نگذارید این بحث ها به انحراف کشیده شود . فراموش نکنید که همه ی ما شیعه ایم و در فرهنگ ما شیعه همان مومن است ، و مومن حرمتش از کعبه هم بالاتر !!
درست است اختلاف نظرهایی داریم ولی بیاییم ببینیم می توانیم آن ها را دوستانه حل کنیم یا نه . به جای این که مدام خود را عالم و علامه و دیگری را نفهم و ناآگاه ؛ خود را حق و دیگری را باطل ؛ خود را محب و دوستدار ، و طرف مقابل را ناصبی و دشمن اهل بیت بدانیم و بخوانیم ، بیاییم کمی از اندیشه های خود مایه بگذاریم و آن را در بوته ی نقد قرار دهیم . کمی پرسش کنیم و اجازه بدهیم دیگری هم برداشت خود را بگوید . دقت کنید گفتم "برداشت" و نه "رای". زیرا همه ی ما آنچه می گوئیم را منتسب به قرآن و حدیث می دانیم و هیچکدام مان قائل به دخالت آرای شخصی نیستیم .
یک چیزی را هم بگویم و آن هم این که بترسیم ، بترسیم که مبادا با قول خدا و رسول و ائمه مخالفت کنیم . زیرا هر طرف مدعی است و برای این ادعای خود دلایلی از قرآن و سنت ارائه می کند . کمی محتاطانه تر و البته مهربان تر و دوستانه تر . لطفاً ...
با اجازه ی همه ی دوستان ، بنده برای رسیدن به نتیجه ای روشن ، پیشنهاد می کنم تا سیری درست و منطقی برای حل این مساله تدوین شود . پیشنهاد خود من سیر زیر است :
الف - مساله از نو طرح شود
ب - گروه های هم فکر تشکیل گردد
ج - مراجع و پایه های مورد قبول همه ی فکرها تعریف گردد
د - به نوبت و به ترتیب یک یک ادله ی هر گروه بررسی شود
تعریف دوباره ی مساله بسیاری اختلافات را از بین می برد .
تشکیل گروهای هم فکر نشان خواهد داد که شاید دسته بندی کنونی ، دسته بندی واقعی نباشد ! ضمنا باعث صرفه جویی و وحدت رویه می شود .
تعیین و معرفی پایه ها نشان می دهد که ما چقدر به هم نزدیک هستیم و دادن القابی چون "ناصبی" و "وهابی" به یکدیگر ، تا چه اندازه زشت و ناپسند ، و بلکه حرام است !
بررسی یک یک ادله بر مبنای مراجع مورد توافق ، با دقت و حوصله و امید راه یابی به حق و حقیقت انجام می شود . إن شاء الله
اگر دوستان موافق باشند ، از همین فردا شب شروع کنیم . بنده حاضرم مدیریت این بحث نوین را بر عهده بگیرم . البته قول می دهم که طرف حق را بگیرم ! :smile55:
با این حساب دوستان عزیزم کربلا و مهرداد ، اجازه بدهند تا پاسخ مطالب شان را بعدا بدهم.
والسلام
زيـبـا
Friday 6 June 2008, 06:13AM
در مطالب شما هم که به جز شعار های مخالف با ذات اسلام چیز دیگری نمی بینیم
اما آنچه که جالب است همه ی ما منتظر پاسخ شما مردمان به روایاتی که در رابطه با لعن آن سه ملعون آمده است هستیم
آیا شما نماینده اسلام هستید که به خود اجازه داده اید خود را ذات اسلام معرفی کنید و نظر مخالفان خود را شعارهای مخالف با ذات اسلام وانمود کنید ....؟
بله بله مشخص است چه کسانی شعار می دهند ....
اگر ما مردمان ، در این باره نظری نداده بودیم ، پس کدام مطالب ما از دید نماینده تام الاختیار اسلام (شما و قمه کشها) شعار وانمود گردیده ....؟
به پستهای 78 الی 85 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13073&page=6) چه جوابی داده اید جز فحش و ناسزا و تمسخر و ..... ادعا .....؟
karbala110
Friday 6 June 2008, 08:56AM
بسم الله
با توجه به شبهاتی که در رابطه با سب مطرح شده است. لازم می دانم مطلبی را بیان کنم. اول آیه ای را که مطرح میکنند آیه ذیل است:
قال تعالى: ( وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَيَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍكَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْفَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ)الأنعام:108
پروردگار متعال می فرماید : ( دشنام ندهید کسانی را که غیر الله رامی خوانند که خدا را به غیر آگاهی دشنام خواهند داد ، اینطور است که برای هر امتیعملشان را زینت دادیم و سپس بازگشت آنها به سوی پروردگارشان است و بدانچه عمل کردندآنها را نوید می دهیم.)
این آیه شریفه سب را به طور مطلق نهی نمی کند. بلکه سب کسانی را نهی می کند که خدایانی دارند و اگر ما خدایان ایشان را سب کنیم. ایشان نیز الله را سب می کنند. فلذا ازاین آیه نمیتوان استفاده کرد که سب به طور مطلق حرام است. اگر هم با فرض محال کسی ادعا کند که این آیه شریفه به طور مطلق سب را منع کرده است باید توجه داشت که ازنظر اصولی (علم اصول) احادیث می توانند مطلقات قران را قید بزنند.
با توجه به روایت ذیل خود اهل بیت علیهمالسلام دستور به سب اهل بدعت (عمر و ابابکر) داده اند. و این هیچ تخالفی با آیات قران ندارد:
مـُحـَمَّدُ بـْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِعَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِى نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سـِرْحـَانَعـَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْأَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بـَعْدِى فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْوَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَبَاهِتُوهُمْ كـَيـْلَا يـَطـْمـَعـُوا فـِى الْفـَسـَادِ فـِى الْإِسْلَامِ وَيَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُلَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِىالْآخِرَةِاصول كافى جلد 4 صفحه :83 رواية :4
از اینکه منصفانه اعتراف به صحیح السند بودن روایت کردید بسیار خوشحالم. همانطور که گفتم مراجع و مجتهدینی که سب را در بعضی موارد جائز می دانند نیز از همین روایت استفاده کردند. علمایی مانند: ایات عظام خوئی - سید صادق روحانی - سید صادق شیرازی - صافی گلپایگانی -ایت الله میرسجادی و حتی تا آنجایی که به یاد دارم شیخ در مکاسب نیز این روایت را آورده و... . و این روایت نیز هیچ منافاتی با ایه مذکور ندارد همانطور که بیان شد.
به نظر حقیر اینجا دو مطلب خلط شده اند. ما باید سب و لعن به اسم را فی نفسه بررسی کنیم و بعد مسئله تقیه را بحث کنیم. شما روایات تقیه را می آورید ! مگر ما منکر تقیه شده ایم !
توجه کنید که تقیه نمیتواند نفس الامر حکمی را تغییر دهد. یعنی مسائل ثانویه وعارضی نمیتوانند ماهیت و ذات یک حکم را تعطیل یا تغییر دهند. بنابراین اولا باید بررسی کنیم که آیا سب و لعن به اسم فی نفسه جائز است یا نه. اگر به این نتیجه رسیدیم که این اعمال ذاتا ناپسند هستند دیگر جائی برای بحث تقیه نمی ماند. زیرا در این صورت ما چه اثبات کنیم زمان تقیه هست یا نه به هرحال انجام آن اعمال حرام می باشند. ولی اگر اثبات شد که سب و لعن به اسم جائز بلکه مستحب است آن وقت باید بحث کنیم که آیا در این زمان همیشه و همه جا باید تقیه کرد یا نه (طبق ادعای بعضی) !
با توجه به مطالب بالا سوال بنده از شما این است که آیا به نظر شما سب عمر و ابابکر و لعن به اسم آن دو نفر فی نفسه حرام می باشند یا نه ؟ لطفا دلیل اقامه کنید. با تشکر.
قال مولانا الرضا علیه السلام:
اللهم العن الذین بدلا دینک و غیرا نعمتک و اتهما رسولک و خالفا ملتک و.....اللهم زدهما عذابا فوق العذاب.....اللهم العن اباجهل و ابابکر و عمر و الولید لعنا یتلو بعضه بعضا و یتبع بعضه بعضا.....
اقای یار مهدی ... با توجه به مباحثی که در این گفتگو مطرح شد به نظر حقیر دو مطلب باید بررسی شود. یکی بحث جواز سب عمر و ابابکر و یکی لعن به اسم آن دو نفر. (همانطور که در پست بالا عرض کردم)
اگر حاضر به مناظره و بحث در این رابطه هستید . یا علی مدد. بنده از پیشنهاد شما استقبال می کنم.
نکته ای که متاسفانه در مباحث باعث تشنج می شود. بعضا به دلیل اظهار نظرات غیر متخصصانه و اصرار ادعا کننده با جهل و عناد بر روی مواضع اشتباه خود می باشد. باید از این مطلب دوری کرد.
اللهم العن الجبت و الطاغوت
mehrdad_123
Friday 6 June 2008, 01:51PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
دوستان عزیزم ، آقایان و خانم ها !
گاهی اوقات بعضی دعواها اصلا دلیل روشنی ندارند ! ما همگی با هم در اصول موافقیم ؛ اما ...
این اما خود ماجرایی تازه است . در اصول موافقیم ولی در برخی فرعیات نه . بهتر است همه ی دوستان متوجه باشند و به جای پرخاش به یکدیگر سعی در حل مساله بنمایند . نگذارید این بحث ها به انحراف کشیده شود . فراموش نکنید که همه ی ما شیعه ایم و در فرهنگ ما شیعه همان مومن است ، و مومن حرمتش از کعبه هم بالاتر !!
درست است اختلاف نظرهایی داریم ولی بیاییم ببینیم می توانیم آن ها را دوستانه حل کنیم یا نه . به جای این که مدام خود را عالم و علامه و دیگری را نفهم و ناآگاه ؛ خود را حق و دیگری را باطل ؛ خود را محب و دوستدار ، و طرف مقابل را ناصبی و دشمن اهل بیت بدانیم و بخوانیم ، بیاییم کمی از اندیشه های خود مایه بگذاریم و آن را در بوته ی نقد قرار دهیم . کمی پرسش کنیم و اجازه بدهیم دیگری هم برداشت خود را بگوید . دقت کنید گفتم "برداشت" و نه "رای". زیرا همه ی ما آنچه می گوئیم را منتسب به قرآن و حدیث می دانیم و هیچکدام مان قائل به دخالت آرای شخصی نیستیم .
یک چیزی را هم بگویم و آن هم این که بترسیم ، بترسیم که مبادا با قول خدا و رسول و ائمه مخالفت کنیم . زیرا هر طرف مدعی است و برای این ادعای خود دلایلی از قرآن و سنت ارائه می کند . کمی محتاطانه تر و البته مهربان تر و دوستانه تر . لطفاً ...
با اجازه ی همه ی دوستان ، بنده برای رسیدن به نتیجه ای روشن ، پیشنهاد می کنم تا سیری درست و منطقی برای حل این مساله تدوین شود . پیشنهاد خود من سیر زیر است :
الف - مساله از نو طرح شود
ب - گروه های هم فکر تشکیل گردد
ج - مراجع و پایه های مورد قبول همه ی فکرها تعریف گردد
د - به نوبت و به ترتیب یک یک ادله ی هر گروه بررسی شود
تعریف دوباره ی مساله بسیاری اختلافات را از بین می برد .
تشکیل گروهای هم فکر نشان خواهد داد که شاید دسته بندی کنونی ، دسته بندی واقعی نباشد ! ضمنا باعث صرفه جویی و وحدت رویه می شود .
تعیین و معرفی پایه ها نشان می دهد که ما چقدر به هم نزدیک هستیم و دادن القابی چون "ناصبی" و "وهابی" به یکدیگر ، تا چه اندازه زشت و ناپسند ، و بلکه حرام است !
بررسی یک یک ادله بر مبنای مراجع مورد توافق ، با دقت و حوصله و امید راه یابی به حق و حقیقت انجام می شود . إن شاء الله
اگر دوستان موافق باشند ، از همین فردا شب شروع کنیم . بنده حاضرم مدیریت این بحث نوین را بر عهده بگیرم . البته قول می دهم که طرف حق را بگیرم ! :smile55:
با این حساب دوستان عزیزم کربلا و مهرداد ، اجازه بدهند تا پاسخ مطالب شان را بعدا بدهم.
والسلام
همه ی مطالبتان را قبول می کنیم به شرط اینکه میزان ثقلین باشد نه تفاسیر من عندی برخی که در اینصورت از نظر ما طرف مقابل بحث ناصبی است که می خواهد عقاید خود را والاتر از فرمایشات معصومین(ع) نشان دهد. والسلام علی من اتبع الهدی
yar-mahdi
Saturday 7 June 2008, 01:43AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
اقای یار مهدی ... با توجه به مباحثی که در این گفتگو مطرح شد به نظر حقیر دو مطلب باید بررسی شود. یکی بحث جواز سب عمر و ابابکر و یکی لعن به اسم آن دو نفر. (همانطور که در پست بالا عرض کردم)
اگر حاضر به مناظره و بحث در این رابطه هستید . یا علی مدد. بنده از پیشنهاد شما استقبال می کنم.
نکته ای که متاسفانه در مباحث باعث تشنج می شود. بعضا به دلیل اظهار نظرات غیر متخصصانه و اصرار ادعا کننده با جهل و عناد بر روی مواضع اشتباه خود می باشد. باید از این مطلب دوری کرد.
اللهم العن الجبت و الطاغوت
همه ی مطالبتان را قبول می کنیم به شرط اینکه میزان ثقلین باشد نه تفاسیر من عندی برخی که در اینصورت از نظر ما طرف مقابل بحث ناصبی است که می خواهد عقاید خود را والاتر از فرمایشات معصومین(ع) نشان دهد. والسلام علی من اتبع الهدی
خوب 2 نفر از پیشنهاد بنده استقبال کردند . اگر جناب صفا و سرکار زیبا نیز نظر خود را می گفتند ، بهتر بود . از دوستان خوبم مهرداد و کربلا می خواهم یک شب دیگر نیز تحمل کنند تا این افراد نیز نظر خود را درباره ی پیشنهاد من اعلام نمایند .
اما راجع به نوشته های دوستان ؛
جناب کربلا !
بله فکر می کنم مساله ی اساسی این سرفصل آنی است که شما گفته اید ؛ ولیکن نکاتی پیش از آن باید مطرح شود . اجازه بدهید بنده کمی ریزتر موضوعات را بیان کنم ، آن گاه می بینید که می توانیم بسیاری اختلافات را از همان اساس از بین رفته ببینیم .
ضمنا فرمایش شما در خصوص اصرار بر اشتباه متین است . متاسفانه همین رفقای خودمان ، در سرفصل حرکت ناشايست عمر با حيوانات (http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=12831) بر اشتباه خویش پای فشردند و می فشرند . این که ما حق را بپذیریم اگرچه به ضرر ما و گفته هایمان باشد ، مطلبی است اساسی و بنده عرض کردم که هدف از این گفتگو باید یافتن راه درست باشد و نه اثبات آنچه در ذهن داریم بالاجبار به دیگران !
جناب مهرداد !
فکر می کنم اولا شروع نشده ملاک و معیار تعیین کرده اید که واقعا معلوم نیست طرف دیگر پذیرای آن باشد . که اگر چنین باشد که دیگر حرفی با وی نخواهیم داشت . خوب دقت کنید !
ثانیا مجددا به توهین ها و تهمت های خودتان ادامه داده اید ! اگر قصدتان پیگیری همین روش باشد ، هرگز کسی را نه تنها به سمت اهل بیت که نخواهید کشاند ، بلکه همگان را از ایشان زده خواهید کرد . شما را به خدا در رفتار خویش تجدید نظر کنید . :smile34:
mehrdad_123
Saturday 7 June 2008, 02:01AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
------------------------------
ضمنا فرمایش شما در خصوص اصرار بر اشتباه متین است . متاسفانه همین رفقای خودمان ، در سرفصل حرکت ناشايست عمر با حيوانات بر اشتباه خویش پای فشردند و می فشرند . این که ما حق را بپذیریم اگرچه به ضرر ما و گفته هایمان باشد ، مطلبی است اساسی و بنده عرض کردم که هدف از این گفتگو باید یافتن راه درست باشد و نه اثبات آنچه در ذهن داریم بالاجبار به دیگران !
درست می فرمایید اما در تاپیک مذکور که ان شاا... همگی مشاهده کنند ما ندیدیم که شما به سئوالات ما جواب قانع کننده ای بیاورید و تا زمانی که طرف مقابل دلیل منطقی نیاورد ما اصرار و پافشاری که هیچ جانمان را هم برای حقیقتی که بدست آورده ایم می دهیم ان شاا...
جناب مهرداد !
فکر می کنم اولا شروع نشده ملاک و معیار تعیین کرده اید که واقعا معلوم نیست طرف دیگر پذیرای آن باشد . که اگر چنین باشد که دیگر حرفی با وی نخواهیم داشت . خوب دقت کنید !
اگر قرار است طرف مقابلی که در لباس شیعه با ما بحث می کند ثقلین را قبول نکند که ...
ثانیا مجددا به توهین ها و تهمت های خودتان ادامه داده اید ! اگر قصدتان پیگیری همین روش باشد ، هرگز کسی را نه تنها به سمت اهل بیت که نخواهید کشاند ، بلکه همگان را از ایشان زده خواهید کرد . شما را به خدا در رفتار خویش تجدید نظر کنید . :smile34:
این نظر شماست بنده ی حقیر سر تا پا تقصیر به همان اندازه ای که چهر ه ای آرام و با محبت در بحث ها دارم به همان اندازه هم چهره ای تند رو و خشن دارم
نظر شما برای ما محترم اما به نظر برخی از بزرگواران مخالف شیعه عقیده ی شان با گفتار شما در تضاد است
آنه کسانی هستند که در پیغام های خصوصی انصاف را رعایت می کنند و با لطف بی کران خودشان حقیر نوازی می کنند و از ما تشکر می کنند این از سرمان هم زیاد است جناب یار مهدی
پناه ببریم به خداوند از غرور کاذبی که آفت کمال است حتی به اندازه ی ذره ای
SAFA
Saturday 7 June 2008, 10:13AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
----------------------------
حقیر هم شما و دیگر دوستان را به تامل و قیاس حقیقت جویانه دعوت می کنم تا از مطالبی که گفته شد خود قضاوت کنید ان شاا...
من هم تاکید می کنم که خود را از این حس حقیر و خرد کردن دیگران برهانید
برایم بسی جای تعجب است که دیگران چنین افکارهایی نسبت به ما دارند
نکاتی هست که به حضورتان عرض می کنم ان شاا...
به نظر می رسد شما در تفکیک مرز بین ملایم بودن و تند بودن راه را بیراهه رفته اید
شما فقط به مخاطب سنی خود نگاه می کنید نه مخاطب شیعی و البته همین نگاه به مخاطب سنی هم از دید روانشناسی تربیتی مشکلاتی دارد که ذیلا به تفسیر عرض می کنم
ببینید جدا از ثقلین طبق فرمایشات علمای علم النفس ما در تربیت و جذب گروههایی که راه را گم کرده اند باید دو گانه عمل کنیم یعنی هم ملایم باشیم و هم تند که به نظر می رسد ثقلین نیز این موضوع را به خوبی تبیین کرده اند و سفارشات بر لعن هم ناظر بر این معناست البته پر واضح است که ما در برخورد با مردمان عوام اهل غیر شیعه باید این اطمینان را به آنها بدهیم که حساب آنها در نزد ما جداست
ببینید ما منکر محبت ورزی به غیر شیعه نیستیم آنچه که ما منکر آنیم افراط در این محبت ورزی هاست افراط به حدی که حتی بخاطر آنها از جوانان و مردمان خودمان و عاقبت عقاید آنها هم غافل شویم که این ظلمی است بسیار ناروا
بر خلاف فرمایشات شما مقتضیات عصر ما ملزم می کند که ما هر چه بیشتر بر مسئله ی تولی و تبری پافشاری کنیم جوانی که بغض دشمنان دینش را نداشته باشد نمی تواند از اعتقادات خود حفاظت کند این همان مرزی است که جوان سی سال پیش را از جوان امروز جدا می کند جوان امروز به سبب دور ماندن از اینگونه مسائل که در قالب روشن فکری به ذهنش تزریق کرده اند ناخود آگاه روحیه ی علی وار بودن و فاطمی وار بودن خود را از دست داده به نظر خود شما هم شاهد این مسائل هستید و میبینید که دیگر خبری از غیرت اسلامی نیست بلی دوست عزیز یکی از دلایل آسیب همان دور ماندن از تولی و تبری است
بنابراین ما نباید به اسم وحدت از حق مسلم خود حتی یک قدم پا پس بگذاریم به جای این عقب نشینی های افراطی بیایید اصول تبلیغ دین را یاد بگیریم بیایید مخاطب شناسی کنیم و تهدید ها و فرصت ها را بسنجیم نه اینکه از اصول تبلیغ فقط تسلیم شدن و مخلوط کردن عقاید با عقاید مخالفین را بکار بگیریم
اینجاست که انسان می فهمد چرا فرموده اند کمال دین ولایت ما و برائت از دشمنان ماست اینجاست که باید بفهمیم برائت به خاطر حفظ حقیقت است و چیزی بیهوده نیست.
ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق
با سلام مجدد ... در جوار حرم شریف رضوی -مشهد مقدس - در ایام عاشورای فاطمی نایب الزیاره هستم ... امید که هر یک از ما مرهمی بر دل غم دیده صاحب العصر و الزمان باشیم
فرموده اید که خود را از حس کوچک شمردن دیگران رها کنم ... اگر این حس را در نوشته های من دیده اید برایم دعا کنید که از این حس رها شوم اما همانطور که گفتم برخی مولفه های تربیتی جامعه مذهبی ما چنان شایع است که هر کسی پس از شناخت آنان باید یکبار خود را مرور کند و تلاش کند که انها را بزداید تذکر شما را به دیده منت بر چشم می نهم و یکبار دیگر خود را مرور می کنم و تلاش خواهم کرد که اثری از آنچه شما گفتید در نوشته هایم نیابید
دقت بفرمایید برخی نوشتها لزوما بیانگر حس نویسنده نسبت به مخاطب نیست ... آنچه در باره نگاه از بالا به پایین ... راه یافته و گمراه ... آوردم لزوما برداشت من از شما و جناب نوز الزهرا نیست ... هم کلام شده ایم تا هم اندیشی کنیم ... اولویت ها و مشکلات و راهکار ها را به اشتراک بگذاریم و البته قبل از هر چیز ضعف ها و قوت های خود را شناسایی کنیم ...
همانطور که جناب نور الزهرا تاکید نمود اینجا عرصه گفتمان است و به تبع مقتضیات خود تفاوت های اصولی با عرصه علم و جهاد و ... دارد ...
در دنیای واقعیت ها اگر خود را کامل و متقن نیانگارید نمی توانید حرکت کنید ...نیروی لازم برای مقاومت در برابر شبهه ها و وسوسه ها و ... را نخواهید داشت ... اما در عرصه گفتمان اگر خود را کامل فرض کنید راه بسته می شود و حرفی باقی نمی ماند ...
تمام دغدغه های شما در مورد ایمان جوانان و ژست های روشنفکری در خشن انگاشتن تبری و اختلاط و التقاط عقیده ستودنی است و دغدغه های ما نیز هست
اما می دانید اشکال کار کجاست ؟ جامعه مذهبی ما بجای یافتن مرز های عقیده و ایستادن و اصرار برآن ... بر دیوار های سست بی اعتمادی میان گروههای مذهبی ایستاده و با یکدیگر تحدی می کنند .
برای اینکه بتوانیم این دیوارها را فرو بریزیم و دژ های مستحکمی بر مرز های عقیده بسازیم و بر باروهای آن بایستیم باید در روش هایمان تجدید نظر کنیم ... این به آن معنی نیست که برخی از مفرطان مدعی آننند که از همه روشهای سنتی دست شسته و به یکباره با مذاهب دیگر مخلوط شده و خود را به جریان آب و باد سپرده و رها شویم بلکه در جز جز روشهایمان باید تفکر نمود و اصالتها و معیار ها و مرزها را شناسایی نمود و با روشهای مدرن بر آن تکیه نمود
حقیقت این است که در میان ما پژوهش و تحقیق علمی و بی طرف در این راستا کمتر می توان یافت امتداد این موضوع از حوصله این کوتاه سخن خارج است اما چه بدانیم چه ندانیم تجربه های گفتگوی درون دینی ما در این تالار در این راستا بسیار مفید است ...
برای اینکه به مسیر گفتگو بازگردیم مجددا بر مدلی که مناسب گفتگوهای درون دینی و برون دینی است تاکید میکنم
اگر قران و اهل بیت را منابع نور و نیرو تلقی کنیم در این عصر غیبت و دوره حیرت هر یک از ما به تناسب نزدیکی به این منابع ... شمع یا فانوس یا نورافکنی هستیم که راه را برای رهروان روشنتر می کنیم ... همین ... نه از بقیه بالاتریم و نه پایینتر و هدایت بدست خداست
باور این مدل و درک حقیقت حیرت در زمان غیبت است که می تواند مانع از عجب و خودبینی ما و نیز درگیری های جناحی و گروهی مذهبی - که هیچ انتهایی ندارد - گردد .
برای نمونه در نوشتار شما اصول و معیار ها و مرز هایی است که برای ما نیز ملاک است
1- بغض با دشمنان اهل بیت ( تبری)
2 - پرهیز از افراط و تفریط در برخورد با مذهب عوام
3 - ملعون بودن دشمنان اهل بیت
اما در روشها و مصداق مرزها اختلاف نظرهایی داریم که درباره آن درحال گفتگو هستیم ... همیشه باید این فضا را در نظر داشت و از آن تجاوز ننمود ... این تجربه تجربه نویی است که در صورت گسترش و امتداد آن میان علما و متفکرین مذهبی ما می تواند مثمر ثمر و بسیار مفید باشد... این همان راهی است که جناب یار مهدی هم تلاش می کند مسیر گفتگو را به این سمت هدایت کند ... همینجا آمادگی و موافقت خود را اعلام میکنم
زيـبـا
Saturday 7 June 2008, 02:51PM
yar-mahdi]
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
دوستان عزیزم ، آقایان و خانم ها !
گاهی اوقات بعضی دعواها اصلا دلیل روشنی ندارند ! ما همگی با هم در اصول موافقیم ؛ اما ...
این اما خود ماجرایی تازه است . در اصول موافقیم ولی در برخی فرعیات نه . بهتر است همه ی دوستان متوجه باشند و به جای پرخاش به یکدیگر سعی در حل مساله بنمایند . نگذارید این بحث ها به انحراف کشیده شود . فراموش نکنید که همه ی ما شیعه ایم و در فرهنگ ما شیعه همان مومن است ، و مومن حرمتش از کعبه هم بالاتر !!
درست است اختلاف نظرهایی داریم ولی بیاییم ببینیم می توانیم آن ها را دوستانه حل کنیم یا نه . به جای این که مدام خود را عالم و علامه و دیگری را نفهم و ناآگاه ؛ خود را حق و دیگری را باطل ؛ خود را محب و دوستدار ، و طرف مقابل را ناصبی و دشمن اهل بیت بدانیم و بخوانیم ، بیاییم کمی از اندیشه های خود مایه بگذاریم و آن را در بوته ی نقد قرار دهیم . کمی پرسش کنیم و اجازه بدهیم دیگری هم برداشت خود را بگوید . دقت کنید گفتم "برداشت" و نه "رای". زیرا همه ی ما آنچه می گوئیم را منتسب به قرآن و حدیث می دانیم و هیچکدام مان قائل به دخالت آرای شخصی نیستیم .
یک چیزی را هم بگویم و آن هم این که بترسیم ، بترسیم که مبادا با قول خدا و رسول و ائمه مخالفت کنیم . زیرا هر طرف مدعی است و برای این ادعای خود دلایلی از قرآن و سنت ارائه می کند . کمی محتاطانه تر و البته مهربان تر و دوستانه تر . لطفاً ...
با اجازه ی همه ی دوستان ، بنده برای رسیدن به نتیجه ای روشن ، پیشنهاد می کنم تا سیری درست و منطقی برای حل این مساله تدوین شود . پیشنهاد خود من سیر زیر است :
الف - مساله از نو طرح شود
ب - گروه های هم فکر تشکیل گردد
ج - مراجع و پایه های مورد قبول همه ی فکرها تعریف گردد
د - به نوبت و به ترتیب یک یک ادله ی هر گروه بررسی شود
تعریف دوباره ی مساله بسیاری اختلافات را از بین می برد .
تشکیل گروهای هم فکر نشان خواهد داد که شاید دسته بندی کنونی ، دسته بندی واقعی نباشد ! ضمنا باعث صرفه جویی و وحدت رویه می شود .
تعیین و معرفی پایه ها نشان می دهد که ما چقدر به هم نزدیک هستیم و دادن القابی چون "ناصبی" و "وهابی" به یکدیگر ، تا چه اندازه زشت و ناپسند ، و بلکه حرام است !
بررسی یک یک ادله بر مبنای مراجع مورد توافق ، با دقت و حوصله و امید راه یابی به حق و حقیقت انجام می شود . إن شاء الله
اگر دوستان موافق باشند ، از همین فردا شب شروع کنیم . بنده حاضرم مدیریت این بحث نوین را بر عهده بگیرم . البته قول می دهم که طرف حق را بگیرم ! :smile55:
با این حساب دوستان عزیزم کربلا و مهرداد ، اجازه بدهند تا پاسخ مطالب شان را بعدا بدهم.
والسلام
سلام ...
موافق نیستم ...
صرفا به دلیل اینکه با هر خود نمایی و پیروز نمایی در بحث مخالفم ....
جایی که به خرد و انتخاب خوانندگان بی طرف احترام می گذارم و خدا را شاهد همه اعمال خود می دانم ، چه نیازی به پیروزی در بحث دارم ....؟
ممکن است برخی همین موضع گیری مرا به حساب خود واریز کرده و منم منم راه بیندازند ....
مهم نیست تا کنون هم همین کار را کرده اند ....
اما من خود را در این بازی وارد نخواهم کرد ....
از دید من همین بحثهای روتینی که میان اطراف بحث در جریان است ، خود ، نوعی مناظره است ....
می فرمایید کسی در این مناظره نخواهد توانست پارازیت بدهد ، به نظر من وجود پارازیت هم علاوه بر تنوع ، گاه هشدارهای ارزنده یی است که باید آنها را هدیه یی از جانب خدا و از زبان شیطان تلقی کرد ....
شما می توانید بدون حضور من به مناظره بپردازید ....
اما در بحث هم باید همان اصول مد نظر قرار گیرند تا بحثها خداپسندانه پیش بروند ....
اگر اینگونه شود ، حتی کسی که خطا می کند نیز مأجور خواهد بود ....
و اما شرایط بحث از دید من اینها هستند :
1_ مطالب صد در صد متقن و غیر قابل جدل ، پایه مشترک تلقی شوند که باید بر اساس آنها سایر مطالب بنیان گذارده شوند ... مانند آیات محکمات قرآن و احادیث اجماعی و مسائل بدیهی ...
2_ عقل و منطق و اخلاق و احترام رفتاری است که جز از خردمندان و اهل فضل ، تقوا و منطق دیده نمیشوند ....
بنا بر این کسی حق ندارد بالای منبر رفته و دیگران را پامنبری خود بپندارد ....
همچنین کسی حق نخواهد داشت به دیگران انگ بی دینی ، ناصبی ، وهابی یا هر اتهام دیگری بزند ....
نیز کسی نباید خود را نماینده اسلام ، قرآن ، تشیع ، اهل بیت و ذات دین قلمداد کند و در مورد دیگران حکم صادر کند ....
و کسی نباید به خودنمایی و تبلیغات تکراری و پیروز نمایی خود در بحث ها بپردازد ....
و یا سعی کند طرف بحث را با واژه های سخیفی چون {فراری} {نادان} {غیر عالم} {غیر متخصص} و غیره از میدان به در کند ....
و السلام علیکم و علی من اتبع رضوان الله ....
صلی الله علیک یا مضطهده :smile22:
[/FONT]
mehrdad_123
Saturday 7 June 2008, 04:23PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
------------------------------------------------
ظاهرا برخی به هیچ وجه قصد این ندارند که از سوء ظن های بی اساس خود دست بردارند ما حساب این گروه مردمان را به خداوند می سپاریم
و اما در خصوص مبحث مورد نظر موضع ما این است و تا زمانی که دلیلی منطقی متکی بر ثقلین در رد عقاید ما نیاورید موضع ما ان شاا... همین خواهد بود
ما می گوییم لعن آن سه خبیث جایز است و هر کس بخواهد تولی و تبری را به اسم روشنفکری کنار بگذارد دشمن اهل بیت عصمت و طهارت (ع) هستش و لا غیر
جالب است امروز در یکی از سایتها چشمم به مطلبی خورد که گویا حامیان وحدت پوچ و گمراه کننده که در واقع ناصبیانی بیش نیستند شروع به جمع آوری پارچه هایی کرده اند که درش قاتلان حضرت زهرا (س) لعن شده اند
طرفین مقابل بحث ما هیچ راهی ندارند مگر اینکه ادعا کنند تولی تبری را کنار بگذارید چون صلاح دانستیم فقط همین
نظام جمهوری اسلامی باید بداند که با اینکار عرصه را بر خود تنگ خواهد ساخت اعتقادات مردم نخود لوبیا نیست که بشود بالا پایینش کنند
لعن ا... قاتلیک یا زهرا(س)
hojjat
Saturday 7 June 2008, 05:17PM
بسمه تعالی
با سلام و عرض تسلیت شهادت برترین بانوی عالمیان "اولین شهید دفاع از امام زمان"
جناب یارمهدی و دوستان عزیز!
مباحثی اخیرا با موضوع وحدت مطرح شده که خیلی متشتت و مختلف است، باید گفت اگر کسی مجموعه ی نظرات و دیدگاه ها را تفکیک شده نبیند، چه بسا نفهمد ضرر بعضی از این قرائات متوجه کجاهاست...
متاسفانه من در این باره با نظراتی برخوردم که واقعا متاثرم کرد خصوصا که ایام شهادت مظلومه تاریخ "اولین شهید دفاع از امام زمان" و آغاز روزهای تنهایی به معنای حقیقی برای امیرمومنان است...
مطلب این بود که بعضی از اصحاب وحدت با تعاریف ناصحیح، تز وحدت خود را ـ همان تزی که آثارش را در پایه های سست اعتقادی جوانان جامعه امروز یا حتی نا آگاهی آنها از ارزش و جایگاه مبانی و بعضا بدفهمی مخرب می بینیم ـ به عملکرد امیرمومنان منتسب نمودند؛ همان مضطری که از هیچ تلاشی برای دفاع از حق خود نه کوتاهی کرد نه در مورد آن سکوت؛ بلکه این مردم پیمان شکن بودند که در حق او کوتاهی و سکوت نمودند... به صریح فرمایش حضرت فاطمه زهرا و دیگر اهل بیت، ایشان خود، عامل وحدت بین مسلمانان اند؛ پس کدام وحدت ارزشمندتر از دفاع از حقی است که از امیرالمومنین غصب شد که بگوییم او دفاع از حق خود را فدایی آن نمود؟!
من وظیفه خود می بینم که بر این مبنا و در عوض سکوت، مطالبی را برای عموم مطرح و باز کنم چه اگر آن زمان جز معدودی از گرد آن برترین مظلوم به خانه های سکوت شان پرا کنده شدند تا با غاصبین و دشمنان، وحدت خود را حفظ کنند؛ ما پیمان نشکنیم و او و حق و جایگاهش را به قیمت هیچ وحدتی خانه نشین نکنیم (البته بعضی از دوستان مطالبی را در رد این تفکر آوردند ولی در مورد کنه ناشایستگی ارتباط آن با وحدت مزعوم مستقیما حرفی زده نشد)
________________________________________________________
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با این مقدمه به جا دانستم که پیش از تاسیس یک سرفصل جدید کلیت مطلبم را اول اینجا مطرح کنم چون تعریف غلط از وحدت را بر خلاف معنایش سرمنشا خیلی از اختلافات در برداشت و دیدگاه ها می بینم و البته اینجا هم ....
به عقیده ی من مهمترین مسئله ای که بایست تعریفش کرد نه جواز سب و لعن صریح و نه بحث تقیه؛ بلکه آن مسئله، وحدت (تعریف)، حدود و رتبه آن است...
شاید دوستان تعجب کنند و بگویند ما در این مسائل که گفته شد اتفاق نظری نداریم ؛ و این ها در رتبه بالاتری از بحث وحدت اند... درسته
ولی حقیقت این است که در بعضی قرائت های وحدت می بینیم که آن را مبدل به اصلی ترین اصولی می کنند که چهارچوب شریعت و خط کشی مبانی و تعاریفش مستقیما متاثر از آن است؛ آن وقت دیده شده چه بسا اصلی به کل از جایگاهش خلع یا به سادگی جابه جا می شود و باید برای آن تعریف جدیدی ارائه داد؛ یا تعریف از آن هیچ موضوعیتی در مباحث دینی ندارد بلکه نباید داشته باشد..
اینکه می گویم این اختلافات و حتی بعضا آثار نامطلوبی که در زمینه اعتقادی می بینیم، منبث از معرفی و شناخت غلط از وحدت و جایگاه آن است، با دلیل می گویم و دلایلم مستند است، حتی مستند در همین تالار
نظر من این است و به همین مقدار بیان آن بسنده می کنم... اگر دوستان این را مدخل درست و مناسبی دانستند، ترجیح من این است که اگر بشود گفتنی هایم را در قالب این مباحثه بگنجانم چون ابعاد بیشتری را مورد بررسی و نتایج همه جانبه تری در بر می گیرد؛ البته اینجا نظر جمع مهم است ... در غیر این صورت من می توانم بحثم را به صورت انفرادی هم پی بگیرم.
یاعلی
mehrdad_123
Saturday 7 June 2008, 05:22PM
ضمن سلام به حضور گرامیتان جناب حجت
بفرمایید که منتظر فرمایشات حضرتعالی هستیم ان شاا...
hojjat
Saturday 7 June 2008, 06:39PM
بسمه تعالی
با سلام و عرض تسلیت شهادت برترین بانوی عالمیان "اولین شهید دفاع از امام زمان"
جناب صفاي گرامی! از ویژگی کلام شما این است که هر کس با هر دیدگاهی تفکرش را با شما موافق می بیند؛ این دلایل مختلفی می تواند داشته باشد و اعم از جنبه ی مثبت و منفی؛ شاید تعریف شما از روشهای به کارگیری وحدت را عملا می توان در گفتارتان جستجو کرد که جنبه های مثبت اش پرواضح است.. ولیکن جنبه های منفی اش آن چیزهایی که من دقت می کنم و به شما ایراد می گیرم همانطور که ایرادم متوجه گفتار شماست که "اصل منظورتان را کلام همه پسندتان می پوشاند" وارد به تز وحدتی است که آوردید..
چون قرار نیست که فعلا باب بحث جدید باز شود من فقط من باب اینکه اختلاف دیدگاهم را با شما نشان می دهم؛ در مورد قسمتی از کلامتان صحبت می کنم:
اما می دانید اشکال کار کجاست ؟ جامعه مذهبی ما بجای یافتن مرز های عقیده و ایستادن و اصرار برآن ... بر دیوار های سست بی اعتمادی میان گروههای مذهبی ایستاده و با یکدیگر تحدی می کنند .
برای اینکه بتوانیم این دیوارها را فرو بریزیم و دژ های مستحکمی بر مرز های عقیده بسازیم و بر باروهای آن بایستیم باید در روش هایمان تجدید نظر کنیم ... این به آن معنی نیست که برخی از مفرطان مدعی آننند که از همه روشهای سنتی دست شسته و به یکباره با مذاهب دیگر مخلوط شده و خود را به جریان آب و باد سپرده و رها شویم بلکه در جز جز روشهایمان باید تفکر نمود و اصالتها و معیار ها و مرزها را شناسایی نمود و با روشهای مدرن بر آن تکیه نمود
اگر معناگرا باشیم خواهیم فهمید که وحدت هرچه ریشه دار و اصولی تر معنا دارتر ! این البته اصلی عقل پسند است و کسی نمی تواند آن را نفی کند؛ اما استفاده شما چه بوده؟فراموش نکنید اگرچه موضوعا مرزهای مشترک عقیدتی ما بسیار است، لکن آنقدر در یک موضوع اختلافات اساسی است که حمل بنای محکمی بر آن عملا ناممکن است؛ بلکه همانطور که شما هم گفتید تنها خطوطی از موضوعات هستند که مشترک اند که اسم آن را مرز گذاشتیم لیکن همینکه بخواهیم تعریفی کامل داشته باشیم و چهارچوبی معین کنیم اختلافات آشکار می شود.. پس وحدت ما پشتوانه اش نهایتا همین خطوط است ؛ نمی گویم همین را در مقابل دشمنان نادیده بگیریم، این هم برای کسانی که به کمک دیگر فرق و بلاد اسلامی می خواهند پوست دشمن مشترک را بکنند؛ لیکن وحدتی که مستلزم خروج از مبانی مذهب نباشد ظرفیت حمل دژ محکم اعتقادی را ندارد!
منظور شما از روش های سنتی و مدرن روشن نیست... این روش ها خاستگاه دینی دارد؟ یا استراتژی های سیاسی است؟ اگر خاستگاه دینی دارد که اطلاق سنتی و مدرن بر آن ناصحیح است؛ اگر سیاسی است که با کنارگذاردن آن نه اصول مان از دست می رود ، نه به باد خواهیم رفت ... پیشنهاد شما با این مقدمه ی مبهم از هیچ وجهی برای من قابل درک نیست ... ؛ توجه کنید:بلکه در جز جز روشهایمان باید تفکر نمود و اصالتها و معیار ها و مرزها را شناسایی نمود و با روشهای مدرن بر آن تکیه نمودحرف شما در ظاهر زیباست ولی هیچ فهمی برای من مخاطب که بخواهم در پیشبرد وحدت آن را به کار بندم حاصل نمی کند...
نمی دانم از گفتن جامعه مذهبی چه منظوری داشتید...جامعه مذهبی ما بجای یافتن مرز های عقیده و ایستادن و اصرار برآن ... بر دیوار های سست بی اعتمادی میان گروههای مذهبی ایستاده و با یکدیگر تحدی می کنند چون شما طرح برنامه ای فراگیر می دهید؛ منطقی است که جامعه ی هدف را در نظر بگیرید که محدود به یک قشر نمی شوند ـ و البته در همین سرفصل هم خیلی دیده شد که نظرات و دیدگاه ها ابعادی همه جانبه نداشت ـ وقتی داریم یک نظر کلی می دهیم شاید منطقی تر باشد که ما در مورد قاطبه ی جامعه حرف بزنیم و آنگاه که برنامه ای طرح ریزی مکنیم، صد درصد باید شامل همه ابعاد و اقشار شودمثلا من به شما می گویم جامعه کنونی ما برخلاف اقلیتی که نگرانتان نموده؛ مزین به اصولی شده اند که نفی و تقبیح اصل تبری کمترین دست آورد این اصل است؛ (توجه كنيد که منظورم این نیست که قشر مذهبی اقلیت اند بلکه همان قشری که منظور سخن شماست که بین مذهبیون جامعه ما اقلیت اند) با کمال تاسف در قشر جوان ما کم نیستند کسانی که اصلی انحرافی را جایگزین توحید حقیقی کرده اند که با تکیه به آن به سادگی می شود در مورد دژهای محکم بر مرزهای دین داری و بی دینی هم صحبت به میان آورد؛ الان بن مایه های عقیدتی خیلی از جوانان ما به سمتی میل دارد که شما بی هیچ نگرانی می توانید از وجود هرگونه وحدتی حرف بزنید و مورد اقبال هم باشید توجه کنید که حرف من ناظر به اکثریت جامعه و نسل جوان است؛ اگر باور ندارید بروید در جامعه فی المثل در مورد اصل تبری بپرسید هزینه ی چندانی هم ندارد یک پرسش نامه تنظیم کنید ؛ من این کار را کردم( درموضوعاتی از جمله آن تبری) در بین قشر دانشگاهی که البته قشر تحصیل کرده جامعه مایند! پیش بینی می کنم دست آوردش حیرت زده تان بکند.. در واقع جای تعجب نیست جای تاسف است از کجا باید بدانند؛ کتابهای درسی؟ رسانه ی جمعی؟ مدرسه دانشگاه؟ اینها فهمید اند که خدا نعوذ بالله به پیامبرش موسی براق شد که تو نیامدی جلوی کفر گویی بندگان مرا بگیری بگذار راحت باشند... پس من که باشم و تبری چه باشد ؟
مطلب دیگر اینکه فرمودید دیوارهای بی اعتمادی سست! از شما می پرسم اگر بی اعتمادی بر اساس اصول اعتقادی ماست چرا سست باشد؟ و دیگر اینکه اگر سست است چطور ائمه معصوم در مواضع حساسی دستور به معیار قرار دادن همین بی اعتمادی داده اند؟ و از همه تاسف برانگیزتر که بی اعتمادی ما به ایشان که ریشه در اصول ما دارد، دژ محکمی است و البته باید از آن حفاظت کنیم! حال اگر بگویید "این چه وحدتی است ؟ این دیگر وحدت نیست!" نباشد! این عقیده ی ماست و آن را از ائمه ای داریم که همین فرق به هر صورتی می خواهند آنها را تضعیف کنند... و بناء علی هذا می فهمیم که آن ساختمان محکم و ریشه داری که ما باید بسازیم نه بر مشترکاتمان است که در آن صورت خواهیم دید که همه چیز من جمله اصولمان تغییر می کند.سلام و عرض تسلیت ما را به خدمت امام رئوف ابلاغ کنید!
hojjat
Saturday 7 June 2008, 07:23PM
ضمن سلام به حضور گرامیتان جناب حجت
بفرمایید که منتظر فرمایشات حضرتعالی هستیم ان شاا...
جناب مهرداد گرامی سلام علیکم! ممنون لطف حضرتعالی هستم...
چنانچه گفتم بحث وحدت تعریف ، حدود و جایگاه آن را در رتبه ی اول اختلاف این مباحث می بینم لذا نظر من این است که می تواند باب ورود مناسبی باشد برای آن قالب از مباحثه ـ یا شبیه به آن ـ که جناب یارمهدی پیشنهاد نمودند ..
البته این بستگی دارد به اینکه نظر شما و دیگر دوستان موافق نظر من باشد!
وگرنه به صورت سرفصلی جدا با عنوانی شبیه به این" نقد برخی قرائات اصحاب وحدت در پیروی از سیره امیرالمومنین" در خدمتتان خواهم بود طبعا در آن صورت دایره بحث، محدود به همان موضوع تطبیقی می شود و ارتباطی با بحث لعن و تبری .. نخواهد داشت.
متشکرم
karbala110
Saturday 7 June 2008, 09:06PM
بسم رب المهدی :smile07:
جناب کربلا !
بله فکر می کنم مساله ی اساسی این سرفصل آنی است که شما گفته اید ؛ ولیکن نکاتی پیش از آن باید مطرح شود . اجازه بدهید بنده کمی ریزتر موضوعات را بیان کنم ، آن گاه می بینید که می توانیم بسیاری اختلافات را از همان اساس از بین رفته ببینیم .
سلام
به هر حال اگر بحث در رابطه با جواز سب عمر وابابکر و لعن به اسم آن دو نفر فی نفسه و بذاته و بدون در نظر گرفتن مسائل عارضی و ثانویه باشد (همانطور که قبلا عرض کردم) بنده حاضر به مناظره هستم.
البته دوست واستاد عزیز جناب عبدالحسین مسدود می باشند بنده مطمئن هستم که با حضور ایشان بحث مفیدتر خواهد بود. با تشکر .
یا علی
اللهم العن الجبت و الطاغوت
yamahdi
Saturday 7 June 2008, 10:15PM
شرایط را در نظر گرفتن صحیح است ولی دلیل بر رد موضوع نمیشود.
yar-mahdi
Sunday 8 June 2008, 01:37AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
از همه ی دوستان تشکر می کنم .
الف - جناب مهرداد
بنده در خصوص سوالات شما در سرفصل مزبور جواب تازه ای ندارم ، زیرا قبلا همه چیز را گفته ام . ( معنی کلمه از کتب لغت - توجه به زیر و زبر کلمه - نظر چند عالم شیعی در خصوص کلمه ی یادشده - استعمال کلمه در خطبه ی حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) و به معنی پیش گفته شده ) بنابر این شما و دوستانتان را به مطالعه ی دوباره ی آن ها دعوت می کنم .
در خصوص سخن تکرار شده ی شما هم مبنی بر غرور کاذب بنده ، از خداوند می خواهم که مرا به چنین چیزی گرفتار نکند یا اگر شدم رهاییم بخشد . نمی گویم تا به حال مغرور نشده ام ، اما همواره سعی کرده ام از آن فرار کنم ؛ ولی اگر شما در خصوص سرفصل مزبور چنین چیزی را ادعا می کنید ، هرگز غرور نیست و بلکه طرح حقیقت است . حال شما را خوش نمی آید من چه کنم ؟!
ب - سرکار زیبا
فرموده اید که : موافق نیستید و خود را در این بازی وارد نمی کنید ! خوب تکلیف ما روشن شد . اما شروطی که گفته اید به نظرم صحیح هستند ، اگرچه به دلیل عدم حضور شما در بحث آتی ،نمی توان انتظار اعمال آن ها را داشت !
ج - جناب صفا
از این که آمادگی خود را اعلام نمودید ، متشکرم . ان شاء الله به زودی مساله را از نو طرح خواهم کرد .
د - جناب حجت
از این که قدم رنجه نموده و سری به این سرفصل زدید ، از شما تشکر می کنم . نگاه شما به مساله ی وحدت و نقش آن در مباحثی اینچنین ، شایسته ی تقدیر است . بنده مصرّا ً خواهان آغاز بحثی در این موضوع از سوی شما هستم . خود بنده معتقدم اختلاف ما با اهل خلاف ، ریشه ای تر از امامت است و به توحید مربوط می شود و فکر می کنم تا این اختلاف حل نشود ، نمی توان خیلی خوب به مساله ی امامت پرداخت . اما جسارتا ً اجازه بدهید بحث یاد شده در این سرفصل به عنوان یک مورد و نه حکم کلی ادامه پیدا کند . خوشحال می شویم شما نیز در این بحث شرکت نمائید .
ه - جناب کربلا
ببینید طرح بعضی مسائل به عنوان مبانی لازم است . می دانید چرا ؟ بگذارید کمی روشن تر بگویم . ممکن است برخی راجع به اعلان تبری هم مشکل داشته باشند چه برسد به لعن به نام ! اگر این مبانی روشن و واضح نشود ، اساسا گفتگو بی فایده است زیرا تفاوت ها عمیق است . از سوی دیگر وقتی مثلا من می گویم لعن به نام نکنیم ، ممکن است شخصی فکر کند من می گویم این کار در سیره ی معصومین وجود ندارد یا حتی مرا متهم به نداشتن بغض نسبت به ظالمین اهل بیت علیه السلام بکند ! بنابراین اجازه می خواهم کمی دایره را باز کنیم .
اما راجع به جناب عبدالحسین ؛ اگرچه برخی اوقات از لحن جناب عبدالحسین و نوشتن بعضی مطالب توسط ایشان احساس خوبی پیدا نمی کردم ، اما اعتراف می کنم که بنده هم از بحث های ایشان در سرفصل های گوناگون بهره های زیادی بردم ؛ حتی در یک مورد پس از خواندن مطالب ایشان ، نظرم 180 درجه تغییر کرد ! دوست داشتم ایشان هم باشند ولی نمی توانیم یک ماه صبر کنیم . اگرچه در موقعش از بیانات ایشان هم بهره مند خواهیم شد .
والسلام
mehrdad_123
Sunday 8 June 2008, 02:14AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
-----------------------------
جناب یار مهدی فرمودند:
اما راجع به جناب عبدالحسین ؛ اگرچه برخی اوقات از لحن جناب عبدالحسین و نوشتن بعضی مطالب توسط ایشان احساس خوبی پیدا نمی کردم ، اما اعتراف می کنم که بنده هم از بحث های ایشان در سرفصل های گوناگون بهره های زیادی بردم ؛ حتی در یک مورد پس از خواندن مطالب ایشان ، نظرم 180 درجه تغییر کرد ! دوست داشتم ایشان هم باشند ولی نمی توانیم یک ماه صبر کنیم . اگرچه در موقعش از بیانات ایشان هم بهره مند خواهیم شد .
خب! برادر من کسی که اینگونه سخن به انصاف می گوید آیا بهتر نیست از حقوق ایشان حتی به اندازه ی جمله ای دفاع کند؟!
از کسانی که واقعا می خواهند محدودیت جناب عبد الحسین رفع شود خواهانیم در این سرفصل ما را یاری دهند:
درخواست درمورد کاربر Abdolhusain (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13130) (http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/misc/multipage.gif 1 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13130)2 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13130&page=2))
mehrdad_123
Sunday 8 June 2008, 02:16AM
الف - جناب مهرداد
بنده در خصوص سوالات شما در سرفصل مزبور جواب تازه ای ندارم ، زیرا قبلا همه چیز را گفته ام . ( معنی کلمه از کتب لغت - توجه به زیر و زبر کلمه - نظر چند عالم شیعی در خصوص کلمه ی یادشده - استعمال کلمه در خطبه ی حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) و به معنی پیش گفته شده ) بنابر این شما و دوستانتان را به مطالعه ی دوباره ی آن ها دعوت می کنم .
در خصوص سخن تکرار شده ی شما هم مبنی بر غرور کاذب بنده ، از خداوند می خواهم که مرا به چنین چیزی گرفتار نکند یا اگر شدم رهاییم بخشد . نمی گویم تا به حال مغرور نشده ام ، اما همواره سعی کرده ام از آن فرار کنم ؛ ولی اگر شما در خصوص سرفصل مزبور چنین چیزی را ادعا می کنید ، هرگز غرور نیست و بلکه طرح حقیقت است . حال شما را خوش نمی آید من چه کنم ؟!
به جهت پرهیز نمودن از اینکه وارد مباحث نامربوط بشویم به این مطالب پاسخی نمی دهیم و دوستان را دعوت می کنیم تا خود در این رابطه تحقیق کنند
mehrdad_123
Sunday 8 June 2008, 02:22AM
خطاب به جناب حجت:
بنده که در مقابل مطالب و تیزبینی و فهم والای شما سر فرود آورده و از شما طلب دارم تا در این تاپیک ما را مستفیض بفرمایید بر خلاف عقیده ی دوست و برادر بزرگوارم جناب یار مهدی به اعتقاد بنده ی حقیر مطالب شما در راستای این تاپیک هستش چرا که کسانی که با تبری به خصوص با لعن مخالفت دارند تنها تکیه گاهشان همین بحث وحدت است که قطع به یقین مطالب شما و دیگر بزرگواران به ما کمک شایانی خواهد کرد ان شاا...
ان شاا... توان فهم مطالب شما بزرگواران و اساتید را داشته باشم تا بدون جهت به مخالفت برنخیزم توکلت علی ا...
زيـبـا
Sunday 8 June 2008, 08:47AM
البته دوست واستاد عزیز جناب عبدالحسین مسدود می باشند بنده مطمئن هستم که با حضور ایشان بحث مفیدتر خواهد بود. با تشکر .
آنوقت کمتر خدمت شما خواهیم رسید .... همچنانکه تا کنون اینگونه بوده و بعد از رفتن ایشان است که بیشتر شما را زیارت می کنیم .... :smile55:
مگر اینکه تصمیم تازه یی برای رفع این شبهه اتخاذ فرمایید .... :D
mehrdad_123
Sunday 8 June 2008, 03:03PM
آنوقت کمتر خدمت شما خواهیم رسید .... همچنانکه تا کنون اینگونه بوده و بعد از رفتن ایشان است که بیشتر شما را زیارت می کنیم .... :smile55:
مگر اینکه تصمیم تازه یی برای رفع این شبهه اتخاذ فرمایید .... :D
یعنی چی؟
اتفاقا بعد از مسدود شدن ایشان آن هم به ناحق ما شاهد فعالیت هر چه بیشتر شما هستیم:smile27:
karbala110
Sunday 8 June 2008, 09:34PM
بسم الله
نمی دانم چگونه می شود شخصی با خواندن بسیاری از نوشته های حقیر و استاد عزیز جناب عبدالحسین متوجه فرق های واضح و روشن نگارشی و نوشتاری ما نشود !!
البته از کسانی که همیشه در برابر حقائق تجاهل کرده اند چیزی جز این انتظار نمی رود !
حقیر به علت شروع امتحانات به مدت ده روز کمتر می توانم در مباحث شرکت کنم. یا علی
التماس دعا
yar-mahdi
Monday 9 June 2008, 12:27AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
خب! برادر من کسی که اینگونه سخن به انصاف می گوید آیا بهتر نیست از حقوق ایشان حتی به اندازه ی جمله ای دفاع کند؟!
از کسانی که واقعا می خواهند محدودیت جناب عبد الحسین رفع شود خواهانیم در این سرفصل ما را یاری دهند:
درخواست درمورد کاربر Abdolhusain (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13130) (http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/misc/multipage.gif 1 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13130)2 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13130&page=2))
جناب مهرداد عزیز ، آنچه گفتم یک روی سکه بود ؛ درست است که قوانین به درستی اجرا نمی شود و گروه های فقط قرآن از آزادی بیان بیشتری برخوردارند ، اما فکر نمی کنم در مورد جناب عبدالحسین تضییع حقی صورت گرفته باشد ! اگرچه بی میل به حضور ایشان نیستم ، لیکن فکر می کنم برای تثبیت قوانین بهتر است هیچ قانونی دستخوش تمایلات افراد نشود ، اگرچه این افراد شیعه یا زیاد باشند !
خطاب به جناب حجت:
بنده که در مقابل مطالب و تیزبینی و فهم والای شما سر فرود آورده و از شما طلب دارم تا در این تاپیک ما را مستفیض بفرمایید بر خلاف عقیده ی دوست و برادر بزرگوارم جناب یار مهدی به اعتقاد بنده ی حقیر مطالب شما در راستای این تاپیک هستش چرا که کسانی که با تبری به خصوص با لعن مخالفت دارند تنها تکیه گاهشان همین بحث وحدت است که قطع به یقین مطالب شما و دیگر بزرگواران به ما کمک شایانی خواهد کرد ان شاا...
نظر بنده بر خلاف تصور شما این نیست که مطالب مربوط به وحدت بدین بحث ربطی پیدا نمی کند . بلکه کاملا به عکس . گویا شما برداشت نادرستی از نوشته ی بنده داشتید .
خیرالبریه
Monday 9 June 2008, 08:03AM
با سلام وتشکر از همه دوستان ومحبین آل الله
فکر نکنم که این چنین بحثهایی در این زمانه اینقدر شایسته دقت و وقت باشند ، زیرا تکلیف مشخص است ، و فکر نکنم که از اهل سنت هم کسی مخالف لعن بر عاصین امر الله ورسوله باشد ، زیرا بنص قرآن کریم :
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا
ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللا عنون
پس هر کس که قرآن را قبول دارد بر مخالفین امر خدا و رسولش و کتمان کنند گان حق ، لعنت میفرستد و این جای هیچ شک وشبهه ای ندارد .
اما همانطور که الله تعالی در قرآن کریمش فقط فرمود : المنافقین والمنافقات : واسم کسی را نیاورده ، پس ما هم اگر قصد مان لعنت و نفزین است چه الزامی به آوردن نام خاصی داریم ؟ ما لعنت بر موذیان رسول خدا میفرستیم هر کس و در هر لباس ومقامی باشد فرقی نمیکند اگر مستحق باشد که لعن شاملش میشود .
ائمه (ع) هم در زیارات معتبر ومأثور بهمین شکل امر به لعن کرده اند : در زیارت عاشورا :
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد
در زیارت معتبر امین الله :
اللهم العن الذين بدلوا نعمتك ، واتهموا نبيك ، و جحدوا آياتك ، و سخروا بامامك ، و حملوا الناس على اكتاف آل محمد،
آیا از برادران اهل سنت ، مخالف لعنت بر کسانی که رسول الله را متهم به هذیان گویی کردند داریم ؟؟؟
الا لعنة الله علي الظالمين ( هود، آيه 18؛ قصص، آيه 42؛ اعراف، آيه 44 )
yar-mahdi
Monday 9 June 2008, 12:52PM
بسم رب المهدي :smile07:
سلام عليكم
جناب خيرالبريه ، بحث ما هم با اين افراد همين است . ما نه منكر فرع تبري هستيم و نه منكر لعن و نفرين ( حتي لعن آناني كه اينان مي گويند ) . اما ما مي گوييم ببينيد ائمه چه كرده اند ، شما هم همان كار را بكنيد . اما اينان كاسه ي داغ تر از آش و مومن تر از امير مومنين شده اند !!!
hojjat
Monday 9 June 2008, 09:34PM
بسمه تعالی
سلام علیکم
فکر نکنم که این چنین بحثهایی در این زمانه اینقدر شایسته دقت و وقت باشند ، زیرا تکلیف مشخص است
برادر گرامی! چرا فکر نمی کنید؟ مگر تکلیف در مسائلی چون توحید ، نبوت و ولایت...مشخص نیست؟ با وصف اینکه ما در امر دین بلاتکلیف رها نشدیم می فرمایید هرگونه بحث دینی را کنار بگذاریم؟
چرا مسئله ای را که از اجزاء ایمان است شایسته وقت گذاری و دقت نمی دانید؟ فقط برای رد قمه زنی و شعائری دیگر از عزاداری همچون سینه زنی و نوحه خوانی و لباس مشکی پوشیدن شایسته است زمان طولانی صرف شود؟
و فکر نکنم که از اهل سنت هم کسی مخالف لعن بر عاصین امر الله ورسوله باشد ، زیرا بنص قرآن کریم :
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا
ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللا عنون
پس هر کس که قرآن را قبول دارد بر مخالفین امر خدا و رسولش و کتمان کنند گان حق ، لعنت میفرستد و این جای هیچ شک وشبهه ای ندارد .
نمی فهمم ... شما وکیل مدافع اهل تسنن هستید؟ مگر مجتهدان در مقابل نص را نشناختید؟ اگر ایشان عامل به فرامین قرآن بودند، که راه یافته بودند...
از اصول محکم اهل تسنن عدالت صحابه است.
ایشان ترفض را با طعن بر صحابی معنا می کنند
و کسی که لعن صحابی کند، حكم قاطع بر رفض او از دین می دهند ...
و اول کسانی را که داخل بر لعن اند همین لاعنین صحابی می خوانند؛
بناء علی هذا آنها را با صفت مجوسی وصف می کنند.
مفتی های ایشان تنها با تکیه به همین مبنا فتوا به کفر لاعنین می دهند...
می بینید که آنها بر مخالفین امر خدا و رسولش و کتمان کنند گان حق، لعنت نمی فرستند ! و مرز دین را هم با جوهر این حکم ضد قرآنی معین می کنند!
اما همانطور که الله تعالی در قرآن کریمش فقط فرمود : المنافقین والمنافقات : واسم کسی را نیاورده ، پس ما هم اگر قصد مان لعنت و نفزین است چه الزامی به آوردن نام خاصی داریم ؟ ما لعنت بر موذیان رسول خدا میفرستیم هر کس و در هر لباس ومقامی باشد فرقی نمیکند اگر مستحق باشد که لعن شاملش میشود .
تبری این است که از دشمنان خدا و رسول و راهی که معین نموده بیزاری و برائت بجویی! این اما یک مسئله فرمالیته و بدون مبنای معرفتی نیست آنگونه که شما طرح نمودی؛ که اگر اینطور بود همه قاریان قرآن اهل تبری شناخته می شدند.
حال آن فرد را چطور می بینید؟ که بگوید چون نام علی و خاندانش در قرآن نیامده ما هم نمی گوییم اهل ولایت علی و آل علی هستیم خواهیم گفت قائل به ولایت اولیاء الله هستیم حال هر کس که باشد ما اهل ولایت خواهیم بود..
منطق تان چیست؟ آن را بگویید!
ائمه (ع) هم در زیارات معتبر ومأثور بهمین شکل امر به لعن کرده اند : در زیارت عاشورا :
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد
در زیارت معتبر امین الله :
اللهم العن الذين بدلوا نعمتك ، واتهموا نبيك ، و جحدوا آياتك ، و سخروا بامامك ، و حملوا الناس على اكتاف آل محمد،
آیا از برادران اهل سنت ، مخالف لعنت بر کسانی که رسول الله را متهم به هذیان گویی کردند داریم ؟؟؟
الا لعنة الله علي الظالمين ( هود، آيه 18؛ قصص، آيه 42؛ اعراف، آيه 44 )
اشتباه نکنید! به این شکل لعن نمودند، نه امر به لعن! اثبات شیئ نفی ماعدا نمی کند!
hojjat
Monday 9 June 2008, 10:06PM
بسمه تعالی
سلام علیکم
د - جناب حجت
از این که قدم رنجه نموده و سری به این سرفصل زدید ، از شما تشکر می کنم . نگاه شما به مساله ی وحدت و نقش آن در مباحثی اینچنین ، شایسته ی تقدیر است .
ممنون از لطف حضرتعالی! لکن فعلا شما آن را شایسته تکذیب دانستید ...
بنده مصرّا ً خواهان آغاز بحثی در این موضوع از سوی شما هستم . خود بنده معتقدم اختلاف ما با اهل خلاف ، ریشه ای تر از امامت است و به توحید مربوط می شود و فکر می کنم تا این اختلاف حل نشود ، نمی توان خیلی خوب به مساله ی امامت پرداخت .
البته حرف شما صحیح ! ولی گلایه من بیشتر متوجه پایه های سست اعتقادی در بین جوانان شیعه و تفهیم غلط آنان بود؛ به امید خدا بحث را طرح خواهم نمود و البته این بستر را مناسب تر می بینم؛ که صد البته منوط به موافقت شما و دوستان خواهد بود. به هر حال تاکنون هیچ پیشنهادی داده نشد که قدر اقل دو نفر بر آن متفق باشند؛ غیر از آنچه من گفتم!
اما جسارتا ً اجازه بدهید بحث یاد شده در این سرفصل به عنوان یک مورد و نه حکم کلی ادامه پیدا کند . خوشحال می شویم شما نیز در این بحث شرکت نمائید .
فکر می کنم درست حرفم را تفهیم نکرده ام؛ چون از طرح پیشنهادی، توسط شخص شما که مبنایش سازماندهی موضوعات پراکنده این مباحثه است، دست کم برداشت می شود که با پرداخت منفعل هر موضوع منافی است؛ پاسخ اخیرتان به جناب کربلا موید آنچه از منظور شما فهمیده می شد.
توجه کنید که بنده نگفتم شما و دیگر دوستان بحث هایتان را رها کنید، بیایید کلی صحبت کنیم! من گفتم این مدخل مناسبی است و می تواند راس هرم این سازمان باشد و به تفصیل دلیلش را گفتم و معتقدم در غیر از این حالت نتوانید دسته بندی صحیحی (گروه های هم فکر) داشته باشید و به نقطه مشارالیه خواهید رسید؛ ولی منتظرم ببینم حضرتعالی که پیشنهاد طرح از جانب شما بوده چطور طرح مساله می کنید و کدام مبنا را برای یک دسته بندی در نظر گرفتید؛ اصلا می خواهید مباحثه ای باشد؟
جناب خيرالبريه ، بحث ما هم با اين افراد همين است . ما نه منكر فرع تبري هستيم و نه منكر لعن و نفرين ( حتي لعن آناني كه اينان مي گويند ) . اما ما مي گوييم ببينيد ائمه چه كرده اند ، شما هم همان كار را بكنيد . اما اينان كاسه ي داغ تر از آش و مومن تر از امير مومنين شده اند !!!
چه شده؟! به دنبال سخن حق و باطل آمیخته دیگری، بر لاعنین به دشمنان آل الله طعن می زنید؟ پناه بر خدا از وصفی که کردید!
در عوض این پیش داوری بهتر بود حرف از برنامه پیشنهادی و اساسنامه اخلاقی خود می آوردید..
hojjat
Monday 9 June 2008, 10:32PM
خطاب به جناب حجت:
بنده که در مقابل مطالب و تیزبینی و فهم والای شما سر فرود آورده و از شما طلب دارم تا در این تاپیک ما را مستفیض بفرمایید بر خلاف عقیده ی دوست و برادر بزرگوارم جناب یار مهدی به اعتقاد بنده ی حقیر مطالب شما در راستای این تاپیک هستش چرا که کسانی که با تبری به خصوص با لعن مخالفت دارند تنها تکیه گاهشان همین بحث وحدت است که قطع به یقین مطالب شما و دیگر بزرگواران به ما کمک شایانی خواهد کرد ان شاا...
ان شاا... توان فهم مطالب شما بزرگواران و اساتید را داشته باشم تا بدون جهت به مخالفت برنخیزم توکلت علی ا...
جناب مهرداد گرامی!
خدا شما را در دفاع از حریم ولایت بیش از پیش موید گرداند! راستش من خود را لایق هیچ کدام از اوصافی که کردید، نمی دانم! و این حسن ظن شما به خود را ـ یک محب اهل بیت ـ به حساب مودت ذی القربی که در دل دارید خواهم گذاشت که خدا شما را بر آن پایدار گرداند!
به هر صورت اینجا نظر جمع مهم است و جناب یارمهدی هم به عنوان مدیر تنها نظر شخصی خود را اعمال نمی کنند ولی من انتظار دارم دنبال سخنی را که خود به عنوان طرح مباحثه دادند، بگیرند ... که در آن حال بی شک سوء تفاهم حل می شود.
mehrdad_123
Tuesday 10 June 2008, 12:40AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
------------------------------------
ضمن تشکر از اساتید به خصوص جناب حجت
جناب حجت در یک قسمتی فرمودید:
اشتباه نکنید! به این شکل لعن نمودند، نه امر به لعن! اثبات شیئ نفی ماعدا نمی کند!
برای این حقیر اندر حقیر جای سئوال دارد که آیا حضرتعالی امر به لعن را قبول دارید یا نه؟
بسیار مشتاقم جوابتان را بدانم تا هر چه بیشتر از محضر شما اساتید که دور هم جمع شده اید بهره ببرم و این برای من نعمتی است بس بزرگ-خدا را شکر
mehrdad_123
Tuesday 10 June 2008, 12:49AM
نظر بنده بر خلاف تصور شما این نیست که مطالب مربوط به وحدت بدین بحث ربطی پیدا نمی کند . بلکه کاملا به عکس . گویا شما برداشت نادرستی از نوشته ی بنده داشتید .
جناب یار مهدی بزرگوار هم که گویا با ما هم عقیده هستند و شاید اشتباه از فهم بنده بوده لذا از جناب حجت می خواهیم مطالبشان را بفرمایند
جناب یار مهدی بزرگوار:
در خصوص جناب عبدالحسین بزرگوار بسی غیر منصفانه به قضاوت رفتید که بنده به جهت اینکه این تاپیک جای بحثش نیست در این رابطه پاسخی نمی دهم اما همینقدر بدانید که جدا از غرض ورزی های ناظر سایت که گویا خودتان هم کم و بیش در جریان هستید در خصوص ایشان هم (جناب عبدالحسین)حداقل ترین عدالت هم رعایت نشده است....
yar-mahdi
Tuesday 10 June 2008, 01:39AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
بسمه تعالی
سلام علیکم
ممنون از لطف حضرتعالی! لکن فعلا شما آن را شایسته تکذیب دانستید ... اگر چنین چیزی از نوشته های بنده بر می آید ، من آن را رد می کنم .
***********
البته حرف شما صحیح ! ولی گلایه من بیشتر متوجه پایه های سست اعتقادی در بین جوانان شیعه و تفهیم غلط آنان بود؛ به امید خدا بحث را طرح خواهم نمود و البته این بستر را مناسب تر می بینم؛ که صد البته منوط به موافقت شما و دوستان خواهد بود. به هر حال تاکنون هیچ پیشنهادی داده نشد که قدر اقل دو نفر بر آن متفق باشند؛ غیر از آنچه من گفتم! اولا منظورم از آن کلام نقش مسائل پایه ای در تبیین دیگر مسائل بود .
ثانیا کسی نمی تواند کس دیگر را از نوشتن منع کند . شما منتظر موافقت کسی نباشید . چون به نظر می رسد صرفا خود سخن خواهید گفت و نه این که گفتگو کنید . این عین متن شماست :
من وظیفه خود می بینم که بر این مبنا و در عوض سکوت، مطالبی را برای عموم مطرح و باز کنم ...
اگر دوستان این را مدخل درست و مناسبی دانستند، ترجیح من این است که اگر بشود گفتنی هایم را در قالب این مباحثه بگنجانم چون ابعاد بیشتری را مورد بررسی و نتایج همه جانبه تری در بر می گیرد؛ البته اینجا نظر جمع مهم است ... در غیر این صورت من می توانم بحثم را به صورت انفرادی هم پی بگیرم.ثالثا نمی فهمم چرا گفته اید تنها در مورد پیشنهاد شما موافقت وجود دارد ؟! اصلا دوست ندارم بحثم به این جاها وارد شود و حتی بسیار خویشتن داری می کنم ، اما اکنون احساس می کنم کمی درباره ی بنده ...
این متن سخن افراد مختلف و خطاب به من است :
در اصل توسط karbala110 نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=389719#post389719)
بنده از پیشنهاد شما استقبال می کنم.
در اصل توسط mehrdad_123 نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=390126#post390126) همه ی مطالبتان را قبول می کنیم به شرط اینکه میزان ثقلین باشد نه تفاسیر من عندی برخی
همینجا آمادگی و موافقت خود را اعلام میکنم
سلام ...
موافق نیستم ...
صرفا به دلیل اینکه با هر خود نمایی و پیروز نمایی در بحث مخالفم ....
***********
فکر می کنم درست حرفم را تفهیم نکرده ام؛ چون از طرح پیشنهادی، توسط شخص شما که مبنایش سازماندهی موضوعات پراکنده این مباحثه است، دست کم برداشت می شود که با پرداخت منفعل هر موضوع منافی است؛ پاسخ اخیرتان به جناب کربلا موید آنچه از منظور شما فهمیده می شد . توجه کنید که بنده نگفتم شما و دیگر دوستان بحث هایتان را رها کنید، بیایید کلی صحبت کنیم! من گفتم این مدخل مناسبی است و می تواند راس هرم این سازمان باشد و به تفصیل دلیلش را گفتم و معتقدم در غیر از این حالت نتوانید دسته بندی صحیحی (گروه های هم فکر) داشته باشید و به نقطه مشارالیه خواهید رسید؛ ولی منتظرم ببینم حضرتعالی که پیشنهاد طرح از جانب شما بوده چطور طرح مساله می کنید و کدام مبنا را برای یک دسته بندی در نظر گرفتید؛ اصلا می خواهید مباحثه ای باشد؟به نکات مهمی اشاره کرده اید .
منظور بنده طرح مباحثی همچون تبری یا لعن و جایگاه آن در عقیده ی شیعی بود ؛ که ممکن است در این جا برخی تفاوت ها و یا اشتراکات وجود داشته باشد .
ضمنا گروه بندی ذهنی بنده زمانی حقیقتا شکل خواهد گرفت که همه ی کاتبان این سرفصل در بحث حضور یابند . اما با نبودن تنی چند از آنان همچون زیبا یا صبح یا عبدالحسین ، که به نظرم هریک در یک گروه جای می گیرند ، تشکیل گروه شاید امکان پذیر نباشد و صرفا هرنفر یک داعیه داشته باشد .
اما مباحثه که قسمت اصلی کار است و به نظرم حتما باید باشد .
چون فرموده اید منتظرید ، بنده همین امشب بند الف مباحثه یعنی طرح مساله را انجام می دهم .
***********
چه شده؟! به دنبال سخن حق و باطل آمیخته دیگری، بر لاعنین به دشمنان آل الله طعن می زنید؟ پناه بر خدا از وصفی که کردید! در عوض این پیش داوری بهتر بود حرف از برنامه پیشنهادی و اساسنامه اخلاقی خود می آوردید..می دانید جناب حجت ، یاد چه چیزی افتادم ؟ یاد جناب shams (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=4226) و گفتگوهایمان با وی . مخصوصا در سرفصل آیا کتب اسرار آل محمد معتبر است؟ (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=6425&highlight=%C7%D3%D1%C7%D1+%E3%CD%E3%CF)
هیچ فکر نمی کردم روزی بنده در مقام ایشان قرار بگیرم و شما علیه من باشید ! آن روز وی مدعی اصلاحات بود و امروز من ! آن روز روش او و مطالب مورد انتقادش را قبول نداشتم - و هنوز هم ندارم - و امروز شما روش من و مطالبم را قبول ندارید !
امان از چرخ روزگار ! که چه طور می چرخد و می چرخد ...
البته من سعی کرده ام در راه حقّی که یافته ام ثابت قدم بمانم ، و همیشه ملاک و معیارم ثقلین باشد و از آنان پیشی نگرفته یا باز نمانم . امیدوارم شما نیز چنین باشید . البته من هرگز از این تنهائی نمی هراسم و از راه و روش خود دست بر نخواهم داشت . زیرا که :
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ : (( أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ مَنْ يَسْلُكُهُ .))
علامه مجلسی ؛ بحار الانوار ، ج 2 ص 267 - نقل از : غیبت نعمانی
دوست عزیز و گرامی من - که همواره مشتاق خواندن مطالب شما هستم - ،
چرا به تشکر همین "لاعنین به دشمنان آل الله" از آن "سخن حق و باطل آمیخته" ایرادی نمی گیرید ؟!
چرا وقتی همینان ، دو بار از "غرور کاذب شیعه ای کوچک" سخن راندند ، آن را طعن یا تهمت نخواندید ؟!
چرا وقتی همینان ، چندین و چند بار موافقین لعن و لاعنین دشمنان اهل بیت ، و بلکه بالاتر شیعیانی که اختلاف نظری با آنان داشتند ، وهابی و ناصبی خواندند ، به قول همینان رگ غیرت تان به جوش نیامد ؟!
چرا وقتی همینان ، اشتباهی کردند و بر اشتباهشان پای فشردند و طرف دیگر را با القاب خود مستفیض نمودند ، به خدا پناه نبردید ؟!
چرا ...
چرا ...
فقط چون لاعن علنی به دشمن اند ؟!
( نوشتن جملات فوق برایم راحت نبود اما چه کنم که دلم پر است . )
اساسنامه ی اخلاقی آن هم در برابر اینان هرگز معنایی ندارد ؛ چنانکه صراحتا آن را اعلام کرده اند و بنده نیازی به ذکر مجدد آن نمی بینم . همین دیروز یکی از آنان در حالی که تنها اشاره ای کردم به تحقیقم پیرامون یک فرد مقدس در نظر آن ها ، مرا به باد ناسزاهای خود گرفت ، بی آن که حتی ببیند نظر من درباره ی آن فرد چیست ! البته شما آن جا حضور ندارید و از اسعاذه تان خبری نیست ! اما از نظر من اینان تنها مصداق جمله ای هستند که یک سنّی به من زد : بهترین راه ضربه به یک مذهب ، دفاع غلط از آن است .
والسلام علی من اتبع الهدی
yar-mahdi
Tuesday 10 June 2008, 01:51AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام عليکم
بنده سير کوتاهی از اتفاقات اين سرفصل را بيان نموده و سپس مساله را مطرح خواهم نمود .
جناب عبدالحسين در پست آغازين اين سرفصل عباراتی چنين نوشته اند :
عزيزان بعد از اتمام هر پستی که مينويسند،لعنی نثار قاتلين آن حضرت و ترجيحا خبيث ترين موجود تاريخ،عمر بن صهاک بنمايند و ثوابهم علی الله.
اميدوارم که دوستان عزيز مظلوميت مولايمان اميرالمومنين و همسر گراميشان فاطمه زهرا صلوات الله عليهما را از ياد نبرده و با لعن اراذل نجسی که مولای متقيان در خلوت شبانگاهی و قنوت نماز شبش ايشان را لعنت مينمود،دل آن حضرت و حضرت صديقه کبری را شاد نمايند.البته در ادامه با آوردن القابی برای دومی - که احتمالا از برخی روايات معتبر يا نامعتبر اخذ کرده بودند - ، نام وی را به طور صريح بعد از دعای لعن آورده بودند . متاسفانه اين قسمت از نوشته ی ايشان توسط مديريت تالار ، حدف گرديد .
سپس سرکار رايحه اسمانی لعنی با نام هر سه خليفه نوشتند .
بنده با خواندن مطالب فوق صلاح ديدم تا تذکری بدين مضمون بدهم که :
دوستان نکته ی ظريفی را در خاطر داشته باشند و آن هم اين که حتی المقدور از نام بردن افراد پرهيز نمايند . پس از اين بود که موافق و مخالف در اين باره سخن ها راندند تا اين که هم اکنون در صفحه ی نهم اين سرفصل هستيم ، و هنوز گفتگوها ادامه دارد ...
yar-mahdi
Tuesday 10 June 2008, 01:52AM
الف - طرح مساله
با توجه به جمع بندی همه ی مطالب موافقان و مخالفان به نظر می رسد ، مساله ی اساسی و مورد مناقشه اين باشد :
آيا لعن خلفای سه گانه ( ابوبکر ، عمر و عثمان ) و با نام آن ها جايز است يا نه ؟
توضيحات مهم :
توضيح 1- گفتيم لعن و نه سب ، و بين اين دو تمايز وجود دارد . بنده توضيح مختصری می دهم . برای توضيحات بيشتر به سرفصل مساله ی « لعن » (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=5656) رجوع نمائيد . ( مخصوصا پست های 2 و 3 )
سب : دشنام
در صحاح آمده " السبّ: الشتم "
راغب و اقرب آن را دشنام دردناك و سخت گفتهاند .( أنّ السبّ : الشتم الوجيع )
سيد علی اكبر قرشی ؛ قاموس قرآن ، ج 3 ص 206
لعن
" وأمّا اللعن : فهو إن كان من اللّه سبحانه فمعناه الطرد من الرحمة ، وإن كان من الناس فمعناه الدعاء بالطرد "
و امّا لعن اگر در سخن خدا باشد به معناى دور كردن از رحمت است ، و اگر از طرف مردم بود به معناى دعا برای دور شدن است .
لعن : راندن و دور كردن
" لعنه لعنا: طرده و ابعده عن الخير"
در مفردات گفته: لعن به معنى طرد و دور كردن از روى غضب است. آن از خدا در آخرت عذاب و در دنيا انقطاع از قبول رحمت و توفيق خداست و از انسان نفرين است نسبت به غير.
سيد علی اكبر قرشی ؛ قاموس قرآن ، ج 6 ص 194
همان گونه كه ديده شد ، در لغت ميان سبّ و لعن تفاوت وجود دارد و نبايد اين دو را يکی پنداشت . با تتبّع در آيات قرآن هم اين فرق ديده مىشود ؛ در حالی كه " لعن" در مجموع با مشتقاتش ، 41 بار در 18 سوره و 36 آيه آمده است ، ولى "سبّ" تنها 2 مرتبه آن هم در يک آيه آمده است . ضمنا " لعن " 30 مرتبه با نسبت دادن مستقيم آن به خدای متعال وارد شده ، اما سب در يکی از دو موردش هم همراه با نهی آمده است !
توضيح 2 - منظور از " و " توصيفی است و نه عطفی ؛ يعنی لعن به نام . به عبارت ديگر مساله ی مورد بحث صرف لعن خلفا نيست ، بلکه لعن آن هاست به نامشان . يعنی گفتن عباراتی همچون "اللهم العن ابابکر" و امثال آن . بديهی است لعن خلفا به اشارات و کنايات ، يا با استفاده از ضماير از متن سوال بيرون می روند .
توضيح 3 - قيد شنيدن يا ديدن ديگران ( مخصوصا مخالفين ) در اين سوال مستتر است ؛ به عبارت ديگر مساله اين است که اگر در محيطی بوديم که اهل خلاف به سخنان ما دسترسی دارند ، می توانيم خلفا را با نام ياد و لعن کنيم يا نه ؟ با اين توضيح لعن به نام آن ها در هر خلوتی و از جمله محافل خصوصی ، از حيطه ی سوال خارج می شود .
=====================
لطفا دوستان بخوانند و نظر خود را مخصوصا درباره ی سه توضيح يادشده بدهند .
mehrdad_123
Tuesday 10 June 2008, 01:54AM
بهترین راه ضربه به یک مذهب ، دفاع غلط از آن است .
آری الحق که خوب سخن گفته اند ولی من باز هم می گویم چرا که منافاتی با سخن ما هم نیست از نظر ما کسی که در لباس شیعه بخواهد تولی تبری را از ما بگیرد لعن و ناسزا که هیچ ,تا پای جان جلوی اینگروه افراد می ایستیم ان شاا...
اینان به منزله ی منافقینی هستند که بدترین و سخت ترین ضربه های پنهانی را به حقیقت می زنند پناه می برم به خدا از ضربه های پنهان این گروه گم کرده راه.
mehrdad_123
Tuesday 10 June 2008, 02:04AM
الف - طرح مساله
با توجه به جمع بندی همه ی مطالب موافقان و مخالفان به نظر می رسد ، مساله ی اساسی و مورد مناقشه اين باشد :
آيا لعن خلفای سه گانه ( ابوبکر ، عمر و عثمان ) و با نام آن ها جايز است يا نه ؟
توضيحات مهم :
توضيح 1- گفتيم لعن و نه سب ، و بين اين دو تمايز وجود دارد . بنده توضيح مختصری می دهم . برای توضيحات بيشتر به سرفصل مساله ی « لعن » (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=5656) رجوع نمائيد . ( مخصوصا پست های 2 و 3 )
سب : دشنام
در صحاح آمده " السبّ: الشتم "
راغب و اقرب آن را دشنام دردناك و سخت گفتهاند .( أنّ السبّ : الشتم الوجيع )
سيد علی اكبر قرشی ؛ قاموس قرآن ، ج 3 ص 206
لعن
" وأمّا اللعن : فهو إن كان من اللّه سبحانه فمعناه الطرد من الرحمة ، وإن كان من الناس فمعناه الدعاء بالطرد "
و امّا لعن اگر در سخن خدا باشد به معناى دور كردن از رحمت است ، و اگر از طرف مردم بود به معناى دعا برای دور شدن است .
لعن : راندن و دور كردن
" لعنه لعنا: طرده و ابعده عن الخير"
در مفردات گفته: لعن به معنى طرد و دور كردن از روى غضب است. آن از خدا در آخرت عذاب و در دنيا انقطاع از قبول رحمت و توفيق خداست و از انسان نفرين است نسبت به غير.
سيد علی اكبر قرشی ؛ قاموس قرآن ، ج 6 ص 194
همان گونه كه ديده شد ، در لغت ميان سبّ و لعن تفاوت وجود دارد و نبايد اين دو را يکی پنداشت . با تتبّع در آيات قرآن هم اين فرق ديده مىشود ؛ در حالی كه " لعن" در مجموع با مشتقاتش ، 41 بار در 18 سوره و 36 آيه آمده است ، ولى "سبّ" تنها 2 مرتبه آن هم در يک آيه آمده است . ضمنا " لعن " 30 مرتبه با نسبت دادن مستقيم آن به خدای متعال وارد شده ، اما سب در يکی از دو موردش هم همراه با نهی آمده است !
توضيح 2 - منظور از " و " توصيفی است و نه عطفی ؛ يعنی لعن به نام . به عبارت ديگر مساله ی مورد بحث صرف لعن خلفا نيست ، بلکه لعن آن هاست به نامشان . يعنی گفتن عباراتی همچون "اللهم العن ابابکر" و امثال آن . بديهی است لعن خلفا به اشارات و کنايات ، يا با استفاده از ضماير از متن سوال بيرون می روند .
توضيح 3 - قيد شنيدن يا ديدن ديگران ( مخصوصا مخالفين ) در اين سوال مستتر است ؛ به عبارت ديگر مساله اين است که اگر در محيطی بوديم که اهل خلاف به سخنان ما دسترسی دارند ، می توانيم خلفا را با نام ياد و لعن کنيم يا نه ؟ با اين توضيح لعن به نام آن ها در هر خلوتی و از جمله محافل خصوصی ، از حيطه ی سوال خارج می شود .
با خواندن مطالب حضرتعالی سئوالی به ذهن حقیر می رسد که بیان می کنم ان شاا... :
آیا از نظر حضرتعالی ما می توانیم آن سه را لعن کنیم یا نه اگر می توانیم پس بفرمایید چه فرقی است بین اینکه اولی دومی بگوییم یا به اسم لعنشان کنیم؟
لازم به ذکر است که بنده در پست اول خود هم ذکر کردم که دو طرف قضیه را سخت گرفته اند چرا که هیچ فرقی نیست بین اینکه ما به اسم لعن کنیم یا اولی دومی بگوییم چرا که غیر شیعه خود نیز می دانند که منظور ما چه کسی است.
خیرالبریه
Tuesday 10 June 2008, 06:30AM
چرا مسئله ای را که از اجزاء ایمان است شایسته وقت گذاری و دقت نمی دانید؟ فقط برای رد قمه زنی و شعائری دیگر از عزاداری همچون سینه زنی و نوحه خوانی و لباس مشکی پوشیدن شایسته است زمان طولانی صرف شود؟
با سلام
جناب حجت دوست گرامی :
آیا فراموش نموده اید که 80% مسلمین اهل سنت هستند و شیعه در اقلیت است ؟
مگر رسول گرامی (ص) در آغاز بعثت از روش تقیه و کار فرهنگی ، بهره نجست ؟؟
مگر هدف شما از لعنت ، جز رضای خدای تبارک وتعالی است ؟ پس چه اصراری بر آوردن نام افراد دارید ؟؟ کمی افق دیدمان را وسیعتر کنیم .
من هم تولی وتبری را قبول دارم اما آنرا صرفا تظاهر وتجاهر نمیدانم بلکه ولایت قلبی بسی مهمتر از لقلقه زبان است .همان منابعی که تولی وتبری را جزو دین معرفی کرده اند همان ائمه روش وطریق لعنت و تبری را هم به شیعیان یاد داده اند .
مگر خدای متعال به موسی نفرمود با فرعون به نرمی سخن گویید شاید متذکر شود ؟؟
مگر عوام اهل سنت مسلمان نیستند که با آنان به خشونت رفتار شود ، البته با معاندین و کاتمین حق به سفتی وغلظت بدون تساهل وتسامح در اصول شیعه
در زمینه شعائر الهی و حسینی هم اعتقاد بر مسلمات و واقعیات دارم نه خرافات وبدعتها ...
mehrdad_123
Tuesday 10 June 2008, 04:09PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
---------------------------------
جناب خیرالبریه ی بزرگوار:
برادر گرامی نگرش شما هم به اسلام گویا مثل برخی نگرشی انتخابی شده است گویا حضرتعالی از طول تاریخ اسلام و قرآن و ثقلین فقط و فقط مسائلی را انتخاب می کنید که در راستای خواسته ی خودتان است و تمایلی به این ندارید که اسلام را آنجور که هست بپذیرید بلکه می خواهید اسلامی بر اساس خواسته ها و تمایلات خودتان داشته باشید و حق را در ناحق ذوب کنید...
می فرمایید:
آیا فراموش نموده اید که 80% مسلمین اهل سنت هستند و شیعه در اقلیت است ؟
آیا مومنین را جماعت سرپرستی می کنند یا خداوند؟
مگر رسول گرامی (ص) در آغاز بعثت از روش تقیه و کار فرهنگی ، بهره نجست ؟؟
آیا ما الآن در آغاز بعثت هستیم؟ همین رسول ا...(ص) که جان عالم به فدایش باد با همان یاران اندک به جنگ کفار و مشرکین می رفتند , آیا شما اینها رااز یاد برده اید؟! چرا رسول ا...(ص) در آن مواقع تقیه نمی کرد؟! تقیه در مسائلی که بدان سفارش شده ایم هیچ جایگاهی ندارد و جایز نیست جناب خیرالبریه
من هم تولی وتبری را قبول دارم اما آنرا صرفا تظاهر وتجاهر نمیدانم بلکه ولایت قلبی بسی مهمتر از لقلقه زبان است .
بنا به فرمایشات معصومین (ع) اقرار به زبان مرحله ی عمل هستش و ایمان به جز عمل اثبات نمی شود
همان منابعی که تولی وتبری را جزو دین معرفی کرده اند همان ائمه روش وطریق لعنت و تبری را هم به شیعیان یاد داده اند .
گویا شما فراموش کرده اید که حضرت زهرا(س) آن ملعونین را مستقیما هم لعن کرده اند؟!
برادر من اسلام را آنجور که هست قبول کنید نه آنجور که خود می خواهید
مگر خدای متعال به موسی نفرمود با فرعون به نرمی سخن گویید شاید متذکر شود ؟؟
از نظر شما گویا فقط همین آیه در قرآن است اینطور نیست؟
در عجبم از اینکه این همه آیه در مورد لعن و سخت گرفتن بر گمراهان را ندیده اید
در ضمن نرم سخن گفتن به هیچ وجه نمی تواند معنای این را برساند که ما از عقاید خودمان پا پس بکشیم
مگر عوام اهل سنت مسلمان نیستند که با آنان به خشونت رفتار شود ، البته با معاندین و کاتمین حق به سفتی وغلظت بدون تساهل وتسامح در اصول شیعه
عوامشان قاصر هستند و ما کاری به عوام آنها نداریم
اما سئوال من هم از شما این است که آیا فقط اهل سنت عوام دارند؟ آیا ما باید فقط و فقط سعی کنیم آنها را جذب کنیم و هیچ به فکر مردمان خودمان نباشیم؟!
در زمینه شعائر الهی و حسینی هم اعتقاد بر مسلمات و واقعیات دارم نه خرافات وبدعتها ...
البته ما در بحث با مخالفانتان مشاهده کردیم
mehrdad_123
Wednesday 11 June 2008, 01:01AM
و اما چند نکته حضور دوستان عرض می کنم:
جناب آقای عبدالحسین طی ایمیلی به این حقیر امر کردند که چند نکته را به حضور دوستان عرض کنم ان شاا...
*جناب عبدالحسین در یک سایت دیگری به اسم هم میهن ثبت نام کرده اند که از دوستان مخالف خود در بحث دعوت کرده اند تا در صورت تمایل به سایت مذکور تشریف برده و بحثشان را در آنجا ادامه بدهند ان شاا...
*و البته فرمودند که اگر دوستان تمایلی به ادامه ی بحث در سایت هم میهن را ندارند می توانند مطالب و ردود خودشان را از طریق این حقیر به حضور شما بیان کنند
به کاربرانی چون جناب یارمهدی عزیز هم گفته اند :جناب یار مهدی شما معمولا در موارد اندکی از بحثها حضور پیدا می کنید لذا اگر تمایل بسیار به مباحثه دارید یا یکی از راهکارهای فوق را قبول کنید و یا سه هفته ای دیگر تحمل کنید تا بنده خود نیز در مباحث حضور یابم ان شاا...
و البته سئوالی هم از جناب یارمهدی داشتند که عرض می کنم:
متن سئوال جناب عبدالحسین بزرگوار:
جناب یار مهدی در پست شماره 108 فرموده اند:
از سوی دیگر وقتی مثلا من می گویم لعن به نام نکنیم ، ممکن است شخصی فکر کند من می گویم این کار در سیره ی معصومین وجود ندارد
بنده ازین عبارت چنین برداشت کردم که ایشان معتقدند لعن به نام در سیره اهل بیت هست!
از ایشان بپرسید ایا اینطور نظر دارند یا بنده اشتباه کرده ام؟
این بود فرمایشات برادر و استاد گرامیمان جناب آقای عبدالحسین
.
mehrdad_123
Wednesday 11 June 2008, 01:07AM
راستی جناب یار مهدی در پست 123 خودتان خطاب به جناب حجت بزرگوار نظرات ما را آورده اید و گفته اید که ما با مطالب شما موافق بوده ایم
این جملات شما برای بنده کمی مبهم بود لذا نظر شما را به طور واضحتر و صحیح تری برای خودم بیان می کنم که ما فقط و فقط با پیشنهاد شما موافق بوده ایم نه با مطالب و دلایل حضرتعالی.
و موضع ما همیشه این بوده است که دو طرف سخت گیری کرده اند و هیچ فرقی بین اینکه ما به اسم لعن کنیم یا اولی دومی بگوییم نیست هر چند که هر دو طریق جایز است
توکلت علی ا...
.
yar-mahdi
Wednesday 11 June 2008, 02:52AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
راستی جناب یار مهدی در پست 123 خودتان خطاب به جناب حجت بزرگوار نظرات ما را آورده اید و گفته اید که ما با مطالب شما موافق بوده ایم
این جملات شما برای بنده کمی مبهم بود لذا نظر شما را به طور واضحتر و صحیح تری برای خودم بیان می کنم که ما فقط و فقط با پیشنهاد شما موافق بوده ایم نه با مطالب و دلایل حضرتعالی.
و موضع ما همیشه این بوده است که دو طرف سخت گیری کرده اند و هیچ فرقی بین اینکه ما به اسم لعن کنیم یا اولی دومی بگوییم نیست هر چند که هر دو طریق جایز است
توکلت علی ا....بنده عین متن شما را آوردم و واضح است که موافقت شما درباره ی پیشنهاد بنده بود و نه نظراتم .
با خواندن مطالب حضرتعالی سئوالی به ذهن حقیر می رسد که بیان می کنم ان شاا... :
آیا از نظر حضرتعالی ما می توانیم آن سه را لعن کنیم یا نه اگر می توانیم پس بفرمایید چه فرقی است بین اینکه اولی دومی بگوییم یا به اسم لعنشان کنیم؟
لازم به ذکر است که بنده در پست اول خود هم ذکر کردم که دو طرف قضیه را سخت گرفته اند چرا که هیچ فرقی نیست بین اینکه ما به اسم لعن کنیم یا اولی دومی بگوییم چرا که غیر شیعه خود نیز می دانند که منظور ما چه کسی است.جناب مهرداد عزیز ، بحث بنده از همان آغاز لزوم تبعیت از ائمه ی اطهار ( علیهم السلام ) بوده و هست . حال شما می فرمائید چه فرقی است بین گفتن نام یا گفتن اولی و دومی ؟!
فکر می کنم برای کسی که دغدغه اش تبعیت همه جانبه از امامان معصوم ( علیهم السلام ) است ، همین قدر که در ادعیه و زیاراتی که به ما رسیده ، به جای نام از عباراتی نظیر عبارات فوق استفاده شده باشد ، کافی است که او نیز چنین کند . حال غیر شیعه هرچه می گوید بگوید . گرچه در مرحله ی بعدی برای آن هم بحث دارم !
و اما چند نکته حضور دوستان عرض می کنم:
جناب آقای عبدالحسین طی ایمیلی به این حقیر امر کردند که چند نکته را به حضور دوستان عرض کنم ان شاا...
*جناب عبدالحسین در یک سایت دیگری به اسم هم میهن ثبت نام کرده اند که از دوستان مخالف خود در بحث دعوت کرده اند تا در صورت تمایل به سایت مذکور تشریف برده و بحثشان را در آنجا ادامه بدهند ان شاا...
*و البته فرمودند که اگر دوستان تمایلی به ادامه ی بحث در سایت هم میهن را ندارند می توانند مطالب و ردود خودشان را از طریق این حقیر به حضور شما بیان کنند
به کاربرانی چون جناب یارمهدی عزیز هم گفته اند :جناب یار مهدی شما معمولا در موارد اندکی از بحثها حضور پیدا می کنید لذا اگر تمایل بسیار به مباحثه دارید یا یکی از راهکارهای فوق را قبول کنید و یا سه هفته ای دیگر تحمل کنید تا بنده خود نیز در مباحث حضور یابم ان شاا...
و البته سئوالی هم از جناب یارمهدی داشتند که عرض می کنم:
متن سئوال جناب عبدالحسین بزرگوار:
جناب یار مهدی در پست شماره 108 فرموده اند:
از سوی دیگر وقتی مثلا من می گویم لعن به نام نکنیم ، ممکن است شخصی فکر کند من می گویم این کار در سیره ی معصومین وجود ندارد
بنده ازین عبارت چنین برداشت کردم که ایشان معتقدند لعن به نام در سیره اهل بیت هست!
از ایشان بپرسید ایا اینطور نظر دارند یا بنده اشتباه کرده ام؟
این بود فرمایشات برادر و استاد گرامیمان جناب آقای عبدالحسینجناب مهرداد عزیز ، ابتدا سوال جناب عبدالحسین ؛ برداشت ایشان درست است لیکن توضیحی دارد .
اخیرا دیدم که شما ( جناب مهرداد ) مواردی از لعن به نام توسط نبی اکرم (ص) را در صفحات مختلف تالار قرار داده اید . شاید منظورتان این بوده که بگویید چنین چیزی در سیره ی نبی اکرم (ص) وجود داشته است . بله این ها مطالبی است که بنده قبلا با تهذیب و ویرایش ، و اصلاح اسناد و مدارک ، در سرفصل مساله ی « لعن » (http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=5656) مطرح نموده بودم . حتی روایات فروانی از شخص نبی مکرم (ص) و ائمه ی اطهار (علیهم السلام) از کتب شیعه جمع آوری نموده ام که معصومین در آن ها صراحتا نام اشخاصی را آورده و لعن کرده اند . ( البته هنوز ارائه نکرده ام ) منظور من همین موارد بود ، اما در خصوص سه خلیفه چنین چیزی مضبوط نیست . بنابراین بنده اصل لعن به نام توسط معصومین را قبول دارم ولی لعن این سه تن را نه .
جناب مهرداد عزیز ، از آنجا که دوست دارم هرچه زودتر این قضیه فیصله یابد تا بتوانم به کارهای نیمه ام برسم ، لذا با تشکر از شما سعی می کنم بحثم را با ایشان در همانجائی که هستند ، پی بگیرم . البته مزید بر علت به نظر می رسد که دوستان تمایل و رغبتی به این بحث نشان نداده اند !
لطفا نام کاربری ایشان در آنجا را بفرمائید . بنده همین الان با همین نام کاربری ثبت نام کردم .
والسلام
karbala110
Wednesday 11 June 2008, 05:19AM
بسم الله
اقای یار مهدی با تشکر از شما به خاطر توضیحاتی که در رابطه با لعن فرمودید. برای بهتر شدن بحث بنده مباحث را به این صورت منظم کرده ام:
* ما ادعا می کنیم لعن عمر و ابابکر به اسم جائز است
* شما ادعا کردید اهل بیت علیهم السلام هیچگاه به اسم از ایشان برائت نجسته اند ! و ما نیز به تبع ایشان نباید به اسم برائت بجوییم.
* به قول معروف "سلّمنا" یعنی فرض می کنیم که ادعای شما صحیح باشد . (البته اگر اجازه بدهید بعدا در رابطه با این ادعای شما بحث خواهم کرد)
* سوال ما از شما این است: آیا علت عدم برائت جستن از عمر و ابابکر به اسم (طبق ادعای شما) به خاطر حرمت ذاتی و نفس الامری آن می باشد و یا اینکه به خاطر تقیه بوده است ؟ (لطفا دلیل خود را بیان کنید)
این سوال را قبلا نیز از شما پرسیده ام ولی متاسفانه جوابی نگرفتم. برای بهتر شدن بحث لطفا جواب دهید. متشکرم.
یا علی
اللهم العن الجبت و الطاغوت
خیرالبریه
Wednesday 11 June 2008, 06:49AM
آیا مومنین را جماعت سرپرستی می کنند یا خداوند؟
با سلام وصلوات بر محمد وآلش
همان خداوند فرمود : لا تلقوا بایدیکم الی التهلکة .... وجادلهم بالتی هی احسن .....و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم...ولو كنت فظا غليظ القلب لانفظوا من حولك
اگر خوی وخلق تو خوب نباشد وسختگیر بوده باشی، بندهگان من از دایره وجود تو پراکنده میشوند
آیا شما اینها رااز یاد برده اید؟! چرا رسول ا...(ص) در آن مواقع تقیه نمی کرد؟! تقیه در مسائلی که بدان سفارش شده ایم هیچ جایگاهی ندارد و جایز نیست جناب خیرالبریه
شیعه قدم جای پای مولایش میگذارد نه جلوتر میرود ونه عقب میماند ، آیا امام حسین (ع) که میدانست قطعا شهید میشود کسی را لعن وسب کرد ؟؟؟
گویا شما فراموش کرده اید که حضرت زهرا(س) آن ملعونین را مستقیما هم لعن کرده اند؟!
اسناد آنرا ارائه دهید تا ببینیم .
بعضی دوستان مثل جناب عبد الحسین و ... ایدهم الله الی مرضاته واقعا مخلصند و در عشق ذوب گشته اند اما در روش و طریق بسیار تندند واگر کمی همه جانبه بنگرند و شرایط زمانی را لحاظ کنند
و بر کندی دیگران صبر نمایند ، بر مرکب راهوار طریقت سوار گشته و مفیدتر واقع میشوند.
سایر دوستان هم .
رایحه اسمانی
Wednesday 11 June 2008, 07:55AM
شما ها هنوز به توافق نرسیده اید :eek:
ادامه بدید ببینیم کدام درسته
البته اهل سنت به این اگاهند که ما اربابنشان را لعن میکنیم حالا نام اوردن یا نیاوردن !!!!!!!!!
البته ممکنه در بعضی جاها فرق کنه!!!!!!!!!!
موفق باشید:)
mehrdad_123
Wednesday 11 June 2008, 11:35AM
به نظر اینجا پرسیدن یک سئوال مسئله را مشخص کند :
آیا دوستان نفرین شدن آن دو ملعون را از زبان دخت نبی (ص) آن هم به طور مستقیم قبول دارند یا نه؟ آیا نفرین شدگان دخت نبی(ص) قابل تبعیت هستند؟! (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13188)
این را پاسخ دهید لطفا
hojjat
Wednesday 11 June 2008, 02:24PM
بسمه تعالی
سلام علیکم
اگر چنین چیزی از نوشته های بنده بر می آید ، من آن را رد می کنم .
جناب یارمهدی عزیز! به این دلیل که وعده آوردن بحثی با موضوع " نقد برخی قرائات اصحاب وحدت در پیروی از سیره امیرالمومنین" داده بودم و بنا بر آن صحبتی که داشتید ـ همان که نام امیرالمومنین در آن برده شد ـ و موضع گیری هایی در این زمینه از جانب شما که خب پیشتر حتی در این اخیر هم (صحبت مختصری که داشتیم) در شما نمی شناختم، حمل بر این کردم که شاید از روی تعارف بوده که دیدگاه مرا شایسته تقدیر دانستید، البته در تقدیر شما در عین ناسازگاری نسبی، جای تعجب نیست چون من دیدگاهم را در وحدت به کمک شما تعدیل نمودم، ولی با عرض معذرت و احترامی که برایتان قائلم اینک می بینم شما اندکی با تسامح و تساهل با برخی از مسائل برخورد می کنید؛ اگر خاطرتان باشد زمانی به مطالعه کتب مظلومی گمشده در سقیفه دعوت کردید؛ چطور است به جلد یک آن مراجعه کنید! بعضی از آنچه در کلامتان می بینم آنجا هست ، نقد آن را بخوانید( این را گفتم چون علی رغم میلی که داشتم شاید فرصتی دست ندهد تا با شما در مورد مسئله وحدت بحثی داشته باشم)
کسی نمی تواند کس دیگر را از نوشتن منع کند . شما منتظر موافقت کسی نباشید . چون به نظر می رسد صرفا خود سخن خواهید گفت و نه این که گفتگو کنید .
نه برادر عزیز من بحثم را تحمیل نمی کنم ... مطمئنا چیزی را که گفتید در من سراغ نداشتید ولی حرفی بود که دوست داشتید بگویید ...! اگر چه در گفتگو تردید را از ملزومات نمی بینم اما خود را مقید به اصول مباحثه و صرف زمان برای پاسخگویی به حرف طرف مباحثم می کنم...
نمی فهمم چرا گفته اید تنها در مورد پیشنهاد شما موافقت وجود دارد ؟! اصلا دوست ندارم بحثم به این جاها وارد شود و حتی بسیار خویشتن داری می کنم ، اما اکنون احساس می کنم کمی درباره ی بنده ....
بی انصافی می کنم؟ هرگز، مرا چه رسد که برای تثبیت حرف خود به انکار محسنات دیگری بیفتم؟ قطعا منظور من متوجه پیشنهاد موضوع آغازین بحث در چهارچوب طرح شماست بدیهی است من هم از موافقین پیشنهاد شما بودم ؛ حتی گمان نکنم کسی بیشتر از من طرفدار این سبک از تفکر باشد...
جناب یارمهدی! این را بدانید من ناراحتم که شما در مقابل من قرار گرفتید ولی وظیفه ام پایداری در راهی است که آن را حق یافتم ؛ حتی خوب است بدانید که حین نوشتن مطلب قبلی ام برای پیدا کردن نکته ای به سرفصل آیا کتب اسرار آل محمد معتبر است؟ (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=6425&highlight=%C7%D3%D1%C7%D1+%E3%CD%E3%CF) سرزدم ... ولی به لطف خدا حجتی مرا کفایت کرد که ذره ای در اعتراضم به این نوشته مردد نشوم!
در ضمن این چه مثالی است که زدید و با خود چه کردید؟ نمی دانم از روی تعارف بوده و اینکه نمی خواستید مستقیما حرفی را متوجه من کنید یا نه ؟ که من در مثالتان من مانده ام و در همان موضع پایدار ولی شما خود را جدا نمودید ...
البته من هرگز از این تنهائی نمی هراسم و از راه و روش خود دست بر نخواهم داشت . زیرا که :
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ : (( أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ مَنْ يَسْلُكُهُ .))
این کلام امیرالمومنین از یک زاویه بسیار آرامش بخش است و قلب مرا هم در این تنهایی مطمئن می کند ولی از زاویه دیگر گوینده سخن را می بینیم که او خودش مصداق طریق هدی است و از سویدای غربت و بی کسی به معنای حقیقی این حرف را زده ... این حدیث را ببینید که دیدنش بی مناسبت نیست:
عن حمران بن أعين قال: قلت لابي جعفر (عليه السلام):جعلت فداك ما أقلنا لو اجتمعنا على شاة ما أفنيناها؟ فقال: ألا احدثك بأعجب من ذلك، المهاجرون والانصار ذهبوا إلا وأشار بيده ثلاثة (أي يقصد : سلمان وأبوذر والمقداد)
از حضرت باقر سوال می شود: قربانت چه اندازه ما شیعه کم هستیم! اگر در خوردن گوسفندی جمع شویم آن را تمام نکنیم... حضرت فرمودند: برایت از شگفت تر این بگویم مهاجر و انصار (از نزد امیرالمومنین) رفتند مگر سه نفر "که سلمان باشد و اباذر و مقداد"
بلی سه نفر .. حضرت فقط سه نفر یار داشتند!
دوست عزیز و گرامی من - که همواره مشتاق خواندن مطالب شما هستم - ،
چرا به تشکر همین "لاعنین به دشمنان آل الله" از آن "سخن حق و باطل آمیخته" ایرادی نمی گیرید ؟!
چرا وقتی همینان ، دو بار از "غرور کاذب شیعه ای کوچک" سخن راندند ، آن را طعن یا تهمت نخواندید ؟!
چرا وقتی همینان ، چندین و چند بار موافقین لعن و لاعنین دشمنان اهل بیت ، و بلکه بالاتر شیعیانی که اختلاف نظری با آنان داشتند ، وهابی و ناصبی خواندند ، به قول همینان رگ غیرت تان به جوش نیامد ؟!
چرا وقتی همینان ، اشتباهی کردند و بر اشتباهشان پای فشردند و طرف دیگر را با القاب خود مستفیض نمودند ، به خدا پناه نبردید ؟!
چرا ...چرا ...
فقط چون لاعن علنی به دشمن اند ؟!
( نوشتن جملات فوق برایم راحت نبود اما چه کنم که دلم پر است . )
اساسنامه ی اخلاقی ....
برای این است که فکر نمی کنم کار من دفاع از اشخاص باشد ... شما که مرا در برابر تمام موارد فوق، مسوول نمی دانید؟ (چه رسد که روحم از بعضی از آن خبر نداشته است)
ولی در مورد جمله ای که بدان معترض شدم آن را در مقام حرفهایی که به میان کشیدید، نمی بینم.
... در گفتنش تردید دارم و برای شما و خودم می ترسم. برای شما از این جهت که در مقام انکار بیفتید ؛ برای خودم که بغضی که در کلامم نشکسته بیش از این تاب آزار درباره امیرالمومنین ندارد
همین قدر بگویم و دنباله اش نگیرید در آن خفقان و حق کشی که همه مگر اندکی امیرمومنان را تنها گذاردند و او یاری نداشت که در دفاع از حقش بر غاصبان شمشیر بکشد (لعن که هیچ گردن آنها بزند!) یک نفر ایستاد! بله زیاد به درازا نکشید... اما هم جنگید هم نفرین کرد!
________________________________________
______________________________________
و اما در مورد مباحثه، جناب یارمهدی! کمی عجله نمودید؛ من حاضر هستم در همین محیط در قالب و مطالبی که پیشنهاد دادید، مباحثه کنم اما حضور جناب عبدالحسین برایم اهمیت ویژه ای دارد و حتی بر آن اصرار دارم... و اگر بشود همین جا با کوشش و همت برادر عزیز جناب مهرداد از فرمایشات ایشان مستفیض شویم ، نمی دانم چه حالتی به خود می گیرد ... ولی چه بهتر که همین جا باشد!
مطلب دیگر اینکه برای پاسخگویی نیاز دارم به دور از هرگونه عجله در روند بحث آرامش و طمانینه داشته باشم... بقیه مطالب را به تفصیل در پیامی به شخص شما به عرض می رسانم.
hojjat
Wednesday 11 June 2008, 02:38PM
به نظر اینجا پرسیدن یک سئوال مسئله را مشخص کند :
آیا دوستان نفرین شدن آن دو ملعون را از زبان دخت نبی (ص) آن هم به طور مستقیم قبول دارند یا نه؟ آیا نفرین شدگان دخت نبی(ص) قابل تبعیت هستند؟! (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13188)
این را پاسخ دهید لطفا
جناب مهرداد گرامی! بسیار نکته به جایی بود... اگرچه در مورد این مسائل حرف زدن درد آور است به راستی دختر رسول الله در دفاع از حق امام زمانش اعتراضی نمود که انعکاسش را در و دیوار هیچ تز سکوت و وحدتی پنهان نمی کند!
و در توقیعات مولایمان داریم:
وَفي اِبْنَةِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِه إِلَيَّ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
جناب مهرداد نمی دانم برای شما امکانش هست که اسباب حضور عالم بزرگوار در این مباحثه را همین جا فراهم کنید..؟
رایحه اسمانی
Wednesday 11 June 2008, 05:21PM
سلام
میخواستم حرفی نزنم ولی نشد دلم خوش بود که یا شیعه هایی کامل و اگاهی مثل شما اشنا شدم بچه ها اگه سنی بردار و خواهر دینی من باشه شیعه زندگی منه
من همه شیعه ها را دوشت دارم از هر کشور و هر قومی که هستن
حالا میبینم که سر یک مسدله با توصیفاتی همدیگه را میخونید که لایق دشمناتونه فکر نمی کنم کسایی که نهج البلاغه را خونده باشن این طوری با خودشون حرف بزنن
از اول تایپیکم تا حالا به جای جواب درست دارین جواب همدیگه را میدین
یعنی به جای این توصیفات از کلمات جانم و عزیزم و برادرم نمیشه استفاده کرد که خودتون میدونید واقعا فرهنگ شیعه بالاترین فرهنگ هست شماها فقط وقتی یکی مریضه به یاد هم میفتین و برای هم دعا میکنید یا هر وقت یکی تولدشه ایا یه شیعه این طوریه!!!!!!!!!
یه پیشنهاد بهتون میدم به جای بحث با همدیگه با مدرک حرف بزنید وهی سعی نکنید جواب سوالی کنید تا جواب بدیداز طرفی بین علمای ماهم اختلافاتی وجود پس اگه دیدید با اوردن دلایل و مدارک راهتون ادامه نداره تمومش کنید اول و اخر شیعه خوبیو گذشته با همه اون وقت با خودش !!!!!!!!!!!!
به عنوان یه خواهر کوچکتر (نمی خوام قسمتون بدم ) عاجزانه ازتون خواهش می کنم که کاملا دوستانه همدیگه را خطاب کنید و اگر واقعا بع جایی رسیدید که بحث سلیقه شخصی در صورت نپذیرفتن طرف های مقبل با خوبی به بحثتون خاتمه بدیداما بدونید که لعن از شعائر شیعه هست لعن به خودی خودش یک تکان دادن زبان نیست لعن یعنی حکم باطل بر همه چیز
بچه ها لعن قاتلان فاطمه تنها لعن اونها نیست امامان ما هرگز ارزوی خلافت و به قدرت رسیدن را نداشتن و تنها و تنها به دلیل زنده نگهداشتن سنت رسول الله و دین خدا بوده و همه عشق ما هم به خداست ظالملن به اهل بیت فقط ظلم کننده نیستند کسانی هستند که دین ناب نبوی را منحرف کردند و ایه قران را تعبیرشدو به جاهلیت برگشتندکسانی دین ناب را از بین بردند و در بیشرمی و بی حیایی و تفاسیر من دراوردی را به روی دین گشودند کسانی که به بدی ها ارزش نهادند و خوبی ها را کنار زدند دلم میخواد به تایپ=یک روایت پیامبر از اهل سنت سر بزنید و ببیند که در یکی از روایتشون میگن خدا خجالتی و کریم و...است و وقتی من بهشون اعتراض کردم میگن خود خدا گفته مرا با نام های نیکو بخوانید و از این موارد بسیار است
این همه فرقه که هر کدوم ساز خودشون را میزنن نتیجه کار جاهلانه و شیطانی چه کسانیست
من هم علاقه مند شدم ببینم کدامتون درست تر میگید اما من همیشه لعنشون می کنم اگه به زبان هم نشه توی دلم و میگم هر کسی خوش باید بدونه که کجا چه کاری بکنه این نظر منه اشتباعه یا درست
حالا هم دیگه با هم بحث نکنید در کنار هم باشید خواهش می کنم
یا علی:smile07:
mehrdad_123
Wednesday 11 June 2008, 05:35PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران و اساتید
توکلت علی ا...
-------------------------------
جناب مهرداد نمی دانم برای شما امکانش هست که اسباب حضور عالم بزرگوار در این مباحثه را همین جا فراهم کنید..؟
حضور ایشان که از آنجایی که جناب ناظر بسیار نسبت به ما لطف دارند غیر ممکن هستش اما حقیر آماده هستم تا مطالب ایشان را ان شاا... از طریق ایمیل به حضورتان برسانم
در مورد مطالب خواهر گرامی سر کار خانم آسمانی:
دید مثبت گرایی بسیار عالی است اما نه مثبت گرایی مطلق
مثبت گرایی و احترام بدان معنی نیست که وقتی ما میبینیم در این اوضاع و احوال که از همه طرف مذهب و عقیده زیر پای این و آن له می شود اجازه دهیم دوستانی در لباس شیعه هم بدانها خواسته و یا ناخواسته کمک کنند
وا... که ما هم دوست داریم به نیکی و محبت صحبت کنیم و این محبت و صمیمیت را در پستهای قبلی خود هم سعی کرده ایم بگنجانیم و اگر زمانی کاسه صبرمان سرریز شده و تندی در کلام ما دیده اید یا برگرفته از طعنی بوده که در سخنان طرف مقابل خود دیده ایم و یا زمانی بوده که شاهد بوده ام مردمانی بوده ایم که تفاسیر من عندی از سیره ی معصومین (ع) ارائه داده اند تا آنجایی که برخی آیه ی حبل ا... را در رد گفته های ما می آوردند و دم از وحدت می زدند ...
لعن ا... قاتلیک یا زهرا(س)
SAFA
Wednesday 11 June 2008, 06:52PM
فراموش نکنید اگرچه موضوعا مرزهای مشترک عقیدتی ما بسیار است، لکن آنقدر در یک موضوع اختلافات اساسی است که حمل بنای محکمی بر آن عملا ناممکن است؛ بلکه همانطور که شما هم گفتید تنها خطوطی از موضوعات هستند که مشترک اند که اسم آن را مرز گذاشتیم لیکن همینکه بخواهیم تعریفی کامل داشته باشیم و چهارچوبی معین کنیم اختلافات آشکار می شود.. پس وحدت ما پشتوانه اش نهایتا همین خطوط است ؛ نمی گویم همین را در مقابل دشمنان نادیده بگیریم، این هم برای کسانی که به کمک دیگر فرق و بلاد اسلامی می خواهند پوست دشمن مشترک را بکنند؛ لیکن وحدتی که مستلزم خروج از مبانی مذهب نباشد ظرفیت حمل دژ محکم اعتقادی را ندارد!
جناب حجت گرامی !
با سلام
علی رغم اینکه مایل نیستم با پاسخ خود مسیر گفتگورا بیش از این به حاشیه بکشانم اما به احترام نوشته شما ضمن عذر خواهی بابت تاخیر مجبورم چند سطری مرقوم کنم ...
از خاصیت های و شاید بتوان گفت مضرات این نوع گفتمان گستره بسیار وسیع برداشتهایی است که از نوشته نویسنده ناشناسی مثل من یا شما ایجاد می شود و پاسخ دهنده مبتنی بر برداشت خود از متن و پیش زمینه های ذهنی و دانشی خود به قضاوت می پردازد
برای اینکه مستقیم سر اصل مطلب برویم عرض می کنم که تلقی شما از حوزه مورد گفتگوی بنده ( جامعه مذهبی ) در این نوشته صحیح نمی باشد
در اصل توسط SAFA نوشته شده است
اما می دانید اشکال کار کجاست ؟ جامعه مذهبی ما بجای یافتن مرز های عقیده و ایستادن و اصرار برآن ... بر دیوار های سست بی اعتمادی میان گروههای مذهبی ایستاده و با یکدیگر تحدی می کنند .
برای اینکه بتوانیم این دیوارها را فرو بریزیم و دژ های مستحکمی بر مرز های عقیده بسازیم و بر باروهای آن بایستیم باید در روش هایمان تجدید نظر کنیم ... این به آن معنی نیست که برخی از مفرطان مدعی آننند که از همه روشهای سنتی دست شسته و به یکباره با مذاهب دیگر مخلوط شده و خود را به جریان آب و باد سپرده و رها شویم بلکه در جز جز روشهایمان باید تفکر نمود و اصالتها و معیار ها و مرزها را شناسایی نمود و با روشهای مدرن بر آن تکیه نمود
ظاهرا تصور شما از جامعه مذهبی در این نوشته شامل سنی و شیعه شکل گرفته در صورتیکه اینجانب با اولویت دادن به ضرورت انسجام در جامعه شیعی چالشهای موجود در آن را بررسی نموده ام . صریحا عرض می کنم تمام این بگو مگو ها را ناشی از بی اعتمادی و خودخواهی و خودپرستی خفی در جامعه خودمان می دانم و امتداد این معضل را مانع از هر گونه همکرایی درون مذهب و بیرون آن تلقی می کنم
از شما می پرسم ؟ آیا مشترکات جامعه شیعی به آندازه نیست که دژهای مستحکم عقیده را بر آن آراست و بر باروهای آن موضع گرفت ... آیا جامعه شیعی ما همکنون دارای انسجام لازم برای رویارویی برابر مقتضیات زمانه هست ؟؟
در این راه چه باید کرد ؟ آیا هر شیعه ای مثل جناب مهرداد می تواند بگوید برداشت من از احکام اینچنین بوده و تا آخر و تا جان در بدن دارم آن کاری که درست میدانم در راه اهل بیت انجام می دهم ؟
آیا نباید بر راهکارهایی مانند "تلاش برای مستحق لعن بودن هر ظالم به اهل بیت " - که یکی از همان مرزهای مشترک میان شیعیان هست و حسین و زینب آن را به ما نشان دادند - نقشه راه خود طرح کنیم و بر آن دژهای مستحکممان را بنا کنیم و بر باروهای آن از مکتب اهل بیت دفاع کنیم و اجازه ندهیم احساسات بی برنامه و نزغ بیش از این جامعه ما را متشتت کند ؟
آیا فکر نمی کنید امتداد و گسترش برخی موضعگیری ها نسبت به اهل سنت و مساله وحدت می تواند جامعه شیعی را هم در بر بگیرد ؟ آیا تجربه ارزشمند انقلاب اسلامی را پشت سر نداریم ؟
به همین دلیل خواسته ام که در جز جز روش هایمان تامل کنیم و مرز مشخصی برای راهبرد و روش معین کنیم
یعنی اینکه :
راهبردها را با تکیه به اصالتها و سنتها معین کنیم
روش ها را با مجهز شدن به ابزار مدرن و تبیین مهارات های استفاده از ان ساختار بخشیم
بقیه سوالات شما مبتنی بر تلقی نادرست شما از حوزه مورد گفتگوی بنده است ... از این رو امید دارم با مطالعه مجدد پاسخ مربوطه تغییراتی در آن بوجود آید در آن صورت مجددا پاسخگو خواهم بود
اخوی گرامی ! دغدغه شما برای جوانان جامعه ستودنی است اما لزوم همگرایی بین من و شما و جامعه مذهبی ( متدینین و دغدغه مندان شیعه که بنا به نوشته خود شما در اقلیت هستیم ) برای پی ریزی راهبرد های ضروری برای مقابله بیش از هر دغدغه ای مهم است
در این جامعه مجازی که هیچ منفعت و وسوسه دنیایی موجود نمی باشد اگر نتوانیم ساختارهای همگرایی شیعی را بنا کنیم آیا ممکن است در جامعه واقغی به چنین چشم اندازی دست یابیم ؟
yar-mahdi
Thursday 12 June 2008, 12:52AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام عليکم
جناب یارمهدی عزیز! به این دلیل که وعده آوردن بحثی با موضوع " نقد برخی قرائات اصحاب وحدت در پیروی از سیره امیرالمومنین" داده بودم و بنا بر آن صحبتی که داشتید ـ همان که نام امیرالمومنین در آن برده شد ـ و موضع گیری هایی در این زمینه از جانب شما که خب پیشتر حتی در این اخیر هم (صحبت مختصری که داشتیم) در شما نمی شناختم، حمل بر این کردم که شاید از روی تعارف بوده که دیدگاه مرا شایسته تقدیر دانستید، البته در تقدیر شما در عین ناسازگاری نسبی، جای تعجب نیست چون من دیدگاهم را در وحدت به کمک شما تعدیل نمودم، ولی با عرض معذرت و احترامی که برایتان قائلم اینک می بینم شما اندکی با تسامح و تساهل با برخی از مسائل برخورد می کنید؛ اگر خاطرتان باشد زمانی به مطالعه کتب مظلومی گمشده در سقیفه دعوت کردید؛ چطور است به جلد یک آن مراجعه کنید! بعضی از آنچه در کلامتان می بینم آنجا هست ، نقد آن را بخوانید( این را گفتم چون علی رغم میلی که داشتم شاید فرصتی دست ندهد تا با شما در مورد مسئله وحدت بحثی داشته باشم)فکر می کنم سوء تفاهمی برای شما پيش آمده ! من خودم قبلا معرّف همين جلد يکم کتاب " مظلومی گمشده در سقيفه " به ديگران بودم و حالا بايد نقد نظر خود را در آن بخوانم ؟! توجه کنید :
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
جناب شیفته ی عزیز !
آن چه می گویید به مبحث وحدت اسلامی مربوط می شود که بنده تا به حال به طور جدی راجع به آن اظهار نظری نکرده ام . لیکن عقایدم بی شباهت به آن چیزی نیست که در جلد یکم کتاب مظلومی گمشده در سقیفه (http://http://al-shahidah.com/Mazlom_J1/book.html)( گفتارهای اول تا سوم ) آمده است . توصیه می کنم آن را به دقت بخوانید .
البته من خودم هم نظریاتی دارم که به موقع ابراز خواهم کرد ؛ اگرچه برخی را مطرح نمودم .
والسلام
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
قابل توجه مناديان وحدت !
در اصل توسط تازه مسلمان نوشته شده است http://iranclubs.org/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://iranclubs.org/forums/showthread.php?p=145498#post145498)
حکومت در مذهب اهل سنت جزو اصول اعتقادی نیست که نشود درباره اش اجتهاد کرد و بین علما درباره آن اختلاف به وجود بیاید.حکومت یکی از مسائل فقهی است که هر فقیهی حق دارد با مراچعه به منابع نظر خود را در رابطه با آن بیان کند.
حال که از نظر اهل سنت ، امامت مساله ای است اجتهادی و جزء فروع دین ، یکی از بزرگترین موانع اتحاد برچیده شده است .
رجوع کنید به :
علی لباف ؛ مظلومی گمشده در سقیفه ، ج 1 (http://www.al-shahidah.com/Mazlom_J1/book.html) ص 234 تا 242 به نظر می رسد شما برداشت ناصوابی از نوشته های من می کنيد .
می دانيد چه چيزی برايم جالب است ؟ اين که به قول خودتان ديدگاه شما در وحدت به کمک بنده ی حقير تعديل شد ، ولی اکنون می بينم که از بنده هم جلوتر زده ايد ! افراط و تفريط هيچ کدامشان خوب نيستند . البته بنده خود را حق محض نمی دانم !
************
نه برادر عزیز من بحثم را تحمیل نمی کنم ... مطمئنا چیزی را که گفتید در من سراغ نداشتید ولی حرفی بود که دوست داشتید بگویید ...! اگر چه در گفتگو تردید را از ملزومات نمی بینم اما خود را مقید به اصول مباحثه و صرف زمان برای پاسخگویی به حرف طرف مباحثم می کنم...به هر حال از نوشته تان چنين بر می آمد !
************
بی انصافی می کنم؟ هرگز، مرا چه رسد که برای تثبیت حرف خود به انکار محسنات دیگری بیفتم؟ قطعا منظور من متوجه پیشنهاد موضوع آغازین بحث در چهارچوب طرح شماست بدیهی است من هم از موافقین پیشنهاد شما بودم ؛ حتی گمان نکنم کسی بیشتر از من طرفدار این سبک از تفکر باشد...به هر حال بگذريم . گوئی سوء تفاهمی بوده است .
************
جناب یارمهدی! این را بدانید من ناراحتم که شما در مقابل من قرار گرفتید ولی وظیفه ام پایداری در راهی است که آن را حق یافتم ؛ حتی خوب است بدانید که حین نوشتن مطلب قبلی ام برای پیدا کردن نکته ای به سرفصل آیا کتب اسرار آل محمد معتبر است؟ (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=6425&highlight=%C7%D3%D1%C7%D1+%E3%CD%E3%CF) سرزدم ... ولی به لطف خدا حجتی مرا کفایت کرد که ذره ای در اعتراضم به این نوشته مردد نشوم!
در ضمن این چه مثالی است که زدید و با خود چه کردید؟ نمی دانم از روی تعارف بوده و اینکه نمی خواستید مستقیما حرفی را متوجه من کنید یا نه ؟ که من در مثالتان من مانده ام و در همان موضع پایدار ولی شما خود را جدا نمودید ...
بنده نيز از رويارويی با شما بعد از آن مناظره ی کذائی (!) - که اگرچه برای من درس های بسياری داشت - ، خرسند نيستم .
جناب حجت ، بنده از همين گفتگوها چه با شيعه و چه با سنّی چيزهای زيادی ياد گرفته ام . همين رويارويی کنونی با شما درس بزرگی به من می دهد و آن هم لزوم احترام به طرف مقابل و دل مشغولی های وی است .
يادم هست آنجا جناب شمس همين ها را به من می گفت و من خيلی داغ در برابرش ايستاده بودم . و اکنون می بينم که ممکن است روزی خودم در مقابل ديگران قرار بگيرم و افرادی چون مهرداد همان حرارت را داشته باشند . اين که طرف مقابل خود را نفهميم خيلی چيز بدی است .
يادم هست به او می گفتم به جای پرداختن به مسائلی از اين دست و همنوايی با دشمنان ، بيا دفاع کن و او می گفت : قبل از دفاع در برابر بيگانه ، بايد خودمان را اصلاح کنيم .
شايد آنجا او را نفهميدم ولی اکنون با او احساس قرابت می کنم . البته اين بدان معنی نيست که با مطالب مطروحه اش موافقم ، ليکن آن حسی که در دفاع از تشيع داشت را اکنون درک می کنم .
يادم هست که به من می گفت : چرا خود را شيعه ی اصيل و ديگران را غير اين می دانيد ؟ و حال من بايد از امثال مهرداد سوال کنم که به چه دليل شيعيانی که مخالف تو فکر می کنند را ناصبی بخوانی ؟
جناب حجت ، دوران دوران حيرت و تحير است . غيبت است و نبود امام . اين که حقيقتا چه کسی درست می گويد را کسی جز خدا نمی داند .
پس من در روش شبيه شمس شده ام . به ديگر سخن آن روز مجال بروز آنچنانی من بود و امروز مجال بروز اينچنينی ام . اما شما ... خداوند در حمايت از امام عصر (ع) شما را مويد و منصور بدارد .
************
برای این است که فکر نمی کنم کار من دفاع از اشخاص باشد ... شما که مرا در برابر تمام موارد فوق، مسوول نمی دانید؟ (چه رسد که روحم از بعضی از آن خبر نداشته است)
ولی در مورد جمله ای که بدان معترض شدم آن را در مقام حرفهایی که به میان کشیدید، نمی بینم.
... در گفتنش تردید دارم و برای شما و خودم می ترسم. برای شما از این جهت که در مقام انکار بیفتید ؛ برای خودم که بغضی که در کلامم نشکسته بیش از این تاب آزار درباره امیرالمومنین ندارد
همین قدر بگویم و دنباله اش نگیرید در آن خفقان و حق کشی که همه مگر اندکی امیرمومنان را تنها گذاردند و او یاری نداشت که در دفاع از حقش بر غاصبان شمشیر بکشد (لعن که هیچ گردن آنها بزند!) یک نفر ایستاد! بله زیاد به درازا نکشید... اما هم جنگید هم نفرین کرد!فرموده ايد کارتان دفاع از اشخاص نيست ، مگر در سوالاتی که من کردم دفاع از شخصی را طالب شدم ؟! آيا اينان شخص هستند ؟:
موافقين لعن و لاعنين دشمنان اهل بيت ، و بلکه بالاتر شيعيانی که اختلاف نظری با آنان داشتند
نه من شما را مسئول همه ی موارد فوق نمی دانم ، ممکن است برخی از آن ها را هم نمی دانستيد ؛ اما برخی را می دانستيد و هيچ نکرديد ! آيا مقابله در نسبت دادن عباراتی چون ناصبی و وهابی به شيعيان ، دفاع از اشخاص است و هيچ مسئوليتی ندارد ؟! تعصب شما نسبت به علی و مظلوميتش و کمی شيعيانش کجا رفته ؟!
البته شما را درک می کنم چون خودم هم زمانی در جايگاه شما بودم .
چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد .
والسلام
yar-mahdi
Thursday 12 June 2008, 12:53AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام عليکم
با توجه به رجوع جناب کربلا ، و درخواست جناب حجت مبنی بر پيگيری مساله در همين تالار ، نيز استفاده از محضر جناب عبدالحسين ، بحث را در همين جا پی می گيرم .
لذا از جناب عبدالحسين استدعا دارم تا در همين جا در بحث شرکت نموده ، و از جناب مهرداد عزيز خواهش می کنم تا ارتباط ما را با ايشان برقرار نمايند .
***********
جناب کربلا !
مطالبی فرموده و سوالی را تکرار کرده ايد . بنده عمدا به سوال شما پاسخ نمی دهم ، چون پاسخ به سوال شما از نظر من خروج از چهارچوب پذيرفته شده می باشد .
قرار بر اين شد که بنده مديريت اين بحث را بر عهده بگيرم . اگر موافق نيستيد بفرمائيد ، وگرنه اجازه بدهيد قدم به قدم پيش برويم .
yar-mahdi
Thursday 12 June 2008, 12:54AM
ب - تشکيل گروه های هم فکر
بنده در گام نخست ( الف - طرح مساله ) مساله را طرح نمودم . سوال اين است ( البته به همراه سه توضيحش ) :
آيا لعن خلفای سه گانه ( ابوبکر ، عمر و عثمان ) و با نام آن ها جايز است يا نه ؟
به نظر می رسد پاسخ به سوال پيش گفته ، افراد را در گروه های زير قرار دهد :
گروه 1 - بله
شامل : عبدالحسين ، مهرداد ، کربلا ، حجت
گروه 2 - خير
شامل : يارمهدی ، صفا ، (خيرالبريه)
البته جناب خيرالبريه نظر خود را برای شرکت در اين بحث اعلام نکرده اند ، ولی اگر موافق هستند در اين بحث شرکت کنند .
ضمنا هر دوست ديگری نيز مايل باشد ، می تواند نظر خود را برای حضور اعلام کند .
===================
متاسفانه دوستان موضع صريحی نسبت به نوشته ی بنده ابراز نکردند ! با اين وجود و به دليل پيش برد مباحثه بنده موضع گيری هرکدام از دوستان را - آن طور که از نوشته هايشان برداشت کرده ام - مطرح نمودم . بديهی است هرکسی می تواند اين را تائيد را رد کند . ضمنا دوستان عجله نکنند ، هر توضيحی که لازم می دانند در گام های بعدی می توانند نمايند .
از دوستان می خواهم که همراهی بيشتری با بنده داشته باشند .
mehrdad_123
Thursday 12 June 2008, 02:00AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
---------------------------------------------------
خطاب به جناب صفا:
برادر گرامی همانطور که جناب حجت هم خطاب به حضرتعالی فرمودند:
جناب صفاي گرامی! از ویژگی کلام شما این است که هر کس با هر دیدگاهی تفکرش را با شما موافق می بیند؛ این دلایل مختلفی می تواند داشته باشد و اعم از جنبه ی مثبت و منفی؛ شاید تعریف شما از روشهای به کارگیری وحدت را عملا می توان در گفتارتان جستجو کرد که جنبه های مثبت اش پرواضح است.. ولیکن جنبه های منفی اش آن چیزهایی که من دقت می کنم و به شما ایراد می گیرم همانطور که ایرادم متوجه گفتار شماست که "اصل منظورتان را کلام همه پسندتان می پوشاند" وارد به تز وحدتی است که آوردید
..
حضرتعالی مطالبی بس زیبا می فرمایید اما نکته ی تناقضی در بیانات حضرتعالی هست که به نظر از دیدگاه هیچ کس ان شاا... پوشیده نخواهد ماند و آن اینکه شما و همفکران شما با اینکه اساس بیاناتتان را ثقلین و تمسک به آن مینهید اما نکاتی را همیشه بیان می کنید که به دور از ثقلین هستند اما از آنجایی که تکیه گاهتان بر شعارهایی همچو پیروی از ثقلین هستش مطالبتان در نزد عموم زیبا جلوه می کند
فرمودید:
صریحا عرض می کنم تمام این بگو مگو ها را ناشی از بی اعتمادی و خودخواهی و خودپرستی خفی در جامعه خودمان می دانم و امتداد این معضل را مانع از هر گونه همکرایی درون مذهب و بیرون آن تلقی می کنم
میزان اینکه طرفین این بگو مگو کدام یک برحقند چیست؟! آیا نظرات حضرتعالی و امثال حضرتعالی است؟! یا نه حداقلش این است که ما از ثقلین دلیل داشته باشیم؟! به نظر حضرتعالی خودتان خواسته یا ناخواسته دچار اینگونه خود پرستی ها شده اید و الا اگر دید و منطق حضرتعالی ثقلین می بود باید تا به امروز دلیلی ارائه می کردید نه اینکه با پوشش شعار گون و عوام فریبانه ی مطالبتان فقط و فقط به قول خودتان از بالا به دیگری نگاه می کنید که البته دلیلی هم بر گفته های خودتان ندارید به جز مطالب همه پسند
از شما می پرسم ؟ آیا مشترکات جامعه شیعی به آندازه نیست که دژهای مستحکم عقیده را بر آن آراست و بر باروهای آن موضع گرفت ... آیا جامعه شیعی ما همکنون دارای انسجام لازم برای رویارویی برابر مقتضیات زمانه هست ؟؟
پیغمبر خدا(ص) فرمود اگر از ثقلین بدور بمانید هلاک خواهید شد مشکل امروز جامعه ی شیعی ما این است که فقط اسم جامعه ی شیعی را یدک می کشد و الا بسی بدور از آن نشسته است از به اصطلاح اهل فنی که شما باشید گرفته که فقط مخاطب غیر شیعی را می بیند تا دیگر عوام جماعتی که حتی اسم امامانشان را هم بلد نیستند
در این راه چه باید کرد ؟ آیا هر شیعه ای مثل جناب مهرداد می تواند بگوید برداشت من از احکام اینچنین بوده و تا آخر و تا جان در بدن دارم آن کاری که درست میدانم در راه اهل بیت انجام می دهم ؟
در اینراه باید باید به ثقلین به معنای واقعی آن عمل کرد و برای مردم این حقایق را تبیین کرد و به اسلام آنجور که هست نگریست نه آنجور که دلمان می خواهد
البته این فرمایش شما در مورد من هم افترایی بیش نیست که مثل دیگر مطالبتان ناشی از این است که با زست روشنفکری طرف مقابلتان را هر چه بیشتر سعی می کنید تحقیر کنید البته از امثال شما به اصطلاح روشنفکران بعید هم نیست اینگونه سخن راندن و ما بسیار در کتابها و شخن های به اصطلاح روشنفکران دیده ایم که با اینکه مبنای مطالبشان همیشه با بی دلیلی همراه است ولی آنها هم مثل شماها فقط و فقط سعی در تحقیر و افترا بستن به دیگری بوده اند و تمسخر اوج نقطه ی قوتشان بوده است
در انتها از شما باز هم می خواهم دلیلی از ثقلین برای ما بیاورید که لعن کردن مستقیم و یا غیر مستقیم در آن نهی شده باشد
=========================================================================================
واما خطاب به جناب یار مهدی:
يادم هست که به من می گفت : چرا خود را شيعه ی اصيل و ديگران را غير اين می دانيد ؟ و حال من بايد از امثال مهرداد سوال کنم که به چه دليل شيعيانی که مخالف تو فکر می کنند را ناصبی بخوانی ؟
ناصبی می خوانم هر کسی را که عقاید خود را والاتر از فرمایشات معصومین (ع) بداند ناصبی می خوانم هر کسی را صرف وحدت های پوچ و جذب غیر شیعه مسئله تولی تبری را کمرنگ کند ناصبی می خوانم کسی را که با اعمال خود خون آن معصومینی را که ریخته شده را نادیده بگیرد و پا بر فرمایشات و سیره ی آنها بگذارد ناصبی می خوانم هر کسی را در هر لباسی بخواهد صرف تمایلات درونی خود با انتخابی برخورد کردن با ثقلین بخواهد دینی نو و برخاسته از تمایلات خویش بسازد ....
نه من شما را مسئول همه ی موارد فوق نمی دانم ، ممکن است برخی از آن ها را هم نمی دانستيد ؛ اما برخی را می دانستيد و هيچ نکرديد
بهتر است این همه طعنه و کنایه را از زبان خود حذف کنید و به وقت کشف حقیقت آن را بپذیرید و نظر خود را بر معصومین (ع) تحمیل نکنید تا هیچ تنشی هم ایجاد نشود البته بنده یادم نمیاید شخص شما را وهابی خوانده باشم اما شما چه دارید در مقابل این همه توهینی که سرکارخانم زیبا به ما نسیت دادند توهین هایی همچو کذاب - مفتری و...
mehrdad_123
Thursday 12 June 2008, 02:04AM
جناب یار مهدی سئوال شما از نظر من دو شاخه است:
آيا لعن خلفای سه گانه ( ابوبکر ، عمر و عثمان ) و با نام آن ها جايز است يا نه ؟
این دو سئوال است
1:آیا لعن عمر ابوبکر عثمان جایز است؟
2:آیا لعن به اسم آنها جایز است؟
لطفا سئوالتان را واضح تر بیان کنید
mehrdad_123
Thursday 12 June 2008, 02:10AM
و اما مطالبی در خصوص استادمان جناب عبدالحسین:
ایشان طی ایمیلی به بنده امر فرمودند:
بنده حاضر هستم کلیه مطالب را به شما ایمیل کنم و شما در ایران کلابز بگذارید،به شرطی که مدیریت مانعی به میون نیاره و اذیت نکنه.
و به شرطی که شما راضی باشین و سختتون نشه و البته هر روز هم حتما بتونین انلاین بشین انشاءالله
ضمنا به جناب حجت هم پیام بدین و از ایشون تشکر بکنین،بگید بنده خادم ایشون هستم،این حرفها چیه که درباره من زدند؟من خاک پای ایشون و دیگر موالین هستم،و ابدا استحقاق این القاب رو ندارم.
به شرطی هم که به زیرش خط کشیده ام بیشتر توجه بفرمایید
اگر قبول است بفرمایید
110shamsi
Thursday 12 June 2008, 04:49AM
ب - تشکيل گروه های هم فکر
بنده در گام نخست ( الف - طرح مساله ) مساله را طرح نمودم . سوال اين است ( البته به همراه سه توضيحش ) :
آيا لعن خلفای سه گانه ( ابوبکر ، عمر و عثمان ) و با نام آن ها جايز است يا نه ؟
به نظر می رسد پاسخ به سوال پيش گفته ، افراد را در گروه های زير قرار دهد :
گروه 1 - بله
شامل : عبدالحسين ، مهرداد ، کربلا ، حجت
گروه 2 - خير
شامل : يارمهدی ، صفا ، (خيرالبريه)
البته جناب خيرالبريه نظر خود را برای شرکت در اين بحث اعلام نکرده اند ، ولی اگر موافق هستند در اين بحث شرکت کنند .
ضمنا هر دوست ديگری نيز مايل باشد ، می تواند نظر خود را برای حضور اعلام کند .
===================
متاسفانه دوستان موضع صريحی نسبت به نوشته ی بنده ابراز نکردند ! با اين وجود و به دليل پيش برد مباحثه بنده موضع گيری هرکدام از دوستان را - آن طور که از نوشته هايشان برداشت کرده ام - مطرح نمودم . بديهی است هرکسی می تواند اين را تائيد را رد کند . ضمنا دوستان عجله نکنند ، هر توضيحی که لازم می دانند در گام های بعدی می توانند نمايند .
از دوستان می خواهم که همراهی بيشتری با بنده داشته باشند .
خیلی بد است شیعه سنی زده بشود
ابوحمزه ثمالی رحمةالله از امام سجاد علیه السلام روایت می کند:
من لعن الجبت و الطاغوت لعنة واحدة کتب الله له سبعین الف الف حسنة و محی
عنه سبعین الف الف سیئة و رفع له سبعین الف الف درجه و من امسی یلعنهما
لعنة واحدة کتب له مثل ذلک. قال: فمضی مولا نا علی بن الحسین علیهم السلام
فد خلت علی مولانا ابی جعفر محمد الباقر علیه السلام فقلت: یا مولای
حدیثاً سمعته من ابیک ، فقال: هات یا ثمالی فاعدت علیه الحدیث؟ فقال:
نعم یا ثمالی اتحب ان ازیدک؟ فقلت: بلی یا مولای. فقال: من لعنهما لعنة
واحدة فی کل غداة لم یکتب علیه ذنب فی ذلک الیوم حتی یمسی و من
امسی و لعنهما لم یکتب له ذنب فی لیلة حتی یصبح.
قال: فمضی ابوجعفر ، فد خلت علی مولانا الصادق علیه السلام فقلت: حدیثاً
سمعتهمن ابیک وجدک. فقال: هات یا اباجعفر فاعدت علیه الحدیث ، فقال: حقاً
یا ابا حمزه ثم قال علیه السلام:و یرفع له الف الف درجه ثم قال: ان الله
واسع کریم.1
یعنی: «کسی که یک مرتبه لعن بفرستد بر جبت و طاغوت ، خدای تبارک و تعالی
هفتاد هزار هزار (هفتاد میلیون) حسنه برای او ثبت می نماید و هفتاد هزار هزار
کناه او را می بخشد و هفتاد هزار هزار درجه بر او می افزاید و اگر کسی در شامگاه
این چنین کند همان ثواب را برای او می نویسد.
ابوحمزه گوید: بعد از شهادت امام سجاد علیه السلام خدمت مولایم امام باقر علیه
السلام شرفیاب شدم و عرض کردم: مولای من ! حدیثی است که از پدر بزرگوارتان
شنیده ام.فرمودند: بگو. و من حدیث را برای حضرت خواندم. حضرت فرمودند: بله ؛ ای
ثمالی آیا دوست داری که من هم بر آن بیفزایم؟ عرض کردم: آری ای مولای من.
حضرت فرمودند: هر کس که آن دو را یک مرتبه لعن کند در هر صبحگاهان هیچ
گناهی برای او نوشته نمی شود در آن روز تا این که شب هنگام را درک کند و هر
کس شب را سپری کند و آن دو را لعن کند برای او گناهی نوشته نمی شود در آن
شب تا این که صبح را درک کند.
ابوحمزه گوید: بعد از شهادت امام باقر علیه السلام خدمت مولایمان امام صادق علیه
السلام شرفیاب شدم و عرضه داشتم: حدیثی است که از پدرتان و جدتان شنیده
ام. حضرت فرمودند: بگو آن را ای اباحمزه. من نیز حدیث را برای حضرتش خواندم.
حضرت فرمودند: حق است ای اباحمزه و فرمودند: و هزار هزار (یک میلیون) درجه بر
او افزوده می شود. سپس فرمودند: همانا که خدا وسعت دهنده و بخشنده است.»
1.فرحة الزهراء ؛ به نقل از: شفاء الصدور ؛ ج 2 ، ص 378.
خیرالبریه
Thursday 12 June 2008, 06:21AM
البته جناب خيرالبريه نظر خود را برای شرکت در اين بحث اعلام نکرده اند ، ولی اگر موافق هستند در اين بحث شرکت کنند .
با سلام وتشکر از دوست فرزانه جناب يار مهدی :
درست فرموديد اينجانب مخالف لعن به اسم هستم و منتظر شکافتن بيشتر تا روشن شدن موضوع ميباشم .
والحمد لله
karbala110
Thursday 12 June 2008, 07:28AM
بسم رب المهدی :smile07:
جناب کربلا !
مطالبی فرموده و سوالی را تکرار کرده ايد . بنده عمدا به سوال شما پاسخ نمی دهم ، چون پاسخ به سوال شما از نظر من خروج از چهارچوب پذيرفته شده می باشد .
قرار بر اين شد که بنده مديريت اين بحث را بر عهده بگيرم . اگر موافق نيستيد بفرمائيد ، وگرنه اجازه بدهيد قدم به قدم پيش برويم .
سلام
بنده متوجه نشدم. که چگونه سوالم خروج از چهارچوب می باشد !؟!
این سوال حقیر است : "سوال ما از شما این است: آیا علت عدم برائت جستن از عمر و ابابکر به اسم (طبق ادعای شما) به خاطر حرمت ذاتی و نفس الامری آن می باشد و یا اینکه به خاطر تقیه بوده است ؟ (لطفا دلیل خود را بیان کنید)"
این سوال دقیقا موضوع بحث ما است.
شما سوال کردید: "آيا لعن خلفای سه گانه ( ابوبکر ، عمر و عثمان ) و با نام آن ها جايز است يا نه ؟
جواب گروهی به این سوال "خیر" است (همچون شما و اقای صفا) بنده می خواهم بدانم که به چه دلیل شما میگویید خیر. آیا اهل بیت علیهم السلام (طبق ادعای شما) به علت حرمت ذاتی لعن به نام لعن نکرده اند و یا به خاطر تقیه ؟ جواب این سوال خیلی به مباحثمان کمک خواهد کرد.
با توجه به مطالبی که عرض کردید ظاهرا بنده منظور شما را از "مدیریت" نفهمیده ام. لطفا بفرمایید مدیریت در این بحث دقیقا یعنی چی ؟ یعنی وظیفه مدیر و بحث کنندگان چه می باشد ؟
yar-mahdi
Thursday 12 June 2008, 03:28PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
ناصبی می خوانم هر کسی را که عقاید خود را والاتر از فرمایشات معصومین (ع) بداند ناصبی می خوانم هر کسی را صرف وحدت های پوچ و جذب غیر شیعه مسئله تولی تبری را کمرنگ کند ناصبی می خوانم کسی را که با اعمال خود خون آن معصومینی را که ریخته شده را نادیده بگیرد و پا بر فرمایشات و سیره ی آنها بگذارد ناصبی می خوانم هر کسی را در هر لباسی بخواهد صرف تمایلات درونی خود با انتخابی برخورد کردن با ثقلین بخواهد دینی نو و برخاسته از تمایلات خویش بسازد ....برادر کمی آرام تر !
اولا این تعریف شما از ناصبی ، از کدامین روایات معصومین (علیهم السلام ) استخراج شده است ؟
ثانیا فراموش نکنید که هیچ کدام از آن ها که ناصبی می خوانیدشان ، از خود سخن نمی گویند ، بلکه برداشت خود از قرآن و حدیث را ارائه می کنند ؛ همان کاری که شما می کنید ! پس برای آن ها نیز جایز است که شما را ناصبی بخوانند !!
با این روش شما هیچ شیعه ای باقی نخواهد ماند مگر این که ناصبی و وهابی لقب بگیرد . مثلا شیخ صدوق به عنوان رئیس محدثین شیعه چطور است ؟! او و استادش معتقد به سهو النبی بوده اند . حتما شما وی را نیز وهابی خواهید خواند !!! :eek::eek::eek:
بهتر است این همه طعنه و کنایه را از زبان خود حذف کنید و به وقت کشف حقیقت آن را بپذیرید و نظر خود را بر معصومین (ع) تحمیل نکنید تا هیچ تنشی هم ایجاد نشود البته بنده یادم نمیاید شخص شما را وهابی خوانده باشم اما شما چه دارید در مقابل این همه توهینی که سرکارخانم زیبا به ما نسیت دادند توهین هایی همچو کذاب - مفتری و...درست است ، به وقت حضورم و توهین ایشان ، به ایشان هم خرده خواهم گرفت . اما توهینی چون کذاب با لقب دادن ناصبی یکسان نیست !
اما چه کسی می داند که من مشغول تحمیل نظر خود بر نظر معصوم هستم یا شما ؟! به راستی چه ملاکی هست ؟! جز این است که هر دو به قرآن و حدیث استشهاد می کنیم ؟!
خداوند لحظه به لحظه به عذاب آن دو بیفزاید که اینچنین تخم اختلاف را در میان امت افشاندند !
و خداوند فرج مولا و صاحبمان را نزدیک بگرداند تا همگی حقیقت را از زبان وی بشنویم .
جناب یار مهدی سئوال شما از نظر من دو شاخه است:
آيا لعن خلفای سه گانه ( ابوبکر ، عمر و عثمان ) و با نام آن ها جايز است يا نه ؟
این دو سئوال است
1:آیا لعن عمر ابوبکر عثمان جایز است؟
2:آیا لعن به اسم آنها جایز است؟
لطفا سئوالتان را واضح تر بیان کنید
جناب مهرداد عزیز ! شما یا مطالب را نمی خوانید یا با دقت نمی خوانید .
یک بار دیگر به پست زیر مراجعه نموده و توضیحات را مطالعه بفرمائید .
الف - طرح مساله (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=394773&postcount=125)
***********
خیلی بد است شیعه سنی زده بشود
جناب شمسی عزیز ، شما که در بحث شرکت نجسته اید ، بهتر است اظهار نظری راجع به اشخاص ننمائید . :smile27:
بنده نه مخالف لعن هستم و نه مخالف لعن به نام . بهتر است اول نوشته های صفحات پیش را می خواندید ، بعد اظهار نظر می نمودید !
***********
با سلام وتشکر از دوست فرزانه جناب يار مهدی :
درست فرموديد اينجانب مخالف لعن به اسم هستم و منتظر شکافتن بيشتر تا روشن شدن موضوع ميباشم .
والحمد للهاز این که شما نیز به بحث می پیوندید ، خوشحالم .
***********
سلام
بنده متوجه نشدم. که چگونه سوالم خروج از چهارچوب می باشد !؟!
این سوال حقیر است : "سوال ما از شما این است: آیا علت عدم برائت جستن از عمر و ابابکر به اسم (طبق ادعای شما) به خاطر حرمت ذاتی و نفس الامری آن می باشد و یا اینکه به خاطر تقیه بوده است ؟ (لطفا دلیل خود را بیان کنید)"
این سوال دقیقا موضوع بحث ما است.
شما سوال کردید: "آيا لعن خلفای سه گانه ( ابوبکر ، عمر و عثمان ) و با نام آن ها جايز است يا نه ؟
جواب گروهی به این سوال "خیر" است (همچون شما و اقای صفا) بنده می خواهم بدانم که به چه دلیل شما میگویید خیر. آیا اهل بیت علیهم السلام (طبق ادعای شما) به علت حرمت ذاتی لعن به نام لعن نکرده اند و یا به خاطر تقیه ؟ جواب این سوال خیلی به مباحثمان کمک خواهد کرد.
با توجه به مطالبی که عرض کردید ظاهرا بنده منظور شما را از "مدیریت" نفهمیده ام. لطفا بفرمایید مدیریت در این بحث دقیقا یعنی چی ؟ یعنی وظیفه مدیر و بحث کنندگان چه می باشد ؟ببینید جناب کربلا ، من در پست " دعوت به بحثی نوین ! (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=389673&postcount=93) " گام های چهارگانه ی بحث را مطرح کردم . پاسخ به سوال شما در گام چهارم صورت خواهد گرفت . فعلا شما بفرمائید که با شرایط و توضیحات گفته شده در پست " الف - طرح مساله (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=394773&postcount=125) " چه پاسخی به سوال می دهید .
بنابراین دوستان بر مبنای همین 4 گام پیش بیایند .
متشکرم
حسینی
Thursday 12 June 2008, 11:43PM
بسم الله الرحمن الرحیم
باعرض سلام خدمت تمام برادران شیعه
حقیر هم علاقه مندم اگر اجازه بدهید در این بحث شما شرکت کنم .
البته عرض کنم که بنده بیشتر از حضور برادران گرامی (هردو طرف) همواره استفاده کرده و می کنم.
اما برای بهتر پیش رفتن بحث پیشنهاد می کنم به همان ترتیبی برادر یار مهدی مراحل بحث را تنظیم کردند عمل شود.
اما برای اعلام موضع صریح و شفاف و پیشگیری از ایجاد سوء برداشت از کلام همدیگر در مورد مرحله اول بحث، "الف - طرح مساله (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=394773&postcount=125) " چند سوال از جناب یارمهدی دارم که تقاضا می کنم توضیح بفرمایند
توضيح 2 - منظور از " و " توصيفی است و نه عطفی ؛ يعنی لعن به نام . به عبارت ديگر مساله ی مورد بحث صرف لعن خلفا نيست ، بلکه لعن آن هاست به نامشان . يعنی گفتن عباراتی همچون "اللهم العن ابابکر" و امثال آن . بديهی است لعن خلفا به اشارات و کنايات ، يا با استفاده از ضماير از متن سوال بيرون می روند .
ابهام بنده در مورد این توضیح همان سوال برادر گرامی مهرداد است که منظور از لعن خلفا به اشارات و کنایات چیست.
آیا منظور بیان حکم کلی لعن و عدم تعیین مصادیق است. مثل "اللهم العن قاتلی فاطمة الزهرا"
یا اینکه صرف عدم به زبان آوردن نام آندو لعن به کنایه و اشاره است.
مثلا آیا گفتن "خدیا اولی و دومی را لعن کن" که صراحت به ابابکر و عمر دارند و همه متوجه منظور لعن کننده می شوند نیز جزو کنایات و اشارات است.
توضيح 3 - قيد شنيدن يا ديدن ديگران ( مخصوصا مخالفين ) در اين سوال مستتر است ؛ به عبارت ديگر مساله اين است که اگر در محيطی بوديم که اهل خلاف به سخنان ما دسترسی دارند ، می توانيم خلفا را با نام ياد و لعن کنيم يا نه ؟ با اين توضيح لعن به نام آن ها در هر خلوتی و از جمله محافل خصوصی ، از حيطه ی سوال خارج می شود
منظور از دسترسی اهل خلاف به سخنان ما چیست.
آیا منظور مواقعی است که آنها مخاطب هستند و بیان صریح نام باعث موضع گیری و منفعل شدن آنها می شود.
یا اینکه منظور این است که هر جا که کلام ما از طرف آنها قابل دسترسی است ما نباید خلفا را لعن کنیم.
والله العالم
shaahiin
Friday 13 June 2008, 12:03AM
آقايون نماز ها تون قضا شد. پاشين پاشين يه کم هم به فکر آخرت تون باشين.
"لعن با اسم جايز است يا بی اسم؟"!
حیف وقت!
زيـبـا
Friday 13 June 2008, 04:38AM
درست است ، به وقت حضورم و توهین ایشان ، به ایشان هم خرده خواهم گرفت .
خیر درست نیست ...
من به ایشان چنین القابی نداده ام (یا لا اقل چنین چیزی به یاد ندارم ) ولی کاربر عبد الحسین را بله ....
این کاربر (عبدالحسین) خود علاوه بر ارتکاب همه این موارد ، مستقیما بنده و سایر دوستانی که با بدعتها مخالفند را به انواع جسارت و توهین و تهمت و افترا آزرده اند ....
اما در خصوص آقای مهرداد ، با وجود توهینهای بسیارشان (مثل همین تهمت ناصبی که بارها ما را بدان نواخته اند) ، چون احساس میکنم کمی (لااقل) از آن یکی کاربر صادقترند ، با اغماض و تسامح با ایشان رفتار کرده ام و به ندرت مقابله به مثل کرده ام ....
مگر یک احتمال ضعیف که میماند ...
اینکه ایشان اوشان باشد .... :smile55:
karbala110
Friday 13 June 2008, 11:34AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
ببینید جناب کربلا ، من در پست " دعوت به بحثی نوین ! (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=389673&postcount=93) " گام های چهارگانه ی بحث را مطرح کردم . پاسخ به سوال شما در گام چهارم صورت خواهد گرفت . فعلا شما بفرمائید که با شرایط و توضیحات گفته شده در پست " الف - طرح مساله (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=394773&postcount=125) " چه پاسخی به سوال می دهید .
بنابراین دوستان بر مبنای همین 4 گام پیش بیایند .
متشکرم
سلام
چشم ! باز هم منتظر جواب سوال می مانم ....
اما در رابطه با "طرح مساله". نکاتی را که در آنجا بیان فرمودید در رابطه با لعن و سب را قبول دارم. اما به نظر حقیر مساله را باید کلی تر کنید.
شما به عنوان طرح مساله گفتید:
آيا لعن خلفای سه گانه ( ابوبکر ، عمر و عثمان ) و با نام آن ها جايز است يا نه ؟
بله این مساله خوب است. ولیکن باید اولا کلیت برائت به نام مطرح گردد. چه به واسطه لعن و چه به واسطه سب و یا هر لفظی که دال بر برائت باشد. زیرا اگر نفس و ذات برائت به نام به طور کلی مذموم باشد دیگر حساب لعن وسب و... معلوم می شود.
منظور ما از این بحث آن است که حقیقت برائت جستن از عمر و ابابکر به نام را معلوم کنیم. هدف تنها لفظ "لعن" نیست. بله لعن یکی از الفاظی است که به واسطه آن برائت می توان جست.
متشکر می شوم که نظر دوستان را در این رابطه بدانم.
یا علی
لعنت بر عمر
yar-mahdi
Friday 13 June 2008, 09:43PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام عليکم
بسم الله الرحمن الرحیم
باعرض سلام خدمت تمام برادران شیعه
حقیر هم علاقه مندم اگر اجازه بدهید در این بحث شما شرکت کنم .
البته عرض کنم که بنده بیشتر از حضور برادران گرامی (هردو طرف) همواره استفاده کرده و می کنم.
اما برای بهتر پیش رفتن بحث پیشنهاد می کنم به همان ترتیبی برادر یار مهدی مراحل بحث را تنظیم کردند عمل شود.جناب حسينی عزيز ، از حضور شما نيز سپاسگزارم . اميدوارم که در کنار دوستان عزيزی مثل شما ، مطلب جديدی ياد بگيرم و حق را آن گونه که هست - نه آن گونه که می پندارم - بيابم . جهت اطلاع شما و ديگر دوستان می گويم که بنده خودم را آماده کرده ام ، حتی از نظری که اکنون دارم برگردم ؛ به شرط اين که دليل يا دلايلی درست برای ردّ آن به من ارائه شود .
سوالات خوب و مفيدی کرده ايد که پاسخ خود را می دهم . از دوستان عزيز می خواهم که مطالب زير را با دقت و حوصله بخوانند . حتی اگر می توانند چند بار بخوانند .
اما برای اعلام موضع صریح و شفاف و پیشگیری از ایجاد سوء برداشت از کلام همدیگر در مورد مرحله اول بحث، "الف - طرح مساله (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=394773&postcount=125) " چند سوال از جناب یارمهدی دارم که تقاضا می کنم توضیح بفرمایندابهام بنده در مورد این توضیح همان سوال برادر گرامی مهرداد است که منظور از لعن خلفا به اشارات و کنایات چیست.
آیا منظور بیان حکم کلی لعن و عدم تعیین مصادیق است. مثل "اللهم العن قاتلی فاطمة الزهرا"
یا اینکه صرف عدم به زبان آوردن نام آندو لعن به کنایه و اشاره است.
مثلا آیا گفتن "خدیا اولی و دومی را لعن کن" که صراحت به ابابکر و عمر دارند و همه متوجه منظور لعن کننده می شوند نیز جزو کنایات و اشارات است.خدمت شما عرض کنم که از نظر بنده ی حقير تعيين مصداق لعن امری است دشوار و از عهده ی هرکسی بر نمی آيد . مخصوصا در مورد مومنين و مسلمين بسيار بايد احتياط کرد . بنده در اين خصوص در سرفصل مساله ی « لعن » (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=5656)و پست زير احاديثی آورده ام :
بررسی سبّ و لعن های بيجا - 4 (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=130543&postcount=27)
البته توضيحات ديگری هم دارم که شايد بعدا ارائه کنم .
در عين حال خداوند کسانی را به زبان رسول و اوصيای رسول ( صلوات الله عليهم اجمعين ) به عنوان مصاديق لعن به ما معرفی نموده است . حال ما بايد اين افراد را بشناسيم . بنابراين از نظر من تعيين مصداق از سوی معصومين ( عليهم السلام ) صورت می گيرد و شناخت آن مصداق از سوی ما . حال عمده ی شيعيان در اين که خلفای ثلاثه از سوی معصومين ( عليهم السلام ) به عنوان مصداق لعن معرفی شده اند ، متفق اند ؛ گرچه اين بايد به عنوان اعتقادی شيعی در قلب و جان همه ی شيعيان بنشيند . اما اين که هنوز شيعيانی يافت می شوند که به اين نرسيده اند ، مطلبی است درخور مطالعه و به نظر می رسد دغدغه ی موافقين لعن به نام نيز همين باشد .
پس از منظر بنده در شناخت مصداق - و نه تعيين آن - هرکسی می تواند برداشت خود را از آيات و روايات و تاريخ داشته باشد . گرچه ما بايد به او کمک کنيم .
اما واضح است که هيچ کدام از مخالفين لعن به نام حاضر در اين سرفصل هم ، نگفته اند که شناخت مصداق برای ما جايز نيست . مثلا هيچ کس نگفته نبايد خلفای ثلاثه را به عنوان مصاديق ظالم به اهل بيت ( عليهم السلام ) لعن کرد . مثلا خود بنده و جناب خيرالبريه از آغاز به دعاها و زيارات ماثور از اهل بيت ( عليهم السلام ) اشاره نموديم ، و متذکر گشتيم که لعن خلفای ثلاثه را همان گونه که به ما رسيده انجام بدهيم . ما نگفتيم که موافقان لعن به نام در شناخت مصداق اشتباه می کنند . اين نکته ی مهمی است که اميدوارم دوستان ما خوب توجه کنند .
اختلاف می دانيد در کجاست ؟ اختلاف ما در اين جاست که اگر کسی به هر دليلی دانست که اين سه نفر مصداق لعن هستند و آنان را به اين عنوان شناخت ، می تواند دانستن خويش را به ديگران تحميل کند يا نه ؟! به ديگر سخن آيا در شناخت مصداق ما بايد از يکديگر تقليد کنيم يا مصداق را از زبان آنان که به ما معرفی کرده اند بشناسيم ؟!
بديهی است که در اين جا نمی توان هيچ شيعه - و يا مسلمانی - را بالاجبار به چيزی خواند . خوبی لعن هايی هم که از معصومين ( عليهم السلام ) به ما رسيده همچون زيارت عاشورا يا دعای صنمی قريش ، اين است که به جای اين که مستقيما ً نامی از ظالمان برده شود ، کارهای ظالمانه ی آن ها گوشزد شده تا همگان بدانند که اگر شخصی - چه امام و چه شيعه ی امام - آنان را لعن می کند ، به چه دليل و دلايلی است .
اما درباره ی صراحت ، بنده در يکی از پست (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=396443&postcount=132) ها در جواب سوالی شبيه به همين نوشتم :
جناب مهرداد عزيز ، بحث بنده از همان آغاز لزوم تبعيت از ائمه ی اطهار ( عليهم السلام ) بوده و هست . حال شما می فرمائيد چه فرقی است بين گفتن نام يا گفتن اولی و دومی ؟!
فکر می کنم برای کسی که دغدغه اش تبعيت همه جانبه از امامان معصوم ( عليهم السلام ) است ، همين قدر که در ادعيه و زياراتی که به ما رسيده ، به جای نام از عباراتی نظير عبارات فوق استفاده شده باشد ، کافی است که او نيز چنين کند . حال غير شيعه هرچه می گويد بگويد . گرچه در مرحله ی بعدی برای آن هم بحث دارم !
اين صراحتی که شما می فرمائيد - حتی اگر وجود داشته باشد - باز دليل نمی شود که ما آن را برداشته و به جايش اسم افراد را بياوريم . مطمئنا بين اين دو اختلاف زيادی وجود دارد ، در غير اين صورت ائمه ( عليهم السلام ) نيز همان گونه می فرمودند .
تازه در اين نگاه از بررسی عقلی آثار سوء احتمالی تسميه صرف نظر شده است ، و اگر بخواهيم آن را هم ضميمه کنيم که بحث ديگری است و من شخصا و فعلا روی آن نظر ندارم . اگرچه دوستان ديگر همچون صفا يا خيرالبريه بيشتر بر اين دومی تکيه دارند .
می دانيد چه چيزی در اين ميان برای من جالب و سوال برانگيز است ؛ اين که چنين کاری ( عدم پيروی از امامان ( عليهم السلام ) ) دقيقا از سوی کسانی رخ می دهد که بيشترين ادعا را در پيروی از ايشان دارند ! البته آنان نيز دلايل خود را دارند که إن شاء الله به زودی خواهيم ديد .
******************
منظور از دسترسی اهل خلاف به سخنان ما چیست.
آیا منظور مواقعی است که آنها مخاطب هستند و بیان صریح نام باعث موضع گیری و منفعل شدن آنها می شود.
یا اینکه منظور این است که هر جا که کلام ما از طرف آنها قابل دسترسی است ما نباید خلفا را لعن کنیم.
والله العالمبنده در توضيح 3 نوشته ام :
قيد شنيدن يا ديدن ديگران ( مخصوصا مخالفين ) در اين سوال مستتر است .می بينيد که ديگران را عام از مخالفين گرفته ام ، و منظورم شيعيان و به خصوص جوانان شيعه ای است که بی دليل سخنی را نمی پذيرند . دوستان مخالف ما مدام دم از کمرنگ شدن تبری در بين جوانان می زنند . اما نمی دانم آيا جا انداختن لزوم لعن دشمن اهل بيت ( عليهم السلام ) آن کاری است که بايد انجام داد ، يا اين که بی پرده بگوييم اللهم العن عمر ؟!
يکی از بستگان بنده می گفت که استادشان در کلاس درس می گفته است : من چيزهايی از عمر می دانم که اگر شما می دانستيد هيچ گاه وی را لعن نمی کرديد !
جالب اين که هيچ کدام از حضّار کلاس دليل درستی برای ردّ سخن وی نداشته اند !
مشکل اين افراد اساسا تبری است و لزوم لعن دشمن خدا . اينان هنوز در صغرای قضيه مشکل دارند و ما می خواهيم قضيه را برای آنان اثبات شده فرض کنيم . اين که نمی شود ! ما اول بايد به فرد نشان دهيم و به او بقبولانيم که تبری جزء دين اسلام است . در مرحله ی بعد او يا خودش می فهمد يا ما کمکش می کنيم که مصاديق تبری را بشناسد .
اين کاری است که شيعه و سنّی را شامل می شود و به جای فراری دادن شيعه يا کينه افزايی سنّی ، منطق محکم اعتقادات شيعی را می رساند و فرد را در آن چه بدان رسيده مستحکم نگه می دارد ؛ إن شاء الله .
والسلام علی من اتبع الهدی
yar-mahdi
Friday 13 June 2008, 09:45PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
خیر درست نیست ...
من به ایشان چنین القابی نداده ام (یا لا اقل چنین چیزی به یاد ندارم ) ولی کاربر عبد الحسین را بله ....
این کاربر (عبدالحسین) خود علاوه بر ارتکاب همه این موارد ، مستقیما بنده و سایر دوستانی که با بدعتها مخالفند را به انواع جسارت و توهین و تهمت و افترا آزرده اند ....
اما در خصوص آقای مهرداد ، با وجود توهینهای بسیارشان (مثل همین تهمت ناصبی که بارها ما را بدان نواخته اند) ، چون احساس میکنم کمی (لااقل) از آن یکی کاربر صادقترند ، با اغماض و تسامح با ایشان رفتار کرده ام و به ندرت مقابله به مثل کرده ام ....
مگر یک احتمال ضعیف که میماند ...
اینکه ایشان اوشان باشد .... :smile55:سرکار زیبا خانم ! برای بنده مهرداد و عبدالحسین هیچ فرقی نمی کند .
البته درباره ی لقب ناصبی ایشان بنده شاهد بودم ، اما در خصوص توهین های شما فقط یک بار دیدم که در همین سرفصل توهین های بدی به کاربری که حضور ندارد تا از خود دفاع کند ، کردید ! البته بنده نمی دانم آیا ایشان دروغ گفته یا نه ولی بهتر بود حتی اگر چنین کاری هم کرده اینچنین به او نمی تاختید ! چون در مواردی با ایشان اختلاف نظر دارید ، دلیل بر رفتار شما نمی شود .
سلام
چشم ! باز هم منتظر جواب سوال می مانم ....
اما در رابطه با "طرح مساله". نکاتی را که در آنجا بیان فرمودید در رابطه با لعن و سب را قبول دارم. اما به نظر حقیر مساله را باید کلی تر کنید.
شما به عنوان طرح مساله گفتید:
آيا لعن خلفای سه گانه ( ابوبکر ، عمر و عثمان ) و با نام آن ها جايز است يا نه ؟
بله این مساله خوب است. ولیکن باید اولا کلیت برائت به نام مطرح گردد. چه به واسطه لعن و چه به واسطه سب و یا هر لفظی که دال بر برائت باشد. زیرا اگر نفس و ذات برائت به نام به طور کلی مذموم باشد دیگر حساب لعن وسب و... معلوم می شود.
منظور ما از این بحث آن است که حقیقت برائت جستن از عمر و ابابکر به نام را معلوم کنیم. هدف تنها لفظ "لعن" نیست. بله لعن یکی از الفاظی است که به واسطه آن برائت می توان جست.
متشکر می شوم که نظر دوستان را در این رابطه بدانم.
یا علی
لعنت بر عمراز صبر شما ممنون و متشکرم .
فرمایش شما درباره ی برائت بسیار کلی است و شاید لازم باشد در سرفصلی مخصوص بدان پرداخته شود . گرچه به گمانم برخی از مسائل در همین گفتگو هم مطرح خواهد شد .
**********
عدم حضور جدی دیگران مرا نیز واداشت که بحث را چند روزی تعطیل کنم . راستش خودم وقت ندارم ! ان شاء الله از دوشنبه شب در خدمت دوستان خواهم بود .
برای فرج امام عصر علیه السلام زیاد دعا کنید .
والسلام
mehrdad_123
Saturday 14 June 2008, 03:32AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
----------------------------
برادر کمی آرام تر !
آرامتر از این نمی توانم باشم وقتی که میبینم شیعه را از درون هم نابود می کنند
اولا این تعریف شما از ناصبی ، از کدامین روایات معصومین (علیهم السلام ) استخراج شده است ؟
از روایت استنباط نشده از صرف معنای لغوی آن استفاده شده است
ثانیا فراموش نکنید که هیچ کدام از آن ها که ناصبی می خوانیدشان ، از خود سخن نمی گویند ، بلکه برداشت خود از قرآن و حدیث را ارائه می کنند ؛ همان کاری که شما می کنید
برداشت از ثقلین تفاوت دارد با انتخابی برخورد کردن آن- سعی نکنید خلط بحث کنید
شما از کجا برداشت کردید که ما باعث شده ایم دیگران از مذهب شیعه فراری شوند؟! شما از کجا فهمیدی ما جاهل هستیم؟!
پس برای آن ها نیز جایز است که شما را ناصبی بخوانند !!
اگر یک روایتی آوردند و من آن را قبول نکردم و گفته ی خودم را بر آن والاتر دانستم ناصبی که هیچ هر چه که دلتان می خواهد من حلال می کنم مرا با آن بخوانید%%%
با این روش شما هیچ شیعه ای باقی نخواهد ماند مگر این که ناصبی و وهابی لقب بگیرد .
در اینکه شیعیان هم ناخواسته عقایدشان گاها با آنها یکی می شود حرفی نیست ...
مثلا شیخ صدوق به عنوان رئیس محدثین شیعه چطور است ؟! او و استادش معتقد به سهو النبی بوده اند . حتما شما وی را نیز وهابی خواهید خواند !!! :eek::eek::eek:
قطع به یقین حضرتعالی می خواهید بحث را منحرف کنید و الا پر واضح است که بنده مخالف اختلاف نظر نیستم آنچه که با آن مخالفم اصرار بر اشتباه است آن هم وقتی که حقیقت بیان می شود جناب !
شما روایت لعن مستقیم را قبول کردید اما باز بر گفته ی خودتان اصرار می ورزید این نشانه ی چیست؟!
شما هنوز نمیدانید که پایه را بر تقیه بگذارید یا نه؟!
جناب مهرداد عزیز ! شما یا مطالب را نمی خوانید یا با دقت نمی خوانید .
یک بار دیگر به پست زیر مراجعه نموده و توضیحات را مطالعه بفرمائید .
قبول است اشتباه در خواندن من بود.عذر حقیر را به خاطر اینکه دوباره سئوال پرسیدم بپذیرید.
اما در خصوص توهین های سرکار خانم زیبا:
البته ما بنا نداریم آدرس دهی کنیم و ... اما ایشان خود نیز حتما یاد دارند که موافقان قمه زن را با چه لقب هایی می خواندن
یکیی از آنها این بود که به طرف مقابل خودشان نسبت کسی که مواد مخدر استعمال می کند داده بودند!!!
و ...
mehrdad_123
Saturday 14 June 2008, 03:48AM
فرمایشات استاد عزیزمان جناب عبدالحسین:
--------------------------------------------
بسمه تعالی شانه
با عرض سلام خدمت همه دوستان محترم خصوصا استاد عزیز جناب حجت و برادر بزرگوار جناب حسینی،همچنین آقای کربلا و دیگر بزرگواران،و با تشکر بی پایان از زحمات بی دریغ برادر بزرگوارم جناب مهرداد.
و اما بعد:
بنده هم انشاءالله در این بحث شرکت خواهم کرد،اما نکاتی رو باید به عرض دوستان برسانم:
اول:
اینکه جناب یارمهدی مدیریت بحث را در دست بگیرند،هرگز به این معنی نیست که بحث به دلخواه ایشان پیش برود،و هر چه دوست داشتند بگویند و دیگران نتوانند اصلا حرفی بزنند و اگر حرفی میزنند ایشان بگوید من جواب نمیدهم!اگر مدیریت بحث به این معنی است هیچ کس از مخالفین نظر ایشان راضی به مدیریت ایشان نخواهد بود.
دوم:
اینجا بحث خیلی بهم ریخته است،لذا بسزاست که بحث تفکیک شده و هر مطلبی درجایگاه خودش قرار بگیرد.بنابرین بنده چند بحث مستقل ایجاد خواهم کرد(البته زحمت ایجادش به عهده برادر مهرداد یا بزرگوار دیگری است که به او ایمیل خواهم زد!)و مطالب را در آنها خواهیم نوشت.یکی بحث در خصوص مساله سب،چون ملاحظه کردم که جناب یارمهدی به دو لینکی که داده اند زیاد عنایت داشتند و مانور زیادی بروی آن حرفهای میدادند!شایسته است که بحثی در خصوص سب در سیره اهل بیت و در مذهب شیعه باز کنم و در این خصوص مستقلا مطالبی نوشته شده و پاسخ شبهات مخالفین داده شود تا حقیقت امر
روشن گردد.
بحث دیگر هم در خصوص مساله لعن و لعن به نام ابوبکر و عمر و عثمان لعنهم الله،که انشاءالله میتوانیم این بحث را در همینجا هم ادامه بدهیم و لزوما نیازی به بحث جدید نیست.
بحث سوم که بسیار مهم و افشا کننده بی سوادی بسیاری از افراد است،بحث درباره تقیه است که مفصلا باید در جوانب مختلف آن از نظر مذهب بحث شود،و روایات آورده شوند و روایاتی که برخی از افراد مدعی که ذره ای هم از روایات و مکتب اهل بیت اطلاع ندارند می آورند بررسی گردد.
لذا تا چند روز دیگر به لطف خدا(اینکه عرض میکنم چند روز دیگر دلیل خاصی دارد و این است که باید ملاحظه کنیم که بدین شکل که میخواهیم شروع کنیم مطالب باقی میمانند یا خیر!!)این بحث ها را شروع خواهیم کرد انشاءالله.
با آرزوی موفقیت برای شیعیان امیرالمومنین علیه السلام و دشمنان دشمنان ایشان
--------------------------------------------------------------------------
mehrdad_123
Saturday 14 June 2008, 04:15AM
جناب یار مهدی در قسمتی فرموده بودید:
جناب شمسی عزیز ، شما که در بحث شرکت نجسته اید ، بهتر است اظهار نظری راجع به اشخاص ننمائید . :smile27:
اولا اینجا که تاپیک مناظره نیست و هر کسی حق این را دارد که نظر خودش را بگوید و شایسته نیست حضرتعالی تعیین کنید که چه کسی نظر بدهد و یاندهد
بنده نه مخالف لعن هستم و نه مخالف لعن به نام . بهتر است اول نوشته های صفحات پیش را می خواندید ، بعد اظهار نظر می نمودید !
این پست شماره ی سه هستش که حضرتعالی فرموده اید:
اما دوستان نکته ی ظریفی را در خاطر داشته باشند و آن هم این که حتی المقدور از نام بردن افراد پرهیز نمایند .
یادمان باشد که سعی نکنیم از امامان معصوم خویش جلو بزنیم !
من می خواهم بدانم موضع شما چیست؟!
mehrdad_123
Saturday 14 June 2008, 04:24AM
جواب چند مطلب به ما داده نشده است اگر هست دوستان بفرمایند تا مستفیض شویم:
اولین مطلب پاسخ داده نشده:
در کتاب شاخه طوبی برای نور رحمة الله علیه از کتاب مهج الدعوات روایت کرده است که از سعد بن عبدالله به سند صحیح از سلیمان جنوی و محمد بن اسماعیل بن بزیع که گفتند: روزی خدمت امام رضا علیه السلام رفتیم. حضرت را در سجده شکر یافتیم. ایشان سجده را بسیار طول داد و چون سر برداشت فرمود: هر که این دعا را در سجده شکر بخواند چنان است که در جنگ بدر در خدمت حضرت رسول ص با کافران جنگ کرده باشد. و تیر بر ایشان انداخته باشد. گفتیم: آیا رخصت می فرمایند تا بنویسیم؟ فرمود: بنویسید. چون به سجده روی بگو:
اللهم العن الذین بدلا دینک و غیرا نعمتک و اتهما رسولک و خالفا ملتک و.....اللهم زدهما عذابا فوق العذاب.....اللهم العن اباجهل و ابابکر و عمر و الولید لعنا یتلو بعضه بعضا و یتبع بعضه بعضا.....
دومین مطلب پاسخ داده نشده :
مـُحـَمَّدُ بـْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِعَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِى نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سـِرْحـَانَعـَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْأَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بـَعْدِى فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْوَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَبَاهِتُوهُمْ كـَيـْلَا يـَطـْمـَعـُوا فـِى الْفـَسـَادِ فـِى الْإِسْلَامِ وَيَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُلَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِىالْآخِرَةِاصول كافى جلد 4 صفحه :83 رواية :4
سومین مطلب پاسخ داده نشده:
آیا دوستان نفرین شدن آن دو ملعون را از زبان دخت نبی (ص) آن هم به طور مستقیم قبول دارند یا نه؟ آیا نفرین شدگان دخت نبی(ص) قابل تبعیت هستند؟! (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=13188)
این را پاسخ دهید لطفا
منتظر هستیم ان شاا...
زيـبـا
Saturday 14 June 2008, 09:21AM
جواب چند مطلب به ما داده نشده است اگر هست دوستان بفرمایند تا مستفیض شویم:
اولین مطلب پاسخ داده نشده:
دومین مطلب پاسخ داده نشده :
جواب هر دو مطلب یکجا ... (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=387670&postcount=44)
و نیز این جواب .... (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=389042&postcount=78)
karbala110
Saturday 14 June 2008, 09:38AM
بسم الله
لینک اولی که دادید بحث در رابطه با این حدیث بود:
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ما طائفه بنی هاشم (اهل بیت علیهم السلام) کوچک و بزرگ خود را به سب و لعن آن دو و بیزاری جستن از آن دو (عمر و ابابکر) امر می نمائیم.
(معجم رجال الحدیث ج15 ص129)
نه حدیث مذکور توسط جناب اقای مهرداد عزیز. در رابطه با حدیث مذکور اقای یار مهدی نوشتند:
"مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمْ أَهْلَ الرَّيْبِ وَ الْبِدَعِ مِنْ بَعْدِي فَأَظْهِرُوا الْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ أَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَ الْقَوْلَ فِيهِمْ وَ الْوَقِيعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ كَيْلَا يَطْمَعُوا فِي الْفَسَادِ فِي الْإِسْلَامِ وَ يَحْذَرَهُمُ النَّاسُ وَ لَا يَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ يَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعْ لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِي الْآخِرَةِ .
کلینی ؛ الكافي ، ج 2 ص 375 - به نقل از او :
حر عاملی ؛ وسائلالشيعة ، ج 16 ص 267
مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 71 ص 202 + ج 72 ص 161 و 235
الف - بررسی سند
سند حدیث - مطالب زیر درباره ی رُوات حدیث ، از نرم افزار « نور الدرایة » استخراج گردیده است .
نفر یکم
اسم : داود بن سرحان العطار
تقويم : إمامي،ثقةجليل
نفر دوم
اسم : أحمد بن محمد بن أبي نصر البزنطي
تقويم : إمامي،ثقةجليل،منأصحابالإجماع،لايرويولايرسلإلاع نثقة
نفر سوم
اسم : محمد بن الحسين بن أبي الخطاب
تقويم : إمامي،ثقةجليل
نفر چهارم
اسم : محمد بن يحيى العطار
تقويم : إمامي،ثقةجليل
سند روایت علی الظاهر صحیح است ، بنابراین از نظر سند ایرادی بر این حدیث نیست ."
در رابطه با لینک دوم نیز به این لینک مراجعه فرمایید:
http://iranclubs.net/forums/showpost.php?p=389172&postcount=91
ما هنوز منتظر جوابتان هستیم...
البته دعای مذکور با توجه به تذکراتی که آقای یار مهدی در پیامی به حقیر دادند نیاز به توضیحاتی دارد که انشاالله به زودی بیان خواهم کرد.
یا علی
زيـبـا
Saturday 14 June 2008, 10:52AM
در رابطه با لینک دوم نیز به این لینک مراجعه فرمایید:
http://iranclubs.net/forums/showpost...2&postcount=91 (http://iranclubs.net/forums/showpost.php?p=389172&postcount=91)
ما هنوز منتظر جوابتان هستیم...
این که جواب نیست ....
فرار است ....
روایت شما به گونه یی می گوید که نیاز به دانستن علم نحو نیست ....
مثل این است که کسی بگوید :
دو نفر هستند که با هم دوستند و با هم به گردش می روند و با هم سر کار می روند و با هم گفتگو می کنند و با هم به کوه می روند . خدا یا آن دو نفر سلیمان و ناصر و اصغر و مشتی صفدر را با هم محشور گردان ....
این خنده دار نیست که دو نفر ناگهان چهار تن شوند ....؟
حالا شما خواستید مثلا برای فرار از پاسخ ، نحوی بودن خود را به رخ دیگران بکشید ، مطلبی دیگر است ....
اما مطلب آنقدر روشن است که نیازی به دانستن نحو نیست ....
بنا بر این پاسخ شما اصلا پاسخ نیست .... ماستمالی است ....
این هم پاسخش (http://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar1/sh137/)...
mehrdad_123
Saturday 14 June 2008, 11:02AM
بسم رب المهدی :
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
----------------------------
دکتر خوانساری کتابها و جزوات خوبی در رابطه با صرف و نحو دارند پیشنهاد می کنم استفاده کنید تا دگر بار زبان فارسی را با عربی مقایسه نکنید:)
زيـبـا
Saturday 14 June 2008, 11:40AM
شما هم ادعا می کنید در عربی می توان از ضمیر مثنی برای چهار نفر سود جست ....؟
نحو این است ....؟
mehrdad_123
Saturday 14 June 2008, 01:45PM
ببینید زبان عربی زبان گسترده ای است ما نمی توانیم صرف تکیه بر ادبیات عربی پایه برآن خرده بگیریم برای مثال عرض می کنم آیه ی مبارکه ی زیر را مورد توجه قرار بدید:
(و إنّا إذا أذقنا الانسان منّا رحمة فرح بها و إن تُصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم فإنّ الإنسان كفور)(شورى/48) در اين آيه ی مبارکه با آن كه انسان مفرد است; ولى ضمير جمع (هم) به كار رفته است
البته این از ایجاز و زیبایی آیات مبارکه هستش اما سئوال حقیر این است که آیا از نظر شما این آیه هم از نظر نحوی اشتباه است؟!؟!؟!؟!؟!عجبا و عجبا
امیدوارم متوجه شده باشید...
زيـبـا
Saturday 14 June 2008, 02:07PM
انسان ، اسم نوع است ....
با اسم شخص فرق می کند ...
در اسم نوع ، هم مفهوم فرد از آن برداشت میشود و هم میتوان مفهوم نوع انسان را از آن استنباط کرد ....
در این صورت ، چون نوع ، شامل عده زیادی است ، میتوان جمع هم به کار برد ....
به خلاف نام شخص مخصوصا اگر معرفه باشد ....
آیا نمونه یی در قرآن دیده اید که ضمیر به کار رفته با نامهایی که ذکر میشود از لحاظ مفرد ، مثنی و جمع متفاوت باشند ....؟
امیدوارم خدا یاریمان کند در تبیین حق ، بر امر مشتبه و یا باطل تعصب نداشته باشیم و فقط رضای خدا را در نظر بگیریم ....
mehrdad_123
Saturday 14 June 2008, 03:31PM
در اسم نوع ، هم مفهوم فرد از آن برداشت میشود و هم میتوان مفهوم نوع انسان را از آن استنباط کرد ....
قرار نشد تفسیر آیه را به من بگویید سئوال من در خصوص اشتباهی بودن از نظر نحو بود ببینید
آیه ضمیر جمع هستش اما اسم مفرد ما نتیجه می گیریم که این آیه نشان از آن هست که در ادبیات عرب می شود جمله از اینچنین قواعدی استفاده کرد که جمله با ضمیری شروع شود اما تا انتها با آن ختم نشود
همچنین در آیه ی دیگری داریم که خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
(و كم من ملك فى السموات) كه پس از آن فرموده: (لاتغنى شفاعتهم) (النجم/26) ضمير هُم باز در اینجا به ملك بر مى گردد.
تاکید می کنم قصد حقیر تفسیر حضرتعالی نیست بلکه هدف این است تا بدانیم ادبیات عرب تفاوت دارد با زبان فارسی و اصولا قیاس بدین شکل در ترجمه جملات عربی قیاسی کاملا غیر علمی بوده و شما نمی توانید حتی یک دلیل از نحو بر اثبات ادعای خود بیاورید
mehrdad_123
Saturday 14 June 2008, 04:44PM
حال نقد دیدگاه حضرتعالی در مورد دعا:
شما اصلا عبارت معصوم علیه السلام را نفهمیده اید.هیچکس نگفته که امام علیه السلام برای چهار نفر از ضمیر مثنی استفاده کرده است-به عبارات دقت کنید:
اللهم العن الذین بدلا دینک و غیرا نعمتک و اتهما رسولک و خالفا ملتک و.....اللهم زدهما عذابا فوق العذاب.....اللهم العن اباجهل و ابابکر و عمر
سه لعن و نفرین اینجا داریم که هر یک ازینها از دیگری جدا هستند.در اولی معصوم علیه السلام لعن بر دو نفری را میکند که بدلا دینک و غیرا نعمتک و.....در دومی نفرینشان کرده و از خدا درخواست زیاد شدن عذاب ایشان را مینماید.اینجا جمله حضرت تمام میشود و سراغ لعن دیگری میروند،و در این لعن چهار نفر را لعن میکنند!
این چه ایرادی از نظر عربی یا فارسی دارد؟؟باید ببینیم جمله خطاب به کیست،یا جمله جمله مستقلی است یا خیر؟که اینجا سه مورد جدای از هم داریم.همه اینها فعل و مفعول دارند و کامل هستند.نیازی نیست که حتما نفرین حضرت به چهار نفر ربطی به سخنان قبلی داشته باشد لزوما!یا چون در ابتدای کلام صحبت دو نفری کرده تا آخر نیز صحبت دو نفر را بکند!
دعای صنمی قریش را ببینید!ابتدا صحبت از دو نفر است!ناگهان هما به هم تبدیل میشود و حضرت عده ای را نفرین میکنند و دوباره هم به هما تبدیل میشود و حضرت سراغ آن دو ملعون میروند!
جملات جدا هستند،بدون هم معنی میدهند و ظهوری واضح دارند!
قرآن کریم را ببینید:
یوسف اعرض عن هذا واستغفری لذنبک انک کنت من الخاطئین!
ابتدای کلام با یوسف است،همانجا برمیگردد زلیخا را خطاب قرار میدهد!
میشود گفت در قرآن ایراد نحوی وجود دارد؟؟امر اول مربوط به یک شخص خاص بود،امر دوم مربوط به شخص خاصی دیگر!هیچ ربطی هم به هم ندارند!
هیچ اشکالی هم ندارد!
فرض کنید در زبان فارسی هم مادری دو نفر از همسایه ها را که پسرش را کشته اند نفرین کند:
خدایا اون دو را لعنت کن،عذابشون کن،داغشون رو به دلشون بزار،بعد یهو تعداد افراد رو خود این شخص زیاد کنه:
خدایا اون دو رو و مادرشون و پدرشون که چنین جرثومه هایی رو تربیت کردند لعنت کن!!
این جمله و این نحوه صحبت در هیچ زبان و عرفی ایراد ندارد،الا ...!!
خیرالبریه
Sunday 15 June 2008, 07:10AM
با سلام
رجال این حدیث چه کسانی هستند که شما پیرامونش بحث میکنید
آیا این است :
در کتاب شاخه طوبی برای نور رحمة الله علیه از کتاب مهج الدعوات روایت کرده است کهاز سعد بن عبدالله به سند صحیح از سلیمان جنوی و محمد بن اسماعیل بن بزیع که گفتند
اللهم العن الذین بدلا دینک و غیرا نعمتک و اتهما رسولک و خالفا ملتک و.....اللهم زدهما عذابا فوق العذاب.....اللهم العن اباجهل و ابابکر و عمر
آیا این سند صحیح است ؟؟؟
yar-mahdi
Monday 16 June 2008, 05:39PM
بسم رب المهدي :smile07:
سلام عليكم
آرامتر از این نمی توانم باشم وقتی که میبینم شیعه را از درون هم نابود می کننداما هرگز با تندي نمي توانيد منطق درست خود را نشان دهيد . صبور باشيد و آرام . اما محكم و با صلابت !
از روایت استنباط نشده از صرف معنای لغوی آن استفاده شده استاما اين كار شما خلاف موازين عقلي و عرفي و شرعي است ! ناصبي در فرهنگ مسلمين معناي خاصي دارد و استفاده ي لغوي از آن تنها در صورت توضيح مكفي جايز است .
به نظر شما اگر بنده شما را كافر خطاب كنم ، صرفا به دليل معناي لغوي آن كه پوشاننده است و منظورم كفران كننده ي نعمت باشد ، ولي اين توضيح را ندهم ، شما به من چه خواهيد گفت ؟! كمي منطقي باشيد .
برداشت از ثقلین تفاوت دارد با انتخابی برخورد کردن آن- سعی نکنید خلط بحث کنید
شما از کجا برداشت کردید که ما باعث شده ایم دیگران از مذهب شیعه فراری شوند؟! شما از کجا فهمیدی ما جاهل هستیم؟!
سخن من نيز همين است . من مي گويم چون نمي دانيم پس احتياط بيشتري بكنيم .
اگر یک روایتی آوردند و من آن را قبول نکردم و گفته ی خودم را بر آن والاتر دانستم ناصبی که هیچ هر چه که دلتان می خواهد من حلال می کنم مرا با آن بخوانید%%%در همين قضيه ما يا ايشان فرقي نمي كند ، رواياتي در باب تقيه آورديم . اما شما و همفكرانتان آن ها را در موضوع دخيل نمي دانيد و نمي دانند . پس آيا من مي توانم بگويم كه شما ناصبي هستيد چون گفته ي خودتان (عدم تقيه ) را بر گفتار معصوم (عليه السلام) برتري داده ايد ؟! واضح است كه نه .
در اینکه شیعیان هم ناخواسته عقایدشان گاها با آنها یکی می شود حرفی نیست ...آيا صرف يكي شدن سخن يعني درآمدن به سلكي ديگر ؟! فراموش نكنيد كه ميزان حق و باطل چيست !
قطع به یقین حضرتعالی می خواهید بحث را منحرف کنید و الا پر واضح است که بنده مخالف اختلاف نظر نیستم آنچه که با آن مخالفم اصرار بر اشتباه است آن هم وقتی که حقیقت بیان می شود جناب !
شما روایت لعن مستقیم را قبول کردید اما باز بر گفته ی خودتان اصرار می ورزید این نشانه ی چیست؟!
شما هنوز نمیدانید که پایه را بر تقیه بگذارید یا نه؟!
اختلاف نظر ! درست است همين است و نه اين كه شيعه اي دشمن اهل بيت (عليهم السلام) باشد . شما فكر مي كنيد شيخ صدوق (عليه الرحمه) از نظر عموم شيعه مبني بر عصمت از سهو خبر نداشت ؟ قطعا خبر داشت ولي بر نظر خويش استوار ماند ( و شايد هم نمانده باشد الله اعلم !) . اگر موضوعي از نظر شما اشتباه است ولي از نظر ديگري نه و او در موضع خويش بماند يعني دشمن است و ناصبي و وهابي ؟! نه ، فقط دليلي كه شما براي او اقامه كرده ايد ، برايش محكم نبوده است .
او حقيقت را آنچه خود بيان مي كند مي داند و شما هم آنچه خود مي گوييد . همين .
خواهش مي كنم كمي جدي تر اين مساله را ببينيد .
قبول است اشتباه در خواندن من بود.عذر حقیر را به خاطر اینکه دوباره سئوال پرسیدم بپذیرید.خواهش مي كنم . فكر مي كنم كمي ناراحت شده باشيد كه اميدوارم مرا ببخشيد . :خجالت:
اما در خصوص توهین های سرکار خانم زیبا:
البته ما بنا نداریم آدرس دهی کنیم و ... اما ایشان خود نیز حتما یاد دارند که موافقان قمه زن را با چه لقب هایی می خواندن
یکیی از آنها این بود که به طرف مقابل خودشان نسبت کسی که مواد مخدر استعمال می کند داده بودند!!!
و ...
دوست عزيز من ، مهرداد جان ! مگر قرار است اگر كسي كار ناپسندي كرد ، ما هم بكنيم ؟! خواهش مي كنم كمي در اين باره بينديش .
***********
جناب یار مهدی در قسمتی فرموده بودید:
جناب شمسی عزیز ، شما که در بحث شرکت نجسته اید ، بهتر است اظهار نظری راجع به اشخاص ننمائید . :smile27:
اولا اینجا که تاپیک مناظره نیست و هر کسی حق این را دارد که نظر خودش را بگوید و شایسته نیست حضرتعالی تعیین کنید که چه کسی نظر بدهد و یاندهد
بنده نه مخالف لعن هستم و نه مخالف لعن به نام . بهتر است اول نوشته های صفحات پیش را می خواندید ، بعد اظهار نظر می نمودید ! این پست شماره ی سه هستش که حضرتعالی فرموده اید:
اما دوستان نکته ی ظریفی را در خاطر داشته باشند و آن هم این که حتی المقدور از نام بردن افراد پرهیز نمایند .
یادمان باشد که سعی نکنیم از امامان معصوم خویش جلو بزنیم !
من می خواهم بدانم موضع شما چیست؟!
فكر مي كردم تا به اين جاي سخن موضع مرا درك كرده ايد . مخصوصا با توضيحاتي كه در پست 156 (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=399996&postcount=156) دادم . اكنون كمي شفاف تر بيان مي كنم .
البته پيش تر بگويم كه بنده از اين كه ايشان نسبت سني زدگي به من داد ، از ايشان ناراحت شدم . نظر ايشان راجع به من بود و بنده اجازه نمي دهم كسي بي دليل نسبتي را به من بدهد ! بگذريم .
ببينيد بنده موافق لعن به نام هستم با اين توضيحات :
در سيره ي نبي مكرم (ص) و ائمه ي اطهار (عليهم السلام) لعن افراد مشخصي آن هم با نام وجود دارد . پس طبق آياتي نظير « لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة » جاي هيچ شكي نيست كه اين امر (لعن افراد مشخص) هم جايز است .
اما در خصوص خلفاي سه گانه ، چنين چيزي نه از معصومين (عليهم السلام) وارد شده است و نه ايشان حتي در يك مورد ، چنين چيزي را به شيعه آموخته يا دستور داده اند . بلكه رواياتي وجود دارد كه ممكن است در خصوص اين افراد بتوان گفت كه نوعي نهي هم وجود دارد .
با تمام اين احوال اين گونه نيست كه من بگويم به هيچ وجه نمي توان چنين كاري ( لعن خلفا به نامشان ) را انجام داد . بلكه در محافل و مكان هاي خصوصي يا خلوت مي شود . براي اين عدم تصريح هم دلايلي دارم كه به اختصار اشاره كردم و اگر دوستان همراهي كنند در گام چهارم مطرح خواهم نمود .
حال شما بفرمائيد كه آيا قرار دادن تان در گروه بله را مي پذيريد يا نه ؟ البته مي توانيم يك گروه سومي هم تشكيل دهيم به نام ممتنع كه راي خود را در پايان بحث اعلام كند . چطور است ؟!
yar-mahdi
Monday 16 June 2008, 05:48PM
بسم رب المهدي :smile07:
سلام عليكم
جواب چند مطلب به ما داده نشده است اگر هست دوستان بفرمایند تا مستفیض شویم:
اولین مطلب پاسخ داده نشده:
دومین مطلب پاسخ داده نشده :
سومین مطلب پاسخ داده نشده:
منتظر هستیم ان شاا...
ما هنوز منتظر جوابتان هستیم...
البته دعای مذکور با توجه به تذکراتی که آقای یار مهدی در پیامی به حقیر دادند نیاز به توضیحاتی دارد که انشاالله به زودی بیان خواهم کرد. دوستان مثل اين كه فراموش كرده اند بنده روندي را طراحي كردم و خودشان نيز پذيرفتند كه طبق همين روند پيش برويم . پس دادن پاسخ موكول به گام چهارم است .
ضمنا جناب كربلا نمي دانم چرا آن چيزي كه برايتان فرستادم را مطرح نمي كنيد ؟ نمي بينيد كه بحث بي خودي روي آن انجام مي شود ؟! خواهش مي كنم دوستان را اين قدر سركار نگذاريد ! :smile47:
با سلام
رجال این حدیث چه کسانی هستند که شما پیرامونش بحث میکنید
آیا این است :
در کتاب شاخه طوبی برای نور رحمة الله علیه از کتاب مهج الدعوات روایت کرده است کهاز سعد بن عبدالله به سند صحیح از سلیمان جنوی و محمد بن اسماعیل بن بزیع که گفتند
اللهم العن الذین بدلا دینک و غیرا نعمتک و اتهما رسولک و خالفا ملتک و.....اللهم زدهما عذابا فوق العذاب.....اللهم العن اباجهل و ابابکر و عمر
آیا این سند صحیح است ؟؟؟
بله سندش علي الظاهر صحيح است .
كتاب "شاخه طوبي" نوشته ي مرحوم محدث نوري است و چنان كه ديده مي شود ايشان اين دعا را از كتاب "مهج الدعوات" سيد بن طاووس نقل مي كند . البته متاسفانه بنده به خود كتاب "شاخه طوبي" دسترسي ندارم ولي ...
بهتر است خود جناب كربلا كه اين مطلب را نوشته اند ، ابتدا توضيحشان را بدهند تا بنده بررسي سند و مدارك آن را بياورم .
**************
اگر دوستان حرفي ندارند ، وارد گام سوم شويم . البته پيش از آن صحبتي با جناب عبدالحسين دارم كه به زودي برايشان مي نويسم .
والسلام
yar-mahdi
Monday 16 June 2008, 10:42PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
جناب عبدالحسین ! این نخستین باری است که بنده با شما رو در رو گفتگو می کنم . باید بگویم که برای من هم باعث افتخار است و هم مایه ی خوشحالی .
و اما بعد:
بنده هم انشاءالله در این بحث شرکت خواهم کرد،اما نکاتی رو باید به عرض دوستان برسانم:
اول:
اینکه جناب یارمهدی مدیریت بحث را در دست بگیرند،هرگز به این معنی نیست که بحث به دلخواه ایشان پیش برود،و هر چه دوست داشتند بگویند و دیگران نتوانند اصلا حرفی بزنند و اگر حرفی میزنند ایشان بگوید من جواب نمیدهم!اگر مدیریت بحث به این معنی است هیچ کس از مخالفین نظر ایشان راضی به مدیریت ایشان نخواهد بود.
برادر بزرگوار ، جناب عبدالحسین ! اگر شما تصور کرده اید که منظور بنده از مدیریت این چیزی است که نوشته اید ، باید بگویم که اشتباه نموده اید . شاید نوع نوشته های بنده چنین احساسی را به شما القا کرده است .
اما مگر می شود فقط من هرچه دوست دارم بگویم و دیگران نتوانند حرفی بزنند ؟! مگر بنده جلوی کسی را گرفته ام ؟ آیا این من نبودم که استدعای حضور شما را برای حضور در گفتگو داشتم ؟
جدای از این ، خدمت شما عارض شوم که بنده بسیار به دیالوگ و نه مونولوگ علاقه مند و معتقدم .
چندین ماه در یک سایت اهل خلاف حضور داشتم و بعد از اخراج از آنجا به این جا آمدم و سعی کردم در حدّ خودم پاسخگوی شبهات آنان باشم . ضمنا در صورت دیدن فردی حق جو و حق پذیر از آنان ، به گفتگو دعوتشان کرده ام که فقط یکی شان جواب مثبت داد ولی به دلایلی ( که شاید یکی از آن ها هزینه ی اتصال به شبکه بود ) ، رفت . اخیرا ً هم یکی از آنان ( سجودی ) دعوت مرا برای گفتگو بر سر ازدواج موقت پذیرفته است .
محض اطلاعتان عرض کنم که بنده گفتگویی دونفره با همین جناب حجت داشتم ؛ گفتگویی که برای اولین بار در این سایت تجربه می شد . ( دو نفره و بدون حضور دیگران )
قصد روده درازی نداشتم ، هدفم 2 چیز بود :
یکی این که شناختی هرچند اندک نسبت به بنده پیدا کنید ، چون در جایی خطاب به بنده گفته بودید :
جناب یار مهدی شما معمولا در موارد اندکی از بحثها حضور پیدا می کنید.
دیگر این که بدانید بنده به گفتگو معتقد و پایبندم .
**************
دوم:
اینجا بحث خیلی بهم ریخته است،لذا بسزاست که بحث تفکیک شده و هر مطلبی درجایگاه خودش قرار بگیرد.بنابرین بنده چند بحث مستقل ایجاد خواهم کرد(البته زحمت ایجادش به عهده برادر مهرداد یا بزرگوار دیگری است که به او ایمیل خواهم زد!)و مطالب را در آنها خواهیم نوشت.یکی بحث در خصوص مساله سب،چون ملاحظه کردم که جناب یارمهدی به دو لینکی که داده اند زیاد عنایت داشتند و مانور زیادی بروی آن حرفهای میدادند!شایسته است که بحثی در خصوص سب در سیره اهل بیت و در مذهب شیعه باز کنم و در این خصوص مستقلا مطالبی نوشته شده و پاسخ شبهات مخالفین داده شود تا حقیقت امر روشن گردد.
بحث دیگر هم در خصوص مساله لعن و لعن به نام ابوبکر و عمر و عثمان لعنهم الله،که انشاءالله میتوانیم این بحث را در همینجا هم ادامه بدهیم و لزوما نیازی به بحث جدید نیست.
بحث سوم که بسیار مهم و افشا کننده بی سوادی بسیاری از افراد است،بحث درباره تقیه است که مفصلا باید در جوانب مختلف آن از نظر مذهب بحث شود،و روایات آورده شوند و روایاتی که برخی از افراد مدعی که ذره ای هم از روایات و مکتب اهل بیت اطلاع ندارند می آورند بررسی گردد.
اولا : بنده که خوشحال می شوم مطالبی جدید در باب مسائلی که فرموده اید بیاموزم . البته اگر خودتان باشید مطمئنا بهتر است . اگر می توانید کمی صبر کنید تا مدت محدودیت تان منقضی شود .
ثانیا : اما جناب عبدالحسین ! باید به مصداق « فذکّر إن نفعت الذکری » خدمت حضرتعالی متذکر شوم که گاهی اوقات لحن جنابعالی ، اصلا در حدّ و حدود معلومات علمی تان نیست ! مخصوصا در موقعیتی که هستید ( دفاع از مکتب حق ) ، ایجاب می کند که در رفتار خود کمی تجدید نظر بفرمائید .
من قبلا اعلام کردم :
بنده خودم را آماده کرده ام ، حتی از نظری که اکنون دارم برگردم ؛ به شرط اين که دليل يا دلايلی درست برای ردّ آن به من ارائه شود .لذا این لحن شما به نظر مناسب نمی آید . این که دیگران را بی سواد بخوانید و بگویید ذره ای هم از روایات و مکتب اهل بیت اطلاع ندارند !
این منش مغرورانه هرگز راه به صلاح نخواهد برد . مطالب شما حتی اگر درست هم باشد ، آن را چنان با تحکم و غرور بیان می کنید که هر سوال کننده ای را فراری می دهد .
راستش را بخواهید وقتی این جملات دور از ادب شما را دیدم ، تصمیم گرفتم از بحث کردن صرفنظر کنم ؛ زیرا ترسیدم شما مطلب حقی را با این بیان خود بگوئید و من صرفا به خاطر لحن شما سر ناسازگاری بگذارم و در برابرتان موضع بگیرم . و خدای ناکرده حقّی را رد نمایم .
ولی گفتم این تذکر را بدهم ، اگر از روش خود دست برداشتید که هیچ وگرنه ، از بحث با جنابعالی دست کشیده و آن چنان که شما می خواهید ، پای منبرتان می نشینم .
البته پر واضح است که در آن صورت در قبول مطالب شما مختارم و شاید مطالب خود را در جای دیگری نوشتم .
والسلام علی من اتبع الهدی
mehrdad_123
Tuesday 17 June 2008, 01:16AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور گرامیتان
توکلت علی ا...
----------------------
جناب یارمهدی ! بنده نمی دانم به مطالب حاشیه ای پاسخ بدهم یا به قول شما منتظر گام چهارم بحث بنشینم
اگر فرصت هست و دوستان دلگیر از به حاشیه پرداختن نمی شوند بنده مطالبی را در خصوص تندی کلام خود و برخی و علل آن به حضورتان عارض شوم اما چناچه هدف وارد شدن هر چه زودتر به بحث اصلی هستش ما سکوت می کنیم تا این مبحث غبار گرفته پیداشود...
حال مصلحت را به خود شما می دهیم امر بفرمایید تا همانگونه رفتار کنیم ان شاا...
البته استاد عزیزمان جناب عبدالحسین مطلبی را بیان کرده اند که در پست بعدی به حضورتان خواهم رساند
mehrdad_123
Tuesday 17 June 2008, 01:22AM
مطلب اخیر جناب عبدالحسین بزرگوار
به برادر یارمهدی بفرمایید منتظر فرمایش ایشان هستم،اگرچه 15 روز که صبر کردند،همین مقدار را هم صبر کنند قطعا خدمتشان خواهیم رسید
------------------
hojjat
Tuesday 17 June 2008, 04:42PM
از شما می پرسم ؟ آیا مشترکات جامعه شیعی به آندازه نیست که دژهای مستحکم عقیده را بر آن آراست و بر باروهای آن موضع گرفت ... آیا جامعه شیعی ما همکنون دارای انسجام لازم برای رویارویی برابر مقتضیات زمانه هست ؟؟
در این راه چه باید کرد ؟ آیا هر شیعه ای مثل جناب مهرداد می تواند بگوید برداشت من از احکام اینچنین بوده و تا آخر و تا جان در بدن دارم آن کاری که درست میدانم در راه اهل بیت انجام می دهم ؟
آیا نباید بر راهکارهایی مانند "تلاش برای مستحق لعن بودن هر ظالم به اهل بیت " - که یکی از همان مرزهای مشترک میان شیعیان هست و حسین و زینب آن را به ما نشان دادند - نقشه راه خود طرح کنیم و بر آن دژهای مستحکممان را بنا کنیم و بر باروهای آن از مکتب اهل بیت دفاع کنیم و اجازه ندهیم احساسات بی برنامه و نزغ بیش از این جامعه ما را متشتت کند ؟
آیا فکر نمی کنید امتداد و گسترش برخی موضعگیری ها نسبت به اهل سنت و مساله وحدت می تواند جامعه شیعی را هم در بر بگیرد ؟ آیا تجربه ارزشمند انقلاب اسلامی را پشت سر نداریم ؟
به همین دلیل خواسته ام که در جز جز روش هایمان تامل کنیم و مرز مشخصی برای راهبرد و روش معین کنیم ...
جناب صفای محترم!
ضمن تشکر از ادب شما و ضمن احترامی که برایتان قائل هستم؛ در زمینه مطالبی که گفتید نمی توانم با شما هم عقیده باشم. حتی از صحبتی که کردید تا حد زیادی حیرتزده شدم ! با خود فکر کردم شاید بهتر بود بحث شما همان در مورد مشترکات بین شیعه و سنی می بود! جناب صفا من از شما گلایه دارم و اگر برداشت مرا از فرمایشات خود غلط می بینید، حتما بفرمایید! ولی آخر چرا در بین جامعه شیعی هم حرف از گرفتن مشترکات در عقاید می زنید؟ باید بر این مطلب تامل کرد که چقدر ما از مذهب مان پرت افتادیم که نفهمیم اینجا بی شک همان جایی است که برای اتحاد بایست به ثقلین متمسک شویم! و آنچه ایشان به ما می دهند اخذ کنیم، نه اینکه آنها را به سلیقه احزاب دسته بندی کنیم. مشخصتا احزاب مختلف عقیدتی در جامعه ما تنها در نگرش و راه و روش مختلف نیستند، چنانکه شما هم گفتید؛ این همه آراء انحرافی در عقیده که هم اکنون بین احزاب هست و مشخص نیست تا به کجا کشیده خواهد شد؟ اگر اینجا هم مشترکات را بگیریم که چه بسا روز به روز از آن کاسته شود با غیر مشترکات چه کنیم؟ این به این معنا نیست که با دست خود اصول و پایه های فکری را که چند حزب ممکن است بر آن اتفاق نداشته باشند از دست داده ایم به راحتی کنار گذاشته ایم ... نه جناب صفای عزیز! اینجا دیگر تشیع است و عقیده اش! نه سیاست و بازی های آن!
___________________________________________________
_____________________________________
جناب یار مهدی !
فکر می کنم سوء تفاهمی برای شما پيش آمده ! من خودم قبلا معرّف همين جلد يکم کتاب " مظلومی گمشده در سقيفه " به ديگران بودم و حالا بايد نقد نظر خود را در آن بخوانم ؟!
مگر من غیر از این گفتم؟ پس سوء تفاهمی نیست؛ تذکر است! و گاهی لازم می آید به جای به تاخت رفتن، ایستاد و به عقب نگاه کرد..
می دانيد چه چيزی برايم جالب است ؟ اين که به قول خودتان ديدگاه شما در وحدت به کمک بنده ی حقير تعديل شد ، ولی اکنون می بينم که از بنده هم جلوتر زده ايد ! افراط و تفريط هيچ کدامشان خوب نيستند . البته بنده خود را حق محض نمی دانم !
من معقتد بودم که بایست وحدت بر اصول حقه ای که از ملزومات ایمان است، شکل بگیرد. بر این مبنا می گفتم باید بر تک تک این اصول مجتمع شد، تا وحدتی محقق شود؛ اطلاق تفریط به این دیدگاه، حرف نادرستی است! در مورد اینکه عقیده هم اکنون مرا افراطی و جلوتر می دانید از جهتی برای من قابل درک است و آن اینکه امروز شما معتقد به موضع پیشنتان نیستید.
يادم هست به او می گفتم به جای پرداختن به مسائلی از اين دست و همنوايی با دشمنان ، بيا دفاع کن و او می گفت : قبل از دفاع در برابر بيگانه ، بايد خودمان را اصلاح کنيم
شايد آنجا او را نفهميدم ولی اکنون با او احساس قرابت می کنم . البته اين بدان معنی نيست که با مطالب مطروحه اش موافقم ، ليکن آن حسی که در دفاع از تشيع داشت را اکنون درک می کنم .
او را درک کردید؟ البته می توانید اینطور فکر کنید ولی من که می دانم او تحت تبلیغ چه گروهی است و این روش یکی از سیاست های ایشان در جهت رسیدن ...:smile08: بگذریم! زیاد تحت تاثیر قرار نگیرید!
ما الگوهای به مراتب بهتری داریم؛ کسانی که امروز و دیروز نبود که به این نتیجه رسیدند "اول باید جوانان خودمان را بر اصول صحیح عقیده مند، سپس وارد به میدان شان کنند !" عمر خود را وقف این کار کردند منطق شان همین بود، ولی روش شان چیز دیگر!
فرموده ايد کارتان دفاع از اشخاص نيست ، مگر در سوالاتی که من کردم دفاع از شخصی را طالب شدم ؟! آيا اينان شخص هستند ؟موافقين لعن و لاعنين دشمنان اهل بيت ، و بلکه بالاتر شيعيانی که اختلاف نظری با آنان داشتند
نه من شما را مسئول همه ی موارد فوق نمی دانم ، ممکن است برخی از آن ها را هم نمی دانستيد ؛ اما برخی را می دانستيد و هيچ نکرديد ! آيا مقابله در نسبت دادن عباراتی چون ناصبی و وهابی به شيعيان ، دفاع از اشخاص است و هيچ مسئوليتی ندارد ؟!
مسئولیت شناسی شما جای تقدیر دارد، حتی در قبال من که می خواهید وظیفه ام را به من بیاموزید! لزومی به شرح بیشتر نمی بینم همینقدر بگویم آن اتهامات را تایید نکرده و نمی کنم ؛ اما به فرض که مرا در کوتاهی در وظیفه ام محکوم نمودید! پس از آن نوبت به شما می رسد تا به آنچه دیگری می گوید نگاه کرده، بیندیشید؟ و از حقی که گفت استنکاف نورزبد؟!
آن اتهاماتی بود بر ساحت در هم آمیخته حق و باطل که همانطور که گفتم مورد تایید بنده نبوده ولی آنچه من به آن معترض شدم به عقیده من در بطنش حقی در مورد امیرمومنان نادیده گرفته شده بود(که "در عنوان مقدمه" به آن خواهم پرداخت...) از این جهت بود که گفتم در یک مقام نیستند!
___________________________________________________
______________________________________
از دو دوست تقاضا می کنم که اگر ضرورتی وجود ندارد این بحث به این شکل خاتمه پیدا کند و حتی المقدور مطالب مرتبط در مباحثه اصلی مطرح شود. خصوصا با دخالت نظرات جناب صفا در بحث می توانیم شاهد دیدگاه و نظرات تازه ای باشیم و آنجا با طیب خاطر در مورد نقطه نظرات و انتقادات بیندیشیم ..
hojjat
Tuesday 17 June 2008, 05:05PM
بسمه تعالی
سلام علیکم
«*تذکر ابتدایی: با خواندن این پستها شاید بعضا دوستان حس کنند فقط کلیتی آورده شده؛ لیکن گفتنی است که باب هر بخشی به تحقیقات نسبتا خوبی گشوده می شود که به انتخاب و به فراخور نیاز مخاطب تفصیل آن را انشاءالله می شود در آینده آورد.»
طرح مسئله:
توضیح1ـ مسئله لعن و سب
توضیح2ـ جوار لعن و سب خلفا به نام
توضیح3ـ جواز آن در جایی که دیگران دسترسی دارند ( خصوصا مخالفين )
در باب "توضیح 1 و 2"تصور من این بود که در دو مورد اول بحثی نیست و محل اختلاف ما مورد سوم خواهد بود ولی اخیرا متوجه شدم بعضی دوستان قائل به این هستند که چون در روایات و ادعیه صادره از ائمه معصوم که به دست ما رسیده لعن به نام نمی بینیم( که بایست در جای خود بررسی نمود که آیا به این صورت است که می گویند؟) لذا نتیجه می گیریم:
(شبهه) ما هم موظفیم به همین شکل عمل کنیم و کسانی که لعن به نام می کنند چطور خود را پیرو ائمه می دانند؟
پاسخ:
الف ـ با این دید، بررسی مسئله لعن به نام در مقابل اهل خلاف، به نوعی دور شدن از اصل موضوع است به دیگر عبارت تا زمانی که ما تردید داشته باشیم که جوازی برای لعن به نام حتی در بین شیعیان وجود دارد یا خیر جای بحث در مورد اهل تسنن نیست؛ چه وقتی جوازی نباشد دغدغه در مورد شرایط ثانویه بی مورد است. این اشکالی است که در موضع گیری همراه با تردد مخالفین وارد است.
ب ـ اگرچه در مورد لعن به نام و سب(مورد یک و دو) روایات و فتاوایی جمع آوری کرده بودم که حاکی از جواز و بعضا استحباب حتی وجوب آن در مواردی بود ولی چون ظرافت های فقهی داشت و در حیطه تخصص من نبود با توجه به اینکه بعضی دوستان با حکم اولیه آن هم مشکل دارند ترجیح می دهم آغاز کننده بحث نباشم؛ چه بهتر که طرح کلیت و چهارچوب آن را به متخصص اش جناب عبدالحسین واگذار کنم.
ج ـ برای پاسخ به این اشکال پیش از هر چیز باید مقدمه ای آورد، و من ضرورتش را در این بحث و مباحث دیگر حس کردم؛ مقدمه ای که دانستن اش بسی حایز اهمیت است و خواندن با دقت آن را به همه توصیه می کنم و انشاءالله دوستان خواهند دید که به این ترتیب چه اشکالاتی خود به خود مرتفع می شود؛ و چه دیدگاه هایی که باید در آن تجدید نظر نمود!
مقدمه ضروری در پاسخ به این اشکال:
چنانچه ائمه لعن به نام نکرده باشند؛ چطور لاعنین به نام خود را پیرو ائمه اطهار می دانند؟
1ـ تکلیف و حقوق امام با مامومین یکسان نیست و این مطلب هیچ منافاتی با وجوب اطاعت از امام مفترض الطاعه ندارد!امام شوون مختلفی دارد؛ همچون: مرجعیت دینی، وصایت، قدرت الهیه، حجیت، عصمت، معلمی و تبیین قرآن، خلافت و زمامداری و...
از تفاوت در شوون نبوت با امامت این است که پیامبر در پی مردم می رود و دست آنها را می گیرد به جاده ی اصیل هدایت می کشاند "طبیبٌ دوار بِطِبِّه" طبیبی که با طبش می گردد ـ به دنبال دردمند ـ (نهج البلاغه، خ108) مردم را به سوی خود و به سوی جانشین خویش فرامی خواند ولی امام (جز یکی از ائمه) من باب ابتلای مردم اینگونه است که پس از معرفی نبی ایشان را، وظیفه ندارد که خود را برای مردم معرفی نماید و به سوی مردم بشتابد بلکه استقبال و اطاعت از فرمان نبی در مورد جانشین اش و فراهم کردن عرصه حضور او در جامعه به عهده ی مردم است "مثل الامام مثل الکعبه اذ تؤتي ولاتأتي"(بحار الانوار، ج36، ص353)
در مورد شوون تشریعی امام، به طور مثال شان خلافت وزمامداری اینطور است که تحقق آن بستگی به اقبال و پذیرش از سوی مردم دارد؛ لذا در مورد این شوون چه بسیار دیده شد که به جهت سوء اختیار مردم حق امام تضییع و غصب می گردد مطلبی که نباید از خاطر دور کرد اینکه حق و شانی که برای امام است البته الهی است و نه مردمی! لکن تحقق این شان به دوش مردم است و اگر این حق الهی از روی نافرمانی و سرپیچی مردم از دستور نبی که بایست پس از ایشان به دنبال جانشین او بروند ، غصب گردید ؛ این دیگر به عهده امام نیست که در جامعه حاضر شود و مردم را به سوی خود بخواند؛ بلکه او می تواند در خانه بنشیند و مردم مکلفند به سوی او و احقاق حق او بشتابند! اگرچه دیده شد ائمه گاهی در اوج مظلومیت و در عین اینکه وظیفه نداشتند خود به سوی مردم می شت