PDA

نمايش نسخه نهائي : شما راست مي گوييد يا عمر؟؟؟


mehrdad_123
Saturday 12 January 2008, 03:29AM
شما مى‏گوييد : حضرت على ( ع ) ابوبكر و عمر را قبول داشت و حال آن كه عمر در جمع تعداد زيادى از صحابه خطاب به على ( ع ) وعبّاس عموى پيامبر ( ص ) گفت : شما دونفر ، ابوبكر و مرا دروغگو و گنه‏كار ونيرنگ‏باز مى‏دانيد ؛

« فلمّا توفّي رسول اللّه - صلى اللّه عليه وسلّم - قال أبو بكر : أنا وليّ رسولاللّه ، فجئتما . . . فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً . . . ثمّ‏توفّي أبوبكرفقلت : أنا وليّ رسول‏اللَّه - صلى اللّه عليه وسلّم - ووليّ أبي بكر ، فرأيتمانيكاذباً آثماً غادراً خائناً » صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 152، كتاب الجهاد ، باب 15 ، حكم الفئ حديث 49 . .

شما راست مى‏گوييديا عمر!؟








.

mehrdad_123
Saturday 12 January 2008, 05:01AM
شما راست مي گوييد يا عمر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

mehrdad_123
Saturday 12 January 2008, 04:24PM
شما راست مي گوييد يا عمر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

احمدfff
Sunday 13 January 2008, 03:24AM
شما مى‏گوييد : حضرت على ( ع ) ابوبكر و عمر را قبول داشت و حال آن كه عمر در جمع تعداد زيادى از صحابه خطاب به على ( ع ) وعبّاس عموى پيامبر ( ص ) گفت : شما دونفر ، ابوبكر و مرا دروغگو و گنه‏كار ونيرنگ‏باز مى‏دانيد ؛

« فلمّا توفّي رسول اللّه - صلى اللّه عليه وسلّم - قال أبو بكر : أنا وليّ رسولاللّه ، فجئتما . . . فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً . . . ثمّ‏توفّي أبوبكرفقلت : أنا وليّ رسول‏اللَّه - صلى اللّه عليه وسلّم - ووليّ أبي بكر ، فرأيتمانيكاذباً آثماً غادراً خائناً » صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 152، كتاب الجهاد ، باب 15 ، حكم الفئ حديث 49 . .

شما راست مى‏گوييديا عمر!؟


.

شما راست مى‏گوييديا عمر!؟

mehrdad_123
Saturday 2 February 2008, 03:17PM
شما راست مى‏گوييديا عمر!؟

احمدfff
Saturday 2 February 2008, 05:05PM
[mehrdad_123;255382]شما مى‏گوييد : حضرت على ( ع ) ابوبكر و عمر را قبول داشت و حال آن كه عمر در جمع تعداد زيادى از صحابه خطاب به على ( ع ) وعبّاس عموى پيامبر ( ص ) گفت : شما دونفر ، ابوبكر و مرا دروغگو و گنه‏كار ونيرنگ‏باز مى‏دانيد ؛

« فلمّا توفّي رسول اللّه - صلى اللّه عليه وسلّم - قال أبو بكر : أنا وليّ رسولاللّه ، فجئتما . . . فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً . . . ثمّ‏توفّي أبوبكرفقلت : أنا وليّ رسول‏اللَّه - صلى اللّه عليه وسلّم - ووليّ أبي بكر ، فرأيتمانيكاذباً آثماً غادراً خائناً » صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 152، كتاب الجهاد ، باب 15 ، حكم الفئ حديث 49 . .

شما راست مى‏گوييديا عمر!؟


با عرض سلام و تشكر از جناب اقاي مهرداد عزيز

بند عمر ابن صاهاك را فقط در اين حديث صادق ميدانم:smile28:

احمدfff
Monday 4 February 2008, 12:17AM
[mehrdad_123;255382]شما مى‏گوييد : حضرت على ( ع ) ابوبكر و عمر را قبول داشت و حال آن كه عمر در جمع تعداد زيادى از صحابه خطاب به على ( ع ) وعبّاس عموى پيامبر ( ص ) گفت : شما دونفر ، ابوبكر و مرا دروغگو و گنه‏كار ونيرنگ‏باز مى‏دانيد ؛



« فلمّا توفّي رسول اللّه - صلى اللّه عليه وسلّم - قال أبو بكر : أنا وليّ رسولاللّه ، فجئتما . . . فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً . . . ثمّ‏توفّي أبوبكرفقلت : أنا وليّ رسول‏اللَّه - صلى اللّه عليه وسلّم - ووليّ أبي بكر ، فرأيتمانيكاذباً آثماً غادراً خائناً » صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 152، كتاب الجهاد ، باب 15 ، حكم الفئ حديث 49 . .



شما راست مى‏گوييديا عمر!؟

mehrdad_123
Wednesday 20 February 2008, 01:39PM
شما مى‏گوييد : حضرت على ( ع ) ابوبكر و عمر را قبول داشت و حال آن كه عمر در جمع تعداد زيادى از صحابه خطاب به على ( ع ) وعبّاس عموى پيامبر ( ص ) گفت : شما دونفر ، ابوبكر و مرا دروغگو و گنه‏كار ونيرنگ‏باز مى‏دانيد ؛



« فلمّا توفّي رسول اللّه - صلى اللّه عليه وسلّم - قال أبو بكر : أنا وليّ رسولاللّه ، فجئتما . . . فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً . . . ثمّ‏توفّي أبوبكرفقلت : أنا وليّ رسول‏اللَّه - صلى اللّه عليه وسلّم - ووليّ أبي بكر ، فرأيتمانيكاذباً آثماً غادراً خائناً » صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 152، كتاب الجهاد ، باب 15 ، حكم الفئ حديث 49 . .



شما راست مى‏گوييديا عمر!؟

mehrdad_123
Monday 3 March 2008, 02:00AM
شما راست مى‏گوييديا عمر!؟

يا رسول الله
Friday 7 March 2008, 07:47AM
جالبه كه اهل سنت مدام براي اثبات اين .....(اصلا اسمش را هم نمي خواهم ببرم) از تائيد حضرت علي استفاده مي كنند
حالا يكي نيست به اين بيچاره ها بگه اصولا براي تائيد كسي از شخصي استفاده مي كنند كه از نظر مقامي بالاتر از ان فرد است
اخه يكي نيست به اين بي سواد ها بگه وقتي از حضرت علي براي تائيد قاتل فاطمه زهرا استفاده مي كنيد يعني حضرت علي را از نظر مقامي بالاتر از قاتل فاطمه زهرا مي دانيد

خوب خود بيچاره اش هم كه اعتراف كرده :smile21:

حالا شما راست مي گوئيد يا پسر صحاك

احمدfff
Saturday 22 March 2008, 11:51AM
شما مى‏گوييد : حضرت على ( ع ) ابوبكر و عمر را قبول داشت و حال آن كه عمر در جمع تعداد زيادى از صحابه خطاب به على ( ع ) وعبّاس عموى پيامبر ( ص ) گفت : شما دونفر ، ابوبكر و مرا دروغگو و گنه‏كار ونيرنگ‏باز مى‏دانيد ؛

« فلمّا توفّي رسول اللّه - صلى اللّه عليه وسلّم - قال أبو بكر : أنا وليّ رسولاللّه ، فجئتما . . . فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً . . . ثمّ‏توفّي أبوبكرفقلت : أنا وليّ رسول‏اللَّه - صلى اللّه عليه وسلّم - ووليّ أبي بكر ، فرأيتمانيكاذباً آثماً غادراً خائناً » صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 152، كتاب الجهاد ، باب 15 ، حكم الفئ حديث 49 . .

شما راست مى‏گوييديا عمر!؟








.


شما راست مى‏گوييديا عمر!

يا رسول الله
Monday 24 March 2008, 12:28AM
هيچ كس نيست جواب بده
كي راست مي گه
مي ترسم اين يارو را هم قبول نداشته باشيد

احمدfff
Thursday 1 May 2008, 11:43PM
شما مى‏گوييد : حضرت على ( ع ) ابوبكر و عمر را قبول داشت و حال آن كه عمر در جمع تعداد زيادى از صحابه خطاب به على ( ع ) وعبّاس عموى پيامبر ( ص ) گفت : شما دونفر ، ابوبكر و مرا دروغگو و گنه‏كار ونيرنگ‏باز مى‏دانيد ؛

« فلمّا توفّي رسول اللّه - صلى اللّه عليه وسلّم - قال أبو بكر : أنا وليّ رسولاللّه ، فجئتما . . . فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً . . . ثمّ‏توفّي أبوبكرفقلت : أنا وليّ رسول‏اللَّه - صلى اللّه عليه وسلّم - ووليّ أبي بكر ، فرأيتمانيكاذباً آثماً غادراً خائناً » صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 152، كتاب الجهاد ، باب 15 ، حكم الفئ حديث 49 . .

شما راست مى‏گوييديا عمر!؟








.


کراهت حضرت امير المؤمنين الامام علي (ع)از همنشيني با عمرابن الخطاب


اميرالمؤمنين صلوات الله و سلامه عليه به دنبال ابوبکر فرستاد و پيغام داد تنها بيا و کسي را با خودت نياور بخاطر اينکه از همنشيني با عمر کراهت داشت


فأرسل إلى أبى بكر أن ائتنا ولا يأتنا أحد معك كراهيّة لمحضر عمر.صحيح البخارى: 5/82، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، صحيح مسلم : 5/154، كتاب الجهاد، باب قول النبي(صلى الله عليه وآله وسلم)لا نورث

يا رسول الله
Friday 2 May 2008, 05:46AM
کراهت حضرت امير المؤمنين الامام علي (ع)از همنشيني با عمرابن الخطاب


اميرالمؤمنين صلوات الله و سلامه عليه به دنبال ابوبکر فرستاد و پيغام داد تنها بيا و کسي را با خودت نياور بخاطر اينکه از همنشيني با عمر کراهت داشت


فأرسل إلى أبى بكر أن ائتنا ولا يأتنا أحد معك كراهيّة لمحضر عمر.صحيح البخارى: 5/82، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، صحيح مسلم : 5/154، كتاب الجهاد، باب قول النبي(صلى الله عليه وآله وسلم)لا نورث


بیخود نیست اهل سنت اینقدر دم از کافی بودن قران می زنند برای این که کتابهای خودشون ابروشون را می بره
بیچاره ها چقدر حقیرن:smile21::smile39::smile07:

ghadem
Monday 5 May 2008, 09:31AM
اهل سنّت! پاسخ گويد!!
سبقت در اسلام (سابق الاسلام)
فاروق اعظم ، اميرالمؤمنين حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام شش ساله بود كه به خانه پيامبر آمد و تحت كفالتش قرار گرفت.همه گاه همراه و همدم پيامبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بود از راه و روش او،از سخنان و برنامه زندگى او بهره بسيار گرفت و نظم و انضباط زندگى را از او آموخت.
او چنان با پيامبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مانوس شد كه مى‏شد او را واجد همان روح و روان پيامبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ دانست و الحق ارواح متجانس يكديگر را جذب مى‏كنند و ارواح متخالف به دفع هم مى‏پردازند.
على عَلَيْهِ الَّسَلام كوچك و خردسال است ولى روحى عظيم از سنخ روح نبوت در اوست.پيامبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ خود در سخنى فرموده بود من و على از نورى واحد آفريده شده‏ايم. بدين سان هم خوئى و انس آن دو با يكديگر امرى طبيعى بود.
ايمان او در كودكى
رسول خدا صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ چهل ساله بود كه به نبوت مبعوث شد و على عَلَيْهِ الَّسَلام در آن هنگام 10 سال بيشتر نداشت.رسول خدا صلى الله عليه و آله نبوتش را اظهار كرد.خديجه همسر او بر اساس آشنائى با سوابقش دعوت او را پذيرا شد و على عَلَيْهِ الَّسَلام به عنوان دومين مؤمن به‏پيامبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ و نخستين او از گروه مردان اين دعوت را پذيرا شد.
بدين سان او با فطرت توحيد به دنيا آمد و هرگز به سوى بت روى نياورد و هيچگاه به بتى سجده نكرد. در ايمان هم بر ديگران پيشى گرفت و تولد عقلانى خود را با اسلام آغاز نمود.خود در سخنى به همين نكته اشاره كرده و مى‏فرمايد:
«فانى ولدت على الفطرة و سبقت الى الايمان و الهجرة (1) .من بر فطرت توحيد به دنيا آمدم و در ايمان و هجرت بر ديگران سبقت جستم.»
‏و هم از كودكى خود ياد كرده و مى‏فرمايد:
«و لم يجمع بيت واحد فى الاسلام غير رسول الله صلى الله عليه و آله-و خديجة و انا ثالثهما ارى نور الوحى و الرسالة و اشم ريح النبوة (2) .2-در آن روزگار اسلام در خانه‏اى نيامده بود جز در خانه رسول الله صلى الله عليه و آله و خديجه كه من نفر سوم آنها بودم.نور وحى و رسالت را مى‏ديدم و بوى نبوت و پيامبرى را مى‏بوئيدم.»
اسلام او در كودكى مورد تاييد اكثر مورخان از اهل سنت است.ابن هشام در سيره خود مى‏نويسد
« او در 10 سالگى با بصيرت كاملى به پيامبر ]صلي الله عليه و آله و سلّم [ ايمان آورد و گوى سبقت را از ديگران ربود (3)»
ابن صباغ هم از زمان على پذيرش اسلام را در كودكى تاييد مى‏كند:
«سبقتكم فى الاسلام طفلا صغيرا ما بلغت اوان حلمى (4) »
البته برخى از اهل سنت در اين زمينه نظر ديگرى دارند (5) «على اول من آمن» در اينكه نخستين فرد از مردان كه به اسلام ايمان آورده‏اند كيست؟ توده مردم از اهل سنت ‏سخنانى دارند كه مورد تاييد علماى آنها و گروه شيعيان نيست. همه علماى شيعه و اكثر علماى اهل سنت‏بر اين امر اتفاق دارند كه على عليه السلام «اول من اسلم» است و «اول من آمن».
پيامبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فرمود:
«يا على انت اول المؤمنين ايمانا و اول المسلمين اسلاما (6) »
طبرى هم در اين‏رابطه مى‏گويد: «او در ده سالگى به پيامبر ايمان آورد و گوى سبقت و ايمان را از ديگران ربود (7) .»
ابن هشام مى‏گويد: «بعث النبى صلى الله عليه و آله و آله يوم الاثنين و اسلم على يوم الثلاثاء (8) پيامبر ]صلي الله عليه و آله و سلّم [ در دوشنبه مبعوث شد و على عليه السلام در سه‏شنبه به او ايمان آورد.»
خود امام عَلَيْهِ الَّسَلام در موردى بسيار به اول من آمن بودن خود تصريح كرد كه يكى دو نمونه‏اش را در همين فصل خوانديم و اينك نمونه ديگر آن را بنگريم.او در سخن 131 فرمود:
«اللهم انى اول من اناب،و سمع و اجاب، لم يسبقنى الا رسول الله صلى الله عليه و آله و آله بالصلوة (9) -بار خدايا من نخستين كسى هستم كه به حق رسيده و آن را شنيده و پذيرفته است.هيچكس بر من به نماز پيشى نگرفت مگر رسول خدا صلى الله عليه و آله. »
اسناد در اين زمينه بسيارند و نخستين مسلمان بودن او مورد اتفاق فريقين است و حتى افرادى چون ابن اثير و ديگران به آن تصريح دارند (10) .و انگهى اهل سنت نمى‏توانند سخن على عَلَيْهِ الَّسَلام را در اين زمينه تكذيب كنند زيرا كه او را خليفه پيامبر مى‏شناسند.

زير سؤال بردن ايمان فاروق اعظم علي بن ابيطالب عليه السلام توسط نادانان متعصب از اهل سنّت:
بسيارى از علماى اهل سنت ايمان آوردن او را در كودكى قبول دارند ولى تشكيك كرده‏اند كه او بالغ نبوده و ايمانش درست نيست!!اين دعوى به چند علت رد است.
نخستين دليل اينكه رسول خدا صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كه سخن او حق است و فصل،اسلام او را قبول كرده.
ثانيا قرآن در داستان حضرت عيسى كه طفلى تازه متولد بود نقل مى‏كند كه از همان سن دعوى نبوت كرد:انى عبد الله آتنى الكتاب و جعلنى نبيا و... 11) و يا درباره يحيى مى‏گويد ما در خردسالى به او حكم نبوت و كتاب داديم:يا يحيى خذ الكتاب بقوة و آتيناه الحكم صبيا (12) .
و اين آيات ساخته شخص پيامبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نيست كه وحى الهى است.مى‏دانيم كه رسول الله صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ از روى هوى و هوس سخنى نگفت و هر چه گفت وحى بود:
«و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى (13) .»
ثالثا بايد دانست فرق است ‏بين تكليف شرعى و مسؤوليت انجام وظيفه با قبول ايمان. اگر على عَلَيْهِ الَّسَلام به سن بلوغ نرسيده است ‏بدين معنى است كه تكليف و مسؤوليت ‏شرعى ندارد، نه بدان معناست كه هر غير مكلفى حرف و باور او بيحساب است.

در مجلس خويشاوندان
شنيديد در سال سوم بعثت پيامبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مجلسى از خويشاوندان تشكيل داد و به حكم خداوند كه فرمان و «انذر عشيرتك الاقربين» (14) را صادر كرده بود ماموريت‏يافت‏به دعوت آنها بپردازد و چنين كرد:
در آن مجلس احدى دعوت او را اجابت نكرد.پيامبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فرموده بود «هر كه دعوت مرا براى نخستين بار بپذيرد وصى من وزير من و جانشين من خواهد بود.»و على عَلَيْهِ الَّسَلام شهادتين گفت و دعوت او را اجابت كرد. رسول خدا صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ باز هم همان سخن را تكرار كرد و تنها على عليه السلام او را اجابت نمود.براى بار سوم پس از شنيدن اجابت و شهادتين على عَلَيْهِ الَّسَلام فرمود:
«انت اخى،و وزيرى،و خليفتى من بعدى (15) .تو برادر منى،وزير منى،و پس از من تو جانشين منى.»
و ابو لهب به مسخره به ابو طالب گفته بود تو از اين پس بايد تابع برادر زاده و پسرت باشى (16) .
آرى على عَلَيْهِ الَّسَلام وزير و برادر و خليفه رسول خدا صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ شد و در آن هنگام سيزده سال بيشترنداشت و در آغاز دوران نوجوانى،و بدون در نظر گرفتن شرايط عصمت و امامت او،تنها به اتكاى ديد عادى و طبيعى كه درباره ديگر افراد اين سنين هم مصداق دارد،در سن استدلال عقلانى و منطقى بود.اين عظمت روح على را نشان مى‏دهد كه در اين سن به منصب وزارت پيامبر خاتم رسيد.
پى‏نوشتها
1-نهج البلاغه
2-خطبه 234
3-ص 245 سيره ابن هشام ج 1
4-ص 16 فصول المهمه
5-محمد طبرى شافعى اسلام او را در 16-15 سالگى دانسته-ص 58 ذخائر العقبى
6-ابى الحديد،شرح نهج البلاغه ج 3 ص 258
7-ج 3 تاريخ طبرى ص 1160
8-ج 1 سيره ابن هشام ص 245
9-نهج البلاغه فيض ص 814
10-كامل ج 2 ص 22
11-آيه 30 سوره مريم
12-آيه 12 سوره مريم
13-آيه 4 سوره نجم
14-آيه 214 سوره شعراء
15-ص 217 تاريخ طبرى ج 2
16-همان سند