PDA

نمايش نسخه نهائي : حادثه غم‌بار تعرض به يك بهائي مظلوم در شيراز


هژبر
Tuesday 8 April 2008, 01:27PM
حادثه غم‌بار تعرض به يك بهائي مظلوم در شيراز
اخيراً در برخي پايگاه‌هاي بهائي و به دنبال آن در برخي پايگاه‌هاي غير بهائي خبري در مورد تعرض به يك شهروند بهائي شيرازي منتشر شده است. متن كامل خبر با مراجعه به پيوند زير قابل مطالعه است:
http://www.roozonline.com/archives/2008/04/post_6762.php
در مورد اين خبر -كه گويا تنها يك شاهد دارد و آن هم خود مدعي است- نكاتي به ذهنم رسيد كه مي‌خواهم مطرح كنم ان شاء الله به دست آن كسي هم كه مدعي شده مي‌خواستند بسوزانندش هم برسد. شهروند بهائي مدعي است:
"... سپس بنزين را روي من ريختند. نفر اول ‏سريع رفت بطرف اتومبيل و سوار شد و نفر ديگر هم يک کبريت زد بطرف من انداخت که روشن نشد کبريت دوم ‏همزمان با روشن شدن خاموش شد. کبريت سوم هم به لباس من خورد و باز خاموش شد و چهارمين کبريت و ‏آخرين کبريت روي زمين جلوي پاي من افتاد کمي روشن شد و با کفش روي آن گذاشتم خاموش شد."
احتمالاً در جايگاه‌هاي پمب بنزين علائم هشدار دهنده درباره خطر آتش سوزي را ديده‌ايد حتي تأكيد شده است كه از كشيدن سيگار در محوطه جايگاه پمب بنزين خودداري شود! چرا؟ چون بنزين از لحاظ شيمايي بسيار فرار است و در محوطه پخش مي‌شود و از آنجايي كه قابليت اشتعال بسيار بالايي دارد بر اثر برخورد با كوچك‌ترين حرارتي حتي در حد جرقه فندك مشتعل مي‌شود. حالا اين شهروند بهائي محترم مدعي است چهار ليتر بنزين روي سر و صورت را ايشان ريختند و چندين بار كبريت روشن به سمت ايشان پرتاب شده كه از قضا كبريت سوم بعد از اصابت به لباس آغشته به بنزين! خاموش شده است!!!
حالا چندتا سؤال پيش مي‌آيد:
آيا بنزين واقعي بوده؟
بله چون از توي باك ماشين بيرون كشيده شده است.
آيا كبريت وقتي به لباس بنزيني اصابت كرد روشن بوده؟
بله چون شهروند بهائي مي‌فرمايند: "کبريت سوم هم به لباس من خورد و باز خاموش شد" مشخص است كه كبريت روشن بوده و الا خاموش شدن آن بي‌معني است.
آيا ماجرا واقعي بوده؟
خدا مي‌داند!
از نكات آموزنده ديگر اين است كه تمام اين اتفاقات در يك خيابان معمولي در شهر شيراز اتفاق افتاده است. خياباني كه هرگز شباهاتي به يك منطقه دور افتاده و بي تردد يا كم تردد ندارد زيرا آن شهروند محترم بهائي شيرازي مي‌گويند:
" دو کودک که در پياده رو مشغول دوچرخه سواري بودند من را ديدند."
حالا باز با اين معما روبه‌رو مي‌شويم كه در چنين خياباني چطور چنان عمليات وحشتناكي انجام شده و هيچكس به پليس اطلاع نداده است؟ در حاليكه اهالي آن محله آدم‌هاي مهرباني به نظر مي‌رسيدند. به گفته آن بهائي مظلوم دربند:
" سپس او رفت و همسايه هاي ديگر همديگر را خبر ‏کردند. جمعيتي آنجا جمع شدند."
اما آنچه كه خيلي اعجاب‌برانگيز است و از آتش نگرفتن لباس آغشته به بنزين هم عجيب‌تر است اين است كه:
" از کلانتريزند پس از نيم ساعت آمدند و اول سعي کردند با تبر زنجير را پاره کنند‏نتوانستند. بعد يکي از همسايه ها کليد آورد و بالاخره قفل باز شد."
چه جالب. زنجير با تبر پاره نشد! اما جالب تر اينكه يكي از همسايه‌ها رفت و از منزل كليد قفلي كه آن شهروند محترم بهائي را مغلول كرده بودند؛ آورد! و البته كليد حل معماي اين داستان را هم آورد. بله كليد قفل دست آن همسايه مهربان بود. آن همسايه مهربان دقياقي قبل‌تر نقش يك آدم بسيار خشن را بازي مي‌كرده و آن مظلوم را به زنجير بسته بود. همان همسايه مهربان روي آن مظلوم بنزين ريخت و بعد به خانه اش رفت. لباسهايش را كه بوي بنزين مي‌داد عوض كرد و براي رفع خستگي احتمالاً يك چايي نوشيد و بعد وقتي سر و صداها زياد شد به محل واقعه بازگشت و وقتي ديد تبرهاي نيروي انتظامي كارساز نبود به ناچار به خانه رفت و كليد قفلي را كه حدود نيم ساعت پيش آن را بسته بود آورد.
البته عجايب اين داستان و لطايف ادبي آن به همين‌جا ختم نخواهد شد. داستان كه براساس يك طرح كاملا جنايي نوشته شده است داراي مقدمه خيلي زيبايي است. مقدمه‌اي كه در آن سرنوشت داستان را به طور تلويحي معلوم كرده و اين يك شاهكار ادبي است. همانطور كه در خبر آمده بود براي آن مظلوم يك نامه تهديد آميز قبلاً آمده بوده است كه متن آن چنين است:
" بنام الله پاسدار خون شهيدان و در هم کوبنده مفسدين و ستمگرانجناب آقاي [...]‏برگي ديگر بر لوح زرين انقلاب اسلامي به ثبت ميرسد تا آيندگان بدانند کهاسلام و مسلمين هوشيارند و فريب ‏سرسپردگان و جاسوسان اسرييلي را نخواهندخورد و نخواهند گذاشت پيروان آيين ناب محمدي فريب شياداني ‏چون شما رابخورند بنابراين طبق تحقيقات انجام گرفته توسط سربازان گمنام امام زمانمستقر در شهر شهيد ‏محراب آيت الله دستغيب شما و هشت تن از مفسدين ديگر بهاعدام انقلابي محکوم شده و بزودي اين حکم در ملا ‏عام انجام ميپذيرد. حالشمايي که پيرو پيامبر دروغين بهاالله و سيد باب ميباشيد اگر واقعا آنها برحق اند از آنها ‏بخواهيد که جلوي اين حکم را بگيرند و استغفرالله همانندابراهيم خليل که خداوند آتش را بر او سرد گردانيد آنها هم ‏آتش را بر شماسرد گردانند. باشد تا اين درس عبرتي باشد براي همکيشان شما.‏"

همانطور كه در نامه آتشين تهديد آميز ملاحظه كرديد در پايان نامه از بهائيان محكوم به اعدام خواسته شده است تا دعا كنند تا آتش بر ايشان سرد شود و نهايتاً هم اين معجزه صورت مي‌گيرد!!! بله كبريت روشن به لباس آغشته به چهار ليتر بنزين اصابت مي‌كند اما به صورت معجزه آسايي شعله‌هاي كبريت خاموش مي‌شود!!!
اشتباه نكنيد اين فقط يك داستان موفق جنايي نيست بلكه طليعه ظهور معجزه يك پيامبر بي‌معجزه است. بادا، بادا، مبارك بادا

kenshin
Tuesday 8 April 2008, 02:10PM
مي خندييييييييييييييييييم !!!

مع الوصف اگر خواستيد كسي را از پاي در آوريد روش هاي بهتري هست ! (انشاءالله در آينده چند تايي را ذكر خواهيم فرمود !)

Mr.Dambalos
Tuesday 8 April 2008, 02:50PM
:smile21::smile43::smile43:

ghadem
Tuesday 8 April 2008, 09:49PM
بعضی ها عجب قوه تخیل قوی ای دارند:D

هژبر
Wednesday 9 April 2008, 09:45AM
بعضی ها عجب قوه تخیل قوی ای دارند:D
البته اين اول بار نيست كه از قوه تخيل استفاده مي كنند. تقصير خودشان هم نيست چون رهبرشان هم همينطور بوده و در كتاب ايقان جعل حديث مي كرده است.
از پيروان مكتبي كه رهبرشان جعل حديث مي كرده و از تخيلاتش استفاده مي كرده مي خواهي از قوه تخيل استفاده نكنند و نامه تهديد آميز جعلي درست نكنند؟

هژبر
Saturday 12 April 2008, 07:18AM
با توجه به اينكه دسترسي به متن خبر با دشواريهايي همراه است تصميم گرفتم متن خبر را در همينجا قرار دهم:

نامه تهديدآميز با امضاي سربازان گمنام امام زمان ,تهديد جاني شهروندان بهايي در شيراز

كاوه برزگر
روز:
در حالي كه طبق گزارش سازمان‌هاي بين‌المللي مدافع حقوق بشر، حقوق اجتماعي بهاييان در ايران به طور آشكار ‏نقض مي‌شود، گزارش‌هاي رسيده از تهديد جاني 9 شهروند بهايي در شيراز و تلاش ناكام افراد ناشناس براي آتش ‏زدن يكي از آنها حكايت مي‌كند.‏

بر اساس اين گزارش، اعضاي يك گروه ناشناس كه خود را "سربازان گمنام امام زمان" معرفي مي‌كنند، در روز ‏‏27 اسفند ماه گذشته با ارسال نامه تهديدآميزي براي 9 شهروند بهايي در شيراز، آنها را به "اعدام انقلابي" تهديد ‏كردند. مخاطبان اين نامه، "سرسپرده و جاسوس اسرائيل" خطاب شده‌اند و تهديد آنان به مرگ، "برگي ديگر بر ‏لوح زرين انقلاب اسلامي" توصيف شده است.‏

اين گزارش همچنين حاكي است در 29 اسفند ماه گذشته، افراد ناشناس تلاش كردند يكي از اين شهروندان بهايي ‏ساكن شيراز را پس از ريختن بنزين بر روي او، آتش بزنند؛ اما تلاش آنها در اين خصوص ناكام ماند و مجبور به ‏فرار شدند. گفتني است شرح اين ماجرا به اداره اطلاعات و پليس 110 نيز گزارش شده است.‏

تهديد شهروندان بهايي ساكن شيراز به مرگ، در حالي صورت مي‌گيرد كه در حال حاضر به اعتراف ‏حجت‌الاسلام جابر بانشي، دادستان عمومي و انقلاب شيراز، دست‌كم سه شهروند بهايي در شيراز زنداني هستند. ‏دادستان شيراز، بهمن ماه گذشته در مصاحبه با خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) اتهام اين افراد را "تشكيل ‏گروه‌هاي غيرقانوني و فريب در قالب گروه‌هاي غير دولتي" و "تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي" دانسته و ‏‏"ادعاي رسانه‌هاي بيگانه مبني بر عقيدتي و مذهبي بودن اتهام اين افراد" را رد كرده است.‏

وي در همين حال همفكران اين زندانيان بهايي را نيز تهديد كرده و گفته است: "اقدام عليه امنيت، خط قرمز نظام ‏اسلامي است و هركس بخواهد از اين خط قرمز عبوركند و عليه امنيت ملي اقدامي داشته باشد، با هر اعتقاد، ‏مذهب و نگرش ديني كه باشد، با آنها برخورد مي‌شود."‏

‎‎گزارش به اداره اطلاعات استان فارس‎‎

يک شهروند بهايي كه در آخرين روز سال گذشته مورد تهديد گروه موسوم به "سربازان گمنام امام زمان" قرار ‏گرفته، در نامه‌اي خطاب به اداره اطلاعات استان فارس، تفصيل ماجرا را بيان كرده است. متن كامل اين نامه ‏بدين شرح است:‏

اداره محترم اداره اطلاعات استان فارس

محترما پيرو نامه تهديد آميزي که در تاريخ 27/12/86 از سوي گروهي که خود را سربازان گمنام امام زمان ‏معرفي کرده بودند (که کپي آن ضميمه ميباشد) مبني بر اعدام انقلابي من و هشت نفر ديگر به دليل بهايي بودن در ‏ملا عام، در تاريخ امروز 29/12/86 جهت انجام کاري در خيابان سعدي اتومبيل وانت خود را در خيابان داوري ‏پارک نموده و سپس به خيابان سعدي رفتم . پس از برگشت هنگامي که درب اتومبيل خود را باز نموده متوجه ‏فردي شدم که يک ظرف 4 ليتري دستش بود و از من تقاضاي بنزين کرد و گفت خانواده در ماشين هستند لطفا اگر ‏ممکن است مقداري بنزين به من بدهيد تا به پمپ بنزين برسم .‏

من هم درب باک را باز کردم ولي شلنگ نداشتم خودش رفت از صندوق عقب پرايد سفيد رنگي که خانمي با چادر ‏مشکي روي صندلي جلوي اتومبيل نشسته بود ‏‎]‎شلنگي‎[‎‏ برداشت و آمد خودش بنزين را کشيد .زماني که ظرف 4 ‏ليتري پر شد، او ظرف را روي زمين گذاشت و از پشت مرا محکم گرفت و يک دستش را روي دهانم گذاشت. در ‏همان لحظه فرد ديگري که از داخل پياده رو در حرکت بود به ما نزديک شد و با هم کمک کردند من را نزديک ‏يک درخت بردند و با زنجير و يک قفل گردن مرا به درخت بسته و سپس بنزين را روي من ريختند. نفر اول ‏سريع رفت بطرف اتومبيل و سوار شد و نفر ديگر هم يک کبريت زد بطرف من انداخت که روشن نشد کبريت دوم ‏همزمان با روشن شدن خاموش شد. کبريت سوم هم به لباس من خورد و باز خاموش شد و چهارمين کبريت و ‏آخرين کبريت روي زمين جلوي پاي من افتاد کمي روشن شد و با کفش روي آن گذاشتم خاموش شد. پس از آن او ‏فرار کرد و سوار پرايد شد و صحنه را ترک کردند.‏

دو کودک که در پياده رو مشغول دوچرخه سواري بودند من را ديدند. آنها را صدا کردم در همان موقع يکي از ‏همسايه ها با اتومبيلش از منزل خارج ‏‎]‎شد‎[‎‏ او را صدا کردم و آمد و صحنه را که ديد ترسيد. به او گفتم به 110 ‏زنگ بزن ولي او گفت من اهل اينجا نيستم به کس ديگري بگو. سپس او رفت و همسايه هاي ديگر همديگر را خبر ‏کردند. جمعيتي آنجا جمع شدند. خودم هم کمي حالم بهتر شد. متوجه موبايل خودم شدم. به 110 زنگ زدم ديگر ‏همسايه ها هم تماس گرفتند. از کلانتري زند پس از نيم ساعت آمدند و اول سعي کردند با تبر زنجير را پاره کنند ‏نتوانستند. بعد يکي از همسايه ها کليد آورد و بالاخره قفل باز شد. سپس يکي از مامورين داخل اتومبيل من نشست ‏و به اتفاق به کلانتري رفتيم و گزارشي تهيه شد که به پيوست يک نسخه تقديم مي‌گردد.‏

با کمال احترام
امضا محفوظ
‏29/12/86‏

‎‎نامه حاوي تهديد بهاييان به مرگ‎‎

گفتني است علاوه بر گزارش فوق، نامه تهديدآميز مذكور در گزارش نيز به صورت ضميمه نامه بالا آمده است كه ‏متن كامل آن بدين شرح است: ‏

بنام الله پاسدار خون شهيدان و در هم کوبنده مفسدين و ستمگران

جناب آقاي [...]‏

برگي ديگر بر لوح زرين انقلاب اسلامي به ثبت ميرسد تا آيندگان بدانند که اسلام و مسلمين هوشيارند و فريب ‏سرسپردگان و جاسوسان اسرييلي را نخواهند خورد و نخواهند گذاشت پيروان آيين ناب محمدي فريب شياداني ‏چون شما را بخورند بنابراين طبق تحقيقات انجام گرفته توسط سربازان گمنام امام زمان مستقر در شهر شهيد ‏محراب آيت الله دستغيب شما و هشت تن از مفسدين ديگر به اعدام انقلابي محکوم شده و بزودي اين حکم در ملا ‏عام انجام ميپذيرد. حال شمايي که پيرو پيامبر دروغين بهاالله و سيد باب ميباشيد اگر واقعا آنها بر حق اند از آنها ‏بخواهيد که جلوي اين حکم را بگيرند و استغفرالله همانند ابراهيم خليل که خداوند آتش را بر او سرد گردانيد آنها هم ‏آتش را بر شما سرد گردانند. باشد تا اين درس عبرتي باشد براي همکيشان شما.

MSR
Sunday 13 April 2008, 07:59AM
واقعا که این رویه ای که در پیش گرفته ایم جای تاسف دارد...دشمنی مذاهب با یکدیگر...اخرش که چی؟ضررش رو مردم بیگناه می کن وبس
همین دیشب در حسینیه رهپویان وصال شیراز در حین مراسم عزاداری انفجار بمب باعث کشته شدن حداقل 10 جوان وزخمی شدن156 نفر شد...گرچه برخی سعی دارن به علل معلوم احتمال بمب گذاری رو رد کنن ولی من که دلیل دیگه ای براش ندیدم بعید می دونم بمب گذاری نبوده باشه...البته اقای انجوی نژاد مسئول کانون انسان بسیار بزرگواری هستن اما شاید همین مبارزه علنی وشدید با بهاییت و وهابیت یکی از دلایل این بمب گذاری دیشب بود....نمی گم مبارزه نکنیم ولی نه به این صورت...اونارو مورد تمسخر قرار بدیم.....منم اگه اینجا مطلب می زنم بخاطر اینه که دیشب به علتی بجای رفتن به کانون به خونه اومدم وگرنه اینجا نبودم الان...خب خواست خدا بود

هژبر
Sunday 13 April 2008, 08:15AM
قبل از هر چيز به روان شهداي ديشب شيراز درود مي فرستم و از خداوند متعال مغفرت براي از دست رفتگان و شفا براي آسيب ديدگان و صبر براي بازماندگان اين حادثه واقعاً غم بار، طلب مي كنم.
اما خدمت حسين آقاي عزيز عرض بايد بكنم كه مطلب من در راستاي دشمني با مذاهب نبود البته بهائيت را مذهب نمي دانم. من خبري خواندم و تحليل خودم را بر آن نوشتم.
به نظر مي رسد شما اهل شيراز باشيد و با كانون رهپويان در ارتباط لذا مقتضي است يك سؤال از حضرت عالي بپرسم:
آيا كانون رهپويان طي برنامه هاي مبارزاتي كه با فرقه بهائيت و وهابيت دارد يك شاخه نظامي هم دارد؟ آيا كشتن وهابي و بهائي را جايز اعلام كرده است؟ آيا بمبگذاري را راهي به سوي بهشت معرفي كرده است؟
كانون چه كرده بود كه مستحق چنين مجازاتي بود. نهايتش اين بوده كه يك مشت دروغ تحويل مردم مي داده است(فرضاً) آيا مجازات آنها مرگ مي بايست بود؟؟؟

MSR
Sunday 13 April 2008, 09:54AM
قبل از هر چيز به روان شهداي ديشب شيراز درود مي فرستم و از خداوند متعال مغفرت براي از دست رفتگان و شفا براي آسيب ديدگان و صبر براي بازماندگان اين حادثه واقعاً غم بار، طلب مي كنم.
:smile34::smile07:

نه جناب هژبر منظور من شما نبودید...در کل شرایطی را گفتم که باعث شده شیعه وسنی به دشمن یکدیگر تبدیل شوند وچه چیزی بهتر از این برای دشمنان واقعی اسلام

آيا كانون رهپويان طي برنامه هاي مبارزاتي كه با فرقه بهائيت و وهابيت دارد يك شاخه نظامي هم دارد؟ آيا كشتن وهابي و بهائي را جايز اعلام كرده است؟ آيا بمبگذاري را راهي به سوي بهشت معرفي كرده است؟

نه جناب هژبر هیچکدام....اتفاقا بهترین وپاکترین بچه های شیراز جزو کانون هستند ولی بحث من اینه که اگه از احساسات دینی سواستفاده بشه نتیجه اون همین مسائل هست....ولی مورد تمسخر قرار دادن اونها هم می تونه عامل این مسائل بشه در صورتی که اینکار احمقانه از مسلمان انتظار نمیره ونمی شه اسم اونها رو مسلمون گذاشت ولی برخی جاها هم تا حدودی تقیه لازم هست...البته هنوز هم چیزی معلوم نیست واینها اولین مسائلی هست که به ذهن میرسه...به هر حال بعید می دونم دلیل دیگه ای داشته باشه

شيفته
Sunday 13 April 2008, 10:02AM
البته تا جايي كه من مي دانم بهائيت ربطي به شيعه و سني ندارد و فرقه من در آوردي است

MSR
Sunday 13 April 2008, 10:08AM
البته تا جايي كه من مي دانم بهائيت ربطي به شيعه و سني ندارد و فرقه من در آوردي است


درسته من دراوردی هستش....این موضوع رو کلی گفتم به هر حال اوناهم عقایدی شبیه به اهل سنت دارن البته شدیدتر و بی معنی البته

Mr.Dambalos
Sunday 13 April 2008, 10:10AM
بهنظرمن وهابیت وبهائیت اصلادین نیستند
خداوند روح شهدا مخصوصا شهدای دیشب رو قرین آرامش قرار دهد

saleh57
Sunday 13 April 2008, 11:33AM
:smile34::smile07:

نه جناب هژبر منظور من شما نبودید...در کل شرایطی را گفتم که باعث شده شیعه وسنی به دشمن یکدیگر تبدیل شوند وچه چیزی بهتر از این برای دشمنان واقعی اسلام



نه جناب هژبر هیچکدام....اتفاقا بهترین وپاکترین بچه های شیراز جزو کانون هستند ولی بحث من اینه که اگه از احساسات دینی سواستفاده بشه نتیجه اون همین مسائل هست....ولی مورد تمسخر قرار دادن اونها هم می تونه عامل این مسائل بشه در صورتی که اینکار احمقانه از مسلمان انتظار نمیره ونمی شه اسم اونها رو مسلمون گذاشت ولی برخی جاها هم تا حدودی تقیه لازم هست...البته هنوز هم چیزی معلوم نیست واینها اولین مسائلی هست که به ذهن میرسه...به هر حال بعید می دونم دلیل دیگه ای داشته باشه

سلام
- با شما ودیگر دوستان شیرازی در قضیه ی حادثه ی کانون رهپویان قویا ابراز همدردی و عرض تسلیت می نماییم.
ضمنا اگر برایتان ممکن است با ایجاد یک سرفصل(تاپیک) به خبررسانی و نقل قول از شاهدان عینی ان حادثه بپردازید.ممنون خواهیم شد.

اما
- متن دلسوزانه تان این ابهام را ایجاد می نماید که ناخواسته قصاص قبل از جنایت نموده باشید و بچه های رهپویان را (العیاذ بالله)مصداق عمل تند روی و تمسخر و ... قرار داده باشید.(که بسیار بعید می دانم چنین قصدی داشته باشید)

- مبارزه ی صریح با فتنه گران بهایی ان هم در شهری که انها حضور دران را برای خودشان بسیار بسیار استراتژیک میدانند با دیگر مناطق فرق دارد و باید با جدیت و صراحت خاص همراه باشد.چراکه در مقابله با فتنه (که درقران کریم از قتل بزرگتر و شدیدتر است) جای مدارا و تقیه نیست.

- بحث تقیه به هیچ وجه من الوجوه در اینجا صدق نمی کند.

- شاید منظورتان از تقیه / برخورد هوشمندانه تر و دقیقتر و اصولی تر باشد که باید گفت بهتر بود از این کلمات استفاده می شد و نه کلمه ای که بار معنایی خاص خود را دارد.

- ما حتی با " وهابی "ها که داداش گنده هه ی "بهایی" ها هستن هم اگر تقیه می کنیم تقیه ی مداراتی است و نه تقیه ی از روی خوف(بماند که متاسفانه بعضی به اشتباه تنها چنین تصوری را ازمفهوم تقیه دارند) بهایی ها که عددی نیستند.

ضمنا ادامه ی بحث در اینجا چندان سزاوار نیست اگر مایل بودید در جایی دیگر درخدمت هستم.

عرض تسلیت مجدد ما را بپذیرید.

موفق باشید.
یا علی

MSR
Sunday 13 April 2008, 11:54AM
متن دلسوزانه تان این ابهام را ایجاد می نماید که ناخواسته قصاص قبل از جنایت نموده باشید و بچه های رهپویان را (العیاذ بالله)مصداق عمل تند روی و تمسخر و ... قرار داده باشید.(که بسیار بعید می دانم چنین قصدی داشته باشید)


نه من هیچ وقت همچین منظوری نداشتم...خدانکنه
منظورم رو شاید بد رسوندم چون کمی عصبانی بودم امروز...کلا زیاد روبراه نبودم برای مطلب نوشتن ...با تشکر از همگی

neptune
Sunday 13 April 2008, 12:15PM
بسم ربالشهدا والصدیقین
تعجب می کنم چرا تا حالا به این اثر هنری که یک شاهکار تمام عیاره جایزه ای نوبلی نخل طلایی ای شتر سرخ مویی و یا پفک نمکی ای ندادن!:eek::confused:

شیطان
Sunday 13 April 2008, 12:21PM
:smile43::smile43::smile43::smile43::smile43:

maryam_g
Sunday 13 April 2008, 12:57PM
ببخشید این داستان تخیلی شبیه یک افسانه هست ولی برای درک بیشتر آن باید از افسانه های کهن کمک بگیریم شاید در بین افسانه های قدیمی یک چنین رخدادی به چشم بخورد.

هژبر
Sunday 27 July 2008, 10:20PM
بهائیان باز مدعی شده اند فرد یا افرادی با آتش به جان آنها افتاده اند. این بار در رفسنجان بعد از فرستادن چندین نامه تهدید آمیز ماشین یک بهائی را آتش زده اند و جالب این است که ماشین حدود نیم ساعت در حال سوختن بوده ولی به باک بنزین ماشین هیچ آسیبی نرسیده و باک منفجر نشده!!! دقیقا شبیه همان مورد که کبریت روشن به لباس آغشته به بنزین اصابت کرده و خاموش شده.
خدا بخیر کند. درست چند روز بعد از واقعه شیراز بود که حادثه خونین حسینه سید الشهدای شیراز رخ داد! از مسئولین خواستاریم اقدامات لازم را برای جلوگیری از هرگونه اقدام احتمالی بعدی، مبذول بفرمایند.