PDA

نمايش نسخه نهائي : نکاتی در مورد علم جناب عمر


mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 02:20AM
مى گويند خليفه ثانى در دوران خلافتش حكم تيمم را نمى دانست و اگر كسى از او مى پرسيد در صورت جنابت و نبودن آب تكليف چيست؟ در جواب مى گفت: نماز را ترك كن تا آب پيدا شود! و اگر تا دو ماه هم آب نمى يافت حضرت خليفه نماز نمى خواند.


امام نسائى چنين روايت مى كند: «كنا عند عمر فأتاه رجل، فقال: يا أمير المؤمنين رُبّما نمكُثُ الشهر والشهرين ولا نجد الماء؟ فقال عمر: أمّا أنا فاذا لم أجد الماء لم أكن لأُصلي حتى أجدَ الماء...

احمدfff
Wednesday 16 January 2008, 03:12AM
با عرض سلام وتشكر خدمت برادر عزيزاقاي مهرداد

اين هم متن عربي اين رويات


شخصي از عمر ابن خطاب سوال ميكند من جنب شودم واب نيافتم عمر فتوى ميدهد و ميكويد نماز نخان


أخبرنا محمد بن بشار قال حدثنا محمد قال حدثنا شعبة عن سلمة عن ذر عن بن عبد الرحمن بن أبزي عن أبيه
أن رجلا أتى عمر فقال إني أجنبت فلم أجد الماء قال عمر لا تصل فقال عمار بن ياسر يا أمير المؤمنين أما تذكر إذ أنا وأنت في سرية فأجنبنا فلم نجد الماء فأما أنت فلم تصل وأما أنا فتمعكت في التراب فصليت فأتينا النبي صلى الله عليه وسلم فذكرنا ذلك له فقال إنما كان يكفيك فضرب النبي صلى الله عليه وسلم يديه إلى الأرض ثم نفخ فيهما ثم مسح بهما وجهه وكفيه وسلمة شك لا يدري فيه إلى المرفقين أو إلى الكفين فقال عمر نوليك ما توليت
الحكم على الكتاب بشكل عام : قال ابن الصلاح : أطلق الخطيب والسلفي الصحة علىكتاب النسائي وقال ابن حجر : وأطلق عليه أيضا اسم الصحة أبو علي النيسابوري وأبو أحمد بن عدي وأبو الحسن الدارقطني وابن منده وعبد الغني بن سعيد وأبو يعلى الخليلي وغيرهم

mohamad***
Wednesday 16 January 2008, 01:03PM
منابع مطلب اقای mehrdad 123 در مورد فتوای عمر به شخص جنب شده در هنگامی که اب در دسترس نیست از کتب اهل سنت:
مسلم بن حجاج در باب تیمم-حمیدی در جمع بین الصحیحین بخاری و مسلم-امام احمد حنبل در صفحه 265و319 جلد 4 از مسند خود-بیهقی در صفحه 209از جلد اول کتاب سنن - ابی داوود در صفحه 53 جلد اول سنن- ابن ماجه در صفحه 200 جلد اول از سنن- امام نسایی در صفحه 59 تا 61 جلد اول سنن ( همگی به اتفاق گقته اند )::

در زمان خلافت عمر مردی به نزد وی امد و گفت من جنب شده ام ابی نیافته ام که غسل کنم تکلیفم چیست عمر گفت : اگر ابی پیدا نکردبی نماز نخوان تا اب بدست بیاری

عمار و یاسر که در انجا حاضر بودند به عمر گفتند مگر یادت رفته من و تو در یک سفر احتیاج به غسل پیدا کردیم چون اب نبود تو نماز نخواندی ولی من تیمم بدل از غسل کردم بعدها خدمت رسول الله رسیدیم گفت در ست انجام داددی ای عمار
پس چرا اینک که خلیفه شده ای می گویی نماز نخوان عمر که جوابی نداشت بدهد گفت ای عمار از خدا بترس

فکر می کنم برای اقای سجودی این منابع که از کتب های خودشون است کافی باشه

mehrdad_123
Saturday 2 February 2008, 03:06PM
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد
پرده از اسرار عالم باز شد
عشق يعني عاشق مولا شدن
قطره بودن از علي دريا شدن




.

احمدfff
Sunday 10 February 2008, 12:10PM
به اين حديث كه علماء شما اين را نقل كردن نكاه بكن

من كه خجالت ميكشم اين حديث را ترجمه كنم

أخرج عدة من المفسرين السنه حديث مخزي

، منهم القرطبي في تفسيره والزيلعي في تخريج الأحاديث والآثار والثعلبي في تفسيره قال : وأخبرني الحسين بن محمد حدّثنا موسى بن محمد حدّثنا الحسن بن علوية حدّثنا إسماعيل بن عيسى حدّثنا المسيب بن شريك ( إنا أنشأناهن إنشاءً فجعلناهن أبكاراً ) ، قال : هنَّ عجائز الدنيا أنشأهن الله عزّوجل خلقاً جديداً كلما أتاهن أزواجهن وجدوهن أبكاراًفلما سمعت عائشة قالت : وا وجعا فقال رسول الله (ص) ( ليس هناك وجع ) ، راجع : ( تفسير الثعلبي ج9 ص260 , تخريج الأحاديث والآثار ج3 ص405 , تفسير القرطبي ج17 ص211 ).

براستي كه شما معنا حيا را نميدانيد كه اينطور احاديث به عائشه نسبت ميدهد و خيال ميكنيد اين فضيلت است برايه اين م ن ا ف ق

mehrdad_123
Thursday 14 February 2008, 12:02PM
مى گويند خليفه ثانى در دوران خلافتش حكم تيمم را نمى دانست و اگر كسى از او مى پرسيد در صورت جنابت و نبودن آب تكليف چيست؟ در جواب مى گفت: نماز را ترك كن تا آب پيدا شود! و اگر تا دو ماه هم آب نمى يافت حضرت خليفه نماز نمى خواند.


امام نسائى چنين روايت مى كند: «كنا عند عمر فأتاه رجل، فقال: يا أمير المؤمنين رُبّما نمكُثُ الشهر والشهرين ولا نجد الماء؟ فقال عمر: أمّا أنا فاذا لم أجد الماء لم أكن لأُصلي حتى أجدَ الماء...

تا به امروز جوابی نیست!






.

حسين65
Monday 18 February 2008, 09:15PM
سلام دوستان
من به طور اتفاقي از اين سايت ديدن مي كردم.ميخواستم به عنوان يه بيطرف يا يه برادر كوچكتر يكسري
نكات را متذكر شوم.اول اينكه اين بحثها چه سودي به حال اسلام دارد؟(منظورم مورد فوق و موارد مشابه است)غير از اينكه از وحدت اسلامي يعني همان چيزي كه حضرت علي(ع) 25 سال برايش خانه نشين شد, دور مي شويم.. به نظر ميرسد دعواي شما بيشتر از اينكه براي كمك به اسلام باشد براي ارضا كردن نفس خود وكوبيدن طرف مقابل است.مستندات شما براي متهم كردن طرف مقابل يكسري روايات جعليست كه اكثر اهل تسنن و شيعيان به آن معتقد نيستند و شما طرف مقابل را به چيزيكه به آن معتقد نيست متهم ميكنيد.
حتي روايتي در بهارالانوار يا حواشي مفاتيح ما شيعيان وجود دارد كه از مطرح كردنشان شرم دارم.ولي هر چيز كه در بهار الانوار يا حواشي مفاتيح وجود دارد كه عقيده شيعيان نيست.وبه همين نحو در مورد اهل تسنن.ثانيا يهوديان و مسيحيان كه دشمن يكديگر بودند(همان طور كه ميدانيد مسيحيان, يهيوديان را قاتل مسيح ميدانند) با هم متحد شدند و در تلاش براي براندازي اسلام هستند و ما مسلمانان كه يك پيامبر داريم قادر به ايجاد اتحاد نيستيم.همانند دكتر شريعتي من هم معتقد به وحدت ميان تشيع وتسنن نيستم ليكن معتقد به اتحاد شيعه و سني هستم.صدها سال اين بحثها ادامه داشته ولي به جايي نرسيده.بهتر نيست به جاي كوبيدن عقايد يكديگر محسنات مذهب خود را بگوييد و براي طرف مقابل رفع شبهه كنيد.
ٍثالثا نظرم با دوستيه كه در بالا شجره نامه خلفيه دوم را نوشته. اين روايت از بهار الانوار است و هيچ سند متقني براي اثباتش وجود نداره (نميگم هر چي در بهار آمده دروغه ولي خود علامه در مقدمه ميگه كه من همه روايات را اعم ازدروغ يا درست جمع آوري كردم واگر عمري باقي ماند به تصحيح آن ميپردازم كه متاسفانه باقي نماند).بر فرض اگر هم درست باشد يعني شيعيان براي اثبات حقانيت خود چيزي جز گفتن شجرنامه عمر ندارند.
يه نكته ديگه, براي نشان دادن حقانيت خود چرا از فونت بزرگ استفاده ميكنيد؟ اينجوري خواندن صفحه خيلي سخت ميشه.
يا حق

mehrdad_123
Thursday 21 February 2008, 12:45AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
با عرض سلام به حضور شما برادر و سرور عزیزم:


ما همان کاری را می کنیم که شیوه ی زندگی امامانمان به ما یاد می دهد
حضرت علی(ع) با عایشه جنگید اما گردنش را نزد اگر امروز هم عایشه بود و با ما می جنگید ما هم می جنگیدیم ولی گردنش را نمیزدیم مولایمان با آنها بحث و نامه نگاری و مناظره انجام داد ما هم همان کار را خواهیم کرد ما را ترور و شهید می کنند باز هم به بیروی از امامان (ع) از آنها خواهیم گذشت اما مطلبی که به نظر من حقیر باید توجه شود :قرار نیست تمامی مطالب و دلایل ما از کتب طرف مقابل باشد بهترین احادیث و روایات نزد شیعه هستش نه نزد اهل سنت.

...

از خداوند مهربان به حق رحمتش ومقربینش و بشفاعت آنان برایتان سلامتی و شادمانی و موفقیت طلب دارم ان شاا...



-----------------------
ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق:smile07:

نیلوفر آبی
Saturday 23 February 2008, 12:18PM
منزلت والاي اصحاب کرام –رضي الله عنهم- در قرآن


خداوند متعال مي‌فرمايد :
﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً﴾. (الفتح: 29).
«محمّد فرستادة خداست، و کساني که با او هستند در برابر کافران تند و سرسخت، و نسبت به يکديگر مهربان و دلسوزند. ايشان رادرحال رکوع و سجود مي‌بيني. آنان همواره فضل خداي را مي‌جويند و رضاي او را مي‌طلبند. نشانة ايشان بر اثر سجده در پيشانيهايشان نمايان است. اين، توصيف آنان در تورات است، و اما توصيف ايشان در انجيل چنين است که همانند کشتزاري هستند که جوانه‌هاي (خوشه‌هاي) خود را بيرون زده، و آنها را نيرو داده و سخت نموده و بر ساقه‌هاي خويش راست ايستاده باشد، بگونه‌اي که برزرگران را به شگفت مي‌آورد تا کافران را به سبب آنان خشمگين کند. خداوند به کساني از ايشان که ايمان بياورند و کارهاي شايسته بکنند آمرزش و پاداش بزرگي را وعده مي‌دهد».
شيخ محمد باقر ناصري مي‌فرمايد :
(﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ... فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً﴾ يعني با صفاتي که در اين قسمت از آيه بيان شده است خواستار نعمت بيشتر خداوند و طالب رضوان او مي‌باشند، ﴿سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ﴾ يعني نشانه و علامت ايشان در روز قيامت اينست که مواضع سجده آنها بسيار سفيد نوراني است، ﴿ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ﴾ يعني آنچه که از اوصاف ايشان بيان شده، همان است که در تورات، بيان شده است ونيز در «الانجيل». ﴿فَآزَرَهُ﴾ يعني آنرا محکم و تقويت کرده است و درنتيجه، آن زرع مستحکم شده و بر روي ساقه و ريشه‌اش راست ايستاده است. واحدي مي‌گويد : خداوند اين مثال را در مورد حضرت محمد -صلي الله عليه وسلم- و اصحاب او بيان کرده است و در اين مثال منظور از «ذرع»، خود پيامبر -صلي الله عليه وسلم- و منظور از «شطأ» اصحاب ايشان و مؤمنان پيرامون ايشان است که درمرحله اول دعوت، ضعيف واندک بودند، همانگونه که هر نهالي در اوائل رشد خويش اينگونه است، سپس اعضاي آن همديگر را تقويت کرده و تا آنجا رسيدند که ﴿لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ﴾. يعني ازدياد تعداد مؤمنان و وحدت و انسجام آنها در اطاعت خداوند اسباب خشم و ناراحتي کفار شده بود»).[1] (ada99:%C3%A3%C3%A4%C3%92%C3%A1%C3%8A%20%C3%A6%C3%87%C3%A1%C3%87%C3%AC%20%C3%87%C3%95%C3%8D%C3%87%C3%88%20%C3%9F%C3%91%C3%87%C3%A3%20%C3%8F%C3%91%20%C3%9E%C3%91%C3%82%C3%A4.htm#_ftn1)
خداوند متعال در آيه‌اي ديگر مي‌فرمايد :
﴿وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ﴾. (التوبه: 100).«پيشگامان نخستين مهاجران و انصار، و کساني که به نيکي، روش آنان را در پيش گرفتند و راه ايشان را بخوبي پيمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ايشان هم از خدا خشنودند».
شيخ امين الدين ابوعلي طبرسي مي‌فرمايد : مراد از اين آيه کساني هستند که به سمت هر دو قبله نماز گزارده‌اند، وگفته شده که : منظور کساني هستند که در غزوه بدر حاضر شدند و مشارکت داشتند، و از انصار هم کساني هستند که اهل بيعت عقبه اول که دوازده نفر و اهل بيت عقبه دوم که هفتاد مرد بودند مي‌باشد و نيز کساني که توسط مصعب بن عمير، قرآن را آموختند را نيز شامل مي‌شود.[2] (ada99:%C3%A3%C3%A4%C3%92%C3%A1%C3%8A%20%C3%A6%C3%87%C3%A1%C3%87%C3%AC%20%C3%87%C3%95%C3%8D%C3%87%C3%88%20%C3%9F%C3%91%C3%87%C3%A3%20%C3%8F%C3%91%20%C3%9E%C3%91%C3%82%C3%A4.htm#_ftn2)

نکته:
برخي از فتنه جويان و هواپرستان تلاش مي‌کنند که اين آيه را از تأويل صحيح و صريح و واضح آن خود که همان مدح و ستايش بر اصحاب است خارج نموده و به سوي ديگر سوق دهند، آنها مي‌گويند : اين آيات مزيت و اکرام همه صحابه را شامل نمي‌شود؛ زيرا خداوند متعال در قسمت اخير آيه اول مي‌فرمايد :
﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً﴾.(فتح : 29)
و در آيه دوم هم فرموده است :
﴿وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ﴾(توبه : 100)
و لفظ : (منهم) و (من) به کار رفته در هر دو آيه به معني تبعيض است يعني : از بعضي از اصحاب نه کل آنها، ما نيز در جواب اين شبهه مسائلي بيان مي‌کنيم:
اول : بايد بدانيم که خداوند متعال در قرآن کريم آيات محکمي را که هم صريح‌اند و هم غير قابل تأويل قرار داده است که هر کس خواستار تأويل نادرست آنها و به کارگيري آنها در غير محل خود باشد، رسوا و مفتضح خواهد شد. و نيز آياتي را متشابه را قرار داده که بسياري از مردم در وهله اول و با نگاه سطحي، حقايق آن را با مسايلي ديگر اشتباه مي‌گيرند، که راه حل آنها، ارجاع اين گونه آيات به آيات دسته اول يعني محکمات مي‌باشد، در غير اين صورت دچار انحراف و کژي خواهند شد.
دوم : کلمه (منهم) در آيه 29 سوره فتح و کلمه (من) در آيه 100 توبه، از نوع تبعيضيه نيست، و اين کلمه در قرآن کريم در دو مورد به کار رفته است :
مورد اول : مِنْ يعني : از جنس اشياء ديگر. يا مشابه اشياء و اجناس ديگر.
نمونه اين کاربرد در آيه:
﴿ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ﴾. (حج : 30)
«آن (چيزي که گذشت، برنامه و مناسک حج بود) و هر کس اوامر و نواهي خدا را بزرگ و محترم دارد. از نظر خدا چنين کاري براي او بهتر است. (خوردن گوشت) چهارپايان براي شما حلال گشته است. مگر آن چهارپاياني که برايتان بيان مي‌شود. و از (پرستش) پليديها، يعني بتها دوري کنيد، و از گفتن افتراء بپرهيزيد».
پس در اين آيه نمي‌توان : «من الاوثان» را به معني برخي بتها معني کرد بلکه «مِنْ» به معني جنس بتهاست و ما از طرف خداوند متعال مأمور به دوري از همه بتها هستيم، نه برخي از آنها، و معني درست آيه اينست که از هر چه پليدي است و هر آنچه که از جنس و مشابه اين بتها باشد دوري کنيد.
مورد دوم : لفظ «مِنّْ» براي تأکيد به کار رفته است.
و نمونه اين مورد هم در آيه
﴿وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَاراً﴾. (إسراء: 82)
«ما آياتي از قرآن را فرو مي‌فرستيم که ماية بهبودي و رحمت مؤمنان است، ولي بر ستمگران جز زيان نمي‌افزايد».
حال اگر در اين آيه «مِنْ» را به معني تبعيض بگيريم، آيا هيچ مسلمان عاقلي مي‌پذيرد که معني آيه اينست که بعضي از قرآن شفاء و رحمت است و برخي ديگر اينگونه نيست؟
طبيعتاً هر مسلمان صاحب فکر مي‌داند که همه آيات قرآن مايه شفاء و رحمت است و خداوند متعال با بکار گيري کلمه «مِنْ» قصد تأکيد اين مسئله را داشته است.
مورد سوم : سياق آيه اولي فقط شامل مدح و ثناء بر تمامي صحابه است و هيچ بحثي از مذمت برخي از اصحاب نيست، خداوند مي‌فرمايد :
﴿أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً﴾. (الفتح: 29).
خداوند با اين بيان، اعمال ظاهري اصحاب مانند سجود و رکوع و اظهار خشوع آنها را ستوده، سپس با بيان ﴿يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً﴾. (الفتح: 29).حالت پاک دروني آنان را ستايش کرده است.
روش خداوند در مذمت اقوام نيز اينگونه است که هم ظاهر و هم باطن را مدنظر قرار مي‌دهد همانگونه که در مورد منافقين مي‌بينيم:
﴿إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلاً﴾. (نساء : 142)
«بيگمان منافقان (داراي نشانه‌هاي نفاق هستند امّا به خيال خود با پنهان کردن نفاق خويش) خدا را گول مي‌زنند درحالي که خداوند است که (با جهت دادن به آنها در دنيا و آماده کردن عذاب اخروي) ايشان را گول مي‌زند. منافقان هنگامي که براي نماز برمي‌خيزند، سست و بي‌حال به نماز مي‌ايستند و با مردم ريا مي‌کنند (و نمازشان به خاطر مردم است) و خداي را کمتر ياد مي‌کنند و جز اندکي به عبادت او نمي‌پردازند».
با اين توضيحات در مي‌يابيم که منظور از آيه 29 فتح و 100 سوره توبه، بيان جنس يا براي تأکيد صفت اطاعت و کمال همکاري و همياري با پيامبر -صلي الله عليه وسلم- مي‌باشد.

[1] (ada99:%C3%A3%C3%A4%C3%92%C3%A1%C3%8A%20%C3%A6%C3%87%C3%A1%C3%87%C3%AC%20%C3%87%C3%95%C3%8D%C3%87%C3%88%20%C3%9F%C3%91%C3%87%C3%A3%20%C3%8F%C3%91%20%C3%9E%C3%91%C3%82%C3%A4.htm#_ftnref1)- مختصر تفسير مجمع البيان، و نيز، جامع الجوامع من وحي القرآن، ذيل سوره فتح، آيه 29.
[2] (ada99:%C3%A3%C3%A4%C3%92%C3%A1%C3%8A%20%C3%A6%C3%87%C3%A1%C3%87%C3%AC%20%C3%87%C3%95%C3%8D%C3%87%C3%88%20%C3%9F%C3%91%C3%87%C3%A3%20%C3%8F%C3%91%20%C3%9E%C3%91%C3%82%C3%A4.htm#_ftnref2)- تفسير جامع الجوامع، ونيز : تفسير «من وحي القرآن»، عياشي، (سوره توبه، آيه 100).

mehrdad_123
Sunday 24 February 2008, 01:38AM
منزلت والاي اصحاب کرام –رضي الله عنهم- در قرآن

بحث شما به این تابیک مربوط نیست اگر در رابطه با ادعای تابیک مطلبی دارید بفرمایید یادتان باشد که ادعای تابیک در معتبر ترین کتب شما نهفته است%
اما من باب باسخی به مطالبتان:
چرا قرآن کریم برخی اصحاب حضرت را منافق معرفی می کند؟!

اما خواهشا در باب این بحث مذکور در تابیک مربوطه ادامه دهید نه این تابیک.

نیلوفر آبی
Wednesday 27 February 2008, 07:48PM
سلام
شمایی که عرض می کنید صحبت بنده به این تاپیک تعلق ندارد، توجه کنید:
می خواستم بدانم که این بحث پس به کجا مربوط می شود؟ شما هر چه دلتان می خواهد می گویید و هر چه در ذهنتان می گذرد، بر زبان می آورید؛ و دلایل شما هم صرفا ب اساس تاریخ استوار است، تاریخی که نوشته دست بشر است و در آن تحریفات بسیاری رخ داده است.
هنگامی که من بر اساس آیات قرآن برای شما دلیل می آورم که خداوند متعال از پیامبر، اهل بیت و یاران باوفایش راضی و خشنود گردیده و شما حق ندارید بر اساس تاریخی که به 1400 سال پیش بر میگردد و در طول این مدت هر کس بنا به مصلحت و منافع خویش چیزی از آن کم یا به آن افزوده است، آنها را متهم کنید؛ آنگاه شما می گویید که سخن من به این تاپیک مربوط نمی شود؟!!!!!!
ای برادر یا خواهر ایمانی، من از شما تقاضا می کنم که آنچه را که بر زبان می اورید کاملا مستند و نسبت به راست بودن آن کاملا ایمان داشته باشید.
شما هرگز نمی توانید نسبت به وقایع ریزی که در صدر اسلام رخ داده است اطمینان کامل داشته باشید، حتی اگر در کتب معتبر تاریخی هم آمده باشند، چون این کتب نوشته دست بشرند.
بعلاوه شما هم اگر به مقدمه کتب معتبر تاریخی/مذهبی مانند تاریخ بخاری، بیهقی و امثال آن مراجه کنید، مبینید که نویسندگان این کتب هم تصریح کرده اند که آنها همه چیز را نقل کرده اند، چه راست و چه دروغ و تشخیص صحت آن را به قوه عقل و استدلال آیندگان واگذار کرده اند.

mehrdad_123
Thursday 28 February 2008, 11:19AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی حقیقت جویان و شما جناب نیلوفر:

هر تابیک مخصوص موضوعی هستش و شما بخاطر حفظ نظم بحث نمی توانی در تابیکها مطالب مختلف بنویسید.
من حقیر اندر حقیر محبان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) حاضرم به حول قوه ی الهی و توکل بر او و توسل به معصومین (ع) از آیات قرآن برایتان ثابت کنم که بعضی از اصحاب حضرت رسول (ص) منافق بودند لیکن در تابیک مربوط به خود نه این تابیک.
اما در باب کتب اهل سنت:
اولا بنده از صحیح بخاری دلیل آورده ام در ثانی
ظاهرا شما به این مسائل زیاد وارد نیستید و مثلا صحیح بخاری را نخوانده اید و یا اصلا در مورد کتب اینان اطلاعی ندارید...
به طور مثال این کتاب بخاری به فتوای علمای بزرگ اهل سنت صحیح ترین کتاب بعد از قرآن می باشد و هر کس در آن شک کند مرتد شده است% برعکس کتب شیعه که هیچ کدام از کتابهایشان را بلا اشکال نمی دانند و همه را قابل سنجش می دانند.


موفق و سربلند باشید:smile07:
------------------
ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق:smile07:

سجودی
Thursday 28 February 2008, 12:18PM
مهرداد 123 نوشت :
به طور مثال این کتاب بخاری به فتوای علمای بزرگ اهل سنت صحیح ترین کتاب بعد از قرآن می باشد و هر کس در آن شک کند مرتد شده است
این گفته مهرداد دروغ است ما فقط میگوییم امام بخاری سعی بلیغ کرد که احادیث صحیح راجمع کند و از 70 هزار حدیث بیش از 90 درصد آنها را خودش غربال کرد و ننوشت و ده درصد باقی صحیح است
با این وجود کسی که قبول نکند مرتد نیست برای مثال نماز احناف کاملا مطابق احادیث بخاری نیست
اونها دلیل دارند که مثلا فلان حدیث در بخاری با حدیث دیگر منسوخ شده و از این قبیل
کی انها مرتد گفته، غیر از مهرداد 123 که هم عالم شیعیی است هم علامه سنی!!
باز مهرداد مینویسد:
برعکس کتب شیعه که هیچ کدام از کتابهایشان را بلا اشکال نمی دانند و همه را قابل سنجش می دانند.
این حسن مذهب شما نیست که تا حالا تکلیف حدیث صحیح و ضعیف خود را معلوم نکرده اید
این نشانه این است که علمای شما ریگی به کفش دارند هر جا که هوا را پس دیدند میگویند صعیف است فردایش میگویند صحیح است!!!!
عجیب است که این همه آخوند دارید و داشتید تا حالا کتاب های خود را بررسی نکردید اما ما همه کتاب های خود را بررسی کردیم قرن ها است که این کار شده
البته شاید بررسی تحقیق در کتب شما ممکن نیست چون حدیث های شما اکثرآ ،بی سند است
و مشکل دیگه شما این است که میگویید شاید این حدیث ما زیر سایه تقیه گفته شده باشد !!!!!!!!!!
حالا بیا درستش کن

mehrdad_123
Friday 29 February 2008, 12:58AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی حقیقت جویان و شما جناب نیلوفر:


وقتی که داداش سیا ضایع میشه:smile55:(قابل توجه کسی که ما را دروغ گو می داند)

برخی اقوال علمای اهل سنت رو فعلا داشته باشید تا بعد:


1) محمد بن یوسف شافعی میگوید : اولین کتاب حدیث ، صحیح بخاری و بعد از آن صحیح مسلم است و این دو کتاب بعد از قرآن مجید صحیحترین کتابهی مکی می باشند. (هدی الساری ج2 ص8)
2) ذهبی میگوید : صحیح بخاری در عالم اسلام بزرگترین کتاب ، بلکه بعد از قرآن بهترین کتابهاست .( ارشاد الساری ج1 ص29)
3) امام الحرمین میگوید : اگر کسی قسم بخورد که تمام احادیث صحیحین مطابق با واقع و همه آنها گفتار رسول خدا ( ص ) است ، قسم او درست و کفاره ای بر او نیست .زیرا تمام امت اسلامی بر صحت احادیث این دو کتاب اتفاق دارند. ( شرح نووی بر صحیح مسلم ج1 ص19 )
4) ابن حجر مکی میگوید : صحیح بخاری و صحیح مسلم به اتفاق و اجماع علما، پس از قرآن صحیحترین کتابها هستند.( صواعق المحرقه ص 9 و تطهیر الجنان ( در حاشیه صواعق ) ص20 که فقط بخاری را ذکر کرده ست )

mehrdad_123
Monday 3 March 2008, 02:06AM
هنوز هم منتظریم ان شاا...:smile07:

سجودی
Wednesday 5 March 2008, 11:36AM
بسم رب المهدی:

ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی حقیقت جویان و شما جناب نیلوفر:


وقتی که داداش سیا ضایع میشه:smile55:(قابل توجه کسی که ما را دروغ گو می داند)

برخی اقوال علمای اهل سنت رو فعلا داشته باشید تا بعد:


1) محمد بن یوسف شافعی میگوید : اولین کتاب حدیث ، صحیح بخاری و بعد از آن صحیح مسلم است و این دو کتاب بعد از قرآن مجید صحیحترین کتابهی مکی می باشند. (هدی الساری ج2 ص8)
2) ذهبی میگوید : صحیح بخاری در عالم اسلام بزرگترین کتاب ، بلکه بعد از قرآن بهترین کتابهاست .( ارشاد الساری ج1 ص29)
3) امام الحرمین میگوید : اگر کسی قسم بخورد که تمام احادیث صحیحین مطابق با واقع و همه آنها گفتار رسول خدا ( ص ) است ، قسم او درست و کفاره ای بر او نیست .زیرا تمام امت اسلامی بر صحت احادیث این دو کتاب اتفاق دارند. ( شرح نووی بر صحیح مسلم ج1 ص19 )

4) ابن حجر مکی میگوید : صحیح بخاری و صحیح مسلم به اتفاق و اجماع علما، پس از قرآن صحیحترین کتابها هستند.( صواعق المحرقه ص 9 و تطهیر الجنان ( در حاشیه صواعق ) ص20 که فقط بخاری را ذکر کرده ست )

اینها ادعای ترا اثبات نمیکند بیادت میاورم ادعایت را
مهرداد 123 نوشت :
به طور مثال این کتاب بخاری به فتوای علمای بزرگ اهل سنت صحیح ترین کتاب بعد از قرآن می باشد و هر کس در آن شک کند مرتد شده است
مهرداد!!
((مرتد شده است)) دروغ توست

سجودی
Wednesday 5 March 2008, 11:38AM
حضرت عمر به اون مرد گفت نماز نخوان برای اینکه این در حضر بوده نه در سفر
و در کتب حدیث هم این جریان در باب نبود آب در حضر آمده نه در سفر
چون معمولا در آبادی بلاخره مشکل آب حل میشود
اما عمار نبود آب در آبادی را قیاس بر نبود آب در سفر کرد
حالا ایراد شما چیه ؟؟ چرا عمر نمیدانست؟؟
خب ما کی گفتیم عمر عالم کل بود! این شمایید که میگیید امام رضا علم گذشته آینده و حال را دارد به این هم راضی نمیشوید و میگویید علم بود را داره به این هم راضی نمیشوید میگویید علم نبود را هم داره علم نبود میدانید یعنی چه؟؟
یعنی اینکهاگر پدر شما با مادر شما عروسی نمیکرد با یک زن روسی عروسی میکرد امام میداند که پشت این ((اگر)) چه اتفاقی میافتاد !! بچه ها چه شکلی بودند وووووووو!!!!!!!
با یک چینی عروسی میکرد باز میدانست
با یک زن دیگه چینی عروسی میکرد باز از اتفاقاتی که اصلا پا به عرصه وجود نگذاشته امام خبر داشت و آگاه هست
با این وجود انگور زهر آلود را جلوش گذاشتند خورد تا مرد دار فانی را وداع گفت!
ما از اول عمر وعلی رضی الله عنهما را به اعلی علیین نبردیم تا دچار مشکل شویم
ما حتی حدیث داریم که پیامبر به مردم مدینه گفت زدن شاخه درخت نر به ماده شاید فایده نداشته باشد اما محصول که کم شد فرمود شما به امور دنیای خود آگاه ترید تا من
بعد عمر حرف عمار را قبول کرد پس دیگه چی میگید ؟؟
عمر با آن مقام بزرگ دنیایی به عمار نگفت ساکت شو نگفت من مرجع تقلیدم. نگفت هرچی گفتم درسته
بالای حدیث و فرموده پیامبر حرفی نزد
دیگه ایراد شما چیه
از خودتون را چرا نمیگویید؟؟
خمینی در آخر عمر گفته بود تهران بلاد کبیره است هرکس از این محله رفت محله دیگه مسافره ونباید روزه بگیره
و به این ترتیب روزه را برای انسانهای تهرانی و نیویوریکی ولندنی و ....... برای همیشه تعطیل کر
د عمر که به یکی فتوا داد و خمینی به ملیونها نفر
تازه عمر از حرف خود برگشت و خمینی تا زنده بود بر حرف خود پای فشرد

محب اهل البیت
Wednesday 5 March 2008, 04:36PM
بسم الله الرحمن الرحیم


اصول کافی بزرگترین کتاب حدیثی شیعه می باشد که تیجانی در مناظرات مستقله گفت که 70درصد ان دروغ است ولی اقای قزوینی می گوید روایتهای انگشت شماری ضعیف یافاقد سند می باشد

آيا علماي شيعه همه روايات اصول كافي را صحيح ميدانند؟
گروه عقائد شيعه

سؤال كننده : سياوش
پاسخ :

بدون شك ، مرحوم شيخ كليني ؛ اقدم ، اوثق و بلاترديد از ائمه حديث و اعظم المحدثين تاريخ شيعه است .



نجاشي در شأن او مي‌گويد :

شيخ أصحابنا في وقته بالري ووجههم ، وكان أوثق الناس في الحديث ، وأثبتهم .


رجال النجاشي ، النجاشي ، ص377 .

شيخ طوسي هم در يك كتابش تعبيرش از كليني اين است كه :

جليل القدر عالم بالاخبار .

رجال الطوسي ، الشيخ الطوسي ، ص 439 .

در كتاب ديگرش تعبيرش اين است كه :

ثقة ، عارف بالاخبار .

الفهرست ، الشيخ الطوسي ، ص 210 .

و اما كتاب كافي ، بلاترديد در نزد تمامي علماي شيعه ، متقن‌ترين كتاب حديثي تاريخ شيعه است .

شيخ مفيد با آن عظمت و مقام و با آن قرب و منزلت ، تعبيرش در مورد كتاب كافي اين است كه اين كتاب ، از برترين كتاب‌هاي شيعه است كه بيشترين فايده را مي‌توان از آن برد .

الكافي ، وهو من أجل كتب الشيعة وأكثرها فائدة .

تصحيح اعتقادات الإمامية ، الشيخ المفيد ، ص 70.

شهيد اول كه ركن اركان فقه است ، عبارتش اين است كه در مذهب شيعه كتابي به مانند كافي نوشته نشده است .

ويقول عنه الشهيد كما في إجازته لابن الخازن : كتاب الكافي في الحديث الذي لم يعمل مثله .

شرح اللمعة ، الشهيد الثاني ، ج 1 ، ص 48.

محقق علي بن عبد العالي محقق ثاني ،‌ باز همين تعبير را در باره كتاب كافي دارد .



وقال المحقق علي بن عبد العالي الكركي في إجازته للقاضي صفي الدين عيسى : " الكتاب الكبير في الحديث ، المسمي بالكافي ، الذي لم يعمل مثله . . . وقد جمع هذا الكتاب من الأحاديث الشرعية ، والأسرار الدينية ، مالا يوجد في غيره" .

الكافي ، الشيخ الكليني ، ج 1 ، ص المقدمة 27.

اما با همه اين توضيحات ، هيچ يك از علماي شيعه تا كنون ادعا نكرده‌اند كه تمام روايات كافي ، صحيح السند و قطعاً صادر از معصوم است ؛ زيرا هر چند مرحوم كليني مقام ارجمندي داشته و برترين محدث تاريخ شيعه است ؛ اما معصوم از خطا و اشتباه نبوده است . و نداشتن اين ويژگي باعث شده است كه برخي از روايات معدود و انگشت شمار آن كتاب شريف از نظر سندي تمام نباشد . و اين امري است طبيعي و مطابق با عقل و برهان .

و خود مرحوم شيخ كليني هم مدعي نيست كه تمامي رواياتي كه در كافي جمع كرده است ، صحيح است .

اما اين كه اين كتاب را امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ديده و تأييد كرده باشد ؛ چنانچه مشهور شده است كه امام زمان عليه السلام در باره كتاب كافي فرموده باشند :

الكافي كاف لشيعتنا

هيچ سند و مدرك معتبري ندارد .

مرحوم ميرزاي نوري رضوان الله تعالي عليه در اين باره مي‌فرمايد :

وانه قال عنه : ( ان هذا كاف لشيعتنا ) فبين انه لا أصل له ولا أثر في مؤلفات أصحابنا ، ولم تأت به رواية قط لا صحيحة ولا ضعيفة .

خاتمة المستدرك - الميرزا النوري - ج 1 - ص مقدمة التحقيق 39

اين گفته‌اند كه امام فرموه باشد : « ان هذا كاف لشيعتنا » اصل و اساسي ندارد و اثري از اين روايت در كتاب‌هاي علماي شيعه ديده نمي‌شود . و نيز هيچ روايتي ، نه صحيح و نه ضعيف در اين باره وارد نشده است ... .

واضح است كه اگر چنين روايتي از امام زمان صادر شده بود ، بعد از آن ديگر علماي شيعه حق نوشتن كتاب را نداشتند ؛ چون اين جمله ، تمامي كتاب‌هاي بعد را باطل اعلام مي‌كند ؛ از اين رو وقتي علماي سلف ؛ مثل شيخ صدوق كه تقريباً همزمان با كليني بوده و نيز شيخ مفيد ، شيخ طوسي و ... به اين نقل اعتماد نكرده و كتاب‌هاي فراواني نوشته‌اند ، ما چگونه مي‌توانيم به اين جمله اعتماد كنيم .

بقيه علماي شيعه نيز از اين مطلب به صورت مفصل جواب داده‌اند كه فكر مي‌كنم همين اندازه كافي باشد . ضمنا هم عصر بودن با سفراي امام زمان عليه السلام و نزديك بودن به عصر غيبت صغري ممكن است دليل بر اعتبار اصل كتاب باشد اما موجب صحيح بودن همه روايات آن نميشود.

نکته دوم در مورد عبارت محقق کتاب کافي «علي اکبر غفاري» است که مستشکل بدون اينکه کتاب کافي را مطالعه کند و نظريات اين محقق را در حواشي کافي ببيند به نقل عبارت او در مقدمه کافي پرداخته و در آخر سعي مي کند نتيجه دلخواه خود را به مخاطب القاء کند . اما با کمي تأمل و دقت در مي يابيم مراد ايشان از اين عبارت اين نيست که تمامي روايات کافي بي چون و چرا مورد قبول شيعه است زيرا نه تنها علماي شيعه چنين ادعائي نکرده اند بلکه شارحين کافي و فقهاي شيعه از ديرباز به بررسي احاديث کافي پرداخته اند و احاديث ضعاف و مراسيل و .... را مشخص نموده اند ، و ايشان نيز از اين قضيه مستثني نيست و در مواردي در حواشي کافي به تضعيف روات پرداخته که به عنوان نمونه نام چند نفر از آنها را ذکر مي کنيم :

1- الحسن بن العباس بن حريش . الکافي ج 1 ، ص 242 ،حاشيه رقم 2

2- عمرو بن شمر . الکافي ج 1 ، ص 467 ، حاشيه رقم 1

3- وهب بن وهب القرشي. الکافي ج 2 ، ص 234 ، حاشيه رقم 2

4- أبي خديجة . الکافي ج 4 ، ص 59 ، حاشيه رقم 1

5- عبدالله بن بحر . الکافي ج 5 ، ص 406 ، حاشيه

و .......



گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

باید علمای شیعه بزرگوار کتاب مافی را کامل ودقیق برسی می کردند وهمه روایتهای ضعیف یا فاقد سند دور می انداختن وکتابی به اسم صحیح کافی تالیف می نمودند

که من سنی وقتی کافی را بخونم وبه یک حدیث برخورد کردم بفهمم که این حدیث از نظر شیعه ارزش ندارد

mehrdad_123
Wednesday 5 March 2008, 08:44PM
و در کتب حدیث هم این جریان در باب نبود آب در حضر آمده نه در سفر


یا حدیث را نخوانده ای یا خودت رو به مسخرگی زدی% برادر من اولا در خود صحیح بخاری این حدیث جدا از باب نیافتن خاک بوده و در باب فلم يجد الماء هستش در ضمن در خود حدیث هم حضرت عمار به این فتوای جناب عمر اعتراض میکنه ولی مثل اینکه مرغ ایشان فقط یک با داشته- از شما می خواهم حد اقل یک بار صفحات گذشته را مرور کنید%



خب ما کی گفتیم عمر عالم کل بود!


کسی که حتی یک بار قرآن را هم نخوانده باشد حکم خلافتش چگونه می شود؟!
آیا می تواند مردم رو سعادتمند بکند؟!
وا... که کسی که خود را به خواب زده باشد را نمی شود بیدار کرد%%%
در ضمن در مورد اعتبار صحیح بخاری فعلا همونها رو هضم کن تا بعد فتاوای دیگه رو هم برات بیارم%
----------------------------------------------------------------------
در مورد مطالب جناب محب:
اولا خوبه که حالا خودتون هم دیدید که همه ی علمای شیعه احادیث رو قابل سنجش میدونن برخلاف علمای مذهب شما آن هم استوانه های مذهب شما
در ثانی مطالب شما به هیچ وجه مربوط به این تابیک نیست%

shahnam3s
Saturday 8 March 2008, 11:06PM
وای بر این مردم ، این همه دلیل از کتابهای خودتان باز هم انکار می کنید .............
خودتان قضاوت کنید آیا همچین فردی را اصلا می توان با آقا امیرالمونین (ع) مقایسه کرد ؟؟؟
تعصب آدمی را کور می کند ........................

سجودی
Sunday 9 March 2008, 07:55AM
وای بر شما و بازم وای بر شما
چون شما میگید رسول الله به این آدم که از نظر شما بیسواد بی علم و خلاصه دارای تمام رذایل ( خاکم به دهن ) احتیاج داشت برای همین اونو وزیر خود کرد و دختر بیوه اش را عروس خود!!!
وای برشما و بازم وای برشما که میگید یه همچی آدمی علی را در یک دقیقه شکست داد
وای بر شما و بازم وای برشما که میگید علی دخترش را از بطن فاطمه به این آدم داد
وای بر شما و بازم وای بر شما که میگید که یه چنین کسی علی را وزیر خود کرد وعلی به او گفت نری به جنگ که مبادا بوجود نازنینت آسیبی برسه
طوبا بر ما و بازم طوبا برما که میگیم این آدم در ردیف بهترین ها بود
خوشا بر ما و بازم خوشا بر ما که الله بر دل ما مهر نزده

mehrdad_123
Sunday 9 March 2008, 10:47AM
چون شما میگید رسول الله به این آدم که از نظر شما بیسواد بی علم و خلاصه دارای تمام رذایل ( خاکم به دهن ) احتیاج داشت برای همین اونو وزیر خود کرد و دختر بیوه اش را عروس خود!!!
اولا ظاهرا باز هم فراموش کردی که اینها از معتبرترین کتب شماست؟!:smile55:
در ثانی بارها گفته ایم ازدواج بیامبر(ص) با اینان به سبب حکم خاصه ای است که در قرآن هم به صراحت به این احکام اشاره می کند اما چه کنیم که شماها حتی قآن هم نمی خوانید
در ضمن کجا بیامبر ابوبکر رو وزیر خودش قرار داده؟!؟!؟!

وای بر شما و بازم وای برشما که میگید علی دخترش را از بطن فاطمه به این آدم داد

اولا مولا علی (ع) هم همان کاری را با منافقین میکرد که بیامبر(ص) کردند در ثانی اینها افسانه ای بیش نیست و افرادی چون شما حتی نمی توانند اینها را ثابت کنند:smile55:
ثالثا ببین کارتون به کجا کشیده که دست به افسانه ها بردید

-----------------------------------------
وای بر شما و وای بر شما که برخی از شما ها جزو دسته ای هستید که خدا گمراهشان کرده و به هیچ وجه هدایت نخواهید شد%%%




.

احمدfff
Sunday 9 March 2008, 10:52AM
اولا ظاهرا باز هم فراموش کردی که اینها از معتبرترین کتب شماست؟!:smile55:
در ثانی بارها گفته ایم ازدواج بیامبر(ص) با اینان به سبب حکم خاصه ای است که در قرآن هم به صراحت به این احکام اشاره می کند اما چه کنیم که شماها حتی قآن هم نمی خوانید
در ضمن کجا بیامبر ابوبکر رو وزیر خودش قرار داده؟!؟!؟!



اولا مولا علی (ع) هم همان کاری را با منافقین میکرد که بیامبر(ص) کردند در ثانی اینها افسانه ای بیش نیست و افرادی چون شما حتی نمی توانند اینها را ثابت کنند:smile55:
ثالثا ببین کارتون به کجا کشیده که دست به افسانه ها بردید

-----------------------------------------
وای بر شما و وای بر شما که برخی از شما ها جزو دسته ای هستید که خدا گمراهشان کرده و به هیچ وجه هدایت نخواهید شد%%%




.




عمرابن صاهاك در جمع تعداد زيادى از صحابه خطاب به على ( ع ) وعبّاس عموى پيامبر ( ص ) گفت : شما دونفر ، ابوبكر و مرا دروغگو و گنه‏كار ونيرنگ‏باز مى‏دانيد ؛



حديث في صحيح مسلم عمر يعترف أن الإمام علي (ع) كان يرى أبا بكر وعمر غادرين آثمين خائنين كاذبين ، ( صحيح مسلم - الجزء : ( 3 ) - رقم الصفحة : ( 1376 )