PDA

نمايش نسخه نهائي : يك سوال


شيفته
Sunday 20 January 2008, 09:28AM
ضمن سلام و عرض تسليت به مناسبت فرا رسيدن ايام شهادت سالار شهيدان امام حسين (ع)خدمت تمامي دوستان
قبل از مطرح كردن سوالم بگويم كه من شخصا بطور قوي به توسل و طلب شفاعت اعتقاد دارم چرا كه توسط خود خداوند در قرآن فرموده شده است و انكار آن خود فريبي بيش نيست ولي چندروزي است كه سوالي ذهنم را به خود مشغول ساخته است :
مگر غير از اين است كه خداوند از هر مهرباني مهربانتر است و از هر درگذرنده اي درگذرنده تر و تواب نام اوست .آيا مي توانيم تصور كنيم فرشته اي از فرشتگان خداوند بيش از خداوند ما را دوست داشته باشد و يا بنده اي از بندگان خداوند بيش از او دلسوز ما باشد ؟
پس تحت چه شرايطي است كه خداوند در قرآن فرموده ما نيازمند شفاعت ديگران مي شويم ؟آيا گناهي از ما سرزده كه خداوند قصد مجازات مارا دارد و حال با شفاعت فرشتگان و يا پيامبر(ص) و امامان (ع) از مجازات ما صرفنظر مي فرمايد ؟يعني آن بزرگواران در حق ما مهربانتر از خداوند هستند ؟؟؟
خواهش مي كنم پاسخ مرا بدون تعصب شيعه و سني بدهيد .چون ما شيعيان شفاعت را در اختيار پيامبر(ص) و امامان (ع) معصوم و شهدا هم مي دانيم ولي اهل تسنن اجازه شفاعت را فقط از اختيارات فرشتگان مي دانند .در هرصورت در سوال من فرقي براي هيچيك نيست و فقط منظورم شفاعت غير خدا است !!
ممنون :smile07:

هژبر
Sunday 20 January 2008, 12:49PM
بسم الله الرحمن الرحيم
فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم(نور،62)
صدق الله العلي العظيم


خدمت شما سلام عرض مي كنم و از سؤال به جاي حضرت عالي كمال تشكر را دارم. در مورد مطالبي كه فرموديد اگر با هم به آيه 62 سوره نور بنگريم در آن آيه شريفه ملاحظه خواهيم كرد كه دستور الهي مبني بر طلب مغفرت براي مؤمنان آمده است و تأكيد شده است كه خداوند بسيار اهل غفران و مهربان است. بنابر اين مسئله شفاعت تضادي با مسئله مهرباني خداوند متعال و اينكه ايشان ارحم الراحمين است؛ ندارد. به هر حال دعاي رسول مثل دعاي بقيه مردم نيست و آثاري كه در دعاي رسول وجود دارد در دعاي افراد عادي وجود ندارد:
لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا(نور،63)
دعاي رسول را مانند دعاي خودتان براي خودتان قرار ندهيد
سپاس
هژبر

شيفته
Sunday 20 January 2008, 01:19PM
بزرگواري كرديد كه پاسخ داديد و از شما بينهايت ممنون هستم .:smile07:در اين كه مقام پيامبر (ص) از هيچ نظر ساير بندگان يكي نيست شكي ندارم .ولي سوالم اينست كه شفاعت در چه زماني صورت مي پذيرد ؟
اگر من بنده گناهي مرتكب شده ام كه بنابر عدل الهي سزاوار كيفر هستم ،اگر جاي بخشوده شدن داشته باشم خود خداوند بنابر فضلي كه دارد آنرا نصيب من نمي فرمايد ؟آيا حتما بايد شفاعتي صورت پذيرد تا فضل و بخشش الهي شامل حال من گردد؟چرا؟

هژبر
Sunday 20 January 2008, 01:27PM
بله اگر كسي مستوجب عذاب شود با دعاي رسول امكان دارد بخشيده شود. توجه فرموديد چرا خداوند به رسولش دستور داده است براي مؤمنان طلب مغفرت كند؟

شيفته
Sunday 20 January 2008, 02:45PM
پس خواسته خداوند اينست كه آن بنده مورد بخشش قرار بگيردكه به شفيع دستور مي فرمايد شفاعت كند پس چرا اين بخشش را بواسطه شفاعت شامل حال او مي كند ؟چرا اين بخشش بدون شفاعت شامل حال بنده نمي شود ؟اگر سوال من در حدي است كه در محدوده علم ما نيست و مربوط به علم خداوندي است لطفا به من بگوييد واگر چنانچه در آيه اي به حكمت اين مسئله اشاره شده است لطفا راهنماييم كنيد !

هژبر
Sunday 20 January 2008, 02:54PM
توجه بفرماييد براي درك بهتر موضوع من يك مثال مي زنم. به نظر شما بلند كردن يك سنگ 200 كيلويي ممكن است؟
از نظر من بله اما من نمي توانم. بخشوده شدن هم همين طور است ممكن است فردي خود نتواند از خداوند عفو بگيرد اما ديگري بتواند براي او از خداوند عفو بگيرد.

سجودی
Sunday 20 January 2008, 05:00PM
خانم شیفته
متاسفانه شما مفهوم شفاعت را درست متوجه نشدید
شما خیال میکنید الله از یکی ناراضی است .شفیع میایید میگوید الله این را ببخش
با این طرز فکر ،مهربانان معمولی از مهربانترین مهربانان ( ارحم الراحمین صفت الله است ) مهربانتر میشوند و این محال است
پس شفاعت چیست؟ ( دقت کنید )
شفاعت درجه ای است برای شفاعت کننده
الله به او میگوید فلانی را شفاعت کن یا از اهل خانه خود شفاعت کن
اگر الله نگوید او نمیکند این از قران ثابت است
به این ترتیب شفاعت یک درجه است برای تمایز برتری افراد بر یکدیگر در آخرت
و ربطی به این ندارد که الله ارحم الراحمین نیست
آشکار است کسیکه به واسطه دیگری به بهشت برود درجه اش کمتر است
این هم آیه
{انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلاً }الإسراء21
ببین در دنیا چگونه بعضی را بر دیگران برتری دادیم ، در آخرت درجات انسانها بر یکدیگر بزرگتر و بیشتر است

شيفته
Monday 21 January 2008, 10:07AM
الله به او میگوید فلانی را شفاعت کن یا از اهل خانه خود شفاعت کن
ممنون از پاسخگويي شما و اما سوالم اينست كه چرا خداوند فرمان شفاعت مي دهد ؟تحت چه شرايطي ؟

سجودی
Monday 21 January 2008, 10:50AM
سوالم اينست كه چرا خداوند فرمان شفاعت مي دهد
عرض کردم زندگی آخرت نیز بر درجات استوار است .الله ، صد درجه در بهشت ساخته که فاصله بین هر دو درجه مثل فاصله بین آسمان و زمین است
فردوس بالاترین و بهترین جای بهشت است همه بهشتیان ساکن فردوس نیستند ساکنان جاهای بهتر ، امتیاز های بیشتری دارند و خوشحالترند البته چون اونجا حسد نیست کسی هم ناراحت نمیشود و عرض کردم شفاعت یک امتیاز و یک درجه است که الله به شفاعت کننده اعطا میکند مثل هزاران امتیاز دیگر
تحت چه شرايطي ؟
بر اساس عمل انسان در دنیا، مثلا شهید حق دارد 70 نفر از بستگان خود را شفاعت کند البته اون 70 نفر را هم الله تعیین میکند یعنی اصلآ الله قبل از این شفاعت بنده خاطی را بخشیده بعد از اجازه شفاعت داده و بخشش را منوط به شفاعت کرده برای نشان دادن برتری شفاعت کننده

mehrdad_123
Monday 21 January 2008, 10:31PM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:

ضمن تشكر از پاسخهاي شما:

به نظر ما هم شفاعت مقربين لطف و نعمتي است كبير از طرف حضرت حق بر بندگان خويش
اولا اگر اشتباه نكنم در حديثي از حضرت رسول (ص) داريم كه بين انسان و خداوند هزار حجاب است .
پس اگر خداوند اذن شفاعت مي دهد به سبب اين است كه يك انسان مادي نمي تواند از عالم ماده عبور كند و به عالم غير مادي برسد چرا كه اساسا طبق قوانين فيزيك هم اگر حساب كنيم هر انساني نمي تواند مثلا به عالم دو بعدي راه پيدا كند چرا كه انسان موجودي سه بعدي است ولي اگر توسل بجويد و شفاعت ديگر مقربين شفاعتش كنند مي تواند با كمك آنان به به درجات روحاني برسد
ثانيا در آخرت هم همينطور است و در حديثي داريم كه صد درجه فاصله ي بين بهشت مي باشد لذا در آنجا هم هر كسي به خودي خود نمي تواند به درجات بالاتر برسد و در هر درجه اي باشد مجبور است كه با كمك و شفاعت يك مقربتري درجه اي بالاتر را طي كند منتها اين هم تحت شرايطي و هر كسي را در هر موقعي شامل نمي شود
و اما اگر به شفاعت ديگران قرار است از عذابي و عقوبتي رهايي يابد به اذن ا... است و يك معصوم هيچ موقع نمي تواند كاري بر خلاف اجازه ي خداوندي انجام دهد
در ضمن اگر ما در روايات داريم كه شفاعت به دست مثلا امامان است اين به اين معني نيست كه امامان به خودي خود و به طور مستقل از خدواند مي توانند شفاعت كنند بلكه ايشان هم چون معصومند همان كاري را مي كنند كه خداوند مي خواهد به طور مثال خداوند در قرآن مي فرمايد حضرت عزرائيل جان او را گرفت آيا اين بدين معني است كه حضرت عزرائيل به فعل خود و مستقل از خداوند هر كه را بخواهد جانش را مي گيرد؟
آيا اين بدين معني است كه حضرت عزرائيل قدرتش از خداوند بالاتر است؟؟
يا ...

پس امر شفاعت نعمتي است بي كران از طرف خداوند كه جدا از محيط خداوندي و رحمت خداوندي نيست%%% و شفاعت يك مقرب زماني مورد قبول است كه شفاعت كننده و شفاعت شونده داراي شرايط مناسب باشند و هر شفاعت كننده و شفاعت شونده اي قابل قبول نيستند...(كه بحث خود را مي طلبد)

.
.
.
البته بنده نظرم را گفتم و بزرگان صد در صد بهتر مي توانند پاسخ دهند



----------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق

شيفته
Tuesday 22 January 2008, 11:12AM
ممنون :smile07:

سجودی
Tuesday 22 January 2008, 07:40PM
آقای مهرداد سلام
حالا که به توافق رسیدیم که این فقط الله است که می بخشد و فرد آمرزیده را فقط او تعیین میکند و همه کارها به دست اوست
پس بیا عهد کنیم که دیگر از بندگان مرده نخواهیم پیش الله واسطه شوند تا ما را ببخشد و مستقیمآ از ذاتش بخواهیم آمرزش را

mehrdad_123
Wednesday 23 January 2008, 12:24AM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج




جناب سجودي فرمودند: آقای مهرداد سلام




حالا که به توافق رسیدیم که این فقط الله است که می بخشد و فرد آمرزیده را فقط او تعیین میکند و همه کارها به دست اوست



و عليكم السلام و رحمه ا... و بركاته:

وا... ما از همان اول گفته ايم كه شفاعت عند ا... به اجازه ي خداوند تبارك و تعالي هستش و چه شفاعت كننده و چه شفاعت شونده بايد برخي شرايط خاص را داشته باشند تا مورد شفاعت قرار بگيرند ...
شما بزرگوار در هيچ يك از عقايد شيعه نمي تواني بيابي كه امر شفاعت شفيع را مستقل از خداوند دانسته باشد , شفيع همه ي امورش به اذن ا... هستش و در محيط رحمت حضرت حق است نه فراتر از رحمت او ,كه اگر يك نفر غير اين را بگويد او حال چه از سر جهل و چه از سر آگاهي مشرك است و بايد في الفور توبه كند ا...اعلم
حتي بنده در مطالب خود به حضور شما عرض كردم كه:
و اما اگر به شفاعت ديگران قرار است از عذابي و عقوبتي رهايي يابد به اذن ا... است و يك معصوم هيچ موقع نمي تواند كاري بر خلاف اجازه ي خداوندي انجام دهد







در ضمن اگر ما در روايات داريم كه شفاعت به دست مثلا امامان است اين به اين معني نيست كه امامان به خودي خود و به طور مستقل از خدواند مي توانند شفاعت كنند بلكه ايشان هم چون معصومند همان كاري را مي كنند كه خداوند مي خواهد به طور مثال خداوند در قرآن مي فرمايد حضرت عزرائيل جان او را گرفت آيا اين بدين معني است كه حضرت عزرائيل به فعل خود و مستقل از خداوند هر كه را بخواهد جانش را مي گيرد؟

آيا اين بدين معني است كه حضرت عزرائيل قدرتش از خداوند بالاتر است؟؟
يا ...




ليكن نميدانم چرا ما مسلمانان به جان هم افتاده ايم وديگري را واجب القتل مي دانيم؟:(
ان شاا... كه اين گفت و گوها سبب شود تا ما با عقايد ديگر مسلمانان بيشتر آشنا شويم و در توطعه هاي غربي جماعت گرفتار نشويم كه اين به ضرر دين ا... است





پس بیا عهد کنیم که دیگر از بندگان مرده نخواهیم پیش الله واسطه شوند تا ما را ببخشد و مستقیمآ از ذاتش بخواهیم آمرزش را



دوست من:
حي بودن برخي بندگان خاص خداوند مسئله ايست كه هم قرآن و هم روايات ما و شما و علماي ما و شما آن را قبول دارند پس چه دليلي است كه ما و شما در اين مسئله با هم اختلاف داريم
وا... كه دست استعمار در اين وسط هستش كه نمي خواهد ما واحد شويم چرا كه او خوب ميداند كه دين اسلام چنان قدرتي دارد كه اگر واحد شوند دست هر ظالمي را از روي زمين قطع خواهند كرد
لذا چاره را در به جان انداختن مذاهب اسلام مي دانند




در آخر بيايد با هم دعا كنيم و از خداوند به شفاعت مقربينش و به حق آيات نهان و آشكارش بخواهيم كه ما را از اين توطعه هاي شياطين دور نگه دارد و هر چه بيشتر اصل برادري و خواهري را در ميان ما جاري سازد و هرچه زودتر لباس فرج را بر تن مبارك مولايمان حضرت مهدي صاحب الزمان (عج) بپوشاند تا هر چه سريعتر مصداق واقعي اين آيه نمايان شود( و رايت الناس يدخلون في دين ا... افواجا) چرا كه خداوند مهربانترين مهربانان است و او اجابت مي كند دعاي هر مضطري را. (اگر با من موافقيد و هدفتان پيروزي دين ا... است آمين بگوييد:smile07:)




موفق باشيد ان شاا...



---------------------------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق

امیر
Wednesday 30 January 2008, 03:05PM
بسمه تعالی
سلام به همه دوستان
این مطالب رو از کتاب عدل الهی شهید مطهری قبلا خلاصه کرده بودم الان دوباره میذارم اینجا :

شفاعت دو نوع است 1- شفاعت غلط 2- شفاعت صحیح ( الف:شفاعت رهبری ب: شفاعت مغفرت )

:شفاعت غلط :


این نوع شفاعت بدین صورت است که (به زبان ساده : ) شخص تصور کند که میتواند به وسیله شفیع خود , حکمی از احکام خداوند را تغییر دهد و یا قانون خداوند را نقض کند . چنین تصوری از شفاعت نادرست و غلط است و آیاتی از قرآن که شفاعت را نفی میکند ناظر به این تصور از شفاعت می باشد
لازم به ذکر است که در قرآن آیاتی وجود دارد که شفاعت را نفی میکند
(بقره : 48 : وَ اتَّقُواْ يَوْمًا لَّا تجَْزِى نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيًْا وَ لَا يُقْبَلُ مِنهَْا(( شَفَاعَةٌ)) ٌ وَ لَا يُؤْخَذُ مِنهَْا عَدْلٌ وَ لَا هُمْ يُنصَرُون‏)
(بقره : 123 : وَ اتَّقُواْ يَوْمًا لَّا تجَْزِى نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيًْا وَ لَا يُقْبَلُ مِنهَْا عَدْلٌ وَ لَا تَنفَعُهَا(( شَفَاعَةٌ)) ٌ وَ لَا هُمْ يُنصَرُون‏ )
و آیاتی که شفاعت را تایید میکند
(سبا : 23 : وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَه‏)
(طه : 109 : يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلا )
از آنجا که مشرکان هم عصر نزول قرآن تصور نادرستی از شفاعت داشتند آیاتی که شفاعت را نفی میکند ناظر به همین تصور آنهاست که ان شاء الله به اذن خداوند این تصور باطل آنها از شفاعت توضیح داده خواهد شد
مشرکان ((الله )) را قبول داشتند اما میپنداشتند که خداوند دستگاهی دارد که در آن ربوبیت بین اله ها (بت ها ) تقسیم شده است و آنها در مقابل خداوند دارای نفوذ هستند و میتوانند حکم خداوند را تغییر دهند . با توجه به این پندار نادرست برای آنها رضایت بت ها خیلی اهمیت داشت و سعی میکردند که با نذر و قربانی برای بت های خود رضایت آنها را جلب کنند (وبرای همین کاری به جلب رضایت الله نداشتند ) و در همین راستا می پنداشتند که اگر بتوانند رضایت بت ها را جلب کنند بت ها خود در مقابل الله شفیع آنها خواهند بود و با نفوذی که در دستگاه شراکتی دارند میتوانند حکم خداوند را تغییر دهند و با هر نحوی که شده میتوانند رضایت الله را برای مشرکان کسب کنند
برای همین آنها بت ها را ((شفیع )) خود میپنداشتند( َ يَقُولُونَ هؤُلاءِ(( شُفَعاؤُنا)) عِنْدَ اللَّه ِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُون‏) و با این تصور نادرست که میپنداشتند آنها با نفوذی که در برابر دستگاه الله دارند میتوانند برای آنها شفاعت کنند و عذاب را از آنها دفع کنند

بعضی (از عوام ) تصوری که در مورد شفاعت دارند شبیه شفاعتی است که در بالا توضیحش آمد . بدین نحو که میپندارند چون کسب رضایت الله دشوار است پس ما فعلا رضایت (مثلا") امام حسین (ع) را جلب میکنیم ,ایشان هم به دلیل نفوذی که در برابر الله دارد میتواند حکم خداوند را تغییر دهد و برای بخشش گناهانمان شفیع ما باشد . آنها پنداشته اند که راه جلب رضایت امام حسین (ع)و جلب رضایت الله دو راه جداگانه است
پنداشته اند که امام حسین (ع) فقط به وسیله گریه بر علی اکبر و علی اصغر از ما راضی میشود و خداوند هم فقط به وسیله نماز و روزه و حج از ما راضی میشود و گفتند که چون کسب رضایت الله دشوار است ما رضایت امام حسین (ع) را جلب میکنیم و کاری به رضایت الله نداریم (و خودمان را به زحمت نمیاندازیم ) ایشان با نفوذی که دارند ما را شفاعت خواهند کرد و قدرتی دارند که حکم خداوند را تغییر دهند (نعوذ بالله)
مسلم است که چنین تصوری از شفاعت باطل است و ((شرک در ربوبیت )) میباشد زیرا خداوند واجب الوجود در ذات خود است و در صفات و افعال خود امکان ندارد که تحت تاثیر علتی قرار بگیرد زیرا او موثر محض است و از هیچ چیز انفعال و تاثیر پیدا نمیکند و از طرفی چنین تصوری از شفاعت اهانت به امام حسین (ع) است که نهایت افتخارش ((بندگی )) خداوند است و هدفش را از قیام خود امر به معروف و نهی از منکر می داند .

شفاعت رهبری:
(تجلی رابطه ای که ماموم با امام خود در دنیا داشته است و محشور گشتن آنها با هم در آخرت)

این نوع شفاعت صحیح است و شفاعت رهبری نام دارد و میتوان آنرا شفاعت ((عمل )) هم نامید زیرا عامل اصلی که در اینجا موجب نجات است ((عمل )) نیکوکار بوده است
همانطور که میدانیم اعمالی که انسان در دنیا انجام داده است در آخرت تجلی پیدا میکند و انسان ((عین )) عمل خود را به عنوان جزا مشاهده میکند(کهف : 49 : َ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِرا) مثلا کسی که در این دنیا مال یتیم را به ظلم خورده است در آن دنیا در اثر تجلی عمل او عین آتش را میخورد( نسا : 10 : إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ ناراً )
باید دانست که علاوه بر تجلی اعمال در آخرت ((روابط )) انسان هم در آخرت تجلی پیدا میکند باید دانست که ((رابطه)) امام و ماموم که در دنیا وجود داشته است متجلی میشود و تجسم پیدا میکند و امام و ماموم با هم محشور میشوند(اسرا : 71 : يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم‏)
مثلا کسی که در دنیا از فرعون پیروی کرده است در آخرت هم این رابطه متجلی میشود و فرعون که او را در دنیا وارد ضلالت و گمراهی کرده است در آخرت هم اورا همراه خود در آتش وارد میکند ( هود : 98: يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّار) بدین نحو است که فرعون در آن دنیا (( شفیع )) او میشود و در آخرت او را همراه خود وارد آتش میکند
کسی که در دنیا از پیامبر (ص) و نور هدایتش استفاده کرده است و رابطه اش را با پیامبر(ص) به عنوان امام و ماموم حفظ کرده است این رابطه در آخرت متجلی میشود و در آخرت هم پیامبر (ص) امام او خواهد بود در وارد کردنش در بهشت و بدین نحو است که پیامبر ((شفیع )) او میگردد .
همانطور که گفته شد پیامبر (ص) چون در دنیا امام صالحین است در آخرت هم امام آنها خواهد بود و شفیع آنهاست . بنابراین پیامبر (ص) شفیع امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و آندو شفیع حسنین (ع) و بدین نحو هر امامی شفیع امام دیگر خواهد بود و سلسله بسیار پر انشعاب و مرتبط به هم ایجاد میشود (در اثر تجلی رابطه های آنها در دنیا ) و پیامبر(ص) در آن زمان در راس همه خواهد بود و پیشاپیش تمام شفیعان است واوست پرچمدار نیکو کاران.

او شفیع است این جهان و آن جهان /////این جهان در دین آنجا در جنان
این جهان گوید که تو رهشان نما /////آن جهان گوید که تو مهشان نما

شفاعت مغفرت :
شفاعت مغفرت( به زبان ساده: )همان ((مغفرت الهی )) است که هرگاه به خداوند نسبت داده شود نام ((مغفرت )) و هرگاه به مجاری رحمت خداوند (یعنی پیامبر (ص) و ائمه (ع) ) نسبت داده شود نام ((شفاعت )) به خود میگیرد
از آنجا که امکان ندارد هیچ یک از ((جریان های رحمت )) خداوند بدون نظام انجام گیرد رحمتی به نام ((مغفرت )) هم باید از طریق نفوس بزرگ انبیا و اولیا به گناه کاران برسد و این لازمه نظام داشتن جهان است .
به همان دلیل که رحمتی به نام ((وحی )) بدون واسطه انبیا انجام نمیگیرد و هیچ رحمت دیگری هم بدون واسطه منتقل نمیشود رحمتی به نام ((مغفرت )) هم بدون واسطه منتقل نمیشود و کسی که اعتقاد به مغفرت خداوند پیدا کند مبانی عقلی او را ناچار میسازد که قبول کند جریان مغفرت باید از طریق(( مجاری)) آن (که عقل کلی که دارای ولایت الهیه است ) جاری شود و امکان ندارد که فیض الهی (( بیرون)) از قانون و حساب به موجودات برسد .
نکته : وسیله مغفرت تنها یک نفس کلی نیست بلکه نفوس کلیه و جزئیه بشری با اختلاف درجاتی که دارند هر کدام سهمی از شفاعت دارند

توضیح در مورد آیه :
(زمر : 44 : قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَميعا)
همانطور که قبلا به صورت مختصر توضیح دادیم در شفاعت باطل و غلط تصور شخص اینست که شفیع عامل بر انگیزنده و موثر در مشفوع عنده (خدا ) است بنا بر همین طرز تفکر پنداشته اند که شفاعت جریانی است از پایین به سمت بالا یعنی شخص گناهکار میتواند با اصرار خود شفیع را بر انگیزد و او هم خداوند را تحت تاثیر قرار دهد
در حالی که این تصور کاملا غلط است زیرا خداوند واجب الوجود در ذات خود است و در صفات و افعال خود نیز((امکان ندارد)) که تحت تاثیر علتی قرار گیرد زیرا او موثر ((محض)) است و از هیچ چیز انفعال پذیر نیست .
اما در شفاعت صحیح و درست شفاعت عاملی از طرف خداوند به سمت پایین( یعنی گناهکار) است
جریانی از بالا به پایین است یعنی خداوند بر انگیزنده شفیع است و شفیع هم تحت تاثیرخداوند قرار میگیرد و شفیع در گناهکار موثر واقع میشود وبدین صورت او برای گناهکار ((شفیع )) میگردد

اگه بیشتر خواستید بدونید به این تاپیک سر بزنید :
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=4527

با تشکر
والله اعلم
والسلام

هژبر
Wednesday 30 January 2008, 07:41PM
جناب امير
چند سؤال دارم:
1- آيا منظور شما از اينكه مشركان "الله" را قبول داشتند اين است كه فقط "الله" را به خدايي قبول داشتند و معبودي جز "الله" نداشتند؟
2- لطفاً مدارك مربوط به شناسايي افرادي كه معتقدند امام حسين عليه السلام خداوند متعال را مجبور مي كند كه از گناه بندگان بگذرد يا روي خداوند تأثير مي گذارد را معرفي كنيد. چه كسي چنين ادعايي دارد؟
3- چرا آياتي كه به آن استناد مي كنيد را ناقص نقل مي كنيد؟ مثل اين آيه:
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكون(يونس،18)
(قسمت سرخ رنگ توسط شما حذف شده بود)
مشخص است كه مشكل شفيع قرار دادن نبوده بلكه اين بوده كه آنها در كنار "الله" خداوندگان ديگري را مي پرستيدند و اين دقيقاً همان چيزي است كه شما با انكار آن سعي مي كنيد متوسلين به حضرت امام حسين عليه السلام را مشرك بناميد.

امیر
Wednesday 30 January 2008, 09:06PM
بسمه تعالی
سلام بر همه
جناب هژبر
اینو که تو پست قبلی نوشتم رو بخون :
امیر : این مطالب رو از کتاب عدل الهی شهید مطهری قبلا خلاصه کرده بودم
فکر کنم گرفتی، مگه نه ؟;)
والسلام

هژبر
Wednesday 30 January 2008, 09:31PM
سلام
فرقي نمي كند به هر حال عقيده شما هم هست.

mehrdad_123
Thursday 31 January 2008, 05:53AM
جناب امير
چند سؤال دارم:
1- آيا منظور شما از اينكه مشركان "الله" را قبول داشتند اين است كه فقط "الله" را به خدايي قبول داشتند و معبودي جز "الله" نداشتند؟
2- لطفاً مدارك مربوط به شناسايي افرادي كه معتقدند امام حسين عليه السلام خداوند متعال را مجبور مي كند كه از گناه بندگان بگذرد يا روي خداوند تأثير مي گذارد را معرفي كنيد. چه كسي چنين ادعايي دارد؟
3- چرا آياتي كه به آن استناد مي كنيد را ناقص نقل مي كنيد؟ مثل اين آيه:
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكون(يونس،18)
(قسمت سرخ رنگ توسط شما حذف شده بود)
مشخص است كه مشكل شفيع قرار دادن نبوده بلكه اين بوده كه آنها در كنار "الله" خداوندگان ديگري را مي پرستيدند و اين دقيقاً همان چيزي است كه شما با انكار آن سعي مي كنيد متوسلين به حضرت امام حسين عليه السلام را مشرك بناميد.

اجركم عند ا...
بسيار كامل فرموديد برادر عزيز
چشم بينايي مي خواهد تا ببيند
من كتاب را نخوانده ام لابد ايشون كتاب را هم نصفه نقل كرده است




------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق

شيفته
Saturday 2 February 2008, 02:53PM
بسمه تعالی
سلام به همه دوستان
این مطالب رو از کتاب عدل الهی شهید مطهری قبلا خلاصه کرده بودم الان دوباره میذارم اینجا :

شفاعت دو نوع است 1- شفاعت غلط 2- شفاعت صحیح ( الف:شفاعت رهبری ب: شفاعت مغفرت )

:شفاعت غلط :


این نوع شفاعت بدین صورت است که (به زبان ساده : ) شخص تصور کند که میتواند به وسیله شفیع خود , حکمی از احکام خداوند را تغییر دهد و یا قانون خداوند را نقض کند . چنین تصوری از شفاعت نادرست و غلط است و آیاتی از قرآن که شفاعت را نفی میکند ناظر به این تصور از شفاعت می باشد
لازم به ذکر است که در قرآن آیاتی وجود دارد که شفاعت را نفی میکند
(بقره : 48 : وَ اتَّقُواْ يَوْمًا لَّا تجَْزِى نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيًْا وَ لَا يُقْبَلُ مِنهَْا(( شَفَاعَةٌ)) ٌ وَ لَا يُؤْخَذُ مِنهَْا عَدْلٌ وَ لَا هُمْ يُنصَرُون‏)
(بقره : 123 : وَ اتَّقُواْ يَوْمًا لَّا تجَْزِى نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيًْا وَ لَا يُقْبَلُ مِنهَْا عَدْلٌ وَ لَا تَنفَعُهَا(( شَفَاعَةٌ)) ٌ وَ لَا هُمْ يُنصَرُون‏ )
و آیاتی که شفاعت را تایید میکند
(سبا : 23 : وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَه‏)
(طه : 109 : يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلا )
از آنجا که مشرکان هم عصر نزول قرآن تصور نادرستی از شفاعت داشتند آیاتی که شفاعت را نفی میکند ناظر به همین تصور آنهاست که ان شاء الله به اذن خداوند این تصور باطل آنها از شفاعت توضیح داده خواهد شد
مشرکان ((الله )) را قبول داشتند اما میپنداشتند که خداوند دستگاهی دارد که در آن ربوبیت بین اله ها (بت ها ) تقسیم شده است و آنها در مقابل خداوند دارای نفوذ هستند و میتوانند حکم خداوند را تغییر دهند . با توجه به این پندار نادرست برای آنها رضایت بت ها خیلی اهمیت داشت و سعی میکردند که با نذر و قربانی برای بت های خود رضایت آنها را جلب کنند (وبرای همین کاری به جلب رضایت الله نداشتند ) و در همین راستا می پنداشتند که اگر بتوانند رضایت بت ها را جلب کنند بت ها خود در مقابل الله شفیع آنها خواهند بود و با نفوذی که در دستگاه شراکتی دارند میتوانند حکم خداوند را تغییر دهند و با هر نحوی که شده میتوانند رضایت الله را برای مشرکان کسب کنند
برای همین آنها بت ها را ((شفیع )) خود میپنداشتند( َ يَقُولُونَ هؤُلاءِ(( شُفَعاؤُنا)) عِنْدَ اللَّه ِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا يُشْرِكُون‏) و با این تصور نادرست که میپنداشتند آنها با نفوذی که در برابر دستگاه الله دارند میتوانند برای آنها شفاعت کنند و عذاب را از آنها دفع کنند

بعضی (از عوام ) تصوری که در مورد شفاعت دارند شبیه شفاعتی است که در بالا توضیحش آمد . بدین نحو که میپندارند چون کسب رضایت الله دشوار است پس ما فعلا رضایت (مثلا") امام حسین (ع) را جلب میکنیم ,ایشان هم به دلیل نفوذی که در برابر الله دارد میتواند حکم خداوند را تغییر دهد و برای بخشش گناهانمان شفیع ما باشد . آنها پنداشته اند که راه جلب رضایت امام حسین (ع)و جلب رضایت الله دو راه جداگانه است
پنداشته اند که امام حسین (ع) فقط به وسیله گریه بر علی اکبر و علی اصغر از ما راضی میشود و خداوند هم فقط به وسیله نماز و روزه و حج از ما راضی میشود و گفتند که چون کسب رضایت الله دشوار است ما رضایت امام حسین (ع) را جلب میکنیم و کاری به رضایت الله نداریم (و خودمان را به زحمت نمیاندازیم ) ایشان با نفوذی که دارند ما را شفاعت خواهند کرد و قدرتی دارند که حکم خداوند را تغییر دهند (نعوذ بالله)
مسلم است که چنین تصوری از شفاعت باطل است و ((شرک در ربوبیت )) میباشد زیرا خداوند واجب الوجود در ذات خود است و در صفات و افعال خود امکان ندارد که تحت تاثیر علتی قرار بگیرد زیرا او موثر محض است و از هیچ چیز انفعال و تاثیر پیدا نمیکند و از طرفی چنین تصوری از شفاعت اهانت به امام حسین (ع) است که نهایت افتخارش ((بندگی )) خداوند است و هدفش را از قیام خود امر به معروف و نهی از منکر می داند .

شفاعت رهبری:
(تجلی رابطه ای که ماموم با امام خود در دنیا داشته است و محشور گشتن آنها با هم در آخرت)

این نوع شفاعت صحیح است و شفاعت رهبری نام دارد و میتوان آنرا شفاعت ((عمل )) هم نامید زیرا عامل اصلی که در اینجا موجب نجات است ((عمل )) نیکوکار بوده است
همانطور که میدانیم اعمالی که انسان در دنیا انجام داده است در آخرت تجلی پیدا میکند و انسان ((عین )) عمل خود را به عنوان جزا مشاهده میکند(کهف : 49 : َ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِرا) مثلا کسی که در این دنیا مال یتیم را به ظلم خورده است در آن دنیا در اثر تجلی عمل او عین آتش را میخورد( نسا : 10 : إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ ناراً )
باید دانست که علاوه بر تجلی اعمال در آخرت ((روابط )) انسان هم در آخرت تجلی پیدا میکند باید دانست که ((رابطه)) امام و ماموم که در دنیا وجود داشته است متجلی میشود و تجسم پیدا میکند و امام و ماموم با هم محشور میشوند(اسرا : 71 : يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم‏)
مثلا کسی که در دنیا از فرعون پیروی کرده است در آخرت هم این رابطه متجلی میشود و فرعون که او را در دنیا وارد ضلالت و گمراهی کرده است در آخرت هم اورا همراه خود در آتش وارد میکند ( هود : 98: يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّار) بدین نحو است که فرعون در آن دنیا (( شفیع )) او میشود و در آخرت او را همراه خود وارد آتش میکند
کسی که در دنیا از پیامبر (ص) و نور هدایتش استفاده کرده است و رابطه اش را با پیامبر(ص) به عنوان امام و ماموم حفظ کرده است این رابطه در آخرت متجلی میشود و در آخرت هم پیامبر (ص) امام او خواهد بود در وارد کردنش در بهشت و بدین نحو است که پیامبر ((شفیع )) او میگردد .
همانطور که گفته شد پیامبر (ص) چون در دنیا امام صالحین است در آخرت هم امام آنها خواهد بود و شفیع آنهاست . بنابراین پیامبر (ص) شفیع امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و آندو شفیع حسنین (ع) و بدین نحو هر امامی شفیع امام دیگر خواهد بود و سلسله بسیار پر انشعاب و مرتبط به هم ایجاد میشود (در اثر تجلی رابطه های آنها در دنیا ) و پیامبر(ص) در آن زمان در راس همه خواهد بود و پیشاپیش تمام شفیعان است واوست پرچمدار نیکو کاران.

او شفیع است این جهان و آن جهان /////این جهان در دین آنجا در جنان
این جهان گوید که تو رهشان نما /////آن جهان گوید که تو مهشان نما

شفاعت مغفرت :
شفاعت مغفرت( به زبان ساده: )همان ((مغفرت الهی )) است که هرگاه به خداوند نسبت داده شود نام ((مغفرت )) و هرگاه به مجاری رحمت خداوند (یعنی پیامبر (ص) و ائمه (ع) ) نسبت داده شود نام ((شفاعت )) به خود میگیرد
از آنجا که امکان ندارد هیچ یک از ((جریان های رحمت )) خداوند بدون نظام انجام گیرد رحمتی به نام ((مغفرت )) هم باید از طریق نفوس بزرگ انبیا و اولیا به گناه کاران برسد و این لازمه نظام داشتن جهان است .
به همان دلیل که رحمتی به نام ((وحی )) بدون واسطه انبیا انجام نمیگیرد و هیچ رحمت دیگری هم بدون واسطه منتقل نمیشود رحمتی به نام ((مغفرت )) هم بدون واسطه منتقل نمیشود و کسی که اعتقاد به مغفرت خداوند پیدا کند مبانی عقلی او را ناچار میسازد که قبول کند جریان مغفرت باید از طریق(( مجاری)) آن (که عقل کلی که دارای ولایت الهیه است ) جاری شود و امکان ندارد که فیض الهی (( بیرون)) از قانون و حساب به موجودات برسد .
نکته : وسیله مغفرت تنها یک نفس کلی نیست بلکه نفوس کلیه و جزئیه بشری با اختلاف درجاتی که دارند هر کدام سهمی از شفاعت دارند

توضیح در مورد آیه :
(زمر : 44 : قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَميعا)
همانطور که قبلا به صورت مختصر توضیح دادیم در شفاعت باطل و غلط تصور شخص اینست که شفیع عامل بر انگیزنده و موثر در مشفوع عنده (خدا ) است بنا بر همین طرز تفکر پنداشته اند که شفاعت جریانی است از پایین به سمت بالا یعنی شخص گناهکار میتواند با اصرار خود شفیع را بر انگیزد و او هم خداوند را تحت تاثیر قرار دهد
در حالی که این تصور کاملا غلط است زیرا خداوند واجب الوجود در ذات خود است و در صفات و افعال خود نیز((امکان ندارد)) که تحت تاثیر علتی قرار گیرد زیرا او موثر ((محض)) است و از هیچ چیز انفعال پذیر نیست .
اما در شفاعت صحیح و درست شفاعت عاملی از طرف خداوند به سمت پایین( یعنی گناهکار) است
جریانی از بالا به پایین است یعنی خداوند بر انگیزنده شفیع است و شفیع هم تحت تاثیرخداوند قرار میگیرد و شفیع در گناهکار موثر واقع میشود وبدین صورت او برای گناهکار ((شفیع )) میگردد

اگه بیشتر خواستید بدونید به این تاپیک سر بزنید :
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=4527

با تشکر
والله اعلم
والسلامبسيار ممنون هستم .پاسخ قانع كننده اي بود .خداوند شهيد مطهري را بيامرزد كه اينچنين زيبا توضيح داده است :smile34: