hidayat
Tuesday 27 May 2008, 01:00PM
بسم الله الرحمن الرحيم
اين از سخنان اهل تشيع است:
" البتّه و خیلی خلاصه می گویم که ما قرآن را قبول داریم و آل محمّد را شارح آن .
معلوم است که یک معتزلی هم قرآن می خواند و یک اشعری .
کسی که به رویت خدا معتقد است هم قرآن می خواند و بالعکس .
شافعی هم ، زیدی هم ، حنبلی هم و ... .
خداوند که این کتاب را فرستاده و دینش را کامل کرده به امید امثال من و شما نبوده بلکه برای آن عدلی گذاشته که همان اهل بیت هستند .
برایم جالبست که انساني با یقین راسخ حرفى بزند ولى برايم عجيب است كه بى دليل و خيال وار حرفش را بزند!
اين حرف اين جماعت ، مرا واداشت تا به خود و تمامى كسانى كه خود را مؤمن به قرآن مى نامند تذكراتى دهم :
اولاً ، كتاب الله تعالى بر قومى نازل آمده كه از قبل نه صاحب كتاب بودند و نه آشنا به امور وحى و بر همين اساس آنان را " أميين " ناميده است.
" هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ " سوره الجمعة آيه ۲
در اين آيات زيبا بسيار روشن آمده است كه خداوند رسولش ( محمد صلى الله عليه و سلم ) را :
۱- بسوى مردمى فرستاد كه كتابى برايشان از قبل نازل نشده بود ( يعنى تنها بسوى على و بنى هاشم نيامد! ).
۲- رسول الله ( محمد صلى الله عليه و سلم ) مأمور بود تا بر همه ى مردم اين كتاب ( قرآن ) را تلاوت كند.
۳- رسول الله با اين مأموريت خاص ،همه ى آنان را پاک و تزكيه مى نمود و او مأمور بود تا به همه ى اين ملت " بى كتاب " يكسان رسالتش را روشن و بيان كند و همه ى آنان را به اين وسيله ( از پلیدیهای شرک ) پاک نماید.
۴- رسول الله ( محمد صلى الله عليه و سلم ) مأمور بود به همه ى أنان کتاب را بیاموزاند و حكمت و دانش مربوط به عمل بدان كتاب را.
۵- گواهی داده شده که آنان ( أمیین ) قبلاً در گمراهی آشکاری بسر می بردند.
متوجه می شوید که رسول الله مأمور به قايم كردن كتابش و اخفاى بعضى از آن نبوده است!
و مأمور نبوده كه قرآن را فقط در گوش علی و بروبچه هایش بخواند و بعد هم به مردمان خبر دهد که هرکس علم می خواهد من شهر علمم و علی دروازه ش و مسلماً براى دخول به شهر بايستى از دروازه ش عبور كرد!؟
آيا وظيفه ى رسولان الهى رساندن رسالت است يا نه!؟
پس چرا تشیع این وظیفه را به امام علی رضی الله عنه داده و رسول الله را از وظیفه ی خاص به خودش خلع نموده است!؟
آیا رسولان الهی کتمان می کردند؟!
متأسفانه افسانه ى عصمت و طهارت امام علي و خانواده اش آنهم بصورتى كه يك درميان شامل نوه های يك بچه ش شده و دیگران نه ، يك انسان سليم العقل را فقط به خنده وامى دارد!
زيرا حتى طهارت و عصمت امام على را از آياتى استنباط مى كنند كه ربطى به او ندارد!
و اين از عجايب اختراعات تشيع در زمانه است!
كجاي قرآن نوشته كه اى مسلمان اين قرآن را تو نمى توانى بفهمى و بايستى براى شرحش بروى دنبال اهل بيت!؟
تازه يك اختراع عجيب تشيع همين واژه ى " اهل بيت " است كه جز افسانه سرايى نيست.
و براى فهم سليم اين واژه به قرآن رجوع كردم و ديدم :
اولاً ، در آياتى كه خانواده ى رسول الله را مورد خطاب قرار داده ، اهل بيت ايشان همان زنان ايشان هستند و رجوع به آيه ۳۳ سوره ى احزاب شاهد است كه ابتداى آيه با خطاب مؤنث بسوى زنان كه از قبل مُخاطب آيه بودند ، شروع شده و در انتهاى آيه آنان را " اهل البيت " خوانده و باز به ادامه ى سخنان الله تعالى در آيه ى بعدى پرداخته که مُخاطبی جز زنان رسول الله را نشان نمى دهد.
ثانياً ، در آيه اى ديگر به وضوح آمده که نوح علیه السلام در دعایش به الله تعالی گفت:
" رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ تَبَارًا
"
در اين آيه هر مؤمنى كه وارد خانه ى نوح شده بر مقامى ست شايسته كه شامل دعاى اين پیامبر می شود.
و در آیه ای دیگر هر کسی تابع ابراهیم علیه السلام باشد از اوست.
" رب انهن اضللن كثيرا من الناس فمن تبعني فانه مني ومن عصاني فانك غفور رحيم " سوره ابراهيم آيه ۳۶
پس نتیجه اینست که دين خداوند ثابت است و نزديكى و خويشاوندى شرط نزديكى به خدا نيست بلكه شرط اساسى ايمان است.
پس بهشت خداوند بر اساس خانوادگی نیست بلکه بر اساس ایمان است .
و براى همين است كه پسر نوح غرق شد و عموی پیامبر با سرزنشی شدید ( تبت یدا أبي لهب و تب ) روانه ی جهنم شد .
و ارزش امام على نه در خويشاوندى كه در ايمان و جهادش براى دين بود .
و او در كنار تمامى مردمانى كه شاهد نزول وحى بودند ، ملزم به اطاعت از رسالت اسلام بود.
اينست كه در هنگامی که بعضی از صحابه و یاران رسول الله به مأموريتهايى مى رفتند و نزول بعضى از آيات را شاهد نبودند ، از همدیگر می پرسیدند .
و در جمع و نشر قرآن همه یکدل و همراه بودند و قرآن در دل مؤمنان حفظ شده بود و مسلمانان آنرا شبانه روز تلاوت مى كردند.
اگر قرار بود قرآن نزد یک نفر آنهم علی یا عباس قایم و پنهان باشد ، حكم تواتر به خود نخواهد گرفت بلکه حکم " آحاد " به خود می گیرد که مورد قبول نیست.
ولی قرآن بر همه نازل شد و همه شاهد خطبه های رسول الله و تلاوت کتاب الله بودند.
متأسفانه هنوز برتشيع ايران مفهوم نشده است كه قرآن به لغت قومش نازل شده تا مورد فهمشان به آن عمل شود نه اینکه بمانند کتابی جادویی در خانه گذاشته شود!
و در تمام تاریخ مسلمین کسی فهم قرآن را منحصر به علی و فرزندانش نمی دانسته است بلکه تمامی مسلمین ملزم به فهم و تعلیم قرآن بوده اند و این آیه شامل همین حقیقت است :
وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَافَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ
قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ " سورة التوبة آيه ۱۲۲
هنگاميکه مؤمنان بسيج مى شوند، نبايد همگى آنها بسيج شوند. عده کمى از هر گروه بايد آماده شوند تا وقت خود را صرف مطالعه دين کنند. بنابراين، هنگاميکه آنها باز مى گردند مى توانند معلومات خود را به مردمشان انتقال دهند تا باشد که از نظر دينى با اطلاع باشند.
و این سخن زیبا رویش به سوى جمع است و قصدش يك فرد امام علي نيست .
و اين نيز از عجايب عقيده ى تشيع است كه امامت على را از زمان حيات رسول الله شناخته است !
و لقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر .سوره القمر آيات ۱۷، ۲۲ ، ۳۲ ، ۴۰
و براستى كه اين قرآن را براى آموختن و اندرز ، آسان قرار داديم که آيا اندرز پذيری هست؟
و باز اين سخن زيبا رويش به شخص يا فرد خاصى نيست و بيان روشن است كه قرآن آسان شده تا فهميده شود.
اين از سخنان اهل تشيع است:
" البتّه و خیلی خلاصه می گویم که ما قرآن را قبول داریم و آل محمّد را شارح آن .
معلوم است که یک معتزلی هم قرآن می خواند و یک اشعری .
کسی که به رویت خدا معتقد است هم قرآن می خواند و بالعکس .
شافعی هم ، زیدی هم ، حنبلی هم و ... .
خداوند که این کتاب را فرستاده و دینش را کامل کرده به امید امثال من و شما نبوده بلکه برای آن عدلی گذاشته که همان اهل بیت هستند .
برایم جالبست که انساني با یقین راسخ حرفى بزند ولى برايم عجيب است كه بى دليل و خيال وار حرفش را بزند!
اين حرف اين جماعت ، مرا واداشت تا به خود و تمامى كسانى كه خود را مؤمن به قرآن مى نامند تذكراتى دهم :
اولاً ، كتاب الله تعالى بر قومى نازل آمده كه از قبل نه صاحب كتاب بودند و نه آشنا به امور وحى و بر همين اساس آنان را " أميين " ناميده است.
" هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ " سوره الجمعة آيه ۲
در اين آيات زيبا بسيار روشن آمده است كه خداوند رسولش ( محمد صلى الله عليه و سلم ) را :
۱- بسوى مردمى فرستاد كه كتابى برايشان از قبل نازل نشده بود ( يعنى تنها بسوى على و بنى هاشم نيامد! ).
۲- رسول الله ( محمد صلى الله عليه و سلم ) مأمور بود تا بر همه ى مردم اين كتاب ( قرآن ) را تلاوت كند.
۳- رسول الله با اين مأموريت خاص ،همه ى آنان را پاک و تزكيه مى نمود و او مأمور بود تا به همه ى اين ملت " بى كتاب " يكسان رسالتش را روشن و بيان كند و همه ى آنان را به اين وسيله ( از پلیدیهای شرک ) پاک نماید.
۴- رسول الله ( محمد صلى الله عليه و سلم ) مأمور بود به همه ى أنان کتاب را بیاموزاند و حكمت و دانش مربوط به عمل بدان كتاب را.
۵- گواهی داده شده که آنان ( أمیین ) قبلاً در گمراهی آشکاری بسر می بردند.
متوجه می شوید که رسول الله مأمور به قايم كردن كتابش و اخفاى بعضى از آن نبوده است!
و مأمور نبوده كه قرآن را فقط در گوش علی و بروبچه هایش بخواند و بعد هم به مردمان خبر دهد که هرکس علم می خواهد من شهر علمم و علی دروازه ش و مسلماً براى دخول به شهر بايستى از دروازه ش عبور كرد!؟
آيا وظيفه ى رسولان الهى رساندن رسالت است يا نه!؟
پس چرا تشیع این وظیفه را به امام علی رضی الله عنه داده و رسول الله را از وظیفه ی خاص به خودش خلع نموده است!؟
آیا رسولان الهی کتمان می کردند؟!
متأسفانه افسانه ى عصمت و طهارت امام علي و خانواده اش آنهم بصورتى كه يك درميان شامل نوه های يك بچه ش شده و دیگران نه ، يك انسان سليم العقل را فقط به خنده وامى دارد!
زيرا حتى طهارت و عصمت امام على را از آياتى استنباط مى كنند كه ربطى به او ندارد!
و اين از عجايب اختراعات تشيع در زمانه است!
كجاي قرآن نوشته كه اى مسلمان اين قرآن را تو نمى توانى بفهمى و بايستى براى شرحش بروى دنبال اهل بيت!؟
تازه يك اختراع عجيب تشيع همين واژه ى " اهل بيت " است كه جز افسانه سرايى نيست.
و براى فهم سليم اين واژه به قرآن رجوع كردم و ديدم :
اولاً ، در آياتى كه خانواده ى رسول الله را مورد خطاب قرار داده ، اهل بيت ايشان همان زنان ايشان هستند و رجوع به آيه ۳۳ سوره ى احزاب شاهد است كه ابتداى آيه با خطاب مؤنث بسوى زنان كه از قبل مُخاطب آيه بودند ، شروع شده و در انتهاى آيه آنان را " اهل البيت " خوانده و باز به ادامه ى سخنان الله تعالى در آيه ى بعدى پرداخته که مُخاطبی جز زنان رسول الله را نشان نمى دهد.
ثانياً ، در آيه اى ديگر به وضوح آمده که نوح علیه السلام در دعایش به الله تعالی گفت:
" رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ تَبَارًا
"
در اين آيه هر مؤمنى كه وارد خانه ى نوح شده بر مقامى ست شايسته كه شامل دعاى اين پیامبر می شود.
و در آیه ای دیگر هر کسی تابع ابراهیم علیه السلام باشد از اوست.
" رب انهن اضللن كثيرا من الناس فمن تبعني فانه مني ومن عصاني فانك غفور رحيم " سوره ابراهيم آيه ۳۶
پس نتیجه اینست که دين خداوند ثابت است و نزديكى و خويشاوندى شرط نزديكى به خدا نيست بلكه شرط اساسى ايمان است.
پس بهشت خداوند بر اساس خانوادگی نیست بلکه بر اساس ایمان است .
و براى همين است كه پسر نوح غرق شد و عموی پیامبر با سرزنشی شدید ( تبت یدا أبي لهب و تب ) روانه ی جهنم شد .
و ارزش امام على نه در خويشاوندى كه در ايمان و جهادش براى دين بود .
و او در كنار تمامى مردمانى كه شاهد نزول وحى بودند ، ملزم به اطاعت از رسالت اسلام بود.
اينست كه در هنگامی که بعضی از صحابه و یاران رسول الله به مأموريتهايى مى رفتند و نزول بعضى از آيات را شاهد نبودند ، از همدیگر می پرسیدند .
و در جمع و نشر قرآن همه یکدل و همراه بودند و قرآن در دل مؤمنان حفظ شده بود و مسلمانان آنرا شبانه روز تلاوت مى كردند.
اگر قرار بود قرآن نزد یک نفر آنهم علی یا عباس قایم و پنهان باشد ، حكم تواتر به خود نخواهد گرفت بلکه حکم " آحاد " به خود می گیرد که مورد قبول نیست.
ولی قرآن بر همه نازل شد و همه شاهد خطبه های رسول الله و تلاوت کتاب الله بودند.
متأسفانه هنوز برتشيع ايران مفهوم نشده است كه قرآن به لغت قومش نازل شده تا مورد فهمشان به آن عمل شود نه اینکه بمانند کتابی جادویی در خانه گذاشته شود!
و در تمام تاریخ مسلمین کسی فهم قرآن را منحصر به علی و فرزندانش نمی دانسته است بلکه تمامی مسلمین ملزم به فهم و تعلیم قرآن بوده اند و این آیه شامل همین حقیقت است :
وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَافَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ
قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ " سورة التوبة آيه ۱۲۲
هنگاميکه مؤمنان بسيج مى شوند، نبايد همگى آنها بسيج شوند. عده کمى از هر گروه بايد آماده شوند تا وقت خود را صرف مطالعه دين کنند. بنابراين، هنگاميکه آنها باز مى گردند مى توانند معلومات خود را به مردمشان انتقال دهند تا باشد که از نظر دينى با اطلاع باشند.
و این سخن زیبا رویش به سوى جمع است و قصدش يك فرد امام علي نيست .
و اين نيز از عجايب عقيده ى تشيع است كه امامت على را از زمان حيات رسول الله شناخته است !
و لقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر .سوره القمر آيات ۱۷، ۲۲ ، ۳۲ ، ۴۰
و براستى كه اين قرآن را براى آموختن و اندرز ، آسان قرار داديم که آيا اندرز پذيری هست؟
و باز اين سخن زيبا رويش به شخص يا فرد خاصى نيست و بيان روشن است كه قرآن آسان شده تا فهميده شود.