نمايش نسخه نهائي : چند سؤال در نسبت خشونت به اسلا م
مسلمان67
Wednesday 9 April 2008, 12:08PM
1 ) در سوره احزاب آیه 61 در مورد چه کسانی دستورمی دهد که هرجا یافت شدند بایددستگیر وکشته شوند ؟
و از همه جا طرد مىشوند، و هر جا يافته شوند گرفته خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسيد! [ آیه 61 - سوره احزاب ]
سوره احزاب مقارن با زمانی بود که پیامبر و مسلمانها از جانب کفار قریش مُدام درتهدید بودند تا جایی که قریشیان با تبانی یهودیان مدینه ، آن شهر را محاصره کردند و آهنگجنگی را داشتند که به نام جنگ احزاب معروف است . دراین میان منافقین مدینه ازهیچ آزاری درحقّ پیامبر و مسلمانها فروگذار نمی کردند، مرتبّ ایجادوحشت مي كردند وازپیروزی قریب الوقوع قریشیان علیه مسلمانها سخن می گفتند. همچنین آن منافقان مرتبّ در پی آزار و متلک گویی زنان ومردان مؤمن در کوی و برزن بودند چنانکه آیه 58 سوره احزاب دراین رابطه گویاست « و کسانی که مردان وزنان مؤمن را بی آنکه مرتکب (عمل زشتی) شده باشند آزار می رسانند، قطعاً تهمت و گناهی آشکاربه گردن گرفته اند». این چنین افرادی را که ستون پنجم کفار محارب در داخل حوزه مسلمین بودند آیات 60 و61 سوره احزاب تهدیدمی کند که « اگر منافقان و کسانی که دردلهایشان مرضی هست و شایعه افکنان در مدینه ( ازکارشان) بازنایستند، تورا (ای پیامبر) سخت برآنها مسلّط می کنیم تا جز(مدتی) اندک درهمسایگی تو نپایند( ملزم به خروج ازمدینه گردند) » و « (آنها) از رحمت خدا دور گردیده و هرکجا یافته شوند گرفته و کشته شوند». چنانکه ملا حظه می-شود محتوای آیه شریفه صرفاً تهدید است و با توجه به آنکه منافقان درعین شیطنت ها مردمانی ترسو بودند آنها را تهدید کرده تا شاید دست از آزار بردارند وهیچ گاه این تهدید اجرا نشد .
درآیه 62 می فرماید « درباره کسانی که پیش اراین بودند (همین) سنّت خدا جاری بوده است » یعنی همیشه آزار رسانان تهدید می شدند که دست از آزار بردارند( ولی مسلمّاً اگر تهدیدها مؤثر واقع نمی شد و ستون پنجم کفار به کار خود در داخل جامعه اسلامی ادامه می دادند چه بسا جنگ و خونریزی پیش می آمد).
مسلمان67
Wednesday 9 April 2008, 12:12PM
2) چرا آیه 12 سوره انفال علا وه بردستور زدن گردنها ، قطع سرانگشتان را نیز دستور داده است ؟
هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان وحى مىكرد كه من با شما هستم پس كسانى را كه ايمان آوردهاند ثابتقدم بداريد به زودى در دل كافران وحشتخواهم افكند پس فراز گردنها را بزنيد و همه سرانگشتانشان را قلم كنيد [ آیه 12 - سوره انفال ]
سوره انفال متقارن با جنگ بدر است . جنگ بدر بدینگونه پیش آمد ، وقتی مسلمانها از مکّه به مدینه هجرت کردند قریشیان تما م اموال آنها را درمکّه مصادره کردند و ازآن اموال مال التجّاره ای ساخته ، می خواستند ببرند بفروشند. مسلمانها درمدینه خبرشدند و پیامبر موافقت کرد که سر راه کاروان قریشیان را گرفته اموال خود را مطالبه کنند. نزدیک چاههای بدر دو گروه به هم رسیدند، مسلمانها ساز و برگ کافی برای جنگ نداشتند و نوشته اند که حدود سیصد نفر بودند . برعکس قریشیان آماده جنگ بودند و بنا به گزارشات تعدادشان حدود هزارنفر بوده است،( تقریباً سه برابرمسلمانها ) ولی مسلمانها با تأییدات الهی درآن جنگ پیروز شده اموال خود را پس گرفتند وآیات سوره انفال بیانگر تأییدات الهی نسبت به مسلمانها درآن موقعیّت است .
درآیه 12 سوره انفال می فرماید:« وآن دَم که خداوند فرشتگان(نیروهای ملکوتی تابع فرمان خود)را وحی نمود من با شمایم،مؤمنان را ثبات دهید...» یعنی ای فرشتگان! با پشتیبانی وحمایت خدا به یاری مؤمنان برخیزید ودلهایشان را دربرابرکافران(باتقویّت روحیه) محکم گردانید
« ... دردل کافران ترس خواهم افکند... » کافران بنا به قوانین الهی- چون فقط تکیّه گاه دنیوی دارند – درمواضع سرنوشت ساز روبه ضعف می روند.« ... بالای گردن وتما م انگشتانشان را بزنید » آیه نشان می دهد که فرشتگان( نیروهای غیبی) علا وه برتقویّت روحیه مسلمانها ، به نفع آنها نیز درجنگ شرکت کردند و برگردن وانگشتان کافران می زدند .در واقع آیه به هیچ وجه در مقام تعیین مجازات برای کافران درشرایط عادی نیست، صحنه جنگ و تأییدات الهی را درحقّ مسلمانها توسط فرشتگان(از راه امدادهای غیبی) شرح می دهد.
مسلمان67
Wednesday 9 April 2008, 12:13PM
) چرا آیه 89 سوره نساء اجازه می دهد که هرجا مسلمانان مشرکان را یافتند آنها را بکشند ؟
همان گونه كه خودشان كافر شدهاند آرزو دارند [كه شما نيز] كافر شويد تا با هم برابر باشيد پس زنهار از ميان ايشان براى خود دوستانى اختيار مكنيد تا آنكه در راه خدا هجرت كنند پس اگر روى برتافتند هر كجا آنان را يافتيد به اسارت بگيريد و بكشيدشان و از ايشان يار و ياورى براى خود مگيريد [ آ یه 89 – سوره نساء ]
این آیه ناظر به زمانی است که مسلمانها ازمکّه هجرت کرده وعده ای منافق با کفارقریش در مکّه مانده بودند. آنها می خواستند ببینند کدام طرف پیروز می شوند تا به او بگروند.و خدا می فرماید: اگر آنها برعلیه شما مسلمانها به جبهه کفر محارب گرویدند، فکر نکنید که زمانی مسلمان وبا شما بودند ، وقتی به طرف متخاصم می گروند درحکم دشمن جنگی هستند، مگر اعلام بی طرفی نمایند ویا به گروهی بپیوندند که پیام عدم تعرض با مسلمانها دارد . ترجمه آیات قبل و بعد آیه فوق الذکر این سخن را نشان می دهد :
« (ای مؤمنان) شما را چه شده است که درباره منافقان دودسته شده اید ! حال آنکه خداوند ایشانرا – به سبب اعمالشان – (سلب توفیق نمود) و به قهقراء برگرداند . آیا اراده دارید کسی را خدا به گمراهی سپرده است ( برطبق قوانین خدا به علت نفاق ، توفیق هدایت به سوی خدا را ازدست داده ) هدایت کنید؟ و کسی که خدا به گمراهیش سپرده ( لایق هدایت ندیده ) راهی برای او نخواهی یافت ( 88 ) دوست دارند که شما نیز مانند ایشان کافرشوید و از این جهت برابرگردید. پس با آنان دوستی مکنید مگرآنکه درراه خدا هجرت کنند( وبه شما مسلمانها بگروند) ولی اگر روی گردانده( با کفارمحارب باقی ماندند) بجنگید و بُکُشیدِشان هرکجا یافتید، وهرگز دوست ویاوری ازایشان مگیرید(89) مگرآنها که می پیوندند به گروهی که میان شما وایشان پیمانی است یا نزد شما آیند در حالیکه سینه هایشان از جنگ و جدال تنگ است وازادامه نبرد با شما وقوم خویش منصرف باشند... پس اگر ازشما کناره گرفته تعرضی نداشتند و اظهار مسالمت نمودند خداوند هیچ راهی برضدّشان برای شما قرارنداده است(90) »
kenshin
Wednesday 9 April 2008, 12:48PM
نصر من الله و فتح القريب
بسيار مفيد و مختصر بود
مستفيض گشتيييييييييييييييييييييييم !
مسلمان67
Wednesday 9 April 2008, 12:51PM
4) آیه 191 سوره بقره درمورد چه کسانی دستور می دهد که هرکجا آنها را یافتید بکشید؟
و هر كجا بر ايشان دستيافتيد آنان را بكشيد و همان گونه كه شما را بيرون راندند آنان را بيرون برانيد [چرا كه] فتنه [=شرك] از قتل بدتر است [با اين همه] در كنار مسجد الحرام با آنان جنگ مكنيد مگر آنكه با شما درآن جا به جنگ درآيند پس اگر با شما جنگيدند آنان را بكشيد كه كيفر كافران چنين است .[ آیه 191 - سوره بقره ]
این آیه را باید درارتباط با آیه قبلی آن دید . آیه(190) می فرماید « در راه خدا با کسانی که باشما به جنگ برخاسته اند بجنگید وتجاوزنکنید( که کسی را که سرجنگ ندارد بکشید) که خدا تجاوزگران را دوست ندارد».
سپس می فرماید( آیه 191):
« همآنان را هرکجا که یافتید بکشید...»
ضمیر« هُم = همآنان» درآیه به « الذین یقاتلونکم = کسانی که به جنگ با شما برخاستند» درآیه قبل برمی گردد. می فرماید: هرجا با آن جنگ افروزان روبرو شدید( درهرنقطه ای که رویارویی جنگ رُخ داد) قاطعانه به کشتارشان پردازید.
«... و ازهمانجا که شما را بیرون راندند، بیرونشان رانید... » ، یعنی ازآن خانه های شما که پس از هجرتتان به مدینه قریشیان غصب کرده اند ، قریشیان را بیرون ریزید.
« ... فتنه گری آنها( که می خواهند به زورنظام شرک را حفظ کنند ) ازکشتاربدتر است»
به قول « میلوان جیلا س» بدترین اسارتها آن است که از تفکّر( و اعتقاد) انسانها بدانگونه که دلخواهشان است جلوگیری شود.
سپس درآیه بعد(آیه 192) می فرماید:« واگر بازایستادند( دست ازجنگ برداشتند) خداوند آمرزنده و مهربان است (یعنی شما هم دست ازجنگ بردارید)» وادامه می دهد
« با آنان بجنگید تا فتنه شان ازمیان برود (دست از حمله و زورگویی بردارند ) و دین ( و پذیرش آن) برای خدا باشد(محیطی به وجود آید که انسانها بتوانندآزادانه خدای خویش را بپرستند) پس اگر بازایستادند ( جنگ وخونریزی را کنارگذاشتند) هیچ تجاوزی جز به ستمکاران روا نیست ».(آیه 193)
مسلمان67
Sunday 20 April 2008, 09:35PM
5) در آیه 4 سوره محمّد منظوراز رو برو شدن با کفار درچه شرایطی است وآیا دلیلی بر حصر آن به عنوان قانون جنگ داریم یا می تواند مجوز ترور نیز باشد ؟
و هنگامى كه با كافران (جنايتپيشه) در ميدان جنگ روبهرو شديد گردنهايشان را بزنيد، (و اين كار را همچنان ادامه دهيد) تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد; در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد; سپس يا بر آنان منت گذاريد (و آزادشان كنيد) يا در برابر آزادى از آنان فديه ( غرامت) بگيريد; (و اين وضع بايد همچنان ادامه يابد) تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد، (آرى) برنامه اين است! و اگر خدا مىخواست خودش آنها را مجازات مىكرد، اما مىخواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازمايد; و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بين نمىبرد! [آیه 4 - سوره محمّد]
این آیه می فرماید:« چونبا کافران برخورد کردید گردن زدنهاست ...» ، معلوم است که منظوراز" برخورد" روبرو شدن درجنگ است و جنگ با کافر نیز زمانی پیش می آید که او دست به حمله ببرد (چنانکه آیه 190 سوره بقره وآیات متعدد دیگر نشان می دهد وهمه شواهد تاریخی حاکی ازآن است که کلیّه جنگهای مسلمانان در زمان پیامبر دفاعی بوده اند).
بعلاوه مفادآیه4 سوره محمّدنیزبه وضوح نشان می دهدکه موضوع مربوط به جنگ است.
« ... تا چون آنان را ازپای درآورید ... » یعنی درجنگ شکست خوردند .
« ... پس اسیران را دربند کشید ... » طبیعتاً از طرف شکست خورده ، اسیرانی به دست می آید. متعاقباً روشن می سازد که با اسیران چه کنید. « ... سپس یا برآنها منّت نهید (وآزادشان کنید) ویا فدیه گیرید( با اسیری ازخودتان که نزد آنهاست مبادله کنید و یا بهایی برای آزادیش بخواهید)،« ... تا حالت جنگ ازمیان برخیزد و اسلحه بر زمین گذاشته شود...» .بنابراین منظوراین نیست که کافران به ضرب شمشیرمسلمان شوند، بلکه منظور فقط این است که دست ازجنگ بردارند ، مسلمانی به زورنبوده است .
مسلمان67
Sunday 20 April 2008, 09:36PM
6) درآیه 33 سوره مائده خشونت بسیار زیادی دیده می شود ازجمله کشتن، دارزدن و قطع دست و پا درجهت خلا ف، علت این همه خشونت چیست و شامل چه کسانی می شود؟
« همانا جزای کسانی که با خدا و رسول او به ستیز برخیزند و در زمین به فساد وتباهی بکوشند، این است که کشته شده یا به دارآویخته شوند، یا دستها و پاهایشان برخلا ف یکدیگر قطع شده و یا ازسرزمین خود اخراج گردند ... ».[ آیه 33 – سوره مائده ]
توجه دقیق به چند نکته ضروریست :
اول، آنکه آیه فقط فساد فردی را مطرح نساخته ، بلکه کوشش مداوم درفساد را با جنگ مداوم علیه خدا و رسول ، طی یک " واو" عطف به هم آمیخته است چنان که می فرماید:
" یُحاربونَ ، جنگ می کنند" و " یَسعونَ فی الأرض فساداً ، سعی در فساد روی زمین می کنند" ( فعل مضارع ، درهردو حالت ).
دوم ، آنکه مراد از" جنگ با خدا ورسول" – دراینجا– هرنوع گناهی نیست . زیرا " ربا خواری" را هم قرآن " جنگ با خدا ورسول " دانسته وهرگزمجازات فوق برای آن تعیین نگردیده است ( بقره آیه 279 ) . بنابراین مقصود جنگ حقیقی ورسمی درجهت براندازی ومقابله با قوانین خداست ؛ مثل قیام مسلحانه علیه حکومت به حقّ مرکزی ، برهم زدن امنیّت کشور، اخلا ل درآسایش مرد م، سرقت مسلحانه درراهها، کشتارافراد و ربودن زن و فرزند آنها .
سوم ، آنکه منظور از" فساد در زمین " هر نوع فساد شخصی نیست و مفاسدی است که زیانهای بزرگ اجتماعی به بار می آورد. به مانند آنکه می فرماید« کشت ونسل را نابود کنند وخدا فساد را دوست نمی دارد» ( س بقره آیه 205 ).
چهارم ، آنکه شأن نزول گزارش شده برای آیه ، مفاهیم فوق را درمورد آن تأ کید می کند چنان که درروایتی آمده است که« گروهی از" بنی ضبّه" با بیماری شدید نزد پیامبر(ص)آمدند ، حضرت خواست آنها را تا بهبودی نگهداشته مراقبت نماید، ولی آنها اصرار بر خروج ازمدینه داشتند پیامبر(ص) سه تن را با شترانی که ازسهم زکات بود به همراهشان فرستاد تا ازشیر شتر استفاده کرده ، ازهرگونه کمک برخوردارکردند . ولی آنها پس ازاینکه بهبود یافتند وقوّت گرفتند آن مأموران را به طرز فجیعی کشته، شتران را به سرقت بردند. چون پیغمبر ازاین حادثه مطلع شد، علی (ع ) را درپی ایشان فرستاد که همگی را درحالیکه به طرف یمن می رفتند دستگیر و به نزد پیامبرآورد، آن گاه آیه فوق نازل شد " .
تفسیر طبری می گوید : " عبدالملک بن مروان " یکی از خلفای اموی ، نامه ای به " انس بن مالک" ( یکی ازاصحاب پیامبر که در آن زمان پیر و فرتوت شده بود) نوشت و درمورد آیه فوق توضیح خواست . انس که خادم پیغمبر بود ، نوشت:" این آیه درباره گروهی نازل شده که ازاسلا م برگشته ، شتربانان را کُشته ، شتر را به غارت برده ، راهزنی می کردند وبه زنان تجاوز می نمودند " .
پنجم ، آنکه آیه دربیان قوانین کیفری وجزایی است ودرمورد سپاهی که اعلام جنگ کرده و ازسویی حمله می کند ، مصداق ندارد تا با اسیران چنین مجازاتهایی اعمال شود! هیچ مفسری آیه را مربوط به جنگ ندانسته و اکابر فقها و مفسران برآنند که اشاره آیه متوجه کسانی است که ازداخل مملکت اسلا می جوشیده، مسلحانه برمرد م و کاروانها حمله برده مرد م بی گناه را می کشند و یا به اسارت و بی عفتی می برند. چنان که طبرسی درمجمع البیان می گوید:" آیه در شأن قطاع الطریق است واین قول ونظراکثرفقها ومفسران است"وهمچنین شیخ طوسی درکتاب" الخلاف" آیه فوق را با راهزنانی که به روی مردم اسلحه می کشند، تطبیق داده ودراین باره ادعای اجماع نموده است .
ششم ، آنکه محتوای آیه برای مجازات افرادی که توضیح داده شد، درجاتی تعیین کرده که ازقتل شروع شده وبه تبعید خا تمه می یابد. بنابراین مجازات ها دریک ردیف نیست وباید به تناسب جرم یکی را انتخاب نمود. هرگاه کسانی قصد اعمال فوق را داشته ، امّا قبل از اِقدام دستگیر شوند، سبکترین کیفررا می یابند وآن اینکه تبعید شوند. وهرگاه کسی را کشته باشند، قصاص می گردند و چنانچه نحوه کشتارشان از راه خفه کردن بوده باشد یا قتل و سرقت را با یکدیگر همراه کرده باشند، ابتدا کشته شده وسپس (برای عبرت) به دارآویخته می شوند واگر کسی را نکشته امّا سرقت مسلحانه کرده و اِحیاناً افراد را مصدوم یا بی عفتی کرده باشند، دست وپایشان را قطع می کنند . واژه " أو" به معنی " یا " که دربین مجازات های متذکره ، درآیه به کاررفته ، به وضوح تناسب مجازات را با جُرم می رساند واین امر را دراختیارحاکم قرار نداده تا بنا به صلا حدید شخصی ، هرمجازاتی را اراده نمود در حقّ خاطی اِعمال نماید ، چنان که تفسیرالمیزان نیز به دنبال شأن نزول متذکره ، در مورد عملکرد پیامبر با آن گروه جنایتکار می نویسد:" رسول خدا(ص) با توجه به میزان جُرم قطع دست وپا را برای آنها انتخاب کرد. ولی درکتب عده ای ازاهل سنّت موضوع مختلف ذکرشده، دربعضی آمده است که پیغمبر(ص) فرمود: دست وپایشان برخلا ف یکدیگرقطعنمایند ودستورداد چشم آنها را کورکنند زیرا آنهاهم چشم شتربانان را کورکرده بودند، ولی بعضی گفته اند که پیغمبرفرمود، خداوند نهی کرده است ازکورکردن چشمان واز این کار منصرف شد . روایات مروی ازاهل بیت ، حاکی از کور کردن چشمان نیست". سپس، صاحب تفسیرالمیزان ، نظرخود را چنین می نویسد:" آیه حاکی ازبیان ترتیب درحدود بر حسب درجات است" . به طورکلی دردنیای امروزجانیانی چون " خفاش شب" و امثال اورا که به زنان وکودکان بی گناه تجاوزکرده آنها را می کشند می توان ازمصادیق آیه فوق شمرد .
مسلمان67
Sunday 20 April 2008, 11:41PM
7) در آیه 38 سوره مائده دستور بریدن دست دزد را می دهد شرایط این قطع یَد چیست و شامل چه کسانی می شود ؟
« و دست مرد و زن سارق را به کیفراعمالشان- به عنوان مجازاتی ازجانب خدا- ببُرید همانا خداوند نیرومند و فرزانه است » . [ آیه 38 – سوره مائده ]
چند نکته درآیه فوق شایان توجه است :
اول ، آنکه درمقایسه با جزای زنا کار که می فرماید: « زن و مرد زنا کار را هریک صد ضربه شلا ق ( تازیانه) زنید » ( س نور آیه2 ) ، درآیه فوق لفظ " مرد " مقد م بر" زن" آمده ، شاید بدین علت که سارقین اکثراً مردان هستند و زنای زن با قباحت بیشتری توأ م است به عبارت دیگر ترتیب عا مِلین درحکم سارق ، برپایه " اکثریت" ودر حکم زنا کار بر اساس تأ کید بر" قباحت" موضوع است .
دوم ، آنکه باید دانست واژه " سارق " ازنظر لُغوی، به معنی" دزد" بطورمطلق می باشد امّا در فقه ، بر پایه دقت درفرهنگ قرآن و سنّت پیغمبر(ص) با شرایطی محدود گشته و معنی خاصّی می یابد، هرچند مراجعه به فرهنگ" المُنجد " نشان می دهد که معنای فقهی " سارق " تا حدودی ازمعنی لغوی آن نیز مایه گرفته است چنان که می نویسد: « سَرَقهُ الشیء : أخَذهُ مِنهُ خُفیَة وَ بحیلةٍ ، چیزی را ازاو به سرقت برد یعنی درخفا و حیله گری از او گرفت » . براین پایه اکثر مفسران ازجمله " قرطبی اندلسی" منظورازسارق ، را کسی دانسته اند که در خفا و پنهان از حرز ( جایی که برای حفظ اموال مرد م می سازند مثل بانک ها وغیره) با طرح ونقشه چیزی برباید. سوم ، آنکه شرایط دیگری معنای " سارق " را از نظر مصداق حکم آیه شریفه ، محدود می سازد که در رأس آنها زمان نزول آیه است . سوره مائده به احتمال قریب به یقین آخرین سوره یا سوره ماقبل آخر نازل شده بر پیغمبر ومربوط به زمانی است که جامعه اسلامی ازنظرفرهنگ، رفع تبعیضات اقتصادی و فقرعمومی ، تا حدود زیادی ساخته شده بود و سرقت دراین شرایط ، جز پیروی ازامیال نفسانی علت دیگری نداشت . از این رو تا جامعه اسلا می به چنان شرایطی نرسیده بود ، حکم فوق زمینه اجرایی نداشت و بنابراین عامّه فقها نکات زیر را به شرط اخیر برای " سارق" از نظر مصداق حکم آیه شریفه ، افزوده اند:
(1) عد م سال قحطی .
(2) عد م شدّت گرسنگی ( در رابطه با دزدی مواد غذایی).
(3) کمترنبودن میزان سرقت ازربع دینار شرعی که تقریباً معادل ربع سکه طلا در زمان حا ضر می باشد.
(4) آنکه گفته اند هرگاه مسلمانی سارقی را دستگیرنماید، ملزم نیست او را به مقامات قضایی رسانده ، پیگیرمجازاتش باشد، بلکه کافی است نصیحت نموده ، دنبال کند تا اموال مسروقه به صا حبش برگردد.
(5) آنکه برخلا ف معیار تعیین سارق که ازنظرمیزان سرقت – درشرع – ربع دینارشرعی است، غرامت قطع دست بی گناه ، هزار دینار شرعی تعیین شده است و در مقام تعلیل این موضوع ، شاعر عرب گفته است :
عِزّالأ مانه أغلاها وَ أرخصها ذلّ الخیانة فانظر حکمه الباری
"عزت امانت دست بی گناه را گرانبها سازد و ذلت خیانت دست گناهکار را بی ارزش" .
امّا کسی که پس ازستم کردنش توبه نمود وبه اصلاح کارخود پرداخت ، درآن صورت، خدا توبه او را می پذیرد همانا خدا آمرزنده و مهربان است .
برپایه این آیه می توان گفت که اگر" سارق" مال دزدی را پس داده وازعمل خود نادِم بود مجازات قطع دست ساقط می شود. درهیچ قانون کیفری به این صورت " بخشش" درکنار" مجازات " قرار ندارد و فقط قرآن کتاب تربیت انسانها است که " گاز" و " ترمز" را برای ماشین جامعه درکنارهم دارد .
مسلمان67
Monday 21 April 2008, 12:05AM
8) آیا آیه 5 سوره توبه که می فرماید پس چون ماههای حرام آمد ، آن گاه مشرکان را هرجا یافتید به قتل رسانید و آنها را دستگیر ومحاصره کنید وهرسو درکمین آنها باشید. دلیل جواز خشونت و تروریسم است ؟
پس چون ماههاى حرام سپرى شد مشركان را هر كجا يافتيد بكشيد و آنان را دستگير كنيد و به محاصره درآوريد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بنشينيد پس اگر توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات دادند راه برايشان گشاده گردانيد زيرا خدا آمرزنده مهربان است [ آیه 5 - سوره توبه ]
برای درک درست این آیه لازم است آیات قبلی آن را دید :
آیه 1 « این ( اعلا ن) بیزاری خدا وپیامبرش نسبت به مشرکانی است که ( شما مسلمین) با آنها پیمان بستید ( وپیمان خود را نقض کردند) » ،
آیه گویای آن است که مشرکان عرب با مسلمانها پیمان عدم تعرض داشتند ولی عده ای ازآنها این پیمان را شکسته (چنانکه آیه فوق نشان می دهد) دست به کشتارمسلمانها زدند.
آیه 2 « پس تا چهار ماه در زمین به آزادی بگردید و بدانید شما عاجزکننده خدا نیستید و خدا خوارکننده کافران است » .
بدین ترتیب به مشرکان پیمان شکن چهارماه فرصت داده شد تا کوچ کرده ازآن سرزمین بروند.
آیه 3 « این اعلا می است ازخدا ورسولش به روز حجّ اکبر که خدا ازمشرکان بیزاراست و رسول او نیز، پس اگر ایمان آورید به نفع شماست واگر روی گردانید بدانید عاجزکننده خدا نتوانید بود، و کافران را به عذابی دردناک بشارت دِه » .
آیه حاکی ازآن است که با پیمان شکنی مشرکان ، پیامبرنیزلغوپیمان عدم تعرض با آنها را اعلا م داشت ، چنان که مشرکان بعد ازآن سرزمین کوچ نمی کردند باید یا با عذرخواهی به مسلمانها می پیوستند ویا دشمن جنگی تلقی می شدند .
آیه 4 « مگرمشرکانی که با آنها پیمان بستید وسپس هیچ نقصانی بر شما وارد نساختند ویا هیچ گروهی علیه تان همپشتی نکردند پس پیمان ایشان را ، تا مدتی که برآنها مقرر است، تما م کنید که خدا پرهیزکاران را دوست دارد »
دراین آیه مشرکانی که به پیمان خود با مسلمانها وفادار مانده ، دست به کشتارنزدند وعلیه آنها با دشمنانشان همپُشتی نکردند ، استثناء شده و می فرماید که مسلمانها پیمانشان را با آنها حفظ کنند و حفظ پیمان را حتی با مشرک ، پرهیزکاری می داند .
آیه 5 « پس چون ماههای حرام به سر رسید ( درانقضای مهلت چهارماهه) آن مشرکان( پیمان شکن) را هرجا یافتید بکشید و بگیرید و محاصره شان کنید ودرکمینگاهی به کمین آنها بنشینید ( تا خطری برای شما پیش نیاورند ) امّا اگر توبه آورده ، نماز به پا داشتند وزکات دادند ( پاک گردیده ومسلمان شدند) راهشان را خالی کنید که خدا آمرزنده ومهربان است » .
مسلمان67
Thursday 24 April 2008, 12:48AM
9) درآیه 12 سوره توبه منظورچه پیمانی است که شکستن آن باعث می شود تا مسلمانان با مشرکان وارد جنگ شوند ؟
و اگر سوگندهاى خود را پس از پيمان خويش شكستند و شما را در دينتان طعن زدند پس با پيشوايان كفر بجنگيد چرا كه آنان را هيچ پيمانى نيست باشد كه [از پيمانشكنى] باز ايستند [ آیه 12 - سوره توبه ]
درآیه( 7 ) می فرماید « چگونه برای مشرکان نزد خدا و پیامبرش پیمانی باشد ( قول عدم تعرض) ؟ ... » ودرآیه( 8 ) گوشزد می کند« درحالیکه اگربرشما تسلط یابند هیچ سوگند و پیمانی را در حقتان رعایت نمی کنند» ودرآیات(9 و10) ادامه می دهد« آیات خدا را به بهای اندک فروختند ومرد م را ازراه خدا بازداشتند وچه بَد بود اعمالی که انجام می دادند، هیچ سوگند و پیمانی را درحقّ هیچ مؤمنی رعایت نکنند وهم ایشان سرکش و متجاوزند ».
بااین همه آیه(11) « اگرتوبه آورده نمازبه پا داشتند وزکات دادند دردین برادران شمایند» و سپس درآیه (12) اعلا م می دارد « ولی اگر پیمانهای خویش پس از عهدشان بشکسته در دین شما طعنه زدند، با پیشوایان کفر( سَرانِشان) بجنگید (جنگ نه قتل) که پیمانهایشان را هیچ اعتباری نیست ، شاید بازایستند (دست ازجنگ بردارند) آیا این آیات غیرعادلا نه است ؟
یک نکته: در آیه 28 - سوره توبه منظور از پلید بودن مشرک به لحاظ فکری و روحی است و نجس بودن جسمانی مراد نیست ،
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.