روشنا
Friday 30 May 2008, 04:15AM
پیشگفتار: لزوم تشکیل یک کنگره علمی اسلامی درباره توحید و شرک
برای حج در قرآن ویژگی هایی ذکر شده، آیا مراسم کنونی حج آن ویژگی ها را داراست؟ آیا مصداق قیاما للناس است؟ (مائده 97) آیا حرم الهی امن است؟ (آل عمران 97) جواب منفی است! حج نه تامین گر منافع مادی و معنوی مسلمین و نه مایه قوام زندگی آنهاست. نمی گذارند مسائل سازنده سیاسی مطرح شود. چون کعبه در قبضه وهابیان است.
اساس فرهنگ وهابیت، تکفیر فرق اسلامی، تفرقه بین مسلمین، خشن جلوه دادن اسلام، محو آثار رسالت و وحی، سازش با تمام جباران و مستکبران است.
شرک فراوان ترین و ارزانترین کالا در عربستان است و مشرک نامیدن مردم و حتی بسیاری از علما در عربستان امری عادی است.
آفات کتب سنی ها و وهابی ها درباره عقاید شیعه:
1- بی اطلاعی درباره عقاید شیعه
2- سطحی نگری و آموزشهای غیر عمیق در میان اهل سنت
* ضرورت تشکیل کنگره ها و سمینارهای اسلامی:
برای حل بسیاری از مسائل مورد اختلاف، بصورت علمی و منطقی؛ برای تقریب وهابیت با دیگر فرق اسلامی درباره مسائل مربوط به توحید و شرک که مورد اختلاف است.
شرایط کنگره:
1- حضور تمام متفکران اسلامی و نمایندگان و شخصیت های علمی و فکری مذاهب چهار گانه، امامیه و زیدیه
2- احترام به آزادی های معقول (بدون پرخاشگری و اهانت)
3- اداره بی طرفانه جلسات
4- قرار گرفتن رووس مسائل در اختیار شرکت کنندگان قبل جلسات
5- نشر بدون تغییر کلیه بحثها
نتیجه: تفاهم در یک رشته مسائل
هدف کتاب: عنوان کلیات مسائل مورد اختلاف وهابیان و دیگر طوایف اسلامی و روشن ساختن نظر اسلام با کتاب و سنت
دو کتاب مفید در همین زمینه از نویسنده:
1- مفاهیم القرآن، جلد نخست، بخش توحید در عبادت
2- توسل به ارواح مقدسه
فصل اول: شرح حال زندگانی پایه گذار مسلک وهابیت
محمد بن عبدالوهاب نجدی، پایه گذار وهابیت درسال 1115 قمری در شهر عُیَینه در نجد به دنیا آمد. فقه حبلی را نزد پدرش فرا گرفت. از جوانی بسیاری از اعمال مذهبی مردم نجد و بصره و توسل مردم به پیامبر در مدینه را زشت می شمرد. با پدرش اختلاف عقیده داشت و به سختی با مردم نجد منازعه می کرد. با نشر عقایدش (بعد از فوت پدرش) پیروانی در حریمله یافت. توسط حاکم عیینه و به دستور امیر احسا اخراج شد ولی امیر درعیه، محمد بن مسعود (جد آل سعود) او را گرامی داشت.
حمله به مسلمانان، قبائل و شهرهای نجد به جرم موافقت نکردن با عقایدش و به غنیمت گرفتن و غارت اموال آنها به ثروت درعیه انجامید. او با مسلمانانی که از عقایدش پیروی نمی کردند، معامله کافر حربی می کرد! جنگهایی در خارج نجد: یمن، حجاز، سوریه و عراق و غارت آن شهر ها بر همین اساس بوده.
در سال 1206 مُرد ولی روش او باقی ماند. کشتار سخت و غارت امیر سعود وهابی در سال 1216 در کربلایی که آن زمان در اوج شهرت و عظمت بود، نمونه ای از ادامه این روش است.
در توحید شیخ محمد و پیروانش به پیروی از ظاهر پاره ای آیات و احادیث برای ذات باری تعالی اثبات جهت می شد و او دارای اعضا و جوارح دانسته می شد! وهابیان به فرود آمدن خدا به آسمان اول (دنیا) اعتقاد دارند... .
نخستین مخالفان وی، پدر و برادرش بودند که هر دو از بزرگان حنبلی هستند. برادرش نخستین کتاب را در ردّ وی نوشت.
شیخ محمد آورنده عقاید وهابیت نیست. او آنها را از محمد بن تیمیه و شاگردش ابن قیم (قرن هفت و هشت) وام گرفته که در آن سالها این عقاید طرفداری نیافته بودند. کتبی در نقد عقاید ابن تیمیه نوشته شد و حتی تفسیق و تکفیر شد و عملش بدعت نام گرفت.
غائله ای که با مرگ ابن تیمیه در سال 728 پایان یافته بود، توسط فرزند عبدالوهاب و به حمایت آل سعود (برای تحکیم حکومتش در نجد) شروع شد و ادامه یافت تا جایی که با سازش با بریتانیا و فروپاشی امپراتوری عثمانی،آنها حاکم مکه و مدینه شدند و ... .
فصل دوم: وهابیان و تعمیر قبور اولیای الهی
دلائل آنها درباره عدم تعمیر قبور و ممنوعیت ساخت سایبان، سقف یا بنا روی قبرها:
1- اتفاق علمای اسلام بر تحریم آن[1] (http://www.blogsky.com/cp/weblog/Post.bs?rnd=8xt4oOfauJ3V43vrGcl9Y9K3Mb11vDlVYo58eQ YM#_ftn1)
2- حدیث ابی الهَیّاج از علی (ع) و برخی دیگرمانند آن
چند بحث برای روشن شدن جواب:
1- نظر قرآن: هیچ گاه متعرض این موضوع نشده. بلکه:
الف- تعمیر و حفظ قبور اولیا، تعظیم شعائر الهی است. در (حج32) تعظیم شعائر الهی نشانه تقوی دانسته شده. شعائر نشانه های دین خداست.(نه نشانه های وجودخدا که همه چیز را شامل می شود.) بی شک وجود پیامبر و ائمه نشانه های دین هستند و یک راه تعظیم و بزرگداشت آنها حفظ آثار و قبور آنها از نابودی است. وقتی شتری که قرار است کنار خانه خدا ذبح شود، به حکم قرآن جزو شعائر است و باید تعظیم شود؛ (مثلا به موقع آب داده شود، احترام شود و ...) چگونه وجود پیامبر و ائمه شعائر دین نباشند؟
ب- یک راه احترام به اهل بیت در قرآن (شوری23: دستور مهرورزی به آنان) تعمیر و تنظیف قبور آنهاست.
ج- تعمیر قبورو احترام به قبر افراد با ایمان در میان امتهای قبل اسلام امری رایج بوده که در قرآن هم آمده است(اصحاب کهف) و قرآن مخالفتی با آن نکرده است.
د- ترفیع بیوت مخصوص در قرآن(نور36 و 37) شامل بیوت اولیای خدا می شود. این ترفیع (چه ظاهری و چه باطنی) شامل تعمیر و مصون ماندن آن بیوت از ویرانی می شود. (خواه بیوت حیاتشان یا بیوت مماتشان. کما اینکه خانه و مدفن پیامبر و برخی ائمه یکی بوده.)
2- امت اسلامی و تعمیر قبور:
چرا مسلمین قبر پیامبران قبل اسلام(اسماعیل، هود، صالح و ...) و یا قبر هاجر و حوا را خراب نکردند؟ اگر تعمیر قبور و دفن میت در مقابر پوشیده حرام بود، حتما آن را خراب می کردند! با مراجعه به تاریخ و سفر به بلاد اسلامی، می بینیم که تعمیر قبور و حفظ آنها سیره مسلمانان بوده است.
* این آثار اسلامی نشانه اصالت دین اسلام هستند. (در حالی که مسیح و حواریون در غرب به صورت افسانه در آمده اند!)
بررسی حدیث ابی الهیاج: ...لا(تدع) ... قبرا مشرفا الا سویته...
دستور علی (ع)به ابی الهیاج: قبر بلندی را ترک مکن، مگر آنکه آن را مساوی و برابر سازی.
آنها نتیجه می گیرند که قبر باید با زمین یکسان باشد.
الف- از نظر سند: سلسله راویان موثق نیستند! ابی الهیاج هم در تمام صحاح سته همین یک حدیث را نقل کرده!
ب- از نظر دلالت: اولا، تسویه به معنای هدم و ویران کردن نیامده.(قبور مدینه هم دارای بنا نبوده اند!) ثانیا، اگر یکسان سازی با زمین مراد است، چرا کسی به آن فتوا نداده؟(در حالی که به استحباب بلندی یک وجبی فتوا داده اند.)
* برداشت ما و دیگران: قبر در عین ارتفاع باید صاف و یکنواخت باشد.
*چرا علی (ع) وقتی حاکم علی الاطلاق بود، این کار(تخریب قبور) را نکرد؟
*فرض کنیم که قبر باید با زمین یکسان باشد، چه کاری با بنا، سایبان و قبه دارید که زائر را از گرما و سرما حفظ می کند؟
دو احتمال دیگر:
1- این حدیث مربوط به ملل گذشته باشد که قبر اولیا را قبله اتخاذ کرده بودند.
2- منظور قبور مشرکان باشد که مورد توجه بوده.
3- استدلال با حدیث جابر، ام سلمه و ناعم
حدیث جابر به یازده صورت( با اسناد و متون مختلف) در کتب اهل سنت به نقل از پیامبر آمده که در آنها گاهی از تجصیص،گاهی از تقصیص، گاه از کتابت، گاه از نشستن، ساخت بنا و ... نهی شده.
اشکالات حدیث:
الف- از نظر سند در تمام اسناد حدیث ابن جریح و ابوالزبیر آمده اند که موثق نیستند.
ب– از نظر متن بسیار لرزان است. دقت کافی در حفظ آن نشده. تعابیر حدیث، با هم اختلاف و تباین دارند.
ج- بر فرض صحت سند بر این دلالت می کند که پیامبر از بنا بر قبر نهی کرد و نهی دلیل بر تحیرم نیست! ( نهی بیشتر برای کراهت به کار رفته تا تحریم.) ترمذی نیز چنین برداشتی کرده.
استدلال با دو حدیث دیگر(ام سلمه و ناعم):
آنها هم ضعف سند دارند و از نظر دلالت مثل احادیث قبلی هستند.
* در مورد قبر پیامبر که زیر سقف است؛ وهابیان می گویند:ایجاد بنا حرام است، نه دفن جسد زیر بنا! (توجیه واقعیت خارجی است، و گرنه هر دو را تحریم می کردند!)
* سوال: ابقای حرم پیامبر حرام نیست؟
توجیه آنها: فقط ابقایی حرام است که احداث آن بر روی قبر باشد!
* وهابیت و وهابیان در کشمکش تناقض مکتبشان با عمل مسلمانان دست و پا می زنند. آنها به جای واقع بینی، دلیل تراشی می کنند. همانگونه که برای تخریب گنبد و قبر امامان مدفون در بقیع دلیل تراشی کردند: به دلیل استفاده حداکثری از وقف. (می گویند بقیع وقف است!) ساختمان بر آن را خراب کردند تا مانع بهره برداری از زمین پی ها و دیواره های اطراف ساختمان نشود! در حالی که بقیع وقف نیست و هیچ کتابی آن را وقفی ندانسته. زمین موات بوده و هر نوع تصرفی در آن جایز است. به فرض که وقف باشد؛ وقتی که اثری از کیفیت وقف نیست، باید عمل مومنین را حمل بر صحت کنیم. (احتمالا واقف برای بزرگان اجازه بنا و ساختمان داده که ساخته اند.)
فصل سوم:مسجد سازی در کنار قبور صالحان
این موضوع با توجه به اصول کلی اسلام مانع ندارد. (هدف از بنای مسجد:پرستش خدا در کنار مدفن محبوب او که مایه تبرک آنجا شده)
دلایل وهابیان بر تحریم بنای مسجد در جوار قبور اولیا چند حدیث است که در آنها پیامبر از اتخاذ المساجد علی القبور نهی و لعن می کند.
کاری به سند احادیث نداریم ولی در مورد مضمون: لعن الله الیهود و النصاری اتخذوا قبور انبیائهم مسجدا. آنها لعنت شدند چون قبر پیامبرشان را قبله خود کرده بودند و آنان را با خدا شریک در عبادت کرده بودند. این مطلب به کمک قرینه هایی از سایر احادیث قابل اثبات است:
* پیامبر(ص): وقتی مرد صالحی از نصاری می مرد، مسجدی می ساختند و تصویرش را در مسجد قرار می دادند (که قبله آنها باشد.)
* پیامبر(ص): قبر مرا بتی که عبادت شود، قرار مده.(آنان با قبر بسان بت رفتار می کردند.)
* حائلی که عایشه از آن سخن می گوید برای این است که قبر قبله نشود. در غیر این صورت چه نیازی به حائل است؟
* بسیاری از شارحان صحیح بخاری و مسلم مثل ما تفسیر کرده اند.
* حل مساله به گونه ای دیگر:
الف- مورد حدیث جایی است که مسجد روی قبر ساخته شود. پس ربطی به مشاهد مشرفه ندارد. چون مسجد در کنار مدفن(جدا از حرم) است. اگر مسجد سازی کنار قبور نامشروع بود، چرا مسلمین مسجد پیامبر را از هر جهت توسعه دادند که قبر داخل مسجد شود؟
ب- ما هم مثل بخاری نهی پیامبر را دلیل بر کراهت(نه تحریم) می گیریم! به ویژه آنکه با لعن همراه است.
* مسجد سازی بر قبور صالحان در صدر اسلام رایج بود. (قبر حمزه و فاطمه بنت اسد)
فصل چهارم: زیارت قبور مومنان از نظر کتاب و سنت
آنها اصل زیارت قبور را حرام نمی دانند، بلکه سفر برای زیارت قبور اولیا را تحریم و ممنوع اعلام می کنند.
شکی در اثرات اخلاقی و تربیتی زیارت قبور نیست: کاهش طمع و تکان دادن جان و دل، عبرت و ...
قرآن و زیارت قبور:
در (توبه 84) فقط از زیارت قبور منافقین نهی کرده. (در مورد غیر آنان خوب و شایسته است.)
احادیث و زیارت قبور:
در منابع اهل سنت پیامبر به علتی(قطع علاقه با اموات مشرک، عدم نوحه سرایی باطل و ...) به طور موقت از زیارت قبور نهی کرده ولی سپس به خاطر منافع تربیتی آن اجازه زیارت داده:
1- زوروا القبور فانها تذکرکم الآخره
2- ... تزهد فی الدنیا و تذکر الآخره
3- ... تذکرکم الموت
4- عایشه: انّ رسول الله رخّص فی زیاره القبور
5- عایشه در حدیثی کیفیت زیارت قبور را بیان می کند.
6- احادیث وارده مبنی بر زیارت قبور توسط پیامبر
زنان و زیارت قبور: در برخی روایات پیامبر زنان را از زیارت باز داشته: لعن الله زوّارات القبور
استدلال با این گونه احادیث از جهاتی صحیح نیست:
1- دلیلی بر نهی تحریمی نیست. نهی معمولا کراهت را می رساند.
2- با توجه به زن بودن عایشه در احادیث منقول از وی، زنان مستثنی نشده اند.
3- در برخی احادیث پیامبر به عایشه تعلیم کیفیت زیارت داده است. و ...
فصل پنجم:آثار سازنده زیارت قبور شخصیتهای مذهبی
زیارت قبور پیشوایان مذهبی، علما و شهدا، قدردانی از آنها، زنده سازی خاطرات و مکتب آنها است.
گواهی از قرآن:
در (نساء64) گناهکاران که به حضور پیامبر می رسند و درخواست طلب آمرزش می کنند، پیامبر برایشان استغفار می کند. چند دلیل که این آیه فقط برای زمان حیات دنیوی ایشان نیست:
الف- آیات قرآن از حیات برزخی ایشان می گویند.
ب- احادیث اهل سنت: سلام افراد به پیامبر می رسد.
ج- برداشتی که از همان روزهای نخست از آیه شد و به زیارت قبر پیامبر می آمدند.
دو نکته از این آیه:
1- در خواست طلب آمرزش ممکن است.
2- مشروع بودن زیارت پیامبر گرامی اسلام.
گواهی از احادیث:
* من زار قبری وجبت به شفاعتی * من جاءنی زائرا . . . أکون شفیعا
* . . . فزار قبری . . . * من حجّ البیت و لم یزرنی فقد جفانی
* من زار قبری . . . شفیعا * من زارنی بعد موتی. . .
دلایل وهابیان در تحریم سفر برای زیارت قبور:
حدیث ابوهریره: «لا تُشَدُّ الرحالُ الا ثلاثه مساجد: مسجدی هذا،(مسجد النبی) و مسجد الحرام و مسجد الاقصی» یعنی: بار سفر بسته نمی شود مگر برای سه مسجد: . . .
دو برداشت:
لا تشد الرحال الی مسجدٍ من المساجد الا ... : به مساجد نمی توان سفر کرد، مگر این سه تا
لا تشد الرحال الی مکان من امکنه الا ... : تمام سفرهای معنوی ممنوع، مگر به این سه مسجد
دلایل ما برای صورت نخست:
الف- مستثنی منه در استثنای متصل از جنس آن است. (یعنی مسجد باشد.)
ب- در صورت دوم، سفر به عرفات، مشعر و منا چگونه توجیه می شود؟
ج- مسافرتهایی که در قرآن به آن توصیه شده: برای جهاد در راه خدا، علم، صله رحم و ... چه می شوند؟
پس: شدّ رحال به مسجدی غیر از مساجد سه گانه مورد نهی است؛ که لزوما حرام نیست. علت آن هم برابری همه مساجد از نظر معنوی است. لزومی که ندارد که رنج سفر را تحمل کنیم.
فصل ششم: برگزاری نماز و دعا نزد قبور اولیا
علمای مدینه در پاسخ به پرسش حکم رو به قبر پیامبر دعا کردن، آن را بهتر دانستند که ممنوع باشد؛ ولی به مرور زمان، وهابی ها آن را شرک شمردند!
می دانیم انگیزه مسلمانان از گزاردن نماز و خواندن دعا نزد قبور اولیا، اندیشه تبرک به مکانی است که محبوب خدا در آنجا دفن شده؛ نه عبادت صاحب قبر یا او را جهت قبله قرار دادن. اگر آن مکان تبرک و شرافت داشته باشد؛ نماز و دعا در آنجا باید فضیلت داشته باشد؛ یا این که بسان دیگر مکانها مشروع و جایز باشد.
گواهی هایی بر اثبات شرافت مشاهد اولیا:
1- مدفن اصحاب کهف مسجد شد،(کهف 27) چون شرافت پیدا کرده بود.
2- مقام ابراهیم مصلی شد.(بقره 125)ایستادن ابراهیم در جایی موجب مبارکی آنجا شد.
3- پیامبر در معراج در زادگاه عیسی نماز خواند.
4- صفا و مروه (جای گامهای هاجر) محل عبادت شده.
5- چگونه عایشه عمری در کنار قبر رسول الله به عبادت پرداخت.
6- اگر مدفن پیامبر شرافت ندارد، علت اصرار شیخین بر دفن آنها در آنجا چیست؟
7- حضرت زهرا هر جمعه کنار قبر حمزه نماز می خواند و گریه می کرد.
8- سیره مسلمین نیز چنین بوده که این اماکن را دارای قداست می دانستند.
* همه زمین محل عبادت خداست.(مسند احمد) چرا کنار قبور این عزیزان را مستثنی می کنید؟
روشن کردن چراغ در مقابر:
وهابی ها به خاطر حدیثی(لعنت رسول خدا بر زائرات (یا زوّارات) القبور، المتخذین علیها المساجد و السُُّرُج) از روشن کردن چراغ در مقابر نهی می کنند که مساله مهمی نیست. این احادیث ناظر به صورتی است که برافروختن چراغ نتیجه ای جز تضییع مال نداشته باشد ولی اگر هدف، خواندن قرآن و عبادت و ... باشد، به یقین اشکال ندارد. (همانگونه شارح سنن نسائی نوشته.)
فصل هفتم: توسل به اولیای الهی
این امر از ابتدا تا قرن هشتم بی اشکال بود تا اینکه ابن تیمیه آن را انکار کرد.
وهابی ها امروز نیز هر دو نوع توسل (1- به ذات مثل بمحمدٍ 2- به مقام مثل بجاه محمدٍ) را ممنوع می دانند.
توسل از دیدگاه حدیث: (شش حدیث اول از منابع اهل سنت هستند.)
1- تعلیم دعایی به نابینا توسط پیامبر: که خود پیامبر را وسیله قرار دهد و به او توسل جوید و از خدا بخواهد حاجتش را برآورده کند. اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک (به دعای پیامبر متوسل نمی شود، به خود پیامبر متوسل می شود.) محمدٍ نبی الرحمه، یا محمد انی اتوجه بک الی ربی (پیامبر را وجهه خود قرار می دهد نه دعایش را) ... شفِعه فی (او را شفیع من قرار ده.)
2- حدیث توسل پیامبر به حق سائلان
3- حدیث توسل آدم به حق پیامبر (کلماتٍ) بعد از آن نافرمانی
4- توسل پیامبر به حق خود و پیامبران پیشین در هنگام دفن فاطمه بنت اسد
5- توسل به شخص پیامبر در ماجرای قحطی و اعراب بادیه نشین
6- توسل سواد بن قارب به ذات پیامبر درقصیده اش
7- توسل امام حسین(ع)در دعای عرفه به پیامبر
* سیره مسلمین همیشه توسل بوده:
1- توسل عمر به عباس، عموی پیامبر
2- سخن مالک به منصور عباسی که پیامبر را وسیله منصور و پدرش آدم دانسته
3- شافعی هم پیامبر را شفیع دانسته و ... .
* بزرگان اهل سنت نیز در کتب خود از توسل نوشته اند.
* وسیله در قرآن: ابتغوا الیه الوسیله(مائده34)
تنها به وظایف دینی اشاره ندارد؛ بلکه توسل به اولیای الهی را هم شامل می شود.
فصل هشتم: آیا بزرگداشت موالید و وفیات اولیای خدا بدعت است؟
وهابی ها آن را حرام و بدعت می دانند. هر تعظیم و تکریمی را عبادت می دانند. در حالی که اگر با قید بنده دانستن آنها همرا باشد، عبادت آنها نیست. همانگونه قرآن گروهی را تکریم می کند: یسارعون فی الخیرات- یطعمون الطعام)
می گویند باید چنین تکریمی مورد تصویب اسلام باشد. می گوییم هست.
دلایل جواز بزرگداشتها از نظر قرآن:
* اعراف 57: تکریم کنندگان پیامبر را مفلحون نامیده.
* گریستن یعقوب در فراق یوسف، بزرگداشت وی بوده. (مثل عزاداری های ما)
*آیا مصداق عمل به مودت ذوی القربی شادمانی در شادی آنان و عزا در اندوه انان نیست؟
* وقتی روز نزول یک مائده آسمانی عید است، (مائده 114) روز نزول قرآن (عید مبعث) و دیگر نشانه ها عید نیست؟
*و رفعنا لک ذکرک: ترتیب مجالس برای نبی اعظم، جز بالا بردن نام اوست؟
بقيه در صفحه بعد
برای حج در قرآن ویژگی هایی ذکر شده، آیا مراسم کنونی حج آن ویژگی ها را داراست؟ آیا مصداق قیاما للناس است؟ (مائده 97) آیا حرم الهی امن است؟ (آل عمران 97) جواب منفی است! حج نه تامین گر منافع مادی و معنوی مسلمین و نه مایه قوام زندگی آنهاست. نمی گذارند مسائل سازنده سیاسی مطرح شود. چون کعبه در قبضه وهابیان است.
اساس فرهنگ وهابیت، تکفیر فرق اسلامی، تفرقه بین مسلمین، خشن جلوه دادن اسلام، محو آثار رسالت و وحی، سازش با تمام جباران و مستکبران است.
شرک فراوان ترین و ارزانترین کالا در عربستان است و مشرک نامیدن مردم و حتی بسیاری از علما در عربستان امری عادی است.
آفات کتب سنی ها و وهابی ها درباره عقاید شیعه:
1- بی اطلاعی درباره عقاید شیعه
2- سطحی نگری و آموزشهای غیر عمیق در میان اهل سنت
* ضرورت تشکیل کنگره ها و سمینارهای اسلامی:
برای حل بسیاری از مسائل مورد اختلاف، بصورت علمی و منطقی؛ برای تقریب وهابیت با دیگر فرق اسلامی درباره مسائل مربوط به توحید و شرک که مورد اختلاف است.
شرایط کنگره:
1- حضور تمام متفکران اسلامی و نمایندگان و شخصیت های علمی و فکری مذاهب چهار گانه، امامیه و زیدیه
2- احترام به آزادی های معقول (بدون پرخاشگری و اهانت)
3- اداره بی طرفانه جلسات
4- قرار گرفتن رووس مسائل در اختیار شرکت کنندگان قبل جلسات
5- نشر بدون تغییر کلیه بحثها
نتیجه: تفاهم در یک رشته مسائل
هدف کتاب: عنوان کلیات مسائل مورد اختلاف وهابیان و دیگر طوایف اسلامی و روشن ساختن نظر اسلام با کتاب و سنت
دو کتاب مفید در همین زمینه از نویسنده:
1- مفاهیم القرآن، جلد نخست، بخش توحید در عبادت
2- توسل به ارواح مقدسه
فصل اول: شرح حال زندگانی پایه گذار مسلک وهابیت
محمد بن عبدالوهاب نجدی، پایه گذار وهابیت درسال 1115 قمری در شهر عُیَینه در نجد به دنیا آمد. فقه حبلی را نزد پدرش فرا گرفت. از جوانی بسیاری از اعمال مذهبی مردم نجد و بصره و توسل مردم به پیامبر در مدینه را زشت می شمرد. با پدرش اختلاف عقیده داشت و به سختی با مردم نجد منازعه می کرد. با نشر عقایدش (بعد از فوت پدرش) پیروانی در حریمله یافت. توسط حاکم عیینه و به دستور امیر احسا اخراج شد ولی امیر درعیه، محمد بن مسعود (جد آل سعود) او را گرامی داشت.
حمله به مسلمانان، قبائل و شهرهای نجد به جرم موافقت نکردن با عقایدش و به غنیمت گرفتن و غارت اموال آنها به ثروت درعیه انجامید. او با مسلمانانی که از عقایدش پیروی نمی کردند، معامله کافر حربی می کرد! جنگهایی در خارج نجد: یمن، حجاز، سوریه و عراق و غارت آن شهر ها بر همین اساس بوده.
در سال 1206 مُرد ولی روش او باقی ماند. کشتار سخت و غارت امیر سعود وهابی در سال 1216 در کربلایی که آن زمان در اوج شهرت و عظمت بود، نمونه ای از ادامه این روش است.
در توحید شیخ محمد و پیروانش به پیروی از ظاهر پاره ای آیات و احادیث برای ذات باری تعالی اثبات جهت می شد و او دارای اعضا و جوارح دانسته می شد! وهابیان به فرود آمدن خدا به آسمان اول (دنیا) اعتقاد دارند... .
نخستین مخالفان وی، پدر و برادرش بودند که هر دو از بزرگان حنبلی هستند. برادرش نخستین کتاب را در ردّ وی نوشت.
شیخ محمد آورنده عقاید وهابیت نیست. او آنها را از محمد بن تیمیه و شاگردش ابن قیم (قرن هفت و هشت) وام گرفته که در آن سالها این عقاید طرفداری نیافته بودند. کتبی در نقد عقاید ابن تیمیه نوشته شد و حتی تفسیق و تکفیر شد و عملش بدعت نام گرفت.
غائله ای که با مرگ ابن تیمیه در سال 728 پایان یافته بود، توسط فرزند عبدالوهاب و به حمایت آل سعود (برای تحکیم حکومتش در نجد) شروع شد و ادامه یافت تا جایی که با سازش با بریتانیا و فروپاشی امپراتوری عثمانی،آنها حاکم مکه و مدینه شدند و ... .
فصل دوم: وهابیان و تعمیر قبور اولیای الهی
دلائل آنها درباره عدم تعمیر قبور و ممنوعیت ساخت سایبان، سقف یا بنا روی قبرها:
1- اتفاق علمای اسلام بر تحریم آن[1] (http://www.blogsky.com/cp/weblog/Post.bs?rnd=8xt4oOfauJ3V43vrGcl9Y9K3Mb11vDlVYo58eQ YM#_ftn1)
2- حدیث ابی الهَیّاج از علی (ع) و برخی دیگرمانند آن
چند بحث برای روشن شدن جواب:
1- نظر قرآن: هیچ گاه متعرض این موضوع نشده. بلکه:
الف- تعمیر و حفظ قبور اولیا، تعظیم شعائر الهی است. در (حج32) تعظیم شعائر الهی نشانه تقوی دانسته شده. شعائر نشانه های دین خداست.(نه نشانه های وجودخدا که همه چیز را شامل می شود.) بی شک وجود پیامبر و ائمه نشانه های دین هستند و یک راه تعظیم و بزرگداشت آنها حفظ آثار و قبور آنها از نابودی است. وقتی شتری که قرار است کنار خانه خدا ذبح شود، به حکم قرآن جزو شعائر است و باید تعظیم شود؛ (مثلا به موقع آب داده شود، احترام شود و ...) چگونه وجود پیامبر و ائمه شعائر دین نباشند؟
ب- یک راه احترام به اهل بیت در قرآن (شوری23: دستور مهرورزی به آنان) تعمیر و تنظیف قبور آنهاست.
ج- تعمیر قبورو احترام به قبر افراد با ایمان در میان امتهای قبل اسلام امری رایج بوده که در قرآن هم آمده است(اصحاب کهف) و قرآن مخالفتی با آن نکرده است.
د- ترفیع بیوت مخصوص در قرآن(نور36 و 37) شامل بیوت اولیای خدا می شود. این ترفیع (چه ظاهری و چه باطنی) شامل تعمیر و مصون ماندن آن بیوت از ویرانی می شود. (خواه بیوت حیاتشان یا بیوت مماتشان. کما اینکه خانه و مدفن پیامبر و برخی ائمه یکی بوده.)
2- امت اسلامی و تعمیر قبور:
چرا مسلمین قبر پیامبران قبل اسلام(اسماعیل، هود، صالح و ...) و یا قبر هاجر و حوا را خراب نکردند؟ اگر تعمیر قبور و دفن میت در مقابر پوشیده حرام بود، حتما آن را خراب می کردند! با مراجعه به تاریخ و سفر به بلاد اسلامی، می بینیم که تعمیر قبور و حفظ آنها سیره مسلمانان بوده است.
* این آثار اسلامی نشانه اصالت دین اسلام هستند. (در حالی که مسیح و حواریون در غرب به صورت افسانه در آمده اند!)
بررسی حدیث ابی الهیاج: ...لا(تدع) ... قبرا مشرفا الا سویته...
دستور علی (ع)به ابی الهیاج: قبر بلندی را ترک مکن، مگر آنکه آن را مساوی و برابر سازی.
آنها نتیجه می گیرند که قبر باید با زمین یکسان باشد.
الف- از نظر سند: سلسله راویان موثق نیستند! ابی الهیاج هم در تمام صحاح سته همین یک حدیث را نقل کرده!
ب- از نظر دلالت: اولا، تسویه به معنای هدم و ویران کردن نیامده.(قبور مدینه هم دارای بنا نبوده اند!) ثانیا، اگر یکسان سازی با زمین مراد است، چرا کسی به آن فتوا نداده؟(در حالی که به استحباب بلندی یک وجبی فتوا داده اند.)
* برداشت ما و دیگران: قبر در عین ارتفاع باید صاف و یکنواخت باشد.
*چرا علی (ع) وقتی حاکم علی الاطلاق بود، این کار(تخریب قبور) را نکرد؟
*فرض کنیم که قبر باید با زمین یکسان باشد، چه کاری با بنا، سایبان و قبه دارید که زائر را از گرما و سرما حفظ می کند؟
دو احتمال دیگر:
1- این حدیث مربوط به ملل گذشته باشد که قبر اولیا را قبله اتخاذ کرده بودند.
2- منظور قبور مشرکان باشد که مورد توجه بوده.
3- استدلال با حدیث جابر، ام سلمه و ناعم
حدیث جابر به یازده صورت( با اسناد و متون مختلف) در کتب اهل سنت به نقل از پیامبر آمده که در آنها گاهی از تجصیص،گاهی از تقصیص، گاه از کتابت، گاه از نشستن، ساخت بنا و ... نهی شده.
اشکالات حدیث:
الف- از نظر سند در تمام اسناد حدیث ابن جریح و ابوالزبیر آمده اند که موثق نیستند.
ب– از نظر متن بسیار لرزان است. دقت کافی در حفظ آن نشده. تعابیر حدیث، با هم اختلاف و تباین دارند.
ج- بر فرض صحت سند بر این دلالت می کند که پیامبر از بنا بر قبر نهی کرد و نهی دلیل بر تحیرم نیست! ( نهی بیشتر برای کراهت به کار رفته تا تحریم.) ترمذی نیز چنین برداشتی کرده.
استدلال با دو حدیث دیگر(ام سلمه و ناعم):
آنها هم ضعف سند دارند و از نظر دلالت مثل احادیث قبلی هستند.
* در مورد قبر پیامبر که زیر سقف است؛ وهابیان می گویند:ایجاد بنا حرام است، نه دفن جسد زیر بنا! (توجیه واقعیت خارجی است، و گرنه هر دو را تحریم می کردند!)
* سوال: ابقای حرم پیامبر حرام نیست؟
توجیه آنها: فقط ابقایی حرام است که احداث آن بر روی قبر باشد!
* وهابیت و وهابیان در کشمکش تناقض مکتبشان با عمل مسلمانان دست و پا می زنند. آنها به جای واقع بینی، دلیل تراشی می کنند. همانگونه که برای تخریب گنبد و قبر امامان مدفون در بقیع دلیل تراشی کردند: به دلیل استفاده حداکثری از وقف. (می گویند بقیع وقف است!) ساختمان بر آن را خراب کردند تا مانع بهره برداری از زمین پی ها و دیواره های اطراف ساختمان نشود! در حالی که بقیع وقف نیست و هیچ کتابی آن را وقفی ندانسته. زمین موات بوده و هر نوع تصرفی در آن جایز است. به فرض که وقف باشد؛ وقتی که اثری از کیفیت وقف نیست، باید عمل مومنین را حمل بر صحت کنیم. (احتمالا واقف برای بزرگان اجازه بنا و ساختمان داده که ساخته اند.)
فصل سوم:مسجد سازی در کنار قبور صالحان
این موضوع با توجه به اصول کلی اسلام مانع ندارد. (هدف از بنای مسجد:پرستش خدا در کنار مدفن محبوب او که مایه تبرک آنجا شده)
دلایل وهابیان بر تحریم بنای مسجد در جوار قبور اولیا چند حدیث است که در آنها پیامبر از اتخاذ المساجد علی القبور نهی و لعن می کند.
کاری به سند احادیث نداریم ولی در مورد مضمون: لعن الله الیهود و النصاری اتخذوا قبور انبیائهم مسجدا. آنها لعنت شدند چون قبر پیامبرشان را قبله خود کرده بودند و آنان را با خدا شریک در عبادت کرده بودند. این مطلب به کمک قرینه هایی از سایر احادیث قابل اثبات است:
* پیامبر(ص): وقتی مرد صالحی از نصاری می مرد، مسجدی می ساختند و تصویرش را در مسجد قرار می دادند (که قبله آنها باشد.)
* پیامبر(ص): قبر مرا بتی که عبادت شود، قرار مده.(آنان با قبر بسان بت رفتار می کردند.)
* حائلی که عایشه از آن سخن می گوید برای این است که قبر قبله نشود. در غیر این صورت چه نیازی به حائل است؟
* بسیاری از شارحان صحیح بخاری و مسلم مثل ما تفسیر کرده اند.
* حل مساله به گونه ای دیگر:
الف- مورد حدیث جایی است که مسجد روی قبر ساخته شود. پس ربطی به مشاهد مشرفه ندارد. چون مسجد در کنار مدفن(جدا از حرم) است. اگر مسجد سازی کنار قبور نامشروع بود، چرا مسلمین مسجد پیامبر را از هر جهت توسعه دادند که قبر داخل مسجد شود؟
ب- ما هم مثل بخاری نهی پیامبر را دلیل بر کراهت(نه تحریم) می گیریم! به ویژه آنکه با لعن همراه است.
* مسجد سازی بر قبور صالحان در صدر اسلام رایج بود. (قبر حمزه و فاطمه بنت اسد)
فصل چهارم: زیارت قبور مومنان از نظر کتاب و سنت
آنها اصل زیارت قبور را حرام نمی دانند، بلکه سفر برای زیارت قبور اولیا را تحریم و ممنوع اعلام می کنند.
شکی در اثرات اخلاقی و تربیتی زیارت قبور نیست: کاهش طمع و تکان دادن جان و دل، عبرت و ...
قرآن و زیارت قبور:
در (توبه 84) فقط از زیارت قبور منافقین نهی کرده. (در مورد غیر آنان خوب و شایسته است.)
احادیث و زیارت قبور:
در منابع اهل سنت پیامبر به علتی(قطع علاقه با اموات مشرک، عدم نوحه سرایی باطل و ...) به طور موقت از زیارت قبور نهی کرده ولی سپس به خاطر منافع تربیتی آن اجازه زیارت داده:
1- زوروا القبور فانها تذکرکم الآخره
2- ... تزهد فی الدنیا و تذکر الآخره
3- ... تذکرکم الموت
4- عایشه: انّ رسول الله رخّص فی زیاره القبور
5- عایشه در حدیثی کیفیت زیارت قبور را بیان می کند.
6- احادیث وارده مبنی بر زیارت قبور توسط پیامبر
زنان و زیارت قبور: در برخی روایات پیامبر زنان را از زیارت باز داشته: لعن الله زوّارات القبور
استدلال با این گونه احادیث از جهاتی صحیح نیست:
1- دلیلی بر نهی تحریمی نیست. نهی معمولا کراهت را می رساند.
2- با توجه به زن بودن عایشه در احادیث منقول از وی، زنان مستثنی نشده اند.
3- در برخی احادیث پیامبر به عایشه تعلیم کیفیت زیارت داده است. و ...
فصل پنجم:آثار سازنده زیارت قبور شخصیتهای مذهبی
زیارت قبور پیشوایان مذهبی، علما و شهدا، قدردانی از آنها، زنده سازی خاطرات و مکتب آنها است.
گواهی از قرآن:
در (نساء64) گناهکاران که به حضور پیامبر می رسند و درخواست طلب آمرزش می کنند، پیامبر برایشان استغفار می کند. چند دلیل که این آیه فقط برای زمان حیات دنیوی ایشان نیست:
الف- آیات قرآن از حیات برزخی ایشان می گویند.
ب- احادیث اهل سنت: سلام افراد به پیامبر می رسد.
ج- برداشتی که از همان روزهای نخست از آیه شد و به زیارت قبر پیامبر می آمدند.
دو نکته از این آیه:
1- در خواست طلب آمرزش ممکن است.
2- مشروع بودن زیارت پیامبر گرامی اسلام.
گواهی از احادیث:
* من زار قبری وجبت به شفاعتی * من جاءنی زائرا . . . أکون شفیعا
* . . . فزار قبری . . . * من حجّ البیت و لم یزرنی فقد جفانی
* من زار قبری . . . شفیعا * من زارنی بعد موتی. . .
دلایل وهابیان در تحریم سفر برای زیارت قبور:
حدیث ابوهریره: «لا تُشَدُّ الرحالُ الا ثلاثه مساجد: مسجدی هذا،(مسجد النبی) و مسجد الحرام و مسجد الاقصی» یعنی: بار سفر بسته نمی شود مگر برای سه مسجد: . . .
دو برداشت:
لا تشد الرحال الی مسجدٍ من المساجد الا ... : به مساجد نمی توان سفر کرد، مگر این سه تا
لا تشد الرحال الی مکان من امکنه الا ... : تمام سفرهای معنوی ممنوع، مگر به این سه مسجد
دلایل ما برای صورت نخست:
الف- مستثنی منه در استثنای متصل از جنس آن است. (یعنی مسجد باشد.)
ب- در صورت دوم، سفر به عرفات، مشعر و منا چگونه توجیه می شود؟
ج- مسافرتهایی که در قرآن به آن توصیه شده: برای جهاد در راه خدا، علم، صله رحم و ... چه می شوند؟
پس: شدّ رحال به مسجدی غیر از مساجد سه گانه مورد نهی است؛ که لزوما حرام نیست. علت آن هم برابری همه مساجد از نظر معنوی است. لزومی که ندارد که رنج سفر را تحمل کنیم.
فصل ششم: برگزاری نماز و دعا نزد قبور اولیا
علمای مدینه در پاسخ به پرسش حکم رو به قبر پیامبر دعا کردن، آن را بهتر دانستند که ممنوع باشد؛ ولی به مرور زمان، وهابی ها آن را شرک شمردند!
می دانیم انگیزه مسلمانان از گزاردن نماز و خواندن دعا نزد قبور اولیا، اندیشه تبرک به مکانی است که محبوب خدا در آنجا دفن شده؛ نه عبادت صاحب قبر یا او را جهت قبله قرار دادن. اگر آن مکان تبرک و شرافت داشته باشد؛ نماز و دعا در آنجا باید فضیلت داشته باشد؛ یا این که بسان دیگر مکانها مشروع و جایز باشد.
گواهی هایی بر اثبات شرافت مشاهد اولیا:
1- مدفن اصحاب کهف مسجد شد،(کهف 27) چون شرافت پیدا کرده بود.
2- مقام ابراهیم مصلی شد.(بقره 125)ایستادن ابراهیم در جایی موجب مبارکی آنجا شد.
3- پیامبر در معراج در زادگاه عیسی نماز خواند.
4- صفا و مروه (جای گامهای هاجر) محل عبادت شده.
5- چگونه عایشه عمری در کنار قبر رسول الله به عبادت پرداخت.
6- اگر مدفن پیامبر شرافت ندارد، علت اصرار شیخین بر دفن آنها در آنجا چیست؟
7- حضرت زهرا هر جمعه کنار قبر حمزه نماز می خواند و گریه می کرد.
8- سیره مسلمین نیز چنین بوده که این اماکن را دارای قداست می دانستند.
* همه زمین محل عبادت خداست.(مسند احمد) چرا کنار قبور این عزیزان را مستثنی می کنید؟
روشن کردن چراغ در مقابر:
وهابی ها به خاطر حدیثی(لعنت رسول خدا بر زائرات (یا زوّارات) القبور، المتخذین علیها المساجد و السُُّرُج) از روشن کردن چراغ در مقابر نهی می کنند که مساله مهمی نیست. این احادیث ناظر به صورتی است که برافروختن چراغ نتیجه ای جز تضییع مال نداشته باشد ولی اگر هدف، خواندن قرآن و عبادت و ... باشد، به یقین اشکال ندارد. (همانگونه شارح سنن نسائی نوشته.)
فصل هفتم: توسل به اولیای الهی
این امر از ابتدا تا قرن هشتم بی اشکال بود تا اینکه ابن تیمیه آن را انکار کرد.
وهابی ها امروز نیز هر دو نوع توسل (1- به ذات مثل بمحمدٍ 2- به مقام مثل بجاه محمدٍ) را ممنوع می دانند.
توسل از دیدگاه حدیث: (شش حدیث اول از منابع اهل سنت هستند.)
1- تعلیم دعایی به نابینا توسط پیامبر: که خود پیامبر را وسیله قرار دهد و به او توسل جوید و از خدا بخواهد حاجتش را برآورده کند. اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک (به دعای پیامبر متوسل نمی شود، به خود پیامبر متوسل می شود.) محمدٍ نبی الرحمه، یا محمد انی اتوجه بک الی ربی (پیامبر را وجهه خود قرار می دهد نه دعایش را) ... شفِعه فی (او را شفیع من قرار ده.)
2- حدیث توسل پیامبر به حق سائلان
3- حدیث توسل آدم به حق پیامبر (کلماتٍ) بعد از آن نافرمانی
4- توسل پیامبر به حق خود و پیامبران پیشین در هنگام دفن فاطمه بنت اسد
5- توسل به شخص پیامبر در ماجرای قحطی و اعراب بادیه نشین
6- توسل سواد بن قارب به ذات پیامبر درقصیده اش
7- توسل امام حسین(ع)در دعای عرفه به پیامبر
* سیره مسلمین همیشه توسل بوده:
1- توسل عمر به عباس، عموی پیامبر
2- سخن مالک به منصور عباسی که پیامبر را وسیله منصور و پدرش آدم دانسته
3- شافعی هم پیامبر را شفیع دانسته و ... .
* بزرگان اهل سنت نیز در کتب خود از توسل نوشته اند.
* وسیله در قرآن: ابتغوا الیه الوسیله(مائده34)
تنها به وظایف دینی اشاره ندارد؛ بلکه توسل به اولیای الهی را هم شامل می شود.
فصل هشتم: آیا بزرگداشت موالید و وفیات اولیای خدا بدعت است؟
وهابی ها آن را حرام و بدعت می دانند. هر تعظیم و تکریمی را عبادت می دانند. در حالی که اگر با قید بنده دانستن آنها همرا باشد، عبادت آنها نیست. همانگونه قرآن گروهی را تکریم می کند: یسارعون فی الخیرات- یطعمون الطعام)
می گویند باید چنین تکریمی مورد تصویب اسلام باشد. می گوییم هست.
دلایل جواز بزرگداشتها از نظر قرآن:
* اعراف 57: تکریم کنندگان پیامبر را مفلحون نامیده.
* گریستن یعقوب در فراق یوسف، بزرگداشت وی بوده. (مثل عزاداری های ما)
*آیا مصداق عمل به مودت ذوی القربی شادمانی در شادی آنان و عزا در اندوه انان نیست؟
* وقتی روز نزول یک مائده آسمانی عید است، (مائده 114) روز نزول قرآن (عید مبعث) و دیگر نشانه ها عید نیست؟
*و رفعنا لک ذکرک: ترتیب مجالس برای نبی اعظم، جز بالا بردن نام اوست؟
بقيه در صفحه بعد