Mohammad133
Sunday 13 January 2008, 11:02AM
بسم الله الرحمن الرحيم
وقتى كه حضرت سيدالشهداء (عليه سلام) متولد شد ، خداوند تبارك و تعالى حضرت جبرئيل (عليه سلام) رابا هزار ملك بر پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل فرمود كه به پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) تهنيت گويد. همينطورىكه حضرت جبرئيل (عليه سلام) بر پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل مى شد گذرش به جزيزه اى كه فطرس يكى ازملك مقرب كه از حاملان عرش الهى بود كه بر اثر اشتباهى كه از او سرزده بود و در آنجزيزه زندان شده بود و بالش شكسته بود و به عذاب گرفتار بود و در بعضى رواياتبمژه هاى چشمش معلق و آويزان بود و از زير او دود بدبويى مى آمد افتاد. فطرسوقتى كه جبرئيل (عليه سلام) را با ملائكه ها ديد ، گفت : اى جبرئيل با اين همه ملك كجا مىروى ؟! آيا خبرى شده ؟
حضرت جبرئيل (عليه سلام) فرمود: خداوند متعال به حضرت محمد(صلي الله عليه و آله و سلم)نعمتى كرامت فرمود. و مرا فرستاده كه از جانب خودش به او مبارك باد بگويم .فطرسگفت : اى جبرئيل اگر مى شود مرا هم با خود ببريد شايد حضرت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) براى من دعاكند و من از اين گرفتارى نجات پيدا كنم. حضرت جبرئيل (بقول ما دلش سوخت و) فطرسرا با خودش به محضر مقدس حضرت رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) آورد. وقتى كه خدمت حضرت رسيد از طرفحق تعالى تنهيت گفت در ضمن سفارش حال فطرس را هم خدمت آن بزرگوار كرد. حضرتفرمود: اى فطرس خودت را به اين مولود مبارك بمال كه انشاء الله حالت خوب مى شود. فطرس ، مي گريست و خود را به قنداقه حضرت اباعبدالله (عليه سلام) ماليد ، بمحض ماليدن متوجهشد پرشكسته اش خوب شد و خدا بخاطر حضرت امام حسين (عليه سلام) توبه اش را قبولكرد. خلاصه بالا رفت و چون به آسمان رسيد گريه مى كرد و صدا مى زد: اى ملائكه هامن آزاد شده حسينم . كيست كسى مثل من كه آزاد كرده حسين باشد ، بعد برگشت ، و گفت : اى رسول خدا به همين نزديكىها زمانى مى آيد كه اين مولود را خواهند كشت و روضه كربلا رابراى پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) تعريف كرد ، هم خودش و هم پيغمبر و هم تمام ملائكه ها گريه كردند وبعد گفت : يا رسول الله در مقابل اين حقى كه اين مولود بر گردن من دارد من ضامن مى شومكه هر كس بزيارت اين شهيد غريب برود يا اشكى براى او بريزد چه از راه دور و نزديكآن سلام و گريه را به حضرتش ابلاغ كنم ...
السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنا يك عليك مني سلام الله ابدا ما بقيت وبقي اليل و النهار
وقتى كه حضرت سيدالشهداء (عليه سلام) متولد شد ، خداوند تبارك و تعالى حضرت جبرئيل (عليه سلام) رابا هزار ملك بر پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل فرمود كه به پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) تهنيت گويد. همينطورىكه حضرت جبرئيل (عليه سلام) بر پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل مى شد گذرش به جزيزه اى كه فطرس يكى ازملك مقرب كه از حاملان عرش الهى بود كه بر اثر اشتباهى كه از او سرزده بود و در آنجزيزه زندان شده بود و بالش شكسته بود و به عذاب گرفتار بود و در بعضى رواياتبمژه هاى چشمش معلق و آويزان بود و از زير او دود بدبويى مى آمد افتاد. فطرسوقتى كه جبرئيل (عليه سلام) را با ملائكه ها ديد ، گفت : اى جبرئيل با اين همه ملك كجا مىروى ؟! آيا خبرى شده ؟
حضرت جبرئيل (عليه سلام) فرمود: خداوند متعال به حضرت محمد(صلي الله عليه و آله و سلم)نعمتى كرامت فرمود. و مرا فرستاده كه از جانب خودش به او مبارك باد بگويم .فطرسگفت : اى جبرئيل اگر مى شود مرا هم با خود ببريد شايد حضرت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) براى من دعاكند و من از اين گرفتارى نجات پيدا كنم. حضرت جبرئيل (بقول ما دلش سوخت و) فطرسرا با خودش به محضر مقدس حضرت رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) آورد. وقتى كه خدمت حضرت رسيد از طرفحق تعالى تنهيت گفت در ضمن سفارش حال فطرس را هم خدمت آن بزرگوار كرد. حضرتفرمود: اى فطرس خودت را به اين مولود مبارك بمال كه انشاء الله حالت خوب مى شود. فطرس ، مي گريست و خود را به قنداقه حضرت اباعبدالله (عليه سلام) ماليد ، بمحض ماليدن متوجهشد پرشكسته اش خوب شد و خدا بخاطر حضرت امام حسين (عليه سلام) توبه اش را قبولكرد. خلاصه بالا رفت و چون به آسمان رسيد گريه مى كرد و صدا مى زد: اى ملائكه هامن آزاد شده حسينم . كيست كسى مثل من كه آزاد كرده حسين باشد ، بعد برگشت ، و گفت : اى رسول خدا به همين نزديكىها زمانى مى آيد كه اين مولود را خواهند كشت و روضه كربلا رابراى پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) تعريف كرد ، هم خودش و هم پيغمبر و هم تمام ملائكه ها گريه كردند وبعد گفت : يا رسول الله در مقابل اين حقى كه اين مولود بر گردن من دارد من ضامن مى شومكه هر كس بزيارت اين شهيد غريب برود يا اشكى براى او بريزد چه از راه دور و نزديكآن سلام و گريه را به حضرتش ابلاغ كنم ...
السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنا يك عليك مني سلام الله ابدا ما بقيت وبقي اليل و النهار