نمايش نسخه نهائي : اهل سنت پاسخ دهيد: قبر مطهر مادرم زهرا(س) كجاست؟
mehrdad_123
Tuesday 15 January 2008, 02:27PM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 06:16AM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 01:28PM
ما منتظر پاسخ از طرف اهل سنتيم..........................
---
srak1355
Wednesday 16 January 2008, 02:11PM
قبر مادرم زهرا كجاست ؟
واي بر شما واي ...:smile34:
Rahbari
Wednesday 16 January 2008, 05:42PM
ووااااااااااااااى بر منافقين واااااااى بر آنها !!!
وااااااى بر كسانى كه حسين را كشتند وااااااى
mehrdad_123
Thursday 17 January 2008, 01:03PM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
mehrdad_123
Thursday 17 January 2008, 04:37PM
منتظر پاسخ منطقي حضرات هستيم...
.
tirana
Thursday 17 January 2008, 04:47PM
بعضی از مقربین می دونند . لازم نیست همه بدونند که کجاست
فعلا اینطوری بهتره
mehrdad_123
Thursday 17 January 2008, 05:22PM
بعضی از مقربین می دونند . لازم نیست همه بدونند که کجاست
فعلا اینطوری بهتره
ضمن تشكر از شما بزرگوار
دليل اين كه اينطوري بهتره چيه؟؟؟
چرا از همون اول لازم نبوده همه بدونن؟؟؟ علت مخفي ماندن قبر حضرت چيست؟؟؟
شما بهتره از همون مقربين بريد بپرسيد كه چرا اين سئوال مطرحه؟؟؟
البته ما خاك پاي تمام مقربين هستيم و وقدوم مباركشان را غرق بوسه مينماييم و فدايي راهشان ميشويم ولي اصلا بحث ما در اين نيست كه مقربين ميدانند يا نه بلكه بحث ما در اين است كه چرا مخفي مانده؟
----------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق
mehrdad_123
Friday 18 January 2008, 12:43PM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
mehrdad_123
Saturday 2 February 2008, 03:18PM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
احمدfff
Saturday 2 February 2008, 05:30PM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
با عرض سلام و تشكر از جناب اقاي مهرداد عزيز
با اجازه شما ميخاهم جند حديث كه از رسول الله نقل شود
در اين تايب شما بكذارم
خداوند غضب ميكند بر غضب فاطمه
الحديث الذهبي الذي يعتبرونه أنقد نقادهم للحديث، وصحح حديث: (إن الرب يرضى لرضا فاطمة ويغضب لغضب فاطمة)
في مستدرك الحاكم:3/154قال النبي صلى الله عليه وآله وسلم لفاطمة: إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك . هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .
وفي مجمع الزوائد:9/203: ( قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك . رواه الطبراني وإسناده حسن ).
وهو في الطبراني الكبير:1/108، ولم أجد تصريح الذهبي بتصحيحه في ميزان الإعتدال، وقد يفهم ذلك من توثيقه للقزاز في:2/492 ، وهو في سلسلة رواته عند الطبري .
وقال الصالحي في سبل الهدى والرشاد:11/44: (الرابع: في أن الله تبارك وتعالى يرضى لرضاها ، ويغضب لغضبها. روى الطبراني بإسناد حسن ، وابن السني في معجمه وأبو سعيد النيسابوري في الشرف ، عن علي رضي الله تعالى عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لفاطمة: إن الله تعالى يغضب لغضبك ويرضي لرضاك . انتهى
حالا ببينيد عائشه جه ميكويد عائشه ميكويد فاطمه از ابو بكر غاضب بود تا حضرت فاطمه فوت كردن
حدثنا يعقوب قال حدثنا أبي عن صالح قال ابن شهاب أخبرني عروة بن الزبير
أن عائشة رضي الله عنها زوج النبي صلى الله عليه وسلم أخبرته أن فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم سألت أبا بكر رضي الله عنه بعد وفاة رسول الله صلى الله عليه وسلم أن يقسم لها ميراثها مما ترك رسول الله صلى الله عليه وسلم مما أفاء الله عليه فقال لها أبو بكر رضي الله عنه إن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لا نورث ما تركنا صدقة فغضبت فاطمة عليها السلام فهجرت أبا بكر رضي الله عنه فلم تزل مهاجرته حتى توفيت
mehrdad_123
Sunday 3 February 2008, 01:11AM
با عرض سلام و تشكر از جناب اقاي مهرداد عزيز
با اجازه شما ميخاهم جند حديث كه از رسول الله نقل شود
در اين تايب شما بكذارم
خداوند غضب ميكند بر غضب فاطمه
الحديث الذهبي الذي يعتبرونه أنقد نقادهم للحديث، وصحح حديث: (إن الرب يرضى لرضا فاطمة ويغضب لغضب فاطمة)
في مستدرك الحاكم:3/154قال النبي صلى الله عليه وآله وسلم لفاطمة: إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك . هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .
وفي مجمع الزوائد:9/203: ( قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك . رواه الطبراني وإسناده حسن ).
وهو في الطبراني الكبير:1/108، ولم أجد تصريح الذهبي بتصحيحه في ميزان الإعتدال، وقد يفهم ذلك من توثيقه للقزاز في:2/492 ، وهو في سلسلة رواته عند الطبري .
وقال الصالحي في سبل الهدى والرشاد:11/44: (الرابع: في أن الله تبارك وتعالى يرضى لرضاها ، ويغضب لغضبها. روى الطبراني بإسناد حسن ، وابن السني في معجمه وأبو سعيد النيسابوري في الشرف ، عن علي رضي الله تعالى عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لفاطمة: إن الله تعالى يغضب لغضبك ويرضي لرضاك . انتهى
حالا ببينيد عائشه جه ميكويد عائشه ميكويد فاطمه از ابو بكر غاضب بود تا حضرت فاطمه فوت كردن
حدثنا يعقوب قال حدثنا أبي عن صالح قال ابن شهاب أخبرني عروة بن الزبير
أن عائشة رضي الله عنها زوج النبي صلى الله عليه وسلم أخبرته أن فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم سألت أبا بكر رضي الله عنه بعد وفاة رسول الله صلى الله عليه وسلم أن يقسم لها ميراثها مما ترك رسول الله صلى الله عليه وسلم مما أفاء الله عليه فقال لها أبو بكر رضي الله عنه إن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لا نورث ما تركنا صدقة فغضبت فاطمة عليها السلام فهجرت أبا بكر رضي الله عنه فلم تزل مهاجرته حتى توفيت
اجركم عندا...
karbalaye
Sunday 3 February 2008, 10:57AM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
قبر حضرت به این خاطر مخفی شد که تا امروز مظلومیت شیعه را به عالم نشان بدهند.
در ضمن برادر گلم، آن حضرات می دانستند چه بر سر اسلام خواهد آمد...
می دانستند کافران سعودی و پیروان آنها چه بر سر اسلام خواهند آورد .
می دانستند که وهابیت چه بر سر اسلام و شیعه خواهد آورد.
می دانستند که چه بر سر قبور نورانی اهل بیت و آل الله خواهد آمد.
می دانستند...
بله...
این را باید از افرادی بپرسید که دل امام زمان را با انفجار حرمین عسکری خون کردند.
شما که نمی خواستید در مورد قبر حضرت زهرا هم چنین ....
یا امام زمان...
شرمنده...
و حال تمام سخنشان این است که ما شیعیان قبر پرستیم!!!
آخر یکی نیست به این بی شرمان بگوید که آدم معتقد آیا برای امامش احترام نباید قائل شود...
مگر شما رهبرانتان را در چاه... و... می اندازید!!!
چون مرام شما مرام... هست ، ما شیعیان هم باید مثل شما باشیم؟؟؟
چرا یکی برای معاویه و یزید و .... ارزش قائل نیست و برایشان حرم درست نمی کند؟
حرم ساختن نه برای پرستش ، بلکه برای مشخص نمودن احترام و مقام معنوی شخص شهید است.
و این انوار حرم های امامان، باید هم خاری باشد بر چشم آل بنی امیه و آل مروان و...
همانطور که در زیارت عاشورا گفته میشود که اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و "آخر تابع له علی ذلک"...یعنی خدا بر اولین ظالم بر حق محمد و آل محمد لعنت کند و همچنین بر "تابعین آنها"...
تابعین کسانی هستند که تا امروز سنگ آنها ... را بر سینه میزنند.
برادر عزیز بنده آنها یقینا هیچ حرفی برای گفتن نخواهند داشت...
انشاله انتقام سیلی را خواهیم گرفت در رکاب حضرت صاحب(عج)...
التماس دعا...
یاعلی
kasper
Sunday 3 February 2008, 11:48AM
والله فکر نکنم حقیقت داشته باشه که عمر فاطمه رو کشته
مطمعنن اگه عمر"فاطمه رو کشته بود علی تقاص میگرفت
اصلآ با عقل جور در نمیاد
چه جوریه که علی از کسی که بهش تو نماز ضربه زده تقاص میگیره ولی از عمر نه؟
اصلآ این برداشت عاقلانه نیست
karbalaye
Sunday 3 February 2008, 12:07PM
والله فکر نکنم حقیقت داشته باشه که عمر فاطمه رو کشته
مطمعنن اگه عمر"فاطمه رو کشته بود علی تقاص میگرفت
اصلآ با عقل جور در نمیاد
چه جوریه که علی از کسی که بهش تو نماز ضربه زده تقاص میگیره ولی از عمر نه؟
اصلآ این برداشت عاقلانه نیست
=================================================
توجه: جواب این شبهه به جهت تفصیل ، در سه بخش نوشته میشود
بخش اول:
پاسخ به شبهه فوق، مقتضي بررسي جريان شهادت آن حضرت از ديدگاه شيعه و اهل سنت ميباشد. 1) جريان شهادت و هجوم به خانة آن حضرت از ديدگاه اهل سنت:
مهم ترين موضوعي كه پس از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) ميتوان به آن اشاره نمود، مسأله احراق (سوزاندن) بيت حضرت فاطمه (سلام الله عليها السلام) توسط عمر بن الخطاب، و وارد آمدن جراحات جسمي و روحي بر آن بانوي نمونه است. كه ما به خاطر اختصار، به گوشه هائي از آن، كه در كتب خود اهل سنّت ذكر شده اشاره مي نمائيم:
در كتابهاي «عقد الفريد» و «تاريخ ابو الفداء» و «اعلام النساء» در اين مورد اينگونه آمده است:
ابوبكر گروهي را به سركردگي عمربن الخطاب بسوي خانه حضرت علي (عليه السلام) گسيل داشت و به سركرده آنها گفت: اگر در برابر فرمانت سر فرود نياوردند با آنان پيكار كن. عُمر با شعله اي از آتش حركت كرد تا خانه وحي و رسالت را به آتش بكشد، در اين گير و دار بود كه دخت فرزانه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، فاطمه (عليها السلام) با او روبرو شد و فرمود: هان! اي پسر خطّاب آيا آمده اي تا خانه ما را به آتش بكشي؟ عُمر پاسخ داد: آري مگر اينكه همان را كه امّت گردن نهاده اند بپذيريد و باخليفه انتخابي ما دست بيعت دهيد.([1] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=264837#_ftn1))
و همچنين در تاريخ طبري و الامامه و السياسه، در همين زمينه آمده است: به خداي سوگند خانه را به آتش خواهم كشيد مگر اينكه به منظور بيعت از خانه بدر آئيد و يا گفت: با شما هستم، يا به منظور بيعت از خانه بدر آئيد يا خانه را با هر آن كس كه در آن است به آتش خواهم كشيد. برخي به او گفتند: دخت پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) در آن خانه است، پاسخ داد: اگر چه او باشد.([2] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=264837#_ftn2))
مؤلف كتاب الامه و السياسه تحت عنوان چگونگي بيعت حضرت علي (عليه السلام) مي نويسد: ابوبكر در پي جويي از كساني كه از بيعت سر باز زده و نزد اميرالمؤمنين (عليه السلام) رفته بودند، برآمد، از اين رو عمر را به سوي خانه حضرت علي (عليه السلام) گسيل داشت تا آنان را احضار كند، عمر به در خانه آمد و آنان را ندا داد امّا آنان از آمدن و دست بيعت دادن به ابوبكر خودداري كردند، اينجا بود كه عمر به همراهان خويش دستور داد تا هيزم بياورند و خود فرياد كشيد: به خدائي كه جان عمر در كف قدرت اوست يا بايد از خانه بدر آئيد و يا خانه و هر كه در آن باشد به آتش خواهم كشيد. به او گفتند: اي ابا حفص (عُمر) مي داني كه حضرت فاطمه (عليها السلام) در اين خانه است؟ پاسخ داد: گر چه او هم باشد! سرانجام آن گروهي كه نزد حضرت علي (عليه السلام) بودند از خانه بيرون آمدند و بناگزير بيعت نمودند و تنها حضرت علي (عليه السلام) در خانه ماند و فرمود: من سوگند ياد كرده ام كه تا قرآن را جمع آوري ننمايم، نه از خانه خارج شوم و نه عبا بر دوش افكنم. در اين هنگام بود كه دخت پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) حضرت فاطمه (عليها السلام) بر آستانه درب ظاهر شد و فرمود: تاكنون گروهي را كه براي رسيدن به حضور كسي آمده باشند، بدتر و خشن تر از شما به خاطر ندارم، شماها مردمي هستيد كه پيكر مطهر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را در برابر ما رها كرديد و خود براي انحصار قدرت و امكانات شتافتيد، بي آنكه از صاحبان واقعي حق اجازه اي بگيريد و مشورت نمائيد و يا حقي را براي ما به رسميّت شناسيد و بازگردانيد.([3] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=264837#_ftn3))
شاعر «نيل حافظ ابراهيم» در قصيده خويش كه به عمريه معروف است مي گويد:
گفته اي است از عُمر به حضرت علي (عليه السلام)، چه بزرگوار است شنونده آن و چه عظيم است گوينده آن: اگر بيعت نكني، خانه ات را آتش مي زنم، در حالي كه دختر مصطفي، حضرت فاطمه (عليها السلام) در خانه بود، هيچ كسي جز ابو جعفر (عُمر) نمي توانست اين سخن را در برابر سوار عدنان و حافظ آن بر زبان آورد.([4] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=264837#_ftn4))
علامّه مظفّرميگويد: اين شاعر گمان برده كه اين از شجاعت عُمر است، نه چنين نيست، او اشتباه مي كند و نمي داند كه عُمر در مواقع سرنوشت ساز اسلام، قدمي بر نداشته است و دستي در جنگهاي فراوان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نداشته است، عُمر اين سخن را بدان خاطر گفت، چون خود را به واسطه وصيّت پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) به حضرت علي (عليه السلام) مبني بر اينكه صبر پيشه كن، از او ايمن مي ديد، اگر حضرت علي (عليه السلام) به سراغش مي آمد بي درنگ فرار مي كرد.([5] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=264837#_ftn5))
شهرستاني در كتاب الملل و النحل به نقل از نظّام معتزلي آورده است كه: عُمر در غوغاي روز بيعت بگونهاي بر شكم دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) زد كه جنين وي سقط گرديد، او نعره مي كشيد كه: خانه حضرت فاطمه (عليها السلام) را با هر آنكه در آن است به آتش بكشيد. و اين فرمان در حالي صادر شد كه در آن خانه جز حضرت فاطمه (عليها السلام) و شوهر گرانقدرش حضرت علي (عليه السلام) و دو نور ديده اش امام حسن و امام حسين (عليها السلام) هيچ كس نبود.
نظير اين مطلب را صفدري شافعي و ابن حجر عسقلاني و طبري در كتابهاي خويش آورده اند.([6] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=264837#_ftn6))
ادامه در بخش دوم....
karbalaye
Sunday 3 February 2008, 12:09PM
بخش دوم:
2) جريان شهادت آن حضرت از ديدگاه شيعه:
حضرت فاطمه (عليها السلام) پيش از يورش دژخيمانه گروه متجاوز به خانه اش پشت درب ايستاده بود، هنگامي كه يورشگران به حريم خانه اش يورش آوردند، به پشت ديوار پناه برد، امّا مهاجمان دخت پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) را كه شش ماه باردار بود به سختي پشت درب خانه فشردند، بگونه اي كه از شدّت درد و رنج فريادش برخاست و جنين او بر اثر شدت ضربه درب و فشردگي ميان درب و ديوار، به شهادت رسيد. درست در همان لحظات بود كه مهاجمان، حضرت علي (عليه السلام) را دستگير نمودند و كوشيدند تا او را از خانهاش بيرون برند، كه حضرت فاطمه (عليها السلام) با وجود درد شديد و موج ناراحتي و اضطرابي كه بر اثر صدمه حاصل شده بود، قهرمانانه به پا خاست و به انگيزه دفاع از حق و عدالت كوشيد تا از بردن اميرالمؤمنين جلوگيري كند و افسوس كه در همين لحظات فرمان ظالمانه كتك زدن بر دخت محبوب و عزيز پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) صادر گرديد.
سخناني كه از امامان معصوم در اين باره رسيده ناظر بر اوضاع غمبار آن صحنه است:
امام حسن (عليه السلام) در مجلس ديكتاتور و فريبكار اموي «معاويه» خطاب به مغيرة بن شعبه يكي از همان تبهكاران شركت كننده در آن يورش تجاوز كارانه، فرمود: تو بودي كه حضرت فاطمه (عليها السلام) دخت پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) را كتك زدي و او را مجروح و خون آلود ساختي و باعث شدي تا كودكش را سقط كند، تو در اين انديشه بودي كه با اين جنايت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) خدا را تحقير كني و با زير پا نهادن فرمان او، حرمت آن بزرگوار را هتك نمائي، مگر نه اينكه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت فاطمه (عليها السلام) مي فرمود: فاطمه جان تو سالار بانوان بهشتي، از اين رو اي مغيره، به هوش باش كه فرجام تو آتش دوزخ خواهد بود.([7] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=264837#_ftn7))
و نيز در كتاب سليم بن قيس چنين آمده:... قنفذ بوسيله تازيانه به گونه اي بر پيكر حضرت فاطمه (عليها السلام) نواخت كه آن حضرت هنگامي كه پس از بيماري سخت و طولاني به شهادت رسيد، هنوز اثر آن ضربات بر بازويش بسان دست بندي بر آمده بنظر مي رسيد، آنگاه پس از ضربات تازيانه، دخت پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) را چنان بر چارچوب درب خانه اش فشردند كه استخوانهاي پهلويش درهم شكست و آن محبوب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جنين خويش را سقط نمود.
در كتاب سليم بن قيس آمده است كه: عمر به سوي خانه اميرمؤمنان (عليه السلام) روي آورد و درب خانه را زد و فرياد كشيد كه هان اي پسر ابي طالب در را باز كن، حضرت فاطمه (عليها السلام) فرمود: عمر از ما خاندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چه مي خواهي؟ چرا ما را با اندوه خويش به خود وا نميگذاري؟ عمر گفت: درب را باز كنيد كه اگر جز اين باشد خانه را آتش خواهم كشيد. حضرت فاطمه (عليها السلام) فرمود: آيا از خدا نمي ترسي كه بر خانه من هجوم آوردي و بدون رضايت من بر خانه ام وارد مي شوي؟ امّا عُمر آتش خواست و درب خانه را به آتش كشيد. حضرت فاطمه (عليها السلام) بسوي او رفت و فرياد كشيد كه اي پدر، اي پيامبر خدا... و او شمشير را كه غلاف بود بالا برد و بر پهلوي دخت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) زد. ناله حضرت فاطمه (عليها السلام) بر آسمان برخاست. عمر تازيانه را برگرفت و بر بازوان او زد. حضرت فاطمه (عليها السلام) ناله سر داد كه اي پدر راستي كه پس از تو ابوبكر و عمر با ما چه كردند... . اميرمؤمنان كه از جسارت عُمر سخت خشمگين شده بود به سرعت پيش آمد و كمربندش را گرفت و او را بر زمين زد، و تصميم گرفت به كيفر جنايتي كه مرتكب شده بود او را نابود سازد كه بناگاه وصيّت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به يادش آمد كه او را به شكيبائي فرمان داده بود. اينجا بود كه فرمود: هان اي پسر صحّاك، اگر نبود كه خدا چنين مقرّر ساخته و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از من پيمان شكيبائي گرفته بود، آنگاه خوب مي دانستي كه تو جرأت نزديك شدن به خانه مرا نداشتي تا چه رسد كه چنين جنايت و ميدان داري كني. عُمر نيروي كمكي خواست و گروه تازه نفس استبداد سر رسيدند و به خانه حضرت فاطمه(عليها السلام) يورش بردند و حضرت علي (عليه السلام) را به محاصره در آوردند و او را به زنجير كشيدند تا براي بيعت به سوي مسجد برند. اما دخت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با آن حال مجروح به دفاع از حضرت علي (عليه السلام) برخاست و ميان حضرت علي (عليه السلام) و آنان فاصله شد و فرمود: نمي گذارم پسرعمويم را ببريد. اينجا بود كه او را زير تازيانه گرفتند و بر اثر همين ضربات بود كه آن حضرت سرانجام در حالي به شهادت رسيد كه اثر آن تازيانه ها، مانند دست بندي بر بازويش برآمده و كبود بود.([8] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=264837#_ftn8))
امام صادق (عليه السلام) در اين مورد مي فرمايد:... و امّا علت شهادت حضرت فاطمه (عليها السلام) اين بود كه قنفذ غلام عمر به فرمان او، با آهن غلاف شمشير چنان بر دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) زدن كه آن حضرت از شدّت درد و صدمات وارده جنين خويش را سقط كرد و بر اثر آن يورش بي رحمانه به سختي بيمار شد.([9] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=264837#_ftn9))
امام باقر(عليه السلام)در اين مورد مي فرمايد:... و پس از رحلت خدا و آنچه در ورود آنان به خانه حضرت فاطمه (عليها السلام) گذشت، و پسر عمويش اميرالمؤمنين (عليه السلام) را بيرون بردند، و در اثر آنچه از آن مرد به حضرت فاطمه (عليها السلام) رسيد، يك فرزند كامل را سقط كرد، همين علت اصلي بيماري و رحلت حضرت فاطمه (عليها السلام) بود.([10] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=264837#_ftn10))
امام كاظم (عليه السلام) در مورد دخت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: حضرت فاطمه (عليها السلام)، صديقه شهيده است...([11] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=264837#_ftn11))
قتل نفس:
علت قتل گاهي خود فعل جاني است، بدين معنا كه شخص قاتل با ايجاد ضربه اي در بدن مقتول آناً باعث قتل وي مي گردد و گاهي از ضربه شخص قاتل، مقتول به طور آني نمي ميرد بلكه آن ضربه به گونه اي بر بدن مقتول تأثير مي گذارد كه بعداً باعث فوت او مي شود، مثلا فردي با ايجاد ضربه بر بدن شخصي باعث قطع عضوي از اعضاء او مي گردد و سپس به علت قطع عضو، آن عضو فاسد شده و فساد آن به ساير بدن سرايت مي نمايد و در آخر الامر باعث فوت وي مي شود. علاوه بر اينكه هميشه قتل عنصر مادي ندارد، بلكه گاهي ممكن است كه قتل در اثر رُعب و وحشتي كه براي كسي فراهم مي گيرد، صورت پذيرد. بدين معنا كه شخصي باعث ترس فردي ديگر شود، و آن فرد به علت ترس و وحشتي كه برايش حاصل شده بود به طور آني نمي ميرد بلكه به توسط آن بيمار شده و در آينده فوت نمايد.
پس از اين مطالب نتيجه مي گيريم كه شهادت حضرت زهرا (عليها السلام) قتل عمد حساب مي شود بدين معنا كه جراحات وارده در يورش بي رحمانه عمر بن الخطاب و افرادش باعث شهادت حضرت شده است.
نتيجه: اينكه منابع اهل سنت وفات آن حضرت را عادي و علتش را مريضي از غم از فراق پدر معرفي ميكنند و اما اينكه ضربه و جراحتي به ايشان وارد آمد و در اثر آن از دنيا رفته باشد را منكر هستند و تنها هجوم عمر و اطرافيانش به خانه آن حضرت و تهديد به سوزاندن را ذكر كردهاند و اصل سوزاندن در خانة ايشان را ذكر نكردهاند. در حاليكه در منابع معتبر خودشان دربارة اين تهاجم و مجروح كردن حضرت فاطمه (عليها السلام) حضرت علي – توسط عمر و شهادت آن حضرت روايات فراواني وجود دارد.
ادامه در بخش سوم...
karbalaye
Sunday 3 February 2008, 12:18PM
والله فکر نکنم حقیقت داشته باشه که عمر فاطمه رو کشته
مطمعنن اگه عمر"فاطمه رو کشته بود علی تقاص میگرفت
اصلآ با عقل جور در نمیاد
چه جوریه که علی از کسی که بهش تو نماز ضربه زده تقاص میگیره ولی از عمر نه؟
اصلآ این برداشت عاقلانه نیست
=====================================================
بخش سوم و بخش آخر جواب این شبهه:
اما در منابع شيعه، مساله سوزاندن در خانه حضرت فاطمه(عليه السلام) و درگيري آنان با آن حضرت و مجروح شدن آن بانوي بزرگوار آمده است. و در اخبار صحيح آمده كه آن بانوي بزرگوار شهيده است.
پس آن چيزي كه مسلم و مورد اتفاق همه مورخين چه شيعه و چه سني ميباشد، هجوم عمر به خانه حضرت فاطمه(عليها اسلام) و درگير شدن با آن حضرت ميباشد و مهمترين دليل بر شهادت آن حضرت، سقط و شهادت محسن در بطن آن حضرت ميباشد.
پس شما خوانندة گرامي قضاوت نمائيد در اينكه، چگونه ابوبكر براي نيل به هدف خلافت، عمر را به سوي بيت حضرت علي (عليه السلام)گسيل مي دارد. بيتي كه بيت نبوّت و عترت و ذريّه رسول اكرم (صلي الله عليه وآله) مي باشد و خداوند دوستي آنان را واجب كرده است و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بارها و بارها سفارش آنان را به مردم كرده بود، آيا صحيح بود كه اين خانه را آتش بزنند و درب را بر پهلوي بانوي نمونه اسلام بزنند و جنين آن حضرت را سقط نمايند و آن همه آزار و اذيّت در حق آنان روا بدارند ـ بطوري كه حضرت زهرا (عليها السلام)توسط آن همه آزار و اذيت و صدمات وارده، مجروح گرديده و بيمار شوند و آخر الامر با همان بيماري به شهادت برسند ـ و باز آيا صحيح است كه بعد از اين همه جريانات علماء اهل سنّت شهادت حضرت را فوت طبيعي قلمداد كرده و شهادت را نفي نمايند؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) كه اشرف انبياء و دينش اتمّ شرايع آسماني بود چنين كاري را در مورد يهود و نصارا و مجوس انجام نداد و به جزيه از آنان قانع شد و هيچ وقت آنان را به سوزاندن عقاب نكرد.
پس چگونه عمر به امر ابوبكر به سوي بيت حضرت فاطمه (عليها السلام) آمده و خانه رسالت را آتش مي زند، در حالي كه مسأله خلافت و زعامت مسلمين در نزد اهل سنّت از اصول عقايد نيست و از اركان دين نيز بحساب نميآيد، بلكه خلافت از نظر آنان متعلق بر مصالح عباد در امور دنيايشان مي باشد، پس چگونه به خود جرأت داده و كسي را كه امتناع از بيعت مي كند عقاب ميكنند بطوري كه خانه اش را آتش مي زنند و بي رحمانه به خانه وارد مي شوند و حضرت فاطمه (عليها السلام) را مجروح ساخته و باعث شهادت او مي شوند و در نهايت شهادت حضرت را نفي كرده و مي گويند حضرت زهرا (عليها السلام) به طور طبيعي رحلت كرده است. آيا از خود سؤال نمي كنند كه چرا حضرت زهرا (عليها السلام) تا آخرين دقايق حيات خويش از خليفه اول و دوّم راضي نشد،([12] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftn12)) با اينكه خود اقرار به اين حديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دارند كه فرمود: رضاي فاطمه رضاي خداست و غضب فاطمه غضب خداست،([13] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftn13)) و باز خود اقرار به اين مسأله دارند كه «حضرت زهرا (عليها السلام) از دنيا رفت در حالي كه از شيخين غضبناك بود».([14] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftn14))
بطوري كه وقتي حضرت زهرا (عليها السلام) در بستر بيماري بودند، آن دو نفر وقتي براي عيادت پيش آن حضرت مي آيند حضرت زهرا (عليها السلام) حتي جواب سلام آنان را نيز نمي دهد و روي خود را از آنان بر مي گرداند و بعد از سخناني كه بين آنان ردّ و بدل مي شود مي فرمايد: اينك من خداوند و فرشتگان را گواه مي گيرم كه شما دو تن، مرا به خشم درآورديد و باعث آزار و اذيّت من، شديد. و من به هنگام ديدار با پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) از شما دو نفر به او شكايت خواهم برد. و بعد حضرت فرمود: به خداي سوگند كه در هر نمازي كه به بارگاه خدا بجا آورم بر شما نفرين نثار خواهم كرد.([15] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftn15))
نتيجه سخن: حضرت فاطمه زهراء (عليها السلام) به شهادت رسيده ولي نه در آن لحظه هجوم، بلكه منظور اين است كه: در يورش و حمله بي رحمانه به خانه اش به گونه اي ميان درب و ديوار فشرده شد، كه علاوه بر وارد آمدن صدمات سخت بر بدنشان، جنين وي نيز سقط گرديد و تازيانههاي بيدادي كه بر پيكر مطهّرش فرود آمد، بدنش را مجروح و خون آلود ساخت و آثار عميقي بر آن بدن نازنين آن حضرت بر جاي نهاد كه تا دم آخر حياتش، باقي بود. در كنار اين همه فشار، سوگ پدر و گريه بسيار در سوگ پدر ([16] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftn16))نيز از عواملي بود كه باعث شدّت بيماري و زوال شادابي و طراوت از خورشيد جهان افروز وجود او مي شد، و غصب ظالمانة ولايت و حكومت اسلامي و ستم و خشونت و مواضع ناجوانمردانه برخي مسلمان نماها ونيز تحول ارتجاعي در سيستم سياسي و دگرگوني كارها و تغيير اوضاع وشرايط به سود ارتجاع و جاهليت ([17] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftn17)) را مي توان از عواملي برشمرد كه فشار دردها و رنجها را هر لحظه بيشتر مي ساخت و خورشيد وجود انديشمندترين بانوي جهان آفرينش را بسوي افق مغرب پيش مي برد، و آنچه او را بيشتر رنج مي داد و پيكرش را آب مينمود، امواج دردها و مصيبت ها و رنجهائي بود كه هر روز بر آن افزوده مي شد و اين فشارها بود كه بر رنج و بيماري برخاسته از صدمات وارده در يورش دژخيمان به خانه اش، كمك كرد تا بانوي بزرگوار عالم به بستر بيماري كشيده شده و پس از اين همه درد و رنج، با همان بيماري به شهادت برسند. (و سيعلم الذين ظلموا ايّ منقلبٍِ ينقلبون)
والسلام
[1] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref1)- عماد الدين اسماعيل ابى الفداء، تاريخ ابى الفداء، ج 1، ص 56، (دار المعرفة، بيروت); العقد الفريد، ابو عمر احمد بن محمد بن عبد ربّه اندلسى، ج 2، ص 254; (مكتبة الهلال، مصر و دار الكتاب العربى، بيروت 1990 م); عمر رضا كحالة،اعلام النساء، ج 3، ص 1207، (موسسة الرسالة، بيروت 1440 هـ); عبدالحميد بن ابى الحديد معتزلى شافعى، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 147، (دار احياء التراث العربى، بيروت 1385 هـ); علاء الدين على تقى بن حسام الدين هندى، كنز العمال فى سنن الاقوال و الافعال، ج 3، ص 149، (موسسة الرسالة، بيروت، 1405 هـق، ط 1381 هـ.ق).
[2] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref2)- ابو جعفر محمد بن جرير طبرى، تاريخ الطبرى، ج 3، ص 198، (ليدن و دار المعارف مصر); ابو محمد، عبدالله بن مسلم بن قتيبه دينورى الامامه و السياسه، ج 1، ص 13، حلبى 1388 هـ).
[3] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref3)- الامه و السياسة، ج 1، ص 19.
[4] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref4)- ديوان حافظ ابراهيم، ج 1، ص 75، (دارالكتب المصريه، مصر).
[5] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref5)- شيخ محمد حسن مظفر، دلائل الصدق، ج 3، ق 1، ص 54 (1359 هـ ق، ايران).
[6] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref6)- ابوالفتح محمد بن عبدالكريم بن ابى بكر شهرستانى، الملل و النحل، ج 1، ص 57، (دار المعرفة، بيروت، مطبعة الحلبى، مصر 1410 هـ) شهاب الدين بن حجر عسقلانى، لسان الميزان، ج 1، ص 268، (مؤسسة اعلمى، بيروت 1406 هـ); صلاح الدين بن آبيك صفدرى، الوافى بالوفيات، 1401 هـ ق; محمد بن جرير طبرى، تاريخ طبرى شافعى، ج 2، ص 443 (طبع مصر قديم).
[7] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref7)- على بن ابى طالب الطبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 414، (دار النعمان، نجف اشرف 1368 هـ و انتشارات اسوه قم، 1413 هـ) تحقيق: ابراهيم بهادرى و محمد هادى به، محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 43، ص 197، (مؤسة الوفاء، بيروت 1403 هـ) محمد باقر مجلسى، مرآت العقول فى شرح اخبار الرسول، ج 5، ص 321، (مطبعة الحيدرية، نجف اشرف 1394 هـ)، فتونى ضياء العالمين،(مخطوط) ج 2، ق 3، ص 64. (بيروت).
[8] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref8)- سليم بن قيس، ص 585، 586، 587، 674، 907، 594; تحقيق محمد باقر انصارى، (مؤسسة الهادى، قم 1415 هـ).
[9] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref9)- جرير بن رستم طبرى، دلائه الامامه، ص 45، (قرن چهارم، المطبعة الحيدرية، نجف اشرف 1383 هـ) بحارالانوار، ج 43، ص 170; عبد الله بحرانى اصفهانى، عوالم العلوم، ج 11، ص 405، 411، (مدرسة امام مهدى قم، 1363 ش).
[10] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref10)- دلائل الامامه، ص 27 و 26; عوالم العلوم، ج 11، ص 504.
[11] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref11)- ابو جعفر محمد بن يعقوب بناسحق كلينى، كافى، ج 1، ص 418، (دار الصعب و دار التعارف و دار الكتب الاسلاميه، تهران 1378 هـ ); عبدالله بحرانى اصفهانى، عوالم العلوم، ج 11، ص 260، (مدرسة امام مهدى قم، 1363 ش); علامه خواجويى مازندرانى، الرسائل الاعتقاديه، ص 301، 302، (دارلكتب الاسلامى، قم).
[12] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref12)- ابوالفداء ابن كثير دمشقى، البداية و النهاية، ج 5، ص 250، 285، 287، به نقل از بخارى، مسلم و عبدالرزاق، (مكتبة المعارف، 1966، بيروت، مكتبة النصر، الرياض); عبدالحميد بن ابى الحديد معتزلى شافعى، شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 49، 50، و ج 16، ص 218، 232; محمد بن حبان بن احمد بن ابى حاتم، التميمى السبتى، الثقاة، ج 2، ص 164، 165، (حيدر آباد هند، چاپخانه مجلس دارالمعارف العثمانيه 1339، 1399 هـ); احمد بن حسين على بيهقى، السنن الكبرى، ج 6، ص 300 و 301، (هند 1344 هـ، افست دار المعرفة بيروت); امام حنبل مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 6 و 9، (دار صادر، بيروت); ابوعبدالله، محمد سور منيع بصرى، طبقات ابن سعد، ج 8، ص 28; حسين بن محمد الحسن الديار بكرى، تاريخ الخميس، ج 1، ص 174، (مصر 1383 و مؤسسة شعبان للنشر و التوزيع بيروت).
[13] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref13)- على بن ابى الكرم معروف به ابن اثير، اسد الغابه فى معرفة الصحابه، ج 5، ص 522، (انتشارات اسماعيليان، تهران، 1380 هـ); احمد بن عبدالله طبرى، ذخائر العقبى، ص 39، (دار المعرفة، بيروت، 1974 م); محمد بن يوسف بن محمد قرشى گنجى شافعى، كفاية الطالب، ص 219، (المطبعة الحيدرية، نجف اشرف، 1390 هـ); احمد بن حجر عسقلانى، الاصابه فى تمييز الصحابه، ج 3، ص 366، (مصر، دار احياء التراث العربى، بيروت 1328 هـق) ابو عبدالله حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 153، (هند، 1334 هـق).
[14] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref14)- ابوالفداء ابن كثير دمشقى، البداية و النهاية، ج 5، ص 250، 285، 287، به نقل از بخارى، مسلم و عبدالرزاق، (مكتبة المعارف، 1966، بيروت، مكتبة النصر، الرياض); عبدالحميد بن ابى الحديد معتزلى شافعى، شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 49، 50، و ج 16، ص 218، 232; محمد بن حبان بن احمد بن ابى حاتم، التميمى السبتى، الثقاة، ج 2، ص 164، 165، (حيدر آباد هند، چاپخانه مجلس دارالمعارف العثمانيه 1339، 1399 هـ); احمد بن حسين على بيهقى، السنن الكبرى، ج 6، ص 300 و 301، (هند 1344 هـ، افست دار المعرفة بيروت); امام حنبل مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 6 و 9، (دار صادر، بيروت); ابوعبدالله، محمد سور منيع بصرى، طبقات ابن سعد، ج 8، ص 28; حسين بن محمد الحسن الديار بكرى، تاريخ الخميس، ج 1، ص 174، (مصر 1383 و مؤسسة شعبان للنشر و التوزيع بيروت).
[15] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref15)- مسلم بن قتيبه، الامه و السياسة، ج 1، ص 14، 15، (حلبى 1388); علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 36، ص 308 و ج 71، ص 254 و ج 43، ص 170 و 171. جرير بن رستم طبرى، دلائل الامامه، ص 45، (المطبعة الحيدرية، نجف اشرقف 1383 هـ) عبدالله بحرانى اصفهانى، عوالم العلوم، ج 1، ص 411، 465، 491; ابوالقاسم الخزار (از علماى قرن چهارم) كفاية الاثر، ص 64، 65، (خيام، قم); جلال الدين سيوطى، الجامع الصغير، ص 122، (طبع و نشر عبدالحميد احمد حنفى بمصر); حسين بن بابوية قمى، علل الشرايع، ج 1، ص 186، 187، (المطبعة الحيدرية نجف اشرف، 1385، و مؤسسة اعلمى بيروت); سيد عبدالله شبّر، جلاء العيون، ج 1، ص 212 و 213، (المطبعة الحيدرية، نجف اشرف، 1373 و بصيرتى قم).
[16] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref16)- درباره اذيت شدن مردم مدينه از گريه زهرا(عليها السلام) «به طورى كه به على(عليه السلام) گفتند: به زهرا(عليها السلام) بگويا شب گريه كند يا روز». ر.ك: خصال، ج 1، ص 272. امالى صدوق، ص 121. عوالم العلوم، ج 11، ص 449.
[17] (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10177&page=2#_ftnref17)- از جمله مى توان به غصب فدك اشاره نمود كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) آن را به حضرت زهرا(عليها السلام) بخشيده بود، و حضرت وقتى ارثيه پدرش را از ابوبكر مطالبه كرد، ابوبكرآن را به فاطمه(عليها السلام) نداد و فاطمه(عليها السلام) از دنيا رفت در حالى كه غضبناك بود از ابوبكر، و وصيّت كرد كه شبانه دفن شود تا آن دو نفر بر جنازه اش حضور نيابند. صحيح بخارى، ج 5، ص 139، (طبع الاميريه بمصر) گنجى الشافعى، كفاية الطالب، ص 225، طبع الغرى، الشيبانى، تفسير الوصول، ج 1، ص 209، (طبع نول كشور) البيهقى الشافعى، السنن الكبرى، ج 6، ص 300، (طبع حيدرآباد).
دیگر قضاوت با خودات هست برادر...
التماس دعا
یاعلی
karbalaye
Sunday 3 February 2008, 12:24PM
لطفا به پاورقی این مطالب توجه نمایید...(اگر گویندگان و نویسندگان این اسناد را میشناسید)؟
kasper
Sunday 3 February 2008, 01:10PM
نوشته من اینقدرcopy-paste نمیخاست
امامت وکشته شدن فاطمه اصلآ به هیچ وجه عنوان عاقلانه نیست
دلیلش هم بالا گفتم
karbalaye
Sunday 3 February 2008, 01:23PM
نوشته من اینقدرcopy-paste نمیخاست
امامت وکشته شدن فاطمه اصلآ به هیچ وجه عنوان عاقلانه نیست
دلیلش هم بالا گفتم
در مورد کپی پست، عرض کنم خدمتتان که اگر شما هم مطلبی دارید لطفا کپی و پست نمایید!!!
اما در مورد عقل:
فک نکنم معیار سنجش این مهم(امامت) ، عقل ناقص بنده و شما باشه چون که در قرآن هست:اکثرهم لا یعقلون ـ اکثرهم لا تفلحون و...
و مورد دیگر: شما مطلب را اگر بخوانید (اگر برایتان مهم باشد) و به پا ورقی مطلب نگاه کنید ف میفهمید که این مطالب را بنده نگفتم بلکه این مطالب جزء معتقدات و اسناد امامان اهل سنت هم هست!
حالا برای پیروان امروزشان ارزشی ندارد ، جای خود داره؟!!!
بنده ضامن این مورد نیستم!
التماس دعا...
یاعلی
هژبر
Sunday 3 February 2008, 01:40PM
نوشته من اینقدرcopy-paste نمیخاست
امامت وکشته شدن فاطمه اصلآ به هیچ وجه عنوان عاقلانه نیست
دلیلش هم بالا گفتم
عقل چيز بسيار خوبي است و عاقلانه سخن گفتن هم خيلي خوب است.
چرا امامت عاقلانه نيست ؟ امامت با كدام اصل عقلي تناقض دارد كه عاقلانه نيست؟
كشته شدن حضرت زهراي اطهر سلام الله عليها عاقلانه نيست يعني چه؟ آيا كشته نشدن ايشان عاقلانه است؟ مگر با قواعد عقلي مي توان كشته شدن يا كشته نشدن يك انسان را اثبات كرد؟
جناب كاسپر آيا شما عاقلانه سخن مي گوييد؟
بابک
Sunday 3 February 2008, 05:58PM
درود خدا بر همه مدافعان راه حق و راه انبیا و لعنت خدا بر دشمنان اهل بیت (ع)
mehrdad_123
Sunday 3 February 2008, 11:45PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
السلام علی کل مومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات:
ضمن تشکر از همه ی برادران و اساتید عزیزم بالاخص سرور عزیزمان جناب کربلایی:smile07:
و اما جناب kasper:
اولا حضرتعالی اگر فکر نمی کنید که عمر ملعون آن حضرت را شهید کرده بس بفرمایید چرا قبر آن حضرت مخفی ماند؟ مگر چه کرده بود؟ در ضمن چرا شماها از تاریخ گریزانید؟ واقعا چرا؟؟؟
.
يا رسول الله
Monday 4 February 2008, 07:22AM
شيوه هميشگي :o
هر وقت به حقيقتي مي رسند انكار مي كنند:(
يا رسول الله
Monday 4 February 2008, 07:24AM
قابل توجه بچه شيعه هاي مهربون
در مذهب اينان هر چه شيطان صفت تر ستوده تر
kasper
Monday 4 February 2008, 01:00PM
من میپرسم و شما طفره میرید
اگه عمر " فاطمه رو کشت چرا کسی قیام نکرد؟
جالبه واسم اینقدر تعصبی و خشک هستین
تو یکی از این تایپک ها یکی از کاربرها آیه ای از قران آورده بود و گفته بود زنان پیامبر مادران شما هستند (بحث در مورد عایشه بود)
بعد یکی از کاربرهای دیگه گفته بود من اینجور مادری نمیخام!!!!
مادری که خدا گفته مادره رو از خودتون دور میکنید
و به کس دیگه که آیه ای در مورد مادر بودنش نیومده مادر خطاب میکنید
البته میتونید.....
کسی هم نمیتونه جلوی شما رو بگیره
در ضمن چرا شماها از تاریخ گریزانید؟ واقعا چرا؟؟؟
کدوم تاریخ؟
از اینکه دارین علی رو ترسو جلوه میدین؟
هژبر
Monday 4 February 2008, 01:50PM
جناب كاسپر
توقع داشتيم درباره نحوه سخن گفتنتان كه پرسيده شده بود:
" جناب كاسپر آيا شما عاقلانه سخن مي گوييد؟"
توضيح دهيد اما ...
اشكال ندارد. آن چيز كه عيان است چه حاحجت به بيان است. اما در مورد اينكه پرسيده بوديد: چرا حضرت علي عليه السلام قيام نكردند؟ خدمت شما بايد عرض كنم شما بر چه اساسي وجوب قيام را براي حضرت علي عليه السلام استخراج كرديد؟ آيا واجب بوده است كه حضرت علي عليه السلام قيام كنند؟ اگر بله به چه دليل؟
بابک
Monday 4 February 2008, 01:59PM
دوست عزیز حضرت علی ابن ابیطالب هیچ وقت ترسو نبود . حتی خود اهل تسنن هم این رو قبول دارن که امیر المونین علی ( ع) در شجاعت سر آمد همه جنگجویان زمان خود بود . در مورد جریان شهادت بی بی هم قطعا" و یقینا" مصلحتی در بین بوده . پس شخصیتی مثل علی را نمیتونیم به این سادگی ترسو جلوه بدیم .
به قول فرمایش دوستان ، شما هم اگر در مورد ادعاهای خود سند و مدرک معتبری دارید ارائه بدید . مطمئنا" همه ما اگر مدارک شما محکمه پسند و مستند باشند به مدارک شما احترام میگزاریم . البته احترام گذاشتن با قبول کردن فرق میکنه ها .
من عقیده دارم در جریان شهادت بی بی دو عالم عمر نقش خیلی مهمی را ایفا کرد .
اگر بر فرض علی (ع) در آن مقطع در خصوص این جریان کار خاصی هم انجام ندادند به نظر من فقط و فقط به خاطر اسلام و حفظ منافع اسلام بود . به نظر من برای حفظ اسلام نابه محمدی اگر به خود حضرت فرمان میدادند که خانواده ات را برای ماندگاری و حفظ اسلام در راه خدا قربانی کن ، این کارو میکردن و دریغ نمیکردن .
پس یقینا" حکمتی در بعضی از تصمیمها و کارهای اهل بیت بوده که شاید حالا حالاها برای من و شما روشن نشه و شاید خیلی از این اما و اگر ها با ظهور آقا امام زمان مشخص بشن .
من در اندازه و مقامی نیستم که بخوام بحث های کارشناسی کنم ولی فکر میکنم اگر شما خواستار جواب در مورد سوال خود هستید ، جواب شما توسط بعضی دوستان داده شده ولی اگر از طرح این قبیل سوالها نیت دیگه ای دارید و هدفتون چیز دیگریه ، اون رو باید خدا خودش به شما جواب بده . اون چه در توان امثال ما هست همونیه که در بالا آورده شده ، ولی اگر شما به دنبال مسائل فراتر هستید باید اولا" صلاحیت ورود به اون مقاطع رو داشته باشید و ثانیا" بدونید که دانسته های ما شیعیان به اندازه ای هست که خود خداوند مصلحت دونسته و مقرر کرده نه بیشتر . همینطور در مورد شما .
mehrdad_123
Tuesday 5 February 2008, 12:36AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
السلام علی کل مومنین و المومنات:
ضمن تشکر از همه ی دوستان که انصافا چنان جواب های قانع کننده ای می دهند که اگر یک شخص تعصب ناروا را کنار بگذارد جوابش را خواهد گرفت ولی حیف که کنار گذاشتن تعصب به قدر کنار گذاشتن جاه طلبی و طمع دنیوی سخت است شاید هم سختیش بیشتر باشد....
جناب kasper می فرمایند:
من میپرسم و شما طفره میرید
اگه عمر " فاطمه رو کشت چرا کسی قیام نکرد؟
انصافا شما کجا سئوال کردی که ما جواب ندادیم؟؟؟
اولا دستور حضرت رسول (ص) به حضرت علی(ع) صبرکردن بود نه شمشیر کشیدن!!!
در ضمن خواهشا شما هم جواب چند سئوال زیر را بدهید:
چرا خود حضرت رسول (ص) در صلح حدیبیه حاضر شد لفض مبارک رسول ا... را حذف کند؟ آیا حضرت محمد (ص) رسول خدا نبود که به گفته ی آنان راضی شد؟ آیا راضی شدن حضرت از روی میل و رغبت خود بود؟؟؟ در ثانی وقتی که آن منافقین قصد ترور حضرت را کردند چرا حضرت بعد از اینکه آنها را شناخت به هلاکت نرسانیدشان؟ و هزاران چرای دیگر...................
مادری که خدا گفته مادره رو از خودتون دور میکنید
و به کس دیگه که آیه ای در مورد مادر بودنش نیومده مادر خطاب میکنید
اینجا بحث عایشه و غیر عایشه نیست بفرمایید در تابیک دیگری تا ان شاا... جواب این سئوال را که تمام زنان حضرت ام المومنین نیستند را به طور کامل بدهیم از قرآن و کتب خود اهل سنت
قبول است؟
------------------
ا...هم عجل لولیک الفرج
یا حق
kasper
Tuesday 5 February 2008, 01:23PM
صبر.....
کلمه قشنگیه
ولی صبر در برابر چی؟
در برابر ظلم؟!
اگه تو دنیا مظلوم نبود ظالمی هم وجود نداشت
چطور حسین با 72 نفر در برابر یه سپاه بزرگ میجنگه و حاضر نمیشه ظلم رو ببینه ولی علی در برابر چندین ظلمی که میگین سکوت میکنه؟!!!
تعصب رو بزارید کنار بابا
حسینی
Tuesday 5 February 2008, 02:13PM
با سلام
جناب کسپر
یک سوال دارم
آیا هر وقت حق با یک نفر بود باید بر علیه دیگران قیام کند
پس الان شیعه و سنی باید یک جنگ جهانی باهم راه بیاندازند
آیا منطق شما این است
پس چرا می گین برادرای دیگر شیعه من در تاپیک های دیگه مثلا بدیهای عایشه را از کتب خودشان نقل نکنند چون باعث تفرقه می شه؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
( حال باز اگر از کتب خودمان چیزی می گفتیم یک چیزی )
گاهی برای حفظ اسلام لازم است کسی از قیام مسلحانه دست بکشد
گاهی لازم است صلح کند
گاهی لازم است علی زغم اینکه می داند کشته می شود قیام کند و خود را فدای دین کند
گاهی لازم است که به افشاگری بپردازد
این منطقی است که هر عقل سلیمی می پذیرد
شرایط زمان اقتضا می کند که در هر دوره اقدامی خاص انجام شود.
اما سوال شما که چرا امام علی (ع) قیام نکرد
نیاز دارد که شما شرایط آن زمان را بررسی کنید که ببینید که آیا امام می توانست قیام کند
و اگر قیام کند چه می شد
در ضمن عرض کنم که عدم قیام امام علی (ع) و تعبیر آن به سکوت به هیچ عنوان به معنای عدم بیان حق و احتجاج با مردم و نصیحت مردم نیست
امام علی (ع) در جاهای مختلف و به بهانه های مختلف حق خود را بیان کرده
اما نیاز دارد شما کمی مطالعه داشته باشید
و با این حرف های به ظاهر قشنگ و با هر بادی به این طرف و آن طرف نروید
آیا تا بحال از اهل سنت پرسیده اید چرا امام شش ماه از بیعت سر باز زد. تا آن جواب های مضحک را از آنها تحویل بگیرید.
آیا می دانید بلا فاصله بعد از مرگ پیامبر (ص) عده ای ادعای پیامبری کردند
آیا می دانید که بلا فاصله بعد از مرگ پیامبر (ص) بسیاری در خارج از مدینه تصمیم داشتند با مسلمانان بجنگند و اسلام را نابود کنند.
و آیا انتظار دارید که امام علی هم به آنان کمک می کرد و یک جنگ داخلی هم راه می انداخت تا فاتحه اسلام خوانده شود.
آیا می دانید امام حسین چرا قیام کرد.
آیا می دانید امام حسین در برابر چه کسی قیام کرد
آیا می دانید امام حسین چرا زن و بچه هایش را هم با خود برد
آیا می دانید یزید چه کسی است و چه کار می کرد
آیا می دانید امام حسین اگر قیام نمی کرد چه می شد
سوالات شما نشان می دهد که جواب این سوال ها را نمی دانید
چون شرایط زمان امام علی (ع) را با امام حسین (ع) یکسان فرض می کنید
یزید فاجر شراب خوار را که علنا فسق و فجور می کرد را با عمر و ابوبکر که یا لباس اسلام فعالیت می کردند رایکی می دانید
یا اینکه مثل اهل سنت می خواهید با این ایرادات سطحی آن همه دلیل و مدرک غیر قابل انکار را در مورد حق الهی امام علی (ع) را مخدوش کنید
شما که دنبال حقیقت مذهبی هستید
آیا مطالعه می کنید
ببخشید اگر لحن کلام من تند بود
والله العالم
kasper
Tuesday 5 February 2008, 03:10PM
سلام
حتمآ میخایین بگین عمر ادعا پیامبری کرده؟!!!!
آره؟!!!
اصلآ نیازی به این کار نداشته
تا جایی که من اطلاع داشتم 3 تا خلیفه از ثروتمندان اون زمان بودن
قدرت و سپاه عمر اون زمان شهرت زیادی داشته
اگه دشمن اسلام بود اصلآ مسلمون نمیشد
جز اولین کسایی بوده که مسلمون شده
یزید فاجر شراب خوار را که علنا فسق و فجور می کرد را با عمر و ابوبکر که یا لباس اسلام فعالیت می کردند رایکی می دانید
آها....
الان خودتون دارید اعتراف میکنید
پس دلیل کشتن فاطمه"توسط عمر چی میتونه باشه؟!!!
دلیلی وجود نداره....
مطمعنن اگه ابوبکر و عمر این کار رو کردن بعد از فوت فاطمه"علی با همسر ابوبکر ازدواج نمیکرد!
به خدا قضیه از این راحتتر نیست
کمی روش فکر بدون تعصب میخاد
همین
ولی مطمعنن تهمت زدن گناه کبیره هستش
و اگه این قضیه دروغ باشه (که هست) اون دنیا باید هم جوابگوی خدا باشید و هم عمر!
ببخشید اگر لحن کلام من تند بود
:smile06::smile07:
در کل....
این مباحث نه اصول دین هستش و نه فروع دین و ایمان!
کمی به خودتون بیایین ونگاه کنید خودتون دارین به خودتون ضربه میزنید
منظورم هم شیعه هست و هم سنی
حسینی
Tuesday 5 February 2008, 03:25PM
آقای kasper
حتمآ میخایین بگین عمر ادعا پیامبری کرده؟!!!!
آره؟!!!
می گویم مطالعه ندارید نگید نه
کی گفت عمر یا ابوبکر ادعای پیامبری کرد
این که فردی به نام (مسیلمه ) در یمامه ادعای پیامبری کرد
اینکه یک دسته بعد از شنیدن خبر مرگ پیامبر (ص) مرتد شدند و از اسلام بر گشتند
این که در نزدیک یمن 40 هزار سرباز آماده حمله به مدینه شدند که اگر می آمدند مدینه را نابود می کردند ( مساله عظیم تر از جنگ خندق بود زیرا در جنگ خندق 10 هزار نفر آمده بودند
اینها مورد اتقفاق شیعه و سنی است
جناب kasper مطالعه کنید مطالعه
و الله العالم
mehrdad_123
Wednesday 6 February 2008, 10:50AM
صبر.....
کلمه قشنگیه
ولی صبر در برابر چی؟
در برابر ظلم؟!
اگه تو دنیا مظلوم نبود ظالمی هم وجود نداشت
چطور حسین با 72 نفر در برابر یه سپاه بزرگ میجنگه و حاضر نمیشه ظلم رو ببینه ولی علی در برابر چندین ظلمی که میگین سکوت میکنه؟!!!
تعصب رو بزارید کنار بابا
بسم رب المهدی :
ا...هم عجل لولیک الفرج
السلام علی کل مومنین و المومنات:
ضمن تشکر از برادر و استاد عزیزمان جناب حسینی
جناب kasper: چرا جواب سئوالهایمان را نمی دهی؟؟؟
نمیدونم چرا شماها فقط منبر رفتن رو دوست دارید -عزیز من این که راه بحث و مناظره نیست%
-
بابک
Wednesday 6 February 2008, 12:21PM
بسم رب المهدی :
ا...هم عجل لولیک الفرج
السلام علی کل مومنین و المومنات:
ضمن تشکر از برادر و استاد عزیزمان جناب حسینی
جناب kasper: چرا جواب سئوالهایمان را نمی دهی؟؟؟
نمیدونم چرا شماها فقط منبر رفتن رو دوست دارید -عزیز من این که راه بحث و مناظره نیست%
کاسپر جون آقا مهرداد راست میگه دیگه .
جواب سوالات رو بده . یا قبول میکنیم یا نمیکنیم .
mehrdad_123
Thursday 7 February 2008, 10:44AM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
srak1355
Thursday 7 February 2008, 02:04PM
والله فکر نکنم حقیقت داشته باشه که عمر فاطمه رو کشته
مطمعنن اگه عمر"فاطمه رو کشته بود علی تقاص میگرفت
اصلآ با عقل جور در نمیاد
چه جوریه که علی از کسی که بهش تو نماز ضربه زده تقاص میگیره ولی از عمر نه؟
اصلآ این برداشت عاقلانه نیست
يك روز فرويد يك نظريه آزادي جنسي داد و الان بعد از سالها نتايجش را در جامعه غربي ميبينيم . عملا داشتن بچه قبل از ازدواج شرعي در غرب يك سنت شده است . سوال اين است كه ايا فرويد جامعه غرب را مجبور به چنين كاري كرد ؟
هرگز ! ولي يك نظريه باعث اين انحراف غرب گرديده است .
در مورد حرمت اهل بيت نيز چنين است . ايا ابابكر فاطمه را كشت ؟ ايا عمر فاطمه را كشت ؟ حتي اگر تاريخ خلاف اين مطلب را اثبات كنند يك چيز محقق و اثبات شده است .
اينها حرمت اهل بيت را شكستند و اين 30 سال بعد در كربلا اثر خودش را نشان داد ان هنگام كه تابعين فرزند صحابه سر فرزند رسول خدا را بريدند و بچه شير خواره را با تير نشانه گرفتند و اهل بيت و خاندان پيامبر را به اسيري بردند .
فكر ميكنيد كه يزيد يك شبه يزيد شد يا يزيد از روم به جامعه مسلمين حمله كرد و با فرزندان رسول خدا چينن كرد هرگز !!
بلكه انحرافات از يك جا شروع شده و همانجايي كه رسول اكرم فرمود شاخ فتنه اينجاست .
ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذهديتنا و هب لنا من لدنك رحمه به رحمتك يا ارحم الرحمين.
يا رسول الله
Thursday 7 February 2008, 03:31PM
يك روز فرويد يك نظريه آزادي جنسي داد و الان بعد از سالها نتايجش را در جامعه غربي ميبينيم . عملا داشتن بچه قبل از ازدواج شرعي در غرب يك سنت شده است . سوال اين است كه ايا فرويد جامعه غرب را مجبور به چنين كاري كرد ؟
هرگز ! ولي يك نظريه باعث اين انحراف غرب گرديده است .
در مورد حرمت اهل بيت نيز چنين است . ايا ابابكر فاطمه را كشت ؟ ايا عمر فاطمه را كشت ؟ حتي اگر تاريخ خلاف اين مطلب را اثبات كنند يك چيز محقق و اثبات شده است .
اينها حرمت اهل بيت را شكستند و اين 30 سال بعد در كربلا اثر خودش را نشان داد ان هنگام كه تابعين فرزند صحابه سر فرزند رسول خدا را بريدند و بچه شير خواره را با تير نشانه گرفتند و اهل بيت و خاندان پيامبر را به اسيري بردند .
فكر ميكنيد كه يزيد يك شبه يزيد شد يا يزيد از روم به جامعه مسلمين حمله كرد و با فرزندان رسول خدا چينن كرد هرگز !!
بلكه انحرافات از يك جا شروع شده و همانجايي كه رسول اكرم فرمود شاخ فتنه اينجاست .
ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذهديتنا و هب لنا من لدنك رحمه به رحمتك يا ارحم الرحمين.
چه زيبا گفتي :smile07:
اما دريغ.................:o:o
يا رسول الله
Thursday 7 February 2008, 03:35PM
اي قلم بنويس
اي تاريخ ثبت كن
در كوچه هيچ كس ياور زهرانشد
اللهم العن قاتليك يا فاطمه الزهرا
mehrdad_123
Monday 11 February 2008, 12:19AM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
در این چند هفته کسی از برادران و خواهران غیر شیعه(سنی) نتونسته جواب بیاره و ما هنوز منتظریم ان شاا...
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
kawe arya
Tuesday 12 February 2008, 11:34AM
من سنى نيستم اما
در همين مطالب خواندم كة درب بعشت ندا ميدهد ياعلى
1بس جون صاحب بهشت را على ميدانند شيعيان بس همسر ايشان هم در بهشت مدفون است
راستى شنيدةام شيعيان تكة زمينى نيز در مقابل بهشت خدايى ساختةاند كة بة ان بهشت زهرا ميكويند
2 جطور فرزند جاى دفن مادر خود را نميداندمكر ميشود ان زمان فرزنداش كجابودند كة نتوانستند بة ميت مادر خود اخرين وداع بكويند و بر او نماز ميت بخوانند
mastaneh20_21
Wednesday 13 February 2008, 10:15AM
وقتی پیامبران از خود ارثی به جا نمی گذارند و وقتی به خاطر همین سخن ابو بکر فدک را از حضرت فاطمه گرفت پس چرا عایشه خانه پیامبر به عنوان ارث به تصرف خود در اورد؟
mehrdad_123
Wednesday 13 February 2008, 10:36AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی بزرگوارانم:
جناب کاوه می فرمایند:
1بس جون صاحب بهشت را على ميدانند شيعيان بس همسر ايشان هم در بهشت مدفون است
اولا شما بزرگوار این مطلب را در جای دیگری هم فرمودید و ما هم عرض کردیم که مولا علی (ع) ولی خداوند در بهشت است و به سبب همین صاحب درجات و مقامات عطا شده از طرف خداوند می باشد در ثانی خواهشا بحث را منحرف نکنید
ثالثا منظورتون از اینکه فرمودید در بهشت مدفون است چیه؟
راستى شنيدةام شيعيان تكة زمينى نيز در مقابل بهشت خدايى ساختةاند كة بة ان بهشت زهرا ميكويند
حالا مثلا چه کنیم؟!
2 جطور فرزند جاى دفن مادر خود را نميداندمكر ميشود ان زمان فرزنداش كجابودند كة نتوانستند بة ميت مادر خود اخرين وداع بكويند و بر او نماز ميت بخوانند
تمامی امامان معصوم (ع) قبر مطهر حضرت را می دانستند و می دانند که کجاست و اصلا شما حساب کنید که نه شیعیان و نه امامانشان هیچ کدام قبر مطهرش را نمی شناسند اما این باعث نمی شود که شما صورت سئوال را تغییر دهید
بنا بر این جواب دهید که قبر مطهرش چرا مخفی مانده؟
حسینی
Wednesday 13 February 2008, 03:00PM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
:smile07:
:smile07: یا زهرا (س) :smile07:
:smile07:
.
sweet girl
Wednesday 13 February 2008, 10:23PM
ووااااااااااااااى بر منافقين واااااااى بر آنها !!!
وااااااى بر كسانى كه حسين را كشتند وااااااى
واااي بركساني كه عقلشان را تعطيل ميكنن ودنبال روي آخون داشان مي افتند !!
mehrdad_123
Thursday 14 February 2008, 01:31AM
واااي بركساني كه عقلشان را تعطيل ميكنن ودنبال روي آخون داشان مي افتند !!
خواهشا بحث را منحرف نکنید و اگر با گروهی و یا حزبی مشکل دارید در تالار مربوطه اش بحث کنید لطفا.
يا رسول الله
Thursday 14 February 2008, 03:10AM
جانمان به فداي فاطمه
حقا كه دختر رسول الله هستي يا فاطمه حقا كه سرور زنان اهل بهشتي
حضرت زهرا(س) با مخفي كردن قبرشان تا دنيا بر پاست فرق ميان دوستان و پيروان مولايمان علي ودشمنان ايشان را معلوم كرده اند
اگر اهل سنت براي اثبات حقانيت خود به در و ديوار چنگ بزنند اگر تمام كتب معتبرشان كه خود دليلي بر رد حقانيت انهاست بسوزانند اگر.............
باز هم قبر مخفي فاطمه خط قرمزي بر روي انها و عقايد باطلشان است
نمي خواهند بفهمند كه فاطمه الزهرا با اين كارش چقدر انها را حقير كرده
اگه همه دنيا را با خود همگام كنيد نمي توانيد از زير جواب اين سوال فرار كنيد
چه اربابهايي هنوز از فوت پيامبر نگذشته دختر پيامبر را سيلي زدند وقصد كشتن اهل بيت پيامبر را كردند....
راستي قبر فاطمه زهرا كجاست
اللهم العن قاتليك يا فاطمه الزهرا
mehrdad_123
Thursday 14 February 2008, 06:49PM
جانمان به فداي فاطمه
حقا كه دختر رسول الله هستي يا فاطمه حقا كه سرور زنان اهل بهشتي
حضرت زهرا(س) با مخفي كردن قبرشان تا دنيا بر پاست فرق ميان دوستان و پيروان مولايمان علي ودشمنان ايشان را معلوم كرده اند
اگر اهل سنت براي اثبات حقانيت خود به در و ديوار چنگ بزنند اگر تمام كتب معتبرشان كه خود دليلي بر رد حقانيت انهاست بسوزانند اگر.............
باز هم قبر مخفي فاطمه خط قرمزي بر روي انها و عقايد باطلشان است
نمي خواهند بفهمند كه فاطمه الزهرا با اين كارش چقدر انها را حقير كرده
اگه همه دنيا را با خود همگام كنيد نمي توانيد از زير جواب اين سوال فرار كنيد
چه اربابهايي هنوز از فوت پيامبر نگذشته دختر پيامبر را سيلي زدند وقصد كشتن اهل بيت پيامبر را كردند....
راستي قبر فاطمه زهرا كجاست
اللهم العن قاتليك يا فاطمه الزهرا
برادر و استاد عزیزم خداوند اجرتان دهد:smile07:
mastaneh20_21
Tuesday 19 February 2008, 02:21PM
کسی جواب سوال منو نمی دونست؟
mehrdad_123
Thursday 21 February 2008, 12:55AM
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
يا رسول الله
Thursday 21 February 2008, 07:49AM
http://images.google.com/imgres?imgurl=http://lh3.google.com/_LMboCLQXndc/RlwJw4rHBhI/AAAAAAAAAeY/xuodxx2aToE/s800/Eid25%2B025.jpg&imgrefurl=http://picasaweb.google.com/lh/photo/HV_NQKOsOpNZzD3T5bIY4g&h=600&w=800&sz=137&hl=fa&start=9&tbnid=VBdlCawMhjYaNM:&tbnh=107&tbnw=143&prev=/images%3Fq%3D%25D9%2581%25D8%25AF%25D9%2583%26gbv%3D2%26hl%3Dfa%26sa%3DG
اهل سنت پاسخ دهيد مگر فاطمه پاره تن پيامبر نبود
اهل سنت پاسخ دهيد مگر فاطمه سرور زنان اهل بهشت نبود
اهل سنت پاسخ دهيد مگر اهنت به فاطمه اهانت به پيامبر نبود
اهل سنت پاسخ دهيد چرا فاطمه الزهرا قبرش را مخفي كرد
يا رسول الله
Friday 22 February 2008, 07:16AM
http://www.iranclubs.net/forums/G:\New Folder\Fadak.jpghttp://www.iranclubs.net/forums/G:\New Folder\Fadak.jpg
اهل سنت پاسخ دهيد مگر فاطمه پاره تن پيامبر نبود
اهل سنت پاسخ دهيد مگر فاطمه سرور زنان اهل بهشت نبود
اهل سنت پاسخ دهيد مگر اهنت به فاطمه اهانت به پيامبر نبود
اهل سنت پاسخ دهيد مگر مخالفت با رسول مخلفت با خدا نبود
اهل سنت پاسخ دهيد كدام لعنت شده اي جرئت كرد قاطمه را كتك زند
اهل سنت پاسخ دهيد كسي كه به سرور زنان اهل بهشت سيلي زند انسان است
اهل سنت پاسخ دهيد مگر پيامبر نگفته بود هر كس فاطمه را اذيت كند مرا اذيت كرده
اهل سنت پاسخ دهيد چرا فاطمه الزهرا قبرش را مخفي كرد
اللهم العن قاتليك يا فاطمه الزهرا
خیرالبریه
Friday 22 February 2008, 12:17PM
با سلام وتشکر
روى مسلم في صحيحه عن نافع قال : جاء عبد الله ابن عمر إلى عبد الله بن مطيع حين كان من أمر الحرة ما كان زمن يزيد ابن معاوية ، فقال : اطرحوا لأبي عبد الرحمن وسادة .
فقال : إني لم آتك لأجلس أتيتك لأحدثك حديثا سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقوله ، سمعته يقول : من خلع يدا من طاعة ، لقي الله يوم القيامة لا حجة له ، ومن مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية .
وهذا حدَّثَ به عبد الله بن عمر لعبد الله بن مطيع بن الأسود لمّا خلعوا طاعة أمير وقتهم يزيد ، مع أنه كان فيه من الظلم ما كان ، ثم إنه اقتتل هو وهم ، وفعل بأهل الحرة أموراً منكرة !!
فعـُلِمَ أن هذا الحديث دلَّ على ما دلَّ عليه سائر الأحاديث الآتية من أنه لا يخرج على ولاةأمور المسلمين بالسيف !! وأن من لم يكن مطيعا لولاة الأمور مات ميتة جاهلية !!.)
آیا سرور زنان عالم بر مرگ جاهلی رحلت نموده است ؟؟؟ یا خلفا را بحق نمی داند که بیعت کند ؟؟؟؟
zxcv
Friday 22 February 2008, 01:31PM
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟
احتمالا برای این بوده که در آینده افرادی نیایند و به بهانه پیروی از او بر روی قبرش مانند آنچه که اهل کتاب در مورد قبر پیشوایان خود انجام می دادند بارگاهی چند میلیاردی نسازند و با طلا و نقره ای که باید سهم مردم فقیر و بیچاره می شد تزئین ننمایند !
و این داستان قبر گمشده دختر چهارم و محبوب رسول الله است که خدا او را رحمت کند که عاقبت اندیشی کرد و باعث شد لا اقل در مورد قبر او اینگونه بدعتهایی بوجود نیاید .
mehrdad_123
Sunday 24 February 2008, 01:43AM
احتمالا برای این بوده که در آینده افرادی نیایند و به بهانه پیروی از او بر روی قبرش مانند آنچه که اهل کتاب در مورد قبر پیشوایان خود انجام می دادند بارگاهی چند میلیاردی نسازند و با طلا و نقره ای که باید سهم مردم فقیر و بیچاره می شد تزئین ننمایند !
و این داستان قبر گمشده دختر چهارم و محبوب رسول الله است که خدا او را رحمت کند که عاقبت اندیشی کرد و باعث شد لا اقل در مورد قبر او اینگونه بدعتهایی بوجود نیاید .
ببینید احتمالات اینها چه قدر جالب است:smile55:
آخه جناب تو اصلا الفبای اسلام رو می شناسی؟! خودت میگی که هشت ساله به طور رسمی تو اینترنت مردم رو به اسم توحید فریب میدم ولی دریغ از اینکه یه بار قرآن رو کنار هم بخونی هر چند که از هدفت مشخصه که نمی خواستی قرآن بخونی بلکه...
.
يا رسول الله
Sunday 24 February 2008, 07:28AM
احتمالا برای این بوده که در آینده افرادی نیایند و به بهانه پیروی از او بر روی قبرش مانند آنچه که اهل کتاب در مورد قبر پیشوایان خود انجام می دادند بارگاهی چند میلیاردی نسازند و با طلا و نقره ای که باید سهم مردم فقیر و بیچاره می شد تزئین ننمایند !
و این داستان قبر گمشده دختر چهارم و محبوب رسول الله است که خدا او را رحمت کند که عاقبت اندیشی کرد و باعث شد لا اقل در مورد قبر او اینگونه بدعتهایی بوجود نیاید .
:smile21::smile21::smile21::smile21::smile21:
بيچاره ها اون روز تا حالا نتوانستند جواب پيدا كنند حالا مجبور شدند بغضشون را قائم كنند و از فاطمه زهرا تشكر كنند;);)
:smile21::smile21::smile21::smile21::smile21:
اي خدا قربونت برم
mehrdad_123
Monday 25 February 2008, 02:07AM
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
mehrdad_123
Tuesday 26 February 2008, 10:54AM
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
تا به امروز باسخی دریافت نکردیم
mehrdad_123
Friday 29 February 2008, 01:16AM
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
محب اهل البیت
Friday 29 February 2008, 04:09PM
بسم الله الرحمن الرحيم
باسلام خدمت برادران عزيز
برادري که اين سوال کرده ظاهرا فکر مي کنه کا اهل سنت هيچ مشکلي باحضرت فاطمه رضي الله عنها دارند واگر فکر مي کنند يک دليل يا يک سخنراني يکي از مشايخ اهل سنت بيارند که داره به بانوي بزرگ عالم توهين بکنه
امانسبت به سوال برادر عزيزم که قبر حضرت فاطمه کجاست دين اسلام به ما ياد نداده که قبر تک تک اشخاص را بايد فهميد يا فهميدن جاي قبر کسي سبب افزايش اجر خواهد بود آقاي عزيز همينجور که قبر فاطمه معلوم نيست قبر امهات المومنين هم مشخص نيت شما به من بگو قبر حضرت موسي کجاست قبر انبيا کجاست ايا انها هم باکسي مشکل داشتن که الان جاي قبر انها مشخص نيست من زياد صحبتم طولاني نمي کنم وان شاالله بتونيم از همديگر استفاده کنيم وگفتگوي ما دوستانه باشد وبه مقدسات طرفين اهانت نشود.
متشکرم
mehrdad_123
Friday 29 February 2008, 07:02PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
با عرض سلام به حضور همه ی حقیقت جویان
برادر محترم :جدا از مسائل نامربوط و بی اساسی که مطرح کرده اید لطفا باسخ این سئوال را بدهید:
چرا مولایم حضرت علی (ع) به طور مخفیانه و شبانه بانوی دو عالم را دفن کرد؟!
ان شاا... تعالی منتظر باسخ حضرتعالی هستیم
.
محب اهل البیت
Friday 29 February 2008, 07:18PM
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام به برادر عزیزم
من عرض کردم که حتی قبر حضرت عایشه وحفصه وبقیه امهات المومنین معلوم نیست
واین از شدت حیایی که داشتن
محب اهل البیت
Friday 29 February 2008, 07:30PM
بسم الله الرحمن الرحیم
معذرت می خوام که حرفه ناتمام کذاشتم من خدمتتون عرض کردم که زنان از حیایی که داشتن خود وصیت می کردن که شبانه دفن شوند وهمان طور کی می دونید حضرت عایشه شبانه دفن شد وهیچ کس نمی دونه قبر آن کجاست واین دلیل نمی شود که باکسی مشکل داشته
شما منظورتان این است چون از ابوبکر وهمراهانش ناراحت بوده گفت که مخفیانه دفنم کنید
من فرض می کنم که همان طور که شما می خواهید بگویید حضرت فاطمه از حضرت ابوبکر وعمر ناراحت بوده من می خوام بفهم باانکه اینها تهمت بیش نیست ولی دوست دارم در گفتگوی خودمان حرکت باشه ومیگم که ازدست ان دو بزرگوار ناراحت بود/خوب که چی
برادر عزیز من یک سوال کوچلو داشتم اولین نفری که از اهل بیت پیامبر بعد از پیامبر از دنیا می ره
شما هخم مثل ما می گوید حضرت فاطمه است یانه
از پاسخ متشکرم
mehrdad_123
Friday 29 February 2008, 07:39PM
زنان از حیایی که داشتن خود وصیت می کردن که شبانه دفن شوند
جواب این سئوال را هم بدهید تا بعدا به طور مفصل تری به این موضوع ببردازیم
چرا حضرت علی(ع) هم برای مدتی قبرش مخفی بود؟
محب اهل البیت
Friday 29 February 2008, 09:05PM
بسم الله الرحمن الرحیم
اولا به من بگو از کجا فهمیدی که قبر سیدنا علی رضی الله عنه درعراق است
اهل سنت اعتقاد دارند که دقیق مشخص نیست مثل ابولولو فیروزی در مدینه خود کشی می کند درکاشان بارگاه براش درست می کنند
واگه حضرت علی به قول شما تا مدتی مشخص نبود اوضاع ان زمان وخوارج را خودت بهتر می دونی یا می خواستی حضرت بعد از شهادتش مثل امام حسین با سر مبارکش در شهرها باآن دور بزنند
shaahiin
Friday 29 February 2008, 10:52PM
جواب این سئوال را هم بدهید تا بعدا به طور مفصل تری به این موضوع ببردازیم
چرا حضرت علی(ع) هم برای مدتی قبرش مخفی بود؟
در مورد قبرها و خواص جادويی آنها چندان اطلاعی ندارم ولی درباره "کهیعص" فکر کنم بعضی از علما ميگويند که "ک" از اول نام امام هفتم(ع) می آيد، "ه" از يا ضامن آهو ميآيد، "ي" یعنی يازده امام که با امام زمان(عج) ميشوند 12 تا، از همه آسان تر "ع" که معلومه که اوّل نام امام اول(ع) است و "ص" يعنی صلوات و سلام عليهم اجمعين و لعنت علی من يقول غير ذالک.
علّت اين که فقط از امام هفتم(ع) و امام اول(ع) به وضوح نام برده شده و از بقيه امامان با اشاره نام برده شده است اوّلا رد شيعه 6 امامی است و ثانيا اين است که امام اوّل شيعيان در اصل خليفه اوّل اهل تسنّن است نه خليفه چهارم یعنی در اصل باید می بوده باشد. ببینید در یک کلمه چه چیزها نهفته است.
mehrdad_123
Friday 29 February 2008, 11:31PM
اولا به من بگو از کجا فهمیدی که قبر سیدنا علی رضی الله عنه درعراق است
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران:
جناب محب:
ظاهرا خیلی مایلید که به شیوه های گوناگون بحث رو منحرف کنید اما ان شاا... من حقیر اندر حقیر نوکران اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نمی گذارم به مقصودتان برسید ان شاا...
در ضمن هر عقیده ای که نسبت به قبر مطهر حضرت علی (ع) دارید داشته باشید این موضوع هیچ کمکی به شما نمی کند بلکه بدتر به ضرر شما هم هست لذا به سئوال مربوطه و تناقض عقیدتی خود باسخ دهید که فرموده بودید:
زنان از حیایی که داشتن خود وصیت می کردن که شبانه دفن شوند
و ما هم عرض کردیم:
جواب این سئوال را هم بدهید تا بعدا به طور مفصل تری به این موضوع ببردازیم
چرا حضرت علی(ع) هم برای مدتی قبرش مخفی بود؟
حال منتظر جوابیم
mehrdad_123
Friday 29 February 2008, 11:37PM
جناب شاهین:
اولا مطالب شما مربوط به تابیک نیست در ثانی فکر و عقیده ی علمای شما هیچ ارزش سندی در مناظرات ندارد - بیشنهاد می کنم سئوال امضای این حقیر را دوباره بخوانید و اگر جوابی دارید در تابیک دیگری به این موضوع ببردازید- خوشحال می شویم
محب اهل البیت
Saturday 1 March 2008, 04:58PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران:
جناب محب:
ظاهرا خیلی مایلید که به شیوه های گوناگون بحث رو منحرف کنید اما ان شاا... من حقیر اندر حقیر نوکران اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نمی گذارم به مقصودتان برسید ان شاا...
در ضمن هر عقیده ای که نسبت به قبر مطهر حضرت علی (ع) دارید داشته باشید این موضوع هیچ کمکی به شما نمی کند بلکه بدتر به ضرر شما هم هست لذا به سئوال مربوطه و تناقض عقیدتی خود باسخ دهید که فرموده بودید:
و ما هم عرض کردیم:
حال منتظر جوابیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به برادر عزیزم
خوب اگه می خواهیم اینجوری پیش بریم به هیچ منفعتی نمی رسیم
قبر حضرت فاطمه در بقیع می باشد من خودم در مدینه پیش یک روحانی ایستاده بودم که میگفت که به احتمال قوی قبر حضرت فاطمه در بقیع می باشد
وحضرت علی هنوز هم مشخص نیست که قبرش کجاست
من از شما پرسیدم ایا شیعه هم مثل اهل سنت اعتقاد دارد که اولین شخصی که از اهل بیت رسول بعد از ان بهش ملحق می شوند فاطمه است یانه
ابن علی
Saturday 1 March 2008, 05:40PM
بسم الله الرحمن الرحیم
اولا به من بگو از کجا فهمیدی که قبر سیدنا علی رضی الله عنه درعراق است
با سلام
نکند که شما هم معتقد هستید که چون ان شتر بخصوص سوخت کروزین استفاده میکرده گازش را گرفته و یک کله تا مزار شریف تاخته است؟:smile21:
ابن علی
Saturday 1 March 2008, 05:45PM
بسم الله الرحمن الرحیم
قبر حضرت فاطمه در بقیع می باشد من خودم در مدینه پیش یک روحانی ایستاده بودم که میگفت که به احتمال قوی قبر حضرت فاطمه در بقیع می باشد
وحضرت علی هنوز هم مشخص نیست که قبرش کجاست
با سلام
بر سر تعیین قبر سرور زنان دو عالم با شما موافقم که یکی از احتمالات بقیع است!
اما راجع به قبر امام علی (ع) باید از شما پرسید که ایا شما به گفته های فرزندان امام اعتماد میکنید و یا به نظر علمای خودتان؟
mehrdad_123
Sunday 2 March 2008, 03:02AM
قبر حضرت فاطمه در بقیع می باشد من خودم در مدینه پیش یک روحانی ایستاده بودم که میگفت که به احتمال قوی قبر حضرت فاطمه در بقیع می باشد
احتمالات سند و منطق بحث نیست و اصلا بحث اینجاست که چرا مخفی مانده؟! نه اینکه احتمال چقدر است و...
در مورد مولایم حضرت علی (ع) حضرتعالی هنوز به سئوال من باسخ نداده اید که من باسخ بدهم
mehrdad_123
Wednesday 5 March 2008, 03:05AM
چرا مخفی مانده؟!
كيوان(tic)
Wednesday 5 March 2008, 11:53AM
هر چقدر سعي مي كنم تو اين تالار فقط مطالب را بخوانم و نظري ندهم، مي بينم كه ممكن نيست چون بعضي ها چيزهايي مي گويند........................
ببخشيد آقاي محب اهل البيت، شما هم حرف هايي مي زنيد!!!
من عرض کردم که حتی قبر حضرت عایشه وحفصه وبقیه امهات المومنین معلوم نیست
واین از شدت حیایی که داشتن
خداوند در ابتداي آيه 33 سوره احزاب مي فرمايد { و قرن في بيوتكن}، آن وقت عايشه از كلام خداوند حيا نكرد و سوار بر شتر در جنگ جمل شركت كرد :eek:
در قضيه كشتن عثمان ، عايشه شما گفت بكشيد اين پيرمرد ..............( خط نقطه چين درون آن كلمه اي است كه شدت حياي عايشه را فهميديم)
من فرض می کنم که همان طور که شما می خواهید بگویید حضرت فاطمه از حضرت ابوبکر وعمر ناراحت بوده من می خوام بفهم باانکه اینها تهمت بیش نیست ولی دوست دارم در گفتگوی خودمان حرکت باشه ومیگم که ازدست ان دو بزرگوار ناراحت بود/خوب که چی
خوب كه چي؟!!! اين هم از آن حرف ها است
برادر من، فرموديد (حضرت فاطمه (س) از دست آن دو ناراحت بود/خوب كه چي)
ببخشيد پيامبر(ص) در مورد چه كسي فرموده پاره تن من است
اولا به من بگو از کجا فهمیدی که قبر سیدنا علی رضی الله عنه درعراق است
اهل سنت اعتقاد دارند که دقیق مشخص نیست
قبر حضرت فاطمه در بقیع می باشد من خودم در مدینه پیش یک روحانی ایستاده بودم که میگفت که به احتمال قوی قبر حضرت فاطمه در بقیع می باشد
وحضرت علی هنوز هم مشخص نیست که قبرش کجاست
اين شد مثلا جواب!!!
به قول آقا مهرداد احتمالات سند و منطق بحث نيست
اگر بخواهيد با خيال راحت اين گونه جواب دهيد
من هم مي گويم شيعيان اعتقاد دارند ابوبكر و عمر در مسجد النبي دفن نشده اند. عده اي هم بر اين قولند كه در بياباني در اطراف مدينه دفن شده اند.
اهل تشيع هم اعتقاد دارند كه دقيق مشخص نيست
ببخشيد اميدوارم بحث دوباره عوض نشه
و روشن بفرماييد قبر حضرت فاطمه(س) كجاست و چرا مخفي مانده؟
و اميد دارم دوباره نگوييد كه فهميدن اين سوال چه فايده اي دارد
عاطفه
Wednesday 5 March 2008, 11:57AM
آقا مهرداد اینا اگه جواب قانع کننده ای داشتن مطمعناً تا حالا رو می کردن
موفق باشید منم همچنان مثل شما منتظرم
یا علی
محب اهل البیت
Wednesday 5 March 2008, 03:57PM
بسم الله الرحمن الرحیم
عزیز من مادر شما در بقیع می باشد
ما می پرسیم که قبر مادرمان عایشه کجاست
mehrdad_123
Wednesday 5 March 2008, 08:20PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران:
جناب محب می گویند:
عزیز من مادر شما در بقیع می باشد
کجای بقیع؟
میشه بفرمایید چه جوری مطمئن شدید؟
ما می پرسیم که قبر مادرمان عایشه کجاست
از کسانی ببرسید که در طلب ترور وی بودند همانطور که ما از کسانی می برسیم که امروزه بیرو کسانی هستند که حضرت زهرا(س) را به شهادت رساندند.
.
mehrdad_123
Wednesday 5 March 2008, 08:22PM
اینا اگه جواب قانع کننده ای داشتن مطمعناً تا حالا رو می کردن
ضمن تشکر از شما
به نکته ی بسیار جالبی اشاره کردید اتفاقا به نظر من هم اگر تا به امروز جوابی قانع کننده داشتند رو می کردن ولی فقط در طلب منحرف کردن بحث هستند%
محب اهل البیت
Thursday 6 March 2008, 01:26AM
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز مهرداد حضرت فاطمه در بقیع می باشد وکسی که او را غسل داد حضرت اسما بنت عمیس زن حضرت ابوبکر می باشد
وشما اگر به بقیع تشریف ببرید قبر هیچ کدام از صحابه را نمی شناسید چون اهل سنت اهتمامی که شیعه به قبر می دهد ندارد
برای مطمئن شدن باینکه حتی پرستار حضرت فاطمه اسما بنت عمیس زن ابوبکر بود مراجعه شود به کتاب بیت الاحزان نوشته محدث بزرگ شیخ عباس قمی
mehrdad_123
Thursday 6 March 2008, 02:22AM
وشما اگر به بقیع تشریف ببرید قبر هیچ کدام از صحابه را نمی شناسید چون اهل سنت اهتمامی که شیعه به قبر می دهد ندارد
اتفاقا چرا؟!
به طور مثال قبر مطهر حضرت خدیجه(س) تا زمانی گنبد هم داشت با این وجود امروزه هم قبر ایشون مشخص است
قبر امامان ما هم نمونه ای دیگر هستند
در ضمن برادر عزیز سعی نکنید موضوع را عوض کنید به من بگویید چرا مخفی مانده؟!
كيوان(tic)
Thursday 6 March 2008, 02:48AM
تكرار پشت تكرار
مثل اينكه محب اهل البيت ما خيلي دوست داره بجاي جواب دادن مانند گنجشك از اين شاخه به آن شاخه بپره
معلومه پست 75 من را نخوانده يا خوانده ولي.....................
mehrdad_123
Thursday 6 March 2008, 04:26AM
برادر و سرور عزیزم جناب کیوان:
متاسفانه به سبب اینکه روی کلمه ی آخرین صفحه کلیک می کنم لذا نتونستم مطالبتون رو بخونم ولی الآن که فرمودید یه صفحه عقب تر برگشتم و دیدم به چه نکات جالبی اشاره کرده اید برای همین با اجازه ی شما مطالبتان را دو باره می آورم تا اگر احیانا جناب محب هم نخوانده اند و یا متوجه نشده اند دو باره بخوانند تا شاید ان شاا... دلایلشون رو منطقی تر بکنند:
مطالبی که قرمز رنگ است از جناب محب می باشدو مابقی از جناب کیوان:
هر چقدر سعي مي كنم تو اين تالار فقط مطالب را بخوانم و نظري ندهم، مي بينم كه ممكن نيست چون بعضي ها چيزهايي مي گويند........................
ببخشيد آقاي محب اهل البيت، شما هم حرف هايي مي زنيد!!!
من عرض کردم که حتی قبر حضرت عایشه وحفصه وبقیه امهات المومنین معلوم نیست
واین از شدت حیایی که داشتن
خداوند در ابتداي آيه 33 سوره احزاب مي فرمايد { و قرن في بيوتكن}، آن وقت عايشه از كلام خداوند حيا نكرد و سوار بر شتر در جنگ جمل شركت كرد :eek:
در قضيه كشتن عثمان ، عايشه شما گفت بكشيد اين پيرمرد ..............( خط نقطه چين درون آن كلمه اي است كه شدت حياي عايشه را فهميديم)
من فرض می کنم که همان طور که شما می خواهید بگویید حضرت فاطمه از حضرت ابوبکر وعمر ناراحت بوده من می خوام بفهم باانکه اینها تهمت بیش نیست ولی دوست دارم در گفتگوی خودمان حرکت باشه ومیگم که ازدست ان دو بزرگوار ناراحت بود/خوب که چی
خوب كه چي؟!!! اين هم از آن حرف ها است
برادر من، فرموديد (حضرت فاطمه (س) از دست آن دو ناراحت بود/خوب كه چي)
ببخشيد پيامبر(ص) در مورد چه كسي فرموده پاره تن من است
اولا به من بگو از کجا فهمیدی که قبر سیدنا علی رضی الله عنه درعراق است
اهل سنت اعتقاد دارند که دقیق مشخص نیست
قبر حضرت فاطمه در بقیع می باشد من خودم در مدینه پیش یک روحانی ایستاده بودم که میگفت که به احتمال قوی قبر حضرت فاطمه در بقیع می باشد
وحضرت علی هنوز هم مشخص نیست که قبرش کجاست
اين شد مثلا جواب!!!
به قول آقا مهرداد احتمالات سند و منطق بحث نيست
اگر بخواهيد با خيال راحت اين گونه جواب دهيد
من هم مي گويم شيعيان اعتقاد دارند ابوبكر و عمر در مسجد النبي دفن نشده اند. عده اي هم بر اين قولند كه در بياباني در اطراف مدينه دفن شده اند.
اهل تشيع هم اعتقاد دارند كه دقيق مشخص نيست
ببخشيد اميدوارم بحث دوباره عوض نشه
و روشن بفرماييد قبر حضرت فاطمه(س) كجاست و چرا مخفي مانده؟
و اميد دارم دوباره نگوييد كه فهميدن اين سوال چه فايده اي دارد
محب اهل البیت
Thursday 6 March 2008, 10:17AM
بسم الله الرحمن الرحیم
باعرض سلام خدمت برادر عزیز
این هم حرف علمای شما نسبت به دفن حضرت فاطمه
ـ شيخ صدوق: چون از زيارت پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فارغ شدم، به طرف خانه فاطمه عليها السّلام رفتم ـ كه از كنار ستونى كه نزديك باب جبرئيل است وقتى وارد مى شوى تا آخر بقعه اى كه پيامبر صلّى الله عليه و آله در آن است واقع شده است ـ پس كنار بقعه ايستادم، در حالى كه سمت چپم به سوى آن بود و پشت به قبله و رو به بقعه ايستادم، در حالى كه غسل كرده بودم وگفتم:
«سلام بر تو اى دختر فرستاده خدا. سلام بر تو اى دختر پيامبر خدا، سلام بر تو اى دختر حبيب خدا، سلام بر تو اى دختر خليل خدا، سلام بر تو اى دختر برگزيده خدا، سلام بر تو اى دختر امين خدا، سلام بر تو اى دختر بهترين خلق خدا، سلام بر تو اى دختر برترين پيامبران و فرستادگان و فرشتگان خدا، سلام بر تو اى دختر بهترين مردم، سلام بر تو اى بانوى زنان جهان، از اولين و آخرين، سلام بر تو اى همسر ولىّ خدا و بهترين مردم پس از پيامبر خدا، سلام بر تو اى مادر حسن و حسين، دو سرور جوانان اهل بهشت، سلام بر تو اى صديقه شهيده، سلام بر تو اى رضيّه و مرضيّه، سلام بر تو اى برتر و پاك، سلام بر تو اى حورى انسى، سلام بر تو اى پروا پيشه پاكيزه، سلام بر تو اى محدّثه دانا، سلام بر تو اى ستمديده غصب شده، سلام بر تو اى شكنجه شده سركوب شده، سلام بر تو اى فاطمه، دختر پيامبر خدا و رحمت خدا و بركات او بر تو. درود خدا بر تو، بر روح و پيكرت، گواهى مى دهم، كه تو بر اساس دليل روشنى از پروردگارت گذشتى (و عمر به پايان بُردى) و اينكه هر كه تو را خشنود سازد، پيامبر را خشنود كرده و هر كه بر تو جفا كند، بر رسول خدا جفا كرده است. هر كه تو را بيازارد، رسول خدا را آزرده و هر كه با تو پيوند برقرار كند با پيامبر، پيوند برقرار كرده و هر كه از تو ببرد از پيامبر بريده است، چرا كه تو پاره اى از پيامبر و جان اويى كه در سينه اوست، همچنانكه خودش فرمود ـ برترين سلام و درود خدا بر او باد ـ .
خدا و فرستادگانش و فرشتگانش را گواه مى گيرم، كه من از كسى خشنود هستم كه تو از او خشنودى، خشمگين از كسى هستم كه تو بر او خشمگينى، بيزار از كسى هستم كه تو از او بيزارى و دوستدار كسى هستم كه تو با او دوستى مى كنى، دشمن كسى هستم كه تو با او دشمنى، كينه دار از كسى هستم كه تو از او كينه دارى، دوست دارم كسى را كه تو او را دوست دارى و خدا براى گواهى و حسابگرى و پاداش و ثواب، كافى است».
3 / 3
مدفن فاطمه دختر پيامبر صلّى الله عليه و آله
4 ـ امام صادق عليه السّلام : پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: ميان قبر و منبر من باغى از باغ هاى بهشت است و منبر من بر دريچه اى از دريچه هاى بهشت است» چرا كه كه قبرفاطمه عليها السّلام ميان قبر و منبر اوست و قبر او بوستانى از بوستان هاى بهشت است و دريچه اى از دريچه هاى بهشت به سوى آن است.
5 ـ احمد بن محمد بن ابى نصر: از امام رضا عليه السّلام پرسيدم كه فاطمه دختر پيامبر صلّى الله عليه و آله كجا دفن شد؟ فرمود: مردى همين سؤال را از امام صادق عليه السّلام كرد و عيسى بن موسى هم حاضر بود. عيسى به او گفت: در بقيع به خاك سپرده شد. آن مرد به امام صادق عليه السّلام گفت: چه مى گويى؟ حضرت فرمود: اين شخص به تو گفت. به آن حضرت عرض كردم: خدا خيرت دهد. من با عيسى بن موسى چه كار دارم؟ تو از پدرانت براى من خبر ده. امام فرمود: در خانه خودش دفن شد.
6 ـ احمد بن محمد بن ابى نصر: از امام رضا عليه السّلام از قبر حضرت فاطمه عليها السّلام پرسيدم. فرمود: در خانه اش دفن شد. چون بنى اميّه مسجد را توسعه دادند، در مسجد قرار گرفت.
بيان
شيخ صدوق گفته است: در اينكه قبر حضرت فاطمه عليها السّلام كجاست، روايات مختلف است. برخى روايت كرده اند كه در بقيع دفن شد، برخى روايت كرده اند كه ميان قبر پيامبر و منبر مدفون گشت و از اين رو پيامبر صلّى الله عليه و آله فرموده است: ميان قبر و منبر من باغى از باغ هاى بهشت است، بعضى هم روايت كرده اند كه در خانه اش دفن شد و چون بنى اميّه مسجد را توسعه دادند، در مسجد قرار گرفت. و اين نزد من درست است.
3 / 4
باغى از باغ هاى بهشت
7 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : ميان خانه و منبر من، باغى از باغ هاى بهشت است و منبر من بر حوض من است.
8 ـ معاوية بن وهب: به امام صادق عليه السّلام گفتم: آيا پيامبر صلّى الله عليه و آله فرموده است: ميان خانه و منبر من باغى از باغ هاى بهشت است؟ فرمود: آرى. و فرمود: خانه على و فاطمه عليهما السّلام مابين خانه اى است كه پيامبر صلّى الله عليه و آله در آن است، تا درى كه رو به روى كوچه اى است كه به بقيع مى خورد. فرمود: اگر از آن در وارد شوى و ديوار سرجايش باشد به شانه چپ تو مى خورد. سپس خانه هاى ديگر را نام برد.
9 ـ ابوبكر حضرمى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: ميان خانه و منبر من باغى از باغ هاى بهشت است و منبر من دريچه اى از دريچه هاى بهشت است و پايه هاى منبر من در بهشت روييده است.
ابوبكر حضرمى گفت: امروز هم باغ است؟ امام صادق عليه السّلام فرمود: آرى، اگر پرده كنار رود، مى بينيد!
10 ـ جميل بن درّاج: شنيدم امام صادق عليه السّلام مى فرمود: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: بين منبر و خانه من باغى از باغ هاى بهشت است و منبر من بر دريچه اى از دريچه هاى بهشت است و يك نماز در مسجد من برابر با هزار نماز در مساجد ديگر است، مگر مسجد الحرام.
جميل گويد: به آن حضرت گفتم: خانه هاى پيامبر و خانه على عليه السّلام از همان است؟ فرمود: آرى و برتر .
11 ـ مرازم: از امام صادق عليه السّلام درباره آنچه مردم نسبت به «روضه» ( باغ ) مى گويند، پرسيدم. فرمود: رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: بين خانه من و منبر من، باغى از باغ هاى بهشت است و منبر من بر دريچه اى از دريچه هاى بهشت است.
گفتم: فدايت شوم، حدّ روضه چيست؟ فرمود: بعد از ستون چهارم از طرف منبر تا سايه ها . گفتم: فدايت شوم آيا از صحن مسجد هم چيزى جزء آن است؟ فرمود: نه .
http://www.hadj.ir/fa/default.php?part=quran&id=15
محل دقیق قبر زهرا (س)کجاست؟
عدهای قبر او را بین قبر و منبر رسول الله، عدهای بقیع، و عدهای هم خانه خودش را که هماکنون در مسجد واقع شده است، قویترین احتمال برای مدفن پاکش دانستهاند.
کسانی هم که احتمال قوی به دفن آن بی بی دو عالم (س) در بقیع دادهاند، گفتهاند: اینکه در کجای بقیع دفن شده باشد، معلوم نیست.
مرحوم مجلسی میگوید: آنچه ارباب تاریخ نقل میکنند، به ظاهر آن است که زهرای اطهر (س) در بقیع مدفون باشد، اما این که در کجای بقیع باشد، بر کسی معلوم نیست و خود مرحوم مجلسی میگوید: درستترین گفته آن است که آن حضرت در مسجد پیامبر دفن شده باشد (بحار ۴۳ ص ۱۸۷).
mehrdad_123
Thursday 6 March 2008, 10:35AM
عدهای قبر او را بین قبر و منبر رسول الله، عدهای بقیع، و عدهای هم خانه خودش را که هماکنون در مسجد واقع شده است، قویترین احتمال برای مدفن پاکش دانستهاند.
بنابر این هنوز هم نامشخص است
بفرمایید چرا مخفی مانده؟!
محب اهل البیت
Thursday 6 March 2008, 01:41PM
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر شما هم به من گفتید که چرا قبرهای اکثر انبیا مشخص نیست بعد می تونی بفهمی که چرا قبر حضرت فاطمه معلوم نیست
وشما جوری این مطالب را می آورید که فقط قبر حضرت فاطمه مشخص نیست
قبر حضرت عایشه کجاست؟
قبر حضرت حفصه کجاست ؟
قبر بقییه انبیا کجاست؟
یعنی اینها به قول خوداوت همه از ترس دشمنانشان قبرشان نامعلوم است
كيوان(tic)
Thursday 6 March 2008, 07:11PM
بعد از كلي تايپ كردن گفتي
عدهای قبر او را بین قبر و منبر رسول الله، عدهای بقیع،و عدهای هم خانه خودش را که
هماکنون درمسجد واقع شده است،قویترین احتمال برای مدفن پاکش دانستهاند.
برادر عزيز به هر ديني كه اعتقاد داري جواب اين سوال را بده ، نبينم دوباره بحث عوض كني
سوال: چرا اين همه اختلاف در محل مدفن است؟ جالب تر از همه اينكه خودت هم با آوردن
سند (البته به زعم خودت) باز هم به نتيجه مشخص نرسيدي!!!!
جناب محب اهل البيت مطمئنم كه خودت بهتر از همه منظور تاپيك آقا مهرداد را گرفتي وليكن
هنرمند خوبي در عوض كردن بحث هستي. من با اجازه مهرداد عزيز دوباره مي پرسم چرا
مدفن او مشخص نيست و چرا مخفي مانده!!!
قابل توجه جنابعالي تا قبل از تخريب بقيع به دست وهابيون در سال 1304 هجري شمسي مدفن
چهار امام شيعيان ، دختران و زنان پيامبر، قبر عثمان و بسياري از صحابه مشخص بود
(منظور از مشخص بودن اينكه بر روي قبر هاي آنها نما و ساختماني و گنبدي بود) پس چرا مدفن
حضرت فاطمه (س).......................
اميدوارم اين بار متوجه شده باشي
کسانی هم که احتمال قوی به دفن آن بی بی دو عالم (س) در بقیع دادهاند،گفتهاند: اینکه در
کجای بقیع دفن شده باشد، معلوم نیست
لا اله الا الله
عزيزم، خوب چرا معلوم نيست در كجاي بقيع دفن شده؟ اين سوال اساسي ما است؟
براي چندمين بار احتمالات ، سند و منطق بحث نيست
خودت هم نفهميدي چي گفتي !!! يكجا مي گويي مدفن در بقيع يكجا مي گويي مدفن در مسجد
النبي يكجا...
اگر شما هم به من گفتید که چرا قبرهای اکثر انبیا مشخص نیستبعد می تونی بفهمی که چرا قبر
حضرت فاطمه معلوم نیست
عاقبت كم آوردن اينه كه استاد فرمودند هر وقت قبر اكثر انبيا را پيدا كرديم مي توانيم مدفن
حضرت فاطمه (س) را هم پيدا كنيم.
نتيجه اي ارزشمند : آقا مهرداد و بنده حقير و ساير دوستان از فردا صبح به دنبال اين مطلب
برويم كه چرا قبر اكثر پيامبران مشخص نيست، به دنبال كشف اين قضيه مدفن فاطمه (س) هم
معلوم مي شود!!!
بنازم به اين منطق:smile39:
قبر حضرت عایشه کجاست؟
قبر حضرت حفصه کجاست ؟
از قديم گفته اند آدم دروغگو فراموشكار است.
شما در پست 63 ، خودتان گفتيد علت مخفي بودن قبر عايشه و حفصه از شدت حيايي بود كه
داشتند، بعد مي پرسي كجاست؟!! خودت فهميدي چي گفتي؟!!!
جواب شرم و حياي عايشه را قبلا داده ام!!!! براي حفصه هم اگر مشتاق باشي جواب مي دهم
قبر بقییه انبیا کجاست؟
ببين سوال بي ربط با بحث مي كني و هم چنين بي منطق است!!! :smile27:
من هم اين سبك سوال را بلد هستم
به عنوان نمونه: جنابعالي هر وقت نام كل انبيا را بردي آنوقت قبر همه انبيا را نشان مي دهم
( در ضمن هنوز جواب پست 83 را كه آقا مهرداد دوباره آورد، باز هم ندادي همچنان منتظرم)
محب اهل البیت
Thursday 6 March 2008, 09:16PM
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام خدمت برادران محترم
عزیز گرامی من من خودم در مدینه دیدم که شیعه می گویند که قبر فاطمه در بقیع می باشد
بله من گفتم والان هم می گم قبر اکثر انبیا وصالحین مشخص نیست
من زیاد نمی خوام بنویسم چون شما یک بحثی را باز کرید که خودتان نمی دونیید نتیجش چه خواهد بود
شما می خواهید بگوید که فاطمه از دست حضرت ابوبکر وعمر ناراحت بوده وبه همین خاطر دستور میده به حضرت علی که شبانه دفن بشه
شما همه بحثتان تا الان وهمه نوشتهایتان می خواستید به این چیز برسید
ولی مطمئن باشید که حرفهایتان فقط کلام خالی وبدون سند می باشد
چون شما سوال کردید؟ وما جواب دادیم حالا از جواب ما خوشتان بیاید یا نیاید این بستگی به خود شما دارد
شماها می گویید شبانه دفن شد چون مشکل داشت با ابوبکر وعمر ما هم می گوییم اگر قرار باشه هر کی از هرکی ناراحت باشه شبانه دفن بشه پس هیچ کس قبر کسی را نخواهد دید
وحتما حضرت موسی با قومش مشکل داشت که دستور داد شبانه دفن بشه که حالا می بینیم قبزش مشخص نیست
yaaliasghar
Thursday 6 March 2008, 09:22PM
ای ناموس خدا دعا کن فرزندت بیاید تا قبر نا پیدایت پیدا شود
مادر افسوس که قبرت پنهان است
تو مادر شیعیانی بر شیعیان بسیار دعا کن
shaahiin
Thursday 6 March 2008, 09:28PM
شاید برای ابراز انزجار از قبر پرست های خدا پرست نما مخفی مانده.
گل باقالی
Thursday 6 March 2008, 09:53PM
مگر حضرت علی برای 25 سال خانه نشینی از کسی تقاص گرفت
تازه وقتی امر رسول اکرم باشد که صبر کنید پس دیگر تقاص نمی خواهد
mehrdad_123
Friday 7 March 2008, 12:49AM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام به حضور همه ی سروران:
ضمن تشکر از همه ی برادران و سروران حاضر
تیزبینی ها و متکلم بودن برادر و سرور عزیزم جناب کیوان مرا وادار می کند تا مطالب این بزرگوار را تکرار کنم-اجرهم عندا...
بعد از كلي تايپ كردن گفتي
عدهای قبر او را بین قبر و منبر رسول الله، عدهای بقیع،و عدهای هم خانه خودش را که
هماکنون درمسجد واقع شده است،قویترین احتمال برای مدفن پاکش دانستهاند.
برادر عزيز به هر ديني كه اعتقاد داري جواب اين سوال را بده ، نبينم دوباره بحث عوض كني
سوال: چرا اين همه اختلاف در محل مدفن است؟ جالب تر از همه اينكه خودت هم با آوردن
سند (البته به زعم خودت) باز هم به نتيجه مشخص نرسيدي!!!!
جناب محب اهل البيت مطمئنم كه خودت بهتر از همه منظور تاپيك آقا مهرداد را گرفتي وليكن
هنرمند خوبي در عوض كردن بحث هستي. من با اجازه مهرداد عزيز دوباره مي پرسم چرا
مدفن او مشخص نيست و چرا مخفي مانده!!!
قابل توجه جنابعالي تا قبل از تخريب بقيع به دست وهابيون در سال 1304 هجري شمسي مدفن
چهار امام شيعيان ، دختران و زنان پيامبر، قبر عثمان و بسياري از صحابه مشخص بود
(منظور از مشخص بودن اينكه بر روي قبر هاي آنها نما و ساختماني و گنبدي بود) پس چرا مدفن
حضرت فاطمه (س).......................
اميدوارم اين بار متوجه شده باشي
کسانی هم که احتمال قوی به دفن آن بی بی دو عالم (س) در بقیع دادهاند،گفتهاند: اینکه در
کجای بقیع دفن شده باشد، معلوم نیست
لا اله الا الله
عزيزم، خوب چرا معلوم نيست در كجاي بقيع دفن شده؟ اين سوال اساسي ما است؟
براي چندمين بار احتمالات ، سند و منطق بحث نيست
خودت هم نفهميدي چي گفتي !!! يكجا مي گويي مدفن در بقيع يكجا مي گويي مدفن در مسجد
النبي يكجا...
اگر شما هم به من گفتید که چرا قبرهای اکثر انبیا مشخص نیستبعد می تونی بفهمی که چرا قبر
حضرت فاطمه معلوم نیست
عاقبت كم آوردن اينه كه استاد فرمودند هر وقت قبر اكثر انبيا را پيدا كرديم مي توانيم مدفن
حضرت فاطمه (س) را هم پيدا كنيم.
نتيجه اي ارزشمند : آقا مهرداد و بنده حقير و ساير دوستان از فردا صبح به دنبال اين مطلب
برويم كه چرا قبر اكثر پيامبران مشخص نيست، به دنبال كشف اين قضيه مدفن فاطمه (س) هم
معلوم مي شود!!!
بنازم به اين منطق:smile39:
قبر حضرت عایشه کجاست؟
قبر حضرت حفصه کجاست ؟
از قديم گفته اند آدم دروغگو فراموشكار است.
شما در پست 63 ، خودتان گفتيد علت مخفي بودن قبر عايشه و حفصه از شدت حيايي بود كه
داشتند، بعد مي پرسي كجاست؟!! خودت فهميدي چي گفتي؟!!!
جواب شرم و حياي عايشه را قبلا داده ام!!!! براي حفصه هم اگر مشتاق باشي جواب مي دهم
قبر بقییه انبیا کجاست؟
ببين سوال بي ربط با بحث مي كني و هم چنين بي منطق است!!! :smile27:
من هم اين سبك سوال را بلد هستم
به عنوان نمونه: جنابعالي هر وقت نام كل انبيا را بردي آنوقت قبر همه انبيا را نشان مي دهم
mehrdad_123
Friday 7 March 2008, 01:14AM
یا ا...
برای روشن شدن قضیه به برخی سئوالات می بردازیم:
ما از جناب محب می برسیم:
چرا مولایم حضرت علی (ع) به طور مخفیانه و شبانه بانوی دو عالم را دفن کرد؟!
و جناب محب در باسخ می گویند:
زنان از حیایی که داشتن خود وصیت می کردن که شبانه دفن شوند
در باسخ به جناب محب می گوییم:
آیا ابوبکر هم از شدت حیایش بود که شبانه دفن شد؟!
-----------------------------------------------------------------------
در جای دیگری جناب محب می گویند:
قبر حضرت عایشه کجاست؟
برو از کسانی ببرس که او را ترور کردند .
و به قول جناب کیوان:
از قديم گفته اند آدم دروغگو فراموشكار است.
شما در پست 63 ، خودتان گفتيد علت مخفي بودن قبر عايشه و حفصه از شدت حيايي بود كه
داشتند، بعد مي پرسي كجاست؟!! خودت فهميدي چي گفتي؟!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در بخشی از گفت و گو جناب محب از بابت اینکه بحث را منحرف کنند سئوال کرده بودند :
قبر بقییه انبیا کجاست؟
و جناب کیوان چه زیبا باسخ داده بودند:
ببين سوال بي ربط با بحث مي كني و هم چنين بي منطق است!!! :smile27:
من هم اين سبك سوال را بلد هستم
به عنوان نمونه: جنابعالي هر وقت نام كل انبيا را بردي آنوقت قبر همه انبيا را نشان مي دهم
به نظر تا به اینجا منطق اهل سنت نمایان شد- ان شاا...
محب اهل البیت
Friday 7 March 2008, 02:06AM
یا ا...
برای روشن شدن قضیه به برخی سئوالات می بردازیم:
ما از جناب محب می برسیم:
و جناب محب در باسخ می گویند:
در باسخ به جناب محب می گوییم:
آیا ابوبکر هم از شدت حیایش بود که شبانه دفن شد؟!
-----------------------------------------------------------------------
در جای دیگری جناب محب می گویند:
برو از کسانی ببرس که او را ترور کردند .
و به قول جناب کیوان:
از قديم گفته اند آدم دروغگو فراموشكار است.
شما در پست 63 ، خودتان گفتيد علت مخفي بودن قبر عايشه و حفصه از شدت حيايي بود كه
داشتند، بعد مي پرسي كجاست؟!! خودت فهميدي چي گفتي؟!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در بخشی از گفت و گو جناب محب از بابت اینکه بحث را منحرف کنند سئوال کرده بودند :
و جناب کیوان چه زیبا باسخ داده بودند:
به نظر تا به اینجا منطق اهل سنت نمایان شد- ان شاا...
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام خدمت برادران عزیز
یکی از دلایل خوب نبودن خوارج این بود که حرف راستی می زدند ولی هدف غلطی را دنبال می کردند
من اگر نقل کردم نظر علمای شما نقل کردم نه خودم
آدم تعجب می کنه از گفتار خودتان این چیزهای که نقل کردم از کتابهای خودتون بود
برادران شیعه می گویند قبر فاطمه نامشخص است ولی از ان طرف زیارت نامه برای حضرت فاطمه دارند
زيارت حضرت فاطمه (عليها السلام)
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا مُمْتَحَنَةُ، قَدِ امْتَحَنَكِ الَّذِى خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صابِرَةً، وَنَحْنُ لَكِ اَوْلِياءُ صابِرُونَ، وَمُصَدِّقُونَ لِكُلِّ ما اَتينا بِهِ اَبُوكِ، صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَاَتينا بِهِ وَصِيُّهُ، فَاِنّا نَسْئَلُكِ اِنْ كُنّا صَدَّقْناكِ اِلاّ اَلْحَقْتِنا بِتَصْدِيقِنا لَهُمالِنُبَشِّرَاَنْفُسَنااَنّا قَدْ طَهُرْنا بِوِلايَتِكِ، «اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ نَبِىِّ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَلِيلِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَمِينِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللّهِ، اُشْهِدُ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَلائِكَتَهُ اَنِّى راض عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ، ساخِطٌ عَلى مَنْ سَخَطْتِ عَلَيْهِ، مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ، مُوال لِمَنْ والَيْتِ، مُعاد لِمَنْ عادَيْتِ، مُبْغِضٌ لِمَنْ اَبْغَضْتِ، مُحِبٌّ لِمَنْ اَحْبَبْتِ، وَكَفى بِاللّهِ شَهِيداً وَحَسِيباً وَجازِياً وَمُثِيباً».
یعنی شما جلوی در حیاط خونه می ایستید ومی خونید این زیارت نامه یا جای دیگر
اکثر شیعیان در بقیع این دعاها را می خوانند
ابن علی
Friday 7 March 2008, 03:03AM
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا مُمْتَحَنَةُ، قَدِ امْتَحَنَكِ الَّذِى خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صابِرَةً، وَنَحْنُ لَكِ اَوْلِياءُ صابِرُونَ، وَمُصَدِّقُونَ لِكُلِّ ما اَتينا بِهِ اَبُوكِ، صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَاَتينا بِهِ وَصِيُّهُ، فَاِنّا نَسْئَلُكِ اِنْ كُنّا صَدَّقْناكِ اِلاّ اَلْحَقْتِنا بِتَصْدِيقِنا لَهُمالِنُبَشِّرَاَنْفُسَنااَنّا قَدْ طَهُرْنا بِوِلايَتِكِ، «اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ نَبِىِّ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَلِيلِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَمِينِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللّهِ، اُشْهِدُ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَلائِكَتَهُ اَنِّى راض عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ، ساخِطٌ عَلى مَنْ سَخَطْتِ عَلَيْهِ، مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ، مُوال لِمَنْ والَيْتِ، مُعاد لِمَنْ عادَيْتِ، مُبْغِضٌ لِمَنْ اَبْغَضْتِ، مُحِبٌّ لِمَنْ اَحْبَبْتِ، وَكَفى بِاللّهِ شَهِيداً وَحَسِيباً وَجازِياً وَمُثِيباً».
یعنی شما جلوی در حیاط خونه می ایستید ومی خونید این زیارت نامه یا جای دیگر
اکثر شیعیان در بقیع این دعاها را می خوانند
اینجا از کمبود جواب به جاده خاکی زدیید
لطفا بفرمایید که شما با نام اهل بیت امده اید که حق خلفا را ثابت کنید
همین بالا خودتان راجع به خوارج چه فرمودید ....؟ حتمن به یاد دارید
كيوان(tic)
Friday 7 March 2008, 03:22AM
عزیز گرامی من من خودم در مدینه دیدم که شیعه می گویند که قبر فاطمه در بقیع مي باشد
از كرامات شيخ ما( محب اهل البيت) اين است كه از عقايد ما خبر دارد ولي خود ما خبر نداريم:smile09:
شيعيان تواين تالار و سايت هاي ديگر و خارج از رايانه ، بطور كل در محيط و جامعه اعتقاد دارند كه مدفن حضرت فاطمه (س) بطور دقيق مشخص نيست و البته عده اي از آنها مكان هايي براساس حدس و فرضيه براي مدفن ذكر مي كنند و نه بطور يقين. اين همه رسانه هاي جمعي ، علما، حوزه و مردم عادي شيعه مانند حقيرچنين ادعايي نكرده اند آنوقت حضرتعالي..................
من هم مي توانم بگويم عده اي سني ديدم كه اعتقاد دارند قبر ابوبكر و عمر در مسجدالنبي نيست، اين شد حرف
در ضمن مسئله اساسي مكان مدفن نيست، مسئله اساسي اين است كه چرا مدفن مخفي مانده؟ چرا زهرا(س) مي گويد شبانه مرا دفن نماييد؟ و چرا از علي(ع) مي خواهد بجز عده اي قليل كسي بر بدن او نماز نگذارد؟
عزيزم حالا ملتفت شدي؟!!!
راستي قبلا فرموده بوديد اگر راز مخفي بودن قبر انبيا را يافتيم، راز مخفي بودن مدفن زهرا مشخص مي شود ولي اينجا ميگوييد در بقيع است!!!! بي جهت نيست مي گويند آدم دروغگو فراموشكاره
بله من گفتم والان هم می گم قبر اکثر انبیا وصالحین مشخص نیست
اي بابا، عزيز جان، شما كل انبيا را نام ببر، بعد ما تحقيق مي كنيم ببينيم چرا قبر اكثر آنها مشخص نيست
من زیاد نمی خوام بنویسم چون شما یک بحثی را باز کرید که خودتان نمی دونیید نتیجش چه خواهد بود
اتفاقا نتيجه اش را خوب مي دانيم
شما می خواهید بگوید که فاطمه از دست حضرت ابوبکر وعمر ناراحت بودهوبه همین خاطر دستور میده به حضرت علی که شبانه دفن بشه
شما همه بحثتان تا الان وهمه نوشتهایتان می خواستید به این چیز برسید
ولی مطمئن باشید که حرفهایتان فقط کلام خالی وبدون سند می باشد
بدون سند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ببخشيد سوتي بزرگي دادي
مي خواهيد از خود صحيحين شما سند بياورم كه نوشته فاطمه(س) تا موقع رحلتش از دست آن دو ناراحت بود
چون شما سوال کردید؟ وما جواب دادیم حالا از جوابما خوشتان بیاید یا نیاید این بستگی به خود شما دارد
ايها الناس ايشان مي گويد اگر ما بگوييم چرا قبر اكثر پيامبران مشخص نيست آنوقت مي توانيم بفهميم كه چرا مدفن فاطمه(س) مشخص نيست!!! حال شما بگوييد از اين جواب بايد خوشمان بيايد!!!
شماها می گویید شبانه دفن شد چون مشکل داشت با ابوبکر وعمر ما هم می گوییماگر قرار باشه هر کی از هرکی ناراحت باشه شبانه دفن بشهپس هیچ کس قبر کسی را نخواهد دید
عجب جواب منطقي دادي!!! ممنون فيض برديم
باز هم كه دروغ گفتي، اتفاقا اكثر قبرها معلومه
ببخشيد اگر ارث شما را بگيرند و در خانه شما را آتش بزنند و به داخل خانه شما هجوم بياورند و فرزند شما را بكشند عكس العمل تان چيست؟ فهميدم لابد اين ظا لمين را بغل كرده و بوسه اي بر گونه هاي آنها زده و به آنها احسنتكم مي گوييد!!!
ببخشيد، صريح تر مي گويم به افرادي كه اين گونه باشند بي غيرت و بزدل مي گويند
وحتما حضرت موسی با قومش مشکل داشت که دستور دادشبانه دفن بشه که حالا می بینیم قبزش مشخص نیست
من فقط مي دانم با توجه به مطالب قرآن، اكثر قوم موسي ، ايشان را خيلي اذيت كردند شايد به اين خاطر دستور داد شبانه دفن بشه (اين قوم درخواست هاي عجيب و غريبي از موسي مي كردند)
یکی از دلایل خوب نبودن خوارج این بود کهحرف راستی می زدند ولی هدف غلطی را دنبال می کردند
چشمم روشن ؛ اين بود اعتقاد شما به خليفه چهارم
مي داني خوارج در مورد حضرت علي (ع) چه مي گفتند پس حرف راستي مي زدند!!!
اندك اندك عقيده باطني خود را داريد عرضه ميكنيد!!!:smile09:
من اگر نقل کردم نظر علمای شما نقل کردم نه خودم
آدم تعجب می کنه از گفتار خودتان این چیزهای که نقل کردم از کتابهای خودتون بود
در پست 84 بعد از كلي تايپ كردن نظر علماي شيعه (البته به زعم خودت) در آخر گفتي
{سخنان جنابعالي:عدهای قبر او را بین قبر و منبر رسول الله، عدهای بقیع، و عدهای هم خانه خودش را که هماکنون در مسجد واقع شده است، قویترین احتمال برایمدفن پاکش دانستهاند.
کسانی هم که احتمال قوی به دفن آن بی بی دو عالم (س) در بقیع دادهاند،گفتهاند: اینکه در کجای بقیع دفن شده باشد، معلوم نیست.}
و سوال ما اين است طفره نرو و فقط بگو چرا اين همه اختلاف در محل مدفن و از همه مهمتر چرا مدفن مخفي است؟ (ميداني براي چندمين بار اين سوال را تكرار كردم)
برادران شیعه می گویند قبر فاطمه نامشخص استولی از ان طرف زیارت نامه برای حضرت فاطمه دارند
احسن بر شما!!!! نمرديم و فهميديم كه زيارت نامه دليل بر مشخص بودن محل مدفن است:eek:
اکثر شیعیان در بقیع این دعاها را می خوانند
براي اينكه وهابيون نمي گذارند شيعيان در مكان هاي ديگر كه احتمال مدفن در آنجا هست بروند و زيارت
نامه را بخوانند. تازه تو همين بقيع هم بعضي اوقات تحريم مي كنند.
كيوان(tic)
Friday 7 March 2008, 04:16AM
مهرداد عزيز
اين محب اهل البيت ما، تا الان اگر جوابي منطقي براي سوال هاي شما داشت داده بود.
من يك پيشنهاد دارم؛ شما دوست عزيز و بنده حقير وبقيه دوستان بهتر است يك تيم باستان شناسي تشكيل
داده و دنبال قبر پيامبران بگرديم و هر كدام از قبرها را كه پيد انكرديم در آنصورت راز مخفي بودن مدفن حضرت فاطمه(س) مشخص مي شود!!!
شايد اين بنده خدا راست ميگه!!!
امان از اين تعصب كوركورانه كه باعث ميشه آدم به حقيقت پي نبرده و جوابهاي عجيب و غريب بدهد
كيوان(tic)
Friday 7 March 2008, 04:33AM
جناب محب اهل البيت
ببخشيد؛ رك و صريح مي گويم
تا الان هر چي پست دادي جواب دادم ولي تو اين همه پست هاي من، به جاي جواب دادن مثل گنجشك از
اين شاخه به آن شاخه پريده و به جاي جواب دادن، بطور مداوم بحث را عوض مي كني!!!
آن قدر از اين شاخه به آن شاخه مي پري كه خودت هم نمي فهمي چي گفتي؛ بطوري كه در نهايت تناقضات زيادي بين پست هايت ديده مي شود.
قبلا به چند تا از دوستانت گفتم اينجا هم به شما مي گويم
كلا از شما خوشم مي آيد چون بجاي جواب دادن، دائما بحث را عوض مي كني
چنانچه دوباره جواب ندهيد ديگر با شما گفتگو نمي كنم:smile27:
البته سوالات آقا مهرداد را روز قيامت از شما مي پرسم
يا رسول الله
Friday 7 March 2008, 06:38AM
جناب محب اهل البيت
ببخشيد؛ رك و صريح مي گويم
تا الان هر چي پست دادي جواب دادم ولي تو اين همه پست هاي من، به جاي جواب دادن مثل گنجشك از
اين شاخه به آن شاخه پريده و به جاي جواب دادن، بطور مداوم بحث را عوض مي كني!!!
آن قدر از اين شاخه به آن شاخه مي پري كه خودت هم نمي فهمي چي گفتي؛ بطوري كه در نهايت تناقضات زيادي بين پست هايت ديده مي شود.
قبلا به چند تا از دوستانت گفتم اينجا هم به شما مي گويم
كلا از شما خوشم مي آيد چون بجاي جواب دادن، دائما بحث را عوض مي كني
چنانچه دوباره جواب ندهيد ديگر با شما گفتگو نمي كنم:smile27:
البته سوالات آقا مهرداد را روز قيامت از شما مي پرسم
برادر عزيز اين شيوه اهل سنت در پاسخ دادن هست:o:o:o
دريغ از لحظه اي تفكر .................دريغ:smile09:
يا رسول الله
Friday 7 March 2008, 07:30AM
اينكه اقايان اهل سنت شهادت حضرت زهرا و كتك خوردن ايشان را تهمت ميدانند
بايد عرض كنم كه
اهل سنتي مي گفت اين قضيه حضرت زهرا يك دعواي خانوادگي بوده ربطي به ديگران نداشته انها با هم فاميل بوده اند:eek::eek::eek:
نمي دانم چرا با اين كه مي دانند باز هم سعي مي كنند انكار كنند
يا رسول الله
Friday 7 March 2008, 07:34AM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
mehrdad_123
Friday 7 March 2008, 10:19AM
ضمن تشکر از همه ی برادران
هنوز هم منتظریم ان شاا...
محب اهل البیت
Friday 7 March 2008, 11:08AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سبحان الله از کلام این قوم
به دیگه سعی می کنم در این موضوع بحث نکنم
من چطور حضرت فاطمه نزد برادران شیعه دیدم؟
حضرا فاطمه به خاطر قطعه زمین دنیا را روی سرش خراب کرد ونزدیک بود برود سر قبر پیامبر ولباس خود را پاره کند وموهایش را برهنه کند وسر قبر دعا کند وحضرت سلمان جلوی ایشان می گیرد
اشان می گویند حضرت فاطمه از دنیا رفت در صورتیکه از ابوبکر ناراحت بود/به خاطر یک قطعه زمین/خیلی جالبه
درکتابهای شما موجود است که فاطمه از ابوبکر راضی شد
عندما غضبت الزهراء مشى إليها ابوبكر بعد ذلك وشفع لعمر وطلب اليها فرضيت عنه انظر شرح نهج البلاغه لإبن ابي حديد 1 / 57
وشرح البلاغه لإبن هيثم 507
آقا می فرماید اگر تمام اسم انبیا گفتید من هم جای قبرشان خواهم گفت/هیچ مشکلی نیست
از اولی شروع می کنیم تا 124هزار برسیم
1-حضرت موسی قبرش به من بگو کجاست تا اسم بعدی بهت بگویم
mehrdad_123
Friday 7 March 2008, 11:54AM
توجه توجه توجه
طرف باز هم می خواد بحث رو منحرف کنه اما من باب برخی مسائل:
پس چرا : همانطور كه بخارى ومسلم مىگويند : فاطمه ( س ) تا آخر عمر از ابوبكر غضب کرده و قهر بود ؟ و به قول دوستان این کار حضرت فاطمه(س) دلیل محکم بر رد خلافت ایشان شد« فغضبت فاطمة بنت رسول اللَّه ( ص ) فهجرت ابابكر فلم تزل مهاجرته حتى توفّيت » . صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 504 ، كتاب الخمس ، باب 837 ، ح1265 . « فوجدت فاطمة على ابى بكر فى ذلك فهجرته فلم تكلّمه حتّى توفّيت . » همان ، ج 3 ، ص 252 ، كتاب المغازى ، ب 155 غزوه خيبر ، حديث 704 . و صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 30 ، كتاب الجهاد و السير ، باب 15 ، ح 52 .
آقا می فرماید اگر تمام اسم انبیا گفتید من هم جای قبرشان خواهم گفت/هیچ مشکلی نیست
از اولی شروع می کنیم تا 124هزار برسیم
1-حضرت موسی قبرش به من بگو کجاست تا اسم بعدی بهت بگویم
قوم حضرت موسی را با امت حضرت محمد(ص) یکی میکنی؟ البته حق داری چون آنها هم جانشین حضرت موسی (ع) را قبول نمی کردند بنابراین از این جهت حق داری
در ضمن اشخاصی مثل ابن ابی الحدید از کی تا حالا شیعه شدن؟! طرف تو کتاب خودش داره میگه من سنی هستم اما اینا خودشون و گول میزنن:smile39:
محب اهل البیت
Friday 7 March 2008, 03:02PM
توجه توجه توجه
طرف باز هم می خواد بحث رو منحرف کنه اما من باب برخی مسائل:
پس چرا : همانطور كه بخارى ومسلم مىگويند : فاطمه ( س ) تا آخر عمر از ابوبكر غضب کرده و قهر بود ؟ و به قول دوستان این کار حضرت فاطمه(س) دلیل محکم بر رد خلافت ایشان شد« فغضبت فاطمة بنت رسول اللَّه ( ص ) فهجرت ابابكر فلم تزل مهاجرته حتى توفّيت » . صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 504 ، كتاب الخمس ، باب 837 ، ح1265 . « فوجدت فاطمة على ابى بكر فى ذلك فهجرته فلم تكلّمه حتّى توفّيت . » همان ، ج 3 ، ص 252 ، كتاب المغازى ، ب 155 غزوه خيبر ، حديث 704 . و صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 30 ، كتاب الجهاد و السير ، باب 15 ، ح 52 .
قوم حضرت موسی را با امت حضرت محمد(ص) یکی میکنی؟ البته حق داری چون آنها هم جانشین حضرت موسی (ع) را قبول نمی کردند بنابراین از این جهت حق داری
در ضمن اشخاصی مثل ابن ابی الحدید از کی تا حالا شیعه شدن؟! طرف تو کتاب خودش داره میگه من سنی هستم اما اینا خودشون و گول میزنن:smile39:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادران شیعه می گویند اگر فاطمه از هر کسی ناراحت بشه آن شخص جهنمی می باشد
ومتاسفانه در کتابهای خودشان موجود می باشد که فاطمه از دست علی ناراحت می شد
شما قبر حضرت فاطمه را برای چه می خواهید
می خواهید بر روی ان طواف کیند
شما می توانید یک ققبر ساختگی درست کنید وبگویید قبر فاطمه اینجاست مثل قبر ابولولو فیروزی که در مدینه خودکشی کرد وشما قبر ایشان را در کاشان ساختید ومحل زیارت کثیری از مردم شد
ومن نمی دونم از کی تاحال اهل سنت نهج البلاغه قبول داشتن که حالا بشینند آن را شرح بدهند:smile21:
خیلی از دوستان نظرشان این است که هرکس می خواهد بمیرد وکسی بر ان نماز نخواند شب باشد
عجب مطلب جالبی خیلیها شب مردند وشب هم دفن شدند وهزاران نفر هم پشت جنازه ایشان بودند
:smile21:
كيوان(tic)
Friday 7 March 2008, 05:08PM
برادران و خواهران ؛
گنجشك اشي مشي ما باز هم به شاخه ديگري پريد:o
خبر خبر داغ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ودروغي ديگر از كاربر هميشه دروغگو
در پست 103 گفتند دیگه سعی می کنم در این موضوع بحث نکنم
ولي در پست 105 .................................:smile27:
كيوان(tic)
Friday 7 March 2008, 05:15PM
توهيني به ساحت حضرت فاطمه (س) شد كه من را بر آن داشت كه موضوعي را بيان كنم
برادران و خواهران خود قضاوت كنيد
در آيه 8 سوره الانسان {وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}
حضرت فاطمه (س) به همراه اهل خانه اش، غذاي خود را در سه شب با وجود احتياج خودشان به مسكين و يتيم و اسير مي دهند
و در آيات بعدي (9 و 10)همين سوره
{إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا} {إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا}
حضرت فاطمه (س) غذاي سه شب خود را مي بخشد و از همه جالبتر آنكه اين عمل را براي رضاي خدا انجام داده و هيچ پاداشي براي اين عمل خود از آن بندگان خدا نمي خواهد
آنوقت دروغگويي مي گويد فاطمه (س) به خاطر تكه زميني از دست ابوبكر ناراحت شد.
آفرين بر شيخ زمانه كه از باطن و نيات فاطمه (س) از خود خداوند هم بيشتر مي فهمد (استغفر الله)
در حاليكه خداوند در آيه بعدي (11) مي فرمايد
فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِکَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا
حال دروغگو تو بهتر مي فهمي يا خداوند سبحان!!!
در ضمن هدف فاطمه از ارث ، طلبيدن فدك نبود هدفش فراتر از اين دنياي مادي و زمين فدك بود همانطور كه هدف اصلي آقا مهرداد جاي مدفن نيست هدفش فراتر از جا و مكان مدفن است
نكته اي بس شيرين :
افتخار ما شيعه اين است كه خداوند در سوره انسان از فاطمه (س) تمجيد كرده است
و شما نيز افتخار كنيد به عايشه، زني كه خداوند به او فرمود {وَقَرْنَ في بُيُوتِکُنَّ}
ولي اين زن سوار بر شتر در جنگ جمل شركت كرد و از بانيان اين جنگ بود
و سوالي بس شيرين: كشته هاي طرفين جنگ جمل ، گناه آن به گردن كيست؟!!! ديه آنها به گردن كيست؟!!!
بعضي كشته ها از صحابه پيامبر بودند ؛ خون ريخته شده آنها به گردن كيست؟!!!:smile09:
كيوان(tic)
Friday 7 March 2008, 05:26PM
ضمن تشکر از همه ی برادران
هنوز هم منتظریم ان شاا...
مهرداد جان خدا قوت:smile07:
راستي ، يكي به من بگه اينها در كدام فضا سير مي كنند با اين جواب هاي قشنگ قشنگ
استاد اهل سنت در همين موضوع يكجا فرمودند مدفن بخاطر شرم و حيا مخفي بود، در جاي ديگر فرمودند مدفن بين قبر و مدفن رسول الله است، در جاي ديگر گفتند مدفن در بقيع است، در جاي ديگر اظهار داشتند در خانه خودش كه هم اكنون در مسجد واقع شده و................
و سر آخر مي گويد مكان مدفن را براي چه مي خواهيم!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اين نوع در هم گسيخته جواب دادن؛ من را به ياد افرادي مي اندازد كه در دريا دارند غرق مي شوند و چون شنا كردن بلد نيستند تقلا كرده و دست و پا مي زنند!!!!
shaahiin
Friday 7 March 2008, 06:17PM
...
...
در آيه 8 سوره الانسان ...
و در آيات بعدي (9 و 10)همين سوره...
...
در حاليكه خداوند در آيه بعدي (11) مي فرمايد...
...
... خداوند در سوره انسان از ... تمجيد كرده است
...
...
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُوْلَـئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَـؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْعَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ 11:18
چه كسی ظالم تر از آنان كه دربارهٔ خدا دروغ می سازند؟ آنها نزد پروردگارشان حاضر خواهند شد و شاهدان خواهند گفت: "اينان هستند كه دربارهٔ پروردگارشان دروغ گفتند. ستمكاران به لعنت خدا گرفتار شده اند."
mehrdad_123
Friday 7 March 2008, 09:54PM
ومتاسفانه در کتابهای خودشان موجود می باشد که فاطمه از دست علی ناراحت می شد
منظورت همون جعلیات هستش؟!
بعد از عمری این شاخه و اون شاخه بریدن باسخ اهل سنت را راجع به سئوال تابیک ببینید:
شما قبر حضرت فاطمه را برای چه می خواهید
می خواهید بر روی ان طواف کیند
شما می توانید یک ققبر ساختگی درست کنید وبگویید قبر فاطمه اینجاست مثل قبر ابولولو فیروزی که در مدینه خودکشی کرد وشما قبر ایشان را در کاشان ساختید ومحل زیارت کثیری از مردم شد
:smile39::smile39::smile39:این جوابها رو از کجا بیدا کردید؟!:smile21:
.
mehrdad_123
Friday 7 March 2008, 09:56PM
دلیل را ببینید- آخر تفسیر به رای آیات هستش:
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُوْلَـئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَـؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْعَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ 11:18
چه كسی ظالم تر از آنان كه دربارهٔ خدا دروغ می سازند؟ آنها نزد پروردگارشان حاضر خواهند شد و شاهدان خواهند گفت: "اينان هستند كه دربارهٔ پروردگارشان دروغ گفتند. ستمكاران به لعنت خدا گرفتار شده اند."
احمدfff
Saturday 8 March 2008, 01:19AM
بسم الله الرحمن الرحیم
من فرض می کنم که همان طور که شما می خواهید بگویید حضرت فاطمه از حضرت ابوبکر وعمر ناراحت بوده من می خوام بفهم باانکه اینها تهمت بیش نیست ولی دوست دارم در گفتگوی خودمان حرکت باشه ومیگم که ازدست ان دو بزرگوار ناراحت بود/خوب که چی
في مستدرك الحاكم:3/154:(قال النبي صلى الله عليه وآله وسلم لفاطمة: إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك . هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .
وفي مجمع الزوائد:9/203: ( قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك . رواه الطبراني وإسناده حسن ).
وهو في الطبراني الكبير:1/108، ولم أجد تصريح الذهبي بتصحيحه في ميزان الإعتدال، وقد يفهم ذلك من توثيقه للقزاز في:2/492 ، وهو في سلسلة رواته عند الطبري .
وقال الصالحي في سبل الهدى والرشاد:11/44: (الرابع: في أن الله تبارك وتعالى يرضى لرضاها ، ويغضب لغضبها. روى الطبراني بإسناد حسن ، وابن السني في معجمه وأبو سعيد النيسابوري في الشرف ، عن علي رضي الله تعالى عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لفاطمة: إن الله تعالى يغضب لغضبك ويرضي لرضاك
صحيح البخاري - المناقب - مناقب قرابة رسول الله ( ص ) ومنقبة - رقم الحديث : ( 3437 )
- حدثنا أبو الوليد حدثنا إبن عيينة عن عمرو بن دينار عن إبن أبي مليكة عن المسور بن مخرمة أن رسول الله (ص) قال : فاطمة بضعة مني فمن أغضبها أغضبني
صحيح البخارى - فرض الخمس - باب - رقم الحديث : ( 2862 )
- حدثنا عبد العزيز بن عبد الله حدثنا إبراهيم بن سعد عن صالح عن إبن شهاب قال أخبرني عروة بن الزبير أن عائشة أم المؤمنين ( ر ) أخبرته أن فاطمة عليها السلام ابنة رسول الله (ص) سألت أبا بكر الصديق بعد وفاة رسول الله (ص) أن يقسم لها ميراثها مما ترك رسول الله (ص) مما أفاء الله عليه فقال لها أبو بكر إن رسول الله (ص) قال لا نورث ما تركنا صدقة فغضبت فاطمة بنت رسول الله (ص) فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتى توفيت وعاشت بعد رسول الله (ص) ستة أشهر
yaaliasghar
Saturday 8 March 2008, 01:45AM
لعن علی عدوک یا علی و فاطمه
اولی و دومی و سومی و عایشه
كيوان(tic)
Saturday 8 March 2008, 02:34PM
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُوْلَـئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَـؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْعَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ 11:18
چه كسی ظالم تر از آنان كه دربارهٔ خدا دروغ می سازند؟ آنها نزد پروردگارشان حاضر خواهند شد و شاهدان خواهند گفت: "اينان هستند كه دربارهٔ پروردگارشان دروغ گفتند. ستمكاران به لعنت خدا گرفتار شده اند."
ببينم خوابي يا بيدار!!!!:smile55:
من تقصيري ندارم :smile31:
چون اكثر علماي اهل سنت چند آيه ذكر شده از سوره انسان را در شان حضرت فاطمه (س) و اهل خانه اش مي دانند، آنوقت تو مفسر قرآن شده اي؟!!!!:smile09:
مي خواهي اسم علمايي از اهل سنت را بياورم كه در اين مورد چه گفتند؟ فكر كنم مي داني ولي مثل همقطارانت داري در دريا غرق مي شوي و آخرين تقلا ها را انجام مي دهي!!!
واقعا كه، روي شما را برم
اتفاقا اين آيه در شان امثالهم نازل شده كه از خود آيه اي را تفسير و وصله به من مي كنيد
محب اهل البیت
Saturday 8 March 2008, 02:56PM
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام خدمت برادران عزیز
من نمی دونم که چرا این همه تعصب ونفرت از کسانی که شما اسلام بودن خودتان مدیون انها هستید
چهر حدیث نقل می کنید که ابوبکر فاطمه را عصبانی کرده وحدیثیامبر نقل می کنید که هر کسی من را اذیت کنه فاطمه اذیت کرده وهمینجور این را به اون وصل می کنید ویک عقیده متعصب نشان میدهید
من از برادران می پرسم چطور موقعی که فاطمه از حضرت علی ناراحت می شد این ایات واحادیث به ان ربط نمی دهید
بسم الله الرحمن الرحیم
برادران شیعه عزیز چرا کتابهای خود را نمی خویند که ببینید که فاطمه از حضرت علی هم ناراحت می شد
روى ابن بابويه القمي الملقب بالصدوق في كتابه عن أبي عبدالله ( جعفر الصادق ) أنه سئل :
هل تشيع الجنازة بنار ويمشى معها بمجمرة أو قنديل أو غير ذلك مما يضاء به ؟ قال : فتغير لون أبي عبد الله من ذلك واستوى جالسا ثم قال :
إنه جاء شقي من الأشقياء إلى فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال لها : أما علمت علياً قد خطب بنت أبي جهل فقالت : حقاً ما تقول ؟ فقال : حقاً ما أقول ثلاث مرات . فدخلها من الغيرة ما لا تملك نفسها وذلك أن الله تبارك تعالى كتب على النساء غيرة وكتب على الرجال جهاداً وجعل للمحتسبة الصابرة منهن من الأجر ما جعل للمرابط المهاجر في سبيل الله .
قال : فاشتد غم فاطمة من ذلك وبقيت متفكرة حتى أمست وجاء الليل حملت الحسن على عاتقها الأيمن والحسين على عاتقها الأيسر وأخذت بيد أم كلثوم اليسرى بيدها اليمنى ، ثم تحولت إلى حجرة أبيها فجاء عليّ فدخل حجرته فلم ير فاطمة فاشتد لذلك غمه وعظم عليه ولم يعلم القصة ما هي ، فاستحيى أن يدعوها من منزل أبيها فخرج إلى المسجد يصلي فيه ما شاء الله ، ثم جمع شيئاً من كثيب المسجد واتكأ عليه ، فلما رأى النبي صلى الله عليه وسلم ما بفاطمة من الحزن أفاض عليها الماء ثم لبس ثوبه ودخل المسجد فلم يزل يصلي بين راكع وساجد ، وكلما صلى ركعتين دعا الله أ، يذهب ما بفاطمة من الحزن والغم ، وذلك أنه خرج من عندها وهي تتقلب وتتنفس الصعداء فلما رآها النبي صلى الله عليه وسلم أنها لا يهنيها النوم وليس لها قرار قال لها : قومي يا بُنية فقامت ، فحمل النبي صلى الله عليه وسلم الحسن وحملت فاطمة الحسين وأخذت بيد أم كلثوم فانتهى إلى علي وهو نائم فوضع النبي صلى الله عليه وسلم رجله على عليّ فغمزه وقال : قم أبا تراب !! فكم ساكن أزعجته !! ادع لي أبا بكر من داره ، وعمر من مجلسه ، وطلحة ، فخرج عليّ فاستخرجهما من منازلهما واجتمعوا عند رسول الله صلى الله عليه . فقال رسول الله عليه وسلم : يا علـيّ !! أما علمت أن فاطمة بضعة مني أنا منها ، فمن آذاها فقد آذاني ، ومن آذاني فقد آذى الله ، ومن آذاها بعد موتي كان كمن آذاها في حياتي ، ومن آذاها في حياتي كان كمن آذاها بعد موتي .
انظر علل الشرائع لابن بابويه القمي ص 185 ، 186 مطبعة النجف ، أيضا أورد الرواية المجلسي في كتابه ( جلاء العيون )
وغضبت عليه (((( مرة أخرى )))) حينما رأت رأسه في حجر جارية أُهديت له من قبل أخيه . وها هو النص :
يروي القمي والمجلسي عن أبي ذر أنه قال :
كنت أنا وجعفر بن أبي طالب مهاجرين إلى بلاد الحبشة ، فأُهديت لجعفر جارية قيمتها أربعة آلاف درهم ، فلما قدمنا المدينة أهداها لعلي تخدمه ، فجعلها عليّ في منزل فاطمة ، فدخلت فاطمة عليها السلام يوماً فنظرت إلى رأس عليّ عليه السلام في حجر الجارية ، فقالت : يا أبا الحسن !! فعلتها ؟؟ فقال : والله يا بنت محمد ما فعلت شيئاً ، فما الذي تريدين ؟ قالت : تأذن لي في المسير إلى منزل أبي رسول الله صلى الله عليه وسلم . فقال لها : قد أذنت لك ، فتجلببت بجلبابها ، وأرادت النبي صلى الله عليه وسلم .
انظر علل الشرائع للقمي ص 163 وأيضاً بحار الأنوار ص 43 ، 44 باب (كيفية معاشرتها مع عليّ )
وغضبت عليه (((( مرة ثالثة )))) كما يرويه القوم .
( إن فاطمة رضي الله عنها لما طالبت فدك من أبي بكر امتنع أبو بكر أن يعطيها إيّاها فرجعت فاطمة عليها السلام وقد جرعها من الغيظ ما لم يوصف ومرضت ، وغضبت على عليّ لامتناعه عن مناصرته ومساعدته إيّاها وقالت : يا ابن أبي طالب !! اشتملت مشيمة الجنين وقعدت حجرة الظنين بعد ما أهلكت شجعان الدهر وقاتلتهم ، والآن غلبت من هؤلاء----- المخنثين -----، فهذا هو ابن أبي قحافة يأخذ مني فدك التي وهبها لي أبي جبراً وظلماً ويخاصمني ويحاججني ، ولا ينصرني أحد فليس لي ناصر ولا معين وليس لي شافع ولا وكيل ، فذهبت غاضبة ورجعت حزينة أذللت نفسي تأتي الذئاب وتذهب ولا تتحرك ، يا ليتني مـتّ قبل هذا وكنت نسياً منسياً إنما أشكو إلى أبي وأختصم إلى ربي )
انظر كتاب حق اليقين للمجلسي بحث فدك ص 203 ، 204 ، ومثله في كتاب الأمالي للطوسي ص 295
ولنا مع هذه الروايات بعض الوقفات :
1 ) أنكم تلاحظون أن قول النبي صلى الله عليه وسلم ( فاطمة بضعة مني وأنا منها فمن آذاها فقد آذاني .. ) حسب الرواية موجه لعليٍّ رضي الله عنه لكنكم تحولونه إلى الصديق رضي الله عنه فنقول إن كان هذا وعيداً لاحقاً بفاعله لزم أن يلحق هذا الوعيد علي بن أبي طالب وإن لم يكن وعيداً لاحقاً بفاعله كان أبو بكر أبعد عن الوعيد من عليّ رضي الله عنهما .
2 ) هناك وقائع أخرى ذكرها كل من المجلسي والطوسي والأربلي وغيرهم وقعت بين علي وفاطمة رضي الله عنهما التي سببت إيذاءها ثم غضبها على عليّ رضي الله عنه ، فماذا سيُجيب القوم عن هذه الوقائع المُتظافرة ، وبماذا سيحكم المنصفون منهم ؟؟؟!!!
فنحن نريد كل منصف متعقل من الشيعة ونرضاه حكماً ، فما هو جوابهم عن عليّ رضي الله عنه فهو جوابنا عن أبي بكر وعمر رضي الله عنهما .
فإن قالوا إنها رضيت عن عليّ بعد ما غضبت عليه فنقول : إنها رضيت أيضاً عن الشيخين بعدما غضبت ( فمشى إليها أبو بكر بعد ذلك وشفع لعمر وطلب إليها فرضيت عنه ) انظر شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد ج 1 ص 57 ط بيروت ، وشرح نهج البلاغة لابن ميثم ج 5 ص 507 ط بيروت ، وحق اليقين ص 180 ط طهران
واگر کسی عربی بلد نباشد می توند به کتاب جلاء العیون ترجمه فارسی فصل ششم در بیان کیفیت معاشرت حضرت علی با فاطمه صفحه301-302-303-304
محب اهل البیت
Saturday 8 March 2008, 02:57PM
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام خدمت برادران عزیز
من نمی دونم که چرا این همه تعصب ونفرت از کسانی که شما اسلام بودن خودتان مدیون انها هستید
چهر حدیث نقل می کنید که ابوبکر فاطمه را عصبانی کرده وحدیثیامبر نقل می کنید که هر کسی من را اذیت کنه فاطمه اذیت کرده وهمینجور این را به اون وصل می کنید ویک عقیده متعصب نشان میدهید
من از برادران می پرسم چطور موقعی که فاطمه از حضرت علی ناراحت می شد این ایات واحادیث به ان ربط نمی دهید
بسم الله الرحمن الرحیم
برادران شیعه عزیز چرا کتابهای خود را نمی خویند که ببینید که فاطمه از حضرت علی هم ناراحت می شد
روى ابن بابويه القمي الملقب بالصدوق في كتابه عن أبي عبدالله ( جعفر الصادق ) أنه سئل :
هل تشيع الجنازة بنار ويمشى معها بمجمرة أو قنديل أو غير ذلك مما يضاء به ؟ قال : فتغير لون أبي عبد الله من ذلك واستوى جالسا ثم قال :
إنه جاء شقي من الأشقياء إلى فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال لها : أما علمت علياً قد خطب بنت أبي جهل فقالت : حقاً ما تقول ؟ فقال : حقاً ما أقول ثلاث مرات . فدخلها من الغيرة ما لا تملك نفسها وذلك أن الله تبارك تعالى كتب على النساء غيرة وكتب على الرجال جهاداً وجعل للمحتسبة الصابرة منهن من الأجر ما جعل للمرابط المهاجر في سبيل الله .
قال : فاشتد غم فاطمة من ذلك وبقيت متفكرة حتى أمست وجاء الليل حملت الحسن على عاتقها الأيمن والحسين على عاتقها الأيسر وأخذت بيد أم كلثوم اليسرى بيدها اليمنى ، ثم تحولت إلى حجرة أبيها فجاء عليّ فدخل حجرته فلم ير فاطمة فاشتد لذلك غمه وعظم عليه ولم يعلم القصة ما هي ، فاستحيى أن يدعوها من منزل أبيها فخرج إلى المسجد يصلي فيه ما شاء الله ، ثم جمع شيئاً من كثيب المسجد واتكأ عليه ، فلما رأى النبي صلى الله عليه وسلم ما بفاطمة من الحزن أفاض عليها الماء ثم لبس ثوبه ودخل المسجد فلم يزل يصلي بين راكع وساجد ، وكلما صلى ركعتين دعا الله أ، يذهب ما بفاطمة من الحزن والغم ، وذلك أنه خرج من عندها وهي تتقلب وتتنفس الصعداء فلما رآها النبي صلى الله عليه وسلم أنها لا يهنيها النوم وليس لها قرار قال لها : قومي يا بُنية فقامت ، فحمل النبي صلى الله عليه وسلم الحسن وحملت فاطمة الحسين وأخذت بيد أم كلثوم فانتهى إلى علي وهو نائم فوضع النبي صلى الله عليه وسلم رجله على عليّ فغمزه وقال : قم أبا تراب !! فكم ساكن أزعجته !! ادع لي أبا بكر من داره ، وعمر من مجلسه ، وطلحة ، فخرج عليّ فاستخرجهما من منازلهما واجتمعوا عند رسول الله صلى الله عليه . فقال رسول الله عليه وسلم : يا علـيّ !! أما علمت أن فاطمة بضعة مني أنا منها ، فمن آذاها فقد آذاني ، ومن آذاني فقد آذى الله ، ومن آذاها بعد موتي كان كمن آذاها في حياتي ، ومن آذاها في حياتي كان كمن آذاها بعد موتي .
انظر علل الشرائع لابن بابويه القمي ص 185 ، 186 مطبعة النجف ، أيضا أورد الرواية المجلسي في كتابه ( جلاء العيون )
وغضبت عليه (((( مرة أخرى )))) حينما رأت رأسه في حجر جارية أُهديت له من قبل أخيه . وها هو النص :
يروي القمي والمجلسي عن أبي ذر أنه قال :
كنت أنا وجعفر بن أبي طالب مهاجرين إلى بلاد الحبشة ، فأُهديت لجعفر جارية قيمتها أربعة آلاف درهم ، فلما قدمنا المدينة أهداها لعلي تخدمه ، فجعلها عليّ في منزل فاطمة ، فدخلت فاطمة عليها السلام يوماً فنظرت إلى رأس عليّ عليه السلام في حجر الجارية ، فقالت : يا أبا الحسن !! فعلتها ؟؟ فقال : والله يا بنت محمد ما فعلت شيئاً ، فما الذي تريدين ؟ قالت : تأذن لي في المسير إلى منزل أبي رسول الله صلى الله عليه وسلم . فقال لها : قد أذنت لك ، فتجلببت بجلبابها ، وأرادت النبي صلى الله عليه وسلم .
انظر علل الشرائع للقمي ص 163 وأيضاً بحار الأنوار ص 43 ، 44 باب (كيفية معاشرتها مع عليّ )
وغضبت عليه (((( مرة ثالثة )))) كما يرويه القوم .
( إن فاطمة رضي الله عنها لما طالبت فدك من أبي بكر امتنع أبو بكر أن يعطيها إيّاها فرجعت فاطمة عليها السلام وقد جرعها من الغيظ ما لم يوصف ومرضت ، وغضبت على عليّ لامتناعه عن مناصرته ومساعدته إيّاها وقالت : يا ابن أبي طالب !! اشتملت مشيمة الجنين وقعدت حجرة الظنين بعد ما أهلكت شجعان الدهر وقاتلتهم ، والآن غلبت من هؤلاء----- المخنثين -----، فهذا هو ابن أبي قحافة يأخذ مني فدك التي وهبها لي أبي جبراً وظلماً ويخاصمني ويحاججني ، ولا ينصرني أحد فليس لي ناصر ولا معين وليس لي شافع ولا وكيل ، فذهبت غاضبة ورجعت حزينة أذللت نفسي تأتي الذئاب وتذهب ولا تتحرك ، يا ليتني مـتّ قبل هذا وكنت نسياً منسياً إنما أشكو إلى أبي وأختصم إلى ربي )
انظر كتاب حق اليقين للمجلسي بحث فدك ص 203 ، 204 ، ومثله في كتاب الأمالي للطوسي ص 295
ولنا مع هذه الروايات بعض الوقفات :
1 ) أنكم تلاحظون أن قول النبي صلى الله عليه وسلم ( فاطمة بضعة مني وأنا منها فمن آذاها فقد آذاني .. ) حسب الرواية موجه لعليٍّ رضي الله عنه لكنكم تحولونه إلى الصديق رضي الله عنه فنقول إن كان هذا وعيداً لاحقاً بفاعله لزم أن يلحق هذا الوعيد علي بن أبي طالب وإن لم يكن وعيداً لاحقاً بفاعله كان أبو بكر أبعد عن الوعيد من عليّ رضي الله عنهما .
2 ) هناك وقائع أخرى ذكرها كل من المجلسي والطوسي والأربلي وغيرهم وقعت بين علي وفاطمة رضي الله عنهما التي سببت إيذاءها ثم غضبها على عليّ رضي الله عنه ، فماذا سيُجيب القوم عن هذه الوقائع المُتظافرة ، وبماذا سيحكم المنصفون منهم ؟؟؟!!!
فنحن نريد كل منصف متعقل من الشيعة ونرضاه حكماً ، فما هو جوابهم عن عليّ رضي الله عنه فهو جوابنا عن أبي بكر وعمر رضي الله عنهما .
فإن قالوا إنها رضيت عن عليّ بعد ما غضبت عليه فنقول : إنها رضيت أيضاً عن الشيخين بعدما غضبت ( فمشى إليها أبو بكر بعد ذلك وشفع لعمر وطلب إليها فرضيت عنه ) انظر شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد ج 1 ص 57 ط بيروت ، وشرح نهج البلاغة لابن ميثم ج 5 ص 507 ط بيروت ، وحق اليقين ص 180 ط طهران
واگر کسی عربی بلد نباشد می توند به کتاب جلاء العیون ترجمه فارسی فصل ششم در بیان کیفیت معاشرت حضرت علی با فاطمه صفحه301-302-303-304
محب اهل البیت
Saturday 8 March 2008, 04:25PM
ببينم خوابي يا بيدار!!!!:smile55:
من تقصيري ندارم :smile31:
چون اكثر علماي اهل سنت چند آيه ذكر شده از سوره انسان را در شان حضرت فاطمه (س) و اهل خانه اش مي دانند، آنوقت تو مفسر قرآن شده اي؟!!!!:smile09:
مي خواهي اسم علمايي از اهل سنت را بياورم كه در اين مورد چه گفتند؟ فكر كنم مي داني ولي مثل همقطارانت داري در دريا غرق مي شوي و آخرين تقلا ها را انجام مي دهي!!!
واقعا كه، روي شما را برم
اتفاقا اين آيه در شان امثالهم نازل شده كه از خود آيه اي را تفسير و وصله به من مي كنيد
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام خدمت برادران
برادر عزیز من هر چه مطلب ومعلومات دارید اینجا مطرح کنید
اگر هدف از ایجاد این سایت فقط رو کم کردن است پس فایده ندارد
شما مطالب خود را بیان کنید واز خدا می خوام که حق را بر روی زبان شما جاری کند
میرزا عبدالزکی
Saturday 8 March 2008, 05:07PM
سلام خدمت عزیزتر از جانم
عزیز دلم که شما باشید، خدمت شما عرض کنم که این بنده حقیر، با این عقل ناچیزم دو مورد را برای پاسخ دادن به سوال شما در نظر گرفتم:
1- مورد شرعی: ناراحت کردن ممکن است معنای مختلفی داشته باشد. گله کردن یا ناراحت کردن. اگر واقعاً منظور ناراحت کردن است ، حضرت علی و فاطمه هر دو معصوم بودند و مرتکب گناه نمی شدند. چون گناه کردن یک گناه محسوب می شود.
2- مورد عقلی و منطقی: آیا با عقل جور در می آید کسی که همه زندگی اش را فدای حضرت علی کرده باشد از دست علی ناراحت شده باشد. اگر این طور بود آیا واقعاً چرا پهلوی فاطمه زهرا در پشت در به خاطر فداکاری برای همسرش شکست؟؟؟؟
بنده بدون هیچ تعصب خاصی عرض می کنم، حضرت علی و فاطمه، نمونه یک زن وشوهر فداکار برای همه جهانیان هستند که زندگیشان را فدای اسلام کردند.
احمدfff
Saturday 8 March 2008, 07:28PM
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام خدمت برادران عزیز
من نمی دونم که چرا این همه تعصب ونفرت از کسانی که شما اسلام بودن خودتان مدیون انها هستید
چهر حدیث نقل می کنید که ابوبکر فاطمه را عصبانی کرده وحدیثیامبر نقل می کنید که هر کسی من را اذیت کنه فاطمه اذیت کرده وهمینجور این را به اون وصل می کنید ویک عقیده متعصب نشان میدهید
من از برادران می پرسم چطور موقعی که فاطمه از حضرت علی ناراحت می شد این ایات واحادیث به ان ربط نمی دهید
بسم الله الرحمن الرحیم
برادران شیعه عزیز چرا کتابهای خود را نمی خویند که ببینید که فاطمه از حضرت علی هم ناراحت می شد
روى ابن بابويه القمي الملقب بالصدوق في كتابه عن أبي عبدالله ( جعفر الصادق ) أنه سئل :
هل تشيع الجنازة بنار ويمشى معها بمجمرة أو قنديل أو غير ذلك مما يضاء به ؟ قال : فتغير لون أبي عبد الله من ذلك واستوى جالسا ثم قال :
إنه جاء شقي من الأشقياء إلى فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال لها : أما علمت علياً قد خطب بنت أبي جهل فقالت : حقاً ما تقول ؟ فقال : حقاً ما أقول ثلاث مرات . فدخلها من الغيرة ما لا تملك نفسها وذلك أن الله تبارك تعالى كتب على النساء غيرة وكتب على الرجال جهاداً وجعل للمحتسبة الصابرة منهن من الأجر ما جعل للمرابط المهاجر في سبيل الله .
قال : فاشتد غم فاطمة من ذلك وبقيت متفكرة حتى أمست وجاء الليل حملت الحسن على عاتقها الأيمن والحسين على عاتقها الأيسر وأخذت بيد أم كلثوم اليسرى بيدها اليمنى ، ثم تحولت إلى حجرة أبيها فجاء عليّ فدخل حجرته فلم ير فاطمة فاشتد لذلك غمه وعظم عليه ولم يعلم القصة ما هي ، فاستحيى أن يدعوها من منزل أبيها فخرج إلى المسجد يصلي فيه ما شاء الله ، ثم جمع شيئاً من كثيب المسجد واتكأ عليه ، فلما رأى النبي صلى الله عليه وسلم ما بفاطمة من الحزن أفاض عليها الماء ثم لبس ثوبه ودخل المسجد فلم يزل يصلي بين راكع وساجد ، وكلما صلى ركعتين دعا الله أ، يذهب ما بفاطمة من الحزن والغم ، وذلك أنه خرج من عندها وهي تتقلب وتتنفس الصعداء فلما رآها النبي صلى الله عليه وسلم أنها لا يهنيها النوم وليس لها قرار قال لها : قومي يا بُنية فقامت ، فحمل النبي صلى الله عليه وسلم الحسن وحملت فاطمة الحسين وأخذت بيد أم كلثوم فانتهى إلى علي وهو نائم فوضع النبي صلى الله عليه وسلم رجله على عليّ فغمزه وقال : قم أبا تراب !! فكم ساكن أزعجته !! ادع لي أبا بكر من داره ، وعمر من مجلسه ، وطلحة ، فخرج عليّ فاستخرجهما من منازلهما واجتمعوا عند رسول الله صلى الله عليه . فقال رسول الله عليه وسلم : يا علـيّ !! أما علمت أن فاطمة بضعة مني أنا منها ، فمن آذاها فقد آذاني ، ومن آذاني فقد آذى الله ، ومن آذاها بعد موتي كان كمن آذاها في حياتي ، ومن آذاها في حياتي كان كمن آذاها بعد موتي .
انظر علل الشرائع لابن بابويه القمي ص 185 ، 186 مطبعة النجف ، أيضا أورد الرواية المجلسي في كتابه ( جلاء العيون )
وغضبت عليه (((( مرة أخرى )))) حينما رأت رأسه في حجر جارية أُهديت له من قبل أخيه . وها هو النص :
يروي القمي والمجلسي عن أبي ذر أنه قال :
كنت أنا وجعفر بن أبي طالب مهاجرين إلى بلاد الحبشة ، فأُهديت لجعفر جارية قيمتها أربعة آلاف درهم ، فلما قدمنا المدينة أهداها لعلي تخدمه ، فجعلها عليّ في منزل فاطمة ، فدخلت فاطمة عليها السلام يوماً فنظرت إلى رأس عليّ عليه السلام في حجر الجارية ، فقالت : يا أبا الحسن !! فعلتها ؟؟ فقال : والله يا بنت محمد ما فعلت شيئاً ، فما الذي تريدين ؟ قالت : تأذن لي في المسير إلى منزل أبي رسول الله صلى الله عليه وسلم . فقال لها : قد أذنت لك ، فتجلببت بجلبابها ، وأرادت النبي صلى الله عليه وسلم .
انظر علل الشرائع للقمي ص 163 وأيضاً بحار الأنوار ص 43 ، 44 باب (كيفية معاشرتها مع عليّ )
وغضبت عليه (((( مرة ثالثة )))) كما يرويه القوم .
( إن فاطمة رضي الله عنها لما طالبت فدك من أبي بكر امتنع أبو بكر أن يعطيها إيّاها فرجعت فاطمة عليها السلام وقد جرعها من الغيظ ما لم يوصف ومرضت ، وغضبت على عليّ لامتناعه عن مناصرته ومساعدته إيّاها وقالت : يا ابن أبي طالب !! اشتملت مشيمة الجنين وقعدت حجرة الظنين بعد ما أهلكت شجعان الدهر وقاتلتهم ، والآن غلبت من هؤلاء----- المخنثين -----، فهذا هو ابن أبي قحافة يأخذ مني فدك التي وهبها لي أبي جبراً وظلماً ويخاصمني ويحاججني ، ولا ينصرني أحد فليس لي ناصر ولا معين وليس لي شافع ولا وكيل ، فذهبت غاضبة ورجعت حزينة أذللت نفسي تأتي الذئاب وتذهب ولا تتحرك ، يا ليتني مـتّ قبل هذا وكنت نسياً منسياً إنما أشكو إلى أبي وأختصم إلى ربي )
انظر كتاب حق اليقين للمجلسي بحث فدك ص 203 ، 204 ، ومثله في كتاب الأمالي للطوسي ص 295
ولنا مع هذه الروايات بعض الوقفات :
1 ) أنكم تلاحظون أن قول النبي صلى الله عليه وسلم ( فاطمة بضعة مني وأنا منها فمن آذاها فقد آذاني .. ) حسب الرواية موجه لعليٍّ رضي الله عنه لكنكم تحولونه إلى الصديق رضي الله عنه فنقول إن كان هذا وعيداً لاحقاً بفاعله لزم أن يلحق هذا الوعيد علي بن أبي طالب وإن لم يكن وعيداً لاحقاً بفاعله كان أبو بكر أبعد عن الوعيد من عليّ رضي الله عنهما .
2 ) هناك وقائع أخرى ذكرها كل من المجلسي والطوسي والأربلي وغيرهم وقعت بين علي وفاطمة رضي الله عنهما التي سببت إيذاءها ثم غضبها على عليّ رضي الله عنه ، فماذا سيُجيب القوم عن هذه الوقائع المُتظافرة ، وبماذا سيحكم المنصفون منهم ؟؟؟!!!
فنحن نريد كل منصف متعقل من الشيعة ونرضاه حكماً ، فما هو جوابهم عن عليّ رضي الله عنه فهو جوابنا عن أبي بكر وعمر رضي الله عنهما .
فإن قالوا إنها رضيت عن عليّ بعد ما غضبت عليه فنقول : إنها رضيت أيضاً عن الشيخين بعدما غضبت ( فمشى إليها أبو بكر بعد ذلك وشفع لعمر وطلب إليها فرضيت عنه ) انظر شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد ج 1 ص 57 ط بيروت ، وشرح نهج البلاغة لابن ميثم ج 5 ص 507 ط بيروت ، وحق اليقين ص 180 ط طهران
واگر کسی عربی بلد نباشد می توند به کتاب جلاء العیون ترجمه فارسی فصل ششم در بیان کیفیت معاشرت حضرت علی با فاطمه صفحه301-302-303-304
وقتي يكي از شيعيان يك روايت ضعيف سند از اهل سنت نقل ميكند اينقدر داد و فرياد ميزن كه از اين رويات ضعيف است
حالا اين اقا از روايت ضعيف سند و بدون رجال هم نقل كرده اكر راست ميكوئي احاديث را با سند و رجال نقل كن تا جواب را بكيري
منتظر جواب شما هستيم
هژبر
Saturday 8 March 2008, 07:48PM
بسم الله الرحمن الرحیم
درود بیکران بر یگانه دهر و زمان، منجی کل جهان، حضرت صاحب الزمان
قبل از هر چیز لازم است این نکته را متذکر شوم که صرف اینکه روایتی در کتابی آمده باشد هیچ الزامی برای پذیرش آن ایجاد نمی کند. محتوای حدیث باید قابل پذیرش باشد. چه بسیار احادیثی که نقل شده و خود صاحب اثر در ذیل آن آورده است که من محتوای حدیث را نمی توانم بپذیرم یا این حدیث در نزد من معتمد نیست. مثلا اگر حدیث داشته باشیم خداوند شریک دارد قطعا این حدیث از لحاظ ما قابل پذیرش نیست.
در کتاب جلاء العیون آمده است:
"مؤلف گوید که ابن باویه(ره) گفته است که حدیث نزد من معتمد نیست زیرا که علی بن ابی طالب سید اوصیا است و فاطمه سیده نساء است و میان این دو بزرگوار مناقشه و منازعه روا نیست"
mehrdad_123
Saturday 8 March 2008, 09:44PM
بسم رب المهدی:
ا...هم عجل لولیک الفرج
عرض سلام و تسلیت این ایام جانگداز به حضور حضرت صاحب الزمان(عج) و همه ی حاضرین:
جناب محب می فرمایند:
من از برادران می پرسم چطور موقعی که فاطمه از حضرت علی ناراحت می شد این ایات واحادیث به ان ربط نمی دهید
جناب محب: ان شاا... بنا ندارم که با تندی حرف بزنم اما اینگونه بحث کردن به غیر از تندی جواب دیگری ندارد .ولی ایکاش در مورد این جعلیات کمی تحقیق می کردید روز اولی که تشریف آوردید ظاهرا خیلی با توب بر تشریف فرما شده بودید اما خودتان هم مشاهده کردید که به حول قوه ی حضرت حق جوانان خادم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) با چه عظمتی در مقابل شما حاضر شدند و اساس بی اساس شیاطین را در هم کوبیدن لذا قطع به یقین به خود شما هم ثابت شده است که حقیقت کجاست اما این اصرار و مداومت بر جهل چیز دیگری را نشان می دهد%
در مورد این قبیل جعلیات هم استاد و سرور عزیزم جناب خیر البریه یکبار باسخ داده بودند:
با سلام
انسان باید ابتدا تحقیق کند ...
عزیزم این روایت از ساخته های اولاد هند جگر خوار و دوستانش است کاملترین جواب رادر اینجا ببین :
http://hojjah.googlepages.com/fatemevaali.doc
http://hojjah.googlepages.com/dokhtr.aboojA.zip (http://hojjah.googlepages.com/dokhtr.aboojA.zip)
أن معاوية وضع قوماً من الصحابة وقوماً من التابعين على رواية أخبار قبيحة في علي عليه السلام تقتضي الطعن فيه والبراءة منه، وجعل لهم على ذلك جعلاً يرغب في مثله.
فاختلقوا ما أرضاه، منهم أبو هريرة وعمرو بن العاص والمغيرة بن شعبة، ومن التابعين عروة بنالزبير... وأما أبو هريرة فروي عنه الحديث الذي معناه أن علياً عليه السلام خطب ابنة أبي جهل في حياة رسول الله صلى الله عليه وآله فأسخطه فخطب على المنبر وقال: (لا هالله، لا تجتمع ابنة ولي الله وابنة عدو الله أبي جهل، إن فاطمة بضعة مني يؤذيني ما يؤذيها، فإن كان علي يريد ابنة أبي جهل فليفارق ابنتي وليفعل ما يريد) أو كلاماً هذا معناه. والحديث مشهور من رواية الكرابيسي.
اما حضرتعالی و دیگر برادران و سروران اهل سنت هنوز باسخ سئوال تابیک را نداده اید:
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
كيوان(tic)
Saturday 8 March 2008, 11:07PM
دوستان هدفم از پست كردن در اين سايت ، دفاع از ساحت حضرت فاطمه (س) در مقابل توهين هاي عده اي است.
هدفم روشن شدن علل مخفي بودن مدفن و شنيدن جواب منطقي اهل سنت بود.
ولي اهل سنت در چند جا مرا ناچار به تايپ مطلب كردن؛ كه در ابتداي پست 75 اشاره كردم
هدف رو كم كردن نيست ، هدف از گفتگو اين بود كه مطلب روشن بشود.
ولي پست هاي كاربري با نام (محب اهل البيت) را بخوانيد
61 ،63، 64، 66، 70، 77، 80، 84، 86، 88، 94، 103، 105،115 و116 مشابه هم، و سرانجام 117 ايشان را بخوانيد
حال پست هاي آقا مهرداد در جواب همين پست ها را بخوانيد
62، 65، 68، 73، 74، 78، 81، 85، 93، 104، 110 ، 121
و جواب هاي حقير بي مقدار را هم بخوانيد
75، 82، 87، 96، 97، 98، 106، 107، 108 ، 114 (البته اين پست 114 در جواب شاهكار ادبي يكي ديگر از اهل سنت در پست 109 است)
ايشان علاوه بر اينكه جواب مطالب را ندادند بلكه بطور مداوم از اين شاخه به آن شاخه پريدند
از خداوند مي خواهم كه تعصب كوركورانه را از ديده او بردارد و به صراط مستقيم و حق واقعي هدايت كند
كيوان(tic)
Saturday 8 March 2008, 11:19PM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
yar-mahdi
Sunday 9 March 2008, 12:47AM
بررسی روایت خواستگاری امیرالمومنین ( علیه السلام ) از دختر ابوجهل
ابتدا به بررسی مدارک و اسناد این روایت می پردازیم .
تنها مدرک و سند - علل الشرائع
حدثنا علي بن أحمد قال حدثنا أبو العباس أحمد بن محمد بن يحيى عن عمرو بن أبي المقدام و زياد بن عبد الله قالا أتى رجل أبا عبد الله ع فقال له يرحمك الله هل تشيع الجنازة بنار و يمشى معها بمجمرة أو قنديل أو غير ذلك مما يضاء به قال فتغير لون أبي عبد الله ع من ذلك و استوى جالسا ثم قال إنه جاء شقي من الأشقياء إلى فاطمة بنت رسول الله ص فقال لها أ ما علمت أن عليا قد خطب بنت أبي جهل فقالت حقا ما تقول فقال حقا ما أقول ثلاث مرات فدخلها من الغيرة ما لا تملك نفسها و ذلك أن الله تبارك و تعالى كتب على النساء غيرة و كتب على الرجال جهادا و جعل للمحتسبة الصابرة منهن من الأجر ما جعل للمرابط المهاجر في سبيل الله قال فاشتد غم فاطمة من ذلك و بقيت متفكرة هي حتى أمست و جاء الليل حملت الحسن على عاتقها الأيمن و الحسين على عاتقها الأيسر و أخذت بيد أم كلثوم اليسرى بيدها اليمنى ثم تحولت إلى حجرة أبيها فجاء علي فدخل حجرته فلم ير فاطمة فاشتد لذلك غمه و عظم عليه و لم يعلم القصة ما هي فاستحى أن يدعوها من منزل أبيها فخرج إلى المسجد يصلي فيه ما شاء الله ثم جمع شيئا من كثيب المسجد و اتكأ عليه فلما رأى النبي ص ما بفاطمة من الحزن أفاض عليها من الماء ثم لبس ثوبه و دخل المسجد فلم يزل يصلي بين راكع و ساجد و كلما صلى ركعتين دعا الله أن يذهب ما بفاطمة من الحزن و الغم و ذلك أنه خرج من عندها و هي تتقلب و تتنفس الصعداء فلما رآها النبي ص أنها لا يهنيها النوم و ليس لها قرار قال لها قومي يا بنية فقامت فحمل النبي ص الحسن و حملت فاطمة الحسين و أخذت بيد أم كلثوم فانتهى إلى علي ع و هو نائم فوضع النبي ص رجله على رجل علي فغمزه و قال قم يا أبا تراب فكم ساكن أزعجته ادع لي أبا بكر من داره و عمر من مجلسه و طلحة فخرج علي فاستخرجهما من منزلهما و اجتمعوا عند رسول الله ص فقال رسول الله ص يا علي أ ما علمت أن فاطمة بضعة مني و أنا منها فمن آذاها فقد آذاني و من آذاني فقد آذى الله و من آذاها بعد موتي كان كمن آذاها في حياتي و من آذاها في حياتي كان كمن آذاها بعد موتي قال فقال علي بلى يا رسول الله قال فما دعاك إلى ما صنعت فقال علي و الذي بعثك بالحق نبيا ما كان مني مما بلغها شيء و لا حدثت بها نفسي فقال النبي صدقت و صدقت ففرحت فاطمة ع بذلك و تبسمت حتى رئي ثغرها فقال أحدهما لصاحبه إنه لعجب لحينه ما دعاه إلى ما دعانا هذه الساعة قال ثم أخذ النبي ص بيد علي فشبك أصابعه بأصابعه فحمل النبي ص الحسن و حمل الحسين علي و حملت فاطمة أم كلثوم و أدخلهم النبي بيتهم و وضع عليهم قطيفة و استودعهم الله ثم خرج و صلى بقية الليل.
شيخ صدوق ؛ علل الشرائع ، ج 1 ص185 و 186 ، باب 149 : العلة التي من أجلها دفنت فاطمة ع بالليل و لم تدفن بالنهار ، ح 2
حديث كرد ما را على بن احمد، گفت: حديث كرد ما را ابو العباس احمد بن محمّد بن يحيى از عمرو بن مقدام و زياد بن عبد اللَّه، گفتند: مردى خدمت امام صادق عليه السّلام آمد و به او گفت: خدا رحمت كند، آيا مىشود جنازه را در نور آتش تشييع كرد و يا با آتش و قنديل و يا چيز ديگرى كه روشنايى مىدهد، همراه جنازه رفت؟ گفت: رنگ امام صادق عليه السّلام از اين سخن دگرگون شد و مرتّب نشست، و سپس گفت: شقيّى از اشقيا به نزد فاطمه دختر پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد و به او گفت: آيا مىدانى كه على عليه السّلام از دختر ابو جهل خواستگارى كرده است؟ فاطمه گفت: حقيقت را مىگويى؟ آن مرد سه بار گفت: آنچه مىگويم حقيقت است. پس غيرت فاطمه تحريك شد به طورى كه نتوانست مالك احساسات خود شود و اين بدان جهت بود كه خداوند براى زنان غيرت و براى مردان جهاد را نوشته است و براى زنانى كه خويشتن دارى و صبر كنند پاداش كسى را كه نگهبان مرزها و مهاجر در راه خدا باشد نوشته است.
گفت: اندوه فاطمه از اين جريان بيشتر شد و او در انديشه بود، تا اينكه شب شد و او شبانه حسن را در شانه راست و حسين را در شانه چپ خود قرار داد و دست چپ ام كلثوم را به دست خود گرفت و به خانه پدرش رفت، و پس على عليه السّلام آمد و وارد خانه شد و فاطمه عليها السّلام را نديد و از اين جهت به شدّت اندوهگين شد و بر او گران آمد، در حالى كه نمىدانست كه قضيّه از چه قرار است. او از اينكه فاطمه را از خانه پدرش صدا بزند، خجالت مىكشيد، پس به مسجد در آمد و به تعدادى كه خدا مىخواست نماز خواند و پس از آن مقدارى از ريگهاى مسجد را جمع كرد و بر آن تكيه داد.
چون پيامبر اندوه فاطمه را ديد قدرى آب به او داد، سپس لباسش را پوشيد و وارد مسجد شد، او همچنان نماز مىخواند و در حال ركوع و سجود بود و هر گاه كهدو ركعت نماز مىخواند، از خدا مىخواست كه اندوه فاطمه را برطرف كند، چون وقتى از پيش او بيرون آمد او بسيار ناراحت بود. زيرا پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فاطمه را ديد كه خواب به چشمش نمىرود و آرام و قرار ندارد، به او گفت: دخترم برخيز و او برخاست و پيامبر حسن را برداشت و فاطمه حسين را برداشت و دست ام كلثوم را گرفت تا اينكه نزد على عليه السّلام رسيدند، پيامبر پاى خود را روى پاى على گذاشت و او را بيدار كرده و گفت: برخيز اى ابو تراب كه دل آرامى را بىقرار ساختهاى. ابو بكر را از خانهاش و عمر را از مجلسش و نيز طلحه را صدا بزن، على عليه السّلام بيرون رفت و آنها را از منزلهايشان صدا زد و همگى نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گرد آمدند. پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله گفت: اى على! آيا نمىدانى كه فاطمه پاره تن من است و من از او هستم؟ هر كس او را اذيّت كند مرا اذيّت كرده و هر كس مرا اذيّت كند خدا را اذيّت كرده و هر كس او را پس از مرگ من اذيّت كند مانند اين است كه در حال حيات من اذيّت كرده است و هر كس او را در حال حيات من اذيّت كند مانند اين است كه او را پس از مرگ من اذيّت كرده است.
مىگويد: على عليه السّلام گفت: آرى، اى پيامبر خدا. پيامبر گفت: پس چه چيزى باعث شد كه آن كار را كردى؟ على گفت: سوگند به كسى كه تو را به حقّ به پيامبرى برگزيد آنچه به او رسيده، هرگز از من واقع نشده است و حتى فكر آن را هم به خود راه ندادهام. پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: راست گفتى، راست گفتى. پس فاطمه عليها السّلام خوشحال شد و تبسّمى كرد، به طورى كه دندانهايش ديده شد. پس يكى از آن دو نفر به رفيقش گفت: جاى تعجّب است، ما را در اين وقت براى چه خواسته بود؟
سپس پيامبر دست على را گرفت و انگشتانش را به انگشتان او چسبانيد و پيامبر حسن را برداشت و على حسين را و فاطمه ام كلثوم را و پيامبر آنها را به خانه خود آورد و قطيفهاى انداخت و آنها را به خدا سپرد و بيرون آمد و بقيه شب را به نماز ايستاد.
مترجم : سيد محمد جواد ذهنى تهرانى ، ج1 ص 603 - 606 ، باب صد و چهل و نهم : به چه سبب فاطمه عليها السّلام شب دفن شد و روز دفن نشد؟
البته حدیث ادامه دارد و در آن به عیادت شیخین از حضرت ، و یادآوری ایشان حدیث رسول اکرم (ص) را ، ذکر شده است .
اکنون به بررسی سند و محتوای روایت می پردازیم .
الف ) سند - در پاورقی ترجمه ی علل چنین آمده است :
قسمت اول اين حديث با اين مضمون از احاديث اهل سنت است و آنها اين جريان را در بسيارى از كتابهاى حديثى خود حتى در بعضى از صحاح آوردهاند، ولى در كتب حديثى شيعه با جستجوى فراوانى كه كرديم در جاى ديگرى جز اين كتاب آن را نيافتيم و حتى خود شيخ صدوق عليه الرحمه اين حديث را در كتابهاى حديثى ديگرش نقل نكرده است. البته اين حديث به نقل از همين كتاب( علل الشرائع) در بحار ج 43 ص 201 نيز آمده است.
با توجه به شرح حال راويانى كه شيخ صدوق اين حديث را از آنان نقل كرده، اين حديث ضعيف مىباشد، چون احمد بن محمد بن يحيى كه اين حديث را نقل كرده، مجهول است( معجم رجال الحديث آية اللَّه خوئى ج 3 ص 122) و از آن گذشته در طريق شيخ صدوق به عمرو بن مقدام، شخصى به نام حكم بن مسكين قرار دارد كه البته نام او در اينجا نيامده و او نيز توثيق نشده است. و طريق صدوق به عمرو بن مقدام ضعيف است( معجم رجال الحديث ج 14 ص 82) و نام زياد بن عبد اللَّه كه يكى از راويان حديث است در هيچ كتاب رجالى عنوان نشده است. حديثى كه سندش چنين باشد، از درجه اعتبار ساقط است. و اما از نظر مضمون نيز اين حديث اعتبارى ندارد و آن از شأن پيامبر و على و فاطمه به دور است و مرحوم سيد مرتضى آن را خبرى باطل و مجعول دانسته و گفته است: كسانى كه آن را جعل كردهاند دشمنان على( ع) و اهل بيت بودهاند، سپس به تفصيل به رد مضمون آن پرداخته است( تنزيه الأنبياء ص 218) و نيز سيد بحر العلوم طى اشعارى، اين جريان را باطل دانسته و جاعلان آن را متهم كرده است( مقدمه الفوائد الرجاليه ج 1 ص 88)
ب ) محتوا - در پاورقی ترجمه ی بحار چنین آمده است :
( 1) معلوم مىشود كسى كه اين خبر را به حضرت زهرا داده دروغ گفته است لذا حضرت صادق عليه السّلام چنان كه در صدر حديث خوانديم او را از افراد شقى معرفى كرده است.
( 2) در فرض صحّت اين خبر اين نكته بسيار مهم و قابل توجّه است كه گاهى براى روشن شدن مطلب مهمّى، واقعهاى اتّفاق مىافتد تا اهميّت و ارزش مطلب بر همگان واضح و بر ملا گردد. از جمله اين واقعه است كه براى نشان دادن مقام حضرت صدّيقه طاهره سلام اللَّه عليها بايد اين امر اتّفاق افتد و در هنگام شب پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ابو بكر و عمر را طلب كنند و خطاب به امير المؤمنين عليه السّلام كه همسر فاطمه زهراست، در باره رضايت و خوشنودى حضرت زهرا عليها السّلام مطالبى بفرمايند كه آن دو نفر حساب كار خود را بكنند و بدانند كه رضايت فاطمه زهرا چقدر اهميّت دارد. و بعدها در هنگام عيادت حضرت زهرا عليها السّلام، دختر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به آن شب اشاره كند و يادآورى نمايد كه به خاطر داريد در آن شب پدرم در باره من چه فرمود ؟
مترجم : محمد روحانى على آبادى ؛ زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ، ص 656
***********
روى ابن بابويه القمي الملقب بالصدوق في كتابه عن أبي عبدالله ( جعفر الصادق ) أنه سئل : هل تشيع الجنازة بنار ويمشى معها بمجمرة أو قنديل أو غير ذلك مما يضاء به ؟ قال : فتغير لون أبي عبد الله من ذلك واستوى جالسا ثم قال : إنه جاء شقي من الأشقياء إلى فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال لها : أما علمت علياً قد خطب بنت أبي جهل فقالت : حقاً ما تقول ؟ فقال : حقاً ما أقول ثلاث مرات . فدخلها من الغيرة ما لا تملك نفسها وذلك أن الله تبارك تعالى كتب على النساء غيرة وكتب على الرجال جهاداً وجعل للمحتسبة الصابرة منهن من الأجر ما جعل للمرابط المهاجر في سبيل الله . قال : فاشتد غم فاطمة من ذلك وبقيت متفكرة حتى أمست وجاء الليل حملت الحسن على عاتقها الأيمن والحسين على عاتقها الأيسر وأخذت بيد أم كلثوم اليسرى بيدها اليمنى ، ثم تحولت إلى حجرة أبيها فجاء عليّ فدخل حجرته فلم ير فاطمة فاشتد لذلك غمه وعظم عليه ولم يعلم القصة ما هي ، فاستحيى أن يدعوها من منزل أبيها فخرج إلى المسجد يصلي فيه ما شاء الله ، ثم جمع شيئاً من كثيب المسجد واتكأ عليه ، فلما رأى النبي صلى الله عليه وسلم ما بفاطمة من الحزن أفاض عليها الماء ثم لبس ثوبه ودخل المسجد فلم يزل يصلي بين راكع وساجد ، وكلما صلى ركعتين دعا الله أ، يذهب ما بفاطمة من الحزن والغم ، وذلك أنه خرج من عندها وهي تتقلب وتتنفس الصعداء فلما رآها النبي صلى الله عليه وسلم أنها لا يهنيها النوم وليس لها قرار قال لها : قومي يا بُنية فقامت ، فحمل النبي صلى الله عليه وسلم الحسن وحملت فاطمة الحسين وأخذت بيد أم كلثوم فانتهى إلى علي وهو نائم فوضع النبي صلى الله عليه وسلم رجله على عليّ فغمزه وقال : قم أبا تراب !! فكم ساكن أزعجته !! ادع لي أبا بكر من داره ، وعمر من مجلسه ، وطلحة ، فخرج عليّ فاستخرجهما من منازلهما واجتمعوا عند رسول الله صلى الله عليه . فقال رسول الله عليه وسلم : يا علـيّ !! أما علمت أن فاطمة بضعة مني أنا منها ، فمن آذاها فقد آذاني ، ومن آذاني فقد آذى الله ، ومن آذاها بعد موتي كان كمن آذاها في حياتي ، ومن آذاها في حياتي كان كمن آذاها بعد موتي .
انظر علل الشرائع لابن بابويه القمي ص 185 ، 186 مطبعة النجف ، أيضا أورد الرواية المجلسي في كتابه ( جلاء العيون )
حال به بررسی نوشته های جناب محب می پردازیم .
اولا - حدیث مزبور را در جلاء العیون نیافتم ؛ احتمالا اشتباهی رخ داده است . ( البته اگر خوشبین باشیم ! )
ثانیا - ایشان حدیث را تقطیع کرده و ادامه اش را نیاورده که امیرالمونین (ع) انجام چنین کاری را منکر شده ، نبی اکرم (ص) او را تصدیق نموده و حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) خوشحال تبسم نموده است .
به هرحال حدیث چه درست باشد و چه نادرست ، دردی از ابوبکر و موالیّش دوا نمی کند ! بلکه در هر دو صورت بر ضدّ آن هاست .
والسلام
yar-mahdi
Sunday 9 March 2008, 12:50AM
بررسی روایات خشم حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) از امیرالمومنین ( علیه السلام )
ابتدا به بررسی مدارک و اسناد این روایت می پردازیم .
مدرک نخست - مناقب
أبو منصور الكاتب في كتاب الروح و الريحان عن أبي ذر في خبر أن فاطمة ع رأت رأس علي في حجر جارية أهداها جعفر مع أربعة آلاف درهم إليه فقالت أ تأذن لي أن أصير إلى منزل رسول الله قال قد أذنت لك فدخلت فاطمة فقال لها رسول الله يا بنية جئت تشكين عليا فقالت إي و رب الكعبة فقال ارجعي إلى علي و قولي رغم أنفي لرضاك ثلاثا فلما رجعت و ذكرت ذلك قال يا فاطمة شكوتيني إلى خليلي و حبيبي رسول الله أشهد الله يا فاطمة أن الجارية حرة لوجه الله و أن الأربعة آلاف درهم صدقة على فقراء المسلمين ثم لبس و انتعل و أراد النبي ص فهبط جبرئيل مرة أخرى و قال يا محمد إن الله يقرئك السلام و يقول لك قل لعلي إني أعطيتك الجنة بعتقك الجارية لرضى فاطمة و التصدق بأربعة آلاف درهم فأدخل الجنة برحمتي من شئت و أخرج من النار بعفوي من شئت فعندها قال أمير المؤمنين أنا قسيم الجنة و النار .
ابن شهرآشوب ؛ المناقب ، ج 3 ص 342
علامه مجلسی ؛ بحارالانوار ، ج 43 ص 147 - نقل از : مناقب
چنان که مشاهده می شود ، ابن شهرآشوب این حدیث را از یک نویسنده ی اهل سنت نقل می کند ؛ چنان که آقابزرگ تهرانی می نگارد :
(الروح والريحان) لابي منصور الكاتب نقل عنه ابن شهر آشوب المتوفى (588) في (المناقب) حديث أبى ذر ان امير المؤمنين (ع) قسيم الله بين الجنة والنار. وابو منصور الكاتب من المعاصرين لابن شهر آشوب، ترجمه الجزرى في (طبقات القراء - ج 2 ص 10) بعنوان الفضل بن عمر بن منصور بن على بن الرائض أبو منصور الكاتب البغدادي. ولد (552) ومات في (ج 2 - 609) ودفن بباب حرب.
الشيخ آقا بزرگ الطهراني ؛ الذريعة إلى تصانيف الشيعة ، ج 11 ص 265 ، رقم 1623
نیز رجوع کنید به :
الذهبي ؛ تاريخ الإسلام ، ج 43 ص 342
ابن النجار البغدادي ؛ ذيل تاريخ بغداد ، ج 5 ص 170
مدرک دوم - علل الشرائع
أبي رحمه الله قال حدثنا سعد بن عبد الله قال حدثنا الحسن بن عرفة بسر من رأى قال حدثنا وكيع قال حدثنا محمد بن إسرائيل قال حدثنا أبو صالح عن أبي ذر رحمة الله عليه قال كنت أنا و جعفر بن أبي طالب مهاجرين إلى بلاد الحبشة فأهديت لجعفر جارية قيمتها أربعة آلاف درهم فلما قدمنا المدينة أهداها لعلي ع تخدمه فجعلها علي ع في منزل فاطمة فدخلت فاطمة ع يوما فنظرت إلى رأس علي ع في حجر الجارية فقالت يا أبا الحسن فعلتها فقال لا و الله يا بنت محمد ما فعلت شيئا فما الذي تريدين قالت تأذن لي في المصير إلى منزل أبي رسول الله ص فقال لها قد أذنت لك فتجلببت بجلبابها و تبرقعت ببرقعها و أرادت النبي ص فهبط جبرئيل ع فقال يا محمد إن الله يقرئك السلام و يقول لك إن هذه فاطمة قد أقبلت إليك تشكو عليا فلا تقبل منها في علي شيئا فدخلت فاطمة فقال لها رسول الله ص جئت تشكين عليا قالت إي و رب الكعبة فقال لها ارجعي إليه فقولي له رغم أنفي لرضاك فرجعت إلى علي ع فقالت له يا أبا الحسن رغم أنفي لرضاك تقولها ثلاثا فقال لها علي ع شكوتيني إلى خليلي و حبيبي رسول الله ص وا سوأتاه من رسول الله ص أشهد الله يا فاطمة أن الجارية حرة لوجه الله و أن الأربعمائة درهم التي فضلت من عطائي صدقة على فقراء أهل المدينة ثم تلبس و انتعل و أراد النبي ص فهبط جبرئيل فقال يا محمد إن الله يقرئك السلام و يقول لك قل لعلي قد أعطيتك الجنة بعتقك الجارية في رضا فاطمة و النار بالأربع مائة درهم التي تصدقت بها فأدخل الجنة من شئت برحمتي و أخرج من النار من شئت بعفوي فعندها قال علي ع أنا قسيم الله بين الجنة و النار .
شیخ صدوق ؛ عللالشرائع ، ج 1 ص 163 و 164
علامه مجلسی ؛ بحارالانوار ، ج 43 ص 147 - نقل از : علل الشرائع
دو نفر ِ صدر حدیث یعنی محمد بن إسرائيل و أبو صالح نزد شیعه ناشناخته اند . نفرات بعدی هم از روات اهل سنت اند ، یعنی :
وكيعبنالجراحالرؤاسي - الحسنبنعرفةالعبدي
که هر دو از روات صحاح ستّه هستند و در کتب شیعه شرحی ندارند . تنها نجاشی در شرح حال سعد بن عبدالله می نویسد :
كان سمع من حديث العامة شيئا كثيرا و سافر في طلب الحديث لقي من وجوههم الحسن بن عرفة ... .
رجالالنجاشي ، ص 177 ، رقم 467
لذا معلوم می شود که این حدیث نیز از احادیث عامه ( اهل سنت ) می باشد .
مدرک سوم - بشارةالمصطفى
أخبرنا جماعة منهم والدي رحمه الله أبو القاسم الفقيه و أبو اليقظان عمار بن ياسر و ولده أبو القاسم سعد بن عمار سامحه الله عن الشيخ الزاهد إبراهيم بن نصر الجرجاني عن السيد الصالح محمد بن حمزة العلوي المرعشي الطبري و كتبته من كتابه بخطه رحمه الله قال حدثنا محمد بن الحسن قال حدثنا محمد بن جعفر حدثنا حمزة بن إسماعيل حدثنا أحمد بن خليل حدثنا يحيى بن عبد الحميد حدثنا شريك بن ليث المرادي بن أبي سليم عن مجاهد عن ابن عباس قال لما فتح الله على نبيه مدينة خيبر قدم جعفر ع من الحبشة فقال النبي ص لا أدري أنا بأيهما أسر بفتح خيبر أم بقدوم جعفر و كانت مع جعفر جارية فأهداها إلى علي ع فدخلت فاطمة ع بيتها فإذا رأس علي في حجر الجارية فلحقها من الغيرة ما يلحق المرأة على زوجها فتبرقعت ببرقعتها و وضعت خمارها على رأسها تريد النبي ص تشكو إليه عليا فنزل جبرئيل ع على النبي ص فقال له يا محمد إن الله يقرئك السلام و يقول لك هذه فاطمة تأتيك تشكو عليا فلا تقبلن منها فلما دخلت فاطمة قال لها النبي ص ارجعي إلى بعلك و قولي له رغم أنفي لرضاك فرجعت فاطمة ع فقالت يا ابن عم رغم أنفي لرضاك فقال علي ع يا فاطمة شكوتني إلى النبي ص وا حياءاه من رسول الله أشهدك يا فاطمة أن هذه الجارية حرة لوجه الله في مرضاتك و كان مع علي خمسمائة درهم فقال و هذه الخمس مائة درهم صدقة في فقراء المهاجرين و الأنصار في مرضاتك فنزل جبرئيل على النبي فقال يا محمد الله يقرئك السلام و يقول بشر علي بن أبي طالب بأني وهبت له الجنة بحذافيرها لعتقه الجارية في مرضاة فاطمة فإذا كان يوم القيامة يقف على باب الجنة فيدخل من يشاء الجنة برحمتي و يمنع منها من يشاء بغضبي و قد وهبت له النار بحذافيرها بصدقته الخمس مائة درهم على الفقراء في مرضاة فاطمة فإذا كان يوم القيامة يقف على باب النار فيدخل من يشاء النار بغضبي و يمنع من يشاء منها برحمتي فقال النبي ص بخ بخ من مثلك يا علي و أنت قسيم الجنة و النار .
عماد الدين طبرى ؛ بشارةالمصطفى ، ص 101 و 102
علامه مجلسی ؛ بحارالانوار ، ج 39 ص 207 + ج 43 ص 147 - نقل از : بشارة المصطفى
راویان صدر این حدیث نیز سه نفر از روات اهل سنت اند :
مجاهدبنجبرالمكي - ليثبنأبيسليمبنزنيم - شريكبنعبداللهالقاضي
که هر سه از روات صحاح ستّه هستند و در کتب شیعه شرحی ندارند . بقیه ی روات هم یا مجهول اند ، مثل : حمزة بن إسماعيل و أحمد بن خليل ؛ یا چندین نفر با نامشان وجود دارد ، مثل : محمد بن جعفر و محمد بن حسن .
به نظر می رسد این حدیث نیز از احادیث عامه ( اهل سنت ) است .
****************
وغضبت عليه (((( مرة أخرى )))) حينما رأت رأسه في حجر جارية أُهديت له من قبل أخيه . وها هو النص :
يروي القمي والمجلسي عن أبي ذر أنه قال : كنت أنا وجعفر بن أبي طالب مهاجرين إلى بلاد الحبشة ، فأُهديت لجعفر جارية قيمتها أربعة آلاف درهم ، فلما قدمنا المدينة أهداها لعلي تخدمه ، فجعلها عليّ في منزل فاطمة ، فدخلت فاطمة عليها السلام يوماً فنظرت إلى رأس عليّ عليه السلام في حجر الجارية ، فقالت : يا أبا الحسن !! فعلتها ؟؟ فقال : والله يا بنت محمد ما فعلت شيئاً ، فما الذي تريدين ؟ قالت : تأذن لي في المسير إلى منزل أبي رسول الله صلى الله عليه وسلم . فقال لها : قد أذنت لك ، فتجلببت بجلبابها ، وأرادت النبي صلى الله عليه وسلم .
انظر علل الشرائع للقمي ص 163 وأيضاً بحار الأنوار ص 43 ، 44 باب (كيفية معاشرتها مع عليّ )
نتیجه : نقل چنین روایتی در کتب شیعه با 3 مدرک و سند است ، که همگی به منابع و اسناد عامه ( اهل سنت ) بازگشت می کنند .
yar-mahdi
Sunday 9 March 2008, 12:53AM
بررسی روایات شکایت حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) از امیرالمومنین ( علیه السلام )
ابتدا به بررسی مدارک و اسناد این روایت می پردازیم .
مدرک نخست - امالی
و عنه، قال أخبرنا أبو الحسن محمد بن أحمد بن شاذان، قال حدثني أبو الحسين محمد بن علي بن المفضل بن همام الكوفي، قال حدثني محمد بن علي بن معمر الكوفي، قال حدثني محمد بن الحسين الزيات الكوفي، قال حدثنا أحمد بن محمد، قال حدثني أبان بن عثمان، قال حدثني أبان بن تغلب، عن جعفر بن محمد (عليهما السلام)، قال لما انصرفت فاطمة (عليها السلام) من عند أبي بكر، أقبلت على أمير المؤمنين (عليه السلام) فقالت يا ابن أبي طالب، اشتملت مشيمة الجنين، و قعدت حجرة الظنين، نقضت قادمة الأجدل، فخانك ريش الأعزل، هذا ابن أبي قحافة قد ابتزني نحيلة أبي و بليغة ابني، و الله لقد أجد في ظلامتي، و ألد في خصامي، حتى منعتني قيلة نصرها، و المهاجرة وصلها، و غضت الجماعة دوني طرفها، فلا مانع و لا دافع، خرجت و الله كاظمة، وعدت راغمة، فليتني و لا خيار لي مت قبل ذلتي، و توفيت قبل منيتي، عذيري فيك الله حاميا، و منك عاديا، ويلاه في كل شارق، ويلاه مات المعتمد و وهن العضد، شكواي إلى ربي، و عدواي إلى أبي، اللهم أنت أشد قوة. فأجابها أمير المؤمنين (عليه السلام) لا ويل لك، بل الويل لشانئك، نهنهي من غربك، يا بنت الصفوة، و بقية النبوة، فو الله ما ونيت في ديني، و لا أخطأت مقدوري، فإن كنت ترزءين البلغة فرزقك مضمون، و لعيلتك مأمون، و ما أعد لك خير مما قطع عنك، فاحتسبي. فقالت حسبي الله و نعم الوكيل.
الأماليللطوسي ، ص 683 و 684
علامه مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 29 ص 323 و 324 - نقل از : امالى
مدرک دوم - مناقب
و لما انصرفت من عند أبي بكر أقبلت على أمير المؤمنين ع فقالت له يا ابن أبي طالب اشتملت شملة الجنين و قعدت حجرة الظنين نقضت قادمة الأجدل فخانتك ريش الأعزل هذا ابن أبي قحافة قد ابتزني نخيلة أبي و بليغة ابني و الله لقد أجهد في ظلامتي و ألد في خصامي حتى منعتني القيلة نصرها و المهاجرة وصلها و غضت الجماعة دوني طرفها فلا مانع و لا دافع خرجت و الله كاظمة و عدت راغمة و لا خيار لي ليتني مت قبل ذلتي و توفيت دون منيتي عذيري و الله فيك حاميا و منك داعيا ويلاه في كل شارق ويلاه مات العمد و وهن العضد شكواي إلى ربي و عدواي إلى أبي اللهم أنت أشد قوة فأجابها أمير المؤمنين لا ويل لك بل الويل لشانئك نهنهي عن وجدك يا بنت الصفوة و بقية النبوة فو الله و ما ونيت في ديني و لا أخطأت مقدوري فإن كنت تريدين البلغة فرزقك مضمون و كفيلك مأمون و ما أعد لك خير مما قطع عنك فاحتسبي فقالت حسبي الله و نعم الوكيل .
ابن شهرآشوب ؛ المناقب ، ج 2 ص 208
علامه مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 43 ص 148 و 149 - نقل از : مناقب
مدرک سوم - احتجاج
ثم انكفأت ع و أمير المؤمنين ع يتوقع رجوعها إليه و يتطلع طلوعها عليه فلما استقرت بها الدار قالت لأمير المؤمنين ع يا ابن أبي طالب اشتملت شملة الجنين و قعدت حجرة الظنين نقضت قادمة الأجدل فخانك ريش الأعزل هذا ابن أبي قحافة يبتزني نحلة أبي و بلغة ابني لقد أجهد في خصامي و ألفيته ألد في كلامي حتى حبستني قيلة نصرها و المهاجرة وصلها و غضت الجماعة دوني طرفها فلا دافع و لا مانع خرجت كاظمة و عدت راغمة أضرعت خدك يوم أضعت حدك افترست الذئاب و افترشت التراب ما كففت قائلا و لا أغنيت طائلا و لا خيار لي ليتني مت قبل هنيئتي و دون ذلتي عذيري الله منه عاديا و منك حاميا ويلاي في كل شارق ويلاي في كل غارب مات العمد و وهن العضد شكواي إلى أبي و عدواي إلى ربي اللهم إنك أشد منهم قوة و حولا و أشد بأسا و تنكيلا فقال أمير المؤمنين ع لا ويل لك بل الويل لشانئك ثم نهنهي عن وجدك يا ابنة الصفوة و بقية النبوة فما ونيت عن ديني و لا أخطأت مقدوري فإن كنت تريدين البلغة فرزقك مضمون و كفيلك مأمون و ما أعد لك أفضل مما قطع عنك فاحتسبي الله فقالت حسبي الله و أمسكت .
طبرسی ؛ الاحتجاج ، ج 1 ص 107 و 108
علامه مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 29 ص 234 و 235 - نقل از : احتجاج
سند حدیث فوق - طبق نقل شیخ طوسی - ، حسن و بلکه صحیح است .
اما مضمون آن واضح است و ما در این جا ترجمه ی نقل احتجاج را می آوریم .
سپس آن حضرت عليها السّلام به منزل بازگشت در حالى كه حضرت امير عليه السّلام در انتظار مراجعت و درخشش سيماى مبارك او بود، چون در خانه قرار يافت؛ از شدّت تأثّر شروع به ملامت حضرت امير عليه السّلام كرده و فرمود: اى فرزند أبو طالب، چرا همچون كودك در جنين پنهان شده و مانند افراد تهمتزده در كنج خانه نشستهاى؟ تو كسى بودى كه شاهپرهاى بازها را درهم مىشكستى، چطور شده كه اكنون از پر و بال مرغان ناتوان فرو ماندهاى؟! اين فرزند أبو قحافه، هديّه پدر و قوت و معيشت فرزندانم را به ظلم ستانده، و در مخالفت با من به سختى مىكوشد، و جسورانه مجادله مىكند، آنچنان كه جماعت انصار دست از يارى من برداشته و مهاجرين رشته دوستى را گسسته، و همه تنهايم گذاشتهاند، نه مدافعى دارم و نه مانعى، از خانه با دلى آكنده از خشم خارج شدم و در نهايت خوارى بازگشتم، آرى آن روزى شكست خوردى كه تندى و خشونت خود را ضايع نمودى، آرى روزگارى در شكار گرگان بوده و پاره مىكردى، و حال خاكنشينى را اختيار نمودهاى!! نه پاسخ گويندهاى را مىدهى، و نه سخن ياوهاى را ممنوع مىسازى، من نيز ديگر هر چارهاى را از كف دادهام، اى كاش پيش از اين خوارى مرده بودم، عذرخواه من در تمام اين حرفها كه با تو گفتم و كم حرمتى كه صادر شد همانا خداى من است، چه مرا وابگذارى و يا حمايت نمايى! واى بر من در هر طلوع آفتاب! تكيهگاهم از دنيا رفت، و بازويم ناتوان شد، شكايت نزد پدر مىبرم! و از خداوند دادخواهى مىكنم! خدايا! نيرو و قدرت تو از همه افزونتر؛ و عذاب و نكال تو از همه شديدتر است! آنگاه مولاى متّقيان از در تسليت به آن حضرت عليهما السّلام گفت: اى دختر بهترين انبياء بر تو هيچ ويل و واى مباد! كه ويل و واى براى دشمن بدخواه تو است! اى دختر برگزيده عالميان و يادگار آخر الزّمان، غم و اندوه خود فرو نشان، و بدان كه من هرگز در دينم سستى نكرده و از حدّ توانم خارج نشدهام، اگر مقصود شما روزى به قدر كفاف است كه آن را خداوند ضمانت فرموده، و او ضامنى استوار و امين است، و آنچه براى تو مهيّا و آماده فرموده برتر از آن است كه از شما به غارت رفته، پس كار را به خدا واگذار! پس حضرت زهرا عليها السّلام آرام گشته و عرض كرد: خدا مرا كافى است و او بهترين وكيل است، و ديگر چيزى نگفت.
مترجم : بهراد جعفرى ، ج 1 ص 243 - 245
بد نیست در این جا سخن علامه مجلسی را که در شرح این حدیث ایراد فرموده ، متذکر شوم . ایشان می نویسند :
و لندفع الإشكال الّذي قلّما لا يخطر بالبال عند سماع هذا الجواب و السؤال، و هو أنّ اعتراض فاطمة عليها السلام على أمير المؤمنين عليه السلام في ترك التعرّض للخلافة، و عدم نصرتها، و تخطئته فيهما مع علمها بإمامته، و وجوب اتّباعه و عصمته، و أنّه لم يفعل شيئا إلّا بأمره تعالى و وصيّة الرسول صلّى اللّه عليه و آله ممّا ينافي عصمتها و جلالتها.
فأقول يمكن أن يجاب عنه بأنّ هذه الكلمات صدرت منها عليها السلام لبعض المصالح، و لم تكن واقعا منكرة لما فعله، بل كانت راضية، و إنّما كان غرضها أن يتبيّن للناس قبح أعمالهم و شناعة أفعالهم، و أنّ سكوته عليه السلام ليس لرضاه بما أتوا به. و مثل هذا كثيرا ما يقع في العادات و المحاورات، كما أنّ ملكا يعاتب بعض خواصّه في أمر بعض الرعايا، مع علمه ببراءته من جنايتهم، ليظهر لهم عظم جرمهم، و أنّه ممّا استوجب به أخصّ الناس بالملك منه المعاتبة. و نظير ذلك ما فعله موسى عليه السلام لمّا رجع إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً من إلقائه الألواح، و أخذه برأس أخيه يجرّه إليه و لم يكن غرضه الإنكار على هارون، بل أراد بذلك أن يعرّف القوم عظم جنايتهم، و شدّة جرمهم، كما مرّ الكلام فيه.
علامه مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 29 ص 324
***********
وغضبت عليه (((( مرة ثالثة )))) كما يرويه القوم .
( إن فاطمة رضي الله عنها لما طالبت فدك من أبي بكر امتنع أبو بكر أن يعطيها إيّاها فرجعت فاطمة عليها السلام وقد جرعها من الغيظ ما لم يوصف ومرضت ، وغضبت على عليّ لامتناعه عن مناصرته ومساعدته إيّاها وقالت : يا ابن أبي طالب !! اشتملت مشيمة الجنين وقعدت حجرة الظنين بعد ما أهلكت شجعان الدهر وقاتلتهم ، والآن غلبت من هؤلاء----- المخنثين -----، فهذا هو ابن أبي قحافة يأخذ مني فدك التي وهبها لي أبي جبراً وظلماً ويخاصمني ويحاججني ، ولا ينصرني أحد فليس لي ناصر ولا معين وليس لي شافع ولا وكيل ، فذهبت غاضبة ورجعت حزينة أذللت نفسي تأتي الذئاب وتذهب ولا تتحرك ، يا ليتني مـتّ قبل هذا وكنت نسياً منسياً إنما أشكو إلى أبي وأختصم إلى ربي )
انظر كتاب حق اليقين للمجلسي بحث فدك ص 203 ، 204 ، ومثله في كتاب الأمالي للطوسي ص 295
اکنون می توان نوشته های جناب محب را بررسی نمود .
اولا - تغییر الفاظ و اضافه کردن عبارات ، در یک کلام دروغ بستن به حضرت زهرا ( سلام الله علیها )
1- قد جرعها من الغيظ ما لم يوصف ومرضت
2- غضبت على عليّ
3- غلبت من هؤلاء المخنثين
4- يأخذ مني فدك التي وهبها لي أبي جبراً وظلماً
5- وليس لي شافع ولا وكيل
6- فذهبت غاضبة
ثانیا - کجای عبارات روایت اصلی که در بالا آورده شد ، نشان از غضب حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) نسبت به امیرالمومنین ( علیه السلام ) دارد ؟! آن چه از ناراحتی حضرت در روایت آشکار شده ، نسبت به ابوبکر است یا علی ( علیه السلام ) ؟ إنّهم یحرّفون الکلام عن مواضعه !
و این خود دلیل محکمی است برای حق جویانی که ممکن است در غضب حضرت نسبت به خلیفه شک داشته باشند .
والسلام
yar-mahdi
Sunday 9 March 2008, 12:58AM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
ولنا مع هذه الروايات بعض الوقفات :
1 ) أنكم تلاحظون أن قول النبي صلى الله عليه وسلم ( فاطمة بضعة مني وأنا منها فمن آذاها فقد آذاني .. ) حسب الرواية موجه لعليٍّ رضي الله عنه لكنكم تحولونه إلى الصديق رضي الله عنه فنقول إن كان هذا وعيداً لاحقاً بفاعله لزم أن يلحق هذا الوعيد علي بن أبي طالب وإن لم يكن وعيداً لاحقاً بفاعله كان أبو بكر أبعد عن الوعيد من عليّ رضي الله عنهما .
2 ) هناك وقائع أخرى ذكرها كل من المجلسي والطوسي والأربلي وغيرهم وقعت بين علي وفاطمة رضي الله عنهما التي سببت إيذاءها ثم غضبها على عليّ رضي الله عنه ، فماذا سيُجيب القوم عن هذه الوقائع المُتظافرة ، وبماذا سيحكم المنصفون منهم ؟؟؟!!!
فنحن نريد كل منصف متعقل من الشيعة ونرضاه حكماً ، فما هو جوابهم عن عليّ رضي الله عنه فهو جوابنا عن أبي بكر وعمر رضي الله عنهما .
فإن قالوا إنها رضيت عن عليّ بعد ما غضبت عليه فنقول : إنها رضيت أيضاً عن الشيخين بعدما غضبت ( فمشى إليها أبو بكر بعد ذلك وشفع لعمر وطلب إليها فرضيت عنه ) انظر شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد ج 1 ص 57 ط بيروت ، وشرح نهج البلاغة لابن ميثم ج 5 ص 507 ط بيروت ، وحق اليقين ص 180 ط طهران
جواب وقفات
1 ) مشاهده فرمودید که حدیث (( فاطمة بضعة منی )) را نبی مکرم (ص) در واقع به اصحابی چون ابوبکر و عمر فرمودند و نه علی (ع) . تازه این در صورتی است که روایت را صحیح فرض کنیم که تقریبا غیر ممکن است . بنابراین نه تنها این روایت به نفع ابوبکر تمام نمی شود بلکه به ضرر او و رفیقش است .
2 ) وقایع دیگری که از مجلسی و طوسی و اربلی نقل شد ، یا باطل است ( خواستگاری ) ؛ یا مستند به کتب اهل سنت است ( جاریه ) و یا اصلا ربطی به حضرت علی (ع) ندارد ( شکایت ) بلکه دقیقا متوجه ابوبکر و اعوان اوست .
و من به عنوان یک منصف و متعقل از شيعه ، حکم به برائت امیرالمونین (ع) و محکومیت ابوبکر می کنم .
اما رضایت حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) از خلیفتین ، حرف خنده داری است که حتی شیخین حدیث یعنی بخاری و مسلم هم آن را قبول ندارند ! توجه کنید :
أن فاطمة عليها السلام بنت النبي صلى الله عليه وسلم أرسلت إلى أبي بكر تسأله ميراثها من رسول الله صلى الله عليه وسلم مما أفاء الله عليه بالمدينة وفدك وما بقي من خمس خيبر ... فأبى أبو بكر أن يدفع إلى فاطمة منها شيئا فوجدت فاطمة على أبي بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت وعاشت بعد النبي صلى الله عليه وسلم ستة أشهر فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا ولم يؤذن بها أبا بكر وصلى عليها وكان لعلي من الناس وجه حياة فاطمة فلما توفيت استنكر علي وجوه الناس فالتمس مصالحة أبي بكر ومبايعته ولم يكن يبايع تلك الأشهر .
بخاری ؛ الصحیح ، كتاب المغازي ، باب غزوة خيبر ، ح 3913
مسلم ؛ الصحیح ، كتاب الجهاد والسير ، باب قول النبي:لا نورث ، ح 3304
اما نقل از ابن ابی الحدید معتزلی نمی دانم چه ربطی به شیعه پیدا می کند ؟! با این وجود نقل وی را ببینیم :
قال أبو بكر و حدثنا أبو زيد عمر بن شبة قال أخبرنا أبو بكر الباهلي قال حدثنا إسماعيل بن مجالد عن الشعبي قال سأل أبو بكر فقال أين الزبير فقيل عند علي و قد تقلد سيفه فقال قم يا عمر قم يا خالد بن الوليد انطلقا حتى تأتياني بهما فانطلقا فدخل عمر و قام خالد على باب البيت من خارج فقال عمر للزبير ما هذا السيف فقال نبايع عليا فاخترطه عمر فضرب به حجرا فكسره ثم أخذ بيد الزبير فأقامه ثم دفعه و قال يا خالد دونكه فأمسكه ثم قال لعلي قم فبايع لأبي بكر فتلكأ و احتبس فأخذ بيده و قال قم فأبى أن يقوم فحمله و دفعه كما دفع الزبير فأخرجه و رأت فاطمة ما صنع بهما فقامت على باب الحجرة و قالت يا أبا بكر ما أسرع ما أغرتم على أهل بيت رسول الله و الله لا أكلم عمر حتى ألقى الله قال فمشى إليها أبو بكر بعد ذلك و شفع لعمر و طلب إليها فرضيت عنه.
ابن ابی الحدید ؛ شرحنهجالبلاغة ، ج 2 ص 57 + ج 6 ص 48 و 49
علامه مجلسی ؛ بحارالأنوار ، ج 28 ص 322 - نقل از : ابن ابى الحديد
توجه : هرکتاب دیگر شیعی هم که آن را بیاورد ، از همین ابن ابی الحدید خواهد بود .
حال به بررسی روایت بالا می پردازیم .
اولا - شعبی
نکته ی جالب در این روایت این است که راوی آن شعبی است . بهتر است کمی راجع به او توضیح دهم . مرحوم خوئى درباره ی وی می نویسد :
از غرائب است که ابن داود او را در قسم اول ( افراد ثقه ) می شمارد ، در حالی که او خبيث ، فاجر ، دروغگو ، و علنی کننده ی عداوتش نسبت به اميرالمؤمنين است. و ما در تفسیر خود ( البیان ) قسمتی از رسوایی های او را ضمن ترجمه ی حارث اعور یاد کردیم .
من الغرائب أن يعده ابن داود في القسم الأول، وهو الخبيث الفاجر الكذاب المعلن بعدائه لأمير المؤمنين (عليه السلام)، وقد ذكرنا شطرا من مخازيه في تفسيرنا (البيان) عند التعرض لترجمة الحارث الأعور.
سید خوئى ؛ معجم رجال الحديث ، ج10 ص 210 ، رقم 6095
تقریبا همه ی علمای اهل سنت او را صحیح الحدیث نامیده اند ؛ اما نکته ای در شرح حالش وجود دارد ؛ وی از اصحاب بسیاری روایت نقل می کند ، در حالی که آن ها را ندیده یا چیزی از آنان نشنیده است ؛ ابن حجر در این مورد ، از علمای رجال ، نام 12 صحابی را می آورد . بنابراین وی به مرسَل گویی - و شاید دروغ گویی - از صحابه مشهور است ! این روایت او نیز مرسل است .
همچنین حدیث عجیب دیگری از او نقل شده که : ابوبکر بر حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد.(!!!)
ابن سعد ؛ الطبقات ، ج 8 ص 29
متقي هندی ؛ كنزالعمال ، ج11 ص616 ، ح32991 + ج13 ص 687 ، ح37760
ابن حجر ؛ الإصابة ، ج 4 ص 379
حال آن که در صحیحین از ام المومنین عائشه ، دقیقا خلاف این گزارش شده است که پیش تر دیدیم . اما چرا وی چنین می کند ؟ چون باید به گونه ای مقام ابوبکر را بالا ببرد . ابن عبدالبر ( از علمای اهل سنت ) مى نويسد كه شعبى از حارث همدانى به اين گونه ياد كرده است : حدثنى الحارث و كان احد الكذابين . يعنى حارث ، كه يكى از دروغگويان بزرگ است ، برايم چنين گفت .
ابن عبدالبر سپس مى گويد: از شخص حارث دروغى تا به حال ثابت نشده ، بلكه شعبى از آن جهت از حارث بدش مى آيد كه او در دوستى على و برتر داشتن مقام و منزلت او بر ديگران راه افراط پيموده است و از اين روى است - و خدا مى داند - كه شعبى او را دروغگو معرفى مى كند. زيرا خودش ابوبكر را مقدم مى دارد و وى را نخستين كسى مى شمارد كه اسلام آورده است .
الشعبي عوقب لقوله في الحرث الهمداني حدثني الحرث وكان أحد الكذابين ولم يبن من الحرث كذب وإنما نقم عليه افراطه في حب على وتفضيله له على غيره ومن ههنا والله أعلم كذبه الشعبي لأن الشعبي يذهب إلى تفضيل أبي بكر وإلى أنه أول من أسلم .
ابن عبدالبر ؛ جامع بيان العلم ، باب حكم العلماء بعضهم فى بعض ، ج 2 ص 189
ثانیا - نظر ابن ابی الحدید
خود ابن ابی الحدید پس از ذکر روایت فوق می نویسد :
نزد من صحیح این است که آن حضرت از دنیا رفت در حالی که بر ابوبکر و عمر خشمناک بود ، و وصیت کرده بود که آن دو بر وی نماز نگزارند ، و این نزد اصحاب ما ( معتزله ) از امور بخشیده شده ی آن هاست !
و الصحيح عندي أنها ماتت و هي واجدة على أبي بكر و عمر و أنها أوصت ألا يصليا عليها و ذلك عند أصحابنا من الأمور المغفورة لهما .
ابن ابی الحدید ؛ شرحنهجالبلاغة ، ج 6 ص 50
واگر کسی عربی بلد نباشد می توند به کتاب جلاء العیون ترجمه فارسی فصل ششم در بیان کیفیت معاشرت حضرت علی با فاطمه صفحه301-302-303-304
جناب محب ، تقلیدگر نباشید ! جلاء العیون اساسا کتابی فارسی است . نه این که عربی بوده و به فارسی ترجمه شود !
والسلام علی من اتبع الهدی
كيوان(tic)
Sunday 9 March 2008, 01:37AM
اولا - حدیث مزبور را در جلاء العیون نیافتم ؛ احتمالا اشتباهی رخ داده است . ( البته اگر خوشبین باشیم ! )
ثانیا - ایشان حدیث را تقطیع کرده و ادامه اش را نیاورده که امیرالمونین (ع) انجام چنین کاری را منکر شده ، نبی اکرم (ص) او را تصدیق نموده و حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) خوشحال تبسم نموده است .
ضمن تشكر از يار مهدي عزيز
فقط يك چيز مي گويم : امان امان امان از تعصب كوركورانه
يا رسول الله
Sunday 9 March 2008, 08:33AM
اهل سنت پاسخ دهيد قبر فاطمه زهرا كجاست
اهل سنت پاسخ دهيد قبر فاطمه زهرا كجاست
اهل سنت پاسخ دهيد قبر فاطمه زهرا كجاست
اهل سنت پاسخ دهيد قبر فاطمه زهرا كجاست
اهل سنت پاسخ دهيد قبر فاطمه زهرا كجاست
احمدfff
Sunday 9 March 2008, 08:09PM
وقتي يكي از شيعيان يك روايت ضعيف سند از اهل سنت نقل ميكند اينقدر داد و فرياد ميزن كه از اين رويات ضعيف است
حالا اين اقا از روايت ضعيف سند و بدون رجال هم نقل كرده اكر راست ميكوئي احاديث را با سند و رجال نقل كن تا جواب را بكيري
منتظر جواب شما هستيم
هنوز هم منتظر جواب اقاي محب هستيم كه احاديث كه نقل كردن وميكويد از كتابهاي (حضرت زهراء از امام علي غضب كرده)ما است
برايه ما احاديث كامل و رجال ان را نقل كند
يا حق
ghazal64
Sunday 9 March 2008, 11:12PM
قبر مادر توي دلهامون بايد باشه.
persian salman
Sunday 9 March 2008, 11:45PM
جناب كسپر عزيز :
آيا شما متوجه سوال شديد؟
شما قسمت اول را جواب بدهيد كه چرا قب حضرت زهرا(س) پنهان است تا بعد برويم بر سر اينكه چه كسي ايشان را به شهادت رسانده
در ثاني امير المومنيني كه 40شب در مدينه به در خانه صحابه مي رفت و حق خود را به آنها ياد آوري مي كرد و از آنها مي خواست تا او را ياري كنند اما جز 3 يا 5 يا 7 نفر حاضر به ياري ايشان نميشدند چگونه مي توانستند اين كار را بكنند
امير المومنين(ع) وقتي كه در مدينه تنها مانده و اگر اونيز به شهادت برسد معلوم نيست كه ديگر چه بر سر اسلام مي آيد چگونه مي تواند انتقام خون ام ابيها(س) را بگيرد؟؟؟؟؟؟؟؟:(
mehrdad_123
Monday 10 March 2008, 01:52AM
ضمن تشکر از همه ی سروران و اساتید بزرگوار:
بعد از گذشت این همه مدت از سروران اهل سنت کسی باسخ نداده است:
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
يا رسول الله
Monday 10 March 2008, 07:59AM
خوب بابا مهرداد جان حالا تو هم يه كم مهلت بده :Dبيچاره ها رفتند جواب جور كنند :D
.
.
.
.
.
.
بعد از گذشت روز ها
.
.
.
.
البته فكر كنم جواب ندارن رفتن ببين مي تونن با علماشون يه حديث 87 جور كنند فكر كنم بايد تا بعد از عيد بايد صبر كني:smile21::smile21:
666666
Monday 10 March 2008, 04:46PM
آخه شما كه اين همه دم از حب وعشق حضرت علي ميزنيدو حضرت علي رو فاتح خيبر مي دونيد فكر نمي كنيد با اين چرندياتي كه مي گيدغيرت وشجاعت و جوان مردي ايشان زير سوال مي رودپس اگر چيزي رو كه مي گيد درست باشه ديگه اون علي شير خدا نيست "اون فاتح خيبر نيست"اون حيدر كرار نيست"چون كسي كه نتواند از ناموس خود دفاع كند چگونه مي تواند حق مردم را بگيرد.عدالت را رعايت كند.وفاتح خيبر باشد؟ اي برادران بياييد به دور از تعصبات خشك وبيجا عاقلانه بانديشيد.
yar-mahdi
Monday 10 March 2008, 06:57PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم
عجيب است كه " محب اهل البيت " ، سعي در نشان دادن درگيري ميان اهل بيت و خشمگين شدن سرور زنان بهشتي از سرور مردان بهشتي داشت ! چه محبتي ؟! :confused:
و اكنون كه آشكار شد چنين چيزي وجود ندارد ، محبت خويش را با سكوت نشان مي دهد ! :smile55:
اللّهم العن اوّل ظالمٍ ظلم حقّ محمّدٍ و آل محمّد و آخر تابعٍ له علي ذلك
majmaj
Monday 10 March 2008, 07:43PM
دوستان عزیز
مراقب دسیسه های آمریکا باشید.
mehrdad_123
Tuesday 11 March 2008, 04:52PM
چرا هنوز کسی نتوانسته به سئوال تابیک جواب دهد؟!!!
.
احمدfff
Wednesday 12 March 2008, 11:09PM
[e=محب اهل البیت;
دليل بر ضعيف بودن احاديث كه نقل كردي
من از برادران می پرسم چطور موقعی که فاطمه از حضرت علی ناراحت می شد این ایات واحادیث به ان ربط نمی دهید
برادران شیعه عزیز چرا کتابهای خود را نمی خویند که ببینید که فاطمه از حضرت علی هم ناراحت می شد
روى ابن بابويه القمي الملقب بالصدوق في كتابه عن أبي عبدالله ( جعفر الصادق ) أنه سئل :
هل تشيع الجنازة بنار ويمشى معها بمجمرة أو قنديل أو غير ذلك مما يضاء به ؟ قال : فتغير لون أبي عبد الله من ذلك واستوى جالسا ثم قال :
إنه جاء شقي من الأشقياء إلى فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال لها : أما علمت علياً قد خطب بنت أبي جهل فقالت : حقاً ما تقول ؟ فقال : حقاً ما أقول ثلاث مرات . فدخلها من الغيرة ما لا تملك نفسها وذلك أن الله تبارك تعالى كتب على النساء غيرة وكتب على الرجال جهاداً وجعل للمحتسبة الصابرة منهن من الأجر ما جعل للمرابط المهاجر في سبيل الله .
قال : فاشتد غم فاطمة من ذلك وبقيت متفكرة حتى أمست وجاء الليل حملت الحسن على عاتقها الأيمن والحسين على عاتقها الأيسر وأخذت بيد أم كلثوم اليسرى بيدها اليمنى ، ثم تحولت إلى حجرة أبيها فجاء عليّ فدخل حجرته فلم ير فاطمة فاشتد لذلك غمه وعظم عليه ولم يعلم القصة ما هي ، فاستحيى أن يدعوها من منزل أبيها فخرج إلى المسجد يصلي فيه ما شاء الله ، ثم جمع شيئاً من كثيب المسجد واتكأ عليه ، فلما رأى النبي صلى الله عليه وسلم ما بفاطمة من الحزن أفاض عليها الماء ثم لبس ثوبه ودخل المسجد فلم يزل يصلي بين راكع وساجد ، وكلما صلى ركعتين دعا الله أ، يذهب ما بفاطمة من الحزن والغم ، وذلك أنه خرج من عندها وهي تتقلب وتتنفس الصعداء فلما رآها النبي صلى الله عليه وسلم أنها لا يهنيها النوم وليس لها قرار قال لها : قومي يا بُنية فقامت ، فحمل النبي صلى الله عليه وسلم الحسن وحملت فاطمة الحسين وأخذت بيد أم كلثوم فانتهى إلى علي وهو نائم فوضع النبي صلى الله عليه وسلم رجله على عليّ فغمزه وقال : قم أبا تراب !! فكم ساكن أزعجته !! ادع لي أبا بكر من داره ، وعمر من مجلسه ، وطلحة ، فخرج عليّ فاستخرجهما من منازلهما واجتمعوا عند رسول الله صلى الله عليه . فقال رسول الله عليه وسلم : يا علـيّ !! أما علمت أن فاطمة بضعة مني أنا منها ، فمن آذاها فقد آذاني ، ومن آذاني فقد آذى الله ، ومن آذاها بعد موتي كان كمن آذاها في حياتي ، ومن آذاها في حياتي كان كمن آذاها بعد موتي .
انظر علل الشرائع لابن بابويه القمي ص 185 ، 186 مطبعة النجف ، أيضا أورد الرواية المجلسي في كتابه ( جلاء العيون )
اين هم دليل بر ضعيف بودن اين احاديث كه نقل كردي
سند اين حديث
حدثنا علي بن احمد قال حدثنا ابو العباس احمد بن محمد بن يحيى عن عمرو بن ابي المقدام وزياد بن عبد الله قالا اتى رجل ابا عبد الله ....
اولا: في سند الحديث احمد بن محمد بن يحيى وهو مجهوول
وقال عنه ابن داوود الحلي في رجاله ص45 ترجمة رقم 136 : مهمل
وبالاضافه الى ذلك فاحمد بن محمد بن يحيى المهمل المجهول الحال وهو من طبقة مشايخ الصدوق يروي مباشرة عن عمرو بن ابي المقدام التابعي من اصحاب الامام زين العابدين والامام الباقر فالحديث فيه ارسال فالحاصل ان الحديث مجهوول ومرسل
وفي البحار روايه اخرى حول نفس الموضوع فهي نقلا عن كتاب العقد الفريد لابن عبد ربه, الاندلسي وفي سندها عبد الله بن الزبير ومعاوية بن ابي سفيان لعنهما الله
وغضبت عليه (((( مرة أخرى )))) حينما رأت رأسه في حجر جارية أُهديت له من قبل أخيه . وها هو النص :
يروي القمي والمجلسي عن أبي ذر أنه قال :
كنت أنا وجعفر بن أبي طالب مهاجرين إلى بلاد الحبشة ، فأُهديت لجعفر جارية قيمتها أربعة آلاف درهم ، فلما قدمنا المدينة أهداها لعلي تخدمه ، فجعلها عليّ في منزل فاطمة ، فدخلت فاطمة عليها السلام يوماً فنظرت إلى رأس عليّ عليه السلام في حجر الجارية ، فقالت : يا أبا الحسن !! فعلتها ؟؟ فقال : والله يا بنت محمد ما فعلت شيئاً ، فما الذي تريدين ؟ قالت : تأذن لي في المسير إلى منزل أبي رسول الله صلى الله عليه وسلم . فقال لها : قد أذنت لك ، فتجلببت بجلبابها ، وأرادت النبي صلى الله عليه وسلم .
انظر علل الشرائع للقمي ص 163 وأيضاً بحار الأنوار ص 43 ، 44 باب (كيفية معاشرتها مع عليّ )
سنداين حديث :
ابي(علي بن الحسين) عن سعد عن الحسن بن عرفة عن وكيع عن محمد بن اسرائيل عن ابي صالح عن ابي ذر رحمة الله عليه قال كنت أنا وجعفر بن أبي طالب مهاجرين إلى بلاد الحبشة ......الخ
الحسن بن عرفه: هذا عامي سني سمع منه سعد بن عبد الله ذكر ذلك النجاشي في ترجمة سعد بن عبد الله رقم467 في رجاله ص177
وهو مجهوول الحال عندنا... فلم يذكر عنه الا ان سعد سمع منه وهو ما ذكره النجاشي رضي الله عنه
وكيع بن الجراح: ايضا مجهوول الحال في كتبنا
الحديث مجهوول
وغضبت عليه (((( مرة ثالثة )))) كما يرويه القوم .
( إن فاطمة رضي الله عنها لما طالبت فدك من أبي بكر امتنع أبو بكر أن يعطيها إيّاها فرجعت فاطمة عليها السلام وقد جرعها من الغيظ ما لم يوصف ومرضت ، وغضبت على عليّ لامتناعه عن مناصرته ومساعدته إيّاها وقالت : يا ابن أبي طالب !! اشتملت مشيمة الجنين وقعدت حجرة الظنين بعد ما أهلكت شجعان الدهر وقاتلتهم ، والآن غلبت من هؤلاء----- المخنثين -----، فهذا هو ابن أبي قحافة يأخذ مني فدك التي وهبها لي أبي جبراً وظلماً ويخاصمني ويحاججني ، ولا ينصرني أحد فليس لي ناصر ولا معين وليس لي شافع ولا وكيل ، فذهبت غاضبة ورجعت حزينة أذللت نفسي تأتي الذئاب وتذهب ولا تتحرك ، يا ليتني مـتّ قبل هذا وكنت نسياً منسياً إنما أشكو إلى أبي وأختصم إلى ربي )
انظر كتاب حق اليقين للمجلسي بحث فدك ص 203 ، 204 ، ومثله في كتاب الأمالي للطوسي ص 295
سند اين حديث
الامالي للشيخ الطوسي
وعنه قال اخبرنا ابو الحسن محمد بن احمد بن شاذان قال حدثني ابو الحسين محمد بن علي بن المفضل بن همام الكوفي قال حدثني محمد بن علي بن معمر الكوفي قال حدثني محمد بن الحسين الزيات الكوفي قال حدثنا احمد بن محمد قال حدثني ابان بن عثمان قال حدثني ابان بن تغلب عن جعفر بن محمد عليه السلام قال :لما انصرفت فاطمة عليها السام من عند ابي بكر....الخ
محمد بن علي بن المفضل: مجهوول
محمد بن علي بن معمر : مجهوول
محمد بن الحسين الزيات : لم تثبت روايه محمد بن علي بن معمر عنه
روايه مجهولة جدا
ولهذا نحن لا نعتمد على هذه الروايات لانها مجهوله ولا تصح اصلا
ولنا مع هذه الروايات بعض الوقفات :
1 ) أنكم تلاحظون أن قول النبي صلى الله عليه وسلم ( فاطمة بضعة مني وأنا منها فمن آذاها فقد آذاني .. ) حسب الرواية موجه لعليٍّ رضي الله عنه لكنكم تحولونه إلى الصديق رضي الله عنه فنقول إن كان هذا وعيداً لاحقاً بفاعله لزم أن يلحق هذا الوعيد علي بن أبي طالب وإن لم يكن وعيداً لاحقاً بفاعله كان أبو بكر أبعد عن الوعيد من عليّ رضي الله عنهما .
و الان ثبت ان الحاديث الذي نقلتها كلها ضعيفه السند ماذا تقول الان ؟؟
يا رسول الله
Thursday 13 March 2008, 01:03AM
اهل سنت پاسخ دهيد قبر فاطمه زهرا كجاست
يا فاطمه جان خدا قاتلانت را عذاب كند
يا رسول الله
Thursday 13 March 2008, 01:06AM
اي قلم بنويس
اي تاريخ در خود ثبت كن
در كوچه هيچ كس ياور زهرا نشد
يا رسول الله ديدي با فاطمه ت چه كردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!
يا رسول الله
Monday 17 March 2008, 08:48AM
اهل سنت چه خبر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شما ها كه براي هر سوالي به قول خودتان جواب داريد !!!!!!!!!!!!!
اهل سنت قبر فاطمه زهرا كجاست
mehrdad_123
Monday 19 May 2008, 05:09PM
ا...هم عجل لوليك الفرج
اهل غير شيعه(سني) پاسخ دهيد
سادات ميپرسند
قبر مطهر مادرم زهرا (س) كجاست؟؟؟ و چرا مخفي مانده است؟؟؟ مگر چه كرده بود؟؟؟مگر پاره تن حضرت رسول (ص) نبود؟؟؟
------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:
هنوز منتظر پاسخ هستیم ان شاا...
yamahdi
Monday 19 May 2008, 09:44PM
قبر فاطمه مخفی ماند تا نشانی باشد برای حق جویان آنانکه ملاکشان رضایت خداوند متعال است و دربند تعصب نیستند.
غضب حضرت فاطمه (س) از ابوبكر و عمر
بعد از اتفاقاتي كه رخ داد (http://www.geocities.com/noorsbook/fehrest.html) :
“پس فاطمه بر ابوبكر غضب كرده و او را ترك كرد و اين ناراحتي ادامه داشت تا از دنيا رفت.”
- مسند حنبل (امام حنابله) 9/1
- صحيح بخاري، 82/5
- الامامه و السياسه (چاپ مصر 1382 هـ) ابن قتيبه دينوري، 13/1
- تاريخ الامم و الملوك (چاپ بيروت) طبري 448/2
- مشكل الاثار ابي جعفر طحاوي، 47/1
- السنن الكبري بيهقي نيشابوري، 300/6
- تفسير الاصول ابن دبيع شيباني، 46/2
و چندین کتاب دیگر اهل سنت
چون عمر و ابوبكر،حضرت فاطمه (س) را غضبناك كردند، پس هر دو بخانه فاطمه رفتند و از وي اجازه خواستند تا به حضورش برسند، ولي فاطمه به آندو اجازه نداد. پس به سوي علي رفتند و با او صحبت كردند. علي آندو را به حضور فاطمه برد. وقتي آندو نزد فاطمه نشستند پس فاطمه روي خود را از آنان به طرف ديوار برگرداند. عمر و ابوبكر به فاطمه سلام كردند ولي فاطمه جواب سلام آندو را نداد. ابوبكر شروع به سخن گفتن كرد … (پس از آنكه سخنان ابوبكر تمام شد)
فاطمه گفت : “اگر حديثي از رسول خدا (ص) براي شما بخوانم آن را قبول مي كنيد؟”
عمر و ابوبكر هر دو گفتند : “آري”
فاطمه گفت : “شما را به خدا قسم، آيا از رسول خدا (ص) نشنيديد كه فرمود : رضاي فاطمه رضايت من است و غضب و خشم فاطمه از غضب و خشم من است. هر كه فاطمه را دوست بدارد پس مرا دوست داشته و هر كس فاطمه را راضي بدارد پس مرا راضي داشته و هر كه او را به غضب درآورد پس همانا مرا به غضب آورده است؟”
آندو گفتند : “آري، آن را از رسول خدا (ص) شنيدهايم.”
فاطمه گفت : “پس من خدا و ملائكه او را شاهد ميگيرم كه شما دو نفر مرا به غضب درآورديد و رضاي خاطر مرا بجاي نياورديد. زمانيكه پيامبر (ص) را ملاقات كنم از شما دو نفر نزد او شكايت خواهم كرد.”
منابع اهل سنت :
·الامامه و السياسه 1214/3 و 13/1
·اعلام النساء 124/4 و 121/3
·صحيح بخاري 5/5 و كتاب النكاح 109 و 5/6 باب 12 و 16 و 19
·صحيح مسلم 72/2
·مسند احمد 323 و 326 و 328 و 5/4 و 6/1
و چندین کتاب دیگر اهل سنت
فاطمه به عمر و ابوبكر گفت : شما را به خدا قسم، آيا نشنيديد كه پيامبر(ص) فرمود : “فاطمه پاره تن من است و من هم از فاطمهام. هر كس فاطمه را بيازارد مرا رنجانده است و هر كس مرا رنجاند پس خدا را رنجانيده است. كسي كه فاطمه را بعد از مرگ من برنجاند مانند كسي است كه او را در زمان حياتم رنجانده است و هر كس او را در زمان حياتم برنجاند مانند كسي است كه او را بعد از مرگم آزرده است؟”
گفتند : آري البته كه شنيديم.
فاطمه فرمود : “الحمد لله، خدايا من تو را شاهد ميگيرم كساني كه اينجا هستيد شما هم شاهد باشيد. اين دو نفر (عمر و ابوبكر) مرا هم در زمان حياتم و هم به هنگام وفاتم آزردند.
والله حتي يك كلمه هم با شما حرف نميزنم تا پروردگارم را ملاقات كنم و شكايت شما را به او برسانم كه بر من چه ساختيد و چه ستمها روا داشتيد.”
همان منابع قبلي در الامامه و السياسه، اعلام النساء، صحيح بخاري، صحيح مسلم، تاريخ طبري، السنن بيهقي، كفاية الطالب، شرح نهج البلاغه، سنن ترمذي، سنن ابن ماجه، سنن سجستاني، خصائص نسائي ص 35، مستدرك حاكم 154/3 و 158، مجمع الزوائد
ابوبكر گفت : “فاطمه، من از خشم تو و پيامبر به خدا پناه ميبرم.” بعد آنچنان گريست كه نزديك بود جانش از دست برود.
فاطمه فرمود : “والله، لادعُون الله عليك في كل صلاة اُصَلّيها”
(بخدا سوگند در تمام نمازهايي كه ميخوانم تو را نفرين (لعن) ميكنم.)
- صحيح بخاري، 196/6 و 5/5
- صحيح مسلم 72/2
- مسند احمد بن حنبل 6/1
- اعلام النساء 1214/3
- رسائل جاحظ ص 300
- تاريخ طبري 202/3
- سنن بيهقي 300/6
ابوبكر چون از نزد فاطمه بيرون آمد، مردم دور او جمع شدند كه چرا چنين پريشاني؟ ابوبكر گفت : “شما مردم همه شب همسر خود را در آغوش ميگيريد و سرگرم خوشيهاي خود هستيد و مرا به اين گرفتاريها مبتلا كرديد من به بيعت شما احتياجي ندارم بياييد بيعت خود را پس بگيريد.”
·الامامه و السياسه ص 14
·كفاية الاثر گنجي با ب 99
·تاريخ الخلفا ابن قتيبه 120/1
چون فاطمه وفات يافت شوهرش علي شبانه بر او نماز خواند و او را دفن نمود و به ابوبكر خبر نداد كه بر جنازه او حاضر شود.
·صحيح مسلم 1380/3
·تاريخ طبري 196/9 (وقايع سال 11، انگليسي)
·تاريخ يعقوبي، 117/2
·مسند احمد 9/1
·تاريخ ابن كثير 285/5
و چندین کتاب دیگر اهل سنت
“و هر كسي كه بيازارد خدا و رسولش را، لعنت خدا بر آنان در دنيا و آخرت و خدا آماده كرد براي آنان عذابي خوار سازنده.”
سوره احزاب، آيه 57
mehrdad_123
Tuesday 20 May 2008, 02:08AM
اجرکم عندا...
110shamsi
Tuesday 27 May 2008, 09:51PM
اهل سنت پاسخ دهيد قبر فاطمه زهرا كجاست
یا عیسی
Friday 2 January 2009, 09:11AM
اي قلم بنويس
اي تاريخ در خود ثبت كن
در كوچه هيچ كس ياور زهرا نشد
يا رسول الله ديدي با فاطمه ت چه كردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!
yaaliasghar
Friday 2 January 2009, 02:45PM
اهل سنت پاسخ دهيد قبر فاطمه زهرا كجاست ؟
gholam_ali
Saturday 3 January 2009, 08:56PM
اهل سنت پاسخ دهيد قبر فاطمه زهرا كجاست ؟
yaaliasghar
Monday 5 January 2009, 12:31AM
اهل سنت پاسخ دهيد قبر فاطمه زهرا كجاست ؟
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.