ghadem
Wednesday 16 April 2008, 08:53PM
لازم دیدم تا تاپیکی ایجاد کنم تا هرگونه بحث وتبادل نظر ودانلود مداحی و... در اینجا صورت بگیرد
اول از همه هم خودم شروع می کنم
قالیباف وجیگر حاج منصور
ماجرای صحبت های حاج منصور ارضی در مورد قالیباف شهردار تهران رو که حتما شنیدید- حاجی در نطق بعدیش و بعد از انتقادات زیاد از ایشون - گفته من جیگر دارم که این حرفها رو میزنم.
حالا جناب قالیباف در وبلاگش در مورد جیگر مطلبی با عنوان وظیفه و در خور توجه رو مینویسه با هم بخونیم:
در این دنیا هر کسی وظیفهای دارد. یکی وظیفهاش جان دادن است. می شود همت و باکریها و زینالدین و خرازی و باقری. یکی وظیفهاش کار کردن است، میشود هر مسئولی که دارد کار میکند و برای مردم زحمت میکشد. یکی هم وظیفهاش حرف زدن است. خیلی خوب حرف بزند برد کرده؛ بد هم حرف بزند خیلی ضرر کرده. چون حرف زدن زحمت ندارد، اما مسئولیت دارد. ذهن مخاطبت را درگیر چیزهایی میکنی که اگر ناروا باشد مسئولش تو هستی.
حالا یک نفر آمده به من گفته فلان، به دیگری گفته بهمان. اینها چه اهمیت دارد؟ کار من که جواب دادن به این حرفها نیست. کار من این است که برای مردم کار کنم. کار او هم این است که حرف بزند. خوب و بدش را هم خودش باید جواب بدهد. معادی هست. حسابی هست. کتابی هست. یک چیز بانمک هم این میان هست. من روزهایی و مردانی را دیدم که گلوله وزوزکنان از کنار گوششان رد میشد، این قدر حرف از شجاعت و جرات و جگر نمیزدند که مردم الان روی صندلی مینشینند و این حرفها را میزنند. بالاخره هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
اول از همه هم خودم شروع می کنم
قالیباف وجیگر حاج منصور
ماجرای صحبت های حاج منصور ارضی در مورد قالیباف شهردار تهران رو که حتما شنیدید- حاجی در نطق بعدیش و بعد از انتقادات زیاد از ایشون - گفته من جیگر دارم که این حرفها رو میزنم.
حالا جناب قالیباف در وبلاگش در مورد جیگر مطلبی با عنوان وظیفه و در خور توجه رو مینویسه با هم بخونیم:
در این دنیا هر کسی وظیفهای دارد. یکی وظیفهاش جان دادن است. می شود همت و باکریها و زینالدین و خرازی و باقری. یکی وظیفهاش کار کردن است، میشود هر مسئولی که دارد کار میکند و برای مردم زحمت میکشد. یکی هم وظیفهاش حرف زدن است. خیلی خوب حرف بزند برد کرده؛ بد هم حرف بزند خیلی ضرر کرده. چون حرف زدن زحمت ندارد، اما مسئولیت دارد. ذهن مخاطبت را درگیر چیزهایی میکنی که اگر ناروا باشد مسئولش تو هستی.
حالا یک نفر آمده به من گفته فلان، به دیگری گفته بهمان. اینها چه اهمیت دارد؟ کار من که جواب دادن به این حرفها نیست. کار من این است که برای مردم کار کنم. کار او هم این است که حرف بزند. خوب و بدش را هم خودش باید جواب بدهد. معادی هست. حسابی هست. کتابی هست. یک چیز بانمک هم این میان هست. من روزهایی و مردانی را دیدم که گلوله وزوزکنان از کنار گوششان رد میشد، این قدر حرف از شجاعت و جرات و جگر نمیزدند که مردم الان روی صندلی مینشینند و این حرفها را میزنند. بالاخره هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.