PDA

نمايش نسخه نهائي : ائمه از اعمال ما با خبرمي شوند


السيد الاميني
Monday 14 April 2008, 03:47PM
بهترين راه براى شناخت اين امور مراجعه به احاديث و فرموده‏هاى امامان معصوم(ع) است.
الف) امام زمان(عج) در توقيعى خطاب به شيعيان فرمود:
فَإنَّا نُحيطُ عِلْمَاً بِأنْبائِكُمْ وَ لا يَعْزُبُ عَنَّا شَي‏ءٌ مِنْ أخْبارِكُمْ؛

ما بر اوضاع و احوال شما كاملاً آگاهيم و هيچ يك از اخبار شما بر ما پوشيده نمى‏ماند.
ب) امام صادق(ع) درباره قول خداى عزّوجل كه فرمود:
(اِعْمَلُوا فَسَيَرىَ اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ)؛

عمل كنيد كه خدا و پيامبر و مؤمنين كردار شما را مى‏بينند.
فرمود: مؤمنين همان ائمه هستند.

ج) عبدالله بن ابان كه در نزد امام رضا(ع) منزلتى داشت گويد: به امام(ع) عرض كردم: براى من و خانواده‏ام به درگاه خدا دعا فرماييد. امام فرمود: مگر من دعا نمى‏كنم؟ به خدا سوگند كه همانا اعمال شما در هر شب و روز بر من عرضه مى‏شود.
عبدالله گويد: حضرت كه متوجه شد من اين مطلب را بزرگ و باور نكردنى شمرده‏ام فرمود:
مگر كتاب خدا را نخوانده‏اى؟
(وَ قُل اِعْمَلُوا فَسَيَرىَ اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ)؛
مراد از مؤمن به خدا سوگند على ابن ابى طالب(ع) است.

يا رسول الله
Tuesday 15 April 2008, 12:57AM
:smile07:روحی فداکم یا اهل بیت رسول الله:smile07:

nikmanesh
Tuesday 15 April 2008, 11:09AM
الف) امام زمان(عج) در توقيعى خطاب به شيعيان فرمود:
فَإنَّا نُحيطُ عِلْمَاً بِأنْبائِكُمْ وَ لا يَعْزُبُ عَنَّا شَي‏ءٌ مِنْ أخْبارِكُمْ؛

ما بر اوضاع و احوال شما كاملاً آگاهيم و هيچ يك از اخبار شما بر ما پوشيده نمى‏ماند.
ب) امام صادق(ع) درباره قول خداى عزّوجل كه فرمود:
(اِعْمَلُوا فَسَيَرىَ اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ)؛

عمل كنيد كه خدا و پيامبر و مؤمنين كردار شما را مى‏بينند.
فرمود: مؤمنين همان ائمه هستند.

ج) عبدالله بن ابان كه در نزد امام رضا(ع) منزلتى داشت گويد: به امام(ع) عرض كردم: براى من و خانواده‏ام به درگاه خدا دعا فرماييد. امام فرمود: مگر من دعا نمى‏كنم؟ به خدا سوگند كه همانا اعمال شما در هر شب و روز بر من عرضه مى‏شود.
عبدالله گويد: حضرت كه متوجه شد من اين مطلب را بزرگ و باور نكردنى شمرده‏ام فرمود:
مگر كتاب خدا را نخوانده‏اى؟
(وَ قُل اِعْمَلُوا فَسَيَرىَ اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ)؛
مراد از مؤمن به خدا سوگند على ابن ابى طالب(ع) است.

اكثريت انسانها در كودكي مطالبي را به نام دين مي آموزند. اين مطالب به شكل يك عقيده و ايدئولوژي در ذهن كودك، همگام با رشد او پرورش مي يابد. در سالهاي بعد با افزايش معلومات و دانشهاي اين كودك كه اكنون تبديل به جوان رشد يافته اي شده، آموخته هاي مذهبي در ذهن او بيشتر ريشه مي دوانند.
سپس اين انسان در سراسر عمر ، از دانش خود براي اثبات آموخته هاي كودكي خويش بهره مي گيرد و آن آموخته ها را تاييد مي كند و هرگز درصدد تكذيب آن برنمي آيد.

براساس چنين تفكري، امروزه مسلمانان چنان از احاديث فرقه اي خويش پيروي مي كنند كه تضاد آشكار آنها را با آيات قرآن نمي بينند.

سبحان الله ........خداي رحمن هيچگاه براي خود شريك آفريني نكرده، چگونه چنين نسبت ناروايي به او مي دهيد؟

آيا قرآن را فقط براي ثواب مي خوانيد؟

آيه 105 سوره توبه مربوط به اشخاص زنده است و نه مرده، چه رسول باشد و چه مؤمنان. و اشاره به شاهد بودن اين اشخاص دارد.


سوره انعام آيه 59:

وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ

و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى ‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى ‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است

سوره مائده آيه 109:

يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ

[ياد كن] روزى را كه خدا پيامبران را گرد مى‏آورد، سپس مى ‏فرمايد چه پاسخى به شما داده شد مى‏گويند ما را هيچ دانشى نيست تويى كه داناى رازهاى نهانى

السيد الاميني
Tuesday 15 April 2008, 03:50PM
اكثريت انسانها در كودكي مطالبي را به نام دين مي آموزند. اين مطالب به شكل يك عقيده و ايدئولوژي در ذهن كودك، همگام با رشد او پرورش مي يابد. در سالهاي بعد با افزايش معلومات و دانشهاي اين كودك كه اكنون تبديل به جوان رشد يافته اي شده، آموخته هاي مذهبي در ذهن او بيشتر ريشه مي دوانند.
سپس اين انسان در سراسر عمر ، از دانش خود براي اثبات آموخته هاي كودكي خويش بهره مي گيرد و آن آموخته ها را تاييد مي كند و هرگز درصدد تكذيب آن برنمي آيد.

براساس چنين تفكري، امروزه مسلمانان چنان از احاديث فرقه اي خويش پيروي مي كنند كه تضاد آشكار آنها را با آيات قرآن نمي بينند.

سبحان الله ........خداي رحمن هيچگاه براي خود شريك آفريني نكرده، چگونه چنين نسبت ناروايي به او مي دهيد؟

آيا قرآن را فقط براي ثواب مي خوانيد؟

آيه 105 سوره توبه مربوط به اشخاص زنده است و نه مرده، چه رسول باشد و چه مؤمنان. و اشاره به شاهد بودن اين اشخاص دارد.


سوره انعام آيه 59:

وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ

و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى ‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى ‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است

سوره مائده آيه 109:

يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ

[ياد كن] روزى را كه خدا پيامبران را گرد مى‏آورد، سپس مى ‏فرمايد چه پاسخى به شما داده شد مى‏گويند ما را هيچ دانشى نيست تويى كه داناى رازهاى نهانى

سلام عليكم

جناب نيك منش كمي يواشتر

بحث از علم غيب نيست فعلا و حاضريم ان شاء الله در علم غيب معصومين با هم صحبت كنيم بشرط اين كه مثل وهابيها داد و بيداد و بدون دليل صحبت نكيد

اين موضوع در مورد اكاهي معصومين هست به اعمال انسا نها

حالا از شما سوال مي كنيم اين ايه مراد از ان جيست.؟

(اِعْمَلُوا فَسَيَرىَ اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ)؛

هستي
Tuesday 15 April 2008, 04:11PM
بسمه تعالی
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
این ایه می گوید که شهیدان زنده اند ونزد خداوند روزی می خورند

ائمه بدلیل عبودیت وقرب به خداوند به مرتبه ای رسیده اند که از شهدا بالاترند ومحیط بر این عالم.
در زیارت پیامبر اگر او نمی شنود چرا بر او سلام می کنیم؟
واینها همه بر می گردد به اینکه به عالم برزخ اعتقاد داشته باشید یا نه؟

السيد الاميني
Tuesday 15 April 2008, 04:33PM
سلام عليكم

ما شا ءالله هستي عزيز

و موفق باشيد

nikmanesh
Tuesday 15 April 2008, 06:41PM
سلام عليكم

جناب نيك منش

حالا از شما سوال مي كنيم اين ايه مراد از ان جيست.؟

(اِعْمَلُوا فَسَيَرىَ اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ)؛


جناب السيد الاميني (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=11523)

متن كامل و ترجمه اين آيه چنين است:

سوره التوبه:


وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿105﴾


و بگو عمل كنيد كه به زودى خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده مى‏شويد، سپس شما را به آنچه انجام مى‏داديد آگاه خواهد كرد

در ابتداي آيه بيان گرديده كه: ظاهر عمل ديگران را ( كه از آيات قبل مي توان دريافت كه اين ديگران، منافقين هستند) هم خدا و هم رسول و هم مؤمنان مي بينند
اما در ادامه مي فرمايد كه در رستاخيز خدا كه داناي نهان و آشكار است، شما را به باطن اعمالتان كه رسول و مؤمنان آن را نمي بينند و خاص خداست، آگاه مي سازد.

اين آيه اشاره اي به انسانهايي مافوق بشري كه همچون خدا يا مانند نصف خدا و يا مانند ربع خدا، واقف و ناظر به اعمال انسانها در كره زمين هستند ندارد.

nikmanesh
Tuesday 15 April 2008, 07:51PM
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
این ایه می گوید که شهیدان زنده اند ونزد خداوند روزی می خورند

ائمه بدلیل عبودیت وقرب به خداوند به مرتبه ای رسیده اند که از شهدا بالاترند ومحیط بر این عالم.



خانم هستي،

چرا آيات قرآن را پاره پاره مي كنيد، اين شيوه را چه كسي به شما آموخته؟

هميشه براي توجيه و اثبات توسل به مردگان و زيارت قبور به آيه 169 سوره آل عمران استناد مي شود ولي آيه 170 از مردم مخفي مي گردد!!! چرا؟؟؟

آيا زمان آن نرسيده كه قرآن را كامل و بدون قلع و قمع با ترتيل(= به هم پيوسته) بخوانيم تا در روز قيامت مشمول آيه 30 سوره فرقان نگرديم؟

متن كامل آيه اي كه شما اشاره كرديد و آيه بعد از آن چنين است:

سوره آل عمران:

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ﴿169﴾
فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿170﴾
هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند (169)
به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است ‏شادمانند و براى كسانى كه از پى ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته‏اند شادى مى‏كنند كه نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين مى‏شوند (170)
در اين دو گفته شده كه شهدا نزد پروردگار روزي داده مي شوند و نه در نزد ما روي كره زمين و بصورت ارواح سرگردان.

در اينجا هرگز بيان نشده كه كه خدا انسانهايي را بصورت " محيط " بر عالم هستي آفريده. اگر در جايي از قرآن دليلي يافتيد كه خدا قدرت خود را با مخلوقات تقسيم كرده، بنده را مطلع فرماييد.

در آيه 170 خدا به ما آموزش مي دهد كه شهدا شادند و هرگز غمگين نمي شوند

اينجا در مورد يكي از شهداي بزرگ يعني حسين بن علي مثال مي زنم. شما معتقديد كه حسين بن علي از لحظه شهادت واقف و محيط بر عالم هستي شده و ناظر بر اعمال جهانيان است.

اكنون به اين پرسشها پاسخ دهيد:
1- هنگامي كه سپاهيان يزيد به خيمه ها حمله بردند و آنها را آتش زدند، و كودكان گريه مي كردند، آيا حسين اين صحنه را مي ديد؟ آيا خوشحال مي شد يا غمگين؟
2- هنگامي كه كاروان اسرا حركت كرد و با اسيران بد رفتاري و بي حرمتي مي شد، آيا حسين اين صحنه را مي ديد؟ آيا خوشحال بود يا غمگين؟
3- وقتي عده اي بر سر كودكان خردسال خود قمه مي زنند تا عشق خود را به حسين نشان دهند و نذر اختراعي خود را ادا كنند،‌ آيا حسين مي بيند؟ در اين صورت خوشحال است يا غمگين؟
4- وقتي گروهي گمراه از فرقه اي ديگر به نام اسلام، زائران كربلا را ترور مي كنند، آيا حسين ترور طرفداران خود و مردن آنها را مي بيند؟ در اينصورت خوشحال است يا غمگين؟
5- .........................................

در زیارت پیامبر اگر او نمی شنود چرا بر او سلام می کنیم؟

آيا مدركي از قرآن براي رفتن به زيارت پيامبر و سلام دادن بر او پس از مرگ داريد؟ يا اين را از آموخته هاي موروثي بيان مي كنيد؟

عمر
Wednesday 16 April 2008, 02:51AM
جواب آقای نیک منش : در قرآن درباره سلام کردن به مردگان اشاره نشده اما اگر همچین فکری بکنیم که نباید به مردگان سلام کرد این نشانه اینست که ایمانمان نسبت به آخرت(بهشت و جهنم) ضعیف است چرا که انسان فقط جسمانیتش مرده است ولی روح انسان که زنده و روح هیچوقت نمی میرد پس این سلام به روح است نه به جسم

شیطان
Wednesday 16 April 2008, 07:44AM
نوادگانم عمر ونیک منش وهادی و600وبیتا وووووووووووووووو:D دست مریزادخوشحالم که می بینم بحدی رشدکردید که سخنان خداوند را خودتان تفسیر می کنید,حقا که فرزنده معاویه هستید,آن موقع یادش بخیر جدتان معاویه :smile22:هم وقتی دید که دارد از حضرت علی در جنگ صفین شکست می خورد قرآن را بر سر نیزه کرد که خودشان را بر حق وبعد از رسول خدا و ولی مومنین جا بزنند.حالا وقتی تایپیک های شما را می خوانم می بینم بعد از 1400 اندی سال که از نزول قرآن می گذرد خودتان مفسر آن شدید وهر گونه که دلتان می خواهد انها را تفسیر می کنید.دست مریزاد.آفرین:smile39:

nikmanesh
Wednesday 16 April 2008, 09:21AM
جواب آقای نیک منش : در قرآن درباره سلام کردن به مردگان اشاره نشده اما اگر همچین فکری بکنیم که نباید به مردگان سلام کرد این نشانه اینست که ایمانمان نسبت به آخرت(بهشت و جهنم) ضعیف است چرا که انسان فقط جسمانیتش مرده است ولی روح انسان که زنده و روح هیچوقت نمی میرد پس این سلام به روح است نه به جسم


عمر عزيز،

وظيفه ما در اين دنيا حدس و گمانه زني درباره خدا نيست. در سراسر قرآن خداي رحمن ما را از چنين كاري نهي كرده. ما بايد خدا را بگونه اي بشناسيم كه او خود به ما مي آموزد، و نه بر مبناي حديث. در مورد ايمان به آخرت و بهشت و جهنم نيز همينگونه است.

مسيحيان بر اساس گمانه زني نسبتهاي ناروا به خدا، مريم و عيسي داده اند، آنها نيز توجيهات زيبايي در مورد حدسيات خود مي گويند.

وظيفه ما ايمان به يگانگي خدا و پذيرفتن حكم اوست كه اين حكم در يك منبع بدون اشتباه يعني قرآن يافت مي شود.
اينكه ما تصور كنيم چون خدا رسول الله را دوست دارد پس او را در صفات با خود شريك كرده، نسبت ناروايي است كه به خدا داده مي شود.

آري رسولان الهي و صالحان و شهيدان زنده اند و از فضل پروردگار خويش شادند. اين چيزي است كه خدا به ما مي آموزد.

ولي خدا به ما نمي گويد كه اينان صداي سلام بيش از يك ميليارد انسان را در ساعات مختلف شبانه روز مي شنوند و در هر لحظه آنها را مي بينند وبه سلام آنها پاسخ مي دهند. در اينصورت با توجه به پراكندگي مسلمانان در تمام جهان و اختلاف ساعت در كشورها، تمام وقت رسول الله به جواب دادن سلام مسلمين سپري مي شود و نه استفاده از روزيهاي الهي.
درست است كه خدا مي تواند چنين قدرتي به يك انسان بدهد ولي خدا براي خود شريك نمي آفريند و چنين تسلطي بر جهان فقط از آن خداست. مسيحيان نيز مي گويند خدا مي تواند براي خود فرزند بيافريند و با چنين پنداري عيسي را پسر خدا مي دانند.

ضمنا با توجه به فقر و جنگ و درگيريهايي كه از ديرباز تا كنون در كشورهاي اسلامي حاكم است، آيا رسول الله از ديدن اين صحنه ها شاد هستند يا غمگين؟

توجه شما را به اين آيه ها جلب مي كنم، سوره آل عمران:

مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿79﴾


وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِيِّيْنَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿80﴾


هيچ بشرى سزاوار نيست كه خدا به او كتاب و حكم و پيامبرى بدهد، سپس او به مردم بگويد به جاى خدا بندگان من باشيد. بلكه [بايد بگويد] به سبب آنكه كتاب [آسمانى] تعليم مى‏داديد و از آن رو كه درس مى‏خوانديد علماى دين باشيد (79)


و [نيز] شما را فرمان نخواهد داد كه فرشتگان و پيامبران را به خدايى بگيريد آيا پس از آنكه سر به فرمان [خدا] نهاده‏ايد [باز] شما را به كفر وامى‏دارد (80)

هستي
Wednesday 16 April 2008, 10:10AM
بسمه تعالی
گزیده از سخنان رحیم پور ازغدی

منشاء همه بركاتي كه بر جهان اسلام و بر بشريت باريده است بعد از اسلام، ساحت
قدس پيامبر اكرم است و منشاء همه شقاوت ها و بدبختي هاي ما مسلمانان، انحطاط
ها، ظلمت ها، فقر و فلاكتها، تفرقه ها و عقب افتادگيها، ناشي از دوري و
فاصله گرفتن از تعاليم پيامبر اكرم است. اين اصلي ترين جملهاي است كه
ميخواهم امروز به شما بگويم. همه آنچه را كه ميخواهم بگويم، برميگردد به
جملهاي كه با شما در ميان گذاشتم. همه بركات از او است.

قرآن يكي از بركات وجودي پيامبر اكرم است كه اگر ايشان نبود ديگر هيچ ظرفي در
اين عالم نبود كه ظرفيت آن وحي و ظرفيت آن مظروف را داشته باشد. اگر قلب
پيغمبر نبود هيچ چيز ديگري اين ظرفيت را نداشت تا اين تعاليم را بتواند به
بشر منتقل كند.

يكي از بركات پيامبر اهل بيت او بود كه اگر او نبود ما از اهل بيت او هم
محروم بوديم چون ما براي اهل بيت پيغمبر اصالتي مستقل از او قائل نيستيم. اگر
كسي تحت عنوان فرهنگ شيعه يا ادبيات شيعه اهل بيت پيغمبر يا قرآن را از
پيامبر بالاتر بداند شيعه نيست. در فرهنگ شيعه اهل بيت پيغمبر مانند
پروانه اي به دور شمع وجود خود پيغمبر اكرم است. اگر از علي تا مهدي (ع) را
برايشان احترام و اعتبار قائل هستيم به اين دليل است كه آنها را اوصيا ی پيامبر
و مفسرين قرآن ميدانيم که جدا از قرآن و پيغمبر اصالتي ندارد.

همه اين اصالتها مستند به نسل الهي و نسل پيامبر اكرم است. منشأ اين بركت
پيامبر اكرم است و اصل پيغمبر است و همه چيز فرع او است. قرآن و عترت را
پيامبر به مسلمانان سپرد و رفت و گفت مراقب باشيد كه بين قرآن و عترت جدايي
نيافتد ولي متاسفانه جدايي افتاد و صدماتي را كه مسلمين شيعه و سني خوردند و
داريم ميخوريم ناشي از جدايي انداختن بين قرآن و عترت است.

بعضي از جوامع اسلامي قرآن منهاي عترت را گرفتند و از روح قرآن دور افتادند و
بعضي از جوامع قرآن و سنت پيغمبر را ترك كردند. گفتند ما شيعه اهل بيت هستيم،
قرآن و سنت در آن جوامع كم رنگ شد. نمي شود كسي شيعه اهل بيت باشد و قرآن و
سنت پيغمبر در آن جامعه زنده نباشد. اگر جامعهاي از اهل بيت بدون قرآن و سنت
حرف بزند با اهل بيت هم آشنا نيست براي اينكه اهل بيت شاخهاي روي ريشه قرآن
و سنت پيغمبر هستند.

اين باعث شد كه مسلمانان شيعه و سني دچار انواع افراط ها و تفريط ها، غالي
گري ها، افراطي گريها و فاصله گيري از دو اصل مهم آموزههاي پيغمبر يعني عقل
و عدل بشوند. عامل اصلي انحطاط ما مسلمانان در اين دوران متاخر، ترك عقلانيت
اسلامي و عدالت اسلامي است و فاصله انداختن بين قرآن و عترت است.

هستي
Wednesday 16 April 2008, 10:41AM
بسمه تعالی
شما یک جوری می نویسید که انگار شیعه قران رها کرده است وحدیث را چسبیده است در حالیکه نه این درست است ونه ان وراه صیحیح تعادل در هر دو می باشد.
در مورد زندگی مردگان در عالم برزخ هم نه تنها شیعه که حتی علم هم در مورد ارتباط با ارواح به نتایجی رسیده است واینکه بعضی از مردگان از مسایل اگاهند وبه اقوام وبستگانشان کمک می کنند امریست که برای همه به ثبوت رسیده است.

علاوه بران تفسیر بعضی از ایات جز با تبیین پیامبر ممکن نیست از جمله این ایه:
وشما که مدعی تفسیر قران بدون مراجعه به پیامبر وامام هستید لطف نمائید ومعانی وتفسیر این ایه را بنویسید.

الذين يحملون العرش ومن حوله يسبحون بحمد ربه ويومنون به ويستغفرون للذين امنوا 7مومن
انان كه عرش را حمل مي كنند وانان كه بر گرد ان هستند به ستايش پروردگارشان تسبيح مي كويند وبه او ايمان دارند و از او براي مومنان امرزش مي خواهند.

منظور از الذين چه كساني هستند؟و
چه كساني تسبیح مي گويند وبه او ايمان دارند وبراي ديگرمومنان طلب امرزش مي كنند؟

nikmanesh
Wednesday 16 April 2008, 12:14PM
شما یک جوری می نویسید که انگار شیعه قران رها کرده است وحدیث را چسبیده است در حالیکه نه این درست است ونه ان وراه صیحیح تعادل در هر دو می باشد.



نه من چنين عقيده اي ندارم. عقيده من اين است كه شيعه، سنّي و وهابي همگي قرآن را رها كرده و به حديث چسبيده اند.

در مورد زندگی مردگان در عالم برزخ هم نه تنها شیعه که حتی علم هم در مورد ارتباط با ارواح به نتایجی رسیده است واینکه بعضی از مردگان از مسایل اگاهند وبه اقوام وبستگانشان کمک می کنند امریست که برای همه به ثبوت رسیده است.

پست 8 را يك بار ديگر بخوانيد، من با توجه به آموزه هاي قرآن قبول دارم كه شهيدان، صالحان و رسولان الهي زنده اند و شاد هستند و غمگين نيستند اما در مورد ارتباط آنها با اين دنيا و محيط بودن آنها بر جهان مدركي در قرآن نيافتم.

علوم تجربي فقط در حيطه حواس بشر مي تواند نظر بدهد و قادر به درك و نظرپردازي در مورد غيب نيست.
داستانهايي كه غربيها در مورد ارتباط ارواح و كمك آنها به بستگانشان مي بافند چيزي جز توهمات و خرافات نيست. شايد شما غربيها را انسانهايي غير خرافاتي مي دانيد ولي چنين نيست و خرافات در آنها بسيار عميق و گسترده است، فقط نوع خرافه پرستي آنها با ملل شرق تفاوت دارد.

وشما که مدعی تفسیر قران بدون مراجعه به پیامبر وامام هستید لطف نمائید ومعانی وتفسیر این ایه را بنویسید.

اين بيان شما مرا به ياد جناب مهرداد123 مي اندازد كه براي گريز از پاسخگويي چنين ترفندهايي مي زند.
چنين بياني از شما دور از انتظار است.
پاسخ شما را خواهم داد اما براي جلوگيري از انحراف بحث، ابتدا شما به پرسشهايي كه در پست 8 پرسيده ام پاسخ دهيد.

يك بار ديگر همان پرسش را از زاويه اي ديگر مي گويم:

شما مي فرماييد شهدا زنده اند و من هم همين را مي گويم، اما شما مي گوييد كه برخي از شهيدان و نه همه آنها محيط و آگاه به اعمال جميع انسانها در سراسر كره زمين هستند و هركس عملي انجام مي دهد از ديد آنها مخفي نيست و هر كس آنها را بخواند پاسخش مي دهند و ياريش مي كنند با اين حساب خدا 14 شريك براي خود خلق كرده كه اين 14 تن در بصير و سميع بودن همانند خدا هستند!!!

اكنون به روز عاشورا باز مي گرديم و زماني كه كشتار و ذبح سر خاندان رسول الله در كربلا غوغا به پا كرده بود

در آن روز با توجه به برداشت شما، رسول الله، علي و فاطمه و حسن اين صحنه را بوضوح مي ديدند.

حال بفرماييد آنها شاد بودند يا غمگين؟
در مورد وقايع بعد از شهادت حسين، آيا او نيز شاهد و ناظر اتفاقات دردناك بود يا نه؟
اگر واقف بود و هست، آيا شاد است يا غمگين؟

پاسخ اين پرسشها و پرسشهاي پست 8 را با توجه به آيه 170 سوره آل عمران بفرماييد. در اين آيه خدا مي فرمايد شهدا شادند و چيزي از غم و اندوه به آنها نمي رسد.

السيد الاميني
Wednesday 16 April 2008, 02:58PM
جناب السيد الاميني (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=11523)

متن كامل و ترجمه اين آيه چنين است:

سوره التوبه:


وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿105﴾


و بگو عمل كنيد كه به زودى خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده مى‏شويد، سپس شما را به آنچه انجام مى‏داديد آگاه خواهد كرد

در.

سلام عليكم
جناب نيك منش ان شاء الله بحثهائي را شروع مي كنيم تا معلوم شود كه قران بتنهائي و بدون رفتن به سراغ صاحبان علم قران ضلالت هست
و حالا كمي در مورد ايه شريفه ايه 105 توبه :

و قل اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله و المؤمنون ... : در اين آيه خطاب متوجه همه مردم از كافر و مؤمن و منافق است و به آنها گفته مى شود كه همگى عمل كنيد چه عمل خوب و چه عمل بد و بدانيد كه هر كارى انجام بدهيد خدا و پيامبرش و مؤمنان آن را خواهند ديد و در معرض ديد آنها خواهد بود.
اينكه خداوند از اعمال مردم با خبر است و آن را مى بيند جاى بحث نيست ولى آيا منظور از ديدن پيامبر و مؤمنان چيست؟ آيا منظور همان ديدن معمولى است يعنى وقتى كسى نماز مى خواند و زكات مى دهد يا گناه و معصيت مى كند، پيامبر و مؤمنان آن را مى بينند و از طريق عادى از آن آگاه مى شوند. به نظر مى رسد كه منظور آيه اين نوع ديدن نيست بلكه از سنخ ديدن خداوند است يعنى پيامبر و مؤمنان نيز از اسرار و باطن اشخاص به نحوى اطلاع دارند و اعمال آنها را چه در نهان و چه در آشكار مى بينند و اين به وسيله خدا انجام مى گيرد يعنى خداوند به پيامبر و مؤمنان از طريق غيبى اعمال را ارائه مى دهد.
اين همان حقيقتى است كه در روايتهاى بسيارى آمده كه اعمال امّت هر هفته يا هر شبانه روز بر پيامبر از سوى خدا عرضه مى شود و حتى ازبعضى از روايتها معلوم مى شود كه عرض اعمال بر پيامبر پس از رحلت او هم ادامه دارد. (بزودى بعضى از اين روايتها را خواهيم آورد)
با پذيرش اين حقيقت، معلوم مى شود كه منظور از مؤمنان در اين آيه شريفه همه مؤمنان نيست بلكه مؤمنان خاصى است كه به مقامى رسيده اند كه مانند پيامبر آنها نيز شاهد اعمال امت هستند; و آنها همان صلحاى امت مى باشند كه در رأس آنها ائمه معصومين(ع) قرار دارند.
توجه كنيم كه مضمون اين آيه چند آيه پيش هم آمده بود با اين تفاوت كه در آنجا ذكرى از مؤمنان به ميان نيامده و گفته شده كه خدا و پيامبر اعمال شما را خواهند ديد:
و سيرى الله عملكم و رسوله ثم تردون الى عالم الغيب والشهادة...

اين آيه خطاب به منافقان است آنهم منافقان خاصى كه از شركت نكردن در جهاد عذر و بهانه مى آورند و بنابراين حكم كلّى ندارد و قضيّه خاصى است و مربوط به زمان پيامبر است ولى آيه مورد بحث خطاب كلّى است و مربوط به تمام اعصار حتى پس از پيامبر مى شود و معلوم است كه پس از رحلت پيامبر اعمال مردم به حجت خدا در هر عصرى عرضه مى شود و لذا در اين آيه مؤمنان را هم ذكر كرد و همانگونه كه گفتيم منظور از آنها حجتهاى خدا در روى زمين هستند و البته اين مانع از آن نيست كه اعمال امت پس از رحلت پيامبر، هم به روح آن حضرت و هم به حجت زنده خدا عرضه شود.
پس از بيان اين حقيقت مهم اضافه مى كند كه در روز قيامت شما مردم به سوى خداوند كه داننده نهان و آشكار است بازگردانيده مى شويد يعنى در اين دنيا اعمالتان در معرض ديد خدا و رسول و حجتهاى خداست و در آن دنيا خداوند شما را به سزاى اعمال نيك و بدتان خواهد رسانيد و به شما خبر خواهد داد كه در دنيا چه كرده بوديد و مطابق با آن، جزاى خير يا شرّ به شما خواهد رسيد.
---

عن محمد بن مسلم عن احدهما(ع) قال : سئل عن الاعمال هل تعرض على رسول الله فقال ما فيه شكّ، قيل: ارأيت قول الله «وقل اعملوا» الى قوله «والمؤمنون» قال: لله شهداء فى ارضه.(

محمد بن مسلم از امام باقر يا امام صادق نقل مى كند كه از او درباره اعمال سؤال شد كه آيا بر پيامبر عرضه مى شود؟ فرمود: شكّى در آن نيست. گفته شد: نظر شما درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: «عمل كنيد بزودى خدا و رسول او و مؤمنان آن را خواهند ديد» چيست؟ فرمود: براى خدا در روى زمين گواهانى وجود دارد.
- عن محمد بن الفضيل عن ابى الحسن (ع) قال : سألته عن قول الله «فسيرى الله عملكم و رسوله و المؤمنون» قال تعرض على رسول الله اعمال امّته كلّ صباح و مساء ابرارها و فجّارها فاحذروا.
محمد بن فضيل مى گويد از امام كاظم (ع) راجع به سخن خداوند پرسيدم كه فرمود: «بزودى خدا و رسول او و مؤمنان عمل شما را خواهند ديد» فرمود براى پيامبر اعمال امّت او از نيكان و بدان عرضه مى شود، پس برحذر باشيد.
- عن يعقوب بن شعيب قال سألت ابا عبدالله (ع) عن قول الله عزّ وجلّ: «اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله والمؤمنون» قال: هم الأئمة.يعقوب بن شعيب مى گويد: از امام صادق (ع) راجع به اين سخن خدا پرسيدم كه فرمود: «عمل كنيد كه بزودى خدا و رسول او و مؤمنان خواهند ديد» فرمود: منظور ائمه هستند.
---

nikmanesh
Wednesday 16 April 2008, 03:21PM
سلام عليكم
جناب نيك منش ان شاء الله بحثهائي را شروع مي كنيم تا معلوم شود كه قران بتنهائي و بدون رفتن به سراغ صاحبان علم قران ضلالت هست
و حالا كمي در مورد ايه شريفه ايه 105 توبه :

و قل اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله و المؤمنون ... : در اين آيه خطاب متوجه همه مردم از كافر و مؤمن و منافق است و به آنها گفته مى شود كه همگى عمل كنيد چه عمل خوب و چه عمل بد و بدانيد كه هر كارى انجام بدهيد خدا و پيامبرش و مؤمنان آن را خواهند ديد و در معرض ديد آنها خواهد بود.

اين همان حقيقتى است كه در روايتهاى بسيارى آمده كه اعمال امّت هر هفته يا هر شبانه روز بر پيامبر از سوى خدا عرضه مى شود و حتى ازبعضى از روايتها معلوم مى شود كه عرض اعمال بر پيامبر پس از رحلت او هم ادامه دارد. (بزودى بعضى از اين روايتها را خواهيم آورد)



---

عن محمد بن مسلم عن احدهما(ع) قال : سئل عن الاعمال هل تعرض على رسول الله فقال ما فيه شكّ، قيل: ارأيت قول الله «وقل اعملوا» الى قوله «والمؤمنون» قال: لله شهداء فى ارضه.(

محمد بن مسلم از امام باقر يا امام صادق نقل مى كند كه از او درباره اعمال سؤال شد كه آيا بر پيامبر عرضه مى شود؟ فرمود: شكّى در آن نيست. گفته شد: نظر شما درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: «عمل كنيد بزودى خدا و رسول او و مؤمنان آن را خواهند ديد» چيست؟ فرمود: براى خدا در روى زمين گواهانى وجود دارد.
- عن محمد بن الفضيل عن ابى الحسن (ع) قال : سألته عن قول الله «فسيرى الله عملكم و رسوله و المؤمنون» قال تعرض على رسول الله اعمال امّته كلّ صباح و مساء ابرارها و فجّارها فاحذروا.
محمد بن فضيل مى گويد از امام كاظم (ع) راجع به سخن خداوند پرسيدم كه فرمود: «بزودى خدا و رسول او و مؤمنان عمل شما را خواهند ديد» فرمود براى پيامبر اعمال امّت او از نيكان و بدان عرضه مى شود، پس برحذر باشيد.
- عن يعقوب بن شعيب قال سألت ابا عبدالله (ع) عن قول الله عزّ وجلّ: «اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله والمؤمنون» قال: هم الأئمة.يعقوب بن شعيب مى گويد: از امام صادق (ع) راجع به اين سخن خدا پرسيدم كه فرمود: «عمل كنيد كه بزودى خدا و رسول او و مؤمنان خواهند ديد» فرمود: منظور ائمه هستند.
---

جناب سيد الاميني

لطف كنيد در سلسله بحثهاي بر اساس احاديث قضاوت و نتيجه گيري نكنيد و فقط از قرآن دليل بياوريد كه در كجا خدا قدرت خويش را با چند انسان به شراكت گذاشته؟

ضمنا شما را نيز به پاسخگويي در برابر پرسشهاي پست 8 دعوت مي نمايم

اين تاپيك را نيز بخوانيد:

قبور مقدّس (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3939&highlight=%25DE%25C8%25E6%25D1+%25E3%25DE%25CF%25D3)
(http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&p=320701)

السيد الاميني
Wednesday 16 April 2008, 03:25PM
اقاىنيك منش حتما عجله نكنيد

قران يك كتاب معمولي نيست كه توانست بدون كمك كرفتن از صاحبان علم قران نظر داد

ان شاء الله ثابت مي كنيم كه قران بتنهائي وبدون رسول الله ومعصومين ضلالت هست و ضلالت يعني انسان با فكر ناقصش نظر بدهد در قران

السيد الاميني
Wednesday 16 April 2008, 03:26PM
اقاىنيك منش حتما عجله نكنيد

قران يك كتاب معمولي نيست كه توانست بدون كمك كرفتن از صاحبان علم قران نظر داد

ان شاء الله ثابت مي كنيم كه قران بتنهائي وبدون رسول الله ومعصومين ضلالت هست و ضلالت يعني انسان با فكر ناقصش نظر بدهد در قران

صبح
Wednesday 16 April 2008, 04:45PM
اقاىنيك منش حتما عجله نكنيد

قران يك كتاب معمولي نيست كه توانست بدون كمك كرفتن از صاحبان علم قران نظر داد

ان شاء الله ثابت مي كنيم كه قران بتنهائي وبدون رسول الله ومعصومين ضلالت هست و ضلالت يعني انسان با فكر ناقصش نظر بدهد در قران
سلام علیکم
شما میتونید زحمت نکشید برادر السید الأمینی
کاربران مختلفی با این افراد به بحث نشسته اند اما اینها همچون "سنگ" که "میخی در آن نرود" ، استقامت می کنند ... و صحنه ای مضحک ساخته اند ... ،

ساده ترین و واضحترین جوابی که ایشان در مقابل آن هیچ ندارند که بگویند ... در خود قرآن است ،

چه ننگی بیشتر برای شخصیت یک عقیده ، که وکیلش بر علیهش باشد ...
بر عقیده سست و بی اساس "یکفینا کتاب الله" که امید است ، بدان وفادار باشند .... تا نام خود را که به شهادت قرآن امتزاجی از کفر و نفاق است ، خوب پیدا کنند :


جزء 5 سوره النساء آيه 61
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا
و هنگامى كه به آنها گفته شود: (به سوى آنچه خداوند نازل كرده‏، و به سوى پيامبر بياييد)، منافقان را مى‏بينى كه ، اعراض مى‏كنند!


یا این آیه شریفه... که آنان را کافر می داند :
جزء 6 سوره النساء آيه 150
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً
كسانى كه خدا و پيامبرانِ او را انكار مى‏كنند، و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مى‏گويند: (به بعضى ايمان مى‏آوريم‏، و بعضى را انكار مى كنيم‏) و مى‏خواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند...

جزء 6 سوره النساء آيه 151
أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا
آنها كافران حقيقى‏اند؛ و براى كافران‏، مجازات خواركننده‏اى فراهم ساخته‏ايم‏.

آری ... اینچنین است ... به همین سادگی ، به همین خوشمزگی ... تصور نمی کنم مسلمین در مقابل این افراد پاسخی گیرا تر از این داشته باشند .

nikmanesh
Wednesday 16 April 2008, 05:00PM
اقاىنيك منش حتما عجله نكنيد

قران يك كتاب معمولي نيست كه توانست بدون كمك كرفتن از صاحبان علم قران نظر داد

ان شاء الله ثابت مي كنيم كه قران بتنهائي وبدون رسول الله ومعصومين ضلالت هست و ضلالت يعني انسان با فكر ناقصش نظر بدهد در قران


آقاي السيد الاميني

شما و خانم هستي كه معتقديد با رسول الله و ائمه در ارتباط هستيد و تمام سخنان آنها بدون نقص و كامل در كتابهاي حديث در اختيار شماست و معتقديد كه آنها شما را مي بينند و به ياري شما مي شتابند، چرا از پاسخگويي به پرسش ساده اي كه در پست 8 و 14 پرسيده ام مي گريزيد و قصد داريد مسائلي غيرمربوط به تاپيك خود را مطرح كنيد.

عنوان تاپيك شما اين است:

ائمه از اعمال ما باخبر مي شوند


اما شما وخانم هستي و جناب صبح دوست داريد يراي گريز از پاسخ، موضوع را منحرف كنيد.

پرسش مطرح شده در پُست 8 و 14 را به بيان ديگر مي پرسم:

شهيد زنده است و شاد است و هرگز غمگين نمي شود. اين يك حقيقت قرآني است.

سوال اين است كه اگر به پندار شما، شهدا اعمال ما را به تماشا نشسته اند و از آن آگاهند، لازمه آگاه بودن از اين دنيا غمگين شدن است.

زيرا مثلا پس از شهادت حسين بن علي وقتي كه او يتيمان و اسيران را مي بيند، نمي تواند شاد باشد و چون اتفاقات و فجايع بسياري در جهان اسلام تا كنون پس از عاشورا رخ داده و مي دهد، طبيعتا آن امام حسيني كه شما تصور مي كنيد در رنج و عذاب است زيرا اين وقايع او را مي رنجاند و موجبات شادي او را فراهم نمي آورد و اين امربا آيه 170 آل عمران در تضاد است. حالا از بزرگترهايتان بپرسيد كه چگونه اين تضاد قابل توجيه است؟


اما من مي گويم حسين بن علي شاد است و هرگز غمگين نيست ونمي شود زيرا نزد پروردگارش روزي داده مي شود. او پس از شهادتش از اين جهان بي خبر است و نمي داند كه اكنون افرادي او را شريك خدا قرار داده اند و چيزهايي درباره اش مي گويند كه اگر زنده بود و مي شنيد از خوف الهي بيهوش مي گرديد و در روز قيامت از اينكه انسانهاي زيادي او را شريك خدا پنداشته اند، شگفت زده مي شود.

nikmanesh
Wednesday 16 April 2008, 05:26PM
شما میتونید زحمت نکشید برادر السید الأمینی


ساده ترین و واضحترین جوابی که ایشان در مقابل آن هیچ ندارند که بگویند ... در خود قرآن است ،

چه ننگی بیشتر برای شخصیت یک عقیده ، که وکیلش بر علیهش باشد ...






یا این آیه شریفه... که آنان را کافر می داند :
جزء 6 سوره النساء آيه 150
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً
كسانى كه خدا و پيامبرانِ او را انكار مى‏كنند، و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مى‏گويند: (به بعضى ايمان مى‏آوريم‏، و بعضى را انكار مى كنيم‏) و مى‏خواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند...

جزء 6 سوره النساء آيه 151
أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا
آنها كافران حقيقى‏اند؛ و براى كافران‏، مجازات خواركننده‏اى فراهم ساخته‏ايم‏.

آری ... اینچنین است ... به همین سادگی ، به همین خوشمزگی ... تصور نمی کنم مسلمین در مقابل این افراد پاسخی گیرا تر از این داشته باشند .

جناب صبح،
از اينكه با حضور خود موجبات خوشمزگي محفل را فراهم نموديد سپاسگزارم.

گويا عادت پيروان حديث در خواندن قرآن اين است كه آيات را جسته گريخته بيرون بكشند تا بتوانند قرآن را مورد سوء استفاده قرار دهند.

پيروان حديث هميشه براي توجيه توسل به مردگان وزيارت قبر، آيه 169 آل عمران را شاهد مي آورند ولي آيه 170 را كتمان مي كنند.

جناب صبح نيز فقط دو آيه 150و 151 سوره نساء را شاهد مي آورد و آيه 152 را كتمان مي كند. اين تردستي تكراري شما قبلا پاسخ داده شده و هويدا گرديده، در اينجا پست مربوط درج مي گردد:

http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=167951&postcount=24 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=167951&postcount=24)

جناب صبح، براي دومين بار شما آيه 152سوره نساء را كتمان كرده ايد، تا معاني آيات را دگرگون سازيد آيا از اينكه آيه 159 سوره بقره شامل شما شود نمي هراسيد؟


إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿159﴾


كسانى كه نشانه‏هاى روشن و رهنمودى را كه فرو فرستاده‏ايم بعد از آنكه آن را براى مردم در كتاب توضيح داده‏ايم نهفته مى‏دارند آنان را خدا لعنت مى‏كند و لعنت‏كنندگان لعنتشان مى‏كنند

صبح
Wednesday 16 April 2008, 06:38PM
چیزی عوض نشد ... ;)

این جواب نشد ... قرآن می گوید کسانی که بین خدا و پیامبر (فرق) قائلند ... ( نه میان خود پیامبران ) ... منافق و کافرند ...
اینکه شما بیائید و بگوئید میان پیامبران فرقی قائل نیستیم ...
استئصال شما را در پاسخ به وکیلتان اثبات می کند
ثابت می کند ، شما حتی تابع قرآن هم نیستید ...
و در عمل به قرآن جز شعار چیزی ندارید ...
و دروغ می گوئید ...
چرا اطاعت از رسول الله را از قرآن نهفته می دارید می کنید
مگر قرآن نگفته که از رسول الله اطاعت کنید ؟

كسانى كه نشانه‏هاى روشن و رهنمودى را كه فرو فرستاده‏ايم
بعد از آنكه آن را براى مردم در كتاب توضيح داده‏ايم نهفته مى‏دارند
آنان را خدا لعنت مى‏كند و لعنت‏كنندگان لعنتشان مى‏كنند هنگامی که گفته می شود :
اطیعو الله و اطیعوا الرسول ...

و حدیث رسول الله با تحقیق و دانش در اختیار ماست ...

شما انکار می کنید ...
و از عمل به دستور رسول الله _که برای ما حجت است صحیح است _ باز میدارید
این نفاق است
این دشمنی با سبیل الله
و دشمنی با رسول الله است

شما نه مسلمانید .... که تابع دستور العملهای ضد اسلامی خود هستید

قرآن است که به وضوح ، مکتب جعلی شما را به تمسخر می گیرد

شما به صحرای کفر خود زدید ،
از شما سوال شده است چرا از مراجعه به پیامبر باز میدارید
جواب می دهید ، میان پیامبران فرقی قائل نیستیم ...



وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا
و هنگامى كه به آنها گفته شود: (به سوى آنچه خداوند نازل كرده‏، و به سوى پيامبر بياييد)،
منافقان را مى‏بينى كه ، از تو (پیامبر) به سختی اعراض مى‏كنند!

جناب نیک منش
قصد گروهک شما از بازداری ملت ، از مراجعه به رسول الله چیست ؟
چرا ملت را از مراجعه به سنت رسول الله باز میدارید ؟
یا طور دیگری بگویم ...

چرا نمی گذارید به فرامین رسول الله مراجعه شود ...
قرآن گفته رسول الله اطاعت شود... بارها و بارها ...
چرا گفتار رسول الله را ترک کرده اید ؟
آیا با این کار جز کفر و نفاق خود چیزی را ثابت کرده اید ؟

...
اگر مشکل استدراک دارید ...
جور دیگر بگویم ...
جناب نیک منش ...

چرا سد راه مراجعه مردم به رسول الله می شوید ؟

یا

لماذا تصدون المسلمین فی مراجعة سنن رسول الله ؟

یا

Why you prevent people from hearing to prophet's instructions ...


WHO ARE YOU ?
شما کیستید ؟
من أنتم ؟

شاید درک کنند ... درک کنندگان ! :D



اللهم العن أول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
و آخر تابع له علی ذلک

zxcv
Wednesday 16 April 2008, 07:58PM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

إِن تَدْعُوهُمْ لاَ يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلاَ يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ
اگر آنها را صدا بزنيد صداي شما را نميشنوند و اگر بشنوند جوابتان را نميدهند و روز قيامت منكر شرک شما ميشوند و هيچكس مثل خداي آگاه تو را خبردار نميكند.

آیا بعد از این آیه دیگر حرفی برای گفتن دارند؟!

السيد الاميني
Wednesday 16 April 2008, 11:22PM
جناب سيد الاميني

لطف كنيد در سلسله بحثهاي بر اساس احاديث قضاوت و نتيجه گيري نكنيد و فقط از قرآن دليل بياوريد كه در كجا خدا قدرت خويش را با چند انسان به شراكت گذاشته؟



اقاى نيك منش عرض كردم عجله نكنيد و خيلي واضح است كه از علوم قراني خيلي دوريد

لذا تقاضا هست سوال كنيد نه اين كه نظر بدهيد

بفرمائيد كجا من كفتم كه خداوند قدرت خويش را به غير خودش تقسيم كرده؟

خواهش طول ندهيد فقط به خود سوال جواب بدهيد

تا بعد ببينم ايا قدرت ذاتي و عرضي را مي دانيد يعني جه و ايا اقسام شرك را مي توانيد بفرمائيد

فقط الان بفرمائيد كجا كفتم خداوند قدرت خدا را با غيرش تقسيم كرده؟

zxcv
Thursday 17 April 2008, 12:40AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَكُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ


قرآن هر مخلوقي را پس از مرگ از دنيا بي خبر دانسته است، و هيچ فرقی هم بین انبياء و اولياء و دیگران نگذاشته است, چنانچه میفرمايد:

وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ(20/النحل)
و كساني را كه غير از خدا به دعا مي خوانند, آنان چيزي نمي آفرينند و خودشان مخلوقند
أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ(21/النحل)
مردگانی فاقد حيات بوده و نمي دانند كه چه وقت برانگيخته مي شوند».

مسلم است كه انبياء و اولياء نيز مشمول اين آيات هستند، زيرا چيزي نميآفرينند و خودشان هم آفريده شده می باشند قران در تائید این موضوع می فرماید ؛

أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى‏ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى‏ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى‏ يُحْيِيْ هذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِاْئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَبِثْتَ مِاْئَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى‏ طَعَامَكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى‏ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ(259/البقره)

داستان از این قرار است که یکی از پیامبرانی که از روستايي می گذشت و ديد که آن روستا به كلي ويران شده و سقف و ديوارهاي آن فرو ريخته و كسي در آن نيست, با خود گفت چگونه خدا اهل اين روستا را پس از مرگشان زنده ميكند؟ خداي تعالي در همان حال او را قبض روح كرد و ميراند و سپس بعد از صد سال او را زنده كرد و به او خطاب نمود ؛ كه چه مدت در اين محل مانده‌اي؟
او گفت: يك روز و يا قسمتي از روز, خطاب رسيد كه تو صد سال در اينجا مانده‌اي, پس نگاه كن به خوردني و آشاميدني خود كه به قدرت خدا تغييري نكرده, و نگاه كن به الاغت كه خاك شده و اجزاي آن متفرق گشته , بايد تو را براي مردم آيه و نشانه‌اى قرار دهيم, نگاه كن به استخوانهاي الاغت كه چگونه آنها را جمع كرده و آنها را با گوشت مي‌پوشانيم, و چون از حقيقت آگاه شد گفت: دانستم كه خدا توانايي انجام هر كاري را دارد».

حال وقتي می بینیم كه پيغمبر الهي هم وقتی می میرد از اطراف خود هم اطلاعی ندارد و حتی از بدن خود و مدت ماندن خود درروي زمين خبر ندارد, چگونه انتظار داریم که از احوال ديگران باخبر باشد ؟ حضرت يعقوب ؛از احوال فرزندش حضرت يوسف ؛ خبر نداشت و مدتها در اندوهي عميق بسر مي‌برد! و حضرت نوح ؛ وقتي از پيروانش بدگویی شد و از او خواستند كه آنها را از خود براند, پاسخ داد:

قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ(112/الشعراء)
نمي دانم كه آنها چه مي كرده‌اند».

هنگامی که فرشتگان برای عذاب قوم لوط نزد ابراهيم آمدند او آنها را نشناخت و فرمود: سَلاَمٌ قَوْمٌ مُنكَرُونَ سلام بر شما غريبان باد». و همچنین موسي ؛ نمي‌دانست كه برادرش هارون ؛ در گوساله پرستي قومش بي‌تقصير است تا اينكه هارون او را از بي‌گناهي خود مطلع ساخت (الاعراف/150). همچنين آن حضرت متوجه نشد همسفرش ماهي را فراموش كرده و جا گذاشته است (كهف/62) و يا با اينكه يك بار عصايش به مار تبديل شد, ولی نمي‌دانست كه در روز مبارزه, باز هم عصا به اژدها تبديل خواهد شد و ترسيد كه مبادا ساحران در فريب دادن مردم پیروز شوند. (طه/68و67).و حضرت سليمان ؛ تا وقتي كه هدهد از اهل سبا خبر نداد هیچ آگاهی از آنها نداشت. (النمل/22).و اصحاب كهف 309 سال در غاري به خواب رفتند و پس از آنكه بيدار شدند از يكديگر سوال كردند كه چقدر در آنجا بوده اند، هيچ يك از آنها جواب اين سوال را نمي دانست و مي گفتند: (يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ )در صورتی که اصحاب كهف از صالحین بودند.

آيات قرآن بر اينكه رسولان خدا , پس از وفاتشان به كلـي از دنيـا بي‌خبـر مي‌باشنـد و از امـت خـود كاملا بي اطلاع هستند دلالت دارد, لـذا ميفرمايد:

يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُوا لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ(109/المائِدَه)
آن روزكه خدا رسولان خود را جمع كرده و از آنها مي پرسد تا چه اندازه شما را اجابت كردند؟ مي گويند نمي دانيم, بي‌گمان که تو خود داناي غيبهايى».

و باز قران ميفرمايد كه در روز قيامت خداوند به عيسي خطاب می کند كه: يَاعِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ءَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ (سوره المائده آيه 116). مضمون آيه اين است كه: «اي عيسى آيا تو به مردم گفتي كه من و مادرم را به عنوان دو اله (معبود) برگزینيد؟ عيسي ؛ در جواب عرض ميكند: «خدا يا تو منزهي و من حق ندارم چيزي را به ناحق گويم ... من به ايشان چیزی نگفتم مگر آنچه تو مرا به آن امر كردي, به ايشان گفتم خدا را كه پروردگـار مـن و شمـاست عبـادت كنيـد" و سپس عيسى عرض مي‌كند:
وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ(117/المائِدَه)
و من تا وقتي كه ميان ايشان بودم شاهد و ناظرشان بودم, و وقتي كه جان مرا گرفتیاين تو بودي كه مراقب و ناظرشان بودي و تو بر همه چیز نظارت داری».

پس طبق اين آيات روشن ، عيسي و دیگر پیامبران و اولیاء خدا پس از وفاتشان به كلي از مردم و امت خود بي‌خبر بوده ا ند حال چگونه ممكن است كه امام و امامزادهای شما پس از مرگشان از دنیا و پیروانشان باخبر باشد؟! پس كساني كه مردگان را به دعا ميخوانند بر خلاف نص صریح قران عمل کرده اند زيرا قرآن ارتباط متوفیان با این دنیا را به کلی قطع شده می داند

nikmanesh
Thursday 17 April 2008, 09:00AM
WHO ARE YOU ?
شما کیستید ؟
من أنتم ؟






I am a submitter who submitted himself to GOD alone and broke idols like Abraham.

GOD guided me and blessed me. I am here to preach my GOD's words in His last scripture: Quran.

Majority of Muslims left Quran behind themselves and set idols beside GOD. They worship humans and love them like GOD.

GOD's words in Quran are simple, complete, perfect, fully detailed and infallible.

Hadith and Sunna were made by Satan.

Now, do you know me?

nikmanesh
Thursday 17 April 2008, 09:45AM
اقاى نيك منش



فقط الان بفرمائيد كجا كفتم خداوند قدرت خدا را با غيرش تقسيم كرده؟





جناب السيد الاميني،

در پُستهاي 8 و 14 و 20 پرسشهايي مطرح شد كه در اصل فقط يك پرسش است، و آن تضاد عقايد شما با آيه 170 و 171 سوره آل عمران است.

اما شما و همفكرانتان كه مي گوييد به راسخان در علم دسترسي داريد و كتابهاي حديث در اختيار داريد نمي توانيد اين تضاد را توجيه كنيد. جاي خوشوقتي است كه اين امر سبب مي شود تا خوانندگان فهيم در صحت اين عقايد شك كنند و در پي تحقيق در آموخته هاي موروثي خود برآيند.

هنوز هم منتظر پاسخ شما هستيم، اگر پاسخي باشد................


اما در مورد اينكه كجا گفته ايد خدا قدرت خود را با برخي انسانها به اشتراك گذاشته:

واضح است عنوان تاپيك خود را بخوانيد: ائمه از اعمال ما باخبر مي شوند

تعداد كساني كه به اين ائمه معتقدند تقريبا 200،000،000 نفر است.

اين افراد هر روز چند ميليارد كلمه سخن مي گويند، دعاي توسل مي خوانند، به زيارت مي روند، در حال مسافرت به اقصي نقاط جهان هستند و افكار دروني نيز دارند و با همسران خويش نيز خلوت مي كنند و بعضا گناهان آشكار و پنهاني را مرتكب مي گردند

حال شما پس از پاسخ به پرسش قبلي، به اين پرسش نيز پاسخ دهيد كه اگر انسانهايي چه در حال حيات و چه پس از مرگ، از تمام اين ظرائف و دقائق آگاه باشند، آيا اينها در اين آگاهي با خدا شريك نيستند؟

يك مثال: شما به مشهد رفته ايد و در روز ميلاد شخصي كه او را كه امام رضا مي ناميد، همراه با ميليونها نفر در آنجا هستيد، همزمان با شما در ساير كشورهاي ديگر، همكيشان ديگرتان مجالس جشني برگزار مي كنند، آيا علي بن موسي از احوال تمام اين جمعيت چند صد ميليوني آگاه است؟

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 09:56AM
سلام عليكم

ممنون جناب نيك منش

تا حال معلوم شد كه اعتقاد ما به رؤيت رسول الله و معصومين به اعمال يعني اين كه ما قائليم به شرك في قدرة الهي .

اين را بفرمائيد ايا خداوند مي تواند به غيرش قدرت خاصي بدهد كه غير انها ندهد يا نمي تواند؟

سوال دوم : ايا در قران خداوند قدرت خاصي به بعضيها داده يا نه؟

اكر داده به كي داده و جرا داده و و ان قدرت خاصي كه داده به بعضيها اذا قدرت ذاتي است يا عرضي؟

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 10:01AM
جناب السيد الاميني،

.

اما شما و همفكرانتان كه مي گوييد به راسخان در علم دسترسي داريد و كتابهاي حديث در اختيار داريد نمي توانيد اين تضاد را توجيه كنيد. جاي خوشوقتي است كه اين امر سبب مي شود تا خوانندگان فهيم در صحت اين عقايد شك كنند و در پي تحقيق در آموخته هاي موروثي خود برآيند.




جناب نيك منش عجله نكنيد و داد و بيداد راه نندازيد و زود حكم نكنيد

هنوز بايد بفهميم شما ايا به قراني كه بر حضرت محمد صلى الله عليه و اله نازل شد اعتقاد داريد يا به كتاب ديكري و لذا سوالات زيادي است كه بايد روشن شود جقدر در قران محمدي وارد هستيد

منتظر باشيد ان شاء الله همه سوالات جواب داده مي شود

فقط با اختصار و مفيد باشد رد شما
با تشكر

nikmanesh
Thursday 17 April 2008, 06:25PM
جناب نيك منش

تا حال معلوم شد كه اعتقاد ما به رؤيت رسول الله و معصومين به اعمال يعني اين كه ما قائليم به شرك في قدرة الهي .

اين را بفرمائيد ايا خداوند مي تواند به غيرش قدرت خاصي بدهد كه غير انها ندهد يا نمي تواند؟

سوال دوم : ايا در قران خداوند قدرت خاصي به بعضيها داده يا نه؟



درود بر شما،


من در قرآن مدركي نيافتم كه خدا قدرت مورد ادعاي تاپيك شما را به رسول الله داده باشد و يا قدرتهاي ديگر.

ولي عكس مدعاي شما را يافته ام:

برای يك ايرانی كه از در و ديوار كشورش معجزه مي ‌بارد و هر امامزاده ‌ای، حتی مجهول النسب، پيوسته معجزه مي ‌كند از خواندن دقيق قرآن( اگر قرآن را بخواند) به شگفت مي ‌افتد كه اثری از قدرت خارق العاده براي رسول الله- جز معجزه دريافت قرآن- در آن نيست.
شايد بيش از بيست موضع در قرآن ديده مي‌شود كه منكران از رسول الله معجزه خواستند و او در پاسخ فرموده من بشری هستم چون شما و خويشتن را فقط مأمور ابلاغ دانسته و فرموده است من مبشر و منذرم.
روشن‌ترين اين موارد آيه‌های ۹۰ تا ۹۳ سوره اسرا مي باشد:

وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا ﴿90﴾
أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا ﴿91﴾
أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً ﴿92﴾

أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿93﴾


و گفتند تا از زمين چشمه‏اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد (90)
يا [بايد] براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى (91)

يا چنانكه ادعا مى‏كنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر [ما حاضر] آورى (92)
يا براى تو خانه‏اى از طلا[كارى] باشد يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو [هم] اطمينان نخواهيم داشت تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم بگو پاك است پروردگار من آيا [من] جز بشرى فرستاده هستم (93)

در ادامه خدا چنين مي فرمايد:



و [چيزى] مردم را از ايمان آوردن باز نداشت آنگاه كه هدايت برايشان آمد جز اينكه گفتند آيا خدا بشرى را به عنوان رسول مبعوث كرده است (94)

بگو اگر در روى زمين فرشتگانى بودند كه با اطمينان راه مى‏رفتند البته بر آنان [نيز] فرشته‏اى را بعنوان رسول از آسمان نازل مى‏كرديم (95)

عكس ادعاهاي شما در قرآن موجود است. محمّد رسول الله چيزي جز قرآن ارائه نداده و هرگز معجزه اي مانند عيسي و موسي نداشته.
محمّدي كه خدا به ما معرفي مي كند يك انسان معمولي است كه خدا او را برگزيده و به او وحي مي شود. محمّد يك بشر است. غذا مي خورد و در كوچه وبازار راه مي رود. آنقدر معمولي است كه مشركان از اينكه او مي گويد من فرستاده خدا هستم، متعجب مي شوند و او را ديوانه مي نامند.
محمّد زماني كه زنده است از افكار و نيّات دروني اطرافيانش بي خبر است، چگونه پس از مرگش به او و ديگر انسانها چنين نسبتي مي دهيد؟؟؟:
سوره توبه:
وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ ﴿101﴾

و برخى از باديه‏نشينانى كه پيرامون شما هستند منافقند و از ساكنان مدينه [نيز عده‏اى] بر نفاق خو گرفته‏اند

تو آنان را نمى‏شناسى

ما آنان را مى‏شناسيم به زودى آنان را دو بار عذاب مى‏كنيم سپس به عذابى بزرگ بازگردانيده مى‏شوند


اگر شما در قرآن چيزي يافته ايد كه مدعاي تاپيك شما را اثبات كند پس:

هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 10:20PM
درود بر شما،


من در قرآن مدركي نيافتم كه خدا قدرت مورد ادعاي تاپيك شما را به رسول الله داده باشد و يا قدرتهاي ديگر.

ولي عكس مدعاي شما را يافته ام:

برای
عكس ادعاهاي شما در قرآن موجود است. محمّد رسول الله چيزي جز قرآن ارائه نداده و هرگز معجزه اي مانند عيسي و موسي نداشته.
محمّدي كه خدا به ما معرفي مي كند يك انسان معمولي است كه خدا او را برگزيده و به او وحي مي شود. محمّد يك بشر است. غذا مي خورد و در كوچه وبازار راه مي رود. آنقدر معمولي است كه مشركان از اينكه او مي گويد من فرستاده خدا هستم، متعجب مي شوند و او را ديوانه مي نامند.
محمّد زماني كه زنده است از افكار و نيّات دروني اطرافيانش بي خبر است، چگونه پس از مرگش به

سلام عليكم

عرض كردم خيلي عجله نكيند در مورد قران و رسول اسلام

تا حالا شما بخيالتان ثابت كرديد ما شريك قائل هستيم در قدرة الهي
و قائل هستيد كه رسول الله يك انسان معمولي است

--
حالا بفرمائيد رسول اسلام افضل است يا عيسى مسيح و بقيه انبياء؟

فقط در مورد سوال جواب بدهيد طول ندهيد

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 10:48PM
سلام عليكم

اقاى نيك منش باور كنيد بنده افكار شماها و بزركتر شماها را بهتر از شما مي شناسم

و لذا بدانيد و جاى شكي نيست كه نه خدا قران را شناختيد و نه رسول قران را و نه خود قران را

بلكه بعضي از منحرفين كمي از شنيدنيهاى خودشون را به شما داند و شما هم مع الاسف نرفتيد خوب تحقيق كنيد و لذا نصحيت من اين است كه اكر بخواهي قران را بشناسي اول بفرما رسول قران را بشناس در قران .

اقاى محترم جاى شكي نيست كه رسوا اسلام از جميع انبياء و رسل افضل است

و عيسى مسيح جاى شكي نيست كه در خود قران قدرتي كه خداوند به او داد بيان مي كند -- اني اخلق من الطين .....

اقاى محترم قدرت عيسى و انبياء قدرت ذاتي و مستقلشان نيست بلكه قدرت خاصي است كه خداوند به انبياءش داده

قدرت ذاتي و مستقل لله است و مختص او و قادر كردن خداوند غير خودش را بمعنى شريك كرفتن نيست كمي تامل كنيد

اقاى محترم عيسى مسيح قدرت الهي دارد نه اين كه شريك خدا است در قدرتش جونمعني ندارن شركت قدرت ذاتي و قدرت عرضي

اقاى عزيز عيسى مسيح اكر شفاء مي دهد برص را كه قران خبر مي دهد بمعني شرك در قدرت خدا نيست بلكه اظهار قدرت الهي است و لذا قدرت او بر مي كردد به خداوند

و ما اكر معتقديم كه انبياء و معصومين قدرت دارند بهاين معنى است نه بمعني شركت در قدرت ذاتي خداوند.

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 10:54PM
سلام عليكم

اقاى نيك منش بايد كمي از جمال و كمال رسول اسلام از قرا براتون بيان كنيم تا معلوم شود جقدر از عظمت رسول اسلام نزد خداوند غافل هستيد

اقاى محترم اكر يك طفلي از شما سوال كند اكر رسول اسلام يك بشر عادي است كه به او وحى شده جرا خداوند او را معصوم قرار داده است در قران جه جوابي داريد؟

-- لذا كمي دقت كنيد و حرفهاى بعضي اطفال را كوش نكنيد


قرآن تجلي خداوند است با تمام اسماء و صفات (1) و در عظمت و والائي رسول خدا (ص) همان بس كه قلب قدسي شان چنين كتابي را در خود نشانده است . قلبي به عظمت هستي و در اوج طهارت و قداست كه توانسته است اين كتاب را مساس كند ، چون خود قرآن فرمود :
جز پاكان آن را نمي يابند « انه لقرآن كريم في كتاب مكنون لا يمسه الا المطهرون » (2)
ترجمه : « اين قرآني است كه گرامي و ارجمند ، در كتابي پوشيده و نگاه داشته ، كه جز پاك شدگان و پاكيزگان به آن دست نمي رسانند » و تنها قلب ملكوتي اوست كه آن را تلقي كرده است .
« نزل به الروح الامين علي قلبك لتكون من المنذرين » (3)
ترجمه : « قرآن را جبرئيل بر قلب تو فرود آورد ، فرستاديم تا ( براي جهانيان ) هشدار دهنده باشي » قلبي كه ميهماندار فرشتگان گرديده و با مقام عصمت و نورانيتش ، سنخيت يافته اند .
ترسيم قرآن از جمال حضرت (ص) از يك سو زيبا و دلرباست و از سوي ديگر در اوج عظمت و شكوه به گونه اي كه انسان را خيره كرده و سپس او را به خضوع فرا مي خواند .
ترسيمي حكيمانه و از سر صدق نه بي مبنا و گزاف گونه « چون قرآن كتابي است حكيم و استوار » « يس و القرآن الحكيم »
ترسيمي جاودانه و مصون از هر نوع تحريف و تغيير « چون خود قرآن جاودانه و مصون است » ترسيمي از آينة جمال پروردگار كه چنين گوهر تابناكي را آفريد و بدون واسطه او را پروراند .
و ترسيمي از ...
نگاه به جمال قدسي حضرت محمد (ص) از اين آينه بالاتر از آن است كه در تصويرگريهاي خام نگارنده بنشيند .
افزون بر آن حجم نوشتار و كمي وقت هم اجازه نمي دهد تا دست كم از تراوشات انديشه هاي فرزانگان و نكته پردازيهاي حكيمان و مفسران قرآن در اين زمينه بهره جوئيم ، بدينسان ناچاريم به برخي از آيات « در حد فهرست كوتاه » بسنده كنيم ، اميد است اين عذر تقصيري باشد به پيشگاه ملكوتي رحمه للعالمين « و ما أرسلناك إلا رحمه للعالمين » (4)
1 – اشاره است به كلام اميرالمؤمنين در نهج البلاغه خطبه 147 « فتجلي سبحانه في كتاب »
2 – سوره الواقعه – آيه 77
3 – شعراء آيه 194
4 – انبياء – آيه 107

--

اين شخص يك انسان عادي است يا انسان معصوم متصل به منطق وحى و قادر از طرف خداوند؟

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 11:00PM
سلام عليكم

اقا نيك منش بيايد كمي رسول اسلام را در قران بشناسيد نا نفهميده ايشان را يك انسان عادي و معمولي قلمداد نكنيد

محمد مصطفي (ص) در چه مقام و منزلتي است كه خداوند به جان او سوگند خورده است ؟ « لعمرك انهم لفي سكرتهم يعمهون » (1)
ترجمه : « به جان تو قسم ، آنان در مستي خود حيران و سرگردانند »
او در چه بلندائي است كه حرمت مكه به وجود مقدس اوست .
« لا اقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد » (2)
ترجمه : « من به اين شهر سوگند نمي خورم و حال آنكه تو در اين شهر سكونت داري » او چه عزيزي است نزد پروردگار خود كه افزون بر آن رحمت عامه جهان شمولي و جاودانه اش ، تا در قيد حيات بودند خداوند به بركت وجودشان امت را از عذاب ايمني بخشيد .
« و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم و ... » (3)
ترجمه : « خداوند آنان را تا مادامي كه در بين آنها هستي عذاب نمي كند و ... »
او چه آبرومندي است كه خداوند به بركت دعاهاي او از لغزشهاي امت در مي گذرد « ... و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله و استغفرلهم الرسول لوجدوالله توابا رحيما » (4)
ترجمه : « اگر آنان كه بر خود ستم روا داشتند ، نزد تو آيند و از خدا طلب بخشش كنند و پيامبر اكرم (ص) هم براي آنان درخواست بخشش نمايد ، خداوند را توبه پذير و مهربان مي يابند »
ايشان را چه نفسي ملكوتي است صلواتشان براي مومنان ، مايه تسكين دل خواهد بود .
« ... وصل عليهم ان صلواتك سكن لهم » (5)
ترجمه : « بر ايشان صلوات فرست كه به درود تو مايه تسكين آنان است » ايشان چه مقام و شخصيتي دارند كه حفظ حرمتشان نشانه ايمان دل و بي احترامي به ايشان « حتي » در صدا زدن و سخن بلند كردن در محضرشان موجب حبط و نابودي اعمال نيك است .
« يا ايها الذين امنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي و لا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض ان تحبط اعمالكم و انتم لاتشعرون ، ان الذين يغضون اصواتهم عند رسول الله اولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوي لهم مغفره و اجر عظيم » (6)
ترجمه : « اي اهل ايمان صدايتان را بالاتر از صداي پيغمبر بلند نكنيد كه اعمال نيكتان محو و باطل شود و شما فهم نكنيد آنان كه نزد رسول خدا به صداي آرام و آهسته سخن بگويند آنان را در حقيقت خدا دلهايشان را براي مقام رفيع تقوي آزموده و آمرزش و اجر عظيم نصيب فرموده است . »
اگر خداوند « يكي از » علل غائي آفرينش را آزمون بندگانش قرار داد تا مشخص شود كدام يك نيكوترين عمل را نمايش مي گذارند .
« الذي خلق الموت و الحيوه ليبلوكم ايكم احسن عملا و هو العزيز الغفور »
ترجمه : « (7) خدايي كه مرگ و زندگي آفريد تا شما بندگان را بيازمايد كه كدام يك عملش نيكوتر است و او خدائي مقتدر و آمرزنده است »
و از سوي ديگر مصداق اتم « احسن عمل » در آيه شريفه نيز همان كسي است كه خود قرآن او را معرفي كرده يعني همان شخصيت عظيمي كه بر بلنداي « خلق عظيم » ايستاده است پس هستي به خاطر وجود او آفريده شده و او هم كسي جز حضرت ختمي مرتبت (ص) بنده شايسته و رسول جهاني او نيست ، آري اگر نبود آفرينش نمي بود « لولاك ما خلقت الافلاك »
1 – حجر – آيه 72
2 – بلد – آيه 1 – 2
3 – انفال – آيه 33
4 – نساء – آيه 64
5 – توبه – آيه 64
6 – حجرات – آيه 2
7 – ملك – آيه 2


---

ايا اين شخص يك انسان عادي و معمولي است؟

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 11:04PM
جقدر رسول اسلام را در قران شناختيد اقاى نيك منش؟

« و انك لعلي خلق عظيم ... » (1)
« هر آينه تويي بر خوئي بس بزرگ »
سوره قلم را بگشاييد ، مطلع سوره چنين است : « ن و القلم و ما يسطرون » « سوگند به قلم و هر آنچه كه مي نويسد » و سپس آيات چنين ادامه مي يابند : « تو به فضل – و نعمت پروردگارت ديوانه نيستي » « و البته تو را پاداشي بي پايان است » و در حقيقت توئي بر خصلتي بس بزرگ »
در برابر اين ستايش كه بمثابه تابلويي است بر تمام فضائل و مكارم الهي آن حضرت (ص) چه احساسي خواهيد داشت ؟
« خلق عظيم » يعني : منزه از همه نقصها و كاستي ها .
« خلق عظيم » يعني : در بردارنده همه كمالات و فضيلتها .
« خلق عظيم » يعني : عاليترين نشانه تخلق به اخلاق الله .
« خلق عظيم » يعني : ...
به نظر شما آيا مي توان چنين بلندايي را تصور كرد تا چه رسد آن را بيان نمود يا به نگارش آورد ؟ و تنها مي توان گفت چون ايشان براي اتمام مكارم اخلاق مبعوث شده اند خود در آن ، نمونه اعلاي مكارم اخلاق بوده اند .
آيات ديگر قرآن كه به اوصاف والاي حضرت اشاره مي كنند به منزله شرحي است بر اين متن ، شرحي كه تنها از قرآن ساخته است و بس .
بطور نمونه اين آيه كريمه را ملاحظه كنيد :
« لقد جاءكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رؤف رحيم » (2)
ترجمه : « همانا شما را پيامبري از خودتان آمد كه به رنج افتادنتان بر او گران و دشوار است به « هدايت » شما دلبسته است و به مومنان دلسوز و مهربان است . »
بر وجود اقدس حضرت (ص) بسيار دشوار و گران مي نمود كه ياران ايماني شان به رنج و سختي دچار شوند و اين به خاطر رأفت و رحمتي « بي حد » بود كه نسبت به آنان احساس مي كردند و در عين حال « حريص عليكم » دلبسته به هدايت و رشد مومنان ، و اين تجلي صفات جمال الهي است در قلب ملكوتي سرور كائنات و پرتوي از آن رحمت جهاني كه حضرتش را براي آن فرستاده اند « و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين » تنها در چند آيه ديگر به فهرستي از مكارم اخلاق آن بزرگوار بنگريد :
محمد مصطفي – عليه الاف تحيه و الثناء – آخرين فرستاده خداست ، قلب مباركش « رؤف و نرم » چهره زيبايش « گشاده رو » در گذرنده از لغزشهاي مومنان » (3) « مشاور آنان » « گوش سپار نيك » « درخواست كننده آمرزش و بخشش از خدا براي مومنان » « زاهدي (4) بي مانند » « اولين عابد و در عبادت خستگي ناپذير » « بر راه مستقيم هدايت و شاخص آن » (5) « پايدار در رسالت و دعوت » (6) « موحدي بي مانند در تمام زوايا ، نماز و عبادت مرگ و زندگي » (7) « كسي كه جز به وحي زبان مبارك نمي گشايد » (8) و ... تا به اوج شايستگي و كمال و بدانجا كه مهر الگو و سرمشقي همه راهيان حق و حقيقت به نام اوست :
« لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر و ذكر الله كثيرا » (9)
ترجمه : « همانا شما را در « خصلت ها و روش » پيامبر خدا نمونه و سرمشق نيكو و پسنديده اي است براي كسي كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و ذكر خدا را بسيار زياد كند »
1 – قلم – آيه 4
2 – توبه – آيه 128
3 – عن رسول (ص ) « بعثت لاتمم مكارم الاخلاق
4 – نساء – آيه 64
5 – برگرفته از آيات « 95 آل عمران » « 61 توبه » « طه 131 » « طه 102 »
6 - « ... وادع الي ربك انك لعلي هدي مستقيم » حج – آيه 67 و « ما اتبكم الرسول فخذوه و مانهيكم عنه فانتهوا » حشر – آيه 7
7 - « فاصبركما صبر اوالعزم من الرسول ... » احقاق – 35
8 – نجم – آيه 3
9 – احزاب - ‎آيه 21


---
ايا اين شخص انسان معمولي است؟

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 11:09PM
همه انحرافات در نشناختن رسول اسلام است


الف – مقام صالحان
قل ان ولي الله الذي نزل الكتاب و هو يتولي الصالحين » (1)
ظاهر آيه آنست كه پيامبر خدا (ص به مقام رفيع « صالحان » بازيافته اند .
مقامي بس ارجمند و والا به گونه اي كه ابراهيم خليل (ع ) با آنكه نبي ، رسول ، خليل و امام بوده اند با وجود اين درخواست ايشان براي ملحق شدن به صالحان است و خداوند به ابراهيم وعده چنين الحاقي را در قيامت داده است يعني پيوستن به محمد (ص) و « آل اطهر او » آن هم در قيامت نه در دنيا .
« و اتيناه في الدنيا حسنه و انه في الاخره لمن الصالحين » (2)
ترجمه : « در دنيا به ابراهيم حسنه داديم و او در آخرت از صالحين خواهد بود »
1 – اعراف – آيه 196
2 – نحل – آيه 122
ب – مقام ولايت
ولايتي كه اولياء خدا دارند و در راس همه آنان رسول اكرم (ص) از آن برخوردارند ولايتي است كه آن را مظهر ولايت خداوندي خوانند يعني ولايت تشريعي و يا تكويني هر ولي اي در حقيقت مظهر ولايت حق است .
دسته اي از آيات از ولايت تشريعي رسول خدا (ص) خبر مي دهد ولايت در تبيين معارف (1) ، ولايت در تبليغ و دعوت به دين (2) ، تربيت امت انجام حكومت (3) ، اجراي داوري و قضاوت را از شئون و مناصب رسالت ايشان مي شناسد مانند آيه كريمه :
« النبي اولي بالمومنين من انفسهم ... » (4)
ترجمه : « پيامبر اولي تر به مؤمنان است از خود آنها »
اين الويت كه به طور مطلق ذكر شده تدبير همه امور مومنان را شامل مي شود .
1 – نمل – آيه 44
2 – مائده – آيه 67
3 – مائده – آيه 55
4 – احزاب آيه 6 – ترجمه الهي قمشه اي
پ – مقام اصطفاء « گزينش از ميان بندگان »
« اصطفاء » به معناي بر گرفتن ناب هر چيز جدا كردن آن از غيرش مي باشد و اين معنا به حسب مقامات كمال ، بر مقامي اطلاق مي شود كه عبد در بندگي و سر سپردگي ناب و خالص شود يعني بنده در اين مقام خود را براي خدا ناب و خالص كرده و خداوند هم او را براي خود ، گزينش كرده است . قرآن مي فرمايد :
« قل الحمدالله و سلام علي عباده الذين اصطفي الله خير اما يشركون » (1)
ترجمه : « بگو ستايش مخصوص خداست و سلام خاص بر بندگان برگزيده او باد ، آيا خداوند را پرستشي سزاوارتر است يا شريكاني كه براي او گرفته ايد »
سلامي كه خدا بر بندگان برگزيده اش مي فرستد از زبان پاك رسول خدا (ص) ابلاغ مي شود كه در واقع سلامي است بر خود و بر همه آنان و درسي به مؤمنان كه چنين مي گويند :
سلام بر بندگان برگزيده خدا بويژه محمد (ص) حبيب و بنده او
1 – نمل – آيه 59
ت – مقام رسالت :
« محمد رسول الله و الذين آمنوا معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم ... » (1)
ترجمه : « محمد فرستاده خداست و مومنان با او بر كافران سخت دل ، و بر يكديگر مشفق و مهربانند »
آيات متعددي در قرآن از رسالت ختمي مرتبت گزارش داده رسالتي جهاني و مدام تا قيامت و هيچ پيامبري رسالتش چنين گسترده و ابدي نبوده است .
1 – فتح – آيه 29
ث – مقام شهادت :
« فكيف إذا جئنا من كل امه بشهيد و جئنا بك علي هؤلاء شهيدا » (1)
ترجمه : « چگونه است آنگاه كه از هر طايفه اي گواهي آورديم و ترا بر اين امت گواه خواهيم »
هر امتي را در قيامت شهيدي است كه گواه آنان خواهد بود و رسول مكرم اسلام (ص) شهيدي بر اين امت ، ولي برخي از مفسران از اين آيه چنين استنباط كرده اند كه مقام شهادت حضرت بسي والاست به گونه اي كه ايشان :
« شهيد شهدا است يعني شهادت همه انبياء به گواهي اوست « و جئنا بك علي هولاء شهيدا »
و در سوره « البروج » به شاهد و مشهود سوگند ياد كرد « و شاهد و مشهود » (2) تا عظمت و اهميت والاي آنرا بيان فرمايد .
مقامات ديگري نيز براي حضرت در قرآن مطرح است كه به دليل اختصار از آنها صرفنظر مي شود مانند :
مقام بندگي حضرت « آن هم با لطافتهايي كه قرآن در ترسيم آنها دارد ، مثلاً عبد را به ضمير اضافه كرده است و فرموده « عبدنا » بندة ما (3) تا درجه اكمل و اتم بندگي حضرت را نشان دهد . »
1 – نساء – آيه 41
2 – بروج – آيه 3
3 – بقره – آيه 22

---

كسي رسول اسلام را فردي معمولي بداند نه خدا را شناخته و نه قران را و نه رسول اسلام را

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 11:13PM
اقاى نيك منش كمي منصف باشيد

پيامبر خدا (ص) در قوس صعود واسطه فيض اند و هم در قوس نزول از « فيض وحي » ، « فيض هدايت » گرفته تا « وساطت ملك و ملكوت » ، « محب و محبوب » « شفاعت » قلب نوراني ايشان وحي را تلقي مي كند آن هم از منبع آن قلبي كه مي تواند با ‌آن ارتباط برقرار كند . « و انك لتلقي القرآن من لدن حكيم عليم » (1) و سپس هدايت نفوس را به عهده مي گيرد و تا به سر منزل مقصود بار يابند و اين هدايت نه تنها ارائه طريق است كه از شئون رسالت مي باشد .
« انك لتهدي الي صراط مستقيم » (2)
ترجمه : « همانا تو خلق را هدايت خواهي كرد براه راست
بلكه ايصال الي المطلوب نيز مي باشد كه با تصرف تكويني در دلهاي آماده بوقوع مي پيوندد « هدايت بامر » و اين تنها از ولي خدا ساخته است :
« و جعلنا منهم أئمه يهدون بامرنا لما صبروا و كانوا باياتنا يوقنون » (3)
ترجمه : « و برخي از آنان را امام و پيشواياني كه خلق را به امر ما هدايت كنند قرار دادم براي آنكه در راه حق صبري كردند و در آيات ما به مقام يقين رسيدند . »
و حضرت رسول اكرم (ص) در مقام امامت و ولايت از چنين قوه رباني و تصرفي ملكوتي برخوردارند و از همين روي ايشان واسطه بين ملك و ملكوت اند و اين وساطت به لحاظه قصور در ناحيه فياض مطلق نيست بلكه بلحاظ بعد و قصور در جانب ممكنات مي باشد .
هر بنده اي كه به مقام « محب » راه يافت و خدا به دوستي گرفت براي ارتقاي مقام تا بدانجا كه « محبوب » خدا شود « ملاحظه كنيد بنده به جائي مي رسد كه محبوب خالقش مي گردد » تنها يك راه دارد و آن پيروي از رسول خدا (ص) و ورود به آستان اوست كه در عمل شخص تبلور مي كند و غفران الهي را هم بدنبال خود مي آورد ، قرآن مي فرمايد :
« قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله و يغفر لكم ذنوبكم و الله غفور رحيم » (4)
ترجمه : « بگو اگر خدا را دوست داريد پيرو من باشيد تا خدا شما را دوست بدارد « محبوب خدا شويد » و گناهانتان را بيامرزد كه خدا آمرزنده مهربان است »

« شفاعت » حضرت باز فيض ديگري است از وجود پر بركت و ملكوتي ايشان .
هر چند در عرف متدينين شفاعت بمعناي واسطه گري براي نجات گناهكاران در قيامت است .
اما نه اختصاص به عاصيان دارد و نه منحصر در قيامت است چرا كه گسترة شفاعتگري در همه مراتب كمال بروز دارد لكن باندازه نورانيت و طهارت قدسي شفيع و زمينه مساعد براي جذب از جانب مشفوع له « كسي كه براي او شفاعت مي شود » ، اما ما در اين جا به شفاعت حضرت در روز جزا اشاره خواهيم كرد ، شفاعتي مأذون و پذيرفته شده از جانب رب العالمين .
قرآن مي فرمايد : كساني مالك « مقام » شفاعتند كه « شهيد » باشند « شهيد در اينجا ، شهادت اعمال است نه مقتول در معركه جنگ »
« و لا يملك الذين يدعون من دونه الشفاعه الا من شهيد بالحق » (5)
و شهيد و شاهد بر اعمال مقربان خواهند بود .
« و ما ادريك ما عليون كتاب مرقوم يهشده المقربون » (6)
ترجمه : « و تو چگونه بر حقيقت عليين آگاه تواني شد . كتابيست نوشته شده و مقربان درگاه حق به مشاهده آن مقام نائل شوند . »
اين كريمه از شهادت مقربان بر علييون كه امر مكتوب و محتومي است خبر مي دهد چه كسي مقرب تر از رسول اكرم (ص) پس او شهيد است ، « كه قبلاً هم درباره مقام شهادت ايشان بحث شد » و در عاليترين مرتبه شهيدان ، پس مالك شفاعتند آن هم در پهنه اي بسيار وسيع ، در خور مقام قدسي و نورانيت و طهارت ايشان و هيچكس در مرتبه ايشان نخواهد بود .
« خداوندا قبول فرما و شفاعت حضرت را نصيبمان بفرما » - آمين رب العالمين –
1 – نمل – آيه 6
2 – شوري – آيه 52
3 – سجده – 24
4 – آل عمران – 31
5 – زخرف – آيه 86
6 – مطففين – آيه 19 الي 21

---

ايا واسطه فيض الهي شخص معمولي است يا انساني معصوم و صاحب قدرت الهي كه خداوند به او داده؟

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 11:20PM
اقاى نيك منش با دقت ان جه نوشتيم بخوانيد

اقاى محترم باور كنيد افكاري را طرح مي كنيد كه اطفال قبول نمي كنند

مثلا عدم اعجاز براي رسول اسلام :)

اقاى عزيز خود قران معجزه رسول اسلام است :)

السيد الاميني
Thursday 17 April 2008, 11:45PM
ممنون از احمد عزيز

هستي
Friday 18 April 2008, 07:38AM
جناب نیک منش
علاوه بر نقش پیامبر در برداشت از قران توجه به کل قران هم مهم است.
من چند بار تفسیر ایه را از شما پرسیدم.اما شما به گمان اینکه فقط امتحان شماست از پاسخ طفره رفتید در حالیکه تفسیر این ایه جواب سوالات شما ست که ائمه
می بینند ونمی بینند وغیره
اما ان ایه:
الذين يحملون العرش ومن حوله يسبحون بحمد ربه ويومنون به ويستغفرون للذين امنوا- ایه7 سوره مومن
انان كه عرش را حمل مي كنند وانان كه بر گرد ان هستند به ستايش پروردگارشان تسبيح مي كويند وبه او ايمان دارند و از او براي مومنان امرزش مي خواهند

منظور از الذين چه كساني هستند؟

در ايه 7 سوره مومن حاملان عرش با وصف فعل مضارع يومنون به امده است كه نمي توانند ملائكه باشند چون ايمان اوردن اختيار هم مي خواهد.
علامه حسيني تهراني در مورد معناي عرش نوشته اند كه عرش خدا ملكوت اوست.
با توجه به اين معنا پس كساني مي توانند با اگاهي از ملكوت جزء حاملان ان باشند مانند حضرت ابراهيم که خداوند ملکوت اسمانها وزمین را به او نشان داد.
__________________
ايه75 سوره مومن:
وتري الملائكه حافين من حول العرش يسبحون بحمد ربهم
در اين ايه درمورد فرشتگان امده كه به دور عرش خداوند حلقه زده وبا
ستايش پروردگارشان را تسبيح مي گويند.
وبا ايه“ يحملون العرش“ متفاوت است.
ودر ایه 17 سوره حاقه امده است
والملک علی ارجائها ویحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمانیه
وانان که در ان روز عرش پروردگار را حمل می کنند هشت نفر هستند.(برای این هشت تا به روایات مراجعه کنید)
پس حمل كنندگان عرش علاوه بر ملائكه انبياء هم هستند .وكسان ديگري كه بعد از ابراهيم وپيامبر لياقت انرا پيدا كنند. حال وقتي ثابت شود كه انسانها هم مي توانند به چنين مقامي برسند پس مشكل اينكه انسانها واولياء از دنيا رفته چكاره اند حل مي شود.

شيعه معتقد است كه انبياء واولياء از كساني نيستند كه با مرگ بميرند.

وبه همين دليل از حاملان عرش خداوند وخلیفه الله هستند وهمه ان اختياراتي را كه ديگران (در مقوله ولايت تكويني) نمي پذيرند دارند.

وکسی که به این مرتبه از قرب الهی میرسد دیگر پرسیدن از بعضی امور جزیی خنده دار است!!

shaahiin
Friday 18 April 2008, 09:39PM
...





...
قصد گروهک شما از بازداری ملت ، از مراجعه به رسول الله چیست ؟
چرا ملت را از مراجعه به سنت رسول الله باز میدارید ؟
یا طور دیگری بگویم ...

چرا نمی گذارید به فرامین رسول الله مراجعه شود ...
قرآن گفته رسول الله اطاعت شود... بارها و بارها ...
چرا گفتار رسول الله را ترک کرده اید ؟
آیا با این کار جز کفر و نفاق خود چیزی را ثابت کرده اید ؟
...

در کلام مومنين مسلمی که در اين بحث سايرين را امر به معروف و نهی از منکر ميکنند منع اطاعت از رسول وجود ندارد بلکه نهی از اطاعت از جعلياتی که به نام رسول ساخته شده اند وبه او نسبت داده ميشوند ميباشد. شما بفرماييد چرا وقتی از فقط خدا و عشق فقط خدا و همه چيز فقط خدا صحبت ميشود بر آشفته ميشويد. مگر صحبت از قياس رسول الّله با مردم عادی است که به زعم خود داريد از رسول دفاع ميکنيد. اصلاً ميفهميد از چه چيزی داريد براشفته ميشويد؟
ريگی که در زير پا احساس ميکنيد در کفش خودتان است و در کفش کسانی که شما را به خير دعوت ميکنند ريگی نیست.

صبح
Friday 18 April 2008, 10:01PM
در کلام مومنين مسلمی که در اين بحث سايرين را امر به معروف و نهی از منکر ميکنند منع اطاعت از رسول وجود ندارد بلکه نهی از اطاعت از جعلياتی که به نام رسول ساخته شده اند وبه او نسبت داده ميشوند ميباشد. شما بفرماييد چرا وقتی از فقط خدا و عشق فقط خدا و همه چيز فقط خدا صحبت ميشود بر آشفته ميشويد. مگر صحبت از قياس رسول الّله با مردم عادی است که به زعم خود داريد از رسول دفاع ميکنيد. اصلاً ميفهميد از چه چيزی داريد براشفته ميشويد؟
ريگی که در زير پا احساس ميکنيد در کفش خودتان است و در کفش کسانی که شما را به خير دعوت ميکنند ريگی نیست.


ما نگفتیم اطاعت از جعل ... گفتیم اطاعت از آنچه علوم و حجتهای تاریخی ثابت می کند ، کلام و خواست رسول الله است ... خود قرآن نیز از همین طریق به دست ما رسیده است و از آسمان بر تک تک ما نازل نگشته است .... لذا شما ابتدا تسلیم این اصل گردید ، که در صورت وجود و تائید صحت فرامینی از سوی رسول الله ، اطاعت آن واجب است ، سپس ما سخنی نداریم ... آنگاه تازه اسلام شما ثبت می شود ... یعنی اگر استدلالی آورده شد که سخنی بر طبق علوم تاریخ و رجال یقینا از رسول الله است ، اطاعت آن بر ما و شما واجب است ... طبق نصوص صریح قرآن کریم در آیات مختلف " أطیعو الله و الرسول "... و الا بیهوده شعار دروغ قرآن ندهید ... که بسیار واضح می گردد دروغ می گوئید ... ما نه تنها هنگام عشق ورزیدن به خدا برآشفته نمی شویم ، بلکه هنگامی که نام اطاعت الله در کنار رسول الله در قرآن ، بدون فرق می آید ... دست و پای خود را برای الله و رسول الله گم می کنیم ... نه آنکه به نفاق " تؤمنون ببعض ، و تکفرون ببعض " ... این شما هستید که بی شرمانه خدا را از رسولش جدا کرده و ادعای اطاعت از الله را می کنید .... در حالی که این تنها خودپرستی شماست و چیزی از خدا در آن یافت می نشود .

شما و دوستانتان ، اصالت اطاعت از رسول الله را بر خلاف قرآن کناری نهاده اید ... و آن را سانسور کرده اید و به طرز کور و متعصبانه ای هیچ یک از اثرات رسول الله را قابل تبعیت نمی دانید ... و اینگونه با قرآن و رسول الله به جنگ خاسته اید ... بسیار واضح است ... ! حال هر چه "الله" را پیراهن عثمان کنید ، نفاق شما ... همچنان عیان است .

لذا شما اینجا بایست به یک قانون کلی اعتراف کنید " اگر نصی از رسول الله به علم و یقین بدست ما رسید ، واجب است تبعیت و طاعت گردد " ... در غیر اینصورت نمی توان شما را مسلمان و عامل به قرآن دانست ... اگر من جرأت داشتم مثل شما ادعای عشق به خدا را بکنم ، هنگامی که بیان می شد "أطیعوا الرسول " ... تاریخ را برای اطاعت از رسول الله تا ورق آخر تجزیه و تحلیل می کردم ... نه آنکه کلام وحی را به مسخره بگیرم ... و بگویم از رسول الله که خبری نیست ... ، و نمیتوان به او دست یافت ... این هم چشمه دیگری از نفاق شما که قرآن بدرستی روی آن دست گذاشته است ...

همانطور که اشاره شد ، صحت آیات قرآن خود نیز از طریق علوم تاریخ و حدیث ، قابل اطمینان و تضمین است و کسی نمی تواند نظریه خود را به قرآن تحمیل کند بلکه بایست از طریق "خبر" و "واقعه" از یک منبع آن هم رسول الله (ص) بدنبال صحت آن بود ... نه آنکه اشخاصی بیایند تاویل کرده و صحت آن را تائید کنند که اینگونه با فراموشی اصل یعنی رسول الله اختلاف عمیقی در دین بوجود آمده و خود قرآن نیز نابود می گردد که در اینجا بوی عملکرد شیطان صفت یهودی گونه به مشام می رسد ... این ریگ نیست ... که قلوه سنگ است ... یا احتمالا مین .... این مین ، جاه طلبی افرادی از شماست که خود را بجای رسول الله ، پیام آور وحی دانسته و حق تعیین درست و صحیح قرآن را بجای رسول الله برای خود ثبت نموده اند ... بهتر است چشمان خود را باز کنید ، و صداقت رفقای خود را در عمل به قرآن و اطاعت از رسول الله خوب ببینید ... ، از یک عاشق ، بعید است که در عمل به فرمان معشوقش ، بی دقت باشد ... مگر واقعا عاشق نباشد ...

واضح است در صورت عدم رعایت حریم قرآن و رسول الله ، اقبالی به این روشهای پارادوکسیکال نخواهید یافت ... البته در طول این 1400 سال امثال شما گروهک هائی که ناگهان به جاده خاکی زده اید ، کم نبوده اند و هر عصری با هزاران مثل شما مواجه بوده است ... اما "انا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون" .... صدق الله العلی العظیم

السيد الاميني
Friday 18 April 2008, 10:16PM
در کلام مومنين مسلمی که در اين بحث سايرين را امر به معروف و نهی از منکر ميکنند منع اطاعت از رسول وجود ندارد بلکه نهی از اطاعت از جعلياتی که به نام رسول ساخته شده اند وبه او نسبت داده ميشوند ميباشد. شما بفرماييد چرا وقتی از فقط خدا و عشق فقط خدا و همه چيز فقط خدا صحبت ميشود بر آشفته ميشويد. مگر صحبت از قياس رسول الّله با مردم عادی است که به زعم خود داريد از رسول دفاع ميکنيد. اصلاً ميفهميد از چه چيزی داريد براشفته ميشويد؟


ريگی که در زير پا احساس ميکنيد در کفش خودتان است و در کفش کسانی که شما را به خير دعوت ميکنند ريگی نیست.



سلام عليكم
جناب شاهين

انجه اورده ايم از قران در مقامات رسول الله اورديم

و لكن جه كنيم وقتي بعضي ها ترجمه بعضي ايات را مي خوانند و از ايات ديكر غافلند

اقاى محترم اكر اهل قران هستيد انجه در مورد رسول اسلام از قران اورده ايم جواب بدهيد

و بفرمائيد نسبت قران با رسول الله جيست؟
ايا قران رسول اسلام را معلم بشر معرفي كرده يا نه؟

ايا ايشان را عالم به علم قران معرفي كرده يا نه؟

ايا نبي اسلام را معصوم قرار داده يا نه؟

ايا اطاعتش را واجب كرده يا نه؟

و ايا اطاعت رسولش را به منزله اطاعة خدا دانسته يا نه؟

ايا رسول اسلام را مبين قران قرار داده يا نه؟

معنى تبيان جيست؟
اقاى محترم با قران مثل كتب عادي برخورد نكنيد

قران را مهجور نكنيد

اقاى محترم قران علم خاصي دارد و هر كتاب اسماني علم خاصي دارد كه نزد رسولش است و من عنده علم الكتاب.

اقاى عزيز قران رسول اسلام را بيان كننده قران قرار داده و معنى بيان كننده يعني جيزي كه براي ديكران مخفي است.

و قران رسولش را معلم قران قرار داده ( و يعلمكم الكتاب و الحمكة)

و واضح است كه نزد معلم علمي است كه نزد شاكردان نيست
و امت اسلامي و بشر همه بمنزله شاكرد و تلميذ مكتب رسول الله هستند و بايد از ايشان علم قران را بيابند نه با عقل ناقصشان. ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم .....

اقاى عزيز كسي اطاعة رسول الله نكند در اقوال رسيده از رسول الله از امت او نيست ( فمن تبعني فانه مني)


اقاىمحترم ما اقوالي كه به طريق صحيح و درست از رسول الله رسيده باشد بايد بدستور قران اخذ كنيم

و اكر اخذ نكنيم و مثل بعضي ها جديدا فقط از قران دم ميزنند و از قران جيزي نمي فهمند - مخالفت قران كرديم اكر اقوال صحيحه رسول الله را رها كنيم.

صبح
Saturday 19 April 2008, 12:41PM
جزء 5 سوره النساء آيه 65
فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ
حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ
ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا

به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود،
مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند؛
و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند؛ و كاملا تسليم باشند

nikmanesh
Saturday 19 April 2008, 01:00PM
جناب السيد الاميني،

مدتي است آقاي مهرداد 123 در اين باشگاه رؤيت نمي شود و خلق را از فيض خويش محروم نموده. از هنرهاي بسيار زيباي ايشان اين است كه در ارتباط با موضوع، گفتگو و مباحثه نمي كند، بقول برادر zxcv اگر با ايشان در مورد خورش قيمه سخن گفته شود، در پاسخ در وصف پيچ كارتر تريلي حرف مي زند.

دوست عزيز، شما كه قلبي پاك داري و سخن به نرمي و لطافت مي گويي، از شما انتظار مي رود براي اينكه خوانندگان پستهاي من و شما چيزي دريابند و به نتيجه اي برسند، در مورد اصل موضوع سخن بگوييد و به حاشيه نپردازيد.

كسي نگفته كه محمّد رسول الله خصلتهاي نيك ندارد يا اينكه خدا با پيامبر دشمن است. بلكه بنده تمام اوصافي را كه خدا در قرآن براي پيامبر آورده مي دانم و آن را باور دارم. بنابراين از اين موضوع خارج شويد و به موضوع تاپيك بپردازيد.

يك بار ديگر موضوع تاپيك خودتان را بخوانيد و در اين باره سخن بگوييد. از حاشيه پردازي بپرهيزيد و اگر نمي گوييد كه اهل عجله هستم، ابتدا پاسخ تك پرسشي را كه در پستهاي 8 و 14 و 20 بصورت چند پرسش يكسان،پرسيدم و پاسخ به ان را به آينده موكول نموديد، بفرماييد.

بعد از پاسخ دادن به اين پرسش، يعني توجيه تضاد ادعاي شما با آيه 170 و 171 سوره آل عمران، يك سؤال از بنده باز هم در ارتباط با همين تاپيك بپرسيد تا پاسخ دهم.

و دوباره من يك سؤال خواهم پرسيد.......

بدين ترتيب از پرداختن به مسائل مختلف در امان مي مانيم.

آيا با اين پيشنهاد موافقيد؟

اگر پاسخ شما به اين پيشنهاد منفي است. شما بخير و ما به سلامت.

السيد الاميني
Saturday 19 April 2008, 03:08PM
درود بر شما،


من در قرآن مدركي نيافتم كه خدا قدرت مورد ادعاي تاپيك شما را به رسول الله داده باشد و يا قدرتهاي ديگر.

ولي عكس مدعاي شما را يافته ام:

برای يك ايرانی كه از در و ديوار كشورش معجزه مي ‌بارد و هر امامزاده ‌ای، حتی مجهول النسب، پيوسته معجزه مي ‌كند از خواندن دقيق قرآن( اگر قرآن را بخواند) به شگفت مي ‌افتد كه اثری از قدرت خارق العاده براي رسول الله- جز معجزه دريافت قرآن- در آن نيست.
شايد بيش از بيست موضع در قرآن ديده مي‌شود كه منكران از رسول الله معجزه خواستند و او در پاسخ فرموده من بشری هستم چون شما و خويشتن را فقط مأمور ابلاغ دانسته و فرموده است من مبشر و منذرم.
روشن‌ترين اين موارد آيه‌های ۹۰ تا ۹۳ سوره اسرا مي باشد:

وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا ﴿90﴾
أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا ﴿91﴾
أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً ﴿92﴾

أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً ﴿93﴾


و گفتند تا از زمين چشمه‏اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد (90)
يا [بايد] براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى (91)

يا چنانكه ادعا مى‏كنى آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر [ما حاضر] آورى (92)
يا براى تو خانه‏اى از طلا[كارى] باشد يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو [هم] اطمينان نخواهيم داشت تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم بگو پاك است پروردگار من آيا [من] جز بشرى فرستاده هستم (93)

در ادامه خدا چنين مي فرمايد:



و [چيزى] مردم را از ايمان آوردن باز نداشت آنگاه كه هدايت برايشان آمد جز اينكه گفتند آيا خدا بشرى را به عنوان رسول مبعوث كرده است (94)

بگو اگر در روى زمين فرشتگانى بودند كه با اطمينان راه مى‏رفتند البته بر آنان [نيز] فرشته‏اى را بعنوان رسول از آسمان نازل مى‏كرديم (95)

عكس ادعاهاي شما در قرآن موجود است. محمّد رسول الله چيزي جز قرآن ارائه نداده و هرگز معجزه اي مانند عيسي و موسي نداشته.
محمّدي كه خدا به ما معرفي مي كند يك انسان معمولي است كه خدا او را برگزيده و به او وحي مي شود. محمّد يك بشر است. غذا مي خورد و در كوچه وبازار راه مي رود. آنقدر معمولي است كه مشركان از اينكه او مي گويد من فرستاده خدا هستم، متعجب مي شوند و او را ديوانه مي نامند.
محمّد زماني كه زنده است از افكار و نيّات دروني اطرافيانش بي خبر است، چگونه پس از مرگش به او و ديگر انسانها چنين نسبتي مي دهيد؟؟؟:
سوره توبه:
وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ ﴿101﴾

و برخى از باديه‏نشينانى كه پيرامون شما هستند منافقند و از ساكنان مدينه [نيز عده‏اى] بر نفاق خو گرفته‏اند

تو آنان را نمى‏شناسى

ما آنان را مى‏شناسيم به زودى آنان را دو بار عذاب مى‏كنيم سپس به عذابى بزرگ بازگردانيده مى‏شوند


اگر شما در قرآن چيزي يافته ايد كه مدعاي تاپيك شما را اثبات كند پس:

هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين

سلام عليكم
اقاى نيك منش

نه شما بلكه بزركان شما كه جند ايه ترجمه كردند و جيزي از قران نمي دانند نتوانستند قران و رسولش را بفهمند و لذا به بعض ايات ايمان مي اورند و به بعضي كافر

اقاى محترم شما هنوز نشناختيد رسول قران را كه قران او جكونه معرفي كرده

و شما هنوز رسول قران را كه قران معصوم مي داند و صاحب معجزه انسان عادي مي بينيد

بنده جطور براى كلاس اولي كتب دانشكاهي را توضيح بدهم

سوالات شما را يك طفل شيعي مي تواند جواب بدهد

ما بيكار نيستيم به سوالات اين جنيني جواب بدهيم

فقط تنها راه اين است كه اول مقاماتي كه در مورد رسول اسلام از قران عرض كردم با تامل بخواني

و ثانيا- سوالاتي كه در مورد نسبت رسول اسلام در قران دارد جواب بدهي يا از برزكانتون سوال كنيد تا ببنيم جقدر قران را شناختيد و جقدر رسول قران را.

و شما ها نه بلكه بزركان شماها دهان باز كنند مي دانيم جي مي خواهيد بفرمائيد و جيز جديدي نخواهيد داشت

فقط من اكر مي بينيد با شما ادامه مي دهم دون احتمال مي دهم كمي شناخت به قران و رسول قران و اهل بيت در قران حاصل كنيد.

و جناب فاضل محترم مهرداد هركجا است خدايا تو نكهدارش باد

و غيبت شخص ديكر كردند دليل ضعف انسان در برهان و دليل است.

amirrh / حلاج.
Saturday 19 April 2008, 03:45PM
سلام عليكم
اقاى نيك منش

نه شما بلكه بزركان شما كه جند ايه ترجمه كردند و جيزي از قران نمي دانند نتوانستند قران و رسولش را بفهمند و لذا به بعض ايات ايمان مي اورند و به بعضي كافر

اقاى محترم شما هنوز نشناختيد رسول قران را كه قران او جكونه معرفي كرده

و شما هنوز رسول قران را كه قران معصوم مي داند و صاحب معجزه انسان عادي مي بينيد

بنده جطور براى كلاس اولي كتب دانشكاهي را توضيح بدهم

سوالات شما را يك طفل شيعي مي تواند جواب بدهد

ما بيكار نيستيم به سوالات اين جنيني جواب بدهيم

فقط تنها راه اين است كه اول مقاماتي كه در مورد رسول اسلام از قران عرض كردم با تامل بخواني

و ثانيا- سوالاتي كه در مورد نسبت رسول اسلام در قران دارد جواب بدهي يا از برزكانتون سوال كنيد تا ببنيم جقدر قران را شناختيد و جقدر رسول قران را.

و شما ها نه بلكه بزركان شماها دهان باز كنند مي دانيم جي مي خواهيد بفرمائيد و جيز جديدي نخواهيد داشت

فقط من اكر مي بينيد با شما ادامه مي دهم دون احتمال مي دهم كمي شناخت به قران و رسول قران و اهل بيت در قران حاصل كنيد.

و جناب فاضل محترم مهرداد هركجا است خدايا تو نكهدارش باد

و غيبت شخص ديكر كردند دليل ضعف انسان در برهان و دليل است.

واقعا با اینکه امروز در این تاپیک عضو شده ام هیچ جواب عقلانی قرآنی از شما ندیده ام مگر تفره رفتن و بی احترامی در چند پست تان

السيد الاميني
Saturday 19 April 2008, 04:02PM
واقعا با اینکه امروز در این تاپیک عضو شده ام هیچ جواب عقلانی قرآنی از شما ندیده ام مگر تفره رفتن و بی احترامی در چند پست تان

بي احترامي يعني دفاع از رسول اسلام ؟

يعني كسي كه رسو ل ا سلام را انسان معمولي مي داند جواب به يعني بي احترامي ؟

جناب اميره اكر مسلماني قراني هستيد متعصب باشيد به قران و رسول اسلام:

سلام عليكم

اقاى نيك منش باور كنيد بنده افكار شماها و بزركتر شماها را بهتر از شما مي شناسم

و لذا بدانيد و جاى شكي نيست كه نه خدا قران را شناختيد و نه رسول قران را و نه خود قران را

بلكه بعضي از منحرفين كمي از شنيدنيهاى خودشون را به شما داند و شما هم مع الاسف نرفتيد خوب تحقيق كنيد و لذا نصحيت من اين است كه اكر بخواهي قران را بشناسي اول بفرما رسول قران را بشناس در قران .

اقاى محترم جاى شكي نيست كه رسوا اسلام از جميع انبياء و رسل افضل است

و عيسى مسيح جاى شكي نيست كه در خود قران قدرتي كه خداوند به او داد بيان مي كند -- اني اخلق من الطين .....

اقاى محترم قدرت عيسى و انبياء قدرت ذاتي و مستقلشان نيست بلكه قدرت خاصي است كه خداوند به انبياءش داده

قدرت ذاتي و مستقل لله است و مختص او و قادر كردن خداوند غير خودش را بمعنى شريك كرفتن نيست كمي تامل كنيد

اقاى محترم عيسى مسيح قدرت الهي دارد نه اين كه شريك خدا است در قدرتش جونمعني ندارن شركت قدرت ذاتي و قدرت عرضي

اقاى عزيز عيسى مسيح اكر شفاء مي دهد برص را كه قران خبر مي دهد بمعني شرك در قدرت خدا نيست بلكه اظهار قدرت الهي است و لذا قدرت او بر مي كردد به خداوند

و ما اكر معتقديم كه انبياء و معصومين قدرت دارند بهاين معنى است نه بمعني شركت در قدرت ذاتي خداوند.

سلام عليكم

اقاى نيك منش بايد كمي از جمال و كمال رسول اسلام از قرا براتون بيان كنيم تا معلوم شود جقدر از عظمت رسول اسلام نزد خداوند غافل هستيد

اقاى محترم اكر يك طفلي از شما سوال كند اكر رسول اسلام يك بشر عادي است كه به او وحى شده جرا خداوند او را معصوم قرار داده است در قران جه جوابي داريد؟

-- لذا كمي دقت كنيد و حرفهاى بعضي اطفال را كوش نكنيد


قرآن تجلي خداوند است با تمام اسماء و صفات (1) و در عظمت و والائي رسول خدا (ص) همان بس كه قلب قدسي شان چنين كتابي را در خود نشانده است . قلبي به عظمت هستي و در اوج طهارت و قداست كه توانسته است اين كتاب را مساس كند ، چون خود قرآن فرمود :
جز پاكان آن را نمي يابند « انه لقرآن كريم في كتاب مكنون لا يمسه الا المطهرون » (2)
ترجمه : « اين قرآني است كه گرامي و ارجمند ، در كتابي پوشيده و نگاه داشته ، كه جز پاك شدگان و پاكيزگان به آن دست نمي رسانند » و تنها قلب ملكوتي اوست كه آن را تلقي كرده است .
« نزل به الروح الامين علي قلبك لتكون من المنذرين » (3)
ترجمه : « قرآن را جبرئيل بر قلب تو فرود آورد ، فرستاديم تا ( براي جهانيان ) هشدار دهنده باشي » قلبي كه ميهماندار فرشتگان گرديده و با مقام عصمت و نورانيتش ، سنخيت يافته اند .
ترسيم قرآن از جمال حضرت (ص) از يك سو زيبا و دلرباست و از سوي ديگر در اوج عظمت و شكوه به گونه اي كه انسان را خيره كرده و سپس او را به خضوع فرا مي خواند .
ترسيمي حكيمانه و از سر صدق نه بي مبنا و گزاف گونه « چون قرآن كتابي است حكيم و استوار » « يس و القرآن الحكيم »
ترسيمي جاودانه و مصون از هر نوع تحريف و تغيير « چون خود قرآن جاودانه و مصون است » ترسيمي از آينة جمال پروردگار كه چنين گوهر تابناكي را آفريد و بدون واسطه او را پروراند .
و ترسيمي از ...
نگاه به جمال قدسي حضرت محمد (ص) از اين آينه بالاتر از آن است كه در تصويرگريهاي خام نگارنده بنشيند .
افزون بر آن حجم نوشتار و كمي وقت هم اجازه نمي دهد تا دست كم از تراوشات انديشه هاي فرزانگان و نكته پردازيهاي حكيمان و مفسران قرآن در اين زمينه بهره جوئيم ، بدينسان ناچاريم به برخي از آيات « در حد فهرست كوتاه » بسنده كنيم ، اميد است اين عذر تقصيري باشد به پيشگاه ملكوتي رحمه للعالمين « و ما أرسلناك إلا رحمه للعالمين » (4)
1 – اشاره است به كلام اميرالمؤمنين در نهج البلاغه خطبه 147 « فتجلي سبحانه في كتاب »
2 – سوره الواقعه – آيه 77
3 – شعراء آيه 194
4 – انبياء – آيه 107

--

اين شخص يك انسان عادي است يا انسان معصوم متصل به منطق وحى و قادر از طرف خداوند؟


سلام عليكم

اقا نيك منش بيايد كمي رسول اسلام را در قران بشناسيد نا نفهميده ايشان را يك انسان عادي و معمولي قلمداد نكنيد

محمد مصطفي (ص) در چه مقام و منزلتي است كه خداوند به جان او سوگند خورده است ؟ « لعمرك انهم لفي سكرتهم يعمهون » (1)
ترجمه : « به جان تو قسم ، آنان در مستي خود حيران و سرگردانند »
او در چه بلندائي است كه حرمت مكه به وجود مقدس اوست .
« لا اقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد » (2)
ترجمه : « من به اين شهر سوگند نمي خورم و حال آنكه تو در اين شهر سكونت داري » او چه عزيزي است نزد پروردگار خود كه افزون بر آن رحمت عامه جهان شمولي و جاودانه اش ، تا در قيد حيات بودند خداوند به بركت وجودشان امت را از عذاب ايمني بخشيد .
« و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم و ... » (3)
ترجمه : « خداوند آنان را تا مادامي كه در بين آنها هستي عذاب نمي كند و ... »
او چه آبرومندي است كه خداوند به بركت دعاهاي او از لغزشهاي امت در مي گذرد « ... و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله و استغفرلهم الرسول لوجدوالله توابا رحيما » (4)
ترجمه : « اگر آنان كه بر خود ستم روا داشتند ، نزد تو آيند و از خدا طلب بخشش كنند و پيامبر اكرم (ص) هم براي آنان درخواست بخشش نمايد ، خداوند را توبه پذير و مهربان مي يابند »
ايشان را چه نفسي ملكوتي است صلواتشان براي مومنان ، مايه تسكين دل خواهد بود .
« ... وصل عليهم ان صلواتك سكن لهم » (5)
ترجمه : « بر ايشان صلوات فرست كه به درود تو مايه تسكين آنان است » ايشان چه مقام و شخصيتي دارند كه حفظ حرمتشان نشانه ايمان دل و بي احترامي به ايشان « حتي » در صدا زدن و سخن بلند كردن در محضرشان موجب حبط و نابودي اعمال نيك است .
« يا ايها الذين امنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي و لا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض ان تحبط اعمالكم و انتم لاتشعرون ، ان الذين يغضون اصواتهم عند رسول الله اولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوي لهم مغفره و اجر عظيم » (6)
ترجمه : « اي اهل ايمان صدايتان را بالاتر از صداي پيغمبر بلند نكنيد كه اعمال نيكتان محو و باطل شود و شما فهم نكنيد آنان كه نزد رسول خدا به صداي آرام و آهسته سخن بگويند آنان را در حقيقت خدا دلهايشان را براي مقام رفيع تقوي آزموده و آمرزش و اجر عظيم نصيب فرموده است . »
اگر خداوند « يكي از » علل غائي آفرينش را آزمون بندگانش قرار داد تا مشخص شود كدام يك نيكوترين عمل را نمايش مي گذارند .
« الذي خلق الموت و الحيوه ليبلوكم ايكم احسن عملا و هو العزيز الغفور »
ترجمه : « (7) خدايي كه مرگ و زندگي آفريد تا شما بندگان را بيازمايد كه كدام يك عملش نيكوتر است و او خدائي مقتدر و آمرزنده است »
و از سوي ديگر مصداق اتم « احسن عمل » در آيه شريفه نيز همان كسي است كه خود قرآن او را معرفي كرده يعني همان شخصيت عظيمي كه بر بلنداي « خلق عظيم » ايستاده است پس هستي به خاطر وجود او آفريده شده و او هم كسي جز حضرت ختمي مرتبت (ص) بنده شايسته و رسول جهاني او نيست ، آري اگر نبود آفرينش نمي بود « لولاك ما خلقت الافلاك »
1 – حجر – آيه 72
2 – بلد – آيه 1 – 2
3 – انفال – آيه 33
4 – نساء – آيه 64
5 – توبه – آيه 64
6 – حجرات – آيه 2
7 – ملك – آيه 2


---

ايا اين شخص يك انسان عادي و معمولي است؟


جقدر رسول اسلام را در قران شناختيد اقاى نيك منش؟

« و انك لعلي خلق عظيم ... » (1)
« هر آينه تويي بر خوئي بس بزرگ »
سوره قلم را بگشاييد ، مطلع سوره چنين است : « ن و القلم و ما يسطرون » « سوگند به قلم و هر آنچه كه مي نويسد » و سپس آيات چنين ادامه مي يابند : « تو به فضل – و نعمت پروردگارت ديوانه نيستي » « و البته تو را پاداشي بي پايان است » و در حقيقت توئي بر خصلتي بس بزرگ »
در برابر اين ستايش كه بمثابه تابلويي است بر تمام فضائل و مكارم الهي آن حضرت (ص) چه احساسي خواهيد داشت ؟
« خلق عظيم » يعني : منزه از همه نقصها و كاستي ها .
« خلق عظيم » يعني : در بردارنده همه كمالات و فضيلتها .
« خلق عظيم » يعني : عاليترين نشانه تخلق به اخلاق الله .
« خلق عظيم » يعني : ...
به نظر شما آيا مي توان چنين بلندايي را تصور كرد تا چه رسد آن را بيان نمود يا به نگارش آورد ؟ و تنها مي توان گفت چون ايشان براي اتمام مكارم اخلاق مبعوث شده اند خود در آن ، نمونه اعلاي مكارم اخلاق بوده اند .
آيات ديگر قرآن كه به اوصاف والاي حضرت اشاره مي كنند به منزله شرحي است بر اين متن ، شرحي كه تنها از قرآن ساخته است و بس .
بطور نمونه اين آيه كريمه را ملاحظه كنيد :
« لقد جاءكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رؤف رحيم » (2)
ترجمه : « همانا شما را پيامبري از خودتان آمد كه به رنج افتادنتان بر او گران و دشوار است به « هدايت » شما دلبسته است و به مومنان دلسوز و مهربان است . »
بر وجود اقدس حضرت (ص) بسيار دشوار و گران مي نمود كه ياران ايماني شان به رنج و سختي دچار شوند و اين به خاطر رأفت و رحمتي « بي حد » بود كه نسبت به آنان احساس مي كردند و در عين حال « حريص عليكم » دلبسته به هدايت و رشد مومنان ، و اين تجلي صفات جمال الهي است در قلب ملكوتي سرور كائنات و پرتوي از آن رحمت جهاني كه حضرتش را براي آن فرستاده اند « و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين » تنها در چند آيه ديگر به فهرستي از مكارم اخلاق آن بزرگوار بنگريد :
محمد مصطفي – عليه الاف تحيه و الثناء – آخرين فرستاده خداست ، قلب مباركش « رؤف و نرم » چهره زيبايش « گشاده رو » در گذرنده از لغزشهاي مومنان » (3) « مشاور آنان » « گوش سپار نيك » « درخواست كننده آمرزش و بخشش از خدا براي مومنان » « زاهدي (4) بي مانند » « اولين عابد و در عبادت خستگي ناپذير » « بر راه مستقيم هدايت و شاخص آن » (5) « پايدار در رسالت و دعوت » (6) « موحدي بي مانند در تمام زوايا ، نماز و عبادت مرگ و زندگي » (7) « كسي كه جز به وحي زبان مبارك نمي گشايد » (8) و ... تا به اوج شايستگي و كمال و بدانجا كه مهر الگو و سرمشقي همه راهيان حق و حقيقت به نام اوست :
« لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر و ذكر الله كثيرا » (9)
ترجمه : « همانا شما را در « خصلت ها و روش » پيامبر خدا نمونه و سرمشق نيكو و پسنديده اي است براي كسي كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و ذكر خدا را بسيار زياد كند »
1 – قلم – آيه 4
2 – توبه – آيه 128
3 – عن رسول (ص ) « بعثت لاتمم مكارم الاخلاق
4 – نساء – آيه 64
5 – برگرفته از آيات « 95 آل عمران » « 61 توبه » « طه 131 » « طه 102 »
6 - « ... وادع الي ربك انك لعلي هدي مستقيم » حج – آيه 67 و « ما اتبكم الرسول فخذوه و مانهيكم عنه فانتهوا » حشر – آيه 7
7 - « فاصبركما صبر اوالعزم من الرسول ... » احقاق – 35
8 – نجم – آيه 3
9 – احزاب - ‎آيه 21


---
ايا اين شخص انسان معمولي است؟


همه انحرافات در نشناختن رسول اسلام است


الف – مقام صالحان
قل ان ولي الله الذي نزل الكتاب و هو يتولي الصالحين » (1)
ظاهر آيه آنست كه پيامبر خدا (ص به مقام رفيع « صالحان » بازيافته اند .
مقامي بس ارجمند و والا به گونه اي كه ابراهيم خليل (ع ) با آنكه نبي ، رسول ، خليل و امام بوده اند با وجود اين درخواست ايشان براي ملحق شدن به صالحان است و خداوند به ابراهيم وعده چنين الحاقي را در قيامت داده است يعني پيوستن به محمد (ص) و « آل اطهر او » آن هم در قيامت نه در دنيا .
« و اتيناه في الدنيا حسنه و انه في الاخره لمن الصالحين » (2)
ترجمه : « در دنيا به ابراهيم حسنه داديم و او در آخرت از صالحين خواهد بود »
1 – اعراف – آيه 196
2 – نحل – آيه 122
ب – مقام ولايت
ولايتي كه اولياء خدا دارند و در راس همه آنان رسول اكرم (ص) از آن برخوردارند ولايتي است كه آن را مظهر ولايت خداوندي خوانند يعني ولايت تشريعي و يا تكويني هر ولي اي در حقيقت مظهر ولايت حق است .
دسته اي از آيات از ولايت تشريعي رسول خدا (ص) خبر مي دهد ولايت در تبيين معارف (1) ، ولايت در تبليغ و دعوت به دين (2) ، تربيت امت انجام حكومت (3) ، اجراي داوري و قضاوت را از شئون و مناصب رسالت ايشان مي شناسد مانند آيه كريمه :
« النبي اولي بالمومنين من انفسهم ... » (4)
ترجمه : « پيامبر اولي تر به مؤمنان است از خود آنها »
اين الويت كه به طور مطلق ذكر شده تدبير همه امور مومنان را شامل مي شود .
1 – نمل – آيه 44
2 – مائده – آيه 67
3 – مائده – آيه 55
4 – احزاب آيه 6 – ترجمه الهي قمشه اي
پ – مقام اصطفاء « گزينش از ميان بندگان »
« اصطفاء » به معناي بر گرفتن ناب هر چيز جدا كردن آن از غيرش مي باشد و اين معنا به حسب مقامات كمال ، بر مقامي اطلاق مي شود كه عبد در بندگي و سر سپردگي ناب و خالص شود يعني بنده در اين مقام خود را براي خدا ناب و خالص كرده و خداوند هم او را براي خود ، گزينش كرده است . قرآن مي فرمايد :
« قل الحمدالله و سلام علي عباده الذين اصطفي الله خير اما يشركون » (1)
ترجمه : « بگو ستايش مخصوص خداست و سلام خاص بر بندگان برگزيده او باد ، آيا خداوند را پرستشي سزاوارتر است يا شريكاني كه براي او گرفته ايد »
سلامي كه خدا بر بندگان برگزيده اش مي فرستد از زبان پاك رسول خدا (ص) ابلاغ مي شود كه در واقع سلامي است بر خود و بر همه آنان و درسي به مؤمنان كه چنين مي گويند :
سلام بر بندگان برگزيده خدا بويژه محمد (ص) حبيب و بنده او
1 – نمل – آيه 59
ت – مقام رسالت :
« محمد رسول الله و الذين آمنوا معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم ... » (1)
ترجمه : « محمد فرستاده خداست و مومنان با او بر كافران سخت دل ، و بر يكديگر مشفق و مهربانند »
آيات متعددي در قرآن از رسالت ختمي مرتبت گزارش داده رسالتي جهاني و مدام تا قيامت و هيچ پيامبري رسالتش چنين گسترده و ابدي نبوده است .
1 – فتح – آيه 29
ث – مقام شهادت :
« فكيف إذا جئنا من كل امه بشهيد و جئنا بك علي هؤلاء شهيدا » (1)
ترجمه : « چگونه است آنگاه كه از هر طايفه اي گواهي آورديم و ترا بر اين امت گواه خواهيم »
هر امتي را در قيامت شهيدي است كه گواه آنان خواهد بود و رسول مكرم اسلام (ص) شهيدي بر اين امت ، ولي برخي از مفسران از اين آيه چنين استنباط كرده اند كه مقام شهادت حضرت بسي والاست به گونه اي كه ايشان :
« شهيد شهدا است يعني شهادت همه انبياء به گواهي اوست « و جئنا بك علي هولاء شهيدا »
و در سوره « البروج » به شاهد و مشهود سوگند ياد كرد « و شاهد و مشهود » (2) تا عظمت و اهميت والاي آنرا بيان فرمايد .
مقامات ديگري نيز براي حضرت در قرآن مطرح است كه به دليل اختصار از آنها صرفنظر مي شود مانند :
مقام بندگي حضرت « آن هم با لطافتهايي كه قرآن در ترسيم آنها دارد ، مثلاً عبد را به ضمير اضافه كرده است و فرموده « عبدنا » بندة ما (3) تا درجه اكمل و اتم بندگي حضرت را نشان دهد . »
1 – نساء – آيه 41
2 – بروج – آيه 3
3 – بقره – آيه 22

---

كسي رسول اسلام را فردي معمولي بداند نه خدا را شناخته و نه قران را و نه رسول اسلام را

اقاى نيك منش كمي منصف باشيد

پيامبر خدا (ص) در قوس صعود واسطه فيض اند و هم در قوس نزول از « فيض وحي » ، « فيض هدايت » گرفته تا « وساطت ملك و ملكوت » ، « محب و محبوب » « شفاعت » قلب نوراني ايشان وحي را تلقي مي كند آن هم از منبع آن قلبي كه مي تواند با ‌آن ارتباط برقرار كند . « و انك لتلقي القرآن من لدن حكيم عليم » (1) و سپس هدايت نفوس را به عهده مي گيرد و تا به سر منزل مقصود بار يابند و اين هدايت نه تنها ارائه طريق است كه از شئون رسالت مي باشد .
« انك لتهدي الي صراط مستقيم » (2)
ترجمه : « همانا تو خلق را هدايت خواهي كرد براه راست
بلكه ايصال الي المطلوب نيز مي باشد كه با تصرف تكويني در دلهاي آماده بوقوع مي پيوندد « هدايت بامر » و اين تنها از ولي خدا ساخته است :
« و جعلنا منهم أئمه يهدون بامرنا لما صبروا و كانوا باياتنا يوقنون » (3)
ترجمه : « و برخي از آنان را امام و پيشواياني كه خلق را به امر ما هدايت كنند قرار دادم براي آنكه در راه حق صبري كردند و در آيات ما به مقام يقين رسيدند . »
و حضرت رسول اكرم (ص) در مقام امامت و ولايت از چنين قوه رباني و تصرفي ملكوتي برخوردارند و از همين روي ايشان واسطه بين ملك و ملكوت اند و اين وساطت به لحاظه قصور در ناحيه فياض مطلق نيست بلكه بلحاظ بعد و قصور در جانب ممكنات مي باشد .
هر بنده اي كه به مقام « محب » راه يافت و خدا به دوستي گرفت براي ارتقاي مقام تا بدانجا كه « محبوب » خدا شود « ملاحظه كنيد بنده به جائي مي رسد كه محبوب خالقش مي گردد » تنها يك راه دارد و آن پيروي از رسول خدا (ص) و ورود به آستان اوست كه در عمل شخص تبلور مي كند و غفران الهي را هم بدنبال خود مي آورد ، قرآن مي فرمايد :
« قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله و يغفر لكم ذنوبكم و الله غفور رحيم » (4)
ترجمه : « بگو اگر خدا را دوست داريد پيرو من باشيد تا خدا شما را دوست بدارد « محبوب خدا شويد » و گناهانتان را بيامرزد كه خدا آمرزنده مهربان است »

« شفاعت » حضرت باز فيض ديگري است از وجود پر بركت و ملكوتي ايشان .
هر چند در عرف متدينين شفاعت بمعناي واسطه گري براي نجات گناهكاران در قيامت است .
اما نه اختصاص به عاصيان دارد و نه منحصر در قيامت است چرا كه گسترة شفاعتگري در همه مراتب كمال بروز دارد لكن باندازه نورانيت و طهارت قدسي شفيع و زمينه مساعد براي جذب از جانب مشفوع له « كسي كه براي او شفاعت مي شود » ، اما ما در اين جا به شفاعت حضرت در روز جزا اشاره خواهيم كرد ، شفاعتي مأذون و پذيرفته شده از جانب رب العالمين .
قرآن مي فرمايد : كساني مالك « مقام » شفاعتند كه « شهيد » باشند « شهيد در اينجا ، شهادت اعمال است نه مقتول در معركه جنگ »
« و لا يملك الذين يدعون من دونه الشفاعه الا من شهيد بالحق » (5)
و شهيد و شاهد بر اعمال مقربان خواهند بود .
« و ما ادريك ما عليون كتاب مرقوم يهشده المقربون » (6)
ترجمه : « و تو چگونه بر حقيقت عليين آگاه تواني شد . كتابيست نوشته شده و مقربان درگاه حق به مشاهده آن مقام نائل شوند . »
اين كريمه از شهادت مقربان بر علييون كه امر مكتوب و محتومي است خبر مي دهد چه كسي مقرب تر از رسول اكرم (ص) پس او شهيد است ، « كه قبلاً هم درباره مقام شهادت ايشان بحث شد » و در عاليترين مرتبه شهيدان ، پس مالك شفاعتند آن هم در پهنه اي بسيار وسيع ، در خور مقام قدسي و نورانيت و طهارت ايشان و هيچكس در مرتبه ايشان نخواهد بود .
« خداوندا قبول فرما و شفاعت حضرت را نصيبمان بفرما » - آمين رب العالمين –
1 – نمل – آيه 6
2 – شوري – آيه 52
3 – سجده – 24
4 – آل عمران – 31
5 – زخرف – آيه 86
6 – مطففين – آيه 19 الي 21

---

ايا واسطه فيض الهي شخص معمولي است يا انساني معصوم و صاحب قدرت الهي كه خداوند به او داده؟


---

جناب اميره
ايها ايا جواب عقلاني قراني نيست؟

منصف باشيد و متعصب به قران و رسول اسلام

amirrh / حلاج.
Saturday 19 April 2008, 04:18PM
جناب السید
مگر شما قرآن نمی خوانید؟ مگر قرآن صراحتا نمی گوید" بگو من بشری هستم مثل شما فقط به من وحی می شود "
شما چه آیدتان می شود که پیامبر رحمت را فرای یک انسان زمینی ببینید؟ پیامبر رحمت ( ص ) پیامبر ما همچمون من و شما بود ( بتصریح قرآن مجید ) یا آیا شما همین آیات به این روشنی را هم تاویل می کنید ؟؟؟؟ من واقعا درک نمی کنم چه لزومی در این کار می بینید؟
در این که پیامبر اکرم یک انسان پاک و مومن و متقی در حد اعلی بود شکی نیست ولی هر چه بود ایشان بشری بود من من و شما ؟ اینکه ایشان را مافوق بشر بدانیم نادرست است( بنا به تصریح قرآن ) . اگر بشر نبود در آیات متعدد تذکر به پیامبر چه لزومی داشت؟؟؟؟

السيد الاميني
Saturday 19 April 2008, 10:07PM
سلام عليكم

انسان متصل به وحى قابل قياس با انسان عادي نيست

و به بحث سابق دقت شود تا فرق بين رسول الله و بشر عادي معلوم شود

السيد الاميني
Saturday 19 April 2008, 10:09PM
بشر متصل به وحى كه به معراج مي رود با همين جسد قابل قياس با بشر عادي نيست

السيد الاميني
Saturday 19 April 2008, 10:30PM
مقامات پيامبر (ص)

الف – مقام صالحان
قل ان ولي الله الذي نزل الكتاب و هو يتولي الصالحين » (1)
ظاهر آيه آنست كه پيامبر خدا (ص به مقام رفيع « صالحان » بازيافته اند .
مقامي بس ارجمند و والا به گونه اي كه ابراهيم خليل (ع ) با آنكه نبي ، رسول ، خليل و امام بوده اند با وجود اين درخواست ايشان براي ملحق شدن به صالحان است و خداوند به ابراهيم وعده چنين الحاقي را در قيامت داده است يعني پيوستن به محمد (ص) و « آل اطهر او » آن هم در قيامت نه در دنيا .
« و اتيناه في الدنيا حسنه و انه في الاخره لمن الصالحين » (2)
ترجمه : « در دنيا به ابراهيم حسنه داديم و او در آخرت از صالحين خواهد بود »
1 – اعراف – آيه 196
2 – نحل – آيه 122
ب – مقام ولايت
ولايتي كه اولياء خدا دارند و در راس همه آنان رسول اكرم (ص) از آن برخوردارند ولايتي است كه آن را مظهر ولايت خداوندي خوانند يعني ولايت تشريعي و يا تكويني هر ولي اي در حقيقت مظهر ولايت حق است .
دسته اي از آيات از ولايت تشريعي رسول خدا (ص) خبر مي دهد ولايت در تبيين معارف (1) ، ولايت در تبليغ و دعوت به دين (2) ، تربيت امت انجام حكومت (3) ، اجراي داوري و قضاوت را از شئون و مناصب رسالت ايشان مي شناسد مانند آيه كريمه :
« النبي اولي بالمومنين من انفسهم ... » (4)
ترجمه : « پيامبر اولي تر به مؤمنان است از خود آنها »
اين الويت كه به طور مطلق ذكر شده تدبير همه امور مومنان را شامل مي شود .
1 – نمل – آيه 44
2 – مائده – آيه 67
3 – مائده – آيه 55
4 – احزاب آيه 6 – ترجمه الهي قمشه اي
پ – مقام اصطفاء « گزينش از ميان بندگان »
« اصطفاء » به معناي بر گرفتن ناب هر چيز جدا كردن آن از غيرش مي باشد و اين معنا به حسب مقامات كمال ، بر مقامي اطلاق مي شود كه عبد در بندگي و سر سپردگي ناب و خالص شود يعني بنده در اين مقام خود را براي خدا ناب و خالص كرده و خداوند هم او را براي خود ، گزينش كرده است . قرآن مي فرمايد :
« قل الحمدالله و سلام علي عباده الذين اصطفي الله خير اما يشركون » (1)
ترجمه : « بگو ستايش مخصوص خداست و سلام خاص بر بندگان برگزيده او باد ، آيا خداوند را پرستشي سزاوارتر است يا شريكاني كه براي او گرفته ايد »
سلامي كه خدا بر بندگان برگزيده اش مي فرستد از زبان پاك رسول خدا (ص) ابلاغ مي شود كه در واقع سلامي است بر خود و بر همه آنان و درسي به مؤمنان كه چنين مي گويند :
سلام بر بندگان برگزيده خدا بويژه محمد (ص) حبيب و بنده او
1 – نمل – آيه 59
ت – مقام رسالت :
« محمد رسول الله و الذين آمنوا معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم ... » (1)
ترجمه : « محمد فرستاده خداست و مومنان با او بر كافران سخت دل ، و بر يكديگر مشفق و مهربانند »
آيات متعددي در قرآن از رسالت ختمي مرتبت گزارش داده رسالتي جهاني و مدام تا قيامت و هيچ پيامبري رسالتش چنين گسترده و ابدي نبوده است .
1 – فتح – آيه 29
ث – مقام شهادت :
« فكيف إذا جئنا من كل امه بشهيد و جئنا بك علي هؤلاء شهيدا » (1)
ترجمه : « چگونه است آنگاه كه از هر طايفه اي گواهي آورديم و ترا بر اين امت گواه خواهيم »
هر امتي را در قيامت شهيدي است كه گواه آنان خواهد بود و رسول مكرم اسلام (ص) شهيدي بر اين امت ، ولي برخي از مفسران از اين آيه چنين استنباط كرده اند كه مقام شهادت حضرت بسي والاست به گونه اي كه ايشان :
« شهيد شهدا است يعني شهادت همه انبياء به گواهي اوست « و جئنا بك علي هولاء شهيدا »
و در سوره « البروج » به شاهد و مشهود سوگند ياد كرد « و شاهد و مشهود » (2) تا عظمت و اهميت والاي آنرا بيان فرمايد .
مقامات ديگري نيز براي حضرت در قرآن مطرح است كه به دليل اختصار از آنها صرفنظر مي شود مانند :
مقام بندگي حضرت « آن هم با لطافتهايي كه قرآن در ترسيم آنها دارد ، مثلاً عبد را به ضمير اضافه كرده است و فرموده « عبدنا » بندة ما (3) تا درجه اكمل و اتم بندگي حضرت را نشان دهد . »
1 – نساء – آيه 41
2 – بروج – آيه 3
3 – بقره – آيه 22

amirrh / حلاج.
Sunday 20 April 2008, 07:03AM
سلام عليكم

انسان متصل به وحى قابل قياس با انسان عادي نيست

و به بحث سابق دقت شود تا فرق بين رسول الله و بشر عادي معلوم شود
چرا ؟ بنا بر چه آیه ای؟ کدام آیه از قرآن این فرمایش شما را تایید می کند؟

بشر متصل به وحى كه به معراج مي رود با همين جسد قابل قياس با بشر عادي نيست
چرا ؟ بفرمایید با آیه ای از قرآن یا از نظر عقلی لااقل استدلال کنید؟

برادر عزیز اینکه شما بدون تاکید بر قرآن و عقل صرفا بر عقایدی که دارید پا فشاری می نید خیلی برای من جالب است. وقتی آیات قرآن اینقدر ساده وصریح بیان می کنند که پیامبر بشری بود که صرفا به ایشان وحی می شده اینکه شما با آوردن هزاران کلمه و البته و زحمت فراوان برای کپی پیست آنها از این ور و آن ور سعی در پافشاری در نظری غیر قرآنی دارید من نمی فهمم چه سودی در دنیا و آخرت برای شما دارد ؟ این تاویل لااقل برای این آیاتی که به این سادگی و صراحت بیان شده برای چیست؟

صبح
Sunday 20 April 2008, 09:10AM
شما قرآن نخوانده اید ... ! فقط به دروغ شعار قرآن می دهید ... آقای امیررره ؟

جزء 4 سوره آل عمران آيه 164
لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگى بخشيد] هنگامى كه در ميان آنها، پيامبرى از خودشان برانگيخت‏؛ كه آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد؛ هر چند پيش از آن‏، در گمراهى آشكارى بودند.

nikmanesh
Sunday 20 April 2008, 09:19AM
خلاصه آنچه گذشت:

استاد بزرگ و معظم جناب السيد الاميني تاپيكي تاسيس كردند با اين عنوان:

ائمه از اعمال ما با خبر مي شوند


اينجانب يعني نيك منش از ايشان چنين پرسيد:


در آيه 170سوره آل عمران، خدا به ما آموزش مي دهد كه شهدا شادند و هرگزغمگين نمي شوند

اينجا در مورد يكي از شهداي بزرگ يعني حسين بن علي مثال مي زنم. شما معتقديد كه حسين بن علي از لحظه شهادت واقف و محيط بر عالم هستي شده و ناظر بر اعمال جهانيان است.

اكنون به اين پرسشها پاسخ دهيد:
1- هنگامي كه سپاهيان يزيد به خيمه ها حمله بردند و آنها را آتش زدند، و كودكان گريه مي كردند، آيا حسين اين صحنه را مي ديد؟ آيا خوشحال مي شد يا غمگين؟
2- هنگامي كه كاروان اسرا حركت كرد و با اسيران بد رفتاري و بي حرمتي مي شد، آيا حسين اين صحنه را مي ديد؟ آيا خوشحال بود يا غمگين؟
3- وقتي عده اي بر سر كودكان خردسال خود قمه مي زنند تا عشق خود را به حسين نشان دهند و نذر اختراعي خود را ادا كنند،‌ آيا حسين مي بيند؟ در اين صورت خوشحال است يا غمگين؟
4- وقتي گروهي گمراه از فرقه اي ديگر به نام اسلام، زائران كربلا را ترور مي كنند، آيا حسين ترور طرفداران خود و مردن آنها را مي بيند؟ در اينصورت خوشحال است يا غمگين؟
5- .........................................

اكنون چگونگي پاسخهاي استاد السيد الاميني را بنگريد كه چگونه از عقيده خويش دفاع نموده اند:


آقاي السيد الاميني در پست 4 نوشته اند:


جناب نيك منش كمي يواشتر

بحث از علم غيب نيست فعلا و حاضريم ان شاء الله در علم غيب معصومين با هم صحبت كنيم بشرط اين كه مثل وهابيها داد و بيداد و بدون دليل صحبت نكيد

اين موضوع در مورد اكاهي معصومين هست به اعمال انسا نها


همچنين در پست 17 نوشته اند:

قران يك كتاب معمولي نيست كه توانست بدون كمك كرفتن از صاحبان علم قران نظر داد

ان شاء الله ثابت مي كنيم كه قران بتنهائي وبدون رسول الله ومعصومين ضلالت هست و ضلالت يعني انسان با فكر ناقصش نظر بدهد در قران

و سپس در پست 24 نوشته اند:

اقاى نيك منش عرض كردم عجله نكنيد و خيلي واضح است كه از علوم قراني خيلي دوريد

لذا تقاضا هست سوال كنيد نه اين كه نظر بدهيد

و در پست 28 بيان فرموده اند:

تا حال معلوم شد كه اعتقاد ما به رؤيت رسول الله و معصومين به اعمال يعني اين كه ما قائليم به شرك في قدرة الهي .

و در پست 29 مرقوم فرموده اند:


جناب نيك منش عجله نكنيد و داد و بيداد راه نندازيد و زود حكم نكنيد

منتظر باشيد ان شاء الله همه سوالات جواب داده مي شود



و در پست 31 چنين گفته اند:


عرض كردم خيلي عجله نكيند در مورد قران و رسول اسلام

تا حالا شما بخيالتان ثابت كرديد ما شريك قائل هستيم در قدرة الهي
و قائل هستيد كه رسول الله يك انسان معمولي است


و در پست 32 چنين به بنده لطف نموده اند:

اقاى نيك منش باور كنيد بنده افكار شماها و بزركتر شماها را بهتر از شما مي شناسم

و لذا بدانيد و جاى شكي نيست كه نه خدا قران را شناختيد و نه رسول قران را و نه خود قران را


و در پست 33 چنين آورده اند:


اقاى نيك منش بايد كمي از جمال و كمال رسول اسلام از قران براتون بيان كنيم تا معلوم شود جقدر از عظمت رسول اسلام نزد خداوند غافل هستيد

اقاى محترم اكر يك طفلي از شما سوال كند اكر رسول اسلام يك بشر عادي است كه به او وحى شده جرا خداوند او را معصوم قرار داده است در قران جه جوابي داريد؟

-- لذا كمي دقت كنيد و حرفهاى بعضي اطفال را كوش نكنيد



و چنين نوشته اند در پست 34:

اقا نيك منش بيايد كمي رسول اسلام را در قران بشناسيد نا نفهميده ايشان را يك انسان عادي و معمولي قلمداد نكنيد

و چنين خطاب كرده اند در پست 35:

جقدر رسول اسلام را در قران شناختيد اقاى نيك منش؟


در پست 38 ايشان نتيجه گيري مي كنند وسرانجام به بنده كه فقط و فقط قرآن را در زندگيم راهنما قرار داده ام، مي آموزند كه قرآن، معجزه رسول الله است!!!

يعني سرانجام ادعاي خود در تاپيك را اثبات نمي كنند و به پرسش ساده اينجانب پاسخ نمي دهند، بلكه معجزه بودن قرآن را كه خودم شديدا به آن معتقدم اثبات مي كنند

خوب شد كه ايشان سرانجام در صدد اثبات وجود خدا برنيامدند!!!

بقول شاعر:

از كرامات شيخ ما اين است: سركه را خورد و گفت شيرين است!!!:

پست 38:


اقاى محترم باور كنيد افكاري را طرح مي كنيد كه اطفال قبول نمي كنند

مثلا عدم اعجاز براي رسول اسلام

اقاى عزيز خود قران معجزه رسول اسلام است


و سپس بعد از اينكه به بنده ثابت نمودند كه قرآن معجزه است!!! از پاسخ به پرسش ساده اينجانب چنين مي گريزند و در پست 46 فرموده اند:


بنده چطور براى كلاس اولي كتب دانشكاهي را توضيح بدهم

سوالات شما را يك طفلشيعي مي تواند جواب بدهد

ما بيكار نيستيم به سوالات اين جنيني جواب بدهيم



خسته نباشد!!!!!!! بسيار زحمت كشيديد!!!!

گمان نمي كنم كسي بهتر از جناب السيد الاميني بتواند از عقايد خويش دفاع كند!!!!

آيا كسي هست كه بقول ايشان سوادش در حد يك طفل شيعي باشد و به پرسش ساده اينجانب در مورد تناقض ادعاي اين تاپيك با دو آيه 170 و 171 سوره آل عمران پاسخ دهد؟؟؟

amirrh / حلاج.
Sunday 20 April 2008, 09:45AM
شما قرآن نخوانده اید ... ! فقط به دروغ شعار قرآن می دهید ... آقای امیررره ؟

جزء 4 سوره آل عمران آيه 164
لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگى بخشيد] هنگامى كه در ميان آنها، پيامبرى از خودشان برانگيخت‏؛ كه آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد؛ هر چند پيش از آن‏، در گمراهى آشكارى بودند.

جناب صبح هر چه این آیه شریفه را که ذکر کردید خواندم نمی توانم بفهمم چگون این آیه دلالت بر فوق بشری بودن رسول الله دارد؟ میشه بفرمایید چگونه تاویل!!!! می کنید. این آیه دقیقا بشری بودن ایشان را تایید می کند و در جایی که قرمز کرده اید هم چیرزی مبنی بر فوق بشری بودن ایشان دیده نمی شود و صرفا وظایف ایشان ذکر شده است.

چرا بجای جواب پست های قبلی بنده اینگونه به حاشیه می روید؟ اگر استدلال عقلی یا قرآنی بیاورید باور کنید بنده تشنه تسلیم به چیزی فرای چیزی که تا کنون دریفت کرده ام هستم ان شا الله ولی این حاشیه رفتن جنابعالی و سایر هم فکرانتان بنده را صرفا در عقاید فعلی خودم مستحکم تر می کند چون چیزی از شما در رد عقایدم نمی بینم.

هستي
Sunday 20 April 2008, 10:32AM
بسمه تعالی
جناب امیره
در قران به حضرت عیسی معجزه زنده کردن مردگان نسبت داده شده ایا ان را باور دارید یا انکار می کنید؟
این دم مسیحایی در پیامبر اسلام هم بوده یا مقام پیامبر کمتر است!!!
مطمئن باشید که پیامبر بالاترین مرتبه را در میان پیامبران الهی داشته است وخلیفه الله است.
وخداوند در باره او فرموده است:
ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی 9سوره نجم
واین مرتبه عروج با مرتبه من وشما زمین تا اسمان تفاوت دارد.

صبح
Sunday 20 April 2008, 11:33AM
وقتی آیات قرآن اینقدر ساده وصریح بیان می کنند که پیامبر بشری بود که صرفا به ایشان وحی می شده جناب امیره ... شما گفتید ( صرفا ) ، به ایشان وحی می شده و وظیفه دیگری ندارند ، این تعلیم ضد قرآنی و ضد اسلامی است ... در حالی که رسول الله منبع حل اختلاف در میان مسلمانان است ... ، پس رسول الله از آنجا که منبع حل اختلاف است ، فوق سایر ابناء بشر است .... و نمی توانید منکر آن شوید .

amirrh / حلاج.
Sunday 20 April 2008, 11:44AM
بسمه تعالی
جناب امیره
در قران به حضرت عیسی معجزه زنده کردن مردگان نسبت داده شده ایا ان را باور دارید یا انکار می کنید؟
این دم مسیحایی در پیامبر اسلام هم بوده یا مقام پیامبر کمتر است!!!
مطمئن باشید که پیامبر بالاترین مرتبه را در میان پیامبران الهی داشته است وخلیفه الله است.
وخداوند در باره او فرموده است:
ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی 9سوره نجم
واین مرتبه عروج با مرتبه من وشما زمین تا اسمان تفاوت دارد.

برادران عزیز ظاهرا در این فروم اصلا جواب و گفتگو پیش نمی رود بنده سوالی کردم ولی جوابها همه برای چیزهایی غیر از سوال من می آید؟ برادران اگر جواب عقلی و قرآنی نمی توانید بدهید چرا پست جدیدی انجام میدهید بگذارید لااقل کسانی که جواب مرتبتی دارند مطلب بزنند.
در مورد آیه ای هم که آوردید : این آیه چه ربطی به فوق بشری بودن روسول گرامی اسلام دارد؟ آیه بعدش را چرا نمی آورید که صراحتا نزول قرآن به (( بنده خدا )) ( منظور رسول الله ) مورد تاکید قرار گرفته است؟؟؟؟

مسله وزن کرد و قیاس نیست که شما می گویید چون عیسی مسیح فلان معجزه را داشته پس مگر پیامبر رحمت چی اش از مسیح کمتر بوده که نداشته !!! اخر این که نشد حرف منطقی . خود نداشته معجزه عیسی به لطف خدا و بنا بر امر خدا بوده . ولی این این هیچ دلیلی نمی شود که چون عیسی یا موسی فلان معجزه را داشته اند بگوییم پس پیامبر هم داشته ؟ بجای اینکه بحث را به بی راهه بکشید لطفا صرفا جواب من را بدهید : چه لزرومی در فوق بشری جلوه دادن پیامبر داردی؟ آیا ثواب دارد؟ آیا در دنیا و آخرت گره ای از مشکلات شما می گشاید ؟ آخر چیزی به این روشنی که در قرآن صراحتا ذکر شده محل اینهمه فلسفه بافی و تاویل دارد؟ اگر دارد قرآنی یا عقلی بفرمایید تا بنده تسلیم شوم. ولی اینکه بحث دیگری پیش می کشید فقط به خودتان ضربه می زنید وقطعا کسانی که این تاپیک را می خوانند خواهند دید که بجای جواب صریح دارید چه می کنید.

چرا چشمتان را به نص صریح قرآن بسته ای؟ اگر قرآن را قبول دارید که نباید عکس چیزی که قرآن تصریح می کند بپذیرید پس چه شده که با 1000 جود فلسفه بافی و تاویل سعی در تغییر آیات قرآن داردی؟ واقعا برایم جالب است.

amirrh / حلاج.
Sunday 20 April 2008, 11:54AM
جناب امیره ... شما گفتید ( صرفا ) ، به ایشان وحی می شده و وظیفه دیگری ندارند ، این تعلیم ضد قرآنی و ضد اسلامی است ... در حالی که رسول الله منبع حل اختلاف در میان مسلمانان است ... ، پس رسول الله از آنجا که منبع حل اختلاف است ، فوق سایر ابناء بشر است .... و نمی توانید منکر آن شوید .

بنده فکر نمی کنم حرفی از وظایف پیامبر اکرم زده باشم چرا بحث را منحرف می کنید یعنی جواب دادن بسوالات من اینقدر برای شما مشکل است که مجبورید رو به اتهام به بنده آورید؟

یعنی چه ؟ اینکه می فرمایید چون پیامبر منبع حل اختلاف بوده پس ما فوق سایر انبیا بوده؟؟؟؟
جواب بی منطق شما را به قضاوت خوانندگان بی غرض وا می گذارم.

110shamsi
Sunday 20 April 2008, 04:35PM
برادران عزیز ظاهرا در این فروم اصلا جواب و گفتگو پیش نمی رود بنده سوالی کردم ولی جوابها همه برای چیزهایی غیر از سوال من می آید؟ برادران اگر جواب عقلی و قرآنی نمی توانید بدهید چرا پست جدیدی انجام میدهید بگذارید لااقل کسانی که جواب مرتبتی دارند مطلب بزنند.
در مورد آیه ای هم که آوردید : این آیه چه ربطی به فوق بشری بودن روسول گرامی اسلام دارد؟ آیه بعدش را چرا نمی آورید که صراحتا نزول قرآن به (( بنده خدا )) ( منظور رسول الله ) مورد تاکید قرار گرفته است؟؟؟؟

مسله وزن کرد و قیاس نیست که شما می گویید چون عیسی مسیح فلان معجزه را داشته پس مگر پیامبر رحمت چی اش از مسیح کمتر بوده که نداشته !!! اخر این که نشد حرف منطقی . خود نداشته معجزه عیسی به لطف خدا و بنا بر امر خدا بوده . ولی این این هیچ دلیلی نمی شود که چون عیسی یا موسی فلان معجزه را داشته اند بگوییم پس پیامبر هم داشته ؟ بجای اینکه بحث را به بی راهه بکشید لطفا صرفا جواب من را بدهید : چه لزرومی در فوق بشری جلوه دادن پیامبر داردی؟ آیا ثواب دارد؟ آیا در دنیا و آخرت گره ای از مشکلات شما می گشاید ؟ آخر چیزی به این روشنی که در قرآن صراحتا ذکر شده محل اینهمه فلسفه بافی و تاویل دارد؟ اگر دارد قرآنی یا عقلی بفرمایید تا بنده تسلیم شوم. ولی اینکه بحث دیگری پیش می کشید فقط به خودتان ضربه می زنید وقطعا کسانی که این تاپیک را می خوانند خواهند دید که بجای جواب صریح دارید چه می کنید.

چرا چشمتان را به نص صریح قرآن بسته ای؟ اگر قرآن را قبول دارید که نباید عکس چیزی که قرآن تصریح می کند بپذیرید پس چه شده که با 1000 جود فلسفه بافی و تاویل سعی در تغییر آیات قرآن داردی؟ واقعا برایم جالب است.

از جواب و بحث در نرو
اهلش نيستي مجبور نيستي بحث كني

:)

صبح
Sunday 20 April 2008, 06:51PM
بنده فکر نمی کنم حرفی از وظایف پیامبر اکرم زده باشم چرا بحث را منحرف می کنید یعنی جواب دادن بسوالات من اینقدر برای شما مشکل است که مجبورید رو به اتهام به بنده آورید؟

یعنی چه ؟ اینکه می فرمایید چون پیامبر منبع حل اختلاف بوده پس ما فوق سایر انبیا بوده؟؟؟؟
جواب بی منطق شما را به قضاوت خوانندگان بی غرض وا می گذارم.

بحث بنده این است و نه جز این است که ، کسی مجبور نیست پیامبر را فقط "پستچی" بداند ... این اعتقاد عین کفر است ... بنده تنها این نفاق را آشکار می سازم ... ناراحتید ؟

اگر بحث شما جز این است ، ما را بخیر و شما را به سلامت ...

nikmanesh
Sunday 20 April 2008, 06:57PM
جناب امیره ... شما گفتید ( صرفا ) ، به ایشان وحی می شده و وظیفه دیگری ندارند ، این تعلیم ضد قرآنی و ضد اسلامی است ... در حالی که رسول الله منبع حل اختلاف در میان مسلمانان است ... ، پس رسول الله از آنجا که منبع حل اختلاف است ، فوق سایر ابناء بشر است .... و نمی توانید منکر آن شوید .


جناب صبح،

هر چه بيشتر سخن مي گوييد، نا آگاهي خود به قرآن را بيشتر نشان مي دهي، دليل آن هم غرق شدن در احاديث است.

شناخت اينكه خدا كدام پيامبر را بر ديگري برتري داده، وظيفه ما نيست. خداي رحمن از ما خواسته ميان رسولانش هيچ فرقي نگذاريم.

مي دانيد معنيش چيست؟ يعني: ... ميان... هيچكدام... از... رسولان... الهي ... فرق... نگذاريم....

اين دستور خدا به ماست.

بقره/285 و بقره/136 و آل عمران/84 و نساء/150

يعني ما بايد اقرار كنيم:

لا نفرق بين احد من رسله

يعني بايد اقرار كنيم:

"We make no distinction among any of His messengers.

اما در مورد برداشت كودكانه شما كه گفته ايد:


پس رسول الله از آنجا که منبع حل اختلاف است ، فوق سایر ابناء بشر است ....


خب، استاد در مورد داود پيامبر چه مي گوييد، آيا اين پيامبر هم چون منبع حل اختلاف است، فوق ابناء بشر مي باشد؟؟؟
با اين كار در دنيا و آخرت چه نصيبتان مي شود؟؟؟

سوره ص:

يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ ﴿26﴾

اى داوود ما تو را در زمين خليفه [و جانشين] گردانيديم پس ميان مردم به حق داورى كن و زنهار از هوس پيروى مكن كه تو را از راه خدا به در كند در حقيقت كسانى كه از راه خدا به در مى‏روند به [سزاى] آنكه روز حساب را فراموش كرده‏اند عذابى سخت‏خواهند داشت

احمدfff
Sunday 20 April 2008, 07:05PM
حكم خدا فقط در قرآن است






جناب حامل الاسفار اقاي nikmanesh

شما كه ادعا ميكنيد حكم خدا فقط در قران است

لطفا اين آيه ي مباركه ي ( كهيعص ) را بدون استفاده از احاديث , به طور صريح معني كنيد و بگوييد از كجا مطمئنيد كه معني كردن شما صحيحه؟


منتظر جواب شما هستيم

صبح
Monday 21 April 2008, 09:08AM
جناب نیک منش ،
مثل اینکه شما واقعا در پیگیری بحث هوشیار نیستید ..

عدم وجود اختلاف بین پیامبران اصلا بحث ما نبوده و نیست که ناگهان به صحرای استئصال خود می زنید ... و فکر می کنید از عدم تبعیت خود از پیامبر ، با این برهان های خیس مضحک فرار می کنید ... قرآن می گوید دین توسط محمد رسول الله (ص) تکمیل گشت ... و همه دینها نزد خدا اسلام است ... اختلاف میان پیامبران اصلا اینجا مطرح نیست ، چون صف پیامبران توسط محمد بن عبدالله خاتمه یافته است و تکمیل شده است .. بعبارتی می توان گفت ، پیامبران در محمد (ص) خلاصه می شوند ...

به حاشیه نروید و فرار نکنید ... بحث اصلی این است ... شما پاسخ دهید اطاعت از محمد (ص) واجب است یا نه ، سوال ساده ای است ، اگر اطاعت از پیامبر را گوشه ای بیندازید دروغگوئی و کفر و نفاق شما عیان می گردد و این شوخی نیست ... این محاربه با دین خداست ... این "تهــــــــــــــاجم غیر مستدل به باور بنده است " ، قابل توجه ناظرینی که برای نوشته های گذشته ی بنده تذکر ارسال نمودند ...

اگر می گوئید اطاعت از احادیث معقول نیست ، سوال می شود ، پس به چه حکمی قرآن را صحیح می دانید ، آیا صحت متن قرآن را امثال شما باید تعیین کنید ، یا اخبار تاریخی و روایات معتبر ... ؟ شما به چه حقی خود را لایق این میدانید که صحت آیات قرآن را تعیین کنید ، مگر معتقد باشید به اندازه بندگان خدا ، قرآن وجود دارد ... که بوی این باز هم افکار ضد دینی شمال ، در می آید ...

آنها دشمن پیامبرند ، یکفینا کتاب اللهی ها خود را در جای پیامبر می نشانند و غاصب مسئولیت پیامبر " یعلمهم الکتاب و الحکمة " می شوند ، بجای اینکه مردم را دعوت کنند به اطاعت از قرآن که گفت "اطیعوا الله و الرسول "، بجای اینکه حداقل صداقت را در شعارهای خود داشته باشند و تاکید کنند طبق امر قرآن ، از پیامبر تبعیت کنیم ، براهین من در آوردی خود را طریق رسالت پنداشته ، بدون اینکه برهانی برای صحت رفتار خود در مشابهت به پیامبر داشته باشند ... رفتار و برداشت و کردار خود را هر چند مخالف با عملکرد و سنت رسول الله (ص) باشد ، این را نمی توان اسلام نامید ...

جزء 5 سوره النساء آيه 65
فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ
حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ
ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا

به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود،
مگر اينكه در اختلافات خود، تو را (رسول الله را) به داورى طلبند؛
و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند؛ و كاملا تسليم باشند




یادمان هست روزی در ابتدای ورود یکی از این اشخاص به این تالارها ، از ایشان طریقه ی وضو را خواستیم ، ایشان به طرز مضحک و غرور آمیزی یک فایل PDF حواله ما نمود ... گویا مشغول انزال وحی است ... و واقعا آدم دو شاخ بر سر خود می بیند که این اشخاص اینقدر جری هستند که تمامی اسناد و مدارک تاریخی روش پیامبر که ملزم به تبعیت هستیم را بر زیر پای خود میگذارند ، و بجای آن بطرز نوینی یک دستورالعمل رایانه ای عرضه می کنند ، خلاصه او یک چند تصویر مثل کتاب کودک برای ما عرضه کرد و گفت "اینگونه وضو بگیرید" ، پیروان این فرقه اک کوچک ، مجبورند از فایلهای PDF و برداشتهای شخصی چند تن از روسایشان از قرآن تبعیت کنند ، به نظرم پیش قراولان! این جنبش ! خیلی خوب می دانند که مشغول چه خیانتی به دین اسلام هستند ... آنها جز اصالت بخشیدن به برداشتهای شخصی و در نتیجه تکه پاره کردن اسلام هیچ هدفی ندارند ... به همین دلیل با اوامر پیامبر دشمنی می کنند ...

اما دنباله روان این افراد آنقدر دایره ذهنی کوچکی دارند که هیچگاه نخواهند فهمید روشی که پیش می گیرند نه در فرقه ی چند نفری آنها ، بلکه در جوامع صدها میلیون نفری باید قابل اجرا باشد ... و در یک جامعه با این حجم جمعیت بیش از یکی دو رئیس فکر و راهبرد ، وجود دارد و اختلاف پیش می آید ... ، و مطمئنا در دایره ذهنی ایشان ، منبع اختلاف تنها آنها هستند ، چون بهرحال روشی جدید است و مردم باید بجای پیامبر از سران این شبهه بهائیت اطاعت کنند ...

به این دنباله روها ، توصیه می کنم کمی برای امتحان هم که شده بعنوان یک مثال کوچک در طرز وضوی آنها تردید کنند ، در قرآن به انواع مختلفی می توان طرز وضو را برداشت کرد... ببینید آنها از کجایشان این طرز وضو را در آورده اند ... و آیا ما پیامبران یکتای جدیدی برای تاویل قرآن داریم ، یا نه ...

معلم دین ، پیامبر (ص) است ... نه امثال این افراد که با تزویر قرآن را تحریف می کنند و ضمن وقاحتی آشکار در عناوینی به کفر رفتار و کردار پیامبران را مرده دانسته ، به خود را جایگزین می کنند ... !!! خیره سری این افراد نه از عمق ایمان ، که از عمق دشمنی ایشان با پیامبر خداست ... باید بدانید اگر توانستید چند تن از دوستان مستضعف خود را مقلد این افکار کنید ... دلیل نمی شود ، مقلدین پیامبر آن اسوه ی حسنه صلوات الله و سلامه علیه ، به امیال نفسانی شما تغییر جهت داده و مضحکه ی جدیدی مثل بهائیت و بابیت براه اندازند ... زمان قجر ، زمان خاص خود بود ... اکنون خیلی فرق دارد ... بهرحال این تهاجمی خیره سرانه به به عقاید و آئین یک و نیم میلیارد مسلمان است ، و تصور نمی کنم در صورت تبیین این واقعیت برای مدیران سایت ، جائی برای این افراد در این تالار باقی بماند ... یا جای ما نیست ...


این را خوب گوش کنید ... مسلمان ، بدون تبعیت از محمد رسول الله(ص) مسلمان نیست :

جزء 14 سوره النحل آيه 64
وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
ما قرآن را بر تو نازل نكرديم
مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند،
براى آنها روشن كنى‏؛
و [اين قرآن‏] مايه هدايت و رحمت است براى قومى كه ايمان مى‏آورند!


پس حقیران ... خموش ...روشن کننده ، جای دیگری است ...

amirrh / حلاج.
Monday 21 April 2008, 09:32AM
پس حقیران ... خموش ...روشن کننده ، جای دیگری است ...



ناظم این فروم آیا این اهانت تلقی نمی شود؟

amirrh / حلاج.
Monday 21 April 2008, 09:35AM
شما که عکس شهید بهشتی را برای خود زده اید آیا کتاب "خدا از دیدگاه قرآن" ایشان را خوانده اید؟ بنظرم حتی آن را هم نخوانده اید که بدانی توحید قرآنی چیست.

صبح
Monday 21 April 2008, 10:03AM
ناظم این فروم آیا این اهانت تلقی نمی شود؟
منظور از حقیران کسانی است که حکم پیامبر خدا را زیر پا گذاشته و آن را واجب الإطاعة نمی دانند و اینگونه خود را به دروغ تابع قرآن می دانند ...

اگر کسی از این افراد در اینجا هست ، دستش را بلند کند ، تا بفهمیم چه کسی مشغول بذرپاشی فتنه در دین ماست ... اگر جرات دارد ... دست بلند کند ... تا بفهمیم این سایت جای ماست یا جای حقیرانی که از عمل به شعار خود نیز مستاصلند و دائم در حال تهاجم و توهین به دین و آئین ما هستند .....

صبح
Monday 21 April 2008, 10:11AM
شما که عکس شهید بهشتی را برای خود زده اید آیا کتاب "خدا از دیدگاه قرآن" ایشان را خوانده اید؟ بنظرم حتی آن را هم نخوانده اید که بدانی توحید قرآنی چیست.
نکند اسم شما توحید است ... یا شوش ... یا مولوی ؟! آیا فکر می کنی در "عطاری" شهید بهشتی ، ارتباطی با شما و امثال شما یافت می شود که اکنون باز هم به تزویر و نفاق او را با این عمامه سیاهش غصب کردی ؟ نکند دیگر در اینجا "ملاها" صاحب توحید شدند ... ؟ و کتب آنها برای شما معتبر گشته ؟ حزب باد میدانی یعنی چه ؟

افرادی که شعار قرآن را می دهند ، اما از قرائت ساده آیات قرآن و واجب الإطاعة بودن محمد (ص) به دستور قرآن عاجزند ، چطور خود را موحد می دانند ... جز به دروغ و تزویر و نفاق و کفر ؟

یا علی اغاز عشق
Friday 8 August 2008, 11:00PM
یا علی مدد

alavee
Saturday 9 August 2008, 09:56AM
بسم الله الرحمن الرحيم

(سوره التوبة آيه94 ) ـ يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُل لاَّ تَعْتَذِرُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَ سَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ و َرَسُولُه ُثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
هنگامى كه بسوى آنها [كه از جهاد تخلّف كردند] باز گرديد، از شماعذرخواهى مى‏كنند؛ بگو: (عذرخواهى نكنيد، ما هرگز به شما ايمان نخواهيم آورد! چرا كه خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته‏؛ و خدا و رسولش‏، اعمال شما را مى‏بينند؛ سپس به سوى كسى كه داناى پنهان و آشكار است بازگشت داده مى‏شويد؛ و او شما را به آنچه انجام مى‏داديد، آگاه مى‏كند [و جزا مى‏دهد!])

(سوره التوبةآيه105 ) ـ وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ و َرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَاكُنتُمْ تَعْمَلُونَ
بگو: (عمل كنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان‏، اعمال شما را مى‏بينند! و بزودى‏، بسوى داناى نهان و آشكار، بازگردانده مى‏شويد؛ و شما را به آنچه عمل مى‏كرديد، خبر مى‏دهد!)

برهان اسلامی ، *مسلم* ، هدي الهي ، عبد الله ، *عبدالله* ، benny hinn
Monday 11 August 2008, 06:26AM
جناب حامل الاسفار اقاي nikmanesh

شما كه ادعا ميكنيد حكم خدا فقط در قران است

لطفا اين آيه ي مباركه ي ( كهيعص ) را بدون استفاده از احاديث , به طور صريح معني كنيد و بگوييد از كجا مطمئنيد كه معني كردن شما صحيحه؟


منتظر جواب شما هستيم
خوب است به آیات زیر از سوره ی شوری توجه کنی:
حم ﴿1﴾ عسق ﴿2﴾ كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿3﴾
درآیه3 منظور از كَذَلِكَ چیست؟
ایا غیر از این است که خداوند با حروفی مانند "ح"و "م"و "ع"و "س"و...به سوی پیامبر وحی فرستاده است؟
آیا غیر از این است که معجزه ای این چنینی (قرآن)با همین حروف به وجود آمده است؟
آیا این آیه مفهوم حروف مقطعه را معین نمی کند؟

mehrdad_123
Monday 11 August 2008, 02:20PM
ایا غیر از این است که خداوند با حروفی مانند "ح"و "م"و "ع"و "س"و...به سوی پیامبر وحی فرستاده است؟
آیا غیر از این است که معجزه ای این چنینی (قرآن)با همین حروف به وجود آمده است؟
آیا این آیه مفهوم حروف مقطعه را معین نمی کند؟


یک نظریه است همین...
دلیل از قرآن که بگوید برخی از آیات بیهوده هستند؟!

السيد الاميني
Sunday 14 September 2008, 06:10PM
بهترين راه براى شناخت اين امور مراجعه به احاديث و فرموده‏هاى امامان معصوم(ع) است.
الف) امام زمان(عج) در توقيعى خطاب به شيعيان فرمود:
فَإنَّا نُحيطُ عِلْمَاً بِأنْبائِكُمْ وَ لا يَعْزُبُ عَنَّا شَي‏ءٌ مِنْ أخْبارِكُمْ؛

ما بر اوضاع و احوال شما كاملاً آگاهيم و هيچ يك از اخبار شما بر ما پوشيده نمى‏ماند.
ب) امام صادق(ع) درباره قول خداى عزّوجل كه فرمود:
(اِعْمَلُوا فَسَيَرىَ اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ)؛
عمل كنيد كه خدا و پيامبر و مؤمنين كردار شما را مى‏بينند.
فرمود: مؤمنين همان ائمه هستند
ج) عبدالله بن ابان كه در نزد امام رضا(ع) منزلتى داشت گويد: به امام(ع) عرض كردم: براى من و خانواده‏ام به درگاه خدا دعا فرماييد. امام فرمود: مگر من دعا نمى‏كنم؟ به خدا سوگند كه همانا اعمال شما در هر شب و روز بر من عرضه مى‏شود.
عبدالله گويد: حضرت كه متوجه شد من اين مطلب را بزرگ و باور نكردنى شمرده‏ام فرمود:
مگر كتاب خدا را نخوانده‏اى؟
(وَ قُل اِعْمَلُوا فَسَيَرىَ اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ)؛
مراد از مؤمن به خدا سوگند على ابن ابى طالب(ع) است

السيد الاميني
Friday 26 September 2008, 03:24AM
السلام علیکم

،حضرت صادق عليه السلام فرمودند(با دستشان اشاره كردند):«على مثل ضوء الشمس‏»مثل اينكه نور خورشيد را مى‏بينى،فقط اگر اين طور باشد شهادت بده،غير از اين نه.به همين جهت براى آنچه كه ما در فارسى مى‏گوييم‏«گواه‏»در زبان عربى كلمه‏«شاهد»به كار مى‏برند،يعنى حاضر،يعنى آن كسى كه حاضر واقعه بوده نه آن كسى كه عالم به واقعه است،چون غايب از واقعه هم گاهى عالم به واقعه مى‏شود،ولى كافى نيست.علم به واقعه ولى عن غياب كافى نيست،حضور آن واقعه و شهود آن لازم است.

يكى از نكات مهم و معارف بزرگ قرآن اين مساله است كه پيغمبر اكرم و به تعبير قرآن گروهى از مؤمنين-كه آن گروهى از مؤمنين اين گونه جز اينكه در مقام عصمت باشند كس ديگر نمى‏تواند باشد-[شاهد امت هستند].

خدا پيغمبر را«شاهد امت‏»ناميده است،شاهدى كه در دنيا تحمل شهادت مى‏كند و در آخرت اداى شهادت،يعنى او حاضر و ناظر به افعال و اعمال امت است.همين طور كه ما مى‏گوييم ملكين رقيب و عتيد ناظر و شاهد اعمال ما هستند،هميشه پيغمبر يك امت‏شاهد و ناظر بر اعمال امت است،و اين است كه در مساله امامت گفته مى‏شود كه شان اصلى امام اين نيست كه در ميان مردم ظاهر باشد و حكومت در دست داشته باشد كه اگر اين شان را از او گرفته باشند ديگر امام نباشد و از امامت‏خلع شده باشد،نه،شان اصلى كه از آن اين شان نتيجه مى‏شود[اين است كه امام شاهد امت است]يعنى با وجود كسى كه در باطن و از نظر باطن شاهد بر همه امت است ديگر نوبت به كسى كه مثل همه افراد امت است و مثل افراد ديگر امت‏خطا كار است نمى‏رسد كه او خلافت و حكومت را در دست بگيرد.

اين است كه قرآن در آن آيه مى‏فرمايد: يا ايها النبى انا ارسلناك شاهدا ما شما را فرستاده‏ايم به عنوان شاهد و به عنوان گواه امت.اين مساله عرض اعمال-كه خودش مساله‏اى است كه بر پيغمبر يا امام عرض اعمال مى‏شود-همان مفهوم‏«شهادت‏»را مى‏رساند،كه در آن آيه مى‏فرمايد: و قل اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله و المؤمنون و ستردون الى عالم الغيب و الشهادة

یا علی اغاز عشق
Friday 26 December 2008, 01:20PM
بهترين راه براى شناخت اين امور مراجعه به احاديث و فرموده‏هاى امامان معصوم(ع) است.
الف) امام زمان(عج) در توقيعى خطاب به شيعيان فرمود:
فَإنَّا نُحيطُ عِلْمَاً بِأنْبائِكُمْ وَ لا يَعْزُبُ عَنَّا شَي‏ءٌ مِنْ أخْبارِكُمْ؛

ما بر اوضاع و احوال شما كاملاً آگاهيم و هيچ يك از اخبار شما بر ما پوشيده نمى‏ماند.
ب) امام صادق(ع) درباره قول خداى عزّوجل كه فرمود:
(اِعْمَلُوا فَسَيَرىَ اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ)؛
عمل كنيد كه خدا و پيامبر و مؤمنين كردار شما را مى‏بينند.
فرمود: مؤمنين همان ائمه هستند
ج) عبدالله بن ابان كه در نزد امام رضا(ع) منزلتى داشت گويد: به امام(ع) عرض كردم: براى من و خانواده‏ام به درگاه خدا دعا فرماييد. امام فرمود: مگر من دعا نمى‏كنم؟ به خدا سوگند كه همانا اعمال شما در هر شب و روز بر من عرضه مى‏شود.
عبدالله گويد: حضرت كه متوجه شد من اين مطلب را بزرگ و باور نكردنى شمرده‏ام فرمود:
مگر كتاب خدا را نخوانده‏اى؟
(وَ قُل اِعْمَلُوا فَسَيَرىَ اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ)؛
مراد از مؤمن به خدا سوگند على ابن ابى طالب(ع) است

zxcv
Friday 26 December 2008, 11:56PM
ائمه از اعمال ما با خبر نیستند چرا که .......


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا


و توکّل کن بر آن زنده‏اى که هرگز نمى‏ميرد؛ و تسبيح و حمد او را بجا آور؛ و همين بس که او از گناهان بندگانش آگاه است!

به نام آنكه هرگز نمي ميرد
مردگان را رها كنيد ؛ آنها نفع و ضرري به حالتان ندارند

لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَآلُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
کافران درواقع کساني هستند که مي گويند خدا همان مسيح،پسر مريم است. شخص مسيح گفت: "اي بني اسراييل، خدا را بپرستيد؛ پروردگار من وپروردگار شما." هر کس به هر نحوي به خدا شرک آورد، خدا بهشت را بر او حرام کرده استو سرنوشت او دوزخ است. ستمکاران هيچ ياوري نخواهند داشت.

بياييد تاچشمانمان را باز كنيم و گوشهايمان را تيز ، اين آيه شماره 72 از سوره مباركه مائده است . اگر حرف مرا باور نمي كنيد به قرآن رجوع كنيد !
كساني كه تا ديروز ميگفتند مسيح پسر خداست حالا دارند مي گويند او خود خداست اين ظالمان به تمناي بهشت چنين كاري را مي كنند و غافلند از اينكه خداوند بهشت را بر مشركين حرام كرده است . اين بيچارگان بطور كامل از تعليمات و كتاب مسيح بي خبرند . اگر اينگونه نبود حتماً مي دانستند که مهمترين پيام مسيح عدم پيروي از اهواء پدران و نياكان و تعبد خالصانه خداوندمتعال بوده است.
پروردگارا ! تو راست گفتي. واقعاً تاريخ چقدر وقايع مشابه دارد!
كساني كه امروز مي گويند علي خداست آيا همانهايي نيستند كه تا ديروز او را تنها عضوي از خاندان خداوند و آل الله مي دانستند. آيا آنها نمي دانند علي مردي مسلمان از قبايل عرب هزارو چهارصد سال پيش بود؟! واقعاً رقيه سه ساله چه مزيتي برديگر دختران سه ساله روزگار خود داشت كه امروزه مي گويند همه كاره خدا بر روي زمين است( نقل از هيئت سگهاي رقيه) او به زودي در شوري ديگر به دختر خدا مبدل خواهد شد هرچند كه همين امروز يكي از اعضاي آل الله است.
چه حقه كثيفي! اي شيطان رجيم ؛ تو بر سر هر قومي كه اين بلا را آوردي به آن قوم چنين وانمود كردي كه قصه اش باديگران فرق مي كند و هيچگاه مشرك نبوده و نخواهد شد و اين حقه تو آنچنان آنها راگرفته كه حتي وقتي خداوند هم به آنها مي گويد شما شرك ورزيديد ، خواهند گفت:

ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ
به پروردگارمان الله سوگند كه ما مشرك نبوديم

مردگان را با خدا اشتباه نگيريد ، آنها حتي به حال خودنيز سود و زياني ندارند. آيا هنوز چشمانمان مي بيند ؟آيا گوشهايمان كلام حق را مي شنود؟ آيا باز هم به صرف شنيده هاي خود كه جز اهواءپيشينيان و سخنان بي سروته افرادي كه با قرآن غريبه هستند چيز ديگري نيست توجه می کنید ؟ آیا به قرآن ، تنها معيار جدا كننده حق از باطل پشت مي كنيد؟

آهاي برادران و خواهران! گوشهايتان را تيز كنيد و چشمانتان را باز ؛ آنچه در زير آمده صريح كلام خداوند مبني بر مرده بودن و عدم تحرك و كارايي كسانيست كه ما آنها را به خدايي گرفته ايم . آنهافرزند خدا نيستند . آنها خاندان و خانواده(آل الله) خدا نيستند . آنها جزئي از خدا نيستند. آنها فقط و فقط بنده خداوند هستند كه روزي تنها وظيفه شان ابلاغ پيام خداوند بوده و امروز در دنياي ما تنها مردگاني هستند كه نه پايي براي راه رفتن دارند ، نه دستي براي انجام دادن كاري ، نه چشماني براي ديدن و نه گوشي براي شنيدن . حرفهاي ديگران را رها كنيد تا كلام حق از ميان انبوه سخنان باطل جلوگرشود. بدقت آيات سوره اعراف را كه در زير آمده اند بخوانيد و آنها را با آيات سوره نحل (16) مقايسه كنيد و اگر مفهوم جملات عربي آنها را متوجه نشديد تنها به يك ترجمه اكتفا نكنيد.


أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ
آيا چيزهايي را شريك خداوند قرار ميدهند كه چيزي نمي آفرينند و خود آفريده شده اند؟

وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلاَ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ
معبودانى كه نه مى توانند آنها را يارى دهند و نه حتى خودشان را؟

إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
معبودانى كه در بجاي خدا و در كنار او مى خوانيد، بندگاني مانند خودتان هستند. آنها را صدا كنيد؛ بگذاريد شما را اجابت كننداگر حق با شماست و راست مي گوييد.

أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُواْ شُرَكَاءكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُونِ
آيا آنها پا دارند كه با آن راه بروند؟ آيا آنها دست دارند كه به كمك آن كاري بكنند؟ آيا آنها چشم دارند كه با آن ببينند؟ آيا آنها گوش دارند كه باآن بشنوند؟ بگو: "معبودهاى خود را صدا كنيد و از آنها بخواهيد تا بى درنگ مرا شكست دهند.

وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ
كساني را كه به جاي خدامي خوانند ، چيزي خلق نمي کنندو خود مخلوقند

أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ
ايشان مرده اند، زنده نيستند و هيچ نمي دانند که چگونه يا چه وقت برانگيخته خواهند شد.

دو آيه زير از آيات فوق جدا شده اند كه يكي مربوط به سوره اعراف و ديگري از آن سوره نحل است. به شباهتشان خوب دقت كنيد .

[7:191] ايشركونما لا يخلق شيءا وهم يخلقون
[16:20] والذين يدعون من دون اللهلا يخلقون شيءاوهم يخلقون

كساني را كه شريك خداوند قرار داده ايم همانهايي هستند كه داريم مي خوانيمشان و عبادتشان مي كنيم . اينها موجوداتي هستند كه قادر به خلق هيچ چيز و انجام هيچ كاري نيستند و خود نيز مخلوقند.

وباز:

[7:194] ان الذين تدعون من دون الله عباد امثالكم فادعوهم فليستجيبوالكم ان كنتم صدقين
[16:20] والذين يدعون من دون الله لا يخلقون شيءا وهم يخلقون

كساني را كه به جاي خدا مي خوانيد در اصل بندگاني مانند خودتان هستندكه نه چيزي را خلق مي كنند و نه قادر به اجابت دعاي شما هستند . چرا؟ چون:
دست و پا و گوش و چشم ندارند. پس چگونه بندگاني مانند ما هستند؟ چون: آنها ديگر مرده اند و حتي نمي دانند كه چه وقت مبعوث و محشور خواهند شد.

توجه توجه: اين بندگان الآن شاهد و ناظر بر هيچ چيز نيستند مي دانيد چرا؟ چون هنوز محشور نشده اند . آنها در خوابند و هنوز بيدارشان نكرده اند. آنها مرده اند

پس بياييد خدا را بخوانيم چون ؛ مردگان صدايمان را نميشنوند . آيا رسول الله شامل من دون الله مي شود؟ قطعاًمشركين خواهند گفت نه ؛ چونكه او رسول خداست و يا فاطمه ، علي و حسن و حسين، اينها چطور؟ نه. چون: اينها نيز آل الله هستند و چيزي جداي از خدا نيستند . اگر از گروهی دیگر همین سوال را در خصوص عیسی بپرسیم باز هم می گویند ، نه . چون او پسر خداست ! حالا از برادران و خواهران خوبم خواهش مي كنم به دو آيه زير توجه و دقت كنيد و آنچه را از شما سئوال مي كنم در صورت تمايل پاسخ دهيد:


وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى‏ يُؤْفَكُونَ(30/التوبه)

آيه فوق مي گويد يهوديها ومسيحيها هريك ادعا كرده اند كه به ترتيب عزير و مسيح پسر خداست . آيا آنها اينگونه تصور مي كردند كه خداوند همسري دارد و او اين پسران را برايش به دنيا آورده است ؟خير .ادعاي آنها اين بود كه اينها همه كاره خدا بر زمين هستند و آنقدر به او نزديك هستند كه همچون عضو و جزئي از خدا شده اند. خدايشان بكشد كه اينگونه از حق دور ميشوند . تا بوده و بوده همينطور بوده. گذشتگان چنين كردند و آيندگان نيز چنين خواهندكرد .


اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ(31/التوبه)

خوب دقت كنيد ؛ آيه فوق مي گويد آنها مقدسين و علماي ديني خود را ارباب گرفتند. آيا آنها واقعاً تصور مي كردند اينها رب و خدا هستند؟ هرگز ، آنها فقط تصور مي كردند كه اين افراد مقربين و آبرومندان درگاه پروردگار هستند كه اگر از ايشان چيزي بخواهند و آنها خواسته شان را براي خدا مطرح كنند خداوند روي اين خوبان را زمين نخواهد انداخت.آنها هم به كمك علوم ملكوتي فقه در مي يافتند ( البته شيطان به گوششان مي خواند) كه جز ميگو و ماهي پولك دار همه آبزيان حرام هستند و بلافاصله آن را به مقلدان خود حكم مي كردند و مقلدان نيز فرمان پروردگار آسمانها و زمين را كنار گذاشته و فرمان خدايان زميني (احبار و رهبان) را به اجرا در مي آوردند و ايشان را تعبد مي كردند و بنده ايشان مي شدند.

حال سئوالي كه از شما دارم اين است: بطوري كه مي بينيد در آيه فوق مسيح نيز جزء من دون الله مي شود . با اين وجود آيا باز فكر مي كنيد كه محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين و ديگران از قاعده "من دون الله " مستثني هستند؟ آيا گفتن ابناءالله غلط و نادرست است ولي "آل الله " درست است؟ آيا فكر نمي كنيم عبارت "آل الله " ساخته شيطان باشد كه ما در پي توجيه آن هستيم؟

خیرالبریه
Saturday 27 December 2008, 08:26AM
حال سئوالي كه از شما دارم اين است: بطوري كه مي بينيد در آيه فوق مسيح نيز جزء من دون الله مي شود

با سلام

عزیزم آیه را کامل بخوان و ببین :

اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ(31/التوبه)

ارباب من دون الله ...بلی کسیکه برای غیر خدا ربوبیت واستقلال در تاثیر قائل شود مشرک است و در آخر آیه هم عبادت آنانرا شرک شمرد نه خواندن آنانرا

دقت شود که عبادت و الوهیت وربوبیت فقط مخصوص ذات اقدس باری تعالی است اما کمک و استغاثه به مقربین که واسطه ووسیله هستند بنص قرآن جائز است :

الذين يحملون العرش و من حوله يسبحون بحمد ربهم و يومنون به و يستغفرون للذين امنوا ربنا وسعت كل شى ء رحمة و علما فاغفر للذين تابوا و اتبعوا سبيلك وقهم عذاب

در این آیه بصراحت از استغفار فرشتگان برای مومنین سخن گفته چرا ؟؟

مگر مومنین خودشان نمیتوانند بدون واسطه از خدا طلب استغفار کنند ؟؟

مگر فرشتگان سرخود اجازه دارند که کاری انجام دهند ؟

در جنگ بدر نیز خدای متعال فرمود که 3000 فرشته را به مدد شما فرستادیم ..دقت کنید مدد ..

این مدد چرا بی واسطه وفقط از جانب خدای سبحان نشد ؟؟؟

چرا فرشتگان واسطه مدد شدند ؟؟؟؟؟؟




یا علی مدد

gholam_ali
Saturday 27 December 2008, 11:25AM
دقت كنيد كه آيه اينگونه نازل نشده :
اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّهِ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ(31/التوبه)

بلكه اينگونه نازل شده :
اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ(31/التوبه)

و طبق قواعد عربي « وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ » داخل در عبارت من دون الله نيست اما به أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ معطوف شده است !!

آقاي زد !!
اگر از زبان عربي چيزي فهميده باشيد مي فهميد كه خداوند به چه زيبايي اين عبارت را فرموده !
فرموده كه أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ كه غير خدا هستند را ارباب گرفتند و نيز مسيح بن مريم را هم ارباب گرفتند و در هر دو مورد اشتباه كردند و جز به پرستش خداوند امر نشده بودند .

zxcv
Sunday 28 December 2008, 12:39AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وقال ربكم ادعوني أستجب لكم إن الذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخرين
پروردگار شما ميگويد، «به من دعا کنيد و من به شما جواب خواهم داد.» مسلما، کساني که متکبرتر از آن هستند که من را پرستش کنند، اجبارا داخل جهنم خواهند شد.»


اسلام‌ با شرك‌ و تعبد غیر خدا ‌جنگيد و با آوردن‌ توحيد و يگانه‌پرستي‌ خالص‌ و پاك‌، خواست‌ تا وساطت‌ بين‌ بنده و خدا را از ميان‌ بردارد. از اين‌ رو تك‌تك‌ افراد را در ارتباط‌ با خداوند برابر دانست‌، و اعلان‌ نمود كه‌ تمامي‌ افراد در بشريّت‌ با هم‌ برابرند و همگي‌ در مقابل‌ خداوند، تنها بنده‌ و عبد هستند و خدا هم‌، خداي‌ همه‌ و پروردگار جهانيان‌ است‌ و به‌ شخص‌ ويژه‌ يا قبيلة‌ خاصّي‌ اختصاص‌ ندارد و روي‌ اين‌ معني‌ پافشاري‌ و تأكيد كرد تا مردم‌ هيچ‌ كس‌ و هيچ‌ چيزي‌ ـ نه‌ فرشته‌اي‌، نه‌ فرزندي‌، نه‌ جنّي‌، نه‌ سنگي‌، نه‌ فرد صالحي‌ و نه‌ پيامبري‌ را مورد تعبد و واسطه‌ قرار ندهند، و مقداري‌ از عبادت‌ خود را و يا آنچه‌ در معني‌، عبادت‌ نحفته است‌ ـ به‌ غیر خدا متوجّه‌ نسازند.....

اگر فرض محال بر این باشد که كسي‌ باید بین بندگان و خدا واسطه‌ باشد، پيامبران‌ الهي‌ از هر كس‌ در اين‌ كار شايسته‌تر بودند ولی می بینیم که اسلام‌ اين‌ را نيز مردود مي‌شمارد و مي‌گويد: همة‌ افراد ـ و لو اينكه‌ لقبشان پيامبر خدا هم‌ باشد ـ در برابر خدا برابر و یکسانند و هيچ‌ يك‌ مالك‌ نفع‌ و ضرري‌ براي‌ خود و ديگران‌ نيستند و به‌ همین طور به زمان‌ و مكان‌ مقيّدند . پس‌ درخواست‌ و خواهشهای شما تنها بايد متوجّة‌ خدا باشد؛ نه‌ بندگان‌ خدا! قرآن‌ كريم‌ تلاش‌ مي‌كند كه‌ پيامبران‌ را ـ همانند ديگرافراد بشر ـ در جايگاه‌ واقعي‌شان‌ قرار دهد و به همین سبب آنها را شخصی عادی و از قوم و قبیله ای مشخص مهرفی می کند .

[ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ] ... [ وَ إِلَي‌' عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ] ... [ وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَي‌' ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ ] ... [ وَ إِلَي‌' مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ] ... [ وَ قَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ ءَايَاتِ رَبِّكُمْ] .
[ زماني‌ كه‌ برادرشان‌، نوح‌ بدانان‌ گفت‌: هان‌! (از خدا) بترسيد ] ... [ و به‌ سوي‌ قوم‌ عاد، برادرشان‌ هود را فرستاديم‌ و به‌ قوم‌ خود گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! تنها خدا را بپرستيد ] ... [ ما به‌ سوي‌ قوم‌ ثمود، برادرشان‌ صالح‌ را روانه‌ ساختيم‌ تا تنها خدا را بپرستند ] ... [ و به‌ سوي‌ قوم‌ مدين‌، برادرشان‌ شعيب‌ را فرستاديم‌ و به‌ قوم‌ خود گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! تنها خدا را بپرستيد ] ... [ نگهبانان‌ دوزخ‌ به‌ آنها مي‌گويند: مگر پيامبراني‌ از جنس‌ خودتان‌ به‌ ميانتان‌ نيامده‌اند تا آيه‌هاي‌ پروردگارتان‌ برايتان‌ بخوانند؟! ]...

همانگونه‌ كه‌ مي‌بينيم‌، قرآن‌ تمام‌ انبياءرا برابر و برادر قوم‌ خود معرّفي‌ مي‌كند و اين‌ يعني‌ اينكه‌ آنها نيز در بشريّت‌ با همة‌ انسانها برابرند و از جنس‌ خودشان‌ هستند و داراي‌ همان‌ خصوصيّاتي‌ هستند كه‌ تودة‌ مردم‌ دارا مي‌باشند. خداوند به‌ محمد امر مي‌كند كه‌ به‌ مردم‌ بگويد: خداي‌ شما، خداي‌ يگانه‌ است‌ و مرا خدا نپنداريد زيرا من‌ هم‌ بشري‌ مثل‌ خودتان‌ هستم‌ پس مستقيماً به‌ سوي‌ او توجّه‌ كنيد و به‌ غير او ـ همچون‌ مشركين‌ ـ متوسّل‌ نشويد و در يك‌ جمله‌ خدا را عبادت‌ كنيد و در عبادت‌ كسي‌ را شريك‌ او نسازيد:

[ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَي‌' إِلَيَّ أَنَّمـَا إِلَـ'هُكُمْ إِلَـ'هٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ ]... [ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَي‌' إِلَيَّ أَنَّمـَا إِلَـ'هُكُمْ إِلَـ'هٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَ لَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا ] .
[ بگو: من‌ هم‌ بشري‌ مثل‌ شما هستم‌ كه‌ تنها به‌ من‌ وحي‌ مي‌شود. همانا پروردگار شما خداي‌ واحد است‌، پس‌ مستقيماً (بدون‌ واسطه‌) به‌ او روي‌ آوريد و استغفار نماييد، و واي‌ بر مشركين‌! (كه‌ چنين‌ نمي‌كنند) ] ... [ بگو: من‌ فقط‌ انساني‌ مثل‌ شما هستم‌ كه‌ به‌ من‌ وحي‌ مي‌شود. خداي‌ شما خداي‌ واحدي‌ است‌ و بس‌. پس‌ هر كس‌ خواهان‌ (سعادت‌) ديدار خداي‌ خويش‌ است‌، بايد كه‌ كارهاي‌ شايسته‌ انجام‌ دهد و در عبادت‌ پروردگارش‌ كسي‌ را شريك‌ او نسازد ] ...

قرآن‌ كريم‌، اين‌ چنين‌ در تثبيت‌ و استحكام‌ و روشن‌ نمودن‌ اين‌ عقيده‌ پيش‌ مي‌رود تا جايي‌ كه‌ نمي‌گذارد مخلوقي‌ از بندگان‌ خدا، مخلوقي‌ ديگر از بندگانش‌ را به‌ عنوان‌ معبود خويش‌ برگزيند و به‌ عبادتش‌ بپردازد. هر مخلوقي‌ ـ اگر چه‌ پيامبر هم‌ باشد ـ بالاخره‌ بنده‌اي‌ از بندگان‌ خداست‌ و نه‌ خدا و معبود، و نه‌ قبلة‌ پرستش‌! وقتي‌ در نزد خداوند ـ ذاتاً ـ هيچ‌ گونه‌ تفاوتي‌ بين‌ بندگانش‌ نیست نتیجتا واسطه‌هاي‌ بين‌ خدا و بندگانش‌ نيز از بين‌ مي‌روند. پس‌ نه‌ كهانتي‌ در كار خواهد بود و نه‌ وساطتي‌! آیا چگونه‌ مي‌توان‌ براي‌ خدا واسطه‌ و نماينده‌اي‌ تصور کرد در حالي‌ كه‌ براي‌ انجام‌ هر كاري‌، يا پديد آوردن‌ چيزي‌، كافي‌ است‌ بگويد: شو! پس‌ مي‌شود؟!

[ إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ].
[ هر گاه‌ خدا چيزي‌ را بخواهدكه‌ بشود، كافي‌ است‌ كه‌ بگويد: شو! پس‌ مي‌شود ] ...

آيا واقعاً شايسته‌ است‌ كه‌ خدايي‌ كه‌ همه‌ جا حاضر و ناظر است‌، از رگ‌ گردن‌ به‌ انسان‌ نزديكتر است‌، خيانت‌ چشم‌ و آنچه‌ را در سينة‌ است را مي‌داند، و از طرفي‌ بسيار آمرزگار و مهربان‌ است‌ را واسطه‌ و دلالي‌ برای او بسازیم تا از طريق‌ او بنده‌اش‌ را ببخشد و يا حاجتش‌ را برآورده‌ سازد؟!

پس هر كس‌ بدون‌ واسطه‌ مي‌تواند ـ مستقيماً و شخصاً ـ با‌ خالق‌ خود مرتبط‌ گردد و شخصيّت‌ ناچيز خود را ـ هر چند گناهكار هم‌ باشد ـ به‌ قدرتي‌ كه‌ اوّل‌ و آخر و ظاهر و باطن‌ است‌، پيوند دهد و از او حوايج‌ و درخواستها و نيازمنديهايش‌ را بطلبد، و رحمت‌ و لطف‌ و عنايت‌ پروردگارش‌ را بچشد، آنگاه‌ است که آن شخص می تواند در مسیر مسمان شدن حرکت نماید

zxcv
Sunday 28 December 2008, 01:47AM
اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ(31/التوبه)
ارباب من دون الله ...بلی کسیکه برای غیر خدا ربوبیت واستقلال در تاثیر قائل شود مشرک است و در آخر آیه هم عبادت آنانرا شرک شمرد نه خواندن آنانرا
دقت شود که عبادت و الوهیت وربوبیت فقط مخصوص ذات اقدس باری تعالی است اما کمک و استغاثه به مقربین که واسطه ووسیله هستند بنص قرآن جائز است


باز هم تفاسیر عجیب و غریب !
پس با این عبارت جمله " مسیح ابن مریم" یکهویی افتاده وسط آیه و هیچ ربطی هم به قبل از اون یعنی گروه " من دون الله " نداره و حرف ( واو)ی را هم که ما بین "دون الله " و " مسیح" اومده اصلا به وصل آن دو جمله مرتبط نیست و نمی خوات بگه که عیسی هم جزو کسانیست که قران آنها را غیر خدا نام گذارده است ؟!
با توجه به تفسیر عجیب جنابعالی احتمالا در آیه زیر هم عیسی نمی توانسته جزو افرادی باشه که مشرکین به همراه خداوند به استغاثه و نیاز می خواندند ( كساني را كه غير از خدا( دون الله ) ميخوانيد، بندگاني مثل شما هستند. اگر راست ميگوئيد آنها را بخوانيد تا شما را اجابت كنند -(194/الاَعَراف)
یعنی مسیح هم مانند امامان شما جزو طائفه ( عباد أمثالكم ) نبوده و می توانسته صدای راز و نیاز خوانندگانش را مثل خدا بشنوه !! پس اگر یک مسیحی هم درست مثل یک بت پرست بره در کنار مجسمه ای که اون رواز پیکره مسیح ساخته تعظیم کنه و مشغول راز و نیاز با اون بشه احتمالا از نظر شما کارش اشکالی نداره چون با توجه به تفسیر جنابعالی عیسی جزو دون الله محسوب نمی شه و یا اینکه خود خداست و یا یک موجودیه که دارای صفات خدایه ، پس بر خلاف آیه فوق او صدای مستغیثین اش رو می شنوه و جوابشون رو هم حتما می ده !!!

جناب خیر البریه . احتمالا خودتان هم متوجه شده اید که تفسیر جنابعالی کاملا اشتباه ، غلط و بی اعتبار است بنابر این اگر عیسی را همانطوری که قران بارها تاکید کرده ( عباد أمثالكم ) بدانیم مطمئنا طبق آیه زیر او صدای هیچ یک از ما را نمی شنود که نمی شنود .

إن الذين تدعون من دون الله عباد أمثالكم فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين(194/الاَعَراف)
كساني را كه غير از خدا( دون الله ) ميخوانيد، بندگاني مثل شما هستند. اگر راست ميگوئيد آنها را بخوانيد تا شما را اجابت كنند -

gholam_ali
Sunday 28 December 2008, 04:06PM
دقت كنيد كه آيه اينگونه نازل نشده :
اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّهِ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ(31/التوبه)

بلكه اينگونه نازل شده :
اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ(31/التوبه)

و طبق قواعد عربي « وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ » داخل در عبارت من دون الله نيست اما به أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ معطوف شده است !!

آقاي زد !!
اگر از زبان عربي چيزي فهميده باشيد مي فهميد كه خداوند به چه زيبايي اين عبارت را فرموده !
فرموده كه أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ كه غير خدا هستند را ارباب گرفتند و نيز مسيح بن مريم را هم ارباب گرفتند و در هر دو مورد اشتباه كردند و جز به پرستش خداوند امر نشده بودند .



أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ
ايشان مرده اند، زنده نيستند و هيچ نمي دانند که چگونه يا چه وقت برانگيخته خواهند شد.

اين آيه براي كساني مانند خلفاي غاصب ، قاتلين دختر پيامبر و دوستداران آنها است
لطفاً طوري آيه ي قرآن را بياوريد كه مخاطب آن معلوم باشد :
« لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله اموات . بل احياء عند ربهم يرزقون »
گمان مكنيد كه كساني كه در راه خدا كشته شدند مردگانند ، بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان مرزوق اند .

zxcv
Sunday 28 December 2008, 06:40PM
اين آيه براي كساني مانند خلفاي غاصب ، قاتلين دختر پيامبر و دوستداران آنها است
لطفاً طوري آيه ي قرآن را بياوريد كه مخاطب آن معلوم باشد :
« لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله اموات . بل احياء عند ربهم يرزقون »
گمان مكنيد كه كساني كه در راه خدا كشته شدند مردگانند ، بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان مرزوق اند


دوست گرامی ، آيه مي فرمايد: گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شده‌اند, مرده‌اند (اگر چه روح از بدنشان جدا شده و وفات كرده اند) بلكه زنده اند (در واقع به زندگي بهتر و جاي بهتري نائل شده اند و) نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند, و به آنچه خدا از فضل خود به ايشان عطا كرده شادند و بشارت مي دهند به کسانی که هنوز به آنها ملحق نشده اند كه هيچ گونه ترس و هراسی نداشته باشید, و خود نيز با نعمت و فضل الهي شادمانند, و همانا خداوند اجر مؤمنين را ضايع نمي كند.جمله ي] احياء عند ربهم [ نزد پروردگار شان زنده اند، در مقايسه با آيات دیگری مثل ) كل من عليها فان(26/الرحمن) همه فانی هستند, و ) إنك ميت وإنهم ميتون(30/الزمر) هم رسول خدا و هم ديگران مي ميرند و از اين دنيا مي روند , دلالت دارد مقربان الهي پس از آنكه از جهان فاني رفتند, در نزد خدا به نعمت هايي كه كيفيت آن را جز خدا نمي‌داند نائل مي شوند, و كفار و فجار نيز دچار آلام خواهند شد.

از آیه ی (عند ربهم يرزقون ) نزد پروردگار شان روزي مي خورند، چنین برداشت می شود که آنان در نزد پروردگارشان هستند, نه در نزد مخلوقین و نه در نزد قبر، حال باید دانست که نزد پروردگارشان کجاست؟ در سوره الانعام چنین آمده که(لهم دار السلم عند ربهم وهو وليهم بما كانوا يعملون(127/الاَنعام ) براي ايشان خانه اي با آرامش و با سلامت نزد پروردگارشان مهیا است وخود الله ولي ايشان است به سبب آن كارهايي كه (در دنیا) انجام میدادند، چنانكه مي‌فرمايد: ( والله يدعوا إلى دار السلم ....(25/يونس)خدا نيكان را به سوي دار السلام فرا مي خواند، پس نزد پروردگار غير از نزد مخلوق و غير از نزد قبر و يا دنيای خاکی و بی ارزش ماست , چنانكه فرموده: ( ما عندكم ينفد وما عند الله باق .....(96/النحل) آنچه نزد شماست تمام شدني است و آنچه نزد پروردگار است باقي ميباشد، و البته رزقي كه ميخورند رزق و طعام دنيايي نيست.بنابراين رزقي كه خدا وعده كرده و فرموده: (عند ربهم يرزقون ) همان رزق عالم باقي است نه رزق دنياي فاني چنانكه فرموده (إن هذا لرزقنا ما له من نفاد(54/ص) اين است رزق ما كه تمام نمي شود.

در قسمت ديگري از آيات فرموده: (فرحين بما ءاتيهم الله من فضله (170/آل عِمران) به آنچه خدا از فضل خود به ايشان عطا كرده خوش و شادند، و مطمئنا آنچه خدا از فضلش داده بازگشت به دنيا نيست, زيرا آنها قبلا آن را داشته اند و بعد از مرگ از ايشان گرفته شد و در مقابل جاي وسيع تر و بهتري در عالم باقی به شهدا داده شد . اما كساني مثل شما خيال كرده اند كه شهداء با همين دنيا ارتباط دارند. علاوه بر اين جمله‌ي: ( ويستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم ) بشارت ميدهند به كساني كه هنوز به ايشان ملحق نشده‌اند و دلالت ميدهد بر اينكه شهداء به عالمي ميروند كه بازماندگانشان از آنان دورند و به ايشان ملحق نشده‌اند. و اگر شهداء در همين دنيا بوده و نزد كسان خود راه داشتند, اين جمله صحيح نبود. پس آنان از اهل دنيا جدا ميشوند.

. علاوه بر اين در آياتي كه ذكر شد, جمله ي ( ألا خوف عليهم ولا هم يحزنون(170/آل عِمران)دلالت دارد كه شهداء از همه جا خبر ندارند و به جايي مي روند كه «لا خَوْفٌ » بوده, ترس واندوهي برايشان نيست. و اگر از حال مردم بيچاره ي بدكار و گرفتار مطلع باشند از غم و اندوه ناراحت مي شوند, و اگر از دردها و رنجها و گرفتاري زوارشان مطلع گردند از غصه دق مي كنند خدا فرموده:) فرحين بما ءاتيهم الله من فضله [ به آنچه خدا به ايشان عطا كرده شادند،( يستبشرون بنعمة من الله وفضل وأن الله لا يضيع أجر المؤمنين(171/آل عِمران) شادمان‌اند به نعمت و فضل الهي و همانا خداوند أجر مؤمنين را ضايع نمي كند . يعني خدا در مقابل فدا كاري و ازدست دادن دنيا مقامي در بهشت به عنوان مزد و پاداش به ايشان مي‌دهد كه صدها درجه بهتر از دنيا باشد, نه اينكه باز در همين اندوه‌ها و غصه‌هاي دنيا فرو رفته باشند.

پس معلوم شد «عند الرب» همان جايي است كه همسر فرعون عرض مي كند : .... رب ابن لي عندك بيتا في الجنة .... ( سوره التحريم آيه ي12 )( خدايا براي من نزد خود در بهشت خانه بنا كن» پس عند الله و عند الرب عالمي غير از دنياي فاني است.اگر هم كسي بگويد خدا همه جا هست و عند الرب همه جا مي‌باشد در پاسخ ميگويم که اگر چنين باشد هركافر و منافق و ظالمي هم كه بميرد نزد خداست و اگر چه در عذاب باشد، زيرا خدا هم به بهشت و هم به دوزخ احاطه دارد, بنابر آنچه ذكر شد ارواح انبياء و صلحاء و شهداء, از دنيای ما آگاهی ندارند و نیز دلیلی قرانی بر اینکه ارواح ایشان در قبر و يا اطرافش حضور داشته باشند در دست نيست.

عبد من عبادالله
Sunday 28 December 2008, 07:05PM
ائمه از اعمال ما با خبر نیستند چرا که .......


بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا


و توکّل کن بر آن زنده‏اى که هرگز نمى‏ميرد؛ و تسبيح و حمد او را بجا آور؛ و همين بس که او از گناهان بندگانش آگاه است!

به نام آنكه هرگز نمي ميرد
مردگان را رها كنيد ؛ آنها نفع و ضرري به حالتان ندارند

لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَآلُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
کافران درواقع کساني هستند که مي گويند خدا همان مسيح،پسر مريم است. شخص مسيح گفت: "اي بني اسراييل، خدا را بپرستيد؛ پروردگار من وپروردگار شما." هر کس به هر نحوي به خدا شرک آورد، خدا بهشت را بر او حرام کرده استو سرنوشت او دوزخ است. ستمکاران هيچ ياوري نخواهند داشت.

بياييد تاچشمانمان را باز كنيم و گوشهايمان را تيز ، اين آيه شماره 72 از سوره مباركه مائده است . اگر حرف مرا باور نمي كنيد به قرآن رجوع كنيد !
كساني كه تا ديروز ميگفتند مسيح پسر خداست حالا دارند مي گويند او خود خداست اين ظالمان به تمناي بهشت چنين كاري را مي كنند و غافلند از اينكه خداوند بهشت را بر مشركين حرام كرده است . اين بيچارگان بطور كامل از تعليمات و كتاب مسيح بي خبرند . اگر اينگونه نبود حتماً مي دانستند که مهمترين پيام مسيح عدم پيروي از اهواء پدران و نياكان و تعبد خالصانه خداوندمتعال بوده است.
پروردگارا ! تو راست گفتي. واقعاً تاريخ چقدر وقايع مشابه دارد!
كساني كه امروز مي گويند علي خداست آيا همانهايي نيستند كه تا ديروز او را تنها عضوي از خاندان خداوند و آل الله مي دانستند. آيا آنها نمي دانند علي مردي مسلمان از قبايل عرب هزارو چهارصد سال پيش بود؟! واقعاً رقيه سه ساله چه مزيتي برديگر دختران سه ساله روزگار خود داشت كه امروزه مي گويند همه كاره خدا بر روي زمين است( نقل از هيئت سگهاي رقيه) او به زودي در شوري ديگر به دختر خدا مبدل خواهد شد هرچند كه همين امروز يكي از اعضاي آل الله است.
چه حقه كثيفي! اي شيطان رجيم ؛ تو بر سر هر قومي كه اين بلا را آوردي به آن قوم چنين وانمود كردي كه قصه اش باديگران فرق مي كند و هيچگاه مشرك نبوده و نخواهد شد و اين حقه تو آنچنان آنها راگرفته كه حتي وقتي خداوند هم به آنها مي گويد شما شرك ورزيديد ، خواهند گفت:

ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ
به پروردگارمان الله سوگند كه ما مشرك نبوديم

مردگان را با خدا اشتباه نگيريد ، آنها حتي به حال خودنيز سود و زياني ندارند. آيا هنوز چشمانمان مي بيند ؟آيا گوشهايمان كلام حق را مي شنود؟ آيا باز هم به صرف شنيده هاي خود كه جز اهواءپيشينيان و سخنان بي سروته افرادي كه با قرآن غريبه هستند چيز ديگري نيست توجه می کنید ؟ آیا به قرآن ، تنها معيار جدا كننده حق از باطل پشت مي كنيد؟

آهاي برادران و خواهران! گوشهايتان را تيز كنيد و چشمانتان را باز ؛ آنچه در زير آمده صريح كلام خداوند مبني بر مرده بودن و عدم تحرك و كارايي كسانيست كه ما آنها را به خدايي گرفته ايم . آنهافرزند خدا نيستند . آنها خاندان و خانواده(آل الله) خدا نيستند . آنها جزئي از خدا نيستند. آنها فقط و فقط بنده خداوند هستند كه روزي تنها وظيفه شان ابلاغ پيام خداوند بوده و امروز در دنياي ما تنها مردگاني هستند كه نه پايي براي راه رفتن دارند ، نه دستي براي انجام دادن كاري ، نه چشماني براي ديدن و نه گوشي براي شنيدن . حرفهاي ديگران را رها كنيد تا كلام حق از ميان انبوه سخنان باطل جلوگرشود. بدقت آيات سوره اعراف را كه در زير آمده اند بخوانيد و آنها را با آيات سوره نحل (16) مقايسه كنيد و اگر مفهوم جملات عربي آنها را متوجه نشديد تنها به يك ترجمه اكتفا نكنيد.


أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ
آيا چيزهايي را شريك خداوند قرار ميدهند كه چيزي نمي آفرينند و خود آفريده شده اند؟

وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلاَ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ
معبودانى كه نه مى توانند آنها را يارى دهند و نه حتى خودشان را؟

إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
معبودانى كه در بجاي خدا و در كنار او مى خوانيد، بندگاني مانند خودتان هستند. آنها را صدا كنيد؛ بگذاريد شما را اجابت كننداگر حق با شماست و راست مي گوييد.

أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُواْ شُرَكَاءكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُونِ
آيا آنها پا دارند كه با آن راه بروند؟ آيا آنها دست دارند كه به كمك آن كاري بكنند؟ آيا آنها چشم دارند كه با آن ببينند؟ آيا آنها گوش دارند كه باآن بشنوند؟ بگو: "معبودهاى خود را صدا كنيد و از آنها بخواهيد تا بى درنگ مرا شكست دهند.

وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ
كساني را كه به جاي خدامي خوانند ، چيزي خلق نمي کنندو خود مخلوقند

أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ
ايشان مرده اند، زنده نيستند و هيچ نمي دانند که چگونه يا چه وقت برانگيخته خواهند شد.

دو آيه زير از آيات فوق جدا شده اند كه يكي مربوط به سوره اعراف و ديگري از آن سوره نحل است. به شباهتشان خوب دقت كنيد .

[7:191] ايشركونما لا يخلق شيءا وهم يخلقون
[16:20] والذين يدعون من دون اللهلا يخلقون شيءاوهم يخلقون

كساني را كه شريك خداوند قرار داده ايم همانهايي هستند كه داريم مي خوانيمشان و عبادتشان مي كنيم . اينها موجوداتي هستند كه قادر به خلق هيچ چيز و انجام هيچ كاري نيستند و خود نيز مخلوقند.

وباز:

[7:194] ان الذين تدعون من دون الله عباد امثالكم فادعوهم فليستجيبوالكم ان كنتم صدقين
[16:20] والذين يدعون من دون الله لا يخلقون شيءا وهم يخلقون

كساني را كه به جاي خدا مي خوانيد در اصل بندگاني مانند خودتان هستندكه نه چيزي را خلق مي كنند و نه قادر به اجابت دعاي شما هستند . چرا؟ چون:
دست و پا و گوش و چشم ندارند. پس چگونه بندگاني مانند ما هستند؟ چون: آنها ديگر مرده اند و حتي نمي دانند كه چه وقت مبعوث و محشور خواهند شد.

توجه توجه: اين بندگان الآن شاهد و ناظر بر هيچ چيز نيستند مي دانيد چرا؟ چون هنوز محشور نشده اند . آنها در خوابند و هنوز بيدارشان نكرده اند. آنها مرده اند

پس بياييد خدا را بخوانيم چون ؛ مردگان صدايمان را نميشنوند . آيا رسول الله شامل من دون الله مي شود؟ قطعاًمشركين خواهند گفت نه ؛ چونكه او رسول خداست و يا فاطمه ، علي و حسن و حسين، اينها چطور؟ نه. چون: اينها نيز آل الله هستند و چيزي جداي از خدا نيستند . اگر از گروهی دیگر همین سوال را در خصوص عیسی بپرسیم باز هم می گویند ، نه . چون او پسر خداست ! حالا از برادران و خواهران خوبم خواهش مي كنم به دو آيه زير توجه و دقت كنيد و آنچه را از شما سئوال مي كنم در صورت تمايل پاسخ دهيد:


وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى‏ يُؤْفَكُونَ(30/التوبه)

آيه فوق مي گويد يهوديها ومسيحيها هريك ادعا كرده اند كه به ترتيب عزير و مسيح پسر خداست . آيا آنها اينگونه تصور مي كردند كه خداوند همسري دارد و او اين پسران را برايش به دنيا آورده است ؟خير .ادعاي آنها اين بود كه اينها همه كاره خدا بر زمين هستند و آنقدر به او نزديك هستند كه همچون عضو و جزئي از خدا شده اند. خدايشان بكشد كه اينگونه از حق دور ميشوند . تا بوده و بوده همينطور بوده. گذشتگان چنين كردند و آيندگان نيز چنين خواهندكرد .


اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ(31/التوبه)

خوب دقت كنيد ؛ آيه فوق مي گويد آنها مقدسين و علماي ديني خود را ارباب گرفتند. آيا آنها واقعاً تصور مي كردند اينها رب و خدا هستند؟ هرگز ، آنها فقط تصور مي كردند كه اين افراد مقربين و آبرومندان درگاه پروردگار هستند كه اگر از ايشان چيزي بخواهند و آنها خواسته شان را براي خدا مطرح كنند خداوند روي اين خوبان را زمين نخواهد انداخت.آنها هم به كمك علوم ملكوتي فقه در مي يافتند ( البته شيطان به گوششان مي خواند) كه جز ميگو و ماهي پولك دار همه آبزيان حرام هستند و بلافاصله آن را به مقلدان خود حكم مي كردند و مقلدان نيز فرمان پروردگار آسمانها و زمين را كنار گذاشته و فرمان خدايان زميني (احبار و رهبان) را به اجرا در مي آوردند و ايشان را تعبد مي كردند و بنده ايشان مي شدند.

حال سئوالي كه از شما دارم اين است: بطوري كه مي بينيد در آيه فوق مسيح نيز جزء من دون الله مي شود . با اين وجود آيا باز فكر مي كنيد كه محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين و ديگران از قاعده "من دون الله " مستثني هستند؟ آيا گفتن ابناءالله غلط و نادرست است ولي "آل الله " درست است؟ آيا فكر نمي كنيم عبارت "آل الله " ساخته شيطان باشد كه ما در پي توجيه آن هستيم؟
به سلام جناب زد ايكس
نمي دونم چرا شما همه جا هستين غير از اون جايي كه بايد باشين!!
مگه خودتون از من نخواستين كه تاپيك جدايي قرار بدم تا شما در اون صحبت كنيد خوب الان يه هفتست كه من اين كار رو كردم اما خبري از شما براي تاييد و يا رد حرفهاي من نيست!!! و جالب اينجاست كه هنوز امضايتان را تغيير نداده ايد(يعني بر عقيده خود مانده ايد!!)
و به همين علت به اين پستتان هم پاسخي نمي دهم چون تا كنون بر من مسلم شده كه شما هيچ نيت حق طلبي نداريد ومتاسفانه تنها در پي شبهه پراكني و مغشوش كردن ذهن مسلمين هستيد

البته ان شاءالله كه من اشتباه مي كنم.
به محض اينكه شما در آن تاپيك به من پاسخ دهيد من پاسخ اين پست و هر پست ديگرتان را خواهم داد ان شاءالله
به اين آدرس: اندر مغالطات مذهبه "اسلام بدون مذهب"!!! (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=17866)
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=17866

البته دوستان گرامي توجه داشته باشند كه اگرنوشته هاي ايشان براي كسي شبه اي ايجاد كرده بفرمايد تا پاسخ اين اكاذيب داده شود و الحمد لله
دوستدار شما
عبد من عباد الرحمن الذي َيجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ و يخزي الظالمين:smile07:

gholam_ali
Sunday 28 December 2008, 09:01PM
دوست گرامی ، آيه مي فرمايد: گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شده‌اند, مرده‌اند (اگر چه روح از بدنشان جدا شده و وفات كرده اند) بلكه زنده اند (در واقع به زندگي بهتر و جاي بهتري نائل شده اند و) نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند, و به آنچه خدا از فضل خود به ايشان عطا كرده شادند و بشارت مي دهند به کسانی که هنوز به آنها ملحق نشده اند كه هيچ گونه ترس و هراسی نداشته باشید, و خود نيز با نعمت و فضل الهي شادمانند, و همانا خداوند اجر مؤمنين را ضايع نمي كند.جمله ي] احياء عند ربهم [ نزد پروردگار شان زنده اند، در مقايسه با آيات دیگری مثل ) كل من عليها فان(26/الرحمن) همه فانی هستند, و ) إنك ميت وإنهم ميتون(30/الزمر) هم رسول خدا و هم ديگران مي ميرند و از اين دنيا مي روند , دلالت دارد مقربان الهي پس از آنكه از جهان فاني رفتند, در نزد خدا به نعمت هايي كه كيفيت آن را جز خدا نمي‌داند نائل مي شوند, و كفار و فجار نيز دچار آلام خواهند شد.

منظور بنده ي حقير از خلفاي غاصب اين آيه بود:
أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ
ايشان مرده اند، زنده نيستند و هيچ نمي دانند که چگونه يا چه وقت برانگيخته خواهند شد.

از آیه ی (عند ربهم يرزقون ) نزد پروردگار شان روزي مي خورند، چنین برداشت می شود که آنان در نزد پروردگارشان هستند, نه در نزد مخلوقین و نه در نزد قبر، حال باید دانست که نزد پروردگارشان کجاست؟ در سوره الانعام چنین آمده که(لهم دار السلم عند ربهم وهو وليهم بما كانوا يعملون(127/الاَنعام ) براي ايشان خانه اي با آرامش و با سلامت نزد پروردگارشان مهیا است وخود الله ولي ايشان است به سبب آن كارهايي كه (در دنیا) انجام میدادند، چنانكه مي‌فرمايد: ( والله يدعوا إلى دار السلم ....(25/يونس)خدا نيكان را به سوي دار السلام فرا مي خواند، پس نزد پروردگار غير از نزد مخلوق و غير از نزد قبر و يا دنيای خاکی و بی ارزش ماست , چنانكه فرموده: ( ما عندكم ينفد وما عند الله باق .....(96/النحل) آنچه نزد شماست تمام شدني است و آنچه نزد پروردگار است باقي ميباشد، و البته رزقي كه ميخورند رزق و طعام دنيايي نيست.بنابراين رزقي كه خدا وعده كرده و فرموده: (عند ربهم يرزقون ) همان رزق عالم باقي است نه رزق دنياي فاني چنانكه فرموده (إن هذا لرزقنا ما له من نفاد(54/ص) اين است رزق ما كه تمام نمي شود.

در قسمت ديگري از آيات فرموده: (فرحين بما ءاتيهم الله من فضله (170/آل عِمران) به آنچه خدا از فضل خود به ايشان عطا كرده خوش و شادند، و مطمئنا آنچه خدا از فضلش داده بازگشت به دنيا نيست, زيرا آنها قبلا آن را داشته اند و بعد از مرگ از ايشان گرفته شد و در مقابل جاي وسيع تر و بهتري در عالم باقی به شهدا داده شد .

به جمله اي كه به اين رنگ در آوردم دقت كنيد ! اين نشان مي دهد كه نويسنده ي اين مطلب ، حضور خداوند در همه جا را ، قبول ندارد . مانند اين است كه بگوييم خداوند در دنيا و در نزد قبر افراد حضور ندارد :p!!

اما كساني مثل شما خيال كرده اند كه شهداء با همين دنيا ارتباط دارند. علاوه بر اين جمله‌ي: ( ويستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم ) بشارت ميدهند به كساني كه هنوز به ايشان ملحق نشده‌اند و دلالت ميدهد بر اينكه شهداء به عالمي ميروند كه بازماندگانشان از آنان دورند و به ايشان ملحق نشده‌اند. و اگر شهداء در همين دنيا بوده و نزد كسان خود راه داشتند, اين جمله صحيح نبود. پس آنان از اهل دنيا جدا ميشوند.

معلوم است كه افرادي كه نزد پروردگارشانند دوستان خود و صالحين را مي بينند ، آنها را مي شناسند و به آنها بشارت هم مي دهند ! و فقط هنوز به آنها ملحق نشده اند .

اگر هم كسي بگويد خدا همه جا هست و عند الرب همه جا مي‌باشد در پاسخ ميگويم که اگر چنين باشد هركافر و منافق و ظالمي هم كه بميرد نزد خداست و اگر چه در عذاب باشد، زيرا خدا هم به بهشت و هم به دوزخ احاطه دارد, .
بله ! نزد الله است اگر كلمه ي عند-نزد را به معناي مكاني در نظر بگيريم .
اگر به معناي قرابت جايگاه معنوي در نظر بگيريم ، دوستان خدا در نزديك ترين جايگاه و دشمنان خدا در دورترين جايگاه قرار دارند .
تا كنون بر من مسلم شده كه شما هيچ نيت حق طلبي نداريد ومتاسفانه تنها در پي شبهه پراكني و مغشوش كردن ذهن مسلمين هستيد

من از موقعي كه وارد اين باشگاه شده ام مي دانستم كه اينان هيچ به دنبال حق طلبي نيستند و براي خدا شريكاني مانند عمر ، ابوبكر و عايشه گرفته اند زيرا بارها و بارها برايشان اثبات كرده ام كه عايشه كافر بوده اما باز هم او را مي پرستند و به اهل بيت و علي (ع) دهن كجي مي كنند :mad:

یا علی اغاز عشق
Friday 10 April 2009, 05:38PM
يا علي مدد

erfanal
Friday 10 April 2009, 07:48PM
دوست گرامی ، آيه مي فرمايد: گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شده‌اند, مرده‌اند (اگر چه روح از بدنشان جدا شده و وفات كرده اند) بلكه زنده اند (در واقع به زندگي بهتر و جاي بهتري نائل شده اند و) نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند, و به آنچه خدا از فضل خود به ايشان عطا كرده شادند و بشارت مي دهند به کسانی که هنوز به آنها ملحق نشده اند كه هيچ گونه ترس و هراسی نداشته باشید, و خود نيز با نعمت و فضل الهي شادمانند, و همانا خداوند اجر مؤمنين را ضايع نمي كند.جمله ي] احياء عند ربهم [ نزد پروردگار شان زنده اند، در مقايسه با آيات دیگری مثل ) كل من عليها فان(26/الرحمن) همه فانی هستند, و ) إنك ميت وإنهم ميتون(30/الزمر) هم رسول خدا و هم ديگران مي ميرند و از اين دنيا مي روند , دلالت دارد مقربان الهي پس از آنكه از جهان فاني رفتند, در نزد خدا به نعمت هايي كه كيفيت آن را جز خدا نمي‌داند نائل مي شوند, و كفار و فجار نيز دچار آلام خواهند شد.


پس معلوم شد «عند الرب» همان جايي است كه همسر فرعون عرض مي كند : .... رب ابن لي عندك بيتا في الجنة .... ( سوره التحريم آيه ي12 )( خدايا براي من نزد خود در بهشت خانه بنا كن» پس عند الله و عند الرب عالمي غير از دنياي فاني است.اگر هم كسي بگويد خدا همه جا هست و عند الرب همه جا مي‌باشد در پاسخ ميگويم که اگر چنين باشد هركافر و منافق و ظالمي هم كه بميرد نزد خداست و اگر چه در عذاب باشد، زيرا خدا هم به بهشت و هم به دوزخ احاطه دارد, بنابر آنچه ذكر شد ارواح انبياء و صلحاء و شهداء, از دنيای ما آگاهی ندارند و نیز دلیلی قرانی بر اینکه ارواح ایشان در قبر و يا اطرافش حضور داشته باشند در دست نيست.

..یا ستار..
..اولا نزد خداوند.. ربطی به فاصله طولی و عرضی ندارد که با پرواز روح از بدن. انسان به خدا نزدیکتر شود و بیشتر به او بچسبد این نزدیکی مربوط به مقام قرب و مراتب وجودی است که ربطی به اینکه جناب عالی از همین عالم مادی به ان قرب و مرتبه برسید یا بعد از خروج روح به این امر نایل شوید کاملا بی معنی است چون هردو نشاء محل حضور برای خداوند است و برای او این مرتبه اصلا ربطی به مادی و یا غیر مادی بودن ندارد چون همه چیز از لحاط احاطه برای او به یک سان می باشد و حال می خواهد بالاترین مرتبه از قرب باشد یا پست ترین مرتبه از ان..

..دوما:خداوند متعال مى فرمايد: لقد كنت فى غفلة من هذا، فكشفنا عنك غطاءك ، فبصرك اليوم حديد. (ق .22)
واقعا كه از اين حال ، سخت در غفلت بودى ، ولى ما پرده را از جلوى چشمانت برداشتيم ، لذا امروز ديده ات تيز است .

بنابر آيه شريفه فوق الآن هم الى الله تصير الاءمور الآن هم قيامت بر پا است و قيامت به عالم احاطه دارد منتهى ما پشت پرده هستيم و در قيامت پرده برداشته مى شود..

یا اینکه:خداوند متعال مى فرمايد: انا لله و انا اليه راجعون (بقره : 156)
ما از آن خدا هستيم ، و به سوى او باز مى گرديم .

یا اینکه:انه بكل شى ء محيط.(فصلت : 54)
- و او به هر چيز محيط است .

..با این ایات کاملا مشخص است که هم جهنم نزد خداست و هم بهشت به عبارتی همه چیز به سوی او باز می گردد و این ربطی به اینکه فردی جهنی باشد یا نباشد ندارد بنابراین لفظ نزدیک بودن فقط مربوط به مراتب است از لحاظ قرب نه از لحاظ فاصله بنابراین کافران نیز در نزد وحضور او عذاب می کشند ...

سوما:خداوند در هیچ جا نیست و در جایی حضور ندارد واین یک حرف عوامانه است که خداوند همه جا هست چون اصلا جا ومکان از اقسام ماهیات و ماده است و هر ماهیت وماده ای محدود است و جمع این دو امر دچار تناقض است ..از طرفی همه چیز برای او حضور دارند این اعم است از قبر و اطراف ان یا ملائک و همه به یک میزان برایش حاضرند و اصلا فاصله ای بین ذاتش با مخلوقاتش نیست تا قرب و بعدی باشد...

چهارما:اگاهی اصلا از لوازم مادی نیست تا ان را متصف به عالم ناسوت کنیم بلکه از لوازم مجرد است به عبارتی خود اگاهی برای انسان از لوازم نفس و روح و مرتبه ای از ان است و این امر اصلا تناسبی با بدن مادی ندارد که با بود یا نبود ان خللی در این خود اگاهی به وجود اید بنابراین در عالم مادی نیز تعقل و اگاهی از مختصات نفس است نه بدن مادی حال اگر این پوست مادی انداخته گردد باز نفس و روح به حالت خود اگاهی خود خواهد ماند و بالعکس اگاهی ان بیشتر نیز خواهد شد چون از قید بدن محدود مادی ازاد گردیده ..

پنجما: تمام اگاهی انسان از نفس است.. حال در جهان مادی که به وسیله روح ویا نفس این عمل انجام می گیرد با مقدمات حسی و مادی سالم به سرانجام می رسد کسی که چشم سالم نداشته باشد یکی از لوازم خود را از دست داده است بنابراین یکی از مقدمات حسی برای نیل به این حیطه از اگاهی را از دست داده نتیجتا با خرابی یکی از مقدمات حسی به همان میزان سطح این اگاهی که مربوط به درک نفس است پایین می اید..ولی با خروج روح دیگر مقدمه مادی مانند گوش و چشم وغیره باقی نمی ماند تا با خرابی هر کدام از انها خللی در اگاهی به وجود اید نتیجتا نفس از قید این امور حسی ازاد شده به صورت کاملتری به دیدنیها و شنیدنیها وغیره اگاهی می یابد ..بنابراین نفس چه در کالبد بدن باشد چه نباشد به کارش که همان خود اگاهی می باشد خللی وارد نمی گردد..

ششما: همانطور که گفته شد اگاهی فقط از لوازم تجرید است نه از لوازم مادی (کبرای قضیه)..

..نفس و روح انسان مجرد از ماده است(صغرای قضیه)..

..پس روح ونفس انسان خود اگاه است(نتیجه)..

..خوب این نفس مجرد هیچ تعلقی به ماده ندارد که با فنای جسم مادی ان نیز دچار دگرگونی و انحلال گردد بنابراین اگاهی از لوازم نفس و روح است این قضیه ربطی به اینکه خارج از بدن یا داخل ان باشد ندارد ..از طرفی همانطور که گفته شد در خارج از بدن نفس به دور از مقدمات ولوازم مادی به طور اکملتر به این امور اگاه است ..

..نتیجتا تمام این اشکالات فقط و فقط به خاطر درک نادرست نفس و روح می باشد اصلا اگاهی فقط مربوط به مجردات است نه ماده منحلل و متجزی و قابل زوال..

..یا علی..

یا علی اغاز عشق
Friday 24 April 2009, 12:14PM
يا علي مدد

mehrdad_123
Saturday 7 November 2009, 07:39PM
ا...هم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم و العن اعدائهم اجمعین.

خداوند استاد امینی و امثال ایشان را برای بشریت حفظ بفرماید. ان شاا...الرحمن. و هر چه بیشتر به ما توفیق درک محضر این عزیزان را بدهد.ان شاا...الرحمن.
ا...هم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنابهم و العن اعدائهم اجمعین.


خیلی خیلی خیلی التماس دعا%%%