PDA

نمايش نسخه نهائي : ايا بدون رسول الله و اهل بيت(ع) كتاب خدا كفايت مى‏كند ؟


السيد الاميني
Wednesday 16 April 2008, 03:53PM
سلام عليكم

بسم الله الرحمن الرحيم

يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم فان تنازعتم فى شى‏ء فردوه الى الله و الرسول ان كنتم تؤمنون بالله و اليوم الآخر ذلك خير و احسن تاويلا .
و

قال النبى صلى الله عليه و آله سلم:
انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و اهل بيتى و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض.
پيغمبر اكرم در آخرين خطبه‏اى كه ايراد نمودند فرمود:
«من در ميان شما دو چيز به يادگار مى‏گذارم، دو چيز بزرگ و گرانبها، كتاب خدا و اهل بيت من، و آن دو از هم جدا نمى‏شوند تا كنار حوض كوثر هر دو با هم بر من وارد شوند» .
چون قرآن بدون معلم و قيم براى مردم به تنهائى كافى نيست.عمر كه گفت: كفانا كتاب الله براى ما كتاب خدا كافى است و ما احتياج به امام نداريم طبق فرموده رسول خدا اشتباه گفت، چون رسول خدا فرموده است:
«اين دو: كتاب خدا و اهل بيت، قابل جدا شدن نيستند» .
پس كسى كه يكى را بدون ديگرى بخواهد بگيرد آن يكى هم به دست او نيامده است.

---

بنابر اين عمر بن خطاب گفت: ما قرآن را مى‏گيريم و به عترت نيازمند نيستيم حقا كتاب خدا هم به دستش نرسيده و خود و تابعينش دستشان هم از كتاب و هم از اهل بيت كوتاه شده است، چون قرآن داراى حقيقت و واقعيتى است كه از اين الفاظ بالاتر و بسيار مهم‏تر است.


و حقيقت قرآن كريم عالمى جهاني است‏بسيار عالى و بزرگ و زنده، جميع حقائق در او موجود، و تمام راهها و مسالك خير و شر و نتائج اعمال از بهشت و دوزخ و صراط و كتاب و ميزان در او مشهود.و اين الفاظ كه بين الدفتين نوشته شده است نماينده‏اى و نامى از آن حقيقت است، و امام عليه السلام به آن حقيقت واقف و جميع معانى و واقعيت‏هاى اين كتاب آسمانى در نفس امام منطوى است، و كل شى‏ء احصيناه فى امام مبين . و اين همان معيتى است كه
رسول خدا فرمود:
على مع القرآن و القرآن مع على لا يفترقان حتى يردا على الحوض.
«على با قرآن و قرآن با على است و اين دو از هم جدا نمى‏شوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند» .
چون معلوم است كه اين معيت در واقع و حقيقت قرآن است نه در اين كتاب مشهود و ملموس خارجى،
و كذلك انزلنا اليك الكتاب فالذين آتيناهم الكتاب يؤمنون به...و ما كنت تتلوا من قبله من كتاب و لا تخطه بيمينك اذا لارتاب المبطلون بل هو آيات بينات فى صدور الذين اوتوا العلم
«بلكه قرآن مجيد عبارت است از آيات روشن كه در سينه‏هاى كسانى كه به آنها علم داده شده است قرار دارد» .
و نيز خداوند مى‏فرمايد:
قل كفى بالله شهيدا بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب
«بگو كافى است كه خدا گواه باشد بين من و شما، و نيز كسى كه به او علم كتاب داده شده است گواه است‏بر اين معنى‏» .


در روايات بسيار از طريق شيعه و سنى وارد شده است كه مراد از آن كسى كه به او علم كتاب داده شده است‏حضرت امير المؤمنين عليه السلام است.و نيز در حديث وارد است
رسول الله صلى الله عليه و آله سلم فرمودند:
ان فيكم من يقاتل على تاويل القرآن كما قاتلت على تنزيله.قال ابو بكر: انا هو يا رسول الله؟ قال: لا.قال عمر: انا يا رسول الله؟ قال: لا و لكن خاصف النعل - و كان اعطى عليا نعله يخصفها - .

حضرت رسول الله فرمودند:
«در ميان شما كسى است كه جنگ مى‏كند براى تاويل و معناى قرآن همانطور كه من جنگ كردم براى تنزيل و ظاهر قرآن.ابو بكر گفت: من هستم يا رسول الله؟ فرمود: نه.عمر گفت: من هستم يا رسول الله؟ فرمود: نه، و ليكن آن كسى است كه مشغول پينه زدن كفش من است.و حضرت در آن وقت كفش خود را به امير المؤمنين عليه السلام داده بودند و حضرت مشغول پينه زدن كفش رسول خدا بود» .
از اين روايات نيز به خوبى مستفاد مى‏شود كه امير المؤمنين عليه السلام محيط بر قرآن و قيم كتاب آسمانى بوده‏اند كه از طرف خدا مامور به جنگ با امت‏براى قبول معنى و باطن قرآن شده‏اند.بنابر آنچه ذكر شد نتيجه آن كه: سخن افرادى كه مى‏گويند: ما به قرآن مراجعه مى‏كنيم و استفاده خود را مى‏نمائيم و نيازى به روايات وارده از معصومين نداريم، كلامى است‏خالى از معنى و ساقط از درجه اعتبار.چون مضافا به آن كه كتاب خدا بدون امام كافى نيست علاوه خود كتاب خدا ما را امر به تبعيت از اهل بيت نموده در آيات بسيارى مانند:
ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا ) .
«آنچه رسول خدا به شما امر كرده است‏بگيريد و به جاى آوريد و آنچه را كه نهى كرده است ترك كنيد» .

--

حالا سوال مي كنيم ايا رسول اسلام امر كرد امت اسلامي را بتمسك قران وعترة از اهل بيت خودش؟
اكر نفرموده كه قطعا اين نسبت كذب به رسول الله زيرا حديث ثقلين بصورت تواتر نقل شده از شيعه و اهل سنت.

و حال كه امت كرده جرا ترك كردن اهل سنت و سراغ كساني رفتن كه از قران و علم قران بي خبرند و حتى مثل عمر هنوز رسول الله زنده هستند و داد ميزند و مخالفت رسول الله مي كند و مي كويد حسبنا كتاب الله.

ايا مي شود دنبال كسي رفت كه مخالفت رسول الله كرده كه مخالف خداوند هم كرده.

zxcv
Wednesday 16 April 2008, 08:02PM
ايا بدون رسول الله و اهل بيت(ع) كتاب خدا كفايت مى‏كند ؟


توسوال خود را اینگونه باید تصحیح کنی !

آیا بدون بحار الانوار و اصول کافی ، قران کفایت می کند؟!

shahnam3s
Wednesday 16 April 2008, 08:46PM
توسوال خود را اینگونه باید تصحیح کنی !

آیا بدون بحار الانوار و اصول کافی ، قران کفایت می کند؟!

آیا بدون صحیح البخاری و صحیح المسلم کتاب خدا کفایت می کند ؟؟؟ چون الگوی شما شده این کتابهای سرتاپا دروغ اهل سنت که آبروی تمام مسلمانان را با نسبت هایی که پیامبر (ص) وارد کرده برده است ......................................
ببخشید حواسم نبود به دو کتاب مقدس اهل سنت توهین کردم الان عذاب الهی سراغم میاد ....

zxcv
Wednesday 16 April 2008, 10:37PM
آیا بدون صحیح البخاری و صحیح المسلم کتاب خدا کفایت می کند ؟؟؟ ....

دقیقا ، ولی چون مخاطب سخن من یکی از شیعیان بود کتب مورد قبول این فرقه را آوردم والا همینطور است که شمامی فرمائید یعنی صحیح بخاری ومسلم هم مانند کتب سراسر کذب بحار و کافی صلاحیت این را ندارند که تکمیل کننده کتاب خدا باشند .

السيد الاميني
Wednesday 16 April 2008, 11:17PM
توسوال خود را اینگونه باید تصحیح کنی !

آیا بدون بحار الانوار و اصول کافی ، قران کفایت می کند؟!

سلام عليكم

شما را مي بينم به قران و رسول خدا مسخره مي كني و لذا ارزش ادامه بحث نداريد

اينجا تالار محترمين است نه كساني كه به مقدسات قران و رسول خدا تمسخر مي كند

kenshin
Wednesday 16 April 2008, 11:26PM
چنان كفايت كرده است كه بحمد الل...از لباس زير زنانه تا موشك ، دستاورد پيروانش است !!!
ميخنديييييييييييييييم

yaaliasghar
Wednesday 16 April 2008, 11:27PM
ببخشید حواسم نبود به دو کتاب مقدس اهل سنت توهین کردم الان عذاب الهی سراغم میاد ....


اینو خیلی خوب اومدی ....

قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی

ای اهل سنت واسه این آیه چه جوابی میخواین بدین
دروغه اگه میگنی فقط قرآن چون هرکدوم از آیاتشو که به نفعتون برداشت میکنین قبول دارین
شما اگر پیرو قرآنین باید همه ی آیاتشو قبول داشته باشین
و اینم بدونین فی القربی کسی جز اهلبیت پیامبر نمیتونه باشه
مطمئن باشین اولی و دومی و سومی جزو فی القربی نیستن

kenshin
Wednesday 16 April 2008, 11:29PM
دقیقا ، ولی چون مخاطب سخن من یکی از شیعیان بود کتب مورد قبول این فرقه را آوردم والا همینطور است که شمامی فرمائید یعنی صحیح بخاری ومسلم هم مانند کتب سراسر کذب بحار و کافی صلاحیت این را ندارند که تکمیل کننده کتاب خدا باشند .

بحث كتاب نيست ... بحث مبين و مفسر است

آيا همين شا...ل هايي كه نهايت تفكرشان در مبايل تبديل ميشود به اين فتوي كه بلوتوث حرام است
ميتوانند مفسر قرآن باشند ؟
همين مسلماناني كه اگر در قسطنطنيه دست به جنايات آنچناني زدند ، ميتوانند مفسر قرآن باشند؟

السيد الاميني
Wednesday 16 April 2008, 11:48PM
با تشكر از عزيزان

yaaliasghar
Wednesday 16 April 2008, 11:55PM
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و احشرنا معهم و جعلنا من شیعتهم و اهلک والعن اعدائهم اجمعین

الهی آمین

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 10:13AM
كساني كه سخن عمر بن خطاب را مزمزه مي كنند كه حسبنا كتاب الله كه قران فقط ما را كافي است .

جواب بدهند نسبت رسول الله به قران در قران جيست و عموما نسبت هر نبي و رسولي به كتابي كه بر او نازل شد جيست؟

السيد الاميني
Tuesday 6 May 2008, 11:18PM
یاایها الذین آمنوا <
اطعیوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم

فان تنازعتم فی شیئی فردوه الی الله و الرسول

ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخره ذلک خیر و احسن تاویلا

در آیه فوق مسلمانان تا روز قیامت تنها مامورا که از سه کس فرمان برداری و اطاعت کنند و تنها اطاعت از این سه کس واجب است اول خدا دوم رسول خدا و سوم اولی الامر که مردم خدا و رسول را خوب می شناسند

اما اولی الامر است که نیاز به تفسیر دارد و تفسیرش با رسول خدا است همچنان که خداوند در قرآن به نماز و روزه و حج و زکوه و به طور کلی به فروع الدین به طور کلی امر فرموده و تفسیر اجزاء وشرائط آنها و چگونگی آنها با رسولش می باشد و در سوره نحل نیز خداوند در خطاب به رسول اکرم می فرماید ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا تو آنرا برای مردم بیان کنی یعنی روشن کنی و توضیح و تفسیر دهی :

سوره نحل _ و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس مانزل الیهم لعلهم یتفکرون


_ و ما انزلنا علیک الکتاب الا التبین لهم الذی اختلفوا فیه و هدی و رحمه لقوم یومنون

و به همین خاطر خداوند بعد از امر به اطاعت خدا و رسول و اولی الامر

_ بلافاصله فرمود :
و ان تنازعتم فی شیئی فردوه الله والرسول
و نفرمود :
وان تنازعتم فی شیئی فردوه الی الله و الرسول و اولی الامر

چون ممکن است در تشخیص اولی الامر هم نزاع شود بالاخص آنکه مقام اولی الامری طبق آیه فوق مقام بسیار بلندی است که پس از خدا و رسول تنها کسی است که امرش مطلقاً بر امت تا قیامت واجب است و اگر مصداق چنین اولی الامری دقیقا مشخص نشود ممکن است حریصان و ریاست طلبان پس از رسول خدا در تصاحب این مقام طمع کنند و خود را اولی الامر معرفی کنند با آنکه لیقات ندارند زیرا رسول خدا فرمود هر که طالب ریاست باشد لایق آن نیست .

در نتیجه خداوند آگاه به همه امور در ضمن آیه فوق فرمود در هر چه اختلاف کنید به خدا و رسول مراجعه کنید بعبارت دیگر معرفی اولی الامر را هم که ممکن است در آن نزاع شود به خدا و رسول ارجاع داد یعنی این خداو رسول اند که مرجع رفع هر اختلافی هستند حتی مرجع معرفی اولی الامر هستند ( و چون اطلاق _ و ان تنازعتم فی شیء _ حتی ممکن است شناخت اولی الام را هم بگیرد نفرمود اگردر هر چیزی اختلاف کردید علاوه بر خدا و رسول به الوی الام مراجعه کنید زیرا اگر اولی الامر از طرف خدا و رسول معرفی نشود و در آن اختلاف و تنازع شود نمیشود موضوع متنازع فیه ، خود مرجع رفع اختلاف شود

بعبارت دیگر چیزی که خودش اختلافی است مرجع رفع اختلاف گردد و لذا خداوند در جمله ذیل آیه در صورت وقوع نزاع و اختلاف تنها خدا و رسول خدا مرجع رفع اختلاف و نزاع معرفی کرده تا شامل تنازع بر سر شناخت اولاد الامر بشود ) یعنی حق اگر در شناخت اولی الامر اختلاف و نزاع کردید حق ندارید از سر خود و به اراده خودتان تصمیم بگیرد بلکه باید به مراجعه به خدا و رسول به شناخت صحیح اولی الامر برسید و محال است خداوند مرجعی را برای رفع اختلاف معرفی کند و آن مرجع نتواند رفع اختلاف کند پس معلوم میشود در معرفی اولی الامر اگر صحابه به خدا و رسول مراجعه میکردند هیچ نزاعی اتفاق نمیافتاد و اگر هم در لحظه ای اتفاق می افتاد پس از مراجعه بلافاصله نزاع واختلاف رفع میشد .
همچنانکه از آیه فوق معلوم میشود رسول خدا همچنانکه سایر آیات محتاج به تفسیر را تفسیر فرموده معنی آنها را شرح داده و تعیین مصداق شناخت خدا و رسول است را نیز معرفی دقیق کرده و هیچ بهانه ای را برای اختلاف و تفرقه و انحراف از وحدت ای که حفظ اش تا قیامت بر امت واجب است باقی نگذارده است اما قبلاً آنکه ما به سنت متواتره نبوی در معرفی اولی الامر بپردازیم از آیه فوق این مقدار استفاده شد که اولی الامر کسی است که باید از طرف خدا و رسول معرفی شود .

اما خداوند باز در همین سوره در آیه هشتاد و سه توضیح بیشتری درباره شناخت اولوالامر داده است :
سوره نساء _ و اذ جائهم امر من الامن او الخوف اذا عوا به ولو ردوه الی الرسول و الی اولی الامر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منکم و لو لا فضل الله علیکم و رحمته لا تبعتم الشیطان الا قلیلا

خداوند در آیه فوق میفرماید صحابه هر گاه خبری راجع به امنیت و خطری می شوند به هم دیگر می گویند و آنرا شایعه می کند اگر بجای آنکه این خبر امینی را به هم دیگر بگویند بلافاصله به رسول خدا می رسانند و یا به اولی الامر می رساندند آنان راه صحیح حل آنرا از طریق استنباط از قرآن و سنت می دانستند یعنی تنها رسول خدا و اولی الامر هستند که در مسائل امنیتی و خطر (( که مربوط به حکومت و سیاست است از طریق قرآن وسنت می دانند و اولی الامر هم پس از رسول خدا در میان صحابه وتابعین تنها کسانی هستند که می توانند راه صحیح هر واقعه امنیتی و سیاسی رااز طریق قرآن و سنت نبوی استنباط کنند یعنی پس از رسول خدا اولی الامر عالم کامل به قرآن و سنت است و تنها او میتواند حل هر مسئله امنیتی و سیاسی را تنها از طریق قرآن وسنت حل کنند عموم صحابه و تابعین هرگز چنین قدرت استباطی را ندارند یعنی اولی الامر همچون رسول خدا در میان مردم یک فرد استثنائی در شناخت مصادیق امر خدا و رسول هست .

وقتی این آیه را در کنار آیه 7 سوره الرعد میگذاریم که میفرماید : انما انت منذر و (( لکل قوم هاد ))

و یا سنت متواتر نبوی که خطاب به امت میفرماید پس از من اگر از قرآن و عترت ام جدا نشوید هرگز گمراه نمیشود یعنی پس از من تنها ائمه عترت عالم کامل به همه قرآن و همه سنت هستند ومی توانند حکم صحیح هر واقعه امنیتی و سیاسی را دقیقا از طریق قرآن وسنت در بیاورند .

و نیز از حدیث ثقلین که میفرماید تا قیامت تمسک به مجموعه قرآن و عترت شما را از گمراهی نجات می دهد استفاده می شود کمه تا قیامت خداوند در میان امت امامی از عترت را قرار داده که اگر از او پیروی کنند به گمراهی نمیافتند و قرآن هم که میفرماید و (( لکل قوم هاد )) همین را میگوید که تا قیامت خداوند هیچ قومی را بدون هادی بحق نمیگذارد و همیشه در میان امت هادی بحقی هست که طبق سنت نبوی همان امام از عترت است خلاصه با توجه به آیه پنجاه و نه سوره نساء که مرجع رفع نزاع درباره هر چیزی و من جمله شناخت اولی الامر را خدا و رسول معرفی کرده ، و با توجه به آیه هشتاد و سه سوره نساء که پس از رسول خدا تنها اولی الامر را قادر به استنباط صحیح دانسته و نیز در آیه میفرماید خداوند تا قیامت هیچ قومی را بدون راهنما نمیگذارد و در حدیث ثقلین هم رسول خدا پس از قرآن تنها ائمه را وسیله هدایت دانسته و امامان عترت را تنها هادیان بحق معرفی کرده ائمه منصوب از طریق خدا را هادیان بحق معرفی کرده.
سوره سجده آیه 24 _ ( و جعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا )

سوره یونس ایه 35 _ (( افمن یدی الی الحق احق ان یتبع امی لا یهدی الا ان یهدی ))

( تنها پیروی از هادی بحق را واجب الاتباع دانسته ) روشن میشود که اولی الامری که تنها از طریق خدا و رسول معرفی میشوند و تنهاهادیان بحق بوده و تنها در همه موارد آنها هستند که میتوانند بر اساس قرآن و عترت حکم کنند همان هادیان بحق اند که ( خداوند در قرآن فرموده _ و لکل قوم هاد _و ) رسول خدا نیز ائمه عترت را هادیان بحق تا قیامت معرفی كرده
محال است هادی بحق غیر از اولی الامر باشد زیرا تنها تبعیت از هادی بحق جایز و واجب است و ازآنجا که بعد از اطاعت خدا و رسول تنها اطاعت از اولی الامر واجب است ممکن نیست اولی الامر بجز همان هادی بحق از عترت باشد که رسول خدا از طرف خداوند آنها را برای رهبران پس از خود ، معرفی فرموده است در نتیجه پیروی از غیر ائمه عترت که غیر هادیان بحق میباشد حرام است و ائمه غیر از عترت هادیه بدون استثناء ائمه ضلال بوده و محال است اولی الامر باشند

110shamsi
Wednesday 7 May 2008, 11:57AM
یاایها الذین آمنوا <
اطعیوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم

فان تنازعتم فی شیئی فردوه الی الله و الرسول

ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخره ذلک خیر و احسن تاویلا

در آیه فوق مسلمانان تا روز قیامت تنها مامورا که از سه کس فرمان برداری و اطاعت کنند و تنها اطاعت از این سه کس واجب است اول خدا دوم رسول خدا و سوم اولی الامر که مردم خدا و رسول را خوب می شناسند

اما اولی الامر است که نیاز به تفسیر دارد و تفسیرش با رسول خدا است همچنان که خداوند در قرآن به نماز و روزه و حج و زکوه و به طور کلی به فروع الدین به طور کلی امر فرموده و تفسیر اجزاء وشرائط آنها و چگونگی آنها با رسولش می باشد و در سوره نحل نیز خداوند در خطاب به رسول اکرم می فرماید ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا تو آنرا برای مردم بیان کنی یعنی روشن کنی و توضیح و تفسیر دهی :

سوره نحل _ و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس مانزل الیهم لعلهم یتفکرون


_ و ما انزلنا علیک الکتاب الا التبین لهم الذی اختلفوا فیه و هدی و رحمه لقوم یومنون

و به همین خاطر خداوند بعد از امر به اطاعت خدا و رسول و اولی الامر

_ بلافاصله فرمود :
و ان تنازعتم فی شیئی فردوه الله والرسول
و نفرمود :
وان تنازعتم فی شیئی فردوه الی الله و الرسول و اولی الامر

چون ممکن است در تشخیص اولی الامر هم نزاع شود بالاخص آنکه مقام اولی الامری طبق آیه فوق مقام بسیار بلندی است که پس از خدا و رسول تنها کسی است که امرش مطلقاً بر امت تا قیامت واجب است و اگر مصداق چنین اولی الامری دقیقا مشخص نشود ممکن است حریصان و ریاست طلبان پس از رسول خدا در تصاحب این مقام طمع کنند و خود را اولی الامر معرفی کنند با آنکه لیقات ندارند زیرا رسول خدا فرمود هر که طالب ریاست باشد لایق آن نیست .

در نتیجه خداوند آگاه به همه امور در ضمن آیه فوق فرمود در هر چه اختلاف کنید به خدا و رسول مراجعه کنید بعبارت دیگر معرفی اولی الامر را هم که ممکن است در آن نزاع شود به خدا و رسول ارجاع داد یعنی این خداو رسول اند که مرجع رفع هر اختلافی هستند حتی مرجع معرفی اولی الامر هستند ( و چون اطلاق _ و ان تنازعتم فی شیء _ حتی ممکن است شناخت اولی الام را هم بگیرد نفرمود اگردر هر چیزی اختلاف کردید علاوه بر خدا و رسول به الوی الام مراجعه کنید زیرا اگر اولی الامر از طرف خدا و رسول معرفی نشود و در آن اختلاف و تنازع شود نمیشود موضوع متنازع فیه ، خود مرجع رفع اختلاف شود

بعبارت دیگر چیزی که خودش اختلافی است مرجع رفع اختلاف گردد و لذا خداوند در جمله ذیل آیه در صورت وقوع نزاع و اختلاف تنها خدا و رسول خدا مرجع رفع اختلاف و نزاع معرفی کرده تا شامل تنازع بر سر شناخت اولاد الامر بشود ) یعنی حق اگر در شناخت اولی الامر اختلاف و نزاع کردید حق ندارید از سر خود و به اراده خودتان تصمیم بگیرد بلکه باید به مراجعه به خدا و رسول به شناخت صحیح اولی الامر برسید و محال است خداوند مرجعی را برای رفع اختلاف معرفی کند و آن مرجع نتواند رفع اختلاف کند پس معلوم میشود در معرفی اولی الامر اگر صحابه به خدا و رسول مراجعه میکردند هیچ نزاعی اتفاق نمیافتاد و اگر هم در لحظه ای اتفاق می افتاد پس از مراجعه بلافاصله نزاع واختلاف رفع میشد .
همچنانکه از آیه فوق معلوم میشود رسول خدا همچنانکه سایر آیات محتاج به تفسیر را تفسیر فرموده معنی آنها را شرح داده و تعیین مصداق شناخت خدا و رسول است را نیز معرفی دقیق کرده و هیچ بهانه ای را برای اختلاف و تفرقه و انحراف از وحدت ای که حفظ اش تا قیامت بر امت واجب است باقی نگذارده است اما قبلاً آنکه ما به سنت متواتره نبوی در معرفی اولی الامر بپردازیم از آیه فوق این مقدار استفاده شد که اولی الامر کسی است که باید از طرف خدا و رسول معرفی شود .

اما خداوند باز در همین سوره در آیه هشتاد و سه توضیح بیشتری درباره شناخت اولوالامر داده است :
سوره نساء _ و اذ جائهم امر من الامن او الخوف اذا عوا به ولو ردوه الی الرسول و الی اولی الامر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منکم و لو لا فضل الله علیکم و رحمته لا تبعتم الشیطان الا قلیلا

خداوند در آیه فوق میفرماید صحابه هر گاه خبری راجع به امنیت و خطری می شوند به هم دیگر می گویند و آنرا شایعه می کند اگر بجای آنکه این خبر امینی را به هم دیگر بگویند بلافاصله به رسول خدا می رسانند و یا به اولی الامر می رساندند آنان راه صحیح حل آنرا از طریق استنباط از قرآن و سنت می دانستند یعنی تنها رسول خدا و اولی الامر هستند که در مسائل امنیتی و خطر (( که مربوط به حکومت و سیاست است از طریق قرآن وسنت می دانند و اولی الامر هم پس از رسول خدا در میان صحابه وتابعین تنها کسانی هستند که می توانند راه صحیح هر واقعه امنیتی و سیاسی رااز طریق قرآن و سنت نبوی استنباط کنند یعنی پس از رسول خدا اولی الامر عالم کامل به قرآن و سنت است و تنها او میتواند حل هر مسئله امنیتی و سیاسی را تنها از طریق قرآن وسنت حل کنند عموم صحابه و تابعین هرگز چنین قدرت استباطی را ندارند یعنی اولی الامر همچون رسول خدا در میان مردم یک فرد استثنائی در شناخت مصادیق امر خدا و رسول هست .

وقتی این آیه را در کنار آیه 7 سوره الرعد میگذاریم که میفرماید : انما انت منذر و (( لکل قوم هاد ))

و یا سنت متواتر نبوی که خطاب به امت میفرماید پس از من اگر از قرآن و عترت ام جدا نشوید هرگز گمراه نمیشود یعنی پس از من تنها ائمه عترت عالم کامل به همه قرآن و همه سنت هستند ومی توانند حکم صحیح هر واقعه امنیتی و سیاسی را دقیقا از طریق قرآن وسنت در بیاورند .

و نیز از حدیث ثقلین که میفرماید تا قیامت تمسک به مجموعه قرآن و عترت شما را از گمراهی نجات می دهد استفاده می شود کمه تا قیامت خداوند در میان امت امامی از عترت را قرار داده که اگر از او پیروی کنند به گمراهی نمیافتند و قرآن هم که میفرماید و (( لکل قوم هاد )) همین را میگوید که تا قیامت خداوند هیچ قومی را بدون هادی بحق نمیگذارد و همیشه در میان امت هادی بحقی هست که طبق سنت نبوی همان امام از عترت است خلاصه با توجه به آیه پنجاه و نه سوره نساء که مرجع رفع نزاع درباره هر چیزی و من جمله شناخت اولی الامر را خدا و رسول معرفی کرده ، و با توجه به آیه هشتاد و سه سوره نساء که پس از رسول خدا تنها اولی الامر را قادر به استنباط صحیح دانسته و نیز در آیه میفرماید خداوند تا قیامت هیچ قومی را بدون راهنما نمیگذارد و در حدیث ثقلین هم رسول خدا پس از قرآن تنها ائمه را وسیله هدایت دانسته و امامان عترت را تنها هادیان بحق معرفی کرده ائمه منصوب از طریق خدا را هادیان بحق معرفی کرده.
سوره سجده آیه 24 _ ( و جعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا )

سوره یونس ایه 35 _ (( افمن یدی الی الحق احق ان یتبع امی لا یهدی الا ان یهدی ))

( تنها پیروی از هادی بحق را واجب الاتباع دانسته ) روشن میشود که اولی الامری که تنها از طریق خدا و رسول معرفی میشوند و تنهاهادیان بحق بوده و تنها در همه موارد آنها هستند که میتوانند بر اساس قرآن و عترت حکم کنند همان هادیان بحق اند که ( خداوند در قرآن فرموده _ و لکل قوم هاد _و ) رسول خدا نیز ائمه عترت را هادیان بحق تا قیامت معرفی كرده
محال است هادی بحق غیر از اولی الامر باشد زیرا تنها تبعیت از هادی بحق جایز و واجب است و ازآنجا که بعد از اطاعت خدا و رسول تنها اطاعت از اولی الامر واجب است ممکن نیست اولی الامر بجز همان هادی بحق از عترت باشد که رسول خدا از طرف خداوند آنها را برای رهبران پس از خود ، معرفی فرموده است در نتیجه پیروی از غیر ائمه عترت که غیر هادیان بحق میباشد حرام است و ائمه غیر از عترت هادیه بدون استثناء ائمه ضلال بوده و محال است اولی الامر باشند

السيد الاميني
Wednesday 7 May 2008, 02:57PM
سلام عليكم

ممنون عزيزان

السيد الاميني
Wednesday 7 May 2008, 03:05PM
سلام عليكم


خدای متعال فرموده است: و الکتاب المبین انّا جعلنا قرناً عربیاً کعلکم تعقلون و انّه فی امّ الکتاب لدینا لعلی حکیم (سوره حزف 2-4)
سوگند به کتاب مبین ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم تا شاید شما تعقل کنید و بدرستی آن در حالی که پیش ما در ام الکتاب است بلند است دست فهم عادی به او نمی رسد و محکم است نمی شود در او رخنه کرد پس « تأویل » قرآن حقیقت یا حقایقی است که در ام الكتاب پیش خدا است و از مختصات غیب است

و نیز فرمود: انّه لقرآن کریم فی کتاب مکنون لایمسه الا المطهرون تنزیل من رب العالیمن

(سوره واقعه 77 - 80) این قرآن است محترم در کتابی که محفوظ و پنهان است ام الکتاب کتابی است که جز پاکان و پاک شدگان آن را مس نمی کنند. فرو فرستاده شده از پیش خدای جهانیان است.

چنانکه پیداست آیات کریم برای قرآن دو مقام اثبات می کند مقام کتاب مکنون که از مسّ مس کنندگان مصون است و مقام تنزیل که برای مردم قابل فهم می باشد بر اساس این آیه تنها مطهرون، حقیقت قرآن را مسّ می کنند و به انضمام آیه کریمه انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا

که به موجب اخبار متواتر، در حق اهل البيت پیامبر نازل شده است،پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان رسالت علیهم السلام از مطهرون و پاک شدگان و به تأویل قرآن مجید عالم و آگاه هستند.

زيـبـا
Wednesday 7 May 2008, 06:08PM
بهتر بود عنوان را اینگون مینوشتید :
آیا کتاب خدا بدون احادیث اهل بیت (ع) ما را کفایت میکند ...؟

به هر حال به نظر من چون قرآن ، کتاب پایه است ، نمی توان تمام جزئیات تمام دوران حیات بشری را سرسری از آن فهمید ...
شامل همه چیز است ، اما در عین حال هرکسی نمیتواند آن همه چیز را از لابلای آیات آن ببیند و تشخیص دهد ....
بنا براین باید کسی یا کسانی باشند تا آنها را با شرایط زمانی - مکانی تطبیق داده و حکم الهی را از آن استخراج کنند و در اختیار مردم قرار دهند ....
این را از نص آیات قرآن و نیز منطق عقل میتوان دریافت ...
بنابراین کسانی که ادعا می کنند قرآن ما را کفایت می کند ، افرادی جاهل و قشری و نتیجتا منحرف هستند .... زیرا این طرز تفکر با عقل مخالف است با قرآن در تضاد است و با روایات قطعی اسلامی که اهل تشیع و تسنن بر آنها اجماع دارند در تعارض است ....

اما هیچکدام دلیل نمیشود هر حدیثی را جدای از قرآن و عقل محور تشخیص بگیریم و صرفا چون عنوان حدیث دارد ، حجت تلقی گردد ....

شرط اساسی قبول ، انطباق با قرآن است .... نه با توجیه و تأویل و به اصطلاح ماستمالی .... بلکه انطباق آن باید مقبول عقل باشد ....
وگرنه باید کنار گذاشته شود .... بی هیچ ملاحظه یی .....


و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین ....

السيد الاميني
Thursday 8 May 2008, 03:55PM
سلام علیکم

غرض نفی تفکر دو دسته بود

1- پیرو مکتب و مدرسه سقیفه که شعارشان حسبنا کتاب الله است.

2- پیرو تفکری که نفی می کنند علم رسول الله را به قران و باطن قران راو و رسول الله را یک فرد عادی می پندارند با این که قران رسول الله را انسان متصل بوحی میداند و لذا برایشان مقاماتی ثابت کردند

موفق باشید

amirrh / حلاج.
Thursday 8 May 2008, 04:03PM
ايا بدون رسول الله و اهل بيت(ع) كتاب خدا كفايت مى‏كند ؟
عقلا بایستی کفایت کند و در قرآن هم صراحت شده است. (( بعد از آن به چه حدیثی ایمان می آورید ))
-----
[77:50] فبأي حديث بعده يؤمنون

بعد از اين قرآن به كدام حديث ايمان مي آورند.
-----

چرا که اگر قرآن را کافی ندانیم به این معنی خواهد بود که خداوند یکتا با اتمام قرآن دستوراتشان برای هدایت پایان نیافته و کفایت نمی کرده و بعد از 100 سال فرق سنس و شیعه و اخیرا وهابی و غیره با توصل به نوشته هایی غیر از قرآن بایستی قرآنی که صراحتا خود را هدایت و بشارت می نامد، شرح و توضیح دهند و نهایتا این تفکر مسلمانی را زیر سوال می برد.
در واقع با یک برهان خلف ساده می توان بر کامل بودن قرآن پی برد.

برهان اسلامی ، *مسلم* ، هدي الهي ، عبد الله ، *عبدالله* ، benny hinn
Thursday 8 May 2008, 04:42PM
سلام عليكم
در رابطه با اينكه منظور از « اطيعوا الرسول »چيست،فكر مي كنم وبلاگ زير مفيد باشد

http://www.onlyquran.blogfa.com

mehrdad_123
Thursday 8 May 2008, 05:18PM
(( بعد از آن به چه حدیثی ایمان می آورید ))


به به به ! تفاسیر من عندی برخی واقعا خنده دار است:smile55:
اولا بفرمایید این الفاظ اطاعت و پیروی در قرآن برای شما چگونه معنی می شود؟!
بعدش جناب بفرمایید آیا تا به حال این آیه به چشمتون خورده؟:smile55:

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
قرآن طبق آیه فوق اجازه ی سنجش هر حرف و حدیثی را نه تنها داده بلکه از این گروه به عنوان خردمندان یاد کرده است- شما کمی قرآن بخوان

mehrdad_123
Thursday 8 May 2008, 05:21PM
در رابطه با اينكه منظور از « اطيعوا الرسول »چيست،فكر مي كنم وبلاگ زير مفيد باشد

http://www.onlyquran.blogfa.com (http://www.onlyquran.blogfa.com/)

و علیکم السلام
شما اول به این وبلاگی ها بگو مسلمانی خودشان را ثابت کنن تا بعد


.

برهان اسلامی ، *مسلم* ، هدي الهي ، عبد الله ، *عبدالله* ، benny hinn
Friday 9 May 2008, 12:06PM
شما اول به این وبلاگی ها بگو مسلمانی خودشان را ثابت کنن تا بعد


.
مهردادجان
طبق آيه زير كه خودت هم از آن استفاده كردي
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
«اولوا الالباب»و«هدايت شدگان»كساني هستند كه از ميان اقوال از احسن آنها تبعيت مي كنند
در اين آيه ذكر نشده كه «اولو الالباب كساني هستند كه از قول مسلمين بهترين آن را تيعيت مي كنند»بنابراين اين قول مي تواند از غير مسلمين نيز باشد،چه بسا يك شخص غير مسلمان سخني را بگويد كه سخن درستي باشد.ما نمي توانيم كه به صرف اينكه اين شخص جزءِ مسلمين نيست سخن او را رد كنيم.
بنابراين حتي اگر صاحب اين وبلاگ از ديد شما يك شخص مسلم نباشد نمي توانيد سخن او را بدون برهان رد كنيد

amirrh / حلاج.
Friday 9 May 2008, 12:25PM
جناب عبدالله ایشان چون جواب منطقی ندارن مجبورا به مسلمانی بنده و امثال بنده که قرآن را کافی می دانیم متوسل شود. خدای یکتا در روز رستاخیر بعدل میان ما قضاوت خواهد کرد ان شا الله.

اما بعد ، اگر ادعای اسلام دارید و قرآن را قبول دارید پس در مقابل آیا ت زیر که صراحتا قرآن را کافی می داند دیگر چه بهانه ای خواید داشت ، لطفا بفرمایید تا بنده هم به فرق شما بگروم:

در آیات متعدد قرآن صراحتا کامل بودن خود را بیان می کند:

وَمَاأَنزَلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِیاخْتَلَفُواْ فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ 16:64

مااین كتاب آسمانی را بر تو نازل كرده‌ایم تا هرچه را كه در آن اختلافدارند، برایشان روشن كند و هدایت و رحمتی باشد برای مردمی كه ایمان دارند.

إِنَّاأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِبِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِینَ خَصِیمًا 4:105

ما کتابآسمانی را، بحق، بر تو نازل کرده ایم، تا میان مردم به موجب آنچه خدا بهتو نشان داده است، حکم کنی. تو از خیانتكاران جانبداری نكن.

مَالَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ 37:154 أَفَلَا تَذَكَّرُونَ 37:155 أَمْلَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِینٌ 37:156 فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْصَادِقِینَ37:157

شما را چه مى‏شود؟! چگونه داورى مى‏كنید؟چرا توجه نمی كنید؟ آیا هیچ مدركی دارید؟ كتاب خود را به ما نشان دهید، اگر راست می گویید.
مَا لَكُمْ كَیْفَتَحْكُمُونَ 68:36 أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ 68:37 إِنَّلَكُمْ فِیهِ لَمَا تَخَیَّرُونَ 68:38 أَمْ لَكُمْ أَیْمَانٌ عَلَیْنَابَالِغَةٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ 68:39
شما را چه مى‏شود؟! چگونه داورى مى‏كنید؟! آیا كتاب دیگری دارید تا از آن پیروی كنید؟ آیا در آن، هرچه می خواهید، مییابید؟ یا از ما عهد محكمی گرفته اید كه در روز قیامت هرچه آرزو كنید، بهشما عطا كنیم؟

وَیَوْمَنَبْعَثُ فِی كُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا عَلَیْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْوَجِئْنَا بِكَ شَهِیدًا عَلَى هَـؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَتِبْیَانًا لِّكُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ 16:89

آن روزخواهد آمد كه از میان هر جامعه ای شاهدی برمی انگیزیم و تو را به عنوانشاهد این مردم می آوریم. ما این كتاب را بر تو نازل كرده ایم تا همه چیزرا توضیح دهد و هدایت و رحمت و مژده ای باشد برای تسلیم شدگان.

إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ75:17 فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ 75:18 ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ75:19

این ماهستیم كه آن را در قرآن جمع آوری خواهیم كرد. هنگامی كه ما آن را بخوانیم،تو از چنین قرآنی پیروی كن. سپس، این ما هستیم كه آن را توضیح خواهیم داد.


آیا ت بالا برای کسانی که به دین محمد به هر روشی ایمان آورده اند و قرآن را کتاب ابلاغ شده توسط محمد از جانب خدای یکتا می دانند حجت را تمام می کند.
اما چون عده ای در این تالار گفتگو سنگ غیر قرآن به سینه می زنند و اینجانبان را غیر مسلمان می دانند ( خدا میان ما و ایشان بعدل قضاوت خواهد کرد )
حتی بدون این آیات و فقط با عقل هم می توان اثبا ت نمود که اگر قرآن را کافی ندانیم در واقع اسلام محمد را قبول نداریم.

110shamsi
Friday 9 May 2008, 04:03PM
جناب در آیات متعدد قرآن صراحتا کامل بودن خود را بیان می کند:

وَمَاأَنزَلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِیاخْتَلَفُواْ فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ 16:64

مااین كتاب آسمانی را بر تو نازل كرده‌ایم تا هرچه را كه در آن اختلافدارند، برایشان روشن كند و هدایت و رحمتی باشد برای مردمی كه ایمان دارند.
یم.




این ایه بر خلاف شماها است

ما هم می گوئیم قران کتاب کاملی است ولی نه برای انسان عادی غیر معصوم و لکن کامل است برای پیامبر اسلام

ایه ای که اوردی بیان می فرماید که قران را نازل کردیم تا تو(رسول اسلام) برای مردم بیان کنی

بیان کردن به معنی قرائت برای مردم نیست بلکه بیان کردن باطن قران مراد است چون مردم باطن قران را نمی فهمند اختلاف می کنند

mehrdad_123
Friday 9 May 2008, 11:11PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
---------------------------------
همه ببینند عقاید اینها را:smile55:

در آیات متعدد قرآن صراحتا کامل بودن خود را بیان می کند:

وَمَاأَنزَلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِیاخْتَلَفُواْ فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ 16:64

مااین كتاب آسمانی را بر تو نازل كرده‌ایم تا هرچه را كه در آن اختلافدارند، برایشان روشن كند و هدایت و رحمتی باشد برای مردمی كه ایمان دارند.

إِنَّاأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِبِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِینَ خَصِیمًا 4:105

ما کتابآسمانی را، بحق، بر تو نازل کرده ایم، تا میان مردم به موجب آنچه خدا بهتو نشان داده است، حکم کنی. تو از خیانتكاران جانبداری نكن.

مَالَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ 37:154 أَفَلَا تَذَكَّرُونَ 37:155 أَمْلَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِینٌ 37:156 فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْصَادِقِینَ37:157

شما را چه مى‏شود؟! چگونه داورى مى‏كنید؟چرا توجه نمی كنید؟ آیا هیچ مدركی دارید؟ كتاب خود را به ما نشان دهید، اگر راست می گویید.
مَا لَكُمْ كَیْفَتَحْكُمُونَ 68:36 أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ 68:37 إِنَّلَكُمْ فِیهِ لَمَا تَخَیَّرُونَ 68:38 أَمْ لَكُمْ أَیْمَانٌ عَلَیْنَابَالِغَةٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ 68:39
شما را چه مى‏شود؟! چگونه داورى مى‏كنید؟! آیا كتاب دیگری دارید تا از آن پیروی كنید؟ آیا در آن، هرچه می خواهید، مییابید؟ یا از ما عهد محكمی گرفته اید كه در روز قیامت هرچه آرزو كنید، بهشما عطا كنیم؟

وَیَوْمَنَبْعَثُ فِی كُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا عَلَیْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْوَجِئْنَا بِكَ شَهِیدًا عَلَى هَـؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَتِبْیَانًا لِّكُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ 16:89

آن روزخواهد آمد كه از میان هر جامعه ای شاهدی برمی انگیزیم و تو را به عنوانشاهد این مردم می آوریم. ما این كتاب را بر تو نازل كرده ایم تا همه چیزرا توضیح دهد و هدایت و رحمت و مژده ای باشد برای تسلیم شدگان.

إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ75:17 فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ 75:18 ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ75:19

این ماهستیم كه آن را در قرآن جمع آوری خواهیم كرد. هنگامی كه ما آن را بخوانیم،تو از چنین قرآنی پیروی كن. سپس، این ما هستیم كه آن را توضیح خواهیم داد.


گویا حضرتعالی خیال کرده اید که که مسلمانان می گویند قرآن کافی نیست ما هیچ فرقی بین سخن معصوم(ع) و قرآن قائل نیستیم


مگر غير از اين است كه ما بايد از قرآن اطاعت كنيم , ببينيد قرآن چه مي فرمايد:
بسم ا... الرحمن الرحيم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَآمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْفَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً﴿59﴾
اى كسانى كه ايمانآورده‏ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هرگاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن رابه [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است (59)
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْآمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنيَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُالشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا﴿60﴾
آيا نديده‏اى كسانى را كه مى‏پندارندبه آنچه به سوى تو نازل شده و [به] آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان آورده‏اند [بااين همه] مى‏خواهند داورى ميان خود را به سوى طاغوت ببرند با آنكه قطعا فرمانيافته‏اند كه بدان كفر ورزند و[لى] شيطان مى‏خواهد آنان را به گمراهى دورى دراندازد (60)
وَإِذَاقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَالْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا﴿61﴾
و چون به ايشان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و بهسوى پيامبر [او] بياييد منافقان را مى‏بينى كه از تو سخت روى برمى‏تابند (61)

همانطور كه ميبينيد ما بايد در هر مسئله اي رجوعمان به كتاب ا... و سنت واقعي حضرت رسول (ص) باشد تا مصداق منافقين نباشيم ان شاا...

مسلمان67
Friday 9 May 2008, 11:37PM
و لقد یسرنا القران للذکر ،فهل من مدکر...
چگونه قائل به نیازمندی قران برای فهم به احادیث شویم در حالی که خدای متعال در ایات زیادی از قران به تدبر در قران دستور داده است تا از معنی ان اگاه شویم؟ایا می شود در چیزی که قابل فهم نیست تدبر کرد؟...
در ایه لتبین للناس...باید یاد اوری کنم که که تبیین گاهی به معنای توضیح و تفسیر است و گاهی به معنای ادای سخن امده و در هر مورد باید به قرائن ایه دقت کرد که فرموده:و ما علی الرسول الا البلاغ المبین
یعنی بر عهده پیامبر جز رساندن پیام نیست
اگر فرض کنیم که واژه تبین تنها یک معنی دارد دچار اشکال بزرگی می شویم و ان اینکه باید بپذیریم که قران مبین نیست و پیامبر اکرم باید با سخنان خود ان را روشن کند که این خلاف ایات بسیاری است:
کذلک یبین الله لکم ایاته للعلکم تشکرون
یبین الله لکم ان تضلوا و الله بکل شی علیم
قد بینا لکم الایات لعلکم تهتدون

mehrdad_123
Friday 9 May 2008, 11:39PM
بنابراين حتي اگر صاحب اين وبلاگ از ديد شما يك شخص مسلم نباشد نمي توانيد سخن او را بدون برهان رد كنيد
سرور گرامی- این گروهک برای ما ناآشنا نیست نه تنها خودشان نااشنا نیستن بلکه مطالب تکراریشان که در وبلاگها و سایتهای گفت و گو پخش می شود نیز ناشنا نیستندلذا اگر می گویم مسلمان نیستن برهان دارم چرا که سنجیده ام ان شاا...


توکلت علی ا...

mehrdad_123
Friday 9 May 2008, 11:49PM
چگونه قائل به نیازمندی قران برای فهم به احادیث شویم در حالی که خدای متعال در ایات زیادی از قران به تدبر در قران دستور داده است تا از معنی ان اگاه شویم؟ایا می شود در چیزی که قابل فهم نیست تدبر کرد؟...
در ایه لتبین للناس...باید یاد اوری کنم که که تبیین گاهی به معنای توضیح و تفسیر است و گاهی به معنای ادای سخن امده و در هر مورد باید به قرائن ایه دقت کرد که فرموده:و ما علی الرسول الا البلاغ المبین
یعنی بر عهده پیامبر جز رساندن پیام نیست


تدبر و اصولا تفقه در قرآن و کلا تمامی مسائل دین وظیفه ی هر مسلمانی است لذا همه ی ما وظیفه داریم در آیات قرآن تدبر کنیم اما در این وسط حجیتی هم هست که خود خداوند بیان فرموده است که:
نقل قول از جناب خیر البریه:

قوله تعالی : لا یمسه الا المطهرون : به کنه و حقیقت قرآن نرسند مگر مطهرون


حال مطهرون چه کسانی هستند ؟ فأسألوا اهل الذکر ؟

اهل ذکر چه کسانی هستند ؟

همان ذوالقربی صاحب قرآن (ص) و همنشینان وحی و راسخین در علم و عالم به محکم ومتشابه آن که تا قرآن زنده است همراه قرآنند ! ؟

مسلمان67
Friday 9 May 2008, 11:56PM
مهرداد عزیز ایه لا یمسه الا المطهرون در مورد قران نیست بلکه در مورد کتابی است که نزد خداست و او از ان نگه داری می کند!!!!

mehrdad_123
Friday 9 May 2008, 11:57PM
حجّیّت سنّت پیامبر خدا در تفسیر

براساس نص صریح قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) وظیفه تبیین و تعلیم آیات قرآن را به عهده دارند و این یکی از شؤون و وظایف مهم رسول خداست. قرآن می­فرماید:
)وَ أَنزَلنَآ إِلَیکَ الذِّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیهِم وَلَعَلَّهُم یَتَفَکَّرُونَ(؛(1) ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که بر آنان فرو فرستاده شده، تبیین کنی و شاید که آنان بیاندیشند.
در آیه دوم سوره جمعه هم می­فرماید:
)هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الأمِّیِّینَ رَسُولاَ مِنّهُم یَتلُوا عَلَیهِم ءَایَتِهِ­ی وَ یُزَکیم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتَبَ وَالحِکمَهَ...(؛ او خدایی است که در میان جمعیت درس نخوانده، پیامبری از ایشان برانگیخت تا برایشان آیاتش را تلاوت کند و آنان را تزکیه کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد... .
تفسیر پیامبر خدا (ص) معصومانه نشأت گرفته از وحی، از خطا و هوا و هوس مصون است بنابراین هر معنایی که برای آیات بیان کرده باشند بی­شک همان مراد خداست هر چند دلالت آیه بر آن معنا برای ما روشن نباشد این نکته، مورد اتفاق همه مسلمانان است و اطلاق­آیاتی­همچون:)وَمَا یَنطِقُ عَنِ الهَوی^.إِن هُوَ إلَّا وَحیٌ یُوحَی(؛(2) «اوازهوا سخن نمی­گوید، نیست آن (چه که بزبان می­آورد) جز سخنی که (براو) وحی
1ـ النحل، 44 2ـ نجم 3، 4

صفحه 71
شده است» :)وَ مَآ ءَاتَئکُمُ الرَّسُولُ فَخُدُوهُ وَمَا نَهَئکُم عَنهُ فَانَتُهوا...(؛(1) «هر آنچه را رسول برای شما آورد بگیرید و هر چه را از شما بازداشت، بازدارید.» بر آن دلالت می­کند. (2)


بخشی بود از کتاب تفسیر تطبیقی

mehrdad_123
Saturday 10 May 2008, 12:02AM
مهرداد عزیز ایه لا یمسه الا المطهرون در مورد قران نیست بلکه در مورد کتابی است که نزد خداست و او از ان نگه داری می کند!!!!

البته اگر هم طبق فرمایش خود شما سرور گرامی حساب کنیم , آیا می توانید بفرمایید که این چه کسی است که علم کتاب نزد اوست؟! و آیا هر کس به صرف وجودی خود می تواند به علم کتاب دسترسی داشته باشد؟!
(لطف حجیت سنت واقعی پیامبر(ص) را هم در نظر بگیرید)



.

مسلمان67
Saturday 10 May 2008, 12:07AM
همانی که کتاب نزدش است ...که خداست و حکما لازم نبوده ما انرا بدانیم و بیاموزیم...!

mehrdad_123
Saturday 10 May 2008, 12:14AM
همانی که کتاب نزدش است ...که خداست و حکما لازم نبوده ما انرا بدانیم و بیاموزیم...!


سرور گرامی توجه داشته باشید
قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ﴿40 - سوره ی مبارکه ی النمل﴾
آیا الذی در اینجا خداوند است؟!
--------------------------------------------------------------------

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ﴿43 -سوره ی مبارکه ی الرعد﴾
یا در خود این آیه چرا از لفظ ومن استفاده شده است؟!؟!

خیرالبریه
Saturday 10 May 2008, 09:32AM
با سلام وتشکر ازسروران گرامی جناب سید امینی ومهرداد 123 و....

مدعیان قرآن به تنهایی کافیست و حکم خدا فقط در قرآن است واسلام فقط قرآن و ان الحکم الا لله ... جواب دهند ...

اگر شما رسول الله (ص) را از کنار قرآن بردارید و بقول خودتان فقط وفقط به آیات قرآن استناد و حکم الله را از آن استخراج کنید پس چه فرقی با کفاری دارید که خود الله در باره ایشان فرمود :

ولن نؤمن لرقيك حتى تنزل علينا كتبا نقرؤه قلسبحان ربيهل كنت الا بشرارسولا
ما باور نخواهيم كرد مگر آنكهکتابي بياوري که بتوانيم آن را بخوانيم ، پاک ومنزه است پروردگارم ."
. آيا من جز بشري هستم که به رسالت فرستاده شده است؟"


و ما منع الناس ان یؤمنوا اذ جاءهم الهدی الا ان قالوا ابعث الله بشراً رسولاً قل لو کان فی الارض ملائکه یمشون مطمئنین لنزلنا علیهم من السماء ملکاً رسولاً


یعنی مشرکین وکفار نیز بر رسولان الله خرده میگرفتند که چرا خداوند بشری را واسطه قرار داده و وحی بر یک انسان نازل شده یا بسان بنی اسرائیل تقاضای رؤیت خدای متعال را بدون واسطه داشتند و تعجب از بشر بودن رسولان الهی میکردند.وفقط الله و سخن اورا بدون واسطه میخواستند که این هم از جهل آنها نسبت به مقام خلیفة الله بود.و نمیدانستند که رسول الله (ص) مظهر تام وکامل صفات واسماء الله است و فرق وفاصله ای بین آندو نیست ...ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی و کلام خدا بر قلب رسول الله (ص) وحی میشود ونه بیواسطه بر مردم !!

ومتاسفانه همین برداشت (که متاثر از سیاست خلفای غاصب در توجیه اساس خلافتشان بود) هر روز به نوعی ظهور میکند وجوانان صاف وساده را مسحور میگرداند .

واگر از ادعای باطلتان دست نکشید با طرح شبهاتی همین با قیمانده اعتقادتان را هم از دست خواهید داد همانطور که قدم به قدم مجبور به اتخاذ روش دفاعی جدیدی بر خلاف اسلافتان هستید یکروز صحیح بخاری اصح کتبتان بود واگر فردی کوچکترین نقدی برآن میکرد ، کافر میشد اما پس از مواجهه با منطق واستناد شیعه به صحاحتان و شکستتان مجبور شدید که عقب نشینی کنید و صحیح بخاری را هم تخطئه کنید

ومن امروز به همه اعلام خواهم کرد که این آقایان تا چند روز دیگر قرآن را هم از درجه اعتبار ساقط خواهند کرد چون سابقه ایشان موید آنست

ومن این موضوع را ثابت خواهم کرد ..ان شاء الله

مسلمان واقعي 10
Saturday 10 May 2008, 09:41AM
همانی که کتاب نزدش است ...که خداست و حکما لازم نبوده ما انرا بدانیم و بیاموزیم...!
شما را به قران و رسول الله قسم چند روزی عمر و ابو بکر رها کنید و برید دنبال قران و رسول الله و عترت رسول الله تا چیزی از قران بفهمید

mehrdad_123
Sunday 11 May 2008, 12:36AM
ومن امروز به همه اعلام خواهم کرد که این آقایان تا چند روز دیگر قرآن را هم از درجه اعتبار ساقط خواهند کرد چون سابقه ایشان موید آنست

ومن این موضوع را ثابت خواهم کرد ..ان شاء الله

برادر گرامی - از آنجایی که خداوند مومنان را سرپرستی می کند پیش بینی شما کاملا صحیح هستش
همه تاپیک زیر را ببینند
این شخص اسد و نیکمنش و ... زمانی ادعای مسلمانی بودن میکردن حال ببینید می خواهند ثابت کنن قرآن تحریف شده اما خداوند فرموده دستشان بسته باشد
http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/misc/subscribed.gif http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/firstnew.gif (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?goto=newpost&t=12532) شيعيان و سني ها و كتمان حق؟ (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12532) (http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/misc/multipage.gif 1 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12532)2 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12532&page=2)3 (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=12532&page=3))

زيـبـا
Monday 12 May 2008, 09:41AM
اما بعد ، اگر ادعای اسلام دارید و قرآن را قبول دارید پس در مقابل آیا ت زیر که صراحتا قرآن را کافی می داند دیگر چه بهانه ای خواید داشت ، لطفا بفرمایید تا بنده هم به فرق شما بگروم:

گرایش شما به تشیع اصلا مهم نیست و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد مگر تغییری در دیدگاه خودتان ... همچنانکه گرایش ما ...
{یمنون علیک ان اسلموا قل لا تمنوا علی اسلامکم بل الله یمن علیکم ان هداکم للایمان ان کنتم صادقین حجرات17}
بنابراین هیچ فرقی برای ما نمی کند که کسی از تسنن به تشیع بگرود یا بالعکس ....
هرکس را که خدا بخواهد ، خودش هدایت میکند :
{انک لا تهدی من احببت ولکن الله یهدی من یشاء وهو اعلم بالمهتدین قصص 56}
و ما نیز جز ادای تکلیف ، هنری نداریم :
{ومنهم من ینظر الیک افانت تهدی العمی ولو کانوا لا یبصرون یونس 43}

حالا بپردازیم به بررسی ایات مورد بحث :

در آیات متعدد قرآن صراحتا کامل بودن خود را بیان می کند:

وَمَاأَنزَلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ 16:64

مااین كتاب آسمانی را بر تو نازل كرده‌ایم تا هرچه را كه در آن اختلاف دارند، برایشان روشن كند و هدایت و رحمتی باشد برای مردمی كه ایمان دارند.
اگر درست ترجمه می فرمودید ، مشکلتان حل میشد و هدایت میشدید ...
درستش این است : (و ما این کتاب را بر تو - ای محمد (ص) - نازل نکردیم مگر برای آنکه موارد اختلافی را برایشان تبیین کنی و هدایت و رحمتی باشد برای کسانی که ایمان می آورند ) ...

معلوم می شود فهم دیگران از قرآن کافی نیست که با هم اختلاف پیدا کرده و لذا خدا خود پیامبر را مأمور به تبیین آنها و حل اختلاف نموده ....!!

بنا براین آیه ، قرآن نازل شده تا :
1 - موارد اختلافی را خود پیامبر تبیین فرماید ...
2 - هدایت و رحمت باشد برای دیگران که ایمان بیاورند ...



إِنَّاأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِینَ خَصِیمًا 4:105

ما کتاب آسمانی را، بحق، بر تو نازل کرده ایم، تا میان مردم به موجب آنچه خدا به تو نشان داده است، حکم کنی. تو از خیانتكاران جانبداری نكن.

بازهم غلط ترجمه کردید :
ما خود کتاب (قرآن) را با حق بر تو نازل فرمودیم تا بدانچه خدا به تو نشان داده حکم کنی و نسبت به خیانتکاران خصومت نکن ...

باز هم روی سخن با پیامبر است که مکلف به تبیین حکم خدا با بینشی که خدا به او عطا فرموده (لابد دیگران قدرت دیدن و ظرفیت آن را نداشته اند ) برای مردم است و حل اختلافات آنان بدون خصومت (حتی ) نسبت به خیانتکاران ....
این هم دلیل دیگری است بر کافی نبودن فهم ما از قرآن (نه کافی نبودن قرآن ... قرآن کافی است ... فهم بشر لنگ میزند) ....


مَالَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ 37:154 أَفَلَا تَذَكَّرُونَ 37:155 أَمْلَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِینٌ 37:156 فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ37:157

شما را چه مى‏شود؟! چگونه داورى مى‏كنید؟چرا توجه نمی كنید؟ آیا هیچ مدركی دارید؟ كتاب خود را به ما نشان دهید، اگر راست می گویید.

این آیات ، راجع به مشرکانی است که مدعی بودند خدا فرزند آورده (الا انهم من افکهم لیقولون ﴿151﴾ ولد الله وانهم لکاذبون﴿152﴾) و آنها را که به خدا نسبتی خرافی دادند ، به احتجاج خوانده و کتاب مورد قبول خودشان را به قضاوت فراخوانده ...
چه ربطی به بحث کافی بودن یا نبودن قرآن دارد ...؟
مگر هر آیه که اسم کتاب داشت ، در رابطه با این موضوع است ....؟
اگر اینطور باشد ، پس {یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب } نیز به این بحث ربط دارد ....!!!


مَا لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ 68:36 أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ 68:37 إِنَّلَكُمْ فِیهِ لَمَا تَخَیَّرُونَ 68:38 أَمْ لَكُمْ أَیْمَانٌ عَلَیْنَابَالِغَةٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ 68:39
شما را چه مى‏شود؟! چگونه داورى مى‏كنید؟! آیا كتاب دیگری دارید تا از آن پیروی كنید؟ آیا در آن، هرچه می خواهید، مییابید؟ یا از ما عهد محكمی گرفته اید كه در روز قیامت هرچه آرزو كنید، بهشما عطا كنیم؟

باز هم بی ربط بود و ادعای شما را ثابت نمی کند ...



وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِی كُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا عَلَیْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِیدًا عَلَى هَـؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَ تِبْیَانًا لِّكُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ 16:89

آن روزخواهد آمد كه از میان هر جامعه ای شاهدی برمی انگیزیم و تو را به عنوان شاهد این مردم می آوریم. ما این كتاب را بر تو نازل كرده ایم تا همه چیزرا توضیح دهد و هدایت و رحمت و مژده ای باشد برای تسلیم شدگان.

این نیز آیت دیگری است مکمل و توضیح دهنده آیه نخستی که مثال آوردید ...
اگر بشر قدرت درک کافی از قرآن می داشت ، چرا خدا بر فرو فرستادن آن بر شخص پیامبر تأکید میفرماید ....؟
وَنَزَّلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَابَ تِبْیَانًا لِّكُلِّ شَیْءٍ
کافی بود بفرماید :
وَنَزَّلْنَا الْكِتَابَ تِبْیَانًا لِّكُلِّ شَیْءٍ
خدا سخنی بیهوده نمیگوید ولو یک کلمه یک حرفی ...


إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ 75:17 فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ 75:18 ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ75:19
این ماهستیم كه آن را در قرآن جمع آوری خواهیم كرد. هنگامی كه ما آن را بخوانیم،تو از چنین قرآنی پیروی كن. سپس، این ما هستیم كه آن را توضیح خواهیم داد.


آیا ت بالا برای کسانی که به دین محمد به هر روشی ایمان آورده اند و قرآن را کتاب ابلاغ شده توسط محمد از جانب خدای یکتا می دانند حجت را تمام می کند.
اما چون عده ای در این تالار گفتگو سنگ غیر قرآن به سینه می زنند و اینجانبان را غیر مسلمان می دانند ( خدا میان ما و ایشان بعدل قضاوت خواهد کرد )
حتی بدون این آیات و فقط با عقل هم می توان اثبا ت نمود که اگر قرآن را کافی ندانیم در واقع اسلام محمد را قبول نداریم.

باز هم ترجمه نادرست ....
چگونه این بخشهای قرمز شده را چنین ترجمه کردید ...؟
درستش این است :
برماست گردآوری و قرائتش (چون در آیه قبل از لسان نام برده) . پس هرگاه آنرا خواندیم ، تو نیز به همان شکل بخوان . بعد از آن بیانش باماست ...
چون در این سوره سخن از قیامت است و گفتگو بر سر منکران قیامت ، میتوان دریافت که این بیان ، حاکی از نمایش قدرت خداست در بازآفرینی و قیامت و حساب ....
این امر در طول تاریخ مدام اتفاق افتاده و می افتد ....
همچنانکه فرموده اند زمان قرآن را تفسیر میکند ....
بنابراین ، تا وقتی این زمان به پایان نرسیده ، تفسیر قرآن کامل نیست ... و درک بشر از بسیاری از وقایع و به همان نسبت ، تکالیف و وضایف ، اسرار قرآن ، و هرچه که مورد نظر قرآن است ، ناکافی و ناشناخته خواهد ماند ....
مگر اینکه توسط خود پیامبر (که دارای چنان صفات کمالی بوده که در میان همه انسانهای بعد از حضرت عیسی علیه السلام به عنوان بسیار عظیم آخرین فرستاده خدا نایل گشته) که به فرموده قرآن دیده آنچه را خدا به او نشان داده ، تبیین شود ....

بنابراین ، حساب شما که کافی ندانستن درک بشر از قرآن را مساوی با عدم پذیرش اسلام محمد (ص) می پندارید ، نوعی سیاه و سفید دیدن است ....

السيد الاميني
Thursday 15 May 2008, 05:45PM
امام على عليه السلام:
«لَمّا وُلِدَ رَسُولُ اللّهِ صَلّىَ اللّهُ عَلَيهِ وَ آله القِيَتِ الاَصنامُ فِى الكَعبَةِ عَلى وُجُوهِها فَلَمّا اَمسى سُمِعَ صَيحَةٌ مِنَ السَّماء: جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ اِنَّ الباطِلَ كان زَهُوقاً»(بحار، ج 15،ص 274)

هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله متولّد شد، بتهاى خانه كعبه به رو در افتادند و چون شب فرا رسيد فريادى از آسمان شنيده شد كه: حق آمد و باطل برفت، همانا باطل رفتنى است.
* امام على عليه السلام:
«انّ الصبر لجميل الاّ عنك و ان الجزع لقبيح اِلاّ عليك و انّ المصاب بك لجليل و انّه قبلك و بعدك لَجَلَلٌ»
(نهج البلاغه، قصار الحكم، 292)
همانا كه شكيبايى بس زيباست جز در مرگ تو و بيتابى بس زشت است مگر بر رحلت تو، اندوهى كه از دورى تو بر دل نشسته بس سنگين است و غمهاى پيش از در گذشت و پس از وفات تو بسيار آسان و سبك.
* امام على عليه السلام:
«فَاِنَّ اللّهَ تَعالى بَعَثَ مُحَمَّداً (صلى اللّه عليه و آله) لِيُخرِجَ عِبادَهُ مِن عِبادَة عِبادِهِ اِلى عِبادَتِهِ وَ مِن عُهُودِ عِبادِهِ اِلى عُهُوده وَ مِن طاعَةِ عِبادِهِ اِلى طاعَتِهِ»
(وافى، ج 3، ص 22)
همانا خداوند محمد صلّى اللّه عليه و آله را برانگيخت تا بندگانش را از بندگى بندگان به بندگى خداى كشاند و از پيمان بندگان به پيمان خداى در آورد و از فرمانبرى بندگان به فرمانبرى خدايش وا دارد.
* امام على عليه السلام:
«كانَ رَسُولُ اللّهِ(ص) دائِمُ البشر، سَهل الخُلقِ»
(مكارم الاخلاق، ص 14)
پيامبر خدا(ص) پيوسته خندان و خوشرو و خوشبو بود.
* امام على عليه السلام:
«كانَ لا يَجلِسُ وَ لا يَقُومُ اِلاّ عَلى ذِكرِ اللّهِ»
(سنن النبى، ص 16)
پيامبر، جز با ياد خدا نمى‏نشست و بر نمى‏خاست.
* امام على عليه السلام:
«ما رُئى مُقَدِّماً رِجلَهُ بَينَ يَدَى جَليسٍ لَهُ قَطُّ»
(بحارالانوار، ج 16، ص 236)
هرگز ديده نشد كه پيامبر، پاى خود را پيش كسى از همنشينان دراز كند.
* امام على عليه السلام:
«فَهُوَ اِمامُ مَنِ اتّقى وَ بَصيرَةُ مَنِ اهتَدى، سِراجٌ لَمَعَ ضوءُهُ... صيرَتُهُ القَصدُ وَ سُنَّته الرُّشدُ وَ كَلامُهُ الفَصلُ وَ حُكمُهُ العَدلُ»
(نهج البلاغه، خطبه 94)
او (پيامبر خدا) پيشواى كسى است كه راه پرهيزگارى پويد، و بينش براى آن كه راهنمايى جويد، چراغى است كه پرتو آن دميد... رفتار او ميانه روى در كار است. و شريعت او راه حق را نمودار، سخنش جدا كننده حق از باطل است، و داورى او عدالت.
* امام على عليه السلام:
«طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ قَد اَحكَمَ مَراهِمَهُ وَ اَحمى مَواسِمَهُ يَضَعُ ذلِكَ حَيثُ الحاجَة اِلَيهِ مِن قُلُوبٍ عُمىٍ و آذانٍ صُمٍ وَ اَلسَنَةٍ بُكم».
(نهج البلاغه، خطبه 108)
پيامبر طبيبى است كه با مهارت خود در ميان مردم مى‏گردد، مرهمهاى شفابخش خويش را فراهم ساخته و ابزار درمان خود را آماده كرده تا هرجا دلهاى كور باطن و گوشهاى ناشنوا و زبانهاى گنگ را بدان نيازى باشد مداوا كند.
* امام على عليه السلام:
«اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أدَّبَ نَبيّهُ فَاَحسَنَ أَدَبَهُ فَلَمّا اَكمَلَ لَهُ الاَدَبَ قالَ (وَ اِنَّكَ لَعَلى خُلقٍ عَظيمٍ ثُمَّ فَوَّضَ اِلَيهِ اَمرَ الدّينِ وَ الاُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبادَهُ فَقالَ عَزَّ وَ جَلَّ (ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فُخُذُوهُ وَ مانَهاكُم عَنهُ فَانتَهُوا) وَ اِنّ رَسُولَ اللّهِ صَلَى اللّهِ عَلَيه وَ آلِه كانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَيَّداً بِرُوحِ القُدُسِ لايَزالُ وَ لايُخطِى فى شَى‏ءٍ مِمّا يَسُوسُ بِه الخَلقَ».
(بحارالانوار، ج 17، ص 4)
خداى عزّ وجلّ پيامبرش را تربيت كرد و چه نيكو تربيت كرد، پس هنگامى كه مراتب ادب را براى آن حضرت تكميل نمود فرمود: همانا تو بر اخلاقى والا استوار هستى، سپس امر امّت و دين را به او واگذار كرد تا بر بندگانش حكومت كند و فرمود: آنچه پيامبر براى شما آورد بگيريد و از آنچه شما را نهى نمود، اجتناب ورزيد، و همانا پيامبر كه درود خدا بر او و آلش باد موفّق بود و با تأييدات روح القدس مؤيّد بود كه هرگز راه خطا نمى‏پيمود و در اداره امور مردم هيچ اشتباه نمى‏كرد.

السيد الاميني
Friday 16 May 2008, 09:50PM
اعتقاد داشتن به اصل توحید و نبوت تنها به این معنی نیست که شخصی قبول داشته باشد که محم صلی الله علیه و اله د پیامبر است و الله خدا است، بلکه به این معنی است که باید میان افعال پیامبر و افعال سایر انسانها تفاوت قائل شود، و افعال پیامبر را برخواسته از خواست خدا و نه امیال شخصی بداند، یعنی قبول کند به دلیل آنکه محمد صلی الله علیه و اله آخرین پیامبر است و معصوم است، و در نتیجه هر آنچه انجام داده است اسلامی و حق حساب میشود. قرآن نیز به این مسئله اینگونه تاکید میکند،

قرآن نیز به این مسئله اشاره دارد که پیامبر از روی امیال خود سخن نمیگوید بلکه هر آنچه او میگوید منطبق بر نظر الله است.سوره نجم آیات 1 تا 6:

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى؛ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى ؛وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ؛ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ؛ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى؛ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى.

و

سوره احزاب آیه 21

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا.

برای شما اگر به خدا و روز قيامت اميد می داريد و خدا را فراوان ياد می کنيد ، شخص رسول الله مقتدای پسنديده ای است.

این بسیار غیر منطقی است که یک مسلمان به محمد صلی الله علیه و اله بگوید من کتابی که تو آورده ای (قرآن) را قبول دارم اما خود تو را شایسته فرمانبرداری و اطاعت نمیدانم. لذا حدیث را میتوان در کنار قرآن به همین استدلال که نبوت به معنی دنبال کردن افعال محمد صلی الله علیه و اله است آورد در کنار قرآن از ارکان اسلام دانست.



اساساً اسلام به معنی تسلیم شدن در مقابل الله است، یک مسلمان باید افکار و افعالش را از اسلام بگیرد

یک مسلمان باید در مقابل الله تسلیم باشد و از او اطاعت کند، و اطاعت از او به معنی اطاعت از نماینده او بر روی زمین نبی ولی و از نظر شیعه اطاعت از امامان شیعه است،

احزاب آیه 36

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا.

وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً

مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ.

إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ.

قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ.

وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا.

تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ.

وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ

وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ

وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ.



يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ.

يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا.

--

حال از کسانی که قران را فقط قبول دارند سوال می شود

لازمه اعتقاد به اصل نبوت این است که مسلمانان قبول داشته باشند محمد پیامبر صلی الله علیه و اله اسلام است و هر آنچه وی انجام داده است، حکم اسلامی و خدا محسوب میشود و اگر ثابت شود محمد صلی الله علیه و اله کاری را کرده است، آن کاریک کار صحیح و اسلامی حساب میشود. و کارهای پیامبر را از هیچ چیز نمیتوان دریافت مگر احادیث صحیحه. اگر این اسلامگرایان نو ظهوراحادیث صحیحه را قبول ندارند چگونه میخواهند به پیامبرشان رجوع کنند؟ لذا مسلمانی که میگوید من فقط از قرآن پیروی میکنم، بنابر این با احادیث صحیحه از اهل بیت پیامبر کاری ندارم، در واقع دروغ میگوید چون خود قرآن میگوید که باید از پیامبر نیز اطاعت کند. اطاعت از خدا از طریق اطاعت از قرآن ممکن است، و اطاعت از پیامبر تنها از طریق اطاعت از احادیث اهل بیت علیهم السلام میسر است

.

اسلام بدون اطاعت از رسول الله به چه معنی است؟

nikmanesh
Saturday 17 May 2008, 10:17AM
خانم زيبا در پست 37 در پاسخ به جناب amirrh چنين نوشته اند:


اگر درست ترجمه می فرمودید ، مشکلتان حل میشد و هدایت میشدید ...
درستش این است : (و ما این کتاب را بر تو - ای محمد - نازل نکردیم مگر برای آنکه موارد اختلافی را برایشان تبیین کنی و هدایت و رحمتی باشد برای کسانی که ایمان می آورند ) ...

معلوم می شود فهم دیگران از قرآن کافی نیست که با هم اختلاف پیدا کرده و لذا خدا خود پیامبر را مأمور به تبیین آنها و حل اختلاف نموده ....!!

بنا براین آیه ، قرآن نازل شده تا :
1 - موارد اختلافی را خود پیامبر تبیین فرماید ...
2 - هدایت و رحمت باشد برای دیگران که ایمان بیاورند ...


بارها گفته ام و بار ديگر هم مي گويم كه قيچي كردن يك آيه يا بخشي از يك آيه و نمايش آن يكي از عادات ديرين و كهن اصحاب حديث و پيروان فرقه هاست.

محمد رسول الله هيچ وظيفه اي جز تحويل تدريجي قرآن نداشت و حق نداشت كه حتي يك حكم از جانب خود و خارج از قرآن صادر كند.

آيه اي كه به آن اشاره شده بايد همراه با آيه قبل از آن خوانده شود تا مفهوم آن روشن گردد:

سوگند به خدا كه به سوى امتهاى پيش از تو [رسولانى] فرستاديم [اما] شيطان اعمالشان را برايشان آراست و امروز [هم] سرپرستشان هموست و برايشان عذابى دردناك است (16:63)

در اين آيه خداي رحمن به خود سوگند مي خورد و مسلم است كه پس از چنين سوگندي مطلبي مهم بيان مي شود. خدا مي فرمايد با وجودي كه بسوي امتهاي گذشته فرستادگاني فرستاديم و در نتيجه كتاب و راهنما داشتند اما شيطان اعمال و احاديث آنها را جانشين كتاب كرد و سرپرستي ايشان را بر عهده گرفت ولي با زيبايي تمام كارهايشان را جلوه داد.

شيطان نمي گويد اين منم شيطان، اي بني آدم از من پيروي كنيد. شيطان دستورهاي خود را به ابراهيم، موسي، عيسي و حواريون، عزير، محمد، علي، عمر، عايشه، صادق و ابوحنيفه..... منسوب مي كند و آن را چنان زيبا ارائه مي دهد كه مردم فكر مي كنند سخن خداست و اينچنين انسانها را بنده خويش مي سازد.


در آيه بعد عنوان مي شود كه اين كتاب به تو نازل شده تا اختلافات اديان و مذاهب را كه ساخته شيطان است، آشكار سازي و نشان دهي حكم حقيقي و بحق خدا فقط در يك كتاب است نه بر زبانهاي مردم و در كتب احاديث:

و ما [اين] كتاب را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كرده‏اند براى آنان توضيح دهى و [اين كتاب] براى مردمى كه ايمان مى‏آورند رهنمود و رحمتى است (64)

محمد وظيفه دارد با استفاده از كتابي كه خدا فرستاده شايعات و احاديثي را كه شيطان به رسولان پيشين نسبت داده و سبب اختلاف در امتها و اديان پيشين گرديده اصلاح كند و حكم خدا را براي آنها با توجه به قرآن بيان كند. صحنه اي از زمان رسول الله و مذاهب آن زمان:

يكي مي گويد: مسيح پسر خداست1 و ديگري مي گويد: عزير پسر خداست! و گروهي مي گويند مسيح خود خداست كه به شكل انسان بر زمين آمد!!!
و گروهي مي گفتند كه لات و منات و عزي سه فرشته و دختران خدا هستند!!!

نكته: در قرآن به صراحت بيان شده كه فرشتگان دختر نيستند و فقط كافران فرشتگان را مونث مي دانند، اما در ايران باور عمومي عكس اين قضيه است و اكثريت مردم ايران هم فرشته ها را زن و دختر مي دانند و هم اينكه نام دخترانشان را فرشته مي گذارند و ديگر اينكه تصوير فرشته ها را بصورت زن و دختر مي كشند و هيچ فقيه و مرجع تقليدي نيز در اين مورد مردم را ارشاد نمي كند، چرا؟؟؟؟



در ادامه خانم زيبا چنين نوشته اند:

بازهم غلط ترجمه کردید :
ما خود کتاب (قرآن) را با حق بر تو نازل فرمودیم تا بدانچه خدا به تو نشان داده حکم کنی و نسبت به خیانتکاران خصومت نکن ...

باز هم روی سخن با پیامبر است که مکلف به تبیین حکم خدا با بینشی که خدا به او عطا فرموده (لابد دیگران قدرت دیدن و ظرفیت آن را نداشته اند ) برای مردم است و حل اختلافات آنان بدون خصومت (حتی ) نسبت به خیانتکاران ....
این هم دلیل دیگری است بر کافی نبودن فهم ما از قرآن (نه کافی نبودن قرآن ... قرآن کافی است ... فهم بشر لنگ میزند) ...


خانم زيبا، اگر فهم شما براي درك قرآن كافي نيست، مسئله شخصي خودتان است و لازم نيست آن را به ديگران نسبت دهيد!!!

اين ترجمه را از كجا آورده ايد؟ آيا شما مترجم قرآن هستيد؟:

و نسبت به خیانتکاران خصومت نکن ...


براي اينكه بهانه اي نداشته باشيد ترجمه اي از يكي از بزرگان فرفه تان را مي آورم، ترجمه مكارم شيرازي:

ما اين كتاب را به حق بر تو فرستاديم تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در ميان مردم قضاوت كني و از كساني مباش كه از خائنان حمايت نمائي. (4:105)

محمد انسان والايي است كه خدا او را برگزيد و آخرين كتاب خويش را به او ابلاغ كرد و مقام او بسيار بالاست ولي او بشر است و مانند هر بشر و مانند رسولان پيشين ممكن است دچار لغزش و خطا شود، خدا نمونه هايي از اين خطاها را در قرآن بيان فرموده( سوره عبس و تحريم و....)
محمد معصوم نيست. در اين آيه خدا به محمد دستور داده تا بر اساس كتاب خدا يعني قرآن در ميان مردم داوري كند و از خائنان طرفداري نكند. مقايسه كنيد با آيه 26 سوره "ص" كه همين دستور به داود داده شده.
كاري نداريم كه رسول الله چه اشتباهي انجام داده ولي هر چه هست آيه 105 سوره نساء تذكري است به پيامبر و در آيه بعد نيز خدا به پيامبر دستور مي دهد كه استغفار كند:

و از خدا طلب آمرزش نما كه خدا آمرزنده مهربان است (4:106)

و در آيه بعد نيز دوباره همان دستور آيه 105 تكرار شده، يعني از خائنان دفاع نكن:

و از آنها كه به خود خيانت كردند دفاع مكن زيرا خداوند افراد خيانت پيشه گنهكار را دوست ندارد. (4:107)

خانم زيبا احتمالا شما قبلا سوره انعام را چندين بار براي ثواب خوانده ايد و ختم كرده ايد و در جلسات ختم انعام شركت نموده ايد، آيا اين آيه ها را در اين سوره ديده ايد:

و هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست و نه هيچ پرنده‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏كند مگر آنكه آنها [نيز] گروه‏هايى مانند شما هستند ما هيچ چيزى را در اين كتاب از قلم نينداخته ايم سپس [همه] به سوى پروردگارشان محشور خواهند گرديد (38)

پس آيا داورى جز خدا جويم با اينكه اوست كه اين كتاب را با جزئيات كامل به سوى شما نازل كرده است و كسانى كه كتاب [آسمانى] بديشان داده‏ايم مى‏دانند كه آن از جانب پروردگارت به حق فرو فرستاده شده است پس تو از ترديدكنندگان مباش (114)


آري درست و نيكو فرموديد:

این هم دلیل دیگری است بر کافی نبودن فهم ما از قرآن (نه کافی نبودن قرآن ... قرآن کافی است ... فهم بشر لنگ میزند) ....

منتها بايد ضمير جمله را در مورد خودتان بكار بريد:

خانم زيبا سوره انعام را بخوانيد تا بدانيد:

این هم دلیل دیگری است بر کافی نبودن فهم شما از قرآن (نه کافی نبودن قرآن ... قرآن کافی است ... فهم شما لنگ میزند

110shamsi
Saturday 17 May 2008, 11:39AM
اعتقاد داشتن به اصل توحید و نبوت تنها به این معنی نیست که شخصی قبول داشته باشد که محم صلی الله علیه و اله د پیامبر است و الله خدا است، بلکه به این معنی است که باید میان افعال پیامبر و افعال سایر انسانها تفاوت قائل شود، و افعال پیامبر را برخواسته از خواست خدا و نه امیال شخصی بداند، یعنی قبول کند به دلیل آنکه محمد صلی الله علیه و اله آخرین پیامبر است و معصوم است، و در نتیجه هر آنچه انجام داده است اسلامی و حق حساب میشود. قرآن نیز به این مسئله اینگونه تاکید میکند،

قرآن نیز به این مسئله اشاره دارد که پیامبر از روی امیال خود سخن نمیگوید بلکه هر آنچه او میگوید منطبق بر نظر الله است.سوره نجم آیات 1 تا 6:

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى؛ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى ؛وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ؛ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ؛ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى؛ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى.

و

سوره احزاب آیه 21

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا.

برای شما اگر به خدا و روز قيامت اميد می داريد و خدا را فراوان ياد می کنيد ، شخص رسول الله مقتدای پسنديده ای است.

این بسیار غیر منطقی است که یک مسلمان به محمد صلی الله علیه و اله بگوید من کتابی که تو آورده ای (قرآن) را قبول دارم اما خود تو را شایسته فرمانبرداری و اطاعت نمیدانم. لذا حدیث را میتوان در کنار قرآن به همین استدلال که نبوت به معنی دنبال کردن افعال محمد صلی الله علیه و اله است آورد در کنار قرآن از ارکان اسلام دانست.



اساساً اسلام به معنی تسلیم شدن در مقابل الله است، یک مسلمان باید افکار و افعالش را از اسلام بگیرد

یک مسلمان باید در مقابل الله تسلیم باشد و از او اطاعت کند، و اطاعت از او به معنی اطاعت از نماینده او بر روی زمین نبی ولی و از نظر شیعه اطاعت از امامان شیعه است،

احزاب آیه 36

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا.

وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً

مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ.

إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ.

قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ.

وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا.

تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ.

وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ

وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ

وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ.



يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ.

يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا.

--

حال از کسانی که قران را فقط قبول دارند سوال می شود

لازمه اعتقاد به اصل نبوت این است که مسلمانان قبول داشته باشند محمد پیامبر صلی الله علیه و اله اسلام است و هر آنچه وی انجام داده است، حکم اسلامی و خدا محسوب میشود و اگر ثابت شود محمد صلی الله علیه و اله کاری را کرده است، آن کاریک کار صحیح و اسلامی حساب میشود. و کارهای پیامبر را از هیچ چیز نمیتوان دریافت مگر احادیث صحیحه. اگر این اسلامگرایان نو ظهوراحادیث صحیحه را قبول ندارند چگونه میخواهند به پیامبرشان رجوع کنند؟ لذا مسلمانی که میگوید من فقط از قرآن پیروی میکنم، بنابر این با احادیث صحیحه از اهل بیت پیامبر کاری ندارم، در واقع دروغ میگوید چون خود قرآن میگوید که باید از پیامبر نیز اطاعت کند. اطاعت از خدا از طریق اطاعت از قرآن ممکن است، و اطاعت از پیامبر تنها از طریق اطاعت از احادیث اهل بیت علیهم السلام میسر است

.

اسلام بدون اطاعت از رسول الله به چه معنی است؟


عالی است

110shamsi
Saturday 14 June 2008, 01:39PM
سلام عليكم

بسم الله الرحمن الرحيم

يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم فان تنازعتم فى شى‏ء فردوه الى الله و الرسول ان كنتم تؤمنون بالله و اليوم الآخر ذلك خير و احسن تاويلا .
و

قال النبى صلى الله عليه و آله سلم:
انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و اهل بيتى و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض.
پيغمبر اكرم در آخرين خطبه‏اى كه ايراد نمودند فرمود:
«من در ميان شما دو چيز به يادگار مى‏گذارم، دو چيز بزرگ و گرانبها، كتاب خدا و اهل بيت من، و آن دو از هم جدا نمى‏شوند تا كنار حوض كوثر هر دو با هم بر من وارد شوند» .
چون قرآن بدون معلم و قيم براى مردم به تنهائى كافى نيست.عمر كه گفت: كفانا كتاب الله براى ما كتاب خدا كافى است و ما احتياج به امام نداريم طبق فرموده رسول خدا اشتباه گفت، چون رسول خدا فرموده است:
«اين دو: كتاب خدا و اهل بيت، قابل جدا شدن نيستند» .
پس كسى كه يكى را بدون ديگرى بخواهد بگيرد آن يكى هم به دست او نيامده است.

---

بنابر اين عمر بن خطاب گفت: ما قرآن را مى‏گيريم و به عترت نيازمند نيستيم حقا كتاب خدا هم به دستش نرسيده و خود و تابعينش دستشان هم از كتاب و هم از اهل بيت كوتاه شده است، چون قرآن داراى حقيقت و واقعيتى است كه از اين الفاظ بالاتر و بسيار مهم‏تر است.


و حقيقت قرآن كريم عالمى جهاني است‏بسيار عالى و بزرگ و زنده، جميع حقائق در او موجود، و تمام راهها و مسالك خير و شر و نتائج اعمال از بهشت و دوزخ و صراط و كتاب و ميزان در او مشهود.و اين الفاظ كه بين الدفتين نوشته شده است نماينده‏اى و نامى از آن حقيقت است، و امام عليه السلام به آن حقيقت واقف و جميع معانى و واقعيت‏هاى اين كتاب آسمانى در نفس امام منطوى است، و كل شى‏ء احصيناه فى امام مبين . و اين همان معيتى است كه
رسول خدا فرمود:
على مع القرآن و القرآن مع على لا يفترقان حتى يردا على الحوض.
«على با قرآن و قرآن با على است و اين دو از هم جدا نمى‏شوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند» .
چون معلوم است كه اين معيت در واقع و حقيقت قرآن است نه در اين كتاب مشهود و ملموس خارجى،
و كذلك انزلنا اليك الكتاب فالذين آتيناهم الكتاب يؤمنون به...و ما كنت تتلوا من قبله من كتاب و لا تخطه بيمينك اذا لارتاب المبطلون بل هو آيات بينات فى صدور الذين اوتوا العلم
«بلكه قرآن مجيد عبارت است از آيات روشن كه در سينه‏هاى كسانى كه به آنها علم داده شده است قرار دارد» .
و نيز خداوند مى‏فرمايد:
قل كفى بالله شهيدا بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب
«بگو كافى است كه خدا گواه باشد بين من و شما، و نيز كسى كه به او علم كتاب داده شده است گواه است‏بر اين معنى‏» .


در روايات بسيار از طريق شيعه و سنى وارد شده است كه مراد از آن كسى كه به او علم كتاب داده شده است‏حضرت امير المؤمنين عليه السلام است.و نيز در حديث وارد است
رسول الله صلى الله عليه و آله سلم فرمودند:
ان فيكم من يقاتل على تاويل القرآن كما قاتلت على تنزيله.قال ابو بكر: انا هو يا رسول الله؟ قال: لا.قال عمر: انا يا رسول الله؟ قال: لا و لكن خاصف النعل - و كان اعطى عليا نعله يخصفها - .

حضرت رسول الله فرمودند:
«در ميان شما كسى است كه جنگ مى‏كند براى تاويل و معناى قرآن همانطور كه من جنگ كردم براى تنزيل و ظاهر قرآن.ابو بكر گفت: من هستم يا رسول الله؟ فرمود: نه.عمر گفت: من هستم يا رسول الله؟ فرمود: نه، و ليكن آن كسى است كه مشغول پينه زدن كفش من است.و حضرت در آن وقت كفش خود را به امير المؤمنين عليه السلام داده بودند و حضرت مشغول پينه زدن كفش رسول خدا بود» .
از اين روايات نيز به خوبى مستفاد مى‏شود كه امير المؤمنين عليه السلام محيط بر قرآن و قيم كتاب آسمانى بوده‏اند كه از طرف خدا مامور به جنگ با امت‏براى قبول معنى و باطن قرآن شده‏اند.بنابر آنچه ذكر شد نتيجه آن كه: سخن افرادى كه مى‏گويند: ما به قرآن مراجعه مى‏كنيم و استفاده خود را مى‏نمائيم و نيازى به روايات وارده از معصومين نداريم، كلامى است‏خالى از معنى و ساقط از درجه اعتبار.چون مضافا به آن كه كتاب خدا بدون امام كافى نيست علاوه خود كتاب خدا ما را امر به تبعيت از اهل بيت نموده در آيات بسيارى مانند:
ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا ) .
«آنچه رسول خدا به شما امر كرده است‏بگيريد و به جاى آوريد و آنچه را كه نهى كرده است ترك كنيد» .

--

حالا سوال مي كنيم ايا رسول اسلام امر كرد امت اسلامي را بتمسك قران وعترة از اهل بيت خودش؟
اكر نفرموده كه قطعا اين نسبت كذب به رسول الله زيرا حديث ثقلين بصورت تواتر نقل شده از شيعه و اهل سنت.

و حال كه امت كرده جرا ترك كردن اهل سنت و سراغ كساني رفتن كه از قران و علم قران بي خبرند و حتى مثل عمر هنوز رسول الله زنده هستند و داد ميزند و مخالفت رسول الله مي كند و مي كويد حسبنا كتاب الله.

ايا مي شود دنبال كسي رفت كه مخالفت رسول الله كرده كه مخالف خداوند هم كرده.

السيد الاميني
Thursday 24 July 2008, 05:04AM
1- کما ارسلنا فیکم رسولا منکم یتلوا علیکم آیاتنا و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمة و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون (سوره بقره، آیه‏151) .


مراد از کتاب قران مجید است که رسول الله مردم تعلیم میدهد به علم کتاب و قران وتعلیم غیر از قرائت و تلاوت است و معلم باید به کتاب عالم باشد و الا معلم بودنش صحیح نیست و باید عالم به کتاب باشد به انچه که مردم نمی دانند تا صدق تعلیم کند . پس رسول الله عالم به تفسیر و باطن قران است>


2-و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم .

مراد از ذکر قران است و پیامبر بیان کننده ان و بیان کردن یعنی چیزی که برای دیگران مخفی است برای بیان کنندن واضح است پس پیامبر عالم به تفسیر قران است .

و چون پیامبر بیان کننده قران است پس قران برای تبیان لکل شی است و لذا همین به تنهایی باطل می کند حرفهای کسانی که می گویند قران بتنهایی کافی است -

قران کامل است وتبیانا لکل شی است ولی برای کسی که علم قران نزد اوست و لذا خداوند برای این که معلمان واقعی قران را و مفسران واقعی ان را معرفی کند علم ان را نزد عده خاصی گذاشته تا هر کسی ادعای عالم بود به تفسیر و تبیین قران را نکند.

hady
Thursday 24 July 2008, 08:08AM
1- کما ارسلنا فیکم رسولا منکم یتلوا علیکم آیاتنا و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمة و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون (سوره بقره، آیه‏151) .


مراد از کتاب قران مجید است که رسول الله مردم تعلیم میدهد به علم کتاب و قران وتعلیم غیر از قرائت و تلاوت است و معلم باید به کتاب عالم باشد و الا معلم بودنش صحیح نیست و باید عالم به کتاب باشد به انچه که مردم نمی دانند تا صدق تعلیم کند . پس رسول الله عالم به تفسیر و باطن قران است>

جناب سید الامینی
شما می خواهید ثابت کنید رسول الله علاوه بر ابلاغ پيام پروردگار و برخلاف گفته او كه فرموده : «ما على الرسول الا البلغ والله يعلم ما تبدون وما تكتمون » وظيفه تزكيه كردن ، حكمت آموزي و تعليم كتاب را نيز به عهده داشته است. به عبارت ديگر ، از ديد شما رسول كسي است كه از همان ابتدا همه چيز به او گفته شده و تمامي معارف كتاب آسماني را در اختيارش قرار داده اند تا من بعد او شخصاً به تعليم و تربيت و تزكيه خلق الله بپردازد !
به چه دليل ؟ به اين دليل :

[62:2] هو الذي بعث في الامين رسولا منهم يتلوا عليهم ءايته ويزكيهم ويعلمهم الكتب والحكمة وان كانوا من قبل لفي ضلل مبين

اما اين حقيقت ندارد ؛ شما در آياتي كه آورديد و آنهايي كه نياورديد كلمه « آيات » را نديد گرفتيد. در واقع هدايت و تزكيه بدست احدي غير از خداوند نيست و اگر به ظاهر مي بينيد كه رسول به تزكيه و تعليم امت خود مأمور شده ، بواسطه تلاوت آيات الهي بر ايشان است نه اينكه خود مخزن دانش آشكار و نهان خداوندي باشد.
رسول فقط و فقط يك وسيله است تا پيام خداوند را به گوش بندگانش برساند همانگونه كه باد مأمور است تا ابرها را به سوي بلد ميت گسيل دهد. اگرچه ظاهراً اين باد است كه ابرها را برمي گيرد و به سوي زمينهاي تشنه گسيلشان مي دارد اما درحقيقت اين خداوند است كه مي باراند و مي آشاماند نه كسي ديگر.

خداوند رسولش را نيز با فرستادن كتاب تعليم مي دهد و الا رسول قبل از دريافت آيات الهي چيزي براي گفتن ندارد :

[4:113] ولولا فضل الله عليك ورحمته لهمت طائفة منهم ان يضلوك وما يضلون الا انفسهم وما يضرونك من شيء وانزل الله عليك الكتب والحكمة وعلمك ما لم تكن تعلم وكان فضل الله عليك عظيما

وقتي تعليم و تزكيه بواسطه آيات الهي صورت مي پذيرد انگاه هيچ فرقي وجود نخواهد داشت كه ما اين امر را به خدا نسبت دهيم :

[2:239] فان خفتم فرجالا او ركبانا فاذا امنتم فاذكروا الله كما علمكم ما لم تكونوا تعلمون

يا به رسولش :

[2:151] كما ارسلنا فيكم رسولا منكم يتلوا عليكم ءايتنا ويزكيكم ويعلمكم الكتب والحكمة و يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون

وقتي خداوند مالك جان و مال انسانهاست ، تفاوت نمي كند كه توفي انفس و گرفتن جان انسانها را به خداوند نسبت دهيم و يا رسولش.

در آيات زير چه كسي از ظلمت بيرون مي آورد و به سوي نور رهنمون مي شود ؟ خدا ؟ رسولش؟ يا كتابش؟ كداميك؟

[2:257] الله ولي الذين ءامنوا يخرجهم من الظلمت الى النور والذين كفروا اولياؤهم الطغوت يخرجونهم من النور الى الظلمت اولئك اصحب النار هم فيها خلدون

[65:11] رسولا يتلوا عليكم ءايت الله مبينت ليخرج الذين ءامنوا وعملوا الصلحت من الظلمت الى النور ومن يؤمن بالله ويعمل صلحا يدخله جنت تجري من تحتها الانهر خلدين فيها ابدا قد احسن الله له رزقا

[5:16] يهدي به الله من اتبع رضونه سبل السلم ويخرجهم من الظلمت الى النور باذنه ويهديهم الى صرط مستقيم

2-و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم .

مراد از ذکر قران است و پیامبر بیان کننده ان و بیان کردن یعنی چیزی که برای دیگران مخفی است برای بیان کنندن واضح است پس پیامبر عالم به تفسیر قران است .

به حكم « و ما علي الرسول الا البلغ » رسول جز ابلاغ پيام پروردگار وظيفه ديگري نداشته است و رسالتش حكم مي كرده آنچه را بر او نازل مي شده به زبان مردم برايشان بيان كند و منظور از تبيين در آيات زير دقيقاً همين است:
[16:64] وما انزلنا عليك الكتب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه وهدى ورحمة لقوم يؤمنون
[16:44] بالبينت والزبر وانزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم ولعلهم يتفكرون

درست همانگونه كه در آيه زير نيز به همان مفهوم است :

[3:187] واذ اخذ الله ميثق الذين اوتوا الكتب لتبيننه للناس ولا تكتمونه فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمنا قليلا فبئس ما يشترون

مگر اينكه افراد مورد نظر اين آيه که از اهل کتاب زمان حضرت محمد می باشند نيز داراي علم غيب بوده اند که مأمور به توضيح و تفسير كتاب آسماني شده باشند!


قران کامل است وتبیانا لکل شی است ولی برای کسی که علم قران نزد اوست و لذا خداوند برای این که معلمان واقعی قران را و مفسران واقعی ان را معرفی کند علم ان را نزد عده خاصی گذاشته تا هر کسی ادعای عالم بود به تفسیر و تبیین قران را نکند.

كتابى كه تبیانا لکل شی است ، در تبيين خود نيازى به غير ندارد، بلكه در بيان خويش به خود متكى است و برخى از آياتش با برخى ديگر تبيين و تفسير مى شود و گرنه كتابى كه تبيان خود نباشد، چگونه مى تواند تبيان هر چيز ديگر باشد؟

السيد الاميني
Thursday 24 July 2008, 08:33AM
السلام علیکم

نمی دانم چقدر بحث ساده کنیم که بعضی متوجه شوند

جای شکی نیست که هر رسولی و نبیی تربیت شده پرودگار هستند چون معنی ندارد خداوند شخصی را به عنوان خلیفه خاصش برای هدایت بشر بفرستد مگر این که او رامعصوم و عالم به علومش قرار بدهد.

لذا خداوند پیامبر اسلام را معلم بشر قرار داده کما این که امین وحیش و معصوم قرار داده

ولی هر پیامبر الهی را خداوند با کتاب اسمانی مبعوث می کند تا این کتاب را بوسیله ان علمی به این کتاب دارد برای امت بیان کند .

لذا تعالیم که عبارت از تزکیه و تعلیم اصول و فروع باشد همه را پیامبر از علمی که به قران و کتاب اسمانی دارد بیان می کند و چون رسول ا زطرف خداوند است می شود مبلغ چه در ظاهر در قران امده باشد به عنوان کلی مثل کلیات اصول و فروع و اخلاق و حکمت -

پس ان جزئیاتی که پیامبر در 23 سال از اصول و فروع و اخلاق و حکمت فرمودند همه از حیث این که مبلغ الهی هستند بیان فرمودند .

حتی کسی که در الف باء دین باشد می فهمد که پیامبر مبلغ قران هست چه در تلاوت انچه بر ایشان نازل شده و چه به عنوان تفسیر و تعلیم و یعلمکم الکتاب و الحکمة بيان كنند.

ايا عاقلي شك مي كند كه 23 سال بيان اصولي و فروعي و اخلاقي وحكمتي پیامبر از جهت این که بوده که ایشان مبلغ هستند و لکن مهم این است که باید فهمید پیامبر مبلغ قران هست با حفظ این جهت که من عنده علم الکتاب هست و مفسر واقعی و معلم واقعی و لذا به حکم تدبر در قران نباید پیامبر را انسان عادی دانست بلکه انسان معصوم و عالم به علوم خاص قرانی دانست.

السيد الاميني
Monday 18 August 2008, 11:19PM
پيامبر، صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم، در مرضى كه با آن از دنيا رفت، خطاب به اصحابى كه در اطاق او، كنار بسترش جمع شده بودند فرمود: اى مردم! نزديك است كه به سرعت جانم گرفته شود و از ميان شما بروم، به شما چيزى مى‏گويم كه عذر من باشد نزد شما، آگاه باشيد كه من در ميان شمات كتاب پروردگارم و عترتم يعنى اهل بيتم را از خود باقى مى‏گذارم. سپس دست على، عليه السّلام، را گرفت و آن را بلند كرد و گفت: اين على با قرآن است و قرآن با على است، دو جانشين بصير من، تا زمانى كه بر سر حوض (در رستاخيز) بر من وارد شوند، از يكديگر جدا نخواهند شد و من از آنها خواهم پرسيد كه چه رفتارى با آنها كرده‏ايد. (امالى طوسى، جلد 2، صفحه 93)



امام باقر، عليه السّلام، فرمود: رسول خدا فرمودند: من نخستين كسى هستم كه روز قيامت با كتاب و اهل بيتم بر خداى عزيز و جباّار وارد مى‏شوم، سپس امّتم وارد مى‏شوند، آنگاه از ايشان مى‏پرسم با كتاب خدا و اهل بيتم چه كرديد؟. (اصول كافى، جلد 4، صفحه 400)



امير المؤمنين، عليه السّلام، عترت را اينگونه در نهج البلاغه معرّفى مى‏فرمايد: ’آيات كريمه قرآن، در باره ايشان (اهل بيت) است و ايشان گنجهاى خداوند رحمتگر هستند. (نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه 152)


امام صادق، عليه السّلام، فرمود: خدا، ولايت (حق حاكميّت الهى) ما اهل بيت را قطب قرآن و قطب همه كتابهاى آسمانى قرار داد. محكمات قرآن، بر گرد اين موضوع مى‏گردند و كتابهاى الهى به آن اشاره كرده‏اند. (تفسير عيّاشى، جلد 1، صفحه 5)

السيد الاميني
Monday 18 August 2008, 11:23PM
خداوند در قرآن مى‏فرمايد:
(سوره نحل، آيه 43)، ... پس اگر نمى‏دانيد از اهل ذكر (دانايان علم قرآن) بپرسيد.
جابر و محمّد بن مسلم گويند: امام باقر، عليه السّلام، فرمود: مقصود از اهل ذكر (در آيه) ما هستيم. (مجمع البيان، جلد 6، صفحه 362)

: امام باقر، عليه السّلام، فرمود: از جمله علمهائى كه به ما بخشيده شده، تفسير قرآن و احكام آن است. (اصول كافى، جلد 1، صفحه 229)


امام صادق، عليه السّلام فرمود: خدا، پيوسته (و در هر زمان) از ما اهل بيت كسى را بر مى‏انگيزد كه كتاب او را از آغاز تا پايان مى‏داند. (بحار الانوار، جلد 2، صفحه 178)

Abdolhusain
Tuesday 19 August 2008, 11:59PM
بسمه تعالي شانه

با تشکر از شما برادر عزيز السيد الاميني

با تاسف بسيار با وجود اين همه روايات صحيح و صريح که توضيح ميدهند که قران بي اهل بيت کتابي صامت است و خود نياز به مبين و مفسر دارد،باز عده اي ميايند و دم از استقلال قرآن ميزنند،و کساني که به پيروي از اهل بيت عليهم السلام تفسير صحيح را منحصر در بيانات آل محمد عليهم السلام ميدانند به هزار و يک تهمت متهم ميکنند...

السيد الاميني
Wednesday 27 August 2008, 05:53PM
السلام عليكم

با تشكر از همه عزيزان و خاصه جناب مهرداد و عبدالحسين عزيز

السيد الاميني
Wednesday 27 August 2008, 06:02PM
بدون شك در حديث شريف متواتر ثقلين عترت همتاى قرآن معرفى شده است كه رسول اللّه (ص ) فرمودند:. ((انـى تـارك فـيـكم الثقلين كتاب اللّه وعترتى ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدى ابداولن تفترقا حتى يردا على الحوض ))

. ((من دو چيز گران قدر در بين شما امانت مى گذارم كه يكى كتاب خدا قرآن است ديگرى عترت من است , تا زمانى كه به هر دو تمسك كنيد گمراه نخواهيد شد واين دو ازيكديگر جدا نمى شوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند)).

ايـن مـحـور حديث كه مى فرمايد كتاب خدا از عترت جدايى پذير نيست باموضوع قرآن پـژوهى ارتباط دارد, از اين محور حديث دو معنا شده است معناى رايج اين است كه موضع گيرى عترت در تمام مسائل معارف و فروعات و ازموضع كتاب خدا جدايى ندارد عترت آگاهان اصلى به مفاهيم قرآن هستند و پيروان واقعى قرآن هستند در تمام موضع گيرى ها قدمى از راه قرآن فراتر نمى گذارند.

مفهوم ديگرى از اين محور حديث اين است , كه اصولا قرآن و عترت دو چيزنيستند كه بخواهند از هـم جـدا شـونـد قـرآن و عترت يك حقيقت هستند كه به دو صورت جلوه نموده اند, هر دو وحى هـستند, يكى وحى صامت ديگرى وحى ناطق هر دومتصل به عالم ملكوت و قدس هستند, كه به دو صـورت جلوه يافته اند در واقع يك حقيقت هستند اين معناى ديگرى است كه از حديث شريف شـده است با توجه به ويژگى هاى قرآن و عترت كه در خصوصيات محورى هر دو از ويژگى هاى همسان بهره ورند, اين معنا به حقيقت نزديك تر است كه با بررسى محورهاى اتحاد اين دو اين نكته بهتر آشكار خواهد شد.

السيد الاميني
Wednesday 27 August 2008, 06:04PM
اگر قرآن حق مدار و صدق خالص است ,باطل هيچ گونه راهى به سوى آن ندارد:.
(بالحق انزلناه وبالحق نزل )

((به حق قرآن را نازل كرديم و به حق هم نازل شده است )).

(لا يـاتـيـه الـبـاطـل من بين يديه ولا من خلفه )((

((باطل از هيچ جانب به سوى قرآن راه ندارد)),

عترت نيز از مقام عصمت بهره ور است عترت حق محض و بدون لغزش است عترت از هر بـاطـل و آلـودگـى بـه دور اسـت :

(انـمـا يـريـد اللّه لـيذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تـطـهيرا)((

((خداى سبحان اراده نموده كه اهل بيت رسول اللّه (ص ) از هرگونه آلودگى پاك و منزه باشند (منظور از اهل بيت فاطمه زهرا(ع )و دوازده امام (ع )است ).

((عـلى مع الحق والحق مع على يدور حيث ما دار))())

, ((على حق محور است همراه حق و حق نيز همراه على (ع ) مى باشد)).

((هم مع القرآن والقرآن معهم ))((

)), ((عترت با قرآن است و قرآن با عترت مى باشد)).

مسلمان محمدی
Wednesday 27 August 2008, 11:11PM
اگر قرآن حق مدار و صدق خالص است ,باطل هيچ گونه راهى به سوى آن ندارد:.
(بالحق انزلناه وبالحق نزل )

((به حق قرآن را نازل كرديم و به حق هم نازل شده است )).

(لا يـاتـيـه الـبـاطـل من بين يديه ولا من خلفه )((

((باطل از هيچ جانب به سوى قرآن راه ندارد)),

عترت نيز از مقام عصمت بهره ور است عترت حق محض و بدون لغزش است عترت از هر بـاطـل و آلـودگـى بـه دور اسـت :

(انـمـا يـريـد اللّه لـيذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تـطـهيرا)((

((خداى سبحان اراده نموده كه اهل بيت رسول اللّه (ص ) از هرگونه آلودگى پاك و منزه باشند (منظور از اهل بيت فاطمه زهرا(ع )و دوازده امام (ع )است ).

((عـلى مع الحق والحق مع على يدور حيث ما دار))())

, ((على حق محور است همراه حق و حق نيز همراه على (ع ) مى باشد)).

((هم مع القرآن والقرآن معهم ))((

)), ((عترت با قرآن است و قرآن با عترت مى باشد)).

احسنت

السيد الاميني
Friday 29 August 2008, 10:10PM
اگر قرآن بزرگ راه هدايت است و بدون هيچ گونه انحراف رهنمود به راه مطمئن است كه انسان را بـه مقصد مى رساند يهديهم الى صراط مستقيم )


((قرآن آنان را به راه راست رهنمود است
ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )

((قرآن به مطمئن ترين راه رهنمود است )).

عترت نيز اين چنين است (انتم السببل الاعظم و الصراط الاقوم ))

, ((شمابزرگ راه هستيد و شما راه مطمئن هستيد)).

((نحن الصراط المستقيم )

), ((مابزرگ راه رهنمود هستيم )).

مسلمان محمدی
Saturday 30 August 2008, 01:26PM
اگر قرآن بزرگ راه هدايت است و بدون هيچ گونه انحراف رهنمود به راه مطمئن است كه انسان را بـه مقصد مى رساند يهديهم الى صراط مستقيم )


((قرآن آنان را به راه راست رهنمود است
ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )

((قرآن به مطمئن ترين راه رهنمود است )).

عترت نيز اين چنين است (انتم السببل الاعظم و الصراط الاقوم ))

, ((شمابزرگ راه هستيد و شما راه مطمئن هستيد)).

((نحن الصراط المستقيم )

), ((مابزرگ راه رهنمود هستيم )).

احسنت

amirrh / حلاج.
Sunday 31 August 2008, 10:58AM
ايا بدون رسول الله و اهل بيت(ع) كتاب خدا كفايت مى‏كند ؟

قطعا، عقل اینچنین حکم می دهد

mehrdad_123
Sunday 31 August 2008, 12:26PM
قطعا، عقل اینچنین حکم می دهد

عقل دور از قرآن قطعا بسیار اینگونه حکم خواهد کرد%

السيد الاميني
Monday 1 September 2008, 02:00PM
السلام علیکم


با تشکر از عزیزان و جناب مهرداد عزیزم

السيد الاميني
Wednesday 3 September 2008, 01:21AM
قرآن و عترت هر دو كوثر معارف هستند,

همان گونه كه قرآن درياى ژرف و بى پايان معارف الهى است

(بحرا لا يدرك قعره )))), ((دريايى كه عمق آن ناپيداست )).

عترت نيز و منبع معارف و علوم قدس مى باشد(جعلنا خزان علمه )), ((خداى سبحان ما راخزينه علم خويش قرار داده است )).

((نـحـن اهل بيت النبوة ومختلف الملائكة ومهبط الوحى ومعدن الرحمة وخزان العلم ))

, ((مـا اهـل بـيت پيامبر و رسالت هستيم محل رفت و آمد فرشتگان ونزول وحى و معدن رحمت و خزينه هاى علوم الهى هستيم )).

السيد الاميني
Thursday 4 September 2008, 09:59AM
هـمان گونه كه قرآن حبل اللّه المتين است كه فرمودواعتصموا بحبل اللّه جميعا))

((به ريسمان محكم الهى چنگ اندازى كنيد كه عروة الوثقى مطمئن براى نجات است )).

عترت نيز عروة الوثقى است (عن الرضا (ع ) نحن كلمة الحق والعروة الوثقى ))
. از امام رضا (ع ) نقل مى كنند, ما كلمه حق و عروة الوثقى (طناب محكم ) هستيم )).

((عن الباقر (ع )جعلنا العروة الوثقى
, ((خداى سبحان ما را عروة الوثقى قرار داد)).

و دهـهـا روايـت ديگر كه در فضايل محورهاى اصلى قرآن و عترت را يك حقيقت معرفى مى كنند بـنـابـرايـن سخن عترت همانند قرآن و وحى است ,

((جعلنا خزان علمه وتراجمة وحيه ))
تـرجمان وحى الهى عترت است عترت مفاهيم عميق وحى راسخن گواست عترت مقاصد اصلى قـرآن را رهـنـمـود است

السيد الاميني
Friday 5 September 2008, 01:37PM
منظور از جامعيت قرآن، جامعيت در مسير هدايت انسانهاست وكشف اين علوم هم در قدرت همه كس نيست.

1- امام على(ع): ذلك القرآن فاستنطقوه ولن ينطق لكم، أخبركم عنه، إنّ فيه علم ما مضى و علم ما يأتى إلى يوم القيامة و حكم ما بينكم و بيان ما أصبحتم فيه تختلفون، فلو سألتمونى عنه لعلّمتكم؛ [



اين قرآن را به حرف در آوريد كه خودش براى شما هرگز سخن نخواهد گفت. به شما خبر دهم كه علم آنچه گذشته و آنچه تا قيامت خواهد آمد و احكامى كه به آن نياز داريد و حكم آنچه در آن اختلاف داريد، در آن وجود دارد. اگر از من سوال كنيد، به شما ياد خواهم داد.

2- امام على(ع): والذى بعث محمدا بالحق و أكرم أهل بيته، ما من شى‏ء يطلبونه إلاّ و هو فى القرآن، فمن أراد ذلك فليسألنى عنه؛

به خدايى كه محمد(ص) را به رسالت بر انگيخت و اهل بيت او را كرامت بخشيد، هر چه مردم بخواهند، در قرآن يافت مى شود. هركس در اين مورد چيزى مى خواهد، بايد از من سؤال كند.

السيد الاميني
Saturday 6 September 2008, 11:00AM
قرآن كريم مهم‏ترين و كامل‏ترين كتاب آسمانى براى هدايت انسان به سوى كمال واقعى است كه از سوى خدا بر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم نازل شده است

چرا كه قرآن كريم، تجلّى علم الهى در روى زمين است

. و بر اين اساس، مسلّماً ايمان به محتوا و اعتقاد به هدايت بخشى آن و ارتباط با مضامين بلند آن، بهره‏مندى از علم الهى در جهت سعادت و فلاح ابدى انسان را در پى دارد.

اما اهل‏بيت عصمت و طهارت‏عليهم السلام كه چهره ديگر علم الهى هستند، طبعاً واجد همه حقائق قرآن و به منزله روح آن كتاب مقدّس الهى هستند

. از اين رو برظاهر و باطن، تفسير و تأويل، محكم و متشابه و عامّ و خاصّ قرآن كريم آگاهى كامل دارند؛ بلكه آن حضرات، مكمّلان، مترجمان و بيان كنندگان واقعى آن جلوه بارز علم الهى نيز هستند.

همان طورى كه وقتى سُدَيْر از راويان حديث، از امام باقرعليه السلام در مورد جايگاه امامان‏عليهم السلام نسبت به هدايت مردم و نقش سازنده آنان سؤال مى‏كند كه: شما كيستيد؟ آن حضرت مى‏فرمايد:

نَحْنُ خُزَّانُ عِلمِ‏اللَّهِ وَ نَحنُ تَراجِمَةُ وَحْىِ‏اللّهِ
؛ ما (اهل‏بيت) خزينه‏هاى دانش خداوند و بيان كنندگان وحى الهى هستيم.


بنابراين، ائمّه‏عليهم السلام هم بر حقائق قرآن احاطه دارند و هم مترجمان و بيان كنندگان واقعى آن مى‏باشند. آنان مفسّران كلام حقّ تعالى به زبان بشرى براى انسان‏ها هستند.

آنان هم بر راز و رمزهاى قرآن آگاهى دارند و هم بر راه‏هاى استفاده از آن احاطه دارند. از اين رو در مواقع مختلف، مردم را به جايگاه بلند قرآن و نقش اساسى آن در هدايت و سعادت انسان‏ها آگاه مى‏كردند و راه‏هاى بهره‏بردارى از آن را نيز گوشزد مى‏كردند.

السيد الاميني
Tuesday 9 September 2008, 11:11AM
از جمله صفات منافقين كه به اسلام تظاهر و كفر را در دل پنهان مي داشتند اين بود كه هرگاه به سوي حاكم قرار دادن رسول الله صلي الله عليه و آله سلم فرا خوانده مي شدند آن را اجابت نمي كردند بلكه در مقابلش قرار مي گرفتند.


.مؤمنان بر خلاف منافقان هرگاه به سوي قبول حكمت رسول دعوت مي شدند سريعاً اقدام به جواب مي كردند و با زبان حال و زبان گفتاري بيان مي داشتند"سمعنا و اطعنا". چيزي كه به واسطه آن رستگار شدند و به سبب آن در باغهاي پر از نعمت قرار گرفتند. وتسیم محض وبی چون وچرای نبی مکرم بودند ...



ومن یطع الرسول فقد اطاع الله

قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی

مسلمان واقعي 10
Tuesday 9 September 2008, 02:13PM
از جمله صفات منافقين كه به اسلام تظاهر و كفر را در دل پنهان مي داشتند اين بود كه هرگاه به سوي حاكم قرار دادن رسول الله صلي الله عليه و آله سلم فرا خوانده مي شدند آن را اجابت نمي كردند بلكه در مقابلش قرار مي گرفتند.


.مؤمنان بر خلاف منافقان هرگاه به سوي قبول حكمت رسول دعوت مي شدند سريعاً اقدام به جواب مي كردند و با زبان حال و زبان گفتاري بيان مي داشتند"سمعنا و اطعنا". چيزي كه به واسطه آن رستگار شدند و به سبب آن در باغهاي پر از نعمت قرار گرفتند. وتسیم محض وبی چون وچرای نبی مکرم بودند ...



ومن یطع الرسول فقد اطاع الله

قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی

احسنتم

السيد الاميني
Wednesday 10 September 2008, 03:34PM
السلام علیکم


امام على(ع) مى‏فرمايد: اين قرآن است، پس از آن بخواهيد تا سخن گويد، اما هيچگاه براى شما سخن نگويد و رازهاى نهفته‏اش را برون نريزد اما اگر از من بپرسيد آن اسرار را براى شما از قرآن باز مى‏گويم، زيرا من آگاه‏ترين شمايم... (1)
در جاى ديگر مى‏فرمايد:
هيچ آيه‏اى بر پيامبر فرود نيامد، مگر آنكه حضرت آن را بر من تلاوت و املا فرمود تا با خط خويش بنگارم و تاويل، تفسير، ناسخ، منسوخ، محكم و متشابه آن را به من آموخت (2)


1- خطبه 157.
2-بحار، ج 92، ص 99.

یا علی اغاز عشق
Friday 26 December 2008, 01:21PM
از جمله صفات منافقين كه به اسلام تظاهر و كفر را در دل پنهان مي داشتند اين بود كه هرگاه به سوي حاكم قرار دادن رسول الله صلي الله عليه و آله سلم فرا خوانده مي شدند آن را اجابت نمي كردند بلكه در مقابلش قرار مي گرفتند.


.مؤمنان بر خلاف منافقان هرگاه به سوي قبول حكمت رسول دعوت مي شدند سريعاً اقدام به جواب مي كردند و با زبان حال و زبان گفتاري بيان مي داشتند"سمعنا و اطعنا". چيزي كه به واسطه آن رستگار شدند و به سبب آن در باغهاي پر از نعمت قرار گرفتند. وتسیم محض وبی چون وچرای نبی مکرم بودند ...



ومن یطع الرسول فقد اطاع الله

قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی

یا علی اغاز عشق
Friday 13 March 2009, 05:25PM
یا علی مدد

یا علی اغاز عشق
Friday 24 April 2009, 12:15PM
شما كيستيد؟ آن حضرت مى‏فرمايد:

نَحْنُ خُزَّانُ عِلمِ‏اللَّهِ وَ نَحنُ تَراجِمَةُ وَحْىِ‏اللّهِ