PDA

نمايش نسخه نهائي : خاطرات حج/8 و9!


saleh57
Friday 15 February 2008, 04:17PM
سلام:)
هشتمین خاطره.

انت تعبان؟!

{بیاد شهید مقاومت اسلامی لبنان "حاج عماد مغنیه" }

- تازه از منی و عرفات بر گشته بودیم . دیگر کارمان شده بود حضور در مسجدالحرام و نماز و تلاوت و طواف و یا دست اخر نظر به کعبه شریفه و یا لا اقل تر ! نفس کشیدن در فضای پاک ونورانی مسجد .
- کاروانهای شیعیان اهلبیت علیهم السلام جلوه های خاص خود را داشتند چه از نظر حال و هوای معنوی و چه شکل و شمایل ظاهری. تا جایی که بجز موارد خاص ومعدود در میان دیگر حجاج بیت الله الحرام میتوان گفت متشکل ترین و منظم ترین گروه های حجاج حاجیانی بودند که نوعا شیعه بودند چه ایرانی و چه لبنانی و بحرینی و ....
- شب هنگام بود و ما در حیاط مسجد ( مطاف ) نشسته بودیم. زائران لبنانی با لباسهای متحدالشکل و بسیار هماهنگ خود جلوه خاصی داشتند. یک بار دسته ای از انها که از طواف شلوغ و بسیار سنگین ان شب بر می گشت داشت با دوست اش صحبت میکرد . یکی شان به دیگری می گفت : انت تعبان ؟ ( یعنی: خسته شده ای؟)
ان یکی هم گفت : لا ! " امریکا تعبان ! "( : امریکا خسته است!) این جواب انقدر سریع و بی درنگ بود که به نظرم رسید "تکیه کلام" رایج در میان انها بوده است . چیزی شبیه همین جمله معروف و متداول در میان بچه مذهبی ها که :
" کی خسته است ؟ دشمن. دشمن کیه ؟ امریکا !



روح شهید بزرگوارفرمانده رشید حزب الله شاد باد و حشرش با رسول الله و ال پاکش.

به امام زمانمان عجل الله فرجه الشریف و رهبر معظم انقلاب نیز این شهادت را تسلیت عرض می نماییم.

خاطره بعدی ام عنوانش " سه تکبیر "! است.
موفق باشید.
یا علی :smile07:

saleh57
Sunday 17 February 2008, 06:19PM
سلام:)
نهمین خاطره.

" سه تکبیر! "

اولین روزهای ورودمان به مکه مکرمه بود.مسیر ما از هتل تا مسجد الحرام خیلی زیاد نبود.یادم نیست با تاکسی رفتم یا با سرویس! اما یادم هست که باصطلاح " لب به لب " نماز رسیدم . با خیال راحت نمازم را خواندم پس ازسلام نماز سه تکبیر مستحب را نیز گفتم.
پس از ان با افرادی که در سمت چپ و راستم بودند دست دادم و مصافحه نمودم. دیدم فرد سمت چپی ام یکی از این " چپیه قرمز" هاست. در ان محیط و با ان سبک لباس پوشیدن این یعنی که باحتمال زیاد او یک وهابی است. نگاه خاص ! و تندی به اینجانب نمود . گوشی دستم امد که اری کمی تا قسمتی بی ملاحظگی کرده ام.!
{لابد می دانید که چه تخیلاتی در این مورد دارند و اگر هم نمی دانید درجریان باشید که نسبتی که به ما شیعه ها می دهند انقدر مریخی و عجیب و غریب است که نگو!!!}
- در جزوه های اموزشی مربوطه به حجاج توصیه شده بود که یا این سه تکبیر مستحب پس از سلام را نگویید و یا اینکه لا اقل بلند بگویید که بدانند چه می گویید تا سوء تفاهمی پیش نیاید. البته تکبیرها را بلند گفته بودم اما پس از جدا شدن از صف وقتی دقت کردم دیدم او دارد هراسان دنبال کسی میگردد . احتمال دادم که دنبالم باشد! لذا برای اینکه دنبال درد سر نگردم و با نفهمی های او سرو کله نزنم خودم را در میان جمعیت مخفی کرده و رفتم.

ضمنا عنوان خاطره بعدی ام " پیامبرمان را یاری کنیم" می باشد.
انشاالله بزودی تقدیم می دارم.:)

موفق باشید.

یا علی:smile07: