PDA

نمايش نسخه نهائي : طنز سیاسی


صفحه : [1] 2 3

3Reza
Sunday 24 February 2008, 06:07PM
سلام دوستان! فکر کنم همچین تاپیکی لازم بود تا دوستانی که طبع شوخی دارن اینجا نظراتشون رو به شکل طنز بنویسن.
یا علی
التماس دعا

3Reza
Sunday 24 February 2008, 06:45PM
اینم برای شروع:
مجید انصاری

مجید انصاري: با رد صلاحیت های گسترده ای که صورت گرفته است اصلاح طلبان در 180 کرسی مجلس هشتم اساساً امکان رقابت ندارند ولی ما قهر و کناره گیری از انتخابات را در پیش نمی گیریم.
فارو: احسنت... آفرین! هر بچه عاقلی باید بداند که اگر قهر کند هیچی بهش نمی رسد اما اگر گردنش را کج کند و گوشه سفره بنشیند شاید دلشان بسوزد و چیزی هم به او بدهند!

مجید انصاري: ‌طبق قانون اساسی اقلیت های دینی دارای نمایندگان خاص خود در مجلس هستند و جالب است بدانید که نماینده یهودیان در مجلس فقط با 900 رأی انتخاب می شود ... آیا محروم کردن میلیون ها شهروند از حق انتخاب ‌منطبق با آموزه های امام است یا آن که آقایان ما را از یهودیان هم کمتر می دانند؟!
فارو: هموطنان یهودی به دل نگیرند... عصبانی است این بنده خدا یک چیزی می گه، الان حال و روزش طوری نیست که معنی حرفشو بفهمه!
مجید انصاري: ‌یاران امام و دوستان انقلاب که در تمام سال های گذشته از قبل از انقلاب تا کنون همواره پا در رکاب این نظام و انقلاب و رهبری بوده اند اکنون به بدترین شکل ممکن در حال حذف شدن هستند که این وضعیت یاد آور دوران پس از رسول الله (ص) است که حذف اصحاب پیامبر و علی علیه السلام در دستور کار قرار گرفت و در نهایت واقعه کربلا به وقوع پیوست .
فارو: اصولا یکی از مشخصه های اصلاح طلبی، فروتنی بیش از حد است. در عین حال امیدواریم با همت شورای نگهبان شعار "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" به زودی محقق شود!
مجید انصاري: آزاررساندن به دوستان و دلسوزان انقلاب به حدی بالا گرفته است که یاران امام دارند دق می کنند و مدام اشک از چشمانشان جاریست.
فارو: چند بار هم حسین شریعتمداری نوشته بود دوستان و دلسوزان انقلاب و یاران امام از دست اصلاح طلبان دارند دق می کنند، و فاطمه رجبی هم روزی ده بار می گوید دوستان و دلسوزان انقلاب و یاران امام، دارند از دست قالیباف و خاتمی و هاشمی دق می کنند، شما هم که اینطوری می گویید. تو را به جان عزیزتان اعضای این "دوستان و دلسوزان انقلاب و یاران امام" را مشخص کنید، که ما بفهمیم کی به کیه و این بندگان خدا چرا کاری به جز حرص خوردن و دق کردن و گریه کردن ندارند!

مجید انصاري: ‌در تهران یک جوان 20 ساله را می فرستند به یک مجتمع 200 واحدی تا از ساکنان انجا بپرسد که آیا فلانی نماز می خواند یا نه ؟ و این در حالی است که در این مجتمع ها افراد نوعا ً از همسایه دیوار به دیوار خود خبر ندارند چه رسد به اینکه از میزان اعتقادات دینی همدیگر مطلع باشند تا به ماموران بگویند که فلانی در خانه اش نماز می خواند یا خیر!
فارو: نکته: امروزه بیست سالگی سن کمی برای پرس و جو است، اما در دهه شصت سن مناسبی برای تصدی پست های مهمی مثل مدیریت صدا و سیمای مشهد توسط دوستان آقای انصاری بوده است.
نتیجه گیری: زمان تابع جهت است، به نحوی که در جناح چپ زودتر سپری می شود!

مجید انصاري: ‌ در این دوره کسانی را به دلیل عدم التزام به اسلام رد صلاحیت کرده اند که از سوابق ارزشی انکار ناپذیری برخوردارند.
فارو: نتیجه گیری: تاریخ تکرار می شود، در ایران معمولا بعد از بیست سال!
انصاری همچنین به ماجرای اخیر پدر دو شهید در لنگرود اشاره کرد و گفت:‌ پس از آنکه فرزند سوم این فرد به دلیل عدم التزام به نظام رد صلاحیت شد پدر این شهیدان ‌با بیل و کلنگ به طرف گلزار شهدا رفت تا مقبره دو فرزندش را که در راه حفظ نظام شهید شده بودند تخریب کند و استخوان های فرزندان شهیدش را روی میز رد صلاحیت کنندگان بگذارد و از آنها بپرسد که دلیل محکم تری از این می خواهید تا التزام ما به نظام را بفهمید ؟ که با ممانعت مردم و اطرافیان از این کار صرفنظر کرد .
فارو: من نمی فهمم چرا رفقای آقای انصاری اینقدر عصبانی هستند؟ آدم برای یک رد صلاحیت ناقابل می رود استخوان های عزیزش را بکوبد روی میز رد صلاحیت کنندگان؟ حالا خدا به "مردم و اطرافیان" خیر بدهد که جلوی این کار را گرفتند...

توصیه ادبی: مجید انصاری، چهل و چند ساله از تهران! داستان تان از انسجام کافی برخوردار نیست، بیشتر مطالعه کنید. ضمن اینکه بعید است یک نفر بتواند همزمان بیل و کلنگ به دستش بگیرد!

مجید انصاري: آیا واقعا این همه انسان که عمدتاً از نخبگان و نمایندگان مجلس و استانداران و وزرا و استادان دانشگاه و ... هستند واقعاً‌از دین برگشته اندو به اسلام و نظام التزام ندارند؟
فارو: اتفاقا نهضت آزادی هم اوایل انقلاب همین را از شما می پرسید. دو یو ریممبر؟
مجید انصاري: یا آنکه ماجرا چیز دیگریست و قرار است با این کارها مردم را از انتخابات دور کنند و به نظام لطمه بزنند؟
فارو: بعضی ها: انتخابات و نظام مال خودمونه، هر کاری دلمون بخواد باهاشون می کنیم. به شما چه مربوط؟



مجید انصاري: ‌اگر فردی دیگری را به عمل غیر اخلاقی متهم کند یا باید آن را ثابت کند و یا به او 80 ضربه شلاق می زنند . ‌وقتی برای متهم کردن یک فرد به عدول از یک حکم دینی ‌80 ضربه شلاق به تهمت زننده می زنند باید بر کسانی هم که دیگران را به عدم التزام به کل دین متهم می کنند و دلیلی هم برای اثباتش ندارند تازیانه زد .

فارو: مجید دلبندم! بازم عصبانی شدی و یادت رفت که الان سال هشتاد و شیشه و تو هم ده دوازده سالیه که اصلاح طلب و طرفدار حقوق بشر و دموکراسی شدی... زشته مجید اون شلاق رو بذار کنار... ای بابا یه دقیقه شماهارو به حال خودتون بذارن باز فیلتون یاد هندستونِ دهه شصت می کنه، آبروی آدمو می برین!

مجید انصاري: ‌اگر می خواهند ما نباشیم این را صریحاً بگویند.
فارو: دیگه از این صریح تر؟ باشه من از قول این هیات و اون شورا چندتایش را می گویم:
فارسی: خوش نداریم دیگه باشین. حالیته داش؟ بزن به چاک!
عربی: نحن نمیل ان نحذفکم بلکل. به حق هذا المیل!
افغانی: برادری چپی تو مخواهی بر من نیرنگ کنی به مجلیس داخل رفتن کنی؟ عمرا کی بگذارم!
انگلیسی: وی وانت تو ریموو یو کامپلتلی & ثرو آوت یو تو ریسایکل بین. آر یو آندر استند؟
آلمانی: ماخ می خوایم شوماخ خذف اشنایدر. هایل نگخبان!
فرانسوی: وی. ماق دوس داقیم شوماق ریموواسیون کقد.
آفریقایی: ما شما رو گالومبا، چه اینجا چه اونجا!


مجید انصاري: ‌این گونه رد صلاحیت ها باعث کمرنگ شدن حضور مردم می شود و این یعنی بزرگترین ضربه به نظام و من از شورای نگهبان می خواهم به داد انقلاب و نظام برسد.
فارو: با آن دوری که آقای انصاری برداشته بود و گرد و خاکی که را انداخته بود ما فکر کردیم الان با سپر و سنان و مرکب جنگی به سمت شورای نگهبان رهسپاراست اما با این التماس از شورای نگهبان که "به داد انقلاب و نظام برسد" از اشتباه درآمدیم . واقعا که!
نتیجه گیری تاریخی-فلسفی: عصر شوالیه ها که جای خود دارد، عصر دن کیشوت ها هم سرآمده، دوره دورهء سانچو پانزاهاست!
حکایت بی ربط از عبید زاکانی: یکی به میدان جنگ می رفت، نعره می کشید و تیزی در می داد. گفتند چرا نعره می کشی؟ گفت تا خصم بترسد. گفتند چرا تیزی می دهی؟ گفت چون خودم هم می ترسم!

عضو مجمع روحانیون مبارز در پایان با تشبیه رقابت های انتخاباتی به یک مسابقه فوتبال گفت:‌ شرایط را به گونه ای رقم زده اند که یک تیم از ماه ها پیش در زمین چمن در حال تمرین است ولی تیم ما را حتی به داخل استادیوم نیز راه نمی دهند که این مساله با اصول بازی جوانمردانه فرسنگ ها فاصله دارد.
فارو: اتفاقا حریف هم اصلا برای مسابقه جوانمردانه نیامده، بلکه برای مسابقه فوتبال آمده!

مجید انصاري: البته مردم ما همه چیز را به خوبی می بینند و قضاوت نهایی با آنان خواهد بود.
فارو: یعنی شما از ماجرای تحصن و عکس العمل مردم به آن متوجه نشدید که قضاوت نهایی مردم چطور است؟
www.asriran.com

Teshneh
Sunday 24 February 2008, 09:11PM
سلام
ضمن تشکر
این هم نتیجه یک جستجوی ساده:)
http://www.iranclubs.net/forums/search.php?searchid=67066

3Reza
Monday 25 February 2008, 08:33AM
متاسفانه رد صلاحيت‌هاي كاملا قانوني و موجه اخير، همچون گذشته باعث بهانه‌جويي عده‌اي از افراد با گرايش‌هاي سياسي و فكري مشخص و معلوم‌الحال شده‌است و اين افراد احتمالا بازهم همچون گذشته اين مطلب را دستاويزي براي عدم حضور خود در انتخابات خواهند كرد.
از اين رو و نظر به اهميت مردمسالاري و لزوم آزادي تقريبا به طور مطلق، در هفتمين مرحله از تاييد صلاحيت‌ها اسامي تازه‌ترين افراد تاييد صلاحيت شده اعلام مي شود تا افراد بهانه‌گير ديگر بهانه‌اي براي گرفتن و گيردادن نداشته‌باشند.
بنابراين گزارش افراد زير كه به دلايل زير قبلا رد صلاحيت شده‌بودند، به دلايل زير تاييد صلاحيت شده‌اند:
1- رحمان سواركوهي از حوزه انتخابيه ابرقوه كه قبلا به خاطر تجديدي در درس تعليمات ديني در مقطع سوم راهنمايي در سال 1364 رد صلاحيت شده‌بود با استفاده از تك‌ماده تاييد صلاحيت شد.
2- منيژه خوش‌سيما از حوزه انتخابيه كهريزك كه قبلا به خاطر تبرج رد صلاحيت شده‌بود پس از ارائه مدارك لازم براي تبري از خوش‌سيمايي و تعهد به استفاده از گالش به جاي چكمه تاييد صلاحيت شد.
(متاسفانه نامبرده پس از آگاهي از تاييد صلاحيت، به خاطر ذوق‌زدگي مفرط پس از هشتاد و سه سال عمر بابركت و سي و نه سال زندگي نباتي روي تخت نوزدهم درگذشت.
هيات بررسي صلاحيت اخلاقي نامزدهاي مستقر در آسايشگاه سالمندان)
3- شهرام‌السادات زنده‌رودي از حوزه انتخابيه بحرالمیت كه قبلا به خاطر استفاده از شيرخشك هلندي در دوران طفوليت (در زمان شاه معدوم) رد صلاحيت شده‌بود پس از ارائه مدارك لازم مبني بر استفاده از شير مادر تاييد صلاحيت شد.
4- سكينه سلطان مباشري از حوزه انتخابيه پشت کوه كه قبلا به خاطر استفاده عملي از اسامي طاغوتي رد صلاحيت شده‌بود پس از تغيير نام فوري به سكينه بيگم و ارائه شناسنامه جديد تاييد صلاحيت شد.
5- میرزاقلی عطشاني از حوزه انتخابيه سرچشمه كه قبلا به خاطر تشنگي و بي‌حوصلگي مامور رسيدگي به صلاحيت وي رد صلاحيت شده‌بود پس از رفع موانع تاييد صلاحيت و سيرابي مامور مربوطه تاييد صلاحيت شد.

6- هوشنگ منگولياني از حوزه انتخابيه صنعتي شريف كه قبلا به خاطر ارائه مدرك دكتراي فيزيوترموديناميك از دانشگاه غيراسلامي ام‌بي‌اي آمريكا رد صلاحيت شده‌بود پس از ارائه مجدد مدرك ليسانس جزوه‌داري از دانشگاه آزاد اسلامي واحد اسلام آباد شرق تاييد صلاحت شد.
7- غلام آزاده از حوزه انتخابيه حمالده كه قبلا به خاطر عدم احراز صلاحيت جسماني رد صلاحيت شده‌بود پس از ارائه كتبي دست و پا و گوش و حلق و زبان و ناف و زانو و ساير اعضاي سالم به هيات نظارت، به صورت مشروط (به شرط تعمير انگشت شصت دست راست ظرف 48 ساعت) تاييد صلاحيت شد.
8- جوات آقا يساري از حوزه انتخابيه يمين‌آباد كه قبلا به خاطر اعتقاد به جناح‌بندي‌هاي ساختگي چپ و راست رد صلاحيت شده‌بود پس از اثبات عملي عدم اعتقاد و ناآگاهي از اين جور چيزها تاييد صلاحيت شد.
9- رحيم رحم‌دل از حوزه انتخابيه شقی آباد كه قبلا به خاطر كمبود وقت براي احراز دلايل صلاحيت، رد صلاحيت شده‌بود به خاطر كمبود وقت براي احراز دلايل رد صلاحيت، تاييد صلاحيت شد.
10- ياسمن اشمئزازي از حوزه انتخابيه بیدلیه كه قبلا به خاطر "عدم ارائه مدرك تحصيلي" رد صلاحيت شده‌بود، پس از ارائه "عدم مدرك تحصيلي" تاييد صلاحيت شد.
اميد مي‌رود با اين تاييد صلاحيت گسترده كه راه را براي حضور فعال تمام گروه‌ها و گرايش‌هاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي و حتي چهره‌هاي شاخص دگرانديشان و دگرباشان هموار مي‌نمايد؛ هيچكدام از گروه‌ها و احزاب قهر نكنند. در غير اين‌صورت هم البته راه باز و جاده دراز!

3Reza
Monday 25 February 2008, 06:38PM
سلام علي اکبر جوانفکر. خوبي مشاور رئيس جمهور؟ پيام حکيمانه ات را شنيدم و باور کن از آن لحظه تا الان آن را آويزان کرده ام به تمام وجودم تا گامي فراتر از آويزه گوش کردن، رفته باشم.
اي جوانفکر، اي مشاور، اي رهنموددهنده، مرسي،گفته يي؛ «مشکلاتي نظير تورم افسارگسيخته مسائلي گذرا هستند.»بله راست گفته يي. مي گذرند اما جسارتاً يک مقدار بد مي گذرند و اگر دوستان زحمتکش در اين باب تسهيل امر بفرمايند مزيد بر امتنان است. راستش اينکه نه بنده، نه مردم، نه شما، نه ساير دوستان عدالت محور در گذرا بودن اين موضوع بحثي نداريم. فقط نکته در اينجاست که شرايط به ما و مردم سخت مي گذرد. شما و دوستان عدالت محور گويا اما مشکلي نداريد، به هر حال آدم ها با هم فرق دارند و طاقت شان يکي نيست. شرمنده اگر ما به همين خاطر در باب تورم جسارتاً نق نق مي کنيم، سعي مي کنيم تکرار نشود.
جوانفکر، اي فکر جوانت را دل عشاق نشانه، فرمايش کرده يي؛ «مردم در انتخابات مجلس هشتم سرنوشت سياسي کشور را با مشکلات گذراي اقتصادي به ويژه مساله تورم گره نزنند.» آي گل گفتي. علي اکبر عزيز، من هم هي به اين مردم مي گويم هي اينها گوش نمي کنند. يعني اينها آنقدر اطلاعات سياسي شان کم است که فکر مي کنند اگر دوستان زحمت کشي شيوه مديريت شان جوري بود که قيمت ارزاق عمومي و ميوه و تره بار و کلاً چيزهاي بي اهميتي مثل گوشت و تخم مرغ و روغن و لبنيات و برنج و اين جيفه هاي بي ارزش دنيا، چندين برابر شد بايد به آن شيوه مديريتي راي ندهند. اي مردم اتفاقاً بايد به همين مديران و دوستان شان راي بدهيد چون در مثل آمده آ دم عاقل از يک سوراخ دو بار گزيده نمي شود. (نمي دانم ضرب المثل را درست انتخاب کرده ام يا نه،)
علي اکبر جان، عده يي ناآگاه به رغم روشنگري هاي تو گمان مي کنند اگر عزيزان عدالت محوري آمدند و قيمت مسکن را چهار برابر کردند و اقدامات زيربنايي مشابهي انجام دادند نبايد به اين عزيزان مهربان راي داد، بايد داد و بايد بر اين اقدام پاي فشرد و پاي فشرد و فشرد و هي فشرد.
علي اکبر گران قدر و خوب، تو سعي کن کماکان به روشنگري هايت ادامه بدهي. دو، سه نفر ديگر از دوستان مثل مهدي جان کلهر، يا جوادجان شمقدري يا غلامحسين جان الهام هم اگر به همين شيوه صحبت کنند ديگر سرنوشت انتخابات عين روز روشن مي شود. البته ناگفته نماند که در همين راستا بايد از تلاش هاي بي دريغ موسي قرباني و الياس نادران هم تشکر ويژه کرد. به اميد آنکه با سعي شما عزيزان تا هميشه شاهد باشيم که در فضاي سياسي ما از اون بالا کفتر مي آيد.

zbjr
Monday 25 February 2008, 07:02PM
از نظراتت خوشمان مي ايد.:)

کتاب دوست
Tuesday 26 February 2008, 11:18AM
:قانون(1):

کاربر کتاب دوست
درج الفاظ و عبارات تنش زا و توهین آمیز نسبت به سایر کاربران مغایر با قوانین توافقی ثبت نام است . در صورت ادامه این روند شناسه شما در باشگاه با محدودیت نوشتاری مواجه خواهد گشت .

3Reza
Tuesday 26 February 2008, 07:52PM
ممنون جناب مدیر.

3Reza
Tuesday 26 February 2008, 07:57PM
نامه به يک کنکور جنسيتي
سلام جنسيتي، خوبي کنکور؟
چشممان به جمال تو روشن. ما تا حالا چند جور کنکور داشتيم. کنکور آزمايشي، کنکور سراسري، کنکور آزاد، کنکور پيام نور... شکر که با تلاش شبانه روزي و مستمر دوستان تلاشگر به کنکور جنسيتي هم رسيديم.
کنکور جنسيتي جان (سوء برداشت نشود از گفتن جان، بيشتر منظورم به کنکور بود) واقعاً باعث مباهات است که ما هر روز يک قله جديد و رفيع را فتح مي کنيم و افتخاري باقي نمانده که ما آن را به نام خود گل کاري نکرده باشيم.
کنکور جنسيتي عزيز (باز هم سوء برداشت نشود) من آينده درخشاني را با حضور پرشکوه تو براي شرکت کنندگان در آزمون سراسري پيش بيني مي کنم. بگذار در اين نامه بخشي از آن روياهاي باشکوه آينده را برايت تصوير کنم؛
1- داوطلبان مي خواهند در کنکور به طريقه اينترنتي ثبت نام کنند اما چون لفظ «جنسيتي» در زبان انگليسي يک کلمه سه حرفي است که آن هم از بيخ فيلتر است، هرچه تلاش مي کنند در صفحه يي که پيش رويشان براي ثبت نام باز مي شود نوشته «مشترک گرامي دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد»، 2- سوالات کنکور براي داوطلبان تفکيک مي شود. خانم ها به سوالات نظير مورد ذيل پاسخ مي دهند. سوال؛ زمام امور دولت آلمان در دست کدام «زن» است؟ الف- اون ضعيفه آنگلا مرکل ب- خواهر آنگلا مرکل ج- سر تخته بشورنش مرکل رو د- الهي جز جيگر بزني مرکل، بي شوهر بموني ايشا الله...
طبعاً براي آقايان سوال اينطور خواهد بود؛ آيا «مردي» به سبيل است؟ الف- چاکر داداش ب- شب بود سيبيلات رو نديدم ج- خيلي تو لوطي صفتي د- با مايي، والايي، از مايي، آقايي، 3- داوطلبان سر جلسه پاسخنامه هاي هوشمند خواهند داشت. يعني اگر اشتباهاً پاسخنامه مربوط به آقايان زير دست خانمي بود، خود پاسخنامه چند بار سرفه مي کند و مي گويد ياالله و بالعکس اگر پاسخنامه مربوط به خانم ها زير دست آقايي (خدا به دور) باشد خود پاسخنامه مي گويد چشماتو درويش کن.کنکور جنسيتي عزيز تو حاصل تلاش دوستان عدالت محور ما هستي و به همين دليل تو نيز دستاورد بزرگي همچون ساير دستاوردهاي اين دو سال و اندي محسوب مي شوي. من اينجا و در اين نامه به خاطر حضور زيبايت که باعث شده در آسمان علم ما از اون بالا کفتر بيايه تشکر مي کنم و در پايان هم از الياس نادران و موسي قرباني تشکر مي کنم، همينجوري.

3Reza
Tuesday 26 February 2008, 08:00PM
لازمه که توضیح بدم : اینا طنز هست و ممکنه به بعضیها بربخوره. لطفا به طنز بودن این مطالب دقت و توجه کنید. قصد توهین به هیچ شخص و گروهی را ندارم. بازم تکرار میکنم اینا فقط طنز هست.

MSR
Tuesday 26 February 2008, 08:10PM
این واقعا طنزه به کسی هم برنمی خوره:smile55:

قصه ما به سر رسيده بود ولي كلاغ ما به خانه اش نرسيده بود. چون هوا در شرف تاريك شدن بود تصميم گرفت جاي دنجي روي درختي براي خود دست و پا كند و شب را همان جا بيتوته كند. كلاغ قصه ما كه شب را روي درخت خوابيده بود صبح بعد از بيدار شدن از خواب متوجه شد كه به دمش چيزي آويزان است. چيزي كه از دم خانم كلاغه(1) آويزان بود يك پلاكارد انتخاباتي بود كه ديشب به علت ازدحام شديد پلاكارت هاي انتخاباتي روي درخت، سر از دم كلاغ در آورده بود. از آن جايي كه خانم كلاغه به صورت كاملا فراجناحي اقدام به سرقت صابون مي كرد وقرار نبود براي جناح خاصي تبليغ كند تا ظهر بالاخره از شر پلاكارت خلاص شد.
آقاي شيطان (2)علاف و بيكار درحالي كه ژل موهايش از سرما يخ زده بود و دستش را در جيب شلوار جين تاناكورايش فرو برده بود، در خيابان هاي شهر پرسه مي زد. (3) و درختان لختي را كه يكدفعه وسط زمستان ميوه و بر داده بودند تماشا مي كرد. ناگهان چشمش به چهره آشنايي ميان تصاوير افتاد، يادش آمد كه در گذشته با اين فرد همكاري هاي نزديكي داشته است. تصميم گرفت سراغش برود و گپي با او بزند.
آقاي سردمدار در دفتر مردمي انتخاباتي اش در بالاي يكي از برج هاي بالاي شهر، نشسته بود و نقشه مي كشيد(آقاي سردمدارگر چه نفشه‌كش صنعتي بود ولي نانش از همين نقشه كشيدن ذهني در مي آمد!) تلفن ها كار مي كردند و مشاورين سردمدار مدام در رفت و آمد بودند. آقاي شيطان با راهنمايي يكي از مشاورين وارد اتاق شد.
- به به! جناب سردمدار! آغور به خير! منو يادت مياد؟
سردمداربه روال دلبري هاي قبل انتخابات كه مشاور روانشناسش يادش داده بود، شيطان را به آغوش كشيد و دو تا ماچ نمور روي دو تا لپ آقاي شيطان چسباند.
سلام عليكم برادر، قيافه تان خيلي آشناست ولي اين روزها مرض آلزايمرم عود كرده، به جا نياوردمتان، شرمنده حضو، ببخشيد. . .
- جدي نشناختي سردمدار جان؟ رفيق قديمي هستم، يادت نيست ناقلا!. . . چه كار ها كه با هم دوران بچگي مي كرديم. . . بچه كه بوديم با هم از بقالي مش اسمال شكلات ماهي كش مي رفتيم، ديپلم را يادت رفته چه طوربا تقلبي كه به تو رساندم توانستي بگيري؟ احمدي را يادت مي آيد؟ يادت هست چه طور با همفكري هم برايش پاپوش دوختيم و تو رئيس قسمت شدي؟ يادت نيست چه طور يادت دادم اموال برادرهايت را بالا بكشي . . جدي جدي مثل اينكه آلزايمر گرفتي. . . مرا بگو كه آمده بودم به تو كمك كنم.
سردمدار به يكي اززيردستان حاضرش چشمكي زد و انگشت اشاره اش را دور شقيقه اش چرخاند. بلافاصله آن فرد و يك نفر قلچماق ديگر دست هاي آقاي شيطان را گرفتند و او را كشان كشان با پس گردني از ساختمان بيرون انداختند.
آقاي شيطان اگر چه به خاطر لگدي كه به كفلش خورده بود دولا دولا راه مي رفت و گردنش هم از پس گردني قلچماق آقاي سردمدار قولنج كرده بود ولي به خاطر اينكه سرمايه گذاري قبليش موفق از آب در آمده، وسردمدار را شخصيت كاملا مستقلي تربيت كرده بود، در دل به خود مي باليد.
زارعي در دكان كوچكي كه قبلا قصابي بود ولي اكنون ستاد انتخاباتي آقاي زارعي شده بود، نشسته بود و با انگشتانش بازي مي كرد. او يك دبير حق التدريس با مدرك فوق ليسانس بود كه كه با هدف بهبود شرايط معلمان به خصوص حق التدريس ها پا به عرصه انتخابات گذاشته بود. ولي از آن جا كه نه پول داشت و نه به جايي وابسته بود همان طور بيكار، (مثل دكتر هاي صفر كيلومتر كه مطب مي زنند) به مگس پراني مشغول بود.
آقاي شيطان در حالي كه گردنش را مي ماليد از در وارد شد و سلام و احوالپرسي كرد. زارعي احساس كرد شيطان را قبلا جايي ديده است. حدس زد كه بايد يكي از هنرپيشه ها سريال‌هاي مناسبتي باشد يا يكي از اولياي شاگردانش كه در سال هاي قبل براي قبولي فرزندش به او پيشنهاد رشوه داده بود.
آقاي شيطان و زارعي سه ساعتي با هم مذاكره كردند كه در نهايت به تفاهم‌نامه‌اي بين اين دو منجر شد. طبق مفاد قرار داد شيطان تعهد كرد زمينه لازم را براي انتخاب زارعي فراهم كند در عوض زارعي هواي آقاي شيطان و طيف وابسته به او را در پارلمان داشته باشد. شيطان جزوه اي از جيبش درآورد كه حاوي راهنمايي هاي لازم و شعار هاي انتخاباتي برگزيده بود. در ضمن به زارعي توصيه كرد لباس هاي پاره پوره بپوشد و چند بار حين سخنراني در جاهاي مختلف وسط سخنراني (مثلا از گرسنگي و ضعف) از حال برود تا راي مردم را به نفع خود جمع كند. در ضمن خانه اي در حلبي آباد براي خود دست و پا كند و از آن جا سكان هدايت فعاليت هاي انتخاباتي اش را به دست گيرد . شيطان بعد از خداحافظي از زارعي به سراغ مردم شهر رفت تا آن ها را گول بزند كه به زارعي راي بدهند.
زارعي دور جديد تبليغات انتخاباتي را با شعار «همه معلمان حق التدريس به نوبت وزير آموزش پرورش خواهند شد» آغاز كرد. احداث دو واحد آپارتمان براي هر نفر(يكي براي زندگي و يكي براي اجاره دادن) تحويل ماهيانه دوازده پيت نفت به هر نفر دم درب منزل، از وعده هاي انتخاباتي ديگر آقاي زارعي بود.
روزي كه نتايج انتخابات اعلام شد شيطان خوشحال و كيفور از اينكه تئوري ها و تحليل هاي انتخاباتي اش درست از آب در آمده است، سريع خود را به دفتر زارعي رساند. زارعي كه اكنون با راي قاطع مردم انتخاب شده بود در دفتر كار ساده خود نشسته بود و داشت براي روز هاي آينده نقشه مي كشيد.
شيطان بدون در زدن وارد شد و به سمت زارعي رفت . او را ر آغوش كشيد و بوسيد . زارعي سعي مي كرد از دست مارچ و مورچ هاي او خود را خلاص كند.
-ديدي زارعي جان موفق شديم! ايول، خوب توصيه هاي مرا مو به مو اجرا كردي! با اين تيم دو نفره كه تشكيل داده ايم، رئيس جمهور آمريكا هم مي تواني بشوي! تبريك مي گويم. . . حالا بايد براي آينده برنامه ريزي كنيم. . .
-تيم دونفره؟ شما ديگر از كجا پدايتان شد. . . از جانم چه مي خواهيد. . . من اصلا شما را نمي شناسم، موفقيت و توصيه و همكاري يعني چه. . . من نماينده مردم هستم. . . حد خودتان را نگهداريد آقا. . . من با هدف خدمت و لاغير پا به اين عرصه گذاشته ام. . . به هيچ كس و هيچ جناحي هم باج نمي دهم . . . جواد. . . جمال. . . بيايد ببينيد اين آقا چه مي خواهد. . . او را به بيرون راهنمايي كنيد. . .
آقاي شيطان كُپ كرده و همان طور مات و متحير، خيره به صورت زارعي خشكش زده بود. تا به حال در عمرش اين طور از كسي رودست نخور ده بود. بنابرين دستان زمخت جمال و جواد را ( دو سبيل كلفتي كه بلافاصله بعد از احضار زارعي وارد دفتر شدند)كه او را از پشت گرفته بودند اصلا بر شانه هاي خود حس نكرد. :D
زارعي بعد از بيرون كردن مهمان ناخوانده پشت ميزش نشست و به مرتب كردن يادداشت هايش مشغول شد. او فكر مي كرد كه هدف وسيله را توجيه مي كند و چون هدف واقعي او خدمت صادقانه به مردم خصوصا معلمين حق التدريس بوده است، حتي اگر در مرحله اي از كمك افراد معلوم الحال استفاده كرده باشد با خدمتي كه در طول اين چهار سال مي كند مي تواند اين نقيصه كوچك را جبران كند!
شيطان در سرماي ملايم قبل عيد در خيابان هاي شهر پرسه مي زد و به بقاياي تبليغات انتخاباتي روي در و ديوار نگاه مي كرد. احساس مي كرد كه روز هاي اخير به شدت سر خورده و افسرده شده است و كم كم داشت به بازنشستگي قبل از موعد فكر مي كرد. فكر مي كرد كه انحصار فنون شيطاني از دستش خارج شده است و ديگر در اين دنيا كاري براي انجام دادن ندارد.
كلاغ قصه ما با مبلغ قرارداد يك قالب صابون مراغه در روز، به استخدام شركتي در آمده بود و پلاكارد محصولات اين شركت را از انتهاي دمش آويزان كرده بود. شيفت شب را هم محصول جديد شركت، به اسم «قار قار» روي درخت هاي نواحي پرازدحام شهر تبليغ مي كرد. بنابراين مدت مديدي بود عليرغم به سر رسيدن قصه ما كلاغ هنوز به خانه اش نرسيده بود.

3Reza
Tuesday 26 February 2008, 08:22PM
[quote=MSR;281977]این واقعا طنزه به کسی هم برنمی خوره:smile55:

[/quote
یعنی طنزهای من به کسی برمیخوره؟
اگه هم بربخوره، توضیح دادم دیگه. طنز هست.
یا علی

کتاب دوست
Tuesday 26 February 2008, 09:20PM
[quote=MSR;281977]این واقعا طنزه به کسی هم برنمی خوره:smile55:

[/quote
یعنی طنزهای من به کسی برمیخوره؟
اگه هم بربخوره، توضیح دادم دیگه. طنز هست.
یا علی

پیام من به سایته این خزعبلات ادامه پیدا کنه باید از طرف مقابل هم باشه و کرنه ......

MSR
Wednesday 27 February 2008, 02:45PM
یعنی طنزهای من به کسی برمیخوره؟
اگه هم بربخوره، توضیح دادم دیگه. طنز هست.
یا علی
نه دیگه ...اون شکلک رو گذاشتم یعنی شوخی کردم!

پیام من به سایته این خزعبلات ادامه پیدا کنه باید از طرف مقابل هم باشه و کرنه ......
:smile09::smile31:

3Reza
Thursday 28 February 2008, 07:53PM
رئيس اتحاديه ميوه فروشان: فروش مرکبات در شب عيد 20 درصد ارزانتر از سال گذشته خواهد بود!

http://i25.tinypic.com/4s16kg.jpg


ببینید که از دست قیمتها دل این پرتغال هم خون شده چه برسه به مردم!:D

منبع: تابناک

3Reza
Friday 29 February 2008, 06:29PM
اردبیل پایتخت میشود!
وقتي همه چيز جديت خود را از دست مي دهد، وقتي همه شعارها و وعده ها رنگ مي بازد، شعارهاي جديدي زاده مي شود؛ مثل شعار انتخاباتي اين هموطن ما كه چند روز پيش در تيتر يك نشريه اي محلي به قضاوت ملت گذاشته شد.



http://i30.tinypic.com/2ibgc60.jpg

3Reza
Sunday 2 March 2008, 07:13PM
ببین سایت نا محترم این تاپیک را ببند لا مصب چه جوری حالیت کنم منم یه جا کفتم لحنم را تند تر میکنم این خراب شده را تعطیل کن این پفیوز های استراخت طلب دارن یه طرفه میرن منم دری وری بلدم ها ببند این را
جناب «کتاب دوست» مثله اینکه شما اینجارو با جای دیگه اشتباه گرفتی.

hamidcom
Monday 3 March 2008, 11:38AM
بفرماييد ميوه ارزان!

رئيس اتحاديه ميوه فروشان اعلام کرده است : «بهاي نارنگي عيد امسال ارزان تر از پارسال خواهد شد.»
نظر يک ميوه خر:
بر اين مژده گر جان فشانم رواست
که اين مژده آسايش جان ماست
در مقام آرزو: واقعا چي مي شد اگر در اين خبر، جاي «رئيس اتحاديه ميوه فروشان » و «نارنگي »، به ترتيب با «رئيس اتحاديه انبوه سازان » و «مسکن » عوض مي شد؟
در مقام توضيح : واقعا عالي مي شد اگر اين طور مي شد. مي شد حکايت همان بنده خدايي که ماست توي آب دريا مي ريخت تا دوغ درست کند. جماعت لبخندي زدند و گفتند: با اين کار دوغ درست نميشه . آهي از سر حسرت کشيد و گفت : ولي اگر بشه ، چي ميشه !......
به هر حال نبايد ناشکري و ناسپاسي کرد. ما مردم قناعت پيشه اي هستيم . به ارزان شدن نارنگي هم راضي مي باشيم . کاچي به از هيچي است . به هر تقدير، نمرديم و بالاخره يک چيزي نسبت به نرخ سال قبلش ارزان شد. کجايند آن عناصر مساله داري که مدام مساله افزايش نرخ تورم را نسبت به سال قبل مطرح مي کردند؟
يک سعدي مساله دار:
تنگ چشمان نظر به ميوه کنند / ما تماشاکنان بستانيم
يک بعدي مساله دار:
ميوه خرها نظر به ميوه کنند / ما تماشاکنان جنس ارزانيم امسال با اين تواصيف ، علي القاعده نوروز پرميوه اي خواهيم داشت . به کوري چشم زمستان شديدا سردمان که ناجوانمردانه قصد داشت ميوه هاي زيادي را دچار سرمازدگي کند. کاري که با برخي از سبزي هاي قابل خوردن کرد؛ اما کماکان ........آه .....من چه سبزم امروز! / و چه اندازه ننه م خوشحال است / ميوه ارزان شده است / همه ارزاني ما: / من ،تو،او،ما و شما و ايشان ...../ کمپلت ممنونيم.
اگر حافظه ام ياري کند، شاعري در اين رابطه يک چيز خيلي زيبا و قشنگي گفته است که حيفم مي آيد آن را براي شما بازگو نکنم . ايشان مي فرمايد:
تا بهار دلنشين آمده سوي چمن
مي شود سيب و خيار و غيره ارزان ، غم مخور!
درگيري فلسفي : علي رغم تعريف زيادي که از شعر قشنگ بالا کرديم ، من ماندم که پس چرا در عمل ، يک مصرعش کوتاه از کار درآمده و يک مصرع ديگرش بلاتشبيه عينهو کش تنبان کلاسيک بلند؟!... نمي دانم اشکال از دلنشيني بهار گلعذار است يا که از ارزاني نارنگي و سيب و خيار؟!..... (هرچه هست ، عيب و ايراد از ماست . لطفا_ شما به گيرنده هاي خود دست نزنيد!).
رضا رفیع

http://www.mojnews.com/Caricature_images/mojnews_81mosalas.gif

hamidcom
Monday 3 March 2008, 12:13PM
http://mojnews.com/Caricature_images/mojnews_227Gerani.gif

http://mojnews.com/Caricature_images/mojnews_237Dara.gif

3Reza
Monday 3 March 2008, 04:05PM
سلام شيرو، خوبي؟
شنيده ام غلامحسين الهام گفته «اين لايحه شيروي ماست». شيروجان، من ضمن ابراز شعف از گفتمان غالب بر زبان ديپلماتيک اين سال هاي اخير، از بازگشت تو به صحنه سياست هم احساس رضايت و شادماني مي کنم.
شيروخان، چه خوب شد تو به عرصه سياست برگشتي. واقعاً امروز تنها جاي تو خالي بود تا اين پازل تکميل شود، شيروي دوست داشتني، حالا که تو به کمک الهام آمدي و مساله بودجه به طور کل حل شد بيا و در عرصه بين الملل هم وارد شو. ما در عرصه جهاني به يک «شيرودرماني» نياز داريم.شيروجان، الهام عزيزمان گفته «تبعات بودجه سال 87 با مجلس و مجمع تشخيص مصلحت است.» حال مي کني شيرو؟ يعني دولت عزيز و قشنگ ما هنوز بودجه سال آينده اش را عملياتي نکرده خودش مي داند تبعات آن چطور است شيروجان؟ مادر چطور است شيروجان؟ سلام برسان،شيروي عزيز، از اينکه با همياري الهام خوب ما، تبديل به تيتر اول روزنامه ها شدي بايد جشن اعلام کنيم،اساساً بودجه را به دو شکل مي نويسند؛ الف- بودجه هايي در هزار صفحه و بدون شيرو، ب- بودجه هايي در چهار صفحه و نصفي همراه با يک شيرو اضافه، خب دوستان تلاشگر و عدالت محور ما از مدل «ب» در بودجه نويسي سود مي جويند و به همين خاطر تو امروز مهم ترين کارکرد را در سياست هاي داخلي کشور ما داري.شيروخان جان، الان مهم است که سيستم بودجه نويسي ما با سريال سلطان و شبان مي خواند يا همخواني ندارد. البته دوستان قول داده اند که در بودجه هاي سال هاي آتي، بودجه را با سريال هزاردستان، سربداران و در صورت فراهم شدن شرايط با «حنا دختري در مزرعه» و «بل و سباستين» هماهنگ کنند تا در آينده نزديک تيترهايي همچون «شيخ حسن جوري نرخ تورم را پيش بيني کرد» يا «مفتش شش انگشتي سرانه ملي را رو به رشد ارزيابي کرد،» را شاهد باشيم.شيروجان، در انتهاي نامه مجدداً از حضور تو در عرصه سياست ابراز شادماني مي کنم. فقط بدان و آگاه باش که حضور پرغرورت را مديون غلامحسين الهام هستي!

3Reza
Monday 10 March 2008, 08:13PM
نامه به يک مردم
سلام مردم. مي دانم که حال خوشي نداري،
مردم جان ديدي که خاتمي گفته مظلومانه و با نشاط در انتخابات شرکت مي کنيم. اساساً از دوم خرداد 76 به بعد در هر کاري به ما همان بخش مظلومانه اش مي رسد، حتي در شرکت کردن (شرکت کردن عمل منافي عفت نيست، کار خوبي است.)
مردم عزيز من اين نامه را از ته اعماقم (صميم قلب سابق) برايتان مي نويسم. در اين نامه از شما مي خواهم مثل بچه آدم در انتخابات شرکت کنيد. در اين برهه حساس زماني (خداوکيلي سال هاست که ما بکوب در «برهه حساس» به سر مي بريم) و در حالي که قرار است کتاب هايي را که فکر افراد را جيز مي کند از تمام کتابخانه هاي عمومي کشور جمع کنند تا مردم با فکري دست نخورده و آکبند به بعضي دوستان زحمتکش و عدالت سرخود، راي بدهند، برويد و در انتخابات شرکت کنيد. ببين مردم جان، براي من ادله شرکت نکردن در انتخابات را رديف نکن، خودم دليل براي شرکت نکردن دارم، خوبشم دارم، اما بيا و سر جدت عاقل باش.
از شکل کانديداها خوشت نمياد؟ باور کن خاتمي هم از دست در رفته بود، قرار نيست ازدواج کني که. اسماشون رو نشنيدي؟ خب بچه خوب اونايي که اسماشونو شنيده بودي دوستان عدالت سرخود هم اسماشونو شنيده بودن، پس حذف شدن اين به اون در، يک تعداد آدم هستند که اگه سعي کني مي توني اسماشونو بشنوي،
متوجهي چي مي گم؟،
عزيزجان، مردم قشنگ، لگد به ... شما تصور کن به شانس خودت نزن، بيا شرکت کن راي بده، دليلش هم عين روز روشنه، يعني يک عده قطعاً به دوستان عدالت سرخود راي خواهند داد چه تو قهر کني، چه طاقچه بالا بذاري، چه... اصلاً ول کن اين حرفا رو. فقط و فقط براي اينکه بيشتر از اين از اون بالا کفتر نيايه، بيا راي بده، مردم عزيز و مهربان، وقتي حتي خاتمي وارد «عمل» شده (فکر کن،) خيلي بي انصافي است اگر تو راي ندهي. به قول شاعر، «برو دارمت، مي رم منو داشته باش.»

hamidcom
Thursday 13 March 2008, 12:10AM
کتاب‌خانه‌های ایران پاک‌سازی می‌شوند

دبيركل نهاد كتابخانه‌هاي عمومي ایران اعلام کرد، طرح جمع‌آوری کتاب‌های منفی از کتاب‌خانه‌های سراسر کشور به زودی اجرا خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری کتاب (ایبنا) "منصور واعظي" در دومين روز گردهمايي مديران كل كتابخانه‌هاي استان‌ها، گفت:"كتاب‌هايي كه ارزش منفي دارند و در گذشته وارد كتابخانه‌ها شده‌اند جمع‌آوري خواهند شد."
هرچند واعظی نگفت که مبنای ارزش‌گذاری مجدد کتاب‌های موجود در کتابخانه‌های کشور بر چه اساس و شیوه‌ای خواهد بود، اما از زمان پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری، روند ارزش‌یابی و ارزش‌گذاری در بسیای از حوزه‌های فرهنگی بر مبنای قرائت‌های بنیادین از اسلام صورت می‌گیرد.
وي همچنین خاطرنشان كرد: "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به تازگي 20ميليارد ريال كتاب كمك درسي به مساجد اهدا كرده است."
طرح پا‌ک‌سازی کتاب‌خانه‌های کشور از "کتاب‌های منفی" در حالی به اجرا گذاشته می‌شود، که پیش از این در 28 بهمن ماه سال‌جاری جمعی از ناشران کشور با برگزاری نشستی مطبوعاتی نسبت به سیاست‌های سخت‌گیرانه وزارت ارشاد در اعطای مجوز به کتاب‌های خود اعتراض کردند.
شیرین عبادی که وکالت پرونده شکایت ناشران از عملکرد وزارت ارشاد را بر عهده دارد در سخنان خود در این نشست گفت: "متاسفانه در ماه‌های اخیر کتاب‌های بسیاری بدون ذکر دلیل از سوی وزارت ارشاد رد صلاحیت شده و مجوز چاپ نگرفتند." وی گفت: "در حقیقت سرنوشت چاپ کتاب در کشور ما به «سلیقه‌ها» تبدیل شده است."
خانم عبادی خاطر نشان کرد گاهی ممکن است زحمات بسیار یک نویسنده با توجه به چارچوب فکری کسی که کتاب را بررسی می‌کند از بین برود.
======
بنابراين از اين به بعد –تا زمان نابودي كتابخانه‌هاي كشور- در كتابخانه‌ها فقط شاهد كتاب‌هاي مثبت خواهيم بود.

عضو كتابخانه: سلام. كتاب "چنين گفت زرتشت" رو مي‌خواستم. كدش چنده؟
متصدي: اين كتاب جمع شده. مي خواي جاش چنين گفت معجزه هزاره سوم رو بدم؟
عضو كتابخانه: نه. پس لطفا كتاب رام كردن زن سركش رو بديد. اثر ويليام شكسپير.
متصدي: هيسس. اسم اون آدم رو دي گه نياري ها. از اون كتاب‌ها هم اصلا نداريم. مي‌خواي جاش بيوگرافي فاطمه رجبي رو بهت بدم؟

عضو كتابخانه: نه بابا اونو كه امور تربيتي مدرسه بچه‌م مجاني بهشون داده. اشكال نداره. لطفا يه كتاب راهنماي آشپزي بديد.

متصدي: اين كتاب‌ها رو هم چون تشخيص دادن كه مال طبقه مرفهين هست جمع كردن. ولي در عوض كتاب راهنماي "چگونه دختر شانزده‌ساله در آشپزخانه به انرژي هسته‌اي دست يافت" رو برات ميارم. خيلي عاليه، نويسنده قصه هم خود دكتر احمدي‌نژاده.
عضو كتابخانه: نه قربونت شم. اونو فيلمشو سه بار ديدم، كتابش به دردم نمي‌خوره. شما چي پيشنهاد مي‌دين؟

متصدي: اگه كتاب علمي مي‌خواي فعلا فقط "خواص معجزه آساي اسيد سولفوريك" تاليف ع.پورمحمدي رو داريم و "How can we change money to shit" از انتشارات بانك مركزي رو داريم.
عضو كتابخانه: كي حوصله خوندن اين كتاب‌ها رو داره. كتاب سرگرم كننده ندارين؟
متصدي: جلد پنجاه و سوم سفرهاي استاني رو ببر. پسرم خونده بود كلي خنديده بود. آخرش هم يه عالمه عكس‌هاي بامزه داره.
عضو كتابخانه: خوبه همينو بدين لطفا.
متصدي: نداريم كه الان. بايد بري تو صف!

3Reza
Thursday 13 March 2008, 09:55AM
رئیس ستاد فروپاشی شوروی کاندیدای مجلس ایران!
در بین سوابقی که کاندیداها برای معرفی خود ذکر می کنند ، جملات جالبی دیده می شوند ؛ از جمله یکی از کاندیداها در ذکر سوابق خود نوشته است:
-رئیس ستاد فروپاشی شوروی
-رئیس ستاد عراق
یکی از دوستان تعریف می کرد که در اولین دوره انتخابات شوراها نیز در بروشور تبلیغاتی یکی از کاندیداها در ذکر سوابق مدیریتی آمده بود: " دو سال مبصر کلاس پنجم ابتدایی".
انتخابات ، همیشه متن وحاشیه های جالب و گاه خنده داری دارد ..........!

MSR
Thursday 13 March 2008, 09:59AM
موضوع انشا: انتخابات در زندگی ما چه نقشی دارد(1)
خانم معلم: خانم رضاییان

به نام خدا
البته بر همگان واضح و مبرهن است که انتخابات کار خوبی است و مردم باید سرنوشت خود را در آن بگیرند. ما همیشه در انتخابات شرکت می کنیم. من هنوز به سن انتخابات وارد نشدم ولی جمعه ها با پدر و مادرم به انتخابات می رویم و رأی می دهیم. پدرم که خودش یک مرد کارگر می باشد و در کارخانه پارچه بافی کار می کند همیشه در انتخابات شرکت می کند و به مادرم می-گوید باید به یک نفر که خودش لاغر و از مردم فقیر باشد رأی بدهیم. من انتخابات را خیلی دوست دارم چون تلویزیون در آن آهنگهای زیاد پخش می کند و مردم همیشه شاد هستند و در انتخابات شرکت می کنند. پارسال که دوباره انتخابات بود مادرم به آقای احمدی رای داد چون او گفت مردم فقیر نباید باشند. مادر من وقتی تلویزیون گفت که آقای احمدی در انتخابات برنده است خیلی خوشحال بود و شام قورمه سبزی درست کرد. من قورمه سبزی را خیلی دوست دارم و مخصوصاً گوشت هایش را مادرم همیشه پیدا می کند و به من می دهد. من دعا می کنم دوباره آقای احمدی برنده شود چون قورمه سبزی غذای خوب و مقوی است. ما از انتخابات قبلی هرماه قورمه سبزی می خوریم و از آقای احمدی تشکر می کنیم. همه آقای احمدی را دوست دارند و صاحبخانه ما هم که آدم عصبانی است و همه کوچه ما و کوچه نونوایی و کوچه نادر مال او هست و همیشه سر پدرم و همه داد می زند هم او را دوست دارد. برای همین ما در انتخابات شرکت می کنیم که آمریکا و مخصوصن جرج بوش که تلویزیون گفت احمق است بفهمد و دیگر مردم را اذیت نکند. پدر من روزنامه خرید و در روزنامه نوشته بود یک نفر در بانک پول زیاد را دزدیده بود. اگر از پول پدرم دزدیده شده باشد دیگر نمی شود که ماشین بانک را برنده شویم. من دوست دارم کسی که در انتخابات برنده شد دزدها را بگیرد و توی زندان بیندازد و ماشین ما را که اگر خدا بخواهد برنده شدیم به ما بدهد. ماشین خیلی خوب است و می توانیم با آن به مدرسه برویم مثل پوریا و سینا و شروین و جعفر که با آن به مدرسه می آیند. ما باید در ماشین کمربند ایمنی را ببندیم که وقتی تصادف کردیم ما را نگه دارد و کشته نشویم. من قول می دهم اگر ماشین را برنده شدیم کمربند آن را ببندیم که تصادف نشود. در نتیجه انتخابات خوب است و من و خانواده ام در آن شرکت می کنیم.

محمدحسین کاظم زاده ـ کلاس سوم ب

MSR
Thursday 13 March 2008, 10:00AM
موضوع انشا: انتخابات در زندگی ما چه نقشی دارد(2)
خانم معلم: خانم رضاییان

به نام خدا
من تا سه شنبه قبلی که خانم رضاییان گفتند انتخابات چه نقشی در زندگی ما دارد انتخابات را ندیده بودم. اما به خاطر راهنماعی خانم معلم که ما را آموزش می دهد متوجه شدم و از ایشان که بچه ها را دوست دارند تشکر می کنم. من وقتی به خانه رفتم از پدرم سؤال کردم. من پدرم را خیلی دوست دارم چون او برای من همه چیز می خرد و آدم خوبی هست. پدر من در روز پنجشنبه که تولد خواهر من بود گوشی من را که خراب بود گرفت و برای من یک گوشی P1 خریده بود که به من داد. من از پدرم پرسیدم که انتخابات چه نقشی در زندگی ما دارد. او به من گفت ولی نمی توانم در اینجا بنویسم. پدر من آدم خوبی هست و باادب می باشد و همیشه کراوات اتو کرده می پوشد اما وقتی موضوع انشا را گفتم حرفهای بدی زد که ننوشتم. من فکر می کنم پدرم در آن روز با شریک او که آقای زرگری هست دعوا کرده بود چون فقط وقتی با او دعوا می کند حرف های زشت می گوید. ما در روز جمعه که به همراه دایی شهروز و زنش که تازه گرفته است به فشم رفته بودیم دایی به باجناق خودش که قبلاً با خواهر زن او عروسی کرده بود و ما در عروسی او نبودیم درباره انتخابات صحبت کرد و گفت انتخابات در زندگی نقش مهمی دارد و سال قبلی که انتخابات شد جنسهایش که در خارج خریده بود سه ماه توی کشتی ماند و نتوانست بیاورد اما دوباره که چند ماه بعد از آن شده بود مشکل آنها درست شد و آنها که خریده بود گرانتر شد و برای همین او توانست دختر آقای جواهریان را برای خودش بگیرد و الان در زندگی خود خوشبخت می باشند. و من فهمیدم که انتخابات در زندگی ما باعث خوشحالی می باشد. من در تلویزیون دیدم که در برنامه آقای شب خیز یک آقایی درباره انتخابات صحبت کرد و گفت مردم اگر رأی ندهند ما دوباره به آنجا می آییم اما وقتی از مادرم پرسیدم گفت فرق ندارد. و من دیروز از راننده پدر من که آدم خوبی هست و می گذارد من در جلو بنشینم و کمربند را نبندم درباره انتخابات در زندگی ما چه نقشی دارد سؤال کردم و او هم گفت انتخابات در زندگی ما فرقی ندارد. در نتیجه من از این انشا نتیجه می گیرم انتخابات در زندگی ما خیلی مهم است برای اینکه آدمها ازدواج می کنند و در فشم که خیلی زیبا می باشد ویلا با استخر می خرند و ما جمعه ها به آنجا می رویم و همه با هم در انتخابات شرکت می کنیم.

شروین فرمان گستر ـ کلاس سوم ب

MSR
Thursday 13 March 2008, 10:01AM
موضوع انشا: انتخابات در زندگی ما چه نقشی دارد(3)
خانم معلم: خانم رضاییان

بسم الله الرحمن الرحیم
خانم معلم ما از ما خواسته اند که درباره انتخابات چه نقشی در زندگی ما دارند انشای خود را بنویسیم. انتخابات در زندگی ما نقش زیادی دارد. پدر من در مجلس خودش یک نماینده است و در چهار سال پیش که در شهرستان بودیم عکسهای خودش را که در آنها با آدمهای زیادی دست داده است چاپ کرد و برای همین در انتخابات برنده شد و ما به تهران آمدیم و سوار ماشین شدیم. مادر من در انتخابات خیلی کار می کند و برای زنها در سفره و جلسات صحبت می کند که به آدمهای خوب و پدر من رأی بدهند. پدر من از وقتی به تهران آمدیم همیشه به مشکلات مردم فکر می کند و آنها را حل نموده است. در همین دیروز ما در خانه نشسته بودیم و یکی از مردم که دارای مشکلات زیاد می باشد به خانه ما آمد و پدرم مشکل او را که موبایلهایش در گمرک زیر خاک مانده بود حل کرد و او چهار تا گوشی بازی دار به پدرم داد و پدرم به زور آن را قبول کرد و به مادرم داد و گفت به علاءالدین بدهد. پدر من همیشه مشکلات مردم را حل می کند و مادرم نیز همیشه به او کمک می کند. الان پدر من به شهرستان رفته و مشکلات مردم آنجا را حل می کند برای اینکه در انتخابات که جدید است به او رأی دهند. پدرم یکبار به مادرم گفت مردم خیلی ساده می باشند برای اینکه حاجی فاضل که به آنها آبگوشت زیاد داده بود می خواهد در انتخابات شرکت کند و ما باید به مردم کباب بدهیم که بهتر است. من کباب را خیلی دوست دارم و برای همین در انتخابات شرکت می کنم. داماد ما که در سال پیش با خواهر من عروسی کرد و در عروسی او اول حاج[...] آمد و بعد که رفتند اُرگ آوردند پسر آقای شوکت است که در اداره رئیس می باشد. داماد ما هم مثل ما در انتخابات شرکت می کند و گفته است اگر پدر من رأی نیاورد ممکن است پدر او را که به مردم خدمت می کند استعفا دهد و مشکلات مردم حل نشود. من دوست دارم مشکلات مردم حل شود و همه بچه ها مثل ما ماشین داشته باشند و به مدرسه بیایند و کمربند خود را سفت ببندند. پس نتیجه می گیریم انتخابات نقش مهمی در زندگی ما دارد و من و پدرم و مادرم و دامادمان در انتخابات شرکت می دهیم و با مشت محکم از همه چیز دفاع می کنیم. با تشکر از خانم معلم مهربان.

جعفر سلطان آبادی قلاوندی ـ کلاس سوم

hamidcom
Thursday 13 March 2008, 01:40PM
شتر مرغ، وعده انتخاباتی یک کاندیدا
http://www.imagemole.com/img/t1ostrich_funny_face.jpg

یكی از نامزدهای نمایندگی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در شهرستان میاندوآب به مردم قول داد در صورت برنده شدن در مسابقه‌ای كه او ترتیب داده است، یكهزار قطعه «شترمرغ» تحویل آنان دهد.

به گزارش ایرنا این داوطلب با برگزاری یك مسابقه اجتماعی و توزیع برگه‌هایی بین اقشار مختلف مردم در حوزه انتخابیه میاندوآب، شاهین دژ و تكاب از آنان خواسته است اسامی دو تن از نامزدها را كه در این حوزه قادر به راهیابی به مجلس هشتم خواهند شد، پیش‌بینی كنند.

وی اعلام كرده است به یكهزار نفر از كسانی كه در این مسابقه شركت نموده و اسامی نمایندگان راه یافته را نیز درست پیش‌بینی نمایند به قید قرعه «شترمرغ» جایزه می‌دهد! اما به برندگانی كه مایل به گرفتن شترمرغ نباشند معادل آن پول نقد داده خواهد شد.

در این مسابقه تنها كسانی قادر به شركت كردن هستند كه واجد شرایط رای دادن باشند.

hamidcom
Monday 17 March 2008, 01:14PM
حکیم به قالیباف در عراق: اینا که چیزی نیست ، تهران که تلپ بودیم خرما می خوردیم یکی این هوا!
http://www.asriran.com/files/fa/news/1386/12/10/89640_921.jpg


خاتمی افزود: آتیشی که شورای نگهبان بهمون زد با این کپسولا خاموش بشو نیس!
http://www.asriran.com/files/fa/news/1386/12/18/90045_724.jpg


تصویری از یک حاج آقا که حیران هماهنگی سمبلیک رئیس جمهور و بروبچه هاست
http://www.asriran.com/files/fa/news/1386/12/18/90050_775.jpg

از شما بعیده آقای حداد!
http://www.asriran.com/files/fa/news/1386/12/18/90057_738.jpg

احمدی نژاد: خدایا! دیگه چه مشکلی از مردم مونده که حل کنم؟
http://www.asriran.com/files/fa/news/1386/12/18/90053_142.jpg

3Reza
Wednesday 19 March 2008, 07:40PM
نامه به يک عيد
سلام عيد. صدسال به اون سال ها، عيد تو می آيی و ما عيدی می گيريم. يعنی به زور به ما عيدی می دهند. ديروز، دم عيد، به خيلی از همکاران مطبوعاتی من عيدی دادند. 9 تا از ته ديگ مطبوعات که هنوز به رغم تلاش دوستان، باقی مانده بودند، رفتند تعطيلات. می بينی عيد، چقدر به فکر ما مطبوعاتی ها هستند. آنقدر که اينها به فکر تعطيلات رفتن ما هستند مادری به فکر فرزندش نيست. عيد عزيز، تو می آيی و رای های حوزه تهران شمرده می شود. اينجوری؛ يکی من، يکی من، خوب تقسيم می شود اينطوری. عيد قشنگ تو می آيی و... من هم يک روزی می آيم. شايد اولين روز بعد از سيزده، شايد با سر و شکلی جديد. دوست دارم يک روز بالاخره تو بيايی، نبوی بيايد، تمام روزنامه ها که تعدادشان زياد خواهد شد روزی (اروای شکمم) يک ستون ثابت طنز راه بيندازند، مردم بخندند (باور می کنی؟ حتی مردم)... آن روز دوست دارم تمام داشته هايم را ببخشم به دوره گردها. جز بخشی از لباسم که لازم می شود گاهی. عيد عزيز، تو می آيی و سال 87 می آيد. راستی هيچ دقت کرده يی.
اگر سال 87 بيايد بعد سال 88 هم می آيد و بعد خرداد 88 هم می آيد؟ همين جور بی منظور گفتم. عيد خوب من وقتی به آرای مجلس هشتم در تهران نگاه می کنم (گير نده نگاه کردن منکراتی نيست. لااقل به عيد نگاه کردن منکراتی نيست) می فهمم تمام دبيران رياضی دوره تحصيلم، استادان دانشگاه اين رشته در دانشجويی به من دروغ گفته بودند نامردها. شمارش درست اينطوری است: يک، هفت، شونزده، بيست،عيد عزيز، می دانم که می دانی از اون بالا کفتر ميايه، فکر می کنی در ايام تو چقدر از اون بالا کفتر بيايه؟ دعا کن کفتر قبل از آنکه بيايه کمتر غذا خورده باشه لااقل!!
ابراهیم رها

hamidcom
Saturday 12 April 2008, 04:57PM
وعده‌هاي اجرا نشده‌
با وجود اين شركت ملي گاز ايران به عنوان متولي اصلي جايگاه‌هاي سي.ان.جي نتوانسته به وعده‌هايي كه دراين‌باره داده، عمل كند. معروف‌ترين اين وعده‌ها را سيدرضا كسايي‌زاده در دي‌ماه 86 داد كه تعداد جايگاه‌هاي گاز خودروها تا پايان سال گذشته به 550 جايگاه مي‌رسد. جالب آنجاست كه اين وعده مستقيما به رئيس‌جمهور داده شده است. حال آن كه اكنون تعداد جايگاه‌ها 347 عدد است و جالب‌تر آن كه از اين تعداد بيش از 200 جايگاه از قبل وجود داشته و ارتباطي با برنامه دولت براي احداث جايگاه‌هاي گاز ندارد.

مديرعامل شركت ملي گاز ايران در آذر 86 نيز از توليد به‌روز كپسول سي.ان.جي تا پايان سال گذشته خبر داده بود كه از تحقق آن نيز اطلاعي در دست نيست.

عدم جديت در تحقق اين وعده‌ها به همراه موانعي كه وجود دارد، چشم‌انداز موفقيت كلي گازسوز كردن خودروها را تار كرده است.

hamidcom
Sunday 13 April 2008, 06:37PM
بابام جان ! کل تورم همین حدودا بود، بیخود شلوغش نکنین.
http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/1/19/91103_931.jpg

دبیرکل اپک در تهران: شنیدم که اینجا سه سوته نفت رو میارن سر سفره ها...

http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/1/19/91107_660.jpg

hamidcom
Sunday 13 April 2008, 06:48PM
به گذارش جام جم اسفندیار رحیم مشایی درباره ارتباط 72 میلیون نفر-سفر با امنیت ملی توضیح داد:سفر دل خوش می خواهد و حالا که امش را گذاشته اند گردش گری ،دل خیلی خیلی خوش لازم دارد .وقتی این جمعیت عظیم به سفر می روند.یعنی دلشان خوش است.و این در محاسبات امنیتی بسیار اهمیت دارد. http://smilies.sofrayt.com/1/r/agrin.gif
http://smilies.sofrayt.com/1/i/ura.gif http://smilies.sofrayt.com/1/i/dazzler.gif http://smilies.sofrayt.com/1/b0/4u.gif http://smilies.sofrayt.com/1/r/dance.gif http://smilies.sofrayt.com/1/r/bigdance2.gif

3Reza
Thursday 17 April 2008, 10:07AM
در سازمان ملل
خواب مي بينم در مقر سازمان ملل هستم، از همان ابتداي خواب حس عجيبي دارم. نمي دانم چه مي شود که من را دعوت مي کنند پشت تريبون. خواب است ديگر. مي روم آنجا و در همان ابتداي عرايضم مي گويم ما در کشور خودمان مدام داريم تغيير مديريت مي دهيم. اين تغيير از يک سيستمي به نام دروغ سيزده پيروي مي کند که آخرين تکنولوژي جهاني است و دانشمندان جوان ايراني اخيراً بدان دست يافته اند، حالا بر اساس همان سيستم، ما اينجا بايد کار را شروع کنيم. در گام اول بهتر است رئيس جمهور امريکا و نخست وزير انگليس عوض شوند، من، ابراهيم رها، هوگو چاوس را با حفظ سمت، به اين دو سمت مي گمارم، نگران نباشيد، اين چند شغله بودن اشکالي ايجاد نمي کند، ما در کشورمان امتحان کرده ايم مثل دسته گل،
در گام بعدي دستور مي دهيم برج ايفل از کشور استکباري فرانسه به سوريه يا... همان سوريه انتقال يابد. درياي احمر را هم بهتر است پر کنند، گندم بکارند، کاملاً عدالت محورانه تقسيم کنند بين مردم آفريقا،
قبل از اينکه گام بعدي را بگويم از عدم حضور علي لاريجاني در اين جلسه گله کنم. گويا او را جو گرفته و در تمام جلسات غيبت مي کند، عزيزجان، اينجا هيچ ربطي به حدادعادل ندارد. بگذريم. گام بعدي اين است که رسول منتجب نيا بايد اعلام شود که آدم خيلي مهمي است، بعد از اين جامعه جهاني بايد به اين سمت تغيير کند که به طور شفاف معلوم شود کارلا بروني با سارکوزي قبل از ازدواج چه رابطه يي داشته اند. البته اين شايد به تغيير مديريت مربوط نباشد اما براي من دانستنش مهم است،
قدم بعدي اين است که المپيک 2008 پکن و 2012 لندن را بدهيم علي آبادي خودمان برگزار کند. براي بانوان هم در رشته هاي منچ با مانع و يه قل دو قل ماراتن را پيشنهاد مي کنيم. سرمربي تيم ملي آلمان هم بايد محمد مايلي کهن يا امير قلعه نويي بشود، همينه که هست... خودم در خواب حس مي کنم خوابم به اندازه کافي در جهان تغيير ايجاد کرده. عجالتاً همين قدر بس است. پس با خيال راحت بيدار مي شوم.
ابراهيم رها

3Reza
Thursday 17 April 2008, 11:06AM
ین هم یه عکس جالب و قابل توجه:
تست بینایی اعراب و مسئولان گوگل!!
http://i32.tinypic.com/2zpthqr.jpg

hamidcom
Thursday 17 April 2008, 03:22PM
چرا غیبت می کنید؟
در اخبار آمده بود که این روزها غیبت­های موجه و غیر موجه نمایندگان مجلس بالا گرفته و روز چهارشنبه غیبت بیش از حد نمایندگان، سرانجام مجلس را به تعطیلی کشاند.

از آنجا که انتشار چنین اخباری می تواند دستمایه طعن و انتقاد عده ای از بداندیشان شود، فارو از چند تن از نمایندگان خدوم و شریف و غایب مجلس هفتم در این باره سوالاتی پرسیده است:

******************

فارو: حضرتعالی از نیمه اسفند به بعد در مجلس حضور نداشتید علت این امر چه بوده؟

آقای جیم: بسم الله الرحمان الرحیم و به نستعین. عرض شود که ملت همیشه در صحنه ایران و به خصوص مردم خوب و با صفا و فهیم و قدردان حوزه انتخابیه خودم بدانند و آگاه باشند که دغدغه همیشگی ما، خانه ملت بوده و هست.

در این یکی دوماه هم این دغدغه بیشتر دنبال شده و ان شاالله در آینده هم بیشترتر دنبال خواهد شد. فلذا آسوده بخوابند که ما بیداریم.
ضمن اینکه از شرکت در مرحله دوم انتخابات و رای به خادمان خودشان که همیشه دغدغه شان خانه ملت بوده و هست فراموش نفرمایند. کد انتخاباتی بنده هم 2 ب 836 است و امشب هم به روال شبهای گذشته محفل پرفیضی به همراه چلوکباب سلطانی در منزل حقیر برپاست که شرکت در آن برای عموم رای دهندگان بلامانع است و رحمه الله و برکاته.

******************

فارو: جناب آقای دکتر دال، شما با شعار ژاپن اسلامی به مجلس هفتم رفتید...
دکتر دال: خب منظور؟
فارو: آیا غیبت های مکرر شما در مجلس در این راستا بوده؟
دکتر دال: این چه سوال بی ربطی است که می پرسید؟ من نمی دانم شما خبرنگارها کی می خواهید دست از این عقب ماندگی بردارید و به جای پرسیدن سوال های چرند، مثل خبرنگارهای کشورهای مترقی سوال های خوب و مفید بپرسید؟
فارو: به نظر حضرتعالی چه سوالی خوب و مفید است؟
دکتر دال: مثلا راز پیشرفت ژاپن و چگونگی ساختن ژاپن اسلامی. شما از این سوال ها بکن تا من با مهربانی سه ساعت دراین باره سخنرانی کنم.
فارو: چشم. آقای دکتر دال؛ لطفا بفرمائید راز پیشرفت ژاپن و چگونگی ساختن ژاپن اسلامی چه ارتباطی با غیبت های مکرر شما در مجلس هفتم دارد!
دکتر دال: نخیر مثل اینکه شماها درست بشو نیستید. الان بهت نشان می دهم... آهای یکی اون شمشیر شینزو آبه من را بیاورد تا این مزدور رو به طریقه سامورایی از وسط به دو نیم کنم... پس چی شد این شیزوآبه من...
******************
فارو: الو... سرکار خانم ط؟
خانم ت: بنده خانم ت هستم، دسته ندارم!
فارو: عذرخواهی می کنم. سرکار خانم ت آیا صحت دارد که غیبت های اخیر شما از مجلس به خاطر انتخابات مجلس هشتم است؟
خانم ت: ابدا چنین چیزی صحت ندارد. من با دلیل موجه غیبت داشته ام. آقای حداد عادل هم در جریان هستند.
فارو: ممکن است به ما هم بفرمایید.
خانم ت: بله... اواخر بهمن ماه گذشته، جایتان خالی دختر وسطیم وضع حمل کرد و یک پسر کاکل زری به دنیا آورد. ماشالله ماشالله خیلی پسر خوشگلیست و بزنم به تخته در زمان به دنیا آمدنش سه کیلو و چهارصد و سه گرم وزن داشت. خب منِ اصولگرا هم که نمی توانستم دختر معصوم و بچه دسته گلش را توی شهر غریب تنها بگذارم، این بود که یک چند وقتی آمدم پیشش و بعد از اینکه این بچه را از آب و گل بگیرم بر می گردم تهران.
فارو: امکان اینکه چند روزی از دخترتان مرخصی بگیرید و به تهران بیایید نبود؟
خانم ت: این طفل معصوم که حرفی ندارد. منتها پاریس کجا، تهران کجا!
******************

فارو: جناب آقای فه! با توجه به میزان بالای اصولگرایی مجلس هفتم و شخص جنابعالی که همواره به عنوان یکی از سمبل­های جریان اصولگرایی شناخته شده اید، می خواستم ارتباط بین اصولگرایی و غیبت های مکرر شما و برخی از همفکرانتان را جویا شوم. به خصوص اینکه شخص شما همواره بر عنصر "پاسخگویی" تاکید و اصرار داشته و دارید.

آقای فه: بله.

فارو: چی بله؟

آقای فه: همان.
فارو: کدام؟
آقای فه: بنده هم موافقم.
فارو: با چی؟
آقای فه: البته به طور کامل نه.
فارو: چرا؟
آقای فه: ابدا.
فارو: جدا؟
آقای فه: متاسفانه وقت بنده رو به اتمام است و باید در جلسه مهمی شرکت کنم. خوشحال هستم که توانستم باز هم در پاسخ به رسانه ها، که در حقیقت نمایندگان افکار عمومی جامعه هستند باشم و به چند تا از پرسش­های عمیق شما پاسخ بدهم.
هدیه ناقابلی هم بچه های دفتر برای شما و همکاران محترمتان تهیه کرده اند که به رسم یادبود با وانت به دفتر عصر ایران ارسال خواهد شد.
به دوستان سلام برسانید... آها... تا یادم نرفته می خواستم بگویم که متاسفانه به علت ضیق وقت نشد که آن طوری که شایسته است به سوالات شما جواب بدهم. اگر زحمتی نیست حتما در تهیه گفتگو با بچه های دفتر هماهنگ کنید. خدانگهدار.

******************
فارو: حاج خانم؟
حاج خانم شین: زهر مار!
فارو: متشکرم!
******************

فارو: الو... جناب پ؟

جناب پ: داد نزن آقا... اینجا یک مملکت متمدن است خدای ناکرده ها!
فارو: بنده عذر خواهی می کنم. فکر کردم راه دور است صدا نمی آید. راستی حضرتعالی الان کجا تشریف دارید؟
جناب پ: دقیقا نمی دانم. یعنی از این بالا که خوب دیده نمی شود. ولی باید جایی بین واشینگتن و آمستردام و لندن باشد.
فارو: بنده مزاحم شدم درباره غیبت نماینده های مجلس هفتم که این روزها باعث تعطیلی مجلس هم شد سوال بپرسم.
جناب پ: من از اول هم گفته بودم که مجلسی که دست راستی ها و مرتجعین و محافظه کارها بیفتد از این بهتر نمی شود. این ملت واقعا لیاقت اصلاحات و اصلاح­طلبان را ندارد. بنده چند وقت پیش هم که مهمان دوستان در صدای آمریکا بودم اینها را گفتم. شما آن برنامه را دیدید؟
فارو: همان که به عنوان یک نماینده مجلس، کل حکومت جمهوری اسلامی را...
جناب پ: جانمی جان! پس خیلی سروصدا کرد؛ ها؟ حالا چند روز دیگر در بی بی سی هم حرفهای خیلی جالبی خواهم زد. حتما تماشا کنید. آنتن ماهواره که دارید؛ ها؟
فارو: نخیر.
جناب پ: ئه... شما چه جور دوم خردادی و اصلاح طلبی هستید که دیش ندارید؟
فارو: من کی گفتم دوم خردادی و اصلاح طلبم؟
جناب پ: نیستی؟... ای مرتجعِ تمامیت خواهِ محافظه کارِ مزدورِ طرفدار حکومت اسلامی! برو بمیر!
******************

فارو: سلام علیکم... حاج آقا سلام عرض کردم... حاج آقا؟!

حاج آقا خ: ها ها... چیه چی شده... من کجام؟... من کی ام؟

فارو: حاج آقا می خواستم یه سوالی بپرسم.
حاج آقا خ: لااله الا الله... منو پروندی که سوال بپرسی... یعنی این درسته؟
فارو: حاج آقا بنده دیدم شما خوشبختانه غایب نیستید و آرام رو صندلی تان در صحن مجلس قرار دارید گفتم از شما بپرسم ببینم آیا شما می دانید چرا بعضی از نماینده ها اینقدر غایب می شوند؟
حاج آقا خ: چه می دانم آقاجان... مگر بنده فضول کار مردم هستم؟ ما از این مکروهات بری هستیم. آزارمان به کسی نمی رسد، می آییم مجلس کارتمان را می زنیم، چرتمان را می زنیم، بعدش می رویم منزل. به شما هم توصیه می کنیم کاری به کار دیگران نداشته باشید. در احادیث نهی شده اند مسلمانان از سرک کشیدن در کار همدیگر. یا ایها الذین آمنو لا تجسسوا...
فارو: از مواعظ شما خیلی ممنونم.
حاج آقا خ: احسنت... خب حالا که منو از خواب پروندی یک لیوان آب بده، بعد برو...

هاتف
Thursday 17 April 2008, 04:09PM
تحلیل رییس جمهور محترم از گرانی وتورم واوضاع قاراشمیس اقتصادی:
پرده اول(دو سال پیش): مشکلات اقتصادی مربوط به دولت های گذشته است!
پرده دوم(یک سال پیش): گرانی وتورم کار دشمنان این ملته!
پرده سوم(اکنون): مشکلات ومفاسد اقتصادی به خاطر کم کاری وزارت اقتصاد وبانک مرکزیه!
پرده چهارم(یک سال بعد): دلیل تورم ومشکلات اقتصادی رییس جمهوره نه من!
سوال هوش: بالاخره این وسط کی مقصره؟

3Reza
Saturday 19 April 2008, 03:43PM
در سازمان ملل
خواب مي بينم در مقر سازمان ملل هستم، از همان ابتداي خواب حس عجيبي دارم. نمي دانم چه مي شود که من را دعوت مي کنند پشت تريبون. خواب است ديگر. مي روم آنجا و در همان ابتداي عرايضم مي گويم ما در کشور خودمان مدام داريم تغيير مديريت مي دهيم. اين تغيير از يک سيستمي به نام دروغ سيزده پيروي مي کند که آخرين تکنولوژي جهاني است و دانشمندان جوان ايراني اخيراً بدان دست يافته اند، حالا بر اساس همان سيستم، ما اينجا بايد کار را شروع کنيم. در گام اول بهتر است رئيس جمهور امريکا و نخست وزير انگليس عوض شوند، من، ابراهيم رها، هوگو چاوس را با حفظ سمت، به اين دو سمت مي گمارم، نگران نباشيد، اين چند شغله بودن اشکالي ايجاد نمي کند، ما در کشورمان امتحان کرده ايم مثل دسته گل،
در گام بعدي دستور مي دهيم برج ايفل از کشور استکباري فرانسه به سوريه يا... همان سوريه انتقال يابد. درياي احمر را هم بهتر است پر کنند، گندم بکارند، کاملاً عدالت محورانه تقسيم کنند بين مردم آفريقا،
قبل از اينکه گام بعدي را بگويم از عدم حضور علي لاريجاني در اين جلسه گله کنم. گويا او را جو گرفته و در تمام جلسات غيبت مي کند، عزيزجان، اينجا هيچ ربطي به حدادعادل ندارد. بگذريم. گام بعدي اين است که رسول منتجب نيا بايد اعلام شود که آدم خيلي مهمي است، بعد از اين جامعه جهاني بايد به اين سمت تغيير کند که به طور شفاف معلوم شود کارلا بروني با سارکوزي قبل از ازدواج چه رابطه يي داشته اند. البته اين شايد به تغيير مديريت مربوط نباشد اما براي من دانستنش مهم است،
قدم بعدي اين است که المپيک 2008 پکن و 2012 لندن را بدهيم علي آبادي خودمان برگزار کند. براي بانوان هم در رشته هاي منچ با مانع و يه قل دو قل ماراتن را پيشنهاد مي کنيم. سرمربي تيم ملي آلمان هم بايد محمد مايلي کهن يا امير قلعه نويي بشود، همينه که هست... خودم در خواب حس مي کنم خوابم به اندازه کافي در جهان تغيير ايجاد کرده. عجالتاً همين قدر بس است. پس با خيال راحت بيدار مي شوم.
ابراهيم رها

hamidcom
Saturday 19 April 2008, 05:57PM
نگراني از گراني‌

جاي نگراني نيست. گراني شديدا در كنترل است. فقط اين رفيق كج بحث ما كه پيش از اين هم ذكرخيرش با شما شده، اما كماكان اصرار بيخود دارد نامش فاش نشود بعد از اين كه از بقالي و ميوه‌فروشي سركوچه‌مان برگشت (يا برگشت خورد)، يك مقداري توپش الكي پر بود كه انگار آمده بود بادش را سر ما خالي كند. تازه فقط يك كيلو گوجه‌فرنگي غرب زده گرفته بود (كه به گفته بانك مركزي حدود 173/1درصد افزايش قيمت داشته) و يك هفشده تا تخم‌مرغ (به خود مرغش كه دستش نرسيده)، همراه با يك سطل ماست كه برماست و يكي دو تا نان اخيرا افزايش قيمت يافته (كه البته خدا را شكر، مورد تاييد وزارت بازرگاني نيست). از دو نان بي‌زبان هم يكيش فربه‌تر از خمير به نظر مي‌رسيد و آن ديگريش تا حدودي دلسوخته.
زبان حال:

يك دست پر ز گوجه و يك دست تخم‌مرغ‌

يك املت فزرتي ارزانم آرزوست‌

نكته اقتصادي روانشناختي:

اگرچه اكنون <املت> تحت تاثير افزايش تورم جهاني جزو غذاهاي لوكس و تجملاتي طبقه بورژوا محسوب مي‌شود، اما به هر حال آرزو بر جوانان عيب نيست. يك جوان فهيم هم مي‌تواند دنبال تهيه املت عزيز باشد.

منابع آگاه:

«گفتند يافت مي نشود جسته‌ايم ما»

گفتش كه شايعه است و مرا آنم آرزوست‌

مي‌گويد: (با همان توپ پر مي‌گويد) : آخه من اين رو به كي بگم؟... افزايش قيمت، عدل در همان كالاهايي بيشتر اتفاق افتاده كه پيش از اين، وزارتين بازرگاني و كشاورزي، چنان وعده كاهش و كنترل آنها را داده بودند كه مو هم لاي درزشان نمي‌رفت.

مي‌گويم:(با روي گشاده مي‌گويم): به دلت بد راه نده. خب شايد ناغافل كنترل از دستشان در رفته. همين ديشب خود جنابعالي براي يك لحظه خوابت نبرد و كنترل تلويزيون از دستت در رفت؟... در ثاني؛ اكثر بزرگان اهل علم و ادب گفتند كه: هزار وعده خوبان يكي وفا نكند. خب بحمدلله مسوولان و مديران مياني ما هم كه يكي از يكي خوبتر.
پس مشكل از خود شماست. بايد سونوگرافي بشي!

مي‌گويد:ولي مراكزي مثل وزارت اقتصاد، بانك‌ها، گمركات، بانك مركزي، سازمان ثبت اسناد و سازمان امور‌مالياتي و غيره، در ايجاد اين نابساماني‌هاي اقتصادي مقصرند.

مي‌گويم: حالا به بهانه يك املت داري دولت را تضعيف مي‌كني؟... نخواستيم!

مي‌گويد: شرايط نابسامان كنوني در اقتصاد كشور ناشي از بي‌عدالتي است و بي‌عدالتي هم ناشي از وجود فساد در شبكه‌هاي داخلي. ما در مساله هسته‌اي خوب پايداري كرديم، اما در برقراري عدالت در شبكه داخلي كشور درگير هستيم.

مي‌گويم: لطفا ادامه نده. داري وارد خطوط قرمز مي‌شي. ببينم همين يك املت ما را مي‌توني سياسيش كني امشب؟ ...!

مي‌گويد: ولي اينهايي كه گفتم، هيچكدومش حرفاي من نبود. تمامش عين حرفاي رئيس‌جمهور مملكت در جمع مردم عزيز قم بود كه بنده به نقل از كمپلت جرايد آن را نقل كردم. آن هم مو به مو، نقل به عين. باور نمي‌كني، همين جام‌جم وزين مال پريروز خودمان را بردار يك نگاهكي بنداز. ديدنش خالي از ضرر نيست؛ يعني ضرري ندارد.

مي‌گويم: عجب! ... خوب شد كه تو نگفتي؛ وگرنه باورم نمي‌شد مي‌گفتم شايعه است. ته مانده شايعات سيزده بدر است.

مي‌گويد: حالا كه خيالت راحت شد؛ تا بحث شايعه استعفاي الهام، سخنگوي دولت را پيش نكشيدم، املت را بياورم بزنيم توي رگ؟ ...

مي‌گويم: آي گفتي! ... بيار اون املت الهام‌بخش چشمك‌زن را كه دل ما رو برد! ... پر كن تو كاسه را/ كاين املت لذيذ/ ديري است ره به معده زارم نمي‌برد ...!

رضا رفیع

3Reza
Tuesday 22 April 2008, 08:36PM
رسوا و برملا و افشا می کنم
خواب مي بينم که در ازمنه قديم به سر مي بريم. تاريخ و زمان اصلاً معلوم نيست. اما هرچه هست خيلي قديم است و به الان هيچ گونه ارتباطي ندارد. از اين جهت در همان ابتداي خواب خوشحال مي شوم چون يقين پيدا مي کنم در خواب است. الهام را نخواهم ديد. به هر حال سر مي گردانم و مي بينم بر بارويي مردي ايستاده و براي جماعت حرف مي زند. از بقيه مي پرسم او کيست، مي گويند چند بار پرسيده ايم چي صدا کنيم تو رو؟ اما اسمش معلوم نيست اما مسوول آب شهر است. مرد حرف مي زند و مي گويد؛ «آب مدام قطع مي شود. اين چه وضعي است، وضعيت آبرساني به آبادي افتضاح است. اين چه مسخره بازي است. من تمام کساني را که مسوول اين امر هستند افشا خواهم کرد، رسوا خواهم کرد، برملا خواهم کرد و...» بعد او مي رود و يک نفر ديگر مي آيد. خيلي هم عصباني است. مي گويند مسوول نان و غذاي شهر است. ناگهان فرياد مي زند؛ «ديگر شورش را درآورده ايد. مردم نه نان دارند بخورند نه غذا. اي مفسدان نرخ تورم بنا به اعلام رسمي 20 درصد و بنا به آمار واقعي 30 درصد است، آخر اين چه داستاني است؟ من مسوول اين ماجرا را نابود مي کنم. من همه را رسوا خواهم کرد، افشا خواهم کرد، برملا خواهم کرد و...» از بغل دستي ام مي پرسم ببخشيد مگر اين آقا خودش مسوول نان و غذا نبود؟ مي گويد ساکت باش، حرف هاي اين يکي را گوش کن. بامزه تر است. مسوول ميوه شهر که پيداست خيلي هم انسان عدالت سرخودي است مي آيد بالاي بارو و مي گويد؛ «آدم اين درد را به کجا ببرد که گوجه فرنگي کيلويي 2500 تومان؟ اين چه وضع قيمت پرتقال است؟ اي داد اي فغان از مسوولان. من افشا خواهم کرد، رسوا خواهم کرد، برملا خواهم کرد و...»حيرت زده به اطرافم نگاه مي کنم که يکدفعه غلامحسين الهام را مي بينم مي پرسم اينجا چه مي کني؟ مي گويد ما که ديگر شغل قابل عرضي نداريم آمده ام اينجا يکي دوتا شغل پيدا کنم، بعد مي رود و من رو مي کنم به بغل دستي ام و مي گويم شماها در اين برهه از تاريخ شوخي داريد با خودتان؟ مسوول کارها مي آيد مي گويد تقصير مسوولان است؟، جواب مي دهد که تو هم انگار بدت نمي آيد خودت را به اون راه بزني. اگر اين طور است رسماً بگو چي صدا کنم تو رو؟، از آنجا مي روم و در همان عوالم خواب با خودم مي گويم خوب است که اينها خواب است و خوب است که هيچ ارتباطي با الان و اکنون ندارد هيچ رقمه
ابراهيم رها

ghadem
Wednesday 23 April 2008, 03:30PM
:smile28::smile28:

3Reza
Wednesday 23 April 2008, 05:33PM
بابا منم این همه طنز میذارم، یکی این پایین تشکر کرو بزنه تا منم روحیه بگیرم دیگه!!!

hamidcom
Wednesday 23 April 2008, 07:00PM
وزير كشور كجا رفت؟

فعلا كه بازار شايعات خوب داغ است. ظاهرا اين روزها بازار شايعه، ارزان‌تر از بازار ساير اجناس است. خدا سايه برخي وسايل ارتباط جمعي را از سر ما كم و زياد نكند. خوب خبررساني مي‌كنند، خوب. به همين جهت به قول برادرمان گاهي به اتاق «گيرنده» خبر در روزنامه‌ها بايد گفت: اتاق «گير» نده خبر!....

جمله خبري:

« خبرت خرابتر كرد جراحت جدايي»

چو خيال آب نفتي كه به اصفهان نمايي!

توضيح ادبي: در پاره‌اي نسخ، به جاي جراحت جدايي سعدي عليه‌الرحمه، جراحت كذايي نيز آمده است.

در همين راستا يكي از جرايد يوميه ديروز كه به هر حال ممكن است خوانندگان به آن اعتماد كنند در صفحه اولش تيتر درشت زده بود كه: «وزير كشور ديروز به محل كارش نيامد».

حدس بزنيد 1: وزير كشور كجا رفت؟
الف - خونه‌شون؟

ب - خونه‌مون؟

ج - خونه‌تون؟

د - پيش مهران مديري؟

حدس بزنيد 2: محمدرضا رحيمي، وزير كشور احتمالي آينده از كجا مي‌آيد؟

الف - خونه‌شون؟

ب - خونه‌مون؟

ج - خونه‌تون؟

د - پيش مهران مديري؟

جوايز استثنايي: در هر دو گزينه بالايي، به بهترين پاسخ‌هاي داده شده، جوايز نفيسي همچون 10 كيلو گوجه فرنگي تازه (يا معادل طلايي آن) تعلق خواهد گرفت.



رفیع

ghadem
Wednesday 23 April 2008, 07:13PM
:واااي:آقا گوجه ارزون شده دیگه مثل اینکه دستت تو خرج نیست
بدو بدو حراجه کیلو 350 تومن

hamidcom
Wednesday 23 April 2008, 07:19PM
اعلام جزعیات نحوه محاسبه حقوق بازنشستگی

hamidcom
Wednesday 23 April 2008, 07:56PM
:واااي:آقا گوجه ارزون شده دیگه مثل اینکه دستت تو خرج نیست
بدو بدو حراجه کیلو 350 تومن

اتفاقا همین الآن رفتم بخرم ،خدا بده برکت کیلو 1200 تومان
شاید شما از سر کوچه آقای احمدی نژاد خرید می کنید.!؟:D

MSR
Wednesday 23 April 2008, 09:05PM
در اخبار آمده بود که اين روزها غيبت*هاي موجه و غير موجه نمايندگان مجلس بالا گرفته و روز چهارشنبه (هفته گذشته) غيبت بيش از حد نمايندگان، سرانجام مجلس را به تعطيلي کشاند.
از آنجا که انتشار چنين اخباري مي تواند دستمايه طعن و انتقاد عده اي از بدانديشان شود، «فارو» از چند تن از نمايندگان خدوم و شريف و غايب مجلس هفتم در اين باره سوالاتي پرسيده است:

******************

فارو: حضرتعالي از نيمه اسفند به بعد در مجلس حضور نداشتيد علت اين امر چه بوده؟
آقاي جيم: بسم الله الرحمان الرحيم و به نستعين. عرض شود که ملت هميشه در صحنه ايران و به خصوص مردم خوب و با صفا و فهيم و قدردان حوزه انتخابيه خودم بدانند و آگاه باشند که دغدغه هميشگي ما، خانه ملت بوده و هست.
در اين يکي دوماه هم اين دغدغه بيشتر دنبال شده و ان شاالله در آينده هم بيشترتر دنبال خواهد شد. فلذا آسوده بخوابند که ما بيداريم.
ضمن اينکه از شرکت در مرحله دوم انتخابات و راي به خادمان خودشان که هميشه دغدغه شان خانه ملت بوده و هست فراموش نفرمايند. کد انتخاباتي بنده هم 2 ب 836 است و امشب هم به روال شبهاي گذشته محفل پرفيضي به همراه چلوکباب سلطاني در منزل حقير برپاست که شرکت در آن براي عموم راي دهندگان بلامانع است و رحمه الله و برکاته.

******************

فارو: جناب آقاي دکتر دال، شما با شعار ژاپن اسلامي به مجلس هفتم رفتيد...
دکتر دال: خب منظور؟
فارو: آيا غيبت هاي مکرر شما در مجلس در اين راستا بوده؟
دکتر دال: اين چه سوال بي ربطي است که مي پرسيد؟ من نمي دانم شما خبرنگارها کي مي خواهيد دست از اين عقب ماندگي برداريد و به جاي پرسيدن سوال هاي چرند، مثل خبرنگارهاي کشورهاي مترقي سوال هاي خوب و مفيد بپرسيد؟
فارو: به نظر حضرتعالي چه سوالي خوب و مفيد است؟
دکتر دال: مثلا راز پيشرفت ژاپن و چگونگي ساختن ژاپن اسلامي. شما از اين سوال ها بکن تا من با مهرباني سه ساعت دراين باره سخنراني کنم.
فارو: چشم. آقاي دکتر دال؛ لطفا بفرمائيد راز پيشرفت ژاپن و چگونگي ساختن ژاپن اسلامي چه ارتباطي با غيبت هاي مکرر شما در مجلس هفتم دارد!
دکتر دال: نخير مثل اينکه شماها درست بشو نيستيد. الان بهت نشان مي دهم... آهاي يکي اون شمشير شينزو آبه من را بياورد تا اين مزدور رو به طريقه سامورايي از وسط به دو نيم کنم... پس چي شد اين شيزوآبه من...

******************

فارو: الو... سرکار خانم ط؟
خانم ت: بنده خانم ت هستم، دسته ندارم!
فارو: عذرخواهي مي کنم. سرکار خانم ت آيا صحت دارد که غيبت هاي اخير شما از مجلس به خاطر انتخابات مجلس هشتم است؟
خانم ت: ابدا چنين چيزي صحت ندارد. من با دليل موجه غيبت داشته ام. آقاي حداد عادل هم در جريان هستند.
فارو: ممکن است به ما هم بفرماييد.
خانم ت: بله... اواخر بهمن ماه گذشته، جايتان خالي دختر وسطيم وضع حمل کرد و يک پسر کاکل زري به دنيا آورد. ماشالله ماشالله خيلي پسر خوشگليست و بزنم به تخته در زمان به دنيا آمدنش سه کيلو و چهارصد و سه گرم وزن داشت. خب منِ اصولگرا هم که نمي توانستم دختر معصوم و بچه دسته گلش را توي شهر غريب تنها بگذارم، اين بود که يک چند وقتي آمدم پيشش و بعد از اينکه اين بچه را از آب و گل بگيرم بر مي گردم تهران.
فارو: امکان اينکه چند روزي از دخترتان مرخصي بگيريد و به تهران بياييد نبود؟
خانم ت: اين طفل معصوم که حرفي ندارد. منتها پاريس کجا، تهران کجا!

******************

فارو: جناب آقاي فه! با توجه به ميزان بالاي اصولگرايي مجلس هفتم و شخص جنابعالي که همواره به عنوان يکي از سمبل*هاي جريان اصولگرايي شناخته شده ايد، مي خواستم ارتباط بين اصولگرايي و غيبت هاي مکرر شما و برخي از همفکرانتان را جويا شوم. به خصوص اينکه شخص شما همواره بر عنصر "پاسخگويي" تاکيد و اصرار داشته و داريد.
آقاي فه: بله.
فارو: چي بله؟
آقاي فه: همان.
فارو: کدام؟
آقاي فه: بنده هم موافقم.
فارو: با چي؟
آقاي فه: البته به طور کامل نه.
فارو: چرا؟
آقاي فه: ابدا.
فارو: جدا؟
آقاي فه: متاسفانه وقت بنده رو به اتمام است و بايد در جلسه مهمي شرکت کنم. خوشحال هستم که توانستم باز هم در پاسخ به رسانه ها، که در حقيقت نمايندگان افکار عمومي جامعه هستند باشم و به چند تا از پرسش*هاي عميق شما پاسخ بدهم.
هديه ناقابلي هم بچه هاي دفتر براي شما و همکاران محترمتان تهيه کرده اند که به رسم يادبود با وانت به دفتر عصر ايران ارسال خواهد شد.
به دوستان سلام برسانيد... آها... تا يادم نرفته مي خواستم بگويم که متاسفانه به علت ضيق وقت نشد که آن طوري که شايسته است به سوالات شما جواب بدهم. اگر زحمتي نيست حتما در تهيه گفتگو با بچه هاي دفتر هماهنگ کنيد. خدانگهدار.

******************

فارو: حاج خانم؟
حاج خانم شين: زهر مار!
فارو: متشکرم!

******************

فارو: الو... جناب پ؟
جناب پ: داد نزن آقا... اينجا يک مملکت متمدن است خداي ناکرده ها!
فارو: بنده عذر خواهي مي کنم. فکر کردم راه دور است صدا نمي آيد. راستي حضرتعالي الان کجا تشريف داريد؟
جناب پ: دقيقا نمي دانم. يعني از اين بالا که خوب ديده نمي شود. ولي بايد جايي بين واشينگتن و آمستردام و لندن باشد.
فارو: بنده مزاحم شدم درباره غيبت نماينده هاي مجلس هفتم که اين روزها باعث تعطيلي مجلس هم شد سوال بپرسم.
جناب پ: من از اول هم گفته بودم که مجلسي که دست راستي ها و مرتجعين و محافظه کارها بيفتد از اين بهتر نمي شود. اين ملت واقعا لياقت اصلاحات و اصلاح*طلبان را ندارد. بنده چند وقت پيش هم که مهمان دوستان در صداي آمريکا بودم اينها را گفتم. شما آن برنامه را ديديد؟
فارو: همان که به عنوان يک نماينده مجلس، کل حکومت جمهوري اسلامي را...
جناب پ: جانمي جان! پس خيلي سروصدا کرد؛ ها؟ حالا چند روز ديگر در بي بي سي هم حرفهاي خيلي جالبي خواهم زد. حتما تماشا کنيد. آنتن ماهواره که داريد؛ ها؟
فارو: نخير.
جناب پ: ئه... شما چه جور دوم خردادي و اصلاح طلبي هستيد که ديش نداريد؟
فارو: من کي گفتم دوم خردادي و اصلاح طلبم؟
جناب پ: نيستي؟... اي مرتجعِ تماميت خواهِ محافظه کارِ مزدورِ طرفدار حکومت اسلامي! برو بمير!

******************

فارو: سلام عليکم... حاج آقا سلام عرض کردم... حاج آقا؟!
حاج آقا خ: ها ها... چيه چي شده... من کجام؟... من کي ام؟
فارو: حاج آقا مي خواستم يه سوالي بپرسم.
حاج آقا خ: لااله الا الله... منو پروندي که سوال بپرسي... يعني اين درسته؟
فارو: حاج آقا بنده ديدم شما خوشبختانه غايب نيستيد و آرام رو صندلي تان در صحن مجلس قرار داريد گفتم از شما بپرسم ببينم آيا شما مي دانيد چرا بعضي از نماينده ها اينقدر غايب مي شوند؟
حاج آقا خ: چه مي دانم آقاجان... مگر بنده فضول کار مردم هستم؟ ما از اين مکروهات بري هستيم. آزارمان به کسي نمي رسد، مي آييم مجلس کارتمان را مي زنيم، چرتمان را مي زنيم، بعدش مي رويم منزل. به شما هم توصيه مي کنيم کاري به کار ديگران نداشته باشيد. در احاديث نهي شده اند مسلمانان از سرک کشيدن در کار همديگر. يا ايها الذين آمنو لا تجسسوا...
فارو: از مواعظ شما خيلي ممنونم.
حاج آقا خ: احسنت... خب حالا که منو از خواب پروندي يک ليوان آب بده، بعد برو...

3Reza
Thursday 24 April 2008, 08:08AM
:واااي:آقا گوجه ارزون شده دیگه مثل اینکه دستت تو خرج نیست
بدو بدو حراجه کیلو 350 تومن
من دیروز تو رشت، کیلویی 1600 خریدم! همچینی زیاد هم گوجه نبود!

3Reza
Saturday 26 April 2008, 11:14AM
http://i25.tinypic.com/33f526t.jpg

hamidcom
Friday 2 May 2008, 09:54AM
قابل توجه كسبه


در يك جامعه به هم پيوسته كه بني آدمش اعضاي يك پيكرند، هر كسي بايد كار خودش را بكند تا چرخ امور مملكت بچرخد و سنگ روي‌سنگ‌
بند شود. اگر هم يك كسي حواسش نبود كار خودش را بموقع يا درست و حسابي انجام نداد؛ اين دليل آن نمي‌شود كه ديگران هم كار خودشان را بموقع و درست و حسابي انجام ندهند.
دستنوشته:

ياد دارم كه كسي در كف دستم بنوشت:

«هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت»

به عنوان مثال اگر رسيدگي به برخي گرانفروشي‌هاي پاره‌اي از كسبه بازار از نان گران شده شب هم لازم‌تر است؛ اما حالا كه هنوز دست اندركاران مبارزه با گرانفروشي و ساير مسوولان مربوطه‌اش نتوانستند چنان كه بايد و شايد دستي به سر و روي بعضي از كاسب‌كاران محترم بكشند؛ اين دليل نمي‌شود كه مثلا وزارت فخيمه ارشاد يا شعبه‌هايش در سراسر كشوركار خودشان را انجام ندهند و فارسي را پاس ندارند.

خبر وارده: شهاب نيوز گزارش داد كه اداره كل ارشاد خراسان به كليه مغازه‌ها و شركت‌ها اخطار داد حداكثر ظرف 15 روز، تمام عبارات، عناوين و اصطلاحات انگليسي و لاتين غيرمجاز را از تابلوها، سر در مغازه‌ها و بيلبوردهاي تبليغاتي خود حذف كنند.:eek:

اظهار اميدواري: از آنجا كه آدم اميدوار خوب است هميشه مراتب اميدواري‌اش را اعلام و اظهار كند؛ فلذا ما نيز شديدا اميدواريم كه پس ازسربه نيست شدن اسامي و عناوين انگليسي از سردر مغازه‌ها؛ نوبت به برچسب و اتيكت‌هاي قيمت اجناس داخل مغازه‌ها هم برسد. ما صبر مي‌كنيم چون مي‌دانيم كه وقت مي‌خواهد و آسيا به نوبت است. اين را تمام ساكنان قاره آسيا مي‌دانند. ما و شما كه جاي خود داريم.

حكايت بي‌ربط: دو كس را ديدند كه دارند در سطح خيابان كار مي‌كنند. اولي زمين را با كلنگ مي‌كند و خاكبرداري مي‌كرد، و آن‌گاه نفر دوم بلافاصله آن خاك‌ها را سرجايش مي‌ريخت. يك نفر آدم مشكوك و مساله دار از ديدن اين صحنه متعجب شد و علت اين كار صحنه‌دار را پرسيد. گفتند: ما سه نفر هستيم كه يكي از ما زمين را مي‌كند، دومي لوله آب را كار مي‌گذارد، و سومي هم دوباره خاك‌ها را روي لوله و چاله كنده شده مي‌ريزد. امروز اما متاسفانه نفر دوممان كار داشته نيامده سر كار؛ ولي هرگز اين كار او باعث نمي‌شود كه ما شانه از زير كار خالي كنيم. ما كار خودمان را مي‌كنيم.

3Reza
Friday 2 May 2008, 03:50PM
اینم یه عکس جالب از رژه نظامیان در سوریه:

http://i31.tinypic.com/2qmk7ma.jpg

3Reza
Friday 2 May 2008, 03:53PM
کت و شلوار متکی هم تو این عکس خیلی باحاله:

http://i29.tinypic.com/2i76cfm.jpg

3Reza
Wednesday 7 May 2008, 08:13AM
به نظرتون نماینده ها توی این عکس دارن چی کار می کنن؟؟!!!


http://i27.tinypic.com/15x26o5.jpg

3Reza
Thursday 8 May 2008, 09:37AM
اینم همسر جدید سارکوزی که بعد از اون همه افتضاح، در حال ورود به یک مسجد در تونس هست!! واقعا که!!!

http://i31.tinypic.com/o0tfex.jpg

hamidcom
Saturday 10 May 2008, 07:30PM
باربی را از صحنه گيتی محو می کنيم

در پی کشف دو و نيم ميليون عروسک نفوذی باربی، بت من، اسپایدر من و هری پاتر، دری نجف آبادی
چهره سازی شخصيت » : دادستان کل کشور طی نامه ای به رئيس جمهور هشدار داد. وی نوشت
هایی چون باربی، بت من، اسپایدرمن، هری پاتر همه و همه زنگ خطری است برای مسوولان
به دنبال اعلام این هشدار، آژیر وضعيت قرمز به صدا درآمد و کشور در بهت و نگرانی فرو رفت . «. کشور
رئيس جمهور: باربی را از صحنه گيتی محو می کنيم
به گفته خبرنگاران حوزه ریاست جمهوری، در پی دریافت نامه دادستان کل کشور در مورد باربی، رئيس
جمهور، سفرش به چين را به تاخير انداخت و هيات ویژه ای شامل سخنگوی دولت، رئيس شورایعالی
دفاع، فرمانده سپاه پاسداران، فرمانده نيروی زمينی، وزیر اطلاعات، وزیر امورخارجه، فرماندهی بسيج و
تشکيل داد. رئيس جمهور در اولين گام، « کميته واکنش سریع در مورد باربی » وزیر کشور را به عنوان
طی نامه ای وزیر اطلاعات را مامور کرد تا با استفاده از سربازان گمنام امام زمان به هجمه بی وقفه
باربی به کشور بپردازند.
نامه رئيس جمهور به وزیر اطلاعات
جناب آقای محسنی اژه ای
وزیر محترم اطلاعات
به پيوست نامه دادستان محترم کل کشور ارسال گردیده توجه شما را به مفاد آن جلب می نمایم.
اميدوارم ماموران تحت امر آن وزارت محترم بسرعت اقدامات زیر را انجام داده و نتيجه آن را بسرعت به
اینجانب منعکس فرمائيد:
اول: با عنایت به اینکه دولت های گذشته بی توجهی های فراوانی در امور فرهنگی داشته اند،
بررسی نمائيد که نقش دولت اصلاح طلبان در وارد شدن عناصر مرموز و خانمان براندازی چون باربی
چيست؟ و با توجه به حضور برخی انواع باربی زن دوچرخه سوار، رابطه آن با برخی خانواده های
وابسته به مفسدین اقتصادی که مبلغ دوچرخه سواری برای خواهران بودند و سالها بر قله های رفاه
تکيه زده اند، چه بوده است؟
دوم: بررسی شود که آیا باربی پس از کودتای ٢٨ مرداد وارد شده است، یا قبل از آن و اصولا آمریکائيان
از وارد کردن آن چه قصدی در مقابله با دولت ملی مرحوم کاشانی و فاطمی داشتند؟
در برخی عوامل سست عنصر غرب زده، نقش بابی « باربی گری » سوم: با توجه به هجمه گسترده
گری در ترویج این مفاسد بررسی و شنود شده و نوارها را پياده نشده برای اینجانب بفرستيد .
می تواند در « باربی » چهارم: با توجه به اینکه انتقال نقدینگی از بخش کشاورزی و زمين به بخش
افزایش قيمت مسکن که هنوز علت آن بر این دولت معلوم نشده است، تاثير گذاشته باشد، در این
مورد اقدام فرموده و ببينيد نقش افرادی که در هيات مذاکرات سابق بوده یا تجارت نفت و پسته را در
دست داشتند، در تجارت باربی برای افزایش تورم و جایگزینی باربی به جای بدحجابان چه نقشی
داشته اند؟
پنجم: پشت صحنه واردات باربی، سوپرمن، بت من و اسپایدر من بشدت بررسی شود و ببينيد که آیا
جریانهای منحرف فرهنگی و روزنامه نگاران قلم بمزد در ترویج این هجمه نقشی داشتند یا نه،
خواهشمند است فعلا به عروسک زورو که خودی محسوب می شود کاری نداشته باشند، ضمنا با
عنایت به اینکه ما در حال مذاکره با انگليس هستيم از برخورد تند با هری پاتر تا اطلاع ثانوی خودداری
شود .
موارد را پس از بررسی به اینجانب اطلاع دهيد .
محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور اسلامی ایران

hamidcom
Saturday 10 May 2008, 07:31PM
ادامه:

نامه وزیر اطلاعات به اداره سوم بررسی
برادر سعيد
ضمن ارسال تصویر نامه ریاست محترم جمهوری، لطفا هر گونه سابقه ای در مورد باربی، هری پاتر، بت
من، سوپرمن، اسپایدرمن دارید برای اینجانب ارسال کنيد. ضمنا افراد فوق الذکر را دستگير و جهت
شناخت چگونگی نفوذ، کانال های ورود به کشور، ارتباط با گروهک های سياسی، تحریک کنندگان آنان
به هجمه به سوی ایران و ارتباط آنان با رژیم صهيونيستی را با دقت بررسی و سریعا گزارش کنيد.
وزیر اطلاعات
گزارش اداره سوم بررسی وزارت اطلاعات
محرمانه
موضوع: نتيجه پرونده اشخاص موسوم به باربی، هری پاتر، بت من و اسپایدرمن
گيرنده: مقام وزارت
به دنبال دستور مقام وزارت، این اداره بلافاصله با هماهنگی با نيروهای سربازان گمنام آقا امام زمان،
مستقر در اداره سوم، اقدام به دستگيری بيش از صد هزار نفر اشخاص موسوم به " باربی" نموده و این
اشخاص با هماهنگی ناحيه قضائی به آموزشگاه اوین دلالت شدند. ضمنا با توجه به وضع بسيار
اسفبار حجاب خواهران موسوم به باربی برای هدایت آنان به زندان، از واحد خواهران بسيج استفاده
گردید. در مرحله اول، گروه بازجویی متوجه شدند که اظهارات متهمين شباهت زیادی با هم داشته و به
همين دليل برای عملياتی کردن و تسریع در بازجویی چند نمونه از فاسد ترین این متهمان مورد
بازجویی قرار گرفته و موارد زیر که خلاصه چندین هزار نفر- ساعت بازجویی می باشد، ارسال می
گردد. اصل پرونده با طبقه بندی بکلی سری در آرشيو اداره نگهداری می شود.
اول: متهمين گروهک باربی همگی اعتراف نمودند که ماهيت آمریکایی داشته و با هماهنگی های افراد
سودجو و بعضا مغرض و نفوذ در ارگان ها و نهادها و وزارتخانه های ذیربط و گاهی توسط اشخاص
مسافر بصورت قاچاق وارد مرزهای نظام مقدس جمهوری اسلامی شده و توسط طبقات و گروههای
مرفه بی درد و بعضا اقشار نزدیک به اصلاح طلبان مورد استفاده و استقبال قرار گرفته اند.
که احتمالا از عوامل « روت هندلر » دوم: یکی از سرکردگان باربی ها اعتراف نمود که شخص موسوم به
پنتاگون می باشد، مدت کوتاهی پس از کودتای ننگين آمریکایی در سال ١٩٦٦ اولين بار در آلمان با
همدستی یک آلمانی- موسوم به بيلد ليل- احتمالا اسم مستعار بوده و وی با ناتوی فرهنگی ارتباط
داشته است، باربی را کشف و پس از سه سال کار روی این موجود مرموز، وی را برای هجمه به
فرهنگ شرقيان، از سال ١٩٥٩ توليد انبوه نموده و دقيقا سه سال قبل از جنبش مبارک اسلامی
حضرت امام خمينی در خرداد ٤٢ این موجود منحوس وارد صحنه مبارزه عليه اسلام ناب محمدی شده
است .
سوم: براساس بازجویی از قاچاقچيان، شنود گفته های آنان، اظهارات چندین باربی که اقدام به
همکاری با ماموران ما نموده و ابراز ندامت کردند، هجمه باربی ها پس از گسترش نهضت اسلامی
آغاز، و سفارت آمریکا در زمان رژیم ستمشاهی نقش بسياری در حمایت از آنان داشته است. تا آنجا
که پس از تسخير لانه جاسوسی و قطع رابطه ایران و آمریکا، این اشخاص نه تنها با جسارت در ایران
اسلامی باقی ماندند، بلکه به گوشه خانه ها و درون کمدها خزیده و تلاش کردند تا اندیشه و افکار
آمریکائيان را در اذهان معصوم( و معصومه) کودکان بی گناه ترویج دهند. یکی از آنان اعتراف کرد که
حتی چند تن از همکارانش در خانه فرزندان شهدا اقدام به نفوذ کرده و تاثيرات مخربی بر آنان گذاشتند.
« بهایی گری » و « بابی گری » نيز مانند « باربی گری » ، چهارم: پس از اصلاحات باصطلاح دوم خردادی
نفوذ بيشتری یافته و بسياری از آنان در منازل روزنامه نگاران قلم به مزد نيز مشغول « وهابيت » و فرقه
فعاليت بودند که نمونه های آن هنگام دستگيری این عناصر قلم به دزد در خانه های آنان مشاهده شد
گرچه در بازرسی از انبارهای مجمتع قضائی کارکنان دولت آثاری از آنان دیده نشد و آشکار نيست به
چه وسيله توانسته اند از این انبارها خارج شده و به فعاليت های مخرب خود ادامه دهند .
باربی » اگرچه هنوز رابطه مستقيمی ميان جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با
پيدا نشده، اما بنا به نظریه برادر حسن و برادر حسين این ارتباط قطعی است و در صورت وارد « گری
آمدن فشارهای مقتضی آشکار خواهد شد. نظریه برادر حسين چنين است "در صورتی که برادران بازجو
دم نرم و نازک را رها کنند و سم سخت را وارد آوردند و از طعنه اعدا باکی به خود راه ندهند این راز نيز
چندان مخفی نخواهد ماند و بزودی آشکار خواهد شد".
پنجم: پس از اینکه گروه بازجویان متوجه شدند که متهمان اقدام به برخورد تشکيلاتی و عناد نکرده و در
بازجویی کمال همکاری را می نمایند، رافت اسلامی در مورد آنان اجرا شده و بسياری از آنان اقدام به
توبه نموده و حتی چند تن از آنان که با الگوهای اسلامی و ایرانی هماهنگ نبوده، چاق شدند و به
همکاری با دارا و سارا، از عناصر خودی پرداختند. لذا متن ویدئوی اعتراف یکی از آنان جهت بازدید
ارسال می گردد .
موفق به دستگيری تعداد زیادی « بت من » ششم: گروه بازجویی همچنين در مورد شخص موسوم به
اراذل و » از این گروهک تبهکار شده و ضمن بازجویی از آنان متوجه شدند که شخص فوق الذکر از
بوده و ماهيت آمریکایی داشته و احتمالا با اتحادیه جمهوریخواهان و خانواده جرج بوش نيز « اوباش
رابطه دارد. شخص موسوم به بت من در جنایات مختلف دست داشته و به دليل اینکه ارتباط وی با
گروهک های سياسی برای این اداره محرز نشد، اعضای این گروهک به همراه پرونده جهات نيروی
انتظامی، طرح مبارزه با اراذل و اوباش ارسال گردید .
هفتم: در مورد شخص موسوم به " سوپرمن" عليرغم اینکه در بازجویی اوليه معلوم شد که نه سابقه
همکاری با گروههای سياسی را داشته و نه اصولا با جناح های قدرت در آمریکای جنایتکار رابطه دارد،
اما به دليل ماهيت امپریاليستی از همکاری با بازجویان خودداری کرد. به نظر می رسد که شخص فوق
الذکر، شخصا فرد خيرخواهی است که گاهی بصورت غيرقانونی در کار ماموران دخالت کرده و اقدام به
اغتشاش می نماید. بازجویی در مورد سوپرمن متاسفانه به نتيجه نرسيد و وی با کندن لباس اش از
زندان اوین فرار کرد.
یا مرد عنکبوتی، اعضای این گروهک به تعداد زیاد « اسپایدرمن » هشتم: در مورد شخص موسوم به
دستگير شده و همگی اعتراف کردند که با شبکه عنکبوت و رسانه های اینترنتی ایرانی خارج از کشور
و ناتوی فرهنگی ارتباط دارند. لذا، برای بازجویی این شبکه از برادران روزنامه کيهان استفاده شد و قرار
شد اعضای شبکه پس از هدایت به سوی حقيقت، اگر عمرشان مقدر بود، به همکاری با روزنامه مذکور
بپردازند.
نيز تعدادی از اعضای مرکزیت گروه از جمله اشخاص موسوم « هری پاتر » نهم: در مورد اعضای گروهک
به هری پاتر، رونالد ویزلی، آلبوس دامبلدور، هرميون، دادلی دورسلی، پرفسور اسنيپ، اخوان ویزلی(
دو قلو و کاملا به هم شبيه می باشند)، جينی ویزلی و برخی دیگر دستگير و به کليه جرائم خویش
اعتراف نمودند. در جریان بازجویی دادلی دورسلی بيشترین همکاری را با ماموران وزارت نموده و
درخواست ملاقات با ریاست جمهور را نيز نمود. وی از عضویت در این گروهک اعلام برائت نموده و ضمن
اجرای شهادتين مراسم ختنه وی نيز در زندان اجرا شده و مسلمان شده و آزاد شد. همچنين پس از
بازجویی های دقيق هری پاتر نيز اعترافاتی نمود که نوار ویدئویی آن به پيوست است .
که « بت من » نظریه: با عنایت به ضرورت رافت اسلامی در مورد نادمان و توابين، جز در مورد گروهک
جزو اراذل و اوباش بوده و احتمالا در انفجارات ابتدای انقلاب و انفجار حسينيه شيراز نيز دخالت داشته و
به همين دليل برای آنان درخواست اشد مجازات می گردد، در مورد سایرین به نظر می رسد، اگر قول
همکاری بدهند، حضور آنان در کشور به سود نظام می باشد. در مورد خواهران باربی پيشنهاد می
شود برای مدتی آنان زیر نظر خواهر فاطمه الهام آموزش دیده تا از الگوهای مصرفی غربی دست
برداشته و به عمق اعتقادات زن مسلمان پی ببرند.
نظریه یک شنبه: هری پاتر قابل اعتماد نيست، دادلی حتی پس از آزادی هم باید مواظبش باشد.
نظریه دوشنبه: ظاهرا سردار زارعی درخواست کرده است تا باربی را برای آموزش نماز جماعت به
نيروی تحت امر ایشان دلالت کنيم .
نظریه سه شنبه: با توجه به همزمانی تشکيل گروهک باربی و انقلاب کوبا، پيشنهاد می شود قبل از
آزادی این خواهران فریب خورده از طریق وزارت محترم امورخارجه با سفارت کوبا در تهران هماهنگی
شود.
نظریه چهارشنبه: اسپایدرمن با شبکه گویا احتمالا ارتباط دارد، برادر فضلی نژاد احتمالا از وی خبرهای
دقيقی باید داشته باشد .
نظریه پنج شنبه: با ارسال خواهران باربی نزد سردار زارعی مخالفت می شود، قبلا باید موارد شرعی
رعایت شود .
اداره سوم بررسی
سعيد حسينی

آگاه
Sunday 11 May 2008, 10:38AM
اگه دوستان تا حالا زحمت کشیده باشند و یه سری به سایت www.70000000.ir (http://www.70000000.ir) زده باشند حتما نظرسنجی موجود رو هم ملاحظه کردند .
جالب اینه که در این نظر سنجی عبارت هیچکدام وجود ندارد یعنی شما باید به اجبار یا یکی از موارد رو به عنوان عملکرد مهم دولت نهم انتخاب کنید یا به طور کلی قید نظر دادن رو بزنید .
به هر حال این هم از نوآوری های دولت نهم هستش دیگه .
نکته دیگه اینکه در این نظرسنجی بالاترین رای به عملکرد سیاست خارجی دولت داده شده و رتبه دوم رو هم عملکرد اقتصادی داره .
اینم دیگه از عجایب روزگاره !!!!
با توجه به عملکرد دولت در این دو مقوله در دوسال گذشته فکر کنم خود این سایت یه طنز توپ باشه که دیدنش رو به همه توصیه می کنم .

سلیمی
Sunday 11 May 2008, 11:10AM
از همه دوستان یرای ایجاد این تایپک تشکر میکنم .
موفق باشید.یاعلی.

3Reza
Monday 12 May 2008, 05:38PM
باز هم یه عکس از نماینده های مجلس که معلوم نیست دارند چی کار می کنند؟؟!!!


http://i27.tinypic.com/29dhc3s.jpg

kenshin
Monday 12 May 2008, 10:44PM
باز هم یه عکس از نماینده های مجلس که معلوم نیست دارند چی کار می کنند؟؟!!!


http://i27.tinypic.com/29dhc3s.jpg

بیخ دیواری بازی میکنند!

(نوعی قمار قدیمی که با ریختن تاس در کنج دیوار انجام میشده است)

هاتف
Saturday 24 May 2008, 09:03PM
بزرگترین طنزها را باید از زبان مسئولین به ویژه رییس جمهور محترم شنید مثلا ایشون در جواب یه خبرنگار که پرسید وضعیت اقتصادی ومعیشتی مردم را چه جوری می بینین فرمود: قدرت خرید مردم بالا رفته است!!!!
خیلی ها از این شوخی تلخ خندشون گرفت وبعضیا هم گریه کردند.
اما به نظرم رییس جمهور محترم چندان هم بیراه نگفته بود چون گاهی وقتا ادم قیاس به نفس می کنه وچون ایشون بعد از جلوس در کاخ ریاست جمهوری یه جورایی وضعشون بهتر شده وضمنا خیلی هم مردمی وپوپولیستی هستن فکر می کنن بقیه مردم هم همینجورین ووضع معیشتی اونا بهتر شده!!!!

3Reza
Sunday 25 May 2008, 07:13PM
بابا تازه حقوق کارمندان رو داشتی؟! به خدا من موندم که کارمندا چه جوری میخوان این پول رو خرج کنن!!

Majid_ag
Tuesday 27 May 2008, 08:45AM
بابا تازه حقوق کارمندان رو داشتی؟! به خدا من موندم که کارمندا چه جوری میخوان این پول رو خرج کنن!!

آی گفتی!!!!!!!!!!!!!!!:D
من الان موندم این دو سه هزار تومن باقیمونده حقوقم رو چجوری تا آخر برج خرج کنم. چی بخرم که زود تموم شه؟؟؟؟:smile21:

3Reza
Tuesday 27 May 2008, 06:53PM
آی گفتی!!!!!!!!!!!!!!!:D
من الان موندم این دو سه هزار تومن باقیمونده حقوقم رو چجوری تا آخر برج خرج کنم. چی بخرم که زود تموم شه؟؟؟؟:smile21:
ما خودمون هم موندیم توش:smile21::smile21::smile21:

3Reza
Friday 30 May 2008, 04:45PM
این هم یه عکس جالب از رئیس مجلس هفتم:


http://i30.tinypic.com/wmfcw.jpg

3Reza
Friday 30 May 2008, 04:48PM
این هم یه عکس جالبه که آخر بی سوادی است!!!!

http://i27.tinypic.com/1190xox.jpg

فرزند آدم
Friday 30 May 2008, 10:09PM
این هم یه عکس جالبه که آخر بی سوادی است!!!!

http://i27.tinypic.com/1190xox.jpg

:smile21::smile21::smile21: خداییش توپ بود
اگر روز قدس روز حیاط اسلام است پس فلسطین هم حیاط خلوت سرزمین های اسلامی است:smile21:

noor-alzahra
Saturday 31 May 2008, 01:50PM
http://www.3jokes.com/images/2006/_Data_3jokes_/ahmadinejad/ahmadinejad-13.jpg (http://www.3jokes.com/)

اول یه توضیح بدم این عکس کاملا فتو شاپی و غیر واقعیه طرفداران اقای احمدی نژاد ناراحت نشند قصد هیچ توهینی هم به هیچ کسی ندارم فقط یه شوخیه همین.فقط می خوام به طنز برام بگین اقای احمدی نژاد الان داره چی کار می کنه؟؟؟؟؟؟؟؟

hamidcom
Sunday 1 June 2008, 08:29PM
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/03/02/L00939145811.jpg

hamidcom
Sunday 1 June 2008, 08:33PM
خنده جام
اقتصاد مردمي و يك تماس مردمي!

الو..... خنده جام؟
بله، استثنائا درست وصل كرده‌اند.

يك عرض آزادي داشتم؛ اگر مقدور هست، ترتيب انعكاسش را بدهيد.

اگر عرض شناور نباشد، در خدمتيم. مشكلتان را بفرماييد.

عرضم به حضور انورتان كه بنده يك كارمند بازن نشسته (بازنشسته سابق) هستم با 250 هزار تومان حقوق. در تهران زندگي مي‌كنم كه خط فقرش اخيرا دور و بر 780 هزار تومان كشف شده است. هفشده تا هم نوه و نبيره و كلوخ‌انداز و دست‌انداز دارم. غرض اين كه.....

.... حدس زدم كه يك غرضي چيزي بايد داشته باشيد كه تماس گرفتيد. وگرنه يك خواننده بدون مساله روزنامه كه تماس نمي‌گيرد!... حالا مي‌فرموديد.

راجع به مطلب ديروز جناب آقاي سخنگوي دولت محترم يك سوالي داشتم.

كدوم مطلب اخير ايشان پدرجان؟

همين كه فرمودند: «دولت مي‌خواهد اقتصاد را به مردم بسپارد.»

خب، اين كجاش اشكال دارد پدرجان؟.... مي‌شود اقتصاد مردمي. شايد مردم هميشه در صحنه توانستند مشكلات آن را حل و فصل كنند. اقتصاد از خودشان، مشكلاتش هم با خودشان.

بله، ايرادي ندارد؛ منتها من زنگ زدم بگويم كه لطفا روي من يكي حساب نكنند.

چطور؟....

آخ خ خ..... در رفت. مهره گردنم در رفت. آخه جاي شما خالي، هم ديسك كمر دارم و هم دچار رتق و فتق ساير مشكلات جسمي هستم كه از اينجا به بعدش فقط با حضور پزشك معالجم حرف خواهم زد.

هر طور صلاح مي‌دانيد. به هر حال اگر شما هم يك گوشه از اين اقتصاد مردمي را مي‌گرفتيد، خالي از لطف و ضرر نبود. همه چيز مردميش خوبه.

بله، حق با شماست. اشكال از وضعيت جسمي و زهوار در رفته خود بنده شرمنده است.

خدا همه مريض‌ها (خصوصا مرضاي اقتصادي) را كه التماس دعا كردند، الساعه لباس صحت و عافيت بپوشاند.
آمين و ممنون. مي‌تونم قبل از قطع تلفن، يك بيت شعر بخونم؟.....

خواهش مي‌كنم. تلفن از خودتونه.... بفرماييد بخونيد پدرجان!

البته ربطي به اقتصاد ندارد، ولي خدا بيامرز «شهريار» مي‌فرمايد: ميكده چون به باد رفت، دعوت ما به باده كرد.
jamejam

3Reza
Monday 2 June 2008, 11:17AM
اینم یه عکس که خیلی جالبه!! ببینید از مردم درباره سهمیه بندی بنزین، چه جوری گزارش میگیرن!!

http://i29.tinypic.com/1zgymx5.jpg

Majid_ag
Monday 2 June 2008, 11:20AM
:smile43::smile43::smile43::smile43::smile43::smile43::smile43::smile43::smile43::smile43::smile43::smile43:

noor-alzahra
Monday 2 June 2008, 02:36PM
وای خدای من
اینا دیگه کی هستند؟؟؟؟؟؟؟؟

3Reza
Wednesday 11 June 2008, 04:37PM
شهر هرت
شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن
شهر هرت جايي است که همه بَدَن مگر اينکه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه: دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جايي است که درختان علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
شهر هرت جايي است که شوهرها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر
شهر هرت جايي است که براي مريض شدن وپيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند
شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف
شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن
شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن
شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري
شهر هرت جايي است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا، خواهرا رو که نگاه مي کنن ياد تختخواب مي افتن
شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه
شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي
شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر ر و دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن
شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي
شهر هرت جايي است که .......
خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناستhttp://qsmile.com/qsimages/258.gif http://qsmile.com/qsimages/258.gif

آگاه
Wednesday 11 June 2008, 05:24PM
اهل ایرانم من


اهل ایرانم من
روزگارم بد نیست
سفره نفتی دارم
بشکه ای هست نود
از نود رفته به بالا
نرسیده است به صد
http://www.doomdam.com/archives/aks%205%20nazliran.jpg

خرده هوشی دارم
از میان همه هفتاد و دو میلیون آدم
هاله نوری را من
برگزیدم یک دم
هوش من کافی نیست؟
سر سوزن ذوقی دارم من
شاعرم مولوی است
تازگی می گویند
مولوی ترک شده
یا عرب بود از بیخ
شایدم اهل مونیخ
گفته شد ایشان رفته سفری استانبول
پسر خاله من، کورش جان
- که توی خانه به او سید حسن می گوئیم-
رفته دنبال حقیقت آن جا
رفته دنبالش تا آنتالیا
فیلم هایی دیده است
پر از ابرام تاتلیس، سی بل جان
من شنیدم که پسرخاله من
زیر باران با چیزخوابیده است
و چنان شد که چنین چائیده است
گفته او در سفرش
یک شب از ساعت هشت
تا سحرگاه دگر
توی دیسکو یه کمی رقصیده است
سفری رفته سوی مولانا
- ای برادر! عرفان واقعا سختیده است!
اهل ایرانم من
دوستانی دارم دانشجو
دوستانی بهتر از آب روان
همه شان نابغه اند
یکی از آنها در بند 3 است
آن یکی رفته به بند علما
است که عجب جای خوشی است
ده قدم مانده به سیصد
توی زندان اوین
دوستانم همه شان عالی و خوب
همه شان خوب ترین
هفته ای چند نفر
امتحان می گردند
توی زندان اوین
امتحان کتبی
با دو چشم بسته
و سووالات زیاد
عمه و دائی و خاله همه را باید گفت
همه را باید برکاغذ اقرار نمود
هر چه را بود و نبود
من چماقی دیدم راست ترین
راست می گفت به من
راست افراطی بود
ظاهرا چپ می زد
ولی افسوس
که با راست ترین های جهان
گپ می زد
راست هایی همه چپ
چپ هایی همه لوچ
وعده هایی سر سفره پرنفت
دو سه تا توخالی
شش تا پوچ
من قطاری دیدم
اورانیوم می برد
و چه خالی می رفت
سرعتش بود چو باد
دنده اش کنده و بی ترمز بود
او غنی سازی را می فرمود
و فقیران را افزود زیاد
اهل ایرانم من
نام من هاله نور
قبله ام آفریقاست
من نمازم را می خوانم در اشتوتگارت
و وضویم را در بحر خزر می گیرم
بعد از اجلاس اخیر
نفت آن کم شده است
گازهایی چه زیاد
پول هایی که همه رفته به باد
توی لبنان و کاراکاس و چاد
روزهای عالی
وعده های خالی
مشکلات مالی
نازلی احساس( معصومه مستشار سابق)

آگاه
Thursday 12 June 2008, 08:16AM
سید حسین مرعشی روز یک‌شنبه در وب سایت شخصی خود داستان جالبی را از ماجرای گم‌شدن هواپیمای ایران‌ایر و فرود غیرمنتظره این هواپیما در فرودگاه کراچی پاکستان به جای فرودگاه مهرآباد تهران! نقل کرده است:
در دوران نمایندگی مجلس ششم، طبق برنامه همیشگی هر هفته به کرمان می رفتم و به برنامه های حوزه انتخابیه در حد فرصت و امکانات رسیدگی می کردم. یک شب در برگشت از کرمان با ارباس ایران ایر اتفاق عجیبی افتاد که بعید است تا آخر عمر، مشابه آن را درک کنم و امیدوارم چنین اتفاقی برای هیچ گروه دیگری هم واقع نشود.

پرواز ساعت هشت و نیم شب از کرمان به موقع انجام شد و قرار بود یک ربع به ده در تهران بنشیند، من هم جایی در تهران برای شام مهمان بودم و به دوستان گفته بودم با تاخیر خواهم رسید.

صندلی من در ردیف یک وهمه چیز عادی بود ولی یک خانمی که با فاصله کمی با من نشسته بود از همان ابتدای پرواز دلشوره و حس خاصی داشت، او از هر صدای معمولی و هر حرکت هواپیما وحشت ده می شد.

بعد از گذشت بیش از یک ساعت که باید هواپیما برای نشستن یا به اصطلاح لاندینگ کاهش ارتفاع را شروع را شروع می کرد، هواپیما برای یک مدت پانزده دقیقه در جا دور زد، بطوری که همه کلافه شده بودند و خانم موصوف بیش از سایرین مضطرب شده بود.

من با تصور اینکه به دلیل ترافیک فرودگاه مهر آباد، بر اساس روال معمول برج به هواپیما هدل داده،به فرد کناری خودم که از افراد فنی ایران ایر بود گفتم برو به خلبان بگو با مسافران حرف بزند وآنان را از نگرانی بیرون بیاورد. او رفت وبرای مدت پانزده دقیقه برگشت در حالی که آنقدر دستمال کاغذی برای خشک کردن عرق پیشانی خود مصرف کرده بود که تمام پیشانی آن مملو از ذرات دستمال شده بود. با برگشت او، خانم حساس همجوار من نگران تر شد و فریاد زد گفتم وضع خرابه، ببینید این چه حالی داره !!!

البته من هم کمی نگران شدم و فکر کردم چرخ های هواپیما باز نشده و هواپیما منتظر آماده شدن باند برای فرود اضطراری و بدون چرخ است. از همکار هما پرسیدم چه خبره ؟ چرخ ها باز نمی شه ؟ او گفت : وضع از این حرف ها خطرناکتره،طاقت داری که فریاد نزنی ؟ گفتم مشکلی ندارم بگو. گفت : گم شدیم. با شنیدن این جمله و با توجه به شناخت کمی که از صنعت هوائی داشتم، خیلی جا خوردم.

خواندن چندین آیت الکرسی و دعای توسل و در نهایت انقطاع کامل از همه چیز و همه کس و تسلیم کامل شدن در مقابل اراده حق و اینکه بالاخره مرگ هر موجودی فرا می رسد و مقدر بوده است که من اینگونه از دنیا بروم و....

این حدود دو ساعت اضطراب هر چند به دلیلی آگاهی از عمق خطری که در دو قدمی ما بود سخت بود ولی از سوی دیگر مفید هم بود وفایده آن، فرصت توبه و انابه به درگاه حق جل و علی بود.|

به هرحال یک معجزه جان من و همه مسافران را نجات داد و با همکاری مرکز کنترل هوائی ایران و دقت مرکز کنترل پاکستان، هواپیما پس از حدود سه ساعت پرواز آماده نشستن بر روی باند فرودگاه کراچی شد.

زمانی که سرمهماندار بسیار شجاع و خوش اخلاق پرواز که در تمام ساعات بحرانی با روحیه بسیار بالا و بدون واهمه، با مسافران صحبت و با اطمینان کامل هر نوع مشکلی را منکر می گردید، اعلام کرد شما می توانید از پنجره هواپیما چراغ های شهر کراچی پاکستان را ببینید، خنده قهقه بلند شد و سکوت توام با وحشت چند ساعته شکست.

پس از ورود به فرودگاه کراچی اولین موضوعی که جلب توجه کرد و اعتراض محترمانه مسافران را بر انگیخت فرودگاه پیشرفته کراچی بود، مسافران نا خوانده کراچی به من می گفتند، حاج آقا این هم از پاکستانی های فقیر !! چرا برای ایران کاری نمی کنید ؟

یکی از دوستان سیصد دلار از یکی از تجار همراه قرض کرد و از فروشندگان کارت های اعتباری تلفن، کارت خرید و در اختیار مسافران گذاشت تا با تهران تماس بگیرند و بگویند کجا هستند. خود من به همسرم زنگ زدم و وقتی پرسید کجایی ؟ چرا دیر آمدی ؟ گفتم کراچی هستم و او باور نمی کرد فکر می کرد مثل بعضی اوقات شوخی می کنم. شب را با مسافران تا صبح در فرودگاه بین المللی کراچی بیتوته کردیم.

خلبان پس از کنترل دستگاه های ناوبری هواپیما متوجه شده بود که هواپیما سالم است و فقط خطای بی سابقه و البته ممکن او در یک چرخش صد و هشتاد درجه ای پس از پرواز از باند کرمان او را در مسیر غلط قرار داده، آماده بود پرواز به تهران را آغاز کند، اما مسافران تسلیم نشدند.

با آقای کاظمی مدیر عامل وقت ایران ایر تماس گرفتم و او پس از بررسی از من خواهش کرد که من ابتدا سوار شوم تا مسافران از من پیروی کنند، من موکول به نظر اکثریت مسافران شدم، آنان را جمع کردم، مطلب را توضیح دادم و رفتن یا نرفتن را به رای گذاشتم، فقط سه نفر بجز من موافق پرواز با همان هواپیما بودند، لذا ایران ایر یک هواپیمای 747 فرستاد تا مسافران را به تهران برگرداند.

روز بعد در بازگشت، یک نفر از مسافران که کنار من نشسته بود می گفت که دیشب پس ازسوار شدن هواپیما در کرمان به خواب رفته و در فرودگاه کراچی آخرین نفری بوده که بیدار و سپس پیاده شده است. او هیچ اطلاعی از استرس ها و اضطراب ها نداشت. به او گفتم خوش به حالت.

این روزها با دیدن اوضاع و احوال مملکت بیاد آرامش فوق تصور آن مسافر به خواب رفته سفر به کراچی می افتم و با خود می گویم کاش من هم خواب یا بی اطلاع بودم تا اینقدر از عمق فاجعه نسوزم در همه چیز....

آگاه
Thursday 12 June 2008, 09:54AM
البته این موضوع سیاسی نیست ولی جالبه:p

3Reza
Friday 13 June 2008, 01:37PM
حیرت و خنده ، واکنش نمایندگان به بخشنامه های ازدواج اجباری

به دنبال انتشار بخشنامه ای تحت عنوان اخراج کارمندان مجرد برخی دستگاه های دولتی در صورت مجرد ماندن خبرنگار عصرایران نظر تعدادی از نمایندگان را پیرامون این دستورالعمل ها جویا شد که اکثر آنان با خنده و بهت نسبت به این بخشنامه ها و دستورالعمل ها واکنش نشان دادند. این در حالی است که چندی قبل نیز استانداران استان های مازندران و خراسان شمالی نیز در اظهار نظرهای نسبت به مجرد ماندن کامندان خود هشدارهایی داده بودند.
موسی قربانی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که به نظر شما صدور این نوع بخشنامه ها در جهت اجبار کارمندان به ازدواج اجباری اثرات منفی ندارد بیان داشت: مگر این موضوع واقعیت دارد؟ چون اخیرا یک بخشنامه با همین موضوع برای من ایمیل شده بود و وقتی که من آن را دیدم خندیدم و گمان کردم ساختگی است و به عنوان طنز ارسال شده است!
نماینده مردم قائنات در مجلس هشتم یادآور شد: البته حال که مشخص شده این موضوع واقعی است باید اذعان کرد که در برخی مشاغل بر اساس مقتضیات آن شغل ضروری است که تاهل به عنوان شرط استخدام باشد اما این به این معنا نیست که در آغاز هیچ شرطی گذاشته نشود بعد از استخدام کارمندان را به انجام ازدواج مجبور کنند.
قربانی ادامه داد: البته اگر مسوولان می خواهند ازدواج را ترویج کنند باید با تشویق، کارمندان را به انجام ان ترغیب کنند و اگر در این رابطه اجباری صورت بگیرد حتما کار بدی است.
شهریار مشیری نیز در واکنش به این بخشنامه ها که تا کنون در برخی دستگاه ها نمونه های ان صادر شده اظهار داشت: نویسنده این نوع بخشنامه ها گویا فکر ندارد چون شاید آقایان بتوانند در مدتی مشخص ازدواج کنند اما خانم های مجرد که دیگر نمیتوانند مجبور شوند در یک مدتی حتما ازدواج کنند و نمیتوان به انان گفت در خیابان به دنبال شوهر راه بیافتند!
نمیانده مجلس هفتم مردم بندر عباس اضافه کرد: شرط ازدواج می تواند قبل از ازدواج مورد توافق قرار گیرد اما بعد از استخدام الزام پرسنل به ازواج تحمیلی خنده دار است.
وی با اشاره به اینکه باید بالای این نوع بخش نامه ها نوشته شود " بخوانید و بخندید" تاکید کرد: اگر مسوولان دلشان به حال جوانان سوخته و میخواهند برای ازدواج آنان کاری کنند بیایند حقوق آنان را در صورت ازدواج افزایش دهند و یا به آنان در صورت متاهل شدن خانه سازمانی بدهند یعنی با ابزار تشویقی، نه اینکه بیایند و با تهدید به اخراج جوانان را تحت فشار قرار دهند چون ازدواج باید با آگاهی باشد و در صورت اقدام نسنجیده ان وقت شاهد افزایش طلاق و معضل های آن خواهیم بود.
مشیری با تاکید بر اینکه معضل ازدواج با بخشنامه حل نمی شود بیان داشت: این کار هم دنباله تصمیم های عجولانه و سیاست های غلط برخی مسوولان است که حرف های خوبی می زنند و می خواهند کار خوب انجام دهند اما چون راهکار آن را نمی دانند کار هایشان احمقانه از آب در میآید!
این عضو کمیسیون اموزش مجلس هفتم خاطر نشان کرد: اگر پیامبر گفته ازدواج سنت من است باید به این نکته توجه داشت که در زمان حکومت حضرت علی همه مسلمانان خانه داشتند و هیچ کس گرسنه نمیخوابید و این بخشنامه ها را علی(ع) میتوانست صادر کند نه این ها در این شرایط که جوانان نه کار دارند و نه خانه!
علی اصغر زارعی نماینده مجلس هشتم نیز با حیرت از شنیدن صدور این نوع بخشنامه ها با تکرار چند باره این عبارت که " من باور نمی کنم" از رسانه ها نیز به خاطر دامن زدن به این موضوع انتقاد کرد و اظهار داشت: گذاشتن متن اسکن شده این بخشنامه در سایت ها مانند این است که یک انسان خل مسلکی در جایی زندگی کند و ما بیاییم و عکس اورا روی سایت بگذاریم!
عضو جریان رایحه خوش خدمت تاکید کرد: این جور تصمیم ها مقطعی است و منطقی هم ندارد و ما هم نباید فسفر های مغزمان را برای بحث درباره این مسائل صرف کنیم!
زارعی در ادامه در پاسخ به سوال عصرایران مبنی بر اینکه اگر جلوی این تصمیم ها گرفته نشود مشکلاتی برای جوانان شاغل ایجاد می شود اظهار داشت: مسیر مشخص است کسانی که با این بخشنامه ها ملزم به ازدواج شده اند میتوانند طبق قانون اساسی و طبق قانون شکایت کنند تا حقشان ضایع نشود.
وی اضافه کرد: ممکن است یک مسوولی در جایی اشتباهی کرده باشد ما نباید در رسانه ها به گونه ای رفتار کنیم که گویا همه مسوولان کار غیر خردمندانه انجام می دهند.
حجت الاسلام والمسلمین محمد رضا میرتاج الدینی نمیانده مردم تبریز در مجلس هشتم نیز با تاکید بر اینکه این نوع بخشنامه ها سلیقه ای و بخشی است بیان داشت: بعید میدانم یک بخشنامه سراسری و یا کلی برای الزام کارمندان دولت به ازدواج وجود داشته باشد .
عضو هیئت رئیسه مجلس هشتم گفت: البته منطقی تر این است که اگر قرار است شرطی برای اشتغال کارمندان قرار داده شود این شرط قبل از استخدام باشد نه بعد از به کار گیری آنان و البته تاهل در مشاغل عمومی به هیچ وجه شرط استخدام نیست مگر در برخی مشاغل خاص که قانون الزام کرده است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: اگر موضوع بخشنامه ازدواج اجباری کارمندان برخی دستگاه ها جدی باشد ما در کمیسیون فرهنگی مسوولان مربوطه را احضار خواهیم کرد و دراین باره از انان سوال می کنیم.

saleh57
Friday 13 June 2008, 02:50PM
سلام
این نماینده محترم گویا نمی دانند که در منطقه عسلویه و مشابه های ان چه وضعی از جهت فرهنگی برقرار است. با ان همه افراد مجردی که مدت چندین وچند ماه را به منطقه می ایند تا کسب درامدی کنند تا سرمایه ای برای زندگی شان در شهر خودشان بشود . انوقت چه فشارهای روانی ای بر سر این جوان می اید خدا می داند. اگر هم بخواهد ازدواج کند همسرش را از این منطقه انتخاب نمیکند چراکه بنا به بازگشت به محیط قبلی خود دارد و مسایل متعددی از این دست.
انگاه این شخص مصاحبه شونده قاه قاه می خندد و شیشکی میاد که باید این مسئول را احضار کنیم که ..... !
اگر یک مسئول ان هم مسئول حراست از کارمندان مجموعه ی ذیربطش(حراست) که متصدی امنیت شغلی و مالی و اخلاقی کارمندان و سیستم مربوطه هستند در خواست کند که هر چه زودتر به مساله عدم تاهل اش سروسامانی بدهد و در این راستا به انتخاب همسر و تشکیل زندگی بپردازد و در این خصوص مهلت هم بدهد و... الی اخر.
ایا این کار خنده دار است؟
وقتی که نوعا کارمندان رسمی این مناطق (و نیز کارگرانشان البته نه به اندازه ی کارمندان) حقوق های قابل توجهی می گیرند که لابد کمابیش از ان مطلع هستید چه اشکالی دارد که یک مدیر برای سلامتی کارمندانش انها را ابتدائا تشویق به این امر پسندیده نماید و اگر چانچه فردی تر تیب اثر نداد برایش مضیقه هایی را درنظر بگیرد؟
واقعا یک بام و دو هوا را در بعضی مواضع بعضی مدعیان مدیریت و فهم اجتماعی و فرهنگی می توانیم به خوبی ببینیم.
نمی دانم نیاز هست بگویم که قبول دارم که ازدواج امری اجباری نیست و .... الی اخر.
اما اول باید ببینیم که یک خبر را چه جور قلب حقیقت می کنند و بعد هم به چه تبحری از مسئول مربوطه جواب لازم را می گیرند و اینگونه است که چرخ سایت خبری تحلیلی کذایی می چرخد.
این هم یک نوع از تهیه خبر است.
و به نوعی یک طنز تلخ سیاسی اجتماعی.
------------------

یا علی

3Reza
Friday 11 July 2008, 09:50AM
٦٠سال ديگه چه خبر؟

سكندر:
به سلامتي اين روزنامه هم كه هر روز ما توش جولان مي ديم ٦٠ساله شده ها؟

صفدر:
بعله، مي خواستم پيشنهاد بدم تو رو به خاطر ٦٠سالگيش قربوني كنن ولي ديدم حيف كارد.

سكندر:
فكر مي كني ٦٠سال ديگه همچي روزي تيتراي اين روزنامه چي باشه؟

صفدر:
يكي از مهم ترين تيترها اين خواهد بود كه ٥٩سال پيش در چنين روزي، سكندر پرچونه، استاد بلاهت و فضاحت بر اثر پرحرفي فكش قفل شد و هرگز باز نشد.

تيترهاي اجتماعي از اين قرار خواهد بود:
١ - اجراي قانون خدمات كشوري به دليل پاره اي نواقص مجددا بررسي مي شود
2 - كنكور حذف شدني نيست
٣ - لايحه تسهيل ازدواج گم شد
٤ - يارانه ها هوشمند مي شود
٥ - اشتياق مردم به شير، صفوف را طولاني تر كرد
٦ - قرارداد ساخت واگن هاي قطارشهري مشهد هفته آينده با كومور منعقد مي شود.

تيترهاي اقتصادي
١ - مذاكرات خط لوله صلح سال آينده از سر گرفته مي شود
٢ - ثبت نام براي مسكن ٩٩ساله تمديدشد
٣ - پياز مجددا گران شد
٤ - بودجه واردات بنزين اين دفعه خداوكيلي تمام شد
٥ - تعداد خانه هاي خالي افزايش يافت ، مستاجرين نگران نباشند.

تيترهاي ادبي - هنري
١ - خارجي ها شبانه نيمي از شاعران و ادباي ما را دزيدند، پليس بين الملل چه مي كند؟
٢ - مردم نگران نباشند، دكل هاي محوطه طوس بر اثر پوسيدگي خودبه خود نابود مي شوند
٣ - فيلم نامه هاي برتر،فيلم مي شوند .
٤ - منارجنبان اصفهان اتومات شد .
٥ - به همت متخصصان داخلي ٤٠ستون به ٦٠ستون افزايش يافت.
٦ - كورش ماهرترين شناگر سد سيوند شناخته شد.

3Reza
Saturday 30 August 2008, 10:56AM
هركي ١٠ دقيقه در هفته كاركنه، شاغله!!!!

سكندر: جناب پروفسور به كي مي گن بيكار به كي مي گن شاغل؟

صفدر: همه اش از من مي پرسي، مگه نشنيدي وزارت كار گفته هركي ٢ ساعت در هفته كار كنه به اون مي گن شاغل.

سكندر: آها، نرخ بيكاري هم كه كاهش يافته، واقعا دستشون درد نكنه، اميدوارم همين جوري تلاش كنن تا بيكار اصلا نداشته باشيم.

صفدر: اصلا همه چيز با بخشنامه و دستورالعمل قابل حله، بنده هم اميدوارم روزي برسه كه هركي ١٠ دقيقه در هفته كار كنه شاغل محسوب بشه و ما از معضل بيكاري نجات پيدا كنيم كه بيكاري بد درديه.

سكندر: حالا ١٠ دقيقه كه نه ولي آيا واقعا هركسي ٢ساعت در هفته كار كنه به اون شاغل مي گن؟ همچي چيزي ممكنه؟

صفدر: باز داري پرت وپلا مي گي. مثال برات ميارم تا حاليت بشه. الان بچه خودم بعضي وقتا كه مي خوام تو خونه چيزي بنويسم و بزنم به تخته بهش مي گم برو بابا خودكار بيار، خودكارو كه مياره مي گم برو كاغذ بيار، حساب كردم در هر هفته اين طفلكي حدود دو ساعت و ربع داره كار مي كنه.
خب اين شاغله، نشوني هاش هم اينه كه الان حدود ١٥-١٦ هزار تومان حقوق مي گيره ولي چون مي ترسيم به حقوقش ماليات و بيمه تعلق بگيره، حقوقشو توفيش حقوقي بنده تحت عنوان حق اولاد مي دن.
تازه بيمه هم هست، دفترچه بيمه هم داره.
حالا از بچه ما گذشت نوه عموجان دوست پسرعموي خدابيامرز مادربزرگم، اگه حساب كني دقيقا هفته اي ٢ ساعت هم بيشتر كار نمي كنه ولي شاغله،
تازه چند تا شغل هم داره، از بس به وجودش نياز دارن ها يكسره در حال پروازه، خلق الله منتظرند تا ايشون بياد و هي امضا بزنه.
ايشون در هفته حدود ٢ ساعت امضاء مي زنه كه از بس امضازده سفارش داديم برا دستاش انگشت دونه مثل خياطاي قديم بسازن.
هر امضاش رو كه حساب كرديم ٢٠٠ هزار تومان هزينه داره. چون كارش شاق و زيان آوره ٢ ساعت در هفته كار مي كنه بقيه هفته رو مي ره صفا و گشت و گذار، آخه دكتر براش تجويز كرده.
تازه همين بنده خدا خودش به تنهايي تونسته آمار بيكاري رو تا حد زيادي پايين بياره ولي كيه كه قدر بدونه، باور كن برا هريك از دفتراش ده دوازده تا منشي استخدام كرده مي گه ديگرون هم نون بخورند.

3Reza
Tuesday 2 September 2008, 08:42AM
صفرزدايي مي كنيم جانم!


سكندر: خبر داري كه دارند تلاش مي كنند كه صفرارو از پول ملي بردارند؟

صفدر: آره جونم. اصلا هر بلايي سر اقتصاد ما اومده از همين صفرهاست. حالا مي فهميم كه قديما وقتي تو اكابر صفر مي گرفتيم چرا فلكمون مي كردن.

سكندر: خب اين صفرها رو كه از جلو پول ها بردارند چه مزيتي داره؟

صفدر: همه اش مزيته، اينارو كه بردارن هم وزن پول كم مي شه و هم حجم آن، حمل و نقلش آسونتره و با اين كمبود سوخت هزينه زيادي هم برا حمل اون متحمل نمي شيم.
در وقت و ساير موارد هم صرفه جويي مي شه مثلا شما مي خواي يك دو نه مرغ بخري و به طرف چك بدي ديگه دو ساعت لفتش نمي دي كه بنويسي ١٠٠هزار ريال، مي دوني در مصرف جوهر چه قدر صرفه جويي مي شه؟

سكندر:فقط فرايند صفرزدايي مال پولاست؟

صفدر: نه جانم، ما بايد الگوي جهاني اقتصاد بشيم بنابراين يك الگوي موفق بايد صفرارو از جلوي عدد تورم هم برداره، حتي مي تونيم صفررو از جلوي دما هم برداريم، ما مي تونيم دماي صفر درجه رو در جهان منسوخ كنيم، يعني چه دماي هوا صفر درجه سانتي گراده؟
مي دوني اگه ما اين صفر رو هم باطل كنيم ديگه در زمستون دچار كمبود سوخت و قطع گاز نمي شيم و اين همه هزينه نمي كنيم.
آخه وقتي دما صفر درجه يا زير صفر درجه باشه، ما برق و گاز بيشتري مصرف مي كنيم ولي وقتي صفر نباشه، يعني هوا گرمه ديگه.
وقتي صفر نباشه زير صفر هم بي معنا مي شه در عوض بالاي صفرو جا مي ندازيم و هر كسي گفت «صفر» با يه چش غره ادبش مي كنيم اگه تلاش كنيم و بتونيم از واحد اندازه گيري وزن هم صفرا رو برداريم به عنوان مثال١٠٠٠ گرمو يك گرم كنيم كه مي دوني چه خدمتي به بشريت مي كنيم؟
پس بايد زيربنايي كار كنيم.

s@jj@d
Wednesday 3 September 2008, 10:45AM
اقا از قدیم گفتن زبان سرخ سر سبز می دهد به باد

Arshanoosh
Wednesday 3 September 2008, 11:14AM
اينم يك عكس قديمي ولي جالب
http://aycu39.webshots.com/image/42278/2005356802643295702_rs.jpg

Arshanoosh
Wednesday 3 September 2008, 11:37AM
ااااااااااااااااااااا
اين كه برادر چاوز هست
سياست هم خوب طنزي هست

شمع
Wednesday 3 September 2008, 02:35PM
باز آی
باز آی

صد بار اگر توبه شکستی باز آی

آگاه
Wednesday 3 September 2008, 03:30PM
باز آی
باز آی

صد بار اگر توبه شکستی باز آی
این طنز سیاسی بود ؟
بد نیست قبل از ارائه افاضات یه نگاهی به موضوع سرنگار داشته باشید.

3Reza
Saturday 6 September 2008, 11:30AM
جهان الگو بگيره ديگه، خاكستر به جاي تايد و صابون!!!

سكندر: فائو (سازمان جهاني خواروبار و كشاورزي) گفته كه هر سال ٦هزارو ٥٠٠ هكتار از جنگل هاي ايران خاكستر مي شود؟ چرا خاكستر ديگه؟

صفدر: اولا فائو بي خود مي گه، ٦هزاروپانصد هكتار نبوده و ٦هزارو ٤٩٩ونيم هكتار بوده كه بايد به اتهام دروغ گويي و تشويش اذهان عمومي ازش شكايت كرد. اما اين كه خاكستر مي شه حتما پشتش يك دليل منطقي وجود داره يادته در قديما ننه بزرگامون ظرف ها و استكانارو با خاكستر مي شستند و به قول خودشون نعلبكي رو كه نيگاه مي كردي «برش برش» مي زد از سفيدي، خب حالا تا كي ما نبايد از انرژي هاي جايگزين استفاده كنيم.
همين مردم مي نالند كه تايد و صابون و مايع ظرفشويي هر روز قيمتشون ساعت مي زنه، خب ما گفتيم جنگل ها خاكستر بشن كار خوبيه، چون اين خاكسترو مي تونيم به مردم خودمون بديم تا ازش در شستشو استفاده كنند. برا اين كه عدالت هم رعايت بشه مي گيم اونو از طريق همين كوپنا بين مردم توزيع كنند.
دنيا هم مي تونه از ما الگو بگيره. ما اولين كشوري خواهيم بود كه صادرات خاكستر خواهيم داشت. اشتغال زايي خاكستر از توليد كفتر هم بيشتره.

سكندر: ولي به جون ما قسم حيف نيست كه اين همه جنگل خاكستر بشه؟

صفدر: بايد ببينيم اين آتش گرفتن جنگل عمدي بوده يا نه خودش آتش گرفته، اگه خودش آتش گرفته باشه كه حقشه و خودش بره خاموشش كنه، ولي اگه كسي ديگه آتش داده ، بايد اونو پيدا كرد و وادارش كرد كه خاموشش كنه ولي گفتي چرا خاكستر بشه، گذاشتند خاكستر بشه كه راحت تر بعدش هر كي بخواد مي تونه دوباره جنگل كاري كنه ولي اگه نيم سوز بشه ديگه كار سخت مي شه و كلي بايد بيت المال رو صرف كندن درختاي نيم سوز كرد ضمن اين كه بازار جهاني زغال هم به دليل آتش گرفتن پي درپي جنگل هاي ما اشباع شده!

3Reza
Sunday 7 September 2008, 11:18AM
مرده بودم آقاي رئيس بانک!!

سكندر: خبرداري مشتريايي كه عذر موجه دارند، جريمه ديركرد اقساطشون رو ازشون نمي گيرند؟

صفدر: جدي؟ از اين به بعد تمام ملت داراي عذر موجه مي شند ديگه

سكندر: نخير، اين طورها هم گمون نكنم باشه، مديران بانك ها بايد تشخيص بدن، راستي اونا چه جوري مي خوان عذر موجه رو از غيرموجه تشخيص بدند؟

صفدر: هيچي، شما مي ري بانك، مي بيني كلي جريمه ديركرد برات حساب كردند. به رئيس بانك مي گي طبق فلان مصوبه عذر بنده موجه است. مي پرسه خب عذرتو بگو، تو هم مي گي آب ريزش بيني داشتم، عذرتو قبول نمي كنه، كمي فكر مي كني مي گي، آقاي رئيس مادرزنم اومده بود خونمون جرات نكردم پا مو از در بيرون بذارم، بازم چش غره بهت مي ره، زور مي زني يه عذر ديگه جور كني. مي گي خواب موندم اونم خواب اصحاب كهف، قبول نمي كنه و بهت مي گه حالا كه بيدار شدي يكجا قسط و جريمتو بده. يهو فكري به ذهنت مي رسه مي گي راستي آقاي رئيس رفته بودم وضع حمل كنم، رئيسه پوزخند مي زنه مي گه مباركه، پسره يا دختر، مي گي پسر مي گه پس به جاي شيريني جريمه ها تو بده قبول مي كنيم، مي بيني اي بابا اين آقاي رئيس بدجوري داره حالمو مي گيره بهش مي گي آها يادم اومد بنده مرده بودم، الان فكر كردم آخرته گفتم بيام بانك تسويه كنم تا زير دين شما نمانم، آقاي رئيس يه آفرين مي گه و دستور مي ده سريع كارتو راه بندازن بري وگرنه هيچ مشتري جرات اومدن به بانك رو نداره بنابراين قبول مي كنه از شرت خلاص شه،جريمه ديركرد يك قسطتو نامه نگاري مي كنه، مي گه برو اون دنيا جواب درخواستتو مي فرستيم، خلاصه مي ري تو گور مي خوابي مي بيني ورثه اومدن سرقبرت بر سرشون مي زنن و مي گن بابا رفتي ولي خدا بيامرزدت چرا جريمه اقساطتو ندادي كه بانك بيچار مون كرده.

شمع
Sunday 7 September 2008, 03:04PM
این طنز سیاسی بود ؟
بد نیست قبل از ارائه افاضات یه نگاهی به موضوع سرنگار داشته باشید.


یا معنی توبه رو نمی دونی
و یا معنی طنز رو نمی دونی
و یا معنی سیاسی رو نمی دونی
این مشکل ندانستها مربوط به شماست

آگاه
Sunday 7 September 2008, 03:08PM
:قانون(1): تذکر ارسال شد .

هلنا
Sunday 7 September 2008, 04:22PM
سلا م . همین نهایتا یک چند ماه اینده با افزایش فشارات مضاعف از پیروزی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری بنوعی باور نکردنی شاهد دهان کف کرده عده ای از کاربران این سایت هستیم .
رادیو سه رضا . نه اقا ما نباختیم به گزارش فلان هپلی از فلان سایت در فلان روز ما تحلیل کردیم فلان نماینده باید برنده انتخابات میشد اقا امان اینجا را با یک صوت جگر سوز بخوانید . و دوباره امان ههههههه . البته ادامه دارد منتها من وقت ندارم . درود بر ما و مانند ما ها و دو صد لعن بر نا اگاهان

آگاه
Sunday 7 September 2008, 04:51PM
سلا م . همین نهایتا یک چند ماه اینده با افزایش فشارات مضاعف از پیروزی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری بنوعی باور نکردنی شاهد دهان کف کرده عده ای از کاربران این سایت هستیم .
رادیو سه رضا . نه اقا ما نباختیم به گزارش فلان هپلی از فلان سایت در فلان روز ما تحلیل کردیم فلان نماینده باید برنده انتخابات میشد اقا امان اینجا را با یک صوت جگر سوز بخوانید . و دوباره امان ههههههه . البته ادامه دارد منتها من وقت ندارم . درود بر ما و مانند ما ها و دو صد لعن بر نا اگاهان
درود بر ما و مانند ماها:smile21:
زنده باد خودی ، مرگ بر غیر خودی:p
طنز جالبی بود.
این ادبیات که مختص گروهی خاص در این مملکت است موید طرز فکر نا به هنجار آنان است که برای مردم نمایان شده است.
خداوند بزرگ ایران و ایرانی را از دست مزدوران نجات دهد:smile34:

Arshanoosh
Sunday 7 September 2008, 06:27PM
تنها جنبه طنز داره و فاقد هر گونه ارزشه ديگري هست
احمدی نژاد: ورزشكاران را برای كسب مدال به المپیك نفرستادیم،بلكه بازیهای المپیك تمرینی است برای مسابقات دهه فجر

3Reza
Sunday 7 September 2008, 07:44PM
سلا م . همین نهایتا یک چند ماه اینده با افزایش فشارات مضاعف از پیروزی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری بنوعی باور نکردنی شاهد دهان کف کرده عده ای از کاربران این سایت هستیم .
رادیو سه رضا . نه اقا ما نباختیم به گزارش فلان هپلی از فلان سایت در فلان روز ما تحلیل کردیم فلان نماینده باید برنده انتخابات میشد اقا امان اینجا را با یک صوت جگر سوز بخوانید . و دوباره امان ههههههه . البته ادامه دارد منتها من وقت ندارم . درود بر ما و مانند ما ها و دو صد لعن بر نا اگاهان
:o:o:o
واقعا متاسفم.... شما دایره فکرت خیلی خیلی بسته تر از اون چیزیه که فکرشو میکردم... متاسفانه بد ادبیاتی رو در پیش گرفتین... ولی من میدونم چطور برخورد کنم.... فعلا سکوت میکنم... ولی ممکنه که به شیوه خودتون عمل کنم...

آگاه
Monday 8 September 2008, 07:05AM
تنها جنبه طنز داره و فاقد هر گونه ارزشه ديگري هست
احمدی نژاد: ورزشكاران را برای كسب مدال به المپیك نفرستادیم،بلكه بازیهای المپیك تمرینی است برای مسابقات دهه فجر
واقعا چنین حرفی زده ؟ :eek:

Arshanoosh
Monday 8 September 2008, 08:17AM
واقعا چنین حرفی زده ؟ :eek:
نه آقاي آگاه:D
من كه نوشتم فقط جنبه طنز داره ;)

شمع
Monday 8 September 2008, 10:51AM
فعلا زنده باد ایران


اگه جنگ شد مثل اون دفعه می ریم امریکا

3Reza
Monday 8 September 2008, 11:22AM
نمي شه اين جدايي باور من!!

سكندر: پيش بيني شده كه قيمت نفت مي خواد بياد زير ١٠٠ دلار، درسته؟

صفدر: مرده شور اين نفتو ببره كه باز داره مشكل ساز مي شه.
آخه ما بودجه رو برمبناي نفت ٤٧دلاري بستيم اگر زير ١٠٠ بياد كه سيستم بودجه بندي ما رو مختل مي كنه.

سكندر: خب الان كه بالاي ١٠٠ دلاره، بعدش هم هرچه بياد پايين به ٤٧ دلار كه نمي رسه؟

صفدر: اين درست ولي ما زندگي مونو به نفت بالاي ١٠٠ دلار عادت داديم، تنظيم خانواده مون به هم مي خوره، سبداقتصادي مون كله پا مي شه.
اصلا مي دوني الان همين نفت باعث شده ما نقدينگي فراوان داشته باشيم اين نقدينگي هم خودش تورم به وجود آورده خاك بر سر. خب جدايي از اين تورم برامون خيلي سخته اين غم هجران مي ترسم مارو نفله كنه.

سكندر: خب مردحسابي قيمت نفت بياد پايين كه طبق حرفات نقدينگي كم و تورم مياد پايين، اين عاليه ديگه؟

صفدر: اصلا خر ما از كر گي دم نداشت. تورم يك بحث روانشناسيه، آثار رواني باعث تورم مي شه و استكبارجهاني، بعدش هم تورم پرروتر از اين حرفاست اول مي خواد رشد كنه و خودشو به همه ثابت كنه.
ما خيلي كاركه بكنيم مي تونيم صفرا رو از جلوش برداريم.

سكندر: پس اين پول نفت كجا مي ره؟

صفدر: به تو چه مربوطه كه كجا مي ره، چون نقدينگي به وجود مياره و تورم زاست اصلا مي ندازندش تو رود نيل كه بره بلكه جاهاي ديگرو متورم كنه.

سكندر: خب حالا چرا گريه مي كني؟ مي دوني اگه بغضت بتركه هردوتامون با تركشاش مي ريم قبرستون.

صفدر: اي تورم، چه سخته بي تو بودن، چه سخته اين جا موندن، نمي شه اين جدايي باورمن.

شمع
Monday 8 September 2008, 03:49PM
http://tabook.files.wordpress.com/2008/01/pak.jpegطنز تلخ سیاسی

Arshanoosh
Monday 8 September 2008, 04:13PM
http://tabook.files.wordpress.com/2008/01/pak.jpegطنز تلخ سیاسی
اقاي سمع شما رو نمي دونم ولي ما اجازه نمي ديم اينطوري بشه

شمع
Monday 8 September 2008, 04:24PM
اینها نیاز به صفحات تحلیل داره



برای یک تخم مرغ نیمرو اینطور راحت نمی گذرید و دهها صفحه مطلب می زنی
راهکارت چیه؟

چطوری نمی گذارید اینطور بشه
در کشور
در منطقه
در کل جهان
از نظر سیاسی
اجتماعی
نظامی
اقتصادی
چه کار می کنی تا اینطور نشه
اینو ما ثابت کردیم نمی گذاریم اینطور بشه
در جنگ ایستادیم و نرفتیم امریکا

Arshanoosh
Monday 8 September 2008, 04:37PM
اولا كه نيمرو نبود
شما در شناخت غذا هم مشكل داريد :smile21:
اگر فكر اين مسئله رو بكنند راهكار هم ارائه مي كنيم
من در زمان جنگ اختبار نداشتم چون سني نداشتم (اين مطلب رو 1000 بار گفتم)

شمع
Monday 8 September 2008, 08:37PM
حالا اونموقع نبودی


هر چند که امیدی به پاسخ صحیح ندارم و بارها گفته ام صحبتهات بوی تجزیه می ده ولی بگذریم

الان راهکارت برای جلوگیری از تجزیه ایران چیه؟

هلنا
Monday 8 September 2008, 09:35PM
:o:o:o
واقعا متاسفم.... شما دایره فکرت خیلی خیلی بسته تر از اون چیزیه که فکرشو میکردم... متاسفانه بد ادبیاتی رو در پیش گرفتین... ولی من میدونم چطور برخورد کنم.... فعلا سکوت میکنم... ولی ممکنه که به شیوه خودتون عمل کنم... سلام بر اهل غدیر . :eek: چی شد . کپ کردی . یادم میاد در اخرین حضورم در این سر نگار مدعی طنازی بودی . من خواهش دارم سکوت نکن .
مطمئن باش تو طنز هم حریف من نیستی . اگر هم حریف من باشی من تنها نیستم . اره منم میدونم ... ولی :smile21:

پشتیبانی باشگاه
Thursday 11 September 2008, 02:52PM
با سلام
با توجه به گزارشات مکرر رسیده از این سرنگار ، گفتگوهای انتهائی این سرنگار بطور کامل حذف شد . باشگاه محدوده گسترده تری برای رسیدگی به نوشته ها با توجه به موضوع سرنگار قائل است اما کاربرانی که قصد شرکت در این گفتگو را دارند لازم است از ایجاد هرگونه نزاع و بگومگوی شخصی و تنش زا اجتناب نمایند تا گفتگو به سمت مفهومی و سازنده سوق پیدا نماید.

با تشکر
پشتیبانی باشگاه جوانان ایرانی

3Reza
Friday 12 September 2008, 07:03AM
آخه جناب مدیر، جوابهای مارو به این بابا حذف کردی و بعدش جواب ایشون رو که پر از توهین هست رو گذاشتی باشه؟! واقعا که! اگه قراره پاسخها حذف بشه، باید اول ریشه شون حذف بشه! نه اینکه پاسخهای بعدی حذف بشن! انجا هم تبعیض؟!

Majid_ag
Saturday 13 September 2008, 06:58AM
با سلام
با توجه به گزارشات مکرر رسیده از این سرنگار ، گفتگوهای انتهائی این سرنگار بطور کامل حذف شد . باشگاه محدوده گسترده تری برای رسیدگی به نوشته ها با توجه به موضوع سرنگار قائل است اما کاربرانی که قصد شرکت در این گفتگو را دارند لازم است از ایجاد هرگونه نزاع و بگومگوی شخصی و تنش زا اجتناب نمایند تا گفتگو به سمت مفهومی و سازنده سوق پیدا نماید.

با تشکر
پشتیبانی باشگاه جوانان ایرانی

کاش ذره ای انصاف در این حذف نوشته ها وجود داشت.

3Reza
Saturday 13 September 2008, 10:52AM
بايد جنگل وارد كرد!!

سكندر: طرح خروج دام از جنگل ديگه چرا شكست خورده است؟

صفدر: هر طرحي كه روش كار كارشناسي زيادي بشه شكست مي خوره برادر.

سكندر: يعني مي گي كارشناسا نتونستند دام هارو از جنگل خارج كنند؟ مگه گوسفندا به حرف كارشناسا مي كنن گوسفنداي امروزي اين قد پررو شدند كه مي ري هر كدومشونو بدوشي مي گه: «بع بع بع بعنده نر تشريف دارم لطفا پس از ٣ بار بع بع گفتنم به سراغ يكي ديگر برويد.

صفدر: نه بابا موضوع اين حرفا نيست، يك چوپون برا اين كه يك فروند بزرو وارد گله كنه نياز به چوب دستي داره حالا اين كارشناساي محترم بدون پول و بودجه مي خوان چي جوري گوسفندارو از جنگل ها بيرون كنند.

سكندر: عجب، همه چيز پولكي شده، چه دوره و زمونه اي شده به گوسفنداهم بايد پول بدي، رشوه بدي تا از جنگل برن بيرون، تو مي گي اگه با زبون خوش بهشون بگي لطفا بفرماييد بيرون، نمي رن؟

صفدر: نه ديگه تا برا اونا خرج نكني و طرح هاي كلان و بودجه هاي كلان تر صرف نكني پاشونو بيرون نمي ذارن و تا پول آن چناني نباشه نمي توان دام هارو از جنگل خارج كرد، نه اگه جنگل آتيش بگيره نميشه اونو خاموش كرد و نه قلع و قمع درختاي جنگل رو مي شه كاري كرد.

سكندر: اين جوري كه تو مي گي پس فاتحه جنگل ها خونده است، بايد چيكار كرد مرد؟

صفدر:بايد دست به واردات زد،بايد جنگل وارد كرد.

آگاه
Saturday 13 September 2008, 11:50AM
مدیریت باشگاه بهتره به جای حذف نوشته چند نفر با عامل ایجاد تنش برخورد کنه.
متاسفانه یکسو نگری مدیریت باشگاه خیلی وقته که ثابت شده.

3Reza
Sunday 14 September 2008, 09:51AM
هاي جوون پس انداز كنن تا سفته بخرن

سكندر: وام ازدواج هم كه به ٤ ميليون تومن افزايش پيدا كرد، زوج هاي جوون ديگه چي مي خوان ؟

صفدر: ما هم خدا رو شكر مي كنيم، بالاخره ٤ ميليون تومن هم پول كمي نيست،٢٠ سال پيش با ٤ميليون تومن يك حياط ويلايي با سه طبقه بنا، به همراه انباري، نورمخفي، با هر طبقه ٢ فقره دستشويي عادي و فرنگي مي دادند، زوج ها قدر خودشونو و قدر اين ٤ميليون تومن را بدونند

سكندر: حالا به همه زوج هاي جوون اين مبلغ رو مي دن؟گفتند كه اينا به جاي ضامن مي تونن سفته بدن. بانك ها سفته قبول مي كنند؟

صفدر: چرا كه ندن؟ اين كه بانك ها سفته قبول مي كنند يا نه رو بايد هواشناسي پيش بيني كنه، ولي توصيه پدرانه مي كنم كه اگه اين زوج هاي عزيز ضامن ندارند يا از ضامن خارج شدند از همين الان پول پس انداز كنند كه موقع وام گرفتن، برن با اين پول سفته بخرن و به فكر دسته چك باشن.

سكندر: به زوج جوون مگه دسته چك مي دند؟

صفدر: بعله كه مي دند، به جووني شون رحم مي كنند مي دند.

سكندر: حالا كي اين پولو مي دند؟

صفدر: اگه الان بدند ممكنه اينا ولخرجي كنند و با پولش برند پارك و سينما ولي اينارو مصلحتي سر مي دوونند كه برا سربازي يا شهريه دانشگاه آزاد بچه هاشون به درد بخوره.

سكندر: باز نمي گند مثلا شما از تاريخ ازدواجت خيلي گذشته و تا دو ساعت پيش اين سند ازدواجت اعتبار داشته؟

صفدر: ديگه كسي كه چهار ميليون پول مي خواد بايد سربزنگاه ازدواج كنه، ازدواج چيزي نيست كه لفتش داد. ارزش داره آدم حتي به خاطر ٤٠ميليون ريال (كه تا فردا نمي توني فقط نقطه هاشو بشمري) ازدواج كنه.

صبح
Sunday 14 September 2008, 10:03AM
50 سال پس از تعليق!
طنز: جهانگردي که 50 سال بعد از تعليق غني سازي اورانيوم! از ايران بازديد کرده، در سفرنامه خود چنين گزارش داده است:

http://old.rajanews.com/news/image/taligh.jpg

تيمار گوسفند به خاطر دنبه
برق در تمام کشور قطع است. همه جا تاريک است. مثل ظلمات. شب و روز را بر عکس ممالک فرنگ که از بس چراغ و لامپ به برکت برق اتمي روشن است، نمي شود فرق گذاشت، در اين جا به وضوح مي توان ديد. مي گويند چون چند دهه است سوخت نيروگاهها از خارج وارد نشده، بي برقي و خاموشي همه جا را گرفته است. تمام کارخانجات کشور به حال تعليق و تعطيل در آمده است. مردم ناگزير شب ها شمع روشن مي کنند و يا آن هايي که چشم و چارشان مي بيند مانند عصر حجر از چراغ هاي پيه سوز که از پدران خود به ارث برده اند، براي روشنايي استفاده مي کنند چون چاه هاي نفت مدت مديدي است ته کشيده، قيمت دنبه شديداً بالا رفته است. مي گويند خيلي ها گوسفند را به خاطر دنبه اش داري و تيمار مي کنند. دنبه گوسفند حکم باطري ري او واك و نيرو پيدا كرده است.
در دهات و روستاها اوضاع اندکي بهتر است چون آسياب هاي بادي و آبي را دوباره راه اندازي کرده اند، چند آمپر برق توليد مي شود که شهرنشين ها از چند ماه قبل بايد جا رزرو کنند تا ساعتي زير نور آن بنشينند و حظ وافر ببرند. آن ها با اين اقدام ياد پدران خود را نيز زنده مي دارند.
مدير کارخانه اتومبيل سازي چوپاني مي کرد
کارخانه دارها و صاحبان صنايع کوچک و بزرگ به دهات هجوم آورده و از کشاورزان تقاضاي کار مي کنند. هر کاري باشد برای آنها فرقي نمي کند، همين اندازه که شکم خودشان و بچه ها را سير کنند راضي هستند.
چند روز قبل در بيابان هاي يکي از دهات، صاحب بزرگترين کارخانه اتومبيل سازي کشور را ديده بودند که چوپاني مي کرده است. او از کار جديد خود خيلي اظهار رضايت مي کرده اما از اين که صاحب يکي از کارخانه هاي سازنده اتومبيل که قبلاً رقيب او بوده، مي خواسته زير آب او را بزند و کارجديدش را از چنگش درآورد، سخت دل آزرده و ناراحت بوده است. صاحب گوسفندها که يک روستايي عادي است از اين که هر روز مراجعيني که طالب کار هستند به او مراجعه کرده و وقتش را مي گيرند، ناراحت است. او مي گويد اين افراد آنقدر سرو صدا راه مي اندازند که نمي گذارند گوسفندهاي او شب در طويله راحت بخوابند. مي گويد صاحب يکي از اين کارخانجات مي خواسته سر او کلاه بگذارد و کارخانه اش را با تنها بز شيرده او طاق بزند که خدا به او کمک کرده و راهنمايي يکي از روستايي ها باعث شده اين کلاه بزرگ سر او نرود.
آغل كامپيوتري
امروز وقتي به صاحب گله اي مراجعه کرده بودم تا کمي از او شير و ماست خريداري کنم 400 مهندس مرد و زن کامپيوتر را ديدم که به چوبدار صاحب گله که در حال ساختن آغل براي گوسفندان خود بود، مراجعه کرده و از او مي خواستند به جاي خشت خام از کيس کامپيوتر براي ساختن و بالا بردن ديوارهاي آغل استفاده کند و در مقابل کاري دست آنها بدهد.
اين چوبدار گفت چند روز قبل که يک گروه ديگر از همين مهندسين نزد او آمده بودند و پيشنهاد مشابهي به او داده بودند، نزديک بوده زرق و برق کامپيوترها و اندازه آنها که از خشت هاي گلي بزرگتر است، چشم او را بگيرد و تن به اين معامله بدهد که يک چوپان خداشناس از گرد راه رسيده و به او گفته چندي قبل براي گوسفندان خود با کيس کامپيوتر آغل ساخته اما همه آنها با اولين باران که باريده زنگ زده و فرو ريخته است و همين باعث شده تا تن به اين معامله خسارت بار ندهد. اين چوبدار که آدم دل رحمي است مي گويد نذر کرده اگر گوسفندانش امسال خوب زاد و ولد کنند، مقداري از پشم آنها را به اين مهندسين بدهد تا بريسند واز اين راه قوت لايموتي بدست بياورند. شايد هم كلاهي براي سر بي كلاه خود ببافند.
آموزش کفتر نامه بر
اين جهانگرد اروپايي در ادامه گزارش خود آورده است: يکي از روستاييان که به شهر رفته بود، تعريف مي کرده، مديرکارخانه موبايل سازي را ديده که همراه با وزير پست و تلگراف و صاحب همراه اول و دوم و الي آخر با يکي از کفتربازهاي حرفه اي تهران ابتکاري به خرج داده و دانشکده آموزش کفتر نامه بر راه انداخته اند. آن ها کفترها را آموزش مي دهند تا مسافت هاي دور و دراز را پرواز کرده و نامه هايي که به آن ها بسته مي شود را به شهرهاي مختلف برسانند. انجمن حقوق حيوان اروپا در اين مورد معترض شده و از آنها به سازمان حمايت از پرندگان شکايت برده و استفاده ابزاري از اين پرنده را خلاف بند 7 منشور جهاني حمايت از مرغ هاي پرنده دانسته است.
دستاس 2 خروار جو در يک روز
وزير بازرگاني و غلات هم از تمام ورزشکاران در رشته هاي کشتي و بدن سازي و وزنه برداري دعوت کرده تا براي دستاس کردن و تهيه آرد جو و گندم به استخدام مجموعه اي که تازه راه اندازي کرده است، در آيند. نوه يکي از ورزشکاران قديم وزنه برداري به نام ابوالفضل رضا زاده که به استخدام اين مجموعه در آمده، توانسته با دستاس 2 خروار جو در يک روز کاري، رکورددار دستاس در کل دنيا شود. البته لازم به ذکر است که کشورهاي اروپايي و امريکا و بسياري از کشورهاي خاور دور، از دستاس کردن سر در نمي آورند و حتي نمي دانند چيست، مي گويند تنها در قرن سوم پيش از ميلاد در شهر اسپارت يونان، پهلواني بوده که چنين رکوردي از خود به جاي گذاشته است. رئيس سازمان تربيت بدني نيز ايجاد اين رشته جديد ورزشي را به نام خود ثبت کرده است.
فوتبال با توپ فرضي
به اين دليل که کارخانه هاي توليد توپ از کار افتاده و تعداد قابل توجه توپ فوتبال و واليبال و پينگ پنگ و بسكت که در انبارها وجود دارد، به دليل قطع برق بي باد و پنچر بلااستفاده در گوشه اي تل انبار شده است، فدراسيون فوتبال ابتکار کرده و در راستاي طرح خودکفايي ورزشي بازي جالبي به نام فوت بي بال اختراع کرده است. در اين بازي، فوت بي باليست ها با يک توپ فرضي بازي مي کنند. در اولين مسابقه فوت بي بال که برگزار شد، چون هر دو تيم مدعي بودند به طور همزمان به تيم مقابل گل زده اند، مقرر شد کميته فني، فيلم بازي را بازبيني کند تا مشخص شود ادعاي کدام يک از دو تيم درست است. فدراسيون واليبال نيز به اقتباس از فدراسيون فوت بي بال، بازي جديدي به نام وال بي بال يا واليبال بدون توپ طراحي کرده است. وال بي باليست ها نيز با يک توپ فرضي بازي مي کنند. در بازي فوت بي بال، زماني گل پذيرفته مي شود که زننده گل به تور دروازه بچسبد.
مهندس آفريقايي و حکيم علفي
گفته مي شود چند روز قبل يک مهندس آفريقايي که براي احداث کوره آهنگري ساخت داس و خيش به تهران آمده و براي پر کردن وقت فراغت خود به تماشاي مسابقه فوت بي بال رفته بود، وقتي فوتبال بدون توپ را تماشا مي کند، خيال مي کند بازيکنان و تماشاچيان همه ديوانه شده و به سرشان زده است، توصيه مي کند يک تيم حکيم علفي از آفريقا براي معالجه آن ها به تهران گسيل شود که رئيس سازمان تربيت بدني که خوداهل روستاي علي آباد مرکز يکي از استان ها است، ناراحت شده و اعلام کرده است در داخل کشور و در روستاي ياد شده، حکيم علفي به وفور وجود دارد که با گياهاني که در آن جا مي رويد توان درمان بيماراني که بالاخانه اشان را اجاره داده اند، دارد. رئيس سازمان تربيت بدني اطلاعيه اي صادر کرده و اظهارات آهنگر آفريقايي را توهين تلقي کرده است و از مسئولين امنيتي خواسته تا ته و توي قضيه را در نياورده اند، از پاي ننشينند چون اگر بنشينند ديگر سنگ روي سنگ بند نمي شود. نامبرده اخيراً مشکل ورود خانم ها به ورزشگاه ها را که بيش از نيم قرن از طرح اوليه آن مي گذرد و لاينحل باقي مانده، با ارائه طرحي تازه حل کرده است. طبق اين طرح، خانم ها در حالي که داخل خانه هستند، مي توانند فرض کنند در ورزشگاه هستند و دارند فوتب بي بال تماشا مي کنند.
بهينه سازي مصرف ذغال
شركت بهينه سازي مصرف ذغال و غذا اعلام کرده در مدارس و دانشگاهها همه بايد ماسک بزنند تا گرد ذغال حاصل از نوشتن بر تخته که در هوا پخش مي شود، تلف نشده و به ريه اساتيد و دانش طلب ها وارد نشود تا امکان بازيافت آن وجود داشته باشد. سازمان ياد شده خاکه ذغال جمع آوري شده را به مصرف سوخت براي ايجاد گرما در زمستان مي رساند.
اصطبل هاي KUG به جاي جايگاه هاي CNG
از ديگر فعاليت هاي شركت بهينه سازي مصرف ذغال، تغيير غذاي اسب ها در ناوگان چاپار خانه اي در کاروانسراهاي بين راهي و داخل شهري از جو به کاه و يونجه است. طي اين برنامه پيش بيني شده تا پايان سال 4000 رأس اسب و قاطر به جاي جو به کاه و يونجه روي می آورند. به همين دليل، سازمان مذکور مقرر کرده تا پايان سال آخورهاي KUG (کايونجي) در تمام کاروانسراها ساخته شود. مي گويند كارشناسان اين شركت اصطبل ها را از روي نقشه جايگاههاي CNG، نيم قرن قبل مكان يابي و باز سازي كرده اند. اين آخورها قابليت نشخوار کاه را دارد. کارشناسان اين شركت مي گويند کاه و يونجه به دليل دير هضم بودن و خوش نشخوار بودن، ايجاد سيري کاذب مي کند و در نتيجه مصرف آن کاهش مي يابد، ضمن اين که حيوان زبان بسته هوا و زير پاي خود را زود به زود کثيف نمي کند و از آلايندگي هم مي كاهد. مضافاً اين كه قيمت آن هم پايين تر است.
در ميان مردم شايع است که کشور قطر با تغيير جهت بادهاي موسمي، صاحب مقادير کثيري کاه بادآورده از ايران شده است که شركت بهينه سازي مترصد است با توسعه آخورگاه هاي کا يونجي ((KUG) ميزان استفاده از آن را بين مال داران بالا ببرد. غير از اين، اين شركت اخيراً چادرهايي از پشم بز بافته که جلوي هدر رفتن گرما را مي گيرد و اعلام نموده حاضر است با دادن تسهيلات و كمك بلاعوض هزينه تبديل آپارتمان ها و خانه هاي ويلايي را به چادر بپردازد. اين اقدام مطابقت دارد با مبحث 1900 مقررات ساختمان.
اسب سمند و قاطر سهند
در اکثر شهرهاي ايران، اصطبل هاي اسب و قاطر گشايش يافته است. اسب سمند امروز در اتاق بورس حيوانات تيز تک افزايش قيمت نشان داده است. در حالي که قاطر سهند کماکان ثابت و با همان نرخ قبل معامله مي شود. بازار الاغ دورگه موسوم به الاغ دم 90 با رکود همراه است. ايراد اين حيوان وابستگي شديد آن به جو است که در مناطق مديترانه اي قبرس به عمل مي آيد.
سازمان پرده خواني و معرکه گيري
سازمان پرده خواني و معرکه گيري (صدا و سيماي سابق) از يک دوره پرده خواني و برپايي بساط معرکه گيري و زنجير پاره کني و سياه بازي در چندين نقطه از تهران خبر داده و اعلام کرده است اين برنامه ها جهت استفاده و تماشاي مردم بقيه استان ها به نوبت در شهرهاي مختلف اجرا خواهد شد.
وزارت ذغال سوزي جديد
يک آگهي هم از طرف وزارت ذغال سوزي جديد (همان نفت قديم) بر در و ديوار شهر جلب توجه مي کند. موضوع آگهي به مزايده گذاشتن 100 حلقه از چاههاي متروکه نفت در مناطق جنوب و غرب کشور جهت واگذاري به ذغال سوزهاي داخلي است. آن ها مي توانند از اين چاه ها براي سوزاندن چوب درختان جنگلي و تهيه ذغال استفاده کنند. دولت اعلام کرده هر کس بر ديوارهاي شهر با ذغال چيزي بنويسد و يا عکسي و کاريکاتوري نقاشي کند، به دليل حيف و ميل در سوخت عمومي مردم و اسراف و اتلاف انرژي به یک تا 90 روز کار در اصطبلهای کایونجی جريمه مي شود.
روزنامه هاي ذغالي
انجمن صنفي روزنامه نگاران نيز نوعي روزنامه شفاهي اختراع کرده است که مطالب و اخبار آن سينه به سينه انتشار مي يابد. براي انجام بهينه رسالت اطلاع رساني و شفاف بودن اخبار، قرار شده افرادي با سينه هاي پهن و ستبر استخدام شوند تا کار انتقال اخبار به شهرهاي مختلف را انجام دهند. با فرارسيدن فصل بهار و تابستان و به دليل کاهش مصرف ذغال، احتمال مي رود مجدداً روزنامه هاي ذغالي بر ديوار هاي کوچه ها و خيابان ها منتشر شود. به اين نوع روزنامه، روزنامه دودي نيز گفته مي شود. وزارت روزنامه جات يا ارشاد قديم نيز براي ساماندهي اين قبيل جرايد، اعلام کرده متقاضيان واجد شرايط براي اجاره ديوار به اداره کل مطبوعات ذغالي مراجعه کنند. قرار شده به هر روزنامه يک گوني ذغال لب به لب پر ليمو شيرين شيراز به قيمت پايه اصفهان با تيراژ يک ديوار 70 گزي داده شود. روزنامه هاي نرده اي که بر نرده خيابان ها و بر جداره جوي هاي آب نوشته و منتشر مي شود، از اين امتياز محروم هستند. به اين نوع روزنامه جات، آب لجني و سبز لجني گفته مي شود. ديوار روزنامه نگاراني که سهميه ذغال خود را به قيمت بالاتر به معتادين بفروشند، تخريب خواهد شد. ضمناً اداره مطبوعات از روزنامه هاي آب لجني و سبز لجني خواسته از سياه نمايي در مطالب جداً بپرهيزند.
اين جهانگرد در پايان سفرنامه خود آورده است: 50 سال قبل وقتي رئيس جمهور وقت امريکا که شخص بسيار منفوری به نام دبليو بوش بود، از ايراني ها خواست غني سازي را به حال تعليق در آورند، اگر آن ها فريب اروپايي ها که مي گفتند قول مردانه مي دهيم، سوخت اتمي مورد نياز شما را تأمين کنيم، گوش نکرده و پيشنهاد آن ها را قبول نکرده بودند، امروز من مجبور نبودم براي سفر به چند شهر و روستای اين کشور، سال ها وقت بگذارم و با اسب و قاطر سمند و سهند ماه ها مجبور به طي مسافت هاي کوتاه شوم.
اين جهانگرد اضافه مي کند: اگر ايران در آن زمان غني سازي را تعليق نکرده بود، شايد امروز من اينجا نبودم و تحقيق خود در خصوص چگونگي زندگي و امرار معاش انسان هاي اوليه را در موزه ها و کتاب هاي تاريخ مي جستم.

3Reza
Monday 15 September 2008, 11:01AM
كلاس درس مثل كلاس انرژي درماني

سكندر: ظرفيت دانشگاه هاي تهران رو هم كه افزايش دادند، كنكوري ها ديگه چي مي خوان؟

صفدر: هيچي ديگه، تهروني ها برن خوش باشند از فردا بچه هاي تو كلاس همه با هم يا همشهري اند و يا بچه محل.

سكندر: ظرفيت هر كلاس يه چيز مشخصيه، چطوري اين ده درصد و تو كلاس جا مي دن.

صفدر: راه حل داره جانم، تا جايي كه ممكنه دانشجوي ريزه ميزه پذيرش مي كنن تا دو نفري بتونن رو يك صندلي بشينند يا هم اين كه به دانشجويان مي گند يك كم خودموني تر با هم بشند تا عطر محبت و صميميت اونارو ياد فشار كلاس كه ١٠٠اتمسفر از فشار قبر بيشتره نندازه، راه حل ديگه هم اينه كه تو كلاس ها سقف كاذب و بالكن مي زنن مي گن بالا قسمت زنونه و پايين قسمت مردونه. و اما بهترين راه حل هم اينه كه از فردا تو دانشگاه هايي مثل دانشگاه تهران بسازبفروشي مي كنند و نهضت كلاس سازي راه مي اندازند.

سكندر: خب ١٠درصد كه زياد بشه، استاد هم بايد زياد بشه ديگه؟

صفدر: نه بي سواد، مگه نديدي تو كلاس هاي انرژي درماني هزاران طالب انرژي شركت مي كنند خب اين هم همينطوريه ديگه، بعدش استاداي بازنشسته رو كه مي خوان دعوت كنند برا تعريف كردن خاطره كه نيست.

هلنا
Monday 15 September 2008, 11:11AM
سلام بر اهل غدیر . مرگ بر ضد ولایت فقیه .
توفان اندیشه اصلاحات مرز نمیشناسد.
همین چند ماه بعد قبل انتخابات .
در پی حمایت های گوناگون احزاب شخصیتها و گروهها از اصلاحات و خواست قلبی انها برای پیروزی اصلاح طلبان . جرج بوش نیز خود را اصلاح طلب نامید و به ملت ایرا ن توصیه کرد به اصلاح طلبان رای بدهند .

3Reza
Monday 15 September 2008, 11:17AM
الله اکبر..... حیف اون اهل غدیری که اول هر نوشته ات میذاری!!!

هلنا
Monday 15 September 2008, 11:17AM
آخه جناب مدیر، جوابهای مارو به این بابا حذف کردی و بعدش جواب ایشون رو که پر از توهین هست رو گذاشتی باشه؟! واقعا که! اگه قراره پاسخها حذف بشه، باید اول ریشه شون حذف بشه! نه اینکه پاسخهای بعدی حذف بشن! انجا هم تبعیض؟! سلام . کدام جواب . من که غیر از تاسف جوابی ندیدم .
پاسخهای من هم توهین نبود . صفتی بود که در جای خودش مینشیند . و کسی که ناراحت شده حامل ان صفت است .
حالا تخم مرغها صفدر به کجا رسید . بالاخره جوجه شد . ههههههه
مرغه چی تخم کر د .

Majid_ag
Monday 15 September 2008, 11:36AM
سلام . کدام جواب . من که غیر از تاسف جوابی ندیدم .
پاسخهای من هم توهین نبود . صفتی بود که در جای خودش مینشیند . و کسی که ناراحت شده حامل ان صفت است .
حالا تخم مرغها صفدر به کجا رسید . بالاخره جوجه شد . ههههههه
مرغه چی تخم کر د .

دریغ از ذره ای ادب و نزاکت در وجود شما و البته صد افسوس .

3Reza
Tuesday 16 September 2008, 09:59AM
داريم مخترع معرفي مي كنيم

سكندر: مي گن برا شناسايي مخترعان هم بنياد ملي نخبگان فراخوان اعلام كرده؟

صفدر: آره خوش به حالت شد ديگه، تو رو بنده به عنوان مخترع سوال معرفي مي كنم، از بس كه فضولي يا از هيچي سردرنمي ياري همش سوال مي كني

سكندر: غير از من ديگه چه كسي رو مي توني به عنوان مخترع به جامعه بشريت معرفي كني؟

صفدر: عرض كنم حضورت كه دور و بر ما پر شده از مخترع، ترسم كه از بس مخترع معرفي كنم بنياد نخبگان هنگ كنه.

سكندر: چند تا رو بگو اگه راست مي گي؟

صفدر: گروه مخترعين صنايع صفر پاك كني، مخترعين دستگاه امضا پس گيري، مخترع تورم ٢٧درصدي، مخترع مدارك افتخاري، مخترع تنظيم سهميه سوخت برحسب ماه، روز و دقيقه، مخترع سيب زميني درماني، مخترع بيمه همگاني، مخترع برنج سمي، مخترع آثار باستاني جديد مثل قطار شهري مشهد، مخترع بيابان هاي فراوان در جنگل هاي گلستان، مخترع خودروهاي انفجاري، مخترع توليد آب شور از آب شيرين، مخترع افت فشار در زمستان و افزايش دما در تابستان. مخترع نمك برا مقابله با يخبندان، مخترع ميل رادكان، منار جنبان اصفهان و ...

سكندر: اين همه اختراع كجا ثبت شده؟

صفدر: تو دل من و تو، بعضي هاشون هر روز ثبت مي شن. حيف كه جهانيان از اين همه اختراع ما غافلند و چشم بصيرت ندارند.

سكندر: ولي بعضي ها اختراعات مهمي در صنعت دارند اما كسي به اونا توجه نمي كنه

صفدر: مي خوان اينارو بيارن رو زانوشون بنشونن نوازششون كنن. طرف اختراعشونشون مي ده اگه دل چسب بود بهش مي گن دستت درد نكنه، مي دوني مهم دله و همون نگاه اول اين اختراعات بايد تو دل برو باشه.

سكندر: پس چطوره اگه مي خواد تو دل برو باشه، قولنج روز رو اختراع كنند

صفدر: داري راه مي افتي خوشم اومد.

صبح
Tuesday 16 September 2008, 10:52AM
خیلی خوب است که طنز و طعن را فقط برای مخالف خود خوب ندانیم و خود نیز تحمل شنیدن طنز را داشته باشیم ! نه ؟ :p

صبح
Tuesday 16 September 2008, 11:06AM
http://chalghooz.net/images/issue_013.gif

صبح
Tuesday 16 September 2008, 11:08AM
http://chalghooz.net/images/issue_014.gif

Majid_ag
Tuesday 16 September 2008, 11:12AM
خیلی خوب است که طنز و طعن را فقط برای مخالف خود خوب ندانیم و خود نیز تحمل شنیدن طنز را داشته باشیم ! نه ؟ :p

از آن بهتر اینست که تفاوت بین طنز و توهین را بدانیم . نه؟

صبح
Tuesday 16 September 2008, 11:34AM
از آن بهتر اینست که تفاوت بین طنز و توهین را بدانیم . نه؟
آن هم خوب است اما اگر بی تحملی نسبت به طنز منجر به برداشت توهین نشود !

Majid_ag
Tuesday 16 September 2008, 11:58AM
آن هم خوب است اما اگر بی تحملی نسبت به طنز منجر به برداشت توهین نشود !

چرا من هیچ وقت به طنزهای شما و دیگران اعتراض نکرده ام؟؟!!!
چون طنزند.
ولی آنچه که جناب هلنا مینویسند چیزی جز بی ادبی و توهین نیست.
نه فقط در این سرنگار که در هرجایی که توان پاسخگویی ندارند از بی ادبی و مسخره بازی استفاده میکنند.

3Reza
Tuesday 16 September 2008, 12:50PM
در اصل توسط صبح نوشته شده است http://iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://iranclubs.net/forums/showthread.php?p=585534#post585534)
خیلی خوب است که طنز و طعن را فقط برای مخالف خود خوب ندانیم و خود نیز تحمل شنیدن طنز را داشته باشیم ! نه ؟ :p
جناب صبح، همین که ما مطالب شما اعتراض نکردیم، یعنی اینکه تفاوتها را میدانیم.... مثلا در مورد "پنجاه سال پس از تعلیق" ، منو که میشناسید چطوری از این مسئله دفاع میکنم؟! ولی اینجا، مسائل به شکل طنز مطرح میشه و برای همین، من هم مطلبتونو خوندم و کلی هم خندیدم.....

3Reza
Tuesday 16 September 2008, 12:58PM
سارا پالين: فساد اخلاقي دخترم، باعث رشد و پيشرفت وي مي‌شود!!!
http://i37.tinypic.com/k04ryc.jpg

مك كين: خب سارا جون، داشتي از نحوه پيشرفت و رشد مي‌گفتي:D:D

3Reza
Tuesday 16 September 2008, 12:59PM
اینم یه عکس از مجلس:

http://i34.tinypic.com/2nl6cn7.jpg

هلنا
Tuesday 16 September 2008, 08:28PM
الله اکبر..... حیف اون اهل غدیری که اول هر نوشته ات میذاری!!!سلام . من تعجب میکنم . که تو چرا ظرفیت نداری . اینهمه گفتی ما شنیدیم . حالا تحمل شنیدن داشته باش . با کجای نوشته بالا مشکل داری . مگر هیئت حاکمه امریکا بارها اعلام نکردن چشمشان به داخل ایران است . مگر از داخل همین مدعیان اصلاحات کم بر انداز و مخالف بیرون امده . مگر در زمان اصلاحات کم یورش به دین و ایمان مردم شده .
اصلا داخل همین سایت . تو اصلاحات چی . نا اگاه اصلاحات چی . دموکراسی اصلاحات چی . کی بین خودتان مرزبندی کردید . اینطوری جرج بوش هم میتواند اصلاحات چی بشود قبول نداری .

هلنا
Tuesday 16 September 2008, 08:39PM
چرا من هیچ وقت به طنزهای شما و دیگران اعتراض نکرده ام؟؟!!!
چون طنزند.
ولی آنچه که جناب هلنا مینویسند چیزی جز بی ادبی و توهین نیست.
نه فقط در این سرنگار که در هرجایی که توان پاسخگویی ندارند از بی ادبی و مسخره بازی استفاده میکنند. سلام بر اهل غدیر . این مطلب خودش یک طنزه . من مطالبم هست . متاسفانه باید بگم بارها شما ها از ناتوانی در پاسخگویی از پاسخ کناره گیری کرده اید . نمونه همین سه رضا . مطالب منهم بنوعی طنز است . و اصل طنز ونوعش تعریف ندارد و ذوقی است . چه بسا در گروهی مطلبی مایه خنده نشود و در گروهی دگر بشود . حتی گاهی یک مطلب جدی طنر مینماید .
عزیز نسین . طنز نویس ترک . اگر بیوگرافیش را بخوانید اولین بار با یک مطلب جدی که از بدبختیهای خودش و ابادیش مینویسد . وارد دنیای طنز میشود . او به خیال خودش برای گریاندن نوشته بوده بر عکس مردم میخندند . اینجا شما دوست دارید متکلم وحده باشید و بخاطر این ناراحتید . یعنی هلنا نیا اینجا . درسته . :smile21:

هلنا
Tuesday 16 September 2008, 08:47PM
چرا من هیچ وقت به طنزهای شما و دیگران اعتراض نکرده ام؟؟!!!
چون طنزند.
ولی آنچه که جناب هلنا مینویسند چیزی جز بی ادبی و توهین نیست.
نه فقط در این سرنگار که در هرجایی که توان پاسخگویی ندارند از بی ادبی و مسخره بازی استفاده میکنند.سلام . کاربر مجید . من بیاد نمیاورم با شما مباحثه داشته باشم . و توهین به شما هم . اینجا . قضیه کاربر نا اگاه متفاوت است . و ربطی به شما ندارد . ایشان به شهدا توهین کرده و باید هزینه اش را پرداخت کند . ما اینجا پل نیستیم که هر کسی از ان عبور کند . در این موارد هم کوتاه نمیاییم . در عین حال این مسئله ارتباطی میان ما و شما ندارد . مگر . اینکه شما ایشان و خبطشان را تایید کنید . که انشاالله اینطور نیست .

آگاه
Wednesday 17 September 2008, 08:13AM
سلام . کاربر مجید . من بیاد نمیاورم با شما مباحثه داشته باشم . و توهین به شما هم . اینجا . قضیه کاربر نا اگاه متفاوت است . و ربطی به شما ندارد . ایشان به شهدا توهین کرده و باید هزینه اش را پرداخت کند . ما اینجا پل نیستیم که هر کسی از ان عبور کند . در این موارد هم کوتاه نمیاییم . در عین حال این مسئله ارتباطی میان ما و شما ندارد . مگر . اینکه شما ایشان و خبطشان را تایید کنید . که انشاالله اینطور نیست .
مثل اینکه اون قضیه بدجور بهت فشار آورده ؟;)

Majid_ag
Wednesday 17 September 2008, 08:34AM
سلام . کاربر مجید . من بیاد نمیاورم با شما مباحثه داشته باشم . و توهین به شما هم . اینجا . قضیه کاربر نا اگاه متفاوت است . و ربطی به شما ندارد . ایشان به شهدا توهین کرده و باید هزینه اش را پرداخت کند . ما اینجا پل نیستیم که هر کسی از ان عبور کند . در این موارد هم کوتاه نمیاییم . در عین حال این مسئله ارتباطی میان ما و شما ندارد . مگر . اینکه شما ایشان و خبطشان را تایید کنید . که انشاالله اینطور نیست .

من جریانات بین شما و دیگران را نمیدونم .
من به کشورم افتخار کردم ، میکنم و خواهم کرد.
میدونم که توهین به شهدای واقعی ما کار درستی نیست.

اما این رو هم میدونم که اهانت به دیگران با طنز متفاوته.
اگر کسی به من توهین کرد و من جوابش رو ندادم دلیل بر پیروزی آن فرد نیست. اینکه دیگران در برابر شما خیلی اوقات سکوت میکنند و شما به آن افتخار میکنید حکایت همان فرد بی ادب است .
مشکل اصلی شما اینست که فکر میکنید هر کس مثل شما فکر نمیکند دشمن قسم خورده ایران است که این واقعا تفکر اشتباهیست .
من بارها گفتم و باز هم میگم . امثال من و حمیدرضا که میشناسمش دلمون برای کشورمون میسوزه و فکر میکنیم که در زمان اصلاحات اوضاع بهتر بود . این عقیده ماست . برای این عقیده هم دلایلی داریم که فکر میکنیم درسته.
شما هم دلایلی دارید که در زمان حال اوضاع بهتره.
قانع کردن همدیگه در یک محیط سالم کاملا با روشی که شما در پیش گرفتی متفاوته.
شما هدفت از نوشتن در سرنگارهای سیاسی چیه؟
اگر هدفت متقاعد کردن من و امثال منه که روشت اشتباهه اگر هم هدف دیگه ای داری که خود دانی ولی توهین و تهمت به مزدور امریکا بودن و اینطور اهانت ها فقط و فقط بر بار گناهان شما خواهد افزود که البته بعید میدونم براتون اهمیتی داشته باشه.
من هیچوقت به جناب صبح اعتراض نکردم و نمیکنم چون کاملا منطقی و مودبانه میشه با ایشون بحث کرد ولی شما .......................

برادر من این ره که تو میروی به ترکستان است.

آگاه
Wednesday 17 September 2008, 12:09PM
من جریانات بین شما و دیگران را نمیدونم .
من به کشورم افتخار کردم ، میکنم و خواهم کرد.
میدونم که توهین به شهدای واقعی ما کار درستی نیست.

اما این رو هم میدونم که اهانت به دیگران با طنز متفاوته.
اگر کسی به من توهین کرد و من جوابش رو ندادم دلیل بر پیروزی آن فرد نیست. اینکه دیگران در برابر شما خیلی اوقات سکوت میکنند و شما به آن افتخار میکنید حکایت همان فرد بی ادب است .
مشکل اصلی شما اینست که فکر میکنید هر کس مثل شما فکر نمیکند دشمن قسم خورده ایران است که این واقعا تفکر اشتباهیست .
من بارها گفتم و باز هم میگم . امثال من و حمیدرضا که میشناسمش دلمون برای کشورمون میسوزه و فکر میکنیم که در زمان اصلاحات اوضاع بهتر بود . این عقیده ماست . برای این عقیده هم دلایلی داریم که فکر میکنیم درسته.
شما هم دلایلی دارید که در زمان حال اوضاع بهتره.
قانع کردن همدیگه در یک محیط سالم کاملا با روشی که شما در پیش گرفتی متفاوته.
شما هدفت از نوشتن در سرنگارهای سیاسی چیه؟
اگر هدفت متقاعد کردن من و امثال منه که روشت اشتباهه اگر هم هدف دیگه ای داری که خود دانی ولی توهین و تهمت به مزدور امریکا بودن و اینطور اهانت ها فقط و فقط بر بار گناهان شما خواهد افزود که البته بعید میدونم براتون اهمیتی داشته باشه.
من هیچوقت به جناب صبح اعتراض نکردم و نمیکنم چون کاملا منطقی و مودبانه میشه با ایشون بحث کرد ولی شما .......................

برادر من این ره که تو میروی به ترکستان است.
جناب majid-ag
جهت توضیح خدمتتون عرض کنم من به هیچ وجه تا به حال به شهدا توهین نکردم .
فقط یک بار نظرم رو درباره عماد مغنیه گفتم که اونجا هم ذکر کردم این نظر شخص منه که می تونه درست یا اشتباه باشه.
در همون تاپیک مربوطه هم کاربرانی بودند که به من انتقاد کردند و من هم به جهت حفظ احترام به اونها از ادامه بحث خودداری کردم .
ولی مثل اینکه قضیه این کاربر هلنا متفاوته و نمی دونم با این رویه اشتباه چی رو می خواد ثابت کنه؟
به هر صورت اگه فکر میکنه نظر افراد با چنین حرفها و روشی قابل تغییره اشتباه میکنه.

3Reza
Wednesday 17 September 2008, 12:11PM
دوستان عزیز.... بهرته بحث رو ادامه ندیم.... چون اینی که من دیدم، توی یه عالم دیگه سیر میکنه و با این رویه این بحث به جایی نخواهد رسید!

3Reza
Wednesday 17 September 2008, 12:13PM
بدون مطالعه مقاوم سازي نمي كنيم

سكندر: از ٢٣ هزار مدرسه بدون استحكام، پس از ٣ سال فقط ٢٥ تاي اون ها مقاوم سازي شده، دليلش چيه اوستا؟

صفدر: دليلي كه مسئولين مربوطه مي گن، طول كشيدن كار مطالعاتي براي مقاوم سازي اين مدارسه.

سكندر: يعني بدون مطالعه اين مدارس مقاوم سازي نمي شند؟

صفدر:اينا هيچ كاري رو بدون مطالعه و برنامه ريزي انجام نمي دند. خصوصا برا مدرسه كه مهد مطالعه است. بنابراين بايد برن خيلي مطالعه كنند،كتاب نسيم شمال و ديوان حسين كرد را بخونن تا درس مقاوم سازي ياد بگيرند. كارها و مطالعات ميداني هم لازمه، اينا بايد يك مدرسه رو كول كنند ببرن ژاپن كه زلزله خيزه ببينند با زلزله هاي اونجا اين مدرسه فرو مي ريزه يا نه، خب ٢٣ هزار مدرسه رو بردن مثلا ژاپن يك كمي طول مي كشه ديگه، مسئله مهم ديگه اينه كه هر يك از مدارس ما بايد طبق قانون عمر نوح داشته باشه اينه كه بايدخوب خوب مقاوم سازي بشند.

سكندر: غير از كار مطالعاتي دلايل ديگه تاخيرها چيه؟

صفدر:اين اوستا بناها خيلي بدقولند، سفت كارمياد،گچ كار نمياد، لوله كش مياد، سيم كش نمياد، از اون گذشته ملاط هاي حالا هم مثل ملاط هاي قديم نيستند، دير درست مي شند، يا زود از هم مي پاشند، مي دوني بايد ملاط خوب رو هم از خارج وارد كنيم كه بازم زمان بره، خلاصه فرآيند ملاط سازي پيرمون كرده.

سكندر: پس اين همه پول كه از صندوق ذخيره برداشتند برا مقاوم سازي چي شده؟

صفدر: اينا بيشترشون صرف همين مطالعات شده، با بقيه شون هم كه ٢٥ مدرسه مقاوم سازي شده فاكتور مياريم برات.

سكندر:پس با اين حساب چقدر طول مي كشه تا مدارس نامقاوم ، مقاوم بشند؟

صفدر: حساب كن سالي ٨ مدرسه كه مقاوم بشه حدود ٣ هزار سال نوري طول مي كشه، فقط اگه ساعات كار مطالعاتي رو بخشنامه بدن كم كنند، مي شه اميدوار بود.

هلنا
Wednesday 17 September 2008, 09:50PM
مثل اینکه اون قضیه بدجور بهت فشار آورده ؟;) سلام بر اهل غدیر . البته . توهین به شهدا چیز کمی نیست . انهم در راستای مقبولیت اسراییل .
ما از اول هم تحت فشار بودیم . و به ان عادت کردیم . متاسفانه نادانیها دستمایه ان است . همه میدانیم که عماد مغنیه یک شهید از جامعه اطلاعاتیست . رسته اطلاعات خط مقدم همه عملیات های امنیتیست . حضور عماد مغنیه ها موجد امنیت داخلی ماست . مطمئنا اگر نباشند چنین افرادی دست اسراییل و عوامل ان برای اغتشاش در داخل ایران بسیار باز میشود . پس شما با این احوال چگونه توقع داری به من فشار نیاید .

هلنا
Wednesday 17 September 2008, 10:04PM
من جریانات بین شما و دیگران را نمیدونم .
من به کشورم افتخار کردم ، میکنم و خواهم کرد.
میدونم که توهین به شهدای واقعی ما کار درستی نیست.

اما این رو هم میدونم که اهانت به دیگران با طنز متفاوته.
اگر کسی به من توهین کرد و من جوابش رو ندادم دلیل بر پیروزی آن فرد نیست. اینکه دیگران در برابر شما خیلی اوقات سکوت میکنند و شما به آن افتخار میکنید حکایت همان فرد بی ادب است .
مشکل اصلی شما اینست که فکر میکنید هر کس مثل شما فکر نمیکند دشمن قسم خورده ایران است که این واقعا تفکر اشتباهیست .
من بارها گفتم و باز هم میگم . امثال من و حمیدرضا که میشناسمش دلمون برای کشورمون میسوزه و فکر میکنیم که در زمان اصلاحات اوضاع بهتر بود . این عقیده ماست . برای این عقیده هم دلایلی داریم که فکر میکنیم درسته.
شما هم دلایلی دارید که در زمان حال اوضاع بهتره.
قانع کردن همدیگه در یک محیط سالم کاملا با روشی که شما در پیش گرفتی متفاوته.
شما هدفت از نوشتن در سرنگارهای سیاسی چیه؟
اگر هدفت متقاعد کردن من و امثال منه که روشت اشتباهه اگر هم هدف دیگه ای داری که خود دانی ولی توهین و تهمت به مزدور امریکا بودن و اینطور اهانت ها فقط و فقط بر بار گناهان شما خواهد افزود که البته بعید میدونم براتون اهمیتی داشته باشه.
من هیچوقت به جناب صبح اعتراض نکردم و نمیکنم چون کاملا منطقی و مودبانه میشه با ایشون بحث کرد ولی شما .......................

برادر من این ره که تو میروی به ترکستان است. سلام .
با کلیات سخنانت کاملا موافقم . منتها یک مسئله وجود دارد . شما ایا میتوانی بگویی دل من برای ایران نمیتپد . واقعا .
عین این را من متقابلا به شما نمیتوانم بگویم . البته من بیاد نمیاورم با شما بحثی داشته باشم .
در مورد کاربر سه رضا هم اینگونه است . اینجا شما نادانسته بمن تهمت زده اید . گفتارهای من موجود است .
منتها بین من با شما یک فرق هست . و ان رعایت خودی و غیر خودیست . من در مقابل غیر خودی هیچ تعهدی ندارم . غیر خودی در مقابل من است . و فکر میکنم کاملا منطقیست که حذف شود . به هر نحو.
من از شما تعجب میکنم چگونه این نسبت را به من میدهید . لطف کنید نشان دهید من چه زمانی به شخصی در جبهه خودی تهمت مزدوری زده ام .
شما یا سه رضا .
امثال شما و سه رضا فکر میکنید وضع حاضر بد است . باشد . ما هم میگیم نه . منتها اگر این بحثها غیر خودی را جری کند . و پای سو استفاده کننده را به میان بکشد و از طرف ما ادامه پیدا کند عین نادانیست .
در مورد متقاعد کردن . هم وضع به همین منوال است .

هلنا
Wednesday 17 September 2008, 10:10PM
دوستان عزیز.... بهرته بحث رو ادامه ندیم.... چون اینی که من دیدم، توی یه عالم دیگه سیر میکنه و با این رویه این بحث به جایی نخواهد رسید! سلام بر اهل غدیر . اگر بحث بین خودتونه که متکلم وحده هستید و موافق و موافق و موافق .
ولی اگر هدفی دارید باید توضیح بدی که من تو کدام عالم سیر میکنم . اگر من این را بعنوان توهین بخودم نگیرم . :smile27:
اگر عوالم من را میدانی که باید براحتی من را قانع کنی .

صبح
Wednesday 17 September 2008, 10:45PM
مثل اینکه اون قضیه بدجور بهت فشار آورده ؟;)
تروریست خواندن شهید عماد مغنیه .... و خوشحالی از به سزای اعمالش رسیدن توسط سرویسهای جاسوسی اسرائیل ، ظاهرا برای آگاه و جناب 3Reza که تشکر هم می کنند ، افتخاری محسوب می شود .

اصولا این اصلاحات ایران کلابزی ، نیاز به طنز ندارد ... ! تفکری که خود مملو از اعوجاج است ، نیازی به کاریکاتور ندارد ... چون اصالت کاریکاتور در این همخوانی جناب 3Reza و "آگاه" ، در تروریست خواندن شهدای اسلام قابل مشاهده است . چه چیز خنده دار تر از اینکه جریان اصلاحات یک دم در اسرائیل دارد که ترور کردن شهید اسلام از سوی صهیونیستها گرامی می دارد و تازه مدعی اصلاحات زیر سایه جمهوری اسلامی هم هست ... به خودتان نگاه کرده اید ؟

کاش اصلاحات مبنای فکری به شما می داد تا اینطور کاریکاتوریزه نشوید ! :p البته شما جناب آگاه که از نظر بسیاری از اعضای تالار از جمله بنده ، سرتاپا آمریکائی اسرائیلی هستید و بارها با موضع گیریهای خود از دوست خواندن آمریکا و تروریست خواندن شهدای مجاهد که برای عزت خاورمیانه تلاش می کنند ، این را ثابت کرده اید و اصولا جریان رسمی اصلاحات و بعبارتی بخش فوقانی هرم اصلاحات در ایران شما را درون خود نمی پذیرد ... شاید بعضی از این جوجه ملعبه های دفتر تحکیم با شما همفکر باشند اما هنگامی که نام جریان اصلی اصلاحات حول خاتمی می آید ، چنین خبرهائی نیست ، تعجب من از جناب 3Reza هست که فریب شما را می خورد . بهرحال بنده دوستانی که به خاتمی نزدیکند چندتا دارم ، و آنها ادعای جریان مقاومت و سید موسی صدر و سید حسن نصر الله را دارند و اگر کسی مغنیه را تروریستی که با کشته شدنش توسط موساد به سزای عملش رسید بخواند جز آب دهان از این دوستان دوم خردادی ما چیزی تحویل نخواهد گرفت ... شما البته می دانید که سید محمد خاتمی از بستگان نزدیک سید موسی صدر موسس جنبش مقاومت امل در لبنان است ... و چیزی که محرز است جمع اصلاحات شناخته شده در ایران ، با آگاه که با از دست رفتن شهدای مقاومت خوشحالی می کند اصولا همخوانی ندارد و اصلاحات رسمی حول خاتمی چیزی غیر از این حرکات مشکوک است .

شاید آگاه می خواهد با افراطی گری ضد مقاومت اسلام ، در عین اصلاحاتی خواندن خود ، در ما نسبت به جریان اصلاحات کینه درست کند ! خدا می داند . مواظب باشید این جریان پیش نرود ، به نفع هیچ کس نیست . بهرحال باید خطوط قرمز را شناخت ... و همه چیز را فدای تفاوت منش حزبی نکرد .... لذا هنگامی که عماد مغنیه از معتصمین بحبل الله ... ( و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا) ... بوده و بر طریق همه شیعیان می جنگیده ، آویزان شدن تفکری مثل "آگاه" ، به این خوشه ای که حول محور الله جمع شده ، معنائی ندارد . اصولا معتقدم این وصله های نچسب به حبل الهی ، به بخش اصلاحاتش می چسبند ، چون این بخش بعضی از خطوط قرمز را از سر ناآگاهی ، توجه نمی کند .... به سبب این آموزش ندیدگی و سطحی شدن جریان اصلاحات ، جای سوء استفاده، بسیار هست ...

آگاه
Thursday 18 September 2008, 08:13AM
سلام بر اهل غدیر . البته . توهین به شهدا چیز کمی نیست . انهم در راستای مقبولیت اسراییل .
ما از اول هم تحت فشار بودیم . و به ان عادت کردیم . متاسفانه نادانیها دستمایه ان است . همه میدانیم که عماد مغنیه یک شهید از جامعه اطلاعاتیست . رسته اطلاعات خط مقدم همه عملیات های امنیتیست . حضور عماد مغنیه ها موجد امنیت داخلی ماست . مطمئنا اگر نباشند چنین افرادی دست اسراییل و عوامل ان برای اغتشاش در داخل ایران بسیار باز میشود . پس شما با این احوال چگونه توقع داری به من فشار نیاید .
خوب ، شما که به این موضوع اعتقاد داری چرا از حرف من ناراحت شدی ؟
مگر با نظر من عماد مغنیه تروریست می شود ؟ یا از درجه شهادت او کاسته می شود ؟
من در تاپیکی که درباره ایشون نظرخواهی شد نظرم را گفتم . غلط یا درست .

آگاه
Thursday 18 September 2008, 08:28AM
تروریست خواندن شهید عماد مغنیه .... و خوشحالی از به سزای اعمالش رسیدن توسط سرویسهای جاسوسی اسرائیل ، ظاهرا برای آگاه و جناب 3Reza که تشکر هم می کنند ، افتخاری محسوب می شود .

اصولا این اصلاحات ایران کلابزی ، نیاز به طنز ندارد ... ! تفکری که خود مملو از اعوجاج است ، نیازی به کاریکاتور ندارد ... چون اصالت کاریکاتور در این همخوانی جناب 3Reza و "آگاه" ، در تروریست خواندن شهدای اسلام قابل مشاهده است . چه چیز خنده دار تر از اینکه جریان اصلاحات یک دم در اسرائیل دارد که ترور کردن شهید اسلام از سوی صهیونیستها گرامی می دارد و تازه مدعی اصلاحات زیر سایه جمهوری اسلامی هم هست ... به خودتان نگاه کرده اید ؟

کاش اصلاحات مبنای فکری به شما می داد تا اینطور کاریکاتوریزه نشوید ! :p البته شما جناب آگاه که از نظر بسیاری از اعضای تالار از جمله بنده ، سرتاپا آمریکائی اسرائیلی هستید و بارها با موضع گیریهای خود از دوست خواندن آمریکا و تروریست خواندن شهدای مجاهد که برای عزت خاورمیانه تلاش می کنند ، این را ثابت کرده اید و اصولا جریان رسمی اصلاحات و بعبارتی بخش فوقانی هرم اصلاحات در ایران شما را درون خود نمی پذیرد ... شاید بعضی از این جوجه ملعبه های دفتر تحکیم با شما همفکر باشند اما هنگامی که نام جریان اصلی اصلاحات حول خاتمی می آید ، چنین خبرهائی نیست ، تعجب من از جناب 3Reza هست که فریب شما را می خورد . بهرحال بنده دوستانی که به خاتمی نزدیکند چندتا دارم ، و آنها ادعای جریان مقاومت و سید موسی صدر و سید حسن نصر الله را دارند و اگر کسی مغنیه را تروریستی که با کشته شدنش توسط موساد به سزای عملش رسید بخواند جز آب دهان از این دوستان دوم خردادی ما چیزی تحویل نخواهد گرفت ... شما البته می دانید که سید محمد خاتمی از بستگان نزدیک سید موسی صدر موسس جنبش مقاومت امل در لبنان است ... و چیزی که محرز است جمع اصلاحات شناخته شده در ایران ، با آگاه که با از دست رفتن شهدای مقاومت خوشحالی می کند اصولا همخوانی ندارد و اصلاحات رسمی حول خاتمی چیزی غیر از این حرکات مشکوک است .

شاید آگاه می خواهد با افراطی گری ضد مقاومت اسلام ، در عین اصلاحاتی خواندن خود ، در ما نسبت به جریان اصلاحات کینه درست کند ! خدا می داند . مواظب باشید این جریان پیش نرود ، به نفع هیچ کس نیست . بهرحال باید خطوط قرمز را شناخت ... و همه چیز را فدای تفاوت منش حزبی نکرد .... لذا هنگامی که عماد مغنیه از معتصمین بحبل الله ... ( و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا) ... بوده و بر طریق همه شیعیان می جنگیده ، آویزان شدن تفکری مثل "آگاه" ، به این خوشه ای که حول محور الله جمع شده ، معنائی ندارد . اصولا معتقدم این وصله های نچسب به حبل الهی ، به بخش اصلاحاتش می چسبند ، چون این بخش بعضی از خطوط قرمز را از سر ناآگاهی ، توجه نمی کند .... به سبب این آموزش ندیدگی و سطحی شدن جریان اصلاحات ، جای سوء استفاده، بسیار هست ...
اینها که شما گفتید نظر شخصی شماست .:pهمانطور که بارها خودتان گفتید یک نظام قائم به شخص نیست .اگر کردان جائل مدرک باشد یا زارعی فاسد دلیل بر انحراف کل نظام نیست .
پس چطور است که نظر من درباره یک شخص را به کل یک سیستم تعمیم می دهید ؟
اگر راست میگویید ( که متاسفانه دروغ می گویید ) یک نوشته از من در حمایت از اسرائیل بیاورید.بنده هیچ کجا از مقاومت و حزب الله و امثالهم بد نگفتم و از اسرائیل و صهیونیست و .. هم دفاع نکردم .
شما عادت دارید به تمام موضوعات کلی نگاه کنید .مثلا اگر کسی از احمدی نژاد انتقاد کرد پس او مخالف نظام و رهبر و امام و اسلام است . در صورتی که چنین طرز فکر پوسیده ای کاملا منسوخ است .
پس ملاحظه کردید که شما دچار یک توهم شده اید .:)

3Reza
Thursday 18 September 2008, 11:17AM
سلام بر اهل غدیر . اگر بحث بین خودتونه که متکلم وحده هستید و موافق و موافق و موافق .
ولی اگر هدفی دارید باید توضیح بدی که من تو کدام عالم سیر میکنم . اگر من این را بعنوان توهین بخودم نگیرم . :smile27:
اگر عوالم من را میدانی که باید براحتی من را قانع کنی .
بحث متکلم وحده نیست و از قضا خوشحال هم خوایم شد که شما هم مشارکت داشته باشید.... ولی به شکل معقول.... نه با توهین و تهمت.....
در ضمن، فکر میکنیم که بحث سرنگار منحرف شده است و از کلیه دوستان میخوام که یا بحث رو ادامه ندن، یا اینکه در سرنگاری مجزا، به ادامه بحث بپردازند.
با تشکر

هلنا
Thursday 18 September 2008, 11:04PM
خوب ، شما که به این موضوع اعتقاد داری چرا از حرف من ناراحت شدی ؟
مگر با نظر من عماد مغنیه تروریست می شود ؟ یا از درجه شهادت او کاسته می شود ؟
من در تاپیکی که درباره ایشون نظرخواهی شد نظرم را گفتم . غلط یا درست . سلام . :( یعنی شما میفرمایید ما شما را بزرگتر از ان چیزی که خودتان را میدانید پنداشته ایم . عجیب است .
در رابطه با اینکه با نظر شما چیزی تغییر نمیکند . من این حرف را مبنای نپختگی شما میدانم .
شما مثل اینکه فراموش کردید اینجا محل گفتمان است . نظر شما تا وقتی که در مخیله شماست برای شماست وقتی اینجا امد برای شما مسئولیت ایجاد میکند . یعنی چه غلط یا درست . نمیخواهید بگویید که ادم مسئولیت ناشناسی هستید . که این با روح گفتمان منافات دارد .
باور بفرمایید من با شخص جنابعالی مشکلی ندارم . درد همین مسئولیت ناشناسیست .
از ان بدتر اینکه شما مدعی اصلاحات هم هستید . و ایران و ایرانی . چگونه غلط یا درست بخود اجازه میدهید به سرباز این ملک انگ تروریست بزنید .
مگر اصلاحات با اسراییل صلح کرده . یا اسراییل دشمن ایران نیست . این تناقض را چگونه پاسخ میدهید .

هلنا
Thursday 18 September 2008, 11:09PM
بحث متکلم وحده نیست و از قضا خوشحال هم خوایم شد که شما هم مشارکت داشته باشید.... ولی به شکل معقول.... نه با توهین و تهمت.....
در ضمن، فکر میکنیم که بحث سرنگار منحرف شده است و از کلیه دوستان میخوام که یا بحث رو ادامه ندن، یا اینکه در سرنگاری مجزا، به ادامه بحث بپردازند.
با تشکر سلام در این سرنگار از جانب من حداقل به شما توهین صورت نگرفته و این برداشت غلط شماست . من مشارکت خواهم داشت ولی سبک خودم را دارم و همانطور هم که گفتم طنز تعریف ندارد .
شما دو جا بمن بدهکاری . اول . عوالم مرا نگفتی . بشدت مایلم بدانم . :(
دوم . نظرت در مورد عماد مغنیه . :rolleyes: این یکی را بیشتر مایلم بدانم . شفاف

3Reza
Friday 19 September 2008, 12:14PM
دوم . نظرت در مورد عماد مغنیه . :rolleyes: این یکی را بیشتر مایلم بدانم . شفاف
:smile21::smile21::smile21: واقعا که..... من باید روی بدیهیات هم توضیح بدم؟! شما اگه یه خرده توی سرنگارهای مربوطه بگردی، پیدا کنی......
سلام در این سرنگار از جانب من حداقل به شما توهین صورت نگرفته و این برداشت غلط شماست .
من اشتباه برداشت کردم! قبول..... ولی بقیه هم اشتباه برداشت کردن؟! این که نمیشه! حتما مطالبتون مشکل داره که همه بد برداشت میکنن!

3Reza
Friday 19 September 2008, 01:16PM
هفته نامه

شنبه: اینجا و آنجا

فاطمه رجبی نشان می دهد حواسش به عدم حضور الهام، در چند هفته اخیر، در مقام پاسخگویی به کسانی که از دولت سوالی دارند، هست. رجبی به بهانه حرفهای رحیم مشایی کلی به خاتمی حمله می کند! شما فکر می کنید که برای همسر غلامحسین الهام اصل بر حمله کردن است، اسامی اهمیتی ندارند؟ شما فکر می کنید به لحاظ آوایی یا نوشتاری سید محمد خاتمی خیلی شبیه اسفندیار رحیم مشایی لست؟ شما فکر می کنید از نظر رجبی شکستهای تیم فوتبال استقلال هم مقصری جز خاتمی ندارد؟

می خوانیم نیکول کیدمن کم بازده ترین بازیگر هالیوود معرفی شده است. به احتمال زیاد استکبار جهانی و حومه، دیگر در تمام موارد (تمام مواردها!) دچار سردرگمی و جهالت محض شده. خب وقتی دوستان عدالت سرخود می گویند امریکا مطلقا در گمراهیی به سر می برد معنایش همین می شود دیگر. آخر عزیز من، نیکول کیدمن، کم بازده؟!! خوبی شما؟!

یکشنبه: خاتمی و فوتبال

خاتمی گفته جبهه اصلاحات باید حالت تهاجمی بگیرد. ما هم کاملا با او موافقیم. اساسا آگاهان و کارشناسان علم پولتیک مانند مجید جلالی و امیر حاج رضایی معتقدند اصلاحات تا حالا 2-3-5 بازی می کرده حتی 1-3-6 هم چیده شده که خیلی تدافعی است. بهتر است از این به بعد 1-2-3-4 وارد بازی شوند، خود آقای خاتمی هم باید سانتر فوروارد باشد! هرچند گمان می کنیم در این حالت و با اتخاذ شیوه تهاجمی و در صورت سانتر فوروارد بودن خاتمی، تیم مقابل: الف) با اخذ مجوز رسمی و قانونی مقابل دروازه اش را دیوار بکشد!! ب) در دقیقه دوم بازی داور به هشت نفر از بازیکنان تیم اصلاحات کارت قرمز نشان دهد، بقیه را هم با لگد می زند! ج) به خاطر عدم حضور تیم حریف، تیم اصلاحات را سه بر صفر بازنده اعلام می کنند!! د) مسابقات بدون حضور تیم اصلاحات برگزار می شود، خلاص!

یک خبر خوش و مسرت بخش می خوانیم که نوشته « واردات بنزین روزی 21 میلیون لیتر» از اینکه سهمیه بندی بنزین با کارتی کردن سوخت، میلیاردها هزینه برای مجهز کردن تمام جایگاهها بنزین کشور به سیستم جدید و . . . سرکاری بود، در پوست خود جا نمی گیریم و به داشتن چنین دولت شوخ طبع و خوش ذوقی می بالیم. شما هم برو حالشو ببر!

دوشنبه: مجلس و حروف لاتین

مجلس که زورش نرسیده به رحیم مشایی گیر بدهد، می خواهد کل سازمان میراث فرهنگی را از ریاست جمهوری جدا کند، بلکه شاید روزی احتمالا بتواند از رئیس این سازمان بپرسد اسفند جان خوبی؟! به همین خاطر و از آنجا که پیشگیری بهتر از درمان است، بر مجلس و نمایندگان واجب است چون نمی توانند گرد و خاک کت علی آبادی را به خاطر شکستهای کاروان ورزشی ایران بتکانند، همین امروز درخواست جدایی این سازمان و ادغام آن در سازمان آب و فاضلاب یا مراتع و جنگلداری یا دامپروری و طیور را مطرح کنند.

استاندار تهران که پیشتر روزنامه نگاران منتقد دولت را عده ای عقده ای خوانده بود، اعلام کرد روزنامه های منتقد دولت باید بالای روزنامه شان بنویسند که از چه کسی دستور می گیرند! من انصافا احساس می کنم اوئ حرف درستی زده همین جا اعتراف می کنم؛ من برای نوشتن این ستون از اف بی آی، همچنین کا گ ب و ایضا از بی ام و، و همین طور از کی اف سی و سایر حروف لاتین دستور گرفته ام! من دستور گرفته ام طی یک سری اقدامات خرابکارانه برق مملکت را روزی چندین بار قطع کنم و فاتحه کارخانجات تولیدی را بخوانم. به من دستور داده شد با تزریق نقدینگی فراوان، تورم را در کشور بالا ببرم و مبانی علم اقتصاد را شخم بزنم از ته! بنده دستور داشتم ضمن ایجاد افزایش قیمت در تمام اقلام، نظام بانکداری را بفرستم لای دست باباش! من . . . به هر کس اسمم را حدس بزند، جایزه می دهم!

وزیر علوم در آخرین فرمایش خود اعلام کرد « سواد خواندن و نوشتن برای وزارت کافیست.» من نمی دانم چرا مسولان ما کماکان دست از مدرک گرایی برنمی دارند. آخر برادر من سواد خواندن و نوشتن واقعا برای وزارت در دولت نهم چه کاربردی دارد که شماها اینقدر بی مورد به داشتن آن اصرار می کنید؟! اساسا و اصولا پافشاری بر مواردی که هیچ گونه کاربردی ندارد، جایز نیست. خود شما انصافا در این مدت هیچ وقت برای این همه خدمت نیازتان به این موارد پیش پا افتاده و غیرضروری بوده است؟ من خودم به آقای وزیر علوم اعلام می کنم « آقای وزیر کشور آنقدر شوق خدمت داشتند که فرصت رفتن دنبال این کارهای بیهوده را پیدا نکردند!!»

سه شنبه: دلار و ترور

سرانجام تلاشهای دولت نهم به ثمر نشست و دلار در آستانه رسیدن به نرخ هزار تومان است. ای مردم ایران برو حالشو ببر! این هم دلیل محکمی بر برای کوبیدن مشت، لگد و سایر اعضا به دهان و سایر اعضای یاوه گویان منتقد دولت که هی می گویند ما پیشرفت نکرده ایم. این همه ترقی را کور است هر کس نبیند. این همه دستیابی به قله ها را لال است هر کس نگوید. جداّ زبان از بیان این پیشرفتها در می ماند و آدمی تنها می تواند یگوید برو حالشو ببر! در عین حال اعلام می شود در صندوق ذخیره ارزی که باید 150 میلیارد دلار باشد، تنها هفت میلیارد دلار باقی مانده است و این هم نشانه دیگری از پیشرفت. کدام دولت قبلی توانسته 143 میلیارد دلار بیش از اندازه یی که باید، از صندوق ذخیره بردارد؟! اینجاست که باید گفت آفتاب آمد دلیل آفتاب! به به، مرحبا، احسنت، زهی خیال باطل (نه، این آخری نبود! و من به خاطر احساساتی شدن، آن را گفتم!)

محمد علی ابطحی می گوید خاتمی تهدید به ترور شده است. شما فکر می کنید سعید حجاریان، خاتمی را تهدید به ترور کرده؟ شما فکر می کنید محمدرضا خاتمی بر سر یک اختلاف خانوادگی میان همسرش و همسر برادرش، خاتمی را تهدید به ترور کرده؟ شما فکر می کنید دختر خاله بنده خاتمی را تهدید به ترور کرده؟ شما فکر می کنید . . . زحمت بکشید یک کمی فکر کنید. خب؟

چهارشنبه: وزیر نیرو و کلهر

وزیر نیرو در اقدامی خدمتگزارانه بدون درخواست مشتلق اعلام کرد خاموشی ها در فصل سرما تداوم خواهد داشت و به تابستان 88 هم خواهد رسید. من دست افشان و پاکوبان به آحاد مردم همیشه در صحنه عرض می کنم اینجاست که آدم از اعماق تهش می گوید برو حالشو ببر! اگر دوستان لطف کنند از حالا نسبت به تهیه چراغ پیه سوز و هیزم اقدام کنتد، در آتی اساسی حالشو خواهند برد!!

مهدی کلهر، مشاور رئیس جمهور در حمایت از احمدی نژاد که تا آخرین روز ویزای سفر به امریکایش صادر نشده بود، می گوید: « جایگاه ایران نسبت به سه سال پیش بین مردم امریکا فرق کرده.» شما فکر می کنید جایگاه خیلی خیلی بهتر شده؟ شما فکر می کنید این جایگاه یک کمی بهتر شده؟ شما فکر می کنید این جایگاه اصلا بهتر شده؟ شما . . . شما را نمی دانم، اما این آقای کلهر چه فکر می کند؟!

پنجشنبه:

پیش بینی های ما معمولا در پنجشنبه ها درست از آب در می آید. امروز تا ظهر . . . بگذریم. شبهای احیا نزدیک است. از همه تان برای بهبود این اوضاع که همگی داریم حالش را می بریم، یک یا علی (ع) می خواهم.

هلنا
Saturday 20 September 2008, 12:20AM
:smile21::smile21::smile21: واقعا که..... من باید روی بدیهیات هم توضیح بدم؟! شما اگه یه خرده توی سرنگارهای مربوطه بگردی، پیدا کنی......

من اشتباه برداشت کردم! قبول..... ولی بقیه هم اشتباه برداشت کردن؟! این که نمیشه! حتما مطالبتون مشکل داره که همه بد برداشت میکنن! سلام .:smile21: دیدی حالا . من یک سوال از تو کردم . نتوانستی شفاف پاسخ بدی . من فکر نمیکنم خنده پاسخ من بوده باشه .
درست این رفتار تو در جریان اصلاحات و اتفاقا شخص خاتمی هم وجود داشت . یعنی جایی که باید شفاف میبود جرات و توان شفافیت نداشت .
پسر جان نترس . من مسئولیت بعدی این اظهار نظر را از دوش تو بر داشتم :smile22:
عوالم من را هم نگفتی :)
در مورد برداشتت . باید بگم که . شما تا 1000 سال هم از مرغ و تخم مرغ و نمیدانم فوتبال خاتمی طنز بگی . اسمش طنزه . ولی تاثیر گزار نیست . و شما ظرفیت تحملت پایینه . طنز اونی هست که من گفتم و امپرت را بالا برد . و بی متالت را پراند .

3Reza
Saturday 20 September 2008, 01:25PM
سلام .:smile21: دیدی حالا . من یک سوال از تو کردم . نتوانستی شفاف پاسخ بدی . من فکر نمیکنم خنده پاسخ من بوده باشه .
درست این رفتار تو در جریان اصلاحات و اتفاقا شخص خاتمی هم وجود داشت . یعنی جایی که باید شفاف میبود جرات و توان شفافیت نداشت .
پسر جان نترس . من مسئولیت بعدی این اظهار نظر را از دوش تو بر داشتم :smile22:
:smile21::smile21::smile21::smile21:
واقعا که...... بهت گفتم برو توی سرنگارهای مربوطه بگرد و نظر منو پیدا کن..... اینقدر شفاف گفتم که نمیتونی تصورشو بکنی:D من که نمی تونم به سوالات بی مورد شما، اینجا پاسخ بدم و وقتمو تلف کنم..... چون اینجا محل بحث شخصی بین من و شما نیست و موضوع سرنگار هم ایجاب میکنه که این بحث تموم بشه....
شما تا 1000 سال هم از مرغ و تخم مرغ و نمیدانم فوتبال خاتمی طنز بگی . اسمش طنزه . ولی تاثیر گزار نیست . و شما ظرفیت تحملت پایینه . طنز اونی هست که من گفتم و امپرت را بالا برد . و بی متالت را پراند .

برای ما طنز بود.... اما برای شما واقعیت بود:p تازه، اسناد وزارت دفاع امریکا رو که چند ماه قبل اومد بیرون، خوندی؟! از ایران دفاع کرده بود..... من که میگم حتما یه سر و سری با اصولگراها دارند....:p

هلنا
Saturday 20 September 2008, 05:12PM
:smile21::smile21::smile21::smile21:
واقعا که...... بهت گفتم برو توی سرنگارهای مربوطه بگرد و نظر منو پیدا کن..... اینقدر شفاف گفتم که نمیتونی تصورشو بکنی:D من که نمی تونم به سوالات بی مورد شما، اینجا پاسخ بدم و وقتمو تلف کنم..... چون اینجا محل بحث شخصی بین من و شما نیست و موضوع سرنگار هم ایجاب میکنه که این بحث تموم بشه....

برای ما طنز بود.... اما برای شما واقعیت بود:p تازه، اسناد وزارت دفاع امریکا رو که چند ماه قبل اومد بیرون، خوندی؟! از ایران دفاع کرده بود..... من که میگم حتما یه سر و سری با اصولگراها دارند....:p سلام . بابا از الان بند رو اب دادی که . فکر میکنی من نظرت را نمیدونم . :smile21:گفتم بلکه جرات اینجا گفتنش را داشتی هههههه . نترس ازت ناراحت نمیشه :smile06:
عوالم من رو که باید بگی . تو وقتت همینطوری هم تلفه . نکنه بیزینسی چیزی داری . اون وقت گرانبهات را دو دستی چسبیدی .
خوب حالا ما هم از این واقعیتها داریم . بشرطی که فیوز نپرونی هههههه . در مورد اون اسناد نه من نخوندم . حتما یه سرو سری هست . نه بین اصولگراها . و امریکا . این احمدی خوش قیافه معشوقه اش رو اونجا پیدا کرده . هههههه . نمیبینی میخواد بره اونجا چه ذوق میکنه . :smile21:

Arshanoosh
Saturday 20 September 2008, 05:35PM
مديران سايت كجا تشريف دارند
بهتره اسم اين تاپيك عوض بشه

3Reza
Tuesday 23 September 2008, 01:10PM
بابا از الان بند رو اب دادی که . فکر میکنی من نظرت را نمیدونم . :smile21:گفتم بلکه جرات اینجا گفتنش را داشتی هههههه . نترس ازت ناراحت نمیشه :smile06:
:smile21::smile21: خیلی جالبه! جنابعالی علم غیب هم که داری:smile21::smile21:
تو وقتت همینطوری هم تلفه . نکنه بیزینسی چیزی داری . اون وقت گرانبهات را دو دستی چسبیدی .
نه بابا.... من که مثله شما نیستم! من یه بیکار بی عار هستم که از صبح تا شب توی این سایت میچرخم....:D
بشرطی که فیوز نپرونی هههههه . در مورد اون اسناد نه من نخوندم . حتما یه سرو سری هست . نه بین اصولگراها . و امریکا . این احمدی خوش قیافه معشوقه اش رو اونجا پیدا کرده . هههههه . نمیبینی میخواد بره اونجا چه ذوق میکنه . :smile21:
ما که فیوز نمیپرونیم، فقط طاقت توهین رو نداریم، همین....
سرو سری هم اگه باشه، شما باید بدونی.... چون علم غیب داری و من ندارم....:D

3Reza
Tuesday 23 September 2008, 01:11PM
حتما قرصاشو سروقت نخورده !!


سكندر: بالاخره نمرديم و شنيديم كه بيماراي سكته قلبي تو ٧ بيمارستان رايگان درمون مي شند؟

صفدر: فكر نمي كني كمي اين اقدام عجيب و غريب باشه. چون طرف اگه حتي دوست داشته باشه بميري، يكي پيدا نمي شه مجاني اونو خفه كنه؟

سكندر: والا چه عرض كنم شما اوستايي از بنده مي پرسي؟

صفدر: بايد عنوان مي كردند بيمارايي كه سكته حاد و قلبي كردند مي تونند به طور رايگان وارد آزمايشگاه بشند تا با تكنيك ها و تردستي هاي منحصر به فرد روشون آزمايش انجام بگيره. به عبارت ديگه هنگامي كه آزمايش بر روي نمونه هاي داوطلب انجام شد و نتيجه گرفت ديگه خبري از رايگان مايگان نيست و اگه اون بيمار سكته كرده حالش بهتر شد بايد يه عمر به سلولاي بنيادي بند ناف قسط بده.

سكندر: خب طرف اگه زير آزمايش مرد يا فوت كرد چي؟

صفدر: همون اول كارو محكم مي كنند. از بيمار و آباء و اجدادش چك و سفته و رضايت خط محضري و اثر انگشت و ... مي گيرند، تا فردا خدا بيامرز ادعايي نداشته باشه و ثابت بشه كه داوطلبانه از طريق سلول هاي بنيادي مغز استخون و بندناف به ديار باقي شتافته.

سكندر: حالا گفتند درمان رايگان، اصلا اينا درمان مي كنند كه مي گند رايگان؟

صفدر: اگه فناوري نوين تشخيص بده كه درد اينا از اول درداي بي درمون نيست كه درمان مي شه.
اگه هم درمون نشد خب حتما بيمار قرصاشو سروقت نخورده.

سكندر: بعد از سكته قلبي فكر مي كني كدوم بيماري رو درمان رايگان كنند.

صفدر: گمون كنم عمل پيوند سر رو هم رايگان كنند.

3Reza
Wednesday 24 September 2008, 06:08PM
گمان بريد فرزندتان به سفر قندهار مي رود

سكندر: مدارس باز شده چه توصيه هايي برا دانش آموزان داري؟

صفدر: توصيه بسياره، ما دلمون برا نسل دانش آموز بال بال مي زنه، اول سعي مي كنم در بخش تغذيه چند توصيه مهم بكنم

١- دانش آموزان عزيز، شير نقش مهمي در تقويت حافظه و از بر كردن جدول ضرب داره، به همين خاطر مامان و بابا جونتونو موظف كنيد بعد از ساعت ٤ صبح برن در مغازه صف وايستند تا يك پاكت شير بخرند، در اين راه اگر سركارشون دير شده اشكالي نداره فوقش به دليل اين همه تاخير، اخراج مي شند.٢ -صبحانه رو قوي بخورند، مامان و باباها بايد حتي اگر بچه اشتها نداشت دو نفري دست و پايش را بگيرند و يك نفر به زور به حلقش صبحانه بچپاند، بهترين صبحانه كره، پنير، تخم مرغ، روغن زرد و عسل است كه به راحتي در دسترس همگان مي باشد. خونواده هايي كه نمي توانند اين ها را در دسترس قرار دهند، كافي است تصاوير اين خوردني ها را به فرزندانشان نشان دهند. پدر خانواده موظف است دوسوم از حقوق خود را صرف خريد صبحانه براي بچه اش كند، در غير اين صورت طبق بخشنامه والدين مقصر و عامل اصلي افت تحصيلي دانش آموزان مي باشند.
٣- كيف و كوله پشتي فرزندان خود را پر از كيك و كلوچه و تنقلات كنيد و گمان بريد فرزندتان به سفر قندهار مي رود، به احساسات فرزندان فقير فقرا هم اصلا توجه نكنيد كه احساسات شما خدشه دار مي شود و در پاسخ به نگاه هاي معنادار بعضي ها بگوييد: «برو قوي شو اگر راحت جهان طلبي / كه در نظام طبيعت ضعيف پامال است».
٤ -عدس براي تقويت ذهن و اقتدار مخچه خوب است، تحقيقات نشان داده است كساني كه عدس خورده اند، اكنون لوبيا صادر مي كنند و قراردادهاي كلاني با سازمان خواروبار جهاني دارند، خونواده هايي كه عدس ندارند، هنگامي كه سود سهام گرفتند بروند عدس بخرندها!٥- اگر از آب ميوه و مايعات مقوي فراموش كرديد، بدين معناست كه دوست نداريد فرزندتان مهندسي جامدات بخواند، زيرا كه اين مايع است كه اغلب به جامد تبديل مي شود. ما براي كساني كه قدرت خريد مايعات مقوي ندارند در مدارس شير آب تعبيه كرديم كه داخل اين آب انواع املاح معدني دارد.

3Reza
Thursday 25 September 2008, 10:56AM
استاندارد از ته دل

سكندر: طرح نظارت بر قطعات خودرو مي خواد از جانب سازمان استاندارد اجرا بشه، نظرت چيه؟

صفدر: كار بسيار خوبيه، اغلب ماشينا كه آتيش مي گيرند يا فرمون مي برند به دليل اينه كه رو قطعاتشون جايي رو براي چسباندن مهراستاندارد، طراحي نكردند.

سكندر: چه جوري متوجه مي شند فلان خودرو استاندارد نيست؟

صفدر:علامت استاندارد به اين گندگي از هفت فرسخي معلومه ديگه، نيگاه مي كنند ببينند هر قطعه ماشين كه علامت استاندارد روش نبود فوري يك علامت روش مي چسبونند وماشين مي شه استاندارد استاندارد

سكندر:يعني ديگه فرمونش نمي بره و آتيش هم نمي گيره؟

صفدر:نه ديگه، اين علامت استاندارد باعث مي شه كه اتومبيل حساس بشه و اگه هم آتيش بگيره از درون آتيش مي گيره و خودخوري مي كنه و هيچ وقت آتيششو بروز نمي ده

سكندر:پس اين همه خودروي داخلي كه يك عالم نقص فني داره مگه مورد تاييد استاندارد نيست.

صفدر: چرا مورد تاييد هست اما از ته دل مورد تاييد نيست، مثلا شما به يكي مي گي دوستت دارم ولي ته دلت يه چيز ديگه است و مجبوري برا حفظ ظاهر هم شده بگي ديوونتم.

سكندر: كي اين استاندارد از ته دل مي شه؟

صفدر: موقعي كه دل به دل راه پيدا كنه، طرفين با هم كنار بياند ديگه.

سكندر: پس چه جوري الان خودروسازان مي گن، ماشيناي ما مورد تاييد استاندارده و مهرش رو هم داره؟

صفدر: راست مي گند، بوق اين ماشينارو استاندارد تاييد كرده، اينا هم مي گند مهم بوقه، چون بوق نقش مهمي درزندگي انسان ها داره و همين طور در رانندگي، بالاخره ما هم اين قدر بوق نيستيم مي بينيم اين علامت هارو.

3Reza
Thursday 25 September 2008, 05:22PM
هفته نامه
شنبه: کردان فکر مي کند
مي خوانيم که دختران بايد در شهر خودشان به دانشگاه بروند. اين اتفاق ميمون، به واقع ميمون، تنها مي تواند در وزارت وزير علوم کنوني به وقوع بپيوندد. حرف درستي هم هست. الان دلايلش را هم معروض مي دارم، (اين معروض هم چيز خوبيست ها) اولاً يک دختر دانشجو اگر برود يک شهر ديگر احتمالاً در خيابان که قدم مي زند يک آقايي که هيچ نسبتي با او ندارد از او سوال خواهد کرد هي خانم کجا کجا؟ بعد او هم جواب مي دهد. سپس تحت نظر پدر و مادر با هم دوست مي شوند. بعد يک آقايي مي آيد آنها را مي گيرد و دختر سريعاً خودکشي مي کند، خب بدين ترتيب از فوت دختران دانشجو با اين تمهيد جديد جلوگيري مي شود!! ثانياً. . . همين اولاً را هم که نوشتم بس است دنبال ثانياً نباشيد!
گويا معاون سياسي وزير کشور در شرف تغيير است و سردار افشار با کردان آبشان توي يک جوي نرفته. شما فکر مي کنيد افشار نتوانسته به عمق مدارک متعدد کردان پي ببرد که مشکل پيش آمده؟ شما فکر مي کنيد افشار و کردان در دوره فوق ليسانس همکلاس بوده اند و بر سر ناهار در سلف سرويس دعوايشان شده بود؟ شما فکر مي کنيد در دوره دکترا افشار کردان را از دانشگاه به خانه نرسانده و حالا کردان دارد تلافي مي کند؟ شما فکر مي کنيد. . . زحمت نکشيد کردان فکرهايش را کرده. بدفرم!!
يکشنبه: احمدي نژاد سفر مي کند
محمود احمدي نژاد براي شرکت در نشست سالانه سازمان ملل به نيويورک سفر مي کند. هيچي، همين ديگر. محمود احمدي نژاد براي شرکت در نشست سالانه سازمان ملل به نيويورک سفر مي کند.
گويا تعدادي از مدارس تهران لباس فرم مدرسه را کاپشن احمدي نژادي تعيين کرده اند. موارد ذيل براي اين مدارس و مديران لايق آنها و وزير محترم آموزش و پرورش پيشنهاد مي شود: درس انشاء مدل فاطمه رجبي! پيش نياز اين کلاس انشاء البته گذراندن يک دوره کونگ فو يا ساير رشته هاي مرتبط است. درس آمار مدل دولت نهم. اساساً اين کلاس کلاسي بسيار مفرح خواهد بود و مي شود به دانش آموزانش گفت برو حالشو ببر! درس ورزش مدل علي آبادي. در اين کلاس هر کس هر کاري دلش خواست مي تواند بکند چون به هر حال از ورزش کمتر از صفر نمي شود گرفت که با اين مدل قبلاً گرفته ايم. علاقه مندان مي توانند با مراجعه حضوري ساير دروس و مدل هاي مربوطه را از بنده بگيرند.
دوشنبه: پودر شوينده گران مي شود
مظاهري رئيس کل بانک مرکزي چون با سياست هاي پولي و اقتصادي دولت نهم همخواني ندارد گويا رفتني شده است. اساساً آگاهان معتقدند هر کس عمق فعاليت اقتصاد در دولت نهم را درک نکند رفتني است. آقا پول رو ارزونش کردن زنبيل رو بردار و بيار، در ضمن وزير کار محترم در نامه يي به احمدي نژاد خواستار برکناري مظاهري شده بود، خدمتتان معروض مي دارم که برو حالشو ببر! (گفتم اين معروض لغت خوبيست )
در راستاي ساير راستاهاي دولت نهم قيمت پودرهاي شوينده (انواع پودرها، همگي، براي رعايت عدالت بين تمام آنها) بيش از 300 درصد افزايش داشته است. من ضمن تبريک اين دستاورد بزرگ به عزيزان تيم اقتصادي دولت نهم، چند سوال مي پرسم. شما فکر مي کنيد چرا دولت قيمت مسکن، پودر و. . . را علا قه مند است دقيقاً سه برابر کند؟ شما فکر مي کنيد کثيف بودن چه عيبي دارد که آدم بيخود پودر شوينده بخرد؟ شما فکر مي کنيد بهتر نيست لباس هايمان را نشوييم و به اين ظواهر مثل شستن لباس، اتو زدن، خاتمي و. . . وقعي ننهيم؟ شما فکر مي کنيد اين پيشرفت سيصد درصدي پيش ساير پيشرفت ها عددي محسوب مي شود؟
در حال حاضر بعد از سفر رئيس جمهور به نيويورک مهم ترين مساله قابل بحث گويا سريال بزنگاه شده است. من در همين جا اعلام مي کنم بر رضا عطاران لازم است که با معتادها شوخي نکند. با بنگاهي ها شوخي نکند. با خواستگاري شوخي نکند. با عزاداري شوخي نکند. با واژه «چيز» شوخي نکند. با دختر خاله من. . . هوي، من غيرتي ام مي زنم لت و پارت مي کنم ها! عطاران خجالت بکش با ناموس مردم چيکار داري؟
سه شنبه: اقتصاد سقوط مي کند
اعلام مي شود ايران 54 پله در سلامت اقتصادي در سطح جهان سقوط کرده است. من در حالي که راه مي روم و ابراز شادماني مي کنم، معروض مي دارم: ورزشکاران پيروز باشيد. سربلند، پر توان، چون کوه باشيد، اين دستاوردم بر آحاد، يکايک و تمام اعضاء و جوارح ملت مبارک باد. اميدواريم دولت بتواند از اين دستاوردها محافظت کند و در رشد کمي و کيفي آن بکوشد، يکي هم توي گوش ما مردم فرياد بزند، هي عمو برو حالشو ببر!
چهارشنبه: خاتمي وارد مي شود
آخه من چي بنويسم؟ نيازي هست من طنز بنويسم؟ اينها را بخوانيد: علي لاريجاني (نماينده و رئيس اصولگراي مجلس اصولگراي هشتم و رئيس اصولگراي سابق صدا و سيما) «تقسيم پول نفت ميان مردم، اقتصاد صدقه پروري است.» مرتضي نبوي (مديرمسوول روزنامه اصولگراي رسالت) «پول نفت بد خرج شد.» باهنر (کلاً و خيلي اصولگرا) «اوضاع اقتصادي کشور نامساعد است.» خودمانيم، دوستان شما حالتان خوب است؟ حامي دولت نهم هم لابد دختر خاله بنده بوده است ديگر؟ يا اينکه نکند، دور هم، همگي داريم حالش را مي بريم.
در اين وانفسا سيدمحمد خاتمي که جامعه ايران معتقد است بايد بيايد اما نبايد کانديدا شود و بايد حتماً در صحنه حاضر باشد اما نبايد حرف سياسي بزند و بايد حضورش را پررنگ کند اما غايب باشد بهتر است و بايد. . . گفته «نمي شود سرمايه کشور را بر باد داد به اين عنوان که مي خواهيم عدالت برقرار کنيم.» بنده به آقاي خاتمي هم مي گويم. چرا نمي شود؟ مثل اينکه سه سال و اندي است حواست به مملکت نيست ها!
همين الان مي بينم دستاورد سترگ و بزرگ ديگري از دولت نهم خبرساز شده است: «42 تغيیر استانداران در دولت نهم.» نکته حائز اهميت و ستايش برانگيز ماجرا اين است که ما کلاً سي استان در کشور داريم و اين نشان دهنده عمق زحمات شبانه روزي دوستان است. در اين رابطه نمي دانم افلاطون است، شکسپير است. . . نمي دانم کيست که مي گويد شخم مي زنم پس هستم.
پنجشنبه
امروز حال همه ما خوب مي شود و اوضاع روبه راه. شما فکر مي کنيد ما دسته جمعي خودکشي مي کنيم؟ شما فکر مي کنيد ما عقلمان را از دست مي دهيم؟ شما فکر مي کنيد دولت. . . نه به محالات فکر نکنيد!

3Reza
Saturday 27 September 2008, 11:55AM
بزرگ ترين دغدغه مردم داره رفع مي شه

سكندر: قانون ساماندهي مد و لباس هم كه اجرايي شد، ديگه چي مي خواي؟

صفدر: الهي روزي يك مدل دور اين سامان دهندگان بگردم كه الحق و الانصاف بزرگ ترين دغدغه مردم رو از سر راه برداشتند، چرا كه از بس هر روز يه مد ميومد، مردم مونده بودند چيكار كنند. باور بفرماييد به اندازه اي كه همين مد برا مردم نگراني ايجاد كرده بود، تورم زيمبابوه هم ايجاد نكرده بود.

سكندر: حالا اين قانون چي جوري اجرا مي شه؟

صفدر: هيچي، طبق اين قانون سعي مي شه بر مبناي فرهنگ پوشش هر منطقه، مردم اونجا لباس بپوشند، مثلا شما از ايل بختياري هستيد و دانشگاه مشهد قبول مي شيد، خب با همون لباس بختياري و دامن هاي بلند و رنگارنگ بايستي بريد سركلاس، يا اگه پيژامه در منطقه اي مد هست، شما موظفيد طبق قانون هرجا كه دلتون مي خواد حتي تو صف سهام و نونوايي هم با همون لباس بريد.

سكندر: اين مدل ها را كي تصويب مي كنه و مگه خياطا و فروشندگان رعايت مي كنند.

صفدر: هركي بخواد، هركاري در زمينه دوخت ودوز بكنه بايد زيرنظر وزارت مد و لباس باشه، مثلا اگه شما مي خواي لباستونو رفو كنيد بايد اين امر حياتي به تاييد همان كارگروه يا به عبارت ديگه وزارت برسه.

سكندر: معيار تاييد اونا چيه؟

صفدر: اونا نيگاه مي كنند مي بينند اگه مثلا فلان شال گردن بهت اومد اونوقت مجوز توليد انبوهشو مي دند.

سكندر: اگه آدمايي بودند كه از مدهاي موردنظر زيباپسندان كارگروه خوششون نيومد چي؟

صفدر: اين حرفا ديگه نيست اگه مي خواين اوضاع روبه راه بشه و همه چيز سامون دهي بشه بايد طبق قانون، بخشنامه و حتي تبصره ها عمل كنيد.

Arshanoosh
Saturday 27 September 2008, 12:16PM
بزرگ ترين دغدغه مردم داره رفع مي شه

سكندر: قانون ساماندهي مد و لباس هم كه اجرايي شد، ديگه چي مي خواي؟

صفدر: الهي روزي يك مدل دور اين سامان دهندگان بگردم كه الحق و الانصاف بزرگ ترين دغدغه مردم رو از سر راه برداشتند، چرا كه از بس هر روز يه مد ميومد، مردم مونده بودند چيكار كنند. باور بفرماييد به اندازه اي كه همين مد برا مردم نگراني ايجاد كرده بود، تورم زيمبابوه هم ايجاد نكرده بود.

سكندر: حالا اين قانون چي جوري اجرا مي شه؟

صفدر: هيچي، طبق اين قانون سعي مي شه بر مبناي فرهنگ پوشش هر منطقه، مردم اونجا لباس بپوشند، مثلا شما از ايل بختياري هستيد و دانشگاه مشهد قبول مي شيد، خب با همون لباس بختياري و دامن هاي بلند و رنگارنگ بايستي بريد سركلاس، يا اگه پيژامه در منطقه اي مد هست، شما موظفيد طبق قانون هرجا كه دلتون مي خواد حتي تو صف سهام و نونوايي هم با همون لباس بريد.

سكندر: اين مدل ها را كي تصويب مي كنه و مگه خياطا و فروشندگان رعايت مي كنند.

صفدر: هركي بخواد، هركاري در زمينه دوخت ودوز بكنه بايد زيرنظر وزارت مد و لباس باشه، مثلا اگه شما مي خواي لباستونو رفو كنيد بايد اين امر حياتي به تاييد همان كارگروه يا به عبارت ديگه وزارت برسه.

سكندر: معيار تاييد اونا چيه؟

صفدر: اونا نيگاه مي كنند مي بينند اگه مثلا فلان شال گردن بهت اومد اونوقت مجوز توليد انبوهشو مي دند.

سكندر: اگه آدمايي بودند كه از مدهاي موردنظر زيباپسندان كارگروه خوششون نيومد چي؟

صفدر: اين حرفا ديگه نيست اگه مي خواين اوضاع روبه راه بشه و همه چيز سامون دهي بشه بايد طبق قانون، بخشنامه و حتي تبصره ها عمل كنيد.
حالا جدی قانون ساماندهی مد ولباس جدی هست یا در حد شوخی ؟

3Reza
Saturday 27 September 2008, 12:22PM
خب، جدیه دیگه . . . تازه مگه نمایشگاهها رو ندیدی؟! چند تا نمایشگاه هم براش برگزار کردن . . .

آگاه
Saturday 27 September 2008, 12:37PM
خب، جدیه دیگه . . . تازه مگه نمایشگاهها رو ندیدی؟! چند تا نمایشگاه هم براش برگزار کردن . . .
به این میگن دخالت در امور خصوصی مردم .

Arshanoosh
Saturday 27 September 2008, 12:37PM
خب، جدیه دیگه . . . تازه مگه نمایشگاهها رو ندیدی؟! چند تا نمایشگاه هم براش برگزار کردن . . .
دیدم
ولی اینکه فرمودید نسبت به منطقه هست رو پرسیدم

3Reza
Saturday 27 September 2008, 02:59PM
حالا این نمایشگاهها رو دیدین؟! مدلاش فرق چندانی با این مدلهای خفن!! نداره:D

Arshanoosh
Saturday 27 September 2008, 03:15PM
نه بابا
مدلاش فرقی با هم ندارن
همشون یک شکله فقط رنگشون عوض میشه

3Reza
Sunday 28 September 2008, 04:10PM
هيچ كارتي سفركارت نمي شه!!

سكندر : در هفته گردشگري قرار داريم، مي شه به عنوان يه پيشكسوت بفرمايين نقش سفركارت در صنعت گردشگري تا چه حده؟

صفدر: سفركارت زيربناي صنعت گردشگري ما رو زير ورو كرده، مي كند و خواهد كرد. از وقتي سفركارت اومده به عنوان مثال تعداد گردشگران داخلي كه به بازار عباسقلي خان مشهد و يا ميل رادكان سفر كردند نسبت به ٥ دهه پيش ٥ برابر شده، سفر كارت با خودش جاذبه هاي گردشگري آورده، بسياري از گردشگران خارجي از همين خود سفركارت انگشت حيرت تا بازو به دهان كردند و برا ديدن اون سرودست مي شكنند، الان بيمارستاناي مصدومين پر از همين توريستاي سرودست شكسته شدند. تنها كارتيه كه سفر رو برا آدم خوش، راحت و ختم به خير مي كنه.

سكندر: ميشه طريقه استفاده از سفركارتو برا دوستداران بفرماييد.

صفدر: كارتو از سمتي كه فلش داره رمز ٢١رقمي اونو وارد كنيد تا امكان سوءاستفاده منتفي بشه، وقتي كارت رو وارد كرديد، پيامي ظاهر مي شه كه «خوشا به سعادتتون، اخذ سفركارت سعادت مي خواهد» سپس از شما مي پرسه، آيا تا به حال سفر رفته ايد، اگه جوابتون بله باشه، اتومات شما رو از مدار خارج مي كنه مي گه همون يك دفعه اي كه رفتي هفت پشتت رو بسه، از همون راهي كه اومدي برگرد. اما اگر بگي نه، پيام مي ده، همون بهتر كه نرفتي چون سفركارت شما تا همين جا اعتبار داره و بايد برگردي و اونو از شهرت شارژ كني، خلاصه برمي گردي شارژش كني كه تو راه گم مي شه، ديگه از المثني هم خبري نيست چون آدمي كه كارتشو جا بذاره، از كجا معلوم خودشو تو سفر جا نذاره.

سكندر: با كارت پايان خدمت نمي تونيم سفر بريم؟

صفدر: نه كارت پايان خدمت برا وصول چك فقط اعتبار داره.

سكندر: با موبايل كارت چي؟

صفدر: نه اون برا پارك ماشينت تو جنگل و طبيعت لازمه.

سكندر: با كارت اهداي خون چي؟

صفدر: نه جاده، بدون كارت خونتو مي گيره.

سكندر: با كارت شركت در قرعه كشي چي؟

صفدر: نه خانه خمير، مي رم مي گم به بابات درك نمي كني سفر كارت.

3Reza
Sunday 28 September 2008, 04:14PM
دستور کار مجلس هشتم:D
طرح انتقال مقر دائمی سازمان ملل از آمریکا که در مجلس هفتم با 211 امضا تقدیم مجلس شده بود، با درخواست 141 نماینده مجلس هفتم در دستور کار قرار گرفت. (روزنامه اعتماد ملی / چهارشنبه 27 شهریور 1387)
اصولا و اساسا همانطور که مطلع هستید مجلس در ایران در صدر امور است. و از آنجا که اشاره به داخلی و خارجی بودن این «امور» نشده، بنابراین مجلس در هر امری در صدر است و می‌تواند از هر مشکلی گره‌گشایی کند. (در این زمینه برخی از کارشناسان معتقدند نام مجلس می‌تواند به «آجیل مشکل‌گشا» نیز تغییر کند.)
با توجه به خبر منتشر شده و این مقدمه‌ی منتشر نشده! پیشنهاد می‌شود نمایندگان مجلس هشتم در کنار زحمات شبانه روزی که می‌کشند‌، طرح‌های زیر را نیز در دستور کار قرار دهند:
ـ طرح انتقال دائمی جزائر هاوایی به خلیج فارس!
ـ طرح انتقال دائمی جزائر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک به دریای خزر (با اجرای این طرح مناقشه ایران و امارات برای همیشه حل و فصل می‌شود!!)
ـ طرح جلوگیری از تکرار توفان کاترینا
ـ طرح انتقال برج ایفل به میدان نقش جهان اصفهان (با اجرای این طرح تلفیق سنت و مدرنیته موجب جذب بیشتر توریست می‌شود.)
ـ طرح صعود بدون دردسر به جام جهانی 2010
ـ طرح افزایش ارتفاع قله دماوند (با اجرای این طرح پوز قله اورست زده می‌شود!)
ـ طرح اجرای المپیک 2012 در تهران (با اجرای این طرح حال انگلستان و لندن گرفته می‌شود و بخشی از توطئه‌ها و کارشکنی‌های آنها جبران می‌شود!)
ـ طرح کنار گذاشتن اوباما و مک کین، و انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور آمریکا (با اجرای این طرح مردم آمریکا نیز طعم خوش عدالت و مهرورزی را می‌چشند و دست از دشمنی با ملت ایران برمی‌دارند!)

3Reza
Monday 29 September 2008, 08:37PM
هر ٥٠ ليتر صرفه جويي در هرروز يك امتياز

سكندر: قراره سازمان مديريت حمل و نقل سوخت سيستم تشويق و تنبيه برا پرمصرف كنندگان بنزين و كم مصرف كننده ها راه اندازي كنه، چطوري تشويق مي كنه؟

صفدر:گفتند ديگه مثل قرعه كشي بانك هاست، يعني اگه شما در سال دو هزار ليتر بنزين صرفه جويي كني وارد چرخه قرعه كشي مي شي و اگه برنده شدي بهت ٤ ليتري خالي بنزين مي دن كه بري توش بنزين كني يه وقت تو راه نموني.
اگه هم بيشتر از ٢ هزار ليتر صرفه جويي كني ديگه جوايزش مي ره بالا، مثلا مي گن هر ٥٠ ليتر صرفه جويي در هرروز يك امتياز، وقتي امتيازاتت بالا رفت ، برنده ات مي كنن و جوايزي مثل سفر حج به صورت رفت و برگشت، خودرويي كه با باد كار مي كنه و هزاران جايزه نفيس ديگه مانند: كارت پارك، موبايل پارك و تعويض مجاني و هر روزه روغن اتومبيل تان.

سكندر: تنبيهش چي جوريه؟

صفدر:هيچي مي گن بايد چون بنزين زياد مصرف كردي ١٠ دور،دور دنيا با ماشينت بگردي، گواهينامه اش رو باطل مي كنند، بهش فقط اجازه مي دند تو سراشيبي رانندگي كنه، شايدم مي گن طرف كه اين قدر بنزين زياد مصرف مي كنه حتما پالايشگاه بنزين داره و مي رن پالايشگاهشو پلمب مي كنند.
اگه مقصر ماشينش باشه كه بنزين زياد مصرف مي كنه طرفو موظف مي كنند طي ٢٤ ساعت خودروي صفر كم مصرف بخره و يا هم اين كه خودروشو نصيحت كنه كه پرخوري نكنه و اگه هم اين راهكارا موثر نيفتاد، به عموم ملت عزيز توصيه مي كنند كه به فلاني بنزين به صورت فروشي و حتي قرضي ندهند.

3Reza
Monday 29 September 2008, 08:39PM
بچه ها، چند روز پیش، چند تا روزنامه کیهان گرفته بودم (برای سبزی پاک کردن و . . .) یه ورقی هم زدمش. . . توی صفحه دومش چند تا پیام مردمی بود که جون میده واسه اینجا! براتون میذارم. گل سر سبدشون این دوتا پیام بودن که واقعا جالب بودن:
الف-ب از تهران
¤ دستگاه سينمايي ايران به چه حقي به بازيگران ايراني اين اجازه را داده تا در كنار بازيگران فاسد و معلوم الحال هاليوودي بازي كند.اين باعث شرم است.
و .........
معتمدي
¤ در ساعت 17.10 برنامه شبكه يك «عمو پوررنگ» دختر بچه 10 ساله اي را دعوت كرده بودند كه با روسري نازك آمده بود. مگر دين اسلام به فردي كه به سن تكليف مي رسد رعايت حجاب را الزامي نكرده است چرا صدا و سيما به جاي ترويج فرهنگ عفاف و حجاب ضد آن عمل مي كند؟

3Reza
Tuesday 30 September 2008, 02:53PM
لوازم يدكي به جاي دارو

سكندر: قيمت ٩٠ درصد داروها هم كه افزايش پيدا كرده؟

صفدر: خب در عوض كيفيتشون بالا رفته، مثلا شما قبلا كه سرما مي خوردي اگه يك بشكه شربت سرماخوردگي مصرف مي كردي حالت خوب نمي شد اما الان با يك ٤ ليتري شربت حالت از اين رو به اون رو مي ره.

سكندر: اون ١٠ درصد داروهايي كه افزايش پيدا نكرده شامل چه داروهايي هست؟

صفدر: داروهايي مثل داروي نظافت، قلم سوسك كش، چسب زخم و بخور شلغم افزايش چشمگيري نداشتند.

سكندر: حالا با اين افزايش قيمت داروها مردم چيكار كنند.

صفدر: قانون راهكار برا اين مسئله ارائه داده و آن هم اينه كه به بيمار اجازه چونه زني رو در داروخانه داده، به علاوه اين كه بيمار مي تونه برا اين كه حق فني نده و دارو براش گرون تموم نشه اونو از بازار سياه بخره.
البته علت اصلي گروني دارو به نظرم اينه كه گرون كردند تا مردم كمتر دارو مصرف كنند و برند به سمت پيشگيري از بيماري و مثلا اگه سلول سرطاني رو ديدند سريعا به اداره پيشگيري از بيماري هاي وحشتناك زنگ بزنند تا اونو دستگير و نابودش كنند.
حتي برا مقابله با ويروس هايي كه به سرعت سرايت مي كنند بايد رو كله شون ايستگاه ايست و بازرسي بذارن و مانع ورود آن ها به بدن بشند.

سكندر: حالا راهكار بهتري نيست كه مثلا اگه طرف دريچه قلبش گشاد شد يا مردمك چشمش تنگ شد يا غده هيپوفيزش تركيد به جاي دارو از اون راهكار استفاده كند.

صفدر : چرا، به زودي لوازم يدكي بدن در سطح داروخانه ها عرضه مي شه و طرف مي تونه مثلا دريچه قلب ژاپني اصل بخره بذاره رو قلبش، البته استوكش (دست دومش) هم تو بازار هست.

3Reza
Wednesday 1 October 2008, 10:21AM
انتقاد از تبليغ «ماي بي بي» در تلويزيون

بر اساس برخي شنيده هاي تاييد نشده صبح امروز يكي از آگاهان پس از مشاهده تبليغات «ماي بي بي» در حالي كه يكي از رگ هاي گردنش كمي تا قسمتي متورم شده بود فرياد زد: « ما را چه شده است كه گروهي نوزاد نيمه عريان كه تنها پوشك بسته اند در رسانه ملي اقدام به برگزاري جشن و پايكوبي مي كنند و پوشك خود را نمايان مي سازند؟! به راستي چرا نوزاداني كه بايد در بغل مادران خويش شيرشان را بخورند اينگونه گستاخ شده اند كه ترانه هايي مبتذل مي خوانند؟! آيا هيچ فكر كرده ايد كه اين نوزادان اين گونه حركات موزون را كه در آن بيشتر قسمت هاي انتهايي بدنشان را مي چرخانند و در فرهنگ ما هيچ جايگاهي ندارد را از كجا آموخته اند؟! عدم توانايي آنها در تلفظ صحيح كلمات كه نه به خاطر سن كمشان كه به هدف تخريب ادبيات ملي ماست را چگونه توجيه مي كنند؟ در مورد استفاده آنها از كلمات خارجي و ترويج زبان بيگانه چه پاسخي داريد؟!»

همين آگاه بعد از خوردن يك ليوان آب سرد گفت:« همانطور كه بزنگاه اصلاح شد، مي توان اين آگهي را هم اصلاح كرد، بدين ترتيب كه به جاي اين تبليغ مي توان چند پيرمرد را نشان داد كه آدم هاي موفقي شده اند و هنگامي كه دليل موفقيتشان را از آنها پرسيده اند مي گويند ما از اين نوع پوشك استفاده مي كرده ايم!!»

تلاش براي يافتن شيخ اصلاحات آغاز شد!

ري شهري گفت: كانديداي رياست جمهوري نيستم. عطريانفر هم گفت: عبدالله نوري نمي آيد. در همين زمينه يكي از آگاهان درخواست كرد لطفا فقط افرادي كه مي خواهند كانديدا شوند اعلام آمادگي كنند، زيرا در كشور ما بيش از 69 ميليون نفر هستند كه نمي خواهند كانديدا شوند، و اگر يك درصدشان هم خبر نيامدنشان را به خبرگزاري بدهند، ديگر جا براي خبر ديگري نمي ماند!

در همين راستا تيتري از كروبي ديديم كه گفته بودند: از تصميم خاتمي خبر ندارم؛ كه البته با خواندن كل خبر پي برديم ايشان هنوز خودش از تصميم خودش هم خبر ندارد؛ ايشان همچنين گفتند: افتخار مي‌كنم كه اصولگرا هستم! لازم به ذكر است پس از اعلام اين جمله تلاش هاي گسترده اي براي يافتن «شيخ اصلاحات» آغاز شده است!

الياس حضرتي نيز گفت: با طناب كروبي مي توان ته چاه رفت؛ البته ايشان توضيحي مبني بر اينكه ته چاه چه خبر است و يا آنكه قرار است در آنجا چكار كنند ارائه نداد.

يكي از آگاهان ضمن تاييد جمله حضرتي گفت طناب ياد شده جنسش بسيار مرغوب بوده و به قيمت 50 هزار تومان خريداري گرديده است. اين آگاه در ادامه سخنانش يادآوري كرد كه با اين طناب ته چاه رفتن را مي توان تضمين كرد، اما براي بالا آمدن هيچ ضمانتي وجود ندارد!

درخواست مريخي ها از احمدي نژاد

احمدي‌نژاد پس از بازگشت از نيويورك گفت: بايد به مسووليت‌هاي جهاني بيانديشيم.

بر اساس برخي از شنيده هاي تاييد نشده يك گروه موجود فضايي از كره مريخ از رئيس جمهور خواسته اند به مسئوليت هايش در قبال كرات ديگر نيز توجه داشته باشد.

يكي از كارشناسان اقتصادي هم گفت: با توجه به ساختار اقتصادي درهم و برهم كشور و سختي انجام اصلاحات در آن و با توجه به آنكه ايران داخل جهان است، كار راحت تر آن است كه ما ساختار اقتصادي جهان را اصلاح كنيم، زيرا بدين ترتيب ساختار اقتصادي كشور هم اصلاح مي شود!!

يك تفاوت مهم تيم اقتصادي و تيم فوتبال

احمدي نژاد پس از عوض شدن رئيس كل بانك مركزي ايران گفت: تيم اقتصادي دولت هماهنگ تر شد؛ يكي از كارشناسان ورزشي گفت: يكي از تفاوت هاي تيم فوتبال و تيم اقتصادي اين است كه در يك تيم فوتبال اگر بازيكن ها چند ماه و يا چند سالي با هم باشند تيم هماهنگ مي شود، اما در تيم اقتصادي با تعويض يك فرد هماهنگي هاي لازمه به وجود مي آيد!!

علاقه فاكس نيوزي ها به شست!

http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/7/7/98717_574.jpg


اين فاكس نيوزي ها انگار به انگشت و مخصوصا انگشت شست علاقه زيادي دارند، در نيويورك و هنگامي احمدي نژاد با متكي مشغول صحبت بوده است، احمدي نژاد در حين صحبت ناخودآگاه انگشت شستش را به سمت پايين گرفته است كه باعث جنجال آفريني رسانه هاي غربي شد، پيشنهاد مي شود در صورت سفر مجدد به نيويورك اين بار به آنها انگشت شست به سمت بالا نشان داده شود، آن طور كه شنيده ايم آنقدرها هم از اين حركت دلخور نمي شوند و حتي خوششان هم مي آيد!!

وجود رابطه بين پخش تبليغات «ماي بي بي» و هجوم براي خريد ماهواره تكذيب شد!

در خبرها مي خوانيم: «هجوم مردم بوشهر براي خريد ماهواره»، در ابتدا يكي از افراد علت اين امر را اينگونه اعلام كرد كه چون در تلويزيون ايران تبليغات مبتذلي همچون تبليغات ماي بي بي پخش مي شود، مردم بوشهر تصميم گرفته اند كه شبكه هاي ايران را نگاه نكنند؛ اين فرد ناآگاه بعد از آنكه متوجه شد در متن خبر آمده است كه علت اين عمل مردم بوشهر آن است كه در آنجا شبكه يك، دو، سه و حتي شبكه استاني در بيشتر نقاط استان قابل تماشا نيست، حرفش را پس گرفت! در همين راستا يكي از شهروندان يكي از شهرهاي بزرگ گفت: باور كنيد اينجا هم شبكه هاي يك و دو و سه "قابل تماشا" نيستند!

3Reza
Sunday 5 October 2008, 02:42PM
يك مرغداری برای هر خروس
در خبرها مي خوانيم توليد مرغ در كشور بيشتر از ميزان تقاضا است؛
يكي از خروس ها پس از شنيدن اين خبر بسيار شادمان شد و بوسيله سر دادن يك قوقولي قوقو از مسئولان تشكر كرد و از آنها خواست به روند رو به رشد توليد مرغ در كشور ادامه دهند. اين خروس آرزو كرد شاهد روزي باشيم كه هر خروس يك مرغداري (البته پر از مرغ!) داشته باشد.
گفتني است گروهي از مرغان نيز در اعتراض به توليد بالاي مرغ در كشور كه منجر به بروز پديده چند مرغي براي خروسان مي شود اعلام داشتند تا اطلاع ثانوي در اعتصاب كامل به سر برده و تخم نمي كنند.
يكي از اقتصاددانان نيز در حالي كه كتاب هاي اقتصاد خرد و كلان را توي كله اش مي زد و به آدام اسميت فحش مي داد، گفت: انگار هيچ كدام از قوانين اقتصاد در اينجا كاربرد ندارد، چرا با افزايش توليد و كاهش تقاضا قيمت ها پايين نمي آيد؟!!!
آيا به راستی يك كاغذ پاره اين همه ارزش دارد؟!
مطهری: کردان صلاحیت وزارت ندارد/ رئیس جمهور می بایست کردان را عزل کند
يكي از آگاهان ضمن ابراز تاسف از شنيدن جملاتي اين چنيني گفت: اي مدرك گراها! آيا براستي يك عدد كاغذ پاره اين همه براي شما ارزش دارد؟!!
اگر انتقاد شما از كردان به علت آن است كه مي ترسيد ايشان فاقد توانمندي لازم براي انجام چنين پستي باشد بايد بدانيد وقتي فردي بتواند با فوق ديپلم وزير كشور بشود حتما درجه آي كيويش بالاتر از آي كيو متوسط جامعه است!!!
اخيرا نيز شنيده مي شود كه برخي از افراد ابراز نگراني مي كنند و مي گويند ايشان نمي تواند انتخابات رياست جمهوري را به درستي برگزار كند. البته بر همگان واضح و مبرهن است كه حداقل ايشان چهار عمل اصلي را بلد هستند و مي توانند تعداد صندوق ها و راي ها را بشمارند، پس از اين نظر هيچ مشكلي وجود ندارد!!
آخيش! شانس آورديم!!
شصت و پنجمين داربي برگزار گرديد و به مانند بيست و هشت داربي ديگر مساوي شد، يكي از شيشه هاي اتوبوس شركت واحد ضمن ابراز خرسندي از نتيجه مساوي گفت: آخيش! شانس آورديم!
گفتني است در حين انجام اين مسابقه تعداد سيصد عدد صندلي قرمز رنگ در اعتراض به وقت كشي طالب لو در يك عمليات انتحاري اقدام به پرت كردن خود به زمين چمن كردند!!
ناز تو بيش از اين بهر چيست؟
كروبي گفت: حسن خميني تو مايه هاي رياست جمهوري نيست. البته ايشان توضيح نداد حسن خميني تو چه مايه هايي است!
يكي از آگاهان نيز از كروبي خواست توضيح دهد كه به نظر ايشان چه افرادي تو مايه هاي رياست جمهوري هستند؟!
كروبي همچنين گفت:آقاي خاتمي خودشان براي حضور در عرصه رقابت انتخاباتي ترديد دارند. البته ايشان اضافه كرد كه خودش تا پايان مهر تصميم مي گيرد كه كانديد شوند يا نه، كه اين نشان دهنده آن است كه خود ايشان نيز براي حضور در عرصه انتخابات ترديد دارند.
خبرگزاري فارس فايل صوتي انصراف خاتمي از نامزدي انتخابات رياست جمهوري را روي سايتش قرار داد، يكي از آگاهان ضمن سوتي خواندن اين عمل فارس در حالي كه لبخندي بر لب داشت گفت: خاتمي كه نامزد نشده بود كه بخواد انصراف بده!!
يكي از خوانندگان محترم نيز كروبي و خاتمي را مورد خطاب قرار داد و گفت: ناز تو بيش از اين بهر چيست؟!
ريشه كن شدن مفاسد اقتصادی
در خبرها مي خوانيم: "تعطيلي جلسات ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي"
يكي از آگاهان ضمن درست خواندن اين حركت گفت: با دستگيري ش.ج.عرب كلا مفاسد اقتصادي در ايران ريشه كن شد و برگزاري جلسات ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي ديگر لزومي نداشت.
پس اين دكمه پاورش كه ميگی كو؟
وزير آموزش پرورش گفت: بعضي مديران و مسئولان مدارس بخاري نفتي را ترجيح مي‌دهند. يكي از آگاهان بعد از كمي تفكر گفت اين مورد مي تواند به دليل روحيه ساده زيستي و پرهيز از هرگونه سوسول بازي در مديران باشد؛ "پسرخاله" ضمن ابراز خرسندي از استفاده بخاري نفتي در مدارس گفت:"چي گفتي؟! برم نفت بيارم؟!"
وزير آموزش و پرورش در ادامه گفت: در خيلي از مدارس سيستم گرمايشي جديد پيش‌بيني شده است ولي ميزان گرمايشي كه اين سيستم‌ها توليد مي‌كند، محدود است.
يكي از آگاهان از آقاي وزير و باقي مديران خواست نگاهي به بروشورهاي آموزشي اين سيستم ها بيندازند و بوسيله دكمه پاور اين دستگاه ها را روشن كنند، در همين راستا يكي از مديران گفت: آخه اين دفترچه راهنماش كه همش خارجي نوشته، پس اين دكمه پاور كه ميگي كو؟! اصلا نخواستيم! پسر برو همون بخاري نفتيه خودمون رو بيار!
زيباسازی دانشگاه با گيت!
فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران گفت: گيت‌هاي ورودي دانشگاه تهران به هيچ عنوان كاركرد امنيتي ندارد.
يكي از آگاهان ضمن تاييد اين جمله گفت: كنترل ورود و خروج دانشجويان نيز تنها براي ايجاد سرگرمي انتظامات دانشگاه انجام مي شود و در كل اين گيت ها صرفا به جهت زيباسازي محيط دانشگاه خريداري گرديده است و دكوري مي باشند!!

3Reza
Thursday 9 October 2008, 11:18AM
هفته نامه
شنبه: کتاب
کردان دشمن شماره يک عادت ناپسند مدرک گرايي در ايران و حومه طي نامه يي اعلام کرد مدرکش جعلي است. او گفت آن کس که مدرک را براي من خريد. . . نه براي من تهيه کرد، آدم نامردي بوده و مدرک را به من انداخته اند. بعد از اعلام اين خبر شما فکر مي کنيد چه خواهد شد؟ شما فکر مي کنيد آکسفورد در خودش را تخته مي کند؟ شما فکر مي کنيد کردان در کلاس کنکور ثبت نام مي کند، روزي 15 ساعت تست مي زند، در يک آموزشگاه اسم مي نويسد، قبول مي شود و بعد مي آيد در يک تيزر تلويزيوني اسم آن آموزشگاه را تبليغ مي کند. شما فکر مي کنيد محل وزارت کشور به يکي از کلاس هاي مخصوص بزرگسالان (اکابر سابق) منتقل مي شود. شما بيخود فکر نکنيد خودشان فکرش را کرده اند.
گويا قرار است يک کتاب درباره دستاوردهاي سفر احمدي نژاد به نيويورک چاپ شود. بنده پيشنهاد مي دهم يک کتابخانه کتاب در مورد سفرهاي رئيس جمهور به ونزوئلا هم چاپ کنند. ساير کتاب هاي پيشنهادي براي چاپ اينهاست: «چگونه مي توان يک نفر را سر کار گذاشت»، اين کتاب درباره اين است که مي شود يک نفر هفت شغل داشته باشد. «راه هاي مبارزه با تورم»، اين کتاب يک اثر طنز بديع و بسيار خنده دار است که خواندن آن را به تمام علاقه مندان طنز پيشنهاد مي دهم. «خاتمي»، اين کتاب در مورد فردي است که تمام مشکلاتي که دولت نهم ايجاد کرده به او مربوط مي شود.:D:D ساير کتاب هاي پيشنهادي را دوستان پس از چاپ کتاب دستاوردهاي سفر نيويورک مي توانند از بنده بپرسند.
آقاي جوانفکر مشاور رئيس جمهور در مورد روزنامه هاي زنجيره يي يک حرفي زده که خيلي بامزه است اما چون بخش مربوط به روز شنبه زياد شد، نمي شود بنويسم اش!
يکشنبه: شرط بندي
علي لاريجاني اعلام کرد احتمالاً مجلس طرح تحول اقتصادي را به علت تورم زايي رد خواهد کرد. رئيس مجلس گويا حواسش نيست که اگر مسائل مرتبط با تورم زايي را در دولت نهم بخواهند رد کنند بايد کل دولت را از بيخ رد بفرمايند. اساساً به گمانم درست نيست مجلس با تمام دستاوردهاي يک دولت مخالفت کند، خوبيت ندارد. پس فردا در و همسايه چي مي گن!:D
سيدمحمد خاتمي دو شرط خود را براي کانديداتوري اعلام کرد. سيدجان در مورد شرط تفاهم با مردم بر سر خواسته ها عرض کنم شما فعلاً همين خواسته نامزد شدن را اجابت کنيد بقيه پيشکش، در مورد شرط دوم که گفته يي اجازه بدهند کارت را انجام بدهي، البته چهار گزينه متصور است. 1- هه هه 2- دلت خوشه ها 3- ديگه چي؟ 4- برو حالشو ببر!:D:D
«هما» سانحه سازترين شرکت هواپيمايي در خاورميانه شد. اين خبر را مي خوانم و در دل به تمام کساني که دستاوردهاي دولت در زمين و آسمان را انکار مي کنند، نفرين مي کنم!
دوشنبه: داش مشتي
روي بورس ترين خبر فعلاً اظهارنظر ديگران و برداشت هاي آنها در مورد شروط خاتمي براي کانديداتوري است. من مکرراً و مجدداً اظهارنظرهاي سايرين را مي آورم. دوستداران آمدن خاتمي: برداشت ما اين است که خاتمي بايد بيايد. آمدن او حق مسلم ماست و ما هيچ پيش شرطي را قبول نداريم. مخالفان آمدن او: اين شرط ها نشان مي دهد خاتمي اصلاً گزينه مناسبي نيست و ما مي توانيم 69 ميليون و 999 هزار نفر معرفي کنيم که از او بهترند، براي همه شان هم پرونده بيايد يا نيايد درمي آوريم. مخالفان آمدن خاتمي، طيف روزنامه کيهان: سرانجام خاتمي با اين شرط ها اعتراف کرد که يا ردصلاحيت خواهد شد يا با آن زن ايتاليايي دست داده!!:D:D نکته يي که در اين شرط ها عيان است اين است که خاتمي وقتي مي خواسته برود خارج يکي توي گوشش گفته برو حالشو ببر!
سه شنبه: صد ميليون تومان
اسفنديار رحيم مشايي که مدتي است در ستون هاي من به تنهايي جاي کلهر، الهام، جوانفکر، شمقدري و. . . را پر کرده است، گفته وجود کوروش در ايران سرمايه گذاري خدا است. ما ضمن تاييد حرف ايشان اعلام مي کنيم وجود داريوش سپرده کوتاه مدت با سود 17 درصد است. وجود خشايارشاه شرکت در قرعه کشي حساب هاي قرض الحسنه محسوب مي شود. وجود کل سلسله اشکانيان عرضه سهام با سود تضميني است، وجود. . . اگر مشايي خواست ادله وجودي کل سلسله هاي تاريخ ايران را برايش توضيح خواهم داد!
همزمان با بيان دو شرط خاتمي، گفته شد شيطان وارد انتخابات شده است. عرض مي کنيم ما که اصلاً متوجه منظور دوستان نشديم. عرض مي کنيم، بين خودتان بهش مي گوييد اي شيطون؟ عرض مي کنيم آها، از اون لحاظ؟
اعلام مي شود نمايندگان مجلس هشتم هر کدام صد ميليون تومان گرفته اند که 50 ميليون آن بلاعوض بوده است. شما فکر مي کنيد بالاخره رفته اند توي مجلس چه کار کنند خب. به نمايندگان عزيز هم از ته اعماق مان عرض مي کنيم برو حالشو ببر!
چهارشنبه: حداقل
ديشب احمدي نژاد در تلويزيون صحبت کرد و امروز رفت خراسان شمالي. ما متوجه شديم در کشور همه چيز ارزان است. تا فردا بعدازظهر امريکا خواهد ترکيد. تمام دنيا کشته مرده ما هستند و اين قطعنامه ها را کشورهايي در مريخ يا زحل تصويب مي کنند و. . .
معاون وزير علوم دولت نهم دستاورد بزرگ ديگري را اعلام مي کند: سالانه 150هزار تحصيلکرده از ايران به خارج مهاجرت مي کنند. راستش مدت ها است همسر بنده هم مدام مي گويد بيا ما هم جزء اين 150هزار نفر بشويم اما من برايش توضيح مي دهم که اينها فرار مغزها است و يک طنزنويس بيش از آنکه «مغز» باشد، «زبان» است، يا حداکثر قورمه سبزي!
علي لاريجاني اعلام مي کند: صد ميليون تومان به نمايندگان براي يک زندگي حداقلي است. الف - حداقلت رو بخورم! ب- حداکثر مردم ايران يک دهم حداقل هم نيستند. ج- کارمندي که ماهي 250 هزار تومان حقوق مي گيرد بايد حداقل به کشک عشق بورزد. د- حداقل به معني کلماتي که مي گويم فکر کنيم، باشه؟
پنجشنبه: شب
اين روز را مثل هميشه پيش بيني مي کنم. احتمالاً تا ظهر يک مسوول ديگر از يک دستاورد ديگر سخن خواهد گفت. مثلاً رئيس سازمان آب و فاضلاب مي گويد ما کل کشور را پوشش خواهيم داد. تا غروب هم اعلام مي شود در يک چيز ديگر در دنيا اول شده ايم. مثلاً در حوادث رانندگي يا عدم سرمايه گذاري خارجي. تا شب هم. . . اين بخش در اين شب خاص به حريم خصوصي مردم مربوط مي شود، بهتر است چيزي ننويسم، برو حالشو ببر!;)

3Reza
Monday 20 October 2008, 11:06AM
شنبه: آشپزخانه
سيدمحمد خاتمي گفته هيچ دولتي حتي با معجزه هم نمي تواند وضع را به چهار سال پيش برگرداند. من اساساً و اصولاً فکر مي کنم عده يي توانايي دولت نهم را دست کم گرفته اند. عزيز من، برادر من، سريال يوسف پيامبر هم که باشد باز هم نمي شود انتظار داشت يک دولتي بيايد و بتواند در عرض چهار سال اين همه دستاورد را از بين ببرد. همين که خاتمي مي گويد: «براي بخش قابل توجهي، گوشت کالايي لوکس شده» يعني به لحاظ فلسفي شما برو حالشو ببر، يعني دوستان دولت نهم توانسته اند هر چيز پيش پا افتاده يي را لوکس و مدرن کنند، کم دستاوردي نيست. پس فردا هويج هم گير کسي مي آيد که. . . ;)که بخورد. شما حواس تان به اين همه هويج لوکس نيست گويا!!:D
پورمحمدي وزير سابق کشور (اساساً در دولت نهم اغلب اعضا، وزير سابق هستند;)) فرمايش کرده تصميمات کارشناسي در مورد سهميه بندي بنزين از طرف دولت رعايت نشد. من نمي دانم چرا هنوز عده يي دنبال اين رعايت کردن ها و رودرواسي ها هستند. رئيس جمهور گفت رودرواسي ها را کنار مي گذاريم اسم شان را هم مي زنيم روزنامه.:smile55: احمدي زلزله، همينه همينه!!:D
خانم فاطمه رجبي اعلام کرده با اينترنت سروکار ندارد و مطالبش را در آشپزخانه مي نويسد. من گمان مي کنم ايشان وقتي مي خواهد در مورد اصلاح طلبان مطلب بنويسد به کار و آشپزخانه فکر مي کند:D، وقتي مي خواهد در مورد دولت و رئيس دولت نگارشي داشته باشد فکرش به طرف خورشت فسنجون مي رود:D. هر بار هم از خاتمي حرف مي زند ساطور مي گيرد توي دستش.:D
همين الان متوجه دستاوردي جديد مي شوم. در تورم در خاورميانه اول و در جهان چهارم شده ايم.:D دوستان تلاش خودشان را خواهند کرد و به رتبه شايسته اولي در دنيا که حق ما است دست خواهيم يافت. :Dبله، من هم اعتقاد دارم با معجزه هم نمي شود از پس اين همه تلاش برآمد.:D
يکشنبه: وزارتخانه
اي دستاورد، فرو برود توي چشمتان نمي بينيد که، اي منتقدان غير دلسوز.:D امروز غيورمردان دولت نهم، عدالت محوران عدالت پرور عدالت گستر توانستند سرانجام دلار را به هزار تومان برسانند. حالا اي مدعيان گزافه گو اگر. . . داريد;)، همان جرأت اگر داريد به من بگوييد دولت قبلي که وقتي آمد و وقتي رفت دلار هشتصد و خرده يي تومان بود، اهل پيشرفت بود، يا اين دولت؟ چي شد لال شدين؟ ها؟
مي خوانيم که از تداوم وزارت کردان دفاع شده است. شما فکر مي کنيد چرا بايد دفاع نشود؟ شما فکر مي کنيد تکذيبيه آکسفورد که يک جاي استکباري است بايد باعث شود کردان وزير نباشد؟:D شما فکر مي کنيد تکذيبيه دانشگاه آزاد که يک جاي پولکي و غير عدالت محور است بايد بناي تصميم گيري ها باشد. شما فکر مي کنيد آدم بايد دهن بين باشد؟:D
عبدالله رمضان زاده سخنگوي دولت قبلي گفته چرا در دولت قبلي در توليد گندم خودکفا شده بوديم حالا ميليون ها تن وارد مي کنيم؟ من خودم جواب او را مي دهم: الف- پولش رو داريم، به تو چه؟:D ب- مردم در دولت جديد همگي شاد هستند و اشتهايشان زياد شده و بيشتر نان مي خورند. ج- شماها حتي جلوي گندم نان مردم را هم گرفته بوديد.:D د- برو حالشو ببر.
بفرماييد، شاهد از سريال يوسف پيامبر رسيد. باهنر نايب رئيس مجلس گفت براي وزارت مدرک مهم نيست. شما فکر مي کنيد براي وزارت توانايي در شناي کرال سينه مهم است؟ شما فکر مي کنيد براي وزارت اندازه دم پاي شلوار مهم است؟:D شما فکر مي کنيد براي وزارت ميزان صداي حاصل از بشکن مهم است؟:D شما فکر مي کنيد در شرايط فعلي براي وزارت اصلاً چيزي مهم است؟
دوشنبه: نهانخانه
اي دستاوردهايتان را بگردم. اين هم دستاوردي جهت چشم و ساير اعضاي منتقدان غير دلسوز؛ ترافيک از اول مهر بيش از بيست درصد افزايش داشته است. اين همه افزايش، پيشرفت، توسعه، نه عزيز من نمي شود با معجزه هم اين دستاوردها را از بين برد.:D
حالا شما هي گير بده به سريال يوسف، نمايندگان مجلس که به عقيده آگاهان گاهي حرف هاي نامربوط مي زنند خطاب به رئيس جمهور گفته اند حساب ذخيره ارزي نبايد محرمانه باشد. من خودم جواب اينها را هم مي دهم: الف- هر کس اختيار مال خودش رو داره. ب- مگه تو خبر داري بر فرض همسايه تون شبي چند بار چيز:D، شبي چند بار مي ره دستشويي؟:D ج- چقدر بعضي ها فضولند والله!
سه شنبه: تلويزيون
اگر يکي خيلي تلويزيون نگاه کند فکر مي کند ليونل ژوسپن، کوفي عنان و . . . طي يک اقدام هماهنگ و براساس يک شور انقلابي تصميم گرفته اند کار و زندگي شان را ول کنند بيايند ديدن احمدي نژاد.:D يعني از رئيس جمهور سابق فلان کشور اروپايي تا نخست وزير فلان کشور اروپايي ديگر يک دفعه قرص تحول خورده اند، بعد سريعاً تا فرودگاه هاي کشورهاي مزبور پياده و بلکه پا برهنه دويده اند، بليت خريده اند و خود را به تهران رسانده اند تا احمدي نژاد را ببينند و بگويند شيفته روابط خارجي ما هستند. :D يعني ناگهان جز سوريه ، ونزوئلا و يک کشوري با 200 هزار نفر جمعيت، کسان ديگري هم ما را تحويل مي گيرند. :D خوب است آدم اصلاً اخبار تلويزيون را نبيند. خاتمي هم اين وسط گويا نقش قاق را ايفا مي کرده و اينها به خاطر او نيامده بوده اند.:D آقاي ضرغامي، گل کاشتي، برو حالشو ببر. عجالتاً شما همان سريال يوسف را توليد کن!!
چهارشنبه: جواد خياباني
«محمود احمدي نژاد باز هم طرح تازه يي براي اداره جهان داد.» لال شوم اگر بخواهم يک کلمه توضيح بدهم!:D
گويا اجازه احداث هتل روي آثار باستاني شوش داده شده است. خيلي امر پسنديده يي است. پيشنهاد مي دهم سازمان اسفنديار رحيم مشايي (ميراث فرهنگي سابق;)) روي چغازنبيل رستوران، روي تخت جمشيد زمين چوگان (براي پاسداشت ورزش هاي نياکان ما البته)، روي گنبد سلطانيه تونل مترو، روي (خودشان بهتر از من بلدند،) بسازند. :D
اين روزها در روزنامه اعتماد بحث جواد خياباني و منتقدان سينمايي بر سر ابراهيم حاتمي کيا خيلي بالا گرفته و اساساً معلوم است همه چيزمان به همه چيزمان مربوط است. من فقط نمي دانم چرا کسي به سريال يوسف پيامبر توجه نمي کند. همين جا اعلام مي کنم اگر نشريات به اين مجموعه پربار نپردازند خودم به ستون خط اعتماد زنگ مي زنم و پيام تشکر مي گذارم. با اين متن «فرج عزيز، سريال زيبا و تو دل برويت را هر هفته مي بينم. از اينکه توانسته يي بيش از شش ميليارد تومان را بدل به اين سريالت بکني در پوست خود جا نمي شوم. خوشحالم که مشاور تو، مشاور رئيس جمهور هم هست. فقط اگر از جواد خياباني هم در اين سريال استفاده مي کردي حاصل کارت بهتر مي شد.»
پنجشنبه: مشکلات
خب رسيديم به بخش پيش بيني. تا ظهر رئيس جمهور در يک سفر استاني سخنراني مي کند و همان اندک مشکلات باقي مانده کشور هم حل مي شود. تا غروب هم مشکلي نمانده که ما چيزي بنويسيم بعد هم شب مي شود. ديگر بيخود مشکلات اين برهه زماني را هم نمي شود گردن رئيس جمهور، خياباني يا حتي سريال يوسف پيامبر انداخت!:D

LAVI
Wednesday 22 October 2008, 09:52PM
پیشنهاد وزیر کار به دکتر غلامعلی حداد عادل که در بیکاری بسر میبرند::D
11222
و تشکر ویژه دکتر از ایشون:;)
11223

3Reza
Monday 27 October 2008, 11:02AM
شنبه: کلهر پاطلايي
به به. به به. آقاي کلهر مشاور رئيس جمهور زبان به سخن گشودند: «خدماتي که دولت نهم کرده بي سابقه بوده است.» ما ضمن تاييد اين گهرباري محض عرض مي کنيم شما فکر مي کنيد کلهر معني لغت خدمت را رسماً بي خيال شده؟ شما فکر مي کنيد آن کاري که دولت نهم کرده در واقع اسمش چي بوده؟ شما فکر مي کنيد تب اگر به چه درجه يي برسد باعث مي شود آدم حرف هايش اين شکلي شود؟:D شما فکر مي کنيد در جمله فوق لغت «کلنگ» جا افتاده است؟ شما فکر مي کنيد . . . نه خداوکيلي «بي سابقه» بودن را خوب آمده است!:D
کلهر در ادامه گهرباري محض افزوده: «رئيس جمهور مشاوريني پرتلاش و دلسوخته دارد.» انصافاً اعتماد به نفس آن هم اين ميزان چيز خوبي است ولي بد نيست آدم وقتي از خودش تعريف مي کند . . . هيچي تعريف تان را بکنيد.;) البته شايان ذکر است در بحث پرتلاش بودن هيچ ترديدي نيست فقط در نتايج اين تلاش ها يک مقدار بحث است که آن هم مهم نيست. بر فرض مثال خود من در مطالبم از اين تلاش ها استفاده بسيار برده ام. در باب بحث دلسوخته بودن هم ما اطلاعي نداريم. کجاي دل شان سوخته و چرا سوخته، انصافاً دل بوده آن که سوخته؟!:D
در روز شنبه يک سوال فلسفي در کشور مطرح شده است. پس از نشستي که با حضور چهره هاي شناخته شده دنيا در يزد برگزار شد عده يي پرسيدند: «چه نيازي است که کفار به يزد بيايند؟» ما ضمن استقبال از اين سوالات و سوالاتي مشابه برايش جواب چهارگزينه يي مطرح مي کنيم. الف- کفار نبايد به يزد بيايند، به ساير شهرها مي توانند بروند.;) ب- کفار وقتي به ديدن ما بيايند خيلي کافر نيستند، وقتي به ديدن خاتمي مي روند زياد کافر مي شوند. ;) ج- هر کس ما را تحويل نگيرد، کافر است الهي برود زير تريلي;) د- خاتمي کانديدا نشه خب!!:D
يکشنبه: اي دنيا از تو سيرم
يک نماينده مجلس گفته «اين شکل برخورد با مدرک کردان جاي سوال دارد. او فردي خدوم است.» شما فکر مي کنيد اين نماينده از اينکه نايب وزير با مدرک تقلبي وزارت مي کند ناراحت شده و مي گويد چرا اينقدر شل با ماجرا برخورد مي کنند؟ شما فکر مي کنيد دقيقاً کجاي شکل برخورد با کردان جاي سوال دارد؟ کجا؟ شما فکر مي کنيد خريد مدرک تقلبي خدمت به مردم است؟:D شما که اينقدر فکر مي کنيد هيچ فکر کرده ايد که جديداً لغت خدمت چه معاني جديد و بامزه يي پيدا کرده؟;) در ضمن خدمت آقاي کردان که کماکان وزير هستند، عرض مي کنيم برو حالشو ببر!:D
امروز مطلع مي شويم که پيشرفت حيرت انگيز ديگري هم به مدد تلاش دوستان عدالت محور و عدالت گستر و عدالت سرخود و عدالت . . . عدالتت رو بخورم،:D به وقوع پيوسته. «مواد خوراکي در عرض کمتر از يک سال بيش از 40 درصد گران تر شده است.» ما ضمن تبريک به تمام ملت ايران چند سوال داريم. الف- چطور و به چه وسيله يي که مناسب باشد مي توانيم به اين خاطر از دولت نهم تشکر کنيم؟ ب- اي دولت نهم که جانم فداي تو، انصافاً. . . تو! ج- به چه شکل مي شود به دوستان اطلاع داد که ما منتظر پيشرفت هايي فراتر از 40 ، 50 درصد هستيم؟
دوشنبه: برهان خلف
و باز افزايشي ديگر. دولت شبانه روز به فکر پيشرفت است. امروز دوستان دولت نهم پيشنهاد افزايش قيمت آب، برق و سوخت را دادند. واقعاً اين عزيزان آنقدر تلاش مي کنند که آدم با پيشنهادهايشان هم مي تواند لزگي برقصد، اميدواريم هر چه زودتر اين موارد عملي شود تا ما در کنار تمام مردم هميشه در صحنه شعار بدهيم. برو حالشو ببر!:D
برهان خلف شنيده ايد؟ اگر هم نشنيده ايد مشکلي نيست برايتان يک مثال عيني مي زنم. روزنامه کيهان نوشته چون هيچ دولتي نمي تواند اوضاع را به چهار سال قبل برگرداند پس بهتر است همين دولت بر سر کار بماند. ما در تمام اعضا و جوارح مان احساس مسووليت مي کنيم (بدفرم:D) که بگوييم با اين نظر موافقيم و اضافه مي کنيم فقط اين دولت است که مي تواند چهار سال که سهل است، کشور را به 400 سال قبل هم برگرداند!:D
سه شنبه: سلام سينما
نشستي با حضور سينماگران و رئيس جمهور برگزار شده که بسيار نشست باحالي بوده است.:D (من تمام کتب و فرهنگ هاي لغات را جست وجو کردم هيچ واژه يي براي اين نشست جاي لغت «باحال» را نمي گيرد.) در اين نشست البته چهره هاي معلوم الحالي چون مهرجويي، کيميايي، کيارستمي، بيضايي، فرمان آرا و . . . به علت سرماخوردگي، کهولت سن، درد استخوان، کج شدن دسته عينک آفتابي، سفيد شدن موها، گم کردن چاقوي ضامن دار و... نتوانستند در محضر رئيس جمهور حاضر شوند :D اما در عوض فيلمسازان نسل پس از انقلاب مثل ابراهيم حاتمي کيا، مجيد مجيدي، کمال تبريزي، احمدرضا درويش، کيومرث پوراحمد و . . . هم کار داشتند و نيامدند اما جبران اين دو بخش به دستان پرتوان شيرزنان فيلمساز بود که رخشان بني اعتماد، تهمينه ميلاني و پوران درخشنده چون مشغول پخت و پز و تميز کردن آشپزخانه بودند، نيامدند. به هرحال اينها هيچ کدام مهم نيست چون مسعود ده نمکي با سال ها حضور موثر در سينماي ايران در جلسه با رئيس جمهور حاضر شد و به احتمال زياد در چند ماه باقيمانده از عمر دولت نهم اين فيلم ها ساخته خواهد شد. «واي چقدر ارزونيه،». «دولت نگو يه دسته گل»، «شخم مي زنم پس هستم».:D
چهارشنبه: گل و بلبل
خاتمي گفته: «بعضي تريبون هاي رسمي طوري وانمود مي کنند که انگار مملکت گل و بلبل است. نه گراني است نه بيکاري، نه فقر و فساد.» آقاي خاتمي صادقانه به اين سوال جواب بده. نه، خداوکيلي راست بگو، مملکت گل و بلبل نيست؟،:D اين همه سفر خارج مي روي، واقعاً يک کشور به گل و بلبلي ما ديده يي؟ خب همين انکار واقعيت هاست که امثال تو را به گمراهي کشانده. اي خاتمي بدان و آگاه باش که گل و بلبل ترين مملکت در تمام جغرافيا و در تمام طول تاريخ وضعيت کنوني ماست. تو هم به جاي اين حرف ها به اين وضعيت نگاه کن و از ته دل برو حالشو ببر!:D
پنجشنبه: سلام برسانيد
پيش بيني مي کنم تا امروز ظهر احمدي نژاد به يک سفر استاني ديگر مي رود و اعلام مي کند تا سه ربع ديگر امريکا مي ترکد و ما جهان را مي گيريم.:D:D

3Reza
Saturday 1 November 2008, 11:46AM
صندوق ذخيره رو با كارمزد پرمي كنيم :D

سكندر: خبر مي رسه كه پول چنداني تو صندوق ذخيره ارزي نيست؛ چيكار كنيم پروفسور؟

صفدر: كاش همه مشكلات، مشكلات پولي باشه، دولت اصلا غم بي پولي رو نخوره كه ملت هستند.چنان دوباره اين صندوق ذخيره رو پرپول كنن كه اون سرش ناپيدا باشه.

سكندر: چطوري؟

صفدر:هيچي، برا هواخوري هم كه شده به بانك ها مي رن تا كارمزد بپردازن، روزي هزار بار مي رن صورت حساب مي گيرن تا كارمزد بدن. مدام دسته چك و دفترچه ها شونو گم مي كنن تا كارمزد بدن، تو خونه ها عوض برق از چراغ گردسوز استفاده مي كنن و...

سكندر: خب حالا چرا صندوق به اين زودي خالي شد؟

صفدر: خب سه چهار هزار مصوبه برا عمران و آباداني استان ها به حرف آسون مياد. عملي كردن اينا پول مي خواد، علاوه بر پول صندوق ذخيره، پولاي لاي بالشتارو هم بايد خرج اين مصوبات كنن.

سكندر: شايد صندوق سوراخه؟

صفدر: شايد هم، ولي نه گمون نمي كنم طرح ها و پروژه هاي نيمه كاره زياده.

هاتف
Saturday 1 November 2008, 05:29PM
از طنزهای تلخ روزگار این است که یکی مثل رییس جمهور محترم بر ایران حاکم می شه وچون اخرین تحفه وذخیره اصولگرایی است هر کار اشتباهی هم می کنه مورد حمایت های بی دریغ قرار می گیره چون قحط الرجال آمده ومادر دهر اصولگرایی چون وی نزاده است!!!!!!!!!!!!!

وای بر ایران و وای بر اصولگرایی!!!!

هلنا
Sunday 2 November 2008, 01:38AM
سلام . در مورد خاتمی مرد مردد هم طنز خوبی از کار در می اید . هههههههه

3Reza
Monday 3 November 2008, 11:39AM
سلام . در مورد خاتمی مرد مردد هم طنز خوبی از کار در می اید . هههههههه
مطمئنا درمیاد. . . ولی فعلا طنازان، با طنزهای تلخ و واقعی دولت عدالت گستر، سرشون گرمه!:D:D

3Reza
Monday 3 November 2008, 12:23PM
شنبه: گفتم ميري سفر، آروم مي گيرم
اسفنديار رحيم مشايي به امريکا رفت. آگاهان، ناظران، کارشناسان مسائل مهم، ديپلمات هاي برجسته، اوليا و مربيان، يه خوش صدا يه خوش دست، ايرج پاشنه طلا و حومه . . . :D جملگي معتقدند اين سفر رحيم مشايي در روزهايي که مجلس مي خواهد در مورد سرنوشت سازمان متبوعش تصميم بگيرد، معني بشين ببينم بابا يا به لحاظ علم پولتيک فضاي برو بابا حال نداري، دارد!:D اما در مورد نتايج اين سفر گمانه زني هاي فراواني از اکناف عالم صورت گرفته به طوري که از ذهن مردم کاتماندو تا فکر اهالي ايالت نيوجرسي امريکا به اين موضوع مشغول شده است. من براي آنکه ذهن شما زيادي مشغول نشود چند احتمال قوي تر در مورد نتايج اين سفر را برايتان مي آورم: الف- امريکايي ها تحت تاثير افکار مشايي توي مشعل مجسمه آزادي استخر روباز احداث مي کنند با سونا و جکوزي. ب- رئيس جمهور امريکا پي به اشتباهاتش در قبال ايران مي برد و پابرهنه تا مرز بازرگان مي دود و در حالي که مدام مي گويد «اسفنديار تو منو متحول کردي» ابراز ندامت مي کند. ج- باقي مانده اهالي مردم امريکا که هنوز در برابر خواست عمومي مقاومت مي کنند و در هواي گرم کاپشن نمي پوشند، به اين امر مبادرت خواهند ورزيد. د- مشايي جان رفتي امريکا سفر؟ بروحالشو ببر!
يکشنبه: صندوق
رئيس سازمان ملي جوانان که طي مصاحبه هاي تلويزيوني اصرار عجيبي دارد در جواب هر سوالي بي دليل لبخند بزند، احتمالاً خنده کنان و شادمان اعلام مي کند: «در مملکت ظرفيت شش ميليون ازدواج داريم اما امسال تنها 900 هزار ازدواج شکل مي گيرد.» اين خبر خيلي چيزها را نشان مي دهد. (درست فکر کنيد و بي ادب نباشيد،;)) شما فکر مي کنيد جوانان مريضند و با وجود اشتغال زايي فراوان و تسهيل امر شديد براي ازدواج در يک اقدام ضدجنسيتي اين طور عمل مي کنند؟:D شما فکر مي کنيد اين آمار مربوط به روزنامه هاي اصلاح طلب است و آمار بانک مرکزي حاکي از اين است که ظرفيت شش ميليون ازدواج با تلاش دولت نهم به دست آمده و حاصل کوشش هاي شبانه روزي اين دوستان است و در سال بعضي جوانان که عدالت گسترترند، دوباره با هم ازدواج مي کنند تا اين آمار به هشت ميليون ازدواج در سال برسد؟:D شما فکر مي کنيد رئيس سازمان ملي جوانان بعد از اعلام اين ارقام منتظر گرفتن مشتلق بوده؟ علي اکبري در ادامه فرمايشاتش گفته: «افزايش مجردها در جامعه باعث نکبت مي شود.» علي اکبري جان يعني با اين تفاسير نکبت همه جا را برداشته؟ يعني گير عجب نکبت هايي افتاده ايم؟ يعني بعضي رستوران ها که پنجشنبه شب ها مجرد راه نمي دهند، مي توانند از اين به بعد به جاي جمله از پذيرفتن دوستان مجرد معذوريم، بنويسند نکبت نيا تو؟!!!! يعني جوان ازدواج کن و برو حالشو ببر؟
سيدمحمد خاتمي از اقتصاد صدقه يي به شدت انتقاد مي کند. اتفاقاً برعکس او، ما معتقديم اتفاقاً خوب است. سيدعزيز واقعاً فکر مي کني نگرش کنوني به صندوق هاي صدقات و صندوق ذخيره ارزي تفاوت محسوسي دارد؟
دوشنبه: جيب من
کردان خطاب به نمايندگان مجلس که مي خواهند او را استيضاح کنند، گفته «مجازات چنين اشتباهي عذرخواهي است نه چيز ديگر» مجازات؟ نه، چرا آخه؟ کردان عزيز شما بايد تشويق هم بشوي و من نمي دانم چرا اينها نمي فهمند. :D من ادله تشويق را جهت تنوير همه جاي افکار عمومي عرض مي کنم: يک - انصافاً آدم زرنگيه، قبول کنين;). دو - خيلي ها ميرن انگلستان ايدز مي گيرند، اينکه دکترا گرفته، بهتر نيست، واقعاً؟:D سه – گير ندين به مردم، خودتون کار و زندگي ندارين؟
تيتري در مطبوعات چاپ شده به اين شکل: «80 ميليارد دلار مازاد درآمد نفتي کجاست؟» تو جيب منه، بيا بردار. بعضي ها هم سوالاتي مي پرسن ها!:D
سه شنبه: راه راه يا ساده
فردي موسوم به عزت الله انتظامي جمله يي بيان کرده با اين مضمون «وضعيت فرهنگي کشور روز به روز دردناک تر مي شود.» من واقعاً نمي دانم با حضور چهره هاي فرهنگي سينمايي مثل جواد شمقدري شمقدري مشاور سينمايي رئيس جمهور و همين طور فرج الله سلحشور چطور بعضي ها به جاي استناد به نظر کارشناسي اين دوستان خودشان اظهارنظرهاي بي پايه يي مي کنند که لغات بي ادبانه يي مثل «دردناک» درج شده.:D
واقعاً که، وزير راه فرمايش فرموده (کاري که کرده دقيقاً به همين لغت فرمايش مي خورد نه هيچ چيز ديگر:D) که «عامل اصلي تصادفات در ايران، راننده ها هستند.» ما ضمن حمايت همه جانبه خود از سيستم بي نقص راهسازي، تمام اتوبوس ها، کليه راه هاي شوسه، اون کوچه 16 متري توي محل پسرخاله مان، کوچه باريک پشت خونه خودمان که بن بسته...:D عرض مي کنيم که مسافر عزيز وضعيت راه ها عاليه برو حالشو ببر. وزير جان شما هم اينقدر راه راه نکن، ساده بهتره ها.
يحيي زاده نماينده مجلس هشتم هم يک ضرب زده توي خط فرمايش فرمودن اينجوري: «اينترنت مانند يک سگ هار است» ادامه جمله احتمالاً اين است: که هنگام چت کردن پاچه آدم را مي گيرد. يا اين است که، فيلتر به واقع پوزه بند آن محسوب مي شود. شايد هم ادامه جمله اين است: همه کساني که پاي کامپيوتر مي نشينند بايد واکسن هاري بزنند. به هر حال ادامه جمله هر چه باشد پيشنهاد مي دهيم در مجلس طرحي را تصويب کنند که مقابله با اينترنت به ماموران سگ کشي شهرداري واگذار شود!:D
چهارشنبه: مهدي کلهر
خبر. خبر مسرت بخش مهم. آقا، کردان دستتونه، بذارين زمين اين خبر رو بخونين.:D محمد علي آبادي رئيس کميته ملي المپيک هم شد. من ضمن ابراز شادماني فراوان از اينکه الهام در حال تکثير است از شوق خدمت دوستان عدالت سرخود که يک تنه در چندين پست همين طور از دم خدمت مي کنند، سپاسگزاري مي کنيم.
در همين راستاي شادمان سازي ما کلهر هم گفته در انتخابات سال 84 بر ضد احمدي نژاد تقلب شد. شما فکر مي کنيد اسم واقعي رئيس جمهور کنوني هاشمي رفسنجاني است:D و ما سه سال و نيم است او را اشتباه صدا مي زنيم؟:D شما فکر مي کنيد بعضي ها اصرار دارند از افعال معکوس (مثل اهالي برره) استفاده کنند؟ شما فکر مي کنيد آقاي کلهر کماکان شوخ طبعي خود را حفظ کرده است؟ راستي يک عزيزي با نام کلهر به روزنامه زنگ زده بود و خواسته بود ستون من هر روز چاپ شود. خب مهدي جان چرا اسم کوچکت را نگفته بودي؟!!!!:D
پنجشنبه: علي آبادي
مهم ترين اتفاق امروز اين خواهد بود که هوا سردتر مي شود وبراي مبارزه با سردي هوا رئيس سازمان هواشناسي برکنار شده، محمد علي آبادي اين سمت را هم به عهده خواهد گرفت. او در اولين سخنراني تا امروز غروب اعلام خواهد کرد دولت نهم حداقل دما در دي ماه را به 35 درجه سانتي گراد خواهد رساند!:D

3Reza
Saturday 8 November 2008, 11:21AM
ما هم حق داريم قفل كنيم

سكندر: صفدر جان بيا كه هم قاط زدي و هم به خاكي رفتي؟

صفدر:مرده شور الهي تجزيه و تركيبتو ببره، همه اش تقصير تو بود ما داشتيم زندگي مونو مي كرديم و مشغول خوردن كله پاچه بوديم كه يهو مثل اجل معلق پريدي وسط و پرسيدي رئيس جمهور آمريكا كي شد؟ بابا به من و تو چه ربطي داره كه كي شد و كي مي شه، اينا همه سر و ته يك كرباسن منم كه ذهنم مشغول بود كه اول بناگوش را بخورم يا پاچه را، تو اين هير و بير اسم رئيس جمهور آمريكا كجا يادم بود؟ فقط كمي قيافه اش رو تو روياي خودم تصور كردم و از قضا چون در آستانه شب چله به سر مي بريم گفتم «شب چله»

سكندر: مي دوني مردم از من و تو انتظار بيشتري دارن، گفتن اين چه طرز حرف زدنه؟

صفدر: مردم از من انتظار بيشتري دارن اما از تو نمي دونم ولي خب وقتي آدم بخواد اندر احوالات شيطان بزرگ طنز بنويسه، ممكنه نتونه احساسات خودشو كنترل كنه

سكندر: مي گن صفدر نژاد پرستانه عمل كرده و طنز نوشته.

صفدر: اتفاقا نه، چون بنده نشونه هاي هر دو نژادو دارم، هم سياهم و هم سفيد و نه سياهم و نه سفيد يعني سبزه ام جيگر. به قول شاعر: «يك سبزه در تمام هند بي نمك نبود گويا كه هند را به نمك آب داده اند

سكندر: ولي واي به روزي كه بگندد نمك؟

صفدر: ما هم انسانيم، ما نمك نيستيم، ما هم حق داريم گاهي وقتا قفل كنيم.

سكندر: هدفت كه مسخره كردن رئيس جمهور آمريكا نبود؟

صفدر: بنده از دوستان نزديك لوترماتركينگم به علاوه هميشه نلسون ماندلا از من مشورت مي گرفت بنده سفيد و سياه رو با يك چشم نگاه مي كنم.

سكندر: ما نفهميديم بالاخره تو كدوم طرفي هستي؟

صفدر: بنده بي طرف هستم.

سكندر: لاف نزن بي طرف زماني وزير نيرو بود، تو كي هستي؟

صفدر: آقا بنده چپ و راستم، طرفدار دموكراسي و دارنده بازو بند فوق جناحي.

3Reza
Saturday 8 November 2008, 11:22AM
«شب چله» رئيس جمهور آمريكا شد

سكندر: رئيس جمهور آمريكا كي شد؟

صفدر: شب چله.

سكندر: ولي او باراك اوباماست نه شب چله، داري باز چرند مي گي.

صفدر: اگه من كارشناسم او شب چله است. از بس كه بلنده ، سياه و خنكه.

سكندر: ولي دندوناش سفيده.

صفدر: خب آدما اشتراكات فراووني با هم دارن. اينم يكي از اونا.

سكندر: مي دوني او اولين رئيس جمهور سياه پوست آمريكاست.

صفدر: اتفاقا انتخاب او به همين روزاي سياه آمريكا هم مي خوره

سكندر: مي ره كاخ سفيد ديگه مگه نه؟

صفدر: آره، نه فكر كردي مي ره سر خاك مادربزرگش كه شب انتخابات برا فرار از راي دهي مرد.

سكندر: آها، نكنه اين اوباما سياه نيست و برا فوت مادربزرگش خودشو سياه كرده؟

صفدر: تو كه از من كارشناس تر و خبره تري چرا از من مي پرسي؟

سكندر: مي گن مادرش سفيد بوده اما باباش سياه ؟

هلنا
Sunday 9 November 2008, 01:22AM
:قانون(1):

کاربر هلنا ،
درج هرگونه الفاظ و عبارات توهین آمیز ، نقض قوانین توافقی ثبت نام است . با توجه به تذکرات مکرر ارسال شده توسط نظارت باشگاه ، شناسه شما در صورت هرگونه تکرار نقض قوانین متوقف خواهد شد .

صبح
Sunday 9 November 2008, 08:28PM
بیماری احمدی نژاد و احساسات سران
طنز: اننتشار خبر بيماري محمود احمدي نژاد كه موجي از نگراني را در اقصي نقاط جهان به وجود آورده و سران و شخصيت هاي طراز اول سياسي داخلي را نيز بر آن داشت تا نسبت به آن ابراز احساسات نمایند.
در همين زمينه شهردار تهران در حاشيه افتتاح فاز اول خط منوريل با بيان اينكه براي سلامتي رييس جمهور بايد دعا كرد، گفت: از مردم هميشه در صحنه مي خواهيم كه صبح جمعه با حضور ميليوني بر پشت بام برج ميلاد، با سوز و گداز دعاي كميل را براي شفاي عاجل دكتر احمدي نژاد زمزمه كنند.
وي با تأكيد بر اينكه براي حضور در اين مراسم هيچگونه شرط و شروطي اعم از ثبت نام اينترنتي و هزينه گردش در اين برج دريافت نمي شود، افزود: اين مراسم به طور زنده از تمام شبكه هاي دنيا پخش خواهد شد.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نيز که از شنیدن این خبر بسیار غمگین شده بود، با فراخوان فوري اعضاي اين مجمع، به آن دسته از مسئولان و دست‌اندركارانی كه از بحران اقتصادی جهان ابراز خوشحالی می‌كنند و به دلیل وابستگی اندك اقتصاد ایران به بازارهای جهانی گمان می‌كنند كه خطری اقتصاد كشور را تهدید نمی‌كند، هشدار داد.
محمد خاتمی نیز با همت بنیاد باران فی الفور اقدام به برپایی همایش "دین در دنیای ما قبل معاصر" کرده و در آن از شخصیت های اندیشمند و دینی که برخی از آنها زمانی از سران کشورهای خود بوده اند، همچون بیل کلینتون، نوه دختری هیتلر، جک استراو، هانتيگتون، پسر مادر ترزا، نلسون ماندلا و... دعوت به عمل آورد تا در این همایش با بررسی جدیدترین یافته های پزشکی مدرن و تلفیق آن با طب سنتی و گیاهی نسخه ای برای بهبودی رییس جمهور ایران تجویز نمایند.
علی لاریجانی نیز در صحن علنی مجلس در حالی که به شدت احساساتی شده بود، در پاسخ به تذکرات متعدد نمایندگاني که عامل اصلی بیماری رییس جمهور را مدرک کردان مي دانستند و به همین دلیل خواستار تصویب طرح 3 فوریتی در تسریع استیضاح وزیر کشور شده بودند، گفت: انحراف مزاجی که بر اثر تغییر عمل انساج در رییس جمهور ایجاد شده، ثلمه ای بس عظیم در عالم گیتی پدید آورده است.
رییس مجلس با بیان اینکه این ناتندرستی دکتر احمدی نژاد خبر مؤلمه ای برای مجلسیان است، ادامه داد: اما ایشان باید بدانند که مجلس هرگز لایحه های تورم زا را تصویب نخواهد کرد.
مهدی کروبی نیز با برگزاری یک کنفرانس خبری ضمن تأکید بر حضور خود در انتخابات حتی اگر خاتمی بیاید، اظهار داشت: تنها رقیب من در انتخابات احمدی نژاد است چه بیمار باشد و چه نباشد.
وی با تأکید بر اینکه بدون تردید بعد از پایان زمان رأی گیری تا اعلام نتایج نهایی آرا پلک برهم نمی زند، افزود: در صورت پیروزی مجدد احمدی نژاد در دور بعد، به احتمال زیاد نه تنها از حزب اعتمادملی بلکه استعفانامه خود را از زندگی تقدیم نيروهاي غيبي می کنم.
لازم به ذکر است که واکنش سران به این موضوع همین جوری ادامه دارد...

صبح
Sunday 9 November 2008, 08:30PM
از قضا آبي‌بي ما هم شده‌اند اصلاح‌طلب!/1
نقاد باشي
http://rajanews.com/image/sayer/bibi.jpgطنز: از قضا آبي بي ما بعد از هفتاد و اندي سال آزگار شب جمعه اشان را گم كرده اند و يك پا شده اند اصلاح طلب. خيلي ها كه از قديم و نديم مصاحب آبي بي چاكر بوده اند، اين دگر ديسي عجيب و غريب را آن هم در دور و زمانه اي كه اصلاح طلبي مثل كفر ابليس خريدار ندارد، از عجايب آخر الزمان مي دانند و بي استثنا هر بار كه اسم آبي بي مي آيد، انگشت سبابه اشان را به دندان مي گزند و محض عبرت هم كه شده دست بسم الله و پناه بر خدا و خدا نصيب گرگ بيابان نكند گويان، سري به عبرت مي جنبانند.
البته بر خلاف همه، خاله خانم آبي بي ما كه هوز در بند حيات هستند، مي گويند يادشان است يك بار در گذشته و در عهد مشروطه، آبي بي ما كه آن زمان هنوز بي بي هم نشده بودند چه رسد به اين كه آبي بي باشند، يك دل نه صد دل بسته بودند به فكر و ذكر امثال ميرزا ملكم خان و طالب اف و اين قماش منور الفكرهاي انگلوفيل آن زمان. خاله خانم مي گويند علت اين گرايش و سينه چاكي آبي بي اين بوده كه وقتي از سر ناداني مي خواسته اند زن يك ژيگلوي فرنگ رفته الوات بشوند، پدر و مادرشان كه همه آدم هاي با قاعده و اصول بوده اند، اجازه نداده بودند و آبي بي ما هم از لج به اصطلاح گازر رفته بودن دطرفدار اصلاح طلب هاي عنفوان شباب خود شده بودند. خاله خانم مي گويند علت اين گرايش اين بوده كه آن جماعت با اين قبيل وصلت كردن ها مخالف نبوده كه هيچ آن را نشانه تجدد هم مي دانسته اند. باز خاله خانم تعريف مي كنند كه چندي بعد از آن واقعه، وقتي سر آبي بي ما به سنگ زمانه مي خورد و سرد و گرم روزگار را مي چشند، سر عقل آمده و از كرده پشيمان شده توبه مي كنند و رابطه اشان با پدر و مادر حسنه مي شود. خاله خانم مي گويند سال ها بر همان منوال مي گذرد و آبي بي ديگر يادي از اصلاح طلبي نمي كنند تا اين كه چند سال قبل دو باره فيلشان ياد هندوستان كرده و يك پا مي شوند اصلاح طلب. انگار نه انگار يك بار البته به قول خاله خانم از اين غلط ها كرده و مزه آن را چشيده باشند، همه چيز از يادشان مي رود و خيره سر بر مي گردند به همان اصل در اصل نااصل دوران خامي شباب!
اما اين كه چرا آبي بي دوباره اصلاح طلب شدند را از زبان خاله خانم بشنويم:
درد سرتان ندهم وقتي چند سال پيش دري به تخته مي خورد و دور دور اصلاح طلب ها مي شود، فيل آبي بي هم سر پيري ياد هندوستان مي كند. غير از اين كه البته در جاي خودش مهم است اتفاق ديگري هم مي افتد كه به اين واقعه كمك مي كند -البته اين ها را خاله خانم مي گويند و ما بي تقصيريم-
خاله خانم نقل كردند جريان از اين قرار بوده كه آبي بي ما بعد از چندين وچند سال متوجه مي شوند پدربزرگ ما كه شوهرشان باشند، يك پا اصولگرا شده اند. آبي بي هم كه از وقتي فهميده بودند ايشان البته بنا به نقل خاله باجي هاي فاميل در جواني زن ديگري داشته و آبي بي را با وجود اين كه آن زن مرحوم شده، از ماوقع مطلع نكرده اند، مي افتند روي دنده لج با پيرمرد. اگر آقابزرگ مي گفتند شب است، آبي بي مي گفتند نخير روز است. دستشان را به آسمان برده ماه را نشان مي دادند و مي گفتند: كوري! خورشيد را نمي بيني؟! تا اين كه اين اواخر باد خبر مي آورد كه آقابزرگ به شدت اصولگرا شده اند.
البته جريان اصولگرايي آقا بزرگ هم براي خودش حكايتي است. باز خاله خانم مي گويند آقا بزرگ وقتي آبي بي را مي گيرند و خانم هاي حسود فاميل به ايشان از ماجراي جواني آبي بي كه مي خواسته با آن جوان الوات فرنگ رفته وصلت كند، مي گويند، پدربزرگ از هر چه به قول خاله خانم هرزه ادا اطواري نفرت پيدا كرده و به همين سبب با اصلاح طلبي كج مي افتند.
قبل از اين كه مابقي ماجرا را بگويم، گفته باشم كه آقابزرگ چاكر هيچ نسبتي با آقابزرگ روزنامه اعتمادملي ندارند. درست است كه جنابشان مثل آن جناب اصولگرا هستند اما آقابزرگ ما كجا و آقا بزرگ آن ها كجا! زمين تا آسمان با هم توفير دارند.
اولندش: آقابزرگ ما ناگزير سر به بالين آبي بي مي گذارند كه يك پا اصلاح طلب هستند كه اگر اين وضعيت براي آقابزرگ اعتمادملي پيش مي آمد، با حال و روزي كه از ايشان سراغ داريم، محال بود زير بار اين ننگ بروند. هر طور بود قيد آبي بي را مي زدند و نتيجه كار را به طلاق و طلاق كشي ختم مي كردند. اما آقابزرگ ما چون يك نمه عاطفي تر و به تعبير بعضي ها منطقي تر هستند، حاضر نيستند هر كاري را به هر قيمتي انجام بدهند.
دومندش: آقابزرگ ما واقعي هستند و مثل آقابزرگ اعتمادملي دست ساز و به قول معروف ابزاري درست نشده اند.
ادامه دارد...

صبح
Sunday 9 November 2008, 08:31PM
نفرين آبي‌بي بر رأي خاموش‌ها!
از قضا آبي‌بي ما هم شده‌اند اصلاح‌طلب!/2
http://www.rajanews.com/image/sayer/bibi.jpgطنز: يادم نمي رود وقتي در انتخابات دوره نهم احمدي نژاد رئيس جمهور شد بد جوري آبي بي ما حالشان گرفته بود. به زمين و زمان بد مي گفتند. زشت و زيبا بود كه بار رأي خاموش ها مي كردند. آب و نان از دهانشان مي افتاد ناله و نفرين به اجاق كور آراي خاموشي ها نمي افتاد. همين طور اتصال و پشت سر هم به آن ها بد و بيراه مي گفتند. كار به جايي كشيده بود كه آبي بي كم كم با خودشان هم حرف مي زدند. يك روز كه حواسشان به من نبود و داشتند به باغچه آب مي دادند، با دو گوشم شنيدم كه مي گفتند: اي بي غيرت هاي رأي خاموش! اي بي حال هاي تنبل! اي بي عرضه هاي خواب آلود كه تا سر ظهر مي خوابيد و غلت مي خوريد و گوشتان بدهكار هيچ چيز جز خوردن و خوابيدن و از براي هضم غذا راه رفتن نيست. يك تك پا بلند مي شديد تا مدرسه و مسجد محل مي رفتيد، ازتان كم مي شد كه اين جور تن به بي عاري داديد. انگار نه انگار انتخاباتي است. اگر كله مرگتان را دور از جان بر مي داشتيد و چند رأي ناقابل به صندوق مي ريختيد، مي مرديد؟ ولو اين كه انتخاب هم نمي شديم و آراي شما ها هم افاقه نمي كرد، لااقل اين همه مفتضح هم نمي شديم. اگر رأي هم مي آورديم، داغ رئيس جمهور شدن را به دل اين راست هاي نخراشيده مي گذاشتيم. تازه آقا بزرگ هم روزي چند نوبت شكست ما را به رخمان نمي كشيد. الحق كه براي لاي جرز خوبيد.
حيف نان! حيف هوا، حيف سوخت، اصلاً حيف اكسيژني كه صرف خور و پف مي كنيد. حالا خورديد. خوبتان شد. نوش جانتان.
آلبته آبي بي بيچاره چاكر چندان هم بي ربط نمي گفتند. روز رأي گيري را يادم نمي رود، چقدر به اين در و آن در زدند. آن روز آبي بي همه بچه ها را جمع و جور كرده و به آن ها مأموريت داده بودند، بروند زنگ خانه رأي خاموش ها را بزنند و فرار كنند، شايد آن ها از خواب گران بيدار شوند و بروند رأي بدهند. سكه بود كه آبي بي پر چارقدشان كرده بودند و به هر كه مي رسيدند، يكي مي دادند تا زنگ خانه ها را بزند و فرار كند. بچه ها هم سكه ها را مي گرفتند و زنگ چند تا خانه را مي زدند و مي رفتند پي تفريح و گردش خودشان. اما مگر اين ها بيدار مي شدند. خواب سنگين اين جماعت را با توپ هم نمي شد به هم زد، چه رسد به زنگ گوش نواز آيفون هاي تصويري. چند تايي هم كه بيدار شده بودند، غلتي زده و دوباره رفته بودند روضه جدشان... بستني و شكلات و آدامس و ساندويچ بود كه آبي بي بين بچه ها پخش مي كردند. بچه ها هم آدامس را مي جويدند و آن را باد مي كردند و مي تركاندند، شايد از صداي آن رأي خاموش ها بيدار شوند اما اين هم افاقه نمي كرد!
بالاخره به قول آبي بي، شد آن چه نبايد مي شد و اصولگراها آمدند روي كار. آقا بزرگ هم از همان روز تغيير رفتار دادند و خلاصه همه چيز در خانه وارونه گشت. حالا اين آقا بزرگ بودند كه پشت چشم نازك مي كردند و به قول خاله خانم فيس و افاده به آبي بي مي فروختند.

هلنا
Thursday 13 November 2008, 10:06PM
http://i12.tinypic.com/3zt0qxl.jpg
قابل توجه دوستان،منظورسفیدشدن ریش ایشان نیست،بلکه"مِیکاپ(آرایش)قهوه ای" ریش است. این دخترباز بزرگ وقت زیادی در روز برای ارایش خود می گذارند.
در رثای ایشان شاعری گمنام و بلنداوازه گوید:


نه همین لباس است نشان ادمیت

شنیده بودم که درعهد قدیما
دزدی نموده بود یکی، با قیافه علما
یعنی که با لباسای مقدس روحانی
کرده بود اون نامرد، غلط های زیادی
وقتی اونو گرفتنش و بردن
گفت ظریفی داری سن کهن
این طلبه نیست که دزدی نموده
دزدیه که خودشو طلبه جا زده
این لباس از سرش زیاده
خاتمی هم، مثه اون شیادّه
رای مردم، به اون فریبه
آخ که دلم از این نامردیا داغِ داغه

هلنا
Thursday 13 November 2008, 10:15PM
سلام این را هم یک ط تفاوت آشکار اصلاحات و عدالت !!!!!!!!!!!!؟؟؟؟ (http://seyyed.parsiblog.com/296535.htm)
http://i8.tinypic.com/4p3iosm.jpg

http://i13.tinypic.com/2m288ck.jpg

http://i13.tinypic.com/8au501t.jpg http://i16.tinypic.com/63r43ut.jpg

http://i21.tinypic.com/1z3tq35.jpgنز تصویری سیاسی بدونید

3Reza
Saturday 15 November 2008, 10:09AM
ليلا حاتمي و محمد خاتمي
« آقاي خاتمي از شما مي خواهم به اندازه ايمان تان مصمم باشيد و به خاطر کودکان و کساني که نمي خواهند کشور را ترک کنند، در انتخابات حاضر شويد.»
اين جمله را صبح تا حالا بنا به بعضي اقوال چندين بار، بنا به روايت اصلاح طلبانه 18 بار، به نظر راست گرايانه يک مرتبه سرسري و بنا به گفته خودم، خيلي خواندم. ليلا حاتمي آن را گفته و راستش من را جو اخذ کرده، چهار تا نکته در موردش به ذهنم رسيد که احساس مي کنم اگر نگويم خناق يا دست کم ايدز مي گيرم.
نکته اول: آقاي خاتمي اگر نيايي با استناد به همين جمله ليلا حاتمي، فردا کيهان تيتر مي زند خاتمي به علت کمبود ايمان کانديدا نشد. عده يي هم راهپيمايي مي کنند که خاتمي بي ايمان، همينه همينه!
نکته دوم: اساساً و اصولاً اگر آدميزاد به خاطر کودکان کانديدا شود بهتر است از اينکه براي بزرگسالان کانديدا شود به چند دليل: الف- بزرگسالاني که مي گويند بيا، شايد بخواهند وزير بشوند اما کودکان به رغم اينکه الان همه چيز بچه بازي شده، احتمالاً وزارت نمي خواهند ب- کودکان ذاتاً اهل دعوا نيستند و پس فردا از تو نمي خواهند با مشت بزني توي صورت اين يا يکي يا براي اداره مملکت جفت پا بروي توي دل آن يکي ج- پسر من کيان، که تنها سه سال و نيم دارد چند باري از من و مادرش پرسيده پس چرا اين خاتمي که ميگين نمياد؟ کودک ليلا حاتمي هم از ليلا و علي مصفا حتماً همين سوال را دارد و کودکان زوج هاي ديگر در گوشه گوشه اين خاک. سيد از من به تو نصيحت وقتي بچه ها روي يک سوالي پيله مي کنند، تا جواب نگيرند ول کن نيستند، نيايي خودت را بيچاره کرد ه يي. از ما گفتن!! د- دال هم ندارد، همين سه تا کافي بود!
نکته سوم: بعضي دوستان معتقدند هر کس با اين دولت صبح ها کله پاچه نمي خورد و دنبال آمدن تو است، بهتر است از مملکت برود. اصلاً از اين هفتاد ميليون، شصت ميليون را صادر کنيد، هم دولت مي تواند از آمار بالاي صادرات بگويد، هم جا براي بقيه گشاد، خيلي گشاد مي شود. اگر به اين استدلال گشادي جا معتقد نيستي، بيا تا جا براي بعضي ها تنگ، خيلي تنگ شود. ببخشيد اما استدلال سياسي اين روزها براساس همين ديپلماسي تنگ و گشاد است، شرمنده!
نکته چهارم: به جاي اين همه خارج رفتن، بد نيست تو هم دو دفعه اين جمله هاي ليلا حاتمي را بخواني. حاتمي از تو فقط يک نقطه را کم دارد، براي يک نقطه معامله را به هم نزن!

3Reza
Saturday 15 November 2008, 10:20AM
مثل اينکه مرغ يه پا داره
گفت: بالاخره آقاي خاتمي مياد يا نه؟
گفتم: ايشون که هنوز تصميمي نگرفته ولي من فکر مي کنم حتماً مياد.
گفت: يعني چي؟ شما چيزي ازش شنيده يي که اينقدر مطمئن حرف مي زني.
گفتم: نه. همين ها که در روزنامه ها و سايت ها از قول ايشان نوشته شده.
گفت: از اينها که چيزي معلوم نمي شه. اتفاقاً خيلي ها برداشت شون برعکسه.
گفتم: آره مي دونم. منم از رو اين حرفا نظر نمي دم. من فکر مي کنم خاتمي نمي تونه نياد.
توجه نکرد چي ميگم، گفت: فکر مي کني بياد راي مي آره؟
گفتم: اون که قطعيه.
گفت: از کجا با اين اطمينان پيش بيني مي کني. ميگن با اين سفرهاي استاني احمدي نژاد، تو شهرستان ها و روستاها بهش راي مي دن. فقط تهرانو نگاه نکن.
گفتم: ولي مردم با اين کمک هاي مستقيم زندگي شون بهتر نشده. بالاخره تورم و گراني رو همه با گوشت و پوست شون لمس مي کنن. الان ديگه تو هر خونه يي دانشجو و تحصيل کرده هست. مسائل رو عميق تر و درازمدت تر مي بينن. کمک ها رو مي گيرن ولي معلوم نيست راي بدن. بالاخره حالا رو مقايسه مي کنن با زمان آقاي خاتمي.
گفت: نشستين تو تهران داريد شهرستان ها و روستاها رو تحليل مي کنيد.
گفتم: نه. بي خبر نيستيم. اينها رو از قول اونايي که اونجا زندگي مي کنن مي گيم. نظرسنجي هم شده نه اينکه ما کرديم. نظرسنجي صدا و سيما و ايسپا و....تو کل کشور و اونايي که گفتن تو انتخابات شرکت مي کنن راي خاتمي دو برابر رقيبشه. يعني اگر خاتمي بياد با اختلاف زياد راي مي آره.
گفت: شايد درست مي گين. حالا اگه قبول کنيم خاتمي اگه بياد راي مي آره، مگه با اون تجربه قبل مي ذارن يه اصلاح طلب دوباره رئيس جمهور بشه؟
گفتم: ولي من فکر مي کنم اگه خاتمي بياد هيچ مانعي نمي تونه راهش رو سد کنه.
گفت: رد صلاحيت رو چي ميگي.
گفتم: اون که اصلاً. تو دور دوم رياست جمهوري آقاي خاتمي مي خواستن اين کارو بکنن. راي هم گرفتن ولي ردصلاحيت کسي مثل خاتمي به اين سادگي ها نيست. خاتمي آدم ناشناخته يي نيست که صلاحيتش رو رد کنن بعد بيان به مردم اعلام کنن بگن ما قانون رو اجرا کرديم. کي از اونا مي پذيره.
گفت: شما خيلي خوش خياليد. انگار همه چيز جوره که آقاي خاتمي بياد و دوباره بشه رئيس جمهور.
گفتم: نه خوش خيال نيستيم ولي دست قدرت خدا و مردم رو مي بينيم. اگه تحليل من ايراد داره اونو بگو. همين طور هي بگي نميشه و نمي ذارن که از توش چيزي در نمياد. بشينيم ببينيم ديگران چه جوري تقديرمون رو رقم ميزنن که نشد کار.
ديد جوابي نداره موضوع رو عوض کرد، گفت: خب فرض کن خاتمي بياد. صلاحيتش رو هم تاييد کنن. ايشون هم راي بياره و بشه رئيس جمهور. خب حالا مي خواد چه کار کنه؟ مگه گذاشتن دفعه قبل کاري بکنه. دور قبل هم آقاي خاتمي خيلي حرفاي قشنگ زد. خيلي وعده هاي خوب داد. کدومش رو عمل کرد يا گذاشتن عمل کنه که حالا بخواد بکنه؟
گفتم: نکرد؟ پس اين همه محبوبيت فعلي آقاي خاتمي تو مردم براي چيه؟ آقاي خاتمي تو همه زمينه ها موفق عمل کرد ولي تا اونجا که تونستن جلوش وايسادن و براش مشکل درست کردن. خودزني بعضي از اصلاح طلب ها هم مزيد بر علت شد تا بعضي ها هم اين جوري که شما مي گي فکر بکنن. بي انصافي هم واقعاً حدي داره. با اين حال اصلاً فرض کنيم همه اينا که گفتي درست. فقط اگه جلوي اين خرابکاري ها که الان داره ميشه هم گرفته بشه خودش خيلي کاره. با اين حال، شما اون طور که خودت داري ميگي ظاهراً حرفا و وعده ها يا بهتر بگيم برنامه هاي آقاي خاتمي رو قبول داري. ميگي اونا قشنگ و خوب بودن ولي عملي نشدن. ميشه لطف کني بگي اونا چي بودن؟
گفت: همين حاکميت قانون، مردمسالاري، جامعه مدني، پاسخگو کردن قدرت، شعار «آزادي در انديشه، منطق در گفت وگو، قانون در عرصه عمل» و حفظ کرامت شهروندان و . . .
گفتم: اقتصادي چي؟ شعار اقتصادي نداشت؟
گفت: اتفاقاً شعار اقتصادي کم داد ولي از نظر اقتصادي خيلي خوب عمل کرد.
گفتم: الحمدلله اين رو خودت ميگي. خب اگر خاتمي شعار اقتصادي نداده ولي از نظر اقتصادي مملکت رو خوب اداره کرده و پيشرفت خوبي داشته نبايد اينو تو کارنامش منظور کنيم؟ اين کم چيزيه؟
گفت: نه اينجارو حرفي ندارم. اتفاقاً به نظر من کارهاي اقتصادي دولت خاتمي نقطه قوتش بوده ولي خيلي گفته نشده و روش تبليغ نشده.
گفتم: خودي ها که مثل شما چند تا ناکامي سياسي رو هي گنده کردن، مخالفان هم از اون بهره بردن و مشکلات معيشتي مردم رو عمده کردن، شد يک اجماع مرکب عليه دولت خاتمي. صدا و سيما هم که هي از دولت بودجه گرفت و عليه اون کار و تبليغ کرد. واقعاً همه از نجابت خاتمي سوء استفاده کردن و به اون جفا کردن.
گفت: نجابت نبود، ضعف بود. هي، هرجا کوتاه اومد.
گفتم: اين ضعف خاتميه که توي اصلاح طلب که الان داري ميگي خاتمي تو اقتصاد موفق بوده، اونو ناديده مي گيري و فرعي حساب مي کني بعد يه چيزايي رو که اصلاً تو برنامه خاتمي نبوده به حساب ضعف خاتمي مي ذاري.
گفت: کدوم رو؟
گفتم: همين که خاتمي دعوا راه ننداخت و قهر نکرد و حرمت ها رو حفظ کرد، مي ذاري به حساب ضعف. خاتمي از اول اومد گفت من براي حفظ و تقويت نظام جمهوري اسلامي اومده ام و صد بار وفاداري شو به قانون اساسي اعلام کرد. هي گفت من از همين ظرفيت قانون اساسي براي تقويت مردمسالاري و آزادي مي خوام استفاده کنم. ملاک سنجش موفقيت هاي هر کس برنامه هاي خودشه نه حرفايي که اين و اون از ظن خودشون زدن.
گفت: اينايي که من گفتم مگه حرفا و برنامه هاي خاتمي نبود؟
گفتم: اونايي که اول گفتي چرا. براي اونا تلاششو کرد. خيلي کارا کرد. خيلي هم پيش رفت. تا اونجا که در اختيارش بود اونهارو عملي کرد. اما جايي که بعد از اون ديگه يا بايد دعوا مي کرد يا استعفا مي داد، آره اونجا متوقف شد.
گفت: خب ما هم به همين انتقاد داشتيم. الان هم مي گيم دوباره خاتمي ميره مي رسه به همون نقطه و همون جا. حالا مي خواد چي کار کنه؟ مي خواد دوباره کوتاه بياد و خون به دل مردم بکنه. اگر اون حمايت 22 ميليوني مردم رو هر کس ديگه يي داشت به اين راحتي سپر نمي نداخت و اينقدر عاجز نمي شد. نمي اومد وايسته فقط حرف بزنه و گله کنه که هر 9 روز برام يک بحران درست کردن. يه کاري مي کرد يه تکوني مي خورد.
گفتم: مثلاً چه کار مي کرد؟
گفت؛ تهديد مي کرد. استعفا مي داد. مردم رو مي کشيد تو خيابون.
گفتم: بعد چي مي شد؟
گفت: اونا مي نشستن سر جاشون.
گفتم؛ به همين سادگي، بعد از ماجراي کوي دانشگاه مگه عده يي نريختند توي خيابون و شعارهاي تند دادن. جمعيت شون هم کم نبود. حرف کسي رو هم گوش نمي کردن. چي شد يکهو تموم شد. اين يه توهمه که با فشار مردم توي خيابونا مي شد کاري کرد. کاري نداشت، دعوا مي شد. مي ريختن و کارو يکسره مي کردن. آقاي خاتمي از اول هم گفته بود براي دعوا نيومده. مشي دعوا نداشت. اونايي که براي دعوا و انقلاب و تغيير نظام دنبال آقاي خاتمي اومده بودن اشتباه مي کردن، نه خاتمي که داشت راه خودش رو مي رفت و برنامه خودشو دنبال مي کرد.
گفت: نه ما هم درصدد انقلاب نبوديم ولي معناي اصلاحات هم اين نيست که هي کوتاه بيايي.
گفتم: ولي معناي اصلاحات اين هست که کار رو به بن بست نکشونيم. ببين اصلاً تو روش اصلاحات نبايد کسي بازنده بشه. بايد همه برنده باشن. يعني بايد به طرف مقابل بفهموني که اونچه تو ميگي به نفع اون هم هست. اگه فهميد که مشکل حله. با کمک هم اوضاع رو اصلاح مي کنيد اگه هم متوجه نشد شما نبايد از روش اصلاحي خودت خسته بشي. بايد کار خودت رو درست و اصولي پيگيري کني تا به نتيجه برسي.
به طعنه گفت؛ شايد هم نرسي تا بيفتي و بميري.
گفتم؛ شايد، ولي حالا که اين طور نشده. ما زنده ايم و پيگير.
دوباره با کنايه گفت: نتيجه پايداري خاتمي بر روش اصلاحي خودش، شد روي کار اومدن دولت احمدي نژاد. خيلي بهره برديم از اين روش، احسنت.
گفتم: ممکنه بفرماييد اگر از روش پيشنهادي شما بهره مي برديم نتيجه اون چي بود؟ به نظر من اگر خاتمي با قهر و استعفا کنار مي رفت اولاً دولتي که در اون شرايط بر سرکار مي اومد و سياست هايي که به کار مي گرفت، اگر بدتر از دولت کنوني نبود بهتر هم نبود و در ثاني نه خاتمي و نه اصلاح طلبان ديگه نمي تونستن با اين قدرت و اعتبار در انتخابات حاضر بشن و حضور خودشون رو به مخالفان تحميل کنن. پتانسيل موجود امروز حاصل ذخيره سازي هاي خاتميه. به جرات مي تونم بگم شرايط امروز محصول هنر سياست ورزي و مداراي خاتميه. اونهايي که مي خواستن قهرمان باشن يا در زماني چهره قهرمان پيدا کردن حالا در حاشيه و کم اثر هستن و خاتمي که نمي خواست قهرمان باشه حالا در شرايطي هست که مي تونه منجي کشور از حال و روز وانفساي حالاي اون باشه.
گفت: با اين حرفا معلوم ميشه اين دفعه هم اگه خاتمي رئيس جمهور بشه اتفاق خاصي نمي افته. باز هم اميدهاي فراوان و بعدش هم يأس و سرخوردگي، بدبخت مردم.
گفتم: نخير، مثل اينکه مرغ يه پا داره. حالا منظور شما چيه؟ ميگي خاتمي نياد؟
گفت: نه نميگم. صلاح مملکت خويش خسروان دانند. ولي خب حالا چرا اين قدر ناز مي کنه. کسي رو که اينقدر نازشو بکشن تا بياد فردا ديگه پاسخگو نيست. ميگه من که نمي خواستم بيام به زور وادارم کرديد.
گفتم: منم نمي دونم. به نظر من تا يه زماني خاتمي فکر مي کرد چرا بياد. بياد که چه کار کنه. گاهي شرط و شروط مطرح مي کرد. اما حالا فکر مي کنه اگه نياد چه جوابي مي تونه به مردم يا تاريخ بده. توي اين وضعيت که اين همه آدم صاحب نظر و دلسوز و اين همه مردم مستاصل چشم به اون دوختن، آيا مي تونه خودشو کنار بکشه. به همين دليله که ميگم حتماً مياد. خاتمي به مردم و به کشور فکر مي کنه نه به خودش و نه به موانع پيش رو. حقيقتش اينه که منفعت شخصي خاتمي در اين نيست که بياد. بياد بيچارش مي کنن. بعدشم بياد با اين همه انتظارايي که شماها دارين چه کار کنه. پدرشو بعضي شماها در ميارين. طرف مقابل پيشکش.
گفت: بهش بگيد اولاً بيا، ثانياً محکم وايستا. ما هم محکم پات واميستيم.
گفتم: ببين، خاتمي خاتميه. 8سال رئيس جمهور بوده، خوب و بدش رو مي شناسين. يا پاش وامي ستين يا واي نمي ستين. بذاريد خودش باشه. مطمئن باشيد به مردم و مملکت خيانت نمي کنه. پاي برنامه يي که خودش اعلام بکنه هم هست ولي همه برنامه ها و شعاراش، نه بعضياش و با همون روش اصلاحي. يعني ما فقط همين رو ازش مي خوايم.
گفت: يعني چک سفيد امضا مي ديد دستش.
گفتم: به خاتمي که 30 ساله مي شناسيم و 8 سال رئيس جمهور بوده و با مشي و مرامش آشنا هستيم، مردم داري و توجهش به مشکلات مردم و برنامه هاش براي آباداني و پيشرفت کشور و رفاه مردم رو مي دونيم، آره. بهش اين اندازه اعتماد داريم. ولي معناش اين نيست که بعدش ميريم کنار. ما حزب داريم و کار احزاب هم نظارت مستمر بر حاکما و نهادهاي حکومتيه. نظارت حزبي مون رو ادامه ميديم و هر جا هم بتونيم کمک مي کنيم. البته خود نظارت و نقد رو هم کمک مي دونيم.
گفت: يعني هيچ انتقادي به اون ندارين و هيچ چيزي ازش نمي خواين؟
گفتم: انتقادامون رو به موقع بهش گفتيم و ميگيم. خواسته هامون رو هم مي دونه. همون چيزاييه که تو بيانيه هامون هست. فقط اگر از من بپرسي دوتا حرف خودم دارم. يکي رهبري اصلاحات رو خودش برعهده بگيره و دوميش هم اينه که به تقويت نقش احزاب بيشتر توجه کنه. خودشم يا حزب درست کنه يا رهبري يکي از احزاب رو به عهده بگيره. اگه نظام حزبي تو کشور جا بيفته خيلي از مسائل حل مي شه.
گفت: اگه نکرد؟
گفتم: بازم مخلصشم. باهاش قهر نمي کنم وچپ نمي افتم.
گفت: بالاخره فکر مي کني کي اعلام کنه؟
گفتم: چي رو؟
گفت: اومدنش رو.
گفتم: همين که نگفته نمياد مثل اينه که گفته باشه ميام. برو اميدوار باش!
گفت: خيلي دلم مي خواد.
علی شکوری راد

3Reza
Saturday 15 November 2008, 01:09PM
این عکس هم که. . . . .. .

3Reza
Saturday 15 November 2008, 01:13PM
شنبه: لباس فرم

آخرين مشکل کشور، صبح شنبه حل شد.:D رئيس دانشگاه تهران اعلام کرد دانشگاه آماده اجراي لباس فرم براي دانشجويان است. به نظر من و حومه، بسيار حرف متين و تصميم خوبي است به همين دليل اين موارد را براي هرچه سريع تر اجرايي شدن کار پيشنهاد مي کنم: در لباس فرم حتماً از کاپشن استفاده شود. دانشجويان ملزم شوند تحت هر شرايطي کاپشن را از تن خارج نکنند حتي هنگام استحمام!:D پيشنهاد مي شود لباس فرم دانشگاه ها با هم تفاوت هايي داشته باشد تا دانشجويانش از يکديگر تشخيص داده شوند مثلاً پلي تکنيک: کفش کتاني، شلوار چريکي، پيراهن مردانه، به سمت راست لباس يک پلاکارد حاوي تعدادي شعار الصاق شود! :Dدانشگاه شهيد بهشتي: کفش کوه، شلوار جين، آستين کوتاه!:D دانشگاه آزاد: صندل، شلوارک، ادکلن، تاپ! :Dدانشگاه پيام نور: يک دست رختخواب، بليت اتوبوس يا قطار!:D دانشگاه علمي- کاربردي: هرچي هرکي دوست داره!:D دانشگاه شبانه: هرجور حال مي کنن!:D

ناگهان يک خبر چنان منفجر مي شود که يقين پيدا مي کنيم تنها هدفش جر دادن پرده گوش ما بوده والا اصلاً خود مساله مهم نيست. گويا يک آقاي محترمي از سرخيرخواهي خواسته به نمايندگان مجلس از دم نفري پنج ميليون تومان کمک کند. نماينده دولت در مجلس گفته پنج ميليون ميدم امضاتون رو از پاي استيضاح کردان بردارين. خداوکيلي پيشنهاد منصفانه يي است!
يکشنبه: سناريو

معاون احمدي نژاد، مجلس را به سناريونويسي عليه دولت متهم مي کند.:D ما چند سناريوي باحال به ذهن مان مي رسد اما چون رابطه دولت و مجلس نزديک است (خيلي نزديک) سناريوهاي ما اغلب حاوي صحنه هاي غيراخلاقي از آب درمي آيد و از چاپ آن مي گذريم!:D

رئيس سازمان صدا و سيما مي گويد: «بدحجابي جامعه به ازدواج مربوط است.» حرف درست و فرمايش متيني است. من ادله متانت اين فرمايش را معروض مي دارم: ببينيد کار ازدواج اولش از همين بدحجابي شروع مي شود و وقتي طرفين با هم ازدواج مي کنند کار رسماً به بي حجابي مي کشد! ;) دليل منطقي ديگر اين است که يک آقايي بر فرض يک خانم بدحجابي را مي بيند و به شدت در خود احساس ازدواج پيدا مي کند، خب سريع مي رود با آن خانم ازدواج مي کند فقط امکان دارد آن خانم خيلي راضي به اين وصلت نباشد و مرد مجبور شود اعمال زور کند:D، دليل ديگر اين است که. . . عزيز من بدحجابي نکن، ازدواج کن، برو حالشو ببر!

دوشنبه: پنج ميليون

اعلام شد استيضاح کردان غيرقانوني است.:D الف- استيضاح کردان غيرقانوني است، مدرکش قانوني است؟:D ب- استيضاح کردان غيرقانوني است يا هر روز به طول گوش هاي ما چيزي اضافه مي شود؟ د- استيضاح کردان . . . چه کار بدي، چه کار زشتي. خجالت نمي کشن استيضاح مي کنن؟

احمدي نژاد مي گويد نماينده دولت در مجلس که پنج ميليون تومان ها را داده، شکل نادرستي را انتخاب کرده بود و کارش هم غلط بوده و اخراج شده است. ما نتيجه مي گيريم ظاهر کار مشکل داشته چون آن بنده خدا، شخصاً تصميم گرفته بوده از استيضاح کردان جلوگيري کند و کردان در کابينه نوه عمه او بوده و او از جيب خود اين پول ها را خرج مي کرده، پس مساله کاملاً شخصي بوده و تا همين حد هم وارد حريم خصوصي افراد شده ايم!
سه شنبه: قانون

کردان عزل مي شود و مجلس به او راي اعتماد نمي دهد. ما هم نتيجه مي گيريم که مجلس کار غيرقانوني انجام داده است. اصولاً مجلس اگر سالي يک بار يک تصميم عليه دولت بگيرد قطعاً غيرقانوني است. ما ايضاً نتيجه مي گيريم غيردولتي يعني غيرقانوني!:D

خاتمي مي گويد توزيع فقر هنر نيست. اتفاقاً هست. کساني اين حرف ها را مي زنند که معني عدالت را نمي فهمند اما ما مي فهميم. سه سال و نيم است که بدجوري هم داريم مي فهميم. آقاي خاتمي، شما زياد خارج مي روي گويا در جريان نيستي!:D
چهارشنبه: اوباما

اوباما رئيس جمهور امريکا شد. ملت ايران ديشب تا حدود ساعت 3 پاي اينترنت بيدار بودند و مي خواستند ببينند انتخابات امريکا چه شده. 97 درصد مردم يک ساعت و نيم چرت زدند و از کله سحر بيدار شدند تا از طريق اخبار تلويزيون خبرهاي انتخابات امريکا را دنبال کنند.:D بلافاصله بعد از پيروزي اوباما تعداد اس ام اس هايي که مردم به هم زدند و اين خبر را اعلام کردند از اس ام اس هاي سال تحويل بيشتر بود، از آنجا که من تقريباً يقين دارم در خود امريکا هم انتخابات به اين شدت پيگيري نمي شده، مي خواهم بپرسم آيا مردم «ملت ايران و ملت امريکا با هم دوست هستند.:D فقط دولت آنان با ما دوست نيست»:D را خيلي جدي گرفته اند؟:D قرار است اوباما فردا چند تا بليت هواپيما بخرد و دست زن و بچه اش را بگيرد، بيايد تهران ساکن يکي از محله هاي حوالي نارمک شود؟ . . . :Dولش کن، فعلاً که مردم خوش اند از اين بابت ما هم مي گوييم اوباما رئيس جمهور شده حالشو ببر!:D

کتابخانه دانشگاه شهيد بهشتي جداسازي جنسيتي مي شود. :D من تقاضا مي کنم اين اتفاق در مورد خود کتاب ها هم بيفتد. يعني کتاب هايي را که زن نوشته، مرد نخواند.:D اگر زني کتابي را خواند تا فردا بعدازظهرش مردي به جلد آن کتاب دست نزند و . . . :D
پنجشنبه: شب جمعه

امروز قدري در کشور باران مي بارد و جز جاده هاي اصلي و فرعي و همين طور خيابان هاي داخل شهري، ديگر هيچ جا با مشکل حمل و نقل مواجه نمي شود،:D تا بعدازظهر اين خبر مطرح مي شود که شايد وزير ديگري استيضاح شود :D و ما بايد فکر کنيم باز چه کسي در يک اقدام کاملاً شخصي اين بار چند ميليون پول شخصي خودش را خرج خواهد کرد.:D شب هم که . . . چه اصراري داريد من اين بخش را توضيح بدهم؟!;):D

هلنا
Sunday 16 November 2008, 01:27AM
file:///C:/DOCUME%7E1/ali/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot-9.jpgگفت: چه خبر؟!
گفتم: رئيس جمهور سابق كشورمان از بي مهري و بي توجهي فراوان نسبت به طرح «گفت وگوي تمدن ها» به شدت انتقاد كرد.
گفت: ولي آمريكا و اروپا كه از طرح گفت وگوي تمدن هاي آقاي خاتمي به شدت حمايت كردند و براي نشان دادن ميزان اعتقاد خود به اين طرح، بلافاصله به افغانستان و عراق حمله كردند و مردم مظلوم اين دو كشور را به خاك و خون كشيدند!
گفتم: ظاهراً منظور رئيس جمهور سابق آن است كه در ايران به طرح گفت وگوي تمدن هاي ايشان توجه چنداني نشده است.
گفت: كم لطفي مي فرمايند! مگر بعد از طرح ايشان آمريكايي ها ايران را محور شرارت لقب ندادند؟ و مگر از آن روز تا به حال يكسره ايران را به حمله نظامي تهديد نمي كنند؟ مگر چند قطعنامه عليه ايران صادر نكرده اند؟ و... بنابراين صابون طرح گفت وگوي تمدن هاي آقاي خاتمي به تن ملت ايران هم خورده است.
گفتم: البته مثل اينكه آقاي خاتمي يك نكته خيلي خيلي كوچك ديگر را هم فراموش كرده اند و آن اينكه رئيس مركز گفت وگوي تمدن هاي ايشان، يعني آقاي مهاجراني بعد از افتضاحي كه به بار آورد به خارج از كشور گريخته و...
گفت: خب! با اين حساب معلوم است كه كسي به اين طرح توجهي نمي كند.
گفتم: چه عرض كنم؟! شخصي نزد دكتر رفت و گفت؛ آقاي دكتر مدتي است كه هيچكس به من توجهي نمي كند. دكتر نگاهي به او كرد و گفت؛ نفر بعدي!

هلنا
Sunday 16 November 2008, 01:41AM
حامی (http://kashanhami.blogfa.com/)
خبر آمد خبری در راه است، سرخوش آن دل که از آن آگاه است

قصه خاتمي و انتخابات دهم (طنز) (http://kashanhami.blogfa.com/post-114.aspx)
یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
توی یه سرزمین خوب
مردی با عبای شکلاتی و ریشهای آنکادر شده زندگی می کرد.
او پدر معنوی مرحوم دوم خردادیان بود.

چند سالی از پایان صدارت او می گذشت.
دوره نطق های آتشین و تحصن و توهم توطئه و این طور حرفها
دوره سوت و کف های با حال و شعار های داغ و مذاکرات دو ساله با غريبه ها.
http://i37.tinypic.com/14c5q9g.jpg

تا اینکه یک روزی از روزهای خوب و آفتابی خدا
او از محلی عبور می کرد.
http://gickr.com/results4/anim_34d128ea-3610-c634-bdd7-aafec3c7fe52.gif
یکی صدایش کرد
با تعجب نگاهی بهش کرد و
گفت: چه کار داری ؟
گفت: حاجی نمی آیی وسط میدان ؟
بعضی ها خیلی دوستت دارند
می خواهند دوباره به تو دست یاری دهند.


گفت: جدی میگی ؟ ، شوخی میکنی !
گفت: نه جون شما! شوخی ام کجا بود ؟
(پیشنهاد عالیی بود ، خيلي خوشش اومد
ذوق كرد . قند توی دلش آب شد.)
http://gickr.com/results4/anim_b5129d8b-05c3-2444-d934-244e1591c3c3.gif

البته که می آیم !
کی بهتر از من ؟
من تصمیم خودم را گرفته ام .
http://i33.tinypic.com/icml1h.jpg

خوش تیپ نیستم که هستم.
دکترای افتخاری هم که دارم.
سخنرانی هم خوب بلدم.
یه خورده تجربه ناموفق هم از قبل دارم.
دیگه چی کم دارم ؟!
فقط چند تا شعار جدید نیاز دارم که اون را هم مثل آب خوردن پیدا می کنم.
(چشمهایش را بست و
کمربندش را محکم کرد.)
http://gickr.com/results4/anim_2e8d3a7b-9cef-5d04-dd01-3b3a125be342.gif

یاد دوران قبل افتاد.
، دانستن حق مردم بود ! زنده باد مخالف من ! چه شعارهای قشنگي !!
يادم باشه يك بار ديگه معني اينها را از حجاريان بپرسم.
یادش بخیر! دوستان چند سالی کشور را بد جوري به هم ریخته بودند. داشت گندش در مي اومد .
http://i35.tinypic.com/11hwi10.jpg


این دفعه سعی میکنم اهداف را دقیق تر نشانه بگیرم.
http://i35.tinypic.com/dggxhc.jpg

(بعد دوباره به فکر فرو رفت.)
باز یاد اون دوران افتاد.
http://gickr.com/results4/anim_acd5672c-f9fe-1bc4-c93d-9e8007899047.gif

عجب دوران خوبی بود !
http://gickr.com/results4/anim_3be328b1-2b25-1b84-9189-a4b264166b1a.gif

عجب صفايي داشت !
http://i37.tinypic.com/sxnb0m.jpg

گفت: حالا که اینطوره ، من حتما می آیم .
محکم بنشینید که من هم مي آیم .
پیش خودش گفت: قبل از هر اقدامی اول باید کمی ناز و عشوه کنم .
بله ! ابتدا چند تا شرط تاریخ مصرف گذشته پیدا می کنم .
بعد هر جا كه رفتم يك گيري به دولت مي دهم.
بعدش هم شعارهاي خوب و خوشگلم را بلند ، بلند اعلام مي كنم تا جا بيافته:
من می آیم. من با "اقتصاد به توان سه"
نه! با توجه به بحران اقتصاد جهانی حالا دیگه با " اقتصاد به توان چهار" ، می آیم.
شعار من " همه جا همه چیز اقتصاد "
البته دموکراسی و شهید آبراهام لینکولن هم به جای خودش همچنان باقیه . به کوری چشم بعضی ها !
http://img70.exs.cx/img70/1669/khatami_8_28.jpg

"می سازمت وطن! با کمک شرکت پیمانکاری چند ملیتی برادران مشارکتی و کارگزاران "
http://i37.tinypic.com/j6tlc1.jpg

ادامه طرح نیمه تمام " آزادی " را تا آخرین نفس طی چند مرحله پیگیری خواهم کرد:
سال اول : جوراب بي جوراب ، اندازه مانتو ها کوتاه تر تا چهار وجب بالاتر از زانو
سال دوم : چاک مانتوها تا بالاتر از وسط کمر ، به جای روسری نواری به پهنای ۱۰ سانت
سال سوم: مانتو با دکمه باز ، لبه شلوار ها تا یک وجب بالاتر از زانو و روسری ها یک نوار با پهنای پنج سانتی متر
سال چهارم: بدون روسری با لباس خواب که آخر آزادیه

برای انرژی هسته ای هم به موسویان میگم دوباره با ناصری راه بیافتند توی اروپا و به خدمات بی شائبه خود ادامه دهند.
- خب بسه دیگه ، برای امروز خیلی شعار از خودم تولید کردم . خسته شدم . به نفس نفس زدن افتادم . انرژي ام تمام شد .
سرم داره گیج میره . يكي من را بگيره !
http://i37.tinypic.com/zuj9fc.jpg

بین خودمون باشه ، اون موقع که وقتش بود کاری نکردیم حالا که دیگه به روغن سوزی افتاده ایم می خواهیم چه کار کنیم ؟!

(دوباره به فکر فرو رفت)
اما من خیلی رای خاموش پشت سرم چشمک می زند .
پس باید بیایم.
http://gickr.com/results4/anim_9ec87ef8-e38e-e224-edda-ac1805661f1f.gif

بايد بروم در شب چله با دوستان و رفقا عميق تر فكر كنيم.
http://gickr.com/results4/anim_dbf1a510-9390-7984-6569-fc8b3ae7de8d.gif

با اونها رايزني كنم.
http://i37.tinypic.com/33o76rk.jpg

نظرات كارشناسي اونها را بشنوم و به کار بندم . خیلی مفیده !
http://i33.tinypic.com/i3beab.jpg

ببينم این گردن شکسته ها هنوز هم می توانند انديشه های پست مدرن ! مربوط به عهد عتیق اروپا را از خودشون تولید کنند و کشور را دوباره به آشوب بکشند.
http://gickr.com/results4/anim_a5851c2a-4918-c304-ddd6-d4bc2852af38.gif

برای تقویت ذهنم باید بيشتر مشورت کنم.
http://friendfeed.s3.amazonaws.com/bbb4b9afaad14cbf64bf7fcb4911700627103f67

البته باید به دیدن چند نفر دیگر هم بروم . خیلی خاصیت در اين ديدارها هستش.
http://i36.tinypic.com/2ns6jk4.jpg

راستي تا يادم نرفته بگويم كه ،
فقط كروبي متوجه نشه که من می آیم . بقیه بفهمند يا نفهمند فرقي نمي كند.
در اون صورت يا جاي منه يا جاي اون . بالاخره از قدیم هم گفته اند: دو تا رئیس اصلاحات با هم توی یه لیوان جاشون نمی شه.
شما بگوييد! جاشون ميشه؟

هلنا
Sunday 16 November 2008, 01:41AM
http://i34.tinypic.com/jjsl7l.jpg

( كروبي: نگاه کن ممد ! ساكت شو وگرنه هر چی دیدی از چشم خودت دیدی )
http://gickr.com/results4/anim_46174c2e-2d70-7ee4-453b-5ea01eeb10ec.gif

چشم ! ديگه به تو چیزی نمی گویم.
از یک نفر دیگه هم باید اجازه بگیرم.
حاج آقا! شما اجازه میدهید من وارد میدان شوم؟
http://i38.tinypic.com/20f2btz.jpg
الحمدلله ایشان موافقه.
باید خيلي مواظب باشم هیجان زده نشوم وگرنه سوژه می شم .
باید بروم کلاس يوگا و شعار و بدنسازی تا بتونم چند تا ژست تبلیغاتی جدیدتر بگیرم.
حالا با هم چند تا از اونها را تمرین می کنیم تا بعد!
اول: تعجب می کنیم!


دوم: گریه می کنیم!
http://gickr.com/results4/anim_e8e8bbe2-fb35-8c94-0533-71c237613a99.gif

سوم: ناراحت و افسرده می شویم!
http://gickr.com/results4/anim_41b99e2a-11a4-2634-edd6-819171200374.gif

عصبانی می شویم.
http://gickr.com/results4/anim_6f3e1d92-a9a1-2c44-b90e-e0d575b7e7f3.gif
بعضی وقتها خیلی عصبانی می شویم.
http://gickr.com/results4/anim_45dbec2f-9fc0-f784-096c-92b7784f6059.gif

خوب بود ! نه ؟!
داشت یادم می رفت،
باید چند تا کار اساسی دیگر هم انجام دهم.
می گویند یک دعانویس خوب از اونور آب اومده.
باید بروم يك فال خوب از من بگیرد.
http://i38.tinypic.com/dfkktl.jpg

دست به نقد با تسبیحم یک استخاره هم بکنم.
http://gickr.com/results4/anim_80b26dfe-234a-8f34-1db8-4ef7c91e4069.gif

ولی بدجوری دعا و فال و استخاره ما بد اومده.
یک بار دیگه استخاره کنم شاید خوب اومد.

این دفعه هم که بد اومد!
حالا چه کار کنم؟

اصلا فکر می کنم این لباس از همون موقع هم براي من گشاد بود و به تن من نمي اومد ، حالا ديگه تكليفش کاملا روشنه.

تازه !
اون آقا کوچیکه هنوز محبوبیت داره ، اسمش چي بود؟ محمودي نژاد!!
بابا! هرجا میره مردم عين دلفين ها برایش دست و پا می شکنند . دیگه جایی برای ما نگذاشته.
من نمی دانم چرا با این همه خشکسالی و تورم جهانی و قطع گاز و برق باز هم دورش جمع می شوند . نكنه مردم داستان زاغ و پنير را خوب نمی دانند. باید در کتاب فارسی تمام مقاطع بگذارند.
من که سر در نمی آورم چه خبره.
http://i36.tinypic.com/2lxe1l4.jpg

بد جوری براي خودم دلواپسم.
هوا خيلي مساعد نيست.
اگر وضع همينطوري باشد خیلی بد خواهد شد.
نکنه رای نیارم و سنگ روی یخ شوم.
اونوقت نيم مثقال آبرويي را هم كه پيش كوفي عنان و پرودي و بقيه دوستان جمع كرده ام همه به باد فنا مي رود. خيلي بايد مواظب باشم.
اصلا من فکر می کنم دوره ما چهار پنج ساله گذشته و تموم شده.
بهتره بروم بازنشسته سیاسی بشوم.
http://i35.tinypic.com/2i8hvg4.jpg (http://i35.tinypic.com/2i8hvg4.jpg)

قبلا هم گفتم ، از بس اصرار کردید و باد توي آستين ما كرديد ما را دستی دستی تو اين آبروريزي انداختید.
اصولا سیاست و قدرت بوی بدی داره و گندش آدم را اذیت می کند و با ذائقه من هم جور در نمی آید.
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:3zfCbyf_8ArLrM:http://i7.tinypic.com/4lj5g94.gif
فکر کنم سنگین تر هستم اگر نیایم.
همون چند سال برام کافیه.
مرکز گفتگوی تمدنها شدیدا نیاز به من دارد.

هلنا
Monday 17 November 2008, 12:48AM
گفت: يك عضو مركزيت نهضت آزادي به آقاي خاتمي توصيه كرده است نامزد جبهه اصلاحات براي جلب نظر همه اصلاح طلبان بايد اعلام كند كه قانون اساسي را قبول دارد ولي حكم حكومتي را نمي پذيرد.
گفتم: حكم حكومتي هم بخشي از قانون اساسي است.
گفت: ولي عضو نهضت آزادي گفته است اگر نامزد نهايي اصلاح طلبان اين شرط را نپذيرد به او راي نمي دهيم.
گفتم: اتفاقاً خود اصلاح طلبان هم شرط هايي گذاشته اند كه با شرط پيشنهادي نهضت آزادي چندان تفاوتي ندارد.
گفت: كاش عقلاي اين جبهه توجه مي كردند اعضاي نهضت آزادي و هواداران اين گروهك در مجموع عددي نيستند كه راي آنها اثرگذار باشد.
گفتم: بسياري از گروه هاي مدعي اصلاحات هم مواضعي نظير نهضت آزادي دارند.
گفت: بايد آنها را هم طرد كنند.
گفتم: در اين صورت ديگر كسي باقي نمي ماند... مي گويند شخصي وارد چلوكبابي شد و گارسون از او پرسيد؛ چي ميل داريد؟ جواب داد؛ چلوكباب و گارسون گفت؛ با كمال افتخار! مشتري گفت؛ ببين داداش! به آقا كمال و آقا افتخار كاري نداشته باش به جاي آنها دوغ و سماق بيار!

3Reza
Monday 17 November 2008, 12:56PM
شتاب ازدواج يعني شتاب اشتغال :D

سكندر: برا جلسه پرسش و پاسخ اين هفته آماده اي اوستا

صفدر: به شرطي سوالايي رو انتخاب كني و بپرسي كه سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نباشه.

سكندر: همه سوالا از ستون «حرف مردمه»

سكندر: مي گن نظام هماهنگ پرداخت در مورد شاغلين چه شد؟

صفدر: شاغلين كلاهشونو ٧ بار بندازن بالا كه شغل دارن. اگه اين نظام برا اونا اجرا بشه نقدينگي طغيان مي كنه و تورم پدر در مي ياره، هر شاغلي كه مي خواد حقوقش زياد بشه به قول وزير آموزش و پرورش بره بازنشسته بشه.

سكندر: براي ارسال يك پيامك، ٢ پيامك خالي بايد فرستاد كه به مقصد برسد چرا؟

صفدر: ٢ پيامك بايد به عنوان جاده صاف كن و جون فدا اول برن تا اگه كوه ريزش كرده بود يا بهمن اومده بود پيامك اصلي رو باخبر كنن

سكندر: مي فرمايند بانك مركزي بايد شجاعت داشته باشد اعلام ورشكستگي كند نه اين كه جرايم ديركرد را تشديد كند.

صفدر: تشديد جرايم ديركرد هم شامل شجاعت مي شود و هم رشادت.

سكندر:گفتن چرا قبض آب هر نوبت با رقم بالاتري به دستمان مي رسد؟

صفدر: ببينيد يك وقتي كنتور آبتون يا لوله هاي آب به برق سه فاز وصل نشدن يا كسي زير لوله هاي آبتون آتش روشن نكرده چون اين گونه كه شما مي گوييد گواه آن است كه كل آب شبكه در منزل شما تبديل به بخار مي شود.

سكندر: چرا مسئولان جوابي به مشكلات مطرح شده در «حرف مردم» نمي دهند.

صفدر: چون فعلا مشغول حل بحران اقتصادي جهان هستند، فرصت سر خاراندن هم ندارند. توقع بيجا هم مانع كسب است.

سكندر: مي گن خدا را شكر همه جوانان وام ٢ ميليوني ازدواج را گرفتند چون حالا نوبت وام اشتغال است.

صفدر: اين دو وام يك روح در دو بدن هستند ، وام ازدواج همان وام اشتغال است، چون وقتي ازدواج مي كني به نوعي مشغول مي شوي. در آمار اشتغال هم يكي از دلايل عمده افزايش اشتغال همان ازدواج است.

هلنا
Monday 17 November 2008, 01:11PM
حامی (http://kashanhami.blogfa.com/)
خبر آمد خبری در راه است، سرخوش آن دل که از آن آگاه است

قصه خاتمي و انتخابات دهم (طنز) (http://kashanhami.blogfa.com/post-114.aspx)
یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
توی یه سرزمین خوب
مردی با عبای شکلاتی و ریشهای آنکادر شده زندگی می کرد.
او پدر معنوی مرحوم دوم خردادیان بود.

چند سالی از پایان صدارت او می گذشت.
دوره نطق های آتشین و تحصن و توهم توطئه و این طور حرفها
دوره سوت و کف های با حال و شعار های داغ و مذاکرات دو ساله با غريبه ها.
http://i37.tinypic.com/14c5q9g.jpg

تا اینکه یک روزی از روزهای خوب و آفتابی خدا
او از محلی عبور می کرد.
http://gickr.com/results4/anim_34d128ea-3610-c634-bdd7-aafec3c7fe52.gif
یکی صدایش کرد
با تعجب نگاهی بهش کرد و
گفت: چه کار داری ؟
گفت: حاجی نمی آیی وسط میدان ؟
بعضی ها خیلی دوستت دارند
می خواهند دوباره به تو دست یاری دهند.


گفت: جدی میگی ؟ ، شوخی میکنی !
گفت: نه جون شما! شوخی ام کجا بود ؟
(پیشنهاد عالیی بود ، خيلي خوشش اومد
ذوق كرد . قند توی دلش آب شد.)
http://gickr.com/results4/anim_b5129d8b-05c3-2444-d934-244e1591c3c3.gif

البته که می آیم !
کی بهتر از من ؟
من تصمیم خودم را گرفته ام .
http://i33.tinypic.com/icml1h.jpg

خوش تیپ نیستم که هستم.
دکترای افتخاری هم که دارم.
سخنرانی هم خوب بلدم.
یه خورده تجربه ناموفق هم از قبل دارم.
دیگه چی کم دارم ؟!
فقط چند تا شعار جدید نیاز دارم که اون را هم مثل آب خوردن پیدا می کنم.
(چشمهایش را بست و
کمربندش را محکم کرد.)
http://gickr.com/results4/anim_2e8d3a7b-9cef-5d04-dd01-3b3a125be342.gif

یاد دوران قبل افتاد.
، دانستن حق مردم بود ! زنده باد مخالف من ! چه شعارهای قشنگي !!
يادم باشه يك بار ديگه معني اينها را از حجاريان بپرسم.
یادش بخیر! دوستان چند سالی کشور را بد جوري به هم ریخته بودند. داشت گندش در مي اومد .
http://i35.tinypic.com/11hwi10.jpg


این دفعه سعی میکنم اهداف را دقیق تر نشانه بگیرم.
http://i35.tinypic.com/dggxhc.jpg

(بعد دوباره به فکر فرو رفت.)
باز یاد اون دوران افتاد.
http://gickr.com/results4/anim_acd5672c-f9fe-1bc4-c93d-9e8007899047.gif

عجب دوران خوبی بود !
http://gickr.com/results4/anim_3be328b1-2b25-1b84-9189-a4b264166b1a.gif

عجب صفايي داشت !
http://i37.tinypic.com/sxnb0m.jpg

گفت: حالا که اینطوره ، من حتما می آیم .
محکم بنشینید که من هم مي آیم .
پیش خودش گفت: قبل از هر اقدامی اول باید کمی ناز و عشوه کنم .
بله ! ابتدا چند تا شرط تاریخ مصرف گذشته پیدا می کنم .
بعد هر جا كه رفتم يك گيري به دولت مي دهم.
بعدش هم شعارهاي خوب و خوشگلم را بلند ، بلند اعلام مي كنم تا جا بيافته:
من می آیم. من با "اقتصاد به توان سه"
نه! با توجه به بحران اقتصاد جهانی حالا دیگه با " اقتصاد به توان چهار" ، می آیم.
شعار من " همه جا همه چیز اقتصاد "
البته دموکراسی و شهید آبراهام لینکولن هم به جای خودش همچنان باقیه . به کوری چشم بعضی ها !
http://img70.exs.cx/img70/1669/khatami_8_28.jpg

"می سازمت وطن! با کمک شرکت پیمانکاری چند ملیتی برادران مشارکتی و کارگزاران "
http://i37.tinypic.com/j6tlc1.jpg

ادامه طرح نیمه تمام " آزادی " را تا آخرین نفس طی چند مرحله پیگیری خواهم کرد:
سال اول : جوراب بي جوراب ، اندازه مانتو ها کوتاه تر تا چهار وجب بالاتر از زانو
سال دوم : چاک مانتوها تا بالاتر از وسط کمر ، به جای روسری نواری به پهنای ۱۰ سانت
سال سوم: مانتو با دکمه باز ، لبه شلوار ها تا یک وجب بالاتر از زانو و روسری ها یک نوار با پهنای پنج سانتی متر
سال چهارم: بدون روسری با لباس خواب که آخر آزادیه

برای انرژی هسته ای هم به موسویان میگم دوباره با ناصری راه بیافتند توی اروپا و به خدمات بی شائبه خود ادامه دهند.
- خب بسه دیگه ، برای امروز خیلی شعار از خودم تولید کردم . خسته شدم . به نفس نفس زدن افتادم . انرژي ام تمام شد .
سرم داره گیج میره . يكي من را بگيره !
http://i37.tinypic.com/zuj9fc.jpg

بین خودمون باشه ، اون موقع که وقتش بود کاری نکردیم حالا که دیگه به روغن سوزی افتاده ایم می خواهیم چه کار کنیم ؟!

(دوباره به فکر فرو رفت)
اما من خیلی رای خاموش پشت سرم چشمک می زند .
پس باید بیایم.
http://gickr.com/results4/anim_9ec87ef8-e38e-e224-edda-ac1805661f1f.gif

بايد بروم در شب چله با دوستان و رفقا عميق تر فكر كنيم.
http://gickr.com/results4/anim_dbf1a510-9390-7984-6569-fc8b3ae7de8d.gif

با اونها رايزني كنم.
http://i37.tinypic.com/33o76rk.jpg

نظرات كارشناسي اونها را بشنوم و به کار بندم . خیلی مفیده !
http://i33.tinypic.com/i3beab.jpg

ببينم این گردن شکسته ها هنوز هم می توانند انديشه های پست مدرن ! مربوط به عهد عتیق اروپا را از خودشون تولید کنند و کشور را دوباره به آشوب بکشند.
http://gickr.com/results4/anim_a5851c2a-4918-c304-ddd6-d4bc2852af38.gif

برای تقویت ذهنم باید بيشتر مشورت کنم.
http://friendfeed.s3.amazonaws.com/bbb4b9afaad14cbf64bf7fcb4911700627103f67

البته باید به دیدن چند نفر دیگر هم بروم . خیلی خاصیت در اين ديدارها هستش.
http://i36.tinypic.com/2ns6jk4.jpg

راستي تا يادم نرفته بگويم كه ،
فقط كروبي متوجه نشه که من می آیم . بقیه بفهمند يا نفهمند فرقي نمي كند.
در اون صورت يا جاي منه يا جاي اون . بالاخره از قدیم هم گفته اند: دو تا رئیس اصلاحات با هم توی یه لیوان جاشون نمی شه.
شما بگوييد! جاشون ميشه؟


__________________

هلنا
Monday 17 November 2008, 01:11PM
http://i34.tinypic.com/jjsl7l.jpg

( كروبي: نگاه کن ممد ! ساكت شو وگرنه هر چی دیدی از چشم خودت دیدی )
http://gickr.com/results4/anim_46174c2e-2d70-7ee4-453b-5ea01eeb10ec.gif

چشم ! ديگه به تو چیزی نمی گویم.
از یک نفر دیگه هم باید اجازه بگیرم.
حاج آقا! شما اجازه میدهید من وارد میدان شوم؟
http://i38.tinypic.com/20f2btz.jpg
الحمدلله ایشان موافقه.
باید خيلي مواظب باشم هیجان زده نشوم وگرنه سوژه می شم .
باید بروم کلاس يوگا و شعار و بدنسازی تا بتونم چند تا ژست تبلیغاتی جدیدتر بگیرم.
حالا با هم چند تا از اونها را تمرین می کنیم تا بعد!
اول: تعجب می کنیم!


دوم: گریه می کنیم!
http://gickr.com/results4/anim_e8e8bbe2-fb35-8c94-0533-71c237613a99.gif

سوم: ناراحت و افسرده می شویم!
http://gickr.com/results4/anim_41b99e2a-11a4-2634-edd6-819171200374.gif

عصبانی می شویم.
http://gickr.com/results4/anim_6f3e1d92-a9a1-2c44-b90e-e0d575b7e7f3.gif
بعضی وقتها خیلی عصبانی می شویم.
http://gickr.com/results4/anim_45dbec2f-9fc0-f784-096c-92b7784f6059.gif

خوب بود ! نه ؟!
داشت یادم می رفت،
باید چند تا کار اساسی دیگر هم انجام دهم.
می گویند یک دعانویس خوب از اونور آب اومده.
باید بروم يك فال خوب از من بگیرد.
http://i38.tinypic.com/dfkktl.jpg

دست به نقد با تسبیحم یک استخاره هم بکنم.
http://gickr.com/results4/anim_80b26dfe-234a-8f34-1db8-4ef7c91e4069.gif

ولی بدجوری دعا و فال و استخاره ما بد اومده.
یک بار دیگه استخاره کنم شاید خوب اومد.

این دفعه هم که بد اومد!
حالا چه کار کنم؟

اصلا فکر می کنم این لباس از همون موقع هم براي من گشاد بود و به تن من نمي اومد ، حالا ديگه تكليفش کاملا روشنه.

تازه !
اون آقا کوچیکه هنوز محبوبیت داره ، اسمش چي بود؟ محمودي نژاد!!
بابا! هرجا میره مردم عين دلفين ها برایش دست و پا می شکنند . دیگه جایی برای ما نگذاشته.
من نمی دانم چرا با این همه خشکسالی و تورم جهانی و قطع گاز و برق باز هم دورش جمع می شوند . نكنه مردم داستان زاغ و پنير را خوب نمی دانند. باید در کتاب فارسی تمام مقاطع بگذارند.
من که سر در نمی آورم چه خبره.
http://i36.tinypic.com/2lxe1l4.jpg

بد جوری براي خودم دلواپسم.
هوا خيلي مساعد نيست.
اگر وضع همينطوري باشد خیلی بد خواهد شد.
نکنه رای نیارم و سنگ روی یخ شوم.
اونوقت نيم مثقال آبرويي را هم كه پيش كوفي عنان و پرودي و بقيه دوستان جمع كرده ام همه به باد فنا مي رود. خيلي بايد مواظب باشم.
اصلا من فکر می کنم دوره ما چهار پنج ساله گذشته و تموم شده.
بهتره بروم بازنشسته سیاسی بشوم.
http://i35.tinypic.com/2i8hvg4.jpg (http://i35.tinypic.com/2i8hvg4.jpg)

قبلا هم گفتم ، از بس اصرار کردید و باد توي آستين ما كرديد ما را دستی دستی تو اين آبروريزي انداختید.
اصولا سیاست و قدرت بوی بدی داره و گندش آدم را اذیت می کند و با ذائقه من هم جور در نمی آید.
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:3zfCbyf_8ArLrM:http://i7.tinypic.com/4lj5g94.gif
فکر کنم سنگین تر هستم اگر نیایم.
همون چند سال برام کافیه.
مرکز گفتگوی تمدنها شدیدا نیاز به من دارد.

هلنا
Monday 17 November 2008, 01:21PM
این پست هم تکذیبیه ای بر ادعای مخالفین اصلاح طلب نظام بر عدم تحمل دولت محترم بجهت طنز سیاسی هسترييس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي،خطاب به طنزپردازان ، گفت: بخشي از نقدهاي خود را متوجه توده مردم کنيد تا در سرنوشت خودشان مشارکت داشته باشند و طنز در خدمت توسعه سياسي کشور قرار گيرد.


(http://www4.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2008%5C11%5C17%5Cimg633625137322812500.jpg)
به گزارش روزدوشنبه خبرنگار ايرنا، "حسن بنيانيان" شامگاه يکشنبه در مراسم پاياني سومين جشنواره سراسري طنز مکتوب، با اشاره به موضوع انتخابات - "رياست جمهوري ، شوراي شهر، مجلس" - با بيان اينکه توده مردم بدون مطالعه و تحقيق پاي صندوق هاي راي مي آيند، افزود: از طريق طنز، مردم را متوجه کنيد که براي برگزاري يک انتخابات فراگير و عمقي بايد با مطالعه و تحقيقات لازم در اين رويدادهاي ملي شرکت کنند.
به گفته بنيانيان، با توجه به حکومت ديکتاتوري گذشته، نقد نسبت به مسوولين عادتي است که آن زمان به ارث رسيده و هم اکنون نيز ادامه دارد.
رييس حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي ، ادامه داد: اينها را نگفتم که نقد نکنيد، اينها را گفتم که طنز را به سمت عدالت سوق دهيد.
در ادامه اين مراسم، "محمدعلي معلم دامغاني"، شاعر معاصر نيز با توضيح اينکه در 30 سال گذشته فرهنگ کشور با پشتوانه دهها يا صدها کتاب منظوم و منثور حمايت شد که گزارش اين 30 سال نشان مي دهد که اهل قلم بيکار نبوده اند.
معلم، در ادامه سخنانش، از مسوولين فرهنگي کشور خواست که براي 30 سال آينده برنامه ريزي، حمايت و هدايت کنند و دوست و دشمن را معرفي کرده و مانع شناخت آنان نشوند.
او، يکي ديگر از مسائل مهم در حوزه طنز را، نا آشنايي طنزپردازان کشور با حريفان خارجي خود ذکر کرد و اظهار داشت : براي ارائه يک کار نو و جديد، طنز پرداز بايد آشنايي کامل با همه موضوعات اين حوزه در سطح بين المللي داشته باشد.
در مراسم پاياني سومين جشنواره سراسري طنز مکتوب که با حضور حجت الاسلام والمسلمين "سيد مهدي خاموشي" رييس سازمان تبليغات اسلامي و شماري از هنرمندان در تالار انديشه، برگزار شد ، برگزيدگان اين جشنواره معرفي شدند.
هيأت داوران، اسامي برگزيدگان رشته هاي شعر، نثر، داستان و فيلم نامه (موضوع آزاد) و بخش ويژه (موضوع تروريسم)، را به شرح زير اعلام کرد:
در بخش فيلمنامه، نفر اول "عباس صادقي زريني"، براي اثر "مرگ بازي"، نفر دوم "حامد تأملي"، براي اثر "يک عاشقانه آرام"، نفر سوم "ايرج افشاري اصل"، براي اثر "جرم خنده " و در بخش ويژه، "مهرداد صدقي"، براي اثر "اگه مي توني اونو بگير".
در بخش داستان، نفر اول "سميه رشيدي"، براي اثر "تو آدم بشو نيستي"، نفر دوم "مهدي ضيغمي نژاد"، براي اثر "اتوبوس"، نفر سوم "عباس حسين نژاد"، براي اثر "يک داستان تاريخي" و در بخش ويژه "فرزين پورمحبي"، براي اثر "نجيب ترين تروريست هاي علمي".
در بخش نثر، نفر اول "حامد تأملي"، براي اثر "کارگاه آموزشي" و "مجموعه آثار"، نفر دوم "مهدي کرمي"، براي اثر "دعاهاي برگزيده"، نفر سوم "اميد مهدي نژاد"، براي اثر "معرفي کتاب" و در بخش ويژه، "ارژنگ حاتمي"، براي اثر "تروريست را تعريف کن".
در بخش شعر، نفر اول "محمدمجتبي احمدي"، براي اثر "بادنامه"، نفر دوم "مهدي استاداحمد"، براي "ته چين"، نفر سوم بطور مشترک، "سعيد نوري" و "جواد زهتاب"، به ترتيب براي "شيوه هاي تربيتي" و "شعري با لهجه اصفهاني" و در بخش ويژه، داوران هيچيک از آثار را شايسته دريافت جايزه ندانستند.
در اين جشنواره به برگزيدگان اول رشته هاي چهارگانه، تنديس جشنواره، ديپلم افتخار و پنج سکه بهار آزادي، نفرات دوم، لوح تقدير، چهار سکه بهار آزادي و نفرات سوم، لوح سپاس و سه سکه بهار آزادي، اهدا شد.

هلنا
Monday 17 November 2008, 02:25PM
سیبلاتن

3Reza
Saturday 22 November 2008, 01:06PM
خواستيم خودكفا بشيم دزدا نگذاشتن

سكندر: اين دزداي دريايي ديگه چي جور آدمايي هستن، كشتي گندم كه از اروپا برا ايران گندم مي آورد رو دزديدن.

صفدر: اين دزدا اتفاقا كاراشون از رو حساب و كتابه چون اينا پيش خودشون فكر كردن و گفتن ايران كه چند سال پيش تو گندم خودكفا شده بود، پس الان گندم مي خواد چيكار كنه.

سكندر: مي شه عواقب اين دزدي رو شرح بدي؟

صفدر: عاقبتش اينه كه ما با وارد كردن گندم از اروپا درصدد بوديم دوباره خودكفا بشيم كه با اين كار دزدا ضربه اساسي به خودكفايي مون خورد. پيامد ديگه اش هم اين كه مسئولان هوشمند ما برا هر بحراني سريعا راه و چاره درست مي كنند و مديريت بحرانشون مثل ساعت كار مي كنه، سريعا برا جبران خسارت كشتي گندم، ١- نون رو گرون مي كنن ٢- در توليد صف نون به سمت خودكفايي پيش مي رن ٣- نون رو با كارت هوشمند سوخت انساني مي دن ٤- نون رو برحسب گنجايش معده هر كس سهميه بندي مي كنن ٥- نون رو به نرخ روز نمي دند و نه مي خورند و نه مي گذارند كسي بخورد ٦- طرح، لايحه، مصوبه، بخشنامه مي دن كه مردم حق ندارند از آرد گندم در جهت رفع نيازاي كاذبي مثل درست كردن حلوا يا كيك و كلوچه استفاده كنند ٧- شعار «نان گندم شكم پولادين مي خواهد» را با رساترين صدا فرياد مي كنند ٨- بحث نان رو از كتاباي درسي حذف مي كنند زيرا به عنوان مثال وقتي شما در كتاب فارسي اول ابتدايي به بچه درس مي دي كه «بابا نان داد» اين موجب باز شدن اشتهاي بچه و رشد مصرف گرايي مي شه ٩-نان داني هاي بعضي رو گسترش مي دن ١٠- ابراي همه عالمو بارور مي كنن بلكه تو ايران بباره و كشت گندم رونق پيدا كنه ١١- به كشاورزا قول مردونه مي دن از سال ديگه اگر گندمشونو به قيمت تضميني خريدند حتما ٤ سال ديگه پولشونو خواهند داد.

3Reza
Sunday 23 November 2008, 11:38AM
شنبه: سينما جمهوري

الف- سينما جمهوري آتش گرفت؟ ب- سينما جمهوري آتش گرفتيده شد؟ ج- سينما جمهوري را آتش گرفتوندن؟ د- سينما جمهوري را ليلا حاتمي در دعوت از کانديداتوري خاتمي سخنراني کرد؟ هـ - سينما جمهوري را علي مصفا در دعوت از خاتمي يک شعر خواند؟:D

به عزيزاني که مشکلات دستوري سوالات فوق را بگويند يک بليت سينما جمهوري جايزه داده خواهد شد. شخصاً فکر مي کنم هيچ مساله مشکوکي در ميان نيست و ساعت دو بعد از نيمه شب يک تماشاچي داشته توي سالن سيگار مي کشيده و باعث آتش سوزي شده. اينکه ساعت دو بعد از نيمه شب چه فيلمي نشان مي دهند هم درست نيست درباره اش توضيح بدهم. شما هم ادب را رعايت کنيد!;)

مهدي کلهر لب به سخن گشود و من را از نگراني نجات داد! کلهر گفته اوباما مي تواند به عنوان گردشگر به ايران بيايد. ساير موارد را هم من از ايشان سوال مي کنم. هيلاري کلينتون به عنوان آشپز مي تواند وارد ايران شود؟:D ديک چني به عنوان تماشاگر بازي پرسپوليس - استقلال مي تواند وارد ايران شود؟:D جرج بوش براي فعاليت در ستاد انتخاباتي مي تواند وارد ايران شود؟:D سارا پيلن هم کلاً وارد ايران شود، خوب است!;)

اسفنديار رحيم مشايي يک عمل محيرالعقول ديگر انجام داده است و داد همه را درآورده. من همين اول هفته پيش بيني بلکه شرط بندي مي کنم او از رياست سازمان ميراث فرهنگي تکان هم نخواهد خورد. احمدي نژاد از هرچه بگذرد از مشايي نخواهد گذشت.:D

يک مقام دولتي گفته «بعضي اهالي قلم در مطبوعات بهتر است بروند در مزرعه کار کنند.» احتمالاً بعد از اين درفشاني از طرف ايشان، به زودي شاهد اين اخبار خواهيم بود. به مزارع گندم و جو تذکر جدي داده شد. باغ پشت کوه توقيف موقت شد. چندين تراکتور به نشر اکاذيب متهم شدند. کمباين به دليل تشويش اذهان عمومي مجرم شناخته شد، و. . . . :D
يکشنبه: نقد سالم

غلامحسين الهام بعد از مدت ها که مشغول بقيه مشاغلش بود، فرصت پيدا کرد به سخنگويي هم برسد.:D او که قرار بود هر هفته با اهالي رسانه جلسه داشته باشد بعد از مدت ها آمد و اين البته ايراد از او نبوده. ايراد از تعداد روزهاي هفته است که کم هستند و زود مي رسند.:D پيشنهاد مي دهم در يکي از سفرهاي استاني هيات دولت تصويب کند تعداد روزهاي هفته به 60 روز افزايش يابد تا هم دستاورد ديگري را شاهد باشيم هم الهام به شغلش برسد.:D سخنگوي دولت به مطبوعات منتقد حمله کرد و کار آنها را نقد ندانست. من در اين برهه حساس زماني نقد را از منظر دولت تعريف مي کنم و نمونه يي از يک نقد درست نسبت به دولت نهم را اينجا ذکر مي کنم. ما به دولت انتقاد داريم. دولت نهم خيلي خوب است. مديريت جهان و حومه بايد به ما سپرده شود. مدل موي مهدي کلهر منو کشته. هر کس هم بگويد الهام چندين شغل دارد ما با لگد به . . . دهان ياوه گويش مي زنيم. اين بود نقد تند و تيز من نسبت به دولت نهم. شما هم ياد بگير و برو حالشو ببر!:D

مشاور رئيس جمهور، جوانفکر در وبلاگش از نمايندگان مجلس خواسته به خاطر استيضاح کردان توبه کنند. الف- توبه کنند که چرا فقط به استيضاح قناعت کردند؟ ب- توبه کنند که چرا سه ماه پيش به او راي اعتماد دادند؟ ج- چشم. ساير اوامرتان را هم بفرماييد، مي گوييم نمايندگان مجلس اجرا کنند!
دوشنبه: ادبيات فارسي

اخباري از تخريب سقف آرامگاه کوروش به گوش مي رسد. شما فکر مي کنيد کوروش جنبه دو زار رطوبت را ندارد؟ شما فکر مي کنيد رحيم مشايي که آرامگاه کوروش را آبياري کرده قصد بدي داشته شما فکر مي کنيد . . . هيچ. اسفند، تو ديگه کي هستي؟!:D

وزير آموزش و پرورش در راستاي ترويج ادبيات عدالت محور از بين دانش آموزان سراسر کشور و جهت آموزش اين ادبيات دلپسند و شيرين ميان محصلان فرموده: «براي خريد بخاري استاندارد مدارس سر کيسه را شل کرده ايم.» ضمن ستايش از اين نثر مسجع و اين کلام نغز و اين فصاحت مسلم و اين بلاغت مجسم معروض مي دارم اگر درباره شل کردن ساير بخش ها نيز توضيح بفرماييد ممنون خواهيم شد و ايضاً معروض مي دارم «مشتي گري کنين يه دستي به ديفال هاي مدرسه هم بکشين کلاً ريديف شه.» و مجدداً ايضاً معروض مي دارم آدم اين جملات را که مي خواند انصافاً از ته اعماقش به خودش مي گويد برو حالشو ببر.:D

وزير ارشاد گفته تنها انتظار دولت از رسانه ها انعکاس واقعيت هاست. شما فکر مي کنيد وزير علاقه مند است رسانه ها زودتر تعطيل شوند؟;) شما فکر مي کنيد وزير به تاسي از اهالي برره از افعال معکوس استفاده مي کند؟;) شما فکر مي کنيد وزير تصور کرده رسانه ها اينقدر ساده هستند؟:D
سه شنبه: داستانسرايي

صادق محصولي با اختلاف نيم نفر راي وزير کشور شد. اين اتفاق شگفت انگيز طبعاً مثل ساير اتفاقات شگفت انگيز در دولت نهم به وقوع پيوست. صادق محصولي که رئيس ستاد تبليغاتي آقاي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري نهم بود، برگزارکننده انتخابات دوره دهم خواهد بود و من لال شوم اگر در اين باره بخواهم يک کلمه طنز بنويسم!;)

دوستان اصولگرا داستاني را در اين مدت پيگيري مي کردند که ميرحسين موسوي نامه يي نوشت به خاتمي و گفته«تکليف مارو معلوم کن، اگه نمياي من مي خوام بيام ها» اينکه کدام عقل سياسي داستاني به اين شل و ولي ابداع کرده بماند اما چون ماجرا تکذيب شد، ما براي استفاده دوستان عدالت سرخود داستان جديدي را به عنوان نمونه ارائه مي کنيم تا از آن استفاده کنند: «يکي از کانديداها خاتمي را مورد ضرب و شتم قرار داد و گفت اگه جرات داري بيا. ميرحسين هم که همان جا داشت توي دفتر نقاشي اش چشم چشم دو ابرو مي کشيد گفت: بزن تو چونش، بزن تو چونش، در همين حال نيکبخت واحدي گفت به اين دليل همراه تيم ملي به قطر نرفته که به احتمال کانديداتوري خاتمي اعتراض داشته. هاشمي رفسنجاني هم اعلام کرد با کانديداتوري خاتمي مخالف است اما به خاطر روحيات خشن و علاقه خاتمي به کتک کاري از ابراز اين نظر خودداري کرده. . .»:D:D روي اين قصه کار کن و برو حالشو ببر. دروغگو هم سابقاً دشمن خدا بود.:D
چهارشنبه: صادق تک ماده

پس از آنکه صادق محصولي با نيم راي اختلاف و به قول خيلي ها با تک ماده وزير کشور شد، من تصميم گرفتم لقب هاي پيشنهادي براي بعضي از اعضاي کابينه دولت نهم را خدمت تان معروض بدارم تا برويد حالش را ببريد. وزير نيرو: فتاح خاموشي (خالق واقعي کتاب چراغ ها را من خاموش مي کنم)، سخنگوي دولت: مردي براي تمام شغول. رئيس سازمان ميراث فرهنگي: اسفنديار رويين تن. وزير رفاه: عبدالرضا خورشيد. وزير راه: حميدآقا منوريل يا حميد دوربرگردون. وزير کشور: صادق تک ماده. رئيس بانک مرکزي: محمود وام پخش کن (دمت گرم خوب وام دادي. کارهات خيلي وام مي ده. بچه باوامي هستي،)، وزير ارشاد: صفار کيهان هرندي!:D

افشين قطبي هم استعفا کرد و رفت. گويا او با چند ماه تاخير فهميد اينجا ايران است.:D
پنجشنبه: مصوبه

در يک سفر استاني ديگر دولت چهارده هزار و هفتصد و چهارده و نيم مصوبه :D را در عرض يک ساعت و 20 دقيقه:D تصويب مي کند و به رکورد جديدي در عدالت محوري دست مي يابد. بعد هم شب مي شود و اصرار اضافه نکنيد! من بميرم هم درباره مسائل. . . طنز نخواهم نوشت.;):D

سینا 555
Sunday 23 November 2008, 12:40PM
گفت: اليزابت چني- دختر معاون رئيس جمهور آمريكا- كه از طريق دو دفتر در هلند و دوبي مأموريت هماهنگ كردن گروه هاي اپوزيسيون را برعهده دارد، اخيراً از بي عرضگي اپوزيسيون به شدت گلايه كرده است.
گفتم: مگه چي شده؟
گفت: مثلاً گله كرده است كه گروه هاي اپوزيسيون هيچ حرف و پيامي براي گفتن ندارند.
گفتم: خب! آمريكا مي تواند از آنها به عنوان سياهي لشكر استفاده كند!
گفت: اتفاقاً اليزابت چني در اين باره هم گفته است تعداد آنها در مقايسه با طرفداران جمهوري اسلامي به اندازه اي اندك است كه به عنوان سياهي لشكر هم نمي شود از آنان استفاده كرد.
گفتم: مگر وقتي آمريكايي ها اين عده را به صف كرده بودند نمي دانستند كه از آنها كاري ساخته نيست؟!
گفت: از بس ذوق زده شده بودند، به جدول زده اند!
گفتم: دو تا دزد بعد از چند سال مشاركت در دزدي با هم دعواشون شده بود، يكي از آنها به ديگري گفت؛ خيلي احمق بودم كه با تو شريك شدم و دزد ديگر در جواب گفت؛ راست ميگي! من هم آنقدر از يافتن يك شريك ذوق زده شده بودم كه اصلاً متوجه حماقت تو نشدم!

سال صفر
Sunday 23 November 2008, 05:07PM
سایت یاری نیوزازحامیان خاتمی که وابسته به جبههمشارکت می باشد جرائت ندارددرموردخبرهای منتشره ازخوانندگان نظرخواهی کنداین درحالی است که سایتهای اصولگرادررابطه باکلیه خبرهانظرات موافقان ومخالفان رادریافتومنتشرمی کنندهمین کافی است که حامیان دروغین خاتمی رابهتربشناسیم

سال صفر
Sunday 23 November 2008, 05:17PM
http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif اگر عکس پنج تا ماهی کیلکا که لب ساحل مرده بودند در ایران پخش می‌شد، چه اتفاقی در ایران می‌افتاد؟!

1- برخی از مراجع و چند نفر از طلاب محکومش می‌کردند و می‌گفتند: احمدی‌نژاد باید توضیح بدهد که چرا این مخلوقات خدا بی‌رحمانه تلف شده‌اند!!
2- روزنامه‌های اصلاح‌طلب "بدون هماهنگی" تیتر می‌زدند: دسته گل جدید مشایی!!
3- کارگزارن از قول یکی از شخصیت‌های برجسته می‌نوشت: فاجعه‌ی زیست محیطی و انحراف 120 درصدی دولت نهم از برنامه‌ی توسعه!
4- اعتماد ملی از قول "شیخ اصلاحات" می‌نوشت: حتی اگر شورای حکمیت هم اجازه ندهد، شخصا در انتخابات شرکت می‌کند چرا که امام بارها و بارها به ایشان گفته بوده که چشم امید محیط زیست به آقای شیخ است!!
5- حیات‌نو از قول "دکتر" تیتر می‌زد: فقط در آب‌های آزاد که همه چیز آزاد است، این اتفاق‌ها نمی‌افتد! همه‌ی این‌ها ناشی از رویکرد فاشیسمی دولت نهم است که به خاطر حضور چماق به دست‌ها در دولت احمدی‌نژاد رخ می‌دهد! (به همراه لینک دانلود صدای کف و سوت!!)

6- تعدادی از اقتصاددانان، در نامه‌ای سرگشاده پرده از حقایق دریاها در زمان دولت نهم بر می‌داشتند!
7- فراکسیون اقلیت مجلس با همراهی تعدادی از اعضای فراکسیون اکثریت این مسأله را توهین به ملت شریف ایران دانسته و خواستار استیضاح وزیر کشور، وزیر کشاورزی، وزیر نیرو، وزیر بهداشت، وزیر راه و وزیر رفاه می‌شدند!
8- تعدادی از افراد گمنام، بدون نام و نشان(!)، در وبلاگ‌های پربیننده مردم را از این فاجعه‌ی بزرگ آگاه نموده و همه را دعوت به مبارزه علیه رژیم دیکتاتور می‌کردند!
9- تلویزیون‌های اون ور آبی با به تصویر کشیدن انواع و اقسام صحنه‌های رقت‌بار به همراه شماره حساب شبکه‌ی خود، سعی می‌کردند در راستای اهداف بشردوستانه به ایران کمک کنند!!
10- سازمان دیده‌بان حقوق بشر اروپا، به سرعت این خبر را منتشر می‌کرد و ضمن اعلام این مطلب که از ابتدای انقلاب ایران تا امروز (حدود سی سال) حقوق موجوداتدریا به رسمیت شناخته نمی‌شود، از برنده‌ی جایزه نوبل می‌خواست تا پیگیر موضوع شود!
11- جمعیت دفاع از تساوی حقوق زنان در بیانیه‌ی خود تشریح می‌کرد: چرا در این عکس تعداد ماهی‌های نر و ماده مساوی نیست؟! و دولت احمدی‌نژاد را مسؤول این عدم تساوی می‌دانست. چرا که اگر درست مدیریت می‌شد، بجای پنج ماهی، تعداد چهار یا شش ماهی در ساحل می‌مردند که تعداد نرها با ماده‌ها مساوی باشد!!
12- سایت"تابنده" که متعلق به اقای "دکتر" است، می‌نوشت که احمدی‌نژاد با تصور مدیریت شهرداری رئیس جمهور شده است و توان کنترل ماهی‌های دریا را ندارد! مضافاً بر اینکه در زمان جنگ، شخص آقای "دکتر" که البته قبلاً "فرمانده" بودند مدیریت ماهی‌های همه‌ی رودخانه‌های ایران را به عهده داشته و در این زمینه کارنامه‌ی موفقی داشته است! (مثل واردات "س")
13- دیگری به نقل از نفر اول تیم مذاکره‌ی هسته‌ایایران در دولت هشتم، کشته شدن میلیون‌ها ماهی بزرگ و کوچک در دریای خزر و خلیج‌فارس می‌نوشت و می‌گفت: باز هم سیاست‌های غلط احمدی‌نژاد باعث تحریم ماهی‌های ایرانی شد!
14- روزنامه‌ی اعتماد این حادثه را پیش درآمد کشته شدن هزاران انسان بی‌گناه براثر سوء مدیریت در مسائل کشاورزی و انرژی می‌دانست!
15- شهروند امروز آن را سکولار نمودن جامعه توسط شخص احمدی‌نژاد می‌پنداشت!
16- تعدادی از افراد از همه جا بی‌خبر در میدان هفت تیر جمع می‌شدند و برای حمایت از ماهی‌های دریا شعار می‌دادند!
17- یکی از شخصیت‌های بزرگ با اشاره به فواید ماهی و اینکه حقیقتاً ماهی موجود خوبی است، دولت نهم را به خاطر زیرسوال بردن ارزش ماهی‌های عصر یخبندان به باد انتقاد می‌گرفت!
18- دکتر "مخالفی" نماینده مردم تهران در مجلس در نامه‌ای سرگشاده به احمدی‌نژاد می‌نوشت: "من در هر صورتمخالفم!"
19- سردار شهردار خلبان "دکتر" در افتتاح یکی از بزرگ‌راه‌های تهران به خبرنگاران می‌گفت: اساساً مونوریل به درد ایران نمی‌خورد و ماهی‌های کیلکا وقتی خبر منتفی شدن این پروژه را شنیدند، از خوشحالی سکته کردند!!
20- باز هم هست که بعداً اضافه می‌کنم!
و مردم در این ماجرا فقط نظاره‌گر حقیقت و واقعیت بودند

سینا 555
Sunday 23 November 2008, 05:30PM
http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif اگر عکس پنج تا ماهی کیلکا که لب ساحل مرده بودند در ایران پخش می‌شد، چه اتفاقی در ایران می‌افتاد؟!

1- برخی از مراجع و چند نفر از طلاب محکومش می‌کردند و می‌گفتند: احمدی‌نژاد باید توضیح بدهد که چرا این مخلوقات خدا بی‌رحمانه تلف شده‌اند!!
2- روزنامه‌های اصلاح‌طلب "بدون هماهنگی" تیتر می‌زدند: دسته گل جدید مشایی!!
3- کارگزارن از قول یکی از شخصیت‌های برجسته می‌نوشت: فاجعه‌ی زیست محیطی و انحراف 120 درصدی دولت نهم از برنامه‌ی توسعه!
4- اعتماد ملی از قول "شیخ اصلاحات" می‌نوشت: حتی اگر شورای حکمیت هم اجازه ندهد، شخصا در انتخابات شرکت می‌کند چرا که امام بارها و بارها به ایشان گفته بوده که چشم امید محیط زیست به آقای شیخ است!!
5- حیات‌نو از قول "دکتر" تیتر می‌زد: فقط در آب‌های آزاد که همه چیز آزاد است، این اتفاق‌ها نمی‌افتد! همه‌ی این‌ها ناشی از رویکرد فاشیسمی دولت نهم است که به خاطر حضور چماق به دست‌ها در دولت احمدی‌نژاد رخ می‌دهد! (به همراه لینک دانلود صدای کف و سوت!!)

6- تعدادی از اقتصاددانان، در نامه‌ای سرگشاده پرده از حقایق دریاها در زمان دولت نهم بر می‌داشتند!
7- فراکسیون اقلیت مجلس با همراهی تعدادی از اعضای فراکسیون اکثریت این مسأله را توهین به ملت شریف ایران دانسته و خواستار استیضاح وزیر کشور، وزیر کشاورزی، وزیر نیرو، وزیر بهداشت، وزیر راه و وزیر رفاه می‌شدند!
8- تعدادی از افراد گمنام، بدون نام و نشان(!)، در وبلاگ‌های پربیننده مردم را از این فاجعه‌ی بزرگ آگاه نموده و همه را دعوت به مبارزه علیه رژیم دیکتاتور می‌کردند!
9- تلویزیون‌های اون ور آبی با به تصویر کشیدن انواع و اقسام صحنه‌های رقت‌بار به همراه شماره حساب شبکه‌ی خود، سعی می‌کردند در راستای اهداف بشردوستانه به ایران کمک کنند!!
10- سازمان دیده‌بان حقوق بشر اروپا، به سرعت این خبر را منتشر می‌کرد و ضمن اعلام این مطلب که از ابتدای انقلاب ایران تا امروز (حدود سی سال) حقوق موجوداتدریا به رسمیت شناخته نمی‌شود، از برنده‌ی جایزه نوبل می‌خواست تا پیگیر موضوع شود!
11- جمعیت دفاع از تساوی حقوق زنان در بیانیه‌ی خود تشریح می‌کرد: چرا در این عکس تعداد ماهی‌های نر و ماده مساوی نیست؟! و دولت احمدی‌نژاد را مسؤول این عدم تساوی می‌دانست. چرا که اگر درست مدیریت می‌شد، بجای پنج ماهی، تعداد چهار یا شش ماهی در ساحل می‌مردند که تعداد نرها با ماده‌ها مساوی باشد!!
12- سایت"تابنده" که متعلق به اقای "دکتر" است، می‌نوشت که احمدی‌نژاد با تصور مدیریت شهرداری رئیس جمهور شده است و توان کنترل ماهی‌های دریا را ندارد! مضافاً بر اینکه در زمان جنگ، شخص آقای "دکتر" که البته قبلاً "فرمانده" بودند مدیریت ماهی‌های همه‌ی رودخانه‌های ایران را به عهده داشته و در این زمینه کارنامه‌ی موفقی داشته است! (مثل واردات "س")
13- دیگری به نقل از نفر اول تیم مذاکره‌ی هسته‌ایایران در دولت هشتم، کشته شدن میلیون‌ها ماهی بزرگ و کوچک در دریای خزر و خلیج‌فارس می‌نوشت و می‌گفت: باز هم سیاست‌های غلط احمدی‌نژاد باعث تحریم ماهی‌های ایرانی شد!
14- روزنامه‌ی اعتماد این حادثه را پیش درآمد کشته شدن هزاران انسان بی‌گناه براثر سوء مدیریت در مسائل کشاورزی و انرژی می‌دانست!
15- شهروند امروز آن را سکولار نمودن جامعه توسط شخص احمدی‌نژاد می‌پنداشت!
16- تعدادی از افراد از همه جا بی‌خبر در میدان هفت تیر جمع می‌شدند و برای حمایت از ماهی‌های دریا شعار می‌دادند!
17- یکی از شخصیت‌های بزرگ با اشاره به فواید ماهی و اینکه حقیقتاً ماهی موجود خوبی است، دولت نهم را به خاطر زیرسوال بردن ارزش ماهی‌های عصر یخبندان به باد انتقاد می‌گرفت!
18- دکتر "مخالفی" نماینده مردم تهران در مجلس در نامه‌ای سرگشاده به احمدی‌نژاد می‌نوشت: "من در هر صورتمخالفم!"
19- سردار شهردار خلبان "دکتر" در افتتاح یکی از بزرگ‌راه‌های تهران به خبرنگاران می‌گفت: اساساً مونوریل به درد ایران نمی‌خورد و ماهی‌های کیلکا وقتی خبر منتفی شدن این پروژه را شنیدند، از خوشحالی سکته کردند!!
20- باز هم هست که بعداً اضافه می‌کنم!
و مردم در این ماجرا فقط نظاره‌گر حقیقت و واقعیت بودند


:smile39:

3Reza
Monday 24 November 2008, 11:42AM
مقابله با دزداي دريايي در اساسنامه ناتو نيامده

سكندر: هشدار دزداي دريايي به ناتو نشونه چيه اوستا؟

صفدر: نشونه جهان چندقطبي و ظهور قدرت هاي جديده

سكندر: ناتو كه عراق، افغانستان و يوگسلاوي سابقو ويرون كرد چرا نمي تونه از پس ٤ تا دزد بربياد؟

صفدر: مشكل از اساسنامشه، در اساسنامه ناتو اومده حمله به هر يك از اعضا به منزله حمله به تمام اعضا به حساب مياد. الان دزدا دارن كشتي هاي غيرناتو رو مي دزدن، خب ناتو مي گه بدزدين تا جونتون در بياد به ما ربطي نداره. بعدش هم ناتو امكانات رديابي كشتي هاي دزديده شده رو نداره، اين دزدا كشتي ها رو مي دزدن روش يك چادر مي ندازن پشت نيزار قايمش مي كنن، ناتو چي جوري مي تونه پيداش كنه، از اينا گذشته اگه دزداي دريايي قلع و قمع بشن ناتو چه جوري و با چه بهونه اي مي خواد بره خليج عدن و بندراي سومالي؟ اگه دزدا لت و پار بشن بعضي اعضاي ناتو سلاحاشونو به كي بفروشن؟

سكندر: چرا حالا همش كشتي هاي نفت و گندمو مي دزدن؟

صفدر: چون جهان صنعتي الان به نفت نياز داره، خشكسالي ها هم موجب شده به جاي كشت گندم به دزديدن گندم اشتياق پيدا كنن.

سكندر: دزدا اين نفتاي دزديده شده رو چيكار مي كنن.

صفدر: با تخفيف مي دن به همين ناتو ماتوها... شايد هم ديدي از فردا خودشون با همين قوم و خويشاشون اوپك تشكيل دادن از كجا معلوم در آينده اينا قيمت نفتو تعيين نكنن.

سال صفر
Monday 24 November 2008, 12:57PM
گفت: وزارت دفاع رژيم صهيونيستي در يك سند راهبردي اعلام كرده است كه «دولت اوباما فرصت بزرگي براي اسرائيل است».
گفتم: خب! حالا اصلاح طلبان كه از روي كار آمدن اوباما ذوق زده شده و آن را نشانه پيروزي خودشان مي دانستند چه مي گويند؟!
گفت: رژيم صهيونيستي در تحليل خود آورده است كه چون اوباما چهره دموكراتيك و آزاديخواهانه دارد، حمايت او از اسرائيل باعث خوشبيني افكار عمومي نسبت به اسرائيل مي شود.
گفتم: حالا ديدي كيهان درباره پيروزي اوباما واقعيت را نوشته و تيتر زده بود «آن باز در لباس كبوتر آمد»!
گفت: پس روي كار آمدن اوباما به چه درد مي خوره؟
گفتم: چه عرض كنم؟! يارو رفته بود تيمارستان، متوجه شد ديوونه ها صف كشيده اند و به نوبت توي يك سوراخ رو نگاه مي كنند. ميره توي صف و نوبتش كه ميشه توي سوراخ نگاه مي كنه چيزي نمي بينه، به يكي از ديوونه ها ميگه از اين سوراخ كه چيزي ديده نميشه و ديوونه بهش ميگه؛ مرد حسابي ما 4ساله داريم نگاه مي كنيم چيزي نمي بينيم، تو تازه اومدي و انتظار داري چيزي ببيني؟!

Freedom1
Tuesday 25 November 2008, 01:46PM
http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/8/29/101308_389.jpg

3Reza
Saturday 29 November 2008, 11:03AM
شنبه:فضانورد

مشاور رئيس جمهور گفته: «بايد دنيا را مانند يک فضانورد ببينيم.» يعني من فکر مي کنم تنها اقليمي که دوستان گلکاري نکرده بودند همين فضا بود! :D که نسبت به اين امر نيز گويا اقدام لازم صورت پذيرفته است. من البته دقيق نمي دانم چرا بايد در روابط خارجي و تنظيم ديپلماسي مان جهان را اين شکلي ببينيم و اينکه آيا يوري گاگارين وزير امور خارجه جايي بوده است يا نه،:D اما از آن رو که مي دانم به هيچ وجه دوستان حرفي را بدون استدلال بيان نمي کنند در اين مورد چند حدس مي زنم: الف- دولت نهم اعلام خواهد کرد اقدامات مذبوحانه کره ماه به هيچ جا نمي رسد و کره ماه آنقدر اقدام کند تا «اقدام دانش»:D دچار ترک هاي مبسوط و شکاف هاي عميق شود. ب- شب در راستاي سياه نمايي براي دولت به وقوع مي پيوندد و ما جواب اين توطئه خورشيد با همکاري کره زمين را خواهيم داد.:D ج - مشتري از اسمش پيداست چه جور کره يي است و وقتي داديم دوستان با آنها برخورد کردند، آدم مي شود!:D

غلامحسين الهام را که خاطرتان هست؟ اخيراً گفته من با رجانيوز هيچ ارتباطي ندارم. شما فکر مي کنيد جداً و واقعاً هيچ ارتباطي ندارد؟ شما فکر مي کنيد آخه چرا؟ شما فکر مي کنيد خوبيت نداره؟ شما فکر مي کنيد آشتي کنن بهتره؟:D
يکشنبه: دعا

محسن رضايي که در انتخابات رياست جمهوري دوره قبل ابتدا اعلام کرده بود کانديدا خواهد شد و سپس اعلام کرده بود رئيس جمهور خواهد شد و بعد به کلي از بيخ استعفا داد و حتي در انتخابات شرکت نکرد:D تا بدين ترتيب ثبات راي خود را به دهان ياوه گويان بکوبد، اين بار شش ماه مانده به انتخابات گفته «دعا کنيد کانديدا نشوم.» البته ما قول مي دهيم از ته دل دعا کنيم و خدا خودش بزرگ است. بدون دعاي ما هم هواي اين ملت را خواهد داشت اما من تصور مي کنم اين جمله يکجور شعار انتخاباتي محسن رضايي است و احتمالاً به زودي ساير کانديداها هم شعارهايي از اين دست خواهند داد. غلامعلي حدادعادل: «از خداوند منان استدعا بفرماييد بنده اگر نفر هفتم فهرست شش نفره نامزدهاي رياست جمهوري شدم، به مدد دوستان ناگهان رئيس جمهور شوم.» محمدباقر قاليباف: «دعا کنيد قاليباف رئيس جمهور بشه.» ميرحسين موسوي: «دعا کنيد اين نقاشيم خوب از آب در بياد، بيست بگيرم، اونوقت شايد احتمال داشته باشد نه که کانديدا بشم، از يکي، يک مقدار حمايت نيمه علني کنم.» مهدي کروبي: «دعا کنيد يا نکنيد من کار خودم رو مي کنم، گفته باشم.» سيدمحمد خاتمي: «با همديگر براي حفظ کرامت انساني دعا مي کنيم و درباره دعاهايمان بحث و گفت وگو خواهيم کرد و بر چکيده اين گفت وگوها يادداشت تحليلي مي نويسيم و خب اينها وقتمان را مي گيرد نمي رسيم کانديدا بشويم!» کردان (اگر کانديدا شود): «دعا کنين واسه يک دستمال کامرانيه را آتش نزنند.» علي لاريجاني: «من واقع نگر هستم و کار بنده از دعا هم گذشته، افاقه نمي کند.»:D

کردان در مراسم توديع خود گفته دروغ گناه است. چون او طنزهاي خيلي بهتري هم گفته، از اين يک فقره مي گذرم.:D

احمدي نژاد حرف هايي که درباره انتخابات نهم زده مي شود را بي اهميت، تکراري و دم دستي دانست. من اغلب حرف هايي که زده مي شود را مرور کردم، ديدم خيلي ها مي گويند اين دوره رياست جمهوري تمديد خواهد شد.:D
دوشنبه: 125

ايرنا اعلام کرده در نمايشگاه مطبوعات نظرسنجي انجام شده و احمدي نژاد محبوب ترين چهره سياسي شناخته شده است. من ضمن احترام به اين نظرسنجي و ساير نظرسنجي ها اعلام مي کنم تا بعضي دوستان در عرصه طنز کشور اين گونه فعالند ما هيچ نيستيم. بله، نتيجه نظرسنجي صحيح است و به قول شاعر برو حالشو ببر!:D

کردان در مراسم توديع خود گفته «به خاطر يک دستمال قيطريه را آتش نمي زنند.» الف- فرمانيه را آتش مي زنند؟ ب- کامرانيه را آتش مي زنند؟ ج- زعفرانيه را آتش مي زنند؟ د- به خاطر يک دستمال دسته جمعي مي روند اوشان فشم؟ هـ- به خاطر يک دستمال به محلات تهران گير نمي دهند؟ و- مجيد، دلبندم اون قيصريه است.:D

در خبرها آمده ايران در ونزوئلا براي فقرا خانه مي سازد. ما ضمن اينکه کماکان معتقديم به هر دليلي آتش زدن قيطريه کاردرستي نيست، فکر مي کنيم يا فقراي کشور خودمان در راستاي عدالت محوري تمام شده اند يا بدين شکل ما در واقع به «قطعنامه دان» جهانيان لگد محکم مي کوبيم. برو حالشو ببر!!:D
سه شنبه: قطعنامه دان!

رياست جمهور اعلام کردند «آنقدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامه دان تان پاره شود.»:D من خودم، شخصاً بعد از شنيدن اين جمله به چند پزشک متخصص مراجعه کردم و پرسيدم قطعنامه دان دقيقاً کجاي آدميزاد مي شود؟:D جواب هايشان اينها بود؛ الف- قطعنامه دان نام قديمي غدد فوق کليوي است و پاره شدنش هم باعث مرگ استکبار جهاني و شوراي امنيت خواهد شد.:D ب- قطعنامه دان مربوط به آدم نيست و مختص طيور است. جايي است مثل چينه دان و سنگدان، پاره شدنش هم باعث مي شود مرغ، تخم نگذارد.:D ج- قطعنامه دان اصلاً عضوي از بدن نيست. چيزي است مثل جامه دان يا امثالهم و پارگي اش هم اتفاق خاصي در پي ندارد.:D د- قطعنامه دان يک جور احساس خاصي است که باعث مي شود بعضي ها به خاطر يک دستمال قيطريه يا ساير اماکن تهران و حتي در بعضي موارد تجريش يا چيذر را آتش بزنند.:D

گويا گفته شده «در سه سال اخير معادل 50 سال رشد و شکوفايي داشته ايم.» شما فکر مي کنيد اساساً عدد چيز باارزشي است؟ شما فکر مي کنيد دقيقاً از چه زماني اعداد مفهوم خودشان را از دست دادند؟ شما فکر مي کنيد آدم مي تواند بگويد بله همين طوره، برو حالشو ببر؟!:D
چهارشنبه: خشونت

بعد از چندين روز که از برخورد ماموران فرودگاه دوبي با مسافران ايراني مي گذرد، سرانجام سخنگوي وزارت امور خارجه در يک اقدام قاطع و تعيين کننده وقوع اين عمل را تاييد کرد.;) من واقعاً فکر مي کنم لازم نبود دوستان با اين ميزان قاطعيت و حتي خشونت برخورد کنند و شاعر هم در اين باره چندين بار قيد مکرر کرده که «تو که خون به پا کردي». بهتر است، دوستان به جاي برخورد با اين مسائل بي اهميت بروند به خاطر يک دستمال قيطريه را آتش بزنند.:D

رئيس کميسيون انرژي مجلس خبر خوشي را اعلام کرد و منتظر مژدگاني هم نماند، او گفته «در روزهاي سرد زمستان منتظر قطع گاز باشيد.» الف- بچه ها متشکريم.:D ب- من از لب تو منتظر يه حرف تازه ام، تا قشنگ ترين طنزهاي دنيا رو بسازم. :D ج- واقعاً خوب شد ما را از نگراني نجات داديد. د- هوا سرد مي شود و دوستان دولت مي توانند اين بار آنها به ما بگويند برو حالشو ببر!
پنجشنبه: صادق تک ماده

پيش بيني کردن کار سختي نيست. حتماً اسفنديار رحيم مشايي صبح که از خواب بيدار مي شود يک سوتي جديد صادر مي فرمايد.:D تا ظهر تمام مردم به وزير کشور خواهند گفت صادق تک ماده و غروب هم همه تصميم مي گيرند که به خاطر يک دستمال هيچ جايي را آتش نزنند، بعد از آن هم . . . را؟!!:D;)

noor-alzahra
Friday 5 December 2008, 12:35AM
10آذر 87:
دکتر مسعود احمدی به عنوان مدیریت شبکه جوان که رسانه برتر شناخته شده است، از دست رییس جمهور احمدی نژاد لوح تقدیر دریافت کرد....

با توجه به اینکه رادیو جوان تا قبل از اردیبهشت 87،رسانه ای منزوی، بی شعور،بی تربیت ، وابسته به اسرائیل و آمریکا و رسانه ی جاسوسی استکبار بزرگ در ایران شناخته شده بود واز اردیبهشت 87 به طور کاملا ناگهانی و یکهویی تبدیل به رسانه ای خوب باتربیت، پایبند به انقلاب و آرمانهای دولت و مردمی شده است....اگاهان دلایل زیر را برای باتربیت شناخته شدن این رسانه و تحولات عمیق در برنامه سازی آن برشمردند...


1- رادیو جوان از اردیبهشت 87 به طور کاملا یک دفعه ای از خواب غفلت بیدار شده و به مردمی ،به حق و خدمتگذار بودن دولت نهم پی برده ودر پوشش برنامه های جدید، فوق العاده جوان پسند و انرژیک خود در رابطه با خدمتگذاریهای دولت نهم مراتب پشیمانی خودرا ابراز داشته است...!!!!


2-رادیو جوان از اردیبهشت 87 با تغییر اسامی برنامه های جدول پخش(در حالی که در محتوا،اجرا وموضوعات آن هیچ تغییری ایجادنشده است!!!)آخرین نشانه های وابستگی رادیو به عوامل ومتولیان ملعون(!!!)قبلی را پاک کرده و بدین وسیله خلاقیت ،نوآوری و ابتکار مدیران دولت نهم را به رخ برنامه سازان جهانی کشید...


3-رادیو جوان از اردیبهشت 87تا کنون با توجه به سیاستهای مسالمت آمیز صداوسیما و اهداف جدید مدون شده برای رادیو با خفه کردن برنامه سازهای سابق وابسته به اسراییل و آمریکا که با روش انتقاد از دولت به زبان طنز عملیات جاسوسی خود را ادامه می دادند مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی زد ....

4-رادیو جوان در مواقع حساس و بحرانی که که مخالفان کوته فکر دولت نهم به پرداختن به موضوعات بی اهمیتی مثل بی سوادی وزیر پیشنهادی کشور عرصه را برنوکران ملت تنگ می کردند سکوت اختیار کرده و همواره ارادت خود را به نوکران نه چندان بی جیره و مواجب ملت ابراز داشته است...!!!


5- رادیو جوان از اردیبهشت 87 تمام زور خودرا برای تلقین این که دولت نهم شرایط مناسب برای ازدواج جوانان در جامعه فراهم نموده است وهمچنین ترویج ازدواج آسان به وسیله ی عوامل برنامه ساز مجرد(!!!!) زده است...

محمود احمدی نژاد با تقدیر از احمدی مدیررادیو جوان،از تلاشهای وی در یهویی متحول کردن رادیو تشکرکرد و همچنین اینکه برنامه های رادیو جوان به برنامه هایی مسخره ،بی محتوا،سراسر پیامهای اخلاقی دست نیافتنی،بی حس و حال و بی تفاوت نسبت به به اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور که مثل سابق به نوکران مردم گیر نمی دهند تبدیل شده اند را حماسه ای رسانه ای در تاریخ رسانه ایران خواند....!!!!
منبع: http://tirtootapar.persianblog.ir

3Reza
Sunday 7 December 2008, 10:31AM
شنبه: بدبختي

گفته شده دانشگاه رفتن خانم ها بدبختي است. به نظر من هم انصافاً بدبختي است. براي اين حرفم دليل دارم. الف- وجود دانشگاه، سينما، کتابفروشي، کنسرت، روزنامه و صد البته خانم ها، في نفسه بدبخت کننده است. ب- خانمي که دانشگاه مي رود انتظار دارد همسرش هم تحصيلکرده باشد، ببينيد وقاحت تا چه حد؟ پس فردا انتظار دارند مردها در خانه به جاي شلوارک چاه کني(!!) و زيرپوش سوراخ، با کت و شلوار راه بروند. ج- اگر اين خانمي که رفته دانشگاه، پس فردا از همکلاسي اش فيلم گرفت و ديد و در فيلم يک خانم و آقايي عاشق هم شدند و. . . و. . . شما جواب مي دهيد؟!:D

اسفنديار رحيم مشايي اظهارنظر کرده «اوباما در تقاطع مهم جهاني قرار دارد اما فقط دو راه پيش روي وي است.» سابقاً در ممالک محروسه ايران زمين وقتي دو راه همديگر را قطع مي کردند، تقاطع به وجود مي آمد و طبعاً در چنين حالتي چهارراه پيش روي آدميزاد قرار مي گرفت اما شايد مشايي که سفرهاي خارجي مي رود ديده که در بلاد کفر اينجوري نيست و تقاطع ها سر جمع دو راه بيشتر ندارند.:D
يکشنبه: نمايندگان

اينجا نوشته و طبعاً ما مي خوانيم برخورد با ورزشکاران الکلي و خالکوبي شده، بسيار امر پسنديده يي است. شما تصور کنيد يک فوتباليست، کالباسي، کبابي، ماستي، نوشابه يي چيزي را همراه خودش ببرد وسط زمين براي استفاده هاي جانبي. خب برادر من اينجوري تماشاگرم بعد از گل به جاي آنکه داد بزند زنده باد، خواهد گفت به سلامتي، خوبيت ندارد که. حالا شما هي بگو بي خيال برو حالشو ببر،به به، به به، اي حبيب من.:D

علي اکبر جوانفکر مشاور رسانه يي رئيس جمهور گفته «نمايندگان بايد مشوق دولت باشند.» صحيح است. صحيح است. ايول عرض مي کنم. اساساً و اصولاً کار نمايندگي در مجلس از نظر آقاي جوانفکر تعريف معيني دارد: الف- نمايندگان متصدي صدور راي اعتماد هستند.:D ب- نمايندگان مي توانند نظرات مثبت شان را درباره لوايح دولت اعلام کنند:D ج- نمايندگان مي توانند آزادانه به تاييد خواسته هاي دولت نهم مبادرت ورزند.:D
دوشنبه: آتش سوزي

طرح انضباط اجتماعي شروع شده و ما آن را به شدت احساس و مشاهده مي کنيم. تقريباً در بعضي مناطق شهر آدم همين طور که قدم مي زند احساس انضباط مي کند. البته قصد اين طرح کنترل و تسهيل ترافيک است اما گمانم حضور به شدت پررنگ دوستان خودش ترافيک ايجاد کرده است.:D

وزير کشور در هندوستان پس از ماجراي گروگانگيري استعفا داده است. از آنجا که در ايران عمل شنيع و قبيح استعفا هيچ معنايي ندارد:D و هتل که سهل است اگر قيطريه را هم آتش بزنند، وزير کشور استعفا بده نيست ما تصورمان را در اين باره بيان مي کنيم: شما فکر مي کنيد مدرک وزير کشور هند هم از آکسفورد خريداري شده بود؟;) شما فکر مي کنيد رئيس جمهور هند اعتقاد داشته مدرک کاغذ پاره است و آن کاغذپاره ها را آتش زده بودند و بعد آتش سوزي راه افتاده بوده؟:D شما فکر مي کنيد . . . نمي دانم شما چي فکر مي کنيد اما به صادق محصولي سلام برسانيد بگوييد همين نيم راي ات منو کشته.:D

گويا عده يي از دانشجويان هميشه در صحنه درخواست کرده اند که عجالتاً حسني مبارک را اعدام کنند. من درخواست هاي آتي دوستان را حدس مي زنم: اهرام ثلاثه و استکباري مصر را شخم بزنيد جايش گندم بکاريد، ابوالهول را بدهيد بکوبند در عوض آنجا براي مستضعفين آپارتمان سازي کنيد يا از همه اينها بدتر رحيم مشايي را متولي امر ميراث فرهنگي و گردشگري مصر کنيد تا خودش آب ببندد به قبر هر چي فرعون است!:D
سه شنبه: هيلاري جون

روزنامه اعتماد تيتر زده «هيلاري وزير خارجه امريکا». الف- بچه هاي روزنامه خيلي با خانواده کلينتون صميمي هستند و آنها را بيلي و هيلاري صدا مي زنند. ب- تحريريه با کلينتون ها رفت و آمد خانوادگي دارند. حتي خانم هاي تحريريه به هيل ميل (خانم ها چون صميمي ترند او را اينجوري صدا مي زنند) کشک بادمجان و باقلاپلو ياد مي دهند.:D

معاون وزير کشور گفته: «وجود مشکلات دليل ناکارآمدي دولت نيست.» کاملاً صحيح فرموده است و در دولت نهم اساساً وجود مشکلات مويد کارآمدي است. وجود مشکلات نشانه پيشرفت است. وجود مشکلات نشان دهنده کارنامه درخشان دولت است. براي همين است که دوستان تلاش مي کنند با وجود مشکلات به ما بفهمانند کارآمد يعني چي؟:D

هوگو چاوس ابراز علاقه کرده تا سال 2021 رئيس جمهور بماند. هوگوجان کاري ندارد براي وزارت کشورت يک وزير خوب انتخاب کن تا سال 3021 رئيس جمهور بمان.

در ضمن رئيس جمهور از صدور گواهينامه ازدواج براي جوانان استقبال کرده است. اين گواهينامه ازدواج هم چيز باحالي است از آنها که آدم مي تواند بگويد انصافاً برو حالشو ببر. همين که رئيس جمهور از آن استقبال کرده ماهيت طرح را نشان مي دهد. من فکر مي کنم اين گواهينامه يک امتحان آيين نامه دارد اينجوري: اگر همسرتان از سمت آشپزخانه مي آمد و شما جلوي تلويزيون ولو شده بوديد کدام بايد زودتر تغيير وضعيت بدهيد: الف- ماهيتابه يي که پرت شده. ب- معلومه ديگه خنگ پاشو در رو. ج- گاري. د- چشم، ظرف ها رو من مي شورم. اگر دم به دقيقه با هم دعوايتان مي شود: الف- جاده دست انداز دارد. ب- کوچه بن بست است. ج- به درد هم نمي خوريد ديگه. د- خانواده ها توي کار جاده دخالت مي کنن. گمانم امتحان عملي و تو شهري اين گواهينامه جذابيت هاي فراواني براي نوشتن دارد که حتي من رويم نمي شود بنويسم!:D;)
چهارشنبه: هي امور کجا کجا؟

محمدعلي ابطحي سوال کرده: «مجلس در کجاي امور است.» الف- جاي بدي نيست، خودت را ناراحت نکن ب- مجلس؟ امور؟ چه ربطي به هم دارند؟ ج- مجلس در کجاي تاييد امور دولت است. سوال درست اين است.:D

همه درباره طرح تحول اقتصادي صحبت مي کنند اما من يقين دارم اين طرح اجرا خواهد شد چون: الف- نمايندگان و حتي رئيس مجلس گفته اند نگران کننده است. ب- کارشناسان اقتصادي اعلام کرده اند به شدت تورم زاست. ج- همه معتقدند شوک اقتصادي مي دهد. د- رئيس جمهور ما آقاي احمدي نژاد است.:D
پنجشنبه: منظومه شمسي

صادق از خواب بيدار مي شود و دو چيز را از اطرافيانش مي پرسد: آتش نشاني قيطريه رو خاموش کرد؟ خاتمي کانديدا نشده که؟:D تا ظهر در يک سفر استاني اعلام مي شود ما خواهان مديريت منظومه شمسي هستيم. :Dشب هم . . . ول کنيد، عزيز من!:D;)

hamedali
Monday 8 December 2008, 03:54PM
http://www.iranclubs.org/forums/attachment.php?attachmentid=12096&stc=1&d=1228738926ای بابا نداشتیما


http://www.iranclubs.org/forums/attachment.php?attachmentid=12097&stc=1&d=1228738926

ما قرار نیست حقیقت رو ببینیم پس همینجوری بهتره



http://www.iranclubs.org/forums/attachment.php?attachmentid=12098&stc=1&d=1228738926http://www.iranclubs.org/forums/attachment.php?attachmentid=12101&stc=1&d=1228738952
حرف هیچ کسی هم نیمخوام بشنویم= مثل خاتمی

http://www.iranclubs.org/forums/attachment.php?attachmentid=12106&stc=1&d=1228738987

اجازه حرف زدن به کسی هم نمیدیم

http://www.iranclubs.org/forums/attachment.php?attachmentid=12103&stc=1&d=1228738952
میشه یه جوری اسم منو تو شهدای کربلا بگی؟

http://www.iranclubs.org/forums/attachment.php?attachmentid=12104&stc=1&d=1228738952
حداقل یه جوری نشون بده نماز میخونی

http://www.iranclubs.org/forums/attachment.php?attachmentid=12099&stc=1&d=1228738926 باشه اینجوری خوبه؟

http://www.iranclubs.org/forums/attachment.php?attachmentid=12102&stc=1&d=1228738952 هوای شیطان پرستا هم رو داریم

http://www.iranclubs.org/forums/attachment.php?attachmentid=12100&stc=1&d=1228738926 ولی برای روز مبادا باید دفاع شخصی یاد بگیریم



لطفا به کسی برنخوره این یه طنزه!!!!!!!!!!!!

3Reza
Thursday 11 December 2008, 09:36AM
شنبه: حسادت
گويا صفارهرندي گفته سياستمداران به عملکرد دولت نهم حسادت مي کنند. الف- به چيش؟ ب- نه، انصافاً به چيش؟ ج- خداوکيلي به چيش؟ د- خب چرا ناراحت مي شي، پرسيدم به چيش؟:D
غلامحسين الهام (آخ جان:D) گفته هيچ مردي در دنيا وجود ندارد که زن ذليل نباشد. من هيچ کلمه يي به اين جمله اضافه نمي کنم. فقط اجازه بدهيد بگويم، برو حالشو ببر.:D
در نشست اصلاح طلبان حرف هاي بسيار مهمي زده شد که چکيده اش اين است: شما مطمئن باشيد که خاتمي حتماً و صددرصد احتمال فراوان دارد به کانديداتوري به صورت بسيار جدي فکر کند و محتمل است که شايد روزي از قضا تصميم بگيرد با درصد بالايي از احتمال اعلام کند که در آينده نزديک يا دور و در رابطه با انتخابات رياست جمهوري و مسائلي از اين دست و کرامت انساني چيزي است که بايد هميشه حفظ شود و آزادي . . . .:D (در صورتي که حوصله اش را داريد خودتان جمله را تمام کنيد:D)
يکشنبه: روي کين
خب به سلامتي معلوم شد آن خبر باقلوايي که رسانه هاي اصولگرا آن را به گوش و حلق و بيني شان آويزان کرده بودند و مي گفتند روي کين مي خواسته شبيه رئيس جمهور ما بشود از بيخ و از ته ته طنز بوده است:smile21:، الف- سوخته اش را هم مي خريم. ب- خاکستر شده اش را هم ابتياع مي کنيم. ج- در باب آتش گرفته اش بيع منعقد شده. د- برو حالشو ببر!
تيتر مي خوانم با اين مضمون: «صلاح کشاورزان يا صلاح دولت نهم در استيضاح ها». خب اين بحث از همان آغاز، انجامش معلوم است. من به دوستاني که مي خواهند وزير کشاورزي را استيضاح کنند توصيه مي کنم به گارد هيات رئيسه مجلس نسبت به اين موضوع توجه کنند، به سمت جلو حرکت کنند و بوق بزنند با رعايت احتياط البته.:D
دبيرکل موتلفه فرمايش کرده: خط قرمز اصولگرايان رئيس جمهور شدن يک اصلاح طلب است. شنيده ها حاکي از اين است که پس از اين فرمايش متين، کروبي سريعاً از کانديداتوري انصراف داد.:D خاتمي از بابت شايعات پيرامون کانديداتوري اش از دوستان عدالت سرخود کتباً عذرخواهي کرد.:D ميرحسين موسوي را هم در حالي که دفتر نقاشي اش زير بغلش بوده و قصد ترک کشور را به مقصدي نامعلوم داشته ديده اند.:D يک آدم بي ربطي هم گفته خط قرمزت رو بخورم!:D
دوشنبه: ايول متکي
منوچهر متکي وزير امور خارجه و مشت محکم، معروف به منوچ مشتزن:D، اعلام کرده: «شوراي امنيت هيچ وقت خط قرمز ما نبوده.» اظهارنظرهاي آتي اين مديرمان را حدس مي زنم: الف- شوراي امنيت سازمان ملل متحد را ريز مي بينم.:D ب- شوراي امنيت بداند رقمي نيست. :D ج- شوراي امنيت کيلويي چنده؟:D د- شورا رو دوزار بده لبو!:D
اينجا نوشته و طبعاً من مي خوانم بورسي ها سردرگم شدند. اولاً که به بورسي ها چيزي نگوييد به من برمي خوره، ثانياً با وضع اقتصادي کشور ما، همين که بورس هنوز وجود خارجي دارد خودش به اندازه کافي سردرگم کننده است. ثالثاً بورس؟ اقتصاد؟ ايران؟ ولمون کن حال نداري، جاش برو حالشو ببر!:D
وزير بهداشت گفته تعداد تخت هاي آي سي يو از نهصد تخت در دولت نهم به چهار هزار رسيده است. خب من رسماً اعلام مي کنم تنها چيزي که در دولت نهم دقيقاً از رابطه عرضه و تقاضا پيروي کرده اين مساله بوده است. آقاي لنکراني عزيز هر قدر خرجش مي شود ايرادي ندارد تعداد اين تخت ها را از چهار هزار تا به چهار ميليون برسانيد لازم مي شود، قبول داري که؟:D
سه شنبه: برو حالشو ببر
خبري را مي خوانم با اين مضمون: «تفکيک جنسيتي در اتوبوس هاي مسير تهران- قزوين». الف- برو حالشو ببر. ب- برو حالشو ببر. ج- برو حالشو ببر. د- برو حالشو ببر.
رئيس اداره تنظيم خانواده هم گفته: «تغييرات اساسي در آموزش هنگام ازدواج.» بله، امر بسيار پسنديده يي است. مثلاً يک نمونه پيشنهادي را عرض مي کنم که با محذورات دوستان هم همخواني داشته باشد. يک زوج اگر فرزندي مي خواهند الف- بهتر است ماه ها به اين قضيه فکر کنند. ب- مي توانند ذهنشان را مدت ها روي اين موضوع متمرکز کنند. ج- حتي اگر همسايه ها در منزل هايشان نباشند مي توانند با يکديگر در اين مورد صحبت کنند. د- . . . ؟ نه ديگه، حرفشم نزن!:D
چهارشنبه: کارتن خواب
دبيرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر حرف خوبي زده: «در کشور معتاد کارتن خواب نداريم.» من از اينکه يک طنزنويس آن هم طنزنويسي تا بدين پايه توانمند را به چنين سمتي گمارده اند خرسندم و اينجا اعلام مي کنم در کشور معتاد نداريم. ما در کشور کارتن نداريم. ما در کشور خواب نداريم، سه سال و نيم است، برو حالشو ببر!:D
پنجشنبه: شب مهتاب
صادق محصولي کماکان با نگراني به کانديداتوري يا عدم کانديداتوري خاتمي فکر مي کند. :Dيک توده هواي سرد از غرب کشور وارد مي شود و مسوولان به هواشناسي دستور مي دهند با اين هواي غربزده برخورد جدي صورت گيرد:smile21:. شب هم . . . شب مهتابه:D

3Reza
Monday 22 December 2008, 12:13PM
چله صفدر و سكندر

سكندر: شب چله چطور بود اوستا؟

صفدر: جات خالي، تا صبح نخوابيديم. همه اش دنبال خريد شب چله بوديم.

سكندر: خوش به حالت واقعا كه جاي ما خالي بوده، حالا بگو ببينم چي خريدي خوش سليقه؟

صفدر: هيچي چند ساعتي رو رفتيم تحقيقات كرديم ببينيم چي رسمه شب چله بخريم و بخوريم. بعد كه فهميديم مردم ممكنه ميوه بخورن، آقا با پسر عموم شال و كلاه كرديم اول از ميوه فروشي سر كوچه مان شروع كرديم، نمي دونم ما تو خريد وسواس داريم يا همه اين طورن، شايد ما خواستيم زياد خوش سليقگي به خرج بديم. خلاصه درد سرت ندم، يك زماني تو خريد به خود اومديم كه ديديم از جنوب شهر همين جوري خيابونا رو گز كرديم تا شمال شهر و هيچي نخريديم، گفتيم بريم ميدون بار رسيديم اونجا نصف شب شده بود و ميدون بسته بود. بعد از ميدون بار گفتيم بريم ميوه فروشي سر كوچه بعضي از ميوه شناسا بلكه اونجا بتونيم يه هندونه زير بغلمون بذاريم اما نشد، خلاصه دست از پا درازتر با پسر عمو اومديم نزديكاي خونه، گفتيم الان چه بهونه اي بياريم كه خونه راهمون بدن، مشورت كرديم تصميم گرفتيم بهترين دليل اينه كه به عيال و بچه ها بگيم تو اين شلوغي شهر قدرت خريدمونو گم كرده بوديم. حالا بگو ببينم تو چيكار كردي؟

سكندر: ما ابتدا سعي كرديم شب چله رو با هر كلكي شده حتي با دست كاري تو تقويم به عقب بندازيم، ديديم نمي شه، عيال و بچه ها منتظرن و از ما زرنگ تر، خلاصه رفتم داروخانه ٤ تا قرص خواب گرفتم گفتم زود يك چاي همگي بخوريم كه بعدش مي خوايم چله نشيني كنيم، آقا ما رفتيم سر كتري و قرصا رو انداختيم تو، تا عيال و بچه ها خوردن، نشون به اين نشوني كه ساعت ١٢ ظهر بيدار شدن، ما هم بهشون كلي توپ و تشر زديم كه ما رفتيم اين همه ميوه گرفتيم و كلي به خودمون ضرر زديم مي خواستيم چله داري كنيم ولي شما خوابيدين هر كاري هم كردم از خواب بيدار نشدين من هم مجبور شدم برم ميوه ها رو پس بدم كه لااقل خراب نشن.

هی های هوی
Monday 22 December 2008, 06:08PM
تعزيه اي شده اين طنز اصلاحات


طنزنويس روزنامه زنجيره اي اعتمادملي مي گويد مقاله اش در دعوت از خاتمي براي نامزدي را هيچ يك از روزنامه هاي اصلاح طلب چاپ نكرده اند.
ابراهيم رها مي گويد: اين نامه را به دو روزنامه اصلاح طلب دادم متاسفانه هيچ كدام حاضر به چاپ نشدند. يكي از اين روزنامه ها به دليل اين كه نامه من به خاتمي با سياست هاي روزنامه همخواني ندارد، از چاپ آن خودداري كرد و روزنامه ديگر هم كه روزنامه خودم است و به صورت هفتگي در اين روزنامه مطلب مي نويسم، به دليل اين كه مدير مسئول آن عضو يكي از احزاب اصلاح طلب است و كانديداي آنها نيز شخص ديگري است، از انتشار نامه من به خاتمي خودداري كرد. واقعيت اين است كه اكنون آمدن خاتمي با اهداف حزبي برخي مطبوعات اصلاح طلب ما همخواني ندارد.
گفتني است وي در مقاله (نامه) مورد بحث، اطرافيان خاتمي را «بي حال» توصيف كرد و نوشته بود: گروه بي حال كه دور و اطرافيان خودت هستند و عناصر موسوم به اصلاح طلب، رفتار سياسي اين دوستان هم در اين حد است كه تسبيح دست گرفته اند و با رد كردن دانه ها زير لب مي گويند «مياد، نمياد...!» و منتظرند ببينند چه مي شود! زهي پشتكار، به به از اين همه فعاليت. به قول اهالي علوم پلوتيك، ايول!
وي در پايان نامه اش درباره خاتمي و بي حالي طيف اصلاح طلب مي نويسد: هر بار كه از تو طنز نوشته ام، شده ذكر مصيبت! گند مي زني به طنز آدم! آه!

هلنا
Monday 22 December 2008, 07:17PM
اینهم طنزیست میان طنزها . کم خنده دار نیست
كديور: تبيين «اصلاحات» پس از خروج از قدرت طنز روزگار است
جميله كديور اظهار داشت: اين هم از طنزهاي روزگار است كه اصلاح‌طلبان پس از مدتها انتظار و پس از خروج از قدرت، اين روزها در انديشه و تبيين و تعريف اصلاحات بر آمده‌اند.
به گزارش فارس، جميله كديور نماينده اصلاح‌طلب مجلس ششم و همسر مهاجراني وزير ارشاد دولت خاتمي در جديدترين مطلب وبلاگ خود، نوشت: "اين هم از طنزهاي روزگار است كه اصلاح طلبان پس از مدتها انتظار، اين روزها در انديشه و تبيين و تعريف اصلاحات بر آمده اند".
وي با بيان اينكه "داستان تبيين انديشه و خط مشي و محو و مبهم بودن آن خاص اصلاح طلبان نيست و برخي اصولگرايان نيز دچار آن هستند"، ريشه‌هاي اين ناتواني و نارسايي در تبيين را تشريح كرد.
كديور با بيان اينكه "اين موضوع، بيماري رايج جامعه ما است و مخصوص يك جريان نيست"، در بخشي از مطلب خود نوشت: "اصلاحات تا به امروز دچار آسان‌گيري ذهني و كلي‌بافي و مغالطه نظر و نظريه شده است و تبيين‌هاي اخير آقاي خاتمي در سه جلسه اخير هم بيان دوباره همان سخنان كلي است".
وي ادامه داد: "به نظر مي‌رسد تا پرسش‌هاي اساسي در زمينه اصلاحات فراهم نشود و براي يافتن پاسخ، جستجوي دقيقي از سوي اهل فن صورت نگيرد، نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه از اصلاحات تعريف به نسبت كاملي- نمي گويم جامع و مانع- به دست آوريم. برخي از پرسش ها را مطرح مي كنم:
اول: اصلاحات در حوزه انديشه ديني چيست؟ راهكارهاي عملي آن كدام است؟
دوم: آزادي انديشه و آزادي خلاقيت چگونه تفسير مي‌شود؟
سوم: اصلاحات در مقوله حقوق اساسي مردم - همانها كه در فصل 3 قانون اساسي به روشن ترين شكل ممكن تحت عنوان حقوق ملت ذكر شده- چه سخني دارد؟
چهارم: در زمينه فرهنگ، اصلاحات چه ديدگاهي دارد؟ سينما، موسيقي، تئاتر، هنرهاي تجسمي و ... به ويژه ادبيات داستاني، از مهمترين مباحث اين قلمرو هستند. تكليف مطبوعات كه پيشاپيش روشن است.
پنجم: اصلاحات نسبت به حقوق زنان چه نگاهي دارد؟ اهميت اين موضوع از آن جهت است كه در عمل و حتي نظر در اكثر موارد تفاوت يا تمايزي بين نگاه اصلاح‌طلبانه خاتمي و نگاه اصولگرايانه ديگران وجود ندارد.
ششم: براي اقوام و مذاهب مختلفي كه ايران را مي سازند، اصلاحات چه تلقي و برنامه‌اي دارد؟"
جميله كديور اين سوالات را ابتدايي‌ترين پرسش ها دانست و تصريح كرد: "ترديدي نيست كه تبيين اصلاحات از جهت روشن كردن مرزبندي‌ها با آنان كه از ظن خود يار اصلاحات شدند، مفيد است؛ ولي اين فايده زماني مي توانست موثر باشد كه اصلاح طلبان در راس قدرت باشند، چرا كه همواره پيروزي و افراد پيروز مدعيان فراوان دارند".
وي خاطرنشان كرد: "امروز كه اصلاح طلبان در حاشيه قدرت، و بصورت محترمانه از قدرت اخراج شده‌اند، اين تبيين و توضيح ديرهنگام، فقط مي‌تواند به عنوان يك سند تاريخي مورد استفاده محققين عرصه سياست و تاريخ واقع شود كه رئيس‌جمهور عصر اصلاحات، 3 سال و اندي بعد از پايان عمر دولت اصلاحات چه نگاه و نظري نسبت به اصلاحات و اصلاح طلبي داشته است".

3Reza
Tuesday 23 December 2008, 07:52AM
تعزيه اي شده اين طنز اصلاحات


طنزنويس روزنامه زنجيره اي اعتمادملي مي گويد مقاله اش در دعوت از خاتمي براي نامزدي را هيچ يك از روزنامه هاي اصلاح طلب چاپ نكرده اند.
ابراهيم رها مي گويد: اين نامه را به دو روزنامه اصلاح طلب دادم متاسفانه هيچ كدام حاضر به چاپ نشدند. يكي از اين روزنامه ها به دليل اين كه نامه من به خاتمي با سياست هاي روزنامه همخواني ندارد، از چاپ آن خودداري كرد و روزنامه ديگر هم كه روزنامه خودم است و به صورت هفتگي در اين روزنامه مطلب مي نويسم، به دليل اين كه مدير مسئول آن عضو يكي از احزاب اصلاح طلب است و كانديداي آنها نيز شخص ديگري است، از انتشار نامه من به خاتمي خودداري كرد. واقعيت اين است كه اكنون آمدن خاتمي با اهداف حزبي برخي مطبوعات اصلاح طلب ما همخواني ندارد.
گفتني است وي در مقاله (نامه) مورد بحث، اطرافيان خاتمي را «بي حال» توصيف كرد و نوشته بود: گروه بي حال كه دور و اطرافيان خودت هستند و عناصر موسوم به اصلاح طلب، رفتار سياسي اين دوستان هم در اين حد است كه تسبيح دست گرفته اند و با رد كردن دانه ها زير لب مي گويند «مياد، نمياد...!» و منتظرند ببينند چه مي شود! زهي پشتكار، به به از اين همه فعاليت. به قول اهالي علوم پلوتيك، ايول!
وي در پايان نامه اش درباره خاتمي و بي حالي طيف اصلاح طلب مي نويسد: هر بار كه از تو طنز نوشته ام، شده ذكر مصيبت! گند مي زني به طنز آدم! آه!
اینم متن نامهء آقای ابراهیم رها، که در روزنامهء اعتماد چاپ شده بود.:)
سيد جان سلام. خوبي؟ سر نمي زني با وفا! مي دوني چندوقته نيومدي پيش ما مثل قديما بشينيم توي حياط هندونه قاچ کنيم، گپ بزنيم پشت سر اصلاح طلب ها غيبت کنيم؟ بهونه نيار، چطور مي رسي اين همه خارج و فرنگ بري، بعد نمي توني يه سر به ما بزني؟
سيد جان همين اول نامه اي را با گلايه شروع کردم که بگويم اساسا در اين نامه به ميزان معتنابهي گله و شکايت دارم.
سيد من تازه فهميدم که همه دردسرها زير سر تو بوده. راست مي گويم پس به من حق بده. سيد تو که رفتي همه چيز ارزان شد. برنج مفت، روغن مفت مخصوصا تخم مرغ مفت مفت، گوجه فرنگي را هم کيلويي پونزده زار مي خريم از دم قسط.
سيد چرا؟ نه آخه چرا؟ خدا وکيلي چرا اين همه سال جلوي پيشرفت ما را گرفتي؟ جواب بده خب. هي من ديسک کمر دارم، هي من بحران درد گرفته ام که نشد حرف. مرد مومن ما در عرض يک سال ونيم الان به کشف داروي ايدز رسيده ايم. اين درست است که تو هشت سال اين همه فن آوري را توي پارکينگ خانه تان گذاشته بودي فقط با آن شيرموز درست مي کردي و آب هويج؟ استفاده شخصي از اموال عمومي؟ سيد چه بگويم به تو آخر؟
سيد تو که رفتي وضع ورزش خوب شد، آلودگي هوا الان شايعه اي بيش نيست و ترافيک را مادربزرگ ها به عنوان خاطرات قديمي براي بچه ها تعريف مي کنند به جان خودم. سيد! کسي نبود به تو بگويد آخه اين چه کاريه؟!
سيد جان من خيلي از تو گلايه دارم. يعني داشتم. تا همين ديشب داشتم. ديشب با همسر گرامي داشتيم تلويزيون تماشا مي کرديم و يک آقايي (رقيب انتخاباتي تان) آمد گفت در خرداد 76 عليه من جوسازي شد. گفت من ليبرال بودم به من گفتند طالبان. تلويزيون ما که پاناسونيک است خوب همه چيز را نشان مي دهد و ديشب هم داشت نشان مي داد. بعد گفت به من هر چيز بگويند لااقل نمي توانند بگويند بي عرضه. و تلويزيون ما اينها را نشان داد و من خجالت کشيدم و تلويزيون ما که پاناسونيک است اما هيچ خجالت نکشيد و نشان داد. راستش سيد جان دلم تنگ غروب آسمون شد. دلم گرفت. گفتم چنته بخرم بخورم بلکه دلم باز شود. آدم با لوله بازکن چنته بميرد انصافا ضايع تر از آن چيزي است که سعيد امامي با آن مرد!
سيد، از وضع محل پرسيده بودي، جانم برايت بگويد که روبروي خانه ما را ساخته اند (7 طبقه) ماه اول سال، متري 700 تومان بود. حالا متري يک ميليون و چهارصد هم نمي دهد. البته من بر سر اين حرفم هستم که از وقتي تو رفته اي همه چيز خوب شده اما... بگذريم. بعد به ما گفتند مسکن امسال 15 درصد گران شده. من رياضي ام خيلي خوب نيست سيد جان، اما مي دانم اگر هفتصد بشود يک و چهارصد ديگر پانزده درصد نيست. فوق فوق اش بشود هفتاد درصد! پانزده درصد نمي شود. بعد هم فهميديم که الان پانزده درصد گران شده اما در دوره تو بيست درصد. سيد چرا اين کارها را کردي آخر که الان من جلوي در و همسايه نتوانم سر بلند کنم؟
سيد اين سوالات موهن آموزش و پرورش اگر در دولت تو مطرح مي شد گمانم من اصلا الان کسي را پيدا نمي کردم تا برايش نامه بنويسم، کلا!
سيد بدت نيايد، ناراحت نشوي. مي دانم عصبي مزاج هستي. اما تو واقعا طنز خراب کني. نه بيخود عصباني نشو. راست مي گويم. بعد از سال ها طنز نوشتن مي دانم که تو آدم طنز خراب کني هستي. باور کن اين شخص تو هستي که طنز را از بيخ نابود مي کني! نمونه اش همين نامه اي که نزديک عيد دارم برايت مي نويسم و نمداري کاغذش نه از از باران بهاري است نه از شبنم برگ ها. از چيست سيد؟
سيد، رئيس جمهورها معمولا پتانسيل طنز دارند. همه شان دارند. بعضي ها کمتر، بعضي ها بيشتر. اما طنز نويس ها مقابل همه رئيس جمهورها به يک اندازه جرات طنز نوشتن ندارند! ما از تو بيشترين طنزها را نوشتيم و تو کمترين پتانسيل طنز را داشتي. دنياي وارونه ايست سيد. اين هم تقصير تو بود.
ما اين همه با طنز تو را نقد کرديم بگذار دو دفعه هم طرفت غش کنيم! اتفاقي نمي افتد. اي جنبه دار به قول مولانا «بابا باجنبه»!
سيد جان، خاتمي، سيد محمد خاتمي عزيز. اينها را گفتم که بگويم «حال ما خوب است اما ... تو باور نکن.» صبح تا حالا اين نوار يک بند در ضبط صوت مي خواند «ستارگان نهفتند در آسمان ابري/ دلم گرفته اي دوست هواي گريه با من» راستي يک جايش هم مي خواند «رها، رها، رها، من»! جواب نامه يادت نرود. عيد شما مبارک!
قربانت: ابراهيم رها

noor-alzahra
Tuesday 23 December 2008, 08:38AM
تست هاي عصر ايراني - 3
alef_rastgoo@yahooo.com
1- خاتمي: ........ بي‌طرف باشند.
الف. هيات تحريريه سايت عصر ايران
ب. داوران شهرآورد استقلال و پرسپوليس
ج. اون طرفي ها
د. برگزار کنندگان انتخابات
2- احمدی نژاد: صاحبان .......... علیه دولت فریاد می کنند.
الف. مدارك دكتراي جعلي
ب. دانشگاه آزاد
ج. رقم 160 ميلياردي
د. ارقام میلیاردی
3- احمدي‌نژاد: عده‌اي ...... را روي ميز مي‌گذارند، ما رودكي را.
الف. كتاب هري پاتر
ب. كتاب قانون اساسي
ج. تفنگ بادي
د. بمب اتم
4- محسن رضایی: دو ..... بررسی شود، به کشف عجیب می رسید.
الف. صفحه از طرح تحول اقتصادي
ب. روز برنامه هاي عمو پورنگ
ج. ساعت آخر راي شماري
د. هفته آخر جنگ
5- وطن امروز مدعي شد: .... كار شهرداري است.
الف. هفت سال خشكسالي در مصر
ب. تخريب برج هاي دوقلو
ج. گم شدن مادر هاچ
د. افزايش قيمت ها
6- راديو صداي امريكا: ..... در جمع نخبگان و طبقه متوسط جايگاهي ندارد.
الف. طنزهاي نوشته شده در سايت عصر ايران
ب. خوردن رب به جاي گوجه
ج. احمدي نژاد
د. كروبي
7- رئيس مجلس شوراي اسلامي: تورم 25 درصدي نشانه ........ است.
الف. شكوفايي اقتصاد
ب. بي كفايتي رئيس جمهور پيشين
ج. نزديك شدن ما به ژاپن اسلامي
د. مديريت ناصحيح
8- رئیس سازمان ملی جوانان، دانشگاه‌ها بهترین مكان .... .
الف. براي فعاليت مراكز علمي و پژوهشي هستند.
ب. براي طي كردن پله هاي ترقي است.
ج. براي گذراندن اوقات فراغت جوانان است.
د. فعالیت مراكز همسریابی‌اند.
9- مشاور محيط زيست شهردار تهران: وضعيت ..... بسيار بحراني است.
الف. آلودگي تهران
ب. ترافيك تهران
ج. شلوغي مترو
د. محيط زيست
10- مفتي دبي: .... زنان واجب است.
الف. گوش دادن به دستورهاي
ب. گوش دادان به دستورهاي زنان و همچنين مادر
ج. اطاعت از شوهر برای
د. اصلاح صورت زنان
11- رايس: تنها ... مي‌‏تواند به کره‌‏شمالي اعتماد کند.
الف. بوش
ب. يك خانم مجرد و خوشتيپ مثل من،
ج. يك بمب اتم
د. يک احمق
12- ......... تكذيب شد.
الف. طرح بومي شدن خدمت سربازي
ب. استعفاي علي دايي
ج. از خدمت سربازی معاف شدن یوزارسیف
د. همه موارد
13- رفسنجاني: من و برادرم .... نمي شويم.
الف. سوار منوريل
ب. مربي تيم فوتبال
ج.داماد
د. نامزد
14- رئيس دانشکده آزاد اسلامي گفت: ......... قانوني است.
الف. اخراج فرزند سليمي نمين از دانشگاه آزاد
ب. در آوردن پدر دانشجويان در اثر گرفتن شهريه هاي زياد
ج. تصاحب زمين هايي كه در محدوده دويست كيلومتري دانشگاه هاي آزاد قرار دارند،
د. رياست 20 ساله ام
15- وزير ارشاد: .... از ابزار مهم جنگ نرم است.
الف. فيلتر كردن سايت ها
ب. جمع كردن ديش هاي ماهواره اي
ج. كم كردن سرعت اينترنت
د. اطلاع رساني

*پاسخ همه سوالات ،گزینه "دال" است.
سوالات با استفاده از تیتر رسانه های ایران تنظیم شده اند.

هلنا
Tuesday 23 December 2008, 08:57PM
گفت: یکی از مدعیان اصلاحات گفته است اگر نامزد مورد نظر ما انتخاب شود 70 درصد چالش های ایران و غرب حل خواهد شد.
گفتم: شاید هم صد درصد چالش ها حل شود!
گفت: چطور مگر؟!
گفتم: وقتی قرار باشد نامزد اصلاح طلبان مثل گذشته در مقابل زورگویی های آمریکا و توطئه دشمنان قسم خورده اسلام و نظام ساکت باشد، خب معلوم است که دیگر تنش و چالشی وجود نخواهد داشت!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: شخصی می گفت؛ من معمولاً با کسی دعوا نمی کنم اما اگرکسی حق مرا پایمال کند و با او درگیر شوم، همیشه حرف آخر را من می زنم. به او گفتند؛ آفرین به این شجاعت، خب! حرف آخری که می زنی چیست؟، طرف جواب داد؛ با کمال قدرت می گویم؛ حق با شماست!!

هلنا
Tuesday 23 December 2008, 09:02PM
اینهم بنوعی طنز سیاسی هست . مخصوصا بخش اخرش هههههههههساعت شش صبح در خانه کار مي‌کردم. آقاي [عبدالله] جاسبي آمد. در مورد فشارهاي روز افزور بر دانشگاه آزاد[اسلامي] و اينکه [آقاي محمد احمدي‌نژاد رئيسhttp://www.itanz.com/news/photos/hashemi1.jpg جمهور محترم ايران اسلامي] تهديد کرده که اگر شهريه‌ها را پايين نياورد فرزندان آقاي جاسبي را مجبور به تحصيل در دانشگاه آزاد خواهد کرد، گلايه داشت. بخصوص اين تهديد آخري را نمونه بارز کودک‌آزاري مي‌دانست و مي‌گفت يکي از فرزندانش گفته خودکشي خواهد کرد. مقداري دلجويي کردم، رفت.
نيم ساعتي خوابيدم. ساعت هشت صبح با نعره‌هاي [آقاي حسين] موسويان از خواب بيدار شدم. آمده بودند که بگيرندش [و ببرندش و چوب توي آستينش کنند] که فرار کرده بود و خودش را به خانه ما رسانده بود و آنجا بست نشسته بود. مامورها را يک وردي خواندم، رفتند. به او تهمت [جاسوسي] زده‌اند، در حاليکه عرضه اين کارها را ندارد. سپردم يک اتاق موقتي به حسين بدهند تا آب‌ها از آسياب بيفتد.

عفت[خانم والده محترمه بچه‌ها و زوجه خودمان] با دوستانش رفت روضه. خوشبختانه بعد از بيست و هفت سال، از صرافت عربي خواندن افتاد و دست از سر [کچل] ما برداشت. از سال 61 تا 85 در صرف مير مانده بود.

سر صبحانه، سبزوار [رضايي ميرقائد يا همان محسن رضاييِ خودمان] آمد. خيلي از دست دولت شاکي بود و از حرصش تمام صبحانه من را خورد. چنان [دو لپي] مي‌خورد که بجز يک لقمه نان و پنير چيزي به من نرسيد. درخواست برخورد جدي‌تر با تيم [جناب آقاي دکتر احمدي‌نژاد] را داشت و مي‌گفت که آخرش مجبور خواهد شد با يک آر‌پي‌جي 7 به پاستور برود.

آقاي حسن روحاني آمد. بعد رفت.

ظهر گفتم کباب از بيرون بياورند. خبر رسيد که چند تا بچه به در خانه سنگ مي‌زنند. بايد بچه‌هاي [سرکار خانم] فاطمه رجبي باشند. ياد بچه‌گي‌هاي مهدي افتادم که مي‌رفت شيشه‌هاي خانه مهندس بازرگان را با سنگ مي‌شکست. خدا [مهدي هاشمي آقازاده‌مان را ]حفظش کند.

بعد از ظهر را به مطالعه [ گنج العرش] گذراندم. عفت آمد. يکي از خانم‌ها در آنجا براي پسرش تقاضاي کار کرده بود و عفت توصيه‌اش را کرد. گفتم [آن خانم؟ يا پسرش؟]خودش را به مرکز تحقيقات [استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام] معرفي کند. تشکر کرد.

شب محمد [خاتمي] آمد. چندتا جوک که [محمد علي] ابطحي برايش خوانده بود را گفت. خيلي خنديديم. معتقد بود که يکي از بزرگترين فعاليت‌هاي اقتصادي و فرهنگي دوره اصلاحات، راه اندازي سرويس [اس] ام اس بوده است.



http://mojtaba.niknam.ir/republic_v2/Graph/Out/Det_T_M_R_1.gif

noor-alzahra
Thursday 25 December 2008, 08:13PM
هاشمی: جاسبی با ما هم گرون حساب کرد!
الف.راستگو
alef_rastgoo@yahoo.com


http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103193_461.jpg

http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103238_366.jpg


http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103195_714.jpg


http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103196_311.jpg


http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103197_964.jpg


http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103198_605.jpg


http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103199_117.jpg


http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103201_169.jpg

http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103202_294.jpg


http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103203_593.jpg


http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103204_509.jpg


http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/10/4/103200_263.jpg

هلنا
Thursday 25 December 2008, 08:24PM
سلام .این طنز نیست مسخره بازی هست . حداقل طنز بزار لذت ببریم

هلنا
Saturday 27 December 2008, 12:37AM
نقاد باشي
http://www.rajanews.com/image/sayer/abibi.jpgمدتي بود آبي بي و خاله خانم و خان بابا مشكوك مي زدند. آبي بي و خاله خانم كه در فاميل مشهور بود با هم كارد و پنيرند و به خون هم تشنه، همراه با خان بابا كه صابونشون به جومه هر دو آن ها خورده بود، با هم گرم بگيرند و خوش و بش كنند، نوبري بود كه اين روزها همه شاهد آن بودند. همين كه يك جاي خلوت خالي از اغيار پيدا مي شد، مثل اين كه مويشان را آتش زده باشند، خان بابا در وسط و خاله خانم و آبي بي در يمين و يسار، زانو به زانوي ايشان مي دادند و ساعت ها پچ پچ مي كردند. چه مي گفتند؟ چون نمي گذاشتند، تنابنده اي در جمع آنها حاضر شود، ناگزيرهر كسي از ظن خود چيزي مي گفت.
آن چه در اين ميان ديدني بود، مريداني بودند كه بارها با هم كل انداخته و تا پاي بردن آبروي رؤساي هم، پيش رفته بودند اماحالا مي ديدند زعمايشان سر تو هم كرده، دل مي دهند و قلوه مي گيرند.
وقتي آبي بي همه كاره بودند، دور و بري هايشان، حال خان بابا را بد جوري تو قوطي كرده بودند. زماني كه خاله خانم به قصد قربت تصميم داشتند، سري تو سرها در آوردند، آبي بي سر راهشان سبز شده و با زور، خان بابا، خاله خانم را خانه نشين كرده بودند. اين بود كه اين 3 تا وقتي با هم در انظار ظاهر مي شدند، كسي باورش نمي شد از باب مؤلفة القلوب! و از در خلوص وارد شده باشند. همه مي گفتند بايد كاسه اي زير نيم كاسه باشد وگرنه محال است، اين جماعت كه يك سر دارند و هزار سودا و هيچ وقت آبشان به يك جو نمي رفته، دلشان براي وحدت تنگ شده باشد...
اما آن روز... در ادامه گپ هاي گاه به گاه، آبي بي و خاله خانم و خان بابا، شانه به شانه، كوتاه و بلند، وارد خانه شدند، يك راست رفتند تو اتاق پذيرايي. آبي بي در را كه چار طاق باز بود، پيش كرده و پرده ها را كشيدند!
من هم كه نمي دانم، چرا آن روز، بيش از پيش كنجكاو شده بودم، يواشكي و پاورچين رفتم، پشت در نشستم. صداي حرف زدن آن ها را خوب مي شنيدم.
اول فكر كردم، صحبت سر تقسيم ارث و ميراث و اين قبيل مباحث است كه خان بابا دائم ازسهم فلان و بهمان حرف مي زنند، اما هر چه ته تر رفت، چرب تر شد و فهميدم محفل دور نام و نان مي چرخد.
آبي بي كه هميشه خدا به دل خان بابا راه مي روند، دنبال حرف خان بابا را كه سهم خواهي مي كردند، گرفتند و گفتند سهم هر كس به وزن اوست و گذشته افراد بر حال آن ها بايد بچربد! آبي بي ضمن تأييد فرمايشات خان بابا، مبلغ كثيري هم براي خودشان سنگ بر سينه زدند.
خاله خانم هم كه هر از گاهي اين وسط ها توصيه هاي اخلاقي مي فرمودند، گفتند ما اين جا جمع شده ايم، مشكل بزرگتري را حل كنيم، نه اين كه مجيز خودمان را بگوييم و آخر سر باري شويم، بر دوش ديگران. نشسته ايم چند كلمه حرف حساب و اصولي با هم بزنيم، نمي خواهيم كلاه احمد محمود كنيم؟...
خاله خانم كه رشته كلام را در دست گرفته بودند، حكايتي را نقل كردند. گفتند يك بنده خدايي در ولايتشان رفته بود براي خواهر زاده اش، دختري را خواستگاري كند. همين كار را هم كرده بود. منتهي دختر را براي خودش گرفته و مادر دختر را كه زني بيوه بود، براي همشيره زاده. هر چند در مثل مناقشه نيست اما بايد حواسمون جمع باشه ديگه! به قول آقاجون، به نام ديگرون اما به كام ما؟ خدا را خوش نمي آد!
خان بابا كه معلوم بود، در كوك صحبت هاي خاله خانم بوده اند، رو به آبي بي كرده در بزن ديوار بشنو، گفتند:
هيچ يك از ما نمي خواد تو پاي ديگري كند. بعد از سالها دور هم جمع شده ايم تا برگرديم خانه اول! همون جايي كه بوديم! كم خوب بود!
آبي بي گفتند جانا سخن از زبان ما مي گويي! ما كه جان به لب شديم، از بس گفتيم و افاقه نكرد. مگر اين كه شما كاري بكنيد و آب رفته را به جوي برگردانيد. به قول شما خان بابا، كم خوب بود؟ يعني مي شه؟
خاله خانم گفتند بنده در اين كه همه ما از جا در رفته ايم، شك ندارم!
خان بابا از اين حرف خاله خانم كه دو پهلو بود، بل گرفته و فرمودند اين كه از جا در رفته ايم، قبول، اما مهم اين است با كمك شما، همان جايگاه قبل را براي خود دست و پا كنيم.
آبي بي هم فوري مطلب را گرفتند و گفتند خان بابا! خدا از زبانتان بشنود.
خان بابا سينه اي صاف كرده و گفتند منتهي هر يك از ما بايد به حق خود قانع باشد. هر يك بايد گوشه اي از كار را بگيريم تا همه چيز راس و ريس شود. زحمت دارد اما شدني است.
آبي بي بر اظهارات خان بابا اضافه كردند كه بايد تقسيم كار بشه تا مثل الآن تداخل و به هم ريختگي و هر كي هر كي، نباشه كه اين هم با همدلي شدني است.
خان بابا باز افاضه فرمودند حالا كه همه داريم، يك حرف را مي زنيم، بهتره بريم سر اصل مطلب. بنده از خودم شروع مي كنم. با توجه به سابقه و تواني كه در خود مي بينم -البته اگر تعريف از خود نباشد كه نيست- و يقين دارم شماها هم آن را قبول داريد، اداره امور صندوق و در حقيقت مادر خرج بودن را هر چند سخت و سنگين است اما با توجه به شرايط مي پذيرم تا دور كار را بگيرم و همه از اين افلاس نجات يابيم! البته اگه مايه تيله اي مونده باشه كه نمونده و اگه كفكير ته ديك نخورده باشه كه ظاهراً خورده! اما هر وقت جلو ضرر را بگيريم، منفعته.
دوباره آبي بي پيش دستي كردند و پيش از خاله خانم كه ظاهراً مي خواستند حرفي بزنند، گفتند خدا قوت خان بابا! مباركه انشاء الله، مطمئنم با دست و دل بازي اي كه داريد، مثل خيلي ها ناخن خشكي نمي كنيد.
خاله خانم كه مدتي بود زبان به دهان گرفته بودند و لام تا كام حرف نمي زدند، بالاخره سر نطق آمده و گفتند بنده نظر ديگري داشتم اما حالا كه خان بابا خودشون قول زحمت كردند، رو حرفشون، حرفي نمي زنم اما يك كلمه مي گويم، جون شما و جون خونه علي الخصوص صندوق خونه! نه ناخن خشكي خوبه به قول آبي بي و نه حاتم بخشي به قول آقاجان! حساب حساب، كاكا برادر...
خان بابا سينه اي صاف كردند و گفتند خاله خانم هر كي ما را نشناسه، شما مي شناسين! طلا كه پاكه چه منتش به خاكه!
خاله خانم گفتند بر منكرش... منظور بنده شخص شما نبود. اگر دغدغه اي هست كه از شما چه پنهون هست، بر مي گرده به دور و بري ها! منظورم را كه مي فهميد؟ خدا نبخشه اين دور و بري ها را كه هر چه مي كشيم، از دست اونا مي كشيم.
خان بابا سگرمه ها را در هم كشيدند. روي زانويشان جابجا شدند (از سوراخ كليد ديدم) و گفتند:
بنده اصراري ندارم. حالا كه اين طوريه، رفع زحمت مي كنم.
آبي بي كه ديدند الآنه كه خان بابا بروند و بند را آب ببره، گفتند خان بابا! خاله خانم يك چيزي گفتند، شما به دل نگيريد، منظور و مقصود خاصي نداشتند. ما به اندازه چشممون به شما اعتماد داريم.
خان بابا مثل كسي كه منتظر اين وساطت باشد، چهار زانو نشستند و گفتند بسيار خوب مي مانم!
آبي بي كه دل تو دلشون نبود و مي خواستند، تكليف خود را هر چه زودتر بدانند و از اين خوان، بهره اي براي خود برگيرند، با عجله گفتند، عجالتاً بنده هم امور جاريه را قبول دار مي شوم. ظاهراً قرعه فال به نام من ديوانه زده اند!
خان بابا كه معلوم بود، از ابتداي گفتگو با آبي بي نون قرض هم مي دهند، نه گذاشتند و نه برداشتند و فرمودند مباركه. دست شما درد نكنه كه بالاخره منت گذاشتيد و پذيرفتيد. الحق كه سزاوار تر از هر كس خود شماييد. خدا را شكر كه دوباره حق به حق دار مي خواد برسه.
خاله خانم يك دفعه به هم ريختند. در حالي كه صدايشان مي لرزيد، بلند بلند حرف مي زدند و آبی بی و خان بابا هم براي اين كه كم نياورند، بلند بلند جوابشان را مي دادند:
خاله خانم: شما كه قرار بود، خودتان ببريد و بدوزيد، چه نيازي به بنده داشتيد؟ بقيه اش را هم جفت و جور كنيد.
آبي بي: خاله خانم اختيار داريد، مگه بدون شما، اين بار، بار مي شه؟ اصل كار شما هستيد.
خان بابا: آبي بي درست مي گويند، بدون شما اصلاً صفا نداره. همه معنويت كار با شماست. اگه شما نباشين و با دم گرمي كه دارين، از ما حمايت نكنين، قدم از قدم نمي شه برداشت. ما به اعتبار شما اينجاييم. روي شما حساب كرده ايم، حالا مي خواهيد وسط هوا و زمين ما را ول كنيد. اصل كار شماييد خاله خانم. اگه بنده امور صندوق خانه و مادر خرج شدن را برداشتم، براي اين بود كه اولندش، شأن شما اجلّ از اين گونه امور دنيوي است و دومندش چه فرق مي كنه، علي خواجه باشه ياخواجه علي...
خاله خانم كه خون خونشان را داشت، مي خورد، بلند شدند و گفتند عزت زياد! ما نيستيم. اين كه نميشه به نام ما و به كام شما؟ بچه گير آوردين؟ خيال كردين بعد از 30 سال، بنده شب جمعه ام را گم مي كنم.
خاله خانم در حالي كه مشغول شال و كلاه كردن براي رفتن شده بودند، زير لب اين شعر را با غيض زمزمه مي كردند:
زيباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو
بد اي برادر از من و اعلا از آن تو
اين استر چموش لگد زن ازآن من
آن گربه‌ي مصاحب بابا از آن تو
از صحن خانه تا به لب بام، از آن من
از بام خانه تا به ثريا از آن تو...
خاله خانم اين اشعار را كه خواندند عجب عجب گويان فلنگ را بستند و رفتند.
خان بابا ماندند و آبي بي! دست از پا درازتر!

Arshanoosh
Saturday 3 January 2009, 05:05PM
کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا که هنگام سخنرانی آقای متکی چشمانش را به نشانه کلافگی گرداند و پوزخند زد همچنین به گزارش آسوشیتدپرس وی هنگام حرکت در یکی از راهروها متوجه می‌شود که هیات ایرانی از آن سوی راهرو در جهت مخالف در حال حرکت است. همین امر باعث می‌شود که رایس و همراهانش در مقابل چشم ده‌ها خبرنگار عمداً مسیر خود را کج کنند تا با هیات ایرانی مواجه و«چشم توی چشم» نشوند! (


http://www.tinypic.info/files/o2bgalqvli6hr31qwjls.jpg (http://www.rozanehonline.com/)



متکی گفت که نگران این کار رایس نیست و گفت: «معمولا ما به عنوان مسلمان با خانم ها دست نمی دهیم، مرا ببخشید، اما ما خیلی به خانم ها احترام می گذاریم. »
وی افزود که راه های دیگری برای رساندن پیام ایران وجود داردو نیازی نیست که منتظر دیدن کسی باشیم.

و اکنون افشای نامه فوق محرمانه ی ( میم – میم ) به کاندولیزا رایس توسط افشاگر!


Dear kandooliza !

Hello

My name is manoochehre motaki !

Do you know me ?

No?

I am your topol and lovely hamta, in Islamik Refubric Of IRAN!

Hala Do you remember ?

Why do you pooz khand me in iraq conference?

Az a nice girl like you, this kar is very bae’id.

DO you are bad and bi adab girl ?

Why do you always escape me ?

I have shakh ?

Do you tars me ?

I know you love me, and can’t face to face with me. But Pliz don’t do in karo with me ! I don’t had taghat of doorie you !

I know boosh don’t let you to mozakere with me. Boosh is very bad.

Don’t goosh boosh. She wants to eghfal you and then shoot you out of 2lat.

she is nejat parast and wants to kill all meshki person in iraq.

And one they kill you !

So dear kandoliza rice, I comment U come to my country and work 4 me.

Okay ?

If U biay inja very good mishe, medooni we can mozakere together in the park, and serve the best nahar with best RICE and salad in the best resturan.

Okay ?

So I w8 4 U !

I shomaresh the second to mozakere whit U, face to face and eye to eye and … filter …

ATTENTION : Dont POOZ KHAND & Escape me again, if you DO this kar , I DO YOU ! and I service your dahan and I say to the all people that your family ( rice ) meanse berenj and this is very mozhek !

Afarin good girl !

khodafezi

3Reza
Friday 16 January 2009, 09:03AM
استاندار تهران: روزنامه نگاران منتقد دولت عقده ای هستند
جراید:

عقده دارم عقده دارم عقده ای
می گشایم می شمارم عقده ای
تا قلم را روی کاغذ می برم
می نگارم ناخودآگه عقده ای!

می نویسم از نبود اشتغال
رنج های کسب یک نان حلال
می نویسم از حدود خط فقر
وعده های حال و آمال محال!

از تورم که دگر شد بی مهار
چون زمستانی که نادارد بهار
راه حل های موقت، مقطعی
آن چه بر ما رفت در سال چهار!

شعبده در عرصه ی بین الملل
طرح های پر هزینه بی محل
رتق و فتق کار در سطح جهان
کشف مجهولات با ضرب الاجل!

عقده ی برچیدن مطبوعه ها
اختراع این همه ممنوعه ها
رفتن برج تذکر تا فلک
چشم بی ابرو و این مصنوعه ها!

این چنین عقده ز حد افزون شده
در مقام حرف نامیمون شده
لاجرم بر هر که می آید گران
گوید این صاحب قلم مجنون شده!

3Reza
Friday 16 January 2009, 09:11AM
روزنامه وال استریت ژورنال (یک روزنامه آمریکایی) از ادامه محبوبیت رییس جمهور ایران در میان اقشار مردم با وجود تداوم مشکلات اقتصادی در کشورمان خبر داد.

يكي از آگاهان در حاليكه بسيار عصباني بود پس از خوردن يك ليوان آب معدني گفت: اين امريكايي ها هميشه اقدام به نشر اكاذيب و مطالب خلاف واقع مي كنند، اولا كه مشكل اقتصادي اي در كشور وجود ندارد كه بخواهد تدوام يابد، دوما هم اينكه از جملات اين روزنامه امريكايي چنين استنباط مي شود كه محبوبيت رييس جمهور به همان ميزان گذشته باقي مانده است، و اين در حالي است كه اين روزها شاهد سير صعودي محبوبيت احمدي نژاد در كشور هستيم؛ اين آگاه در ادامه صحبت هايش گفت: اين امريكايي ها هيج وقت اخبار درستي از وضعيت داخلي كشور نداشتند و همواره تحليل هايشان از اوضاع داخلي مملكت اشتباه بوده است!

***
پنجمين مرد ثروتمند آلمان به علت مشکلات ناشي از بحران اقتصادي خودكشي كرد.

يكي از آگاهان گفت: خدا را شكر كه اقتصاد ما آن قدر مشكل دارد كه بحران هاي اقتصادي همچون قطره اي در اين مشكلات حل مي شوند؛ اين آگاه ابراز اميدواري كرد با تصويب و اجراي طرح تحول اقتصادي در امر بحران اقتصادي خودكفا شده و بتوانيم به كشورهاي ديگر بحران اقتصادي صادر كنيم.

اين آگاه در پايان صحبت هايش خطاب به روح آن مرحوم گفت: اي كاش مايه دارهاي كشور ما را الگوي خويش قرار ميدادي كه با وجود تمام مشكلات همواره شاداب و سرحال هستند!

***
چاوز برای فقرای آمریکایی سوخت مجانی می فرستد.

يكي از آگاهان در حالي كه در چشمهايش اشك شوق جاري شده بود گفت: تمام اين سجاياي اخلاقي چاور نتيجه ي نشست و برخاست و با دوستاني نيكو است.
اين آگاه ادامه داد: واقعا بايستي اين اخلاق در تمام جهان نهادينه شود كه ابتدا به فقراي كشورهاي ديگر كمك كنيم و شكم آنرا سير نماييم و سپس به اوضاع داخلي كشور خودمان برسيم!

يكي ديگر از آگاهان نيز ضمن طرح اين سئوال كه چاوز اين سوخت هاي مفتكي را از كجا آورده، پيش بيني كرد در آينده اي نه چندان نزديك همچنين شاهد فرستادن شدن كاپشن هايي براي فقراي كشورهاي ديگر از جانب چاوز باشيم!!

شمع
Friday 16 January 2009, 10:02AM
حقوق بشر

alavee
Friday 16 January 2009, 10:21AM
رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «اقلیت مجلس با این تنگناهایی که وارد مجلس شد، ارزش یک اکثریت را دارد»، با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری آینده گفت:«امیدوارم مردم هم اطمینان داشته باشند رایشان اثر گذار است و هیچ کس با شرايط نا برابر وارد صحنه نمی شود و واقعا معلوم باشد دست خاصی پشت فرد یا جریان خاصی نیست، مردم رای بدهند هر چه از صندوق در بیاید مبارک خواهد بود.»

شمع
Friday 16 January 2009, 11:03AM
رشب قوقح

persian2008
Friday 16 January 2009, 11:24AM
http://www.gooya.com/satire/images/ebtal.gif

persian2008
Friday 16 January 2009, 11:35AM
احمدی نژاد: ” اگر دشمنان بتوانند همه درها را به روی ملت ما ببندند آن روز، روز شادی ‏است.”‏
چرا بسته شدن درها باعث شادی می شود؟
اول: اگر درها بسته باشند، می توانیم همه را مفصل کتک بزنیم، نه کسی می تواند فرار کند، ‏نه کسی می تواند به داد کتک خورده ها برسد.‏
دوم: اگر درها باز باشد، عده ای می توانند بروند و ممکن است ببینند بیرون چه خبر است و ‏این خطرناک است، و اگر درها باز باشد عده ای می توانند بیایند، و اگر کسانی بیایند ممکن ‏است ببینند داخل چه خبر است و این هم خطرناک است، پس در هرحال بهتر است درها بسته ‏باشد.‏
سوم: اگر درها را ببندند تازه می شویم مثل کره شمالی، هر کاری دل مان بخواهد می کنیم و ‏مردم هم می توانند هر کاری ما دلمان خواست بکنند.‏
چهارم: درهای باز اصولا خطرناک است، چون مردم آن طرف را می بینند و فکر می کنند ‏ممکن است آن طرف چیزی باشد، اما اگر درها بسته شود، مردم یواش یواش متوجه می شوند ‏که همه دنیا همین است و طبعا همین که هست بهترین چیزی است که هست.‏
پنجم: در نیمه باز از همه چیز خطرناک تر است، چون مردم نمی دانند که می توانند بروند ‏بیرون یا بیایند داخل، یا نمی توانند، به همین دلیل همه اش می خواهند بروند بیرون ببینند، و ‏وقتی می روند بیرون بعد از مدتی فکر می کنند نکند آن تو خبری باشد، دوباره می آیند تو، ‏همین باعث می شود که هی بروند و هی بیایند، بعد یواش یواش مجبور می شوند فکر کنند که ‏چه چیزی بهتر است، طبعا همین که ملت فکر کنند چیزی ممکن است بهتر باشد، خطرناک ‏است.‏
ششم: اگر آنها درها را ببندند، ملت از دولت سووال می کند ” آن بیرون چه خبر است؟” دولت ‏هم اعلام می کند که همه جا جنگ است، تورم همه جا 60 درصد است، همه جا مردم گرسنه ‏اند، همه دارند همدیگر را می خورند. ملت هم نفس راحتی می کشند و می گویند: آخیش! ‏مردیم از خوشی توی همین جا. و اگر درها را ببندند، بیرونی ها از دولت می پرسند ” ان تو ‏چه خبر است؟” دولت هم می گوید همه در صلح و صفا زندگی می کنند، تورم شده پنج ‏درصد، گندم ها رسیدند به ابرها و ملت دارند همه شان همدیگر را ماچ می کنند، بیرونی ها هم ‏از سر حسرت نفسی می کشند و می گویند: خوش به حال شان!‏
هفتم: اصولا هر جایی که درش بسته باشد، موجب شادی کسی است که درش را بسته اند و یا ‏باعث شده است در را ببندند، مثل زندان که در آن خیلی شادی می کنیم.‏

persian2008
Friday 16 January 2009, 11:39AM
انواع گلهاي نظام

خاتمي : گل ياس
محسن رضايي :گل گلايل آبي
هاشمي رفسنجاني :گل آفتاب گردان
جنتي: گل كاكتوس
عسكراولادي: بنفشه آفريقايي(در زمان انتخابات )
حسين شريعتمداري : گل پيچك زرد
محسني ا‍ژه اي : گل گوشتخوار

هلنا
Friday 16 January 2009, 12:09PM
دروغگو(گفت و شنود)

گفت: سايت حاميان آقاي خاتمي نوشته بودند كه آقاي مهندس موسوي گفته است اگر خاتمي بيايد من نمي آيم و از خاتمي حمايت مي كنم.
گفتم: ولي دفتر آقاي مهندس موسوي اين خبر را تكذيب كرده و گفته است كه آقاي مهندس موسوي هرگز درباره انتخابات و حمايت از خاتمي حرفي نزده است.
گفت: اتفاقاً سايت حاميان خاتمي(ياري نيوز) هم تكذيبيه دفتر آقاي مهندس موسوي را منتشر كرده و قول داده است ديگر از اين كارها نكند.
گفتم: حاميان خاتمي بايد توضيح بدهند كه چرا دروغ به اين بزرگي گفته اند؟!
گفت: خب! براي اينكه وانمود كنند مهندس موسوي از خاتمي حمايت مي كند! وقتي به مهندس موسوي كه حي و حاضر است دروغ به اين بزرگي نسبت مي دهند حالا خودت حساب كن ببين ادعاي آنها درباره حمايت مردم از خاتمي تا چه اندازه صحت دارد!
گفتم: از آدم دروغگويي پرسيدند آيا تا به حال در عمرت يك حرف راست زده اي؟ و يارو فكري كرد و گفت؛ اگر بگويم آره، يك دروغ ديگر گفته ام!

persian2008
Friday 16 January 2009, 02:03PM
عشرت در استادیوم

عشرت شائق نماینده تبریز در یک اظهار نظر هیجان انگیز گفت: « اگر در استادیوم ها آقایانی باشند که ما را ببینند، عشق کنند و رعشه پیدا کنند، به اعتقاد من گناه دارد و نباید شرکت کرد.» در پی این اظهار نظر رعشه آور و تحریک کننده، بخش وسیعی از آقایان امت شهیدپرور تصمیم گرفتند ایشان را ببینند تا از رفتن به استادیوم خودداری کنند. در همین رابطه قرار شد این دستور العمل برای کنترل آقایانی که به استادیوم می روند، صادر شود:
- یکی از عکس های خواهر عشرت را در محل ورودی استادیوم نصب کنند و به آقایانی که وارد می شوند نشان دهند.

persian2008
Friday 16 January 2009, 02:31PM
زیردریایی ها بوق می زنند

احمدی نژاد رئیس جمهورم مملکت در هفته گذشته به یکی از آرزوهای دیگرش رسید، وی در جریان بازدید از هرمزگان، وارد یک زیردریایی شد و در حین ورود به این زیر دریایی درحالی که به دوربین خیره شده بود، دهها عکس گرفت، مادرش احمدی نژاد گفت: « توش رفتی؟» پدرش گفت: « بزرگ بود؟» آگاهان گزارش کردند که رئیس جمهور بعد از ورود به اتاق فرمان زیردریایی دنبال بوق زیردریایی می گشت. وی از فرمانده زیردریایی پرسید: « در زیر آب صدای بوق چطور می پیچه؟

persian2008
Friday 16 January 2009, 02:36PM
مش سوسیس

بازهم بگوئید که ایرانی ها نبوغ ندارند. به نظر من ایرانی ها برای هر مشکلی راه حلی دارند. مثلا همین مشکل بزرگ شیرینی دانمارکی که در حال حاضر تبدیل به یک مشکل بزرگ فرهنگی شده است. یکی از نوابغ هموطن پیشنهاد کرد که اسم « شیرینی دانمارکی» را به « شیرینی گل محمدی» تغییر دهند تا هم ملت بتوانند شیرینی دانمارکی بخورند و هم مشت محکمی به دهان یاوه گویان و کاریکاتوریست های دانمارکی خورده باشد. با توجه به اینکه کاریکاتورهای اهانت آمیز دانمارکی در نشریات کشورهای دیگر اروپایی نیز چاپ شده است، آگاهان پیشنهاد کردند که اسامی زیر نیز تغییر کند:
- اسم « سوسیس آلمانی» تغییر یافته و بشود سوسیس مشهدی یا « مش سوسیس»
- اسم « کلم بروکسل» تغییر یابد و بشود « کربلایی کلم»
- اسم « قهوه فرانسه» تغییر یابد و بشود « قهوه ناب محمدی»
- اسم « شیرینی ناپلئونی» تغییر یابد و بشود « شیرینی صلاح الدین ایوبی» یا « شیرینی ایوبی»
- "گوجه فرنگی" هم که از اول تکليفش معلوم بود غربزده بدبخت که فقط به درد املت می خورد.
- يکی از همکاران هم می گفت گرچه هنوز وقتش نرسیده ولی به نظر می رسد دوستان به زودی فکری هم به حال خيابان –"نوفل لوشاتو" خواهند کرد و احتمالا هواپيمای ارفرانس پرواز انقلاب هم بعد از خريداری به "ار جمکران" تغيير نام خواهد داد.

هلنا
Friday 16 January 2009, 03:15PM
طنزی از مدرسه فمنیستی جنبش زنان مخلص کلام اين که: اگر ما زنان ايرانی طی يک دگرديسی شجاعانه، به ‎طور دسته ‎جمعی و آگاهانه، تغيير جنسيت بدهيم داوطلبانه، و مرد شويم، مشکل اصلی (و ريشه‎ای) دولت ما يعنی «تعامل جنسی» ميان دو جنس مخالف (به‎ قول بعضی معاندين: «آپارات» جنسی)، حل و فصل می‎شود، آيا اين رويا، تعبير شدنی است؟ [ اگه بشه، چی می‎شه!]

بی شک تغيير جنسيت زنان سبب برکات، توفيقات، نعمات، وجنات، حسنات، سکنات و ثمرات فراوان خواهد بود که ذکر اين ليست بلندبالای طبق طبق نعمت‎ها، از ظرفيت يک اطلاعيه فکسنی، خارج است، از اين رو ما امضاء کنندگان اين بيانيه که احتمالا تا روز 22 خرداد ديگر سيبيل ‎هايمان سبز شده است، در خود روز 22 خرداد 1386 ساعت 6 بعداز ظهر در ميدان هفت تير که نه (چون گويا آن‎جا حکم تير دارند)، بلکه در ميدان سوسولی «ونک» گردهم خواهيم آمد تا صدای «انقلاب» مان را به گوش برادران نيروی انتظامی برسانيم (خدا را چه ديديد شايد انقلاب‎مان را به شهرستان‎ها و در و دهات هم صادر کرديم و به جای فرش و پسته، به خورد هيلاری کلينتون داديم تا بتواند دور آينده در برابر اوباما پيروز بشه). از کليه علاقمندان نيز می‎خواهيم که اگر واقعا به دنبال دردسر نمی‎گردند آن طرف‎ها پيدايشان نشود. در ضمن از هرنوع «آرش»ی به ويژه از نوع عکاس آن، استقبال می‎کنيم.

شعار پيشنهادی تجمع 22 خرداد امسال: «تصور کن تو می‎تونی، بشی تعبير اين رويا »

امضاء کنندگان:
- شهرام عبادی (شيرين عبادی سابق)
- سامان بهبهانی (سيمين بهبهانی سابق)
- مهرداد کار (مهرانگيز کار سابق)
- شاهين لاهيجی (شهلا لاهيجی سابق)
- نورعلی ‎احمد خراسانی (نوشين احمدی خراسانی سابق)
- فرهاد داودی مهاجر (فريبا داودی مهاجر سابق)
- منصور شاه ‎شجاع (منصوره شجاعی سابق)
- ناصرآقا ستوده (نسرين ستوده سابق)
- نادعلی کشاورز (ناهيد کشاورز سابق)
- ژيان بنی‎ يعقوب (ژيلا بنی يعقوب سابق)
- آصف‎ خان امينی (آسيه امينی سابق)
- طيب حاج‎ تقی (طلعت تقی‎ نيا سابق)
- شهباز شرکت (شهلا شرکت سابق)
- پرويز اردلان ( پروين اردلان سابق)
- حاج ماشاءالله عباسقلی (محبوبه عباسقلی زاده سابق)
- فريدون ماشينی (فريده ماشينی سابق)
- جاسم جواهرلعل (جلوه جواهری سابق)
- سعيد حاج لقمان (سارا لقمانی سابق)
- ظاهرشاه امجديان (زارا امجديان سابق)
- ميرزا مهدی حسين‎ خواه (مريم حسين خواه سابق)
- فرخان سيف‎ الاسلام (فرناز سيفی سابق)
- شادعلی انتصاری (شهلا انتصاری سابق)
- رضاخان مقدم (رضوان مقدم سابق)
- خان‎بابا مقدم (خديجه مقدم سابق)
- احسان‎ الله شادفر (احترام شاد
|

شمع
Friday 16 January 2009, 07:02PM
حقوق بشر :D:D:D

persian2008
Friday 16 January 2009, 09:03PM
به مناسبت سال آخر دولت نهم:

ای خوشا تیپ جوادی داشتن
دکترای بی سوادی داشتن
با وجود این همه کمبود، باز
ادعاهای زیادی داشتن
در حدود فهم بقالِ محل
ایده‌های اقتصادی داشتن
چون علی‌بابا سفر کردن مدام
رسم و راه سندبادی داشتن
از طریق فحش، نقداً بهتر است
گفتمان انتقادی داشتن
غیر عادی نیست، عین منطق است
نطقهای غیر عادی داشتن!

persian2008
Friday 16 January 2009, 09:06PM
. فرق احمدی نژاد 88 با احمدی نژاد 84 چیست؟‏

گزینه اول: در سال 84 حدس می زدیم نتواند به قولش عمل کند، حالا معلوم است که نمی کند.‏

گزینه دوم: در سال 84 فکر می کردیم منظورش یک چیز دیگر است، ولی حالا فهمیدیم ‏منظورش همان است که حدس می زدیم.‏

گزینه سوم: در سال 84 فکر می کردیم جلوی ورود کسانی که با او همفکر نیستند به دولت می ‏گیرد، حالا مطمئن شدیم جلوی ورود همفکرانش که همکلاسی اش نبودند را هم می گیرد.‏

گزینه چهارم: در سال 84 فکر می کردیم کشور را از بین می برد، حالا مطمئن شدیم بعد از ‏گلستان کردن ایران می خواهد جهان را هم گلستان کند و به همین جهت هی داد می زند بابا ما ‏برای مشکلات دنیا نقشه داریم طرح داریم عملکرد داریم... جوابی نمی آید بعد از مدتی هم که ‏یک جوابی رسیده مال امارات بوده که گفته برو بابا دلت خوشه.‏

persian2008
Friday 16 January 2009, 09:08PM
(حاجیان به ایران بازگشتند!) چرا رحیم مشائی برای دومین سال متوالی با تمام اعضای دفتر خود به حج رفت؟

گزینه اول: چون می خواست کشور آرام باشد.
گزینه دوم: چون می خواست نشان دهد دستورهای حاجی چقدر برد و نفوذ دارد.‏
گزینه سوم: چون پارسال خوش گذشته بود.
گزینه چهارم: چون قرار بود دفترشان را تعمیر کنند‏.
گزینه پنجم: چون امسال گوسفندان بیشتری(99 هزار راس!) قربانی شدند لذا قصابان بیشتری نیز اعزام شدند!

هلنا
Friday 16 January 2009, 11:43PM
سلام . البته به مقدسات ملت بزرگ ایران توهین کردن فقط از شما بر می اید .

هلنا
Friday 16 January 2009, 11:51PM
روسیه از اقدامات قاطع اتحادیه اروپا عیله خود استقبال کرد.
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/6/14/16050_803.jpg
پوتین: بابا ما که با اروپایی‌ها کاری نداریم، فقط یه گاز و نفتشون رو قطع می‌کنیم بعدشم نفسشون رو!


بقیه در ادامه مطلب

روسیه از اقدامات قاطع اتحادیه اروپا عیله خود استقبال کرد.
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/6/14/16050_803.jpg
پوتین: بابا ما که با اروپایی‌ها کاری نداریم، فقط یه گاز و نفتشون رو قطع می‌کنیم بعدشم نفسشون رو!

persian2008
Saturday 17 January 2009, 12:02AM
باز هم که متوهم حرف زد

persian2008
Saturday 17 January 2009, 12:06AM
یوزارسیف :گندم را به سر سفرهای مردم می برم !!!!

با تحويل گندم به سيلوها ، طرح تحول اقتصادي يوزراسيف آغاز شد ;)

هلنا
Saturday 17 January 2009, 12:17AM
سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد طی سخنانی گفت: این یک طنز تلخ و تاسف آور است که مدعیان حقوق بشر نه تنها نگران رنج های این مردم مظلوم نیستند بلکه حتی از جنایات فجیع طرف متجاوز حمایت بعمل می آورند.

به گزارش بخش مطبوعات نمایندگی ایران در سازمان ملل، محمد خزاعی در نشست مجمع عمومی که به بحث روز بین المللی همبستگی با مردم فلسطین اختصاص داشت، بار دیگر بر همبستگی مردم و دولت جمهوری اسلامی ایران با مبارزات حق طلبانه مردم فلسطین تاکید کرد.

خزاعی گفت: 60 سال از اشغال سرزمین فلسطین ؛ آوارگی مردم بی پناه و بی گناه این سرزمین و نابودی خانه و کاشانه آنها می گذرد و کماکان فلسطینی ها آماج خشونت ها و حملات بیرحمانه صهیونیست ها قرار دارند؛ قتل و کشتار زنان و کودکان کماکان جریان دارد؛ بسیاری از فلسطینی ها در دوران اشغال خارجی بدنیا آمده اند؛ در دوران اشغال زندگی کرده اند و در دوران ادامه اشغال ؛ از دنیا رفته اند و همزمان مواجه با قتل عام ؛ تعقیب و آزار؛ تنبیه دسته جمعی و محرومیت از حقوق مشروع خود بویژه حق زندگی در سرزمین مادری بوده اند.

وی افزود: در نتیجه این اشغال و بر اساس گزارش کمیته اعمال حقوق لاینفک مردم فلسطین ؛ 7 میلیون فلسطینی هم اکنون در آوارگی بسر می برند و این جمعیت ؛ مسن ترین و بزرگترین گروه آوارگان در جهان را تشکیل می دهد؛ بیش از 11 هزار فلسطینی از جمله صدها کودک و زن در شرایط بسیار سخت در زندان ها و یا بازداشتگاههای اسرائیل بسر می برند؛ ضمن آنکه متاسفانه و بر اساس گزارش های موثق ؛ حتی کودکان در دوره بازداشت خود در معرض شکنجه ؛ ضرب وجرح و بدرفتاری اسرائیلی ها قرار دارند.

خزاعی در ادامه خواستار توجه جدی جامعه بین المللی به گزارش این کمیته گردید که سند روشنی مبنی بر جنایت تاریخی رژیم صهیونیستی علیه بشریت بشمار می رود.

وی تصریح کرد: بر اساس گزارش کمیته اعمال حق لاینفک مردم فلسطین ؛ از زمان شروع انتفاضه از سال 2000 تاکنون ؛ حدود 700 هزار فلسطینی یا بعبارتی یک پنجم فلسطینی ها تحت تعقیب قرار گرفته ؛ بازداشت شده و یا با حبس های موقت روبرو بوده اند و دست کم 5500 فلسطینی کشته و 32 هزار و 600 نفرزخمی و مصدوم شده اند.

نماینده جمهوری اسلامی افزود: متاسفانه وضعیت در سرزمین فلسطین طی سال های اخیر نه تنها بهبود نیافته ؛ که بسیار دشوارتر شده و نقض بدیهی ترین حقوق فردی و اجتماعی مردم فلسطین توسط رژیم صهیونیستی ادامه یافته است و این درحالی است که ارتش اسرائیل به عملیات نظامی در مراکز جمعیتی ادامه داده و باعث قتل و جرح بسیاری از شهروندان عادی از جمله قتل عام 59 فلسطینی در تاریخ اول مارس 2008 فقط در طول یک روز شده است.

سفیر و نماینده جمهوری اسلامی ایران همچنین با اشاره به محاصره و شرایط غیر انسانی تحمیل شده بر ساکنان نوار غزه و تاکید بر گزارش سازمان ملل که اعلام کرده است بیش از یک و نیم میلیون نفر از ساکنان منطقه در شرایط محاصره شدید قرار داشته ؛ ارتباط آنان با جهان خارج قطع شده و از هرگونه آذوقه ؛ مایحتاج ؛ دارو و درمان و حتی ابتدائی ترین امکانات بهداشتی و امنیتی محروم هستند؛ اضافه نمود: متاسفانه رژیم صهیونیستی در نقض آشکار حقوق بین الملل و قطعنامه های متعدد سازمان ملل متحد و در چارچوب سیاست حفظ و تثبیت وضع موجود؛ به توسعه غیر قانونی شهرک ها و نیز احداث دیوارنژادپرستانه حائل ادامه داده و حکم دیوان دادگستری بین المللی را نادیده گرفته است.

سفیر و نماینده دائم ایران نزد سازمان ملل در بخش دیگری از سخنان خود به انتظارات مردم فلسطین از سازمان ملل متحد؛ مجمع عمومی و شورای امنیت برای توجه جدی تر به آلام و رنج عمیق شان اشاره کرد و تاکید ورزید؛ سوال جدی مردم فلسطین این است که افرادی که خود را باصطلاح حامی حقوق بشر معرفی می کنند، کجا رفته اند؟

وی افزود: این یک طنز تلخ و تاسف آور است که مدعیان حقوق بشر نه تنها نگران رنج های این مردم مظلوم نیستند بلکه حتی از جنایات فجیع طرف متجاوزحمایت بعمل می آورند.

خزاعی با تاکید مجدد بر مسئولیت سازمان ملل در قبال مسئله فلسطین اظهار داشت : ناکامی در حل عادلانه؛ موثر و دائمی این مسئله؛ بزرگترین شکست در تاریخ سازمان ملل متحد تلقی خواهد شد و چنین شکست و ناکامی باعث تقویت انگیزه های رژیم اسرائیل برای ادامه اشغال و تجاوز به سرزمین فلسطین و سایر سرزمین های اشغالی و بطور مشخص بلندیهای جولان و سرزمین های لبنان خواهد گردید.

سفیر ایران در ادامه تاکید نمود: از نظر ما مسئله فلسطین علت اصلی و ریشه ای بحران خاورمیانه می باشد و بدیهی است صلح دائم و کامل فقط درصورت رعایت عدالت؛ رفع ظلم و اعاده کامل حقوق از دست رفته مردم فلسطین بویژه حق بازگشت آوارگان ؛ پایان اشغالگری سرزمین های فلسطینی ؛ سوری ولبنانی و ایجاد ساز و کار دموکراتیک که تمام مردم فلسطین امکان مشارکت درتعیین سرنوشت و آینده خود را پیدا کنند؛ میسر خواهد گردید.

خزاعی با اشاره به اظهارات نماینده رژیم صهیونیستی اظهار داشت : باعث تعجب است نماینده رژیمی که صدها کلاهک هسته ای تولید نموده و عضو ان. پی. تی. نبوده و متعهد به سایر ساز و کارهای بین المللی درباره سلاحهای کشتارجمعی نیز نمی باشد؛ چنین ادعاهای بی پایه و اساسی را علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح می نماید که ماهیت برنامه هسته ای آن کاملا صلح آمیزبوده و آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارشات متعدد خود؛ از جمله در آخرین گزارش بر صلح آمیز بودن آن تاکید ورزیده است.

وی افزود: این اقدام با هدف سوء استفاده از این جلسه و انحراف توجه جامعه بین المللی از جنایات آن رژیم و این واقعیت روشن صورت می گیرد که اسرائیل جدی ترین و فوری ترین تهدید برای صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی بشمار می رود .

persian2008
Saturday 17 January 2009, 01:10AM
امروز هم ماشین آخرین مدلم توی خونه پارک بود، با اتوبوس به ویلام رفتم و توی اونجا یه نون و پنیری خوردم، و نشستم روی زمین و تلویزیون سیاه و سفید رو روشن کردم، اما چون آنتنش تنظیم نبود نتونستم چیزی ببینم، هوس پیاده روی کردم، و از اونجا که توی استخر خونمون مثل این مرفهین بی درد آب نمیریزم و شنا نمی کنم، در همون استخر اقدام به پیاده روی کردم ... آقای احمدی نژاد همه این چیزا رو گفتم تا بدونی هنوز خوی کاخ نشینی پیدا نکردم!
«محصولی»

آقای احمدی نژاد، حالا چون شما رئیس جمهور بودین بهتون یه تخفیفی دادم، چرا رفتین همه جا جار زدین که من ارزون فروشی کردم؟ همه ی هم صنفان شاکی شدن که چرا زیر قیمت بازار جنس فروختم، لطفا حرفاتون رو تکذیب کنین، وگرنه بقیه میوه فروش ها زیر آبم رو می زنن!
« میوه فروش سر کوچه رئیس جمهور اینا»

باشه! سعی می کنم آدم خوبی باشم، خیلی ممنون از نصیحت هات، راستش اینجا کسی نیست راه درست رو بهم نشون بده، لطفا بازم برام نامه بنویس و منو راهنمایی کن.
« باراک اوباما»

ببخشید ... درسته ... قبول دارم ... قول میدم دیگه سوتی ندم ... از این به بعد سعی می کنم از قبل حرفهایی که می زنم و کارهایی که انجام میدم رو با شما هماهنگی کنم!
«مشایی»

ای بابا! ما که هر چی تو این چند سال زحمت کشیدیم شما توی دو جمله منهدمش کردی، حالا خودمونیم واقعا تو این مملکت 120 میلیون نفر جمعیت جا میشن؟! حالا جا شدنش به کنار، می تونی سیرشون کنی؟!
«سازمان کنترل جمعیت»

آقای احمدی نژاد بسیار متشکر هستیم که به طور مجانی به تبلیغ تولیدات ما پرداختین، اگر اجازه بدهید در تیزرهای تبلیغاتی مان از صحبت های شما استفاده کنیم.
« صنف چاقوسازان زنجان»

persian2008
Saturday 17 January 2009, 01:12AM
این روزا دچار بحران «بی هویتی» شدم، من چی هستم؟ به چه دردی می خورم؟! چرا منو دادی دست مردم؟! اصلا سودی هم براشون دارم؟ کی سودم رو پرداخت می کنی؟! چند روز مونده به برگزاری انتخابات؟!
«سهام عدالت»

سلام، خوبی؟! می دونی چند روزه ندیدمت؟! خیلی دلم برات تنگ شده، دیگه طاقت دوری ات رو ندارم، یا دعوتم کن به کشورت یا بیا به کشور ما ... لااقل برام نامه بفرست ...
دوستدارت «هوگو چاوز»

persian2008
Saturday 17 January 2009, 11:36PM
مجمع تشخیص مصلحت نظام ، پس از بررسی عملکرد دولت احمدی نژاد در این چهار سال مناسب دید که سرود جمهوری اسلامی به آهنگ پت و مت تغییر یابد!!

persian2008
Saturday 17 January 2009, 11:41PM
احمدی نژاد طنز پرداز

احمدی نژاد: با نفت پنج دلار هم کشور را اداره میکنیم.
احمدی نژاد: محصولی در زندگی شخصی خود موفق و با برنامه‏ بود.(160 میلیارد در 10 سال! بر منکرش لعنت!)

احمدی نژاد: ملت ایران با چاقوی زنجان دست و پای متجاوزان را قطع می‌کند.
احمدی نژاد:رفتار آقای کردان را مبتنی بر فرهنگ بسیجی دیدم!! (داخل پرانتز: لذا از.اله ی بک.ارت و جعل چند مدرک تحصیلی مبتنی بر فرهنگ بسیجی است!! ببخشید، کجا میشه عضو بسیج شد؟!)

احمدی نژاد: تبدیل دانشگاه به کارخانه تولید مدرک آفت است. (داخل پرانتز: دانشجوها از کردان یاد بگیرند!)

احمدی نژاد: ما کی چنین حرفی زدیم، هاله نورمان کجا بود!؟

احمدی نژاد: حرکات سفرهای استانی زیر ذره بین رهبران جهان.

احمدی‌نژاد: آن‌قدر قطعنامه بدهید تا «قطعنامه‌‌دان»تان پاره شود. (داخل پرانتز: ببخشید، «قطعنامه‌‌دان» انسان، در کجای بدنش قرار دارد؟)

هلنا
Saturday 17 January 2009, 11:51PM
http://arastooiran.googlepages.com/53110_362.jpg
در خبرها می خوانیم:« انتشار فیلم همنشینی خاتمی با یك دختر گزارشگر»، خبر و ایضا عكس های مرتبط را می بینیم، و آگاه می شویم در این فیلم یك دختر گزارشگر با خاتمی مصاحبه كرده است، در همین زمینه آگاهان پرسیدند: «خب كه چی؟!»، یكی از كاشناسان داوری نیز ادعا كرد:« خاتمی فاصله قانونی ۹ متر و ۱۵ سانتی متر را رعایت نكرده است.»

گفتنی است یكی دیگر از كارشناسان داوری نیز كلیت خبر فوق را در آفساید دانست!

همچنین گفته شد فیلم دست دادن خاتمی یك فیلم مونتاژ شده است، اما یكی از سایتها نوشت:«خاتمی در حالی به تکذیب این فیلم پرداخت که فیلمبردار ایتالیایی این تصاویر،در آخرین پستی که بر روی وبلاگش منتشر کرد، نوشت که این تصاویر را شخصا ضبط کرده!»

برخی آگاهان در حالیكه از شدت خنده اشك از چشمانشان جاری شده بود گفتند:«حرف فردی كه هشت سال به مملكتت خدمت كرده و رئیس جمهور بوده رو باور نداری و حرف یك بلاگر كافر ایتالیایی رو باور می كنی؟!»، این آگاهان ادامه دادند:«عزیز دل برادر، لطفا كمی انصاف!»

در خبرگزاری البرز می خوانیم چندی پیش گروهی ازشهروندان آمریکایی با یک کشتی توریستی وارد کیش شده و از مناطق مختلف این جزیره دیدن کردند، اما نكته جالب اینجاست كه برخی از این زنان با حضور عریان در عرشه كشتی موجب شدند مسافران داخلی در كیش به سمت لنگرگاه این كشتی هجوم بیاورند، برخی كارشناسان ضمن ابراز تاسف كه چرا در آن لحظه برای كارشناسی بیشتر در محل حضور نداشته اند ابراز داشتند:« راستی چرا هیچكس اعتراضی نمی كنه؟ و هیچ رگی بالا نمی زنه؟!»
بر اساس برخی پیش بینی ها تا دو سه روز دیگر «فیلم مونتاژ شده جزیره كیش با حضور خاتمی» نیز آماده پخش بر روی سایت ها برای دوستان خواهد شد، در همین راستا یكی از بلاگران نیز قول داد نسخه جدیدی از فیلم تایتانیك را با حضور خاتمی در اولین فرصت مونتاژ و در اختیار علاقمندان قرار دهد.