ah128
Thursday 17 April 2008, 12:24AM
هر امتی، امور خود را به غیر أعلم بسپارد، رو به پستی میرود
سلیم بن قیس هلالی از أمیرالمؤمنین علیه السلام قبل از واقعهی صفین مطالبی را بیان میکند و از آن جمله میگوید که آن حضرت فرمود: ان العجب کل العجب من جهال هذه الامة و ضلالها و قادتها الی النار انهم قد سمعو رسول الله صلی اللّه علیه و آله و سلّم یقول عودا و بدءا: ما ولت امة رجلا قط أمرها و فیهم اعلم منه الا لم یزل امرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا الی ما ترکوا.
فولوا أمرهم قبلی ثلاثة رهط ما منهم رجل جمع القرآن، و لا یدعی ان له علما بکتاب الله و لا سنة نبیه صلی اللّه علیه و آله و سلّم و قد علموا انی أعلمهم بکتاب الله و سنة نبیه صلی اللّه علیه و آله و سلّم و أفقههم و أقراهم لکتاب الله و أقضاهم بحکم الله - الخ.[1] (http://www.iranclubs.net/forums/#bookmark1) .
«تعجب و شگفت به تمامی معنی الکلمه از جاهلان این امت است، و از گمراهانشان، و از پیشداران و سردمداران آنها به آتش جهنم، و از دنبالهداران و عقبداران آنها به جهنم، که ایشان از پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم کرارا و مرارا شنیدند که
می فرمود: هیچگاه امتی زمام امور خود را به مردی نسپرده است که در میان آن امت از آن مرد، داناتر و فهیمتر و عالمتر وجود داشته باشد مگر آن که امر آن امت رو به پستی و تباهی و خرابی گرائیده است، الا آن که از ترک آن مرد عالم بازگردند و بدو بگروند.
و این امت قبل از من، امور خود را به سه نفر سپردند که هیچ یک از آنها کسی نبود که قرآن را جمع کرده باشد، و یا این که ادعا کند که به کتاب خدا و یا سنت پیامبر او عالم است. آنها میدانستند که من عالمترین امت به کتاب خدا و سنت پیامبر او هستم، و داناترین و فقیهترین ایشان، و بصیرترین آنها به قرائت قرآن، و عارفترین آنها در قضاوتها به حکم خدا هستم»- تا آخر کلام.[2] (http://www.iranclubs.net/forums/#bookmark2) .
باری ما در هیچ یک از آیات قرآن و یا خبری از أخبار رسول الله و یا در سیرهی عقلائیهای نیافتیم که جوان بودم آن هم مرد سی و ساله را بتوان مانع از حرکت شمرد و بدین جهت او را از خاندان نبوت دور کرده و مهجور نمود. آنچه میزان پیشوائی
است علم تقوا و بصیرت و درایت و خبرویت در کتاب خدا و سنت پیامبر و نصوصی است که أمیرالمؤمنین علیهالسلام را مرتبهی صدرات و وزارت و امامت و خلافت بخشیده است. و انه بذلک لخلیق و به حقیق. صلی الله علیک یا أبالحسن و رحمة الله و برکاته
«کتاب سلیم بن قیس» ص 148. و ما در درس 116 خواهیم آورد که از جمله احتجاجهای سلمان به ابوبکر این است که با وجود أعلم در میان امت تو چگونه متصدی مقام شدهای؟! و عذرت در تقدم چه خواهد بود؟! و به این اخبار و نظائر آن میتوان استدلال به وجوب حکومت أعلم و تقلبید أعلم نمود. و همچنین در خطبهی حضرت امام حسن علیهالسلام در حضور معاویه این حقیقت بیان شده است «امالی طوسی» ج 2 ص 172 و «غایة المرام» ص 298 حدیث 26 و 27.
در «مناقب» ابن شهرآشوب ج 1 ص 547 و ص 548 آورده است که از ابن عباس آورده است که: علی بن أبیطالب به رسول خدا عرض کرد: السلام علیک یا رسول الله! حضرت رسول پاسخ او را دادند: و علیک السلام یا أمیرالمؤمنین و رحمة الله و برکاته! علی عرض کرد: شما زنده هستید و مرا أمیرمؤمنان میخوانید! پیغمبر فرمود: آری! این نام گذاری را جبرائیل از جانب خداوند در حالی که من زندهام گذارده است. ای علی تو دیروز بر من در حالی که مشغول سخن با جبرائیل بودم عبور کردی و سلام نکردی! جبرائیل گفت: چرا أمیرالمؤمنین بر ما سلام نکرد؟ سوگند به خدا اگر سلام کند شاد میشویم و جواب سلامش را به او رد میکنیم.
سلیم بن قیس هلالی از أمیرالمؤمنین علیه السلام قبل از واقعهی صفین مطالبی را بیان میکند و از آن جمله میگوید که آن حضرت فرمود: ان العجب کل العجب من جهال هذه الامة و ضلالها و قادتها الی النار انهم قد سمعو رسول الله صلی اللّه علیه و آله و سلّم یقول عودا و بدءا: ما ولت امة رجلا قط أمرها و فیهم اعلم منه الا لم یزل امرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا الی ما ترکوا.
فولوا أمرهم قبلی ثلاثة رهط ما منهم رجل جمع القرآن، و لا یدعی ان له علما بکتاب الله و لا سنة نبیه صلی اللّه علیه و آله و سلّم و قد علموا انی أعلمهم بکتاب الله و سنة نبیه صلی اللّه علیه و آله و سلّم و أفقههم و أقراهم لکتاب الله و أقضاهم بحکم الله - الخ.[1] (http://www.iranclubs.net/forums/#bookmark1) .
«تعجب و شگفت به تمامی معنی الکلمه از جاهلان این امت است، و از گمراهانشان، و از پیشداران و سردمداران آنها به آتش جهنم، و از دنبالهداران و عقبداران آنها به جهنم، که ایشان از پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم کرارا و مرارا شنیدند که
می فرمود: هیچگاه امتی زمام امور خود را به مردی نسپرده است که در میان آن امت از آن مرد، داناتر و فهیمتر و عالمتر وجود داشته باشد مگر آن که امر آن امت رو به پستی و تباهی و خرابی گرائیده است، الا آن که از ترک آن مرد عالم بازگردند و بدو بگروند.
و این امت قبل از من، امور خود را به سه نفر سپردند که هیچ یک از آنها کسی نبود که قرآن را جمع کرده باشد، و یا این که ادعا کند که به کتاب خدا و یا سنت پیامبر او عالم است. آنها میدانستند که من عالمترین امت به کتاب خدا و سنت پیامبر او هستم، و داناترین و فقیهترین ایشان، و بصیرترین آنها به قرائت قرآن، و عارفترین آنها در قضاوتها به حکم خدا هستم»- تا آخر کلام.[2] (http://www.iranclubs.net/forums/#bookmark2) .
باری ما در هیچ یک از آیات قرآن و یا خبری از أخبار رسول الله و یا در سیرهی عقلائیهای نیافتیم که جوان بودم آن هم مرد سی و ساله را بتوان مانع از حرکت شمرد و بدین جهت او را از خاندان نبوت دور کرده و مهجور نمود. آنچه میزان پیشوائی
است علم تقوا و بصیرت و درایت و خبرویت در کتاب خدا و سنت پیامبر و نصوصی است که أمیرالمؤمنین علیهالسلام را مرتبهی صدرات و وزارت و امامت و خلافت بخشیده است. و انه بذلک لخلیق و به حقیق. صلی الله علیک یا أبالحسن و رحمة الله و برکاته
«کتاب سلیم بن قیس» ص 148. و ما در درس 116 خواهیم آورد که از جمله احتجاجهای سلمان به ابوبکر این است که با وجود أعلم در میان امت تو چگونه متصدی مقام شدهای؟! و عذرت در تقدم چه خواهد بود؟! و به این اخبار و نظائر آن میتوان استدلال به وجوب حکومت أعلم و تقلبید أعلم نمود. و همچنین در خطبهی حضرت امام حسن علیهالسلام در حضور معاویه این حقیقت بیان شده است «امالی طوسی» ج 2 ص 172 و «غایة المرام» ص 298 حدیث 26 و 27.
در «مناقب» ابن شهرآشوب ج 1 ص 547 و ص 548 آورده است که از ابن عباس آورده است که: علی بن أبیطالب به رسول خدا عرض کرد: السلام علیک یا رسول الله! حضرت رسول پاسخ او را دادند: و علیک السلام یا أمیرالمؤمنین و رحمة الله و برکاته! علی عرض کرد: شما زنده هستید و مرا أمیرمؤمنان میخوانید! پیغمبر فرمود: آری! این نام گذاری را جبرائیل از جانب خداوند در حالی که من زندهام گذارده است. ای علی تو دیروز بر من در حالی که مشغول سخن با جبرائیل بودم عبور کردی و سلام نکردی! جبرائیل گفت: چرا أمیرالمؤمنین بر ما سلام نکرد؟ سوگند به خدا اگر سلام کند شاد میشویم و جواب سلامش را به او رد میکنیم.