PDA

نمايش نسخه نهائي : خاطره10 و 11حج!


saleh57
Thursday 21 February 2008, 09:32AM
سلام:)
دهمین خاطره!


"پیامبرمان را یاری کنیم"

خاطره بسیار جالبی که هنوز شیرینی اش در کامم هست مربوط است به اطلاعیه هایی که خصوصا در سطح شهر مکه به چشم می خورد با مضامینی در دفاع از وجود مقدس و مطهر پیامبراعظم صلی الله علیه وعلی اله الطاهرین با عباراتی اینچنین:

- انصروا نبینا محمد (صلی الله علیه وسلم)!

-لا للمنتجات الدنمارکیه : (محصولات دانمارکی را رد کنید)/(دست رد بر محصولات دانمارکی ) و یا (نه به کالاهای دانمارکی)

-اللهم صل علی نبینا محمد{ این شعار هم از جهت زمانی و محتوایی در همان طیف اعلامیه ها می گنجید و بنظر می رسید بیشتر برای تاکید بر حب و موالات با رسول اعظم بود که در طرح های شکیل و جذابی تهیه شده بود }

-قاطعوا الشرکات و البضایع الدنمارکیه : (شرکت ها و کالاهای دانمارکی را تحریم نمایید)
و امثال ان...
این اطلاعیه ها را که مکرر در مسیر امدن به حرم مطهر می دیدم انصافا مشعوف می شدم و به چند جهت به انسان احساس بسیار خوبی دست می داد.
از جمله اینکه :

1 - لا اقل دسته ای قابل توجه از مسلمانان که هم ضریب مصرف کالای انها بالا ست و هم عمده کالاهایشان وارداتی است بنا را بر این گذاشته اند که اگر با دشمن نمی جنگند و برخورد تند و صریح ندارند لا اقل کمک کار او نباشند .

2- برای مسلمانان شبه جزیره در این مورد بطور عینی نقطه مشترکی با مسلمانان دیگرمذاهب خصوصا"مذهب جعفری"پیداشده است.

3- این تلاشها گرچه محدود بود و از حد گروه های مردمی فراتر نمی رفت ( به گواهی امضاهای ذیل اطلاعیه ها) اما به همراهتایید عمومی سایر مسلمانا ن و تلاش های دیگر جوامع اسلامی خصوصا بعضی حکومتهای کشور های اسلامی و در صدر انها جمهوری اسلامی ایران می تواند اثرات مضاعفی بیابد.

- در منطقه محل سکونت ما در مدینه منوره اطلاعیه هایی نظیر انچه در مکه مکرمه وجود داشت یا نبود و یا مشاهده نکردم . حال یا این به دلیل تازه ساز بودن کل ان منطقه بود و یا اینکه بر میگشت به حضور محدودمان در مدینه منوره و یا دلایل دیگری که یا جای ذکرش در اینجا نیست و یا از ان بی خبرم!


عنوان خاطره بعدی را هنوز انتخاب نکرده ام اما انشاالله بزودی تقدیم خواهم نمود.

ضمنا از انجایی که خیلی علاقه ای ندارم این نوشته ها یک طرفه باشد! اگر سوال و یا نکته ای مدنظرتان هست بپرسید و یا به ان اضافه نمایید تا عنوان گفت + گو بر این تاپیک صدق نماید.
موفق باشید.
یا علی:smile07:

beatris
Saturday 23 February 2008, 09:57AM
بسم الله النور

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همینجاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه گمگشته شما در چه هوایید
گر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه وهم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یکبار از این خانه بر این بام برایید
آن خانه لطیف است نشانهاش بگفتید
از خواجه ی آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته ی گل کو اگر آن باغ بدیدید؟!
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید!
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
این شعر زیبای جناب مولوی تقدیم به شما و تمام کسانی که طعم زیارت خانه ی دوست را چشیده اند

سلیمی
Saturday 23 February 2008, 10:06AM
این خاطره ها میتونه در مورد هر چیزی باشه یا نه منتظر جوابم

saleh57
Sunday 24 February 2008, 07:19PM
سلام:)
1- جناب سلیمی:
این خاطره ها میتونه در مورد هر چیزی باشه یا نه منتظر جوابم با پیغام خصوصی توضیحاتی دادم و توضیحاتی خواستم . ملاحظه بفرمایید.:)

2- از دوستانی که با مراجعات خودشان و ابراز لطفشان باعث تشویق اینجانب به نظم بیشتر در ارائه خاطرات می گردند متشکرم. اما اگر در مورد خاطره ای سوالی و یا نکته ای دارند ارائه بفرمایند تا بهتر در خدمتشان باشیم.

3- از جناب" حوا" هم که ظاهرا توفیق تشرف را داشته اند و یا کاربران محترم دیگری که در امسال و یا سالهای گذشته مشرف بوده اند" تقاضای مشارکت و همکاری در بهتر شدن سیر این مطالب را دارم.

4- عنوان خاطره بعدی ام " زائر چینی " است. دعا کنید بتوانم زود به زود خدمت برسم.

موفق باشید.:)
یا علی:smile07:

beatris
Wednesday 27 February 2008, 08:19PM
سلام
امکانش هست توضیحاتی که برای جناب سلیمی فرستادید را به ما هم بگید تا ما هم با ملاک های شما در جمع اوری خاطرات اشنا بشیم!؟

سلیمی
Thursday 28 February 2008, 11:44PM
وقت خداحافظی بود همه چیزی برای اخرین بار میگفتند و خداحافظی میکردند ،دستشو تو جیبش کردو با خنده یک 2ریالی دراورد و گفت: وقتی رفتی ،روبه روی مسجد الحرام با این یک نوشابه میخری و یاد ماهم میکنی همه خندیدند از این سفارش عجیب. با بچه ها داشتیم از زیارت برمیگشتیم هوا خیلی گرم بود بچه ها گفتند :یک نوشابه خنک خیلی میچسبه .یکی از بچه ها پول نوشابه ها رو حساب کرد. شب تو اطاق من تسویه حساب کرده بودم با یک 2ریالی که گوشه کیفم مونده بود .

saleh57
Friday 29 February 2008, 09:07PM
سلام:)
یازدهمیش!

"حاجی چینی "!

یک کاور به رنگ ابی نفتی با عبارت " الحاج الصینی " (حاجی چینی) که بر روی ان گلدوزی شده بود تنها مشخصه ی چینی بودن این زائران بیت الله الحرام نبود بلکه روی گشاده/ ادب/ تواضع مثال زدنی/خلق و خو و صفای روستایی گونه / در کنار چهره ای که کمی تا قسمتی از دیگر اقوام شرق اسیا متمایز بود مجموعه شواهد و قرائن را تشکیل می داد.

در این میان تنها کلماتی که بین ما قابل ردو بدل کردن بود همین چند عبارت بود:

- "السلام علیکم"! - "السلام علیکم "! :)
- " چاینا ؟؟! - " ایران ! / تهران ! :smile07:
- و نام چند شهر و یا ایالتی را که از چین در ذهنم بود نظیر : شانگهای /گوانجو/بیجین(پکن)/ سین کیانگ{ این اخری را که گفتم چهره اش بشاش و خندان شد چرا که این نام منطقه مهم و استراتژیک چین است که صد البته عمدتا مسلمان نشین است و ... }
- دست اخر هم محبت های بی کلامی که طبق معمول وقتی در صحبت با زائرین از زبان کم می اوردیم ! نثار هم می کردیم. دستانی فشرده که گاهی چون مشت می شد واستحکام و اتحاد را می رساند/ وگاهی با دراویختن انگشتان اشاره دودست برادری فیمابین را بیان می کردیم و ... .

- یکی از ان ها که کامل مردی بود پیشانی ای داشت که جای سجده های طولانی و زیاد بر ان به چشم می خورد.{جای شما خالی نباشدکلی خجالت زده شدم.اخر انها در دیاری که کفرو الحاد سرلوحه دولتش است اینگونه و به وسعشان به عبادت می پردازند و انوقت .... }


مطلب بعدی ام عنوانش این است " همت یا قسمت یا دعوت یا ... ؟! "
فکر کنم کمی (فقط کمی!) از فضای خاطره دور می شوم اما انشاالله مفید خواهد بود.

موفق باشید.:)
یا علی:smile07:

سلیمی
Sunday 2 March 2008, 07:47PM
سلام
امکانش هست توضیحاتی که برای جناب سلیمی فرستادید را به ما هم بگید تا ما هم با ملاک های شما در جمع اوری خاطرات اشنا بشیم!؟
سلام جوابی که ایشون به بنده فرمودند این بود که غالب خاطرات تا حد امکان در رابطه با سفر حج ویا در تکمیل خاطرات دیگر دوستان باشد.موفق باشید