PDA

نمايش نسخه نهائي : مهدی صاحب الزمان یا خسرو مجوس


yaallah
Friday 11 January 2008, 12:29PM
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الحکم الا لله

سلام علیکم

دوستان شیعه آیا می دانید یکی از القاب مهدی صاحب الزمان، "خسرو مجوس" است.

اگر شخصی می تواند توضیح دهد خوشحال می شویم. در ضمن ما نگفتیم این لقب را ، اگر اشتباه نکنم خودتان گفته اید.

ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله

puyan
Friday 11 January 2008, 02:02PM
بسم الله الرحمن الرحیم



ان الحکم الا لله

سلام علیکم

دوستان شیعه آیا می دانید یکی از القاب مهدی صاحب الزمان، "خسرو مجوس" است.

اگر شخصی می تواند توضیح دهد خوشحال می شویم. در ضمن ما نگفتیم این لقب را ، اگر اشتباه نکنم خودتان گفته اید.

ان الحکم الا لله
والسلام

یا الله


سلام

اشکال خود را مستند مطرح کنید تا جواب بگیرید .

بحث علمی که گپ چارواداری نیست که : میگن فلان ، حالا جواب بده !


متشکرم

حسینی
Friday 11 January 2008, 02:36PM
بسم الله الرحمن الرحیم

یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ

اي كساني كه ايمان آورده‏ايد اگر شخص فاسقي خبري براي شما بياورد درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهي از روي ناداني آسيب برسانيد، و از كرده خود پشيمان شويد.

صدق الله العلی العظیم

yaallah
Friday 11 January 2008, 03:14PM
بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون

سلام علیکم

کتاب النجم الثاقب نوشته نوری طبرسی جلد اول "الباب الثاني في أسماء المهدي وألقابه عليه السلام"
....
السابع والأربعون: " خسرو". وقد ذكر في (الذخيرة) و (التذكرة) وذكر في كتاب جاويدان أن اسمه (خسرو مجوس).
....
در ابتدا لینک زیر را کلیک کنید:
http://www.al-shia.com/html/ara/books/lib-rejal/mahdi-98/index.htm
سپس روی لینک "الباب الثاني في أسماء المهدي وألقابه عليه السلام" در این قسمت کلیک بفرمایید.
سپس صفحه بعدی رفته و بخش "السابع والأربعون" را بخوانید.

یا اگر به بنده اطمینان دارید این لینک کتاب النجم الثاقب نوشته طبرسی از سایت شیعی:
http://www.al-shia.com/html/ara/books/lib-rejal/mahdi-98/012.htm


آیا کسی از شما اهل شیعه است که در مورد این لقب توضیحاتی بدهد. متشکر می شویم توضیحاتی بدهید.

در ضمن آیا خواستار این موضوع هستید که در مورد نوری طبرسی نیز توضیحاتی بدهیم؟

ان الحکم الا لله

والسلام
یا الله

هژبر
Friday 11 January 2008, 06:19PM
سلام
در مورد لقب خسرو اول مشخص باشد اين حديث نيست. به نظر مي رسد آنچه در آن منبع در مورد اين لقب خاص ذكر شده اشاره دارد بر القابي كه ساير اقوام براي موعود در نظر گرفته اند يا بشارتهاي آن اقوام در مورد موعود باشد. در ادامه آمده است:
الثامن والأربعون: " خدا شناس". مذكور في هذين الكتابين(19) أنه اسمه عليه السلام في كتاب (شامكوني)، وباعتقاد كفرة الهند أن صاحب هذا الكتاب كان نبياً بعث لاهل (الختا والختن).(20) وكان مولده في مدينة (كيلواس) ويقال أن الدنيا وحكومتها تتظلل بابن سيد خلائق العالمين وبلسانه يصل اسم رسول الله صلى الله عليه وآله وسلّم اليها، ويحكم على جبال مشرق الدنيا ومغربها ويأمر عليها، ويركب السحاب وتعينه الملائكة ويخدمه الجن والانس، ويملك السودان ـ التي هي تحت خط الاستواء ـ إلى ارض تسعين ـ التي هي تحت القطب الشمالي ـ وما وراء الاقاليم السبعة ـ التي هي جنان إرم وجبل قاف ـ فيكون دين الله ديناً واحداً، واسمه (ايستاده) و (خداشناس).


نقل قول اخير نظر ما كه منظور بشارتهاي ساير اقوام در باره موعود بوده است را تقويت مي كند.
به هر حال اصل وجود موعود و اصالت انديشه مهدويت به عنوان يك انديشه اسلامي غير قابل ترديد است. و از اهل سنت نقل شده كه هر كس مهدي را انكار كند به تحقيق كافر شده است.

yaallah
Friday 11 January 2008, 06:26PM
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الحکم الا لله

سلام علیکم

برای بنده مهم نیست لقبش از حدیث است یا نه برای بنده مهم این است نوری طبرسی این لقب را آورده است:
... السابع والأربعون: " خسرو". وقد ذكر في (الذخيرة) و (التذكرة) وذكر في كتاب جاويدان أن اسمه (خسرو مجوس). ...

توضیحاتی که انشاء الله تعالی در ادامه می آید دید ما را بیش تر باز می کند.

اگر می خواهید ما در مورد این لقب توضیح دهیم؟

و از اهل سنت نقل شده كه هر كس مهدي را انكار كند به تحقيق كافر شده است.
مدرک؟؟؟

ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله

هژبر
Friday 11 January 2008, 08:36PM
سلام
با توجه به ادامه ر فرمايشات صاحب نجم الثاقب و توضيحات من مشخص شد كه چرا ايشان اين لقب را آورده اند. در تشيع تحقيق آزاد است و هر كس مي تواند در آرا ملل و نحل تحقيق كند جناب نوري هم نتايج تحقيقاتشان را آورده اند و اين البته نظرات شخصي ايشان است و چون اين عبارات منقول حديث نيست ربطي به تشيع ندارد بلكه در قالب يك اظهار نظر شخصي بايد بررسي شود.
اما در مورد مدرك. اگر من مدرك آنچه ادعا كردم را بياورم شما چه مي كنيد؟

yaallah
Saturday 12 January 2008, 01:59PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سلام علیکم

مطالبی که در ادامه می آید نوشته یک اهل شیعه ای است که به واسطه ی اطلاع یافتن از برخی موارد از اهل سنت شده است. نام وی "ابوخلیفه علی قضیبی" است. با هم سخنان وی را می خوانیم.فقط به اطلاع دوستان عزیز می رسانم در زمان قدیم (ساسانی ها اگر اشتباه نکنم) به ایرانی ها مجوسی می گفتند زیرا دارای دین زرتشتی بودند. پس خسرو مجوس معنایش مشخص است. و این که چرا لقب امام زمان اهل شیعه است نیز مشخص می شود:

{{{{
لقب صاحب زمان مرا تکان داد!
یکی از مسائل مهمی که به من ضربه زد بعضی از القاب صاحب‌الزمان بود که علامه نوری طبرسی در کتاب (النجم الثاقب فی احوال الامام الحجه الغائب(عج) ) ذکر کرده است.
علامه نوری طبرسی نیاز به معرّفی‌شدن ندارد، همین کافی است که بدانی که (شیخ عباس قمی) و شیخ (آغا بزرگ تهرانی) و (شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء) و (سیّد عبدالحسین شرف الدین موسوی) مؤلف کتاب المراجعات از شاگردان او هستند.
نوری طبرسی می‌گوید که یکی از القاب امام زمان (خسرو مجوس ) است و این لقب، لقب چهل و هفتم امام است! (در سند قبلی در کتاب النجم الثاقب با هم دیدیم)
چه فاجعه و مصیبت بزرگی!
چگونه ممکن است که امام ما (خسروِ مجوس) نامیده شود؟! مجوسی‌ها چه ربطی با صاحب‌الزمان دارند؟!
صاحب‌الزمان می‌آید تا از دشمنان اهل بیت و در رأس آنها از ابوبکر و عمر انتقام بگیرد ... اینگونه یاد گرفته بودیم، و عمر بن خطاب همان خلیفه‌ای است که در دوران او ایران فتح شد و اسلام وارد ایران شد و برای اولین بار در تاریخ در ایران اذان گفته شد و نماز برپا گردید ... من این قضیه را با لقب صاحب‌الزمان ربط می‌دادم.
اما اگر می‌خواهی بیشتر حیرت‌زده شوی این روایت بحارالانوار مجلسی را بخوان.
مجلسی از النوشجان بن البودمردان مردم روایت می‌کند که گفت: وقتی فارس‌ها از قادسیه آواره شدند و به یزدگرد خبر دادند که رستم شکست‌خورده و عربها بر او چیره شده‌اند و گمان برد که رستم و هم فارسی‌ها هلاک شده‌اند و پیکی نزد او آمد و گفت که پنجاه هزار نفر در جنگ قادسیه کشته شده‌اند، یزدگرد به همراه خانواده‌اش پا به فرار گذاشت و دم در ایوان توقف کرد و گفت سلام بر تو ای ایوان! و من دارم از تو جدا می‌شوم و من با مردی از فرزندانم که زمانش فرا نرسیده به تو باز خواهد گشت.
سلیمان دیلمی می‌گوید: نزد ابوعبدالله ؛ رفتم و او رادر این باره پرسیدم و به او گفتم: اینکه او گفت: با مردی از فرزندانم برمی‌گردد چه معنی دارد؟ گفت: صاحب‌الزمان فرزند ششم من از نوادگان یزدگرد است و فرزند او به شمار می‌رود .
http://kamalayy.jeeran.com/kamal9_9.JPG

روزی که صاحب‌الزمان می‌آید روز انتقام است! صاحب‌الزمان فرزند یزدگرد انتقام پدران فارسی خود را از مسلمانانی که فارس را فتح کرده‌اند خواهد گرفت، آری روایت چنین می‌گوید و از لقب (خسروِ مجوس) چنین فهمیده می‌شود!
الله اکبر...! چگونه من از این حقایق غافل بوده‌ام؟!
اما موردی دیگر که بیشتر از این مرا تکان داد ...
و آن اینکه در کتاب (الغیبه) محمد بن ابراهیم نعمانی (ص 234) از ابی‌عبدالله ؛ روایت شده است که او گفت: «هرگاه امام زمان ظهور کند با عربها و قریش جز با شمشیر با چیزی دیگر رفتار نخواهد کرد و عرب و قریش جز شمشیر از او چیزی دریافت نمی‌کنند.»
چرا این همه کینه با عرب و به خصوص با قریش؟!
بلکه روایات به صراحت می‌گویند که امام زمان هفتاد قبیله از قبایل عرب را تار و مار می‌کند و از بین می‌برد» .
سعی کن این روایات را با آنچه قبلاً بیان شد که یکی از القاب صاحب‌الزمان (خسروِ مجوس) است و با اینکه جدّ صاحب‌الزمان یزدگرد, مسلمانانی را که تاج و تختش را از دست او گرفتند به آمدن صاحب‌الزمان تهدید کرده است!! ربط بدهی.
اینها حقایقی در مذهب شیعه هستند که چون صاعقه بر سر هر عاقلی فرود می‌آیند!
گفتند و ما باور کردیم.
}}}}

با هم نوشته این فرد سنی شده را خواندیم. آیا زمان فکر کردن بر روی آن چه هستیم نرسیده است.

والله اعلم

ان الحکم الا لله

والسلام
یا الله

فرزند آدم
Saturday 12 January 2008, 02:35PM
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الحکم الا لله
سلام علیکم

مطالبی که در ادامه می آید نوشته یک اهل شیعه ای است که به واسطه ی اطلاع یافتن از برخی موارد از اهل سنت شده است. نام وی "ابوخلیفه علی قضیبی" است. با هم سخنان وی را می خوانیم.فقط به اطلاع دوستان عزیز می رسانم در زمان قدیم (ساسانی ها اگر اشتباه نکنم) به ایرانی ها مجوسی می گفتند زیرا دارای دین زرتشتی بودند. پس خسرو مجوس معنایش مشخص است. و این که چرا لقب امام زمان اهل شیعه است نیز مشخص می شود:

{{{{
لقب صاحب زمان مرا تکان داد!
یکی از مسائل مهمی که به من ضربه زد بعضی از القاب صاحب‌الزمان بود که علامه نوری طبرسی در کتاب (النجم الثاقب فی احوال الامام الحجه الغائب(عج) ) ذکر کرده است.
علامه نوری طبرسی نیاز به معرّفی‌شدن ندارد، همین کافی است که بدانی که (شیخ عباس قمی) و شیخ (آغا بزرگ تهرانی) و (شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء) و (سیّد عبدالحسین شرف الدین موسوی) مؤلف کتاب المراجعات از شاگردان او هستند.
نوری طبرسی می‌گوید که یکی از القاب امام زمان (خسرو مجوس ) است و این لقب، لقب چهل و هفتم امام است! (در سند قبلی در کتاب النجم الثاقب با هم دیدیم)
چه فاجعه و مصیبت بزرگی!
چگونه ممکن است که امام ما (خسروِ مجوس) نامیده شود؟! مجوسی‌ها چه ربطی با صاحب‌الزمان دارند؟!
صاحب‌الزمان می‌آید تا از دشمنان اهل بیت و در رأس آنها از ابوبکر و عمر انتقام بگیرد ... اینگونه یاد گرفته بودیم، و عمر بن خطاب همان خلیفه‌ای است که در دوران او ایران فتح شد و اسلام وارد ایران شد و برای اولین بار در تاریخ در ایران اذان گفته شد و نماز برپا گردید ... من این قضیه را با لقب صاحب‌الزمان ربط می‌دادم.
اما اگر می‌خواهی بیشتر حیرت‌زده شوی این روایت بحارالانوار مجلسی را بخوان.
مجلسی از النوشجان بن البودمردان مردم روایت می‌کند که گفت: وقتی فارس‌ها از قادسیه آواره شدند و به یزدگرد خبر دادند که رستم شکست‌خورده و عربها بر او چیره شده‌اند و گمان برد که رستم و هم فارسی‌ها هلاک شده‌اند و پیکی نزد او آمد و گفت که پنجاه هزار نفر در جنگ قادسیه کشته شده‌اند، یزدگرد به همراه خانواده‌اش پا به فرار گذاشت و دم در ایوان توقف کرد و گفت سلام بر تو ای ایوان! و من دارم از تو جدا می‌شوم و من با مردی از فرزندانم که زمانش فرا نرسیده به تو باز خواهد گشت.
سلیمان دیلمی می‌گوید: نزد ابوعبدالله ؛ رفتم و او رادر این باره پرسیدم و به او گفتم: اینکه او گفت: با مردی از فرزندانم برمی‌گردد چه معنی دارد؟ گفت: صاحب‌الزمان فرزند ششم من از نوادگان یزدگرد است و فرزند او به شمار می‌رود .
http://kamalayy.jeeran.com/kamal9_9.JPG

روزی که صاحب‌الزمان می‌آید روز انتقام است! صاحب‌الزمان فرزند یزدگرد انتقام پدران فارسی خود را از مسلمانانی که فارس را فتح کرده‌اند خواهد گرفت، آری روایت چنین می‌گوید و از لقب (خسروِ مجوس) چنین فهمیده می‌شود!
الله اکبر...! چگونه من از این حقایق غافل بوده‌ام؟!
اما موردی دیگر که بیشتر از این مرا تکان داد ...
و آن اینکه در کتاب (الغیبه) محمد بن ابراهیم نعمانی (ص 234) از ابی‌عبدالله ؛ روایت شده است که او گفت: «هرگاه امام زمان ظهور کند با عربها و قریش جز با شمشیر با چیزی دیگر رفتار نخواهد کرد و عرب و قریش جز شمشیر از او چیزی دریافت نمی‌کنند.»
چرا این همه کینه با عرب و به خصوص با قریش؟!
بلکه روایات به صراحت می‌گویند که امام زمان هفتاد قبیله از قبایل عرب را تار و مار می‌کند و از بین می‌برد» .
سعی کن این روایات را با آنچه قبلاً بیان شد که یکی از القاب صاحب‌الزمان (خسروِ مجوس) است و با اینکه جدّ صاحب‌الزمان یزدگرد, مسلمانانی را که تاج و تختش را از دست او گرفتند به آمدن صاحب‌الزمان تهدید کرده است!! ربط بدهی.
اینها حقایقی در مذهب شیعه هستند که چون صاعقه بر سر هر عاقلی فرود می‌آیند!
گفتند و ما باور کردیم.
}}}}

با هم نوشته این فرد سنی شده را خواندیم. آیا زمان فکر کردن بر روی آن چه هستیم نرسیده است.

والله اعلم

ان الحکم الا لله

والسلام

یا الله


همه چيز رو با هم قاطي نكنيد شيعه دوازدهمين امامشان 1 نام دارد آن هم م-ح-م-د و لقبش مهدي است
خسرو مجوس هم موعود زرتشتيان است نه موعود شيعيان زيرا هر مذهبي عقايد خواص خودش رو داره هندو ها هم موعود دارند مسحيان هم قائل به آمدن مسيح در اخر الزمان هستند اين ها براي اثبات موعود در آخر الزمان ذكر شده است كه افرادي بعدا نيان بگن چنين كسي وجود نداره اما بنده خداها نميدونستن كه از همين مطالب يه چيز ديگه از توش در ميارن.

هژبر
Saturday 12 January 2008, 02:40PM
تمام اديان الهي به ظهور موعود در آخر الزمان وعده داده اند و از لحاظ ما موعد تمام اديان آسماني همان موعود اسلام است.

mehrdad_123
Saturday 12 January 2008, 03:17PM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:


چقدر خنده دار است تلاش اين كاربر كه اسم خدا را رو خودش گذاشته...
ايشون چون ديدن شيعيان هميشه از كتب اينان دليل مي آورند گفتند پس چرا ما از اين شيوه استفاده نكنيم لذا اين شخص از اين شيوه استفاده ميكند:
اولا لقب ميدانيد يعني چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ثانيا
«خسرو»، یعنی «سلطانی عظیم الشّأن» و لقب امام زمان (عج) می باشد که در کتاب جاویدان «خسرو مجوس» ذکر شده است. («نجم الثّاقب»، باب دوّم، ص 70)
چه كنيم از اين همه جهل مردمان و عوام فريبي شيطانيان؟؟؟؟؟؟؟؟؟





.

mehrdad_123
Saturday 12 January 2008, 03:18PM
اسامى مقدّس حضرت مهدى(عليه السلام) در كتب مذهبى اهل اديان
اينك قسمتى از اسامى مبارك آن حضرت را كه با الفاظ مختلفى در بسيارى از كتب مذهبى اهل اديان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانيم.
1 ـ «صاحب» در صحف ابراهيم(عليه السلام);
2 ـ «قائم» در زبور سيزدهم;
3 ـ «قيدمو» در تورات به لغت تركوم;
4 ـ «ماشيع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;
5 ـ «مهميد آخر» در انجيل;
6 ـ «سروش ايزد» در زمزم زرتشت;
7 ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند;
8 ـ «بنده يزدان» هم در زند و پازند;
9 ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هنديان;
10 ـ «شماخيل» در ارماطس;
11 ـ «خوراند» در جاويدان;
12 ـ «خجسته» (احمد) در كندرال فرنگيان;
13 ـ «خسرو» در كتاب مجوس;
14 ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر;
15 ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان;
16 ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان;
17 ـ «كلمةُ الحقّ» در صحيفه آسمانى;
18 ـ «لِسانِ صدق» هم در صحيفه آسمانى;
19 ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كندرال;
20 ـ «بقية اللّه» در كتاب دوهر;
21 ـ «قاطع» در كتاب قنطره;
22 ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه;
23 ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى;
24 ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا;
25 ـ «فرخنده» (محمّد) در كتاب وشن جوك;
26 ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل;
27 ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن);
28 ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب زردتشيان;
29 ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد;
30 ـ «فيروز» (منصور) در كتاب شعياى پيامبر.
منبع:وبلاگ http://hozoor83.persianblog.ir/1383_9_hozoor83_archive.html

yaallah
Saturday 12 January 2008, 06:11PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله

سلام علیکم

این لقب را مگر نمی بینید از یک کتاب عربی گرفته است: (یعنی بعد از ورود اسلام است حال ایرانی نوشته است یا عرب زبان والله اعلم)
... السابع والأربعون: " خسرو". وقد ذكر في (الذخيرة) و (التذكرة) وذكر في كتاب جاويدان أن اسمه (خسرو مجوس). ...
مگر نمی دانید خسرو لقب پادشاه ایرانی است.
مگر نمی بینید آن را نسبت به اقوام نگفته است. مگر نمی بینید که می گوید وی یک پادشاه ایرانی (مجوسی) است. دیگر از این واضح تر که نوری طبرسی هم آن را آورده است. به راستی این نژاد پرستی ایرانی است.

ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله

هژبر
Saturday 12 January 2008, 06:34PM
در داستان جناب يا الله كه سرشار از نكات عبرت آموز بود درخشش ادبي و اوج داستان پروري اين بود كه قهرمان داستان كه خيلي روحيه حساسي داشته و دست بر قضا شيعه هم بوده است با ديدن لقب خسرو در كتاب نجم الثاقب يك دفعه سني شده است. لابد چون اهل سنت اصلا مطالب غير عربي ندارند. اما قهرمان داستان فراموش كرده كه اعراب شديدترين قوم از لحاظ نفاق هستند و همچنين نمي دانسته پيشوايان اهل سنت مدت زيادي از عمر خود را در شرك گذرانده اند يا نمي دانسته اهل سنت براي خداوند دستي مثل دست آدم قائل هستند و ... .
به هر حال داستان سرگرم كننده و عبرت آموزي بود. احتمالا يكي از جوايز ادبي عربستان هم به اين داستان تعلق گرفته و اگر به چنين داستاني پادشاهان بنده پرور سعودي جايزه نداده اند واقعا از بي ذوقي آنها بوده است.

yaallah
Saturday 12 January 2008, 07:52PM
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الحکم الا لله

سلام علیکم

جناب هژبر
در داستان جناب يا الله كه سرشار از نكات عبرت آموز بود درخشش ادبي و اوج داستان پروري اين بود كه قهرمان داستان كه خيلي روحيه حساسي داشته و دست بر قضا شيعه هم بوده است با ديدن لقب خسرو در كتاب نجم الثاقب يك دفعه سني شده است.
خیر فقط همین اتفاق نبوده است. این کتاب ایشان است. مطالعه بفرمایید:
http://www.ahlesonnat.com/download/word/Sehabeh-bedast-avardam.zip

لابد چون اهل سنت اصلا مطالب غير عربي ندارند. اما قهرمان داستان فراموش كرده كه اعراب شديدترين قوم از لحاظ نفاق هستند و همچنين نمي دانسته پيشوايان اهل سنت مدت زيادي از عمر خود را در شرك گذرانده اند يا نمي دانسته اهل سنت براي خداوند دستي مثل دست آدم قائل هستند و ... .
برای شما متاسفم از این جهت که اولا نژاد پرست می باشید. و از این جهت که که فریب عده ای را می خوارید و ان چه را نمی دانید به اهل سنت نسبت می دهید:
علل الشرایع شیخ صدوق

2 - أخبرنا علي بن حبشي بن قونى رحمه الله فيما كتب إلى قال: حدثنا جميل بن زياد قال: حدثنا القاسم بن اسماعيل قال حدثنا محمد بن سلمة عن يحيى بن أبي العلا الرازي ان رجل دخل على أبي عبد الله فقال: جعلت فداك أخبرني عن قول الله تعالى (ن والقلم وما يسطرون) وأخبرني عن قول الله عزوجل لابليس (فانك من المنظرين إلى يوم الوقت المعلوم) وأخبرني عن هذا البيت كيف صار فريضة على الخلق أن يأتوه؟ قال فالتفت أبو عبد الله إليه وقال ما سألني عن مسألتك أحد قط قبلك ان الله عزوجل لما قال للملائكة اني جاعل في الارض خليفة ضجت الملائكة من ذلك وقالوا: يا رب ان كنت لا بد جاعل في الارض خليفة فاجعله منا ممن يعمل في خلقك بطاعتك فرد عليهم انى اعلم مالا تعلمونت، فظنت الملائكة ان ذلك سخط من الله تعالى عليهم فلا ذوا بالعرش يطوفون به، فامر الله تعالى لهم ببيت من مرمر سقفه ياقوتة حمراء واساطينة الزبرجد يدخله كل يوم سبعون ألف ملك لا يدخلونه بعد ذلك إلى يوم الوقت المعلوم قال ويوم الوقت المعلوم يوم ينفخ في الصور نفحة واحدة فيموت إبليس ما بين النفخة الاولى والثانية واما نون فكان نهرا في الجنة أشد بياضا من الثلج واحلى من العسل قال الله تعالى له: كن مدادا فكان مدادا، ثم أخذ شجرة فغرسها بيده قال لها كونى قلما ثم قال له اكتب فقال له يا رب وما اكتب قال: اكتب ما هو كائن إلى يوم القيامة ففعل ذلك ثم ختم عليه وقال: لا تنطقن إلى يوم الوقت المعلوم.
(شیخ صدوق بعد از جمله قرمز رنگ می گوید:
ثم قال: واليد القوة وليس بحيث تذهب إليه المشبهة تم
یعنی همان تعبیر کنایه ای که ما گفتیم را می آورد.)
پس در این جا هم شیخ صدوق معتقد به دست داشتن الله (جل جلاله) است. نعوذ بالله


این لینک را مطالعه بفرمایید:
http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=249537&postcount=26

جناب هژبر
ه هر حال داستان سرگرم كننده و عبرت آموزي بود. احتمالا يكي از جوايز ادبي عربستان هم به اين داستان تعلق گرفته و اگر به چنين داستاني پادشاهان بنده پرور سعودي جايزه نداده اند واقعا از بي ذوقي آنها بوده است.
به قول دوستمان
گر در خانه کس هست *یک حرف بس است


والله اعلم

ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله

هژبر
Saturday 12 January 2008, 08:16PM
بسم الله الرحمن الرحيم
الأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا
صدق الله العلي العظيم

من نژادپرست نبوده و نيستم ولي اين شما هستيد كه عرب بودن خيلي برايتان مهم است و مرا به خاطر اشاره به اين آيه شريفه متهم به نژادپرستي مي كنيد. از جماعتي كه ملعوني مثل صدام را به خاطر عرب بودنش تقديس مي كنند چه انتظاري است.

yaallah
Saturday 12 January 2008, 09:09PM
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الحکم الا لله

سلام علیکم

جناب هژبر از شما می خواهم با دید باز تری به مسئله بنگریم. الله (جل جلاله) همه ما را هدایت کند.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (90) لَيْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلَا عَلَى الْمَرْضَى وَلَا عَلَى الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (91) وَلَا عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لَا أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا يَجِدُوا مَا يُنْفِقُونَ (92) إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ (93) عْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لَا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (94) سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (95) يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (96) الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (97) وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (98) وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ قُرُبَاتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلَا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (99) وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (100) وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ (101)

عذر خواهان اعراب (بادیه نشین، که دارای عذر های درست و پذیرفتنی هستند ، به پیش تو) آمده اند تا بدیشان اجازه داده شود (که در جهاد شرکت نکنند. و اما گروه دیگری از آنان که کافرند، حتی زحمت آمدن به پیش شما را هم به خود نمی دهند) و در خانه نشسته اند و (در اظهار ایمان) به الله (جل جلاله) و پیغمبرش دروغ گفته اند. به افراد کفرپیشه انان عذاب بسیار دردناکی خواهد رسید(90)
... ... ... ...
بادیه نشینان عرب، کفر و نفاقشان شدید تر است از (کفر و نفاق شهر نشینان عرب. زیرا سنگدل تر و جفا پیشه ترند و با اهل خیر و صلاح نشست و برخاست کمتری دارند) و آنان بیش تر سزاوارند که از مقررات و قوانین چیزی بی خبر باشند که الله (جل جلاله) بر پیغمبرش نازل کرده است. الله (جل جلاله) آگاه (از احوال بندگان، اعم از مومنان و کافران و منافقان، و) حکیم (در کار خود ، از جمله تعیین سزا و جزای مردمان) است.(97)
الاعراب: عرب های بادیه نشین.
برخی از بادیه نشینان (منافق) عرب، چیزی را که (در راه الله (جل جلاله))صرف می کنند، زیان میدانند (چرا که به ثواب ایمان ندارند)، و چشم به راه (حوادث دردناک و) بلایا و مصایب (خوفناکی) هستند که شما را از هرسو احاطه دهند (و له و لوردتان کنند) -بلاها و مصیبت ها گریبانگیر خودشان باد- (چون مردمان بدخواه و تنگ چشم و منافقی هستند،تیره روزی ها و ناکامی ها و بد بختی ها تنها به سراغ آنان می رود). الله (جل جلاله) شنوا و دانا است (و لذا نیات و اقوال و افعال ایشان را می داند و می شنود). (98)
در میان عرب های بادیه نشین، کسانی هم هستند که به الله (جل جلاله) و روز رستاخیز ایمان دارند، و چیزی را که (در راه الله (جل جلاله)) صرف می کنند مایه نزدیکی به الله (جل جلاله) و سبب دعای نبی اکرم (ص) (در حق خود می دانند (و دعای نبی اکرم (ص) مایه سعادت محسنان و خیر و برکت عمر و روزی ایشان است). هان! بی گمان صرف پول (در راه الله (جل جلاله) و دعاهای رسول (ص) ) مایه تقرب آنان (در پیشگاه الله (جل جلاله)) است. به طور قطع الله (جل جلاله) آنان را غرق رحمت خود خواهد کرد، چرا که الله (جل جلاله) آمرزنده (گناهان و)مهربان (در حق بندگان) است (99)
... ... ... ...
در میان عرب های بادیه نشین اطراف (شهر) شما، و در میان خود اهل مدینه، منافقانی هستند که تمرین نفاق کرده اند و در آن مهارت پیدا کرده اند. تو ایشان را نمی شناسی و بلکه ما آنان را می شناسیم. ایشان را (در همین دنیا) دو بار عذاب می دهیم(:یک بار با پیروزی شما بر دشمنانتان که مایه درد و حسرت و خشم و کین آنان می گردد، و بار دوم با رسوا کردن ایشان به وسیله پرده برداری از نفاقشان). سپس (در آخرت) روانه عذاب بزرگی می گردند (و به دوزخ گرفتار می آیند). (101)

والله اعلم

جناب هژبر حتما این آیه مبارکه را شنیده اید:
سوره ی مبارکه حجرات
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (13)

ای مردمان! ما شما را از مرد و زنی (به نام آدم و حواء) آفریده ایم، و شما را تیره تیره و قبیله قبیله نموده ایم تا همدیگر را بشناسید (و هر کسی با تفاوت و ویژگی خاص درونی و بیرونی از دیگری مشخص شود، و در پیکره ی جامعه انسانی نقشی جداگانه داشته باشد). بی گمان گرامی ترین شما در نزد الله (جل جلاله) متقی ترین شما است. الله (جل جلاله) مسلما آگاه و باخبر (از کردار و گفتار شما، و از حال همه کس و همه چیز ) است


ترجمه ها از کتاب با ارزش تفسیر نور نوشته دکتر خرم دل چاپ نشر احسان چاپ ایران

اللهم اعز الاسلام والمسلمین

ان الحکم الا لله
والسلام علی من اتبع الهدی
یا الله

اسير
Saturday 12 January 2008, 09:25PM
يا الله

به اينكار تو ميگن تلاش مذبوحانه ! كه نتيجه اي جز روسياهي براي زغال نداره
وقتي اراجيفي رو كه نوشتي خوندم ياد عروسهايي افتادم كه با خواهر شوهراشون دعوا
ميكنن و وقتي كم ميارن عين تو رفتار ميكنن
اول به سوالاتي كه در مورد اراجيف و چرنديات صحيحه هاتون نوشته شده پاسخ بده و
بعد برو بگرد چنين
موردهاي ضعيف و سطحي كه نشون از
سرخوردگي شديد جنابعالي داره رو كن

واقعا خنديديم :smile21::smile21::smile21:

سعي بيهوده نكن شماها در هر صورت ضربه فني هستين
:smile27::smile27::smile27:

puyan
Saturday 12 January 2008, 10:31PM
سلام

درباره موضوع مطرح شده و سایر موارد حاشیه ای آن چند مورد را متذکر میشوم :

1- از جناب mehrdad_123 (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=7115) بخاطر ذکر اسامی و القاب امام عصر عجل الله فرجه تشکر میکنم (به نظرم میرسد که لقب چهارمی که ذکر کرده اند ماشع باشد )

2- آن داستانی را که جناب yaallah (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=5671)درباره سنی شدن یک شیعه نقل کردند کتابش را وهابیون در عربستان به دست حجاج ایرانی میدادند . من آن کتاب را خواندم و هرچند بخشهایی از آن واقعا خنده آور بود و ساختگی بودن آن از سر و روی کتاب میریخت اما جالب است که مخالفان قرآن و عترت چگونه به هر دستاوریزی برای انحراف اذهان پیروان قرآن و عترت چنگ میزنند؛ لذا باید در مقابل شیطان پرستان هوش و حواس اهل ایمان جمع باشد تا فریب باطل شیطان را نخورند و با توجه به عَلَم هدایت و نور الهی و با توجه به انوار هدایت مهدوی ، دقت نمود تا شیطانیان باطل خویش را به عنوان حق جلوه ندهد .

3- حضرت مهدی عجل الله فرجه موعود ادیان آسمانیست و لذا کلیه ادیان به پیروانشان حکومت مطلق الهی را که در راس آن حجت خدا قرار میگیرد و سیطره آن بر عالم سایه گستر میشود وعده داده بودندکه پیگیری این مطلب و بسط آن جای دیگری را میطلبد .
بهر حال این حجت خدا و این موعود ادیان در ادیان مختلف نامهایی داشته است و لذا ائمه علیهم السلام نامهایی را که در ادیان مختلف بر مهدی ( موعود اسلام ) نهاده شده است در روایات ذکر فرموده اند . با توجه به این نکته که بحثی در الهی بودن دین زرتشت ( اصل دین زرتشت و نه اشکال تحریف شده آن نزد ایرانیان دوره اسلام ) مطرح است . لذا اینکه در آیین زرتشت و یا آیینی از آیینهای الهی موجود در ایران قدیم نام حضرت مهدی علیه السلام خسرو بوده باشد امری عادی است .
اتفاقا میتوان گفت که شاهان ایرانی برای آن که خود را آن خسرو موعود جا بزنند و با فریب ، ایمان مردم را به سوی خود متوجه سازند نام خسرو را بر خود نهاده اند تا این همنامی ، توجه مومنان به خسرو حقیقی را به آنها جلب کند . این اتفاقی است که در دامنه اسلام نیز رخ داده است .
مهدی سودانی و مهدی سنوسی یا افرادی دیگری که ادعای مهدویت کردند و خود را مهدی نام نهادند و خود را همان موعود اسلام جازدند و خود را همان موعودی دانستند که پیامبر او را معرفی کرده است با این کار مومنان به وعده الهی پیامبر را به دنبال خود کشیدند .
اگر آیین مجوسیان ( که اصل آئینشان مورد تایید بوده است و مثل یهود و نصاری به انحراف کشیده شدند ) نام موعودش خسرو بوده است به این معنی نیست که مجوس منحرف دردوره اسلام این نام را آفریده اند بلکه به این معنی است که مهدی همان خسرو مجوس است (در دوران صحیح دیانتشان ) و لذا فسادعقیده مجوس در دوره اسلامنام خسرو را آلوده نمیکند همچنانکه فساد عقیده یهود و نصارا درباره مسیح و موسی و عزیر علی نبینا و آله و علیهم السلام نام این بزرگواران را آلوده نمیکند .

4- ممکن است هر مکتب و مسلکی برای آرمان خود نامی قرار دهد و این بحثی جالب و مجزاستاما توجه دوستان را به این نکته جلب میکنم که نام مهدی قرآن و القاب او نزد ادیان آسمانی غیر از نامهایی است که دانشمندان و صاحبان مکاتب فکری بشری بر آرمان خود نهاده و مینهند ! لذا تفکیک ایندو موضوع لازم است .

5- اینکه یک سنی ( مثلا ) اهل مطالعه ، با مفهوم حدیث متفق علیه نبوی ( من کذب بالمهدی فقد کفر ) ( آنکه مهدی را دروغ بداند کافر است ) اظهار بیگانگی میکند عجیب ، جالب و حاکی از نوعی خود زنی در بین بعضی سنیهاست !!

متشکرم

mehrdad_123
Sunday 13 January 2008, 04:43AM
بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
جناب پويان:
ضمن تشكر از مطالب ارزشمندتان بنده در چندين و چند منابع مختلف (ماشيع ) را ديده ام ليكن براي اينكه بهتر در اين باره سخن بگويم در حال تحقيق از خود كتاب اينها هستم ان شاا...
يا حق

هژبر
Sunday 13 January 2008, 09:28AM
درود بر منتقم خون حسين
در مورد اين كه روايت شده امام زمان عليه السلام از اعراب عده زيادي را خواهند كشت بايد عرض كنم كه كجاي اين بي عدالتي است؟ پدران امام زمان را كه ايرانيها نكشتند كه امام زمان عليه السلام بخواهد از آنها انتقام بگيرد. اعرابي كه به اعمال پليد خلفاي غاصبين راضي شدند و راضي هستند اينها بايد تنبيه شوند. اگر كسي شك دارد كه عده اي هنوز هم به افعال ضد بشري بني اميه و بني عباس راضي هستند به فاجعه سامرا بنگرد. به فاجعه مشهد و كربلا در روز عاشورا بنگرد به شيعه كشيهاي گسترده در افغانستان و پاكستان بنگرد و ... تا بداند و يقين پيدا كند كه هنوز بني اميه و بني عباس پيرو دارد. هر كس به ظلم راضي باشد مانند كسي است كه در ظلم شريك بوده است و عرب و عجم هم ندارد. دنيا بايد از لوث موجودات پليد ظالم پاك شود و ان شاء الله اين آرزوي بزرگ بشر و اين وعده تخلف ناپذير خداوند به زودي زود به دستان با كفايت امام منصور تحقق خواهد يافت.
درود بر منتقم خون حسين روزي كه زاده شد.
درود بر منتقم خون حسين روزي كه غائب شد.
درود بر منتقم خون حسين روزي كه ظهور خواهد كرد.

mehrdad_123
Sunday 13 January 2008, 09:49AM
تا بداند و يقين پيدا كند كه هنوز بني اميه و بني عباس پيرو دارد.

بسم رب المهدي:
ا...هم عجل لوليك الفرج
السلام علي كل مومنين و المومنات:
كاملا درست مي فرماييد و از اين روست كه اينها هميشه از بني اميه دفاع مي كنند
در ثاني اگر روايتي بر ريخته شدن خون كفار هستش روايات ديگري نيز هست كه اوج عدالت حضرت صاحب الزمان مهدي موعود(عج) را مي رساند روايات ديگري نيز هست كه اوج رحمت و مهرباني حضرت را ميرساند
مگر حضرت رسول (ص) جنگ نكرد؟ مگر او عادل نبود؟ مگر او كفار را نكشت؟
كشتار كفار ظالم متعصب كور سنت خداوند بوده و است و سنت او تغيير ناپذير است%
البته بخاطر همين كشتار كفار ظالم كساني نيز بوجود آمده بودند مثل هند جگر خوار , ابوسفيان و غيره و غيره كه امروزه نيز مانند اينان زيادند كه حب كفار را در دل خود دارند





ا...هم عجل لوليك الفرج
يا حق:smile07:

yaallah
Sunday 13 January 2008, 11:25PM
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الحکم الا لله

سلام علیکم

جناب پویان
3- حضرت مهدی عجل الله فرجه موعود ادیان آسمانیست و لذا کلیه ادیان به پیروانشان حکومت مطلق الهی را که در راس آن حجت خدا قرار میگیرد و سیطره آن بر عالم سایه گستر میشود وعده داده بودندکه پیگیری این مطلب و بسط آن جای دیگری را میطلبد .
بهر حال این حجت خدا و این موعود ادیان در ادیان مختلف نامهایی داشته است و لذا ائمه علیهم السلام نامهایی را که در ادیان مختلف بر مهدی ( موعود اسلام ) نهاده شده است در روایات ذکر فرموده اند . با توجه به این نکته که بحثی در الهی بودن دین زرتشت ( اصل دین زرتشت و نه اشکال تحریف شده آن نزد ایرانیان دوره اسلام ) مطرح است . لذا اینکه در آیین زرتشت و یا آیینی از آیینهای الهی موجود در ایران قدیم نام حضرت مهدی علیه السلام خسرو بوده باشد امری عادی است .
این که لقب وی خسرو مجوس یعنی پادشاه ایرانی است و بحار الانوار نیز چنین معرفی کرده می شود موعود ایرانیان. پس با این حساب باید گفت مهدی شما موعود فقط ایرانیان است نه اعراب. شما ادعا دارید خسرو موعود زرتشت است. ما آن چه می بینیم این است که بعد از ورود اسلام چنین لقبی داده شده است. پس اثبات کنید خسرو لقب موعود مجوسیان است.


خیر جنابیان شما سیع دارید با معرفی این نام به عنوان لقب موعود زرتشتیان از اصل موضوع فرار نمایید. با کمال احترام. شما هیچ گونه اثباتی ندارید برای این که صرفا موعود زرتشتیان است. در صورتی که به وضوح مشخص است بعد از ورود اسلا به ایران چنین لقبی اعطا شده است. (یا بعد از ظهور اسلام) زیرا در کتابی عربی نام این لقب آمده است. لقب خسرو به وضوح متعلق به شاهان ایرانی است.

اتفاقا میتوان گفت که شاهان ایرانی برای آن که خود را آن خسرو موعود جا بزنند و با فریب ، ایمان مردم را به سوی خود متوجه سازند نام خسرو را بر خود نهاده اند تا این همنامی ، توجه مومنان به خسرو حقیقی را به آنها جلب کند . این اتفاقی است که در دامنه اسلام نیز رخ داده است .
پس اثبات کنید. آن چه واضح است این لقب شاه ساسانی بوده است.

5- اینکه یک سنی ( مثلا ) اهل مطالعه ، با مفهوم حدیث متفق علیه نبوی ( من کذب بالمهدی فقد کفر ) ( آنکه مهدی را دروغ بداند کافر است ) اظهار بیگانگی میکند عجیب ، جالب و حاکی از نوعی خود زنی در بین بعضی سنیهاست !!
متاسفم برای شما که با تعبیر های یا مقلدانه یا با ندانستن اصل موضوع می گویید: متفق علیه .

مدرک (گر چه ما خود می دانیم مدارک را ولی برای شروع خوب است درک ارائه کنید.)



والله اعلم بنده سعی نمودم در نوشتن نظرات دقت نموده تا اشتباهی نکنم. والله اعلم ممکن است در این دو اشتباهاتی هم باشد.

و علی الله فلیتوکل المومنون

ان الحکم الا لله
والسلام
یا لله

puyan
Monday 14 January 2008, 03:05AM
سلام
جناب yaallah (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=5671)
ظاهرا موضوع در نزد شما مفقود شده است !!

اگر قصد شما از ذکر اینکه یکی از نامهای حضرت ولی عصر عجل الله فرجه خسرو است فقط یادآوری این مطلب است که ما با این نام نیز در کنار سایر نامهای آن حضرت آشنا شویم که در این صورت ضمن تشکر از شما عرض میکنیم که : هر چند میدانستیم ، ولی یاد آوری شما هم خوب بود .
اما اگر قصد دارید القاء کنید :. "چون نام آن حضرت خسرو است پس این شخصیت توسط ایرانیان جعل شده است " در این صورت نوشته من به خوبی پاسخ شما را داده بود و لذا مطالعه دوباره آن را به شما توصیه میکنم .

این که لقب وی خسرو مجوس یعنی پادشاه ایرانی است و بحار الانوار نیز چنین معرفیکرده می شود موعود ایرانیان. پس با این حساب باید گفت مهدی شما موعود فقط ایرانیاناست نه اعراب. شما ادعا دارید خسرو موعود زرتشت است. ما آن چه می بینیم این است کهبعد از ورود اسلام چنین لقبی داده شده است. پس اثبات کنید خسرو لقب موعود مجوسیاناست.

اولا : عرض نشد که آن حضرت موعود اعراب است تا شما ، برآشفته ، اعراب را مبرا نمایید ! بلکه آن حضرت موعود ادیان آسمانی هستند و خصوصا موعود اسلام و قرآن . لذا بحث ما یک بحث دینی است نه ناسیونالیستی و پان عربیستی و شعوبی !

ثانیا : اگر شما ( با اطمینان ) این نام را برخاسته از تفکر ایرانیان مغلوب در جنگ با اعراب میدانید خوشحال میشویم با مدارک مورد مطالعه شما آشنا شویم ! اما ما مسلمانان با توجه به فرمایش های حجج الاهیه و اوصیای به حق رسول خاتم از حقایقی که در ادیان الهی قبل وجود داشته اند آگاهی می یابیم . لذا ما با مطالعه روایات ائمه طاهرین علیهم السلام از سایر نامهای موعود قرآن که در کتابهای آسمانی قبل آمده است با خبر میشویم .

ثالثا : اگر شما کمی به مطالعه کتابهایی که از آنها آدرس داده اید و ایراد شبهه نموده اید ، بپردازید در خواهید یافت که بعضی از آن کتابهای قدیمی که نام موعود را در خود داشته اند الان در دسترس ما نیستند و ما از طریق علم نبوی که در مجرای باب مدینه علم جریان یافته است از محتوای آن کتابها آگاه شده ایم لذا این درخواست شما که " برو کتاب مجوس را برایم بیاور تا موعود خسرو را خودم ببینم " نشان از کمی اطلاع شما از مبانی است . بهر حال با توجه به تحقیقات علما در کتابهای برخی از ادیان آسمانی ، هم اکنون نیز میتوان با نشانه هایی که ائمه علیهم السلام در موضوع موعود ادیان آسمانی داده اند مواجه شد .


رابعا : کتاب معتبر و ارزشمند بحارالانوار مرحوم علامه مجلسی یکی از منابع معتبری است که به نقل روایات این موضوع پرداخته است و در کنار این کتاب گرانقدر میتوان از سایر کتب معتبر پیروان قرآن و عترت در این موضوع نیز نام برد .


پس اثبات کنید. آن چه واضح است این لقب شاه ساسانی بوده است.

گویا توجه نکردید !!!
عرض کردم اگر چنین باشد ،یعنی هم نامی موعود اسلام از یک طرف و شاه ایرانی از طرف دیگر ، در این صورت آسیبی به اصل موضوع وارد نمیکند ، نه اینکه حتما چنین چیزی اتفاق افتاده که شما اثبات آن را طلب میکنید .

اما در نظر عامه درباره مهدی علیه السلام ، حال که خود میدانید دلیلی برای اقامه مجموع ادله نمیبینم اما چون موضوع مطرح شد اشارتا عرض میکنم که در کتب عامه ذیل موضوع اشراط الساعه ( نشانه ها و شرطهای رسیدن روز قیامت ) روایات فراوانی موجود است که در موضوع حضرت مهدی علیه السلام وارد شده است . لذا این مفهوم نزد اهل مطالعه عامه کاملا روشن است .
هر چند برخی از عامه درباره یک دسته از روایات خودشان در موضوع مهدی ایرادهایی وارد کرده اند اما همانها هم نتوانسته اند کل موضوع را نادرست بدانند و با تمسک به دسته دیگری از احادیث موضوع را کاملا بر حق دانسته اند .

متشکرم

سجودی
Monday 14 January 2008, 07:00AM
نوشته پویان:
بهر حال با توجه به تحقیقات علما در کتابهای برخی از ادیان آسمانی ، هم اکنون نیز میتوان با نشانه هایی که ائمه علیهم السلام در موضوع موعود ادیان آسمانی داده اند مواجه شد .
آقای پویان
ای کاش این علمای شما در کتاب آسمانی ما مسلمانان هم تحقیقات میکردند و نشان میدادند که در کجای این کتاب آسمانی از این مهمترین شخصیت و از این برتر از پیامبران ( از نظر شما) نامی و نشانی ذکر شده
و اگر نشده چرا؟؟؟ حتی دوالقرنین در قران نام و نشانی دارد ولی مهدی ندارد آیا این دلیل بر دروغ بودن کل داستان شما نیست؟؟
لطفآ فحش ندهید جواب بدهید

هژبر
Monday 14 January 2008, 08:29AM
جناب سجودي
از قديم مي گفتند: "چاقو دسته خودش نمي بره" اما مثل اينكه از نشاني هاي دوره آخر الزمان يكي هم اين است كه همه چيز برعكس مي شود. اگر مهدويت دروغ است كتابهاي شما هم مروج دروغ هستند.
اين فقط يك نمونه:
حدثنا ‏ ‏مسدد ‏ ‏أن ‏ ‏عمر بن عبيد ‏ ‏حدثهم ‏ ‏ح ‏ ‏و حدثنا ‏ ‏محمد بن العلاء ‏ ‏حدثنا ‏ ‏أبو بكر يعني ابن عياش ‏ ‏ح ‏ ‏و حدثنا ‏ ‏مسدد ‏ ‏حدثنا ‏ ‏يحيى ‏ ‏عن ‏ ‏سفيان ‏ ‏ح ‏ ‏و حدثنا ‏ ‏أحمد بن إبراهيم ‏ ‏حدثنا ‏ ‏عبيد الله بن موسى ‏ ‏أخبرنا ‏ ‏زائدة ‏ ‏ح ‏ ‏و حدثنا ‏ ‏أحمد بن إبراهيم ‏ ‏حدثني ‏ ‏عبيد الله بن موسى ‏ ‏عن ‏ ‏فطر ‏ ‏المعنى واحد كلهم ‏ ‏عن ‏ ‏عاصم ‏ ‏عن ‏ ‏زر ‏ ‏عن ‏ ‏عبد الله ‏
عن النبي ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏قال ‏ ‏لو لم يبق من الدنيا إلا يوم ‏ ‏قال ‏ ‏زائدة ‏ ‏في حديثه لطول الله ذلك اليوم ثم اتفقوا ‏ ‏حتى يبعث فيه رجلا مني أو من أهل بيتي ‏ ‏يواطئ ‏ ‏ اسمه اسمي واسم أبيه اسم أبي ‏ ‏زاد ‏ ‏في حديث ‏ ‏فطر ‏ ‏يملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت ظلما وجورا ‏ ‏وقال ‏ ‏في حديث ‏ ‏سفيان ‏ ‏لا تذهب ‏ ‏أو لا تنقضي ‏ ‏الدنيا حتى يملك ‏ ‏العرب ‏ ‏رجل من أهل بيتي ‏ ‏يواطئ ‏ ‏ اسمه اسمي ‏
قال ‏ ‏أبو داود ‏ ‏لفظ ‏ ‏عمر ‏ ‏وأبي بكر ‏ ‏بمعنى ‏ ‏سفيان
منبع: سنن ابي داود باب -المهدي:
http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=4&ID=38036&SearchText=%C7%D3%E3%E5%20%C7%D3%E3%ED&SearchType=exact&Scope=0,1,2,3,4,5,6,7,8&Offset=0&SearchLevel=Allword

اين كدام مسئله مهمي است كه اگر از عمر دنيا يك روز هم باقي مانده باشد آن روز به قدري طولاني بايد شود تا مردي هم اسم رسول خدا صلي الله عليه و آله ظهور كند؟
اما در مورد اينكه فرموديد مهدويت در قرآن نيست خدمت شما بايد عرض كنم كه چطور به اين نتيجه شگفت رسيديد؟ مگر مي شود مهدويت در قرآن نباشد؟ آيا شما وعده هاي خداوند متعال در قرآن مجيد را درباره ظهور مهدي نديده ايد؟
اما اينكه فرموديد "لطفا فحش ندهيد جواب دهيد" اگرچه هدف از بيان چنين جمله اي كاملا مشخص است ولي مي شود چندتا از آن فحشهاي آب دار و كش دار جناب پويان را مطرح كنيد تا ما هم متوجه شويم از چه سخن مي گوييد؟ شايد اين فحشهايي كه شما مي فرماييد فقط با چشم دل قابل رؤيت هستند و ما از ديدن آنها محروم هستيم؟ شايد هم در مكتب شما پاسخگويي علمي و رسوا كردن دروغ گويان يك نوع فحاشي محسوب مي شود؟

yaallah
Monday 14 January 2008, 09:29AM
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الحکم الا لله

سلام علیکم

جناب پویان
اما اگر قصد دارید القاء کنید :. "چون نام آن حضرت خسرو است پس این شخصیت توسط ایرانیان جعل شده است " در این صورت نوشته من به خوبی پاسخ شما را داده بود و لذا مطالعه دوباره آن را به شما توصیه میکنم .
خیر پاسخی نداده بودید و سعی داشتید با جا زدن این لقب به نام مجوسیان قبل از ورود اسلام خود را مبرا کنید.

جناب پویان
اولا : عرض نشد که آن حضرت موعود اعراب است تا شما ، برآشفته ، اعراب را مبرا نمایید ! بلکه آن حضرت موعود ادیان آسمانی هستند و خصوصا موعود اسلام و قرآن . لذا بحث ما یک بحث دینی است نه ناسیونالیستی و پان عربیستی و شعوبی !
خوب ما هم همین را می گوییم. می گوییم اگر موعود ادیان الهی است پس خسرو چرا؟؟؟؟؟؟ خسرو برای پادشاهان ساسانی است.

جناب پویان
ثانیا : اگر شما ( با اطمینان ) این نام را برخاسته از تفکر ایرانیان مغلوب در جنگ با اعراب میدانید خوشحال میشویم با مدارک مورد مطالعه شما آشنا شویم !
ما ادعا نکرده ایم که موعود زرتشتیان و مجوسیان است. شما ادعا کرده اید ولی اثباتی نیاوردید. پس بر ما نیست که نفی کنیم. بلکه بر شما است تا اثبات کنید. ما گفتیم طبق فلان مدرک ساخته و پرداخته ذهن ایرانیان بعد از شکست است. با این که ما نباید مدرکی بیاوریم با این حال آن چه یافتیم عرضه می کنیم:

این هم مطلبی که تحقیق ما را کامل می کند:
خسرو انوشیروان یا خسرو یکم
خسرو انوشیروان یا خسرو یکم معروف به انوشیروان دادگر، شاهنشاه ساسانی بود.
ظهور خسرو اول مطلع درخشانترین دورهٔ عهد ساسانی است. فرقهٔ خطرناک مزدکی مغلوب و سرکوب شده بود در داخله صلح و سلم حکمفرما بود. در روایات شرقی خسرو اول نمونهٔ دادگستری و جوانمردی و رحمت است و مؤلفان عرب و ایرانی حکایات بسیار در وصف جد و جهد او برای حفظ عدالت نقل کرده‌اند.


مشهورترین بنایی که پادشاهان ساسانی ساخته‌اند قصری است که ایرانیان طاق کسری یا ایوان کسری می‌نامند و هنوز ویرانهٔ آن در محلهٔ اسپانبر موجب حیرت است. ساختمان این بنا را به خسرو اول انوشیروان نسبت داده‌اند.
عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با سلطنت خسرو انوشیروان آغاز می‌شود. ایران در زمان انوشیروان چنان عظمتی یافت که حتی از عهد شاهپوران بزرگ نیز درگذشت و توسعهٔ ادبیات و تربیت معنوی این عهد را کیفیت مخصوص بخشید.

منابع

* اکبرزاده، داریوش. کتیبه‌های پهلوی. تهران: پازینه، ۱۳۸۵.
* لغت‌نامهٔ دهخدا، ← مزدک
* ایران در زمان ساسانیان
* مکنزی، دیوید نیل. فرهنگ کوچک زبان پهلوی. ترجمهٔ مهشید میرفخرایی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۹.
http://fa.wikipedia.org/wiki/انوشیروان
با چنین مطلبی کاملا مشخص می شود چنین لقبی کاملا شاهنشاهی و به دور از هر گونه ادیان است. چون اگر مربوط به دین بود قبلی ها خود را خسرو می نامیدند. این هم لیست پادشاهان ساسانی
1. أردشير أول
2. شاپور أول
3. هرمز أول
4. بهرام أول
5. بهرام دوم
6. بهرام سوم
7. نرسي
8. هرمز دوم
9. آذر نرسي
10. شاپور دوم
11. أردشير دوم
12. بهرام چهارم
13. يزدكرد اول
14. بهرام پنجم
15. يزدكرد دوم
16. هرمز سوم
17. فيروز أول (پيروز أول)
18. بلاش (وه لكاش)
19. قُباد اول (كوات)
20. خسرو أول (أنوشيروان العادل)
21. هرمز چهارم
22. خسرو دوم (پرويز)
23. قُباد دوم
24. يزدكرد سوم

خسرو اول بیستمین پادشاه ساسانی و اواخر دوره ساسانی است.

و در جای دیگری:
خسرو انوشيروان
كواذ در سال ٥٣١ م درگذشت و چهار پسر از او برجا ماند. كوچكترين آنها خسرو نام داشت و مادرش زيباترين زن و سوگلي كواذ بود. از اين رو خسرو به عنوان شاه انتخاب شد. خسرو مزدكيان را به تمامي سركوب كرد و از اين رو موبدان زرتشتي به او لقب انوشه روان (داراي روان بي مرگ) دادند.
http://yusef.blogspot.com/2007/08/blog-post_17.html

همانطور که می بینید خسرو یک نام بوده است. بر عکس انوشیروان لقبی است که موبدان زرتشتی داده اند. اما به هر پادشاه بزرگ هم می گویند.

در سایت زیر هم لغت نامه ای را می بینید که در هیچ یک از معانی خسرو هیچ حرفی از موعود نیست. این که می گویید خسرو موعود زرتشتیان است کاملا غلط است بلکه سوشیانت موعود زرتشتیان است.
لینک کلمه خسرو:
http://www.mibosearch.com/word.aspx?wName=%d8%ae%d8%b3%d8%b1%d9%88
لینک کلمات:
http://www.mibosearch.com/Default.aspx?pId=914


و کار فراتر از این حرف ها هم است. خسرو نام یکی از پادشاهان اشکانی هم است:
نام يکي از پادشاهان اشکاني و اشک بيست و چهارم است
(در همین لینک خسرو مطلب را بیابید)
در زمان پارت که زرتشتی نبوده است.

و معنای خسرو نیز چنین است:
ملک . پادشاه . (زمخشري ) (از برهان قاطع). کسري . قيصر. (ج ، اکاسره ، قياصره ). هر پادشاه صاحب شوکت . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).

جناب پویان خسرو موعود زرتشتیان نیست. خسرو لقبی است که بعد از ورود اسلام به مهدی شیعه داده شده است. مهدی صاحب الزمان یا ساخته ذهن ایرانیان است و یا شاخ و برگ داده شده توسط ایرانیان. چنانکه مطلب بحار الانوار هم آن را تایید می کند.


جناب پویان
ما ما مسلمانان با توجه به فرمایش های حجج الاهیه و اوصیای به حق رسول خاتم از حقایقی که در ادیان الهی قبل وجود داشته اند آگاهی می یابیم . لذا ما با مطالعه روایات ائمه طاهرین علیهم السلام از سایر نامهای موعود قرآن که در کتابهای آسمانی قبل آمده است با خبر میشویم .
جناب ما هم همین را می گوییم. می گوییم این روایات ساختگی است و توسط عرب ستیزان ساخته شده است. یا حداقل شاخ و برگ داده شده است.

جناب پویان
ثالثا : اگر شما کمی به مطالعه کتابهایی که از آنها آدرس داده اید و ایراد شبهه نموده اید ، بپردازید در خواهید یافت که بعضی از آن کتابهای قدیمی که نام موعود را در خود داشته اند الان در دسترس ما نیستند و ما از طریق علم نبوی که در مجرای باب مدینه علم جریان یافته است از محتوای آن کتابها آگاه شده ایم لذا این درخواست شما که " برو کتاب مجوس را برایم بیاور تا موعود خسرو را خودم ببینم " نشان از کمی اطلاع شما از مبانی است .
خیر جناب نشان از ناتوانی شما در دفاع از عقایدتان دارد. شما که نمی توانید یک موضوع را برای امامت امام خود اثبات کنید پس این چه عقیده ای است. عقیده ای که به همین راحتی شبهه سخت برآن زده می شود و کسی جواب هم نمی تواند بدهد. در واقع مدرکی نیست تا جوابی داده شود.

جناب پویان
بهر حال با توجه به تحقیقات علما در کتابهای برخی از ادیان آسمانی ، هم اکنون نیز میتوان با نشانه هایی که ائمه علیهم السلام در موضوع موعود ادیان آسمانی داده اند مواجه شد .
شما فقط سعی دارید با نسبت دادن این لقب به ادیان دیگر خود را مبرا کنید. در حالی که منبع دو کتاب عربی بوده است. پس بعد از مورد اسلام به ایران (یا حداقل بعد از ظهور اسلام) چنین لقبی اعطا شده است و این واضح است. آیا زرتشت بعد از ورود اسلام ایجاد شده است که موعودش هم بعد از ورود اسلام بیاید.

جناب پویان
عرض کردم اگر چنین باشد ،یعنی هم نامی موعود اسلام از یک طرف و شاه ایرانی از طرف دیگر ، در این صورت آسیبی به اصل موضوع وارد نمیکند ، نه اینکه حتما چنین چیزی اتفاق افتاده که شما اثبات آن را طلب میکنید .
شما گفته بودید:
اتفاقا میتوان گفت که شاهان ایرانی برای آن که خود را آن خسرو موعود جا بزنند و با فریب ، ایمان مردم را به سوی خود متوجه سازند نام خسرو را بر خود نهاده اند تا این همنامی ، توجه مومنان به خسرو حقیقی را به آنها جلب کند . این اتفاقی است که در دامنه اسلام نیز رخ داده است .
اما اثباتی نیاوردید. اگر نمی دانید مطلبی را پس ذهن ها را منحرف نکنید. توضیح در مورد خسرو هم آمد.

جناب پویان
اما در نظر عامه درباره مهدی علیه السلام ، حال که خود میدانید دلیلی برای اقامه مجموع ادله نمیبینم اما چون موضوع مطرح شد اشارتا عرض میکنم که در کتب عامه ذیل موضوع اشراط الساعه ( نشانه ها و شرطهای رسیدن روز قیامت ) روایات فراوانی موجود است که در موضوع حضرت مهدی علیه السلام وارد شده است . لذا این مفهوم نزد اهل مطالعه عامه کاملا روشن است .
هر چند برخی از عامه درباره یک دسته از روایات خودشان در موضوع مهدی ایرادهایی وارد کرده اند اما همانها هم نتوانسته اند کل موضوع را نادرست بدانند و با تمسک به دسته دیگری از احادیث موضوع را کاملا بر حق دانسته اند .
شما ادعا نمودید روایت "من کذب مهدی فقد کفر" مورد اتفاق است. پس اثبات نمایید.

والله اعلم بنده سعی نمودم در نقل قول ها و نوشتن نظرات دقت کنم تا اشتباهی نباشد. والله اعلم ممکن است در این مطالب اشتباهاتی هم باشد.

ربنا آتنا من لدنک رحمه و هیء لنا من امرنا رشدا

ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله

هژبر
Monday 14 January 2008, 09:46AM
جناب يا الله
در مورد لقب خسرو توضيحات لازم داده شد و گفته شد كه اين حديث نيست و لذا به عنوان عقيده شيعه قابل بررسي نيست. ولي شما مي فرماييد براي من مهم نيست كه حديث هست يا نيست. اگر اينگونه است ما هم مي توانيم از كتب علماي شما مطالبي بياوريم و آن را به عنوان عقيده اهل سنت معرفي كنيم.
شما احاديثي كه در مورد مهدويت در كتابهاي خودتان آمده است را نيز به نظر مي رسد قبول نداريد. اگر مشكل شما اصل مهدويت است صريح بفرماييد تا جواب صريح هم در اين رابطه دريافت كنيد.

yaallah
Monday 14 January 2008, 10:40AM
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الحکم الا لله

سلام علیکم

در مورد لقب خسرو توضيحات لازم داده شد و گفته شد كه اين حديث نيست و لذا به عنوان عقيده شيعه قابل بررسي نيست.

اولا هیچ اثباتی نشده است که حدیث نیست. ثانیا برای بنده مهم این نیست که حدیث است یا نه. مهم این است که لماء شما لقب وی را خسرو مجوس گفته اند. حتی اگر خسرو (بدون مجوس) هم باشد مشخص است که به معنای پادشاه ایرانی است. در ضمن آن چه بحار الانوار نوشته تایید دیگر بر این لقب است. خلاصه حرف ما این است مهدی شما یا ساخته ایرانیان است یا شاخ و برگ داده شده ایرانیان.

جناب هژبر
شما احاديثي كه در مورد مهدويت در كتابهاي خودتان آمده است را نيز به نظر مي رسد قبول نداريد. اگر مشكل شما اصل مهدويت است صريح بفرماييد تا جواب صريح هم در اين رابطه دريافت كنيد.
بله بنده با اصل مهدویت هم مشکلاتی دارم. اما آن چه هم اگر بپذیرم با تغییر در آن چه در مورد مهدی است می پذیرم. نظر بنده در این تاپیک آمده است:
http://70.85.112.179/forum/viewthread.php?forum_id=4&thread_id=314&rowstart=0

الحمد لله رب العالمین

ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله

هژبر
Monday 14 January 2008, 12:10PM
اولا هیچ اثباتی نشده است که حدیث نیست.
اثبات هم نشد كه حديث هست. معمولاً وقوع افعال را اثبات مي كنند نه عدم آن را. شما بايد ثابت كنيد كه اين لقب را از حديث به دست آورده ايد.
حديثي هم كه از كتاب با عظمت و شريف بحارالانوار اثر علامه بزرگوار محمد باقر مجلسي رحمة الله عليه، نقل فرموديد در آن نيامده كه لقب موعود اسلام خسرو است بلكه امام عليه السلام طبق آن نقل فرموده اند موعود اسلام نسب ايراني دارد و اين مسئله ربطي به لقب ايشان ندارد.
اگر منظور شما از اصل مهدويت تمام آنچه شيعيان براي موعود آورده اند است بايد عرض كنم اين اصل مهدويت نيست. اصل مهدويت يعني وجود موعود در اسلام. بله شيعه و سني در جزئيات موعود با هم اختلاف دارند مثلا شيعه موعود را از نسل امام حسين عليه السلام مي داند و اهل سنت از نسل امام حسن عليه السلام يا شيعه معتقد است اسم و كنيه موعود با اسم و كنيه رسول الله صلي الله عليه و آله مطابق است اما اهل سنت معتقدند اسم و اسم پدر موعود با ا اسم واسم پدر رسول الله صلي الله عليه و آله مطابق است . اما اگر منظورتان اين است كه اسلام مهدي ندارد؛ شما پاسخگوي بسياري از آيات و روايات منقول از منابع اهل سنت بايد باشيد كه ظهور موعود را وعده داده اند.

yaallah
Monday 14 January 2008, 03:06PM
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الحکم الا لله

سلام علیکم

حديثي هم كه از كتاب با عظمت و شريف بحارالانوار اثر علامه بزرگوار محمد باقر مجلسي رحمة الله عليه، نقل فرموديد در آن نيامده كه لقب موعود اسلام خسرو است بلكه امام عليه السلام طبق آن نقل فرموده اند موعود اسلام نسب ايراني دارد و اين مسئله ربطي به لقب ايشان ندارد.
دقیقا ربط دارد. خواهش دارم مغلطه نفرمایید. با کمال احترام

اگر منظور شما از اصل مهدويت تمام آنچه شيعيان براي موعود آورده اند است بايد عرض كنم اين اصل مهدويت نيست. اصل مهدويت يعني وجود موعود در اسلام. بله شيعه و سني در جزئيات موعود با هم اختلاف دارند مثلا شيعه موعود را از نسل امام حسين عليه السلام مي داند و اهل سنت از نسل امام حسن عليه السلام يا شيعه معتقد است اسم و كنيه موعود با اسم و كنيه رسول الله صلي الله عليه و آله مطابق است اما اهل سنت معتقدند اسم و اسم پدر موعود با ا اسم واسم پدر رسول الله صلي الله عليه و آله مطابق است . اما اگر منظورتان اين است كه اسلام مهدي ندارد؛ شما پاسخگوي بسياري از آيات و روايات منقول از منابع اهل سنت بايد باشيد كه ظهور موعود را وعده داده اند.
این ها پاسخ ما نیستند و بی ارتباط اند.

ان الحکم الا لله

والسلام
یا الله

puyan
Monday 14 January 2008, 03:15PM
سلام

جناب yaallah

چرا به نوشته من توجه لازم را نمی کنید ؟! پاسخ شما داده شده است !

همانطور که عرض کردم و گویا توجه نکردید:

عرض کردم اگر چنین باشد ،یعنی : هم نامی موعود اسلام از یک طرف و شاه ایرانی از طرف دیگر واقع گردد ، در این صورت آسیبی به اصل موضوع وارد نمیکند ، نه اینکه حتما چنین چیزی اتفاق افتاده که شما اثبات آن را طلب میکنید .

و اینکه شما تلاش مجدانه خود را در اثبات این موضوع صرف میکنید که خسرو نام عمومی پادشاهان ایرانی بوده یا نبوده است ربط چندانی به اصل موضوع ندارد !!!

جناب پویان خسرو موعود زرتشتیان نیست. خسرو لقبی است که بعد از ورود اسلام به مهدی شیعه داده شده است.

اصطلاحا دیوار حاشا بلند است .
چون فرصت ندارم نمیخواهم وارد این موضوع شوم که اصل کتاب مزبور الان در دسترس هست یا خیر اما انکار شما هم نشان از عدم آگاهی شما از مبانی دارد .

مثال میزنم :
هیچیک از ما اصل تورات و انجیل را ندیده ایم ولی مسلمانان به صرف اینکه حجت و رسول خدا چه در روایات نبوی و چه در آیات قرآن حقایقی را از آن دو کتاب بیان کرده اند میپذیرند . حال موضع شما همانند موضع یک مسیحی یا یهودیست که بگوید کلمات قرآن یا پیامبر اسلام ساخته ذهن اعراب حجاز است چون ما در انجیل و توراتمان این امور را نمیبینیم !

اینکه یکی از القاب فراوان مهدی قرآن و موعود اسلام ، بنا به فرمایش حجّت و ولیّ خدا و وصیّ پیامبر خدا ، خسرو است و ایشان فرموده اند نام آن موعود الهی که حکومت مطلق خدا را در زمین میگستراند در آیینی از آیینهای الهی پیشین خسرو بوده است نمیتواند دستاویز مخالفان گردد که چون نام پادشاه ایران باستان هم خسرو بوده است پس شخصیت خسرو جعلی است .

می گوییم این روایات ساختگی است و توسط عرب ستیزان ساخته شده است. یا حداقل شاخ و برگ داده شده است.

این ادعای عجیب شما باید با برهان شما همراه باشد و الا گزافه است ! شما لازم است کلیه اسناد دینی در ارتباط با مهدی اسلام و موعود قرآن را رد کنید .

نقل قول:
ثالثا : اگر شما کمی به مطالعه کتابهایی که از آنها آدرس داده اید و ایراد شبهه نموده اید ، بپردازید در خواهید یافت که بعضی از آن کتابهای قدیمی که نام موعود را در خود داشته اند الان در دسترس ما نیستند و ما از طریق علم نبوی که در مجرای باب مدینه علم جریان یافته است از محتوای آن کتابها آگاه شده ایم لذا این درخواست شما که " برو کتاب مجوس را برایم بیاور تا موعود خسرو را خودم ببینم " نشان از کمی اطلاع شما از مبانی است .
خیر جناب نشان از ناتوانی شما در دفاع از عقایدتان دارد. شما که نمی توانید یک موضوع را برای امامت امام خود اثبات کنید پس این چه عقیده ای است. عقیده ای که به همین راحتی شبهه سخت برآن زده می شود و کسی جواب هم نمی تواند بدهد. در واقع مدرکی نیست تا جوابی داده شود.جناب yaallah

چرا ترش کردید ؟

عدم اطلاع شما از مبانی علوم دینی و نا آگاهیتان از روش مطالعه و بررسی آنها که ناسزا نیست ! خوشبختانه همه چیز بطور مکتوب موجود است . با توجه به اینکه منبع مورد اشاره درباره نام خسرو ، روایات ائمه علیهم السلام است ، لذا سخن شما مبنی بر اینکه : در کتابهای ایران باستان چنین نامی به چشم ما نمیخورد حاکی از عدم آگاهی شما از مبانی است . شما را به مثال بالا ارجاع میدهم .

در حالی که منبع دو کتاب عربی بوده است

شما که انتظار ندارید روایات ائمه به زبان عبری ! و یا هندی ! به دست ما برسد ؟ مسلما این علم در زمان امام علیه السلام از ناحیه ایشان اعلام گردیده است .

اما درباره حقیقت موعود قرآن ، مهدی عجل الله فرجه

مفهوم مدارک شرعی در موضوع مهدی ، همگی نشان از ظهور ایشان در دوره آخر الزمان و ایجاد حاکمیت الهی توسط ایشان دارد ؛ ظاهرا شما مشکلی دارید ، بفرمایید تا به شما کمک کنیم .

متشکرم

mehrdad_123
Monday 14 January 2008, 03:16PM
این ها پاسخ ما نیستند و بی ارتباط اند.

دنبال چه هستي؟؟؟؟
صريح بگو تا در همون موضوع مناظره كنيم
و الا خودت هم بهتر از همه ميدوني كه جوابت رو دادن



يا حق

yaallah
Monday 14 January 2008, 04:06PM
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الحکم الا لله
سلام علیکم

جناب پویان تمام حرف شما و گریز و دست آویز شما همین است و بس:
نام آن موعود الهی که حکومت مطلق خدا را در زمین میگستراند در آیینی از آیینهای الهی پیشین خسرو بوده است
خوب پس اثبات کنید خسرو موعود ادیان دیگر (مشخصا زرتشتی) است. اما نمی توانید زیرا:
1- ما مدارک خسرو را آوردیم و اصلا نامی از موعود زرتشت نبود.
http://www.mibosearch.com/word.aspx?wName=%d8%ae%d8%b3%d8%b1%d9%88

همچنین مبحث کامل تر :
http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=256674&postcount=27

2- خسرو در کتاب عربی نام به عنوان لقب امام زمان شیعه شناخته شده است. پس مشخصا بعد از ظهور اسلام است.
(طبرسی می گوید:
....
السابع والأربعون: " خسرو". وقد ذكر في (الذخيرة) و (التذكرة) وذكر في كتاب جاويدان أن اسمه (خسرو مجوس).
....)
حال اگر برای دست آویز خود دلیل دارید بیاورید وگر نه با عرض شرمندگی ما هم می گوییم:
مهدی شیعه ساخته ایرانیان یا شاخ و برگ داده شده توسط آنان است. روایت بحار الانوار هم تاکیدی بر آن است. والسلام


ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله

yaallah
Monday 14 January 2008, 04:07PM
بس الله الرحمن الرحیم

ان الحکم الا لله

سلام علیکم

شما که انتظار ندارید روایات ائمه به زبان عبری ! و یا هندی ! به دست ما برسد ؟ مسلما این علم در زمان امام علیه السلام از ناحیه ایشان اعلام گردیده است .
پس شما قبول کردید که این لقب توسط احادیث و روایات ائمه رسیده است؟

ان الحکم الا لله
والسلام
یا الله

mehrdad_123
Monday 14 January 2008, 04:49PM
خوب پس اثبات کنید خسرو موعود ادیان دیگر (مشخصا زرتشتی) است.

آخه مرد حسابي:
تو اصلا ميدوني موعود اديان يعني چي؟؟؟؟
هر فرقه و مذهبي حتي مكاتب انساني بر اين موضوع متفقند كه در آخر يك منجي خواهد آمد
و راه نجات و دستيابي به سعادت فقط او خواهد بود ليكن فرقشان در اين است كه آن گروهي صحيح مي گويند كه الهي باشند نه شيطاني و نه من در آوردي ...
ولي مهم اين است كه در هر آييني منجي اشاره شده است و منجي كل كه بايد از اسلام باشد حضرت محمد بن حسن العسكري (عج) كه همه جانها فدايش شوند مي باشد

ببين جناب !
اعتقاد به موعود در اديان را براي ما معني كن%

به خيال خويش فكر كرده اي كه مثلا اشكال گرفته ام
چون ديدي ما هميشه از كتب خودتان نقدتان كرده ايم فكر كرده اي كه تو هم مي تواني؟؟؟




يا حق

puyan
Tuesday 15 January 2008, 05:08PM
سلام
جناب yaallah (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=5671)

ظاهرا کسی که نوشته هایتان را تنظیم میکند با کسی که ( احتمالا) نوشته ها را میخواند ارتباطی با هم ندارند ! چون آنچه مینویسید بگونه ایست که اصلا مطالب را نخوانده اید .
بهر حال شما نکته جدیدی برای مباحثه مطرح ننموده اید و به تکرار سوالات پاسخ داده شده قبلی بسنده میکنید .

پست 32 را مطالعه نمایید .

متشکرم

yar-mahdi
Wednesday 16 January 2008, 09:25PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

برای کسی که خود را مسلمان و جزء اهل سنت می داند ، سوالاتی از این دست عجیب و حتی غیر قابل باور است . از همه ی دوستانی که در این سرفصل در دفاع از امام مهدی (ع) می کوشند ، نهایت تشکر و قدردانی را دارم و از خداوند می خواهم که همه ی ما را جزء اعوان و انصار آن جناب قرار دهد . به امید روزی که همه (( یار مهدی )) باشند .
از این رو تصمیم گرفتم تا تحقیقی در مدارک اهل سنت بنمایم . آن چه جمع آوری نموده ام ، به ترتیب زیر است :

Tawator Ahadith Mahdavi - تواتر احاديث مهدوی
شامل نام و عين سخن علمای اهل سنت که تصريح به تواتر احاديث مهدوی نموده اند .

Sehhat Ahadith Mahdavi - صحت احاديث مهدوی
شامل نام و عين سخن علمای اهل سنت که تصريح به صحّت احاديث مهدوی نموده اند .

Kethrat Ta'lifat Mahdavi - کثرت تاليفات مهدوی
شامل نام علمای اهل سنت که در موضوع مهدويت کتاب تاليف نموده اند .

Mughef Sheikhein Ahadith Mahdavi - موقف شيخين نسبت به احاديث مهدوی
شامل بررسی جامع نظر بخاری و مسلم نسبت به احاديث مهدوی

لطفا فایل های پیوست را مطالعه نمائید و دعا برای فرج امام مهدی علیه السلام فراموش نشود !

puyan
Thursday 17 January 2008, 02:09PM
سلام
جناب yar-mahdi (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=3763)

انکار یک فرقه ناموفق و ساختگی نمیتواند اصل اصیل وجود مهدی اسلام و موعود ادیان آسمانی را مخدوش کند . ولی این گروهک خود را نماینده اهل سنت معرفی میکند و طوری وانمود میکند که اهل سنت چنین باور نادرستی دارند .
البته نمیدانم چرا اهل سنت در بعضی موارد اصطلاحا افسار خود را به دست چنین گزافه گوهایی میدهند .

از مقاله های شما کمال تشکر را دارم .

متشکرم

yaallah
Sunday 20 January 2008, 07:00AM
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الحکم الا لله

سلام علیکم

جناب پویان
ظاهرا کسی که نوشته هایتان را تنظیم میکند با کسی که ( احتمالا) نوشته ها را میخواند ارتباطی با هم ندارند ! چون آنچه مینویسید بگونه ایست که اصلا مطالب را نخوانده اید .
بهر حال شما نکته جدیدی برای مباحثه مطرح ننموده اید و به تکرار سوالات پاسخ داده شده قبلی بسنده میکنید .

پست 32 را مطالعه نمایید .
بنده پاسخی نمی بینم. پس پست قبلی را تکرار می کنیم:
جناب پویان تمام حرف شما و گریز و دست آویز شما همین است و بس:
نام آن موعود الهی که حکومت مطلق خدا را در زمین میگستراند در آیینی از آیینهای الهی پیشین خسرو بوده است
خوب پس اثبات کنید خسرو موعود ادیان دیگر (مشخصا زرتشتی) است. اما نمی توانید زیرا:
1- ما مدارک خسرو را آوردیم و اصلا نامی از موعود زرتشت نبود.
http://www.mibosearch.com/word.aspx?wName=%d8%ae%d8%b3%d8%b1%d9%88

همچنین مبحث کامل تر :
http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=256674&postcount=27

2- خسرو در کتاب عربی نام به عنوان لقب امام زمان شیعه شناخته شده است. پس مشخصا بعد از ظهور اسلام است.
(طبرسی می گوید:
....
السابع والأربعون: " خسرو". وقد ذكر في (الذخيرة) و (التذكرة) وذكر في كتاب جاويدان أن اسمه (خسرو مجوس).
....)
حال اگر برای دست آویز خود دلیل دارید بیاورید وگر نه با عرض شرمندگی ما هم می گوییم:
مهدی شیعه ساخته ایرانیان یا شاخ و برگ داده شده توسط آنان است. روایت بحار الانوار و الغیبه هم تاکیدی بر آن است. والسلام

والله اعلم

و اما بعد:
جناب یار مهدی
اولا عرض سلام
برای کسی که خود را مسلمان و جزء اهل سنت می داند ، سوالاتی از این دست عجیب و حتی غیر قابل باور است .
باور بفرمایید چیز غیر قابل باور و عجیب نمی بینیم. در کتب شما آمده یکی از لقب های مهدی شیعه خسرو مجوس است. در چند سند دیگر هم عرب ستیزی به وضوح مشخص است. بنده هم یکی نتیجه مستقیم گرفتم:
مهدی شیعه ساخته ایرانیان و یا حداقل شاخ و برگ داده شده توسط ایرانیان است.

همه ما می دانیم که در دین نژاد پرستی معنایی ندارد. اما در این جا نژاد پرستی را به وضوح می بینیم.

جناب یار مهدی کسی در مورد مهدی اهل سنت سخنی نگفته است که شما دلایل خود را برای اثبات مهدی اهل سنت می آورید. بنده هم قبلا عرض کرده ام نظر بنده در مورد مهدی چیست. می توانید نظر بنده را در این تاپیک ببینید:
http://70.85.112.179/forum/viewthread.php?forum_id=4&thread_id=314

در ضمن با کمال احترام "من کذب بالمهدی فقد کفر !" توهمی بیش نیست. آن را سر تیتر خود نکنید. والله اعلم

والله اعلم بنده سعی نمودم در نوشتن نظرات خود و نقل قول ها دقت نموده تا اشتباهی پیش نیاید. والله اعلم ممکن است اشتباهاتی پیش آمده باشد.

الله جل جلاله خود ما را راهنمایی و هدایت کند و خود در این نوشته ها خیر گذارد.

ان الحکم الا لله

والسلام
یا الله

حسینی
Sunday 20 January 2008, 12:00PM
بسم الله الرحمن الرحیم
و بمولانا الحجة بن الحسن العسکری نستعین

با تشکر از تمامی برادران شیعه که جواب کافی را دادند.

اما آقای یاالله

بگذارید خیالتان را راحت کنم
مهدی شیعه خصوصیات زیر را درارد

امام دوازدهم شیعیان است
فرزند نهم امام حسین علیه السلام است
نام او نام پیامبر است
و ..........

و اینها را از احادیث متواتری که از پیامبر و عترت پاکش آمده دریافت کردند

اگر حدیثی هم باشد که این خصوصیات را نقض کند ( که نیست) آن را به دیوار می کوبند.

زیرا حضرت مهدی یک اصل غیر قابل انکار و قطعی و واضح و مشخص است برای شیعه.

بنابراین
خسرو مجوس دو حالت دارد

1) لقب صحیح است و منافات ندارد با خصوصیاتی که عرض شد
که دوستان عزیز توضیح دادند که این لقب چیست و چرا منافات ندارد.

2) لقب صحیح نیست و منافات دارد با خصوصیاتی که عرض شد
در این صورت این لقب را به سینه دیوار می زنیم.

دیگر مشکل شما چیست؟؟؟؟؟؟؟؟

این آقای "ابوخلیفه علی قضیبی" که لقب امام زمان تکانش داد هم دقیقا معلوم می شود یا شیعه نبوده یا فقط اسمش شیعه بوده و هیچ بویی از اعتقادات تشیع نبرده است

چرا که یک شیعه وقتی این لقب را می بیند. اگر نداند که معنای آن چیست.

اولین چیزی که به ذهنش می رسد این است که این لقب از کجا آمده و چرا با این همه احادیث متواتر جور در نمی آید.

بنابراین می رود از علما می پرسد و می فهمد که تناقضی با اعتقاداتش ندارد.

و اگر برفرض محال تناقض داشت خواهد گفت که این همه احادیث متواتر خلاف آن را می گوید پس این لقب درست نیست.

به همین راحتی.

حالا این آقای "ابوخلیفه علی قضیبی" این لقب تکانش داد یعنی چه.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کتابش را هم که شما لینکش را داده بودید خواندم
واقعا به دوستان شیعه توصیه می کنم که کتاب را بخوانند. برای خنده هم بد نیست.
البته بعد از محرم چون بعضی از قسمتهای کتاب واقعا خنده آور است.

حال جالب اینجاست که این "ابوخلیفه علی قضیبی" چند ایراد از مذهب شیعه برایش پیش آمده (که تمام آنها در همین تالار بحث شده) که در صورت انجام ندادن آنها از مذهب شیعه خارج نمی شود مثلا عدم توسل به اهل بیت کسی را از شیعه خارج نمی کند زیرا این یک امر مستحب است.

حال بر فرض هم که ایراداتش بر طرف نشده

نمی دانم چگونه ناگهان دست از مذهب شیعه برداشته و مذهب خلفا را اتخاذ کرده.

چگونه و با چه دلیلی مذهبی را اتخاذ کرده که می گوید پیامبر بعد از رحلتش مردم را به حال خود واگذارد و خلیفه تعیین نکرد. نمی دانم.

چگونه و با چه دلیلی مذهبی را انتخاب کرد که می گوید هم امام علی (ع) به بهشت می رود و هم معاویه که با او جنگ کرد. نمی دانم.

و بسیاری مسائل دیگر که اعتقاد پیدا کردن به آن نیاز به دلیل قاطع و محکم دارد.

راهی نداریم جز اینکه بگوییم.

ايشون چون ديدن شيعيان هميشه از كتب اينان دليل مي آورند گفتند پس چرا ما از اين شيوه استفاده نكنيم لذا اين شخص از اين شيوه استفاده ميكند

مقایسه کنید این کتاب را با کتبی مثل "آنگاه هدایت شدم" که در آن چگونه با استدلالات زیبا از مذهب اهل تسنن به شیعه روی می آورد.

و راهی نمی ماند که بگوییم

به اينكار تو ميگن تلاش مذبوحانه !

والله العالم

yar-mahdi
Sunday 20 January 2008, 09:14PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم


اما آقای یاالله

بگذارید خیالتان را راحت کنم
مهدی شیعه خصوصیات زیر را درارد

امام دوازدهم شیعیان است
فرزند نهم امام حسین علیه السلام است
نام او نام پیامبر است
و ..........

و اینها را از احادیث متواتری که از پیامبر و عترت پاکش آمده دریافت کردند

اگر حدیثی هم باشد که این خصوصیات را نقض کند ( که نیست) آن را به دیوار می کوبند.

زیرا حضرت مهدی یک اصل غیر قابل انکار و قطعی و واضح و مشخص است برای شیعه.

بنابراین
خسرو مجوس دو حالت دارد

1) لقب صحیح است و منافات ندارد با خصوصیاتی که عرض شد
که دوستان عزیز توضیح دادند که این لقب چیست و چرا منافات ندارد.

2) لقب صحیح نیست و منافات دارد با خصوصیاتی که عرض شد
در این صورت این لقب را به سینه دیوار می زنیم.

دیگر مشکل شما چیست؟؟؟؟؟؟؟؟

این آقای "ابوخلیفه علی قضیبی" که لقب امام زمان تکانش داد هم دقیقا معلوم می شود یا شیعه نبوده یا فقط اسمش شیعه بوده و هیچ بویی از اعتقادات تشیع نبرده است

چرا که یک شیعه وقتی این لقب را می بیند. اگر نداند که معنای آن چیست.

اولین چیزی که به ذهنش می رسد این است که این لقب از کجا آمده و چرا با این همه احادیث متواتر جور در نمی آید.

بنابراین می رود از علما می پرسد و می فهمد که تناقضی با اعتقاداتش ندارد.

و اگر برفرض محال تناقض داشت خواهد گفت که این همه احادیث متواتر خلاف آن را می گوید پس این لقب درست نیست.

به همین راحتی.

حالا این آقای "ابوخلیفه علی قضیبی" این لقب تکانش داد یعنی چه.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا ً ممنون و متشکر از جناب حسینی که به سادگی قضیه را بیان کرده اند . اما جناب حسینی عزیز ، گمان می کنم صرفنظر از داستان آن فرد ، اشکالی که جناب یا الله مطرح کرده اند همچنان قابلیت بررسی بیشتر را دارد . بنده چند مورد را در پست بعدی مطرح می نمایم .


حال جالب اینجاست که این "ابوخلیفه علی قضیبی" چند ایراد از مذهب شیعه برایش پیش آمده (که تمام آنها در همین تالار بحث شده) که در صورت انجام ندادن آنها از مذهب شیعه خارج نمی شود مثلا عدم توسل به اهل بیت کسی را از شیعه خارج نمی کند زیرا این یک امر مستحب است.

حال بر فرض هم که ایراداتش بر طرف نشده

نمی دانم چگونه ناگهان دست از مذهب شیعه برداشته و مذهب خلفا را اتخاذ کرده.

چگونه و با چه دلیلی مذهبی را اتخاذ کرده که می گوید پیامبر بعد از رحلتش مردم را به حال خود واگذارد و خلیفه تعیین نکرد. نمی دانم.

چگونه و با چه دلیلی مذهبی را انتخاب کرد که می گوید هم امام علی (ع) به بهشت می رود و هم معاویه که با او جنگ کرد. نمی دانم.

و بسیاری مسائل دیگر که اعتقاد پیدا کردن به آن نیاز به دلیل قاطع و محکم دارد.
می دانید چرا ؟! چون اصلا شیعه نبوده ! زیرا شیعه بودن به صرف ارث رسیدن از آباء و اجداد نیست . اتفاقا ً چیزی که در تشیع بسیار مهم است ، تفقه در دین است . چنان که امام صادق (ع) می فرمودند : (( دوست داشتم تا با تازیانه بر سر اصحابم بزنند تا فقیه شوند .))
و معلوم است که این امر به شنوندگان است که در دین خود فقیه شوید . پس هرکه دین و مذهبش ارثی باشد ، ارزشی ندارد چون خود فرد تحقیق نکرده و تصمیم نگرفته است . پس آن فرد هم شیعه نبوده است .
به همین سادگی.

سجودی
Sunday 20 January 2008, 09:30PM
جناب سجودي

از قديم مي گفتند: "چاقو دسته خودش نمي بره" اما مثل اينكه از نشاني هاي دوره آخر الزمان يكي هم اين است كه همه چيز برعكس مي شود. اگر مهدويت دروغ است كتابهاي شما هم مروج دروغ هستند.
اين فقط يك نمونه:
حدثنا ‏ ‏مسدد ‏ ‏أن ‏ ‏عمر بن عبيد ‏ ‏حدثهم ‏ ‏ح ‏ ‏و حدثنا ‏ ‏محمد بن العلاء ‏ ‏حدثنا ‏ ‏أبو بكر يعني ابن عياش ‏ ‏ح ‏ ‏و حدثنا ‏ ‏مسدد ‏ ‏حدثنا ‏ ‏يحيى ‏ ‏عن ‏ ‏سفيان ‏ ‏ح ‏ ‏و حدثنا ‏ ‏أحمد بن إبراهيم ‏ ‏حدثنا ‏ ‏عبيد الله بن موسى ‏ ‏أخبرنا ‏ ‏زائدة ‏ ‏ح ‏ ‏و حدثنا ‏ ‏أحمد بن إبراهيم ‏ ‏حدثني ‏ ‏عبيد الله بن موسى ‏ ‏عن ‏ ‏فطر ‏ ‏المعنى واحد كلهم ‏ ‏عن ‏ ‏عاصم ‏ ‏عن ‏ ‏زر ‏ ‏عن ‏ ‏عبد الله ‏
عن النبي ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏قال ‏ ‏لو لم يبق من الدنيا إلا يوم ‏ ‏قال ‏ ‏زائدة ‏ ‏في حديثه لطول الله ذلك اليوم ثم اتفقوا ‏ ‏حتى يبعث فيه رجلا مني أو من أهل بيتي ‏ ‏يواطئ ‏ ‏ اسمه اسمي واسم أبيه اسم أبي ‏ ‏زاد ‏ ‏في حديث ‏ ‏فطر ‏ ‏يملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت ظلما وجورا ‏ ‏وقال ‏ ‏في حديث ‏ ‏سفيان ‏ ‏لا تذهب ‏ ‏أو لا تنقضي ‏ ‏الدنيا حتى يملك ‏ ‏العرب ‏ ‏رجل من أهل بيتي ‏ ‏يواطئ ‏ ‏ اسمه اسمي ‏
قال ‏ ‏أبو داود ‏ ‏لفظ ‏ ‏عمر ‏ ‏وأبي بكر ‏ ‏بمعنى ‏ ‏سفيان
منبع: سنن ابي داود باب -المهدي:
http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=4&ID=38036&SearchText=%C7%D3%E3%E5%20%C7%D3%E3%ED&SearchType=exact&Scope=0,1,2,3,4,5,6,7,8&Offset=0&SearchLevel=Allword


اين كدام مسئله مهمي است كه اگر از عمر دنيا يك روز هم باقي مانده باشد آن روز به قدري طولاني بايد شود تا مردي هم اسم رسول خدا صلي الله عليه و آله ظهور كند؟
اما در مورد اينكه فرموديد مهدويت در قرآن نيست خدمت شما بايد عرض كنم كه چطور به اين نتيجه شگفت رسيديد؟ مگر مي شود مهدويت در قرآن نباشد؟ آيا شما وعده هاي خداوند متعال در قرآن مجيد را درباره ظهور مهدي نديده ايد؟
اما اينكه فرموديد "لطفا فحش ندهيد جواب دهيد" اگرچه هدف از بيان چنين جمله اي كاملا مشخص است ولي مي شود چندتا از آن فحشهاي آب دار و كش دار جناب پويان را مطرح كنيد تا ما هم متوجه شويم از چه سخن مي گوييد؟ شايد اين فحشهايي كه شما مي فرماييد فقط با چشم دل قابل رؤيت هستند و ما از ديدن آنها محروم هستيم؟ شايد هم در مكتب شما پاسخگويي علمي و رسوا كردن دروغ گويان يك نوع فحاشي محسوب مي شود؟





من میترسم که آخر کار به اونجا برسه که شما از کتاب های ما ثابت کنید که من و (یا الله ) هم شیعه هستیم
آقا!!
مهدی ما با مهدی شما فقط تشابه اسمی دارد و فرق بین شان از زمین تا آسمان است
درست مثل عیسی ما و عیسی نصارا
بلکه فرق مهدی و ما و مهدی شما به مراتب از این هم خیلی خیلی بیشتر است
شما چرا حقیقت به این سادگی را درک نمیکنید؟؟
دومآ کجای قران نام مهدی آمده؟؟
سومآ گمان نمیکنم بی ادبی شما ها در گفتگو بر هیچ صاحب بصیرتی پوشیده مانده باشد

yar-mahdi
Sunday 20 January 2008, 10:05PM
بسم رب المهدی :smile07:
سلام علیکم

و اما بعد:جناب یار مهدی
اولا عرض سلام

باور بفرمایید چیز غیر قابل باور و عجیب نمی بینیم. در کتب شما آمده یکی از لقب های مهدی شیعه خسرو مجوس است. در چند سند دیگر هم عرب ستیزی به وضوح مشخص است. بنده هم یکی نتیجه مستقیم گرفتم:
مهدی شیعه ساخته ایرانیان و یا حداقل شاخ و برگ داده شده توسط ایرانیان است.

همه ما می دانیم که در دین نژاد پرستی معنایی ندارد. اما در این جا نژاد پرستی را به وضوح می بینیم. واقعا متاسفم که شما هم تحت تبلیغات مسموم همه ی ناعالمانی قرار گرفته اید که در طول تاریخ به شیعه تاخته اند !
جواب های نقضی ای دارم که ان شاء الله کمی شما را قانع خواهد فرمود .

جناب یار مهدی کسی در مورد مهدی اهل سنت سخنی نگفته است که شما دلایل خود را برای اثبات مهدی اهل سنت می آورید. بنده هم قبلا عرض کرده ام نظر بنده در مورد مهدی چیست. می توانید نظر بنده را در این تاپیک ببینید:
http://70.85.112.179/forum/viewthread.php?forum_id=4&thread_id=314
چطور فراموش نموده اید ؟!
بله بنده با اصل مهدویت هم مشکلاتی دارم. اما آن چه هم اگر بپذیرم با تغییر در آن چه در مورد مهدی است می پذیرم. (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=256710&postcount=29)

در ضمن با کمال احترام "من کذب بالمهدی فقد کفر !" توهمی بیش نیست. آن را سر تیتر خود نکنید. والله اعلم با کمال احترام از منظر ما شیعیان و تقریبا همه ی علمای اهل سنت مفهوم حدیث ، صحیح و معتبر است . ان شاء الله در آینده ارائه خواهد شد . من بی دلیل سخن نمی گویم !

والسلام

هژبر
Monday 21 January 2008, 09:17AM
دومآ کجای قران نام مهدی آمده؟؟

شما خودتان اعتراف كرديد كه به مهدي اعتقاد داريد پس اينكه "كجاي قرآن نام مهدي آمده؟" تأثيري در اصل موضوع ندارد چون شما قبلا آن را پذيرفته ايد.

سجودی
Monday 21 January 2008, 03:51PM
اما مهدی ما اصلآ اهمیتی در طول و عرض تاریخ نداره
اما مهدی شما که بگفته شما از همه پیامبران افضل تره و داره 1200 سال حکومت میکنه وووووو
باید که اونقدر قران به او اهمیت میداد که مثلآ به حضرت ایوب اهمیت داد یا نه؟!!

هژبر
Monday 21 January 2008, 08:24PM
اختيار داريد جناب سجودي. شما مهدويت را قبول داريد البته به نظر مي رسد اين اعتراف شما براي پرهيز از دچار شدن به عواقب بعدي باشد چون خود شما مي دانيد كه چه قدر آيه و روايت درباره مهدويت وجود دارد لذا منكر اصل موضوع نمي شويد بلكه با بهانه هايي سعي مي كنيد مسئله را كم اهميت جلوه دهيد مثل اينكه اسم مهدي در قرآن نيامده!
اگر ملاك با ارزش بودن يا بي ارزش بودن نام بردن افراد باشد با كمال تأسف خدمت شما بايد عرض كنم كه نام سروان پيران اهل بهشت، صديق اكبر و فاروق اعظم، يار غار پيامبر و مجاهد خستگي ناپذير اسلام، ابوبكر و عمر، نيز در قرآن مجيد موجود نيست. چه قدر كم اهميت هستند اين بزرگواران. ابو لهب از اينها مهمتر بوده كه نامش در قرآن آمده است اما نام اين دو نيامده است. شما پيرو چه آدمهاي كم اهميتي هستيد. سجودي سلفي چرا به كساني كه نامشان در قرآن مجيد نيامده اعتقاد داري؟ چرا آنها را آن همه مهم مي داني؟ فكر نمي كني آنها خيلي خيلي كم اهميت هستند؟ اگر مهم بودند نامشان در قرآن مي آمد؛ نه سجودي؟

سجودی
Tuesday 22 January 2008, 07:13AM
اولا اگر ما به ابوبکر و عمر همان مقامی را میدادیم که شما به علی و مهدی داده اید ، صد البته حق داشتید از ما بخواهید که چرا نام آن دو در قران نیست
دومآ فرعون و ابولهب در بدی نمونه بودند پس نامشان ذکر شده مجلسی شما میگه ابوبکر و عمر از آن دو بدترند
با این حساب باز شما به ما بدهکارید که چرا نام این دو در قران نیامده و نام ابولهب و فرعون آمده

هژبر
Tuesday 22 January 2008, 08:38AM
جناب سجودي
اولاً شما مهدويت را مي گوييد قبول داريد پس ديگر چه معني دارد كه مي فرماييد اسم مهدي در قرآن نيست؟
ثانياً آيا قرآن كتاب ثبت احوال است كه اسم تمام افراد در آن ثبت شود؟ آيا نام تمام خوبان و بدان عالم در قرآن آمده است؟ و شما بر چه اساسي مي فرماييد اسم تمام افراد مهم چه خوب و چه بد بايد در قرآن باشد؟ لطفاً آيه مورد نظر را بنويسيد؟
ثالثاً در مورد شيخين كم لطفي كرديد. امكان دارد بفرماييد مقام آنها نزد شما چيست؟ و اگر كسي به خلافت آنها بعد از نبي صلي الله عليه و آله اعتقاد نداشته باشد حكمش چيست؟

سجودی
Tuesday 22 January 2008, 11:13AM
آقای هژبر محترم
اولا بله مهدی را قبول داریم اما مهدی ما مثل مهدی شما مهم نیست یک 7 سالی حکومت میکند و بس به امروز ما کار ندارد و بدرد امروز ما نمیخورد و الله هم او را منصوب نمیکند و حالا هم زنده نیست و معصوم هم نیست و اما از شما برعکس ، همه چی است و در قران اخبار خیلی خیلی مهم باید ذکر شود
دومآ بله نباید نام تمام خوبان ثبت شود اما اگر امامت اصول دین است باید با اسم و رسم ذکر شود
نماز یک فرع از فروعات دین است و در قران ذکر است وضو یک از فرع از فرع دیگر است باز در قران ذکرش است شستن دست در وضو یک فرع + فرع + فرع است باز در قران باصراحت ذکر است امامت و امامت علی و مهدی با وجودیکه از مهمترین اصل ها از اصول دین شما است قران به آن اعتنا ندارد چرا؟
سومآ ابوبکر و عمر را مردم انتخاب کردند و کسانی بودند که در زمان خلافت ایشان زیر بار خلافت نرفتند اونها هم پیش ما عزیزند چون حضرت سعد بن عباده و یارانش
اما ابوبکر و عمر پیش ما عزیزنرند لکن معصوم نیستند و مقام خود از دست الله نگرفتند اما خلیفه راشد و بهشتی هستند

هژبر
Tuesday 22 January 2008, 11:42AM
جناب سجودي
من از شما خواسته بودم آيه اي را شاهد بياوريد كه تصريح كرده باشد نام تمام افراد مهم بايد در قرآن بيايد؛ متأسفانه شما به جاي پاسخ به اين سؤال حرفهاي گذشته را تكرار كرديد.
درضمن اينگونه نيست كه اصلا از مهدويت در قرآن سخن گفته نشده باشد مثل نماز كه به كليت آن اشاره شده اما به جزئيات آن اشاره نشده است. امامت هم همينطور است و در قرآن آياتي بسياري وجود دارد كه درباره امامت است.
همچنين نفرموديد منظورتان از تكرار مداوم اينكه نام مهدي در قرآن نيامده چيست؟ و چرا در عين حال به آن معتقد هستيد؟
اما در مورد عدم اعتقاد به شيخين هم بازهم كم لطفي كرديد!
به خاطر اينكه معتقد هستيد شيخين مقام الهي ندارند صميمانه به شما تبريك مي گويم چون يكي از اختلافات ما رفع شد و براساس آن ديگر نمي توان گفت شيخين خليفه رسول الله بودند بلكه حاكم حجاز بودند و حرف تشيع هم همين است كه آنها نمي توانستند خليفه رسول الله باشند. ان شاء الله ساير كدورتها نيز در طول زمان و در بستر يك گفتگوي علمي حل خواهد شد.

mastaneh20_21
Tuesday 22 January 2008, 12:48PM
سلام
شمایی که بحار الانوار را سند می اورید ایا علامه مجلسی در ابتدای کتاب خود بیان نکرده که من تنها روایاتی را که شنیده ام ذکر می کنم درستی یا نادرستی ان را ایندگان خود باتعقل تشخیص دهند
این مطلب را حتی دکتر شریعتی در کتاب شیعه علوی و شیعه صفوی ذکر می کنند

سجودی
Tuesday 22 January 2008, 01:08PM
من از شما خواسته بودم آيه اي را شاهد بياوريد كه تصريح كرده باشد نام تمام افراد مهم بايد در قرآن بيايد؛ متأسفانه شما به جاي پاسخ به اين سؤال حرفهاي گذشته را تكرار كرديد.
چنین آیه ای در قران نیست
اما آیا فکر میکنید من حق ندارم از الله بپرسم که چرا درباره امامت علی و مهدی که از اصول دین به (زعم شما ) است ذکری ندارد پس این کتاب را الله برای چه نازل کرده ؟
در قرآن آياتي بسياري وجود دارد كه درباره امامت است.
کجای قران است نشانی بدهید
به خاطر اينكه معتقد هستيد شيخين مقام الهي ندارند صميمانه به شما تبريك مي گويم
من هم به خاطر اينكه به علم شما درباره عقاید سنی ها افزوده شد، صميمانه به شما تبريك مي گويم
بله اونها از طرف الله انتخاب نشده بودند
اما علی را که الله انتخاب کرده بود باید در قران ذکر میکرد این انتخاب مهم را

هژبر
Tuesday 22 January 2008, 03:31PM
سلام
شمایی که بحار الانوار را سند می اورید ایا علامه مجلسی در ابتدای کتاب خود بیان نکرده که من تنها روایاتی را که شنیده ام ذکر می کنم درستی یا نادرستی ان را ایندگان خود باتعقل تشخیص دهند
این مطلب را حتی دکتر شریعتی در کتاب شیعه علوی و شیعه صفوی ذکر می کنند

سلام
امكان دارد عبارت خود علامه را ذكر كنيد؟

هژبر
Tuesday 22 January 2008, 03:33PM
جناب سجودي
شما شك داريد در قرآن آيات متعددي درباره امامت و مهدويت وجود دارد؟ اگر من به برخي از اين آيات اشاره كنم بعد از آن شما چه كار خواهيد كرد؟
هنوز هم اين سؤال را بدون پاسخ گذاشته ايد:
" همچنين نفرموديد منظورتان از تكرار مداوم اينكه نام مهدي در قرآن نيامده چيست؟ و چرا در عين حال به آن معتقد هستيد؟"

mastaneh20_21
Tuesday 22 January 2008, 04:45PM
سلام
آقای هژبرشما با مراجعه به کتاب شیعه علوی و شیعه صفوی از دکتر شریعتی می توانید توضیحات دکتر و کپی ایشان از این گفته علامه را مشاهده کنید

هژبر
Tuesday 22 January 2008, 06:28PM
يعني شما خودتان از علامه مجلسي چنين نقل قولي را نديده ايد؟

سجودی
Tuesday 22 January 2008, 07:20PM
نوشته هژبر با رنگ سرخ:
جناب سجودي
شما شك داريد در قرآن آيات متعددي درباره امامت و مهدويت وجود دارد؟ اگر من به برخي از اين آيات اشاره كنم بعد از آن شما چه كار خواهيد كرد؟
آنوقت شیعه خواهم شد
هنوز هم اين سؤال را بدون پاسخ گذاشته ايد:
" همچنين نفرموديد منظورتان از تكرار مداوم اينكه نام مهدي در قرآن نيامده چيست؟ و چرا در عين حال به آن معتقد هستيد؟"
ما ابدآ و اصلا به مهدی شما معتقد نیستیم مهدی ما با مهدی شما فقط و فقط تشابه اسمی دارد وبس
مهدی شما از همه پیامبران افضل تر است مهدی ما ، حتی از صحابه هم افضل تر نیست

هژبر
Wednesday 23 January 2008, 09:36AM
تا اينجا جناب سجودي موارد زير را قبول كرده اند:
1- اسلام مهدي دارد.
2- اگرچه اسم مهدي در قرآن نيامده اما ايشان به مهدويت معتقد هستند.
3- آيه اي در قرآن وجود ندارد كه فرموده باشد نام تمام افراد مهم در قرآن بايد آمده باشد.
حالا من يك آيه درباره امامت و يك آيه هم درباره مهدويت مي آورم تا ثابت كنم اصل امامت و مهدويت از قرآن ريشه گرفته است:
يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلا(اسرا،71)
جناب سجودي بر خلاف آنچه شما ادعا كرديد و مي كنيد "امامت" در قرآن مطرح شده است و تصريح شده است كه در روز قيامت تمام مردم با امامشان برانگيخته خواهند شد. پس چه خوب است كه پيشواي ما الهي باشد و خود شما اعتراف كرديد كه مقام شيخين الهي نيست. بديهي است كسي كه با امام الهي محشور شود و كسي كه با امام غير الهي محشور شود در جايگاه يكساني نخواهند بود.
اما در مورد مهدويت:
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون(توبه، 33)

اين آيه شريفه تصريح مي كند كه روزي اسلام بر ساير اديان غلبه خواهد كرد و مراد هم مطلق غلبه است يا در تمام امور اسلام بر ساير اديان غلبه خواهد كرد و اين همان چيزي است كه توسط موعود اسلام انجام خواهد شد. پس مهدويت هم از قرآن منبعث شده است نه از ذهن علامه بزرگوار محمد باقر مجلسي و شاهان صفوي.
البته موارد مربوط به امامت و مهدويت به همين موارد محدود نمي شود و به قول فردوسي عزيزمان:
از اين در سخن چند رانم همي
همانش كرانه ندانم همي
اما ما به همين مقدار كفايت مي كنيم چه كه:
حكيما چو كس نيست گفتن چه سود

سجودی
Wednesday 23 January 2008, 01:49PM
يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلا(اسرا،71)

اولآ این آیه ای که شما نشانی دادی فرعون را هم یک امام میدونه !! دومآاگر این ایه فقط به این خاطر که کلمه امامان در آن امده در حق مهدی باشد پس این آیه هم که نام خلیفه در آن ذکر شده در حق عمر است
يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ...... سوره ص آیه 26

آیا قران کتب چیستان و معما است ؟؟
دلیل دوم شما از دلیل اول سست تر و بی پایه تر است

هژبر
Wednesday 23 January 2008, 02:11PM
جناب سجودي
من در مورد مصداق آيه صحبت نكردم بلكه عرض من اين بود كه امامت و مهدويت در قرآن ريشه دارد و يك مسئله من در آوردي نيست.
اما در مورد آيه اي كه اشاره كرديد(ص،20) قبل از هر چيز خيلي سپاسگزارم كه يادآوري كرديد كه خلافت يك مقام الهي و انتصابي است و بعد به استحضار مي رسانم كه مصداق آيه شريفه هرگز درباره جناب عمر نيست چون ايشان توسط جناب ابوبكر به آنچه كه خلافت مي ناميد منصوب شدند و شما صراحتاً اعلام كرديد كه در نظر اهل سنت خلافت يك مقام الهي نيست اما در آيه شريفه اشاره شده است كه خلافت يك مقام الهي است. انا جعلناك خليفة يعني ما تو را خليفه قرار داديم بنابر اين خلافت يك مقام الهي است.
نحوه پاسخگويي شما من را دچار ترديد كرد كه نكند شما از اهل سنت نيستيد و براي تمسخر اهل سنت پاسخهاي خنده دار مطرح مي كنيد. اگر حدس من درست است لطفا از طريق پيام خصوصي من را مطلع كنيد.

سجودی
Thursday 24 January 2008, 08:37AM
جناب هژبر نوشتد:
انا جعلناك خليفة يعني ما تو را خليفه قرار داديم
بعد فورآ نتیجه گرفتید
بنابر این خلافت يك مقام الهي است.
اما نتیجه درست این است
بنابر اين خلافت داوود يك مقام الهي است.
فرعون هم یک خلیفه بد در زمین بوده اما مقام الهی نداشت
حضرت علی هم یک خلیفه خوب در زمین بوده اما مقام الهی نداشت
نتیجه گیری شما از آیه ( همگانی کردن حکم خلافت یک نفر و قانون سازی شما !! ) بدون دلیل است

سجودی
Thursday 24 January 2008, 08:59AM
همون آیه که شما شاهد آوردید
يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلا(اسرا،
تا بقول خوئتان امامت را ثابت کنید ، در باره امامت فرعون هم هست !
بفرمایید این هم یک آیه دیگر که فرعون را امام معرفی میکند
{وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ }القصص41
پس دوستان من با این دید به قران نگاه نکنید و راضی نشوید به هر قیمت منظور خود را بضرب تاویل ثابت کنید
حالا یک نکنه دیگر
تفسیر خود از انتصابی بودن مقام خلیفه را که از این آیه استنباط کردید
يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
را میزان قرار دهید و این آیه را هم تفسیر کنید
{وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ
آیا مقام این امامان دعوت دهنده به آتش هم الهی است ؟ هرگز نیست
دیدید تفسیر شما درست نیست

هژبر
Thursday 24 January 2008, 11:38AM
الحمد لله كه خودتان روحيه حق ستيزي خودتان را آشكار كرديد و در مقابل آياتي كه به مسئله امامت و مهدويت اشاره دارد نيز همان نيات قلبي خودتان را به زبان آورديد. بحث بر سر اين بود كه امامت و مهدويت ريشه در قرآن دارد اما شما به جاي اينكه درباره اين موضوع بحث كنيد شروع كرده ايد درباره مصداق آن صحبت مي كنيد. مصداق امام و مهدي هركس كه باشد لطمه اي به اصل بحث كه امامت و مهدويت ريشه در قرآن دارد نمي زند.
به علاوه با قياس اشتباه سعي در مخدوش كردن مسئله امامت داريد ما از اول هم گفتيم كه خلافت يك مقام الهي است و خليفه رسول الله هم داراي مقام الهي است. خليفه يعني جانشين فرعون جانشين كه بود؟ بله جانشين فرعون قبلي و مسلم است اگر منظور شما از خلافت اين است اين مقام الهي نيست اما اگر شما معتقد هستيد كه جناب ابوبكر خليفه رسول الله است اين مقام بايد الهي باشد چون مقام خود پيامبر صلي الله عليه و آله الهي است شاهدش هم همان آيه است كه خودتان در باره خلافت حضرت داود آورديد و نشان داديد خلافت مورد نظر خداوند متعال يك مقام الهي و انتصابي است. شما كه خودتان را پيرو قرآن مي دانيد و معتقديد خوب قرآن را فهميده ايد يك آيه بياوريد كه گفته باشد خليفه رسول الله بايد بر اساس آنچه شورا مي ناميد انتخاب شود.
در مورد آيات مربوط به امامت قبلا هم گفتم كه من فقط به يكي اشاره مي كنم و آيات بسيار است و برخلاف آنچه شما تلاش مي كنيد از مفهوم امامت ارائه كنيد و آن را محدود به امامت دوزخيان بكنيد در قرآن آيات بسياري وجود دارد كه درباره امامت ائمه الهي نيز هست. امامت يعني پيشوايي و بديهي است پيشوايان خوب و بد وجود دارند و وظيفه ما شناسايي امام خوب و پيروي از او است.

سجودی
Thursday 24 January 2008, 03:32PM
نوشته آقای هژبر
يك آيه بياوريد كه گفته باشد خليفه رسول الله بايد بر اساس آنچه شورا مي ناميد انتخاب شود.
{وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ }الشورى38
آیه میگوید که مومنان در امور خود شورا کنند وپس انتخاب خلیفه یکی از این امور است و خلیفه با شورا انتخاب میشود
حالا نوبت شماست!! شما يك آيه بياوريد كه گفته باشد خليفه رسول الله بايد منصوب از طرف الله باشد
اگر بگید حضرت داود را الله منصوب کرده میگویم درست است اما این دلیل نمیشود که من بگویم ابوبکر را هم الله منصوب کرده یا تو بگویی علی را الله منصوب کرده یا اسماعیلی بگوید اسماعیل را الله منصوب کرده یا بهایی بگوید بها الله را الله منصوب کرده
آیه بیار که خلیفه را باید الله انتخاب کند

mehrdad_123
Thursday 24 January 2008, 03:37PM
اين ور اون ور آيه رو هم ديديد؟
مي خوايد من هم ده ها آيه بيارم كه خداوند عقل و دين اكثريت مردم رو رد ميكنه و....









.

هژبر
Thursday 24 January 2008, 09:40PM
جناب سجودي
قرار بود يك آيه بياوريد كه نشان دهد خليفه رسول الله توسط شورا بايد انتخاب شود. آيه اي كه آورده ايد مي فرمايد مؤمنين در امور مربوط به خودشان مشورت كنند. انتخاب خليفه رسول الله كه امور مربوط به مردم نيست انتخاب خليفه رسول الله يا جانشين رسول الله به حكم عقل امري مربوط به خداوند و رسول است. هركس خودش جانشين خودش را انتخاب مي كند نه اينكه ديگراني بيايند و براي او جانشين انتخاب كنند. مقام رسول الله يك مقام الهي است و بديهي است كه جانشين چنين فردي نيز ناگزير بايد الهي باشد. اگرچه اين مسئله كه جانشين رسول الله بايد توسط خود رسول الله انتخاب شود و داراي مقام الهي است يك اسنتاج عقلي است و از نظر ما عقل يكي از منابع شريعت است و همين براي اثبات ادعاي ما در باب امامت كافي است اما اين هم شاهد قرآني:
وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِين
و موسي به برادرش هارون گفت جانشين من در قوم من باش و اصلاح كن و از راه تباهكاران پيروي نكن
وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا
و قرار داديم همراه او بردارش را وزيرش
كجا فرموده است مردم شورا كنند و براي رسول الله جانشين انتخاب كنند؟

جناب سجودي از اصل موضوع دور نشويم. هنوز هم منكر اين هستيد كه مهدويت ريشه در قرآن دارد؟

سجودی
Friday 25 January 2008, 08:18AM
آقای هژبر
شما آیه آوردید که موسی هارون را جانشین خود کرد
این جواب سوال من نیست
من بشما گفتم .... و تکرار میکنم که چه گفتم
شما يك آيه بياوريد كه قران گفته باشد خليفه رسول الله بايد منصوب از طرف الله باشد
اگر بگید حضرت داود را الله منصوب کرده میگویم درست است اما این دلیل نمیشود که من بگویم ابوبکر را هم الله منصوب کرده یا تو بگویی علی را الله منصوب کرده یا اسماعیلی بگوید اسماعیل را الله منصوب کرده یا بهایی بگوید بها الله را الله منصوب کرده
آیه بیار که خلیفه را باید الله انتخاب کند
شما آیه آوردید که موسی، هارون را جانشین خود کرد
اما این دلیل نمیشود که من بگوینم پیامبر ابوبکر را جانشین خود کرد یا تو بگویی علی را کرد هارون ربطی ندارد به ابوبکر وعلی
این تاویل ها آبکی است
و نوشتید :
انتخاب خليفه رسول الله كه امور مربوط به مردم نيست انتخاب خليفه ر سول الله يا جانشين رسول الله به حكم عقل امري مربوط به خداوند و رسول است.
پس شما که حالا توسط شورای خبرگان جانشین امام مهدی را انتخاب میکنید ایا از حکم عقل عدول کرده اید
این چگونه عقلی است عقل شما؟؟!!

هژبر
Friday 25 January 2008, 11:18AM
جناب سجودي
اگر كسي بگويد دو ضربدر دو مي شود چندتا جوابش 4 است اما طرف مقابل ممكن است قبول كند ممكن است هم قبول نكند. همين كه در قرآن آمده است خليفه رسول خدا را خداوند انتخاب كرده جواب شما است چون در قرآن تنها يك روش براي اين كار معرفي شده و روش ديگري وجود ندارد.
من بحث عقلي كردم و شما به جاي اينكه پاسخ عقلي بدهيد مسائل نامربوطي مثل مجلس خبرگان را پيش كشيديد. اگر شما دليل عقلي داريد كه خيلفه رسول خدا را غير رسول خدا بايد معرفي كنيد مطرح بفرماييد و الا با پاسخهاي نامربوط چهره علمي خود را مخدوش نفرماييد.
جناب سجودي بازهم تكرار مي كنم بحث ما بر سر اين بود كه امامت و مهدويت در قرآن ريشه دارد ولي شما روي مصداق بحث مي كنيد. امام و مهدي هركس باشد لطمه اي به اصالت آن نمي زند. اصلا فرض كن امام يعني ابوبكر و مهدي يعني بن لادن كه شما خيلي به ايشان علاقه داريد. بحث بر سر اصالت موضوع است نه مصداق آن.

mehrdad_123
Friday 25 January 2008, 01:39PM
تمام پيامبران جانشين داشتند ، ولى!!!

3 - شما از طرفى ، در كتب روايى خود ، از رسول اكرم ( ص ) نقل مى‏كنيد كه فرمود : تمام پيامبران داراى وصى و وارث بودند : « لكلّ نبيّ وصيّ ووارث » تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ص 392 ؛ والرياض النضرة ، ج 3 ص 138 ، ذخائر العقبي ، ص‏71 ؛ المناقب للخوارمى ص 42 و 85 . ، واز قول سلمان فارسى نقل مى‏كنيد كه از حضرت رسول اكرم ( ص ) پرسيد : هر پيامبرى براى خود وصى وجانشين داشت ، وصى شما كيست؟ « إنّ لكلّ نبيّ وصيّاً ، فمن وصيّك؟ » المعجم الكبير ، ج 6 ص 221 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ص 113 ؛ فتح الباري ، ج 8 ص 114 . و از طرف ديگر مى‏گوييد پيامبر ( ص ) كسى را به عنوان جانشين معيّن ننمود!

آيا در ميان تمامى پيامبران الهى ، رسول اكرم ( ص ) استثنا شده بود و اين از خصوصيّات و ويژگى‏هاى حضرت بود؟ و يا بر خلاف سنّت تمام پيامبران عمل نمود؟

يا عبارت رسول اكرم ( ص ) عام است و خود حضرت را نيز شامل مى‏شود و سؤال سلمان نيز شاهد اين عموم است .

آيا تا كنون در آيه شريفه : ( أولئك الّذين هدى اللّه فبهداهم اقتده ) الأنعام : 90 . فكر كرديم كه خداوند پس از ذكر اسامى پيامبران بزرگ ، به رسول گرامى ( ص ) امر فرموده كه از هدايت آنان متابعت نمايد؟

mehrdad_123
Friday 25 January 2008, 01:44PM
تعيين خليفه به دست خدا

24 - شما مى‏گوييد پيامبر اكرم ( ص ) كسى را براى پيشوايى مردم معيّن نكرد و تعيين آن را به عهده مردم نهاد در حالى كه اين نظريه مخالف كتاب و سنّت است .

زيرا خداوند - تبارك وتعالى - در باره حضرت ابراهيم مى‏گويد : ما تو را به عنوان امام و پيشواى مردم معيّن مى‏كنيم ؛ ( إنّي جاعلك للنّاس إماماً ) البقره : 124 . .

ودر باره حضرت داوود مى‏گويد : ما تو را خليفه روى زمين قرار داديم پس در ميان مردم ، حاكم به‏حق باش ؛ ( يا داود إنّا جعلناك خليفة في‏الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ ) ص : 26 . .

حضرت موسى از خداوند مى‏خواهد كه جانشين بعد از او را معيّن نمايد ؛ ( واجعل لى وزيراً من أهلي ) طه : 29 . .

خداوند نيز در پاسخ دعاى حضرت موسى فرمود : ( قال قد أوتيت سؤلك يا موسى ) طه : 36 . .

خداوند در رابطه با بنى اسرائيل نيز مى‏فرمايد : از ميان ملّت بنى اسرائيل ، افرادى را به عنوان رهبر و پيشوا انتخاب نموديم ( وجعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا ) السجدة : 24 . .

پس در تمامى اين آيات ، انتخاب خليفه ، به خداوند نسبت داده شده و تعيين پيشوا و حاكم فقط به دست خداوند صورت مى‏پذيرد .

و هم‏چنين علماى بزرگ اهل‏سنّت مانند ابن هشام وابن كثير و ابن حبّان و ديگران نقل كرده‏اند : هنگامى كه رسول‏اكرم ( ص ) ، قبايل عرب را به سوى اسلام دعوت مى‏فرمود ، بعضى از شخصيّت‏هاى بزرگ قبايل ، مانند : بنى عامر بن صعصعه ، به حضرت گفتند : اگر ما تو را يارى كنيم و كار تو بالا بگيرد ، آيا رياست و جانشينى بعد از تو ، به ما خواهد رسيد؟ « أيكون لنا الأمر من بعدك؟ »

حضرت پاسخ داد : تعيين رهبرى به دست من نيست ؛ بلكه به دست خدا است و هر كس را كه بخواهد ، انتخاب خواهد كرد : « الأمر إلى اللّه يضعه حيث يشاء » .

وى گفت : ما حاضر نيستيم خود را فداى اهداف تو كنيم ، و پس از پيروزى ، منصب رياست به افراد ديگر برسد : « فقالوا : أنهدف نحورنا للعرب دونك ، فإذا ظهرت كان الأمر في غيرنا؟ لاحاجة لنا في هذا من أمرك » الثقات لابن حبّان ، ج 1 ص 89 ؛ البداية والنهاية لابن كثير ، ج 3 ، ص 171 . .

و هم‏چنين مشابه اين قضيه با قشير بن كعب بن ربيعه اتّفاق افتاد و او نيز به رسول اكرم ( ص ) گفت : اگر بهره‏اى از رياست در حكومت اسلامى نصيب ما نشود ، ما حاضر نيستيم به تو ايمان بياوريم‏ ر . ك : سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 289 ؛ السيرة النبويّة لابن‏كثير ، ج 2 ، ص 157 ؛ مع المصطفى للدكتورة بنت الشاطئ ، ص 161 . .

رسول گرامى ( ص ) ، در بدترين موقعيّتى كه نياز مبرم به نيرو و كمك داشت ، حاضر نشد با وعده جانشينى ، مساعدت قبايل را جذب نمايد .

و هم‏چنين هوذة ، پادشاه يمامه كه به اسلام دعوت شد ، گروهى را خدمت حضرت گسيل نمود و پيام داد اگر چنانچه بهره‏اى از رياست ، نصيب او شود ، حاضر است اسلام بياورد و مسلمين را يارى دهد ، ولى رسول گرامى ( ص ) نپذيرفت و فرمود : حتّى اگر رياست بر يك قطعه زمين رها شده را بخواهد ، به وى نخواهم داد طبقات ابن سعد ، ج 1 ص 262 ؛ نصب الراية لزيعلي ، ج 6 ص 567 . .



.

سجودی
Friday 25 January 2008, 01:57PM
هژبر عزیز
اینطور نیست
که هارون را، چون موسی جانشین خود کرده باشد ما از اون قانون درست کنیم .
یوسف راپادشاه مصر انتخاب کرده
اما این دلیل نمیشه حا لا ما بگوییم این قانون است که پادشاه باید پیغمبر را بر سرکار بیاورد و وزیر کند!!
دوست من
با این جور نتیجه گیری هاست که بهایی ها جرات کردند کتابی بنویسند بنام
((اثبات پیامبری بهاءالله از قران !!!!!!))
باب تاویل را که باز کنی ، کار ببین به کجا میکشد

mehrdad_123
Friday 25 January 2008, 02:01PM
آيا خلفاء راشدين خليفة الرسول بودند؟

از طرفى مى‏گوييد : پيامبر گرامى ( ص ) كسى را به عنوان جانشين معيّن نفرمود و به كسى هم دستور نداد تا شخص معيّنى را جانشين او قرار دهد ، بلكه مردم ، ابوبكر رإ؛'' به عنوان خليفه معيّن كردند وابوبكر نيز عمر را خليفه معيّن كرد و عثمان هم توسّط شوراى شش نفره تعيين شد ، و از طرفى ديگر مى‏گوييد : اين‏ها خليفه وجانشين پيغمبر بودند و به آنان « خليفة الرسول » اطلاق مى‏كنيد . آيا اين كار ، دروغ بستن به رسول گرامى نيست؟ كه مطابق حديث متواتر « من كذب عليّ متعمّداً فليتبّؤ مقعده من النّار » صحيح البخاري ، ج 1 ص 36 ، 2 / 81 ، ج 4 ص 145 ، ج 7 ص 118 قال ابن الجوزي : رواه من الصحابة ثمانية وتسعون نفساً ، الموضوعات ، ج 1 ص 57 ، وقال النووي : قال بعضهم : رواه مائتان من الصحابة ، شرح مسلم للنووي ، ج 1 ص 68 . هر گونه دروغ به پيامبر گناه است . بنا بر اين ، اگر ادعاى شما كه مى‏گوييد پيامبر اكرم ( ص ) خليفه معيّن ننمود صحيح باشد ، خلفاى راشدين خليفه پيامبر نيستند!

سجودی
Friday 25 January 2008, 02:04PM
آقای مهرداد 1123 نوشتید:
- شما از طرفى ، در كتب روايى خود ، از رسول اكرم ( ص ) نقل مى‏كنيد كه فرمود : تمام پيامبران داراى وصى و وارث بودند : « لكلّ نبيّ وصيّ ووارث » تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ص 392 ؛ والرياض النضرة ، ج 3 ص 138 ، ذخائر العقبي ، ص‏71 ؛ المناقب للخوارمى ص 42 و 85 .
آقای مهرداد گمان میکنم بهتر است با قران با ما بحث کنید زیرا شما مثل اینکه معنی نوشته ها را در کتاب ما نمیفهمید یا کتاب های ما را نمیشناسید و یا..... و یا های دیگر
آیا از قران فرار میکنی مثل فرار جن از بسم الله ؟؟

mehrdad_123
Friday 25 January 2008, 02:04PM
هژبر عزیز
اینطور نیست
که هارون را، چون موسی جانشین خود کرده باشد ما از اون قانون درست کنیم .
یوسف راپادشاه مصر انتخاب کرده
اما این دلیل نمیشه حا لا ما بگوییم این قانون است که پادشاه باید پیغمبر را بر سرکار بیاورد و وزیر کند!!
دوست من
با این جور نتیجه گیری هاست که بهایی ها جرات کردند کتابی بنویسند بنام
ا((ثبات پیامبری بهاءالله از قران !!!!!!))
باب تاویل را که باز کنی ، کار ببین به کجا میکشد

همون مثل معروفه:
قافيه كه تنگ آيد شاعر به جفنگ آيد

حضرتعالي اصلا پستهاي اخير را خواندي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟






.

mehrdad_123
Friday 25 January 2008, 02:08PM
آقای مهرداد 1123 نوشتید:
- شما از طرفى ، در كتب روايى خود ، از رسول اكرم ( ص ) نقل مى‏كنيد كه فرمود : تمام پيامبران داراى وصى و وارث بودند : « لكلّ نبيّ وصيّ ووارث » تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ص 392 ؛ والرياض النضرة ، ج 3 ص 138 ، ذخائر العقبي ، ص‏71 ؛ المناقب للخوارمى ص 42 و 85 .
آقای مهرداد گمان میکنم بهتر است با قران با ما بحث کنید زیرا شما مثل اینکه معنی نوشته ها را در کتاب ما نمیفهمید یا کتاب های ما را نمیشناسید و یا..... و یا های دیگر
آیا از قران فرار میکنی مثل فرار جن از بسم الله ؟؟


جناب سجودي:
آياتي كه آورديم از قرآن نبود؟
ما هميشه هم از كتاب و هم از سنت بهره مي بريم بنا به دستور قرآن كريم

شما اصلا مطالب بنده را خواندي؟
بعد از اين كه مطالب را فرستاديم , حضرتعالي بعد از يك دقيقه تنها قسمتي را نقل مي كنيد و جواب مي دهيد اين نشان مي دهد كه شما كل مطلب را نمي خوانيد





.

سجودی
Friday 25 January 2008, 02:30PM
شما که معنی سنت را نمیفهمید
شما از کتاب ما استخراج کردید که
ما میگیم خانه عایشه مرکز فتنه است !!!!!!!
ما میگیم علی برحق است ابوبکر بر باطل!!!!!
ما میگیم
فدک مال فاطمه بوده !!!!!!!!
یا شما سواد ندارید
یا ما میگیم این حرف ها را
اگر ما میگیم این حرف ها را........ دیگه دعوای شما با ما بر سرچیست
اگه ما نمیگیم
دیگه شما چرا از خواب مستی بیدار نمیشوید
و چرا از منطق بویی نبرده اید؟!!

mehrdad_123
Friday 25 January 2008, 02:40PM
شما که معنی سنت را نمیفهمید
شما از کتاب ما استخراج کردید که
ما میگیم خانه عایشه مرکز فتنه است !!!!!!!
ما میگیم علی برحق است ابوبکر بر باطل!!!!!
ما میگیم
فدک مال فاطمه بوده !!!!!!!!
یا شما سواد ندارید
یا ما میگیم این حرف ها را
اگر ما میگیم این حرف ها را........ دیگه دعوای شما با ما بر سرچیست

مشكل اينجاست كه شما به اينها كه گفتيد عمل نميكنيد
در ضمن عايشه فتنه هستش

حالا چرا بحث رو عوض ميكني منطق؟!؟!؟!؟!
اگر بر حقيد جواب اشكالات ما را بدهيد؟؟؟؟
.

mehrdad_123
Friday 25 January 2008, 02:52PM
براي اينكه نگذاريم اين شخص به مقصود خودش(هوچي گري) برسد مطالب را دوباره مي آوريم

تمام پيامبران جانشين داشتند ، ولى!!!

3 - شما از طرفى ، در كتب روايى خود ، از رسول اكرم ( ص ) نقل مى‏كنيد كه فرمود : تمام پيامبران داراى وصى و وارث بودند : « لكلّ نبيّ وصيّ ووارث » تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ص 392 ؛ والرياض النضرة ، ج 3 ص 138 ، ذخائر العقبي ، ص‏71 ؛ المناقب للخوارمى ص 42 و 85 . ، واز قول سلمان فارسى نقل مى‏كنيد كه از حضرت رسول اكرم ( ص ) پرسيد : هر پيامبرى براى خود وصى وجانشين داشت ، وصى شما كيست؟ « إنّ لكلّ نبيّ وصيّاً ، فمن وصيّك؟ » المعجم الكبير ، ج 6 ص 221 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ص 113 ؛ فتح الباري ، ج 8 ص 114 . و از طرف ديگر مى‏گوييد پيامبر ( ص ) كسى را به عنوان جانشين معيّن ننمود!

آيا در ميان تمامى پيامبران الهى ، رسول اكرم ( ص ) استثنا شده بود و اين از خصوصيّات و ويژگى‏هاى حضرت بود؟ و يا بر خلاف سنّت تمام پيامبران عمل نمود؟

يا عبارت رسول اكرم ( ص ) عام است و خود حضرت را نيز شامل مى‏شود و سؤال سلمان نيز شاهد اين عموم است .

آيا تا كنون در آيه شريفه : ( أولئك الّذين هدى اللّه فبهداهم اقتده ) الأنعام : 90 . فكر كرديم كه خداوند پس از ذكر اسامى پيامبران بزرگ ، به رسول گرامى ( ص ) امر فرموده كه از هدايت آنان متابعت نمايد؟

mehrdad_123
Friday 25 January 2008, 02:59PM
تعيين خليفه به دست خدا

24 - شما مى‏گوييد پيامبر اكرم ( ص ) كسى را براى پيشوايى مردم معيّن نكرد و تعيين آن را به عهده مردم نهاد در حالى كه اين نظريه مخالف كتاب و سنّت است .

زيرا خداوند - تبارك وتعالى - در باره حضرت ابراهيم مى‏گويد : ما تو را به عنوان امام و پيشواى مردم معيّن مى‏كنيم ؛ ( إنّي جاعلك للنّاس إماماً ) البقره : 124 . .

ودر باره حضرت داوود مى‏گويد : ما تو را خليفه روى زمين قرار داديم پس در ميان مردم ، حاكم به‏حق باش ؛ ( يا داود إنّا جعلناك خليفة في‏الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ ) ص : 26 . .

حضرت موسى از خداوند مى‏خواهد كه جانشين بعد از او را معيّن نمايد ؛ ( واجعل لى وزيراً من أهلي ) طه : 29 . .

خداوند نيز در پاسخ دعاى حضرت موسى فرمود : ( قال قد أوتيت سؤلك يا موسى ) طه : 36 . .

خداوند در رابطه با بنى اسرائيل نيز مى‏فرمايد : از ميان ملّت بنى اسرائيل ، افرادى را به عنوان رهبر و پيشوا انتخاب نموديم ( وجعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا ) السجدة : 24 . .

پس در تمامى اين آيات ، انتخاب خليفه ، به خداوند نسبت داده شده و تعيين پيشوا و حاكم فقط به دست خداوند صورت مى‏پذيرد .

و هم‏چنين علماى بزرگ اهل‏سنّت مانند ابن هشام وابن كثير و ابن حبّان و ديگران نقل كرده‏اند : هنگامى كه رسول‏اكرم ( ص ) ، قبايل عرب را به سوى اسلام دعوت مى‏فرمود ، بعضى از شخصيّت‏هاى بزرگ قبايل ، مانند : بنى عامر بن صعصعه ، به حضرت گفتند : اگر ما تو را يارى كنيم و كار تو بالا بگيرد ، آيا رياست و جانشينى بعد از تو ، به ما خواهد رسيد؟ « أيكون لنا الأمر من بعدك؟ »

حضرت پاسخ داد : تعيين رهبرى به دست من نيست ؛ بلكه به دست خدا است و هر كس را كه بخواهد ، انتخاب خواهد كرد : « الأمر إلى اللّه يضعه حيث يشاء » .

وى گفت : ما حاضر نيستيم خود را فداى اهداف تو كنيم ، و پس از پيروزى ، منصب رياست به افراد ديگر برسد : « فقالوا : أنهدف نحورنا للعرب دونك ، فإذا ظهرت كان الأمر في غيرنا؟ لاحاجة لنا في هذا من أمرك » الثقات لابن حبّان ، ج 1 ص 89 ؛ البداية والنهاية لابن كثير ، ج 3 ، ص 171 . .

و هم‏چنين مشابه اين قضيه با قشير بن كعب بن ربيعه اتّفاق افتاد و او نيز به رسول اكرم ( ص ) گفت : اگر بهره‏اى از رياست در حكومت اسلامى نصيب ما نشود ، ما حاضر نيستيم به تو ايمان بياوريم‏ ر . ك : سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 289 ؛ السيرة النبويّة لابن‏كثير ، ج 2 ، ص 157 ؛ مع المصطفى للدكتورة بنت الشاطئ ، ص 161 . .

رسول گرامى ( ص ) ، در بدترين موقعيّتى كه نياز مبرم به نيرو و كمك داشت ، حاضر نشد با وعده جانشينى ، مساعدت قبايل را جذب نمايد .

و هم‏چنين هوذة ، پادشاه يمامه كه به اسلام دعوت شد ، گروهى را خدمت حضرت گسيل نمود و پيام داد اگر چنانچه بهره‏اى از رياست ، نصيب او شود ، حاضر است اسلام بياورد و مسلمين را يارى دهد ، ولى رسول گرامى ( ص ) نپذيرفت و فرمود : حتّى اگر رياست بر يك قطعه زمين رها شده را بخواهد ، به وى نخواهم داد طبقات ابن سعد ، ج 1 ص 262 ؛ نصب الراية لزيعلي ، ج 6 ص 567 . .



.

mehrdad_123
Friday 25 January 2008, 03:03PM
آيا خلفاء راشدين خليفة الرسول بودند؟

از طرفى مى‏گوييد : پيامبر گرامى ( ص ) كسى را به عنوان جانشين معيّن نفرمود و به كسى هم دستور نداد تا شخص معيّنى را جانشين او قرار دهد ، بلكه مردم ، ابوبكر رإ؛'' به عنوان خليفه معيّن كردند وابوبكر نيز عمر را خليفه معيّن كرد و عثمان هم توسّط شوراى شش نفره تعيين شد ، و از طرفى ديگر مى‏گوييد : اين‏ها خليفه وجانشين پيغمبر بودند و به آنان « خليفة الرسول » اطلاق مى‏كنيد . آيا اين كار ، دروغ بستن به رسول گرامى نيست؟ كه مطابق حديث متواتر « من كذب عليّ متعمّداً فليتبّؤ مقعده من النّار » صحيح البخاري ، ج 1 ص 36 ، 2 / 81 ، ج 4 ص 145 ، ج 7 ص 118 قال ابن الجوزي : رواه من الصحابة ثمانية وتسعون نفساً ، الموضوعات ، ج 1 ص 57 ، وقال النووي : قال بعضهم : رواه مائتان من الصحابة ، شرح مسلم للنووي ، ج 1 ص 68 . هر گونه دروغ به پيامبر گناه است . بنا بر اين ، اگر ادعاى شما كه مى‏گوييد پيامبر اكرم ( ص ) خليفه معيّن ننمود صحيح باشد ، خلفاى راشدين خليفه پيامبر نيستند!

هژبر
Friday 25 January 2008, 03:54PM
هژبر عزیز
اینطور نیست
که هارون را، چون موسی جانشین خود کرده باشد ما از اون قانون درست کنیم .
یوسف راپادشاه مصر انتخاب کرده
اما این دلیل نمیشه حا لا ما بگوییم این قانون است که پادشاه باید پیغمبر را بر سرکار بیاورد و وزیر کند!!
دوست من
با این جور نتیجه گیری هاست که بهایی ها جرات کردند کتابی بنویسند بنام
((اثبات پیامبری بهاءالله از قران !!!!!!))
باب تاویل را که باز کنی ، کار ببین به کجا میکشد

بله اين طور نيست يعني اينها حرف من نيست. من عرض كردم خليفه رسول الله به حكم عقل بايد توسط خود رسول مشخص شود و در قرآن هم شاهد وجود دارد. شما قبول نداري اشكال ندارد با استدلال دقيق و عقلي بگو عقلا خليفه رسول الله بايد توسط شورا مشخص شود و آياتي بياور كه نشان دهد خليفه رسول الله بايد توسط شورا انتخاب شود. من هم دليل عقلي آوردم و هم شاهد قرآني اما شما نه دليل عقلي مي آوري و نه شاهد قرآني. قياس خنده مي آوري ياد شعر جلال الدين بلخي افتادم:
كار پاكان را قياس از خود مگير
گرچه در نبشتن ماند شير، شير
وزارت پادشاه مصر چه ربطي دارد به وزارت حضرت موسي؟ و ...
جناب سجودي ما تا قبل از اين شما را يك دانشمند سلفي مي دانستيم و دلمان خوش بود كه با يك سني عالم و فهيم مشغول بحث هستيم اما هرچه پيش مي رويم مأيوس تر مي شويم. وجهه علمي خودتان را مخدوش نكنيد و به اصل بحث بازگرديد. ما ادعا كرديم امامت و مهدويت ريشه در قرآن دارد و اين را هم اثبات كرديم. اعتراض شما به چيست؟ به اينكه حضرت علي عليه السلام امام نيست؟ به اينكه حضرت حجت بن الحسن مهدي اسلام نيست؟ اگر اينگونه است ما در اينجا در پي اثبات مقام ايشان نيستيم در پي اثبات اصالت مهدويت و امامت هستيم.

سجودی
Friday 25 January 2008, 08:45PM
آقای هژبر
نوشته شما بقدری بی معنا است که نمیدانم چه جواب دهم خواهش میکنم فقط یک چیز موضوع بحث باشد تا به نتیجه برسیم
مثلا نوشتید
ما ادعا كرديم امامت و مهدويت ريشه در قرآن دارد و اين را هم اثبات كرديم.
ثابت کنید که ریشه در قران دارد اما خلاصه بنویسید یک دلیل بنویسید

هژبر
Saturday 26 January 2008, 08:21AM
جناب سجودي
معمولا عدم درك كلام سه حالت دارد:
1- سنگيني كلام
2- كند ذهن بودن مخاطب كلام
3- ناشنوا بودن مخاطب كلام
شما به علت سوم كلام را متوجه نشديد و مي فرماييد بي معنا است. من مسئله ريشه دار بودن امامت و مهدويت در قرآن را قبلا ثابت كردم اما شما با مطرح كردن يك سري مسائل بي ربط مثل مجلس خبرگان خود را به نشنيدن زده ايد.
حكيما چو كس نيست گفتن چه سود؟

سجودی
Saturday 26 January 2008, 08:49AM
کجا ثابت کردید؟؟؟

هژبر
Saturday 26 January 2008, 09:27AM
اينجا:

حالا من يك آيه درباره امامت و يك آيه هم درباره مهدويت مي آورم تا ثابت كنم اصل امامت و مهدويت از قرآن ريشه گرفته است:
يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلا(اسرا،71)
جناب سجودي بر خلاف آنچه شما ادعا كرديد و مي كنيد "امامت" در قرآن مطرح شده است و تصريح شده است كه در روز قيامت تمام مردم با امامشان برانگيخته خواهند شد. پس چه خوب است كه پيشواي ما الهي باشد و خود شما اعتراف كرديد كه مقام شيخين الهي نيست. بديهي است كسي كه با امام الهي محشور شود و كسي كه با امام غير الهي محشور شود در جايگاه يكساني نخواهند بود.
اما در مورد مهدويت:
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون(توبه، 33)

اين آيه شريفه تصريح مي كند كه روزي اسلام بر ساير اديان غلبه خواهد كرد و مراد هم مطلق غلبه است يا در تمام امور اسلام بر ساير اديان غلبه خواهد كرد و اين همان چيزي است كه توسط موعود اسلام انجام خواهد شد. پس مهدويت هم از قرآن منبعث شده است نه از ذهن علامه بزرگوار محمد باقر مجلسي و شاهان صفوي.
البته موارد مربوط به امامت و مهدويت به همين موارد محدود نمي شود و به قول فردوسي عزيزمان:
از اين در سخن چند رانم همي
همانش كرانه ندانم همي
اما ما به همين مقدار كفايت مي كنيم چه كه:
حكيما چو كس نيست گفتن چه سود





اين هم پاسخ كوبنده شما


يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلا(اسرا،71)

اولآ این آیه ای که شما نشانی دادی فرعون را هم یک امام میدونه !! دومآاگر این ایه فقط به این خاطر که کلمه امامان در آن امده در حق مهدی باشد پس این آیه هم که نام خلیفه در آن ذکر شده در حق عمر است
يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ...... سوره ص آیه 26

آیا قران کتب چیستان و معما است ؟؟
دلیل دوم شما از دلیل اول سست تر و بی پایه تر است
شما با خلط مسئله اصالت و مصداق سعي در پيدا كردن راهي براي فرار از بحث هستيد. اين كار شايد بتواند به فرار شما كمك كند اما چهره علمي شما را تخريب خواهد كه قدر و منزلت شما را كاهش خواهد داد. پس بهتر است ضمن پذيرش اصالت موضوع، مسئله اصالت و مصداق را تفكيك بنماييد.

سجودی
Saturday 26 January 2008, 01:10PM
نقل نوشته هژبر :
اما در مورد مهدويت:
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون(توبه، 33)
اين آيه شريفه تصريح مي كند كه روزي اسلام بر ساير اديان غلبه خواهد كرد و مراد هم مطلق غلبه است يا در تمام امور اسلام بر ساير اديان غلبه خواهد كرد و اين همان چيزي است كه توسط موعود اسلام انجام خواهد شد.
الله میگوید ارسل رسوله فرستاد پیامبرش را و شما تاویل میکنید الله میفرستد امام مهدی را
چرا قران پیش شما به مصداق معنی در دل شاعر است
آیا قران برای این نازل شدی که تو با تاویل بکشی بسویی و من بکشم به سویی دیگر
یا باید خودش حرف خودش را بزند؟
آیا از رسولش حرف میزند شما چی دارید میگید
چرا تفسیر شما اینطور خیال بافانه است؟

هژبر
Saturday 26 January 2008, 01:29PM
تعصب خيلي بد است. آيه شريفه مي فرمايد خداوند دين حق را بر ساير اديان غلبه خواهد داد( ليظهره علي الدين كله). چون دين حق هنوز بر ساير اديان غلبه نكرده است اين است كه مي گوييم مهدويت از موارد اساسي انديشه اسلامي است چون بدون مهدويت اسلام ناتمام است و وعده هايش ضمانت اجرايي ندارد.

سجودی
Sunday 27 January 2008, 11:38AM
به این تفسیر شما چند ایراد دارم یکی یکی مینویسم
ایراد اول
یا مهدی از همه انبیاء افضل تر نیست
یا قران روش عجیبی را در پیش گرفته و به صورت تو در تو و مبهم در یک آیه که اصل حرفش جیز دیگری است اشاره کوچکی به مهدی کرده
یا تاویل شما نادرست است
آقای هژبر کدام یک از این سه یا درست است

هژبر
Sunday 27 January 2008, 02:00PM
اينكه ايراد نيست؛ سؤال است!
جواب اين سؤالات هم هرچه باشد تأثيري در اينكه اسلام نياز به مهدي دارد تا وعده هايش ضمانت اجرايي پيدا كند؛ ندارد.
در ضمن تأويل نمي كنم. صريح آيه اين است كه اسلام روزي به ساير اديان غلبه پيدا خواهد كرد و اين يعني اثبات اينكه مهدويت در قرآن ريشه دارد.

سجودی
Monday 28 January 2008, 10:21AM
ایرادم این است
مهدی اگر به همان مهمی باشد که شما میگویید باید درباره او ده ها آیه میبود
نه اینکه آیه ظاهر شدن دین اسلام و برتریش بر ادیان دیگر که در همان زمان خلفای راشدین تحقق یافت را مربوط به مهدی بدانیم
این قران که از مهدی (برتر از انبیاء) صحبت نمیکند پس برای جه نازل شده ؟؟
شما مجبورید قبول کنید که بزور تاویل این آیه را به عقاید خود چسبانده اید
بهایی ها هم که زاییده شیعه هستند به کمک این تاویلات آبکی کتابی نوشته اند بنام اثبات پیامبری بهاء الله از قران !!!
آری آری با این گونه تاویلات هر چیز را میتوان از قران ثابت کرد
اگر حالا فتح الله نامی یا نصرالله نامی ادعایی کنند به تعبیرات شیعه گونه میتوانند بگویند نام ما در قران است به دلیل این آیه
{إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ }النصر1
شما دارید خودتان را فریب میدهید
و بحث مستدل نمیکنید
مهدی شما برتر از همه انبیاء است و خیلی مهم تر از آن است که در تاویل این آیه بگنجد!!
بگردید آیه ای صریح در حقش از قران بیارید

هژبر
Monday 28 January 2008, 10:39AM
جناب سجودي
دوباره بازگشتيد سر جاي اول كه مسئله اش حل شده بود:

من از شما خواسته بودم آيه اي را شاهد بياوريد كه تصريح كرده باشد نام تمام افراد مهم بايد در قرآن بيايد؛ متأسفانه شما به جاي پاسخ به اين سؤال حرفهاي گذشته را تكرار كرديد.
چنین آیه ای در قران نیست



هيچ دليلي وجود ندارد كه نام تمام افراد مهم حتما بايد در قرآن بيايد و شما هم قبول داريد كه چينين چيزي در قرآن تصريح نشده است.




نه اینکه آیه ظاهر شدن دین اسلام و برتریش بر ادیان دیگر که در همان زمان خلفای راشدین تحقق یافت را مربوط به مهدی بدانیم




جداً. جناب سجودي اگر شما فكر مي كنيد دين اسلام در زمان خلفاي راشدين بر ساير اديان غلبه كرد و هنوز هم غلبه دارد ما ديگر با شما بحثي نداريم. چون با كسي كه خورشيد را در وسط آسمان مي بيند و مي گويد الان شب است نمي شود بحث كرد.
اجر شما با خلفايي كه در حقشان چيزهايي مي گوييد كه خودشان براي خودشان چنين چيزهايي قائل نبودند.

mehrdad_123
Monday 28 January 2008, 12:46PM
اگر حالا فتح الله نامی یا نصرالله نامی ادعایی کنند به تعبیرات شیعه گونه میتوانند بگویند نام ما در قران است به دلیل این آیه
{إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ }النصر1
شما دارید خودتان را فریب میدهید
و بحث مستدل نمیکنید

آخه آدم - انسان - مفسر- حافظ قرآن-.... تو تا تا حالا نفهميدي كه پشت سر آيه ي اذا جاء چه آيه ي ديگري هستش؟؟؟
بلي امروزه خيلي ها هستن كه ادعا پيامبر و امامي و... دارن ولي قرار نيست هر كسي تا ادعا كرد راست بگويد چرا كه ميزان قرآن است نه ادعاي مردم.
و ما در احاديث فراواني داريم كه اين مسائل پيش بيني شده است


.

mehrdad_123
Monday 28 January 2008, 12:51PM
در ثاني آن عمري كه حاضر بود حضرت رسول (ص) و حضرت علي (ع) و....رو ترور كنه و متعه رو هم حرام كنه هزار تا فساد كاري ديگه هم بوجود آورد مطمئنا قرآن رو هم توش دست مي برد البته خواست دست توش ببره ولي نتونست




.

سجودی
Monday 28 January 2008, 05:19PM
آقای هژبر عزیز
موافقم . بحث بسه
برای جویای حقیقت، نشانه های کافی در لابلای بگو مگوی من وشما هست