PDA

نمايش نسخه نهائي : شهادت حسين(ع) از ديدگاه سنت مكتب خلفا


فرزند آدم
Saturday 12 January 2008, 07:28PM
اهل سنت بر اين عقيده اند كه خليفه واجب الاطاعت از سه طريق تعيين ميشود:
1.خليفه جانشين بعد از خود را انتخاب كند.
2.مردم خليفه را تعيين كنند(كه البته رد اين اجماع 5 نفر كافي است)!!!
3.خليفه با زور شمشير و پيروزي نطامي خلافت را به دست بياورد.
اين چند نوع كه عرض كردم حتي اگر كافر و فاسق و ظالم هم باشند واجب الاطاعة هستن.
و دليل:
حذيفه از پيامبر روايت ميكند:
پس از من پيشواياني خواهند امد كه به راه من نميروند و به روش من عمل نميكنند. پاره اي از ايشان دلهايي همچون دل شياطين دارند اگر چه به ظاهر انسانند.
حذيفه ميگويد:گفتم: يا رسول الله(ص) اگر منآن زمان را در يابم چه عكس العملي نشان دهم؟
فرمود:
شنوايي صد در صد و اطاعت مطلق از امير كن.حتي اگر بر پشتت بكوبد و مالت را ببرد تو بايد فرمان ببري و گوش به دستورش بسپاري.

و همچنين از ابن عباس نقل شده است:
هيچ كس را نرسد كه بر پادشاه و امام زمان خود قيام كند و حتي وجبي از حكومت او سر پيچي نمايد. اگر چنان كند و بميرد بر سنت جاهليت مرده است.

آيا حسين(ع) به مانند دوران جاهليت مرده است؟؟؟
آيا پيامبر نگفت:حسين مني و انا من حسين؟؟

چگونه است كه حسين بر خلاف سخن رسول الله بر خليفه ي وقت قيام ميكند؟؟؟؟؟
براداران اهل سنت چگونه ميتونن اين موضوع رو توجيه كنن؟؟؟؟

آيا شما هم بر اين عقيده ايد كه حسين(ع) كافر از دنيا رفته است؟؟؟

سجودی
Sunday 13 January 2008, 01:53PM
دوست محترم فرزند آدم
شما سخنگوی خوبی از زبان اهل سنت نشدید ... اما ما دیگر عادت کردیم
گناه شما نیست به شما همین طور یاد داده اند
اما جواب
با یزید بیعت شرعی صورت نگرفت و یزید امیر مشروع نبود
مخالفت حسین، خود دلیل است بر مشروع نبودن حکومت یزید
بدان که سنی ها حدیث دارند :
بهترین جهاد گفتن حرف حق جلوی امیر ظالم است
پس این چیزهای که شما به ما نسبت دادی درست نیست
و عملا هم ببین پسر بن لادن بر امیر زمانش ( پسر عبدالعزیز ) شوریده و کسی او را کافر نگفته بلکه محبوب تر است از امیری که بر سر قدرت است
و ببین در عراق کی میجنگد و کی متحد با اشغال گران است

فرزند آدم
Sunday 13 January 2008, 02:52PM
خوب من چند نمونه از خلافت رو از ديد گاه علماي شما عرض كردم اصلا نيازي به بيعت امام حسين(ع) با يزيد نبوده يزيد از طرف پدرش خيلفه ي بعد از خودش شناخته شده حال برا ي محكم كار ي
معاويه به پسرش پيشنهاد بيعت امام حسين و چند تن ديگر رو نيز به اون ميده اما من در جاهاي مختلفي ديدم كه بعضي از علماي شما يزيد رو پس از معاويه ي خليفه ي بر حق او ميدونن.

سجودی
Sunday 13 January 2008, 03:33PM
بنده هم عرض کردم سخنگوی کاملی نبودید
حالا آیا بزور میخواهید من یزید را خلیفه برحق بدونم؟
از علمای ما دلیل بیار که انو برحق میدونن
اما یادت باشه علمای ما ابوحنیفه مالک شافعی احمد بن حنبل ابن تیمیه محمد بن عبد الوهاب و دیگران هستند
حالا هر شیعه یا صوفی مشرکی را عالم درجه اول ما نکنید برای دلیل پیدا کردن
مثل ابن ابی الحدید و سلیمان بلخی که ما دربان هم قبولشان نداریم
یادم اومد
پسر امام احمد بن حنبل از پدرش پرسید نظرت چیست در باره کسانیکه یزید را دوست دارند
فرمود : آیا کسی هم هست که یزید را دوست داشته باشد؟
پرسید: پدر، آیا لعنتش میکنی
فرمود : آیا دیدی تا حالا پدرت کسی را لعنت کرده باشد؟
شیخ الاسلام ابن تیمیه که علمای شیعه او را چون خاری در چشم خود دوست ندارند میفرماید:
یزید را نه دوست داریم نه لعنتش میکنیم
و گفتمت ای فرزند آدم ، وقتی آدم های مهمی چون حسین و ابن زبیر و دیگران خلافت یزید را قبول نکردند
این یعنی اینکه بیعت برای یزید شرعی نبود
شما میخواهی بزور برای یزید دوست پیدا کنی؟
نرنجی از لهجه من
برادر وقتی میگیم دوستش نداریم یعنی نداریم
آخرین چیزی که در باره من فکر کن این است که برای خوشحال کردن شیعه ها حق را نگویم
اگر یزید خوب میبود میگفتیم خوب است
حالا اگر یک سنی سازی دیگر زد این که عقیده همه نیست
آیت اله صانعی این روزها یک حرف عجیب گفته: زن دوم گرفتن بدون اجازه زن اول ممنوعه
ما که نمیگیم این عقیده همه شماهاست
منصف باشید منصف

صبح
Sunday 13 January 2008, 03:38PM
نکته بسیار ظریف و تکان دهنده ای بود ... برای کسی که اطاعت از پیامبر و ولای او را یک اصل می داند .... نه یک "فرع" !

فرزند آدم
Sunday 13 January 2008, 06:52PM
بنده هم عرض کردم سخنگوی کاملی نبودید
حالا آیا بزور میخواهید من یزید را خلیفه برحق بدونم؟
از علمای ما دلیل بیار که انو برحق میدونن
اما یادت باشه علمای ما ابوحنیفه مالک شافعی احمد بن حنبل ابن تیمیه محمد بن عبد الوهاب و دیگران هستند
حالا هر شیعه یا صوفی مشرکی را عالم درجه اول ما نکنید برای دلیل پیدا کردن
مثل ابن ابی الحدید و سلیمان بلخی که ما دربان هم قبولشان نداریم
یادم اومد
پسر امام احمد بن حنبل از پدرش پرسید نظرت چیست در باره کسانیکه یزید را دوست دارند
فرمود : آیا کسی هم هست که یزید را دوست داشته باشد؟
پرسید: پدر، آیا لعنتش میکنی
فرمود : آیا دیدی تا حالا پدرت کسی را لعنت کرده باشد؟
شیخ الاسلام ابن تیمیه که علمای شیعه او را چون خاری در چشم خود دوست ندارند میفرماید:
یزید را نه دوست داریم نه لعنتش میکنیم
و گفتمت ای فرزند آدم ، وقتی آدم های مهمی چون حسین و ابن زبیر و دیگران خلافت یزید را قبول نکردند
این یعنی اینکه بیعت برای یزید شرعی نبود
شما میخواهی بزور برای یزید دوست پیدا کنی؟
نرنجی از لهجه من
برادر وقتی میگیم دوستش نداریم یعنی نداریم
آخرین چیزی که در باره من فکر کن این است که برای خوشحال کردن شیعه ها حق را نگویم
اگر یزید خوب میبود میگفتیم خوب است
حالا اگر یک سنی سازی دیگر زد این که عقیده همه نیست
آیت اله صانعی این روزها یک حرف عجیب گفته: زن دوم گرفتن بدون اجازه زن اول ممنوعه
ما که نمیگیم این عقیده همه شماهاست
منصف باشید منصف

سلام خدمت برادر سجودي
اين خيلي خوبه كه شما يزيد رو دوست نداري و خليفه نميدوني .من واقعا افتخار ميكنم كه دارم با كسي حرف ميزنم كه ميتونه بهتر گفتار منو درك بكنه.
اما بعضي از علماء شما براي شرح روايت تعداد ائمه "اثني عشر كعدة نقباء بني اسرائيل"
توجيهاتي اورده اند كه در آن جا نام بعضي از خلفا را ذكر كرده و يزيد رو هم در زمره خلفا قرار دادند:
ابن العربي رد شرح سنن ترمذي مي گويد:
"ما خلفاي پس از رسول خدا را مي شماريم. اينان را چنين ميابيم:
1.ابوبكر 2.عمر 3.عثمان 4.علي 5.حسن 6.معاويه 7.يزيدبن معاويه 8. معاويه بن يزيد
9.مروان 10.عبدالملك بن مروان و..............(كه وقت اجازه نمي دهد بقيه را بشمارم)
همچنين بيهقي نيز بر شرح اين حديث يزيد را جزء خلفاي 12 گانه دانسته است.
همچنين ابن كثير نيز يزيد را در شمار خلفا دانسته.
با همه ي اين اشكالات در ميان دوازده تن خليفه ي مورد پسند پيامبر بر حسب شمارش يزيدبن معاويه وارد مي شود و كسي مانند عمربن عبد العزيز كه همه حتي شيعيان به عدالت او اتفاق نظر دارند خارج مي شود.
اما اين سخناني كه گفتيد نظر شخصي شما بوده.
علما شما هم كه نام برديد نه يزيد مستحق به لعن دونسته اند نه هم اون رو انساني درستكار فرض كرده اند يعني اشكالي هم به اين وارد نكرده اند كه حالا يزيد حسين رو كشت پس ادم بدي بوده بلكه اون رو خوب هم نميدونستند احاديثي كه در پست هاي قبلي از كتب شما بيان كردم اين بود كه خليفه حتي اگر فاسق و فاجر هم باشد باز هم واجب الاطاعة است.

سجودی
Monday 14 January 2008, 01:26AM
و سلام به برادر فرزند آدم
اما بعضي از علماء شما ....... يزيد رو هم در زمره خلفا قرار دادند:
رای غالب همونیه که گفتم
علما اشتباه هم میکنند هر عالمی یک یا دو لغزش بزرگ داره
اونها به حساب حسین یزید را دوست ندارندگمان میکنند یزید راضی به قتل حسین نبود
تازه دلیل دیگه ای هم دارن یزید تو لشگر حمله به قسطنطنیه بود و پیامبر فرمود اولین حمله کنندگان به این شهر ، آمرزیده اند ( البته استنباط اونها اشتباه است )
اما رای غالب وهمونه که گفتم برای اینکه جواب این سوال خودتو بگیری که نوشتی:
آيا حسين(ع)كافر از دنيا رفته است؟
یه روز جمعه برو مسجد سنی ها ببین چی میگن
نام حسین را در خطبه میارن یا نام یزید را
و بدان هیچ عالم ما حق نداره با حسین بد باشه والا عالم قبولش نداریم بلکه سنی قبولش نداریم
و این رای شخصی من نیست رای همه است
اما اگر ناراحت نمیشی یک چیزی بگم
مذهب شیعه اساس بر دشمنیه دشمن نداشته باشه میمیره پس دشمن ساختگی میسازه
تا شرکیات خودشو حفظ کنه
گولشونو نخور

احمدfff
Monday 14 January 2008, 02:21AM
اما اگر ناراحت نمیشی یک چیزی بگم
مذهب شیعه اساس بر دشمنیه دشمن نداشته باشه میمیره پس دشمن ساختگی میسازه
تا شرکیات خودشو حفظ کنه

گولشونو نخور


مذهب شما مبني بر شرك به خداوند و توهين به اسلام و حضرت رسول خدا است

در كتابهاي شما بر از شرك و توهين به رسول خدا است

mehrdad_123
Monday 14 January 2008, 02:45AM
عزيزان مي توانند اين جمله جناب سجودي را در اينجا ببينند كه معاويه و بعد از او يزيد و ... را جزء پادشاهي خوب ميدانند:
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=8779&page=5

بعد (پادشاهی خوب) است با کمی خرابی ( از زمان معاویه شروع شد ) و وقت معلوم ندادند و فرمودند ادامه دارد تا آنوقت که الله بخواهد

حالا من نميدونم ايشون چه جوري ادعا مي كنن كه ما حق نداريم با حسين بد باشيم؟؟؟؟





.

سجودی
Monday 14 January 2008, 05:40AM
بله در مقایسه با پادشاهان زمان ما پادشاهی یزید بهتر بود
تعجب نکنید دلیل رابشنوید
یزید به این خاطر سرور ما حسین را کشت که میخواست حکومت را در دست داشته باشد
حسین با یزید دعوا نداشت که
چرا ربا را آزاد و جایز می داند
چرا زنا را تحت نام دیگری حلال میداند
چرا مجازات بریدن دست دزد را عوض کرده و دزد را زندانی میکند
چرا عید مجوس را جشن میگیرد
و چرا و چرا و چرا
هردو در اجرای شریعت متفق بودند و عملا دست دزد بریده میشد و زانی سگنسار میگردید
دعوایشان بر این بود که از تو بهتر هستند خیلی ها و با تو بیعت نمیکنیم
از نظر ما به این دلایل، یزید از پادشاهان زمان ما بهتر بود
و در مقایسه با اینها گفتم که پادشاهیش خوب تر بود
اما باز ما یزید را دوست نداریم ولکن پادشاهان زمان خود را بیشتر دوست نداریم

mehrdad_123
Monday 14 January 2008, 03:59PM
از نظر ما به این دلایل، یزید از پادشاهان زمان ما بهتر بود


ديدي گفتم ؟
پس نگو ما حسين رو دوست داريم؟
كسي كه عقايد امام حسين (ع) را قبول نداشته باشد نمي تواند بگويد امام حسين (ع) را دوست دارم
كسي كه قاتل امام را پادشاهي منصف بداند نمي تواند امام حسين (ع) را دوست داشته باشد
كسي كه زنا زاده ي زنا كار را پادشاهي خوب بداند نمي تواند بگويد من امام حسين(ع) را دوست دارم
كسي كه ظالم ظالمان را پادشاهي خوب بداند نمي تواند ادعا كند كه امام حسين (ع) را دوست دارم
آن ظالمي كه امام حسين (ع) را شهيد كند و خوانواده اش را اسير كند و آن همه ظلم در حق اينان بكند.... چگونه مي تواند با مردمان عادي خوب باشد؟ جناب تناقض ؟؟؟

تناقض پايه و اساس مذهب شما را فرا گرفته است كه خدا را شكر در تاپيكهاي گوناگوني اين مسئله را همگي مشاهده مي كنيم ....:smile34:
لعنت بر هر چه يزيد و يزيديان است لعنت بر هر كسي كه يزيد را بر حق بداند
يا حق

سجودی
Tuesday 15 January 2008, 07:30AM
مهرداد!! من نگفتم یزید خوبه یا برحقه ، از تهمت تو هم تعجب نکردم از دست تهمت های شما حضرت عایشه در امان نیست من کی هستم
من در اون بحث دیگه از 4 دوره تاریخی صحبت کردم و دوره ای که یزید متعلق به اونه را بهتر از دوره بعدیش دونستم
و با دلیل ها این مدعا را ثابت کردم
من کی گفتم یزید خوبه یا برحقه یا حسین بهشتی نیست
ما حسین را سردار جوانان در بهشت میدانیم
تو عوض شعار دادن بهتر است اندیشه کنی
یا دلیل های مرا رد کن و ثابت کن مثلآ دوره آتا تورک بهتر بوده از دوره یزید
یا قبول کن
اینجا که جای مرثیه خوانی نیست

mehrdad_123
Tuesday 15 January 2008, 01:22PM
ما حسین را سردار جوانان در بهشت میدانیم
تو عوض شعار دادن بهتر است اندیشه کنی
یا دلیل های مرا رد کن و ثابت کن مثلآ دوره آتا تورک بهتر بوده از دوره یزید

بلي بعد از عمري تونستيد كتب خودتون رو قبول كنيد...
اولا كدام دليل؟ در همون تاپيك اگه بري ببيني متوجه ميشي كه چه كسي دليل آورد و چه كسي دروغگو بود
به نظر من آتا ترك خيلي بهتر از يزيد بود چون حداقلش امام حسين(ع) رو و فرزندان و اهل او را شهيد نكرد؟
اگر توان بحث علمي داري بگو در همين جا درباره ي يزيد شروع كنيم به بحث كردن و به حول قوه ي الهي و توكل بر او و توسل به معصومين (ع) اثبات كنيم كفر او و كساني را كه باعث شدن او خليفه بشود

اگر هستي بفرما؟





.

سجودی
Tuesday 15 January 2008, 03:33PM
مهرداد مینویسد:
به نظر من آتا ترك خيلي بهتر از يزيد بود
این نظر دلیل بر جهل و دلیل بر دشمنی تو با اسلام است
آتاترک و امثال آتا ترک دشمنی حود را با اسلام علنی کردند و قوانین اسلام را برداشته به جایش قوانین کفر را جاری کردند
در حالیکه دروغگو ترین دروغگوهای شما چنین اتهامی را به یزید نبسته
چون حداقلش امام حسين(ع) رو و فرزندان و اهل او را شهيد نكرد؟
بله ولی بخاطر داشته باش که در زمان آتاترک و امثال او حسینی وجود نداشت و ندارد و الا میدیدی که چه میکردند
اگر توان بحث علمي داري بگو در همين جا درباره ي يزيد شروع كنيم
یک بچه هشت ساله هم میتواند جواب دلایل پوچ شما را بدهد اجازه نگیر شروع کن

mehrdad_123
Tuesday 15 January 2008, 03:41PM
یک بچه هشت ساله هم میتواند جواب دلایل پوچ شما را بدهد اجازه نگیر شروع کن

اين جمله ات را بخاطر بسپار% آخر سر دوباره خواهيم آورد ان شاا...
نقل قول كردم كه نتوني ويرايش كني
پاسخت را شب براي اهل تحقيق مي فرستيم ان شاا...



ياحق

mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 02:48AM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
« منّت خداي را عزّوجلّ كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت » هر نفسي كه فــرو مي رود ، ممّـد حيـات است و چـون بر مي آيد ، مفرّح ذات ، پس در نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكر واجب .

از دست و زبان كه برآيد كز عهده شكرش بدر آيد ؟



-----------------------------------------------------
با اين كه در اين چند ساعت اخير حالم اصلا خوش نبود ولي خداي را بي كران شكر كه با توسل خويش و مادر مهربانم به معصومين (ع) بالاخص امام حسين بن علي (ع) كه همه جانها فداي خاك پاي او شوند بهبودي از طرف خداوند ارحم الراحمين به اين حقير گنه كار عطا شد الحمد لله الحمد لله الحمد لله

بگذريم...
طبق وعده اي كه به جناب سجودي داده بوديم به حول قوه ي الهي و توكل بر او و توسل به تمامي آيات نهان و آشكارش بالاخص معصومين (ع) كه والاترين آيات و حجج خداوندي هستند و با مدد از درگه حضرت صاحب الزمان محمد بن حسن العسكري (عج) كه بيشمار بار در ره او تكه تكه بشوم ان شاا... , قصد داريم كه در اين سطور كفر يزيد را كه يك مسئله ي بسيار بسيار آشكار است اثبات كنيم
هر چند كه عقل سليم را نيازي به مطالب ما نيست و مي تواند براحتي اين مسئله را براي خود اثبات كند
ان شاا...

.
.
.

mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 03:09AM
اثبات كفر آن ملعون:


ابتدا بايد عرض كنيم كه خليفه بايستي معصوم و از جانب خدا منصوب باشد.

اهل تسنن مي گويند كه از يزيد يك خطا صادر شده و آن شهادت حضرت سيدالشهداء بوده. اولاً آنكه شهادت پاره تن رسول الله بدون تقصير با هفتاد نفر صغير و كبير و اسارت نواميس بزرگ اسلام دختران رسول خدا(ص) بر ملاء مانند اسراء روم و فرنگ زلة و خطا نبوده بلكه از گناهان كبيره بوده است. ثانياً عمليات زشت و كفريات او اختصاص به شهادت آن حضرت تنها ندارد بلكه طرق مختلفي براي اثبات كفر و ارتداد يزيد موجود است.

دلائل بر كفر و فاسد بودن يزيد بسيار و آشكار است چنانچه در كتب اهل سنت پيوسته كفريات باطني يزيد را ظاهر مي سازد مخصوصا در اشعار خمريه اش دلائل واضحي به دست است كه گفته:

شميسة كرم برجها قعردنها

فمشرقها الساقي و مغربها فمي

فان حرمت يوما علي دين احمد

فخذها علي دين المسيح بن مريم

خلاصه معني آنكه مي گويد شراب انگور از مشرق دست ساقي طالع مي گردد و در مغرب دهان من غروب مي نمايد و اگر شراب در دين محمد(ص) حرام است بگير او را بر دين مسيح بن مريم يعني پيروي از دين مسيح بنما و نيز مي گويد:

اقول لصحب صمت الكاس شملهم

و داعي صبابات الهوي يترنم

خذوا بنصيب من نعيم و لذة

فكل و ان طال المدي يتصرم

در اين اشعار مي رساند كه هرچه هست همين دنيا است غير از اين عالم عالمي نيست پس بايد دست از لذت و نعيم اين عالم بر نداش.

اينها اشعاري است كه در ديوان او ثبت است و ابوالفرج ابن جوزي در كتاب الرد علي المتعصب العنيد شهادت به او داده و از جمله اشعاري كه دلالت بر كفر و زندقه و الحاد او دارد اشعاري است كه سبط ابن جوزي در تذكره و جدش ابوالفرج مفصلاً نقل نموده اند كه در مطلع آن گويد:

علية هاتي ناوليني و ترنمي

حديثك اني لا احب التناجيا

به معشوقه خود خطاب نموده گويد نزديك بيا خانم عزيزم آگاه ساز مرا علني از مطالب دروني خود من دوست ندارم كه آهسته سخن براني (تا آنجا كه گويد):

فان الذي حديثت عن يوم بعثنا

احاديث زور ت ترك القلب ساهيا

يعني آن كس كه به داستان قيامت تخويف مي كند گذارشاتي به دروغ است كه قلب را از آهنگهاي ساز و آواز دور مي نمايد.

چنانچه ابراهيم بن اسحق معروف به (ديك الجن) كه از اجله فقهاء و علماء و فضلاء و ادباء شيعه بوده در حضور خليفه هرون الرشيد عباسي تمام آن اشعار را قرائت نموده هرون بي اختيار يزيد را لعن كرده و گفت زنديق كاملاً انكار صانع و حشر و نشر را نموده است.

از جمله اشعاري كه دلالت بر كفر و الحاد او مي كند آن است كه در موقع ترنم و عيش مي گفت:

يا معشر الندمان قوموا

و اسمعوا صوت الاغاني

و اشربوا كاس مدام

...

ما حصل معني آن كه به ندماء و هم پياله هاي خود گويد برخيزيد و بساز و آواز گوش دهيد و از شراب ناب استفاده كنيد و ترك كنيد خرافات د يني را زيرا ساز مرا بخود جلب نموده از صداي ا ذان تعويض و مصالحه مي كنم بهشت و حورالعين را به پيره زنهاي خواننده.

و در كتب مقاتل همه جا نقل است و حتي سبط ابن جوزي در ص 148 تذكره آورده كه چون اهل بيت رسالت را به شام آوردند يزيد پليد بر منظره قصر خود كه مشرف بر محله جيرون بود قرار گرفته اين دو بيت را انشاد كرد كفر خود را ثابت نمود.

لما بدت تلك الحمول و اشرقت

تلك الشموس علي ربا جيرون

نعب الغراب فقلت نح او لاتنح

فلقد قضيت من النبي ديوني

خلاصه معني آ‌نكه محملهاي اسراي آل محمد(ص) ظاهر شد كلاغي صدا كرد (كه در عرب آن صدا را به فال بد مي گرفتند) گفتم اي كلاغ بخواني يا نخواني من وام خود را از پيغمبر گرفتم.

كنايه از اينكه اعمام و أقاربم را در بدر و احد و حنين كشتند منهم تلافي نموده فرزندانش را كشتم و از جمله أدله بر كفر يزيد آن است كه وقتي مجلس جشن براي شهادت پسر پيغمبر برپا نمود با شعار كفرآميز عبدالله بن الزبعري تمثل جست كه حتي سبط ابن جوزي و ابوريحان بيروني و ديگران نوشته اند آرزوي وجود و حيات كساني را نمود از اجداد خودش كه همه مشرك و كافر محض بودند و به امر خدا و پيغمبر در جنگ بدر كبري كشته شدند ظاهراً شعر دوم و پنجم از خود يزيد است كه در حضور عموم حاضرين از مسلمانان و يهود و نصاري گفت:

ليت اشياخي ببدر شهدوا

جزع الخزرج من وقع الاسل

لاهلوا و استحلو فرحا

ثم قالوا يا يزيد لا تشل

قد قتلنا القرم من ساداتهم

وعد لناه ببدر فاعتدل

لعبت هاشم بالملك فلا

خبر جاء و لا وحي نزل

لست من خندف ان لم انتقم

من بني احمد ما كان فعل

قد اخذنا من علي ثارنا

و قتلنا الفارس اليث البطل

و بعضي از علماء اهل سنت مانند أبوالفرج و شيخ عبدالله بن محمد بن عامر شبراوي در ص 18 كتاب الاتحاف بحب الاشراف و خطيب خوارزمي در جلد دوم مقتل الحسين و ديگران مي نويسند يزيد ملعون در موقع چوب زدن بر لب و دندانهاي آن حضرت اين اشعار را مي خواند.

اكثر علماء اهل سنت يزيد ملعون را كافر دانسته اند حتي امام أحمد بن حنبل (امام الحنابله) و بسياري از اكابر علماء اهل سنت تجويز لعن بر او نموده اند و مخصوصاً عبدالرحمن ابو الفرج ابن جوزي كتاب مستقلي در اين باب نوشته موسوم به (كتاب الرد علي المتعصب العنيد المانع عن لعن يزيد لعنه الله) و أبو العلاء معري در اين باب گفته است:

أري الايام تفعل كل نكير

فما أنا في العجايب مستزيد

أليس قريشكم قتلت حسينا

و كان علي خلافتكم يزيد

ما حصل معني آن كه روزگار پيوسته بر ضد توحيد و اهل توحيد نقشه هاي ابليسي مي كشد و اينگونه رلهاي بازيگر دنيا سبب استعجاب من است چرا كه ذاتي دنيا مكر و حيله بازي است دليل بر مدعا كشته شدن حسين(ع) به دست قريش و زمام اختيار امور و خلافت به دست يزيد(عليه العنة) دادن است.

فقط عده اي از متعصبين علماي اهل سنت از قبيل غزالي طرفداري از يزيد نموده و عذرهاي غير موجه مضحك براي تبرئه آ‌ن ملعون تراشيده است.

در حالتي كه عموم علماي اهل سنت عمليات كفرآميز و رفتار ظالمانه او را مشروحاً ذكر نموده اند كه ظاهراً به عنوان خلافت بر مسند رياست مسلمين بر قرار ولي عملا جديت مي نمود بساط د ين و توحيد را برچيند منكرات را به عنوان معروف عمل مي كرد.

چنانچه دميري در حيات الحيوان و مسعودي در مروج الذهب نوشته اند ميمونهاي زيادي داشت كه لباسهاي حرير و زيبا بر آنها پوشانيده طوقهاي طلا بر گردن آنها نموده سوار بر اسب ها مي نمود و همچنين سگهاي بسياري طوق به گردن داشت كه با دست خود آنها را شست و شو مي داد و با جام طلا به آنها آب مي داد و سپس نيم خورده آنها را خودش مي خورد و در اثر اعتياد به مشروبات الكلي پيوسته مست و مخمور بود.

مسعودي در جلد دوم مروج الذهب مي گويد سيرت يزيد سيرت فرعوني بود بلكه فرعون در رعيت داري اعدل از يزيد بود و سلطنت او ننگ بزرگي در اسلام شد زيرا مثالب بسياري براي او مي باشد از شرب خمر و كشتن پسر پيغمبر و لعن نمودن وصي پيغمبر(علي بن ابيطالب) و آتش زدن و خراب نمودن خانه خدا (مسجدالحرام) و خونريزي هاي بسيار (مخصوصاً قتل عام اهل مدينه) و فسق و فجور بي شمار و غير آنها كه به حساب نيايد مي رساند عدم غفران و آ‌مرزش او را.

عموم مورخين مخصوصاً سبط ابن جوزي در ص 63 تذكره مي نويسد جماعتي از اهل مدينه در سنه شصت و دو رفتند به شام وقتي از فجايع اعمال و كفريات يزيد با خبر شدند برگشتند به مدينه بيعت او را شكستند و علناً او را لعن مي نمودند و عامل او عثمان بن محمد بن أبي سفيان را بيرون نمودند. عبدالله بن حنظله (غسيل الملائكه) گفت اي مردم ما از شام بيرون نيامده و خروج بر يزيد ننموديم مگر آنكه ديديم هورجل لا دين ينكح الامهات و البنات و الاخوات و يشرب الخمر و يدع الصلوة و يقتل اولاد النبيين. (يعني او مرد بي ديني است كه نزديكي مي نمايد با مادرها و دخترها و خواهرها شراب مي خورد نماز نمي خواند و اولاد پيغمبران را مي كشد)

چون اين خبر به يزيد رسيد مسلم بن عقبه را با لشكر كثيري از اهل شام براي سركوبي اهل مدينه فرستاد. سه شبانه روز اهل مدينه را قتل عام نمودند . ابن جوزي و مسعودي و ديگران مي نويسند آنقدر كشتند كه خون در كوچه ها جاري و به قدري خون در كوچه هاي مدينه جاري بود كه مردم در خون فرو رفته بودند تا اينكه خون به قبر رسول خدا(ص) رسيد مسجد و قبر آن حضرت پر از خون گرديد.

هفتصد نفر از رجال محترم و وجوه اشراف قريش و انصار و مهاجرين را كشتند و ده هزار نفر از عامه مسلمين به قتل رسيدند و راجع به هتك حرمت و نواميس مسلمين خجالت مي كشم به عرضتان برسانم. همين قدر اكتفا مي نمايم به يكي از عبارتهاي ص 163 تذكره سبط ابن جوزي كه از ابوالحسن مدائني نقل مي نمايد كه بعد از اين واقعه هزار زن بدون شوهر وضع حمل نمودند و كنايه از آن كه لشكر فاتح بهتك نواميس آنها را حامله نمودند.

بعضي از اهل تسنن مي گويند كه يزيد توبه نموده خدا هم غفار الذنوب است و او را آمرزيده پس شيعيان به چه علت پيوسته او را لع ن و ملعون مي خوانند؟

نمي دانم اهل سنت روي چه منافعي آنقدر پافشاري در دفاع از يزيد لعين پليد مي نمايند و مي فرمايند يزيد توبه كرده است و حال آنكه گفتار كفرآميز و شهادت اولياء الله و قتل عام اهل مدينه و غيره درايت و گفتار اهل سنت كه توبه نموده روايت است و آن ثابت نگرديده و مقابله با درايت نمي نمايد.

آيا انكار مبدء و معاد و وحي و رسالت و ارتداد از دين به نظر اهل سنت لعن آور نخواهد بود آيا ظالمين را خداوند صريحا در قرآن كريم لعن نفرموده آيا اهل سنت يزيد را ظالم نمي دانند. اگر به نظر اهل سنت وكيل مدافع يزيد بن معاويه اين دلائل مكفي نمي باشد با اجازه خودتان دو خبر از منقولات علماء بزرگ خودتان نقل مي نمايم.

بخاري و مسلم در صحيحين خود و علامه سمهودي در تاريخ المدينه و ابوالفرج ابن جوزي در كتاب الرد علي المتعصب العنيد و سبط ابن جوزي در تذكره خواص الامه و امام احمد حنبل در مسند و ديگران از رسول اكرم(ص) نقل نموده اند كه فرمود "من اخاف اهل المدينه ظلما اخافه الله و عليه لعنة الله و الملائكة و الناس اجمعين لا يقبل الله منه يوم القيمة صرفا و لا عدلا" (يعني: كسي كه بترساند اهل مدينه را از روي ظلم بترساند خداي تعالي او را (يعني در روز قيامت) و بر او باد لعنت خدا و ملائكه و تمام مردم و روز قيامت از چنين كسي خدا قبول نمي نمايد هيچ عملي را)

و نيز فرمود "لعن الله من اخاف مدينتي (اي اهل مدينتي)" (يعني لعنت خدا بر كسي كه بترساند شهرستان مرا (يعني اهل مدينه را))

آيا اين همه قتل عام و هتك نواميس و نهب اموال در مدينه موجب ترس و خوف آنها نبوده و اگر بوده تصديق نمائيد به لسان خدا و پيغمبر و ملائكه و تمام مردم آن نا نجيب پليد ملعون بوده و خواهد بود تا روز قيامت.

اكثر علماي اهل سنت يزيد پليد را لعن نموده و كتاب ها بر جواز لعن او نوشته اند از جمله علامه جليل القدر عبد الله بن محمد بن عامر شبراوي شافعي در كتاب الاتحاف بحب الاشراف راجع به لعن يزيد در ص 20 نقل مي نمايد كه وقتي نزد ملا سعد تفتازاني نام يزيد برده شد گفت "فلعنة الله عليه و علي انصاره و علي اعوانه" (يعني لعنت خدا بر او و بر انصار و اعوان و ياري كنندگان او باد"

و از جواهر العقدين علامه سمهودي نقل مي نمايد كه گفت "اتفق العلماء علي جواز لعن من قتل الحسين رضي الله عنه او امر بقتله او اجازه او رضي به من غير تعيين" (يعني: عموم علماء اتفاق نمودند بر جواز لعن كسي كه حسين رضي الله عنه را كشت يا امر و اجازه به كشتن آن بزرگوار نمود يا راضي به كشتن او گرديد)

و از ابن جوزي و أبويعلي و صالح بن احمد بن حنبل نقل مي نمايد كه با ذكر دلائل از آيات قرآن و غيره اثبات لعن يزيد مي نمايند كه وقت مجلس بيش از اين اجازه گفتار نمي دهد.

mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 03:24AM
الیافعی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%B9%DB%8C&action=edit): و آن کس که امر به قتل حسین بن علی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C) رضی الله عنه کرد و آن کس که او را به قتل رساند و آن کس که آن را حلال (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D9%84%D8%A7%D9%84) دانست و راه را برای قتل حسین بن علی فراهم داشت همهٔ این‌ها کافر هستند و مستحق لعن شذرات من ذهب / ابن العماد الحنبلی: ۱ / ۶۸.


التفتازانی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86%DB%8C&action=edit)(شرح عقاید النفسیه (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%D8%B1%D8%AD_%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%81%D8%B3%DB%8C%D9%87&action=edit)): حق این است که یزید به قتل حسین (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%B3%DB%8C&action=edit) رضایت داد و او را چنین بشارت دادند و به اهل بیت رسول اهانت کرد پس لعنت خدا (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AA_%D8%AE%D8%AF%D8%A7&action=edit) بر وی و بر یاران و همراهان اوست.


الذهبی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C&action=edit): یزید ناصبی غلیظ و تندخویی بود که اخلاق سگان را داشت و مسکر می‌نوشید و از هیچ معصیت و منکری روی گردان نبود. دولتشش به قتل حسین آغاز گشت و به ویرانی کعبه تمام یافت (المصدر (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B5%D8%AF%D8%B1&action=edit))


ابن کثیر: (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%86_%DA%A9%D8%AB%DB%8C%D8%B1:&action=edit) به راستی یزید پیشوایی فاسق و کافر و شایستهٔ لعن (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%84%D8%B9%D9%86&action=edit) بود. البدایه (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%87&action=edit) ۸/۲۳۸


المسعودی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C&action=edit): و یزید مردی ستمگر و ظالم و فاسق بود و مسوول در قتل نوادهٔ رسول خدا صلی الله علیه و سلم و اصحاب او رضی الله عنهم است. او آشکارا شراب می‌نوشید و با سگان می‌نشست. اخلاقش اخلاق فرعون بود. جز این که فرعون در امر رعیت مدارا بیشتر می‌نمود تا وی و انصاف بیشتر داشت و تدبیر بیشتر. مروج الذهب (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%AC_%D8%A7%D9%84%D8%B0%D9%87%D8%A8) : ۳ / ۸۲.
همانطور كه گفتيم علمای بسیار دیگر از جمله سبط بن الجوزی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%A8%D8%B7_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%88%D8%B2%DB%8C&action=edit)، القاضی ابویعلی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C_%D8%A7%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%B9%D9%84%DB%8C&action=edit)، جلال الدین سیوطی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84%C2%9D%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B3%DB%8C%D9%88%D8%B7%DB%8C&action=edit)، ابن حزم (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D8%AD%D8%B2%D9%85)، شوکانی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C&action=edit)، جاحظ (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D8%AD%D8%B8&action=edit)، شیخ محمد عبده (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D9%87&action=edit) و القرضاوی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D9%88%DB%8C&action=edit) همه یزید را کافر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D9%81%D8%B1) و فاسق (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D8%A7%D8%B3%D9%82&action=edit) دانسته و رای به جواز لعن (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%84%D8%B9%D9%86&action=edit) یزید داده‌اند.













.

mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 04:00AM
اینک به بحث و بررسى بیعت با یزید و مشروعیت یا عدم مشروعیت آن به توسط چند قرينه ي ديگر مى‏پردازیم.
ادله اي ديگر بر عدم مشروعیت خلافت یزید
طرفداران بنى امیه و پیروان یزید از اهل سنت در صدد برآمده‏اند تا موضوع خروج امام حسین (ع) بر ضدّ یزید را خروج بر خلیفه‏اى معرّفى کنند که بیعت او کامل و خلافتش صحیح بوده است، و در نتیجه حضرت را یاغى بر امام زمانش بدانند و این که یزید با این کار در صدد دفاع از موقعیّت خود بوده است. در حالى که امر بر عکس است، این امام حسین (ع) است که امامت و خلافت او از جانب خدا و رسول او ثابت بوده و این یزید بوده که خلافتش غاصبانه و بدون بیعتِ مشروع بوده است، لذا خروج امام حسین (ع) بر ضدّ او مشروع بلکه واجب و معقول است. اینک این مطلب را اثبات مى‏کنیم؛
1 - امامت حسین بن على (ع)
پیامبر اکرم (ص) در حدیثى صحیح و متواتر، امامان و خلفاى بعد از خود را دوازده نفر معرّفى کرده است:
جابر بن سمره نقل مى‏کند: از رسول خدا (ص) شنیدم که مى‏فرمود: «همیشه اسلام عزیز است تا آن که دوازده خلیفه بر آنان حاکم شود. آن گاه کلمه‏اى گفت که من آن را نفهمیدم. به پدرم گفتم: حضرت چه فرمود؟ گفت: فرمود: همه آنان از قریشند.
بخارى نیز به سندش از جابر بن سمره نقل کرده که پیامبر (ص) فرمود: «دوازده امیر خواهند بود. آن گاه سخنى گفت که من آن را نشنیدم. پدرم گفت: پیامبر (ص) فرمود: همه آنان از قریشند».
و با مراجعه به حدیث ثقلین پى مى‏بریم که این دوازده نفر از اهل بیت و عترت پیامبرند. و نیز با مراجعه به حدیث غدیر پى مى‏بریم که اوّل آنان على بن ابیطالب (ع) است، زیرا این سه دسته روایت همگى در یک برهه از زمان از جانب رسول خدا (ص) صادر شده است. و لذا مى‏توانند یکدیگر را تفسیر نمایند. خصوصاً آن که مطابق برخى از روایات، این دوازده نفر از جانب رسول خدا (ص) مشخص شده‏اند.
حموینى در «فرائد السمطین» به سندش از ابن عباس نقل مى‏کند که شخصى یهودى به نام نعثل خدمت رسول خدا (ص) شرفیاب شد و عرض کرد: اى محمّد! از تو درباره امورى سؤال مى‏کنم که در سینه‏ام از مدّت ها نهفته است، اگر به آن‏ها جواب دهى به تو ایمان خواهم آورد. حضرت به او فرمود: سؤال کن اى اباعماره. از جمله سؤال‏هاى او این بود که مرا از وصىّ‏ات خبر ده که او کیست؟ زیرا هیچ پیامبرى نیست جز آن که براى او وصىّ‏اى است، و همانا نبىّ ما موسى بن عمران به یوشع بن نون وصیّت کرد. پیامبر (ص) فرمود: «همانا وصىّ من على بن ابیطالب است و بعد از او دو سبطم حسن و حسینند و بعد از این دو، نه امام پیاپى از صلب حسین امام خواهند بود.
او عرض کرد: اى محمّد! نام آنان را براى من بازگو کن.
حضرت فرمود: بعد از حسین فرزندش على، و بعد از او فرزندش محمّد، و سپس فرزندش جعفر، و بعد فرزندش موسى، آنگاه فرزندش على، و بعد از او فرزندش محمّد، و بعد از او فرزندش على، و بعد از او فرزندش حسن و بعد از حسن فرزندش حجّت محمّد مهدى امام خواهند بود. اینانند دوازده نفر.
در روایاتى دیگر نیز به اسامى این دوازده نفر اشاره شده است.
و نیز در روایتى پیامبر (ص) فرمود: «الحسن و الحسین اماما امتى بعد ابیهما»؛
«حسن و حسین دو امام امّت من بعد از پدرشان مى‏باشند.»
حال اگر امام حسین (ع) امام و خلیفه بر حقّ و منصوب از جانب رسول خدا (ص) بوده، در نتیجه خلافت یزید باطل است؛ زیرا دو حاکم در اقلیمى نگنجند.
2 - عصمت امام حسین (ع)
امام حسین (ع) از جمله افرادى است که مشمول آیه تطهیر بوده، لذا از هر گونه گناه و اشتباه و خطا و نسیان مبرّا مى‏باشد.
مسلم به سند خود از عایشه نقل مى‏کند: پیامبر (ص) صبح‏گاه از حجره خارج شد در حالى که پارچه‏اى از پشم خیاطى نشده بر دوش او بود. حسن بن على و حسین و فاطمه و على: هر کدام به ترتیب بر حضرت وارد شدند و پیامبر (ص) آنان را داخل آن پارچه نمود، آن گاه این آیه را تلاوت کرد: « اِنَّما یُریدُ االله لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً»؛
«خداوند فقط مى‏خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.»
حال که امام حسین (ع) معصوم است پس قیام او بر حق بوده و حکومت یزید نیز بى اعتبار بوده است.
3 - رضایت پیامبر (ص)
طبرانى به سند خود از ربعى بن حراش از امام على (ع) نقل کرده که فرمود: «من بر رسول خدا (ص) در حالى که پارچه‏اى را گسترده بود وارد شدم. پیامبر و فاطمه و من و حسن و حسین بر روى آن نشستیم. آن گاه پیامبر (ص) کناره‏هاى آن پارچه را گرفت و بر روى همه انداخت. سپس فرمود: «اللّهم ارض عنهم کما انا راض عنهم»؛«بار خدایا! از اینان راضى باش همان گونه که من از آنان راضى هستم.»
این حدیث را هیثمى در «مجمع الزوائد» نقل کرده و مى‏گوید: طبرانى آن را در «الاوسط» ذکر کرده در حالى که رجال آن، رجال صحیح است به جز عبید بن طفیل که ثقه مى‏باشد».
حال اگر پیامبر (ص) از امام حسین (ع) راضى است و با پذیرش دعاى قطعى پیامبر (ص) از جانب خداوند متعال، خدا هم از او راضى است در نتیجه قیام و خروج حضرت بر علیه یزید مورد رضایت خداوند بوده و مشروعیت و بیعت یزید به زیر سؤال مى‏رود.





.

mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 04:04AM
4- امام حسین (ع) سید جوانان بهشت - كه جناب سجودي خودشان اشاره كردند-
ابوسعید خدرى از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «الحسن و الحسین سیّدا شباب اهل الجنّْ»؛ «حسن و حسین دو بزرگوار جوانان اهل بهشت‏اند.»
ترمذى این حدیث را حسن و صحیح دانسته و البانى نیز با او موافقت نموده است.
اگر امام حسین (ع) به نصّ رسول اکرم (ص) سید جوانان اهل بهشت است پس تمام کارهاى او در دنیا مورد رضایت خداوند است که از آن جمله خروجش بر ضدّ یزید بن معاویه است، و در نتیجه خلافت یزید از مشروعیت برخوردار نبوده است.


5 - قوام دین پیامبر (ص) به خروج امام حسین (ع)
ترمذى به سندش از یعلى بن مره نقل کرده که رسول خدا (ص) فرمود: «حسین منّى و أنا من حسین»؛ «حسین از من است و من از حسینم.»
امام حسین (ع) از رسول خدا (ص) است؛ این امرى واضح و روشن است زیرا نوه دخترى حضرت مى‏باشد. امّا رسول خدا (ص) از امام حسین (ع) است چه معنا دارد؟ جز آن که بگوییم: امام حسین (ع) با خروجى که بر ضدّ یزید داشت و شهادت خود و جوانان بنى هاشم و اصحابش دین پیامبر (ص) را زنده نمود. و لذا بقاى دین و آیین و شخصیّت پیامبر (ص) در گروى خروج امام حسین (ع) بود.
این حدیث را ترمذى «حَسَن» دانسته، و حاکم نیشابورى هم بعد از نقل آن صحیح الاسناد معرفى کرده و ذهبى نیز با او موافقت نموده است.
بوصیرى نیز در «مصباح الزجاجْ فى زوائد ابن ماجه» سند آن را حسن و رجال آن را ثقه معرفى کرده است.
هیثمى نیز بعد از نقل آن، سندش را «حسن» معرفى کرده است.


6 - شروط صلح و عدم مشروعیت خلافت یزید
شروطى را که معاویْ بن ابى سفیان در صلح نامه خود با امام حسن مجتبى (ع) امضا کرد، جاى تأمّل و دقّت بسیار دارد.
معاویه در صلح‏نامه خود شروطى را ذکر کرد که امام حسن (ع) به آن شروط دیگرى را اضافه نمود.

از جمله آن شروط این بود که حضرت خلافت را به معاویه واگذار کند به شرط این که اگر براى او اتفاقى افتاد خلافت به حضرت منتقل شود و اگر او نبود به برادرش امام حسین (ع) برسد.
و لذا امام حسین (ع) به مجرد شنیدن خبر مرگ معاویه به عبداللّه بن زبیر فرمود: «من هرگز (بایزید) بیعت نمى‏کنم، زیرا امر خلافت بعد از برادرم حسن براى من است. و معاویه آن چه را خواست انجام داد، و نزد برادرم حسن قسم یاد کرد که خلافت را براى هیچ کس از اولاد خود بعد از مرگش قرار ندهد. و در صورتى که من زنده بودم به من بازگرداند...».
این مطلب در بسیارى از مصادر اهل سنت تصریح شده که امام حسن مجتبى (ع) بر معاویه شرط نمود که عهد خلافت را بر کسى بعد از مرگش قرار ندهد.
با این معاهده و شرط که مورد قبول طرفین بود، تعیین خلافت یزید از طرف معاویه از هیچ گونه مشروعیت ظاهرى نیز برخوردار نبود.


7 - عدم مشروعیت خلافت معاویه
اهل سنت گرچه عهدِ خلیفه سابق بر کسى را به عنوان خلافت و امامت، یکى از موارد اثبات خلافت مى‏دانند ولى این در صورتى است که مشروعیت خلافت و امامت خلیفه سابق اثبات شده باشد که در مورد معاویه این چنین نبوده است زیرا؛
اولاً: معاویه کسى بود که با خروج بر امام به حقّ مسلمین؛ یعنى امام على بن ابى طالب (ع) بر کشور اسلامى غلبه پیدا کرد، و لذا خلافتش از مشروعیت و وجاهت عقلایى و شرعى برخوردار نبوده است.
ثانیاً: در موارد صلح نامه حضرت امام حسن (ع) با معاویه آمده بود که خراج‏دار ابجرد را باید به او واگذار نماید، و این دلالت دارد بر اینکه امام حسن (ع) معاویه را امام و خلیفه به حقّ بر مسلمین نمى‏دانسته است. زیرا این منطقه با صلح فتح شده بود، نه با زور لشکر،
و لذا مخصوص امام مسلمین است و حضرت سهم خراج آن را براى خود که امام به حقّ است طلب مى‏کند.
ثالثاً: از جمله شروطى که امام حسن (ع) در صلح‏نامه گنجاند این بود که معاویه خود را امیرمؤمنان نخواند، و این اعلانى است از طرف امام (ع) که براى حکومت معاویه مشروعیت قائل نیست.


8 - عدم بیعت براى یزید
برخى در صدد آنند که بیعت مردمى براى یزید را به اثبات رسانند، در حالى که با مراجعه به تاریخ و تأمّلى در آن پى مى‏بریم که این چنین نبوده است؛ زیرا:
اولاً: یزید در نامه‏اى به والى خود در مدینه مى‏نویسد: از جماعتى که داراى شأن و منزلت خاص هستند، امثال امام حسین (ع) و عبداالله بن عمر، عبدالرحمن بن ابى‏بکر و عبداالله بن زبیر با هر طریقى که ممکن است بیعت بگیرد و در غیر این صورت آنان را به قتل رساند.
در حالى که بیعت اکراهى از مشروعیت برخوردار نیست.
ثانیاً: اهل عراق در نامه‏اى که به امام حسین (ع) نوشتند، اعلام داشتند که ما امام نداریم و با کسى جز تو بیعت نخواهیم کرد.
ثالثاً: شبراوى شافعى بعد از نقل کلام غزالى و ابن العربى در تحریم سبّ و لعن یزید و مبالغه آن دو در این مطلب مى‏گوید: «کلام هر دو مردود است، زیرا این مطلب مبتنى بر صحت بیعت یزید - لعنه االله - در رتبه سابق است در حالى که نظر محققین بر خلاف چیزى است که این دو مى‏گویند».






.

mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 04:46AM
-
فعلا تا همين جا باشد تا ان شاا... ببينيم اين شخص(سجودي) كه ادعا مي كرد:
یک بچه هشت ساله هم میتواند جواب دلایل پوچ شما را بدهد اجازه نگیر شروع کن
8 سال به بالاست يا كمتر از 8 سال است؟؟؟
نظر شما بزرگواران چيه؟







----
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:

سجودی
Wednesday 16 January 2008, 06:30AM
شما اینجا یک سوال درباره حضرت حسین کردید که ما در جواب گفتیم:
اهل سنت، حسین را سردار جوانان ، در بهشت میدانند
باید بحث تمام میشد اما شما بحث جدیدی را شروع کردیدکه :
یزید از پادشاهان دوره ما بدتر بوده
این یک موضوع دیگر است
و یک صفحه به این بزرگی را از اباطیل سیاه کردی و این عادت شماست که با ((پرگویی)) سعی میکنید باطل را حق جلوه دهید
در هر حال این هم جواب سطر به سطر در ابتداء نوشتی:
اهل تسنن مي گويند كه از يزيد يك خطا صادر شده و آن شهادت حضرت سيدالشهداء بوده. اولاً آنكه شهادت پاره تن رسول الله ......... خطا نبوده بلكه از گناهان كبيره بوده است.
از زبان اهل سنت بریدی و دوختی و مثل همیشه بما تهمت زدی در حالیکه آدم زنده ولیل و وصی نمیخواهد
ما کی گفتیم خطا است بلکه گفتیم قتل حسین بدترین گناه کبیره است
حالا این را جواب بده تا برسیم به بقیه دروغ های که نوشتی

mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 12:47PM
شما اینجا یک سوال درباره حضرت حسین کردید که ما در جواب گفتیم:
اهل سنت، حسین را سردار جوانان ، در بهشت میدانند
باید بحث تمام میشد اما شما بحث جدیدی را شروع کردیدکه :
یزید از پادشاهان دوره ما بدتر بوده


قافيه كه تنگ آيد شاعر به جفنگ آيد
بحث و داري منحرف ميكني جناب !

گويا حضرتعالي اين پست را فراموش كردي:

اگر توان بحث علمي داري بگو در همين جا درباره ي يزيد شروع كنيم به بحث كردن و به حول قوه ي الهي و توكل بر او و توسل به معصومين (ع) اثبات كنيم كفر او و كساني را كه باعث شدن او خليفه بشود

اگر هستي بفرما؟

و حضرتعالي در جواب گفتي:


یک بچه هشت ساله هم میتواند جواب دلایل پوچ شما را بدهد اجازه نگیر شروع کن


پس اولا بحث در باب اثبات كفر آن ملعون بود
ثانيا اگر حضرتعالي توفيق خواندن كل مطالب را داشتي مي توانستي بفهمي كه بريدن سر فرزند رسول ا...(ص) چه فرقي با كشتن ديگران دارد
ثالثا جدا از ابن تيميه و غزالي و امثالهم خود شما هم در اين تاپيك بسيار سعي كرده اي كه گناه يزيد ملعون را بشوري

قضاوت با اهل حق باشد تا تناقضات مذهب شماها را ببينند

در آخر به طور كاملا صريح و واضح به ما بگو كه آيا قبول داري يزيد ملعون كافر بود يا نه؟؟؟



---------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق

mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 12:51PM
.
من كه به سن واقعي جناب سجودي پي بردم
ايشان طبق استدلال خودشان كمتر از 8 سال سن دارند%
یک بچه هشت ساله هم میتواند جواب دلایل پوچ شما را بدهد اجازه نگیر شروع کن







.

سجودی
Wednesday 16 January 2008, 01:08PM
مهرداد نوشته :
در آخر به طور كاملا صريح و واضح به ما بگو كه آيا قبول داري يزيد كافر بود يا نه؟؟؟
نه قبول ندارم که یزید کافر بود
اما قبول دارم که حسین مظلومانه شهید شد
قبول ندارم که عیسی الله بود
اما قبول دارم که پیامبر بود
حالا اگر ای مهرداد مدعی دوستداری حسین و ای کشیش مدعی دوستی عیسی، ناراحت میشوید؟ خب بشوید!!
اگر میخواهی بحث کنی روده درازی نکن پرگویی را کنار بگذار یک دلیل بر کفر یزید بیار
متوقف شو تا ببینم دلیلت درست است یا غلط
تو از توسل مادرت به حسین شروع کردی این به بحث ما ربط ندارد
آداب گفتگو را یاد بگیر

mehrdad_123
Wednesday 16 January 2008, 01:13PM
اگر میخواهی بحث کنی روده درازی نکن پرگویی را کنار بگذار یک دلیل بر کفر یزید بیار
متوقف شو تا ببینم دلیلت درست است یا غلط


ديديد گفتم اين شخص حتي توفيق خوندن مطالب من رو نداشته؟؟؟



تو از توسل مادرت به حسین شروع کردی این به بحث ما ربط ندارد
آداب گفتگو را یاد بگیر

هيچ چيزي به تو ربط ندارد حتي اختلافات مسلمانان
كمونيست رو چه به مسلماني؟؟؟




خوشحالم كه بالاخره فهميدي در مورد چه داريم گفت و گو مي كنيم!!!
.

srak1355
Wednesday 16 January 2008, 02:17PM
لاينال عهدنا بااظالمين

Rahbari
Wednesday 16 January 2008, 05:51PM
لعنت خدا بر كسانى كه حسين را سر بريدند و لعنت بر كسانى كه امروز ميگويند ( يزيد عليه السلام ) ...

انسانهايى كه از خيانت كارانى مثل عمر و دوست داران او پيروى ميكنند و به شيعيان توهين ميكنند كافرند و كافر هم از دنيا ميروند

Rahbari
Wednesday 16 January 2008, 05:57PM
يكى از كفر گوييهاى يزيد (لعنت خدا بر او و دوست دارانش) اين بود كه پا بر روى صندوقى نهاد كه سر سيد الشهدا در آن بود و گفت : اين سر همان بود كه ميخواست مرا از تخت پايين بكشد .. حال ببينيد چه به سرش آمد

احمدfff
Wednesday 16 January 2008, 08:33PM
:

نه قبول ندارم که یزید کافر بود
اما قبول دارم که حسین مظلومانه شهید شد
!!
اگر میخواهی بحث کنی روده درازی نکن پرگویی را کنار بگذار یک دلیل بر کفر یزید بیار






لعنت خدا بر دشمنان اهل بيت رسول خدا

علماء اهل سنت ميكوين هركس كه بصحابي رسول خدا را فحش بدهد كافر است

و اين ناصبي ميكويد يزيد كه امام حسين را كوشته كافر نيست

اي ناصبي شما امام حسين از صحابه كمتر ميبيني ؟؟

mehrdad_123
Thursday 17 January 2008, 12:39AM
لعنت خدا بر دشمنان اهل بيت رسول خدا

علماء اهل سنت ميكوين هركس كه بصحابي رسول خدا را فحش بدهد كافر است

و اين ناصبي ميكويد يزيد كه امام حسين را كوشته كافر نيست

اي ناصبي شما امام حسين از صحابه كمتر ميبيني ؟؟

چه قدر به جا و كامل فرموديد
اجركم عند ا...
گفتم كه الف گفت دگر هيچ مگوي
در خانه اگر كس است يك حرف بس است




.

mehrdad_123
Thursday 17 January 2008, 12:42AM
يكى از كفر گوييهاى يزيد (لعنت خدا بر او و دوست دارانش) اين بود كه پا بر روى صندوقى نهاد كه سر سيد الشهدا در آن بود و گفت : اين سر همان بود كه ميخواست مرا از تخت پايين بكشد .. حال ببينيد چه به سرش آمد

اجركم عندا...
خداوند بر يزيد و هر كه را كه او و پدرش معاويه را بر تخت خلافت نشاند لعنت كند





.

mrfane
Thursday 17 January 2008, 05:26AM
يزيد به قدري كثافت كاري كرده كه برادر هاي ما رويشان نمي شود او را خليفه بنامند
وگرنه از لحاظ احكامشان يزيد خليفه است

سجودی
Thursday 17 January 2008, 06:03AM
شما قومی جاهل هستید مثل نصارا
اگر با اونها هم بحث کنی که در دوستی و دشمنی عیسی افراط نکن همینطور شعار میدهند و جوسازی میکنند و فحش میدهند و بحث را به شعار های توخالی میکشانند
جو سازی را تا به اونجا رسانیده اید که امروز مردان چون کودکان در خیابانها میگریند و و حتی بر سر خود شمشیر میزنید و کار خود را عیب نمی بینید!!!
به هر حال ما شما را پند میدهیم چون الله فرموده :
{وَإِذَ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً شَدِيداً
قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ }الأعراف164
((و گفتند گروهی که چرا پند میدهید قومی را که الله عذاب و هلاکشان خواهد کرد
موعظه کنندگان گفتند
ما اونها را پند میدهیم تا پیش الله عذری داشته باشیم که امر به معروف کردیم و شاید که متقی شوند))
به هر حال ما پیش الله مسئولیم
در مقابل جهالت های شما سکوت جایز نیست
آری حسین سردار جوانان در بهشت است
اما اگر نیک بنگریم امروز ما عملآ پیرو حسین هستیم و شما دشمن حسین هستید
هر عاقلی این را درک میکند

mehrdad_123
Thursday 17 January 2008, 12:37PM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:


جناب سجودي:
قبل از هر چيز مي خواستيم ذكر كنيم كه بحث ما را پيرامون اثبات كفر آن ملعون (يزيد)پاسخ بده نه اينكه موضوع را منحرف كني جناب !
--------------------
و اما در باب مطالب جديدتون كه گفته ايد:

به هر حال ما شما را پند میدهیم چون الله فرموده :
{وَإِذَ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً شَدِيداً
قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ }الأعراف164
((و گفتند گروهی که چرا پند میدهید قومی را که الله عذاب و هلاکشان خواهد کرد
موعظه کنندگان گفتند
ما اونها را پند میدهیم تا پیش الله عذری داشته باشیم که امر به معروف کردیم و شاید که متقی شوند))
به هر حال ما پیش الله مسئولیم
در مقابل جهالت های شما سکوت جایز نیست

اولا , شما كه هستي؟ شما اگر مردي برو بدعت ها يي رو كه تو مذهبتون پايه گذاري كرده ايد رو جمع و جور كن , اگر بخواهي يه چند نمونه از بدعتهاتون رو براتون بياريم تا همه شاهد اين كفر بشوند
مي خواي؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ثانيا عزاداري يك امري است واجب كه هر كس بر اساس و شيوه ي فرهنگي خود انجام مي دهد يكي احسان ميدهد يكي سينه زني مي كند ديگري دعا مي خواند و الي آخر
در باب قمه زدن هم شما يك نفر را بيرون پيدا كن كه قمه مي زند بعد بيا عوام فريبي كن...
اما اگر مي خواهي من حقير بدعت هاي شما را (به معني واقعي كلمه بدعت نه مثل قمه زدن و غيره)كه امروز روزگار هم بر آن مستمريد را بياورم تا حقيقت مشخص شود


آری حسین سردار جوانان در بهشت است
اما اگر نیک بنگریم امروز ما عملآ پیرو حسین هستیم و شما دشمن حسین هستید


خب! اگر راست مي گويي؟ چرا از قاتل او كه خداوند بر او و بر پدران او و كساني كه پدر او را بر كرسي خلافت نشاندند بي كران بار لعنت كند دفاع ميكني؟ چرا مي خواهي گناه او را بشوري؟
در اينجا بهتر است مطالب جناب احمد را كه بسيار جالب فرموده اند را بياوريم:
نقل قول از جناب آقاي احمد بزرگوار:

لعنت خدا بر دشمنان اهل بيت رسول خدا

علماء اهل سنت ميكوين هركس كه بصحابي رسول خدا را فحش بدهد كافر است

و اين ناصبي ميكويد يزيد كه امام حسين را كوشته كافر نيست

اي ناصبي شما امام حسين از صحابه كمتر ميبيني ؟؟


البته اين جملات جناب احمد خطاب به شما و علماي شما بود كه خود شما در تاپيك جناب عمر عجب علمي داشته اند عجب! (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=10196) در دفاع از عمر گفته بوديد

اينطور نيست؟؟؟؟؟









.

mehrdad_123
Thursday 17 January 2008, 01:16PM
يزيد به قدري كثافت كاري كرده كه برادر هاي ما رويشان نمي شود او را خليفه بنامند
وگرنه از لحاظ احكامشان يزيد خليفه است


ضمن تشكر از شما بزرگوار
بايد عرض كنيم كه خود اينان و علماي اينان نه تنها يزيد را به طور رسمي خليفه مي دانند بلكه او را جزو پادشاهان خوب مي دانند, خود اين شخص(سجودي) در همين تاپيك ,
همچو عالمشان ابن تيميه و ... بسيار كوشيده اند كه يزيد را از زير گناهانش تبرئه نمايند و امام حسين (ع) را محكوم كنند (البته به كاملا طرق شيطاني) كه طبق معمول بعد از آنكه كم آوردند مي خواهند موضوع بحث را منحرف كنند
(اين است عاقبت اين مدعيان)
اجركم عندا...
-----------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق

سجودی
Thursday 17 January 2008, 01:25PM
مهرداد مینویسه:
خب! اگر راست مي گويي؟ ( اگر پیرو حسین هستی ) چرا از قاتل او دفاع ميكني؟ چرا مي خواهي گناه او را بشوري؟
دروغ گویی البته عادت شماست من هرگز از یزید دفاع نکردم
اما من نمیتونم هر دروغی که شما میگید را قبول کنم
حالا اگر تو گفتی شمر دم داشت من باید یگویم راست است ؟!
اگر گفتم دروغ نگو پس نتیجه میگیری که این یعنی دوستی با شمر و دوشمنی با حسین ؟!!
من تقریبآ هر جمعه در خطبه نماز جمعه میشنوم که پیشنماز سنی میگه
حسن و حسین سردار جوانان بهشتند
من که میگم شما به بهانه حب حسین اسلام را لگد مال کردید راست میگم
بدون شک اهل کوفه شما هستید
نفرین زینب (( وقتیکه گریه کوفیان ریا کار را که دید )) گفت الله چشم های شما را تا قیامت خشک نکند
بر شما فرود آمده نه بر ما
شما ها را زینب نفرین کرده شما همدست شمر یان هستید در بشهادت رساندن حسین

mehrdad_123
Thursday 17 January 2008, 02:05PM
دروغ گویی البته عادت شماست
اين را بحث هاي ما و شما نشان خواهد داد نه ادعاي شما ...
بنده دوستان را دعوت ميكنم براي اينكه به پوچي مذهب اينان پي ببرند كل نوشته هاي اين شخص را مورد بررسي قرار دهند تا ان شاا... با ما هم عقيده شوند

من هرگز از یزید دفاع نکردم
بفرما:
مگه تو نگفتي يزيد كافر نيست و جزو پادشاهان خوب هستش؟؟؟

من که میگم شما به بهانه حب حسین اسلام را لگد مال کردید راست میگم

منم ميگم شما به بهانه ي دفاع از ابوبكر و عمر و عثمان و معاويه و يزيد اسلام رو لگد مال كرديد كه هيچ بلكه حتي خداوند و كلامش و خود حضرت رسول (ص) رو هم تحقير ميكنيد
اين شماييد كه قرآن را تفسير به راي مي كنيد مقام حضرت رسول (ص) را تحقير ميكنيد و...

نفرین زینب (( وقتیکه گریه کوفیان ریا کار را که دید )) گفت الله چشم های شما را تا قیامت خشک نکند بر شما فرود آمده نه بر ما
بلي ...
ما هم آن كوفيان رياكار كه آبا و اجداد شماها هستند را نفرين ميكنيم ما هم يزيد را نفرين ميكنيم
كيست كه بر اين داغ نگريد؟ به غير منافق هيچكس%
اين داغي است كه تمامي پيامبران(ص) بر او گريستند و به ما دستور دادند كه ما هم بايد بگرييم
البته شما كه قساوت در دلتان به علت حب عمر و ديگر دشمنان اسلام پديده آمده محال است بتوانيد بگرييد...
نگفتم كمتر از 8 سال سن داري(البته بنا به استدلال خودت) چون تا به امروز نتونستي جواب بدي
استدلال اين شخص(سجودي):
یک بچه هشت ساله هم میتواند جواب دلایل پوچ شما را بدهد اجازه نگیر شروع کن





.

احمدfff
Thursday 17 January 2008, 03:07PM
گفتار عالمان در كفر يزيد
بسيارى از عالمان، مورّخان و متفكّران به صراحت، يزيد بن معاويه را كافر شمرده‏اند؛ كه در اينجا به ذكر نام برخى از آنهابسنده مى‏كنيم:
1. امام احمد حنبل: شبراوى مى‏گويد: علّامه، ابن حجر در شرح الهمزية گويد: فسق و فجور و بى‏تقوايى يزيد به اندازه‏اى‏رسيده بود كه نه تنها سر زدن آن زشتى‏هادر نظرش زياد نمى‏آمد. بلكه امام احمد بن حنبل به كفر او فتوا داده است.وى ازچنان علم و زهدى برخوردار است كه اگر رفتارى از يزيد سر نمى‏زد و براى او ثابت نمى‏شد، چنين قضاوتى نمى‏كرد.
2. ابن قفطى: باعونى گويد: ابن قفطى در تاريخش نوشته است: وقتى اسيران بر يزيد بن معاويه وارد شدند، رفت تا با آنان‏ديدار كند. پس ديد كه كودكان، و زنان خاندان على)ع(، حسن)ع( و حسين)ع(، در حالى كه سرها بر نيزه‏ها است، بر ثنيةالعقاب مشرف گشته‏اند. در آن زمان چنين سرود:
»هنگامى كه آن هودجها بر شتران آشكار شد و آن سرها بر بلندى جيرون نور تابانيد، كلاغ آواز داد و من گفتم: بگويى يانگويى، من انتقام خويش را از رسول گرفتم.«
مقصودش از اين اشعار اين بود كه حسين)ع( را در مقابل كسانى مثل جدّش عتبه و ديگر بزرگان در گذشته‏اش كه رسول‏خدا)ص( آنان را در بدر كشت، به قتل رسانيد. گوينده چنين سخنانى از اسلام بيزار است و كفر او جاى شكّ ندارد.
3. باعونى: وى مى‏گويد: گمان ندارم كسى كه اين كار )قتل حسين)ع( ( را روا بشمرد و با خاندان پيامبر اين گونه رفتار كند،بويى از اسلام برده باشد. چنين كسى به محمد)ص( ايمان نياورده است. ايمان با قلبش در نياميخته و لحظه‏اى به پروردگارش‏ايمان نياورده است. و ايمان ندارد كه خداوند در قيامت آنان را گرد مى‏آورد و بازگشت آنها به سوى پروردگارشان است.
4. ابن عقيل: سبط ابن جوزى از ابن عقيل نقل مى‏كند كه گفت: گذشته از اينكه مى‏توان يزيد را دشنام داد و لعن كرد، آنچه بر كفرو زندقه وى دلالت دارد، اشعارى است كه با روشنى در آنها از كفر سخن گفته و از بدنهادى و بد اعتقاديش پرده برداشته‏است. از جمله آنها گفتار وى در قصيده‏اى است كه با اين ابيات آغاز مى‏شود:
»اى علّيّه بيا و باز خود آشكار بگو و نغمه بخوان كه من در گوشى سخن گفتن را دوست نمى‏دارم، داستان ابو سفيان ازروزگاران دور بر أحد گذاشته شده است، تا آنكه گريه كنندگان را برانگيخت، هان بيا و مرا از آن قهوه بنوشان، كه »عنسى« آن‏را به جاى انگور شامى برگزيد. هر گاه كه به امور كهن بنگريم، پيوسته آن را حلال مى‏بينيم.
اگر من مردم، اى مادر سرخ‏رو شوهر كن و پس از جدايى، منتظر ديدار مباش،
آنچه از روز رستخيزمان برايت نقل كرده‏اند، داستان‏هاى »طسم« است كه قلب را در فراموشى قرار مى‏دهد، من ناگزيرم ازاينكه محمّد)ص( را ديدار كنم، با شرابى زرد رنگ كه استخوان‏هايم را سيراب مى‏كند.«
5. يافعى: از يافعى نقل است: اما حكم كسى كه حسين را كشت و يا به كشتن او فرمان داد، اگر از كسانى است كه اين كار راحلال مى‏شمرد، كافر و اگر حلال نمى‏شمرد، فاسق و فاجر است و اللّه اعلم.
6. قاضى أبى يعلى و ابن جوزى: آلوسى گويد: او به طور قطع يزيد بن معاويه را كافر شمرده و گروهى از عالمان از جمله‏حافظ و يارى دهنده سنّت، ابن جوزى و پيش از او قاضى أبو يعلى به لعن وى تصريح كرده‏اند.
۷. كياهراسى: وى گويد: يزيد نردباز است، با يوز پلنگ شكار مى‏كند، تارك نماز، دايم الخمر و قاتل خاندان پيامبر)ص( است‏و در شعرش به روشنى بر كفر تصريح دارد.
8 . سبط ابن جوزى: او پس از ذكر استناد ابن عقيل به اشعار يزيد بر كفر و زندقه وى گويد: از جمله اين اشعار او است

Omid42
Thursday 17 January 2008, 11:46PM
من با این حرفا کاری ندارم ولی حال بد میشه این سنی ها رو می بینم

mehrdad_123
Friday 18 January 2008, 01:17AM
من با این حرفا کاری ندارم ولی حال بد میشه این سنی ها رو می بینم
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
عرض ادب و سلام به حضور شما بزرگوار
البته درست است كه سه خليفه ي اينان بسيار با اسلام بد كرده اند ولي چيزي كه هست اين برادران و خواهران سني امروز روزگار ما(البته غير متعصبين) اينها افرادي هستند كه ناخواسته اين فرقه را انتخاب كرده اند و الا آنها هم اگر واقعا تحقيق بدون حب و بغض را و بدور از علمايشان آغاز كنند و تنها توكلشان به حضرت حق باشد و توسل به حضرت رسول(ص) و اولياي به حقي كه در كتب خودشان هم متفقا آمده است داشته باشند مطمئنا حق و ناحق را تشخيص خواهند داد ان شاا...
از نزديكان بنده يك شخص سني مسلك هستش كه ايشان هم در آن اول بسيار مقاومت مي كردند ولي وقتي كه كم كم با عقايد شيعيان آشنا شدند به مرور زمان حب و بغض ناروا را كنار گذاشته اند خداي را شكر
لذا ما بايد فرق قائل شويم بين متعصبين و غير متعصبين اهالي غير شيعه

راستي اين عكسي كه گذاشتيد خيلي مجذوب كننده است
اگه در موردش اطلاعاتي داشتيد به ما هم بگيد(ممنون ميشم)

در هر دو دنيا سعادتمند و پيروز روزگار باشيد ان شاا...:smile07:

------------------------
ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:

پشتیبانی باشگاه
Saturday 19 January 2008, 04:29PM
با سلام
تغییر نام عنوان از "آيا حسين(ع)كافر از دنيا رفته است؟" به " شهادت حسين(ع) از ديدگاه سنت مكتب خلفا" به درخواست موسس موضوع.

srak1355
Sunday 23 March 2008, 08:36AM
ان شا الله به زودي يك بحث عقلي و نقلي پيرامون حوادث زمان پيامبر تا زمان جناب يزيد شروع خواهم كرد . اگر خداوند توفيق دهد .

هلنا
Sunday 23 March 2008, 08:56AM
سلام . به اصحاب غدیر . سجودی ما بخاطر عشقی که به اهل بیت داریم از نظر شما به جهنم میرویم در حالی که دوستی اهل بیت توصیه شده . شما بگو چه جوری بهشتی هستید که زائر کعبه را در خود کعبه به شهادت میرسانید در حالی که تواصی پیامبر اکرم را در حرم امن الهی نمیتوان انکار کرد . بد بخت اگر کسی بخاطر ظلمی که بر حسین شده گریه کند از نظر شما حضرات دگم جایش جهنم است جای شما کجاست که زایر خانه خدا را به شهادت میرسانید.