PDA

نمايش نسخه نهائي : قرآن كتاب خصوصى يا عمومى !؟


hidayat
Tuesday 27 May 2008, 01:00PM
بسم الله الرحمن الرحيم

اين از سخنان اهل تشيع است:


" البتّه و خیلی خلاصه می گویم که ما قرآن را قبول داریم و آل محمّد را شارح آن .
معلوم است که یک معتزلی هم قرآن می خواند و یک اشعری .
کسی که به رویت خدا معتقد است هم قرآن می خواند و بالعکس .
شافعی هم ، زیدی هم ، حنبلی هم و ... .

خداوند که این کتاب را فرستاده و دینش را کامل کرده به امید امثال من و شما نبوده بلکه برای آن عدلی گذاشته که همان اهل بیت هستند .



برایم جالبست که انساني با یقین راسخ حرفى بزند ولى برايم عجيب است كه بى دليل و خيال وار حرفش را بزند!

اين حرف اين جماعت ، مرا واداشت تا به خود و تمامى كسانى كه خود را مؤمن به قرآن مى نامند تذكراتى دهم :

اولاً ، كتاب الله تعالى بر قومى نازل آمده كه از قبل نه صاحب كتاب بودند و نه آشنا به امور وحى و بر همين اساس آنان را " أميين " ناميده است.

" هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ " سوره الجمعة آيه ۲

در اين آيات زيبا بسيار روشن آمده است كه خداوند رسولش ( محمد صلى الله عليه و سلم ) را :

۱- بسوى مردمى فرستاد كه كتابى برايشان از قبل نازل نشده بود ( يعنى تنها بسوى على و بنى هاشم نيامد! ).

۲- رسول الله ( محمد صلى الله عليه و سلم ) مأمور بود تا بر همه ى مردم اين كتاب ( قرآن ) را تلاوت كند.

۳- رسول الله با اين مأموريت خاص ،همه ى آنان را پاک و تزكيه مى نمود و او مأمور بود تا به همه ى اين ملت " بى كتاب " يكسان رسالتش را روشن و بيان كند و همه ى آنان را به اين وسيله ( از پلیدیهای شرک ) پاک نماید.

۴- رسول الله ( محمد صلى الله عليه و سلم ) مأمور بود به همه ى أنان کتاب را بیاموزاند و حكمت و دانش مربوط به عمل بدان كتاب را.

۵- گواهی داده شده که آنان ( أمیین ) قبلاً در گمراهی آشکاری بسر می بردند.

متوجه می شوید که رسول الله مأمور به قايم كردن كتابش و اخفاى بعضى از آن نبوده است!
و مأمور نبوده كه قرآن را فقط در گوش علی و بروبچه هایش بخواند و بعد هم به مردمان خبر دهد که هرکس علم می خواهد من شهر علمم و علی دروازه ش و مسلماً براى دخول به شهر بايستى از دروازه ش عبور كرد!؟

آيا وظيفه ى رسولان الهى رساندن رسالت است يا نه!؟

پس چرا تشیع این وظیفه را به امام علی رضی الله عنه داده و رسول الله را از وظیفه ی خاص به خودش خلع نموده است!؟

آیا رسولان الهی کتمان می کردند؟!

متأسفانه افسانه ى عصمت و طهارت امام علي و خانواده اش آنهم بصورتى كه يك درميان شامل نوه های يك بچه ش شده و دیگران نه ، يك انسان سليم العقل را فقط به خنده وامى دارد!
زيرا حتى طهارت و عصمت امام على را از آياتى استنباط مى كنند كه ربطى به او ندارد!
و اين از عجايب اختراعات تشيع در زمانه است!

كجاي قرآن نوشته كه اى مسلمان اين قرآن را تو نمى توانى بفهمى و بايستى براى شرحش بروى دنبال اهل بيت!؟

تازه يك اختراع عجيب تشيع همين واژه ى " اهل بيت " است كه جز افسانه سرايى نيست.
و براى فهم سليم اين واژه به قرآن رجوع كردم و ديدم :

اولاً ، در آياتى كه خانواده ى رسول الله را مورد خطاب قرار داده ، اهل بيت ايشان همان زنان ايشان هستند و رجوع به آيه ۳۳ سوره ى احزاب شاهد است كه ابتداى آيه با خطاب مؤنث بسوى زنان كه از قبل مُخاطب آيه بودند ، شروع شده و در انتهاى آيه آنان را " اهل البيت " خوانده و باز به ادامه ى سخنان الله تعالى در آيه ى بعدى پرداخته که مُخاطبی جز زنان رسول الله را نشان نمى دهد.

ثانياً ، در آيه اى ديگر به وضوح آمده که نوح علیه السلام در دعایش به الله تعالی گفت:

" رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ تَبَارًا
"

در اين آيه هر مؤمنى كه وارد خانه ى نوح شده بر مقامى ست شايسته كه شامل دعاى اين پیامبر می شود.

و در آیه ای دیگر هر کسی تابع ابراهیم علیه السلام باشد از اوست.

" رب انهن اضللن كثيرا من الناس فمن تبعني فانه مني ومن عصاني فانك غفور رحيم " سوره ابراهيم آيه ۳۶

پس نتیجه اینست که دين خداوند ثابت است و نزديكى و خويشاوندى شرط نزديكى به خدا نيست بلكه شرط اساسى ايمان است.
پس بهشت خداوند بر اساس خانوادگی نیست بلکه بر اساس ایمان است .

و براى همين است كه پسر نوح غرق شد و عموی پیامبر با سرزنشی شدید ( تبت یدا أبي لهب و تب ) روانه ی جهنم شد .

و ارزش امام على نه در خويشاوندى كه در ايمان و جهادش براى دين بود .
و او در كنار تمامى مردمانى كه شاهد نزول وحى بودند ، ملزم به اطاعت از رسالت اسلام بود.

اينست كه در هنگامی که بعضی از صحابه و یاران رسول الله به مأموريتهايى مى رفتند و نزول بعضى از آيات را شاهد نبودند ، از همدیگر می پرسیدند .

و در جمع و نشر قرآن همه یکدل و همراه بودند و قرآن در دل مؤمنان حفظ شده بود و مسلمانان آنرا شبانه روز تلاوت مى كردند.

اگر قرار بود قرآن نزد یک نفر آنهم علی یا عباس قایم و پنهان باشد ، حكم تواتر به خود نخواهد گرفت بلکه حکم " آحاد " به خود می گیرد که مورد قبول نیست.

ولی قرآن بر همه نازل شد و همه شاهد خطبه های رسول الله و تلاوت کتاب الله بودند.

متأسفانه هنوز برتشيع ايران مفهوم نشده است كه قرآن به لغت قومش نازل شده تا مورد فهمشان به آن عمل شود نه اینکه بمانند کتابی جادویی در خانه گذاشته شود!
و در تمام تاریخ مسلمین کسی فهم قرآن را منحصر به علی و فرزندانش نمی دانسته است بلکه تمامی مسلمین ملزم به فهم و تعلیم قرآن بوده اند و این آیه شامل همین حقیقت است :

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَافَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ
قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ " سورة التوبة آيه ۱۲۲
هنگاميکه مؤمنان بسيج مى شوند، نبايد همگى آنها بسيج شوند. عده کمى از هر گروه بايد آماده شوند تا وقت خود را صرف مطالعه دين کنند. بنابراين، هنگاميکه آنها باز مى گردند مى توانند معلومات خود را به مردمشان انتقال دهند تا باشد که از نظر دينى با اطلاع باشند.

و این سخن زیبا رویش به سوى جمع است و قصدش يك فرد امام علي نيست .
و اين نيز از عجايب عقيده ى تشيع است كه امامت على را از زمان حيات رسول الله شناخته است !
و لقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر .سوره القمر آيات ۱۷، ۲۲ ، ۳۲ ، ۴۰
و براستى كه اين قرآن را براى آموختن و اندرز ، آسان قرار داديم که آيا اندرز پذيری هست؟
و باز اين سخن زيبا رويش به شخص يا فرد خاصى نيست و بيان روشن است كه قرآن آسان شده تا فهميده شود.

محب110
Tuesday 27 May 2008, 07:52PM
بسم الله الرحمن الرحيم


تازه يك اختراع عجيب تشيع همين واژه ى " اهل بيت " است كه جز افسانه سرايى نيست.
و براى فهم سليم اين واژه به قرآن رجوع كردم و ديدم :

اولاً ، در آياتى كه خانواده ى رسول الله را مورد خطاب قرار داده ، اهل بيت ايشان همان زنان ايشان هستند و رجوع به آيه ۳۳ سوره ى احزاب شاهد است كه ابتداى آيه با خطاب مؤنث بسوى زنان كه از قبل مُخاطب آيه بودند ، شروع شده و در انتهاى آيه آنان را " اهل البيت " خوانده و باز به ادامه ى سخنان الله تعالى در آيه ى بعدى پرداخته که مُخاطبی جز زنان رسول الله را نشان نمى دهد.
وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (احزاب 33)

نصرمن الله
Tuesday 27 May 2008, 08:59PM
وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (احزاب 33)



﴿قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَـذَا بَعْلِي شَيْخاً﴾. (هود: 72).

﴿قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيد﴾. (هود: 73).

نصرمن الله
Tuesday 27 May 2008, 09:11PM
وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (احزاب 33)

﴿قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَـذَا بَعْلِي شَيْخاً﴾. (هود: 72).


﴿قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيد﴾. (هود: 73).

محب110
Wednesday 28 May 2008, 09:28AM
﴿قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَـذَا بَعْلِي شَيْخاً﴾. (هود: 72).


﴿قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيد﴾. (هود: 73).
در آیه 33 سوره مبارکه احزاب ضمیر کم نشان میدهد که مخاطب آیه کسان دیگری غیر از زنان پیامبر هستند. همانطور که در آیه 73 سوره مبارکه هود ضمیر کم نشان میدهد که مخاطب آیه کسان دیگری غیر از همسر ابراهیم هستند.

نصرمن الله
Wednesday 28 May 2008, 01:54PM
در آیه 33 سوره مبارکه احزاب ضمیر کم نشان میدهد که مخاطب آیه کسان دیگری غیر از زنان پیامبر هستند. همانطور که در آیه 73 سوره مبارکه هود ضمیر کم نشان میدهد که مخاطب آیه کسان دیگری غیر از همسر ابراهیم هستند.


دلیل1>

اگر ساره زن ابراهیم -عليه السلام- از اهل بیت ابراهیم -عليه السلام- نمی‌بود خداوند با این معجزه بر او رحم نمی‌کرد و بر او برکت نمی‌فرستاد سپس اسحاق -عليه السلام- در شکم او قرار گرفت و او حامله شد، پس تعجبی نیست (و از آن گذشته كسي در خانه نبود كه به آن اهل گفته شود

دلیل 2>
﴿فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ﴾. (القصص: 29).
«هنگامى كه موسى مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده ‏اش (از مدين به سوى مصر) حركت كرد».

در آن وقت کسی جز همسرش همراه او نبود،

ً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتيكُمْ مِنْها بِقَبَس طه/10
آن گاه كه آتشى مشاهده كرد و به اهل بيت خود (كه در بيابان سرد به آتش محتاج بودند) گفت: اندكى مكث كنيد كه از دور آتشى به چشم ديدم‏

امْكُثُوا = مذکر

:confused:

مسلمان واقعي 10
Wednesday 28 May 2008, 01:58PM
نصر من الشیطان دیگر چه دروغی از ان سایت یهودی داری؟

;)

نصرمن الله
Wednesday 28 May 2008, 02:15PM
نصر من الشیطان دیگر چه دروغی از ان سایت یهودی داری؟

;)


سلام.
(الفرقان/63)




دلیل1>

اگر ساره زن ابراهیم -عليه السلام- از اهل بیت ابراهیم -عليه السلام- نمی‌بود خداوند با این معجزه بر او رحم نمی‌کرد و بر او برکت نمی‌فرستاد سپس اسحاق -عليه السلام- در شکم او قرار گرفت و او حامله شد، پس تعجبی نیست (و از آن گذشته كسي در خانه نبود كه به آن اهل گفته شود

دلیل 2>
﴿فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ﴾. (القصص: 29).
«هنگامى كه موسى مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده ‏اش (از مدين به سوى مصر) حركت كرد».

در آن وقت کسی جز همسرش همراه او نبود،

ً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتيكُمْ مِنْها بِقَبَس طه/10
آن گاه كه آتشى مشاهده كرد و به اهل بيت خود (كه در بيابان سرد به آتش محتاج بودند) گفت: اندكى مكث كنيد كه از دور آتشى به چشم ديدم‏

امْكُثُوا = مذکر


:confused: :confused: :confused: :confused:

محب110
Thursday 29 May 2008, 09:21AM
دلیل1>اگر ساره زن ابراهیم -عليه السلام- از اهل بیت ابراهیم -عليه السلام- نمی‌بود خداوند با این معجزه بر او رحم نمی‌کرد و بر او برکت نمی‌فرستاد سپس اسحاق -عليه السلام- در شکم او قرار گرفت و او حامله شد، پس تعجبی نیست (و از آن گذشته كسي در خانه نبود كه به آن اهل گفته شود
پس ابراهیم چه بود؟



دلیل 2>
﴿فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ﴾. (القصص: 29).
«هنگامى كه موسى مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده ‏اش (از مدين به سوى مصر) حركت كرد».
در آن وقت کسی جز همسرش همراه او نبود،
شما از کجا میدانید که کسی به جز همسرش همراه او نبود.
ً

فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتيكُمْ مِنْها بِقَبَس طه/10
آن گاه كه آتشى مشاهده كرد و به اهل بيت خود (كه در بيابان سرد به آتش محتاج بودند) گفت: اندكى مكث كنيد كه از دور آتشى به چشم ديدم‏
امْكُثُوا = مذکر
از ضمیر مذکّر نتیجه میشود که حدّ اقل یک مرد در بین مخاطبین بوده است.

نکته: بر فرض که ضمیر مذکّر خطاب به زنان هم باشد. باز این سوال پیش می آید که چرا ضمیر تغییر کرد. میتوانست تماماً مذکّر یا تماما مؤنث باشد.

نصرمن الله
Thursday 29 May 2008, 03:48PM
پس ابراهیم چه بود؟


شما از کجا میدانید که کسی به جز همسرش همراه او نبود.
ً
از ضمیر مذکّر نتیجه میشود که حدّ اقل یک مرد در بین مخاطبین بوده است.

نکته: بر فرض که ضمیر مذکّر خطاب به زنان هم باشد. باز این سوال پیش می آید که چرا ضمیر تغییر کرد. میتوانست تماماً مذکّر یا تماما مؤنث باشد.


بیشتر مفسرین گفته اندکه کسی همراه موسی ع نبوده غیر از همسرش.

اگر شما که میگویید چرا ضمیر تغییر کرد و میتوانست تماما مونث یا مذکر باشد.

چرا شما که فاطمه رض را جزو کسا میدانید برای او دلیل مونث بودن ندارید؟و ما باید ایشان رض

را جزو اهل کسا بدانیم؟

مسلمان واقعي 10
Thursday 29 May 2008, 05:03PM
اخبار اهل سنت مبني بر نزول آيه تطهير( انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل بيت و يطهرکم تطهيرا ) در شان 5 تن آل عبا (عليهم السلام) :


1- امام مسلم در صحيح مسلم کتاب فضائل الصحابه باب فضائل اهل بيت النبي(ص) ج4 ص1883 حديث 1


2- ترمذي در صحيح ترمذي کتاب تفسير القرآن باب 34 سوره احزاب ج5 ص327 و328 حديث 3205


3- امام احمد بن حنبل در مسند احمد حنبل ج4 ص107


4- امام احمد بن حنبل در خصائص اميرالمومنين علي بن ابيطالب


5- امام نسائي در صحيح نسائي باب منزله علي بن ابيطالب من الله ص49 حديث2


6- مويد الدين خطيب خوارزمي در مناقب فصل5 ص60 حديث3


7- امام فخر رازي در تفسير کبير (ذيل آيه 33 سوره احزاب) ج25 ص209 ( در تفسير خود ميگويد : "ليذهب عنکم الرجس" يعني جميع گناهان از شما زائل گردانيد. " و يطهرکم تطهيرا" يعني خلعت هاي کرامت خود را به شما پوشانيد.)


8- طبري در جامع البيان في تفسير القرآن (ذيل آيه33 سوره احزاب) ج22 ص6و7


9- ابن اثير در اسد الغابه في معرفه الصحابه ج2 ص12


10- سيوطي در الدرالمنثور في تفسيبر الماثور (ذيل آيه 33 سوره احزاب) ج6 ص603


11- ابن عربي در احکام القرآن (ذيل آيه33 سوره احزاب) ج3 ص1538


12- امام ثعلبي در تفسير کشف البيان


13- سيوطي در خصائص االکبري ج2 ص264


14- حاکم نيشابوري در تفسير ج3


15- امام عبدالرزاق الرسعني در تفسير رموز الکنوز


16- ابن حجر عسقلاني در اصابه ج4 ص207


17- ابن عساکر در تاريخ دمشق ج4 ص204 و 206


18- محب الدين طبري در رياض النضره ج2 ص188


19- امام مسلم در صحيح مسلم ج7 ص130


20- نبهاني در شرف الموبد ص10 (چاپ بيروت)


21- محمد بن يوسف گنجي شافعي در کفايت الطالب باب 100 (با نقل 6 خبر مسندا از صحيح مسلم و شواهد حاکم از عايشه و 10 خبر از ترمذي و حاکم علاءالدوله سمناني و بيهقي و طبراني و محمد بن جرير و احمد بن حنبل و ابن ابي شيبه و ابن منذر و ابن سعد و حافظ زرندي و حافظ ابن مردويه از ام المومنين سلمه و عمر بن ابي سلمه ( ربيب النبي) و انس بن مالک و سعد بن ابي وقاص و واثله بن اسقع و ابو سعيد خدري نقل مينمايند که اين آيه در شان 5 تن آل عبا نازل شده است.)


22- شيخ سليمان بلخي حنفي در ينابيع الموده باب 33


23- ابن حجر در صواعق محرقه ص 85و86 (با بيان از 7 طريق به صحت اين واقعه ) نقل نموده که اين آيات در شان " محمد،علي،فاطمه،حسن و حسين" نازل گرديده است.


24- سيد ابي بکر بن شهاب الدين علوي در کتاب رشفه الصادي من بحر فضائل النبي الهادي (چاپ مطبعه اعلاميه مصر سال1303) از ص 14 تا ص19 ضمن باب 1 از ترمذي و ابن جرير و ابن منذر و حاکم و ابن مردويه و بيهقي و ابن ابي حاتم و طبراني و احمد بن حنبل و ابن کثير و مسلم بن حجاج و ابن ابي شيبه و سمهودي ، با تحقيقات عمقي از اکابر علماي اهل سنت ، روايت نموده که اين آيه در شان 5 تن آل عبا نازل شده است. و بعلاوه استدلالا ثايت ميکند که تمام ذراري و اهل بيت پيامبر که صدقه بر آنها حرام است ، تا قيام قيامت مشمول اين آيه شريفه ميباشند.


25- ابن حجر در ذيل آيه سيم از آياتي که در صواعق محرقه در فضائل اهل بيت نقل نموده است ، نوشته : جماعتي از مفسرين از ابن عباس (حبر امت) نقل نموده اند که مراد از " آل ياسين" ، آل محمد هستند.


پس سلام بر آل ياسين يعني سلام بر آل محمد و مي نويسد که اما فخر رازي ذکر نموده است :


" ان اهل بيته صلي الله عليه و سلم يسارونه في خمسه اشياء في السلام :


قال السلام عليک ايها النبي و قال السلام علي آل ياسين


و في الصلوه عليه و عليهم في التشهد و في الطهاره قال تعالي : "طه" يا طاهر و قال "يطهرکم تطهيرا "


و في تحريم الصدقه


و في المحبه قال تعالي " قل ان کنتم تحبون الله فاتبعوني يحببکم الله " و قال " قل لا اسئلکم عليه اجرا الا اموده في القربي ""


يعني :


"اهل بيت او (رسول اکرم) در 5 چيز با او (رسول اکرم) برابري ميکنند :


در سلام. فرموده : سلام بر تو اي پيامبر ، و نيز فرموده : سلام بر آل ياسين (آل محمد)


در صلوات بر او (رسول اکرم) و بر ايشان (اهل بيت) در تشهد نماز


در طهارت خداي متعال فرموده : طه ، اي پاکيزه . و گويد : و يطهرکم تطهيرا (منظور نزول آيه تطهير در شان اهل بيت)


در تحريم صدقه (صدقه بر پيامبر و اهل بيت حرام است)


در محبت . خداي متعال ميفرمايد : بگو (اي محمد) اگر شما دوست ميداريد خدا را پس متابعت نماييد مرا تا دوست بدارد خدا شما را.


و ميفرمايد : (اي محمد) بگو من اجر و مزدي از شما نميخواهم مگر دوستي ذوي القربي (اهل بيت).


================================================== ================================================== ================================================== ==============================


در روايات داريم که : پيامبر اکرم تا 6 ماه بعد از نزول آيه تطهير ، از در خانه علي رد ميشد و پيش از رفتن به نماز،خطاب به آنان آيه تطهير را تلاوت ميکرد. ميفرمود :


" انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا. الصلاه يرحمکم الله"


طبري در جامع البيان في تفسير القرآن (ذيل آيه 33 سوره احزاب) ج22 ص6


جلال الدين سيوطي در الدر المنثور في تفسير الماثور (ذيل آيه 33 سوره احزاب) ج6 ص606و607


خطيب خوارزمي در مناقب ص60


امام احمد بن حنبل در مسند احمد حنبل ج3 ص259


ترمذي در صحيح ترمذي ج5 ص352


حاکم در مستدرک حاکم ج3 ص158


ابن اثير در اسد الغابه ج5 ص521


سيوطي در الدر المنثور في تفسير الماثور ج5 ص199


ابن کثير در تفسير ج3 ص492


طبري در تفسير ج22 ص6


حافظ علي بن ابي بکر هيثمي در مجمع الزوائد ج9 ص168


حاکم ابوالقاسم حسکاني در شواهد التنزيل ج2 ص1

hidayat
Sunday 1 June 2008, 11:42AM
دوستان گرامی .... السلام علیکم !

اجازه دارم این سؤال را اينجا بياورم ؟

سؤالم اينه :

اهل تشيع دينشان را از قرآن مى گیرند یا روایات؟

بهتر است یک جواب بدهند.

و اگر بگویند: 2 تاش!

پس این گویای این است که قرآن که وعده ی حفظش توسط خالق سبحانه و تعالی تحقیق یافته ، در کاربردش به عنوان اساس شریعت فعالیتش قابل اعتبار نیست و محتاج به روایات است !

اين است كه ....

بایستی به ما بفهمانند که با وجود اینکه خداوند ضمانت حفظ روایات از گزند دروغ و تحریف نداده و قیل و قال مردمان تحریف پذیر است ، پس اهل تشیع چگونه می تواند صلاحیت دینش را ثابت کند و بگوید سالم و بدون تحریف است؟

و نظرتان راجع به اين سخن را بيان فرماييد:

انّ علي كلّ حقّ حقيقة و علي كلّ صواب نورا فما وافق كتاب الله فخذوه و ما خالف كتاب الله

فدعوه ( بحار الانوار و اصول كافي ).

كلّ حديث لا يوافق كتاب الله فهو زخرف(كافي)

hidayat
Sunday 1 June 2008, 11:50AM
بارها برايمان ثابت شده كه اهل تشيع روايات را حاكم بر قرآن مى بيند نه عكس!

در حاليكه قرآن صريحاً بسوى زنان رسول الله سخن نازل فرموده است و خطاب مجهول نيست بلكه مخاطب واضح است.

اينجاست كه بايد به عرض اهل تشيع برسانم كه آيه ى تطهير به سبك اهل تشيع مى بايست چنين نازل مي شد :

وقرن في بيوتكن ولا تبرجن تبرج الجاهلية الاولى واقمن الصلاة واتين الزكاة واطعن الله ورسوله انما يريد الله ليذهب عنهم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا

به اين صورت باب دل اهل تشيع مي شود زيرا برايش اين معنا را خواهد رساند كه :

اى زنان مواظب باشيد خلافى از شما سر نزند زيرا خداوند على و بر و بچه هايش را تطهير كرده و شما نبايد براى اين اهل بيت مشخص كه على و فاطمه و فرزندانش است ، آبروريزى به خرج دهيد!!!

ولى متأسفانه آيه باب دل اهل تشيع نيست و دارد به رويه ى خودش با خطاب مستقيم ادامه مى دهد كه نتيجه اش اين است كه خطاب عوض نشده است.

اين اعتقادات اهل تشيع مرا هميشه براى اين مثال آوردن مجبور مى كند:

من به فرزندم دستوراتى دادم و بعد از اينكه فرزندم به سخنانم عمل كرد ، به او بگويم:

من كه به تو نبودم؟!

من با دختر خاله ت بودم ؟!

و فرزندم خواهد گفت: خوب ! مادر می خواستی از اول برام مشخص کنی که روی سخنت به دختر خاله م بوده !!!

amirrh / حلاج.
Sunday 1 June 2008, 02:57PM
جناب هدایت
بنده با فرمایشات شما موافقم ولی اهل سنت نیز به نوعی دیگر از ایات قرآن سو استفاده می کند و اصحاب را بت می کند کما اینکه اهل شیعه امامانش را بت می کند! اهل سنت مرجعش کتب حدیث بخاری و غیره است و قرآن را ناکافی می داند ! و شیعه ها هم قرآن را نا کافی و کافی و هزار کتاب حدیث دیگر.

hidayat
Tuesday 3 June 2008, 02:21PM
بنده با فرمایشات شما موافقم ولی اهل سنت نیز به نوعی دیگر از ایات قرآن سو استفاده می کند و اصحاب را بت می کند کما اینکه اهل شیعه امامانش را بت می کند! اهل سنت مرجعش کتب حدیث بخاری و غیره است و قرآن را ناکافی می داند ! و شیعه ها هم قرآن را نا کافی و کافی و هزار کتاب حدیث دیگر.

ببین برادر

اهل سنت از میان تمامی فرق اسلامی منصفانه به بررسی روایتها نشسته و هر خبر و روایت و حدیثی که مخالف قرآن باشد را بدور می اندازند.

و این یک گام خوب برای فهم صحیح شریعت و شناخت اجتهاد در فهم دین است.

بسیاری امور را می توان در سایه ی اجتهاد صحیح دریافت و در دین همیشه تا ثابت نشود که تحریم و محدودیت از سوی خدا اعلام شده ( قرآن ) نشانه ی آزادی اندیشه و اجتهاد است.

شما نبایستی تا این حد با سنت دشمن شوید.

البته با بت کردن صحابه یا بخاری و مسلم و غیره شدیدا مخالفم و این عمل بیشتر توسط افرادی صورت می گیرد که دوست دارند در امری تأکید بر صحت یک خبر یا حدیث کنند.

به نظر من راههای بهتری برای شناخت سنت است و آنهم فهم صحیح قرآن.

قرآن به ما امر فرموده که نمازها را در اوقات معین ادا کنیم و ذکر و تسبیح خداوند را بجای آوریم و برای خدایمان رکوع و سجود کنیم.

و اخبار رسیده از رسول الله به ما نشان می دهد که ایشان گاهی ذکری را از یک فرد مجهول می شنید و او را تشویق می کرد.

و این نشانه ی این است که ما و شما مجبور نیستیم حتما در نماز یک ذکر را عادت کنیم و خیال کنیم جز این غلط است!

در رکوع و سجود اذکار زیبایی در کتب گذشتگان یاد شده که با خواندن آن اذکار متوجه خشوع و فهم آنان از عبادت می شویم.

تشهد با اذکار زیبای مختلف نشان دهنده ی این است که اصل در آن وحدانیت و ذکر است .

و برای ما اهل سنت مفهومی زیباتر دارد و آن اینکه انسان با عقل خدادای خود و شریعت ثابت خداوند ( قرآن ) بهترینها را از سنت رسول الله بیاموزد.

و البته تشدد در هر امری انحراف می آورد مگر اینکه مستدل به قرآن باشد.

اگر من به شما بگویم : ایمان تو کامل نیست مگر اینکه بگویی معاویه کار بدی نکرده و یا اینکه یزید بچه ی خوبی بوده !!!

مسلم است اشتباهست .

ولی اگر هم بگویم ایمان تو کامل نیست مگر اینکه معاویه و بچه ش را لعنت کنی ، هم اشتباه و هم احمقانه است!

زيرا دين من ربطى به يزيد و معاويه ندارد كه خوب بودند يا بد ، خوب كردند يا بد؟

اين افكار پوسیده ی فرقه ایست که باعث می شود هزاران اهل تشیع خیال کنند بایستی حق حسین را یا امام علی را از افرادی بگیرند که حتی از سلاله ی بنی امیه و بنی عباس نیز نیستند!!!

و این شبیه افکار نصاراست که معتقدند یهود بایستی از کشتن عیسی عذرخواهی کند !!

سرانجام بدان برادر

خواندن کتاب راهیست برای فهم گذشتگان و جاده ی اتصال دهنده به گذشته است و البته صد البته جاده ی همواری نیست و اعتماد 100% بدان اشتباه است.

hidayat
Tuesday 3 June 2008, 02:26PM
و برای فهم قرآن اولین راه فهم لغت آن است.

و بایستی فراموش نکنیم که با مسلمین یک امت واحده هستیم و نبایستی خود را جدا از آنان دانید که این عمل بمانند اشخاصیست که خود را " کفار مسلمین " می خوانند و بجای معرفی و نزدیکی خود به مسلمین ، از ابتدا خود را منفور مى خوانند !!

در حاليكه وصف كفار يك وصفى يت كه در قرآن مفهومش انكار رسالت انبياء و كتاب است.