نمايش نسخه نهائي : . ارزش گریه بر امام حسین(ع)!
السيد الاميني
Monday 14 April 2008, 03:38PM
سید بحرالعلوم(ره) به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بین راه راجع به این مسأله، که گریه بر امام حسین علیه السلام گناهان را می آمرزد، فکر می کرد. همان وقت متوجه شد که شخص عربی سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد.
بعد پرسید:
جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ اگر مسأله ای علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم؟
سید بحرالعلوم عرض کرد: در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به زائرین و گریه کنندگان بر حضرت سید الشهداء علیه السلام می دهد؛ مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت بر می دارند، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملشان نوشته می شود و برای یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره شان آمرزیده می شود؟
آن سوار عرب فرمود: تعجب نکن!
من برای شما مثالی می آورم تا مشکل حل شود.
سلطانی به همراه درباریان خود به شکار می رفت. در شکارگاه از لشگریانش دور شد و به سختی فوق العاده ای افتاد و بسیار گرسنه شد.
خیمه ای را دید و وارد آن خیمه شد. در آن سیاه چادر، پیرزنی را با پسرش دید. آنان در گوشه خیمه عُنیره ای داشتند ( بز شیرده ) و از راه مصرف شیر این بز، زندگی خود را می گرداندند.
وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند؛ ولی به خاطر پذیرایی از مهمان، آن بز را سر بریده و کباب کردند؛ زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند. سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد، از ایشان جدا شد و به هر طوری که بود خود را به درباریان رسانید و جریان را برای اطرافیان نقل کرد.
در نهایت از ایشان سؤال کرد: اگر من بخواهم پاداش میهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملی باید انجام بدهم؟
یکی از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهید.
دیگری که از وزرا بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید.
یکی دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید.
سلطان گفت: هر چه بدهم کم است؛ زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت، مقابله به مثل کرده ام. چون آنها هر چه را که داشتند به من دادند.
من هم باید هر چه را که دارم به ایشان بدهم تا سر به سر شود.
بعد سوار عرب به سید فرمود:
حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سیدالشهداء علیه السلام هر چه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خداوند به زائرین و گریه کنندگان آن حضرت این همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود؛ چون خدا که خداییش را نمی تواند به سید الشهداء علیه السلام بدهد؛
پس هر کاری که می تواند، آن را انجام می دهد؛ یعنی با صرف نظر از مقامات عالی خود امام حسین (ع)، به زوار و گریه کنندگان آن حضرت، درجاتی عنایت می کند. در عین حال اینها را جزای کامل برای فداکاری آن حضرت نمی داند.
چون شخص عرب این مطالب را فرمود، از نظر سید بحرالعلوم غایب شد. »
maryam_g
Monday 14 April 2008, 03:58PM
دوستان ببخشید شاید به موضوع نخورد ولی بی ربط به موضوع فوق نیست
« ولي خدا در توسل به حبيب خدا »
در دوران حكومت متوكل ، امام علي النقي (عليه السلام ) مدتي به بيماري سختي مبتلا شده بودند و آن حضرت شفاي خويش را زيارت قبر شريف حضرت امام حسين (عليه السلام) مي دانستند. از اين رو به برخي از يارانشان فرمودند كه از مال آن حضرت گروهي يا شخصي را اجير كنند و آنان را به كربلا فرستاده تا در كنار ضريح آن حضرت به راز و نياز پرداخته و براي ايشان دعا و طلب شفا نمايند.
ياران امام پس از مشورت به محضر آن حضرت رسيده و عرض كردند: " اي پسر رسول خدا ! محضر تو افضل از كربلاست ، زيرا شما امام زمان و حجت زنده الهي و بهترين خلق خدا در روي زمين هستيد و دعاي شما حتما مستجاب است. چگونه دعاي ما درباره شما آن هم در كربلا موثر واقع مي شود؟"
امام هادي (عليه السلام) به آرامي پاسخ دادند : " براي خداوند مواضعي است كه دوست دارد در آنجا عبادت شود. رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم ) با اينكه مقام و عظمتشان از خانه خدا و حجرالاسود افضل بود ، در عين حال خانه خدا وحجرالاسود را طواف مي كردند. براي خداوند مكانهايي است كه هر كه آنجا دعا و زيارت كند ، خداوند از او بپذيرد و دعاي او مستجاب گردد. حائر شريف امام حسين(عليه السلام) نيز چنين است. "
امام حسين ( عليه السلام) حبيب خداست و براي برپايي دين خدا جانش را فدا كرد و با اخلاص كامل فرزندان و اهل بيت و اصحاب خويش را تقديم محبوب خود نمود و در اين راه مصايب فراواني را به جان و دل خريد. به همين دليل در پيشگاه خدا از قرب و منزلت ويژه اي برخوردار است
« بر گرفته از کتاب " خاندان عصمت " ، تأليف : " سيد تقي واردي" »
مسلمان67
Monday 14 April 2008, 09:28PM
در عجبم از خداوندی که بخاطر عمل شخصی به دیگری پاداش بدهد...که خدای عادل این گونه نیست...
و من یعمل مثقال ذرة خیرا یره...
خودش میبیند نه دوستدارانش...!
السيد الاميني
Monday 14 April 2008, 10:05PM
سلام عليكم
با تشكر از عزيزان
از جناب مسلمان 67 مي خواهيم مقصودشان را بيشتر توضيح دهند
ايا مرادشان اين است كه نمي شود بخاطر كارهاى امام حسين عليه السلام خدواند تعالى به دوستانش اجر بدهد؟
yaaliasghar
Monday 14 April 2008, 10:14PM
دست ÷ربرکتتون دردن نکنه جناب السیدالامینی
برترین توشه ای که منه روسیاه میتونم با خودم ببر اون دنیا تا نجاتم بده قطرات اشکیه که در رثای مولای خوبان حضرت حسین بن علی ریختم
ودیگر هیچ
امام حسین با همه ی وجودم میگم بخدا دوستت دارم
السيد الاميني
Monday 14 April 2008, 10:30PM
سلام عليكم
ممنون جناب يا علي اصغر
yaaliasghar
Monday 14 April 2008, 10:33PM
خواهش میکنم
مسلمان67
Monday 14 April 2008, 10:47PM
انقدر می دانم که خدایم عادل است و فرموده هیچ کس بخاطر عمل دیگری نه مجازات می شود و نه پاداش می بیند...
yaaliasghar
Monday 14 April 2008, 10:52PM
کسی عدالت خدارو زیر سوال نبرد....
شیطان
Tuesday 15 April 2008, 07:09AM
انقدر می دانم که خدایم عادل است و فرموده هیچ کس بخاطر عمل دیگری نه مجازات می شود و نه پاداش می بیند...
فرزندم درست می فرمائی مثل اینکه من شما را گول می زنم ودر این باشگاه هزار چرندوپرند حرف می زنی.گناه می کنی, آن وقت سزای این عمل را شما می بری نه من.:D
خیرالبریه
Tuesday 15 April 2008, 09:27AM
جناب مسلمان 67 گفته اند:
در عجبم از خداوندی که بخاطر عمل شخصی به دیگری پاداش بدهد...که خدای عادل این گونه نیست...
و من یعمل مثقال ذرة خیرا یره...
خودش میبیند نه دوستدارانش...!
قال الله تعالی : أولئك الّذين هدى اللّه فبهداهم اقتده
ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيامة ومن أوزار الذين يضلونهم بغير علم ألا ساء ما يزرون
و يَومَ يَعَضُّ الظَّالمُ على يَديهِ يَقُولُ يا لَيتَنى اتَّخَذتُ معَ الرَّسولِ سبيلا # يا وَيلَتى لَيتَنِى لم اءَتَّخذ فلانا خليلا #
روزیکه گنهکاران دست خود را بدندان می گزند و فریاد برآورند :
ای كاش راه پيامبر را كه راه درستي، ايمان به خدا و اطاعت از اوست در پيش ميگرفتم. ولی اين كار را نكردم ای کاش فلانی را بدوستی نمیگرفتم .
اصل گریه و سجده بر تربت پاک امام حسین (ع) وعزاداری ، توجه به آرمان امام حسین (ع)که همان حفظ قرآن واسلام و فریاد پیام سفیران الله است و بهمین سبب ثواب فوق العاده ای دارد چرا که اگر حسین نبود اسلام نبود . وزحمات هزاران پیغمبر مهمل می شد.
وهمین گریه وتأسی ، شروع خود شناسی و خداشناسی و قیام لله است.
واگر غیر ازاین بود خدای متعال اجر رسالت حبیبش را مودة القربی اهل بیتش قرار نمیداد
قل ما سئلتکم من اجر فهولکم ان اجری الا علی الله»; بگو پاداش دوستی عترت (ع) را که از شما خواستم، تنها به سود شماست. ...
مسلمان67
Tuesday 15 April 2008, 09:39AM
لیس للانسان الا ما سعی...
اسلام را هم خدایی حفظ کرده که از هر موجودی پر قدرت تر است و اراده تکوینی اش عالم را فرا گرفته نه بنده ای کوچک تر که عبد است و او معبود...
خیرالبریه
Tuesday 15 April 2008, 10:10AM
اسلام را هم خدایی حفظ کرده که از هر موجودی پر قدرت تر است و اراده تکوینی اش عالم را فرا گرفته نه بنده ای کوچک تر که عبد است و او معبود...
پس چرا فرمود : يا ايها الذين آمنوا كونوا انصار الله ... خدا را یاری کنید !!!! مگر خدا ضعیف است ؟؟
ان تنصروا الله ... قوموا لله ...
وچر ا 124000 پیامبر فرستاد ؟؟؟ ...
مگر خداوند قادر نیست که همه بندگانش را هدایت کند ؟؟؟ ومگر وعده یاری رسولانش را نداده بود ؟؟
وچر ا رسولانش را یاری نکرد تا کشته شدند ... کتب الله لاغلبن انا ورسلی .... ویقتلون النبیین ... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا خداوند خلف وعده میکند ؟ یا هدف چیز دیگری است ؟؟
فلا تحسبن الله مخلف وعده رسله (ابراهیم)
وچرا وعده خدا در جهانی شدن اسلام به حقیقت نپیوست (لیظهره علی الدین کله) ؟؟؟
وووووووو
mastaneh20_21
Tuesday 15 April 2008, 10:11AM
ومیگن
خدا میگه از تو حرکت از من برکت
این وظیفه من مسلمونه که دینمو حفظ کنم
خدا دین را معرفی کرده خودشم حفظ می کنه اما منم باید تلاش کنم
السيد الاميني
Tuesday 15 April 2008, 03:53PM
هنوز اقاى مسلمان 67 مقصودش را واضح بيان نكرده
منتظريم
خیرالبریه
Wednesday 16 April 2008, 09:03AM
با سلام وصلوات بر محمد وآلش
منظور بعضی دوستان که تحت تاثیر تئوری : ان الحکم الا لله :هستند یعنی فقط الله و دوستی الله و حکم الله و همه چیز الله ....
خوب درسته ، اما آیا همین حکم الله را چه کسی اجرا می کند ؟ آیا خداوند از آسمان بزمین آمده ویک صندلی میگذارد و حکومت میکند ؟؟ یا اینکه بوسیله خلفا وجانشینانش حکومت میراند ؟؟
مگر همین الله نفرمود : قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله : اگر الله را دوست دارید از پیامبرش اطاعت کنید تا خداوند نیز شما را دوست بدارد .
مگر نفرمود : فلا وربّك لا يؤمنون حتي يحكموك فيما شجر بينهم ثم لايجدوا في انفسهم حرجاً مما قضيت و يسلّموا تسليماً» (نساء/65
فقط باید پیامبر را حاکم دعوای خود بگردانید اگر ایمان دارید ...نمیفرماید خدا را و ....
درست است که هیچکس گناه دگری را بدوش نمی کشد اما ولایت که در قرآن بدان تصریح شده به چه معنی است :
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ منهم
يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا آباءكم وإخوانكم أولياء إن استحبوا الكفر على الايمان ومن يتولهم منكم فأولئك هم الظالمون
انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون و من يتول الله و رسوله و الذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون
فقط ولی شما الله ورسولش و علی (ع) اند.
السيد الاميني
Tuesday 6 May 2008, 03:41PM
عن ابى عمارة المنشد قال: «ما ذكر الحسین بن على عند ابى عبدالله علیه السلام فى یوم قط فرئى ابو عبدالله علیه السلام متبسما فى ذلك الیوم الى اللیل»
ابوعماره منشد مىگوید: هر گاه در حضور امام صادق علیه السلام نام حسین علیه السلام برده مىشد، آن روز تا شام خنده بر لبان آن حضرت دیده نمىشد.
حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام مىفرماید:
«كان ابى اذا دخل شهر المحرم لایرى ضاحكا و كانت الكابة تغلب علیه حتى یمضى منه عشرة ایام فاذا كان یوم العاشر كان ذلك الیوم یوم مصیبته و حزنه و بكائه و یقول: هو الیوم الذى قتل فیه الحسین علیه السلام » وقتى ماه محرم مىرسید پدرم را كسى خندان نمىدید و غم و اندوه بر او چیره مىگشت تا روز عاشورا فرا مىرسید و روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و روز گریه او بود و مىفرمود: این همان روزى است كه حسین علیه السلام كشته شد.
زمانى كه منصور دوانیقى دستور داد در منزل حضرت صادق علیه السلام را آتش بزنند، آن حضرت در منزل بودند و آتش را خاموش كردند و زنان و دختران وحشتزده از آتشسوزى را دلدارى دادند:
«فلما كان الغد دخل علیه بعض شیعته یسالونه فوجدوه حزینا باكیا، فقالوا: ممن هذا التاثر و البكاء؟ امن الجراة علیكم اهل البیت و لیس منهم باول مرة فقال الامام علیه السلام : لا ولكن لما اخذت النار ما فى الدهلیز نظرت الى نسائى و بناتى یتراكضن فى صحن الدار من حجرة الى حجرة و من مكان الى مكان هذا و انا معهن فى الدار فتذكرت فرار عیال جدى الحسین علیه السلام یوم عاشوراء من خیمة الى خیمة و من خباء الى خباء و المنادى ینادى: احرقوا بیوت الظالمین» فرداى آن روز دستهاى از شیعیان خدمت آن حضرت رسیدند تا از حالش جویا شوند، دیدند آن حضرت اندوهناك و گریان است پرسیدند: این همه اندوه و گریه از چیست؟ آیا از گستاخى و بىحرمتى آنان نسبت به شما - اهل بیت - این همه ناراحتید و حال آن كه این اولین بار نیست كه چنین مىكنند.
امام علیه السلام فرمود: نه، بلكه اندوه و گریه من از این جهت است كه وقتى آتش، آستانه خانه را فرا گرفت، زنان و دخترانم را دیدم كه از این اطاق به آن اطاق و از اینجا به آنجا پناه مىبردند در حالى كه من پیش آنان حضور داشتم و تنها نبودند. از این صحنه به یاد فرار خانواده جدم حسین علیه السلام در روز عاشورا افتادم كه از خیمهاى به خیمه دیگر و از پناهگاهى به پناهگاه دیگر فرار مىكردند و دشمن فریاد مىزد: خیمه ستمكاران را به آتش بكشید!
در مورد حضرت على بن الحسین علیه السلام آمده است كه روزى ابوحمزه ثمالى بر حضرت وارد شد و حضرت را در حال گریه دید; عرض كرد:
«سیدى! ما هذا البكاء و الجزع؟ الم یقتل عمك حمزة؟ الم یقتل جدك على علیه السلام بالسیف انالقتل لكم عادة و كرامتكم من الله الشهادة».
«فقال له الامام علیه السلام : شكر الله سعیك یا ابا حمزة كما ذكرت القتل لنا عادة و كرامتنا من الله الشهادة و لكن یا اباحمزة هل سمعت اذناك ام رات عیناك ان امراة منا سبیت و هتكت قبل یوم عاشورا؟ و الله یا ابا حمزة ما نظرت الى عماتى و اخواتى الا و ذكرت فرارهن فى البیداء من خیمة الى خیمة و من خباء الى خباء و المنادى ینادى احرقوا بیوت الظالمین»
مولاى من، این همه گریه و بىتابى براى چیست؟ آیا عموى شما حمزه كشته نشد؟ آیا جد شما - على علیه السلام - با شمشیر كشته نشد؟ كشته شدن، عادت شما خانواده است و شهادت عطیهاى الهى از آن شما است.
امام علیه السلام فرمود: اى ابوحمزه خداوند به تو جزاى خیر دهد چنانكه گفتى كشته شدن براى ما عادت است و خداوند نیز به ما شهادت را ارزانى داشته است ولى اى ابوحمزه آیا هرگز شنیدهاى یا دیدهاى كه تا قبل از عاشورا زنى از خانواده ما به اسارت رفته باشد و هتك حرمتشده باشد؟ به خدا سوگند اى ابوحمزه هر وقت به عمهها و خواهرانم نگاه مىكنم به یاد فرار آنها در بیابان مىافتم كه از خیمهاى به خیمهاى و از پناهگاهى به پناهگاهى فرار مىكردند و دشمن فریاد مىزد: خیمه ستمكاران را به آتش بكشید!
حضرت صادق علیه السلام به داود رقى فرمود:
«انى ما شربت ماء باردا الا و ذكرت الحسین» من هرگز آب سرد ننوشیدم مگر اینكه به یاد حسین علیه السلام افتادم.
حضرت رضا علیه السلام فرمود:
«ان یوم الحسین اقرح جفوننا و اسبل دموعنا و اذل عزیزنا بارض كرب و بلاء و اورثناءالكرب و البلاء الى یوم الانقضاء»
حادثه عاشورا اشك ما را روان ساخت و خون از چشم ما جارى كرد و عزیز ما را در سرزمین غم و اندوه، خوار ساخت و تا روز قیامت براى ما غم و غصه به میراث گذاشت.
و همچنین حضرت رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود:
«ان المحرم هو الشهر الذى كان اهل الجاهلیة فیما مضى یحرمون فیه الظلم و القتال لحرمة فما عرفت هذه الامة حرمة شهرها و لا حرمة نبیها لقد قتلوا فى هذا الشهر ذریته و سبوا نساءه» محرم ماهى است كه اهل جاهلیت در گذشته، تجاوز و جنگ را در آن حرام مىدانستند و آن را محترم مىشمردند ولى این امت، حرمت ماه خود را و حرمت ماه پیامبر خود را نگاه نداشتند. در این ماه فرزندان او را كشتند و خانواده او را به اسارت بردند.
السيد الاميني
Tuesday 6 May 2008, 03:43PM
عن ابى عمارة المنشد قال: «ما ذكر الحسین بن على عند ابى عبدالله علیه السلام فى یوم قط فرئى ابو عبدالله علیه السلام متبسما فى ذلك الیوم الى اللیل»
ابوعماره منشد مىگوید: هر گاه در حضور امام صادق علیه السلام نام حسین علیه السلام برده مىشد، آن روز تا شام خنده بر لبان آن حضرت دیده نمىشد.
حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام مىفرماید:
«كان ابى اذا دخل شهر المحرم لایرى ضاحكا و كانت الكابة تغلب علیه حتى یمضى منه عشرة ایام فاذا كان یوم العاشر كان ذلك الیوم یوم مصیبته و حزنه و بكائه و یقول: هو الیوم الذى قتل فیه الحسین علیه السلام » وقتى ماه محرم مىرسید پدرم را كسى خندان نمىدید و غم و اندوه بر او چیره مىگشت تا روز عاشورا فرا مىرسید و روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و روز گریه او بود و مىفرمود: این همان روزى است كه حسین علیه السلام كشته شد.
زمانى كه منصور دوانیقى دستور داد در منزل حضرت صادق علیه السلام را آتش بزنند، آن حضرت در منزل بودند و آتش را خاموش كردند و زنان و دختران وحشتزده از آتشسوزى را دلدارى دادند:
«فلما كان الغد دخل علیه بعض شیعته یسالونه فوجدوه حزینا باكیا، فقالوا: ممن هذا التاثر و البكاء؟ امن الجراة علیكم اهل البیت و لیس منهم باول مرة فقال الامام علیه السلام : لا ولكن لما اخذت النار ما فى الدهلیز نظرت الى نسائى و بناتى یتراكضن فى صحن الدار من حجرة الى حجرة و من مكان الى مكان هذا و انا معهن فى الدار فتذكرت فرار عیال جدى الحسین علیه السلام یوم عاشوراء من خیمة الى خیمة و من خباء الى خباء و المنادى ینادى: احرقوا بیوت الظالمین» فرداى آن روز دستهاى از شیعیان خدمت آن حضرت رسیدند تا از حالش جویا شوند، دیدند آن حضرت اندوهناك و گریان است پرسیدند: این همه اندوه و گریه از چیست؟ آیا از گستاخى و بىحرمتى آنان نسبت به شما - اهل بیت - این همه ناراحتید و حال آن كه این اولین بار نیست كه چنین مىكنند.
امام علیه السلام فرمود: نه، بلكه اندوه و گریه من از این جهت است كه وقتى آتش، آستانه خانه را فرا گرفت، زنان و دخترانم را دیدم كه از این اطاق به آن اطاق و از اینجا به آنجا پناه مىبردند در حالى كه من پیش آنان حضور داشتم و تنها نبودند. از این صحنه به یاد فرار خانواده جدم حسین علیه السلام در روز عاشورا افتادم كه از خیمهاى به خیمه دیگر و از پناهگاهى به پناهگاه دیگر فرار مىكردند و دشمن فریاد مىزد: خیمه ستمكاران را به آتش بكشید!
در مورد حضرت على بن الحسین علیه السلام آمده است كه روزى ابوحمزه ثمالى بر حضرت وارد شد و حضرت را در حال گریه دید; عرض كرد:
«سیدى! ما هذا البكاء و الجزع؟ الم یقتل عمك حمزة؟ الم یقتل جدك على علیه السلام بالسیف انالقتل لكم عادة و كرامتكم من الله الشهادة».
«فقال له الامام علیه السلام : شكر الله سعیك یا ابا حمزة كما ذكرت القتل لنا عادة و كرامتنا من الله الشهادة و لكن یا اباحمزة هل سمعت اذناك ام رات عیناك ان امراة منا سبیت و هتكت قبل یوم عاشورا؟ و الله یا ابا حمزة ما نظرت الى عماتى و اخواتى الا و ذكرت فرارهن فى البیداء من خیمة الى خیمة و من خباء الى خباء و المنادى ینادى احرقوا بیوت الظالمین»
مولاى من، این همه گریه و بىتابى براى چیست؟ آیا عموى شما حمزه كشته نشد؟ آیا جد شما - على علیه السلام - با شمشیر كشته نشد؟ كشته شدن، عادت شما خانواده است و شهادت عطیهاى الهى از آن شما است.
امام علیه السلام فرمود: اى ابوحمزه خداوند به تو جزاى خیر دهد چنانكه گفتى كشته شدن براى ما عادت است و خداوند نیز به ما شهادت را ارزانى داشته است ولى اى ابوحمزه آیا هرگز شنیدهاى یا دیدهاى كه تا قبل از عاشورا زنى از خانواده ما به اسارت رفته باشد و هتك حرمتشده باشد؟ به خدا سوگند اى ابوحمزه هر وقت به عمهها و خواهرانم نگاه مىكنم به یاد فرار آنها در بیابان مىافتم كه از خیمهاى به خیمهاى و از پناهگاهى به پناهگاهى فرار مىكردند و دشمن فریاد مىزد: خیمه ستمكاران را به آتش بكشید!
حضرت صادق علیه السلام به داود رقى فرمود:
«انى ما شربت ماء باردا الا و ذكرت الحسین» من هرگز آب سرد ننوشیدم مگر اینكه به یاد حسین علیه السلام افتادم.
حضرت رضا علیه السلام فرمود:
«ان یوم الحسین اقرح جفوننا و اسبل دموعنا و اذل عزیزنا بارض كرب و بلاء و اورثناءالكرب و البلاء الى یوم الانقضاء»
حادثه عاشورا اشك ما را روان ساخت و خون از چشم ما جارى كرد و عزیز ما را در سرزمین غم و اندوه، خوار ساخت و تا روز قیامت براى ما غم و غصه به میراث گذاشت.
و همچنین حضرت رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود:
«ان المحرم هو الشهر الذى كان اهل الجاهلیة فیما مضى یحرمون فیه الظلم و القتال لحرمة فما عرفت هذه الامة حرمة شهرها و لا حرمة نبیها لقد قتلوا فى هذا الشهر ذریته و سبوا نساءه» محرم ماهى است كه اهل جاهلیت در گذشته، تجاوز و جنگ را در آن حرام مىدانستند و آن را محترم مىشمردند ولى این امت، حرمت ماه خود را و حرمت ماه پیامبر خود را نگاه نداشتند. در این ماه فرزندان او را كشتند و خانواده او را به اسارت بردند.
هستي
Tuesday 6 May 2008, 03:55PM
بسمه تعالی
کسی منکر این ارزش نیست.
دعوا بر سر شیوه ها وافراط ها است.
amirrh / حلاج.
Tuesday 6 May 2008, 03:59PM
... گریه بر حسین گناهان را می آمرزد ....
یک آیه قرآنی یا عقلا این گفته خود را اثبات کنید اگر راست می گویید.
در این مورد حتی آیه ای از قرآن هم ندارید که آن را چنان که دوست دارید تاویل کنید...!
mehrdad_123
Wednesday 7 May 2008, 01:31AM
یک آیه قرآنی یا عقلا این گفته خود را اثبات کنید اگر راست می گویید.
در این مورد حتی آیه ای از قرآن هم ندارید که آن را چنان که دوست دارید تاویل کنید...!
شما فعلا بیا مسلمانیت رو ثابت کن تا بعد من هم آیه بیارم هم روایت هم دلیل عقلی اما یه شرط داره که شما بتونی مسلمانیت رو ثابت کنی- شروع کن
.
shaahiin
Wednesday 7 May 2008, 01:58AM
... گریه بر حسین گناهان را می آمرزد ....
این یعنی دروغ بستن به خدا.
mehrdad_123
Wednesday 7 May 2008, 02:01AM
این یعنی دروغ بستن به خدا.
جدی میگی؟! شماها اصلا خدا رو قبول دارید؟!
من موندم این پیامبران جدید (گروهک شما) چگونه حرف از دین و ایمان می زنید؟!:smile55:
amirrh / حلاج.
Wednesday 7 May 2008, 07:21AM
شما فعلا بیا مسلمانیت رو ثابت کن تا بعد من هم آیه بیارم هم روایت هم دلیل عقلی اما یه شرط داره که شما بتونی مسلمانیت رو ثابت کنی- شروع کن
.
آقای محترم حال که جوابی عقلی = قرآنی ندارید ، به مسلمانی بنده گیر می دهید؟ از این خنده دار تر می شود؟
اولا :بنده امید به مسلمان بودن دارم ( همانطور که در امضایم هست ) ان شا الله
دوما :خداوند یکتا بایستی بر مسلمانی بندگانش قضاوت کند و بنده خدا لزومی ندارد مسلمانیش را بر بنده ای دیگر ( نظیر شما )اثبات کند
سوما :شما بحثی را مطرح کردید و از آنجا که اینجا جای گفتگوست بنده سوالی را در رابطه با همین موضوع مطرح کردم
چهارما :شما که جوابی (عقلی = قرآنی) ندارید و قطعا نخواهید داشت بهتر است بجای اطاله کلام حتی برای 1 ثانیه هم که شده چشم عقل خود را بگشایید تا دچار سرکوب کردن عقل خود نباشید
پنجما : در ردبودن مذاهب منتسب به اسلام و خاصه مذهب شما همین بس که هر یک خود را فرقه ناجیه می داند و بقیه فرق را نامسلمان !
amirrh / حلاج.
Wednesday 7 May 2008, 07:25AM
جدی میگی؟! شماها اصلا خدا رو قبول دارید؟!
من موندم این پیامبران جدید (گروهک شما) چگونه حرف از دین و ایمان می زنید؟!:smile55:
در درماندگی شما به پاسخ به موضوع اصلی همین بس که با اطاله بحث به مسلمانی یا نا مسلمانی بنده خدایی چون خود متوسل می شوید! آیا این کاری غیر از کار شیطان است؟! ای بنده خدا بیدار شو ، خواب تا کی؟
هستي
Wednesday 7 May 2008, 07:27AM
بسمه تعالی
شیعه واهل سنت بر مبنای سنت روایت شده از پیامبر وائمه عمل می کند نه بر مبنای کتاب خدا ما را بس است، انهم بر روایت برداشت شخصی.
در روایات زیادی امده است که پیامبر فرموده که هرکه با علی دشمنی ورزد اهل جهنم است.
دشمنی با علی یعنی دشمنی با حق
ودشمنی با امام حسین هم همین است.
گریه کردن بر شهید یعنی که از هرچه ظالم متنفری ودوستدار حقی
وتمام تعالیم انبیاء یعنی درک همین مسایل وقرار دادن مردم در جهت حق
والبته گریه به تنهایی هم فایده ای ندارد.ان گریه ای از سر اخلاص است واینکه هر وقت لازم باشد حاضری در راه دفاع از حق چون مولایت حسین کشته شوی ودر هر کجای دنیا در مقابل ظالم بایستی.
واین یعنی تولی وتبری که نمیدانم در دین شما هست یا نه؟ : وبه قول قران
لکم دینکم ولی الدین
mehrdad_123
Wednesday 7 May 2008, 12:02PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران
توکلت علی ا...
-------------------------------
جناب امیره می فرمایند:
خداوند یکتا بایستی بر مسلمانی بندگانش قضاوت کند و بنده خدا لزومی ندارد مسلمانیش را بر بنده ای دیگر ( نظیر شما )اثبات کند
شماها که می گویید فقط قرآن , من حقیر از همین قرآن برایتان ثابت می کنم که شماها مسلمان نیستید%
تو اگر می توانی ثابت کن که به همه ی آیات قرآن ایمان داری و قبولشان می کنی- منتظرم
پنجما : در ردبودن مذاهب منتسب به اسلام و خاصه مذهب شما همین بس که هر یک خود را فرقه ناجیه می داند و بقیه فرق را نامسلمان !
عجب!
میشه بفرمایید شماها از کجا فهمیدید که فرقه ی ناجیه شمایید- شمایی که حتی آیات قرآن را هم قبول نمی کنید؟!
.
mehrdad_123
Wednesday 7 May 2008, 12:12PM
والبته گریه به تنهایی هم فایده ای ندارد.
ضمن عرض سلام
نکته ای هست که به حضورتان عرض می کنم
صد البته که گریه ی از روی معرفت غوغا خواهد کرد در مورد گریه برای مولایم حسین بن علی(ع) این موضوع کمی استثنا می باشد , به طور مثال اگر کسی برای مولا امام حسین(ع) بدون قصد قربت گریه کند باز هم اجر و ثواب خود را خواهد برد:
(مطلبی را در یکی از موئسسات تحقیقاتی دیدم که برایتان باز گو می کنم)
بايد گفت شرط ثواب در همه اعمال اين نيست که بنده حتما در آن عمل قصد قربت کرده باشد . بلکه اعمالي نيز هست که اگر بدون قصد قربت (البته وبدون قصد حرام) انجام شوند خداوند به آنها ثواب مي دهد .
در قرآن کريم آمده است :
َذلِكَ بِأَنَّهُمْ لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
آيه 120 سوره توبه
چرا که هيچ تشنگي و رنج وگرسنگي در راه خدا به آنان نمي رسد و هيچ مکاني که کفار را به خشم مي آورد قدم نمي گذارند و از دشمن هيچ غنيمتي به دست نمي آورند مگر اينکه به سبب آن ، عمل صالحي براي آنان نوشته مي شود ، زيرا خداوند پاداش نيکو کاران را ضايع نمي کند .
يکي از مطالبي که در قرآن براي آن وعده ثواب داده شده و در آن شرط قربت نشده است حضور در اماکني است که سبب خشم و غضب دشمنان دين مي شود (اماکني که حضور در آنها سبب فزوني شوکت مسلمانان و به اصطلاح زياد شدن سياهي لشکر ايشان مي گردد)
بودند در لشکر يزيد کسانيکه براي کشتن امام حسين عليه السلام نيامده بودند ؛ بلکه به اين علت آمدند که اگر بعد از اين جنگ خواستند به لشکريان هديه اي بدهند به ايشان هم برسد و نه تيري به سمت امام حسين عليه السلام انداختند و نه شمشيري کشيدند اما ايشان را مستحق عذاب مي دانيم . زيرا سياهي لشگر کفر شدند و جزو نماد ظلم قرار گرفتند .
از آن طرف عده اي هستند که در اين عزاداري ها شرکت مي کنند و چون اين عزاداري ها نشانه مقابله با ظلم است خداوند به ايشان ثواب مي دهد .
البته اکثر کسانيکه براي امام حسين گريه مي کنند از جنبه ديني براي ايشان گريه مي نمايند و عزاداري مي کنند ؛ وگرنه مي توانستند براي کشته گان جنگ هاي جهاني اول و دوم و... گريه کنند . اما خود حضور در اين عزاداري ها نشانگر جهت عزاداري ايشان و از روي عرق ديني انجام گرفتن آن است .
والسلام .
کاوشگر
Wednesday 7 May 2008, 01:17PM
بنام خدا
اهداف امام حسین علیه السلام از قیام :
1- به وظیفه خودشون عمل کردند و در مقابل ظلم ایستادگی کردند.
2- اتمام حجت کردند
3- مبارزه با جريان انحرافى بوده است كه در اسلام پديد آمده بود
4- بر پا داشتن نماز و امر به معروف و نهی از منکر
5- نجات دادن بندگان از جهل و حیرت گمراهی
6- تبليغ و پيام رسانى, معرفى و شناساندن اسلام
کاوشگر
Wednesday 7 May 2008, 01:18PM
راز عزاداری
1- در مورد عوام، تسلیت آشنایان میت
1- در مورد علما ،تجليل از مقام شامخ علم و عالم
2- در مورد شهيد، به خاطر بزرگداشت مقام او
.
.
.
3- به همين نسبت پيش مى رويم تا به قله عزت, عظمت و شوكت برسيم; يعنى سرسلسله شهيدان و سرور آزادگان و يكه تاز ميدان علم و عمل, دين و سياست, شهامت و شجاعت, غيرت و عفت, رادمردى و جوانمردى, تقوا و ايمان, ورع و پارسايى, به الگوى اخلاق, پاكدامنى, آزادگى, شرافت, شخصيت, سرورى, فروتنى, خداترسى, پرهيزكارى, بزرگ منشى, دين پرورى و ... به سبط پيامبر, قهرمان جاويد كربلا, احيا كننده شريعت رسول خدا و رسوا كننده يزيد و يزيديان, حضرت امام حسين(ع).
بدين سان, عزادارى حسين يعنى: بزرگداشت فضيلت و خير مطلق. و ما اگر در عزاى او مجالس برپا مى كنيم, به خاطر احياى راه جاودانه او و هدف مقدس اوست; احياى نام او, احياى كرامتها, عزتها, فداكاريها, طهارتها, حقيقتها, عزيمتها, قداستها و شرافتهاست.
اين بزرگداشت, پاسخ به نداى ((هل من ناصر)) حسين است و اگر چنين نباشد, ارزشى ندارد. بايد در مجالس عزادارى حسين, سنتهاى حسينى زنده شود, حقوق مظلومين از ظالمين گرفته شود, و در برابر ستمگران, در هر زمان و مكان, ايستادگى شود. اگر در اين مجالس, انگيزه و آرمان حسين دنبال نشود و تنها با گريه كردن و سينه زدن برگزار گردد ـ هرچند آنها نيز مطلوب و پسنديده است ـ حقيقت عزادارى برگزار نشده است.
کاوشگر
Wednesday 7 May 2008, 01:18PM
مجالس عزاداری امام حسین به مردم مى فهماند كه حسين براى اقامه نماز, امر به معروف, نهى از منكر, جلوگيرى از ستم و حق كشى, زير بار ظلم نرفتن, طلب اصلاح در امت پيامبر و گام نهادن در مسير محمد و على(عليهماالسلام) و احياى سنت آنان, قيام كرد. اين جا اگر بر مصايب حسين گريه هم كنند, گريه مفهوم ديگرى دارد. اين جا گريه حركت زاست نه مخدر, چنان كه برخى تصور كرده اند. امامان ما خواسته اند با ذكر مصايب اهل بيت, مردم را تحت تإثير قراردهند و با تكيه بر عواطف, آنان را به پيروى وادارند. اين جا مسإله ولايت و امامت مطرح است نه صرف ذكر مصيبت.
به هر حال, هرچند در روايات گاهى اشاره به عزادارى مى شود ولى در بيشتر آنها بحث از ((احيإ إمرنا)) شده; يعنى زنده نگه داشتن ((امر)) اهل بيت. و مقصود از امر, همان ولايت است. آن قدر كه بر احياى امر تإكيد شده بر اصل برپايى مجالس تإكيد نشده است, زيرا هدف غايى و اصلى اقامه مجالس, همان احياى امر است. و اين همان مقصود امام خمينى(قدس سره) از عزادارى سنتى است كه بر آن تإكيد مى فرمودند, چرا كه ريشه در ((سنت)) دارد. سنت و سيره امامان هم بر برگزارى چنين مجالسى بوده است تا اين كه مردم از اين راه, به هدف مقدس امام حسين پى ببرند.
هدف اصلى عزادارى تنها اين نيست كه انسان, خود را علاقه مند آنان نشان دهد, بلكه بايد علاقه و محبت اهل بيت در تمام صحنه هاى زندگى انسان, آشكار گردد. مجلس عزادارى مجلس تفريح و گذراندن وقت نيست و همچنين دكان پول درآوردن نيز نمى باشد. گويندگان بايد پس از درك هدف واقعى امام, آن را براى مردم توضيح دهند و شنوندگان نيز نبايد به چند قطره اشك بسنده كنند, بلكه بايد اين اشكها باعث برانگيختن آنان باشد و آنها را به خط حسين نزديك سازد و در مسير مكتب قرار دهد و در قلوبشان حماسه آفريند تا اين كه اشكها سيلابى شوند و بنياد ظلم و ستم را بركنند و خس و خاشاكهاى فساد و گناه را از جامعه بشرى بزدايند. در اين مجالس, بايد از تكامل روحى و اخلاقى بحث شود و انسانها به وظايف خود متذكر شوند.
وقتى حسين فرياد ((هل من ناصر)) سر مى دهد, هرگز از ياران يزيد نمى خواهد كه از حريم حرم الهى دفاع كنند, بلكه از پيروان خود در طول تاريخ مى خواهد كه از حرم خدا و نواميس الهى و مقدسات مذهبى و احكام متعاليه اسلام محمدى دفاع كنند.
بايد در مجالس حسينى به مردم گفته شود كه: نهضت حسين(ع) در واقع آخرين قسمت از تبليغ رسالت پيامبر است كه بدون آن فداكارى, نهضت پيامبر به فراموشى سپرده مى شد و يا به نابودى و اضمحلال مى گراييد: ((حسين منى و إنا من حسين)). و امامان ما براى نشر و تبليغ اين احكام, راهى بهتر از برپايى مجالس نداشتند. از اين روى, با روشها و طرحهاى گوناگون, مردم را به سوى مجالس بزرگداشت حسينى سوق مى دادند تا مردم را متوجه خود سازند و احكام شريعت را به آنان بياموزند و آنها را از لغزشها و تباهيها برهانند و پيوندشان را با ((ثقلين)) ناگسستنى كنند.
کاوشگر
Wednesday 7 May 2008, 01:19PM
فلسفه عزادارى در سخنان امام خمينى(ره)
امام خمينى به مناسبتهاى مختلف با زبانى ساده و رسا, فلسفه عزادارى امام حسين(ع) را تبيين كرده اند كه به چند نمونه اشاره مى كنيم:
((شما انگيزه اين گريه و اين اجتماع در مجالس روضه را خيال نكنيد كه فقط اين است كه ما گريه كنيم براى سيدالشهدا, نه سيدالشهدا احتياج به اين گريه ها دارد و نه اين گريه خودش فى نفسه يك كارى از آن مىآيد. لكن اين مجلس ها مردم را مجتمع مى كند و يك وجهه مى دهد كه سى ميليون, سى و پنج ميليون[ جمعيت آن زمان ايران] جمعيت در ماه محرم و خصوصا دهه عاشورا, يك وجهه, دنبال يك راه مى روند... مسإله, مسإله گريه نيست, مسإله تباكى نيست. مسإله, مسإله سياسى است كه ائمه ما با همان ديد الهى كه داشتند, مى خواستند كه اين ملتها را با هم بسيج كنند و يكپارچه كنند, از راههاى مختلف, تا آسيب پذير نباشند.))
و چنين هم شد. همين مجالس حسينى بود كه ملت سرفراز ايران را تحت يك لوا و يك پرچم درآورد و آنان را با وحدت كلمه به كلمه توحيد رساند; كلمه توحيدى كه در آن فقط خدا مطرح است ((لا اله الا الله)) و از ديگر اربابان خبرى نيست.
چه نكته دقيقى در انتخاب زمان و مكان حضرت نهفته است كه در ايام حج, مردم از سراسر جهان, در ((منا)) جمع مى شوند, وانگهى در آن روزها كه ايام عيد است و مسلمانان به فرح و سرور مى پردازند, بى گمان مجلس عزا و گريه, توجه مردم را به شدت, جلب مى كند و آنها را به پرسش وامى دارد كه چه شده است؟ و انگيزه نوحه سرايى چيست؟ و بدين سان حق براى حق خواهان متجلى و روشن مى گردد و راه و روش امام مشخص مى شود و بى گمان در بازگشت حجاج, اخبار حضرت به غائبين از آن مراسم مى رسد و زبان به زبان بازگو مى شود و حجت بر همگان كامل مى شود و منظور نظر امام محقق مى گردد.
اينك به موردى ديگر از سخنان امام خمينى اشاره مى كنيم:
((روضه است كه اين محراب و اين منبر را حفظ كرده... اگر آن روضه نبود اين منبر هم نبود, اين مطالب هم نبود. آن حفظ كرده. ما بايد به شهيدمان گريه كنيم, فرياد كنيم, مردم را بيدار كنيم. البته يك مطلبى هم كه بين همه ما بايد باشد, اين است كه اين نكته را به مردم بفهمانيم: همه اش قضيه اين نيست كه ما مى خواهيم ثواب ببريم. قضيه اين است كه ما مى خواهيم پيشرفت كنيم. سيد الشهدا هم كه كشته شد, نه اين كه رفتند يك ثوابى ببرند. ثواب براى او خيلى مطرح نبود. آن طور رفت كه اين مكتب را نجات بدهد, اسلام را پيشرفت بدهد, اسلام را زنده كند. شما هم كه داريد نوحه خوانى مى كنيد, حرف مى زنيد, خطبه مى خوانيد, نوحه مى خوانيد, مردم را به گريه وادار مى كنيد, مردم هم گريه مى كنند, همه روى اين مقصد باشد كه اين اسلام را ما مى خواهيم با اين هياهو حفظش كنيم... مى خواهيم اين مكتب را حفظ كنيم چنانچه تا حالا خود شده است.))
السيد الاميني
Wednesday 7 May 2008, 02:10PM
ادامه
علقمه بن محمد حضرمى نقل مىكند كه حضرت باقر علیه السلام بر امام حسین علیه السلام گریه مىكرد:
«ثم لیندب الحسین علیه السلام و یبكیه و یامر من فى داره ممن لا یتقیه بالبكاء علیه و یقیم فى داره المصیبة باظهار الجزع علیه و لیعز بعضهم بعضا بمصابهم بالحسین علیه السلام »
سپس به گریه و زارى بر حسین علیه السلام مىپرداخت و دستور مىداد به افرادى كه در خانه بودند و از آنان تقیه نمىكرد، بر حسین علیه السلام گریه كنند; آن حضرت در خانه خود مجلس عزا و مصیبت به اظهار جزع بر امام حسین علیه السلام برپا مىداشت و به یكدیگر مصیبتحسین علیه السلام را تسلیت مىگفتند.
«عن عبدالله بن غالب قال: دخلت على ابى عبدالله علیه السلام فانشدته مرثیة الحسین بن على علیهما السلام فلما انتهیت الى هذا الموضع:
لبلیة تسقوا حسینا بمسقاة الثرى غیر التراب
صاحت باكیة من وراء الستر: «یا ابتاه» عبدالله بن غالب گوید:
بر امام صادق علیه السلام وارد شدم و براى او مرثیه حسین بن على علیهما السلام را خواندم وقتى به این جمله رسیدم كه: «چه مصیبتى كه حسین را در كنار آب از خاك سیراب كردند»، از پشت پرده زنى فریاد زد: «یا ابتاه».
«عن هارون المكفوف قال: دخلت على ابى عبدالله علیه السلام فقال لى: «انشدنى». فانشدته; فقال: «لا، كما تنشدون و كما ترثیه عند قبره» فانشدته:
امرر على جدث الحسین فقل لاعظمه الزكیة
قال: فلما بكى امسكت انا فقال مر; فمررت، قال: ثم قال: «زدنى» قال: فانشدته:
یا مریم قومى واندبى مولاك و علىالحسین فاسعدى ببكاك
قال: فبكى و تهایج النساء. قال: فلما ان سكتن قال لى: «یا ابا هارون! من انشد فى الحسین فابكى عشرة فله الجنة .
هارون مكفوف گوید: وارد بر امام صادق علیه السلام شدم فرمود: برایم بخوان، برایش خواندم. آن حضرت فرمود: نه، آنچنان كه در كنار قبرش مرثیه مىخوانید بخوان و من خواندم:
از كنار نعش حسین گذر كن و به آن استخوانهاى پاك بگو وقتى آن حضرت به گریه افتاد سكوت كردم ولى فرمود: ادامه بده، ادامه دادم. فرمود: باز هم بخوان تا به اینجا رسیدم كه:
اى مریم برخیز و بر مولاى خود ندبه كن و با گریه ات بر حسین رستگار شو امام علیه السلام گریه كرد و زنها شیون سر دادند. وقتى آرام شدند، حضرت فرمود: اى ابوهارون هر كس مرثیه حسین علیه السلام بخواند و ده نفر را بگریاند، پاداش او بهشت است.
السيد الاميني
Thursday 15 May 2008, 05:54PM
حضرت صادق علیه السلام به ابى عماره شاعر فرمود:
«یا ابا عمارة! من انشد فى الحسین بن على علیهما السلام شعرا فابكى خمسین، فله الجنة و من انشد فى الحسین علیه السلام شعرا فابكى ثلاثین، فله الجنة»
() اى ابوهارون! هر كس در رثاى حسین قصیدهاى بخواند و پنجاه نفر را بگریاند پاداش او بهشت است و هر كس در رثاى حسین علیه السلام ، قصیدهاى بخواند و سى نفر را بگریاند پاداش او بهشت است.
امام صادق علیه السلام به ابى هارون مكفوف فرمود:
«یا ابا هارون! من انشد فىالحسین شعرا فبكى و ابكى عشرة كتب لهم الجنة»
اى ابوهارون! هر كس در رثاى حسین قصیدهاى بخواند و بگرید و ده نفر را بگریاند، پاداش آنان بهشت است.
حضرت امام صادق علیه السلام به صالح بن عقبه فرمود:
«من انشد فى الحسین علیه السلام بیتا من شعر فبكى و ابكى عشرة فله و لهم الجنة»
هر كس در رثاى حسین علیه السلام یك بیت از قصیدهاى بخواند و بگرید و ده نفر را بگریاند پاداش آنان بهشت است.
داستان آمدن دعبل بن على خزاعى شاعر معروف عرب را در ایام محرم به محضر علىبن موسىالرضا علیه السلام و دعوت امام از وى براى سرودن مرثیه جدش حضرت حسین بن على علیهما السلام را مىتوان در جلد 45، صفحه 257 كتاب بحارالانوار مطالعه نمود.
ائمه معصومین علیهم السلام : از شاعرانى همچون كمیت، دعبل، سید حمیرى و... كه در آن جو خفقان، مصائب حسین علیه السلام را به شعر در آوردند، تقدیر نمودهاند.
یا علی اغاز عشق
Friday 26 December 2008, 01:18PM
یا حسین
gholam_ali
Friday 26 December 2008, 04:42PM
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلك ...
zxcv
Saturday 27 December 2008, 12:17AM
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَلاَ يَأْمُرُكُم أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلاَئِكَةَ وَالنَّبِيِّيِنَ أَرْبَاباً أَيَأْمُركُمْ بالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُم مُسْلِمُونَ
و بشما دستور نميدهد كه فرشتگان و پيغمبران را ارباب خود بگيريد. آيا شما را به كفر دستور ميدهد آنهم بعد از اينكه تسليم خدا (مسلمان) شديد؟!
عزاداری در ایران به شکل دستجات و مراسم خاص و تعذیه خوانی و به سر و سینه زدن پیشینه باستانی و افسانه ای دارد. در این پیشینه ما سوگ سیاووش را داریم که الهة سبزینه به حساب می آمد . از منظر مردم آن زمان این الهه که در تابستان یا پائیز میمُرد و این امر موجب عدم رویش گیاه در دو فصل زمستان و پائیز می گردید . اما در فصل بهار بار دیگر سیاووش زنده می شود و به دنبال آن گیاهان نیز رشد می کنند . به همین دلیل مردم در ایران باستان قبل از بهار بر مرگ سیاوش به شکل دستجات و هیاتهای بزرگ ، عزاداری می کردند و می گریستند و بر گریستن نیز تأکید بسیار داشته اند و آن را موجب رضایت و برکت از سوی الهه ها می دانستند و دراین میان گریه زنان از امتیاز بیشتری برخوردار بوده است. دلیل این عزاداری و گریستن جلب نظر ایزد بانوی باران بوده است تا او نیز بر سوگ سیاووش بگرید تا با گریه او باران و برکت بر زمین نازل شود. زیرا تنها عامل زنده شدن سیاووش همین گریه ایزد بانوی برکت بوده است که با گریستن او سیاوش و به دنبال او سبزینه رشد می کرده است. زنان در این ایام بر سر خود گِل می مالیدند و محافل عزا ی زنانه بر پا می کردند این مراسم گریستن به جهت نزول باران تا اواخر خرداد ادامه داشته است اما پس از آن قطع می شده زیرا بارش پس از این زمان موجب ضایع شدن محصول می گشته است. لذا می توان چنین نتیجه گرفت که فرهنگ عزاداری و گریستن در ایران باستان عملی عبادی در راستای جلب برکت و توجه مردگان اسطوره ای که تبدیل به الهه ای تمام عیار در ذهن مردم شده بودند می بوده است ، از این روست که شبیه این مراسم تنها با تغییر نامها همچنان در میان مردم ایران زمین در سوگ مردگان تاریخیشان به شکل مفصل اجرا می شود
اما سیاوش برای مردم ایران باستان تنها نمادی از یک الهه اسطوره ایی نبود بلکه در ورای نام سیاوش داستان و افسانه ای وجود داشت که به وسیله آن مردم مراسم سوگ و ماتم خود را توجیه و رنگ و بوئی مذهبی می دادند ، نمونه هایی از این افسانه های تخیلی که موبدان و رهبران مذهبی دین زرنشت آن را در بین مردم تبلیغ می کردند را می توانیم در شاهنامه ببینیم . داستان سياوش در بين افسانه های شاهنامه ملغمه اي از چند داستان تاريخيمذهبي می باشد . مثل اينکه خود شخصيت سياوش خيلي شبيه به يوسف پیامبر است . از نظر زيبا رويي ونجابت و داستان عاشق شدن سودابه بر او که باز هم ما را ياد داستان زليخا مي اندازد و اثبات بيگناهي اش در رد شدن از شعله هاي آتش . کيکاووس هم مثل عزيز مصر نمي خواهد باور کند که زنش خيانت کار است . از منظر ديگه سياوش نماد مظلوميت و بي گناهي است و اينکه خونش بهناحق توسط افراسياب ( به مانند آنچه که یزید کرد ) ريخته مي شود داستان عزای سیاووش خيلي شبيه به داستان عزای حسین می باشد . حتی هستند مورخینی که می گویند مراسمعاشورا و شام غريبان و عزاداري براي حسين شکل مذهبی شده ي همان مراسم مرگ سياوش )سووشون ) هست که در بين ايراني ها قبل از اسلام هم رايج می بوده است .
بعدها هم سياوش بچه اي از خود به جاگذاشت به نام کيخسرو . کيخسرو که آن را صورت افسانه ای کورش بزرگ مي دانند در ادبفارسی نماد انسان کامل و پير و مرشدي است که جزو هفت تن جاويدانی محسوب می شود که بنابر سنتزرتشتيان روز رستاخيز به ياری سوشيانت، یعنی همان موعود آخر زمان، برمی خيز د و اهريمن و پليدیرا از پهنه زمين پاک می کند دقیقا به مثل همان داستانی که در مورد قیام حسین به همراه مهدی در آخر زمان ، نقل می شود
عزاداری دسته جمعی و علنی، سنت ايرانيان باستان در سوگ سياوش بود، كه پس از اسلام تبدیل به عزاداری برای نوه دوم رسول الله گردید و چون سرزمين ديلم و طبرستان يعنی مازندران امروزی كه زادگاه اميران آل بويه بود، خيلی دير به دست مسلمانان فتح شد برای همین سنت هايشان که ريشه در فرهنگ قديمی شان داشت در بعد از پذیرفتن اسلام در آداب و رسومشان ماندگار ماند همچون رنگ سياه پوشيدن در عزاداری , برای اعلام و نمايش عزادار بودن و ما حتی در ادامه داستان عاشوراها شخصیتی مانند رستم را هم می بینیم که اینبار به اسم مختار آمده که از شمر و عمر سعد و حرمله انتقام بگیرد یعنی همان انتقامی که رستم در مرگ سیاووش از سودابه گرفت .
ولی اسلام هرگز از هیچ شخصیتی حتی اگر کارهای بزرگی در جهت تعبد پروردگارش انجام داده باشد اسطوره ای ما فوق بشر نمی سازد ابراهیم شخصیتی که در قران از او به کررات به خوبی یاد شده است ولی مشاهده می کنیم که وقتی ابراهیم به تاریخ می پیوندد تبدیل به مرده ای می شود که فرزندان یعقوب هرگز نباید او را بیشتر از آن چیزی که بوده تصور کنند .
أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِى قَالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَإِلهَ آبائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلهاً وَاحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ - تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْئَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ(134 - 133 /البقره)
يا وقتي كه مرگ يعقوب فرا رسيد شاهد بوديد؟ وقتي به فرزندانش گفت بعد از من بندگي چه كسي را ميكنيد؟ گفتند خداي واحد را كه معبود تو و پدرانت ابراهيم و اسمعيل و اسحاق است بندگي ميكنيم. و ما تسليم او (مسلمان) هستيمآنها عدهاي بودند كه از دنيا رفتند، هر كاري كردند مال خودشان است و آنچه شما ميكنيد مال شما است و درباره كارهايي كه آنها ميكردند از شما بازخواست نميشود.
پس اگر ابراهیم خوب بود ما تنها اجازه داریم که از خوبی های که مطمئنیم مربوط به اوست و نه به دروغ به او منتسب کرده اند سرمشق بگیریم و نه اینکه او را مبدل به الهه و اسطوره ای افسانه ای برای خود بنمائیم و همچنین اگر در واقعه ای که منتسب به عصر عاشورای سال 61 هجریست درس آموزنده ای وجود دارد باید آن را به تجربه خود تبدیل کنیم و از آن در جهت رسیدن به راه درست و مستقیم استفاده کنیم . استقامت در برابر هر ظالمی حتی اگر لباس دین دارای و امیر المومنی مسلمانان را بر تن کرده باشد و یا پایبندی به آداب دین و حفظ اسلام حتی به بهای ریختن خود و عزیزان خود درس عاشورا و قیام حسین است ولی اینکه ما بیائیم حسین را تبدیل به سیاووشی دیگر کنیم و از او یک موجود نیمه خدائی بسازیم هرگز با آن ارزشهایی که حسین برای آن به خون خود غلطید و به شهادت رسید ، همخوانی و مطابقتی ندارد .
yaaliasghar
Saturday 27 December 2008, 12:23AM
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلك ...
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.