رضا فلسفه
Saturday 31 May 2008, 05:46PM
از استاديوم تا خيمه
چرا در يک بازي فوتبال صد هزار تماشاگری که از ورزشگاه خارج می شوند احساس پيروزي ندارند. آيا دلیلش این است که آنها هزینه و وقت و هیجان خود را برای هیچ از دست داده اند. همة ما احساس بی معنایی میلیونها بیننده ای که دو ساعت کنار تلویزیونها میخ کوب شده اند را درک مي کنيم. نظارت نیروی انتظامی بر خروج تماشاگران از استادیوم ازادی، نفرتی که تماشاگران از وجود خودشان دارند و این نفرت را با شکستن شیشه های اتوبوسها و درگیر شدن با یکدیگر انجام می دهند دلیلی است بر اینکه خود تماشاگر از آنچه دیده و از تعریفی که از او شده راضی نیست. راستی چرا هنگام خروج صدهزار نمازگزار روز جمعه هیچ گاه به نظارت دقیق نیروی انتظامی نیاز نیست و هیچ گاه شیشه اتوبوسی نمی شکند. چه تفاوتی بین نماز جمعه و فوتبال است که یکی خوی تهاجم انسان را زنده می کند و دیگری آن را می میراند. سکوت و رضایت نمازگزاران جمعه در اتوبوسهای واحد و نارضایتی و بی تابی تماشاگران فوتبال بعد از تماشای مسابقه نشان می دهد که عبادت مدرن در معبد استادیوم عبادتی اسطوره ای است و نه انسانی. فروید معتقد است فریاد زدن و شکستن و درگیر شدن و چنگ و دندان نشان دادن بازمانده های حیوانی در انسان است و استادیوم این بازمانده های حیوانی را جایگزین آرامش انسانی می کند. آیا مدرنیته در آرزوی بازگشت به عصر خشم و شهوت بازی فوتبال و بازیگری سینما و تئاتر را جایگزین عبادتهای معابد سنتی کرد؟ آیا انسان بعد از نماز جمعه احساسی انسانی تر دارد یا انسان استادیوم. مقایسه رفتار این دو راهی است برای پاسخ به این پرسش. در شب تاسوعا همین جوانهای استادیوم بدون نیاز به نیروی انتظامی بین جمعیت فشرده هیئت کوره راهی باز می کنند تا خواهرانشان با آرامش ا ز آن عبور کنند و در استادیوم با وجود حضور قوی نیروی انتظامی هیچ کس حاضر نيست خواهرش را همراه خود ببرد. راستی چه تفاوتی بین خیمه تاسوعا و استادیوم آزادی است و در کدام یک انسانها آزادترند.
چرا در يک بازي فوتبال صد هزار تماشاگری که از ورزشگاه خارج می شوند احساس پيروزي ندارند. آيا دلیلش این است که آنها هزینه و وقت و هیجان خود را برای هیچ از دست داده اند. همة ما احساس بی معنایی میلیونها بیننده ای که دو ساعت کنار تلویزیونها میخ کوب شده اند را درک مي کنيم. نظارت نیروی انتظامی بر خروج تماشاگران از استادیوم ازادی، نفرتی که تماشاگران از وجود خودشان دارند و این نفرت را با شکستن شیشه های اتوبوسها و درگیر شدن با یکدیگر انجام می دهند دلیلی است بر اینکه خود تماشاگر از آنچه دیده و از تعریفی که از او شده راضی نیست. راستی چرا هنگام خروج صدهزار نمازگزار روز جمعه هیچ گاه به نظارت دقیق نیروی انتظامی نیاز نیست و هیچ گاه شیشه اتوبوسی نمی شکند. چه تفاوتی بین نماز جمعه و فوتبال است که یکی خوی تهاجم انسان را زنده می کند و دیگری آن را می میراند. سکوت و رضایت نمازگزاران جمعه در اتوبوسهای واحد و نارضایتی و بی تابی تماشاگران فوتبال بعد از تماشای مسابقه نشان می دهد که عبادت مدرن در معبد استادیوم عبادتی اسطوره ای است و نه انسانی. فروید معتقد است فریاد زدن و شکستن و درگیر شدن و چنگ و دندان نشان دادن بازمانده های حیوانی در انسان است و استادیوم این بازمانده های حیوانی را جایگزین آرامش انسانی می کند. آیا مدرنیته در آرزوی بازگشت به عصر خشم و شهوت بازی فوتبال و بازیگری سینما و تئاتر را جایگزین عبادتهای معابد سنتی کرد؟ آیا انسان بعد از نماز جمعه احساسی انسانی تر دارد یا انسان استادیوم. مقایسه رفتار این دو راهی است برای پاسخ به این پرسش. در شب تاسوعا همین جوانهای استادیوم بدون نیاز به نیروی انتظامی بین جمعیت فشرده هیئت کوره راهی باز می کنند تا خواهرانشان با آرامش ا ز آن عبور کنند و در استادیوم با وجود حضور قوی نیروی انتظامی هیچ کس حاضر نيست خواهرش را همراه خود ببرد. راستی چه تفاوتی بین خیمه تاسوعا و استادیوم آزادی است و در کدام یک انسانها آزادترند.