PDA

نمايش نسخه نهائي : قضیه نشان دادن أمیرالمؤمنین را به مردم، همانند یوسف به زنان مصری‏


ah128
Friday 18 April 2008, 01:32AM
شیخ تفسیر: ابوالفتوح رازی- اعلی الله تعالی مقامه الشریف- آورده است:

آنگه اشارت کرد به امیرالمؤمنین علی، و او را بخواند و با خود بر آن منبر برد، و دو بازوی او گرفت و او را برداشت و بگردانید، و بر مردمان عرض کرد چنانکه عروس را جلوه کنند حتی رای الناس بیاض ابطیهما: تا مردمان سفیدی زیر بغل هر دو بدیدند. و ساعتی خاموش می‏بود. چنین گویند که: شبلی در روز غدیر نزدیک یکی از معروفان شد از علویان، و او را تهنیت کرد، آنگه گفت: یا سیدی تو دانی تا اشارت در آن چه بود که جدت دست پدرت گرفت، و برداشت و سخن نگفت؟! گفت: ندانم. گفت: اشاره بود به آنکه زنانی که از جمال یوسف بیخبر بودند زبان ملامت در زلیخا دراز کردند و گفتند: امراة العزیز تراود فتیها عن نفسه قد شغفها حبا انا لنریها فی ضلال مبین. او خواست تا طرفی از جمال یوسف به ایشان نماید، مهمانی ساخت و آن زنان را بخواند، و در خانه دو در برد، و بنشاند، و یوسف را جامهآء سفید در پوشیده و گفت: برای دل من از این خانه در رو، و به آن در بیرون شو! و ایشان را گفت: من می‏خواهم تا این دوست خود را به یکبار بر شما عرض کنم، برای دل من هر کدام به او مبرتی کنید! گفتند: چه کنیم؟! گفت: هر یک را کاردی و ترنجی به دست می‏دهم، چون آید، هر یک پاره ترنج ببرید و به او بدهید! گفتند: چنین کنیم. چون او از در خانه درآمد و چشم ایشان بر جمال او افتاد، خواستند که ترنج ببرند، دست‏ها ببریدند از دهش و حیرت. چون او برفت، گفتند: حاش لله ما هذا بشر ان هذا الا ملک کریم. گفت: دیدید! این آنست که شما زبان ملامت بر من دراز کردید، به سبب این، فذلکن الذی لمتننی فیه. رسول صلی الله علیه و آله هم اشارت کرد گفت: این مرد آنست که اگر وقتی در حق او سخنی گفتم، شما را خوش نیامد زبان ملامت دراز کردید، امروز بنگرید تا خدای تعالی در حق او چه گفت؟ او را چه پایه نهاد؟ و چه منزلت داد؟ آنگه گفت: الست اولی بکم من انفسکم؟! نه من به شما از شما اولاترم؟! قالوا: بلی. تقریر کرد، تا اقرار دادند. چون همه اقرار دادند، بی‏فصلی و تراخی گفت: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله. هر که من مولای اویم علی مولای اوست، بار خدایا هر که او را دوست دارد دوستش دار! و هر که او را دشمن دارد تو او را دشمن دار! و هر که ناصر او باشد ناصرش باش، و هر که خاذل او باشد مخذولش دار! آنگه گفت: اللهم هل بلغت؟! بار خدایا برسانیدم؟ آنگه اصحاب را گفت: شنیدید که آنچه خدا گفت برسانیدم؟! گفتند: بلی! گفت: اللهم اشهد علیهم بار خدایا گواه باش بر ایشان!» تا آخر.[1] (http://www.iranclubs.net/forums/#bookmark1) .
ملای رومی در این باره گوید:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود و آن علی مولا نهاد

گفت: هر کس را منم مولا و دوست
ابن عم من علی، مولای اوست‏

کیست مولا، آن که آزادت کند
بند رقیت ز پایت برکند

چون به آزادی نبوت هادی است
مؤمنان راز انبیا آزادی است‏

ای گروه مؤمنان شادی کنید
همچو سرو و سوسن آزادی کنید[2] (http://www.iranclubs.net/forums/#bookmark2)

1:«تفسیر روح الجنان و روح الجنان»، مشهور به تفسیر ابوالفتوح رازی طبع مظفری ج 2 ص 192.
2:«مثنوی» طبع میرخانی، ج 6، ص 641، س 23.

يا رسول الله
Saturday 19 April 2008, 10:59AM
ای کاش می فهمیدند
امممممممممممممما دریغ.....................