PDA

نمايش نسخه نهائي : يك سوال از برادران اهل تسنن


روشنا
Thursday 29 May 2008, 12:12AM
با سلام
فرض كنيد دور از جان شما تا يك ساعت ديگر بيشتر زنده نخواهيد ماند و شما را مقيد كنند كه حق يك انتخاب بيشتر نداريد آيا دوست داريد در آن جهان با علي محشور شويد يا عمر
لطفا" نظرتان را با دليل بيان كنيد.
متشكرم:smile09:

سجودی
Thursday 29 May 2008, 08:01AM
بدون شک با حضرت عمر ، چون ایشان با یک حساب ساده حسنات بیشتری دارد تا حضرت علی
بله این درست که هر دو نفر اونها از عشره مبشره هستند
بله این درست که هردوی اونها ممدوح رسول الله بوده اند اما برتری عمر به علی دو دلیل دارد
دلیل اول = بهترین فرد امت محمد صلی الله علیه و سلم در نزد اهل سنت ابوبکر صدیق است او به تنهایی وزن اعمال نیکش از وزن اعمال نیک، تمامی امت محمد سنگین تر است. چنین شخصی عمر را جانشین خود انتخاب کرد . عمر که پسر خاله ابوبکر نبود ! انتخاب عمر در حضور علی ،دلیل است به اینکه بهترین فرد این امت ، عمر را برتر میدانسته از بقیه
اندکی از سنی ها با این رای مخالفند و این را دلیل قاطع نمیدانند
دلیل اونها این است که ابوبکر معصوم نیست و میتوانسته اشتباه کرده باشد
میتوانسته دلیل انتخاب عمر بزرگتری سن اوباشد نسبت به علی
پس این دلیل برتری نیست
این گروه سنی ها همراه بقیه میگویند: بی تردید بهترین فرد امت ابوبکر است
و در مورد دومی سکوت میکنند یا میگویند عشره مبشره هستند
اما دلیل دوم برتری عمر برعلی این است که شیعه ها ، ایشان را فحش میدهند و مطابق حدیث، نیکی های شیعه ها ، به حساب حضرت عمر واریز میشود
و اگر شیعه نیکی نداشته باشد گناهان عمر را در پاداش فحش شیعه، در قیامت در پشت شیعه ها می نهند
و اگر عمر گناه نداشته باشد، درجه عمر بالا میرود با این حساب عمر حالا به برکت شیعه ها ، به اندازه پیامبران معصوم است !!!
شاید برای همین است که پیامبر فرمود: اگربعد از من پیامبری میامد همانا او عمر میبود
میدانم حالا شیعه های قمی دندان های زرد خود را به نشانه خنده نشان میدهند که اهه درجه عمر با فحش بالا میره ؟؟!!
پس ما فحش میدهیم و شما اعتراض نکنید
جواب این است که اولا
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
دوما با اعتراض بشما، درجه ما هم با لا میره
پس ای پرسنده سوال احمقانه بالا !!
بدان که اگر مرا با غلام مومن علی هم محشورکنند باز از خوشحالی کلاه خود را به هوا میندازم
اما اگر انتخاب بدستم باشد با عمر میروم نه با علی ...... به دلایل فوق
ایضا به این دلیل با عمر میروم که بخشم آوردن شما کیته توز ها ثواب دارد
و الحمدلله و لله الحمد و الله اکبر

روشنا
Thursday 29 May 2008, 05:34PM
در مدح تو ای مظهر اضداد چه گوییم / بالاست مقام تو و گفتار قصیر است‏
با این که تویی پادشه عالم هستی / کرباس تو را جامه و فرش تو حصیر است‏

راستی درباره عظمت و فضائل و مقامات امیرمؤمنان علی(ع) سخن گفتن هرچند در ابتدا سهل می‏نماید ولی با مقداری فرورفتن در بحر فضائل بی‏شمار او انسان متوجه می‏شود که بیان فضائل سخت مشکل و دشوار است «که عشق اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها»

زیبا گفته خلیل بن احمد وقتی از او درباره فضائل علی(ع) پرسش شد: «کیف اصف رجلاً کتم اعادیه محاسنه و حسداً و احبّائه خوفاً و ما بین الکلمتین ملأالخائفین؛(1) چگونه می‏توانم مردی را توصیف کنم که دشمنانش از روی حسادت و دوستانش از ترس(دشمنان)محاسن او را پنهان نمودند، در بین این دو رفتار شرق و غرب عالم محامدش را فراگرفته است.

آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به فضائل و اوصاف امیرمؤمنان علی(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنّت چرا که: خوشتر آن باشد که وصف دلبران / گفته آید در کتاب دیگران‏

علی را جز خدا و نبی(ص) نشناختند
راستی این اعجوبه کون کیست که همه در شناخت او در مانده‏اند، عدّه‏ای او را تا سر حدّ خدایی بالا برده‏اند، و عدّه‏ای حتی در بندگی او شک دارند که: در مسجد کوفه شهیدش کردند. گفتند مگر اهل نماز است علی؟! و آن که او را حقیقتاً شناخت خدای او و رسول خدایش بود.

پیامبر اعظم(ص) خطاب به علی(ع) فرمود: «یا علی ما عرف اللّه حق معرفته غیری و غیرک و ما عرفک حق معرفتک غیر اللّه و غیری؛(2) ای علی! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختش جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه که حق شناخت توست، جز خدا و من.»

و در جای دیگر فرمود: «یا علی لایعرف اللّه تعالی الّا انا و انت و لایعرفنی الّا اللّه و انت و لا یعرفک الّا اللّه و انا؛(3) ای علی! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من.»

فضائل بی‏شمار
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست / که‏تر کنم سرانگشت و صفحه بشمارم
پیامبری هم که علی را شناخته اعتراف دارد که فضائل او قابل شماره و احصی نیست.

ابن عباس می‏گوید پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لو انّ الفیاض(4) اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس کتابٌ مااحصوا فضائل علیّ بن ابی طالبٍ؛(5) اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دریا مرکب، و تمام جنّیان حسابگر، و تمام انسان‏ها نویسنده باشند قادر به شمارش فضائل علی بن ابی طالب نخواهند بود»

و در جای دیگر پیامبر اعظم فرمود: «انّ اللّه تعالی جعل لاخی علیٍّ فضائل لاتحصی کثرة فمن ذکر فضیلةً من فضائله مقرّابها غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ماتأخّر؛ براستی خداوند برای برادرم علی(ع) فضائل بی‏شماری قرار داده است که اگر کسی یکی از آن فضایل را از روی اعتقاد و اعتراف بیان نماید، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‏بخشد.

و من کتب فضیلةً من فضائله لم تزل الملائکة تستغفرله ما بقی لتلک الکتابه رسم، و من استمع فضیلةً من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتی اکتسبها بالاستماع و من نظر الی کتابٍ من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتی اکتسبها بالنّظر،(6)

اگر کسی یکی از فضائل آن حضرت را بنویسد، تا هنگامی که آن نوشته باقی است، ملائکه برای او استغفار می‏کنند و اگر کسی یکی از فضائل آن حضرت را بشنود، خداوند همه گناهانی را که از راه گوش انجام داده است می‏بخشد، و اگر کسی به نوشته‏ای درباره فضائل علی(ع) نگاه کند، خداوند تمام گناهانی که از راه چشم کرده است می‏پوشاند و از آن در می‏گذرد.
بقيه در صفحه بعد

مسلمان واقعي 10
Thursday 29 May 2008, 05:36PM
بدون شک با حضرت عمر ، چون ایشان با یک حساب ساده حسنات بیشتری دارد تا حضرت علی

بله این درست که هر دو نفر اونها از عشره مبشره هستند
بله این درست که هردوی اونها ممدوح رسول الله بوده اند اما برتری عمر به علی دو دلیل دارد
دلیل اول = بهترین فرد امت محمد صلی الله علیه و سلم در نزد اهل سنت ابوبکر صدیق است او به تنهایی وزن اعمال نیکش از وزن اعمال نیک، تمامی امت محمد سنگین تر است.



عرض میکنم وهابی از مصادیق این ایه شریفه - که مثل انها مثل حمار است

ابو بکر و عمری که عمر را در شرک به خدا گذراندن و بعد اسلام عمرشان در نفاق چطور افضل از حضرت علی که لحظه ای از عمرش در شرک نبود

ابو بکر و عمری که کارشان به اعتراف کتب اهل سنت فرار ار جهاد بود چطور افضل از حضرت علی که عمرش در جهاد گذشت و کرار غیر فرار بود

ابو بکر و عمری که در جیش اسامه بودند و مورد لعن پیامبر واقع شدند وقتی تحخلف کردند چطور افضل از حضرت امیر که رسول الله در دامنش به عالم ملکوت رفتند

ابو بکر که به صراحت کتب اهل سنت میگوید مرا رها کنید که شیطانی با من است که مرا گمراه می کند چطور افضل از حضرت علی که به اعتراف کتب اهل سنت با علم رسول الله و به منزله هارون به موسی است برای رسول الله و به تصریح کتب اهل سنت ولی بعد رسول الله و وصی رسول و خلیفه او

وو است

عمری که در زمان پیامبر بارها مخالفت پیامبر کرده چطور افضل از حضرت علی که خودش را عبد پیامبر می داند و همیشه در خدمت پیامبر بوده است

عمری که نسبت هذیان به پیامبر می دهد و دل پیامبر را می شکند چطور افضل از حضرت علی که نفس و جان رسول الله می باشد

عمری که بعد رسول الله نهایت ظلم را در حق اهل بیت رسول الله کرده و سبب قتل حضرت زهراء شده است چطور افضل از حضرت علی می باشد

ابو بکر و عمری که حق مسلم حضرت را غضب کردند چطور افضل از رسول الله می باشد

و خلاصه عمر و ابو بکر یکه عمرشان در شرک و بت پرستی و نفاق گذشت چطور افضل از حضرت علی که عمرش در اطاعت خدا گذشت می باشد

در نتیجه ای وهابی حقیر عمر و ابو بکر از ناخن دور افتاده یک شیعه پست تر هستند

حالا فهمیدی چرا :smile27:

روشنا
Thursday 29 May 2008, 10:33PM
بقيه از قبل

آنچه خوبان دارند تو تنها داری‏
علی نه تنها اوصاف خوبان عالم را داراست و «آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد» بلکه اوصاف تمامی پیامبران اولواالعزم را که عصاره هستی هستند بجز پیامبر خاتم در او جمع آمده است.
بیهقی یکی از دانشمندان نامی اهل سنّت چنین روایت نموده که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من احبّ ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوحٍ(ع) فی تقواه و ابراهیم فی حلمه و الی موسی فی عبادته فلینظر الی علی بن طالب علیه الصّلوة و السّلام؛(7) هر کسی دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهداری نوح را(مشاهده نماید) و بردباری ابراهیم(نظاره کند) و به عبادت موسی(ع) (پی ببرد) باید به علی بن ابی طالب(ع) نظر بیندازد.»
مناقب، روایت فوق را در دو مورد به این صورت نقل نموده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی مهمه و الی یحیی بن زکریّا فی زهده، و الی موسی بن عمران فی بطشه، فلینظر الی علی بن ابی طالب علیه‏السلام؛(8) هر کس می‏خواهد دانش آدم را، فهم (ژرف) نوح را، و زهد یحیی را و قاطعیّت موسی بن عمران را بنگرد، به علی بن ابی طالب نظر کند.»
محبت و علاقه پیامبر(ص) به علی(ع)
هر کس جامع کمالات باشد محبوب دلها نیز هست، پیامبر اکرم(ص) که خود محبوب عالمیان و خوبان و پاکان است، عاشق شیدای علی است، چرا که به تصریح آیه مباهله، علی جان پیامبر است «انفسنا» و جان هر کس شیرین و دوست داشتنی است.
به همین جهت بارها پیامبر اکرم(ص) می‏فرمود: «من احبّ علیّاً فقد احبّنی...؛(9) هر کس علی را دوست بدارد به من محبّت ورزیده است.» و فرمود: «محبّک محبّی و مبغضک مبغضی؛(10) دوستدار تو دوست من است، و دشمن تو دشمن من.»
شخصی از پیامبر اکرم(ص) پرسید: «یا رسول اللّه انّک تحبّ علیّاً؟ قال: او ماعلمت انّ علیّاً منّی و انا منه؛(11) ای رسول خدا علی(ع) را دوست می‏داری؟ فرمود: مگر نمی‏دانی که علی از من و من از اویم.»
آیا کسی جان شیرین و پاره تنش را دوست نمی‏دارد؟
مناقب با اسنادش از رسول خدا نقل می‏کند که آن حضرت فرمود: «انّ اللّه عزّ و جلّ امرنی بحبّ اربعةٌ من اصحابی و اخبرنی انّه یحبّهم. قلنا: یا رسول اللّه من هم؟ فلکنّا یحبّ ان یکون منهم، فقال: الا انّ علیّاً منهم ثم سکت، ثمّ قال: الا انّ علیّاً منهم ثمّ سکت؛(12) براستی خدای عزیز و جلیل مرا امر کرده است به دوستی چهارنفر از اصحاب، و خبر داد مرا که خداوند(نیز) آنها را دوست می‏دارد، گفتم: ای رسول خدا آنها کیستند؟ پس هر یکی از ماها دوست داریم جزو آنان باشیم. پس فرمود: آگاه باشید علی از آنهاست، سپس سکوت کرد، دوباره فرمود: به راستی علی از آنهاست و سکوت کرد.»
عایشه می‏گوید: هنگامی که رسول خدا(ص) به حالت احتضار درآمد فرمود: ادعوا الیّ حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید، من به سراغ ابی بکر رفتم و او را احضار نمودم. وقتی ابابکر بر پیغمبر داخل شد حضرت نظری به سوی او افکند سپس از او روی گردانید و (برای مرتبه دوم) فرمود: «ادعوا الیّ حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید. آنگاه حفصه عمر را احضار کرد پیغمبر همان گونه که از ابی‏بکر روی گردانید از عمر نیز روی گرداند. عایشه گوید: من گفتم وای بر شما پیغمبر علی بن ابی طالب(ع) را می‏خواند، سوگند به پروردگار جز علی را نمی‏خواهد. پس رفتند سراغ علی (ع)، وقتی که پیغمبر علی را دید، او را محکم به سینه چسبانید آنگاه در گوش آن حضرت هزار حدیث بیان فرمود که هر حدیثی راهگشای هزار حدیث بود.»(13)
از ابن عباس نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «علیّ منّی مثل رأسی من بدنی؛(14) علی نسبت به من مانند سر است نسبت به بدن.»
صد البته که محبّت‏های پیامبر اکرم(ص) به علی صرف محبّت عاطفی نیست بلکه بر اساس لیاقت‏ها و کمالاتی است که مولا علی(ع) دارا می‏باشد که به نمونه‏هایی از کمالات و فضائل آن حضرت، از زبان خود پیامبر اکرم(ص) اشاره می‏شود.
علم علی(ع)
علم و دانش علی اکتسابی نیست تا استاد برتر از خود و شاگردان و هم دوره‏هایی همسان خود داشته باشد، بلکه علم او «لدنی» است و و ریشه در علم الهی و آسمانی دارد، به این جهت علم او برهمه انسان‏های معمولی و غیر مرتبط با وحی آسمانی برتری و امتیاز دارد، و به همین جهت است که حتی در منابع اهل سنّت نیز از او به عنوان «اعلم النّاس» یاد شده است که به نمونه‏هایی اشاره می‏شود:
1- پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اعلم امّتی من بعدی علیّ بن ابی طالب علیه السّلام؛(15) داناترین امّت من بعد از من علی بن ابی‏طالب(ع) است.»
2- عبداللّه بن مسعود می‏گوید، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «قُسّمت الحکمة علی عشرة اجزاءٍ فاعطی علیّ تسعة و النّاس جزءً واحداً؛(16) حکمت (و دانش) به ده جزء تقسیم شده است و به علی نه قسمت آن و به (مابقی مردم) یکدهم داده شده است.»
تمامی علوم بشری و پیشرفت‏های آن جزء همان یکدهم است، و علم علی(ع) نه برابر دانش تمامی بشریت است. و راز آن هم این است که ریشه در مهبط وحی الهی یعنی پیغمبر اکرم(ص) دارد، که خود فرمود: «انا مدینة العلم و علیٌ بابها، فمن ارادالعلم فیأت الباب؛(17)من شهر علم (الهی و وحیانی) هستم و علی دَرِ آن است پس هر کس اراده دانش دارد باید از درب (شهر) وارد شود».
3- عایشه درباره علی(ع) می‏گوید: «هو اعلم النّاس بالسّنة؛(18) او داناترین مردم نسبت به سنّت (پیامبر اکرم(ص)) می‏باشد.» ای کاش خود عائشه به این حدیث عمل می‏کرد، و به توصیه‏های امیرمؤمنان(ع) توجّه می‏کرد و جنگ جمل را به وجود نمی‏آورد.»
4- پیامبر اکرم(ص) بعد از تزویج فاطمه به علی(ع) به دختر خود فرمود: «زوّجتک خیر اهلی، اعلمهم علماً و افضلهم حلماً و اوّلهم سلماً؛(19) تو را به تزویج بهترین بستگانم و اهلم درآوردم، که از نظر دانش داناترین، و از نظر حلم و بردباری برترین، و از نظر اسلام اوّلین می‏باشد.»

روشنا
Thursday 29 May 2008, 10:38PM
عبادت علی(ع)
عبادت و بندگی مولا امیر مؤمنان علی(ع) شهره جهان است، و مرکز ثقل مقامات و منزلت‏های علی(ع) در کنار علم خدادادی همان عبادت‏ها و نمازها و ناله‏ها و نیازهای شبانه اوست، این مسئله تا آنجا اهمیت دارد که خداوند به ملائکه مباهات و فخرفروشی بوسیله عبادت‏های امیرمؤمنان می‏کند.
پیامبر اکرم(ص) می‏فرماید: صبحگاهی جبرئیل با شادی و حالت بشارت بر من وارد شد. گفتم حبیب من چه شده تو را خوشحال و بشارت رسان می‏بینم؟ پس گفت: ای محمد!(ص) چگونه خوشحال نباشم و حال آن که چشمم بخاطر اکرامی که خداوند نسبت به برادرت و جانشینت و امام امتت علی بن ابی طالب روا داشته، روشن شده است، پس پیامبر اکرم(ص) فرمود: چگونه خداوند برادرم و امام امتم را گرامی داشته است؟
«قال: باهی بعبادته البارحة ملائکته و حملة عرشه و قال: ملائکتی انظروا الی حجّتی فی ارضی علی عبادی بعد نبیّی، فقد عفر خدّه فی التّراب تواضعاً لعظمتی، اشهدکم انّه امام خلقی و مولی بریّتی؛(20)گفت: خداوند با عبادت دیشب علی بر ملائکه و حاملان عرش مباهات نموده است. و فرموده است: ملائکه من نگاه کنید به حجّتم بر برندگانم در زمین بعد از پیغمبرم، براستی صورت و گونه‏اش بر خاک نهاده است بخاطر تواضع در مقابل عظمت من، شما را شاهد می‏گیرم که او (علی) پیشوای مخلوقم، و سرپرست مردمان من می‏باشد.»
در منابع شیعه آن قدر از عبادت امیرمؤمنان(ع) سخن به میان آمده که نیاز به یک کتاب دارد، خالی از لطف نیست که به ترجمه یک روایت اشاره کنیم:
ضراربن ضمره در حضور معاویه درباره علی(ع) چنین گفت: «پس خدا را شاهد می‏گیرم که او را در بعض جایگاهش دیدم. در وقتی که شب پرده‏های تاریکی‏اش را انداخته بود و ستارگان ظاهر شده بودند، در حالی که در محرابش ایستاده بود و محاسن خود را بر دست گرفته و مانند انسان مار گزیده به خود می‏پیچید و چون انسان غمدیده گریه می‏کرد... (گویا هنوز آواز او را در گوش جان دارم که می‏فرمود:) آه آه از کمی توشه، طولانی بودن سفر، وحشت راه و بزرگ بودن جایگاه ورود.»
پس آنگاه اشک معاویه جاری ش دو با آستینش آن را پاک کرد و دیگران هم اشک ریختند سپس معاویه گفت، آری ابوالحسن چنین بود...»(21)
نیمه شب زمزمه‏ای هست بلند / که مرا می‏گسلد بند از بند
هست جانسوزتر از ناله نی / کرده صد ناله به یک زمزمه طی
چه روان بخش صدایی دارد / سوز عشق است و نوایی دارد
بس که با شور و نوا دمساز است / به سماوات طنین انداز است
آسمان‏ها همه با آن عظمت / رفته زین حال فرو در حیرت
دشت و صحرا همه در بهت و سکوت / که بلند است نوای ملکوت
این نوای ابدیت ازلیست / شاید آهنگ مناجات علی است
نیمه شب خلوت و رازی دارد / با خدا راز و نیازی دارد(22)
امامت علی(ع)
آن علم بی پایان و آن عبادت بی مثال زمینه لیاقت امامت و پیشوایی او را فراهم نموده است. روایاتی که بر امامت بلافصل آن مولا در منابع اهل سنّت وجود دارد بیش از آن است که منعکس گردد و از طرفی حدیث معروف ثقلین، حدیث منزلت، حدیث یوم الدّار، حدیث غدیر و امثال آن که معروفند و متواترند بارها مطرح شده و در منابع فراوانی آمده است. آنچه در این جا بدان اشاره می‏کنیم برخی روایاتی است که دلالت صریحتری دارند و کمتر در گفته‏ها به آن‏ها اشاره شده است:
1- پیامبر اکرم(ص) به علی(ع) فرمود: انگشتر به دست راست کن تا از مقرّبین باشی،عرض کرد یا رسول اللّه ؟ چه انگشتری بر دست کنم. فرمود: عقیق سرخ پس براستی آن کوه و سنگی است که به وحدانیّت خدا اقرار کرده است: «ولی بالنّبوّة ولک بالوصیّة ولولدک بالامامة...؛(23) و به نبوت من و جانشینی (بلافصل) تو و امامت (یازده نفر) فرزندانت اقرار نموده است.»
2- از ابن بریده...نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لکلّ نبیٍّ وصیّ و وارث و انّ علیّاً وصییی و وارثی؛(24) برای هر پیغمبری جانشین و وارثی است، و براستی علی جانشین و وارث من است.»
3- در روایت مربوط به عبادت آن حضرت این جمله را داشتیم که خداوند به ملائکه‏اش فرمود: «اشهدکم انّه امام خلقی و مولی بریّتی؛(25) شما را شاهد می‏گیرم که او (علی) امام مخلوقم و سرپرست آفریده‏های من است.»
4- عمروبن میمون از ابن عباس نقل نموده که رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: «انت ولیّ کلّ مؤمنٍ بعدی؛(26) یا علی! تو بعد از من رهبر و سرپرست تمام مؤمنین هستی.»
در این حدیث با توجّه به کلمه «بعدی» معنای ولیّ صراحت در رهبری و امامت دارد، و معنی ندارد که پیامبر بفرماید تو محبوب مؤمنان بعد از من هستی.
راستی باید گفت پیامبر اکرم(ص) در معرّفی علی(ع) و بیان منزلت‏ها و مقامات امیرمؤمنان (ع) هرگز کوتاهی نکرد و با شیوه‏های مختلف محوریت و رهبریت او را به جامعه معرّفی نمود، گاه دست او را بالا برد و فرمود: «این علی مولا و رهبر مردم است» و گاه می‏فرمود: «علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یفترقا...؛(27) علی با قرآن است و قرآن با علی(ع) است و هرگز آن دو از هم جدا نمی‏شوند.»
و گاه او را محور حق معرّفی نمود، در حدیث متواتر این جمله آمده است که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «علیّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ و لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض یوم القیامة؛(28) علی با حق است و حق با علی است و هرگز آن دو از هم جدا نمی‏شوند تا در روز قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»
در روایت دیگر فرمود: «سیکون من بعدی فتنة، فاذا کان ذلک، فالزموا علی بن ابی طالب، فانّه الفاروق بین الحقّ و الباطل؛(29) بزودی بعد از من فتنه(ها) پیدا می‏شود، پس همراه علی بن ابی طالب باشید، زیرا او(معیار) جدا کننده بین حق و باطل است.»
و فرمود: «کسی که از علی جدا شود از من جدا شده، و کسی که از من جدا شود از خدا فاصله گرفته است.»(30)
قرآن در شأن علی(ع)
آیات فراوانی را علمای اهل سنّت و مفسرین آنها در شأن امام علی(ع) تفسیر کرده‏اند و در تأیید آن روایاتی را از پیغمبر اکرم(ص) آورده‏اند به طوری که برخی از آنها مانند ابن حجر، خطیب بغدادی، سیوطی، گنجی شافعی، ابن عساکر، شیخ سلیمان قندوزی و... از ابن عباس نقل کرده‏اند که گفت: «نزلت فی علیّ ثلاث مأئة آیه؛(31) سیصد آیه در شأن علی(ع) نازل شده است.»
و همین ابن عباس از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده که آن حضرت فرمود: «ما انزل آیة فیها «یا ایّها الذین آمنوا» و علیّ رأسها و امیرها؛و آیه‏ای که در آن «یا ایّها الذین آمنوا» آمده، نازل نکرده است خداوند مگر آن که علی در رأس آن قرار دارد.»(32) یعنی تمامی این آیات در ابتدا و قبل از همه در شأن علی و مربوط به آن حضرت است.
اطاعت از علی(ع)
وقتی علی(ع) امام و پیشوای مردم است و محبوب پیغمبر، و دارای علم لدنّی و الهی، و در اوج طاعت و بندگی قرار دارد، و معیار حق و باطل و ثقل جدا نشدنی از قرآن بحساب می‏آید بر مردم است که از او و هر کس را که او تعیین نموده است اطاعت کنند، و این اطاعت لازم و ضروری است پیامبر عظیم الشأن درباره اطاعت و پیروی از امیرمؤمنان تعبیرات فوق العاده ارزشمندی دارد که به نمونه‏هایی اشاره می‏شود:
1- سلمان با سندش به فاطمه زهرا(س) نقل می‏کند که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «علیکم بعلیّ بن ابی طالب علیه السّلام فانّه مولاکم فاحبّوه، و کبیرکم فاتّبعوه، و عالمکم فاکرموه، و قائدکم الی الجنّة(فعزّزوه) و اذا دعاکم فاجیبوه و اذا امرکم فاطیعوه، احبّوه بحبّی و اکرموه بکرامتی، ماقلت لکم فی علیٍّ الّا ما امرنی به ربّی جلّت عظمته؛(33)
بر شما باد به (همراهی) علی بن ابی طالب علیه السلام، براستی او مولا و سرپرست شماست پس او را دوست بدارید، و بزرگ شماست پس از او پیروی کنید و دانشمند شماست پس از او اکرام کنید و پیشوای شما به سوی بهشت است پس او را عزیز دارید، هرگاه شما را (به کاری) دعوت کند اجابت کنید، و اگر دستور داد اطاعت کنید، بخاطر دوستی من او را دوست بدارید و به خاطر بزرگی من او را بزرگ شمارید.(بدانید) من چیزی درباره علی به شما نگفتم جز آنچه خدای بزرگ عظمت به آن امر کرده است.»
حدیث آن قدر گویا و روشن است که نیازی به هیچ توضیحی ندارد، و بالصراحة می‏گوید آنچه درباره علی(ع) سفارش شده، تماماً اوامری است که از سوی خداوند متعال صادر شده است راستی اگر جامعه اسلامی فقط به همین حدیث عمل می‏کردند، این همه دچار انحراف و اختلاف و انشعاب نمی‏شدند.
2- پیامبراکرم(ص) به عمّار فرمود: «یا عمّار! ان رأیت علیّاً قدسلک وادیّاً و سلک النّاس وادیاً غیره فاسلک مع علیّ ودع النّاس انّه لن بدلک علی ردی و لن یخرجک من الهدی؛(34) ای عمّار! اگر دیدی علی به راهی می‏رود، و مردم به راهی غیر از او، تو با علی حرکت کن، و مردم (دیگر) را رها کن، زیرا علی (فقط بر حق هدایت می‏کند و) بر بدی و پستی راهنمایی نمی‏کند و از هدایت خارج نمی‏سازد.»
و با تأسف باید گفت اکثریت مردم به هر راهی رفتند و سرشان به سنگ خورد، جز راه علی را. و فقط گروه قلیلی در طول تاریخ با علی و راه علی و اهداف و آرمان‏های علی ماندند.

روشنا
Thursday 29 May 2008, 10:40PM
محبّت به علی(ع)
یقیناً اطاعت و پیروی بدون محبت و عشق یا ممکن نیست و یا بسیار سخت و طاقت فرساست.
آنچه اطاعت و پیروی صددرصد از یک امام و پیشوا را شیرین و سهل و راحت می‏سازد محبّت به آن رهبر است. علی(ع) از رهبرانی است که در طول تاریخ محبوب بوده است، درباره محبّت به آن حضرت آن قدر روایات فراوانی وجود دارد که یک کتاب قطور خواهد شد، آنچه به عنوان حسن ختام بیان می‏شود برخی روایات است از منابع اهل سنّت:
1- پیامبراکرم(ص) فرمود: «عنوان صحیفة المؤمن حبّ علیّ بن ابیطالب(ع)؛ سرلوحه و تیتر نامه کردار مؤمنین دوستی علی بن ابی طالب است. هر کس دوست می‏دارد زندگیش همانند من(خداپسندانه) باشد و مردنش همانند من و جایگاهش در بهشتی باشد که پروردگارم درختان آن را کاشته باید «دوستدار علی» باشد و دوستان علی را نیز دوست بدارند، و به پیشوایان پس از من (از فرزندان علی) اقتدا نمایند زیرا آنان عترت و ذریه و فرزندان من هستند و از گِل من به وجود آمده‏اند، و از طرف خدا رزق و علم داده شده‏اند، وای بر تکذیب کنندگان فضل آنها از امّت من، آنانی که صِله من با آنها را قطع می‏کنند، و خداوند شفاعتم را به آنها نرساند.»(35)
2- جابر از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است که پیامبر فرمود: «جبرئیل از طرف خدای عزیز و جلیل ورقه سبزی از یاس را آورد که بر روی آن (با رنگ) سفید نوشته بود: «انی افترضت محبّة علیّ بن ابی طالب علی خلقی عامةً، فبلّغهم ذلک عنّی؛(36) براستی من محبت علی را بر همه مردم واجب کردم و این را از طرف من (به همه) برسان.»(37)
3- ابوبرزه می‏گوید: پیامبر اکرم در حالی که ما نشسته بودیم فرمود: روز قیامت از چهار چیز پرسش می‏شود قبل از آن که کسی قدم از قدم بر دارد: 1- از عُمر که کجا فانی نموده 2- از بدنش که کجا کهنه کرده 3- و از مالش که از کجا آمده و کجا مصرف شده است 4- و عن حبّنا اهل البیت؛ و از دوستی ما اهل بیت پرسش می‏شود. فقال له عُمَرُ: فما آیة حبّکم من بعدکم؟ قال: فوضع یده علی رأس علیّ - و هو الی جانبه - و قال ان حبّی من بعدی حبّ هذا؛ پس عمر به حضرت عرض کرد: نشانه محبّت به شما بعد از شما چیست؟ راوی می‏گوید: پیامبر دست خود را بر سر علی - در حالی که در کنارش نشسته بود - قرار داد و فرمود: براستی محبّت به من بعد از (مرگ) من محبّت به این (علی) است.»(38)
4- مناقب با اسنادش از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده که آن حضرت فرمود: «یا علی! هرگاه بنده‏ای خدای عزیز و جلیل را بندگی کند همانند آن مقداری که نوح در میان قومش ماند(بیش از هزار سال) و برایش به اندازه کوه احد طلا باشد و آن را در راه خدا ببخشد، پس آن را در راه خدا انفاق کند و عمرش به قدری طولانی شود تا هزار مرتبه با پای پیاده به حج مشرّف شود سپس در میان (کوه) صفا و مروه مظلومانه شهید گردد، ولی محبّت و ولایت تو را نداشته باشد، ای علی! بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد و داخل بهشت نخواهد شد.»(39)
و راستی با این نمونه‏ها و صدها امثال آن درباره محبّت علی(ع) باز کسی می‏تواند دشمن علی باشد جز کسانی که پیامبر اکرم(ص) آنها را این گونه معرّفی نمود: «فانّه لایبغضک من العرب الّادعی ولامن الانصار الّا یهودی و لا من سایر النّاس الّا شقی؛(ای علی!) براستی تو را دشمن نمی‏دارد از عرب مگر کسی که زنازاده باشد و نه از انصار مگر کسی که یهودی باشد، ونه از سایر مردم مگر کسی که شقی باشد.»
پی‏نوشت‏ها:
1- روضةالمتقین، ج 13، ص 265.
2- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 268.
3- محمد تقی مجلسی، روضةالمتقین، ج 13، ص 273.
4- در نقل بحارالانوار دارد، «الرّیاض = با همه درختان» ر ک بحارالانوار، ج 28، ص 197 و بحار ج 35، ص 8 - 9.
5- المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 32، ابن شاذان، مأة منقبه، قم مدرسةالامام المهدی(ع)، ص 177، حدیث 99، این حدیث را منابع متعدد اهل سنت مانند، عسقلانی، لسان المیزان، ج 5، ص 62، ذهبی، میزان الاعتدال، ص 467و...نقل نموده است.
6- المناقب، همان ص 32، حدیث 2؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 19، ینابیع المودة، قندوزی باب 56، مناقب السبعون، حدیث 70.
7- به نقل از شیخ طوسی، امالی، قم، دارالثقافه، 1416، ص 416، مجلس 14، دیلمی، ارشادالقلوب، انتشارات شریف رضی، 1412 ه.ق، ج 2، ص 363؛ علامه حلّی، شرح تجرید الاعتقاد، جامعه مدرسین قم، ص 221.
8- المناقب همان، ص 83، حدیث 70، و ص 311، حدیث 309.
9- کنزالعمّال، متقی هندی، بیروت، مؤسسة الرساله، ج 11، ص 622، حدیث 33024.
10- همان، روایت 33023.
11- المناقب، همان، ص 64.
12- همان، ص 69، حدیث 42.
13- خصال صدوق، جامعه مدرسین، ج 2، ص 651.
14- المناقب، همان، ص 144، روایت 167.
15- همان، ص 82، روایت 67، فرائد السمطین، جوینی، ج 1، ص 97، کفایة الطالب، الکرخی ص 332.
16- همان، ص 82، روایت 68 ؛ و حلیة الاولیاء، ابی نعیم، ج 1، ص 64.
17- المناقب، همان، ص 91، روایت 84، انساب الاشراف، ج 2، ص 124.
18- کنزالعمّال، همان، ج 11، ص 605، حدیث 32926.
19- المناقب، همان، ص 319، حدیث 322.
20- بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، ج 41، ص 21 ذیل روایت 28.
21- اشک شفق، ص 182.
22- المناقب، ص 326، ح 335.
23- همان، ص 85، روایت 84.
24- همان، ص 319، حدیث 322.
25- ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، بیروت، مکتبةالمعارف، ج 7، ص‏346.
26- المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، بیروت، دارالمعرفه، ج 3، ص 124، ینابیع المودة، سلیمان قندوزی، باب 20، ص 103، تاریخ الخلفاء سیوطی، باب فضائل علی(ع)، ص‏173.
27- المستدرک للحاکم همان، ج 3، ص 124، حدیث 61، فرائد السمطین، همان، ج 1، ص 439، ینابیع المودة، همان، باب 20، ص 104، هیثمی، مجمع الزوائد، ج 9، ص 135.
28- المناقب، همان، ص 105، روایت 108.
29- همان، ص 105، روایت 109.
30- خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 6، ص 221، شماره 3275؛ ینابیع المودة، همان، باب 42، ص 148؛ تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 2، ص 431.
31- المناقب، همان، ص 267، ح 249.
32- المناقب، همان، ص 316، حدیث 316؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 78.
33- کنزالعمال، همان، ج 11، ص 614، روایت 32971.
34- تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج 4، ص 410، و ابونعیم، حلیة الاولیاء، ج 1، ص 86.
35- المناقب، همان، ص 66، روایت 37.
36- همان، ص 77، روایت 59.
37- المناقب، ص 67، روایت 40؛ خوارزمی مقتل الحسین، ج 1، ص 69، ینابیع الموده، همان ص 252؛ و ج 2، ص 76 ؛ لسان المیزان، ج 5، ص 219 ؛ مودة القربی، شافعی همدانی، چاپ لاهور؛ ص 64 ؛ مناقب ابن مردویه، ص 73.
38- المناقب، خوارزمی، همان، ص 323، روایت 330.

رایحه اسمانی
Thursday 29 May 2008, 11:26PM
بدون شک با حضرت عمر ، چون ایشان با یک حساب ساده حسنات بیشتری دارد تا حضرت علی

بله این درست که هر دو نفر اونها از عشره مبشره هستند
بله این درست که هردوی اونها ممدوح رسول الله بوده اند اما برتری عمر به علی دو دلیل دارد
دلیل اول = بهترین فرد امت محمد صلی الله علیه و سلم در نزد اهل سنت ابوبکر صدیق است او به تنهایی وزن اعمال نیکش از وزن اعمال نیک، تمامی امت محمد سنگین تر است. چنین شخصی عمر را جانشین خود انتخاب کرد . عمر که پسر خاله ابوبکر نبود ! انتخاب عمر در حضور علی ،دلیل است به اینکه بهترین فرد این امت ، عمر را برتر میدانسته از بقیه
اندکی از سنی ها با این رای مخالفند و این را دلیل قاطع نمیدانند
دلیل اونها این است که ابوبکر معصوم نیست و میتوانسته اشتباه کرده باشد
میتوانسته دلیل انتخاب عمر بزرگتری سن اوباشد نسبت به علی
پس این دلیل برتری نیست
این گروه سنی ها همراه بقیه میگویند: بی تردید بهترین فرد امت ابوبکر است
و در مورد دومی سکوت میکنند یا میگویند عشره مبشره هستند
اما دلیل دوم برتری عمر برعلی این است که شیعه ها ، ایشان را فحش میدهند و مطابق حدیث، نیکی های شیعه ها ، به حساب حضرت عمر واریز میشود
و اگر شیعه نیکی نداشته باشد گناهان عمر را در پاداش فحش شیعه، در قیامت در پشت شیعه ها می نهند
و اگر عمر گناه نداشته باشد، درجه عمر بالا میرود با این حساب عمر حالا به برکت شیعه ها ، به اندازه پیامبران معصوم است !!!
شاید برای همین است که پیامبر فرمود: اگربعد از من پیامبری میامد همانا او عمر میبود
میدانم حالا شیعه های قمی دندان های زرد خود را به نشانه خنده نشان میدهند که اهه درجه عمر با فحش بالا میره ؟؟!!
پس ما فحش میدهیم و شما اعتراض نکنید
جواب این است که اولا
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
دوما با اعتراض بشما، درجه ما هم با لا میره
پس ای پرسنده سوال احمقانه بالا !!
بدان که اگر مرا با غلام مومن علی هم محشورکنند باز از خوشحالی کلاه خود را به هوا میندازم
اما اگر انتخاب بدستم باشد با عمر میروم نه با علی ...... به دلایل فوق
ایضا به این دلیل با عمر میروم که بخشم آوردن شما کیته توز ها ثواب دارد

و الحمدلله و لله الحمد و الله اکبر


نه باید با عمر محشور بشی
حدیث دزدی هم که میکنید البته کسانی که ابوبکر زورگیر را بهترین فرد امت می دانند خوب از این کارها زیاد انجام داده اند

خدایا این بنده ات را به ارزویش برسان با عمر محشورش کن :smile34:

خدایا جرات ندارم ازت بخوام منا با امام علی محشور کنی اما خوش به حال کسانی که با ایشان محشور می شوند

روحی فداک یا امیرالمومنین یا علی ابن ابیطالب(انشاء الله)

sadegh306
Thursday 29 May 2008, 11:27PM
بدون شک با حضرت عمر ، چون ایشان با یک حساب ساده حسنات بیشتری دارد تا حضرت علی
بله این درست که هر دو نفر اونها از عشره مبشره هستند
بله این درست که هردوی اونها ممدوح رسول الله بوده اند اما برتری عمر به علی دو دلیل دارد
دلیل اول = بهترین فرد امت محمد صلی الله علیه و سلم در نزد اهل سنت ابوبکر صدیق است او به تنهایی وزن اعمال نیکش از وزن اعمال نیک، تمامی امت محمد سنگین تر است. چنین شخصی عمر را جانشین خود انتخاب کرد . عمر که پسر خاله ابوبکر نبود ! انتخاب عمر در حضور علی ،دلیل است به اینکه بهترین فرد این امت ، عمر را برتر میدانسته از بقیه
اندکی از سنی ها با این رای مخالفند و این را دلیل قاطع نمیدانند

خوبه در کتابهای معتبر خودتون نوشته"ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین!"
لابد ابوبکر و عمر جزء ثقلین که انسان ها و اجنة باشند، خارج هستند و جزء دسته های دیگر موجودات هستند مثل فرشتگان یا حیوانات و مانند آن
و لابد با این حساب ساده حسنات عمر بیشتر از حضرت علی امیرالمومنین است.
و ضمنا برادر کم اطلاع من ای کاش تاریخ های خود را بیشتر مطالعه می کردی و می دیدی که ابوبکر عمر را به جانشینی تعیین نکرده بلکه عثمان نوشت که ابوبکر گفت خلیفه بعد از من عمر هست!
خوب البته کسی که او را قبول داشته باشد و به راستگویی او اطمینان داشته باشد شهادتش را قبول می کند. وعجیب است که قبل از غش کردن و در زمان سالم بودنش هیچ اشاره ای به خلیفه بعد از خود نداشت.
در صورتی هم که بپذیریم ابوبکر عمر را خلیفه کرده باید بپذیرید ابوبکر از پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله بالاتر بوده چون به قول شما پیامبر جامعه را بی خلیفه و رهبر رها کرد ولی ابوبکر عقلش بهتر کار می کرد وجامعه را بی رهبر نگذاشت!
می بینی مبانی سست و ضعیف، شما را به کجا می کشاند!

لابد چون عثمان هم در زمان امیرالمونین علی خلیفه شده افضل بوده از علی علیه السلام!

عثمانی که سه روز دفنش نکردند تا سگ ها بدن او را خوردند و طلحه وزبیر که اتفاقا اونها هم در عشرة مبشرة شما هستند! نگذاشتند در قبرستان مسلمین دفن شود و در قبرستان یهودیان مدینه دفن شد بدون غسل بدون کفن و بدون نماز میت! از علی علیه السلام بالاتر است.
پناه می بریم به خدا از شر شیطانهای انسانی و جنی!

روشنا
Thursday 29 May 2008, 11:57PM
[quote=سجودی;379945]بدون شک با حضرت عمر ، چون ایشان با یک حساب ساده حسنات بیشتری دارد تا حضرت علی

بله این درست که هر دو نفر اونها از عشره مبشره هستند
بله این درست که هردوی اونها ممدوح رسول الله بوده اند اما برتری عمر به علی دو دلیل دارد
دلیل اول = بهترین فرد امت محمد صلی الله علیه و سلم در نزد اهل سنت ابوبکر صدیق است او به تنهایی وزن اعمال نیکش از وزن اعمال نیک، تمامی امت محمد سنگین تر است. چنین شخصی عمر را جانشین خود انتخاب کرد . عمر که پسر خاله ابوبکر نبود ! انتخاب عمر در حضور علی ،دلیل است به اینکه بهترین فرد این امت ، عمر را برتر میدانسته از بقیه
اندکی از سنی ها با این رای مخالفند و این را دلیل قاطع نمیدانند
دلیل اونها این است که ابوبکر معصوم نیست و میتوانسته اشتباه کرده باشد
میتوانسته دلیل انتخاب عمر بزرگتری سن اوباشد نسبت به علی
پس این دلیل برتری نیست
این گروه سنی ها همراه بقیه میگویند: بی تردید بهترین فرد امت ابوبکر است
و در مورد دومی سکوت میکنند یا میگویند عشره مبشره هستند
اما دلیل دوم برتری عمر برعلی این است که شیعه ها ، ایشان را فحش میدهند و مطابق حدیث، نیکی های شیعه ها ، به حساب حضرت عمر واریز میشود
و اگر شیعه نیکی نداشته باشد گناهان عمر را در پاداش فحش شیعه، در قیامت در پشت شیعه ها می نهند
و اگر عمر گناه نداشته باشد، درجه عمر بالا میرود با این حساب عمر حالا به برکت شیعه ها ، به اندازه پیامبران معصوم است !!!
شاید برای همین است که پیامبر فرمود: اگربعد از من پیامبری میامد همانا او عمر میبود
میدانم حالا شیعه های قمی دندان های زرد خود را به نشانه خنده نشان میدهند که اهه درجه عمر با فحش بالا میره ؟؟!!
پس ما فحش میدهیم و شما اعتراض نکنید
جواب این است که اولا
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
دوما با اعتراض بشما، درجه ما هم با لا میره
پس ای پرسنده سوال احمقانه بالا !!
بدان که اگر مرا با غلام مومن علی هم محشورکنند باز از خوشحالی کلاه خود را به هوا میندازم
اما اگر انتخاب بدستم باشد با عمر میروم نه با علی ...... به دلایل فوق
ایضا به این دلیل با عمر میروم که بخشم آوردن شما کیته توز ها ثواب دارد

و الحمدلله و لله الحمد و الله اکبر
خداوند بر قلبت مهر نهاده اميدوارم كه با عمر محشور شوي ولي شك نكن كه خيري به تو نخواهد رسيد تا دير نشده به ريسمان محكم الهي چنگ بزن و ميداني علي چرا در نظر اعقابت منفور است و تو وهابي كوركورانه دنباله رو نياكان خود هستي و ميداني چرا خداوند به فرشتگان گفت بر آدم سجده كنند .تو و همكيشان خود آيا شده كمي مغز خود را بكاراندازيد .وقتي فرشتگان گفتند چرا سجده كنيم خداوند فرمود من ميدانم و شما نمي دانيد پس سجده كردند الا شيطان زيرا حسادت كورش كرده بود دليل شما بر اينكه عمر را تقديس ميكند اينست كه او از صحابه است مگر سلمان و ابوذر از صحابه نبودند آخر كدام رهبر عادل از ديگران به زور بيعت ميگيرد آنجا كه خدا ميگويد لا اكراه في الدين يعني اينجا عمر از خدا بالاتر است فكر كنيد چقدر مي خواهيد در اين دنيا زندگي كنيد مگر همين عمر نبود كه معاويه را در زمان خود به حكومت رساند و پسرش يزيد در صحراي كربلا آن فجايع را ببار نياورد.بدبخت مسلمانان زمان علي تا حدودي حق داشتند كه كينه علي را به دل داشته باشند چون علي يا پدر يا برادرشان را به درك واصل كرده بود عمر در كدام جنگ از خود اين رشادت را بروز داده بود من بعنوان يك مسلمان حجت را بر تو تمام كردم خواه از سخنم پند گير خواه ملال:eek:

قرآن جواب همكيشان تو را چه خوب داده است:D
سوره :smile07:بقره:smile07:
إِنَّ الَّذِينَ کَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ ءَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لاَيُؤْمِنُونَ ﴿ 6 ﴾کسانى که کافر شدند، براى آنان تفاوت نمى کند که آنان را ( از عذاب الهى ) بترسانى یا نترسانى ،ایمان نخواهند آورد.As for the disbelievers, whether thou warn them or thou warn them not it is all one for them; they believe not.خَتَمَ اللّهُ عَلَي‏ قُلُوبِهِمْ وَعَلَي‏ سَمْعِهِمْ وَعَلَي‏ أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿ 7 ﴾خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده ، و بر چشمهایشان پرده اى افکنده شده ، و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست.Allah hath sealed their hearing and their hearts, and on their eyes there is a covering. Theirs will be an awful doom.وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ﴿ 8 ﴾گروهى از مردم کسانى هستند که مى گویند > :به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده ایم< .در حالى که ایمان ندارند.And of mankind are some who say: We believe in Allah and the Last Day, when they believe not.يُخادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿ 9 ﴾مى خواهند خدا و مومنان را فریب دهند، درحالى که جز خودشان را فریب نمى دهند، ( اما ) نمى فهمند.They think to beguile Allah and those who believe, and they beguile nonesave themselves; but they perceive not.فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا کَانُوا يَکْذِبُونَ ﴿ 10 ﴾در دلهاى آنان یک نوع بیمارى است ، خداوند بر بیمارى آنان افزوده ،و بخاطر دروغهایى که مى گفتند، عذاب دردناکى در انتظار آنهاست.In their hearts is a disease, and Allah increaseth their disease. A painful doom theirs because they lie.وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَتُفْسِدُوا فِيْ الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿ 11 ﴾و هنگامى که به آنان گفته شود >:در زمین فساد نکنید :ما فقط اصلاح کننده ایم.أَلاَ إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلکِنْ لاَيَشْعُرُونَ ﴿ 12 ﴾آگاه باشید !اینها همان مفسدانند، ولى نمى فهمند.Are not they indeed the mischief makers? But they perceive not.وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلاَ إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلکِن لاَيَعْلَمُونَ ﴿ 13 ﴾و هنگامى که به آنان گفته شود >:همانند ( سایر ) مردم ایمان بیاورید:آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم ؟ < !بدانید اینها همان ابلهانند ولى نمى دانند.And when it is said unto them: Believe as the people believe, they say: Shall we believe as the foolish believe? Are not they indeed the foolish? But they know not.وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوْا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَي‏ شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ﴿ 14 ﴾و هنگامى که افراد با ایمان را ملاقات مى کنند، مى گویند >:ما ایمان آورده ایم (< .ولى ) هنگامى که با شیطانهاى خود خلوت مى کنند، مى گویند >:ما با شماییم ، ما فقط ( آنها را ) مسخره مى کنیم.And when they fall in with those who believe, they say: We believe; but when they go apart to their devils they declare: Lo! we are with you; verily we did but mock.اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿ 15 ﴾خداوند آنان را استهزا مى کند، و آنها را در طغیانشان نگه مى دارد، تا سرگردان شوند.Allah (Himself) doth mock them, leaving them to wander blindly on in their contumacy.أُولئِکَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَي‏ فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُوا مُهْتَدِينَ ﴿ 16 ﴾آنان کسانى هستند که > هدایت < را به > گمراهى < فروخته اند،و ( این ) تجارت آنها سودى نداده ، هدایت نیافته اند.These are they who purchase error at the price of guidance, so their commerce doth not prosper, neither are they guided.مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَيُبْصِرُونَ ﴿ 17 ﴾آنان =[ منافقان ] همانند کسى هستند که آتشى افروخته ( تا در بیابان تاریک ، راه خود را پیدا کند)،ولى هنگامى که آتش اطراف او را روشن ساخت ،خداوند ( طوفانى مى فرستد و ) آن را خاموش مى کند،و در تاریکیهاى وحشتناکى که چشم کار نمى کند، آنها را رها مى سازد.Their likeness is as the likeness of one who kindleth fire, and when it sheddeth its light around him Allah taketh away their light and leaveth them in darkness, where they cannot see,صُمٌّ بُکْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَيَرْجِعُونَ ﴿ 18 ﴾آنها کران ، گنگها و کورانند، لذا ( از راه خطا ) باز نمى گردند.Deaf, dumb and blind; and they return notأَوْ کَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللّهُ مُحِيطٌ بِالْکَافِرِينَ ﴿ 19 ﴾یا همچون بارانى از آسمان ، که در شب تاریک همراه با رعد و برق و صاعقه ( بر سر رهگذران ) ببارد.آنها از ترس مرگ ، انگشتانشان را در گوشهاى خود مى گذارند، تا صداى صاعقه را نشنوند.و خداوند به کافران احاطه دارد ( و در قبضه قدرت او هستند.)Or like a rainstorm from the sky, wherein is darkness, thunder and the flash of lightning. They thrust their fingers in their ears by reason of the thunder-claps, for fear of dead Allah encompasseth the disbelievers (in His guidance).يَکَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ کُلَّمَا أَضَاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا وَلَوْ شَاءَ اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللّهَ عَلَي‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ ﴿ 20 ﴾(روشنایى خیره کننده ) برق ، نزدیک است چشمانشان را برباید .هرزمان که ( برق جستن مى کند، و صفحه بیابان را)براى آنها روشن مى سازد، ( چند گامى ) در پرتو آن راه مى روند، و چون خاموش مى شود، توقف مى کنند.و اگر خدا بخواهد، گوش و چشم آنها را از بین مى برد، چرا که خداوند بر هر چیز تواناست.The lightning almost snatcheth away their sight from them. As often as it flasheth forth for them they walk therein, and when it darkeneth against them they stand still. If Allah willed, He could destroy their hearing and their sight Lo! Allah is Able to do all things.

سجودی
Friday 30 May 2008, 09:52AM
خوبه در کتابهای معتبر خودتون نوشته"ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین!"
لابد ابوبکر و عمر جزء ثقلین که انسان ها و اجنة باشند، خارج هستند و جزء دسته های دیگر موجودات هستند مثل فرشتگان یا حیوانات و مانند آن

شما قومي تباه كار و تبه كار هستيد که جز دروغ گویی هنری ندارید
اگر این حدیث درست است پس جایگاه پیامبر ما در کجاست ؟؟!!
آیا علی از پیامبر هم برتر است
ای غالیان دروغگو
تازه بما تهمت هم میزنید و از کتاب های معتبر!!!!!؟؟؟!!! ما هم نقل قول میکنید

مسلمان واقعي 10
Friday 30 May 2008, 10:28AM
شما قومي تباه كار و تبه كار هستيد که جز دروغ گویی هنری ندارید

ای غالیان دروغگو
تازه بما تهمت هم میزنید و از کتاب های معتبر!!!!!؟؟؟!!! ما هم نقل قول میکنید


عرض میکنم وهابی از مصادیق این ایه شریفه - که مثل انها مثل حمار است

ابو بکر و عمری که عمر را در شرک به خدا گذراندن و بعد اسلام عمرشان در نفاق چطور افضل از حضرت علی که لحظه ای از عمرش در شرک نبود

ابو بکر و عمری که کارشان به اعتراف کتب اهل سنت فرار ار جهاد بود چطور افضل از حضرت علی که عمرش در جهاد گذشت و کرار غیر فرار بود

ابو بکر و عمری که در جیش اسامه بودند و مورد لعن پیامبر واقع شدند وقتی تحخلف کردند چطور افضل از حضرت امیر که رسول الله در دامنش به عالم ملکوت رفتند

ابو بکر که به صراحت کتب اهل سنت میگوید مرا رها کنید که شیطانی با من است که مرا گمراه می کند چطور افضل از حضرت علی که به اعتراف کتب اهل سنت با علم رسول الله و به منزله هارون به موسی است برای رسول الله و به تصریح کتب اهل سنت ولی بعد رسول الله و وصی رسول و خلیفه او

وو است

عمری که در زمان پیامبر بارها مخالفت پیامبر کرده چطور افضل از حضرت علی که خودش را عبد پیامبر می داند و همیشه در خدمت پیامبر بوده است

عمری که نسبت هذیان به پیامبر می دهد و دل پیامبر را می شکند چطور افضل از حضرت علی که نفس و جان رسول الله می باشد

عمری که بعد رسول الله نهایت ظلم را در حق اهل بیت رسول الله کرده و سبب قتل حضرت زهراء شده است چطور افضل از حضرت علی می باشد

ابو بکر و عمری که حق مسلم حضرت را غضب کردند چطور افضل از رسول الله می باشد

و خلاصه عمر و ابو بکر یکه عمرشان در شرک و بت پرستی و نفاق گذشت چطور افضل از حضرت علی که عمرش در اطاعت خدا گذشت می باشد

در نتیجه ای وهابی حقیر عمر و ابو بکر از ناخن دور افتاده یک شیعه پست تر هستند

حالا فهمیدی چرا :smile27:

sadegh306
Friday 30 May 2008, 11:32AM
شما قومي تباه كار و تبه كار هستيد که جز دروغ گویی هنری ندارید
اگر این حدیث درست است پس جایگاه پیامبر ما در کجاست ؟؟!!
آیا علی از پیامبر هم برتر است
ای غالیان دروغگو
تازه بما تهمت هم میزنید و از کتاب های معتبر!!!!!؟؟؟!!! ما هم نقل قول میکنید
ابله بجای شانتاژ کردن برو به کتابهاتون رجوع کن لازم نیست رگ گردنت رو کلفت کنی!؟
یکم عقلت رو زیاد کن
پیامبر اعظم بخاطر زحمات و مشکلاتی که در برخورد با مشرکین و منافقین داشته اجری مافوق تصور من و تو دارد نه اینکه ضربه علی علیه السلام از عبادات پیامبر بالاتر باشد!
کمی عقلت را بکار ببند تا به احادیث خودتان این اشکالات را نگیری!

روشنا
Friday 30 May 2008, 02:41PM
:smile39:شما قومي تباه كار و تبه كار هستيد که جز دروغ گویی هنری ندارید
اگر این حدیث درست است پس جایگاه پیامبر ما در کجاست ؟؟!!
آیا علی از پیامبر هم برتر است
ای غالیان دروغگو
تازه بما تهمت هم میزنید و از کتاب های معتبر!!!!!؟؟؟!!! ما هم نقل قول میکنید
بدبخت چرا نمي خواهي مخ آكبندت را بكار اندازي مگر خداوند اگر به علي(ع) لطف و موهبتي عطا كرد از حسنات پيامبر(ص) كم ميشود خداوندي كه 124هزار پيامبر فرستاد كدامش جاي ديگري را تنگ كرد اصلا" صفت حسد و بغض و كينه از اعقابت به ارث برده اي واي به حال شما اگر علي(ع) را قبول نداشتيد چه ميكرديد؟مگر شما از پيامبر(ص) چيزي هم باقي گذاشتيد؟
اول اينكه تا زمان حيات با سرپيچي و اعتراضات عمر قلب پيامبر را بدرد آورديد. در بستر وصله هذيان گويي بدو چسبانديد از دستورش مبني بر آوردن كاغذ و قلم سرپيچي نموديد.درب خانه دخترش را شكستيدو اتش زديد پهلوي دخترش را شكستيدنوه اش را شهيد كرديد با ديگر مسلمانان اجماع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و از كساني كه اجماع كرده بودند با زور بيعت گرفتيد!!!!!! :smile39:

آخر ميخواهم بدانم پايه ريزي مذهبتان بر چه اساسي استوار است كه تا اسمي از اسلام ميآيد فوري خود را داخل ميكنيد. چه نقطه روشني در مذهبتان است كه اگر خدشه دار شود به قبايتان بر ميخورداصلا" شما حديث واقعي هم مگر داريد يك مشت چرنديات از فلان شيخ پشم الدين كشكولي كه اكثر علماي خودتان كه منصف بوده اند به كذاب بودنشان اعتراف كرده اند تو هم مثل نياكان متعصبت
نميخواهي حق را پذيرا شوي . مردم 1400 سال پيش يك مشت بيابان گرد بيسواد چيز ديگري نبودند
تو فكر ميكني ايشان با تعقل بيعت كردند؟ من مگويم خير با زور شمشير نشان بارزش قبر بي نشان فاطمه(س) است. كه علي(ع) از ترس اينكه مبادا دشمنان هتك حرمت كنند بدن مبارك دخت گرامي پيامبر اسلام وي را شبانه دفن كردند.اي كاش كمي عقل و فهم داشتيد و ميدانستيد كه با خاندان پيامبر چه كردند كه اين خلاء عظيمي كه در مذهب ايجاد شد تا دنيا باقي است گناهش به گردن مسببين آن خواهد بود. آيا ميدانيد كه قبر علي(ع) به خاطر ناصبيهاي از خدا بي خبر به مدت هفتاد سال مخفي بود و كسي اطلا ع نداشت اين ناصبي ها قبر شيعيان را هر كجا مييافتند آتش ميزدند.
ميدانيد چرا به خاطر اينكه عقايدتان پوچ و تو خالي است و اگر دست از تعصب برداريد مطمئنا" راه حق را خواهيد يافت.:smile34::smile34::smile34:

رایحه اسمانی
Friday 30 May 2008, 03:36PM
:smile39:
بدبخت چرا نمي خواهي مخ آكبندت را بكار اندازي مگر خداوند اگر به علي(ع) لطف و موهبتي عطا كرد از حسنات پيامبر(ص) كم ميشود خداوندي كه 124هزار پيامبر فرستاد كدامش جاي ديگري را تنگ كرد اصلا" صفت حسد و بغض و كينه از اعقابت به ارث برده اي واي به حال شما اگر علي(ع) را قبول نداشتيد چه ميكرديد؟مگر شما از پيامبر(ص) چيزي هم باقي گذاشتيد؟
اول اينكه تا زمان حيات با سرپيچي و اعتراضات عمر قلب پيامبر را بدرد آورديد. در بستر وصله هذيان گويي بدو چسبانديد از دستورش مبني بر آوردن كاغذ و قلم سرپيچي نموديد.درب خانه دخترش را شكستيدو اتش زديد پهلوي دخترش را شكستيدنوه اش را شهيد كرديد با ديگر مسلمانان اجماع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و از كساني كه اجماع كرده بودند با زور بيعت گرفتيد!!!!!! :smile39:

آخر ميخواهم بدانم پايه ريزي مذهبتان بر چه اساسي استوار است كه تا اسمي از اسلام ميآيد فوري خود را داخل ميكنيد. چه نقطه روشني در مذهبتان است كه اگر خدشه دار شود به قبايتان بر ميخورداصلا" شما حديث واقعي هم مگر داريد يك مشت چرنديات از فلان شيخ پشم الدين كشكولي كه اكثر علماي خودتان كه منصف بوده اند به كذاب بودنشان اعتراف كرده اند تو هم مثل نياكان متعصبت
نميخواهي حق را پذيرا شوي . مردم 1400 سال پيش يك مشت بيابان گرد بيسواد چيز ديگري نبودند
تو فكر ميكني ايشان با تعقل بيعت كردند؟ من مگويم خير با زور شمشير نشان بارزش قبر بي نشان فاطمه(س) است. كه علي(ع) از ترس اينكه مبادا دشمنان هتك حرمت كنند بدن مبارك دخت گرامي پيامبر اسلام وي را شبانه دفن كردند.اي كاش كمي عقل و فهم داشتيد و ميدانستيد كه با خاندان پيامبر چه كردند كه اين خلاء عظيمي كه در مذهب ايجاد شد تا دنيا باقي است گناهش به گردن مسببين آن خواهد بود. آيا ميدانيد كه قبر علي(ع) به خاطر ناصبيهاي از خدا بي خبر به مدت هفتاد سال مخفي بود و كسي اطلا ع نداشت اين ناصبي ها قبر شيعيان را هر كجا مييافتند آتش ميزدند.
ميدانيد چرا به خاطر اينكه عقايدتان پوچ و تو خالي است و اگر دست از تعصب برداريد مطمئنا" راه حق را خواهيد يافت.:smile34::smile34::smile34:

اختیار دارید این اقایون طبق قران عمل می کنند
اخه توی قران گفته
ظلم کنید
تعدی کنید
تجاوز کنید
به اتش بکشید
سر ببرید
حرام خدارا حلال و حلالش را حرام کنید
خداوند در قران اینها گفته (بگو ای پیامبر هیچ اجری نمی خواهم جز اذیت اهلبیتم )
اصلا توی قران اینها ایه مباهله نیست
اصلا ایه تطهیر نیست
توی قران اینا گفته بابا پیامبر کی
عمر ابوبکر عایشه و دارو دستش
توی قران اینا
گفته شراب را با اب قاطی کنید پاک میشه
گفته صیغه نکنید اما بودن صیغه هر غلطی خواستید بکنید
گفته عزیزانم محرم و نامحرم دست خودتان هر کی را خواستید محرم کنید هر کی را خواستید نامحرم
...........
..........
..........
توی قران اینا گفته دختر پبامبر را به قتل یرسونید
جنازه امام حسن را تیر باران کنید
عمر را در خانه پیامبر خاک کنید اما نوه پیامبر و طبق قران فرزند پیامبر را تیرباران کنید
گفته بچه 6 ماهه را بکشید
گفته برای دختری که باباش را می خواد سر باباش را بیارید
گفته تا می تونید نامردی و ظلم کنید
اصلا صاحب اختیارین
.....
.....
....
....
خوب اینها هم دارن به قران عمل می کنند

خدایا ببخشم :smile34:

سجودی
Friday 30 May 2008, 03:53PM
فحش و توهین و پرگویی و عوض کردن موضوع و چند موضوع را با هم مطرح کردن نامش بحث نیست
اگر درست بحث نکنید جواب نمیدم
من که دکتر روانشناس نیستم تا عقده های روانی شما را درمان کنم

TROY
Friday 30 May 2008, 07:28PM
سجودي عزيز بذار عقده هايشان را خالي كنند
اما جواب سوال: با حضرت عمر رضي الله عنه
دراحاديثي منسوب به پيامبر، ابوبكر و عمر به منزله چشم و گوش آن حضرت معرّفي شده اند. حذيفة بن يمان نقل ميكند كه روزي پيامبر فرمود: «تصميم دارم كه مرداني را به اين سو و آن سو بفرستم تا كارهاي شايسته و بايسته را به مردم بياموزند.» عرض كردند: «با ابوبكر و عمر چه ميكني؟» فرمود: «من از آن دو بي نياز نيستم، زيرا آن دو همچون چشم و گوش دين هستند.» و جالب توجّه اينكه ابن بابوية قمي معروف به شيخ صدوق –از بزرگترين علماي شيعي- در حديثي از امام رضا و ايشان از پدران بزرگوارش از امام حسين روايت ميكنند كه رسول خدا فرمود: «ابوبكر به منزله گوش من و عمر به منزله چشم من و عثمان به منزله قلب من ميباشند.»
صاحب نهج البلاغه كه يكي از كتب معتبر شيعيان است نقل ميكند: كه علي (ع) ابوبكر و عمر(رضي الله عنه) را ستوده است. چنان كه از علي نقل ميكند در باره ي ابوبكر گفت: او پاك در حالي كه عيب اندك داشت از دنيا رفت خير دنيا را بدست اورد و پيش از آنكه به شر دنيا گرفتار آيد از دنيا رفت و اطاعت الهي را بجا اورد. نهج البلاغه ص 350 تحقيق صبحي الصالح
شيعيان وقتي كه ميبينند علي اينگونه ابوبكر ا ميستايد گيج ميشوند زيرا انچه كه علي ميگويد با عقيده ي شيعيان كه با اصحاب مخالفند منافات دارد به همين دليل سخنان علي را بر تقيه حمل ميكنند!!!
و ميگوين كه علي بخاطر به دست آوردن دل كساني كه به صحت خلافت شيخين اعتقاد داشتند اين سخن را گفت! يعني علي ميخواست يارانش را فريب دهد/ پس شيعه بايد بگويند علي منافق و بزدل بوده كه برخلاف انچه در دلش بود چيز ديگري اظهار ميكرده. در صورتيكه علي شجاع بوده و سخن حق را ميگفت.

رایحه اسمانی
Friday 30 May 2008, 10:48PM
دارم براتون
در ضمن عقده ای شمایید با ارباباتون
عقده ای اون کسیه که عوضه این که بره دنبال تشییع جنازه پیامبر رفته دنبال دزدیدن خلافت
عقده ای اون کسیه که به دختر پیامبر سیلی میزنه

sadegh306
Friday 30 May 2008, 11:14PM
فحش و توهین و پرگویی و عوض کردن موضوع و چند موضوع را با هم مطرح کردن نامش بحث نیست
اگر درست بحث نکنید جواب نمیدم
من که دکتر روانشناس نیستم تا عقده های روانی شما را درمان کنم
معلومه ازت که دکتر روانشناس نیستی ولی از بس رفتی پیش روانشناس ها و معاینت کردن یه چیزهایی یاد گرفتی!

sadegh306
Saturday 31 May 2008, 11:22AM
شما قومي تباه كار و تبه كار هستيد که جز دروغ گویی هنری ندارید
اگر این حدیث درست است پس جایگاه پیامبر ما در کجاست ؟؟!!
آیا علی از پیامبر هم برتر است
ای غالیان دروغگو
تازه بما تهمت هم میزنید و از کتاب های معتبر!!!!!؟؟؟!!! ما هم نقل قول میکنید
بسم الله القاصم المعاندین
برای اینکه در دل جویندگان حق و حقیقت ذره ای شک در مورد یکی از صدها فضیلت موجود در کتب معتبر اهل سنت-علی رغم حذف و نابود کردن تعداد بیشماری از آنها در طول تاریخ-شکی باقی نماند برای نمونه و مشتی از خروار حدیث معروف "ضربة علی یوم الخندق"را از کتب آنها برایتان نقل می کنم تا دروغگویی دروغگویان بیسواد و کم سواد آشکارتر شود،آنهایی که حرفی جز اتهام و تهمت زنی ندارند!

حاکم نیشابوری در "مستدرک" معروف خود چنین آورده
المستدرك - ج 3 - ص 32
کتاب الهجرة- فصل:ذکر مبارزة علی رضی الله عنه عمرو بن عبد ود
حدثنا لؤلؤ بن عبد الله المقتدري في قصر الخليفة ببغداد ثنا أبو الطيب أحمد بن إبراهيم ابن عبد الوهاب المصري بدمشق ثنا أحمد بن عيسى الخشاب بتنيس ثنا عمرو بن أبي سلمة ثنا سفيان الثوري عن بهز بن حكيم عن أبيه عن جده قال قال رسول الله صلى الله عليه وآله لمبارزة علي بن أبي طالب لعمرو بن عبد ود يوم الخندق أفضل من اعمال أمتي إلى يوم القيامة *
پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله در مورد مبارزه علی بن ابی طالب با عمرو بن عبد ود در روز جنگ خندق فرمودند: بهتر از همه اعمال امت من تا روز قیامت است!.

عین همین حدیث در کتاب تاریخ بغداد هم آمده
تاريخ بغداد - الخطيب البغدادي - ج 13 - ص 19
باب اللام 6966 – حدیث 6979 لقمان بن الخلیل بن عبدالله...

تفتازانی هم در شرح المقاصد في علم الكلام ج 2 - ص 301 چاپ پاکستان- دارالمعاف النعمانیة- سال 1401 ه.ق این حدیث را آورده
قال صلى الله عليه وسلم يوم الأحزاب لضربة علي خير من عبادة الثقلين
پیامبر صلی الله علیه و سلم در روز احزاب(خندق) فرمود ضربه علی از عبادت ثقلین بهتر است.

شاید عده ای بگویند چطور پیروزی در این جنگ از همه اعمال وعبادات مسلمانان یا انسانها و جنیان تا روز قیامت بالاتر و بهتراست!

جواب این سوال در دعای پیامبر هنگام نبرد امیرالمومنین علی علیه السلام معلوم می شود که فرمود:الهی ان شئت أن لا تعبد فلا تعبد یعنی خدایا اگر علی در این جنگ شکست بخورد دیگر کسی روی زمین تو را عبادت نمی کند و اگر این را می خواهی، ما هم تسلیم امر تو هستیم.
اگر امیرالمومنین شکست می خورد دیگر مسلمانی نمی ماند تا عملی داشته باشند(همین معنا هم در روایات آمده است،که حضرت فرمود اگر علی شکست بخورد جرات پیدا می کنند و من و همه مسلمانان را خواهند کشت).

البته این توضیح عقلائی است و هر عاقلی آن را درک می کند و صاحب کتاب "سیرة حلبی" هم بااینکه از علمای اهل تسنن است ولی عاقل و با انصاف بوده و او هم به جنگ شبهات امام(!!!)ابن تیمیة-امام محمدبن عبدالوهاب و دار و دسته اش-رفته که عین آن را بیان می کنم.

السيرة الحلبية - الحلبي - ج 2 - ص 642 - 643
چاپ سال 1400 ه.ق- بیروت- دارالمعرفة
ذكر بعضهم أن النبي صلى الله عليه وسلم عند ذلك قال قتل علي لعمرو بن عبد ود
أفضل من عبادة الثقلين قال الإمام أبو العباس بن تيمية وهذا من الأحاديث الموضوعة التي لم ترد في شيء من الكتب التي يعتمد عليها ولا بسند ضعيف وكيف يكون قتل كافر أفضل من عبادة الثقلين الإنس والجن ومنهم الأنبياء قال بل إن عمرو بن عبد ود هذا لم يعرف له ذكر إلا في هذه الغزوة أقول ويرد قوله إن عمرو بن عبد ود هذا لم يعرف له ذكر إلا في هذه الغزوة قول الأصل وكان مرو بن عبد ود قد قاتل يوم بدر حتى أثبتته الجراحة فلم يشهد يوم أحد فلما كان يوم الخندق خرج معلما أي جعل له علامة يعرف بها ليرى مكانه أي ويرده أيضا ما تقدم من أنه نذر ان لا يمس رأسه دهنا حتى يقتل محمدا صلى الله عليه وسلم واستدلاله بقوله وكيف يكون إلي آخره فيه نظر لأن قتل هذا كان فيه نصرة للدين وخذلان للكافرين
عده ای نقل کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و سلم- وقتی علی عمرو را کشت- فرمودند:کشتن عمرو بدست علی بالاتر از عبادت ثقلین(جن وانس)است.
امام(!!!)ابوالعباس ابن تیمیة گفته:این حدیث از احادیث ساختگی است و درهیچ کتابی که ما برآنها تکیه می کنیم نیامده(!)، حتی با سندی ضعیف(!) و چطور ممکن است کشتن یک کافر(!) بالاتر از عبادت ثقلین باشد!؟ در حالیکه انبیاء هم در میان ثقلین هستند! همچنین او گفته اصلا من اسم عمرو بن عبد ود را جز در این جنگ ندیده ام وفقط اسم او در این جنگ آمده.
حلبی می گوید این حرف او که می گوید "اسم او را جز در این جنگ ندیده ام"،حرف باطلی است در حالیکه عمرو بن عبد ود در جنگ بدر آنقدر جنگید تا زخمی شد و بخاطر همین(زخمی شدن) در جنگ احد شرکت نداشت و زمان جنگ خندق پرچمی بر چادرش زده بود تا همه بدانند او در این جنگ است تا موقعیت او را ببینند(قوت قلب سپاه کفر بوده و مسلمین هم با دیدن آن پرچم دلهره پیدا می کردند وگرنه نصب پرچم بیهوده بود).
و همچنین من نقل کردم که در تاریخ آمده "عمرو" نذر کرده بود به سر خود روغن نزند تا اینکه پیامبر صلی الله علیه وآله را بکشد.
همچنین استدلال او به اینکه"چگونه ممکن است قتل یک کافر از عبادت ثقلین بهتر باشد" اشکال دارد، چون قتل چنین کسی یاری دین و ذلت و خوار شدن کفار را در پی داشت!.

هر انسانی که ذره ای انصاف در وجودش باقی مانده باشد برایش مثل روز روشن است که چرا کشتن عمرو بن عبد ود-که از خندق عبور کرده بود و هیچ کس توان مقابل با او را نداشت-از عبادت ثقلین یا اعمال امت پیامبر بالاتر است تا چه رسد به اعمال ابوبکر یا عمر!
ابن تیمیه به حدیث "افضل من اعمال امتی"نتوانسته اشکال کنه شاید طرفدارانش بتوانند چنین کاری بکنند و این حدیث محکم را هم نپذیرند البته تا وقتی که جانشان به حنجره نرسیده باشد!

از همین عبارت حدیث مستدرک حاکم که "اعمال امتی" دارد هم معلوم شد که اشکال مغرضان بی سواد و کم سواد-که می گویند چطور این ضربه علی از عبادات پیامبرصلی الله علیه وآله! بالاتر است مگر شما علی را از پیامبر صلی الله علیه و آله بالاتر می دانید!؟- چقدر سخیف و مسخره است و آنها حتی در کلمات احادیث خودشان هم تفکر نکرده اند و فقط دهانی باز و عقلی بسته دارند.

این روایت و روایتهای مشابه در بیش از 20 کتاب دیگر هم ذکر شده که آدرس همه آنها را دارم ولی این مقدار کتاب را خودم دیدم و برای همین آدرس کامل آنها را هم قرار دادم تا دیگر جایی برای شک و تردید برای خودم و آنهایی که می خواهند به حقیقت برسند نماند و بتوانند این احادیث را در این کتابها به راحتی پیدا کنند.
و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب

سجودی
Saturday 31 May 2008, 03:48PM
بسم الله القاصم المعاندین
برای اینکه در دل جویندگان حق و حقیقت ذره ای شک در مورد یکی از صدها فضیلت موجود در کتب معتبر اهل سنت-علی رغم حذف و نابود کردن تعداد بیشماری از آنها در طول تاریخ-شکی باقی نماند برای نمونه و مشتی از خروار حدیث معروف "ضربة علی یوم الخندق"را از کتب آنها برایتان نقل می کنم تا دروغگویی دروغگویان بیسواد و کم سواد آشکارتر شود،آنهایی که حرفی جز اتهام و تهمت زنی ندارند!

حاکم نیشابوری در "مستدرک" معروف خود چنین آورده
المستدرك - ج 3 - ص 32
کتاب الهجرة- فصل:ذکر مبارزة علی رضی الله عنه عمرو بن عبد ود
حدثنا لؤلؤ بن عبد الله المقتدري في قصر الخليفة ببغداد ثنا أبو الطيب أحمد بن إبراهيم ابن عبد الوهاب المصري بدمشق ثنا أحمد بن عيسى الخشاب بتنيس ثنا عمرو بن أبي سلمة ثنا سفيان الثوري عن بهز بن حكيم عن أبيه عن جده قال قال رسول الله صلى الله عليه وآله لمبارزة علي بن أبي طالب لعمرو بن عبد ود يوم الخندق أفضل من اعمال أمتي إلى يوم القيامة *
پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله در مورد مبارزه علی بن ابی طالب با عمرو بن عبد ود در روز جنگ خندق فرمودند: بهتر از همه اعمال امت من تا روز قیامت است!.




زشت است دروغ گویی شیعه
اول حدیثی از کتاب ما !!!!!!! آورد که(( یک ضربه علی از عبادت جن و انس بیشتر ارزش دارد))
ما کتاب خود را ندیده، دانستیم(( با استفاده از عقل خود ))این حدیث دروغ است و این در کتاب شیعه هاست زیرا پیامبر ما هم از جمله انس است
این ایراد را که دیدند حدیث را عوض کردند
که ((این ضربه از عبادت امت محمد بهتره)) و حضرت محمد را استثناء کردند چون اوضاع خیط بود
شیعه خیلی دروغ میگه
شما اول بگید آیا حدیث سیب زمیتی است؟؟؟ یا چی ؟
اون اولی اگر درست بود چرا غیبش کردید اگر درست نبود چرا نوشتید
اما حاکم مردی سهل گیر بوده علمای ما خیلی از حدیث های او را به دلیل همین سهل انگاری رد میکنند
اما تند تند قبل از این که شیعه سنگ حاکم را به سینه بکوبد بگم که همین حاکم که شما خیلی ازش نقل قول میکنید حدیثی داره که علی رضی الله عنه قبل از تحریم مشروب ، شراب خورده
پس در طرفداری از احادیث او زیاد تند روی نکنید و نظر ما را قبول کنید
و اما مستدرک حاکم را به برکت کامپیوتر دیدم:
ذهبی گفته این حدیثی که شما ذکر کردید ، دروغ است واضافه کرده : اون را یک رافضی زشت رو و زشت سیرت جعل کرده...
:قانون(1): یک جمله بعلت نقض گفتمان حذف و تذکر ارسال گردید .

110shamsi
Saturday 31 May 2008, 03:59PM
روى الحاكم النيسابوري،عن بهز بن حكيم،عن أبيه،عن جده،قال:قال رسول الله (صلى الله عليه و آله) :«لمبارزة علي بن أبي طالب (عليه السلام) لعمرو بن عبد ود يوم الخندق أفضل من أعمال امتي إلى يوم القيامة

sadegh306
Saturday 31 May 2008, 05:09PM
زشت است دروغ گویی شیعه
اول حدیثی از کتاب ما !!!!!!! آورد که(( یک ضربه علی از عبادت جن و انس بیشتر ارزش دارد))
ما کتاب خود را ندیده، دانستیم(( با استفاده از عقل خود ))این حدیث دروغ است و این در کتاب شیعه هاست زیرا پیامبر ما هم از جمله انس است
این ایراد را که دیدند حدیث را عوض کردند
که ((این ضربه از عبادت امت محمد بهتره)) و حضرت محمد را استثناء کردند چون اوضاع خیط بود
شیعه خیلی دروغ میگه
شما اول بگید آیا حدیث سیب زمیتی است؟؟؟ یا چی ؟
اون اولی اگر درست بود چرا غیبش کردید اگر درست نبود چرا نوشتید
اما حاکم مردی سهل گیر بوده علمای ما خیلی از حدیث های او را به دلیل همین سهل انگاری رد میکنند
اما تند تند قبل از این که شیعه سنگ حاکم را به سینه بکوبد بگم که همین حاکم که شما خیلی ازش نقل قول میکنید حدیثی داره که علی رضی الله عنه قبل از تحریم مشروب ، شراب خورده
پس در طرفداری از احادیث او زیاد تند روی نکنید و نظر ما را قبول کنید
و اما مستدرک حاکم را به برکت کامپیوتر دیدم:
ذهبی گفته این حدیثی که شما ذکر کردید ، دروغ است واضافه کرده : اون را یک رافضی زشت رو و زشت سیرت جعل کرده...
حالا باز لاشخور وار بگردید دنبال احادیث جعلی و دروغ .... و احادیث صحیح را رها کنید
نوشته ای رو هم که نقل قول می کنی نمی خونی!؟ دیگه اینطوریش رو ندیده بودم!
کجا حدیث رو عوض کردم!؟
مگر تفتازانی حدیث افضل من عبادة الثقلین رو ذکر نکرده!؟ مگه حلبی ذکر نکرده!؟
تازه مگه کلمه "ضربة" یعنی "یک ضربه" که تو اون رو اینطوری ترجمه کردی!؟ این ضربه اشاره به کشتن عمرو بن عبد ود داره حالا تو به کلمه گیر می دی!؟ این حدیث عنوانش اینطوری معروف شده
ببینم باید بیام نوشته هام رو بکنم توی چشمت تا ببینیشون و نگی غیبش کردم!؟ کوری!؟
من احادیث رو با آدرس دقیق برات نوشتم تو هم اگر حرفی از ذهبی نقل می کنی جرأت داشته باش و آدرسش رو کامل بنویس.
شما فقط به احادیثی که امیرالمومنین رو سب کرده بچسبید و تعجبی هم نداره چون ناصبی هستید ان شاالله وقتی جونتون به حنجره رسید این احادیث بدادتون می رسه!
تو دهنت رو باز کردی و گفتی این احادیث رو بر ما ساخته اید من هم این احادیث رو که در کتابهاتون بود گذاشتم جلوی چشمت تا دهنت رو ببندی ولی مثل اینکه فایده ای نداره، حدیث رو با آدرسش هم گذاشتم وگفتی "غیبش کردی"!.

TROY
Saturday 31 May 2008, 05:13PM
دارم براتون
در ضمن عقده ای شمایید با ارباباتون
عقده ای اون کسیه که عوضه این که بره دنبال تشییع جنازه پیامبر رفته دنبال دزدیدن خلافت
عقده ای اون کسیه که به دختر پیامبر سیلی میزنه

چگوري رايحه خانوووووم ؟ چيه حول برت داشته؟! تو كه قرار بود جواب سوالت ،ازدواج با فرد سني:smile31: رو بگيري و زحمت رو كم كني:smile09::cool:
گفتي داري برامون؟! چي داري برامون؟!http://i30.tinypic.com/xge16v.jpg
شيعه ميگود فاطمه پاره تن محمد(ص) در زمان خلافت ابوبكر مورد اهانت قرار گرفته است.
سوال اين است كه علي كجا بود؟! چرا حق فاطمه را نگرفت در صورتيكه او شجاع و دلير بود؟!

وقتي علي ميدانست كه خدا او را خليفه كرده، پس چرا با ابوبكر عمر و عثمان رضي الله عنه بيعت كرد؟

اگر بگوييد قدرت و توانايي نداشت، پس كسي كه قدرت ندارد صلاحيت امامت ندارد. چون فقط كسي ميتواند امام باشد كه توانايي به دوش گرفتن بار امامت را داشته باشد.
اما اگر بگوييد امام خود توانايي داشت اما خود از تواناييش استفاده نكرد، پس اين خيانت است ! و خائن نميتواند امام باشد و براي رهبري مردم تنميتوان به او اعتماد كرد. و امام علي از خيانت و... پاك است

:smile40:

sadegh306
Saturday 31 May 2008, 05:32PM
علی قدرت داشت ولی شعور هم داشت و مثل ابوبکر و عمر که دیدند به قدرت رسیده اند اختیار از کف نداد تا شیرازه جامعه اسلامی که مانند نهالی جوان بدست پیامبر کاشته شده بود و با زحمات ایشان و دلاوری های علی تازه داشت جان می گرفت از بین نرود.
چون ابوبکر و عمر که زحمتی برای استقرار اسلام نکشیده بودند فوق فوقش توی جنگها شرکت می کردند و وقتی اوضاع خراب میشد- مثل جنگ احد و...- پا به فرار می گذاشتند و حتی در تاریخ دستشان به خون یک مشرک و کافر هم آلوده نشد!
حق داری نفهمی چرا علی سکوت کرد وگفت استخوان در گلو و خار در چشم بودم...

رضا فلسفه
Saturday 31 May 2008, 06:00PM
بچه ها کي داره از اين دعواي من و شما سود مي بره
فکر نمي کنيد حالا که عمر و علي يه دشمن مشترک به نام اومانيسم يا اصالت انسان پيدا کردند بهتره به جاي اين جنگا به جنگ اين اژدهاي هفت سر بريم. شايد بپرسيد اومانيسم کجا به من و شما جفا کرده پاسخ من اينه که اومانيسم تو خونه دل من شما لونه کرده بيايد تير رو به جاي اينکه به قلب همديگه بزنيم به دل خودمون بزنيم.

sadegh306
Saturday 31 May 2008, 08:48PM
آقا رضا من و همه اجداد ما در تاریخ آماده بودند تیر را به قلب دشمنان واقعی اسلام بزنند ولی بدبختانه دشمنان اصلی اسلام همانهایی هستند که امانیسم رو بوجود آوردند و یا همان افراد با دروغ تراشی و تحریف تاریخ عامل فتنه و نزاع شدند.
من به اندازه خودم کاملا آماده ام...اگر بگذارند

رایحه اسمانی
Sunday 1 June 2008, 01:12AM
چگوري رايحه خانوووووم ؟ چيه حول برت داشته؟! تو كه قرار بود جواب سوالت ،ازدواج با فرد سني:smile31: رو بگيري و زحمت رو كم كني:smile09::cool:
گفتي داري برامون؟! چي داري برامون؟
شيعه ميگود فاطمه پاره تن محمد(ص) در زمان خلافت ابوبكر مورد اهانت قرار گرفته است.
سوال اين است كه علي كجا بود؟! چرا حق فاطمه را نگرفت در صورتيكه او شجاع و دلير بود؟!

وقتي علي ميدانست كه خدا او را خليفه كرده، پس چرا با ابوبكر عمر و عثمان رضي الله عنه بيعت كرد؟

اگر بگوييد قدرت و توانايي نداشت، پس كسي كه قدرت ندارد صلاحيت امامت ندارد. چون فقط كسي ميتواند امام باشد كه توانايي به دوش گرفتن بار امامت را داشته باشد.
اما اگر بگوييد امام خود توانايي داشت اما خود از تواناييش استفاده نكرد، پس اين خيانت است ! و خائن نميتواند امام باشد و براي رهبري مردم تنميتوان به او اعتماد كرد. و امام علي از خيانت و... پاك است

:smile40:

ببین جوجه سنی اره قرار بود برم اما دلم خواست بمونم
اره دارم برات
اما کوچولو من مثل تو مهد کودک نمیرم دست دستی کنم امتحان دارم فعلا هم نمی تونم بیام
حالا که خودت میخوای باشه
دوشنبه جوابت را میدم خوب خاله جون حالا مسواک نزده نخواب خوب:smile55:

در ضمن میدونم که شماها وقتی از عمر حرف میزنید با یه افتخاری میگید عمر از لاتهای اون زمون بوده و همه ازش می ترسیدن
توی مذهب شماها هرچی صفت زشته ستودنیه
علی اگه اون روز سکوت کرد یه روزی وقتی قدرت داشت سکوت کرد در مقابل عایشه
با همه گند کاریهخای عایشه با همه بدیهاش سکوت کرد اون روز می تونست مثل اربابای تو که حتی کسی هم که حرف نمیزد ولی وجودش نگران کننه بود را می کشتند او را بکشه به جرم قیام علیه امام زمان خودش
اما امام علی سکوت کرد که نشون بده اون علی هست همان که در ایه مباهله جان پیامبره این علی همان علیست که همیشه با پیامبر بوده از همان روز اول
امام علی سکوت کرد که به ماها به ادمای اون زمان نه به ما بگه من احترام زن پیامبر را با تمام نادانیش و سرکشیش نگه داشتم هر چند که به قول اقای سجودی عایشه عقده کسای دیگه را سر امام علی دراورد عایشه ای که امام علی را خوب میشناسه
اما ارابابای تو احترام فاطمه را شکستند او هم دختر پیامبر بود که خودت هم می دونی سرور زنان اهل بهشته چرا چون فاطمه از حقش دفاع کرد چرا چون عایشه گفته فاطمه تنها کس شبیه به پدرش بود سیلس زدن به دختر رسول خدا و تازیانه زدن به او و فدک دزدیدن از او جز از اربابان تو از کی انتظار میره

بقیش هم بعدا ....

رایحه اسمانی
Sunday 1 June 2008, 05:24AM
علی سکوت کرد تا مردم خودشون تفاوت علی با اربابای تو را بودونن
تا یه روزی که جوجه هایی مثل تو سنگ قران به سینه می زنن و به هزارتا راوی پست مثل ابوهریره روی میارن
معلوم بشه که راهش قرانیه
تا معلوم بشه کی طبق قران عمل می کنه هنوز از شهادت پیامبر نگذشته در حالی که امام علی در حال غسل پیامبره دنبال خلافتند این تمام شخصیت کافرشون را مریزه رواب و این کار از یه ادمی با شناسنامه ای چون عمر از کی انتظار میره
علی سکوت کرد تا یه روزی جوجه هایی مثل تو و رفقات که ادعای حب علی را می کنید رسوا بشید
که حتی در زمان خلافت علی هم از اذیت و مخالفت او دست بر نداشتید
میگوئید علی در برابر عایشه سکوت کرد
اما در مقابل معاویه چه امام مخالفت خود را اعلام کرد
اما شماها معاویه را محترم دارید باز هم می گوئید ما علی را دوست داریم
علی سکوت کرد تا نشون بده بله قران همون کتاب اشکار و بیان کننده ست
که راه تو و اربابات مثل قرانه یا راه علی
همون برای جوابت بس که با وجود این که میتونست گردن عایشه را بزنه باز هم از او گذشت کرد ایا قدرت نداشت!!!!!!!!!!!!
همان برای تو بس که برای تائید اربابات حول میشید و میگید امام علی دخترش را به عمر داد اما خنده دار که هر وقت میاین ماست مالی کنید یه رسوائی دیگه می زنید
شما مرتبا از تائید عمر از امام علی کمک میگیرد پس اگر مقام عمر از امام علی بیشتر است لزومی به تائید امام علی نیست و اگر از تائید امام علی استفاده می کنی پس مقام امامم از عمر بالاتره که به هر در میکوبی تا تائید امامم را نشان دهی
همون برات بس که امام علی را دست بسته بردند و وقتی دختر پیامبرتون میخواست از او دفاع کنه تازیانه به او زدند
همون برای تو بس که برای بیعت گرفتن از علی شمشیر بر سرش گرفتند
همون برای تو بس که حتی امامم هنگام بیعت دستش را باز نکرد این نشون میده که تمام این کارها به اجبار بوده
و این نشون میده که اربابات خیلی گند زدن کوچولو

ببین جوجه سنی اقای مهرداد در تایپیک حسادت های عایشه جوابت را خوب داده برو بشین فکر کن

مسلمان واقعي 10
Sunday 1 June 2008, 07:58AM
اگر درست بحث نکنید جواب نمیدم

وهابی که به بن بست می رسد لگد می زنه

سجودی
Sunday 1 June 2008, 08:12AM
زشت است دروغ گویی شیعه


:قانون(1): یک جمله بعلت نقض گفتمان حذف و تذکر ارسال گردید .


من صفات اونها را به یک پرنده تشبیه کردم این اگر بی ادبی است اونها هم مرا به یک چهار پا تشبیه کردند یک بار که صد بار جای دور نمیروم در همین جا ببینید
عرض میکنم وهابی از مصادیق این ایه شریفه - که مثل انها مثل حمار است

اگر بگویید این آیه قران است و بی ادبی نیست خوب از من هم نیست کرکس که بهتر است از خر

گردانندگان باشگاه با طرفداری بیمورد از چند عدد آدم بی ارزش دارند ارزش خودشونو کم میکنند
از من گفتن بود دیگر خود دانید
البته اگر مجبورید آنوقت معذورید
حالا من به درک حالا من به جهنم
آیا حضرت عمر را( اب.... و یا ل.طی ... نگفتند؟؟ ایا ام المومنین را چه گفتند؟؟)
هم حیا چیز خوبی است هم انصاف

مسلمان واقعي 10
Sunday 1 June 2008, 08:18AM
هم حیا چیز خوبی است هم انصاف
تو که ارزش بحث نداری

برو گنده هات را ببین یک حرف درست قرانی دارند

یا همه هیکل وهابیها پر است از بغض به خاندان رسالت

چون اهل بیت رسول الله رسوا کردند خدایان و بت های شما را که عمر و بو بکر و این قماش افراد بودند

سجودی
Sunday 1 June 2008, 08:20AM
وهابی که به بن بست می رسد لگد می زنه
اگه در جوابت بنویسم ک: رافضی غذا که پیدا نکنه کثافت میخوره اونوقت اخطار میگیرم

sadegh306
Sunday 1 June 2008, 09:53AM
اگه در جوابت بنویسم ک: رافضی غذا که پیدا نکنه کثافت میخوره اونوقت اخطار میگیرم
از قدیم گفتن:
کافر همه را به کیش خود پندارد!

رایحه اسمانی
Sunday 1 June 2008, 10:20AM
آیا حضرت عمر را( اب.... و یا ل.طی ... نگفتند؟؟ ایا ام المومنین را چه گفتند؟؟)


کوچولو چیه نارحت شدی ما که مثل شما دروغ سر هم نمیکنیم
می خوای اون اقای سنی که لین حرف را زد نشونت بدم
اخه بد بخت اینجا برای اینکه حقانیتت را نشون بدی یه چیزایی را نمیگی
اما امثال تو درست مثل تو برای تائید اربابات به هر دری میزنند
اما همیشه همتون مثل هم خرابکاری می کنید
کوچولو توی قران ما میگه خداوند وعده یاری حق را داده پس شماها زود رسوا میشید
البته توی قران شما را نمی دونم اصلا حرف از حق زده شده یا نه:smile09:

seratallah
Sunday 1 June 2008, 10:22AM
سلام
به فرض آنچه که می گویند و در تاریخ اتفاق افتاده حقیقت باشد :smile17:
آن چیزی است که قرنها پیش انسانهایی که یک گوشه جهان (عراق و عربستان) رخ داده است .
آیا این ربطی به ما دارد که حقیقت که همان قرآن است رها کنیم و وارد بحث و جدلهای بشویم که هیچ فایده ای ندارد و نمی شود تاریخ را برگرداند و جلوی آن را گرفت حال این ظلم در حق اهل بیت رسول شده باشد یا کدام بهتر است و یا با که می خواهیم محشور شویم ؟
این ادعاها و موضوعات که بیشتر حدس و گمان است و ما حقیقت 1400 سال پیش را نمی دانم مگر آنچه در تاریخ است که به آن هم اعتباری نیست پر از دروغ و تحریف ؟؟؟:smile09::confused:
اما یک قرآن است که تحریف نشده و همه ما به جای قرآن حدیث و روایات را ترجیح داده ایم ؟
بیایید فقط طبق قرآن بدون حدیث و روایت زندگی کنیم آنگاه حقیقت هر آنچه می گویند خواهید فهمید

رایحه اسمانی
Sunday 1 June 2008, 10:27AM
اخی هنوز غیر از اقای سجودی کسی نیست بگه می خواد با کی محشور شه:smile55::smile55:

بیچاره ها روشون نمیشه :p

sadegh306
Sunday 1 June 2008, 10:29AM
سلام
به فرض آنچه که می گویند و در تاریخ اتفاق افتاده حقیقت باشد :smile17:
آن چیزی است که قرنها پیش انسانهایی که یک گوشه جهان (عراق و عربستان) رخ داده است .
آیا این ربطی به ما دارد که حقیقت که همان قرآن است رها کنیم و وارد بحث و جدلهای بشویم که هیچ فایده ای ندارد و نمی شود تاریخ را برگرداند و جلوی آن را گرفت حال این ظلم در حق اهل بیت رسول شده باشد یا کدام بهتر است و یا با که می خواهیم محشور شویم ؟
این ادعاها و موضوعات که بیشتر حدس و گمان است و ما حقیقت 1400 سال پیش را نمی دانم مگر آنچه در تاریخ است که به آن هم اعتباری نیست پر از دروغ و تحریف ؟؟؟:smile09::confused:
اما یک قرآن است که تحریف نشده و همه ما به جای قرآن حدیث و روایات را ترجیح داده ایم ؟
بیایید فقط طبق قرآن بدون حدیث و روایت زندگی کنیم آنگاه حقیقت هر آنچه می گویند خواهید فهمید
اگه می خواهی فقط با قرآن زندگی کنی و کاری به احادیث صحیح نداشته باشی پس نه 17 رکعت نماز باید بخونی نه زکوت بدی(چون اصلا توی قرآن معلوم نیست زکات به چی تعلق گرفته)و 90 در صد عبادات ریز ولی واجب دین رو باید ترک کنی
دوست عزیز!اینطور دین داشتن با نداشتنش هیچ فرقی نداره بلکه دین نداشتن بهتر از اون هست چون اون بی دین می ره راحت می چره و کیفش رو می کنه ولی این طور مسلمون بودن که باید که سری چیزها رو رعایت کنه(برای اینکه توی قرآن اومده مثلا غیبت نکن، تهمت نزن و...)آخرش هم مثل اون بی دین کباب میشه...
پس دوست عزیز یا زنگی زنگی باش یا رومی رومی...

رایحه اسمانی
Sunday 1 June 2008, 03:19PM
حضرت عمر


وای سجودی تو هم که مشرک شدی:smile27: اخه کی به ادم مرده حضرت میگه :smile27:
توبه کن تا سرت را نزدن برن بهشت:smile21:

محمد م
Monday 2 June 2008, 02:19AM
با سلام
فرض كنيد دور از جان شما تا يك ساعت ديگر بيشتر زنده نخواهيد ماند و شما را مقيد كنند كه حق يك انتخاب بيشتر نداريد آيا دوست داريد در آن جهان با علي محشور شويد يا عمر
لطفا" نظرتان را با دليل بيان كنيد.
متشكرم:smile09:
به نظر من این پرسش اشتباه است چرا ؟
چون بر اساس پیش فرش اشتباه پرسشگر بنا نهاده شده است .یعنی پرسشگر محترم در ذهن خود این فرض را دارند که علی و عمر در دو شرایط متفاوت و به عبارت دقیق تر متضاد محشور می شوند . اما این پیش فرض اشتباه است . متوان با رجوع به عقل و منطق دریافت که این دو بزرگوار به استناد تاریخ در دو جبهه مخالف نبوده اند که در روز واپسین نیز دو وضعیت متضاد داشته باشند . هردوی آنها در جبهه اسلام و در کنار پیامبر بر علیه جبهه کفر و شرک بوده اند . این دو اگر اختلافی هم بین آنها بوده این اختلاف آنچنان نبوده است که یکی را مستوجب برزخ ودیگری رامستحق بهشت باشد
اما حتی اگر اینگونه نیز بود سوال اصلی اینجا است که آیا ما تصور میکنیم پیامبر اکرم و ما را بجای یارانش برای همنشینی انتخاب می کند ؟ ما که حتی اسامی تمام اصحاب بدر را نمیدانیم توقع توفق و برتری بر آنها و توفیق همجواری پیامبر راداریم ؟وآنها در اسفل سافلین هستند؟!!!
بنده خودم را عرض میکنم : منی که حتی نماز های پنچگانه خود را درست نمی خوانم و در جذابیتهای امروزه دنیای مادی غوطه ورم امید دارم خداوند گناهان من را ببخشد اما در همان حال معتقدم خداوند تبارک و تعالی اصحاب بدر را عذاب میکند و از گناهان آنها نمیگذرد؟
توقع دارم خداوند برای من که هیچ کاری برای دین او انجام نداده ام و غرق گناه هستم رحیم باشد اما برای اصحاب پاک پیامبر که از جان و مال خود گذشته اند سریع الحساب !!!
من به بهشت می روم واصحاب بدر به جهنم ؟!!! اگر اینگونه باشد چه بد قضاوت میکنم
به نظر من محشور شدن با هرکدام از این دو بزرگوار تفاوتی نمی کند
اما ما را به آنها چه کار آنها رفتند ما هنوز اند خم یک کوچه ایم جاهلانه خودرا با آنها مقایسه میکنیم و حسرتا که جزوء سابقون نیستیم و شاید آنهم شاید با بخشش خداوند بار دست چپمان را خالی کنند
خدایا در روزی که هیچ فریاد رسی نیست به تو پناه می برم ای فریاد رس فریاد رسان
یا ستار العیوب

اسلام راستين
Monday 2 June 2008, 07:35AM
:قانون(1): تذکر ارسال شد .

sadegh306
Monday 2 June 2008, 07:42AM
به نظر من این پرسش اشتباه است چرا ؟
چون بر اساس پیش فرش اشتباه پرسشگر بنا نهاده شده است .یعنی پرسشگر محترم در ذهن خود این فرض را دارند که علی و عمر در دو شرایط متفاوت و به عبارت دقیق تر متضاد محشور می شوند . اما این پیش فرض اشتباه است . متوان با رجوع به عقل و منطق دریافت که این دو بزرگوار به استناد تاریخ در دو جبهه مخالف نبوده اند که در روز واپسین نیز دو وضعیت متضاد داشته باشند . هردوی آنها در جبهه اسلام و در کنار پیامبر بر علیه جبهه کفر و شرک بوده اند . این دو اگر اختلافی هم بین آنها بوده این اختلاف آنچنان نبوده است که یکی را مستوجب برزخ ودیگری رامستحق بهشت باشد
اما حتی اگر اینگونه نیز بود سوال اصلی اینجا است که آیا ما تصور میکنیم پیامبر اکرم و ما را بجای یارانش برای همنشینی انتخاب می کند ؟ ما که حتی اسامی تمام اصحاب بدر را نمیدانیم توقع توفق و برتری بر آنها و توفیق همجواری پیامبر راداریم ؟وآنها در اسفل سافلین هستند؟!!!
بنده خودم را عرض میکنم : منی که حتی نماز های پنچگانه خود را درست نمی خوانم و در جذابیتهای امروزه دنیای مادی غوطه ورم امید دارم خداوند گناهان من را ببخشد اما در همان حال معتقدم خداوند تبارک و تعالی اصحاب بدر را عذاب میکند و از گناهان آنها نمیگذرد؟
توقع دارم خداوند برای من که هیچ کاری برای دین او انجام نداده ام و غرق گناه هستم رحیم باشد اما برای اصحاب پاک پیامبر که از جان و مال خود گذشته اند سریع الحساب !!!
من به بهشت می روم واصحاب بدر به جهنم ؟!!! اگر اینگونه باشد چه بد قضاوت میکنم
به نظر من محشور شدن با هرکدام از این دو بزرگوار تفاوتی نمی کند
اما ما را به آنها چه کار آنها رفتند ما هنوز اند خم یک کوچه ایم جاهلانه خودرا با آنها مقایسه میکنیم و حسرتا که جزوء سابقون نیستیم و شاید آنهم شاید با بخشش خداوند بار دست چپمان را خالی کنند
خدایا در روزی که هیچ فریاد رسی نیست به تو پناه می برم ای فریاد رس فریاد رسان
یا ستار العیوب

محمد جان عزیز
علی و عمر در کنار پیامبر بودند ولی علی کنار پیامبر بود و عمر بالای کوه!
علی به کشتن بزرگان مشرکین مشغول بود و عمر در عمر مبارزاتیش یک مشرک را هم نکشت!(یا لااقل یک حدیث در منابع اهل سنت نداریم که کسی را کشته باشد).
علی شر مشرکین را از سر پیامبر و اسلام کم می کرد ولی عمر در جنگ بدر فریاد زد کشتن مشرکین بس است،اسیر بگیرید!(و خداوند در قرآن این عمل را توبیخ کرد).
علی خیبر را فتح کرد ولی عمر پرچم را گرفت و رفت اما بسرعت برگشت!
علی عمرو بن عبد ود را به درک فرستاد ولی عمر جرات داوطلب شدن هم برای کشتن او نداشت!
عمر به پیامبر نسبت هزیان داد(ان الرجل لیهجر) ولی علی خود را از فرط علاقه و فروتنی خود را عبد پیامبر می دانست(انا عبد من عبید محمد)!.
فاطمه-که خشم وغضبش،خشم وغضب پیامبر و خدا بود-به قول عایشه از ابوبکر و عمر خشمناک بود تا جان به جان آفرین تسلیم کرد و با آن دو حرف نزد!
عمر به زور و تهدید دختر علی را در حالیکه هم کوچک بود و هم علی با این ازدواج مخالف بود به ازدواج خود درآورد!
محمد جان دهها مورد دیگر هم می توانم برایتان بنویسم که فرق علی و عمر برایتان آشکار شود اگر در مورد آن اطلاعی ندارید!
بهرحال دوستمان که این سوال را مطرح کرده، این تفاوتهای شخصیتی و این برتری های در ذهنش بوده و پیش فرضش کاملا درست و صحیح بوده و اگر فرض بگیریم عمر هم در بهشت است در حالیکه غضب فاطمه را با خود یدک می کشد! باز هم از نظر فضلیت و برتری این علی است که بافضلیت تر از اوست و انتخاب علی برای کسانی که او را با فضیلت تر می دانند انتخاب عقلایی و منطقی است چون هر عاقلی بین فاضل(اگر ثابت شود البته!) و افضل مطمئنا افضل را انتخاب می کنند.
موفق باشید

محمد م
Tuesday 3 June 2008, 09:31AM
برادر عزیز صادق با سلام
همیشه با خود میگویم ای کاش راهکاری بود که ممکن میگردید تا درستی و نادرستی مطالب مورد اختلاف اسلامی به شکل غیر قابل انکاری اثبات می شد چیزی مثل سفر به اعماق زمان و دیدن حوادث تاریخی .
برادرم میدانم که مطالب زیادی از این دست که شما فرمودید وجود دارد اما مشکل اینجا است که اهل تشیع یک نوع تاریخ اسلامی را روایت میکنند و اهل تسنن به نوعی دیگر . سوال اصلی اینجا ست که فرد برای قبول این روایت های مختلف و بعضا متضاد چه معیار های دارد ؟
آیا صرف احساس قوی مثبت و منفی به افراد میتواند رستگاری دو عالم را برای او به ارمغان آورد ؟
آیا ساختن شخصیت های سیاه و سفید منطبق بر واقعیت تاریخی است؟ یا ذهن ما همواره دوست دارد قهرمان های مثبت و منفی داشته باشد
وآ یا نباید در این مقوله مهم که با رستگاری آخرت مان مرتبط است از بینش و خرد بهره جهت تبین وقایع بکار برد؟
زمانی که شما با دو نوع روایت در مورد یک اتفاق واحد روبرو هستید کدام روایت و حدیث را قبول میکنید ؟
شاید این مثال به روشنتر شدن قضیه کمک کند :
تصور نمایید کسی فوت نموده ولی برای شما دو نفر دو حدیث و روایت متفاوت از مرگ او خبر می آورند : یکی می گوید او به مرگ طبیعی از دنیا رفته و دیگر ی می گوید او به قتل رسیده .
حال پرسش من از شما این است شما برای این که ببینید کدام شخص حقیقت را میگوید چه روشی بکار می برید ؟
منظر پاسخ شما می مانم
خدا یارتان
والله حکیم

sadegh306
Tuesday 3 June 2008, 10:28AM
محمد عزیز من هرچه نقل کردم از منابع معتبر خودتان بود نه منابع ما!!!
اگر طالب حق و حقیقت هستید بفرمایید کدام یک از این جملات برایتان مشکوک و بی اعتبار هست تا من سندش رو از کتابهای خودتون بیاورم البته اگر بعد از آن نگویید که اینها را شیعه در کتابهای ما وارد کرده!!!!! چون این حرف دور از شخصیت شماست و این حرف را آنهایی می زنند که چشم و گوش خود را بر حقایق بسته اند نه شما!
من دوست ندارم شخصیتها را سیاه و سفید ببینم من دوست دارم شخصیتها را همانطور که هستند ببینم و بهترین منبع من برای قضاوت هر کتابی است که طرفداران آن شخصیت آن کتابها را قبول دارند و من از این قانون هرگز تخلف نمی کنم و چیزهایی که در کتابهای ما نوشته شده را نمی آورم بلکه خود من دنبال حقیقت هستم نه اینکه چشم وگوش خود را بر حقیقت ببندم.
ممکن است طرفداران هر شخص یا گروهی احادیثی هم در فضیلت آنها داشته باشند ولی ما باید همه جانبه ببینیم و تناقض حرفها و استدلالات خودشان برای آشکار شدن حق کافی است و کافی است به حرفهایی متناقض آنها شک کنیم آنگاه پرده های تعصب از جلوی چشممان کنار می رود و حقیقت را می بینیم البته اگر بخواهیم!
محمد عزیز موفق باشید

reza4603
Tuesday 3 June 2008, 12:06PM
بدون شک با حضرت عمر ، چون ایشان با یک حساب ساده حسنات بیشتری دارد تا حضرت علی

بله این درست که هر دو نفر اونها از عشره مبشره هستند
بله این درست که هردوی اونها ممدوح رسول الله بوده اند اما برتری عمر به علی دو دلیل دارد
دلیل اول = بهترین فرد امت محمد صلی الله علیه و سلم در نزد اهل سنت ابوبکر صدیق است او به تنهایی وزن اعمال نیکش از وزن اعمال نیک، تمامی امت محمد سنگین تر است. چنین شخصی عمر را جانشین خود انتخاب کرد . عمر که پسر خاله ابوبکر نبود ! انتخاب عمر در حضور علی ،دلیل است به اینکه بهترین فرد این امت ، عمر را برتر میدانسته از بقیه
اندکی از سنی ها با این رای مخالفند و این را دلیل قاطع نمیدانند
دلیل اونها این است که ابوبکر معصوم نیست و میتوانسته اشتباه کرده باشد
میتوانسته دلیل انتخاب عمر بزرگتری سن اوباشد نسبت به علی
پس این دلیل برتری نیست
این گروه سنی ها همراه بقیه میگویند: بی تردید بهترین فرد امت ابوبکر است
و در مورد دومی سکوت میکنند یا میگویند عشره مبشره هستند
اما دلیل دوم برتری عمر برعلی این است که شیعه ها ، ایشان را فحش میدهند و مطابق حدیث، نیکی های شیعه ها ، به حساب حضرت عمر واریز میشود
و اگر شیعه نیکی نداشته باشد گناهان عمر را در پاداش فحش شیعه، در قیامت در پشت شیعه ها می نهند
و اگر عمر گناه نداشته باشد، درجه عمر بالا میرود با این حساب عمر حالا به برکت شیعه ها ، به اندازه پیامبران معصوم است !!!
شاید برای همین است که پیامبر فرمود: اگربعد از من پیامبری میامد همانا او عمر میبود
میدانم حالا شیعه های قمی دندان های زرد خود را به نشانه خنده نشان میدهند که اهه درجه عمر با فحش بالا میره ؟؟!!
پس ما فحش میدهیم و شما اعتراض نکنید
جواب این است که اولا
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
دوما با اعتراض بشما، درجه ما هم با لا میره
پس ای پرسنده سوال احمقانه بالا !!
بدان که اگر مرا با غلام مومن علی هم محشورکنند باز از خوشحالی کلاه خود را به هوا میندازم
اما اگر انتخاب بدستم باشد با عمر میروم نه با علی ...... به دلایل فوق
ایضا به این دلیل با عمر میروم که بخشم آوردن شما کیته توز ها ثواب دارد

و الحمدلله و لله الحمد و الله اکبر

به به جناب سجودي!!! مي بينم كه اينجا تشريف داريد! شناختي؟:smile09: من عزرائيل و مسئول قبض روح شما هستم:smile21: هموني كه مدعي هستي كه تو مناظره شكستش دادي:smile21: و رفتي و پشت سرت رو نگاه نكردي:smile27:مي بينم كه سايتت رو ول كردي به بچه ها چسبيدي؟:smile09: دو روز ولت كرديم سريع دم درآوردي و هر چي تو دهنت بود و لايق خودت بود دوباره نثار علي(ع) و پيروانش كردي!:mad:
اما در مورد محشور شدنت با عمر:
اميدوارم كه با عمر محشور بشي! چون جاي عمر در درك جهنم قرار داره! باور نداري مدرك تاريخي رو گوش كن:
علي(ع) فرمود: من فقط يك كلام دارم: اي چهار نفر (سلمان، ابوذر، مقداد، زبير) شما را به خدا متذكر مي شوم ـ و سپس رو به آنان كرد و فرمود: از پيامبر(ص) شنيدم كه مي فرمود: تابوتي(جايگاهي) از آتش وجود دارد كه دوازده نفر در آنند: شش نفر از پيشينيان و شش نفر از آيندگان. اين تابوت در چاهي در عمق جهنم واقع شده كه در تابوت قفل شده است. بر در آن چاه تخته سنگي است. هنگامي كه خداوند اراده مي كند دوزخ را شعله ور كند اين سنگ بزرگ سخت را از رو اين چاه بر مي دارد و از شعله و حرارت اين چاه جهنم شعله ور مي شود.
علي(ع) در ادامه ي سخنانش فرمود: از پيامبر(ص) پرسيدم: پيشينيان كيانند؟ فرمود: پيشينيان عبارتند از: 1- قابيل پسر آدم(ع) كه برادرش هابيل را كشت 2- فرعون فراعنه (بزرگ سلاطين سركش مصر). 3- كسيكه درباره خدا با حضرت ابراهيم (ع) بحث كرد. 4- دونفر از بني اسرائيل كه كتابشان را تغيير دادند و سنتشان را زير و رو كردند كه يكي از انها هود از يهود و ديگري نصر از نصاري بود. 5- آنكه ناقه ي صالح را پي كرد. 6- قاتل يحيي بن زكريا. و شش نفر از آيندگان عبارتند از: دجال و اين پنج نفر اصحاب صحيفه و نامه ي مكتوب و جبت و طاغوت آنها كه به صحيفه و نوشته شان عهد كردند، و بر دشمني تو (كه برادر مني) پيمان بستند. بعد من ابوبكر و عمر عليه تو تظاهر مي كنند.
سلمان مي گويد: ما گفتيم: راست گفتي، گواهي مي دهيم كه ما هم اين كلمات را از پيامبر(ص) شنيديم.
اسرار آل محمد(ص) فصل چهارم صفحه 42
اما موضوع ديگر اينكه آيا ابوبكر و عمر مورد لعن رسول خدا قرار نگرفتند؟ مگر پيامبر در جريان سپاه اسامه به سمت شام نفرمود كه خدا لعنت كند هر كه را با اسامه همراه نشود.
پس واقعيت است كه تو جايگاه بهتر از اين محشوريت نداري!!!!

sadegh306
Tuesday 3 June 2008, 12:50PM
سلام آقا رضای عزیز وقتی با این قوم بحث می کنی همیشه به این آیه توجه کن"فجادلهم بالتی هی احسن"! چون این قوم و گروه احادیث و مستندات تاریخی خودشون رو هم قبول ندارن چه برسه به اسرار آل محمد!.
و من هم امیدوارم و دعا می کنم که سجودی و امثال او با عمر رحمة الله علیه محشور شوند و از محشور شدن خود با مراد خویش راضی باشند.
آمین یا رب العالمین
اگر یه دعای من رو خدا مستجاب کنه من فکر می کنم همین دعا باشه
آقا رضای عزیز موفق باشید

محمد م
Tuesday 3 June 2008, 01:44PM
محمد عزیز من هرچه نقل کردم از منابع معتبر خودتان بود نه منابع ما!!!
اگر طالب حق و حقیقت هستید بفرمایید کدام یک از این جملات برایتان مشکوک و بی اعتبار هست تا من سندش رو از کتابهای خودتون بیاورم البته اگر بعد از آن نگویید که اینها را شیعه در کتابهای ما وارد کرده!!!!! چون این حرف دور از شخصیت شماست و این حرف را آنهایی می زنند که چشم و گوش خود را بر حقایق بسته اند نه شما!
من دوست ندارم شخصیتها را سیاه و سفید ببینم من دوست دارم شخصیتها را همانطور که هستند ببینم و بهترین منبع من برای قضاوت هر کتابی است که طرفداران آن شخصیت آن کتابها را قبول دارند و من از این قانون هرگز تخلف نمی کنم و چیزهایی که در کتابهای ما نوشته شده را نمی آورم بلکه خود من دنبال حقیقت هستم نه اینکه چشم وگوش خود را بر حقیقت ببندم.
ممکن است طرفداران هر شخص یا گروهی احادیثی هم در فضیلت آنها داشته باشند ولی ما باید همه جانبه ببینیم و تناقض حرفها و استدلالات خودشان برای آشکار شدن حق کافی است و کافی است به حرفهایی متناقض آنها شک کنیم آنگاه پرده های تعصب از جلوی چشممان کنار می رود و حقیقت را می بینیم البته اگر بخواهیم!
محمد عزیز موفق باشید

برادرم صادق عزیز مجددا سلام

اینکه می گویید که این روایات از اهل تسنن آورده اید پس دلیل صحت آن است ، چندان با شما موافق نیستم چون مهم قبولی این روایات از نظر اجماع اهل تسنن است. و صرف موجود بودن روایت در کتب معیاری برای قبولی آن روایت نیست اگر غیر از این بود که اهل تسنن با اهل تشیع دیگر مخالفتی نداشت . این رویه اهل تسنن است که معترف به حدیث ضعیف و قوی است
و فکر می کنم علمای شیعه نیز معتقد به روایات ضیف و جعلی در متون خود هستند نمونه بارز آن نقطه نظرات شهید مطهری در ارتباط با خرافات واقعه کربلا است.
فرض کنید من و شما بدون پیش زمینه های ذهنی می خواهیم در ارتباط با واقعه تاریخی قضاوت کنیم اصلا کتب و روایات متضاد و ضعیف هردو فرقه را در این نقطه قبول نمی کنیم . این نقطه آغاز رسیدن به حقیقت است .یعنی برای طالب حقیقت گام اول شک و تردید و تحقیق از ابتدا است . امیدوارم با من موافق باشید
از این رو سوال خودم را تکرار میکنم که شما در زمانی که دو روایت متضاد از مرگ کسی دارید برای پی بردن به اصل واقعه چه میکنید ؟یک نفر می گویید قتل بوده و دیگر میگویید مرگ طبیعی
فکر میکنم در باید ابتدا تحقیق بر معیار های علمی انجام داد یعنی در این مثال نگاه به گزارش پزشکی قانونی میکنید اما اگر پزشکی قانونی بگویید بدلیل گذشت 1400 سال از مرگ فرد امکان اظهار نظر دقیق وجود ندارد . گام بعدی شما برای رسیدن به حقیقت چیست ؟
برادرم! ما در این نقطه قرار داریم با جسد تاریخ روبرو هستیم که بر اساس زمان متلاشی شده و دیگر به راحتی نمی توان سیمای او را تشخیص داد چه برسد به اظهار نظر کردن در ارتباط با جزئی ترین مسائل او.
در این مقطع زمانی ما برای رسدن به حقیقت مطلب نمی توانیم بر اساس احساس عمل نماییم بگوییم چون فرد نحیفی است پس حتما جنایتی رخ داده است . عقل حکم به شواهد و قرائن نگاه کنیم .
اما قبل از بیان شواهد و قرینه ها منتظر نظر شما می مانم که آیا با این روش کشف حقیقت موافق هستید یا خیر؟ پس از آن به ذکر سیره و روش شخصیت های اصلی ماجرا یعنی پیامبر اکرم ابوبکر عمر و حضرت علی بپردازیم
پایینده باشید
خدا نگه دار
والله هادی

sadegh306
Tuesday 3 June 2008, 03:27PM
آقا محمد عزیز
اینکه چند عالم بزرگ و فهیم سنی یک یا چند حدیث را در کتابهایشان بیاورند و بعد ما بگوییم باید همه اهل سنت اجماع داشته باشند حرف درستی نیست،چون اگر بگوییم علمای بزرگی مثل طبری ابن حجر وذهبی و مسلم وبخاری و کسانی که به بزرگی از آنها یاد میشه این احادیث رو در کتابهای خودشون آورده باشند و اونها رو قبول نداشته باشند در واقع به عقل و شعور این بزرگان توهین کرده ایم و فکر نمی کنم توهینی از این بزرگتر وجود داشته باشد!.
من منکر احادیث ضعیف و جعلی نشده ام و حرف شما در مورد احادیث جعلی کاملا درست و منطقی و صحیح است ولی من همه این مطالبی را که در مورد علی علیه السلام و عمر رحمة الله علیه نوشتنم نه تنها جعلی نیستند بلکه در کتابهای مختلف و قابل اعتمادتان ثبت شده اند.
اگر دوست داشتید تک تک با ذکر منبع و آدرس دقیق خدمتتان تقدیم می کنم تا ذره ای در دلتان شک وارد نشود!.
موفق باشید

TROY
Tuesday 3 June 2008, 07:44PM
ببین جوجه سنی اره قرار بود برم اما دلم خواست بمونم
اره دارم برات
اما کوچولو من مثل تو مهد کودک نمیرم دست دستی کنم امتحان دارم فعلا هم نمی تونم بیام
حالا که خودت میخوای باشه
دوشنبه جوابت را میدم خوب خاله جون حالا مسواک نزده نخواب خوب:smile55:

در...
عزيز دلم جوجو خودتي من به هم سن و سالاي تو درس ميدم عزيزم:smile28:
تو خودت هيچي نداري پشت مهراد قايم شدي!
غصه ي مسواك منو نخور . تو مواظبه دلت باش كه فاسد شده!

به تواتر ثابت شده و همه ميدانند كه عمر و ابوبكر و عثمان از افراد بسيار نزديك به پيامبر بوده اند پس انها يا در حيات پيامبر و يا بعد از حيات او مسلمان كامل و واقعي بوده اند اگر آن ها با چنان كه به پيامبر نزديك بوده اند مسلمان واقعي نبوده اند پس پيامبر آن ها را نمي شناخته است يا ان كه از وضعيت ان ها اگاه بوده و با ان ها سازش كرده و هر يك از اين دو فرضيه توهين به پيامبر است
اگر نمي داني اين يك مصيبت است و اگر نمي داني پس مصيبت بزرگتري است
و اگر آنها بعد از استقامت و راستي منحرف شده اند پس پيامبر در تربيت امت خود و اصحابش شكست خورده و كسي كه خداوند به او وعده داده كه دين او را بر همه اديان غالب خواهد كرد، پس چگونه بزرگان اصحابش مرتد بوده اند!؟
اين باور و ديدگاه شيعه بزرگترين توهين به پيامبر است
انشالله كه همگي با حضرت عمر رضي الله عنه محشور بشي!

رایحه اسمانی
Tuesday 3 June 2008, 11:51PM
ببین از این ارجیفی که بین خودتن تحویل هم میدید را به من نگو

پس پيامبر در تربيت امت خود و اصحابش شكست خورده
پیامبر تضمین کننده اعمال مردم نیست همان طور که خداوند به پیامبر در قران می فرمایو که تو خودت را ناراحت نکن
و از طرفی به پیامبر می گوید ای محمد اگر به مرگ یا شهادت از دنیا بری بیشتر مردم به جاهلیت باز میگردنداگر پیامبر تضمین کننده بود که خداوند چنین چیزی نمی گفت و از طرفی اگر پیامبر و تربیتش طوری که تو میگوئی تضمین کننده است پس گناه مردم زمان پیامبر وبعد از مرگ او به عهده پیامبر استایا غیر مسلمانانی که در زمان پیامبر بودند نیز به عهده پیامبرند
پس منافقینی که خداوند در قران از انها سخن گفته چه کسانی هستند یعنی وجود منافقان به خاطر تربیت ناصحیح پیامبره و ایا پیامبر انها را نمیشناخته (منافقان هم که مسلمان بوده اند )
كسي كه خداوند به او وعده داده كه دين او را بر همه اديان غالب خواهد كرد،
ببینم الان دین ما غالب است !!!!!!!!!!!!
پس اگر غالب نیست نشان از چیست با این که ما قران را داریم !!!!!!!!!!!!

كه عمر و ابوبكر و عثمان از افراد بسيار نزديك به پيامبر بوده اند پس انها يا در حيات پيامبر و يا بعد از حيات او مسلمان كامل و واقعي بوده اند:smile31::smile31:
تا به ما میرسید و حرفی ندارید میگید از کجا معلوم همه این حوادث مال 1400 سال پیش است فقط قران حالا هم تو به من از قران ثابت ک اینها از یاران پیامبر بوده اند و بعد از پیامبر به راه پیامبر بوده اند


همه ميدانند كه عمر و ابوبكر و عثمان از افراد بسيار نزديك به پيامبر بوده اند:smile09:

بله از کتب خودتون وصفشون را شنیدیم (موقع جمع اوری غنائم نه)

غصه ي مسواك منو نخور . تو مواظبه دلت باش كه فاسد شده!خوش باش:):smile39:

انشالله كه همگي با حضرت عمر رضي الله عنه محشور بشي!
حرفی نیست اگر واقعا این قدر پست و رذل باشم حقمه که با کسی مثل او محشور شوم
انتظار ندارم که با بد بودنم با برگزیدگان خدا محشور بشم
خدایا اینها را به ارزوشون برسان شفاعت پیامبرواهل بیت پیامبر را هم نصیب ما کن (امین)

reza4603
Wednesday 4 June 2008, 10:03AM
برادرم صادق عزیز مجددا سلام

اینکه می گویید که این روایات از اهل تسنن آورده اید پس دلیل صحت آن است ، چندان با شما موافق نیستم چون مهم قبولی این روایات از نظر اجماع اهل تسنن است. و صرف موجود بودن روایت در کتب معیاری برای قبولی آن روایت نیست اگر غیر از این بود که اهل تسنن با اهل تشیع دیگر مخالفتی نداشت . این رویه اهل تسنن است که معترف به حدیث ضعیف و قوی است
و فکر می کنم علمای شیعه نیز معتقد به روایات ضیف و جعلی در متون خود هستند نمونه بارز آن نقطه نظرات شهید مطهری در ارتباط با خرافات واقعه کربلا است.
فرض کنید من و شما بدون پیش زمینه های ذهنی می خواهیم در ارتباط با واقعه تاریخی قضاوت کنیم اصلا کتب و روایات متضاد و ضعیف هردو فرقه را در این نقطه قبول نمی کنیم . این نقطه آغاز رسیدن به حقیقت است .یعنی برای طالب حقیقت گام اول شک و تردید و تحقیق از ابتدا است . امیدوارم با من موافق باشید
از این رو سوال خودم را تکرار میکنم که شما در زمانی که دو روایت متضاد از مرگ کسی دارید برای پی بردن به اصل واقعه چه میکنید ؟یک نفر می گویید قتل بوده و دیگر میگویید مرگ طبیعی
فکر میکنم در باید ابتدا تحقیق بر معیار های علمی انجام داد یعنی در این مثال نگاه به گزارش پزشکی قانونی میکنید اما اگر پزشکی قانونی بگویید بدلیل گذشت 1400 سال از مرگ فرد امکان اظهار نظر دقیق وجود ندارد . گام بعدی شما برای رسیدن به حقیقت چیست ؟
برادرم! ما در این نقطه قرار داریم با جسد تاریخ روبرو هستیم که بر اساس زمان متلاشی شده و دیگر به راحتی نمی توان سیمای او را تشخیص داد چه برسد به اظهار نظر کردن در ارتباط با جزئی ترین مسائل او.
در این مقطع زمانی ما برای رسدن به حقیقت مطلب نمی توانیم بر اساس احساس عمل نماییم بگوییم چون فرد نحیفی است پس حتما جنایتی رخ داده است . عقل حکم به شواهد و قرائن نگاه کنیم .
اما قبل از بیان شواهد و قرینه ها منتظر نظر شما می مانم که آیا با این روش کشف حقیقت موافق هستید یا خیر؟ پس از آن به ذکر سیره و روش شخصیت های اصلی ماجرا یعنی پیامبر اکرم ابوبکر عمر و حضرت علی بپردازیم
پایینده باشید
خدا نگه دار
والله هادی

دوست گرامي
متأسفم كه عرض مي كنم كه اهل تسنن تقريباً هيچكدام از روايات خود را قبول ندارند. در بسياري از موارد اين موضوع مشاهده شده است. در برخي موارد هم اصلاً پاسخگو نيستند. چرا؟ در يك تاپيك جديد يكي از اين موضوعات را مطرح مي كنم.
اما ما با جسد تاريخ روبرو نيستيم. حقيقت تاريخي را اكثراً ديده اند. به فرض هم با جسد تاريخ روبرو باشيم، چرا كالبدشكافي تاريخي نمي كنيم؟

TROY
Wednesday 4 June 2008, 05:37PM
رايحه سفسطه كردي جوابتو نميدم كينه رو از دلت پاك كن
با لج بازي جواب منو نده بعدش منافقان با خلفا بحثش جداست عزيزم من از خلفا حرف ميزنم
با منطق دليل و مدرك جواب بده
بازم اميدوارم اين افتخار نصيبت بشه كه با حضرت عمر رضي الله عنه محشور بشي

در ضمن مواظبه دلت هم باش اينو هيچ وقت فراموش نكن!

رایحه اسمانی2
Thursday 5 June 2008, 12:43AM
ببین حالا نامم درست نیست بعدا جوابت را میدهم

رایحه اسمانی2
Thursday 5 June 2008, 12:52AM
كينه رو از دلت پاك كنکینه نیست عشقهبا لج بازي جواب منو نده
لج بازی تو از تربیت پیامبر سخن بیهوده میگی لج بازی!!!!!!!!!!!!!!!!

منافقان با خلفا بحثش جداست عزيزم من از خلفا حرف ميزنمخلفا مگر خلفا چه کسانی هستنداین حرف شماست که ان